1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:10,040 --> 00:00:20,040
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

3
00:00:24,210 --> 00:00:28,590
‫کارتون عالی بود، کاپیتان.
‫تو هم همینطور، پوپورو.

4
00:00:29,310 --> 00:00:30,280
‫پوپورو...

5
00:00:30,650 --> 00:00:37,670
‫اشک‌های دلقک

6
00:00:57,380 --> 00:00:59,960
‫واقعاً فقط ماریاست که از آدم انقدر کار می‌کشه.

7
00:01:01,770 --> 00:01:04,130
‫چی؟ فیگارو، برنارد کجاست؟

8
00:01:05,680 --> 00:01:06,590
‫ها؟

9
00:01:07,040 --> 00:01:08,020
‫حتماً توی سیرکه.

10
00:01:08,860 --> 00:01:10,860
‫عه، زیاد فرار می‌کنه؟

11
00:01:10,860 --> 00:01:13,000
‫آره. ممنون پیداش کردی.

12
00:01:13,000 --> 00:01:15,020
‫هوی، برنارد. بیا بریم!

13
00:01:15,020 --> 00:01:16,570
‫دیگو، الان میام!

14
00:01:16,570 --> 00:01:17,240
‫فعلاً!

15
00:01:19,880 --> 00:01:20,840
‫شرمنده دیر کردم!

16
00:01:22,610 --> 00:01:24,590
‫اون پسره کی بود؟

17
00:01:24,590 --> 00:01:26,800
‫اون پسره؟ توی سیرک کار می‌کنه.

18
00:01:26,800 --> 00:01:29,750
‫یه توله شیر که فرار کرده بود رو بهش برگردوندم،

19
00:01:29,750 --> 00:01:31,520
‫و بعد باهم دوست شدیم.

20
00:01:31,520 --> 00:01:33,680
‫جدی؟ اوه، راستی یادم اومد.

21
00:01:33,680 --> 00:01:35,230
‫صاحب مغازه هم بهم گفت...

22
00:01:35,230 --> 00:01:36,810
‫که سیرک خیلی درآمد پیدا کرده.

23
00:01:36,810 --> 00:01:39,140
‫همه می‌گن بهترین سیرک جهانه!

24
00:01:39,140 --> 00:01:40,120
‫پس معلومه.

25
00:01:46,880 --> 00:01:49,710
‫انگار کار و کاسبی خوب پیش می‌ره، بلک.

26
00:01:50,900 --> 00:01:55,070
‫همه‌ش به لطف اجازه‌ی شما
‫برای اجرای نمایش توی شهره، فرمانده.

27
00:01:55,070 --> 00:01:57,200
‫و در ازای دادن این اجازه...

28
00:01:57,200 --> 00:02:00,770
‫درخواستی ازت کردیم تا
‫از مهارت‌هات استفاده کنیم.

29
00:02:00,800 --> 00:02:06,090
‫بله، منظورتون خلاص شدن از دست
‫ تبهکار معروف زوروئه، درسته؟

30
00:02:06,090 --> 00:02:07,980
‫درسته. ستوان...

31
00:02:07,980 --> 00:02:08,960
‫چشم!

32
00:02:09,560 --> 00:02:12,460
‫یه دختری هست که
‫جایگاه ویژه‌ای برای زورو داره.

33
00:02:12,460 --> 00:02:15,170
‫یه بلیت برای این سیرک براش فرستادم.

34
00:02:15,170 --> 00:02:17,710
‫و با استفاده از اون به‌عنوان طعمه...

35
00:02:22,290 --> 00:02:23,560
‫متوجه شدم.

36
00:02:23,560 --> 00:02:27,080
‫ظاهراً هرجایی که این دختر باشه،
‫زورو همیشه برای نجاتش میاد.

37
00:02:27,080 --> 00:02:30,720
‫وقتی پیداش شد،
‫از قدرت سنگ اسرارآمیزت استفاده کن.

38
00:02:30,720 --> 00:02:31,860
‫اطاعت می‌شه.

39
00:02:32,380 --> 00:02:33,690
‫بیا، ببین!

40
00:02:35,540 --> 00:02:40,040
‫گفتی گابریل این بلیت سیرک رو بهت داد؟

41
00:02:40,040 --> 00:02:42,760
‫فکر نمی‌کنی یه‌مقدار مشکوک باشه؟

42
00:02:42,850 --> 00:02:48,200
‫نگران نباش. فقط چون یه مرد بهم بلیت سیرک داده،

43
00:02:48,200 --> 00:02:50,810
‫این لولیتا اونقدر نادون نیست
‫ که به دامش بیفته.

44
00:02:50,810 --> 00:02:52,820
‫آره، شاید حق با تو باشه.

45
00:02:53,140 --> 00:02:54,840
‫درضمن، دوتا بلیت دیگه هم دارم.

46
00:02:54,840 --> 00:02:57,620
‫چطوره خودت و برنارد هم بیاید؟

47
00:02:57,620 --> 00:02:59,020
‫آره، دلم می‌خواد بیام.

48
00:03:00,410 --> 00:03:01,310
‫دیگو!

