1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:15,640 --> 00:00:19,190
‫پیداش کردیم! مدارکی که نیاز داشتیمو پیدا کردیم.

3
00:00:20,270 --> 00:00:22,980
‫ارتش ذخایرشو اینجا انبار می‌کنه.

4
00:00:24,530 --> 00:00:27,040
‫ویریتیس، بیا بریم به اینزابلا خبر بدیم.

5
00:00:28,360 --> 00:00:29,710
‫داشتی می‌دیدی؟

6
00:00:30,900 --> 00:00:32,390
‫ویریتیس، فرار کن!

7
00:00:40,200 --> 00:00:47,890
‫ریموند، دشمن مردم

8
00:00:48,680 --> 00:00:50,690
‫دیگو، چیزی گرفتی؟

9
00:00:50,690 --> 00:00:53,610
‫نه حتی یدونه.

10
00:00:55,090 --> 00:00:57,670
‫یعنی چرا ماریا ما رو اینجا فرستاد؟

11
00:01:00,230 --> 00:01:03,670
‫اوه، گرفتم، گرفتم. حال کردی، برنارد؟

12
00:01:06,930 --> 00:01:09,180
‫فیگارو، لطفاً ساکت باش.

13
00:01:13,570 --> 00:01:17,210
‫آروم بگیر دیگه! همه ماهیا رو فراری دادی!

14
00:01:29,110 --> 00:01:33,180
‫ارباب جوان، برای شام چیزی که خواستمو آوردین؟

15
00:01:35,180 --> 00:01:39,290
‫به‌جای ماهی برام این زبون‌بسته رو آوردین؟

16
00:01:40,710 --> 00:01:43,060
‫هعی، همینین دیگه، چیکارتون کنم.

17
00:01:43,420 --> 00:01:47,640
‫ولی تا وقتی زخمِ این سگ خوب بشه،
‫ برین دنبال صاحبش بگردین.

18
00:01:47,640 --> 00:01:48,670
‫چشم!

19
00:01:50,110 --> 00:01:52,000
‫دیگو، چرا آماده نشدی؟

20
00:01:52,000 --> 00:01:53,460
‫چی؟ آماده؟

21
00:01:53,460 --> 00:01:58,700
‫ها؟ مگه ازت نخواستم به‌جای من
‫ توی جشن ارتش شرکت کنی؟

22
00:01:59,010 --> 00:02:00,910
‫آه... منظورت اونه؟

23
00:02:01,170 --> 00:02:03,830
‫ولی خب خیلی نمی‌خوام همچین جای خسته‌کننده‌ای برم...

24
00:02:03,830 --> 00:02:06,540
‫چی برای خودت می‌گی؟

25
00:02:06,540 --> 00:02:10,260
‫توی جشن قراره آدمای مهمی از سرتاسر کشور بیان.

26
00:02:10,260 --> 00:02:12,380
‫شما هم جانشین ارباب وگایی!

27
00:02:12,380 --> 00:02:15,400
‫با از زیر کار در رفتن‌ها فقط دردسر می‌سازی.

28
00:02:15,470 --> 00:02:16,630
‫باشه، فهمیدم!

29
00:02:16,780 --> 00:02:21,010
‫اگه آدمای اونجا خیلی مهمن،
‫شاید یکی از اونا صاحب این سگه باشه؟

30
00:02:21,700 --> 00:02:25,400
‫درسته. برنارد، بیا باهم دنبالشون بگردیم.

31
00:02:25,400 --> 00:02:28,340
‫باشه. فیگارو، تا برمی‌گردیم مراقبش باشی ها.

32
00:02:33,560 --> 00:02:35,220
‫بله، می‌بینم سلامتین.

33
00:02:35,630 --> 00:02:37,120
‫مثل همیشه زیبا هستین.

34
00:02:42,310 --> 00:02:43,600
‫بهش می‌گن عشق...

35
00:02:43,600 --> 00:02:46,710
‫مهمترین چیزی که
‫همه باید بهش اهمیت بدن، عشقه.

36
00:02:47,130 --> 00:02:50,830
‫اجناس پرمصرف رو به قیمت کم به فقرا می‌فروشم.

37
00:02:51,090 --> 00:02:54,040
‫اجناس مرغوب هم با قیمتی مناسب ارائه می‌دم.

38
00:02:54,040 --> 00:02:56,860
‫این رازِ موفقیت در کاره.

