1
00:00:05,120 --> 00:00:07,420
‫واقعاً که، داره چیکار می‌کنه؟

2
00:00:07,420 --> 00:00:10,630
‫تنبلیِ ارباب جوان به تاکل هم سرایت کرد.

3
00:00:13,910 --> 00:00:16,740
‫خب، آخه می‌گن دخترهای اسپانیایی
‫ قشنگ و کمر باریکن.

4
00:00:18,000 --> 00:00:21,780
‫حتماً انقدر باهاشون وقت گذرونده
‫ که درد کمر ولش نمی‌کنه.

5
00:00:21,780 --> 00:00:23,180
‫درد کمر؟

6
00:00:23,180 --> 00:00:26,050
‫گروهبان، این چه ربطی به
‫ وقت‌گذرونی با دخترا داره؟

7
00:00:26,590 --> 00:00:30,860
‫نه، نه، منظورم از درد کمر اینه که...

8
00:00:34,980 --> 00:00:37,900
‫آه، فکر کنم زیادی مزاحم‌تون شدم.

9
00:00:37,900 --> 00:00:40,960
‫آمم... ماریا، ممنون بابت صبحونه.

10
00:00:40,960 --> 00:00:45,360
‫من کلی کار توی ارتش دارم
‫که باید بهشون رسیدگی کنم.

11
00:00:45,640 --> 00:00:49,830
‫مثلاً فردا قراره پول زیادی به شهر بیاد.

12
00:00:49,830 --> 00:00:53,410
‫باید مطمئن بشم خوب ازش نگهبانی می‌شه.

13
00:00:54,250 --> 00:00:56,110
‫منظورت چقدر پوله؟

14
00:00:56,370 --> 00:00:58,060
‫ها؟ چیز خاصی نیست...

15
00:01:03,250 --> 00:01:07,660
‫اوه، دوتا دختر خوشگل اومدن.

16
00:01:08,010 --> 00:01:15,080
‫عروسی از اسپانیا

17
00:01:15,100 --> 00:01:22,100
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

18
00:01:22,250 --> 00:01:24,260
‫چرا اینطوری می‌کنی، ماریا؟

19
00:01:24,610 --> 00:01:26,170
‫«چرا» و مرض.

20
00:01:26,180 --> 00:01:30,810
‫فهمیدم بی‌خبر رفتی اسپانیا
‫و به یه دختر درخواست ازدواج دادی!

21
00:01:31,100 --> 00:01:37,410
‫نمی‌دونم چطوری باید این بی‌حیایی رو
‫تو اون دنیا به مادر مرحومت توضیح بدم.

22
00:01:39,090 --> 00:01:40,430
‫چـ ـ چی؟

23
00:01:40,430 --> 00:01:42,880
‫به یکی درخواست ازدواج دادم؟!

24
00:01:42,880 --> 00:01:43,770
‫دیگو!

25
00:01:47,780 --> 00:01:49,080
‫ا ـ اون...

26
00:01:50,180 --> 00:01:51,140
‫النا.

27
00:01:58,210 --> 00:02:01,190
‫ایشون دوست من، آنابل هستش.

28
00:02:01,190 --> 00:02:03,840
‫ازش خواستم تا اینجا همراهیم کنه.

29
00:02:04,360 --> 00:02:07,270
‫از دیدنت خوشوقتم، دیگو.

30
00:02:07,270 --> 00:02:08,820
‫و همینطور شما، پدر جان.

31
00:02:09,490 --> 00:02:10,710
‫ما هم همینطور.

32
00:02:11,130 --> 00:02:14,620
‫خب، چی باعث شد اینجا تشریف بیارید، بانوان جوان؟

33
00:02:14,900 --> 00:02:21,810
‫دیگو، تو بدون اینکه به النا و والدینش
‫ خبری بدی، تنهاش گذاشتی و برگشتی.

34
00:02:21,930 --> 00:02:24,090
‫حتی منم از شنیدنش شوکه شدم.

35
00:02:24,250 --> 00:02:26,680
‫یه‌لحظه وایسا...