49
00:03:01,830 --> 00:03:04,790
‫ببین! صحیح و سالمه، لولیتا.

50
00:03:04,870 --> 00:03:06,240
‫آره...

51
00:03:06,240 --> 00:03:07,970
‫چیکار می‌کنین؟

52
00:03:08,420 --> 00:03:09,710
‫اوه، برنارد.

53
00:03:09,710 --> 00:03:11,200
‫لولیتا، عصر به‌خیر!

54
00:03:11,200 --> 00:03:12,180
‫عصر به‌خیر.

55
00:03:12,180 --> 00:03:13,860
‫پوپورو، بذار معرفی‌شون کنم.

56
00:03:13,860 --> 00:03:16,260
‫اینا دوستای من، دیگو و لولیتا‌ـن.

57
00:03:16,260 --> 00:03:18,920
‫این دوست جدیدم، پوپورو از سیرک بلک‌ـه.

58
00:03:18,920 --> 00:03:20,970
‫پوپورو هستم. خوشوقتم.

59
00:03:20,970 --> 00:03:22,790
‫همچنین، از دیدنت خوشحالم.

60
00:03:23,900 --> 00:03:26,820
‫می‌گم، پوپورو، توی سیرک بلک کار می‌کنی؟

61
00:03:26,820 --> 00:03:28,820
‫با اینکه بچه‌ای، واقعاً چیز محشریه.

62
00:03:31,880 --> 00:03:33,640
‫در مقایسه با تو، این دیگو...

63
00:03:33,640 --> 00:03:34,920
‫شرمنده...

64
00:03:37,460 --> 00:03:40,650
‫راستش، کاپیتان‌مون کارش توی
‫ پرتاب چاقو حرف نداره.

65
00:03:40,650 --> 00:03:43,910
‫با استفاده از گردنبند اسرارآمیزش
‫چاقو‌ها رو به سمتم پرت می‌کنه.

66
00:03:44,050 --> 00:03:47,100
‫عه... پوپورو، هیچ‌وقت ازش نمی‌ترسی؟

67
00:03:47,280 --> 00:03:48,880
‫مگه معلوم نیست؟

68
00:03:48,880 --> 00:03:50,840
‫کاپیتان هیچ‌وقت اشتباه نمی‌کنه!

69
00:03:50,930 --> 00:03:53,800
‫راستی، بابات هم توی سیرک کار می‌کنه، نه؟

70
00:03:53,800 --> 00:03:55,230
‫عه؟ واقعاً؟

71
00:03:55,230 --> 00:03:57,040
‫اون چه کاری انجام می‌ده؟

72
00:03:57,040 --> 00:03:59,510
‫آه، اون دلقکه...

73
00:03:59,510 --> 00:04:02,460
‫آه، من عاشق دلقک‌هام!

74
00:04:02,460 --> 00:04:04,690
‫آره، منم دوست‌شون دارم!

75
00:04:04,690 --> 00:04:07,140
‫خندوندن مردم شغل فوق‌العاده‌ایه.

76
00:04:07,230 --> 00:04:09,080
‫آخه کجاش فوق‌العاده‌ست؟

77
00:04:09,550 --> 00:04:10,430
‫ها؟

78
00:04:10,790 --> 00:04:14,880
‫فقط خودشو جلوی همه مسخره و
‫ احمق نشون می‌ده... بدترین شغل ممکنه.

79
00:04:14,880 --> 00:04:16,100
‫واقعاً؟

80
00:04:16,100 --> 00:04:21,630
‫درسته که نشون‌دادن مهارت‌های خارق‌العاده
‫مردمو خوشحال می‌کنه،

81
00:04:21,630 --> 00:04:26,140
‫ولی مطمئنم هر دلقکی از
‫ خنده‌آوردن به لب مردم خوشحال می‌شه.

82
00:04:26,140 --> 00:04:29,450
‫ولی با طلب‌کردن تحسین و تشویق مثل کاپیتان،

83
00:04:29,450 --> 00:04:31,900
‫می‌شه کاری کرد مردم بهت احترام بذارن!

84
00:04:33,310 --> 00:04:36,530
‫برنارد، نمایش به‌زودی شروع می‌شه، پس می‌رم.

85
00:04:36,530 --> 00:04:37,600
‫می‌بینمت.

86
00:04:37,600 --> 00:04:38,400
‫پوپورو!

87
00:04:38,400 --> 00:04:39,260
‫ها؟

88
00:04:39,470 --> 00:04:40,740
‫می‌گم، پوپورو...

89
00:04:40,740 --> 00:04:42,690
‫الان دیگه باهم دوست شدیم.

90
00:04:42,690 --> 00:04:45,700
‫چطوره برای شام همراه پدرت بیاید خونه‌ی ما؟

91
00:04:45,820 --> 00:04:47,680
‫ها؟ همراه اون بیام؟

92
00:04:47,680 --> 00:04:51,450
‫پوپورو، نباید اینطوری درباره پدرت حرف بزنی.

93
00:04:51,500 --> 00:04:53,000
‫برام مهم نیست!

