WEBVTT

00:00.620 --> 00:07.350
‫همبستگی خونی

00:10.250 --> 00:13.150
‫خب، بزرداشت گندم‌مون افزایش داشته...

00:13.150 --> 00:16.680
‫و این به لطف کمک کارلوس-سان و شما دوستانه.

00:16.680 --> 00:21.050
‫قبل از همه هم برای پرثمر بودن زمین‌ها
‫ باید از خداوند متشکرم باشیم.

00:21.050 --> 00:22.080
‫ارباب!

00:22.720 --> 00:27.380
‫بیاید حرفای رسمی رو تموم کنیم
‫و سریع‌تر بریم سراغ گاوبازی!

00:27.670 --> 00:31.620
‫دوستان، کارلوس-سان هم اسپانسرشه،

00:31.620 --> 00:35.300
‫پس حتماً جایزه‌ی خوبی تو راهه!

00:40.310 --> 00:41.310
‫گاوبازی!

00:41.310 --> 00:44.980
‫گاوبازی! گاوبازی! گاوبازی!

00:44.980 --> 00:45.870
‫گاوبازی!

00:45.870 --> 00:50.730
‫باشه، باشه! صحبت‌ها رو کنار می‌ذاریم،
‫و برای شروع آماده می‌شیم!

00:52.010 --> 00:53.150
‫هورا! هورا!

00:53.170 --> 01:01.170
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:02.480 --> 01:03.980
‫تو می‌تونی!

01:03.980 --> 01:05.980
‫یالا!

01:05.980 --> 01:07.810
‫همش همین بود، دیگو؟

01:11.830 --> 01:13.620
‫تمام تلاشتو بکن، دیگو!

01:13.620 --> 01:16.870
‫ارباب جوان، اگه بیفتی از شام خبری نیستا!

01:16.870 --> 01:18.590
‫نمی‌شه که...

01:20.250 --> 01:22.780
‫ولی بهتره رازِ زورو رو مخفی نگه دارم...

01:22.780 --> 01:25.470
‫ولی با این وضع، لولیتا ازم متنفر می‌شه.

01:27.440 --> 01:28.890
‫خیلی‌خب، حالا...

01:30.930 --> 01:32.150
‫ایول!

01:32.460 --> 01:33.610
‫دیگو!

01:33.610 --> 01:36.280
‫کارت عالی بود، پسر خوبم!

01:36.280 --> 01:40.610
‫آره، برای همین باید سریع‌تر
‫بساط ازدواج رو جور کنیم!

01:41.770 --> 01:43.030
‫چی گفتی؟

01:43.290 --> 01:44.740
‫ا ـ ازدواج؟

01:44.740 --> 01:48.050
‫پدر، فکرای الکی نکن!

01:48.050 --> 01:51.040
‫مگه نمی‌دونی قلب من متعلق به یکی دیگه‌ست؟

01:53.580 --> 01:56.040
‫اینی که می‌گی کیه؟

01:56.040 --> 01:57.300
‫معلومه، منظورم زوروئه!

01:58.760 --> 01:59.970
‫د ـ دیگو!

02:00.250 --> 02:03.470
‫کمک کنین!

02:14.000 --> 02:14.980
‫خدایا...

02:19.420 --> 02:20.630
‫کمک...

02:25.990 --> 02:29.330
‫یه‌نفر... کمک...

02:32.670 --> 02:36.980
‫واقعاً که! رقت‌انگیزه که اون‌شکلی ببازی، ارباب جوان!

02:36.980 --> 02:39.230
‫اینطوری نگو، ماریا.

02:40.580 --> 02:42.990
‫ولی در این‌صورت، لولیتا ازت متنفر می‌شه.

02:43.100 --> 02:44.320
‫می‌خوای چیکار کنی، دیگو؟

02:44.320 --> 02:46.680
‫نمی‌تونه هیچ غلطی بکنه.

02:46.680 --> 02:47.670
‫تو این شرایط...

02:47.670 --> 02:50.890
‫لولیتا کم‌کم فاصله‌شو ازت بیشتر می‌کنه.