36
00:02:26,680 --> 00:02:29,210
‫النا، نمی‌فهمم اینجا چه‌خبره...

37
00:02:29,870 --> 00:02:33,420
‫دیگو، انگار واقعاً یادت رفته.

38
00:02:33,730 --> 00:02:34,410
‫النا...

39
00:02:34,410 --> 00:02:36,620
‫ناراحت نباش، النا.

40
00:02:36,620 --> 00:02:37,910
‫بهت که گفتم،

41
00:02:37,910 --> 00:02:40,900
‫اون‌موقع دیگو به‌خاطر
‫یه تب شدید حواسش سرجاش نبود.

42
00:02:41,440 --> 00:02:45,360
‫اگه الان واقعاً فراموش کرده باشه...

43
00:02:45,360 --> 00:02:48,300
‫نباید اونو مقصر بدونیم.

44
00:02:48,800 --> 00:02:50,610
‫نه، ولی واقعاً چیزی یادم نیست...

45
00:02:50,800 --> 00:02:51,810
‫دیگو.

46
00:02:53,160 --> 00:02:57,020
‫اگه این بانوان جوان حقیقتو بگن...

47
00:02:57,020 --> 00:03:03,150
‫و تحت هر شرایطی که بوده،
‫ واقعاً قول ازدواج داده باشی، مسئله خیلی جدی‌ـه.

48
00:03:03,520 --> 00:03:06,620
‫امکانش هست از اول داستانو تعریف کنید؟

49
00:03:08,010 --> 00:03:11,090
‫دیگو، قبلش یه سؤالی ازت دارم،

50
00:03:11,090 --> 00:03:14,090
‫یادت میاد که توی اسپانیا تب شدیدی داشتی؟

51
00:03:14,090 --> 00:03:15,740
‫آ ـ آره.

52
00:03:15,740 --> 00:03:19,050
‫فکر کنم یه‌مقدار قبل از اینکه برگردم اتفاق افتاد.

53
00:03:19,140 --> 00:03:23,240
‫درسته، اون زمان والدینِ النا خیلی نگرانت بودن.

54
00:03:24,720 --> 00:03:27,290
‫چون قبل از سفرت، به‌شدت مریض‌شده بودی،

55
00:03:27,740 --> 00:03:30,490
‫پس النا رو فرستادن تا ازت پرستاری کنه.

56
00:03:39,990 --> 00:03:42,610
‫اون زمان، وقتی باهم تنها بودین...

57
00:03:47,640 --> 00:03:48,980
‫ا ـ النا...

58
00:03:51,220 --> 00:03:56,510
‫وقتی بالأخره خوب شدم،
‫همراه من به آمریکا میای؟

59
00:03:57,010 --> 00:03:57,950
‫چی؟

60
00:03:58,410 --> 00:04:00,530
‫بیا باهم ازدواج کنیم...

61
00:04:06,190 --> 00:04:08,610
‫نه! دروغه! همه‌ش دروغه!

62
00:04:08,610 --> 00:04:10,190
‫همچین چیزی غیرممکنه!

63
00:04:10,190 --> 00:04:12,420
‫می‌گی دروغه...؟

64
00:04:13,030 --> 00:04:14,860
‫ماریا! ماریا!

65
00:04:16,530 --> 00:04:18,150
‫پس اینجا بودی، ماریا.

66
00:04:18,150 --> 00:04:19,810
‫اوه؟ مهمون دارین؟

67
00:04:19,810 --> 00:04:21,830
‫چه وقت خوبی.

68
00:04:21,830 --> 00:04:24,090
‫ماریا بهم دستورپخت کیک یاد داد.

69
00:04:24,090 --> 00:04:25,900
‫دلتون می‌خواد امتحان کنین؟

70
00:04:26,040 --> 00:04:28,410
‫ممکنه بگید این دختر کیه؟

71
00:04:29,530 --> 00:04:35,390
‫ایشون لولیتا-ساما، دوست صمیمیِ دیگو هستش
‫ که از بچگی باهاش بزرگ شده.

72
00:04:35,600 --> 00:04:36,510
‫ماریا!