94
00:04:53,000 --> 00:04:55,890
‫هی، پوپورو، لطفاً باباتو بیار.

95
00:04:55,890 --> 00:04:59,000
‫یادمه گفتی غذای سیرک زیاد جالب نیست،

96
00:04:59,000 --> 00:05:00,920
‫و گفتی می‌خوای غذای خوشمزه بخوری، نه؟

97
00:05:00,920 --> 00:05:03,380
‫دست‌پخت ماریا حرف نداره!

98
00:05:03,380 --> 00:05:08,280
‫راست می‌گه. آشپزی ماریا از
‫بیشتر رستوران‌های شهر بهتره.

99
00:05:08,280 --> 00:05:11,880
‫آه، منم هوس غذاشو کردم.

100
00:05:11,880 --> 00:05:14,180
‫البته که شما هم دعوت هستید.

101
00:05:14,250 --> 00:05:15,430
‫ایول!

102
00:05:15,910 --> 00:05:18,710
‫خب، پوپورو، بیا همراه‌مون غذا بخور.

103
00:05:20,280 --> 00:05:21,450
‫باشه؟

104
00:05:21,450 --> 00:05:22,860
‫بـ ـ باشه...

105
00:05:28,860 --> 00:05:32,100
‫این کاپیتان بلک واقعاً انقدر کارش خوبه؟

106
00:05:32,280 --> 00:05:33,710
‫بله، خیلی فوق‌العاده‌ست!

107
00:05:33,710 --> 00:05:37,030
‫وقتی بزرگ شدم،
‫می‌خوام درست مثل اون بشم.

108
00:05:37,030 --> 00:05:39,210
‫مریا، بازم پوره سیب‌زمینی بهم بده.

109
00:05:39,210 --> 00:05:41,320
‫اگه می‌شه منم یه‌ذره می‌خوام.

110
00:05:41,320 --> 00:05:43,030
‫باشه! باشه!

111
00:05:43,030 --> 00:05:45,160
‫- همم؟
‫- بشقاب چهارمته ها.

112
00:05:45,160 --> 00:05:46,170
‫اوه، راست می‌گی.

113
00:05:46,170 --> 00:05:49,000
‫به‌خاطر اینه که غذای ماریا-سان
‫ واقعاً خوشمزه‌ست.

114
00:05:49,110 --> 00:05:52,090
‫توماس-سان، لطفاً اصلاً تعارف نکنید.

115
00:05:52,090 --> 00:05:55,220
‫درسته. اگه می‌خواید، پنج یا شش‌تا بشقابم بخورید.

116
00:05:55,220 --> 00:05:59,580
‫دیدن کسی با همچین اشتهای خوبی
‫واقعاً خوشحالم می‌کنه.

117
00:05:59,580 --> 00:06:03,150
‫لولیتا هم اشتهاش خیلی خوبه، نه؟

118
00:06:03,150 --> 00:06:04,220
‫آره! آره!

119
00:06:04,220 --> 00:06:05,410
‫چه بی‌ادب!

120
00:06:05,410 --> 00:06:07,800
‫برنارد، من اونقدرا هم زیاد نمی‌خورم.

121
00:06:07,800 --> 00:06:10,220
‫عصبانی نباش. بیا لولیتا، مال توئه.

122
00:06:10,220 --> 00:06:11,200
‫ممنون.

123
00:06:11,240 --> 00:06:12,660
‫اینم برای شما، توماس-چان.

124
00:06:12,710 --> 00:06:13,770
‫اوه، مرسی.

125
00:06:22,400 --> 00:06:25,780
‫و حالا بدون استفاده از دست‌هام نگهش می‌دارم.

126
00:06:26,660 --> 00:06:28,870
‫آه، چقدر ماهر...

127
00:06:30,220 --> 00:06:30,870
‫عالی بود!

128
00:06:33,870 --> 00:06:34,770
‫هی، هوزه!

129
00:06:34,770 --> 00:06:35,750
‫بیا اینجا!

130
00:06:35,840 --> 00:06:37,710
‫یه نمایش دیدنی اینجاست.

131
00:06:37,750 --> 00:06:39,270
‫آخیش، چی شده؟

132
00:06:39,630 --> 00:06:41,050
‫اونجا رو ببین!

133
00:06:41,050 --> 00:06:41,760
‫کجا؟ کجا؟

134
00:06:44,190 --> 00:06:46,020
‫دیدی؟ چی شده، هوزه؟

135
00:06:46,020 --> 00:06:47,140
‫توماس!

136
00:06:50,390 --> 00:06:51,790
‫هوزه...

137
00:06:52,700 --> 00:06:55,990
‫توماس! بالأخره پیدات کردم، خائن لعنتی!

138
00:06:55,990 --> 00:06:57,190
‫تمومش کن! هوزه!

139
00:06:58,880 --> 00:07:01,150
‫ولم کن، ارباب جوان!

140
00:07:01,190 --> 00:07:02,980
‫هوزه، داری چیکار می‌کنی؟

141
00:07:03,220 --> 00:07:05,340
‫توماس-سان مهمون خانواده‌ی وگاست.

