WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:15.080 --> 00:16.220
‫صبح به‌خیر، برنارد.

00:16.910 --> 00:18.700
‫تویی که، لولیتا. صبح به‌خیر.

00:19.690 --> 00:22.740
‫یه‌عالمه گل توی باغ شکوفه زده بودن،
‫پس چندتاشونو چیدم.

00:23.350 --> 00:24.690
‫از طرف من بده به ماریا.

00:24.970 --> 00:27.520
‫ممنون، مطمئنم خوشش میاد.

00:27.950 --> 00:28.520
‫دیگو کجاست؟

00:29.150 --> 00:31.020
‫یه‌کم پیش رفت سمت گاودونی.

00:31.360 --> 00:33.460
‫قراره گاوها رو ببریم زمین بغلی...

00:33.860 --> 00:35.910
‫و گوسفندها رو به‌جاشون بیاریم اینجا.

00:36.020 --> 00:38.470
‫فکر خوبیه. اینجا بزرگه و...

00:39.280 --> 00:40.100
‫چیزی شده؟

00:40.140 --> 00:41.100
‫یه‌چیزی رفت تو چشمم.

00:41.680 --> 00:42.990
‫دستت رو بهش نمال.

00:43.240 --> 00:44.200
‫خودم درش میارم.

00:47.010 --> 00:47.720
‫خدای من!

00:48.300 --> 00:48.850
‫لولیتا.

00:49.920 --> 00:51.420
‫ببخشید مزاحم شدم!

00:52.760 --> 00:54.360
‫لولیتا، سوءتفاهم شده!

00:54.620 --> 00:56.380
‫یه‌چیزی رفته بود تو چشمش
‫ و می‌خواستم درارمش.

00:57.240 --> 01:00.310
‫این دختر صاحب یکی از مزرعه‌های اطراف شهره.

01:00.660 --> 01:03.310
‫یه‌سری گوسفند از پدرش خریده بودیم...

01:03.670 --> 01:05.200
‫و اومد بگه که رسیدن.

01:06.230 --> 01:07.150
‫که اینطور!

01:07.510 --> 01:09.340
‫هیچ زنی تو دنیا نیست که عاشق دیگو بشه.

01:09.460 --> 01:12.090
‫هیچ‌جوره امکان نداره شما عاشق هم بشین.

01:13.560 --> 01:15.270
‫لولیتا، اینطوری نگو دیگه...

01:17.090 --> 01:19.300
‫شرمنده، دیگو، مزاحمتون نمی‌شم.

01:19.440 --> 01:20.860
‫نه، تنهاتون می‌ذارم.

01:21.030 --> 01:28.150
‫به دنبال پناه

01:28.680 --> 01:30.260
‫تا نیمه‌شب فردا...

01:30.550 --> 01:33.570
‫نذارید هیچ‌کس، نه حتی یک نفر وارد شهر بشه.

01:33.700 --> 01:34.440
‫فهمیدی؟

01:34.500 --> 01:35.170
‫بله، قربان!

01:35.790 --> 01:37.210
‫بریم ایست بازرسی بعدی.

01:37.390 --> 01:37.670
‫چشم!

01:41.840 --> 01:43.020
‫سلام، دیگو-کون.

01:43.260 --> 01:45.240
‫می‌تونم بپرسم داری کجا می‌ری؟

01:45.600 --> 01:47.920
‫بله، به مزرعه‌ی شهر بغلی.

01:48.090 --> 01:49.600
‫می‌رم چندتا گوسفند بخرم.

01:50.880 --> 01:54.160
‫متوجه شدم. به‌نظر میاد داری سخت کار می‌کنی.

01:54.520 --> 01:54.980
‫ها؟

01:55.430 --> 01:56.450
‫بهش توجه نکن.

01:56.600 --> 01:58.380
‫خب، توی راه مراقب خودت باش.

01:59.360 --> 02:00.580
‫برو! برو!

02:01.680 --> 02:03.150
‫«بهش توجه نکن.»

02:03.250 --> 02:05.040
‫«خب، توی راه مراقب خودت باش.»

02:05.690 --> 02:07.370
‫منظورش از اون حرفا چیه؟

02:08.020 --> 02:10.360
‫وقتی خوشحاله، نمی‌فهمه که
‫داره به دیگران آسیب می‌زنه.

02:10.870 --> 02:13.050
‫معلومه که خوشحاله.

02:13.140 --> 02:13.860
‫گروهبان!

02:14.270 --> 02:18.100
‫آخه پس‌فردا قراره ثروت فرناندز نصیبش بشه.

02:18.480 --> 02:19.570
‫فرناندز؟

02:19.760 --> 02:22.880
‫همون ثروتمندترین مردِ شهر
‫که شش ماه پیش فوت شد؟

02:23.310 --> 02:24.040
‫درسته!

02:24.330 --> 02:26.880
‫توی روز ختمش یادتونه چه اتفاقی افتاد؟

02:27.140 --> 02:27.870
‫آره.

02:28.170 --> 02:30.650
‫فرمانده ریموند بی‌خبر پیداش شد و...