02:51.290 --> 02:52.700
‫برای چی انقدر عصبانی شدی، ماریا؟

02:52.700 --> 02:54.650
‫حرف نباشه!

02:55.050 --> 02:58.610
‫اگه دنبال خانواده پریدوکس راه بیفتی،
‫عالم و آدم مسخره‌ت می‌کنن!

03:24.770 --> 03:26.360
‫لولیتا!

03:27.480 --> 03:31.640
‫قراره با یه‌سری اهالی شهر بریم
‫ خوش بگذرونیم. باهامون میای؟

03:31.640 --> 03:33.390
‫آره، میام!

03:33.390 --> 03:36.860
‫پس پشت اون صخره منتظرت می‌مونیم، باشه؟

03:59.850 --> 04:01.180
‫محض اطلاع می‌گم...

04:01.180 --> 04:05.240
‫فقط چون برنارد و ماریا خواستن اومدم.

04:06.930 --> 04:08.260
‫اصلاً گوش می‌دی؟

04:08.260 --> 04:12.470
‫آ ـ آره، ولی به‌نظرت اهالی شهر
‫ خیلی پرشور نیستن؟

04:13.420 --> 04:15.450
‫من تشنمه.

04:15.450 --> 04:18.610
‫جدی؟ چطوره اونجا وایسیم یه‌چیزی بخوریم؟

04:29.210 --> 04:33.490
‫با اینکه شهرمون تحت اشغال ارتشه،

04:33.490 --> 04:35.870
‫حال و هوای اهالی خیلی تغییر نکرده.

04:37.070 --> 04:41.520
‫راست می‌گی. حتی با اینکه
‫مالیات‌های سنگین به سربازها می‌دن؛

04:41.520 --> 04:44.020
‫چطوری هنوز می‌تونن خوش بگذرونن؟

04:44.020 --> 04:46.090
‫به لطف شهردار سانچز‌ـه.

04:46.580 --> 04:48.080
‫شهردار سانچز؟

04:48.080 --> 04:53.690
‫چیه؟ مگه شهردار سانچز رو نمی‌شناسین؟
‫گمونم شما اینجا زندگی نمی‌کنین.

04:53.690 --> 04:56.240
‫بله، ما از سانتا کلاریتا اومدیم.

04:56.240 --> 04:58.200
‫پس تقصیری ندارین.

04:58.200 --> 05:04.530
‫به لطف سانچز-سان که بالاسر این شهره،
‫زندگی خیلی راحت‌تر شده.

05:04.530 --> 05:08.740
‫باورش سخته که فرمانده ریموند
‫باهاش مشکلی نداشته باشه.

05:09.120 --> 05:10.600
‫معلومه که مشکل داشته!

05:10.600 --> 05:12.500
‫ولی شهردار سانچز بهش گفت:

05:12.500 --> 05:17.720
‫«نمی‌خوام شهروندام به‌خاطر
‫مالیات‌های سنگین بیخودی سختی بکشن.»

05:18.980 --> 05:24.360
‫اوه... اگه تونسته همچین حرفی
‫ به اون شیطان بزنه، حتماً آدم شجاعیه.

05:24.870 --> 05:26.210
‫فقط شجاع نیست.

05:26.210 --> 05:30.540
‫شهردارمون آدم مهربون و خوش‌قلبی هم هست.

05:30.900 --> 05:34.760
‫وقتی چند وقت پیش یه زلزله بزرگ خونه‌خرابمون کرد...

05:34.760 --> 05:39.390
‫شهردار سانچز از جیب خودش
‫ کل شهر رو بازسازی کرد.

05:41.010 --> 05:45.810
‫مثل اینکه امروز خیلی‌ها از سانچز-سان حرف می‌زننا.

05:45.810 --> 05:50.080
‫همین پیش پای شما، چند نفر اومده بودن
‫ درمورد شهردار می‌پرسیدن.

05:50.080 --> 05:52.020
‫اوه، همون دو نفرن!

