1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:16,150 --> 00:00:17,090
‫ها؟

3
00:00:21,880 --> 00:00:24,330
‫شماها چی می‌خواین؟

4
00:00:27,010 --> 00:00:29,620
‫خانم، می‌شه برامون آب بیارین؟

5
00:00:30,380 --> 00:00:32,770
‫این سروصداها برای چیه؟

6
00:00:32,770 --> 00:00:36,460
‫ارباب، این آقایون ازمون آب می‌خوان.

7
00:00:37,350 --> 00:00:38,940
‫شما مالک اینجایی؟

8
00:00:38,940 --> 00:00:40,980
‫ما مسافت طولانی‌ای سفر کردیم

9
00:00:40,980 --> 00:00:42,950
‫ممنون می‌شیم اگه یه‌ذره آب بهمون بدین.

10
00:00:43,350 --> 00:00:44,950
‫دنبال دردسر نیستیم.

11
00:00:45,500 --> 00:00:47,350
‫مشکلی ندارم.

12
00:00:47,690 --> 00:00:49,120
‫ممنون.

13
00:00:49,700 --> 00:00:50,980
‫بیاید!

14
00:00:58,620 --> 00:01:00,100
‫راستی، قربان.

15
00:01:00,100 --> 00:01:02,690
‫پایگاهِ کوئن با اینجا چقدر فاصله داره؟

16
00:01:02,690 --> 00:01:05,530
‫خب، حدوداً 10 مایل جلوتره.

17
00:01:06,500 --> 00:01:08,630
‫می‌خواین برین به بندر؟

18
00:01:08,630 --> 00:01:10,010
‫یه‌جورایی.

19
00:01:12,680 --> 00:01:19,850
‫شمشیری از ژاپن

20
00:01:25,670 --> 00:01:26,800
‫کنار! کنار!

21
00:01:41,650 --> 00:01:43,420
‫ماریـــا!

22
00:01:43,420 --> 00:01:44,800
‫تو خوبی؟

23
00:01:44,800 --> 00:01:46,170
‫ارباب جوان؟

24
00:01:46,670 --> 00:01:48,710
‫مگه قرار بود چیزیم بشه؟

25
00:01:48,710 --> 00:01:50,270
‫به‌خاطر آدمای الان می‌گم!

26
00:01:50,270 --> 00:01:52,190
‫باهات کاری نکردن؟

27
00:01:52,490 --> 00:01:54,850
‫آها، اون آدما...

28
00:01:54,850 --> 00:01:56,600
‫آره اتفاقاً.

29
00:01:56,600 --> 00:02:00,460
‫ببین اطراف چاه رو به چه روزی انداختن!

30
00:02:00,950 --> 00:02:05,020
‫پدر، اون آدما غیر از آب‌خوردن
‫ کار دیگه‌ای هم کردن؟

31
00:02:05,020 --> 00:02:07,920
‫فکر کنم می‌خواستن یه‌کارایی بکنن.

32
00:02:08,290 --> 00:02:11,190
‫شک ندارم اون ارازل خطرناکن!

33
00:02:11,480 --> 00:02:13,740
‫ولی خب امیدوارم اتفاقی نیفته.

34
00:02:14,030 --> 00:02:17,410
‫اوهوم. رئیسشون گفت می‌خوان سمت کوئن برن.

35
00:02:17,410 --> 00:02:20,260
‫اونجا فقط یه روستای کوچیک هست.

36
00:02:20,260 --> 00:02:22,490
‫حتی اگه قصد انجام کاریو داشته باشن...

37
00:02:23,300 --> 00:02:24,610
‫گفتی کوئن؟

38
00:02:26,460 --> 00:02:30,340
‫ها؟ گفتی اعضای گروه عقرب؟

39
00:02:30,340 --> 00:02:33,200
‫آره، نشان‌شونو دیدم.

40
00:02:33,200 --> 00:02:37,240
‫ولی فکر کردم زورو از دست‌شون خلاص شده.

41
00:02:37,610 --> 00:02:40,240
‫اما مطمئنم از اعضای گروه عقرب بودن.

42
00:02:40,930 --> 00:02:45,500
‫ولی چیزی توی کوئن نیستش که.