02:33.780 --> 02:34.770
‫همونطور که همه واقف هستیم...

02:35.200 --> 02:36.890
‫جناب فرنداز هیچ عضو خانواده‌ای نداره.

02:37.500 --> 02:41.660
‫بنابراین تمام اموال ایشون
‫ تحت نظارت ارتش قرار می‌گیره.

02:42.140 --> 02:43.720
‫چی؟

02:48.140 --> 02:49.170
‫جسارت نباشه...

02:49.250 --> 02:52.370
‫ولی ثروتِ جناب فرناندز
‫ نمی‌تونه در اختیار ارتش دربیاد.

02:53.250 --> 02:53.860
‫چی؟

02:54.270 --> 02:56.650
‫نسناس، کی هستی که باهام اینطور حرف می‌زنی؟

02:57.020 --> 03:00.880
‫بنده وکیل خانوادگیِ جناب فرنداز؛ لوپز هستم.

03:01.380 --> 03:06.320
‫مطابق وصیت‌نامه‌ی ایشون، تمام اموال‌شون...

03:06.700 --> 03:08.200
‫به دختر و همسرشون به ارث می‌رسه.

03:08.730 --> 03:09.680
‫این غیرممکنه!

03:10.000 --> 03:11.500
‫ولی شنیدم ازدواج نکرده بود.

03:12.290 --> 03:14.750
‫قبل از اومدن به این شهر...

03:14.780 --> 03:18.260
‫همراه همسرش؛ سارا،
‫و دخترش؛ هانا زندگی می‌کرده.

03:19.180 --> 03:20.280
‫پس الان کجان؟

03:20.460 --> 03:21.420
‫در این لحظه،

03:22.210 --> 03:25.260
‫از موقعیت فعلی اون‌ها خبر نداریم،

03:25.740 --> 03:28.800
‫پس باید دنبال‌شون بگردیم،
‫و در صورتی که پیدا نشدن...

03:28.800 --> 03:30.180
‫اموال به مالکیت عموم درمیان.

03:31.030 --> 03:32.090
‫به مالکیت عمومی درمیان؟

03:32.550 --> 03:33.840
‫کِی؟ کِی زمانش می‌رسه؟

03:34.160 --> 03:35.120
‫شش ماه دیگه...

03:36.610 --> 03:38.060
‫بعد شش ماه...

03:40.950 --> 03:43.160
‫منتظر بود تا زمانش برسه...

03:43.250 --> 03:44.360
‫و پس‌فرداست.

03:45.050 --> 03:47.530
‫پس بگو چرا کپکش خروس می‌خونه.

03:48.080 --> 03:51.560
‫پس این یعنی هنوز
‫همسر و دخترش رو پیدا نکردن؟

03:52.010 --> 03:54.010
‫پس ثروت فرناندز-سان...

03:54.180 --> 03:55.590
‫به ارتش می‌رسه؟

03:55.780 --> 03:58.230
‫خب، شاید...

03:58.880 --> 03:59.810
‫شاید؟

04:00.360 --> 04:01.000
‫آها!

04:01.320 --> 04:04.400
‫پس کل اون ثروت قراره بره
‫تو جیب فرمانده ریموند، درسته؟

04:05.210 --> 04:10.100
‫آره، ولی ممکنه همسر و دخترشون بیان توی شهر،

04:10.430 --> 04:13.230
‫پس ما اینجا حواسمون به جاده هست.

04:13.680 --> 04:14.150
‫هی!

04:14.480 --> 04:15.960
‫بذارین دیگو رد بشه!

04:21.410 --> 04:21.950
‫هی،

04:22.220 --> 04:23.760
‫وقتشه که برگردیم.

04:24.310 --> 04:25.430
‫آفتاب داره غروب می‌کنه.

04:29.180 --> 04:30.120
‫تاکل، چی شده؟

04:32.420 --> 04:33.060
‫کفش؟

04:33.630 --> 04:34.670
‫وایسا، تاکل!

04:42.710 --> 04:43.880
‫د ـ دیگو،

04:44.310 --> 04:44.940
‫زود بیا اینجا!

04:47.410 --> 04:47.840
‫هی.

04:48.350 --> 04:49.350
‫طاقت بیار!

04:52.280 --> 04:53.010
‫اینجا کجاست؟

04:53.340 --> 04:55.990
‫بین مرز سانتاسکو و سانپدرو هستی.

04:56.320 --> 04:57.400
‫چه اتفاقی برات افتاد؟

04:57.870 --> 05:00.390
‫نزدیک مرز سربازهایی وایساده بودن.

05:01.220 --> 05:02.430
‫برای گرفتن ثروت به‌جامونده‌ی پدرم...

05:02.700 --> 05:04.360
‫می‌خواستم به سانتاسکو برم،

05:04.650 --> 05:06.030
‫اونجا بود که بهم حمله کردن.

05:09.780 --> 05:10.660
‫سربازهان!

05:10.890 --> 05:11.780
‫حرف باشه برای بعد!