73
00:04:37,440 --> 00:04:39,900
‫وحشتناکه! واقعاً رفتار وحشتناکیه!

74
00:04:40,380 --> 00:04:43,310
‫دیگو، وقتی از قبل از این دخترو
‫ نشون کردی، چطور می‌تونی...

75
00:04:43,310 --> 00:04:45,460
‫یه‌لحظه وایسا، انقدر تند نرو...

76
00:04:48,660 --> 00:04:49,480
‫النا!

77
00:04:50,940 --> 00:04:51,940
‫النا!

78
00:04:51,940 --> 00:04:52,730
‫دیگو!

79
00:04:57,780 --> 00:04:59,540
‫اینجا چه‌خبر شده؟

80
00:05:03,520 --> 00:05:04,910
‫چی گفتی؟

81
00:05:05,620 --> 00:05:08,570
‫یعنی اون پسرک احمق از قبل نامزد داره؟

82
00:05:09,450 --> 00:05:11,050
‫آره مثل اینکه.

83
00:05:11,050 --> 00:05:13,260
‫فکر کنم بهتره براشون هدیه بفرستیم،

84
00:05:13,260 --> 00:05:15,610
‫تا واسه این مناسبت بهشون تبریک بگیم!

85
00:05:16,070 --> 00:05:18,020
‫چی داری می‌گی، لولیتا؟

86
00:05:18,020 --> 00:05:21,450
‫دیگو باید یه‌روزی با خودت ازدواج کنه...

87
00:05:22,400 --> 00:05:24,180
‫لولیتا! لولیتا!

88
00:05:28,330 --> 00:05:29,790
‫دیگه بسمه!

89
00:05:29,790 --> 00:05:31,380
‫دیگه تحملشو ندارم!

90
00:05:32,270 --> 00:05:34,790
‫از صورت دیگو معلوم بود گیج شده...

91
00:05:35,080 --> 00:05:39,670
‫دیگه نمی‌تونم با دخالت‌کردن توی زندگیش،
‫ براش دردسر درست کنم!

92
00:05:42,390 --> 00:05:44,000
‫آروم باش، النا.

93
00:05:44,000 --> 00:05:45,630
‫فعلاً همین کافیه.

94
00:05:45,630 --> 00:05:47,770
‫خودم بقیه‌شو حل می‌کنم.

95
00:05:48,850 --> 00:05:54,350
‫از شانس ما، انگار والدینِ دیگو از قبل
‫ یه دخترو به‌عنوان نامزدش انتخاب کردن.

96
00:05:54,350 --> 00:05:57,110
‫و همونطور که حدس زدی...

97
00:05:57,110 --> 00:05:58,930
‫خانواده ثروتمندی داره.

98
00:05:58,930 --> 00:06:02,230
‫هرچقدر پول ازشون بخوایم،
‫دو دستی تقدیم‌مون می‌کنن.

99
00:06:02,570 --> 00:06:05,360
‫آه، دیگو، متأسفم...

100
00:06:08,470 --> 00:06:09,650
‫خوش برگشتی، اد.

101
00:06:09,970 --> 00:06:12,870
‫النا، یه نامه از جوزه برات اومده.

102
00:06:17,950 --> 00:06:19,540
‫النای عزیزم...

103
00:06:19,540 --> 00:06:21,810
‫وقتی الان ازت دور شدم...

104
00:06:21,810 --> 00:06:24,240
‫نمی‌تونم غم فراغ رو تحمل کنم.

105
00:06:24,240 --> 00:06:25,940
‫تمومش کن، آنابل!

106
00:06:28,800 --> 00:06:31,460
‫حتی برای جوزه هم دردناکه...

107
00:06:32,140 --> 00:06:36,750
‫این برادر کوچیکترم از بچگی
‫ عاشق حیوونای کوچیک بود،

108
00:06:37,190 --> 00:06:41,340
‫ولی آدم زرنگی نیست که
‫ بتونه سر مردم کلاه بذاره.

109
00:06:42,480 --> 00:06:45,080
‫اگه پدرمون شانس بدی نداشت و ورشکست نمی‌شد...