05:58.110 --> 06:00.550
‫اون دوتا اینجا چیکار می‌کنن؟

06:09.220 --> 06:12.020
‫فکر نمی‌کنم موضوع مهمی باشه.

06:12.020 --> 06:14.680
‫شاید فقط برای تعطیلات اومدن اینجا، نه؟

06:14.680 --> 06:19.160
‫اگه اونطوری بود که خوب می‌شد،
‫ولی حس خوبی بهش ندارم.

06:20.250 --> 06:21.500
‫دیگو، نگه دار!

06:22.090 --> 06:23.110
‫چی شده؟

06:23.110 --> 06:25.470
‫ببین، اون برنارد نیست؟

06:28.060 --> 06:28.980
‫وایسا!

06:28.980 --> 06:30.510
‫برنارد!

06:30.510 --> 06:31.460
‫سلام!

06:31.460 --> 06:33.930
‫انگار داره بهت خوش می‌گذره، برنارد.

06:34.370 --> 06:35.680
‫اشتباه می‌کنی!

06:35.680 --> 06:38.510
‫وقتی نزدیک بود تو دریا غرق بشه، نجاتش دادم.

06:38.510 --> 06:39.500
‫مگه نه، جینا؟

06:39.500 --> 06:40.610
‫آ ـ آره.

06:40.980 --> 06:44.650
‫عه، پس اسمت جینائه. چه اسم قشنگی!

06:44.650 --> 06:46.930
‫بذار معرفی کنم. این دیگوئه.

06:46.930 --> 06:49.920
‫یه‌کم پیش درموردت گفت.
‫پس شما دیگو-سان و لولیتا-سان هستید؟

06:49.920 --> 06:52.280
‫از دیدنتون خوشوقتم. من جینا سانچز هستم.

06:52.280 --> 06:57.120
‫سانچز؟ نکنه شهردار این شهر پدرته؟

06:57.120 --> 06:59.480
‫بله، پدر منو می‌شناسید؟

06:59.480 --> 07:03.880
‫نه، ولی پدرت به‌نظر آدم معرکه‌ای میاد.

07:03.880 --> 07:05.590
‫اهالی شهر ازش تعریف می‌کردن.

07:06.020 --> 07:08.180
‫تونسته جلوی فرمانده ریموند وایسه،

07:08.180 --> 07:09.880
‫واقعاً فوق‌العاده‌ست.

07:09.880 --> 07:14.320
‫دلم می‌خواد ببینمش، و ازش بخوام چندتا
‫درس مفید به یکی که اینجا وایساده بده.

07:14.320 --> 07:15.730
‫لـ ـ لولیتا...

07:16.030 --> 07:20.400
‫ببخشید، اگه مشکلی ندارید می‌شه
‫همراه برنارد برای شام پیشمون بمونید؟

07:20.400 --> 07:24.030
‫چون کمکش کردم، منو برای شام دعوت کرد،
‫پس بیاید باهم بریم.

07:24.910 --> 07:26.070
‫ولی...

07:26.070 --> 07:27.980
‫مطمئنم پدرم مشکلی نداره.

07:27.980 --> 07:29.720
‫پس بیا بریم، دیگو.

07:29.720 --> 07:30.800
‫خب، باشه پس.

07:30.800 --> 07:32.990
‫هی، جینا!

07:33.290 --> 07:36.790
‫می‌شه اینو به رئیس بدی تا ببینتش؟

07:37.060 --> 07:38.590
‫باشه، ولی چی هست؟

07:38.590 --> 07:40.500
‫بیا! نگاه کن!

07:41.480 --> 07:43.210
‫چه بلایی سر این ماهی‌ها اومده؟

07:43.210 --> 07:45.030
‫وحشتناکه.

07:45.030 --> 07:47.170
‫چه اتفاقی براشون افتاده؟

07:47.170 --> 07:52.720
‫صدها ماهی مُرده با همین لکه‌ها
‫ از آب‌های اون‌سمت اومدن.

07:52.720 --> 07:55.260
‫از طرف صخره‌ی نهنگ.

07:55.260 --> 07:56.930
‫این‌همه ماهی؟

08:06.230 --> 08:07.860
‫خب، بفرمایید داخل.