05:12.170 --> 05:12.750
‫برنارد،

05:13.020 --> 05:14.810
‫زودتر گوسفندها رو جمع کن.

05:15.620 --> 05:16.140
‫باشه!

05:21.450 --> 05:22.100
‫دیگو،

05:22.650 --> 05:25.600
‫یه دختر جوون با موی بلوند ندیدی؟

05:26.010 --> 05:28.150
‫تمام مدت خواب بودم،

05:28.270 --> 05:29.800
‫پس هیچ‌کس رو ندیدم!

05:30.250 --> 05:31.160
‫ستوان!

05:31.430 --> 05:33.070
‫لولیتا تازه دست رد به سینه‌ت زده...

05:33.250 --> 05:35.850
‫حالا افتادی دنبال دخترای دیگه؟

05:36.550 --> 05:37.700
‫چی گفتی؟

05:38.300 --> 05:39.100
‫به چی می‌خندی؟

05:39.250 --> 05:40.520
‫نه، هیچی، ستوان.

05:40.940 --> 05:43.880
‫شاید آب رودخونه با خودش بردتش.

05:46.040 --> 05:47.900
‫بعد از اینکه از پل پایین افتاد...

05:48.670 --> 05:49.680
‫فکر نمی‌کنم زنده باشه،

05:50.470 --> 05:52.750
‫ولی تا جسدشو ندیدم، خیالم راحت نمی‌شه.

05:53.520 --> 05:55.470
‫همینطور باز گشت‌زنی ادامه بدین.

05:56.330 --> 05:57.640
‫من توی ایست بازرسی منتظرتونم.

05:57.840 --> 05:58.070
‫چشم!

06:05.480 --> 06:07.130
‫دیگه امنه. می‌تونی بیای بیرون.

06:11.580 --> 06:12.790
‫خیلی ازتون ممنونم.

06:16.040 --> 06:16.840
‫هان؟

06:16.970 --> 06:18.280
‫دخترش؟

06:18.470 --> 06:20.370
‫یه گردنبند صلیب طلایی گردنشه.

06:20.450 --> 06:21.440
‫راحت قابل تشخیصه.

06:22.770 --> 06:24.430
‫باید هرچه سریع‌تر پیداش کنیم

06:24.670 --> 06:25.850
‫و جلوش رو بگیریم.

06:26.660 --> 06:27.930
‫اطاعت می‌شه!

06:29.240 --> 06:31.540
‫«به دختر عزیزم، هانا»

06:32.040 --> 06:33.820
‫«پدرت، کارلوس فرناندز»

06:34.930 --> 06:35.470
‫شکی توش نیست،

06:35.790 --> 06:36.750
‫تو وارث واقعیشی.

06:37.200 --> 06:37.720
‫بله.

06:38.110 --> 06:39.870
‫ولی وقتی درمورد مرگ پدرم...

06:40.280 --> 06:41.450
‫و اطلاعت وراثت شنیدم...

06:41.780 --> 06:44.080
‫نمی‌خواستم قبولش کنم.

06:44.510 --> 06:45.050
‫چرا؟

06:45.300 --> 06:47.390
‫درسته، بدجوری پولدار می‌شی ها.

06:47.810 --> 06:49.260
‫وقتی من و مادرم رو تنها گذاشت...

06:49.500 --> 06:51.530
‫از خودش و پولش بیزار بودم.

06:52.410 --> 06:53.640
‫ولی یتیم‌خونه...

06:54.340 --> 06:54.990
‫یتیم‌خونه؟

06:55.910 --> 06:58.490
‫مادرم 10 سال اونجا کار می‌کرده.

06:59.400 --> 07:01.470
‫برای حفاظت ازش هرکاری می‌کردم...

07:01.740 --> 07:03.220
‫ولی وضع اقتصادی بد بود،

07:04.270 --> 07:06.160
‫و برای بزرگ‌کردن بچه‌ها...

07:06.460 --> 07:08.670
‫غذای کافی وجود نداشت.

07:12.020 --> 07:13.630
‫برای همین می‌خوای ارثیه رو بگیری.

07:14.490 --> 07:17.810
‫بله. ولی به این‌چیزا اهمیتی نمی‌دم.

07:18.010 --> 07:20.540
‫فقط به‌قدری می‌خوام که
‫ بتونم یتیم‌خونه رو بازسازی کنم.

07:20.750 --> 07:21.600
‫منظورتو می‌فهمم.

07:21.890 --> 07:23.360
‫ما بهت کمک می‌کنیم.

07:24.310 --> 07:25.020
‫یه‌لحظه وایسا.

07:25.170 --> 07:27.460
‫اصلاً چطوری می‌خواد بیاد توی شهر؟

07:27.880 --> 07:30.420
‫خودت می‌دونی که سربازها جاده رو محاصره کردن.

07:31.010 --> 07:33.800
‫نگران نباش. یه فکر خوب دارم.

07:34.840 --> 07:35.960
‫فکر خوب؟

07:43.640 --> 07:46.110
‫حالا گرفتم. دیگه نمی‌بیننش

07:46.290 --> 07:48.610
‫اینطوری دیگه منو نمی‌شناسن.