39
00:02:58,840 --> 00:03:01,390
‫چی؟ تو هم اومدی؟

40
00:03:01,390 --> 00:03:03,440
‫بله، به‌جای پدرم.

41
00:03:03,580 --> 00:03:08,200
‫دیگو، تو هم باید نصیحت‌های جناب دیاس گوش کنی.

42
00:03:09,600 --> 00:03:10,850
‫اونو می‌گم.

43
00:03:12,810 --> 00:03:16,810
‫دیاس-سان بهترین تاجرِ دنیاست.

44
00:03:16,810 --> 00:03:20,030
‫بعضی‌وقتا آدم بخشنده‌ای هم هست.

45
00:03:21,110 --> 00:03:22,220
‫بخشنده؟

46
00:03:22,400 --> 00:03:27,770
‫آره، یه‌مقدار از پولشو به فقرا اهدا می‌کنه.

47
00:03:28,010 --> 00:03:31,140
‫به بچه‌ها و بی‌خانمان‌های زیادی هم کمک کرده.

48
00:03:31,410 --> 00:03:35,400
‫و توی ساخت جاده، مدرسه و بیمارستان
‫ از لحاظ مالی کم نذاشته.

49
00:03:36,200 --> 00:03:37,940
‫به‌نظر فرد فوق‌العاده‌ای میاد.

50
00:03:38,340 --> 00:03:39,620
‫واقعاً.

51
00:03:40,320 --> 00:03:43,840
‫تو هم بد نیست یه‌کم ازش یاد بگیری.

52
00:03:44,470 --> 00:03:45,670
‫من؟

53
00:03:46,050 --> 00:03:47,650
‫آره درسته.

54
00:03:47,650 --> 00:03:50,580
‫اگه سخت کاری انجام بدی،

55
00:03:50,580 --> 00:03:52,660
‫و یه‌ذره به خیریه کمک کنی،

56
00:03:52,660 --> 00:03:54,410
‫اینطوری احترام بقیه رو کسب می‌کنه.

57
00:03:54,410 --> 00:03:56,890
‫تازه، بهتره این زندگی بی‌روحو کنار بذاری،

58
00:03:56,890 --> 00:04:00,470
‫و یه‌کم جا پای دیاس-سان بذاری.

59
00:04:00,550 --> 00:04:02,180
‫بله! یادم می‌مونه.

60
00:04:03,570 --> 00:04:04,770
‫تو هم همینطور، عزیزم.

61
00:04:04,770 --> 00:04:06,390
‫چشم! تو خاطرم می‌مونه.

62
00:04:07,360 --> 00:04:08,250
‫دیگو!

63
00:04:09,210 --> 00:04:12,130
‫صاحب اون سگ رو پیدا کردم.

64
00:04:12,130 --> 00:04:13,500
‫اسمش ایزابلاـست.

65
00:04:13,790 --> 00:04:15,080
‫عا؟ جدی؟

66
00:04:15,080 --> 00:04:16,580
‫ببخشید، من می‌رم.

67
00:04:17,720 --> 00:04:19,150
‫گفت صاحب سگ؟

68
00:04:19,150 --> 00:04:21,570
‫نمی‌دونم تو فکرش چی می‌گذره.

69
00:04:21,570 --> 00:04:24,170
‫بالأخره هنوز بچه‌ست دیگه...

70
00:04:24,660 --> 00:04:27,830
‫لولیتا رو نمی‌تونم با پیش همچین کسی ول کنم.

71
00:04:31,010 --> 00:04:34,560
‫نه، اون فقط از خوش‌شانسی بود!

72
00:04:37,360 --> 00:04:40,860
‫اوه، ساعتو ببین. منو باید ببخشین.

73
00:04:42,580 --> 00:04:44,010
‫چطور بود؟

74
00:04:44,010 --> 00:04:45,420
‫عالی.

75
00:04:45,420 --> 00:04:47,040
‫پس فوراً شروع می‌کنیم...

76
00:04:52,560 --> 00:04:53,760
‫ویریتیس!

77
00:04:55,310 --> 00:04:56,250
‫ویریتیس!

78
00:04:58,120 --> 00:05:02,830
‫فرناندو... فرناندو شوهرم با ویریتیس بود...

79
00:05:03,500 --> 00:05:07,830
‫به مردم شهر و سربازها گفتم که دنبالش بگردن.

80
00:05:07,830 --> 00:05:10,000
‫شاید رفته دور شهر قدم بزنه.