142
00:07:05,990 --> 00:07:09,210
‫به‌خاطر اون دوست‌ها و اهالی روستام
‫ توسط ارتش دستگیر شدن،

143
00:07:09,210 --> 00:07:12,710
‫و دلیلیه که دیگه نمی‌تونم به اونجا برگردم.

144
00:07:13,410 --> 00:07:14,290
‫چی؟

145
00:07:14,460 --> 00:07:16,040
‫عمو، منظورت چیه؟

146
00:07:19,940 --> 00:07:22,360
‫این قضیه برای 10 سال پیشه.

147
00:07:23,300 --> 00:07:26,680
‫روستای من چون زیر
‫مالیات‌های سنگینِ ارتش بود،

148
00:07:26,680 --> 00:07:28,430
‫به شرایط بدی افتاده بودیم.

149
00:07:29,000 --> 00:07:33,890
‫روستایی‌ها برای نسل‌ها مجبور بودن به‌جای مالیات،
‫ زمین‌های کشاورزی‌شونو به ارتش بدن.

150
00:07:34,600 --> 00:07:36,480
‫واقعاً دوران سختی بود.

151
00:07:38,910 --> 00:07:42,190
‫پس همه تصمیم گرفتیم برای محافظت
‫ از روستا، جونمونو به‌خطر بندازیم

152
00:07:42,190 --> 00:07:45,530
‫و مردمو جمع کردیم تا مقابل ارتش بایستیم.

153
00:07:45,770 --> 00:07:49,170
‫اون‌زمان توماس به‌عنوان رهبرمون انتخاب شد.

154
00:07:50,010 --> 00:07:51,770
‫و بعد درست در روز عملیات‌مون...

155
00:07:51,770 --> 00:07:55,130
‫ما توی یکی از کلبه‌های بیرون روستا مخفی شدیم،

156
00:07:55,130 --> 00:07:57,040
‫و منتظر رسیدن توماس بودیم.

157
00:07:57,980 --> 00:08:01,840
‫ولی هرچقدر وایسادیم،
‫توماس هیچ‌وقت پیداش نشد.

158
00:08:01,910 --> 00:08:03,250
‫نمی‌تونیم بیشتر از این صبر کنیم!

159
00:08:03,250 --> 00:08:05,870
‫اون توماس حتماً از ترس پا به فرار گذاشته.

160
00:08:05,870 --> 00:08:07,430
‫باید خودمون تنهایی بریم!

161
00:08:08,110 --> 00:08:10,950
‫آخرش تصمیم گرفتیم تنهایی باهاشون مقابله کنیم.

162
00:08:19,770 --> 00:08:22,130
‫ولی دیدیم سربازها کلبه رو محاصره کردن.

163
00:08:23,610 --> 00:08:25,960
‫اون بهمون خیانت کرد و ما رو به ارتش فروخت!

164
00:08:25,960 --> 00:08:28,360
‫نه، من بهتون خیانت نکردم!

165
00:08:28,360 --> 00:08:30,660
‫پس چرا اون‌موقع به کلبه نیومدی؟!

166
00:08:31,090 --> 00:08:32,470
‫چـ ـ چون...

167
00:08:32,820 --> 00:08:35,580
‫حتماً همون روز از روستا فرار کردی!

168
00:08:36,250 --> 00:08:38,130
‫هیچ بهونه‌ای نداری، خائن عوضی!

169
00:08:38,130 --> 00:08:40,170
‫چرا جوابشو نمی‌دی؟

170
00:08:40,590 --> 00:08:42,700
‫یعنی حرفایی که می‌زنه حقیقته؟

171
00:08:43,260 --> 00:08:45,700
‫نمی‌دونستم همچین آدم پست‌فطرتی هستی!

172
00:08:45,700 --> 00:08:47,540
‫ازت متنفرم!

173
00:08:47,540 --> 00:08:48,380
‫پوپورو!

174
00:08:53,580 --> 00:08:55,310
‫من با اجازه رفع زحمت می‌کنم.

175
00:08:55,310 --> 00:08:56,180
‫توماس-سان.

176
00:08:56,400 --> 00:08:57,240
‫بله؟

177
00:08:57,550 --> 00:09:03,010
‫دلیلم برای این مهمونی،
‫نزدیک‌تر کردن شما با پسرتون بود.

178
00:09:03,190 --> 00:09:05,320
‫ولی انگار اوضاع رو از قبل هم بدتر کرد.

179
00:09:05,320 --> 00:09:07,880
‫موردی نیست، لطفاً خودتونو نگرانش نکنید.

180
00:09:07,880 --> 00:09:12,140
‫این منم که باعث خراب‌شدن جو مهمونی
‫و بی‌احترامی به خانواده‌تون بودم.

181
00:09:12,140 --> 00:09:12,870
‫با اجازه...

182
00:09:13,070 --> 00:09:13,740
‫ببخشید...

183
00:09:15,210 --> 00:09:16,370
‫چیزی شده؟

184
00:09:16,370 --> 00:09:20,200
‫من نمی‌تونم داستان هوزه رو باور کنم.