07:49.420 --> 07:51.920
‫درسته. حالا نوبت خودته.

07:52.950 --> 07:53.510
‫چی؟

07:56.100 --> 07:56.870
‫بذار ببینم...

07:57.820 --> 07:59.840
‫مطمئنی فقط همینارو داری؟

08:00.250 --> 08:00.640
‫بله.

08:01.210 --> 08:02.990
‫ولی یه‌مقدار سختگیر نشدین؟

08:03.310 --> 08:05.580
‫حرفای غیرضروری نزن!

08:05.750 --> 08:08.290
‫مهم‌تر از اون، این مرد دیگه کیه؟

08:08.680 --> 08:11.370
‫راستش، اولین‌باره که گوسفند می‌خریم.

08:11.790 --> 08:13.080
‫فروشنده رو با خودم آوردم...

08:13.420 --> 08:15.720
‫تا طرز نگهداری‌شونو بهمون یاد بده.

08:17.040 --> 08:19.570
‫نخیر. نمی‌تونم اجازه عبور بدم.

08:19.740 --> 08:20.910
‫نمی‌شه که!

08:21.710 --> 08:23.010
‫واقعاً شرمنده،

08:23.500 --> 08:24.220
‫فهمیدم.

08:24.510 --> 08:26.360
‫پس‌فردا دیگه مشکلی نیست.

08:26.730 --> 08:28.420
‫می‌تونه اون زمان بیاد.

08:29.300 --> 08:30.370
‫ای داد بیداد...

08:30.400 --> 08:32.340
‫هیچی درمورد گوسفندها نمی‌دونم.

08:33.290 --> 08:34.730
‫پس یه‌کار دیگه می‌کنیم.

08:35.450 --> 08:38.810
‫یه شراب خیلی باکیفت داریم،
‫ می‌تونم برات بیارم.

08:39.250 --> 08:39.970
‫چی؟

08:40.140 --> 08:41.030
‫شراب باکیفیت؟

08:42.380 --> 08:42.970
‫چاره‌ای نیست.

08:43.090 --> 08:44.400
‫همین یه‌بار می‌ذارم رد بشین.

08:44.800 --> 08:46.140
‫راهو باز کنین!

08:46.640 --> 08:47.130
‫چشم!

08:53.230 --> 08:54.560
‫هوی، وایسا ببینم!

08:55.870 --> 08:56.220
‫آمم...

08:56.440 --> 08:57.150
‫چی شده؟

08:57.470 --> 08:58.310
‫تو رو نمی‌گم!

08:58.480 --> 09:00.060
‫یه‌چیز درمورد اون مرد عجیبه!

09:02.360 --> 09:03.370
‫منظورتون چیه؟

09:03.870 --> 09:04.660
‫قضیه بودارـه.

09:07.600 --> 09:08.920
‫حدس می‌زدم.

09:09.100 --> 09:11.240
‫هی، ببرش یه دوش بگیره.

09:11.320 --> 09:12.920
‫لااقل بذار لباس‌هاشو بشوره.

09:13.020 --> 09:14.640
‫چه بوی افتضاحی.

09:15.620 --> 09:16.600
‫چشم، همین‌کارو می‌کنم.

09:22.030 --> 09:24.270
‫لباسای خیلی کثیفی بهش دادی.

09:24.360 --> 09:26.990
‫نمی‌تونستی چیز تمیزتری بدی؟

09:27.230 --> 09:28.240
‫شرمنده، شرمنده.

09:28.670 --> 09:30.300
‫ولی خودتم با بوش مشکل داری؟

09:30.670 --> 09:31.950
‫شرمنده، هانا-سان.

09:32.820 --> 09:34.050
‫چیزی نیست. عیبی نداره.

09:34.120 --> 09:35.470
‫من که باهاش مشکل ندارم.

09:35.770 --> 09:37.590
‫به لطف تو، راحت می‌رسم شهر.

09:37.730 --> 09:38.320
‫دیدی؟

09:38.430 --> 09:40.670
‫هانا-سان هم می‌گه کار خوبی کردم.

09:40.720 --> 09:43.030
‫واقعاً که، دیگه کاریه که شده.

09:47.670 --> 09:49.620
‫آدمای مشکوکی که از اینجا رد نشدن؟

09:50.690 --> 09:51.390
‫راستش،

09:51.680 --> 09:52.790
‫حدود یک ساعت پیش...

09:52.940 --> 09:54.890
‫یه پسر از خانواده‌ی وگا رفت توی شهر.

09:55.660 --> 09:56.930
‫آها، اونو می‌گی.

09:57.590 --> 10:01.170
‫و یه چوپان مشکوک رو با خودش آورده بود.

10:01.660 --> 10:02.180
‫چی؟

10:02.980 --> 10:03.700
‫گروهبان!

10:04.350 --> 10:05.020
‫بله...

10:05.230 --> 10:06.730
‫مشکلی پیش اومده؟

10:07.590 --> 10:10.060
‫بهت گفته بودم نذار
‫ آدم مشکوکی از اینجا رد بشه.