81
00:05:10,270 --> 00:05:12,140
‫نگران نباش، پیداش می‌کنیم.

82
00:05:17,000 --> 00:05:18,730
‫ارباب جوان!

83
00:05:18,950 --> 00:05:20,770
‫گروهبان گونزالس اومده.

84
00:05:22,240 --> 00:05:24,550
‫گروهبان، پیداش کردی؟

85
00:05:24,550 --> 00:05:26,060
‫فرناندو کجاست؟

86
00:05:26,520 --> 00:05:28,680
‫پیدا کردنش که پیدا کردیم...

87
00:05:29,940 --> 00:05:32,000
‫ولی واقعاً شرمنده‌م، خانم.

88
00:05:33,210 --> 00:05:34,360
‫امکان نداره...

89
00:05:35,150 --> 00:05:36,070
‫فرناندو...

90
00:05:36,950 --> 00:05:37,960
‫ایزابلا-سان!

91
00:05:53,630 --> 00:05:55,940
‫به‌نظر خیلی مشکوک میاد.

92
00:05:56,760 --> 00:06:00,630
‫گفتید برای ماه عسل به اینجا اومدین...

93
00:06:00,630 --> 00:06:02,560
‫و جایی که فرناندو کشته شد...

94
00:06:02,560 --> 00:06:05,090
‫خیلی نزدیک این منطقه‌ست.

95
00:06:05,090 --> 00:06:08,700
‫تازه، شما اون زمان توی جشنِ ارتش بودین.

96
00:06:09,900 --> 00:06:11,820
‫اونم درست وقتی به ماه عسل اومدین.

97
00:06:11,820 --> 00:06:14,600
‫راستشو بگم، به‌نظرم رفتارتون با عقل جور در نمیاد.

98
00:06:15,830 --> 00:06:17,430
‫بی‌ادب نباش، دیگو!

99
00:06:18,360 --> 00:06:21,390
‫به‌جای دلداری دادن داری بازجوییش می‌کنی!

100
00:06:21,590 --> 00:06:23,290
‫همچین منظوری نداشتم...

101
00:06:23,630 --> 00:06:25,390
‫ببخشش، ایزابلا.

102
00:06:25,390 --> 00:06:28,210
‫دیگو منظوری از اون حرافا نداشت.

103
00:06:28,780 --> 00:06:31,730
‫متأسفم، فعلاً نمی‌تونم حرفی بزنم.

104
00:06:34,320 --> 00:06:35,430
‫می‌گم، ایزابلا،

105
00:06:35,430 --> 00:06:37,390
‫چطوره امروز بیای خونه من؟

106
00:06:37,840 --> 00:06:40,760
‫فکر کنم بهتره تنهایی برنگردی هتل.

107
00:06:41,710 --> 00:06:43,480
‫نظرت چیه؟ قبول کن دیگه.

108
00:06:49,390 --> 00:06:52,150
‫متأسفم، فعلاً نمی‌تونم حرفی بزنم.

109
00:07:06,480 --> 00:07:08,070
‫عه، ویریتیس؟

110
00:07:14,750 --> 00:07:16,580
‫فیگارو حسودیش شده.

111
00:07:16,710 --> 00:07:18,870
‫ویریتیس تنهایی اومد اینجا؟

112
00:07:19,280 --> 00:07:21,240
‫فیگارو مثل اینکه ازش خواسته بیاد.

113
00:07:21,240 --> 00:07:23,250
‫منم آوردمش اینجا.

114
00:07:23,250 --> 00:07:24,210
‫فیگارو خواسته؟

115
00:07:24,210 --> 00:07:26,560
‫آره، ولی ویریتیس اصرار داشت بیاد.

116
00:07:26,560 --> 00:07:28,360
‫چون داره مخ تاکل رو می‌زنه.

117
00:07:30,020 --> 00:07:33,700
‫شاید عشق اول فیگارو باشه، مگه نه؟

118
00:07:36,070 --> 00:07:37,530
‫خوب استراحت کنیا.

119
00:07:38,160 --> 00:07:39,550
‫واقعاً شرمنده، لولیتا.

120
00:07:39,970 --> 00:07:41,490
‫مزاحمت شدم.

121
00:07:41,990 --> 00:07:43,220
‫اینطوری نمی‌خواد بگی.

122
00:07:44,190 --> 00:07:47,180
‫هرچقدر بخوای بمونی قدمت سر چشم.

