WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:16.150 --> 00:17.090
‫ها؟

00:21.880 --> 00:24.330
‫شماها چی می‌خواین؟

00:27.010 --> 00:29.620
‫خانم، می‌شه برامون آب بیارین؟

00:30.380 --> 00:32.770
‫این سروصداها برای چیه؟

00:32.770 --> 00:36.460
‫ارباب، این آقایون ازمون آب می‌خوان.

00:37.350 --> 00:38.940
‫شما مالک اینجایی؟

00:38.940 --> 00:40.980
‫ما مسافت طولانی‌ای سفر کردیم

00:40.980 --> 00:42.950
‫ممنون می‌شیم اگه یه‌ذره آب بهمون بدین.

00:43.350 --> 00:44.950
‫دنبال دردسر نیستیم.

00:45.500 --> 00:47.350
‫مشکلی ندارم.

00:47.690 --> 00:49.120
‫ممنون.

00:49.700 --> 00:50.980
‫بیاید!

00:58.620 --> 01:00.100
‫راستی، قربان.

01:00.100 --> 01:02.690
‫پایگاهِ کوئن با اینجا چقدر فاصله داره؟

01:02.690 --> 01:05.530
‫خب، حدوداً 10 مایل جلوتره.

01:06.500 --> 01:08.630
‫می‌خواین برین به بندر؟

01:08.630 --> 01:10.010
‫یه‌جورایی.

01:12.680 --> 01:19.850
‫شمشیری از ژاپن

01:25.670 --> 01:26.800
‫کنار! کنار!

01:41.650 --> 01:43.420
‫ماریـــا!

01:43.420 --> 01:44.800
‫تو خوبی؟

01:44.800 --> 01:46.170
‫ارباب جوان؟

01:46.670 --> 01:48.710
‫مگه قرار بود چیزیم بشه؟

01:48.710 --> 01:50.270
‫به‌خاطر آدمای الان می‌گم!

01:50.270 --> 01:52.190
‫باهات کاری نکردن؟

01:52.490 --> 01:54.850
‫آها، اون آدما...

01:54.850 --> 01:56.600
‫آره اتفاقاً.

01:56.600 --> 02:00.460
‫ببین اطراف چاه رو به چه روزی انداختن!

02:00.950 --> 02:05.020
‫پدر، اون آدما غیر از آب‌خوردن
‫ کار دیگه‌ای هم کردن؟

02:05.020 --> 02:07.920
‫فکر کنم می‌خواستن یه‌کارایی بکنن.

02:08.290 --> 02:11.190
‫شک ندارم اون ارازل خطرناکن!

02:11.480 --> 02:13.740
‫ولی خب امیدوارم اتفاقی نیفته.

02:14.030 --> 02:17.410
‫اوهوم. رئیسشون گفت می‌خوان سمت کوئن برن.

02:17.410 --> 02:20.260
‫اونجا فقط یه روستای کوچیک هست.

02:20.260 --> 02:22.490
‫حتی اگه قصد انجام کاریو داشته باشن...

02:23.300 --> 02:24.610
‫گفتی کوئن؟

02:26.460 --> 02:30.340
‫ها؟ گفتی اعضای گروه عقرب؟

02:30.340 --> 02:33.200
‫آره، نشان‌شونو دیدم.

02:33.200 --> 02:37.240
‫ولی فکر کردم زورو از دست‌شون خلاص شده.

02:37.610 --> 02:40.240
‫اما مطمئنم از اعضای گروه عقرب بودن.

02:40.930 --> 02:45.500
‫ولی چیزی توی کوئن نیستش که.

02:45.500 --> 02:48.570
‫یعنی از اونجا اصلاً چی می‌خوان؟

02:48.870 --> 02:50.860
‫اونجا یه دروازه ورودی به بندر هست.

02:51.540 --> 02:53.280
‫شاید می‌خوان با استفاده از اون بندر...

02:53.280 --> 02:57.160
‫ها؟ حالا که گفتی یادم اومد،
‫دیروز اینو از گروهبان گونزالس شنیدم؛

02:57.160 --> 02:59.950
‫می‌گفت یه‌چیز باارزشو می‌خوان از بندر بگیرن.