10:10.380 --> 10:11.510
‫یه‌لحظه وایسید.

10:11.800 --> 10:13.610
‫اونی که باهاش اومد، دختر نبود.

10:13.900 --> 10:16.960
‫فقط یه چوپان بود که
‫برای آموزش گوسفندداری اومده بود.

10:17.340 --> 10:18.050
‫ابله!

10:18.300 --> 10:19.970
‫وقتی باهم دیگو رو دیدیم،

10:20.100 --> 10:21.410
‫چوپانی باهاش نبود!

10:21.530 --> 10:23.270
‫ها؟ چی گفتید؟

10:28.720 --> 10:29.640
‫خوشمزه‌ست.

10:30.340 --> 10:32.810
‫امشب می‌تونی آروم توی خونه‌ی من بخوابی.

10:33.430 --> 10:36.520
‫واقعاً خیلی بهتون مدیونم.

10:37.180 --> 10:38.760
‫برای تشکر چیکار می‌تونم بکنم؟

10:41.720 --> 10:42.450
‫دیگو؟

10:43.160 --> 10:46.150
‫سلام، لولیتا. این وقت شب بیرون چیکار می‌کنی؟

10:46.700 --> 10:47.990
‫داشتم میومدم خونه‌تون.

10:48.330 --> 10:50.300
‫خودت خواستی براتون شراب بیارم.

10:50.750 --> 10:52.310
‫چه موقع خوبی.

10:52.400 --> 10:54.410
‫به گروهبان قول دادم براش ببرم.

10:54.490 --> 10:55.560
‫این شراب رو؟

10:55.860 --> 10:56.850
‫خیلی باکیفیته ها.

10:57.140 --> 10:58.650
‫آخه دلیل داره.

11:00.510 --> 11:02.420
‫راستی، اون کیه کنارت وایساده؟

11:03.280 --> 11:05.170
‫معرفی می‌کنم، این دختر...

11:05.990 --> 11:06.710
‫دختر؟

11:08.640 --> 11:10.440
‫نه، منظورم این نبود...

11:13.170 --> 11:14.500
‫می‌دونستم.

11:15.640 --> 11:17.120
‫از دیدنتون خوشوقتم، اسم من هاناـه.

11:17.290 --> 11:18.520
‫معنی اینا چیه؟

11:18.910 --> 11:20.640
‫فقط به‌خاطر یه مسئله کاریه.

11:20.860 --> 11:22.690
‫به‌خاطر مسئله کاری بغلت می‌کرد؟

11:23.210 --> 11:24.470
‫گفتم که، سوءتفاهم شده.

11:27.480 --> 11:29.820
‫لولیتا، ممنون که برامون پیداش کردی.

11:30.950 --> 11:31.740
‫لعنتی!

11:32.550 --> 11:33.670
‫چه‌خبر شده؟

11:41.460 --> 11:42.740
‫صلیب رو کجا گذاشتی؟

11:42.790 --> 11:44.750
‫نمی‌دونم درباره چی حرف می‌زنی!

11:45.260 --> 11:46.140
‫عوضی!

11:46.590 --> 11:48.360
‫بازم دلت می‌خواد درد بکشی؟

11:48.790 --> 11:50.730
‫ستوان، تا همینجا کافیه!

11:51.820 --> 11:52.200
‫ولی...!

11:52.950 --> 11:56.240
‫دیگو، تو چه مرگت شده؟

11:56.730 --> 11:58.500
‫جرئت داری که ارتش رو

11:58.620 --> 12:00.350
‫در مقابل خودت قرار بدی.

12:00.730 --> 12:02.550
‫اینطور نیست!

12:02.700 --> 12:04.100
‫خودمم نمی‌فهمم چه‌خبر شده.

12:04.140 --> 12:04.530
‫اوه؟

12:04.910 --> 12:07.010
‫پس چرا اون دختر رو به شهر آوردی؟

12:07.470 --> 12:10.050
‫چی باعث شده انقدر شجاع بشی؟

12:10.160 --> 12:12.660
‫مگه معلوم نیست؟

12:12.720 --> 12:13.260
‫چی؟

12:13.860 --> 12:15.910
‫اگه همچین دختر قشنگی ازتون خواهش کنه...

12:16.600 --> 12:18.870
‫شما هم باشید نه نمیارید، مگه نه، فرمانده؟

12:21.340 --> 12:23.190
‫حتی اگه کسی صلیب یا مدرک دیگه‌ای پیدا کنه...

12:23.700 --> 12:26.630
‫در صورتی که تا 12 شب فردا
‫اون دختر رو اینجا نگه داریم...

12:26.810 --> 12:28.260
‫تمام اون ثروت مال من می‌شه.

12:28.950 --> 12:30.160
‫نذارید اون دختر فرار کنه.

12:30.320 --> 12:31.890
‫نگهبان‌ها رو بیشتر کنین.

12:32.000 --> 12:32.170
‫چشم.