43
00:02:45,500 --> 00:02:48,570
‫یعنی از اونجا اصلاً چی می‌خوان؟

44
00:02:48,870 --> 00:02:50,860
‫اونجا یه دروازه ورودی به بندر هست.

45
00:02:51,540 --> 00:02:53,280
‫شاید می‌خوان با استفاده از اون بندر...

46
00:02:53,280 --> 00:02:57,160
‫ها؟ حالا که گفتی یادم اومد،
‫دیروز اینو از گروهبان گونزالس شنیدم؛

47
00:02:57,160 --> 00:02:59,950
‫می‌گفت یه‌چیز باارزشو می‌خوان از بندر بگیرن.

48
00:03:00,220 --> 00:03:01,860
‫یه‌چیز باارزش؟

49
00:03:01,860 --> 00:03:04,830
‫آره، احتمالاً به فرماندار مربوط می‌شه.

50
00:03:04,830 --> 00:03:08,700
‫شنیدم یه هدیه برای فرمانداره که از ژاپن میاد.

51
00:03:08,700 --> 00:03:10,610
‫گفتی ژاپن؟

52
00:03:10,610 --> 00:03:12,710
‫از ژاپن منظورش چیه؟

53
00:03:13,340 --> 00:03:16,550
‫خب، یه کشور خیلی دوره که شمشیرهای کاتانا دارن.

54
00:03:16,550 --> 00:03:19,080
‫یکیشو توی اسپانیا دیده بودم.

55
00:03:19,080 --> 00:03:21,330
‫شمشیر خیلی تیزیه.

56
00:03:21,330 --> 00:03:24,680
‫حتی می‌تونه زره‌های آهنی هم پاره کنه.

57
00:03:26,400 --> 00:03:29,250
‫وای! اگه بتونه زره‌های آهنی رو پاره کنه

58
00:03:29,250 --> 00:03:31,650
‫اینطوری هیچی جلودارش نیست!

59
00:03:33,770 --> 00:03:35,070
‫احتمالاً همینطوره...

60
00:03:37,300 --> 00:03:38,530
‫حس بدی بهش دارم...

61
00:03:39,230 --> 00:03:42,990
‫مطمئن نیستیم که گروه عقرب دنبال اینه یا نه.

62
00:03:48,500 --> 00:03:51,070
‫دیدتون باعث افتخاره، فرماندار.

63
00:03:51,070 --> 00:03:52,590
‫روز خوبی رو براتون آرزو می‌کنم.

64
00:03:53,050 --> 00:03:56,550
‫پس براون تویی، ها؟ به‌نظر سرحال میای.

65
00:03:56,970 --> 00:03:57,720
‫بله.

66
00:03:58,400 --> 00:03:59,810
‫همش به‌لطف جنابعالیه.

67
00:04:00,550 --> 00:04:03,910
‫جناب فرماندار، بنده به براون فرمان دادم تا...

68
00:04:03,910 --> 00:04:06,010
‫هدیه‌ای درخور حضرتعالی آماده کنن.

69
00:04:06,010 --> 00:04:09,510
‫فرمانده ریموند قدرت فوق‌العاده‌ای
‫برای نشردادن صلح در منطقه دارن.

70
00:04:09,510 --> 00:04:12,490
‫ازشون متشکریم که به فکر ما هستن.

71
00:04:12,490 --> 00:04:15,530
‫ازتون بابت انتخاب‌کردن ایشون متشکریم.

72
00:04:15,530 --> 00:04:18,160
‫اگه بنا بر وفاداریِ ریمووند باشه،

73
00:04:18,160 --> 00:04:20,740
‫من کاملاً بهش اعتماد دارم.

74
00:04:22,190 --> 00:04:24,200
‫لایق چنین تمجیداتی نیستم.

75
00:04:24,750 --> 00:04:27,310
‫خب، چه‌نوع هدیه‌ای؟

76
00:04:27,310 --> 00:04:31,800
‫شمشیری تیز از کشور دوردستِ ژاپن.