03:00.220 --> 03:01.860
‫یه‌چیز باارزش؟

03:01.860 --> 03:04.830
‫آره، احتمالاً به فرماندار مربوط می‌شه.

03:04.830 --> 03:08.700
‫شنیدم یه هدیه برای فرمانداره که از ژاپن میاد.

03:08.700 --> 03:10.610
‫گفتی ژاپن؟

03:10.610 --> 03:12.710
‫از ژاپن منظورش چیه؟

03:13.340 --> 03:16.550
‫خب، یه کشور خیلی دوره که شمشیرهای کاتانا دارن.

03:16.550 --> 03:19.080
‫یکیشو توی اسپانیا دیده بودم.

03:19.080 --> 03:21.330
‫شمشیر خیلی تیزیه.

03:21.330 --> 03:24.680
‫حتی می‌تونه زره‌های آهنی هم پاره کنه.

03:26.400 --> 03:29.250
‫وای! اگه بتونه زره‌های آهنی رو پاره کنه

03:29.250 --> 03:31.650
‫اینطوری هیچی جلودارش نیست!

03:33.770 --> 03:35.070
‫احتمالاً همینطوره...

03:37.300 --> 03:38.530
‫حس بدی بهش دارم...

03:39.230 --> 03:42.990
‫مطمئن نیستیم که گروه عقرب دنبال اینه یا نه.

03:48.500 --> 03:51.070
‫دیدتون باعث افتخاره، فرماندار.

03:51.070 --> 03:52.590
‫روز خوبی رو براتون آرزو می‌کنم.

03:53.050 --> 03:56.550
‫پس براون تویی، ها؟ به‌نظر سرحال میای.

03:56.970 --> 03:57.720
‫بله.

03:58.400 --> 03:59.810
‫همش به‌لطف جنابعالیه.

04:00.550 --> 04:03.910
‫جناب فرماندار، بنده به براون فرمان دادم تا...

04:03.910 --> 04:06.010
‫هدیه‌ای درخور حضرتعالی آماده کنن.

04:06.010 --> 04:09.510
‫فرمانده ریموند قدرت فوق‌العاده‌ای
‫برای نشردادن صلح در منطقه دارن.

04:09.510 --> 04:12.490
‫ازشون متشکریم که به فکر ما هستن.

04:12.490 --> 04:15.530
‫ازتون بابت انتخاب‌کردن ایشون متشکریم.

04:15.530 --> 04:18.160
‫اگه بنا بر وفاداریِ ریمووند باشه،

04:18.160 --> 04:20.740
‫من کاملاً بهش اعتماد دارم.

04:22.190 --> 04:24.200
‫لایق چنین تمجیداتی نیستم.

04:24.750 --> 04:27.310
‫خب، چه‌نوع هدیه‌ای؟

04:27.310 --> 04:31.800
‫شمشیری تیز از کشور دوردستِ ژاپن.

04:31.800 --> 04:34.250
‫گفتی شمشیری از ژاپن؟

04:34.250 --> 04:36.630
‫انتظار نداشتم! الان کجاست؟

04:36.630 --> 04:38.340
‫شب گذشته به بندر رسید؛

04:38.340 --> 04:40.660
‫قطعاً امروز باید به دستتون برسه.

04:41.710 --> 04:44.140
‫که اینطور، دوست‌دارم زودتر ببینمش.

04:51.440 --> 04:54.890
‫چرا ما باید از داراییِ فرماندار محافظت کنیم؟

04:55.170 --> 04:56.550
‫به ما چه ربطی داره؟

04:57.350 --> 04:59.560
‫اینکارو برای فرماندار نمی‌کنیم.

04:59.560 --> 05:01.410
‫وقتی بحثِ گروه عقرب وسط باشه

05:01.410 --> 05:03.100
‫نمی‌تونیم نادیده‌ش بگیریم.

05:03.100 --> 05:04.600
‫اینو می‌دونم، ولی...

05:13.650 --> 05:15.850
‫اینجا یه‌کم زیادی ساکته...