08:12.160 --> 08:13.560
‫گل‌های قشنگی ان.

08:13.560 --> 08:17.580
‫مادر مرحومم عاشق‌شون بود،
‫پس پدرم و من ازشون مراقبت می‌کنیم.

08:17.580 --> 08:23.580
‫وقتی اینطوری از گل‌ها مراقبت می‌کنه،
‫نشون می‌ده چه پدر فوق‌العاده‌ایه، جینا.

08:24.270 --> 08:25.240
‫بله!

08:26.490 --> 08:29.750
‫متأسفانه، سه سال پیش همسرمو از دست دادم.

08:29.750 --> 08:34.320
‫پس من، جینا، و خدمتکارمون؛ اِد،
‫تنهایی خونه رو می‌چرخونیم.

08:34.320 --> 08:37.270
‫پس واقعاً عذر می‌خوام اگه غذا باب میل‌تون نبود.

08:37.270 --> 08:40.490
‫نه، اصلاً اینطور نیست. غذا خیلی خوشمزه بود!

08:40.490 --> 08:42.940
‫اد بهترین آشپز روی زمینه.

08:42.940 --> 08:46.790
‫اوه، جینا، اون ماهی‌ها رو به بابات نشون نمی‌دی؟

08:46.790 --> 08:48.410
‫آره! پاک یادم رفت.

08:48.410 --> 08:49.530
‫ماهی؟

08:49.530 --> 08:52.110
‫نزدیک یه صخره‌ی بزرگ پیداشون شده.

08:53.550 --> 08:55.290
‫پدر، اینجاست!

08:55.290 --> 08:56.030
‫بذار ببینم.

09:04.430 --> 09:05.980
‫پدر، چی شده؟

09:05.980 --> 09:10.530
‫نه، زیادی شراب خوردم،
‫پس یه‌مقدار سرم درد می‌کنه.

09:10.530 --> 09:13.800
‫حالتون خوبه؟ انگار رنگ‌تون پریده.

09:14.780 --> 09:18.470
‫نگران من نباشید.
‫اگه یه‌ذره استراحت کنم بهتر می‌شم.

09:19.340 --> 09:22.740
‫عذر می‌خوام که نمی‌تونم ازتون پذیرایی کنم،
‫ولی باید یه‌مقدار استراحت کنم.

09:22.740 --> 09:24.190
‫پدر...

09:33.130 --> 09:38.060
‫آخرسر هم بابای جینا
‫موقع رفتن‌مون برای بدرقه نیومد.

09:38.060 --> 09:42.750
‫داشت کنارمون می‌خندید و خوشحال بود.
‫واقعاً عجیبه.

09:48.860 --> 09:50.090
‫به سلامتی!

09:52.210 --> 09:53.130
‫چی شده، دیگو؟

09:53.130 --> 09:56.720
‫یادم افتاد باید یه‌کار کنم.
‫شرمنده ولی شما زودتر برین خونه.

09:57.820 --> 09:59.510
‫دیگو...

10:02.550 --> 10:06.280
‫واقعاً دلم می‌خواست مردم این شهر رو ببینم.

10:10.050 --> 10:12.440
‫شراب امروز حرف نداره!

10:13.780 --> 10:16.860
‫وقتی کسی رو داری که پول شرابتو بده،
‫می‌تونی بیخیال فقط بخوری.

10:17.300 --> 10:19.040
‫چیزی گفتی؟

10:19.040 --> 10:22.870
‫نه، نه! راستی، گروهبان، چرا اومدید به این شهر؟

10:23.410 --> 10:27.680
‫ببین، بین خودمون بمونه ها.
‫درمورد شهردار اینجا تحقیق می‌کنیم.

10:27.680 --> 10:29.520
‫جدی؟ برای چی؟

10:29.520 --> 10:32.530
‫چون داره هرکاری دلش می‌خواد می‌کنه،

10:32.530 --> 10:36.350
‫پس می‌خوایم یه‌چیزی از گذشته‌ش
‫ پیدا کنیم تا از سر راه برش داریم.