185
00:09:20,200 --> 00:09:23,740
‫اگه مشکلی ندارید، ممکنه حقیقتو بهم بگید؟

186
00:09:32,470 --> 00:09:33,920
‫اون بابای من نیست.

187
00:09:33,920 --> 00:09:35,710
‫فقط یه ترسوئه.

188
00:09:37,370 --> 00:09:42,670
‫اون روز واقعاً داشتم به سمت کلبه‌ای که
‫هوزه و بقیه توش مخفی‌بودن حرکت می‌کردم.

189
00:09:43,560 --> 00:09:45,630
‫ولی در بین راه وسط جنگل...

190
00:09:52,520 --> 00:09:55,920
‫یه بچه رو دیدم که زیر درختی رها شده.

191
00:09:56,360 --> 00:09:58,820
‫متوجه شدم تب خیلی شدیدی داره.

192
00:09:58,820 --> 00:10:01,060
‫می‌خواستم سریع ببرمش پیش یه دکتر،

193
00:10:01,060 --> 00:10:05,170
‫ولی نمی‌خواستم با دیر رسیدن،
‫قولی که به دوستام دادمو بشکنم.

194
00:10:05,690 --> 00:10:08,130
‫قبل از رفتن روی بچه رو پوشوندم،

195
00:10:08,130 --> 00:10:10,090
‫و با عجله به سمت کلبه رفتم.

196
00:10:12,210 --> 00:10:13,060
‫ولی...

197
00:10:17,140 --> 00:10:20,620
‫اگه بچه رو ول می‌کردم، ممکن بود بمیره.

198
00:10:21,710 --> 00:10:24,470
‫پس توی شهر پیش یه دکتر بردمش،

199
00:10:24,470 --> 00:10:26,630
‫و بعد سریع سمت کلبه رفتم.

200
00:10:26,630 --> 00:10:30,850
‫ولی تا اون زمان سربازها
‫دوست‌هامو محاصره کرده بودن.

201
00:10:31,490 --> 00:10:33,860
‫پس اون بچه‌ای که توی جنگل پیدا کردید...

202
00:10:34,070 --> 00:10:36,490
‫همونطور که فکر می‌کنی، پوپوروـه.

203
00:10:36,700 --> 00:10:39,630
‫پس به‌خاطر همین حقیقتو به هوزه نگفتید.

204
00:10:40,500 --> 00:10:41,510
‫احمق!

205
00:10:41,510 --> 00:10:43,830
‫نمی‌خوام پسر همچین مردی باشم!

206
00:10:43,990 --> 00:10:47,280
‫هوزه فکر می‌کنه من آدم افتضاحی‌ام...

207
00:10:47,280 --> 00:10:49,840
‫ولی نمی‌خوام پوپورو این حقیقت تلخو بدونه.

208
00:10:49,840 --> 00:10:53,060
‫مطمئنم وقتی بزرگ بشه، خودش کم‌کم می‌فهمه.

209
00:10:53,060 --> 00:10:54,340
‫توماس-سان...

210
00:10:54,340 --> 00:10:56,220
‫بعدش یه دلقک شدم،

211
00:10:56,220 --> 00:10:58,650
‫تا بتونم اشک‌هامو پشت خنده‌هام قایم کنم.

212
00:10:58,770 --> 00:11:01,460
‫مطمئنم هوزه هم یه‌روزی متوجه می‌شه.

213
00:11:01,520 --> 00:11:03,400
‫ممنونم، خدانگهدار.

214
00:11:24,790 --> 00:11:27,020
‫محشره، کارشون حرف نداره، دیگو!

215
00:11:27,020 --> 00:11:29,810
‫آره، خوشحالم که می‌بینم سرحال‌تر شده!

216
00:11:35,960 --> 00:11:37,620
‫پوپورو، دیگه برو.

217
00:11:37,620 --> 00:11:38,320
‫باشه!

218
00:11:38,320 --> 00:11:41,830
‫بسیار خب، برای شعبده‌ی بعدی
‫کسی مایله روی صحنه بیاد؟

219
00:11:42,770 --> 00:11:44,490
‫بانوی زیبایی که اونجا نشستی.

220
00:11:44,490 --> 00:11:46,390
‫ممکنه کمکم کنی؟

221
00:11:48,030 --> 00:11:50,320
‫منظورتون از بانوی زیبا منم؟

222
00:11:55,030 --> 00:11:56,550
‫دیگو، حالا چیکار کنم؟

223
00:11:56,550 --> 00:11:58,380
‫دلو بزن به دریا، لولیتا.

224
00:12:00,240 --> 00:12:01,660
‫بسیار متشکرم.

225
00:12:01,660 --> 00:12:03,440
‫بانوی جوان، اسمت چیه؟

226
00:12:03,490 --> 00:12:04,850
‫اسمم لولیتاـست.

227
00:12:05,040 --> 00:12:06,230
‫اسم زیباییه.

228
00:12:06,230 --> 00:12:07,520
‫بسیار خب، لولیتا-سان،

229
00:12:07,520 --> 00:12:09,910
‫لطفاً به گردنبند من نگاه کن.

230
00:12:11,020 --> 00:12:11,900
‫ها؟! چشم.