05:55.790 --> 05:56.350
‫بریم!

05:56.550 --> 05:57.110
‫باشه!

06:04.120 --> 06:06.940
‫ای خدا، گرمه! گشنمم هست!

06:06.940 --> 06:10.040
‫وقتی رسیدیم روستا یه‌کم باید استراحت کنیم.

06:13.350 --> 06:14.870
‫ها؟ زو ـ زورو...!

06:14.870 --> 06:17.480
‫آماده‌ی نبرد شین!

06:17.960 --> 06:20.300
‫گروهبان گونزالس! وحشت نکن!

06:20.300 --> 06:22.080
‫من دارم از کوئن میام.

06:22.080 --> 06:23.980
‫انگاری گروه عقرب سمت اونجا رفته.

06:23.980 --> 06:25.950
‫هدفش کالسکه‌ی تو هم هست.

06:26.180 --> 06:27.910
‫ها؟ چی گفتی؟

06:29.700 --> 06:31.720
‫اگه نمی‌خوای شمشیر ژاپنی دزدیده بشه،

06:31.720 --> 06:33.160
‫از دستوراتم پیروی کن!

06:33.600 --> 06:36.170
‫می‌خوای از دستوراتِ تو پیروی کنم؟

06:38.760 --> 06:42.360
‫رئیس، الاناست که پیداشون بشه.

06:49.010 --> 06:49.700
‫اومدن.

07:06.250 --> 07:07.180
‫ها؟

07:08.190 --> 07:11.480
‫بجنبین! به دشمن فرصتی ندین!

07:11.480 --> 07:13.950
‫همینطوری برین! زود باشین!

07:14.270 --> 07:17.160
‫نذارین فرار کنن! شلیک کنین!

07:24.650 --> 07:26.790
‫رحمی نشون ندین! بهشون شلیک کنین!

07:28.790 --> 07:32.290
‫ممنون، زورو
‫به فرمانده می‌گم سریع پشتیبانی بفرسته.

07:32.840 --> 07:33.830
‫باشه! فهمیدم!

07:42.850 --> 07:45.150
‫همه‌تون باید همین الان فرار کنین!

07:53.750 --> 07:55.040
‫عمو! زود باش.

07:55.700 --> 07:59.000
‫خانواده‌ی هاکو هنوز اونجان.

07:59.790 --> 08:00.960
‫چی گفتی؟

08:07.470 --> 08:09.070
‫زود باشین دنبال کالسکه برین!

08:09.070 --> 08:10.370
‫اسب‌ها رو سوار شین!

08:10.370 --> 08:11.260
‫چشم!

08:11.260 --> 08:12.250
‫اجازه‌شو نمی‌دم.

08:19.580 --> 08:20.560
‫تو زوروئی؟

08:21.020 --> 08:24.530
‫درسته، بهتره سلاح‌هاتونو بهمون تحویل بدین.

08:24.530 --> 08:26.040
‫اینو چی می‌گی؟

08:28.840 --> 08:30.280
‫رئیسمونو ول کن.

08:30.280 --> 08:32.160
‫وگرنه اینارو می‌کشیم.

08:33.040 --> 08:34.350
‫چه آدمای بزدلی.

08:34.350 --> 08:36.620
‫انگار الان تویی که باید تسلیم شی.

08:37.230 --> 08:40.900
‫زورو-سان! نگران ما نباش و لطفاً فرار کن!

08:40.900 --> 08:42.390
‫خفه‌خون بگیر!

08:42.590 --> 08:43.540
‫عزیزم!

08:43.890 --> 08:46.500
‫ولشون کن، به‌جاشون منو بگیرین.

08:46.950 --> 08:52.280
‫زورو، شنیدم خیلی برای
‫زیردست‌هام دردسر درست کردی.

08:58.730 --> 08:59.410
‫زورو!

09:00.280 --> 09:02.700
‫برات بهتره که اینجا بمیری.

09:02.700 --> 09:05.490
‫هر اتفاقی که اینجا بیفته مقصرش خودتی.