10:36.350 --> 10:38.340
‫حالا تونستید چیزی پیدا کنید؟

10:39.160 --> 10:41.980
‫آره، یه‌چیز خوب پیدا کردیم.

10:41.980 --> 10:46.310
‫فهمیدم قبلاً برای ارتش اسپانیا
‫اسلحه و زهر می‌فرستاده.

10:46.310 --> 10:47.770
‫زهر؟

10:49.440 --> 10:55.700
‫الان فرمانده و ارتش می‌خوان
‫ آبروش رو جلوی مردم ببرن.

10:55.700 --> 10:57.570
‫چی گفتی؟

10:57.570 --> 10:59.580
‫هوی... دیگو...

11:00.070 --> 11:03.010
‫کی می‌خواد پول اینا رو بده؟

11:18.730 --> 11:20.450
‫رد می‌کنم!

11:20.450 --> 11:23.360
‫هیچ‌وقت مالیات‌ها رو افزایش نمی‌دم!

11:23.360 --> 11:26.740
‫درضمن، اون بشکه‌های زهر رو از دریا خارج کنین!

11:26.740 --> 11:28.820
‫کسی که دستورات رو می‌ده تو نیستی.

11:29.650 --> 11:34.400
‫اگه زهر به شهر برسه،
‫جون تمام مردم به‌خطر میفته.

11:34.400 --> 11:37.390
‫اگه به اونجا بکشه، از ارتش شکایت می‌کنم.

11:37.390 --> 11:40.770
‫شوخی رو تموم کن! این روزا
‫هیچ‌کس نمی‌تونه با ارتش مقابله کنه!

11:40.770 --> 11:44.500
‫اگه از جونت سیر نشدی، باید دست به‌کار بشی.

11:44.870 --> 11:48.010
‫تازشم، مطمئنم دلت نمی‌خواد
‫ دخترت یا مردم شهر...

11:48.010 --> 11:53.000
‫درمورد گذشته‌ت چیزی بدونن،
‫ بهتره هرکاری می‌گیم بکنی.

11:54.770 --> 11:55.430
‫جینا!

11:55.920 --> 11:57.680
‫پست‌فطرتا!

11:57.970 --> 12:00.270
‫نمی‌ذارم همینطوری قسر در برین!

12:12.640 --> 12:14.030
‫پدر!

12:15.460 --> 12:17.380
‫طاقت بیار، پدر!

12:17.380 --> 12:18.450
‫جـ ـ جینا!

12:19.600 --> 12:24.780
‫امروز باهات کاری نداریم، ولی دفعه بعد که میایم،
‫انتظار یه جواب ازت دارم.

12:29.800 --> 12:32.200
‫اگه بفهمه منبع زهر کجاست، تو دردسر میفتیم.

12:32.200 --> 12:33.890
‫چشمات رو از سانچز برندار.

12:33.890 --> 12:34.970
‫چشم.

12:34.970 --> 12:38.190
‫پدر، اونا درباره چه زهری حرف می‌زدن؟

12:38.190 --> 12:39.310
‫حرفامونو شنیدی؟

12:39.310 --> 12:40.390
‫آره.

12:45.390 --> 12:48.460
‫پدر، تو گذشته‌ت چه اتفاقی افتاده؟

13:00.040 --> 13:02.960
‫باشه، همه‌چیز رو بهت می‌گم.

13:02.960 --> 13:08.130
‫می‌دونستی که ده سال پیش
‫ یه شرکت کشتی‌رانی داشتم، درسته؟

13:08.800 --> 13:09.800
‫بله.

13:10.290 --> 13:16.200
‫و با استفاده از کشتی‌ها، غلات و چای رو
‫به سراسر دنیا می‌فرستادی، درسته؟

13:18.800 --> 13:21.410
‫محموله‌مون فقط اونا نبود...

13:26.120 --> 13:28.900
‫بلکه سلاح سربازها و زهر منتقل می‌کردیم.