12:34.980 --> 12:37.260
‫درسته که فقط دوست بچگی‌هامه،

12:37.650 --> 12:41.410
‫ولی باید بدونم یه دختر دیگه
‫پیش دیگو چیکار می‌کنه!

12:41.990 --> 12:43.720
‫نه، نمی‌شه. نمی‌شه.

12:43.800 --> 12:45.470
‫این‌بار نمی‌تونم کسی رو راه بدم.

12:45.620 --> 12:48.260
‫شاید از یه روش دیگه
‫ بتونم راضی‌ت کنم، گروهبان.

12:48.400 --> 12:49.960
‫لـ ـ طـ ـ فـ ـ ـاً.

12:50.900 --> 12:53.490
‫احمق! این چه کاریه تو روز روشن؟

12:54.860 --> 12:56.040
‫اون... نگو که...

12:56.490 --> 12:57.980
‫شراب باکیفیت.

13:00.310 --> 13:02.860
‫یواشکی آوردنش خیلی سخت بودا.

13:02.940 --> 13:03.330
‫نه.

13:03.570 --> 13:04.780
‫واقعاً نمی‌خوام این‌کارو کنم.

13:05.440 --> 13:06.330
‫واقعاً؟

13:06.610 --> 13:08.820
‫پس اگه دلت نمی‌خواد، برش می‌گردونم

13:10.030 --> 13:10.980
‫یه‌لحظه وایسا.

13:11.890 --> 13:13.860
‫فقط ده دقیقه ها. بجنب.

13:14.010 --> 13:15.860
‫ممنونم، گروهبان.

13:17.590 --> 13:18.120
‫دیگو.

13:18.580 --> 13:20.430
‫لولیتا، اینجا چیکار می‌کنی؟

13:21.800 --> 13:23.540
‫داستان رو از برنارد شنیدم.

13:24.220 --> 13:25.920
‫الکی ازت عصبانی شدم...

13:26.100 --> 13:26.770
‫متأسفم.

13:27.630 --> 13:29.090
‫برای نجات‌تون اومدم.

13:29.260 --> 13:30.160
‫کاری ازم برمیاد؟

13:30.370 --> 13:31.210
‫یه‌لحظه گوشِت رو بیار.

13:32.170 --> 13:33.960
‫ببین، ازت می‌خوام...

13:34.710 --> 13:36.550
‫چی؟ با این دختره‌ی چشم‌سفید؟

13:36.750 --> 13:38.660
‫آخه مگه تو این دختره چی دیدی؟

13:39.080 --> 13:42.110
‫نمی‌خوام حرفای مرتیکه‌ی کثیفی مثل تو رو بشنوم.

13:42.620 --> 13:43.870
‫چه ترسناک.

13:45.990 --> 13:47.620
‫آخیش... خالی شدم.

13:47.950 --> 13:49.320
‫گروهبان، ممنون.

13:49.500 --> 13:51.150
‫نه، قابلتو نداشت.

13:51.940 --> 13:53.910
‫چرا این‌همه لباس زورو؟

13:54.570 --> 13:56.630
‫می‌خوای باهاشون چیکار کنی؟

13:56.940 --> 13:58.490
‫وایسا و خودت ببین.

14:00.480 --> 14:01.630
‫بانو لولیتا.

14:02.440 --> 14:04.750
‫این نون‌ها اندازه‌شون خوبه؟

14:05.830 --> 14:06.280
‫بله.

14:06.750 --> 14:07.410
‫برنارد،

14:07.880 --> 14:09.340
‫گردنبند هانا رو بهم بده.

14:09.350 --> 14:09.720
‫بیا.

14:11.300 --> 14:12.810
‫دیگه داره وقتش می‌رسه.

14:13.030 --> 14:13.570
‫لوپز.

14:14.180 --> 14:16.390
‫بهتر نیست کم‌کم آماده بشیم؟

14:16.460 --> 14:17.370
‫منظورم کاغذبازی‌هاست.

14:19.280 --> 14:21.450
‫هنوز یک ساعت و نیم باقی مونده.

14:23.850 --> 14:24.230
‫بیا تو.

14:25.570 --> 14:27.120
‫فرمانده، شرمنده دیر کردم.

14:28.230 --> 14:31.120
‫فرمانده، این وقت شب باهام چیکار دارید؟

14:31.190 --> 14:32.750
‫اوه، واقعاً شرمنده مزاحم شدم.

14:32.970 --> 14:35.010
‫اموالِ فرناندز در نیمه‌شب...

14:35.320 --> 14:37.440
‫به مالکیت عمومی در میان.

14:38.220 --> 14:40.870
‫فکر کردم باید به‌عنوان شاهد حضور داشته باشید.

14:41.660 --> 14:42.180
‫گابریل!

14:42.560 --> 14:44.170
‫دیگه می‌تونی برگردی سر پستت.

14:44.510 --> 14:44.920
‫بله، قربان!

14:47.080 --> 14:51.620
‫فرمانده، خانواده وگا، غذا و شراب فرستادن.

14:53.020 --> 14:56.440
‫حتماً برای کم‌کردن مجازات دیگو این‌کارو کردن.