123
00:07:47,390 --> 00:07:48,190
‫ایزابلا؟

124
00:07:49,330 --> 00:07:50,880
‫ممنون.

125
00:07:56,090 --> 00:07:59,720
‫ویریتیس، ایزابلا حتماً نگرانته، بیا سریعتر برگردیم.

126
00:08:04,470 --> 00:08:06,540
‫چرا یهو یه اسب پیداش شد؟

127
00:08:07,240 --> 00:08:08,010
‫ویریتیس!

128
00:08:12,840 --> 00:08:15,140
‫عه؟ پس دوست ویریتیس‌ـی؟

129
00:08:15,670 --> 00:08:16,830
‫پس اینطوری...

130
00:08:17,130 --> 00:08:18,650
‫اسبِ ایزابلاست؟

131
00:08:19,310 --> 00:08:20,090
‫این...

132
00:08:20,700 --> 00:08:22,310
‫نشان پادشاهی اسپانیا!

133
00:08:27,650 --> 00:08:29,910
‫بهت همه‌چیزو می‌گم.

134
00:08:36,520 --> 00:08:40,750
‫من و فرناندو دو مأمور مخفی
‫ از طرف دولت اسپانیا بودیم.

135
00:08:41,900 --> 00:08:43,970
‫برای بررسی مبادلاتِ دیاس...

136
00:08:43,970 --> 00:08:45,270
‫به اینجا اومدیم.

137
00:08:45,270 --> 00:08:46,400
‫دیاس...؟

138
00:08:47,880 --> 00:08:50,340
‫دیاس مرد پلیدیه.

139
00:08:50,840 --> 00:08:54,480
‫دیاس درظاهر نقاب عشق به‌صورت می‌گیره،

140
00:08:54,880 --> 00:08:57,600
‫ولی دراصل با ارتش همکاری می‌کنه

141
00:08:57,600 --> 00:08:59,870
‫تا بتونه در بین مردم محبوب باشه.

142
00:08:59,870 --> 00:09:01,470
‫یه تاجر کلاهبرداره!

143
00:09:01,470 --> 00:09:05,050
‫شایعاتی هم توی اسپانیا درموردش بود،

144
00:09:05,050 --> 00:09:07,400
‫ولی بدون مدرک نتونستیم دستگیرش کنیم.

145
00:09:07,400 --> 00:09:09,480
‫همیشه اینطوری قسر در رفته.

146
00:09:12,950 --> 00:09:16,040
‫من و فرناندو تظاهر کردیم که زن و شوهریم

147
00:09:16,040 --> 00:09:18,700
‫تا مدرک جمع کنیم.

148
00:09:20,000 --> 00:09:22,860
‫احتمالاً ارتش به‌نوعی توی این قضیه دست داره.

149
00:09:22,860 --> 00:09:23,800
‫ارتش؟

150
00:09:23,800 --> 00:09:26,980
‫ارتشِ اینجا، با ارتش توی اسپانیا خیلی فرق داره.

151
00:09:27,850 --> 00:09:29,980
‫کسایی نیستن که تنها از پسشون بربیای.

152
00:09:35,390 --> 00:09:37,260
‫چی گفتی؟ ایزابلا...؟

153
00:09:37,500 --> 00:09:38,210
‫آره.

154
00:09:38,210 --> 00:09:39,670
‫وقتی صبح پاشدم،

155
00:09:39,670 --> 00:09:41,610
‫نتونستم ایزابلا رو پیدا کنم.

156
00:09:41,830 --> 00:09:45,240
‫برای همین فکر کردم اومده خونه‌ی تو.

157
00:09:45,850 --> 00:09:48,070
‫صبح نرفت برای پیاده‌روی؟

158
00:09:48,800 --> 00:09:51,150
‫آخه امروز سخنرانی دیاس-سان بود.

159
00:09:51,150 --> 00:09:53,990
‫قول دادیم باهمدیگه می‌ریم.

160
00:09:54,230 --> 00:09:55,770
‫دیاس-سان؟

161
00:09:55,770 --> 00:09:57,710
‫چی؟ پس همین بود...

162
00:09:57,710 --> 00:09:59,730
‫پس زود برمی‌گرده.

163
00:10:18,600 --> 00:10:20,230
‫بیا بریم، ویریتیس!

164
00:10:57,280 --> 00:11:00,640
‫ببخشید منتظرتون گذاشتم، فرمانده ریموند.

165
00:11:01,390 --> 00:11:02,440
‫پول کجاست؟

166
00:11:04,980 --> 00:11:06,280
‫همینجا...