231
00:12:16,800 --> 00:12:19,270
‫لطفاً بادقت نگاه کن.

232
00:12:45,560 --> 00:12:46,770
‫داره چیکار می‌کنه؟

233
00:12:46,770 --> 00:12:47,610
‫نمی‌دونم.

234
00:12:55,090 --> 00:12:57,110
‫لولیتا کجا رفت؟

235
00:12:58,020 --> 00:12:59,980
‫بانو لولیتا اونجاست!

236
00:13:04,800 --> 00:13:07,200
‫به افتخار بانو لولیتا کف بزنین!

237
00:13:10,640 --> 00:13:15,420
‫و به این صورت،
‫نمایش سیرک بلک به پایان می‌رسه!

238
00:13:24,800 --> 00:13:27,300
‫چی؟ لولیتا گم شده؟

239
00:13:27,620 --> 00:13:30,540
‫آره، شنیدیم از چادر بیرون رفته،

240
00:13:30,540 --> 00:13:32,090
‫ولی هنوز برنگشته.

241
00:13:32,090 --> 00:13:35,060
‫از اون‌موقع که توی اون نمایش شرکت کرد ندیدیمش.

242
00:13:35,610 --> 00:13:37,410
‫هنوز داریم دنبالش می‌گردیم،

243
00:13:37,410 --> 00:13:39,100
‫پس می‌خواستیم توی چادر هم نگاه کنیم.

244
00:13:39,100 --> 00:13:40,900
‫پوپورو، تو هم کمک‌مون می‌کنی؟

245
00:13:42,020 --> 00:13:45,050
‫چادر پر از وسایل شعبده‌بازی و حیوونه،

246
00:13:45,050 --> 00:13:47,530
‫هیچ‌کس جز کارکنان اجازه رفتن به اونجا رو نداره.

247
00:13:47,680 --> 00:13:52,120
‫پس تظاهر کن که هیچ‌وقت ما رو
‫ ندیدی و بذار بریم داخل.

248
00:13:53,190 --> 00:13:54,100
‫نمی‌شه...

249
00:13:54,100 --> 00:13:56,270
‫خواهش می‌کنم! این به‌خاطر لولیتاست!

250
00:13:56,270 --> 00:13:58,940
‫فهمیدم، من اصلاً چیزی ندیدم!

251
00:13:59,640 --> 00:14:01,300
‫ممنون، پوپورو!

252
00:14:03,920 --> 00:14:05,930
‫پس شما مراقب ورودی باشین،

253
00:14:05,950 --> 00:14:07,130
‫برنارد، پوپورو!

254
00:14:11,110 --> 00:14:13,080
‫هی! زیاد سروصدا نکن!

255
00:14:13,080 --> 00:14:14,650
‫بعداً برات غذا میارم.

256
00:14:34,560 --> 00:14:36,770
‫تو این پشت چه غلطی می‌کنی؟

257
00:14:36,770 --> 00:14:41,950
‫راستش، اون دختره لولیتا که توی
‫ شعبده‌بازی‌تون شرکت کرد الان گم شده.

258
00:14:41,950 --> 00:14:45,370
‫پس گفتم شاید هنوز توی چادر مونده باشه.

259
00:14:45,490 --> 00:14:47,010
‫اون دختر اینجا نیست.

260
00:14:47,010 --> 00:14:48,490
‫پس زودتر برو بیرون!

261
00:14:48,490 --> 00:14:49,290
‫چه‌خبر شده؟

262
00:14:49,290 --> 00:14:50,650
‫ها؟! دیگو؟!

263
00:14:51,040 --> 00:14:52,500
‫ستوان گابریل!

264
00:14:52,500 --> 00:14:53,900
‫می‌شناسیدش؟

265
00:14:53,900 --> 00:14:57,250
‫اون پسر وگاست که علیه ارتش کینه داره.

266
00:14:57,250 --> 00:15:00,790
‫که اینطور، پس نمی‌تونیم
‫ اجازه بدیم اینجا بمونی.

267
00:15:03,000 --> 00:15:05,590
‫دیگو، من فقط دارم از دستورات پیروی می‌کنم.

268
00:15:05,590 --> 00:15:07,000
‫به دل نگیر.

269
00:15:07,230 --> 00:15:08,970
‫چرا سربازها توی سیرک اومدن؟

270
00:15:09,360 --> 00:15:10,670
‫دیگو، چی شد؟

271
00:15:10,870 --> 00:15:12,430
‫اوه، برنارد...

272
00:15:12,430 --> 00:15:15,010
‫بدون شک لولیتا توی چادره.

273
00:15:15,010 --> 00:15:16,710
‫ها؟ چی گفتی؟

274
00:15:20,190 --> 00:15:23,990
‫پوپورو، چطوره بریم باهم غذا بخوریم؟

275
00:15:24,080 --> 00:15:27,650
‫از الان می‌خوام از کاپیتان
‫ یه‌سری آموزش پرتاب چاقو یاد بگیرم.

276
00:15:30,870 --> 00:15:32,150
‫پوپورو...