13:38.000 --> 13:43.570
‫ولی ده سال پیش، یکی از اون کشتی‌ها
‫نزدیک ساحل این شهر غرق شد.

13:44.340 --> 13:49.110
‫بلافاصله بعد از اون، از ارتش خواستم
‫جلوی پخش‌شدنش رو بگیره...

13:49.110 --> 13:51.340
‫ولی درخواستمو رد کردن.

13:51.900 --> 13:55.060
‫ولی با درنظر گرفتن بدترین حالت ممکن...

13:55.060 --> 14:00.160
‫توی منطقه‌ای که کشتی غرق شد موندم
‫ و وضعیت دریا رو زیرنظر داشتم.

14:00.160 --> 14:03.060
‫پس یعنی اون زهر ماهی‌ها رو مریض کرده؟

14:03.500 --> 14:07.490
‫احتمالاً به‌خاطر زلزله‌ی
‫چند وقت پیش نشت کرده.

14:07.490 --> 14:08.980
‫وحشتناکه!

14:09.580 --> 14:11.440
‫جـ ـ جینا...

14:11.440 --> 14:14.860
‫چرا؟ چرا، پدر؟

14:14.860 --> 14:17.820
‫جینا، لطفاً اون‌شکلی بهم نگاه نکن!

14:18.230 --> 14:20.890
‫پدر، ازت متنفرم!

14:20.890 --> 14:22.250
‫جینا!

14:25.010 --> 14:25.750
‫تو...

14:26.290 --> 14:29.890
‫متأسفم، ولی حس کردم یه‌مشکلی هست،
‫پس به کل داستان گوش کردم.

14:29.890 --> 14:31.710
‫لطفاً بذارید با جینا صحبت کنم.

14:36.220 --> 14:37.680
‫جینا...

14:42.230 --> 14:44.610
‫احساست رو درک می‌کنم، جینا.

14:44.610 --> 14:50.070
‫ولی خودتم باید درک کنی که پدرت چقدر براش
‫سخت بوده تا همه‌چیز رو بهت بگه.

14:50.070 --> 14:51.310
‫به‌خاطر اینه که دوستت داره.

14:51.700 --> 14:56.460
‫پدرم تمام این مدت داشته
‫ به من و اهالی شهر دروغ می‌گفته.

14:56.460 --> 14:59.540
‫ولی باید بهتر از هرکسی بدونه که پدرت...

14:59.540 --> 15:03.830
‫از اشتباهات گذشته‌ش پشیمونه،
‫و تمام تلاششو برای دفاع از مردم شهر می‌کنه، نه؟

15:04.970 --> 15:08.410
‫خیلی‌خب، اگه زیاد اینجا بمونیم
‫سرما می‌خوریم. بیا برگردیم.

15:08.410 --> 15:11.370
‫نه، نمی‌خوام برگردم خونه!

15:12.910 --> 15:14.880
‫انگار چاره‌ای نیست.

15:14.880 --> 15:18.350
‫امشب پیش من بمون.

15:18.350 --> 15:20.480
‫خبرشو به پدرت می‌دم.

15:35.300 --> 15:38.720
‫دیگو، جینا! درو باز کن! دیگو!

15:39.220 --> 15:41.650
‫چی شده؟ چرا اول صبحی اومدی اینجا؟

15:41.650 --> 15:42.730
‫اوه، اد.

15:42.730 --> 15:44.200
‫بانوی من...

15:44.200 --> 15:48.730
‫اوضاع بده! شهردار سانچز تنهایی رفته به دریا...

15:48.730 --> 15:51.420
‫تا جلوی نشت زهر رو بگیره،
‫ولی طوفان شدیدی تو راهه!

15:51.680 --> 15:52.810
‫پدر تنها رفته؟

15:52.810 --> 15:54.400
‫واقعاً معذرت می‌خوام.

15:54.400 --> 16:01.840
‫سعی کردم جلوشون رو بگیرم،
‫ولی بهم گفتن اینو برای عذرخواهی به شما بدم.

16:02.460 --> 16:05.310
‫شهردار سانچز حاضره برای این‌کار توی دریا بمیره.