110
00:06:45,760 --> 00:06:49,750
‫و اگه انقدر بدهکاری بالا نمی‌آورد،
‫تو و جوزه الان کنار هم بودین.

111
00:06:50,240 --> 00:06:52,710
‫متوجه هستم، آنابل.

112
00:06:52,710 --> 00:06:56,430
‫الان ما به پول خیلی زیادی احتیاج داریم.

113
00:06:56,520 --> 00:07:00,480
‫این برای اینه که شما دوتا کنار هم باشید، درسته؟

114
00:07:03,960 --> 00:07:07,660
‫خیلی‌خب، بهتره بریم یه‌مقدار چای بخوریم.

115
00:07:13,080 --> 00:07:15,350
‫خبرای خوبی دارم.

116
00:07:15,350 --> 00:07:18,780
‫فردا بعدازظهر کالسکه‌ای به اینجا میاد...

117
00:07:18,780 --> 00:07:22,120
‫و چندتا از ساکنین این هتلو باهاش منتقل می‌کنیم.

118
00:07:22,120 --> 00:07:25,960
‫منم برای محافظت در برابر راهزن‌ها
‫همراهی‌شون می‌کنم.

119
00:07:26,490 --> 00:07:29,250
‫بسیار هم عالی، گروهبان. ممنون بابت کمک‌تون.

120
00:07:29,250 --> 00:07:35,490
‫ولی انتقال همچین پول زیادی،
‫با وسیله حمل‌ونقل عمومی خطرناک نیست؟

121
00:07:35,490 --> 00:07:36,480
‫نه خب ببین...

122
00:07:36,480 --> 00:07:40,890
‫چون راهزن‌ها اکثراً کسایی رو هدف می‌گیرن
‫ که نگهبان‌ها دورشونو گرفتن.

123
00:07:40,890 --> 00:07:41,710
‫چی شده؟

124
00:07:41,710 --> 00:07:42,430
‫ها؟

125
00:07:42,570 --> 00:07:44,970
‫فقط یه‌چیزیو توی اتاق جا گذاشتم.

126
00:07:44,970 --> 00:07:45,980
‫تو جلوتر برو.

127
00:07:45,980 --> 00:07:46,760
‫باشه.

128
00:07:50,480 --> 00:07:54,170
‫و برای همین یه مسیر متفاوت انتخاب می‌کنیم...

129
00:08:05,620 --> 00:08:08,610
‫به‌زودی می‌رسیم، دوستان!

130
00:08:09,070 --> 00:08:12,580
‫گروهبان، گروهبان! لطفاً بیدار شو.

131
00:08:13,850 --> 00:08:16,290
‫ها؟ چی شده؟ راهزنا حمله کردن؟

132
00:08:20,080 --> 00:08:22,460
‫عجب گردنبند قشنگی دارید.

133
00:08:22,460 --> 00:08:25,310
‫در واقع می‌شه گفت به‌اندازه خودتون قشنگه.

134
00:08:41,670 --> 00:08:45,800
‫حتی ماریا هم باور نمی‌کنه که
‫ به کسی قول ازدواج ندادم.

135
00:08:45,800 --> 00:08:48,010
‫آخه چندبار باید بهشون بگم که باور کنن؟

136
00:08:48,710 --> 00:08:51,230
‫واقعاً عجب گرفتاری شدیم.

137
00:08:51,230 --> 00:08:53,250
‫باید بدونن که من دروغ نمی‌گم.

138
00:08:57,540 --> 00:09:02,260
‫دزدهای رذل... از کجا فهمیدین
‫این کالسکه از کدوم مسیر می‌ره؟

139
00:09:02,350 --> 00:09:05,290
‫پرسیدن این سؤال خیلی دیره.

140
00:09:05,830 --> 00:09:07,210
‫هی، پولو بردارین!

141
00:09:08,500 --> 00:09:09,500
‫چیکار می‌کنین؟

142
00:09:09,500 --> 00:09:11,660
‫انقدر مقاومت نکن!

143
00:09:11,660 --> 00:09:12,680
‫عوضی‌ها!