09:05.490 --> 09:08.530
‫اگه می‌خوای از جونِ این خانواده بگذرم،

09:08.530 --> 09:11.910
‫باید اون شمشیر ژاپنی رو برامون بیاری.

09:12.430 --> 09:15.370
‫اگه بیارمش، گروگان‌ها رو آزاد می‌کنی؟

09:15.680 --> 09:18.120
‫تا فردا صبح منتظرت می‌مونم.

09:18.120 --> 09:18.830
‫مشکلی که نداری؟

09:40.950 --> 09:42.270
‫عذر می‌خوام.

09:46.920 --> 09:48.240
‫بالأخره رسید.

09:48.710 --> 09:52.970
‫فرماندار، چیزی که منتظرش بودین رسیده.

09:58.520 --> 10:00.440
‫اجازه بدین تقدیمتون کنم.

10:00.440 --> 10:02.280
‫چی فکر می‌کنین، فرماندار؟

10:02.280 --> 10:03.670
‫واقعاً زیباست!

10:07.140 --> 10:10.060
‫ریموند، تو می‌تونی رهبر فوق‌العاده‌ای باشی

10:10.060 --> 10:12.620
‫و می‌دونی تو قلب دیگران چی می‌گذره.

10:13.480 --> 10:18.350
‫نه، به‌خاطر اینکه بنده رو مسئول ارتش قرار دادین،
‫مدیون شما هستم،‌ فرماندار.

10:18.350 --> 10:20.600
‫این چیز کوچیکی برای ابراز قدردانیمه.

10:21.100 --> 10:22.970
‫ازتون قبول می‌کنم.

10:22.970 --> 10:25.530
‫متشکرم، براون، ریموند.

10:25.530 --> 10:28.220
‫نه، نه، اصلاً قابل شما رو نداره.

10:28.220 --> 10:32.070
‫بنده برای فرماندار هرکاری می‌کنم،
‫حتی اگه دستور بدین خودمو توی دریا بندازم.

10:34.430 --> 10:37.390
‫فرمانده، می‌خواستم چندلحظه وقتتونو بگیرم.

10:38.160 --> 10:38.520
‫چیه؟

10:39.420 --> 10:41.000
‫گفتی گروه عقرب؟

10:43.090 --> 10:44.800
‫چیه؟ اتفاقی افتاده؟

10:45.130 --> 10:47.460
‫خیر، چیز مهمی نیست.

10:50.400 --> 10:51.600
‫نیرو بفرستیم؟

10:51.600 --> 10:52.130
‫نه.

10:53.280 --> 10:54.430
‫ولی گروه عقرب...

10:55.360 --> 10:57.000
‫فرماندار هنوز اونجاست.

10:57.410 --> 10:59.890
‫پس کارهای ناچیز اولویت دستورات نیستن.

11:00.960 --> 11:02.240
‫محافظ مرزهای شهر رو

11:02.240 --> 11:05.900
‫برای فرماندار بیشتر کردن، و نه اهالی این روستا.

11:05.900 --> 11:06.650
‫متوجه شدی؟

11:06.650 --> 11:08.680
‫بله، هرطور امر کنید.

11:25.060 --> 11:26.200
‫ممنون می‌شم.

11:26.200 --> 11:27.870
‫گاری رو برگردونین.

11:32.730 --> 11:34.060
‫عمو، اتفاقی افتاده؟

11:34.580 --> 11:38.570
‫آه، لولیتا، گروه عقرب توی کوئن سروکله‌ش پیدا شده.

11:38.570 --> 11:42.670
‫از بقیه شنیدم که خانواده‌ی پاکو رو گروگان گرفتن.

11:43.920 --> 11:47.880
‫خواهش می‌کنم، پاکو و خانواده‌ش رو نجات بدین.

11:48.150 --> 11:49.980
‫چند دفعه باید بگم که تو گوش‌تون فرو بره؟

11:50.140 --> 11:52.830
‫این دستورات از طرف فرمانده‌ست!

11:52.830 --> 11:54.740
‫فرماندار هنوز اینجاست.

11:54.740 --> 11:57.310
‫اگه بذارم وارد شین،
‫باعث ناراحتی‌شون می‌شین.