77
00:04:31,800 --> 00:04:34,250
‫گفتی شمشیری از ژاپن؟

78
00:04:34,250 --> 00:04:36,630
‫انتظار نداشتم! الان کجاست؟

79
00:04:36,630 --> 00:04:38,340
‫شب گذشته به بندر رسید؛

80
00:04:38,340 --> 00:04:40,660
‫قطعاً امروز باید به دستتون برسه.

81
00:04:41,710 --> 00:04:44,140
‫که اینطور، دوست‌دارم زودتر ببینمش.

82
00:04:51,440 --> 00:04:54,890
‫چرا ما باید از داراییِ فرماندار محافظت کنیم؟

83
00:04:55,170 --> 00:04:56,550
‫به ما چه ربطی داره؟

84
00:04:57,350 --> 00:04:59,560
‫اینکارو برای فرماندار نمی‌کنیم.

85
00:04:59,560 --> 00:05:01,410
‫وقتی بحثِ گروه عقرب وسط باشه

86
00:05:01,410 --> 00:05:03,100
‫نمی‌تونیم نادیده‌ش بگیریم.

87
00:05:03,100 --> 00:05:04,600
‫اینو می‌دونم، ولی...

88
00:05:13,650 --> 00:05:15,850
‫اینجا یه‌کم زیادی ساکته...

89
00:05:55,790 --> 00:05:56,350
‫بریم!

90
00:05:56,550 --> 00:05:57,110
‫باشه!

91
00:06:04,120 --> 00:06:06,940
‫ای خدا، گرمه! گشنمم هست!

92
00:06:06,940 --> 00:06:10,040
‫وقتی رسیدیم روستا یه‌کم باید استراحت کنیم.

93
00:06:13,350 --> 00:06:14,870
‫ها؟ زو ـ زورو...!

94
00:06:14,870 --> 00:06:17,480
‫آماده‌ی نبرد شین!

95
00:06:17,960 --> 00:06:20,300
‫گروهبان گونزالس! وحشت نکن!

96
00:06:20,300 --> 00:06:22,080
‫من دارم از کوئن میام.

97
00:06:22,080 --> 00:06:23,980
‫انگاری گروه عقرب سمت اونجا رفته.

98
00:06:23,980 --> 00:06:25,950
‫هدفش کالسکه‌ی تو هم هست.

99
00:06:26,180 --> 00:06:27,910
‫ها؟ چی گفتی؟

100
00:06:29,700 --> 00:06:31,720
‫اگه نمی‌خوای شمشیر ژاپنی دزدیده بشه،

101
00:06:31,720 --> 00:06:33,160
‫از دستوراتم پیروی کن!

102
00:06:33,600 --> 00:06:36,170
‫می‌خوای از دستوراتِ تو پیروی کنم؟

103
00:06:38,760 --> 00:06:42,360
‫رئیس، الاناست که پیداشون بشه.

104
00:06:49,010 --> 00:06:49,700
‫اومدن.

105
00:07:06,250 --> 00:07:07,180
‫ها؟

106
00:07:08,190 --> 00:07:11,480
‫بجنبین! به دشمن فرصتی ندین!

107
00:07:11,480 --> 00:07:13,950
‫همینطوری برین! زود باشین!

108
00:07:14,270 --> 00:07:17,160
‫نذارین فرار کنن! شلیک کنین!

109
00:07:24,650 --> 00:07:26,790
‫رحمی نشون ندین! بهشون شلیک کنین!

110
00:07:28,790 --> 00:07:32,290
‫ممنون، زورو
‫به فرمانده می‌گم سریع پشتیبانی بفرسته.

111
00:07:32,840 --> 00:07:33,830
‫باشه! فهمیدم!

112
00:07:42,850 --> 00:07:45,150
‫همه‌تون باید همین الان فرار کنین!

113
00:07:53,750 --> 00:07:55,040
‫عمو! زود باش.

114
00:07:55,700 --> 00:07:59,000
‫خانواده‌ی هاکو هنوز اونجان.

115
00:07:59,790 --> 00:08:00,960
‫چی گفتی؟

116
00:08:07,470 --> 00:08:09,070
‫زود باشین دنبال کالسکه برین!

117
00:08:09,070 --> 00:08:10,370
‫اسب‌ها رو سوار شین!

118
00:08:10,370 --> 00:08:11,260
‫چشم!