144
00:09:24,070 --> 00:09:24,940
‫اون...؟

145
00:09:28,710 --> 00:09:30,500
‫قبل از اینکه بگیرتمون باید فرار کنیم!

146
00:09:30,500 --> 00:09:31,610
‫بریم.

147
00:09:32,320 --> 00:09:34,680
‫دیگه خیلی دیر اومدی!

148
00:09:40,840 --> 00:09:42,640
‫دیگه هیچ شانسی نداریم.

149
00:10:03,060 --> 00:10:04,160
‫پست‌فطرت...

150
00:10:22,560 --> 00:10:26,690
‫پس مسیر و وسیله نقلیه رو
‫ تغییر دادن تا پولو سالم برسونن.

151
00:10:26,690 --> 00:10:30,580
‫گروهبان واقعاً نقشه‌ی خوبی سرهم کرده بود.

152
00:10:31,690 --> 00:10:37,360
‫پس یعنی یه جاسوس توی ارتش هست
‫که داره اطلاعاتو به راهزنا می‌رسونه.

153
00:10:37,610 --> 00:10:39,290
‫هوی هوی، برنارد.

154
00:10:39,290 --> 00:10:41,450
‫این فکرهای عجیبو بنداز دور،

155
00:10:41,450 --> 00:10:44,810
‫و زودتر برو توی تخت‌خواب، وگرنه ماریا می‌بینتت.

156
00:10:45,790 --> 00:10:47,340
‫نگران ماریا نباش.

157
00:10:47,340 --> 00:10:50,840
‫به‌خاطر بازیگوشی و
‫ قول‌های ارباب جوان به یه ‌دختری،

158
00:10:50,840 --> 00:10:53,810
‫الان ماریا تب کرده و توی تخت خوابیده.

159
00:10:53,810 --> 00:10:55,870
‫هنوز اون قضیه ادامه داره؟

160
00:10:55,870 --> 00:10:59,380
‫عجب گیری کردیم، با اینکه اصلاً
‫ یادم نمیاد به کسی قولی داده باشم.

161
00:10:59,670 --> 00:11:03,440
‫هی هی، می‌تونی حقیقتو به من بگی!

162
00:11:03,440 --> 00:11:06,140
‫مثل یه راز بین خودمون می‌مونه.

163
00:11:10,200 --> 00:11:11,580
‫پررو نشو، بچه!

164
00:11:13,560 --> 00:11:15,000
‫چاره‌ای نیست!

165
00:11:15,000 --> 00:11:18,260
‫فردا می‌رم دوباره با النا حرف بزنم.

166
00:11:31,380 --> 00:11:32,340
‫جوزه!

167
00:11:34,070 --> 00:11:35,800
‫صبح به‌خیر، النا.

168
00:11:40,370 --> 00:11:42,920
‫جوزه، دیروز کجا بودی؟

169
00:11:44,020 --> 00:11:47,660
‫این خبر تو کل شهر پیچیده که
‫ به یه کالسکه حمله شده.

170
00:11:47,820 --> 00:11:51,190
‫می‌گن یکی از دزدها یه پرنده توی قفس داشته.

171
00:11:51,190 --> 00:11:54,440
‫و اون پرنده اسم جوزه رو به زبون آورده!

172
00:11:55,130 --> 00:11:56,260
‫النا،

173
00:11:56,260 --> 00:11:59,060
‫واقعاً فکر می‌کنی من همدست دزدها هستم؟

174
00:11:59,060 --> 00:12:00,760
‫نه، نه...

175
00:12:00,760 --> 00:12:01,830
‫ولی...

176
00:12:02,770 --> 00:12:07,070
‫درسته که برای به‌دست‌آوردن پول
‫ مردمو فریب می‌دم،

177
00:12:07,070 --> 00:12:09,390
‫ولی هیچ‌وقت دزدی نمی‌کنم،

178
00:12:09,390 --> 00:12:10,670
‫ببخشید، جوزه!

179
00:12:10,670 --> 00:12:13,760
‫می‌دونم دارم حرفای عجیبی بهت می‌زنم...

180
00:12:17,430 --> 00:12:20,980
‫جوزه، دیگه نمی‌تونم این دوری رو تحمل کنم.