277
00:15:36,590 --> 00:15:38,600
‫هی، پوپورو، کجا داری می‌ری؟

278
00:15:38,950 --> 00:15:40,420
‫می‌رم روی صحنه.

279
00:15:40,420 --> 00:15:42,370
‫کاپیتان بهم گوشزد کرده...

280
00:15:42,370 --> 00:15:45,800
‫که نذارم کسی از اتاقش بیرون بیاد.

281
00:15:45,800 --> 00:15:47,260
‫مگه مشکلی هست؟

282
00:15:47,260 --> 00:15:50,190
‫نمی‌دونم، ولی بهتره از قوانین سرپیچی نکنیم.

283
00:15:50,190 --> 00:15:51,280
‫باشه...

284
00:15:53,050 --> 00:15:54,910
‫یعنی چه‌خبر شده؟

285
00:15:59,960 --> 00:16:02,890
‫درست همونطوری که گفتید عمل کردم.

286
00:16:02,940 --> 00:16:06,810
‫حالا امروز بالأخره می‌تونیم
‫بعد از فاش‌کردن هویت واقعی زورو،

287
00:16:06,810 --> 00:16:08,800
‫دستگیرش کنیم.

288
00:16:13,550 --> 00:16:16,310
‫کاپیتان داره با اونا درباره چی حرف می‌زنه؟

289
00:16:21,340 --> 00:16:22,270
‫ها؟! لولیتا!

290
00:16:25,230 --> 00:16:27,440
‫هی پسرک، تو اونجا چیکار می‌کنی؟

291
00:16:29,780 --> 00:16:31,220
‫چی؟ پوپورو؟

292
00:16:31,290 --> 00:16:33,900
‫صدای جیغشو از روی صحنه شنیدم.

293
00:16:34,040 --> 00:16:36,190
‫الان سربازها جلوی ورودی نگهبانی می‌دن.

294
00:16:36,190 --> 00:16:37,730
‫نمی‌تونی به صحنه نزدیک بشی!

295
00:16:40,260 --> 00:16:41,440
‫توماس!

296
00:16:43,270 --> 00:16:45,480
‫باید هرچیزی که امشب دیدی رو فراموش کنی.

297
00:16:45,820 --> 00:16:48,930
‫لـ ـ لطفاً لولیتا رو آزاد کنید!

298
00:16:48,930 --> 00:16:50,790
‫سرت به کار خودت باشه، بچه!

299
00:16:50,790 --> 00:16:52,240
‫لطفاً بس کنید!

300
00:16:53,950 --> 00:16:55,160
‫توماس؟

301
00:16:59,260 --> 00:17:01,120
‫داری چیکار می‌کنی، توماس؟

302
00:17:01,520 --> 00:17:02,950
‫نمی‌دونم چه اتفاقی افتاده،

303
00:17:02,950 --> 00:17:05,220
‫ولی لطفاً به بزرگی خودتون ببخشیدش!

304
00:17:08,680 --> 00:17:10,010
‫لولیتا-سان؟

305
00:17:10,210 --> 00:17:12,660
‫کاپیتان، اینجا چه‌خبر شده؟

306
00:17:12,660 --> 00:17:13,990
‫دهنتو ببند!

307
00:17:14,910 --> 00:17:18,250
‫هیچ‌کس نباید بدونه که
‫ ما باهات ارتباطی داریم.

308
00:17:18,250 --> 00:17:19,940
‫از شر این پدر و پسر خلاص شو!

309
00:17:19,940 --> 00:17:20,390
‫چشم!

310
00:17:20,600 --> 00:17:22,960
‫اگه از اتاقت بیرون نمیومدی،
‫اینطوری نمی‌شد.

311
00:17:22,960 --> 00:17:25,860
‫شما حتی باهم نسبت خونی هم ندارین.
‫واقعاً خیلی نادونی!

312
00:17:26,930 --> 00:17:28,680
‫چیه؟ خبر نداشتی؟

313
00:17:28,680 --> 00:17:29,880
‫لطفاً بس کنید!

314
00:17:30,020 --> 00:17:32,360
‫دیگه بیشتر از این چیزی نگو، کاپیتان!

315
00:17:33,010 --> 00:17:33,760
‫خواهش می‌کنم!

316
00:17:36,130 --> 00:17:40,710
‫پوپورو، تو پسر واقعیِ توماس نیستی!

317
00:17:42,250 --> 00:17:43,760
‫عوضی!

318
00:17:50,880 --> 00:17:53,820
‫بذار قبل از مرگت،
‫خبرای دیگه‌ای هم بهت بدم.

319
00:17:53,820 --> 00:17:58,490
‫یادته 10 سال پیش
‫ دوست‌هات توسط ارتش دستگیر شدن؟

320
00:17:58,490 --> 00:18:02,340
‫کسی که اون‌زمان نقشه کوچیک‌تونو
‫ به ارتش لو داد من بودم.

321
00:18:03,310 --> 00:18:08,280
‫با هیپنوتیزم کردن یکی از رفقات، اطلاعاتو از
‫ زیر زبونش بیرون کشیدم، و ارتش پول خوبی براشون داد.