11:58.650 --> 11:59.850
‫اینجا سد راهین!

11:59.850 --> 12:00.920
‫متفرق شین!

12:03.400 --> 12:06.000
‫سلام لولیتا، اینجا اومدی خرید؟

12:06.000 --> 12:08.200
‫مگه نمی‌شنوی چی می‌خوان؟

12:08.670 --> 12:11.490
‫باید به آدمایی که کمک می‌خوان سریع کمک کنی!

12:11.920 --> 12:14.490
‫درسته، خودم اینو می‌دونم

12:14.490 --> 12:17.280
‫سریعاً به فرمانده گزارش می‌کنم.

12:17.280 --> 12:18.760
‫با اجازه.

12:25.040 --> 12:27.370
‫اوه، گروهبان، چی شده؟

12:28.840 --> 12:30.350
‫فایده نداره...

12:30.350 --> 12:32.980
‫فایده؟ چی فایده نداره؟

12:33.760 --> 12:35.870
‫قرار نیست کاری کنن.

12:35.870 --> 12:36.840
‫ها؟

12:41.940 --> 12:43.900
‫می‌خوای چیکار کنی دیگو؟

12:43.900 --> 12:46.770
‫ارتش همینطوری قرار نیست
‫ شمشیرِ ژاپنی رو تحویلم بده.

12:46.770 --> 12:50.020
‫برای فرماندار کلی محافظ گذاشتن.

12:50.520 --> 12:52.020
‫می‌دونم.

12:52.020 --> 12:55.640
‫ولی هرجور حساب کنی تقصیر خودمه.

13:02.410 --> 13:04.580
‫دیگو، تو هم باید کمک کنی!

13:04.580 --> 13:05.810
‫توی چی؟

13:05.810 --> 13:08.010
‫باید برای جون بقیه بجنگی!

13:08.010 --> 13:08.730
‫چی؟

13:09.280 --> 13:11.900
‫بجنگم؟ منظورت توی کوئن...

13:11.900 --> 13:13.250
‫با گروه عقرب؟

13:13.250 --> 13:16.220
‫آره! ارتش خیلی بده!

13:16.220 --> 13:20.230
‫فرمانده حرفی به ارتش و فرماندار نمی‌زنه.

13:20.230 --> 13:22.760
‫خودخواه‌ بودنم حدی داره.

13:23.350 --> 13:25.930
‫حتی با اینکه اون خانواده گروگانن...

13:26.390 --> 13:30.700
‫دیگو، برنارد، هرچیزی که می‌شه
‫ به‌عنوان سلاح استفاده کردو از انبار بیارین.

13:31.320 --> 13:33.010
‫یه‌لحظه وایسین!

13:33.010 --> 13:35.820
‫پدر، واقعاً می‌خوای باهاشون بجنگی؟

13:35.820 --> 13:38.460
‫آره، اگه ارتش نمی‌خواد کاری کنه،

13:38.460 --> 13:39.720
‫چاره‌ای برامون نمی‌مونه.

13:40.100 --> 13:42.170
‫ولی زورو هم هست.

13:42.170 --> 13:45.080
‫درسته، زورو قول داد.

13:46.250 --> 13:48.090
‫زورو-سان به خانواده پوکو قول داد

13:48.090 --> 13:51.850
‫هرطور شده شمشیر کاتانا رو پیششون ببره.

13:52.550 --> 13:54.810
‫ولی زورو-سان هم فرقی با ما نداره.

13:54.810 --> 13:58.280
‫اونم نمی‌تونه شمشیرو از فرماندار بگیره.

13:58.860 --> 14:02.370
‫ولی ما که نمی‌تونیم حریفِ گروه عقرب بشیم.

14:02.370 --> 14:05.370
‫بیاید به زورو اعتماد کنیم و اینو به خودش بسپاریم.

14:05.370 --> 14:06.900
‫د ـ درسته!

14:06.900 --> 14:08.730
‫بهتره به زورو اعتماد کنیم!

14:08.730 --> 14:11.080
‫مطمئنم یه‌فکر خوبی تو سرشه!