167
00:11:18,950 --> 00:11:21,180
‫بنده سر حرفم موندم.

168
00:11:21,180 --> 00:11:23,790
‫باید همه سر قولمون بمونیم.

169
00:11:24,240 --> 00:11:25,300
‫خب، اجناس کجان؟

170
00:11:25,750 --> 00:11:26,940
‫نشونش بده.

171
00:11:26,940 --> 00:11:27,530
‫اطاعت!

172
00:11:33,380 --> 00:11:37,470
‫بله، واقعاً گندم مرغوبیه.

173
00:11:38,020 --> 00:11:39,700
‫همین انتظار ازتون می‌رفت، ریموند-دونو

174
00:11:39,700 --> 00:11:42,410
‫گندم‌هایی که از مردم
‫به‌عنوان مالیات گرفته می‌شه رو

175
00:11:42,410 --> 00:11:44,330
‫اینجا مخفی می‌کنین، واقعاً هوشمندانه‌ست.

176
00:11:44,330 --> 00:11:48,220
‫این‌همه راهو از اسپانیا اومدم تا برای خودم کسی بشم.

177
00:11:48,620 --> 00:11:52,070
‫برای بالا بردن ثروتم دست به هرکاری می‌زنم.

178
00:11:52,070 --> 00:11:56,100
‫اوه؟ مطمئنم به‌زودی برمی‌گردین به زادگاهتون.

179
00:11:56,740 --> 00:11:58,210
‫تا اون زمان،

180
00:11:58,650 --> 00:12:02,450
‫شک ندارم این پول باعث رضایتتون می‌شه.

181
00:12:02,450 --> 00:12:04,410
‫تا کِی طول می‌کشه؟

182
00:12:04,410 --> 00:12:07,330
‫خب، چرا اینطوری نگاهش نمی‌کنین؟

183
00:12:07,330 --> 00:12:11,910
‫هرچی بیشتر به‌عنوان سرباز اینجا بمونین،
‫سود بیشتری خواهید داشت.

184
00:12:11,910 --> 00:12:14,840
‫بعد از اون هرکاری دلتون بخواد می‌تونین بکنین.

185
00:12:14,840 --> 00:12:20,180
‫بعد جمع‌کردن پول و غذا،
‫می‌تونین به کشورتون بگردین و تاابد خوشبخت باشین.

186
00:12:20,590 --> 00:12:24,640
‫اونوقت تو چطور از این چیزی درمیاری؟

187
00:12:25,690 --> 00:12:29,670
‫می‌شه گفت با کمک به شما به خودمم کمک می‌کنم.

188
00:12:29,670 --> 00:12:31,020
‫آدم حقه‌بازی هستی.

189
00:12:31,020 --> 00:12:32,560
‫خب،‌ چیکار باید بکنیم؟

190
00:12:32,560 --> 00:12:34,320
‫اینو به خودتون می‌سپارم.

191
00:12:34,790 --> 00:12:36,910
‫امروز توی شهر سخنرانی می‌کنم

192
00:12:36,910 --> 00:12:39,280
‫بعدش سریعاً‌ به کشور خودم برمی‌گردم.

193
00:12:39,280 --> 00:12:44,290
‫باشه! درباره رابطه‌ی من با خودت
‫ و یا قضیه به هیچ‌کس چیزی نگو.

194
00:12:44,500 --> 00:12:46,180
‫طبیعتاً.

195
00:12:46,830 --> 00:12:51,170
‫نگران نباشید، رازتون پیش من کاملاً امنه.

196
00:12:56,590 --> 00:12:57,790
‫تو کی هستی؟

197
00:13:00,070 --> 00:13:03,750
‫از وقتی از اسپانیا اومدم این زن داره تعقیبم می‌کنه.

198
00:13:04,070 --> 00:13:04,870
‫چی گفتی؟

199
00:13:05,240 --> 00:13:06,780
‫برای کی کار می‌کنی؟

200
00:13:07,430 --> 00:13:08,940
‫همدستی هم با خودت داری؟

201
00:13:11,660 --> 00:13:13,080
‫عـ ـ عوضی...

202
00:13:14,920 --> 00:13:15,870
‫ویریتیس!

203
00:13:15,980 --> 00:13:17,380
‫اسلحه رو بنداز!

204
00:13:18,150 --> 00:13:21,020
‫اگه نندازی، جون این سگو می‌گیرم.