119
00:08:11,260 --> 00:08:12,250
‫اجازه‌شو نمی‌دم.

120
00:08:19,580 --> 00:08:20,560
‫تو زوروئی؟

121
00:08:21,020 --> 00:08:24,530
‫درسته، بهتره سلاح‌هاتونو بهمون تحویل بدین.

122
00:08:24,530 --> 00:08:26,040
‫اینو چی می‌گی؟

123
00:08:28,840 --> 00:08:30,280
‫رئیسمونو ول کن.

124
00:08:30,280 --> 00:08:32,160
‫وگرنه اینارو می‌کشیم.

125
00:08:33,040 --> 00:08:34,350
‫چه آدمای بزدلی.

126
00:08:34,350 --> 00:08:36,620
‫انگار الان تویی که باید تسلیم شی.

127
00:08:37,230 --> 00:08:40,900
‫زورو-سان! نگران ما نباش و لطفاً فرار کن!

128
00:08:40,900 --> 00:08:42,390
‫خفه‌خون بگیر!

129
00:08:42,590 --> 00:08:43,540
‫عزیزم!

130
00:08:43,890 --> 00:08:46,500
‫ولشون کن، به‌جاشون منو بگیرین.

131
00:08:46,950 --> 00:08:52,280
‫زورو، شنیدم خیلی برای
‫زیردست‌هام دردسر درست کردی.

132
00:08:58,730 --> 00:08:59,410
‫زورو!

133
00:09:00,280 --> 00:09:02,700
‫برات بهتره که اینجا بمیری.

134
00:09:02,700 --> 00:09:05,490
‫هر اتفاقی که اینجا بیفته مقصرش خودتی.

135
00:09:05,490 --> 00:09:08,530
‫اگه می‌خوای از جونِ این خانواده بگذرم،

136
00:09:08,530 --> 00:09:11,910
‫باید اون شمشیر ژاپنی رو برامون بیاری.

137
00:09:12,430 --> 00:09:15,370
‫اگه بیارمش، گروگان‌ها رو آزاد می‌کنی؟

138
00:09:15,680 --> 00:09:18,120
‫تا فردا صبح منتظرت می‌مونم.

139
00:09:18,120 --> 00:09:18,830
‫مشکلی که نداری؟

140
00:09:40,950 --> 00:09:42,270
‫عذر می‌خوام.

141
00:09:46,920 --> 00:09:48,240
‫بالأخره رسید.

142
00:09:48,710 --> 00:09:52,970
‫فرماندار، چیزی که منتظرش بودین رسیده.

143
00:09:58,520 --> 00:10:00,440
‫اجازه بدین تقدیمتون کنم.

144
00:10:00,440 --> 00:10:02,280
‫چی فکر می‌کنین، فرماندار؟

145
00:10:02,280 --> 00:10:03,670
‫واقعاً زیباست!

146
00:10:07,140 --> 00:10:10,060
‫ریموند، تو می‌تونی رهبر فوق‌العاده‌ای باشی

147
00:10:10,060 --> 00:10:12,620
‫و می‌دونی تو قلب دیگران چی می‌گذره.

148
00:10:13,480 --> 00:10:18,350
‫نه، به‌خاطر اینکه بنده رو مسئول ارتش قرار دادین،
‫مدیون شما هستم،‌ فرماندار.

149
00:10:18,350 --> 00:10:20,600
‫این چیز کوچیکی برای ابراز قدردانیمه.

150
00:10:21,100 --> 00:10:22,970
‫ازتون قبول می‌کنم.

151
00:10:22,970 --> 00:10:25,530
‫متشکرم، براون، ریموند.

152
00:10:25,530 --> 00:10:28,220
‫نه، نه، اصلاً قابل شما رو نداره.

153
00:10:28,220 --> 00:10:32,070
‫بنده برای فرماندار هرکاری می‌کنم،
‫حتی اگه دستور بدین خودمو توی دریا بندازم.

154
00:10:34,430 --> 00:10:37,390
‫فرمانده، می‌خواستم چندلحظه وقتتونو بگیرم.