14:13.050 --> 14:16.540
‫پدرو-سان، به‌نظر پسرم درست می‌گه.

14:16.720 --> 14:20.310
‫ما نمی‌دونیم چطور به گروگان‌ها کمک کنیم.

14:20.310 --> 14:22.930
‫بیاید تا فردا صبح منتظر باشیم.

14:23.520 --> 14:26.440
‫درسته، اگه زورو باشه...

14:44.990 --> 14:45.690
‫کی اونجاست؟

14:47.330 --> 14:49.080
‫چی؟ فقط یه جغده.

15:45.430 --> 15:47.250
‫این دیگه چیه؟

15:58.030 --> 16:00.780
‫ارتش هنوز سرو‌کله‌ش پیدا نشده.

16:00.780 --> 16:03.580
‫شاید از سلاح‌هامون ترسیدن.

16:04.700 --> 16:10.210
‫اگه سعی‌کردن فرار کنن،
‫ با همون سلاح‌ها درجا می‌کشیمشون.

16:12.740 --> 16:15.370
‫فکر می‌کنی زورو پیداش می‌شه؟

16:15.370 --> 16:17.240
‫شک ندارم میاد.

16:17.240 --> 16:19.760
‫خب البته اگه جونشون براش مهمه.

16:19.760 --> 16:23.050
‫دقیقاً، ممکنه از این رفقامون کینه به‌دل داشته باشه.

16:24.070 --> 16:25.510
‫رئیس! زورو اومده!

16:25.810 --> 16:27.040
‫خوبه!

16:27.040 --> 16:28.970
‫آماده شین بچه‌ها!

16:32.900 --> 16:34.390
‫آوردیش؟

16:35.870 --> 16:38.350
‫البته، زود باش گروگان‌ها رو آزاد کن.

16:39.050 --> 16:41.320
‫اسحله‌تو بنداز و بخواب زمین.

16:41.320 --> 16:42.800
‫بعدش ببینیم چی می‌شه.

16:47.590 --> 16:48.860
‫همین خوبه؟

16:52.320 --> 16:54.650
‫این یه شمشیر ژاپنیه؟

16:54.650 --> 16:56.560
‫به‌نظر گرون میاد!

16:57.600 --> 16:59.160
‫انگاری خیلی تیزه.

16:59.600 --> 17:01.160
‫روی قولم وایسادم.

17:01.160 --> 17:03.120
‫گروگان‌ها رو آزاد کن!

17:03.120 --> 17:03.930
‫خفه!

17:03.930 --> 17:05.480
‫از تو دستور نمی‌گیرم!

17:05.480 --> 17:06.610
‫دستارو ببر بالا!

17:07.240 --> 17:08.490
‫زورو-سان، فرار کن!

17:08.490 --> 17:10.300
‫این آدما می‌خوان بکشنت!

17:10.300 --> 17:12.000
‫تو خفه‌خون بگیر!

17:16.990 --> 17:18.230
‫تورنادو، تاکل!

17:26.830 --> 17:28.800
‫فیگارو، تو هم تلاشتو بکن!

17:29.410 --> 17:31.270
‫پاکو، همین حالا فرار کن!

17:33.710 --> 17:35.750
‫شماها دارین چه غلطی می‌کنین؟

17:35.750 --> 17:37.080
‫زود باشین بهش شلیک کنین!

17:52.780 --> 17:55.120
‫زورو، نیروی کمکی آوردم!

18:00.360 --> 18:01.810
‫تمومی نداره!

18:02.150 --> 18:04.090
‫نذارین این دزدا فرار کنن!

18:16.200 --> 18:16.840
‫لعنتی...

18:18.370 --> 18:22.410
‫زورو، کار احمقانه‌ای به‌سرت بزنه، خونتو می‌ریزم!

18:23.890 --> 18:28.110
‫انقدر از قدرتِ کاتانا می‌ترسی؟

18:35.640 --> 18:38.330
‫خوب نیست، اون کاتانا یه سلاح معمولی نیست!

18:42.130 --> 18:43.160
‫زورو!

18:49.730 --> 18:52.580
‫ها، چی؟ چطور شد؟

18:54.020 --> 18:56.830
‫گمونم شانس باهام یار بود.