181
00:12:26,230 --> 00:12:29,300
‫قبل از اینکه پدرم اون‌همه قرض بالا بیاره...

182
00:12:29,300 --> 00:12:31,120
‫این هدیه رو به مادرم داد.

183
00:12:32,020 --> 00:12:33,340
‫حتی خواهرمم ازش خبر نداره.

184
00:12:33,340 --> 00:12:34,840
‫حتی آنابل؟

185
00:12:34,840 --> 00:12:37,110
‫حالا می‌خوام اینو به تو بدم، النا.

186
00:12:40,150 --> 00:12:41,950
‫جوزه...

187
00:12:55,210 --> 00:12:56,800
‫اوه، سلام، دیگو!

188
00:12:56,910 --> 00:12:57,730
‫خوش اومدی.

189
00:12:58,550 --> 00:12:59,990
‫به‌موقع بود.

190
00:13:00,220 --> 00:13:04,210
‫الان می‌خواستم بیام باهات حرف بزنم.

191
00:13:04,970 --> 00:13:06,170
‫ببخشیدا...

192
00:13:06,170 --> 00:13:07,520
‫النا کجاست؟

193
00:13:08,130 --> 00:13:12,120
‫النا وقتی فهمید قصد نداری باهاش ازدواج کنی،

194
00:13:12,120 --> 00:13:14,390
‫فوراً برگشت به اسپانیا.

195
00:13:14,390 --> 00:13:15,380
‫چی؟

196
00:13:15,380 --> 00:13:17,510
‫واقعاً شوک زیادی بهش وارد شد.

197
00:13:18,190 --> 00:13:22,560
‫درضمن، وقتی النا به خانواده‌ش گفت
‫ به‌خاطر تو داره میاد اینجا،

198
00:13:22,560 --> 00:13:24,970
‫والدینش به بستر بیماری افتادن.

199
00:13:25,140 --> 00:13:26,580
‫چی گفتی؟

200
00:13:26,920 --> 00:13:30,620
‫می‌دونم دلت نمی‌خواد با النا ازدواج کنی،

201
00:13:30,620 --> 00:13:34,130
‫ولی باید احساسات اون دخترو درنظر بگیری.

202
00:13:34,570 --> 00:13:38,930
‫النا هنوز جوونه و اگه بدون حرف‌زدن باهات برگرده،
‫مطمئنم غصه می‌خوره.

203
00:13:39,680 --> 00:13:45,470
‫ولی فکر می‌کنم اگه یه‌مقدار با پدرت صحبت کنم،
‫ می‌تونم یه راه‌حلی براش گیر بیارم.

204
00:13:45,470 --> 00:13:46,390
‫چی؟

205
00:13:46,620 --> 00:13:51,010
‫منظورم اینه که شاید بشه با یه‌‌مقدار پول،
‫این شکست‌عشقی رو جبران کرد.

206
00:14:08,680 --> 00:14:12,510
‫اینجا رو! کبوتر عاشق،
‫ارباب جوان دیگو تشریف آوردن.

207
00:14:12,510 --> 00:14:14,430
‫به‌خاطر خرج و مخارج عروسی نگرانی؟

208
00:14:14,950 --> 00:14:17,810
‫لولیتا، باید درباره چیز مهمی باهات حرف بزنم.

209
00:14:18,400 --> 00:14:19,990
‫با من چه حرفی داری؟

210
00:14:20,280 --> 00:14:22,340
‫می‌خوای بپرسی چه‌جور مبلمان،

211
00:14:22,340 --> 00:14:24,340
‫یا چه‌جور تختی برای خونه‌ت بخری؟

212
00:14:25,130 --> 00:14:28,690
‫شرمنده، ولی فکر نمی‌کنی داری
‫ از دختر اشتباهی می‌پرسی؟

213
00:14:32,550 --> 00:14:33,200
‫النا!

214
00:14:36,050 --> 00:14:36,800
‫احمق!

215
00:14:37,690 --> 00:14:38,530
‫النا!

216
00:14:38,530 --> 00:14:40,300
‫یه‌لحظه گوش کن چی می‌گم!