155
00:10:38,160 --> 00:10:38,520
‫چیه؟

156
00:10:39,420 --> 00:10:41,000
‫گفتی گروه عقرب؟

157
00:10:43,090 --> 00:10:44,800
‫چیه؟ اتفاقی افتاده؟

158
00:10:45,130 --> 00:10:47,460
‫خیر، چیز مهمی نیست.

159
00:10:50,400 --> 00:10:51,600
‫نیرو بفرستیم؟

160
00:10:51,600 --> 00:10:52,130
‫نه.

161
00:10:53,280 --> 00:10:54,430
‫ولی گروه عقرب...

162
00:10:55,360 --> 00:10:57,000
‫فرماندار هنوز اونجاست.

163
00:10:57,410 --> 00:10:59,890
‫پس کارهای ناچیز اولویت دستورات نیستن.

164
00:11:00,960 --> 00:11:02,240
‫محافظ مرزهای شهر رو

165
00:11:02,240 --> 00:11:05,900
‫برای فرماندار بیشتر کردن، و نه اهالی این روستا.

166
00:11:05,900 --> 00:11:06,650
‫متوجه شدی؟

167
00:11:06,650 --> 00:11:08,680
‫بله، هرطور امر کنید.

168
00:11:25,060 --> 00:11:26,200
‫ممنون می‌شم.

169
00:11:26,200 --> 00:11:27,870
‫گاری رو برگردونین.

170
00:11:32,730 --> 00:11:34,060
‫عمو، اتفاقی افتاده؟

171
00:11:34,580 --> 00:11:38,570
‫آه، لولیتا، گروه عقرب توی کوئن سروکله‌ش پیدا شده.

172
00:11:38,570 --> 00:11:42,670
‫از بقیه شنیدم که خانواده‌ی پاکو رو گروگان گرفتن.

173
00:11:43,920 --> 00:11:47,880
‫خواهش می‌کنم، پاکو و خانواده‌ش رو نجات بدین.

174
00:11:48,150 --> 00:11:49,980
‫چند دفعه باید بگم که تو گوش‌تون فرو بره؟

175
00:11:50,140 --> 00:11:52,830
‫این دستورات از طرف فرمانده‌ست!

176
00:11:52,830 --> 00:11:54,740
‫فرماندار هنوز اینجاست.

177
00:11:54,740 --> 00:11:57,310
‫اگه بذارم وارد شین،
‫باعث ناراحتی‌شون می‌شین.

178
00:11:58,650 --> 00:11:59,850
‫اینجا سد راهین!

179
00:11:59,850 --> 00:12:00,920
‫متفرق شین!

180
00:12:03,400 --> 00:12:06,000
‫سلام لولیتا، اینجا اومدی خرید؟

181
00:12:06,000 --> 00:12:08,200
‫مگه نمی‌شنوی چی می‌خوان؟

182
00:12:08,670 --> 00:12:11,490
‫باید به آدمایی که کمک می‌خوان سریع کمک کنی!

183
00:12:11,920 --> 00:12:14,490
‫درسته، خودم اینو می‌دونم

184
00:12:14,490 --> 00:12:17,280
‫سریعاً به فرمانده گزارش می‌کنم.

185
00:12:17,280 --> 00:12:18,760
‫با اجازه.

186
00:12:25,040 --> 00:12:27,370
‫اوه، گروهبان، چی شده؟

187
00:12:28,840 --> 00:12:30,350
‫فایده نداره...

188
00:12:30,350 --> 00:12:32,980
‫فایده؟ چی فایده نداره؟

189
00:12:33,760 --> 00:12:35,870
‫قرار نیست کاری کنن.

190
00:12:35,870 --> 00:12:36,840
‫ها؟

191
00:12:41,940 --> 00:12:43,900
‫می‌خوای چیکار کنی دیگو؟

192
00:12:43,900 --> 00:12:46,770
‫ارتش همینطوری قرار نیست
‫ شمشیرِ ژاپنی رو تحویلم بده.

193
00:12:46,770 --> 00:12:50,020
‫برای فرماندار کلی محافظ گذاشتن.

194
00:12:50,520 --> 00:12:52,020
‫می‌دونم.

195
00:12:52,020 --> 00:12:55,640
‫ولی هرجور حساب کنی تقصیر خودمه.