18:56.830 --> 18:59.420
‫چطور این اتفاق افتاد؟ این...؟

18:59.420 --> 19:02.000
‫ایول! ایول!

19:09.280 --> 19:11.290
‫خیلی ازتون ممنونم، زورو-سان!

19:11.290 --> 19:13.050
‫واقعاً بهمون لطف بزرگی کردین!

19:13.670 --> 19:16.600
‫لطفاً این تشکرها رو از روستایی‌ها بکنین.

19:16.940 --> 19:19.510
‫این قدرت همه بود که باعثش شد.

19:19.800 --> 19:24.980
‫درسته، ارتش هم هیچ زحمتی
‫برای دستگیریشون نکشید.

19:28.040 --> 19:30.400
‫شمشیرم... شمشیر عزیزم کجاست؟

19:41.580 --> 19:44.540
‫اون زوروی لعنتی شمشیرِ فرماندارو دزدید.

19:50.150 --> 19:52.450
‫فرماندار، این کارا برای چیه؟

19:52.720 --> 19:56.030
‫احمق! این یه بامبو شکلِ کاتاناست!

19:56.540 --> 19:58.740
‫چی؟ چی گفتین؟

20:02.460 --> 20:03.880
‫فرماندار!

20:04.370 --> 20:06.990
‫به‌نظر میاد امیدهاتون از دست رفت.

20:07.770 --> 20:08.900
‫زورو!

20:08.960 --> 20:11.610
‫انقدر به این کاتانای باارزش اهمیت دادی

20:11.610 --> 20:13.480
‫که جون مردمو نادیده گرفتی!

20:13.480 --> 20:17.810
‫فرمانده ریموند، وقتی اوضاع رو فهمیدی
‫از ترس اینجا نیومدی؟

20:18.040 --> 20:20.910
‫بهتره یه‌کم از شجاعتِ این مردم یاد بگیری.

20:20.910 --> 20:22.640
‫فکر کردی با کی حرف می‌زنی...

20:22.640 --> 20:25.040
‫دارین چیکار می‌کنین؟ برین، برین دنبالش!

20:31.230 --> 20:32.880
‫اون زوروی لعنتی...

20:33.230 --> 20:35.620
‫خواستی یه کاتانای قلابی بهم قالب کنی.

20:35.620 --> 20:37.730
‫شاید خیلی بدم نمی‌گه.

20:37.920 --> 20:39.160
‫قـ ـ قربان...

20:43.610 --> 20:45.970
‫خیلی عذر می‌خوام، فرماندار.

20:45.970 --> 20:48.420
‫برای جلب اعتمادتون هرکار می‌کنم.

20:59.540 --> 21:01.380
‫فرمانده، خیلی معذرت می‌خوام.

21:01.380 --> 21:05.290
‫انگار شمشیر کاتانای بامبو اشتباهی آورده شده.

21:05.290 --> 21:08.550
‫مطمئن بودم ازش خوششون میاد.

21:08.750 --> 21:11.540
‫ساکت! نمی‌خوام این فاجعه رو بهم یادآوری کنی!

21:17.580 --> 21:20.590
‫گروهبان! تو کسی بودی که کمکِ زورو رو خواستی!

21:20.590 --> 21:23.370
‫باید تنهایی با دزدها می‌جنگیدی!

21:23.370 --> 21:25.270
‫از همین یه‌کار هم برنیومدی!

21:25.660 --> 21:27.100
‫شـ ـ شرمنده...

21:34.110 --> 21:35.730
‫همین عصبانیت کرد؟

21:36.230 --> 21:37.940
‫الان دیگه نیازی به عصبانی‌بودن نیست.

21:38.160 --> 21:41.010
‫آره، دیگه نمی‌خوام بهش فکر کنم.

21:42.080 --> 21:43.620
‫اون مال منه...!

21:44.080 --> 21:46.380
‫وقتی نمی‌خواد فکر کنه، پرخور می‌شه ها.

21:46.380 --> 21:47.080
‫آره واقعاً.

21:47.100 --> 21:57.100
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