217
00:14:42,090 --> 00:14:42,850
‫النا!

218
00:14:44,080 --> 00:14:45,830
‫متأسفم، دیگو...

219
00:15:02,570 --> 00:15:06,510
‫ولی دیگو عجیب رفتار می‌کنه ها...

220
00:15:06,660 --> 00:15:08,960
‫می‌گفت اون دختر خوشگله که اسمش النائه

221
00:15:08,960 --> 00:15:12,460
‫با کالسکه‌ی دزده‌شده یه ارتباطی داره.

222
00:15:33,530 --> 00:15:34,790
‫اه، بسه دیگه...

223
00:15:37,030 --> 00:15:38,680
‫مشکلم چیه؟

224
00:15:40,080 --> 00:15:41,240
‫کیه؟

225
00:15:44,780 --> 00:15:45,530
‫زورو!

226
00:15:47,090 --> 00:15:49,070
‫برای چی اومدی اینجا؟

227
00:15:49,430 --> 00:15:52,330
‫ممکنه یه درخواست کوچیکی داشته باشم؟

228
00:15:58,420 --> 00:16:00,020
‫آنابل عزیزم...

229
00:16:00,020 --> 00:16:02,380
‫زودتر به دیگو بگو بابای لجبازشو راضی کنه...

230
00:16:02,380 --> 00:16:03,830
‫تا پولو بهمون بده.

231
00:16:04,600 --> 00:16:07,130
‫فریب‌دادن النا داره سخت‌تر و سخت‌تر می‌شه.

232
00:16:07,740 --> 00:16:10,640
‫ممکنه دیر یا زود از نقشه‌مون بو ببره...

233
00:16:11,010 --> 00:16:11,950
‫زورو!

234
00:16:12,010 --> 00:16:16,400
‫نامه‌ی دیگه‌ای با دست‌خط یه زن
‫ پیشم دارم که می‌خوام بخونیش.

235
00:16:16,870 --> 00:16:21,020
‫می‌تونی از اون دست‌خط تقلید کنی
‫و چیزی که می‌گمو بنویسی؟

236
00:16:21,940 --> 00:16:23,640
‫ها... باشه.

237
00:16:32,690 --> 00:16:36,140
‫هی، انگار کار داره خوب پیش می‌ره.

238
00:16:38,890 --> 00:16:39,710
‫آنابل!

239
00:16:41,360 --> 00:16:45,410
‫النا، دیگه نباید انقدر نگران دیگو باشی.

240
00:16:45,410 --> 00:16:48,860
‫خودش بود که می‌خواست
‫ این مسئله رو با پول حل کنه.

241
00:16:50,600 --> 00:16:51,600
‫و ـ ولی...

242
00:16:52,430 --> 00:16:53,960
‫متوجه هستی، النا؟

243
00:16:53,960 --> 00:16:55,520
‫امشب همه‌چی تموم می‌شه.

244
00:16:56,090 --> 00:16:57,450
‫از جمله نگرانی‌هامون.

245
00:17:13,110 --> 00:17:19,320
‫من هیچ‌وقت دلم نمی‌خواد
‫هیچ بانوی جوانی رو غمگین ببینم.

246
00:17:20,190 --> 00:17:21,630
‫آه، تو کی هستی؟

247
00:17:33,610 --> 00:17:37,210
‫فقط دوتا مردو برای نگهبانی پول‌ها گذاشتن؟

248
00:17:37,780 --> 00:17:41,480
‫می‌گن دون وگا به خسیس‌بودنش معروفه.

249
00:17:41,480 --> 00:17:44,310
‫پس هیچ‌وقت پولشو
‫برای حمایت ارتش خرج نمی‌کنه.

250
00:17:44,740 --> 00:17:45,390
‫بیا بریم.

251
00:17:51,300 --> 00:17:52,740
‫ایول!

252
00:18:04,680 --> 00:18:05,470
‫این...

253
00:18:05,840 --> 00:18:09,790
‫چی شده؟ تونستین مترسکو بکشین؟

254
00:18:29,020 --> 00:18:30,690
‫برامون کمین کرده بودی...