14:57.680 --> 14:59.510
‫هدایا رو قبول کن و بفرستشون برن!

14:59.770 --> 15:00.060
‫چشم!

15:02.880 --> 15:05.410
‫همگی گوش کنین، طبق نقشه پیش می‌ریم!

15:05.590 --> 15:07.030
‫باشه!

15:10.170 --> 15:13.340
‫برنارد، فقط تویی که لباس اندازه‌شه.

15:14.710 --> 15:15.760
‫آخه بقیه رو ببین!

15:16.800 --> 15:18.150
‫نه بابا.

15:18.270 --> 15:20.270
‫به خودتم میاد، لولیتا.

15:20.390 --> 15:21.410
‫واقعاً؟

15:21.940 --> 15:24.060
‫اینطوری نگو، برنارد.

15:28.840 --> 15:29.600
‫مورد عجیبی نبوده؟

15:29.630 --> 15:30.940
‫بله، یعنی نبوده!

15:31.480 --> 15:32.580
‫50 دقیقه دیگه.

15:33.340 --> 15:34.950
‫زوروئه! زورو پیداش شده!

15:35.020 --> 15:35.470
‫چی؟

15:37.030 --> 15:38.740
‫شما از اینجا جُم نخورین!

15:44.570 --> 15:45.300
‫چه‌خبر شده؟

15:45.730 --> 15:47.730
‫اون‌طرف رفت! نذارین فرار کنه!

15:54.270 --> 15:55.310
‫همه برگردین!

15:55.490 --> 15:56.510
‫اینجاست!

16:03.090 --> 16:05.350
‫عوضی، کدوم‌یکی واقعیه؟

16:08.130 --> 16:09.160
‫دنبالش برین!

16:13.260 --> 16:14.400
‫گروهبان، چیکار کنیم؟

16:14.580 --> 16:16.200
‫کسی پیش‌مون نیست.

16:17.700 --> 16:19.800
‫شما دوتا برین خب!

16:19.840 --> 16:20.320
‫چشم!

16:21.410 --> 16:22.750
‫وایسا!

16:23.500 --> 16:25.880
‫اینجا چه‌خبر شده؟

16:28.190 --> 16:30.790
‫بهتر نیست اگه همینجا بیهوش بشی؟

16:32.510 --> 16:33.440
‫باشه!

16:38.150 --> 16:39.110
‫ممنونم، لولیتا.

16:39.390 --> 16:40.000
‫نجات‌مون دادی.

16:40.640 --> 16:42.370
‫جلوی درِ پشتی یه اسب منتظره.

16:43.170 --> 16:46.110
‫بقیه‌شو بسپارین به ما و بجنبین.
‫وقت زیادی ندارین!

16:46.450 --> 16:47.610
‫باشه، ممنونم.

16:48.170 --> 16:49.010
‫خیلی‌خب، بجنب!

16:49.020 --> 16:49.260
‫باشه!

16:50.370 --> 16:52.310
‫چرا انقدر سرد برخورد می‌کنه؟

16:52.730 --> 16:54.880
‫می‌مُرد یه‌کم گرم‌تر تشکر کنه؟

17:01.040 --> 17:02.500
‫دختره فرار کرد!

17:03.860 --> 17:05.140
‫خوب نیست. گابریل‌ـه.

17:05.620 --> 17:07.140
‫من اینجا می‌مونم!

17:07.460 --> 17:07.710
‫برو!

17:15.080 --> 17:16.270
‫دیگو، عوضی!

17:16.720 --> 17:18.420
‫ستوان، لطفاً حرفمو باور کن!

17:18.440 --> 17:20.610
‫زورو به‌زور منو آورد بیرون!

17:21.050 --> 17:22.250
‫فهمیدم بابا! فهمیدم!

17:22.370 --> 17:23.700
‫مهم‌تر از اون، دختره کجا رفت؟

17:23.800 --> 17:24.620
‫کدوم طرف فرار کرد؟

17:24.910 --> 17:29.660
‫جدی می‌گم! حتی به‌فکر فرار کردن هم نبودم!

17:29.710 --> 17:31.720
‫بسه دیگه! برو کنار، سر راهی!

17:31.980 --> 17:32.500
‫گمشو!

17:32.650 --> 17:33.320
‫گمشو کنار!

17:33.360 --> 17:34.770
‫خواهش می‌کنم!

17:34.820 --> 17:36.290
‫لطفاً حرفمو باور کنید!

17:39.450 --> 17:40.670
‫چه آدم رقت‌انگیزی.

18:07.150 --> 18:10.400
‫اگه مثل یه دختر خوب توی
‫ زندان می‌موندی، بهتر از مرگ بود.

18:15.940 --> 18:16.840
‫کـ ـ کی اونجاست؟

18:24.030 --> 18:27.280
‫زورو! دوباره می‌خوای تو کارم دخالت کنی!

18:32.000 --> 18:33.900
‫واقعاً حیف شد، ستوان!

18:34.060 --> 18:35.850
‫این دختر با زورو قرار داره.

18:36.820 --> 18:37.910
‫این صدا...