196
00:13:02,410 --> 00:13:04,580
‫دیگو، تو هم باید کمک کنی!

197
00:13:04,580 --> 00:13:05,810
‫توی چی؟

198
00:13:05,810 --> 00:13:08,010
‫باید برای جون بقیه بجنگی!

199
00:13:08,010 --> 00:13:08,730
‫چی؟

200
00:13:09,280 --> 00:13:11,900
‫بجنگم؟ منظورت توی کوئن...

201
00:13:11,900 --> 00:13:13,250
‫با گروه عقرب؟

202
00:13:13,250 --> 00:13:16,220
‫آره! ارتش خیلی بده!

203
00:13:16,220 --> 00:13:20,230
‫فرمانده حرفی به ارتش و فرماندار نمی‌زنه.

204
00:13:20,230 --> 00:13:22,760
‫خودخواه‌ بودنم حدی داره.

205
00:13:23,350 --> 00:13:25,930
‫حتی با اینکه اون خانواده گروگانن...

206
00:13:26,390 --> 00:13:30,700
‫دیگو، برنارد، هرچیزی که می‌شه
‫ به‌عنوان سلاح استفاده کردو از انبار بیارین.

207
00:13:31,320 --> 00:13:33,010
‫یه‌لحظه وایسین!

208
00:13:33,010 --> 00:13:35,820
‫پدر، واقعاً می‌خوای باهاشون بجنگی؟

209
00:13:35,820 --> 00:13:38,460
‫آره، اگه ارتش نمی‌خواد کاری کنه،

210
00:13:38,460 --> 00:13:39,720
‫چاره‌ای برامون نمی‌مونه.

211
00:13:40,100 --> 00:13:42,170
‫ولی زورو هم هست.

212
00:13:42,170 --> 00:13:45,080
‫درسته، زورو قول داد.

213
00:13:46,250 --> 00:13:48,090
‫زورو-سان به خانواده پوکو قول داد

214
00:13:48,090 --> 00:13:51,850
‫هرطور شده شمشیر کاتانا رو پیششون ببره.

215
00:13:52,550 --> 00:13:54,810
‫ولی زورو-سان هم فرقی با ما نداره.

216
00:13:54,810 --> 00:13:58,280
‫اونم نمی‌تونه شمشیرو از فرماندار بگیره.

217
00:13:58,860 --> 00:14:02,370
‫ولی ما که نمی‌تونیم حریفِ گروه عقرب بشیم.

218
00:14:02,370 --> 00:14:05,370
‫بیاید به زورو اعتماد کنیم و اینو به خودش بسپاریم.

219
00:14:05,370 --> 00:14:06,900
‫د ـ درسته!

220
00:14:06,900 --> 00:14:08,730
‫بهتره به زورو اعتماد کنیم!

221
00:14:08,730 --> 00:14:11,080
‫مطمئنم یه‌فکر خوبی تو سرشه!

222
00:14:13,050 --> 00:14:16,540
‫پدرو-سان، به‌نظر پسرم درست می‌گه.

223
00:14:16,720 --> 00:14:20,310
‫ما نمی‌دونیم چطور به گروگان‌ها کمک کنیم.

224
00:14:20,310 --> 00:14:22,930
‫بیاید تا فردا صبح منتظر باشیم.

225
00:14:23,520 --> 00:14:26,440
‫درسته، اگه زورو باشه...

226
00:14:44,990 --> 00:14:45,690
‫کی اونجاست؟

227
00:14:47,330 --> 00:14:49,080
‫چی؟ فقط یه جغده.

228
00:15:45,430 --> 00:15:47,250
‫این دیگه چیه؟

229
00:15:58,030 --> 00:16:00,780
‫ارتش هنوز سرو‌کله‌ش پیدا نشده.

230
00:16:00,780 --> 00:16:03,580
‫شاید از سلاح‌هامون ترسیدن.

231
00:16:04,700 --> 00:16:10,210
‫اگه سعی‌کردن فرار کنن،
‫ با همون سلاح‌ها درجا می‌کشیمشون.

232
00:16:12,740 --> 00:16:15,370
‫فکر می‌کنی زورو پیداش می‌شه؟

233
00:16:15,370 --> 00:16:17,240
‫شک ندارم میاد.