255
00:18:30,690 --> 00:18:33,870
‫جوزه، نباید به تمام نامه‌های زن‌ها اعتماد کنی.

256
00:18:35,080 --> 00:18:38,350
‫حالا باید به‌خاطر فریب و سوءاستفاده
‫ از یه دختر تقاص پس بدی.

257
00:19:04,780 --> 00:19:05,890
‫لطفاً صبر کنید!

258
00:19:06,820 --> 00:19:07,580
‫النا!

259
00:19:10,900 --> 00:19:13,820
‫النا، حقیقتو به این مرد بگو...

260
00:19:14,570 --> 00:19:17,180
‫بگو که تو وضعیت سختی قرار داشتیم...

261
00:19:17,900 --> 00:19:20,190
‫چاره دیگه‌ای برامون نمونده بود.

262
00:19:21,240 --> 00:19:22,060
‫النا!

263
00:19:29,270 --> 00:19:33,480
‫می‌خوام این مرد برای مدت زیادی
‫ پشت میله‌های زندان بمونه.

264
00:19:33,880 --> 00:19:35,930
‫و می‌خوام اون زن هم همراهش باشه.

265
00:19:58,100 --> 00:19:59,530
‫گروهبان! باید زورو رو...

266
00:20:17,500 --> 00:20:22,060
‫دیگو، دوستان، واقعاً نمی‌دونم
‫ چطوری ازتون عذرخواهی کنم.

267
00:20:22,240 --> 00:20:24,050
‫اشکالی نداره، النا.

268
00:20:24,050 --> 00:20:27,970
‫درسته. دیگه گذشته‌ها گذشته.

269
00:20:27,970 --> 00:20:33,370
‫مهم نیست چی بشه، بهتره خاطرات تلخ رو
‫به گذشته بسپاریم و فراموش کنیم.

270
00:20:33,370 --> 00:20:35,410
‫ولی من واقعاً بی‌دقتی کردم...

271
00:20:35,790 --> 00:20:38,820
‫و گذاشتم اون کلاهبردارها
‫اونطوری ازم استفاده کنن.

272
00:20:39,340 --> 00:20:40,500
‫النا...

273
00:20:42,190 --> 00:20:43,550
‫بجنب! بجنب!

274
00:20:44,140 --> 00:20:47,530
‫اگه عجله نکنی، کشتی النا از بندر می‌ره!

275
00:20:47,980 --> 00:20:48,760
‫چشم! چشم!

276
00:20:49,890 --> 00:20:51,540
‫تقصیر خودته ها، لولیتا.

277
00:20:52,190 --> 00:20:56,810
‫آخه تو همچین زمانی، درست کردن کیک
‫ به‌عنوان هدیه فایده‌ای نداره.

278
00:20:57,260 --> 00:21:01,150
‫ولی ممکنه وسط دریا گشنه‌ش بشه
‫و چیزی برای خوردن نباشه.

279
00:21:01,470 --> 00:21:03,040
‫باورم نمی‌شه...

280
00:21:03,530 --> 00:21:06,980
‫واقعاً النا گیر مرد افتضاحی افتاده بود.

281
00:21:07,330 --> 00:21:10,770
‫تو همچین وقتایی،
‫زن‌ها باید همدیگه رو حمایت کنن.

282
00:21:17,200 --> 00:21:18,270
‫دیگه باید برم.

283
00:21:18,900 --> 00:21:21,840
‫دیگو، امیدوارم وقتی دفعه بعد می‌بینمت...

284
00:21:26,990 --> 00:21:28,340
‫آها. اونجان!

285
00:21:29,360 --> 00:21:34,650
‫امیدوارم بتونم مردی به خوبیِ تو پیدا کنم.

286
00:21:42,460 --> 00:21:43,350
‫لولیتا...

287
00:21:44,690 --> 00:21:45,580
‫دیگو!

288
00:21:48,110 --> 00:21:51,620
‫ای بابا، اصلاً زن‌ها رو درک نمی‌کنم...

289
00:21:51,640 --> 00:21:58,640
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