205
00:13:21,900 --> 00:13:23,790
‫آی آی، درد گرفت...

206
00:13:23,790 --> 00:13:25,390
‫ولم کن، فسقلی!

207
00:13:26,960 --> 00:13:27,850
‫ویریتیس!

208
00:13:30,120 --> 00:13:31,440
‫بی‌شرف!

209
00:13:31,440 --> 00:13:32,750
‫بس کـــن!

210
00:13:42,340 --> 00:13:43,630
‫ویریتیس،‌ فرار کن!

211
00:13:44,500 --> 00:13:45,540
‫زود باش!

212
00:13:55,490 --> 00:13:56,630
‫ویریتیس...

213
00:13:59,020 --> 00:14:01,480
‫برنارد، دیگه بسه. بیا بریم.

214
00:14:01,480 --> 00:14:03,450
‫سخنرانی الاناست که شروع شه ها.

215
00:14:03,450 --> 00:14:06,270
‫ولی به ایزابلا-سان قول دادم.

216
00:14:06,270 --> 00:14:07,910
‫یه‌کم دیگه منتظر می‌مونم.

217
00:14:07,910 --> 00:14:10,870
‫فکر نمی‌کنی شاید مستقیم به سخنرانی رفته؟

218
00:14:10,870 --> 00:14:12,750
‫شاید اینطوری باشه، ولی...

219
00:14:15,940 --> 00:14:16,710
‫فیگارو!

220
00:14:16,710 --> 00:14:17,510
‫ویریتیس هم هست!

221
00:14:18,420 --> 00:14:19,530
‫چی شده،‌ فیگارو؟

222
00:14:24,130 --> 00:14:25,440
‫فیگارو!

223
00:14:25,680 --> 00:14:26,690
‫برنارد!

224
00:14:27,810 --> 00:14:29,710
‫لولیتا! تو جلوتر برو!

225
00:14:31,390 --> 00:14:32,080
‫ای بابا...

226
00:14:37,980 --> 00:14:39,980
‫ها؟‌ برنارد کجاست؟

227
00:14:40,880 --> 00:14:43,290
‫ویریتیس یهو پیداش شد.

228
00:14:43,290 --> 00:14:44,400
‫اونم باهاش رفت.

229
00:14:44,430 --> 00:14:45,710
‫ویریتیس؟

230
00:14:46,100 --> 00:14:47,370
‫ایزابلا هم باهاش بود؟

231
00:14:48,960 --> 00:14:50,120
‫خوب نیست!

232
00:14:54,550 --> 00:14:56,390
‫پس ایزابلا-سان اونجاست.

233
00:15:00,250 --> 00:15:02,130
‫دست بجنبونین!

234
00:15:14,560 --> 00:15:15,810
‫ویریتیس!

235
00:15:17,350 --> 00:15:18,130
‫ساکت!

236
00:15:24,190 --> 00:15:26,620
‫ما هروقت ترتیب پولا و اون زنه رو دادیم میایم.

237
00:15:26,620 --> 00:15:27,940
‫شماها راه بیفتین.

238
00:15:27,940 --> 00:15:28,410
‫خیلی‌خب.

239
00:15:32,200 --> 00:15:33,840
‫ممنونم، تو کی هستی؟

240
00:15:35,760 --> 00:15:36,890
‫زورو کوچولو!

241
00:15:38,760 --> 00:15:39,570
‫بیا فرار کنیم!

242
00:15:39,570 --> 00:15:40,380
‫اون طرف!

243
00:15:44,300 --> 00:15:45,630
‫بگیرینشون!

244
00:15:55,570 --> 00:15:56,410
‫وایسا ببینم!

245
00:16:23,320 --> 00:16:24,490
‫صبر کن!

246
00:16:33,260 --> 00:16:34,140
‫زورو!

247
00:16:35,300 --> 00:16:36,370
‫لعنتی!

248
00:17:01,060 --> 00:17:03,470
‫یـ ـ یه‌لحظه وایسا...

249
00:17:03,920 --> 00:17:05,630
‫من هیچی نمی‌دونم.

250
00:17:06,170 --> 00:17:07,380
‫فقط دستور گرفتم.

251
00:17:07,940 --> 00:17:09,420
‫تـ ـ تسلیم می‌شم.

252
00:17:09,660 --> 00:17:10,630
‫مراقب باش، زورو!

253
00:17:24,650 --> 00:17:25,600
‫زورو!