234
00:16:17,240 --> 00:16:19,760
‫خب البته اگه جونشون براش مهمه.

235
00:16:19,760 --> 00:16:23,050
‫دقیقاً، ممکنه از این رفقامون کینه به‌دل داشته باشه.

236
00:16:24,070 --> 00:16:25,510
‫رئیس! زورو اومده!

237
00:16:25,810 --> 00:16:27,040
‫خوبه!

238
00:16:27,040 --> 00:16:28,970
‫آماده شین بچه‌ها!

239
00:16:32,900 --> 00:16:34,390
‫آوردیش؟

240
00:16:35,870 --> 00:16:38,350
‫البته، زود باش گروگان‌ها رو آزاد کن.

241
00:16:39,050 --> 00:16:41,320
‫اسحله‌تو بنداز و بخواب زمین.

242
00:16:41,320 --> 00:16:42,800
‫بعدش ببینیم چی می‌شه.

243
00:16:47,590 --> 00:16:48,860
‫همین خوبه؟

244
00:16:52,320 --> 00:16:54,650
‫این یه شمشیر ژاپنیه؟

245
00:16:54,650 --> 00:16:56,560
‫به‌نظر گرون میاد!

246
00:16:57,600 --> 00:16:59,160
‫انگاری خیلی تیزه.

247
00:16:59,600 --> 00:17:01,160
‫روی قولم وایسادم.

248
00:17:01,160 --> 00:17:03,120
‫گروگان‌ها رو آزاد کن!

249
00:17:03,120 --> 00:17:03,930
‫خفه!

250
00:17:03,930 --> 00:17:05,480
‫از تو دستور نمی‌گیرم!

251
00:17:05,480 --> 00:17:06,610
‫دستارو ببر بالا!

252
00:17:07,240 --> 00:17:08,490
‫زورو-سان، فرار کن!

253
00:17:08,490 --> 00:17:10,300
‫این آدما می‌خوان بکشنت!

254
00:17:10,300 --> 00:17:12,000
‫تو خفه‌خون بگیر!

255
00:17:16,990 --> 00:17:18,230
‫تورنادو، تاکل!

256
00:17:26,830 --> 00:17:28,800
‫فیگارو، تو هم تلاشتو بکن!

257
00:17:29,410 --> 00:17:31,270
‫پاکو، همین حالا فرار کن!

258
00:17:33,710 --> 00:17:35,750
‫شماها دارین چه غلطی می‌کنین؟

259
00:17:35,750 --> 00:17:37,080
‫زود باشین بهش شلیک کنین!

260
00:17:52,780 --> 00:17:55,120
‫زورو، نیروی کمکی آوردم!

261
00:18:00,360 --> 00:18:01,810
‫تمومی نداره!

262
00:18:02,150 --> 00:18:04,090
‫نذارین این دزدا فرار کنن!

263
00:18:16,200 --> 00:18:16,840
‫لعنتی...

264
00:18:18,370 --> 00:18:22,410
‫زورو، کار احمقانه‌ای به‌سرت بزنه، خونتو می‌ریزم!

265
00:18:23,890 --> 00:18:28,110
‫انقدر از قدرتِ کاتانا می‌ترسی؟

266
00:18:35,640 --> 00:18:38,330
‫خوب نیست، اون کاتانا یه سلاح معمولی نیست!

267
00:18:42,130 --> 00:18:43,160
‫زورو!

268
00:18:49,730 --> 00:18:52,580
‫ها، چی؟ چطور شد؟

269
00:18:54,020 --> 00:18:56,830
‫گمونم شانس باهام یار بود.

270
00:18:56,830 --> 00:18:59,420
‫چطور این اتفاق افتاد؟ این...؟

271
00:18:59,420 --> 00:19:02,000
‫ایول! ایول!

272
00:19:09,280 --> 00:19:11,290
‫خیلی ازتون ممنونم، زورو-سان!

273
00:19:11,290 --> 00:19:13,050
‫واقعاً بهمون لطف بزرگی کردین!

274
00:19:13,670 --> 00:19:16,600
‫لطفاً این تشکرها رو از روستایی‌ها بکنین.