322
00:18:08,280 --> 00:18:10,630
‫پس کار توی آشغال بود...؟

323
00:18:12,550 --> 00:18:14,930
‫حالا این حقیقتو به گور می‌بری.

324
00:18:15,830 --> 00:18:16,630
‫بمیر!

325
00:18:20,060 --> 00:18:21,290
‫کی اونجاست؟

326
00:18:26,710 --> 00:18:27,650
‫زورو!

327
00:18:27,660 --> 00:18:30,670
‫همم... انگار طعمه رو گرفت!

328
00:18:31,060 --> 00:18:32,630
‫پس تو زورو هستی؟

329
00:18:32,860 --> 00:18:35,410
‫همه‌چیزو کامل شنیدم!

330
00:18:35,410 --> 00:18:38,170
‫تو سعی کردی رابطه‌ی
‫ این پدر و پسر رو خراب کنی.

331
00:18:38,170 --> 00:18:40,000
‫این کارت نابخشودنی‌ـه!

332
00:18:42,620 --> 00:18:44,540
‫و برای رسیدن به منافع شخصی،

333
00:18:44,540 --> 00:18:46,240
‫یه دختر بی‌گناهو دزدیدی!

334
00:18:46,240 --> 00:18:48,720
‫و شما دو نفر هم توی این عمل کمکش کردین!

335
00:18:49,040 --> 00:18:50,150
‫چی؟

336
00:18:50,420 --> 00:18:52,170
‫خودم ترتیبشو می‌دم!

337
00:18:55,570 --> 00:18:57,810
‫نباید به اون گردنبند نگاه کنی!

338
00:19:05,010 --> 00:19:07,830
‫اگه به گردنبند نگاه کنی، دردت از بین می‌ره!

339
00:19:23,910 --> 00:19:25,750
‫حالا می‌خوای فرار کنی؟

340
00:19:45,410 --> 00:19:47,030
‫عجب مرد خوش‌شانسی.

341
00:19:50,590 --> 00:19:51,690
‫به این راحتی تسلیم نمی‌شم!

342
00:20:03,980 --> 00:20:04,730
‫بگیر!

343
00:20:19,870 --> 00:20:22,900
‫بالأخره می‌تونیم صورت زورو رو فاش کنیم!

344
00:20:23,230 --> 00:20:25,720
‫بلک، نقاب زورو رو بردار!

345
00:20:31,070 --> 00:20:32,730
‫توماس، ای پست‌فطرت...

346
00:20:38,570 --> 00:20:40,140
‫این گردبند...

347
00:20:40,950 --> 00:20:41,870
‫گردنبندم...

348
00:20:42,650 --> 00:20:46,340
‫بدون این گردنبند، فقط یه شیاد معمولی‌ای!

349
00:20:50,850 --> 00:20:51,720
‫اینجا...

350
00:20:52,030 --> 00:20:52,730
‫زورو!

351
00:20:53,200 --> 00:20:54,780
‫می‌خواستن با تو، منو بیرون بکشن.

352
00:20:54,780 --> 00:20:56,170
‫مثل طعمه ازت استفاده کردن!

353
00:20:56,310 --> 00:20:57,420
‫چی؟

354
00:20:57,420 --> 00:20:58,220
‫لعنتی!

355
00:21:03,290 --> 00:21:04,160
‫بیاین بریم!

356
00:21:04,420 --> 00:21:05,050
‫بجنبین!

357
00:21:05,050 --> 00:21:05,890
‫عجله کنین!

358
00:21:06,240 --> 00:21:08,060
‫دستای منو باز کن!

359
00:21:08,520 --> 00:21:11,060
‫اگه گونزالس پیداتون کرد،

360
00:21:11,060 --> 00:21:12,810
‫می‌تونی از اون خواهش کنی.

361
00:21:19,440 --> 00:21:21,070
‫لعنت بهت...

362
00:21:21,070 --> 00:21:22,250
‫زورو!

363
00:21:28,230 --> 00:21:30,310
‫لطفاً منو ببخش، توماس.

364
00:21:30,310 --> 00:21:31,900
‫به‌خاطر حرفایی که زدم شرمنده‌م.

365
00:21:32,020 --> 00:21:33,940
‫نه، الان دیگه عیبی نداره، هوزه.

366
00:21:33,940 --> 00:21:35,300
‫لازم نیست نگرانش باشی.

367
00:21:35,300 --> 00:21:36,540
‫متأسفم.

368
00:21:36,980 --> 00:21:37,880
‫پوپورو!

369
00:21:38,930 --> 00:21:40,080
‫بابا!

370
00:21:40,800 --> 00:21:42,030
‫پوپورو...

371
00:21:42,480 --> 00:21:44,020
‫بابا!

372
00:21:45,420 --> 00:21:46,620
‫بابا!

373
00:21:47,350 --> 00:21:48,380
‫بابا...

374
00:21:49,750 --> 00:21:50,770
‫پوپورو...

375
00:21:51,250 --> 00:21:52,480
‫بابا...!

376
00:21:52,480 --> 00:21:53,630
‫پوپورو...

377
00:21:53,650 --> 00:21:57,150
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