254
00:17:25,600 --> 00:17:26,740
‫خوشحالم سالمین.

255
00:17:26,740 --> 00:17:30,260
‫فرمانده ریموند داره اینجا گندم‌ها رو قایم می‌کنه.

256
00:17:30,260 --> 00:17:32,950
‫دیاس هم می‌خواد به‌زودی کشورو ترک کنه.

257
00:17:33,220 --> 00:17:34,140
‫چی؟

258
00:17:35,080 --> 00:17:38,430
‫اولویت اصلی ما دفاع از مردم کم‌بضاعته

259
00:17:38,430 --> 00:17:40,490
‫و تمام تلاشمونو در این‌کار می‌کنیم.

260
00:17:40,490 --> 00:17:43,480
‫چیزی که نباید فراموش کنیم عشق به این ملته.

261
00:17:43,480 --> 00:17:47,940
‫باید همه رو در کنار خود بپذیریم
‫ و از کودکان بی‌پناه مراقبت کنیم.

262
00:17:47,940 --> 00:17:52,380
‫اینطوری می‌تونیم بخش کوچکی در رشد جامعه باشیم

263
00:17:52,380 --> 00:17:54,120
‫و به زندگی مسالمت‌آمیزمون ادامه بدیم.

264
00:18:00,240 --> 00:18:03,790
‫الحق که بهترین تاجرِ تمام دنیاست!

265
00:18:03,790 --> 00:18:05,900
‫واقعاً سخنرانی محشری بود.

266
00:18:05,900 --> 00:18:07,880
‫ممنون از حمایتتون!

267
00:18:08,270 --> 00:18:09,600
‫وایسا!

268
00:18:14,260 --> 00:18:17,240
‫دیاس، تو تظاهر می‌کنی که به فقرا اهمیت می‌دی!

269
00:18:17,240 --> 00:18:19,520
‫اما درواقع تو و فرمانده ریموند همکاری کردین،

270
00:18:19,540 --> 00:18:22,730
‫تا گندم و مالیاتِ مردمو غارت کنین!

271
00:18:22,990 --> 00:18:25,510
‫ها؟ درباره چی حرف می‌زنی؟

272
00:18:25,770 --> 00:18:27,210
‫چیزای چرت‌وپرت نگو!

273
00:18:27,210 --> 00:18:29,470
‫دیاس یه مرد فوق‌العاده‌ست!

274
00:18:29,910 --> 00:18:31,570
‫درسته، حرفتو پس بگیر!

275
00:18:31,570 --> 00:18:33,640
‫دارن شماها رو فریب می‌دن!

276
00:18:33,640 --> 00:18:36,690
‫این مرد یه گرگ در ظاهر برّه‌ست!

277
00:18:36,690 --> 00:18:38,120
‫حرفت بر چه اساسیه؟

278
00:18:38,120 --> 00:18:39,470
‫چیزای بی‌معنی نباف!

279
00:18:39,470 --> 00:18:40,890
‫درسته، مدرک بیار!

280
00:18:45,520 --> 00:18:47,250
‫مدرکم اینجاست!

281
00:18:56,230 --> 00:18:57,150
‫زورو!

282
00:18:58,710 --> 00:19:02,380
‫دیاس، من به‌خاطر دزدیدن دارایی‌های مردم

283
00:19:02,380 --> 00:19:04,270
‫از طرف دولت اسپانیا اینجام تا دستگیرت کنم!

284
00:19:04,800 --> 00:19:07,500
‫مأمور مخفی از طرف دولت اسپانیا؟ خوب نیست!

285
00:19:07,940 --> 00:19:09,900
‫واقعاً از طرف دولت اسپانیا فرستاده شدی؟

286
00:19:09,900 --> 00:19:12,720
‫توضیحت برای این چیه،‌ فرمانده ریموند؟

287
00:19:12,720 --> 00:19:14,110
‫فرمانده ریموند!

288
00:19:14,110 --> 00:19:16,590
‫فکر کردی توی این کشور داری چیکار می‌کنی؟

289
00:19:16,590 --> 00:19:19,090
‫اگه پادشاه درمورد اعمالت بدونه چی می‌شه؟

290
00:19:19,410 --> 00:19:21,770
‫فکر می‌کنم خودت جوابو بهتر می‌دونی!

291
00:19:21,770 --> 00:19:23,300
‫نمی‌دونم درباره چی حرف می‌زنی!

292
00:19:23,300 --> 00:19:27,440
‫جیکیل! گابریل! تاجر دیاس رو فوراً بازداشت کنین!