275
00:19:16,940 --> 00:19:19,510
‫این قدرت همه بود که باعثش شد.

276
00:19:19,800 --> 00:19:24,980
‫درسته، ارتش هم هیچ زحمتی
‫برای دستگیریشون نکشید.

277
00:19:28,040 --> 00:19:30,400
‫شمشیرم... شمشیر عزیزم کجاست؟

278
00:19:41,580 --> 00:19:44,540
‫اون زوروی لعنتی شمشیرِ فرماندارو دزدید.

279
00:19:50,150 --> 00:19:52,450
‫فرماندار، این کارا برای چیه؟

280
00:19:52,720 --> 00:19:56,030
‫احمق! این یه بامبو شکلِ کاتاناست!

281
00:19:56,540 --> 00:19:58,740
‫چی؟ چی گفتین؟

282
00:20:02,460 --> 00:20:03,880
‫فرماندار!

283
00:20:04,370 --> 00:20:06,990
‫به‌نظر میاد امیدهاتون از دست رفت.

284
00:20:07,770 --> 00:20:08,900
‫زورو!

285
00:20:08,960 --> 00:20:11,610
‫انقدر به این کاتانای باارزش اهمیت دادی

286
00:20:11,610 --> 00:20:13,480
‫که جون مردمو نادیده گرفتی!

287
00:20:13,480 --> 00:20:17,810
‫فرمانده ریموند، وقتی اوضاع رو فهمیدی
‫از ترس اینجا نیومدی؟

288
00:20:18,040 --> 00:20:20,910
‫بهتره یه‌کم از شجاعتِ این مردم یاد بگیری.

289
00:20:20,910 --> 00:20:22,640
‫فکر کردی با کی حرف می‌زنی...

290
00:20:22,640 --> 00:20:25,040
‫دارین چیکار می‌کنین؟ برین، برین دنبالش!

291
00:20:31,230 --> 00:20:32,880
‫اون زوروی لعنتی...

292
00:20:33,230 --> 00:20:35,620
‫خواستی یه کاتانای قلابی بهم قالب کنی.

293
00:20:35,620 --> 00:20:37,730
‫شاید خیلی بدم نمی‌گه.

294
00:20:37,920 --> 00:20:39,160
‫قـ ـ قربان...

295
00:20:43,610 --> 00:20:45,970
‫خیلی عذر می‌خوام، فرماندار.

296
00:20:45,970 --> 00:20:48,420
‫برای جلب اعتمادتون هرکار می‌کنم.

297
00:20:59,540 --> 00:21:01,380
‫فرمانده، خیلی معذرت می‌خوام.

298
00:21:01,380 --> 00:21:05,290
‫انگار شمشیر کاتانای بامبو اشتباهی آورده شده.

299
00:21:05,290 --> 00:21:08,550
‫مطمئن بودم ازش خوششون میاد.

300
00:21:08,750 --> 00:21:11,540
‫ساکت! نمی‌خوام این فاجعه رو بهم یادآوری کنی!

301
00:21:17,580 --> 00:21:20,590
‫گروهبان! تو کسی بودی که کمکِ زورو رو خواستی!

302
00:21:20,590 --> 00:21:23,370
‫باید تنهایی با دزدها می‌جنگیدی!

303
00:21:23,370 --> 00:21:25,270
‫از همین یه‌کار هم برنیومدی!

304
00:21:25,660 --> 00:21:27,100
‫شـ ـ شرمنده...

305
00:21:34,110 --> 00:21:35,730
‫همین عصبانیت کرد؟

306
00:21:36,230 --> 00:21:37,940
‫الان دیگه نیازی به عصبانی‌بودن نیست.

307
00:21:38,160 --> 00:21:41,010
‫آره، دیگه نمی‌خوام بهش فکر کنم.

308
00:21:42,080 --> 00:21:43,620
‫اون مال منه...!

309
00:21:44,080 --> 00:21:46,380
‫وقتی نمی‌خواد فکر کنه، پرخور می‌شه ها.

310
00:21:46,380 --> 00:21:47,080
‫آره واقعاً.

311
00:21:47,100 --> 00:21:57,100
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