16:05.310 --> 16:06.770
‫باورم نمی‌شه!

16:07.320 --> 16:13.050
‫لولیتا، برو از چندتا ماهیگیر بخواه
‫که ما رو با قایق‌شون ببرن.

16:13.050 --> 16:13.900
‫باشه!

16:13.900 --> 16:15.150
‫بیا بریم، جینا!

16:23.260 --> 16:25.290
‫مهم نیست چقدر بهم پول بدی،

16:25.290 --> 16:30.430
‫رفتن به دریا وسط این طوفان، مثل خودکشی می‌مونه.
‫شرمنده، ولی من دیوونه نیستم.

16:30.430 --> 16:33.500
‫جون شهردار سانچز بهش بستگی داره! خواهش می‌کنم!

16:33.500 --> 16:38.520
‫چی؟ شهردار؟ نادون، چرا زودتر اینو نگفتی؟

16:38.520 --> 16:40.420
‫پس ما رو با کشتی می‌برید؟

16:40.420 --> 16:43.390
‫معلومه که می‌برم. بیاید بریم.

16:44.580 --> 16:48.390
‫به دستور فرمانده ریموند،
‫هیچ کشتی‌ای اجازه خروج از بندر رو نداره.

16:54.020 --> 16:56.530
‫اینجا چه‌خبر شده، ستوان؟

16:57.610 --> 17:03.070
‫برای دستگیری شهردار که
‫بشکه‌های زهر رو به دریا انداخته اومدیم.

17:03.780 --> 17:05.820
‫حالا فهمیدم قضیه چیه!

17:05.820 --> 17:08.480
‫به‌خاطر اشتباه سربازها زهر توی دریا ریخته،

17:08.480 --> 17:12.710
‫و می‌خواید با انداختن تقصیر گردن شهردار،
‫جلوی عمومی‌شدنش رو بگیرین، نه؟

17:12.960 --> 17:14.200
‫دهنتو ببند!

17:14.200 --> 17:16.130
‫حالا همگی، سریع‌تر متفرق بشید!

17:16.410 --> 17:17.570
‫عمراً همچین کاری کنیم!

17:18.070 --> 17:18.840
‫دیگو!

17:19.960 --> 17:21.270
‫عوضی!

17:29.510 --> 17:30.780
‫دیگو!

17:30.780 --> 17:31.990
‫دیگو!

17:32.730 --> 17:36.150
‫تکون نخورید! اگه می‌خواید
‫ زنده بمونید، نباید تکون بخورید!

17:40.480 --> 17:42.570
‫مرد بیچاره...

17:42.570 --> 17:47.090
‫اگه دیروز پول شراب‌ها رو
‫حساب می‌کردی، اینطوری نمی‌شد.

17:47.200 --> 17:51.330
‫با وضعیت فعلیِ دریا، امکان نداره
‫ شهردار سانچز بتونه زنده برگرده.

17:52.120 --> 17:54.080
‫عجب مرد احمقی.

17:54.400 --> 17:56.040
‫لعنتی!

18:00.620 --> 18:01.490
‫جـ ـ جینا!

18:01.490 --> 18:02.350
‫جینا!

18:03.510 --> 18:06.300
‫من باید برم تا پدرمو نجات بدم.

18:06.970 --> 18:08.760
‫از دستوراتم سرپیچی می‌کنی؟

18:09.370 --> 18:10.970
‫حتی اگه بچه باشی هم بهت رحم نمی‌کنم.

18:31.190 --> 18:31.940
‫زورو!

18:31.940 --> 18:32.580
‫زورو!

18:34.080 --> 18:36.500
‫لعنت بهت زورو! توی کارم دخالت نکن!

18:36.500 --> 18:38.460
‫شلیک کنید! شلیک!

18:46.390 --> 18:48.250
‫همینه! زورو!

18:49.590 --> 18:50.230
‫زورو.

18:50.260 --> 18:51.660
‫لولیتا! عجله کن!

18:51.660 --> 18:53.180
‫ممنونم.

18:54.030 --> 18:55.890
‫بجنبین! بجنبین!