293
00:19:27,850 --> 00:19:30,880
‫ما توافقمون این نبود، فرمانده ریموند!

294
00:19:31,780 --> 00:19:35,310
‫دهنتو ببند! جلوی مردم از کار خیر حرف می‌زنی،

295
00:19:35,310 --> 00:19:39,070
‫ولی درواقع آدم شروری هستی که
‫گندمِ مردمو توی انبارهای ارتش مخفی می‌کنه.

296
00:19:39,130 --> 00:19:40,190
‫قابل بخشش نیست.

297
00:19:40,190 --> 00:19:41,560
‫لیاقتت مرگه!

298
00:19:41,560 --> 00:19:43,710
‫این چه کاریه... ما به‌هم قول دادیـ ـ

299
00:19:51,980 --> 00:19:53,900
‫همه بهم خوب گوش کنید...

300
00:19:53,900 --> 00:19:58,790
‫کسی که گندم‌هاتونو
‫در انبارِ ارتش مخفی می‌کرد،‌ دیاس بود.

301
00:19:58,790 --> 00:20:02,220
‫من، ریموند، این پست‌فطرت رو
‫ به مرگ محکوم کردم.

302
00:20:02,800 --> 00:20:07,770
‫این مسئله به‌خاطر غفلت سربازها و ارتش رخ داده.

303
00:20:07,770 --> 00:20:10,820
‫سعی می‌کنیم دیگه چنین چیزی اتفاق نیفته!

304
00:20:10,820 --> 00:20:13,990
‫بخشی از این گندم بین همه‌تون تقسیم می‌شه.

305
00:20:19,720 --> 00:20:21,870
‫سخنرانی خوبی انجام دادی.

306
00:20:23,300 --> 00:20:27,610
‫بهت اعتماد می‌کنم که این حرف‌ها درست بوده
‫و مردم باید از دیاس نفرت داشته باشن.

307
00:20:28,250 --> 00:20:30,040
‫به مقامم سوگند می‌خورم!

308
00:20:30,210 --> 00:20:32,770
‫زورو، تو یه شورشی هستی که
‫قصد تهدید ارتشو داری؛

309
00:20:32,960 --> 00:20:36,490
‫ولی چون این‌بار کمکمون کردی باهات کاری ندارم.

310
00:20:36,880 --> 00:20:38,470
‫از جلوی چشمم دور شو!

311
00:20:38,760 --> 00:20:39,870
‫ریموند!

312
00:20:40,490 --> 00:20:42,180
‫زود باش از اینجا برو!

313
00:20:42,240 --> 00:20:44,730
‫اگه از اینجا نری، جلوی تمام این مردم

314
00:20:44,730 --> 00:20:46,620
‫بازداشتت می‌کنم!

315
00:20:47,140 --> 00:20:52,220
‫ریموند! روزی می‌رسه که اعمال کثیفتو
‫ به همگان برملا می‌کنم!

316
00:20:56,900 --> 00:20:58,990
‫تا اون زمان به مبارزه ادامه می‌دم!

317
00:20:58,990 --> 00:21:00,060
‫اینو یادت باشه!

318
00:21:04,030 --> 00:21:06,060
‫چرا گذاشتین زورو بره؟

319
00:21:06,060 --> 00:21:08,610
‫چون زورو الان فقط نفت رو آتیشه.

320
00:21:08,610 --> 00:21:10,190
‫فعلاً چاره‌ای جز ول‌کردنش نداریم.

321
00:21:11,110 --> 00:21:13,850
‫زورو، هرطور شده شکستت می‌دم...!

322
00:21:20,540 --> 00:21:22,530
‫مراقب خودت باش!

323
00:21:22,530 --> 00:21:23,850
‫مواظبت کن!

324
00:21:24,160 --> 00:21:27,170
‫ممنونم! لولیتا تو هم مراقب خودت باش!

325
00:21:28,060 --> 00:21:31,280
‫ایزابلا-سان، خداحافظ!

326
00:21:35,260 --> 00:21:37,190
‫برنارد، فیگارو کجاست؟

327
00:21:39,540 --> 00:21:41,090
‫انگار عشقشو پیدا کرده.

328
00:21:47,770 --> 00:21:49,350
‫هی، فیگارو!

329
00:21:49,350 --> 00:21:51,510
‫کشتی داره می‌ره ها!

330
00:21:51,530 --> 00:21:59,530
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