18:43.470 --> 18:44.480
‫دو دقیقه مونده...

18:45.260 --> 18:46.010
‫بسیار خب، دوستان.

18:46.310 --> 18:47.260
‫تا دو دقیقه دیگه...

18:47.420 --> 18:49.470
‫تمام اون ثروت در اختیار ارتش قرار می‌گیره.

18:49.960 --> 18:51.150
‫پس به مناسبت این لحظه...

18:51.320 --> 18:53.020
‫از همگی خواهشمندم در کنار سربازها...

18:53.140 --> 18:58.910
‫به صرف شراب و غذا، جشنی برپا کنیم.

19:00.150 --> 19:01.230
‫این چه وضعشه...

19:01.950 --> 19:02.540
‫لعنتی...

19:09.150 --> 19:11.960
‫یکی از اعضای خانواده‌ی جناب فرناندز،

19:12.120 --> 19:13.980
‫دخترش، هانا رو همراه خودم آوردم.

19:14.910 --> 19:15.470
‫دهنتو ببند!

19:15.840 --> 19:16.620
‫بکشیدش!

19:26.980 --> 19:28.820
‫این بی‌ادبیه، فرمانده.

19:30.210 --> 19:32.110
‫به خودت مغرور نشو، زورو.

19:32.590 --> 19:35.840
‫لوپز، مدرکی وجود نداره که
‫ نشون بده این دختر واقعی‌شه.

19:36.540 --> 19:38.820
‫دختر واقعی باید یه صلیب طلایی داشته باشه.

19:39.740 --> 19:40.220
‫خب...

19:41.200 --> 19:41.940
‫دیدین؟

19:42.100 --> 19:45.710
‫اون فقط یه شیّاده که
‫بوی ارث و میراث به دماغش خورده.

19:46.140 --> 19:47.370
‫نباید گولش رو بخورین!

19:49.490 --> 19:51.150
‫و اگه یه صلیب طلایی داشته اشه...

19:51.500 --> 19:53.130
‫دختر واقعی به‌حساب میارینش؟

19:54.320 --> 19:55.180
‫اگه داشته باشه.

19:56.060 --> 19:57.270
‫پس اینجا رو ببین...

19:57.400 --> 19:57.790
‫چی؟

19:59.350 --> 20:00.660
‫اگه نصفش کنم...

20:10.580 --> 20:12.400
‫چیزی روی صلیب نوشته شده،

20:13.010 --> 20:14.160
‫لطفاً بخونیدش.

20:15.930 --> 20:19.560
‫«به دختر عزیزم، هانا.
‫پدرت، کارلوس فرناندز.»

20:19.650 --> 20:21.240
‫شکی توش نیست.

20:24.890 --> 20:26.350
‫تبریک می‌گم، هانا-سان.

20:27.320 --> 20:28.560
‫باورم نمی‌شه! غیرممکنه!

20:30.290 --> 20:30.920
‫خیلی‌خب...

20:31.210 --> 20:33.320
‫دیگه، وقتشه که سیندرلا رو تنها بذارم.

20:33.410 --> 20:33.980
‫فرمانده.

20:36.130 --> 20:37.480
‫نذارین فرار کنه! بگیرینش!

20:37.550 --> 20:38.430
‫تعقیبش کنین!

20:43.520 --> 20:44.170
‫چی؟

20:44.880 --> 20:46.700
‫یکی یادش رفته لباس زوروش رو عوض کنه؟

20:50.590 --> 20:52.080
‫یعنی کی بود؟

20:52.400 --> 20:54.330
‫حتماً زوروی واقعی بوده.

20:54.440 --> 20:55.150
‫چی؟

20:55.560 --> 20:57.110
‫آخه اونجا رو ببین.

21:00.260 --> 21:02.850
‫لعنت بهت، زورو!

21:03.540 --> 21:08.660
‫هانا-سان، مطمئنید که فقط
‫نیمی از ارثیه رو می‌خواید؟

21:09.660 --> 21:10.230
‫بله.

21:10.720 --> 21:13.370
‫این برای بازسازی یتیم‌خونه کافیه.

21:13.450 --> 21:15.140
‫ختم به‌خیر شد، نه؟

21:15.230 --> 21:16.960
‫راستی، دیگو کجاست؟

21:17.350 --> 21:19.540
‫اصلاً اینجا نیومد.

21:20.530 --> 21:24.470
‫آه... احتمالاً رفته یه‌جا قایم شده.

21:25.180 --> 21:28.260
‫نه، داشت شجاعانه می‌جنگید.

21:28.320 --> 21:28.970
‫مطمئنم.

21:29.140 --> 21:29.520
‫ها؟

21:32.690 --> 21:33.220
‫تو اون لحظه...

21:41.190 --> 21:43.970
‫تورنادو، دیگه خسته‌شون کردیم.
‫می‌خوای بریم خونه؟

21:46.180 --> 21:46.920
‫خیلی‌خب...

21:47.310 --> 21:48.310
‫بریم تو کارشون!

21:48.330 --> 21:58.330
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