18:56.450 --> 18:58.260
‫این‌کار برای شما دوتا خطرناکه!

18:58.260 --> 19:01.150
‫حتماً پدرت رو نجات می‌دیم، پس منتظر باش!

19:01.150 --> 19:01.880
‫باشه!

19:01.880 --> 19:03.220
‫فهمیدم!

19:05.230 --> 19:06.380
‫زورو!

19:08.610 --> 19:10.060
‫پست‌فطرتا!

19:12.060 --> 19:13.980
‫زورو، باهام دوئل کن!

19:14.690 --> 19:15.980
‫خودمم همین فکرو داشتم!

19:17.300 --> 19:18.690
‫تو می‌تونی، زورو!

19:29.380 --> 19:30.240
‫دیگو!

19:31.290 --> 19:31.950
‫بدش من!

19:39.190 --> 19:40.090
‫همینه.

19:40.300 --> 19:41.090
‫زورو!

19:42.690 --> 19:44.130
‫چی؟

19:47.330 --> 19:49.090
‫مثل اینکه دوئل تمومه، ها؟

19:49.460 --> 19:52.330
‫شمشیرت رو بنداز و
‫ مثل یه پسر خوب از اینجا برو.

19:52.330 --> 19:53.860
‫لعنتی.

19:57.330 --> 19:59.240
‫هورا! هورا!

20:03.260 --> 20:05.250
‫یه درخواستی ازت دارم.

20:05.250 --> 20:06.610
‫چـ ـ چی می‌خواید؟

20:07.130 --> 20:11.320
‫لطفاً دیگو-کون رو ببخش که
‫دیروز پول شراب‌ها رو حساب نکرد.

20:11.560 --> 20:13.120
‫باشه! چشم! هرچی شما بگید!

20:13.610 --> 20:14.620
‫ممنون.

20:25.150 --> 20:25.930
‫زورو!

20:25.930 --> 20:27.130
‫ممنونم!

20:27.130 --> 20:29.140
‫تعجبی نداره که لولیتا دوستش داره.

20:29.140 --> 20:30.820
‫کشتی داره برمی‌گرده!

20:32.590 --> 20:34.530
‫هی! شهردار اونجاست!

20:34.530 --> 20:36.280
‫خداروشکر!

20:37.380 --> 20:40.720
‫از شر بشکه‌های زهر هم خلاص شدیم!

20:40.720 --> 20:41.980
‫جـ ـ جینا!

20:44.320 --> 20:45.730
‫خداروشکر.

20:47.400 --> 20:48.450
‫پدر.

20:48.450 --> 20:49.970
‫پدر!

20:49.970 --> 20:52.410
‫جینا، خیلی نگرانت بودم.

20:53.050 --> 20:56.370
‫ببخشید که اون حرفای بد رو زدم.

21:00.650 --> 21:04.090
‫من می‌خوام یه چیزی رو بهتون اعتراف کنم.

21:04.640 --> 21:05.730
‫درمورد اون...

21:05.730 --> 21:12.050
‫ما به‌خاطر منتقل‌کردن
‫ بشکه‌های زهر می‌بخشیمت، شهردار.

21:12.050 --> 21:14.250
‫وقتی توی این دریای طوفانی...

21:14.250 --> 21:18.580
‫برای نجات ما به دریا رفتی،
‫چطور می‌تونیم نبخشیمت؟

21:18.580 --> 21:21.520
‫سانچز-سان بهترین شهرداریه که
‫ می‌تونیم داشته باشیم!

21:23.000 --> 21:25.020
‫از همه‌تون متشکرم.

21:30.400 --> 21:33.350
‫اوه، راستی، دیگو کجا رفت؟

21:34.990 --> 21:36.470
‫پاک یادم رفته بود!

21:36.470 --> 21:38.230
‫آهای!

21:41.920 --> 21:44.540
‫باورم نمی‌شه منو یادتون رفت.

21:46.130 --> 21:48.460
‫خیلی دست‌وپا چلفتی‌ای.

21:48.480 --> 21:58.480
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
