1
00:00:00,620 --> 00:00:07,350
‫همبستگی خونی

2
00:00:10,250 --> 00:00:13,150
‫خب، بزرداشت گندم‌مون افزایش داشته...

3
00:00:13,150 --> 00:00:16,680
‫و این به لطف کمک کارلوس-سان و شما دوستانه.

4
00:00:16,680 --> 00:00:21,050
‫قبل از همه هم برای پرثمر بودن زمین‌ها
‫ باید از خداوند متشکرم باشیم.

5
00:00:21,050 --> 00:00:22,080
‫ارباب!

6
00:00:22,720 --> 00:00:27,380
‫بیاید حرفای رسمی رو تموم کنیم
‫و سریع‌تر بریم سراغ گاوبازی!

7
00:00:27,670 --> 00:00:31,620
‫دوستان، کارلوس-سان هم اسپانسرشه،

8
00:00:31,620 --> 00:00:35,300
‫پس حتماً جایزه‌ی خوبی تو راهه!

9
00:00:40,310 --> 00:00:41,310
‫گاوبازی!

10
00:00:41,310 --> 00:00:44,980
‫گاوبازی! گاوبازی! گاوبازی!

11
00:00:44,980 --> 00:00:45,870
‫گاوبازی!

12
00:00:45,870 --> 00:00:50,730
‫باشه، باشه! صحبت‌ها رو کنار می‌ذاریم،
‫و برای شروع آماده می‌شیم!

13
00:00:52,010 --> 00:00:53,150
‫هورا! هورا!

14
00:00:53,170 --> 00:01:01,170
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

15
00:01:02,480 --> 00:01:03,980
‫تو می‌تونی!

16
00:01:03,980 --> 00:01:05,980
‫یالا!

17
00:01:05,980 --> 00:01:07,810
‫همش همین بود، دیگو؟

18
00:01:11,830 --> 00:01:13,620
‫تمام تلاشتو بکن، دیگو!

19
00:01:13,620 --> 00:01:16,870
‫ارباب جوان، اگه بیفتی از شام خبری نیستا!

20
00:01:16,870 --> 00:01:18,590
‫نمی‌شه که...

21
00:01:20,250 --> 00:01:22,780
‫ولی بهتره رازِ زورو رو مخفی نگه دارم...

22
00:01:22,780 --> 00:01:25,470
‫ولی با این وضع، لولیتا ازم متنفر می‌شه.

23
00:01:27,440 --> 00:01:28,890
‫خیلی‌خب، حالا...

24
00:01:30,930 --> 00:01:32,150
‫ایول!

25
00:01:32,460 --> 00:01:33,610
‫دیگو!

26
00:01:33,610 --> 00:01:36,280
‫کارت عالی بود، پسر خوبم!

27
00:01:36,280 --> 00:01:40,610
‫آره، برای همین باید سریع‌تر
‫بساط ازدواج رو جور کنیم!

28
00:01:41,770 --> 00:01:43,030
‫چی گفتی؟

29
00:01:43,290 --> 00:01:44,740
‫ا ـ ازدواج؟

30
00:01:44,740 --> 00:01:48,050
‫پدر، فکرای الکی نکن!

31
00:01:48,050 --> 00:01:51,040
‫مگه نمی‌دونی قلب من متعلق به یکی دیگه‌ست؟

32
00:01:53,580 --> 00:01:56,040
‫اینی که می‌گی کیه؟

33
00:01:56,040 --> 00:01:57,300
‫معلومه، منظورم زوروئه!

34
00:01:58,760 --> 00:01:59,970
‫د ـ دیگو!

35
00:02:00,250 --> 00:02:03,470
‫کمک کنین!

36
00:02:14,000 --> 00:02:14,980
‫خدایا...

37
00:02:19,420 --> 00:02:20,630
‫کمک...

38
00:02:25,990 --> 00:02:29,330
‫یه‌نفر... کمک...

39
00:02:32,670 --> 00:02:36,980
‫واقعاً که! رقت‌انگیزه که اون‌شکلی ببازی، ارباب جوان!

40
00:02:36,980 --> 00:02:39,230
‫اینطوری نگو، ماریا.

41
00:02:40,580 --> 00:02:42,990
‫ولی در این‌صورت، لولیتا ازت متنفر می‌شه.

42
00:02:43,100 --> 00:02:44,320
‫می‌خوای چیکار کنی، دیگو؟

43
00:02:44,320 --> 00:02:46,680
‫نمی‌تونه هیچ غلطی بکنه.

44
00:02:46,680 --> 00:02:47,670
‫تو این شرایط...

45
00:02:47,670 --> 00:02:50,890
‫لولیتا کم‌کم فاصله‌شو ازت بیشتر می‌کنه.

46
00:02:51,290 --> 00:02:52,700
‫برای چی انقدر عصبانی شدی، ماریا؟

47
00:02:52,700 --> 00:02:54,650
‫حرف نباشه!

48
00:02:55,050 --> 00:02:58,610
‫اگه دنبال خانواده پریدوکس راه بیفتی،
‫عالم و آدم مسخره‌ت می‌کنن!

49
00:03:24,770 --> 00:03:26,360
‫لولیتا!

50
00:03:27,480 --> 00:03:31,640
‫قراره با یه‌سری اهالی شهر بریم
‫ خوش بگذرونیم. باهامون میای؟

51
00:03:31,640 --> 00:03:33,390
‫آره، میام!

52
00:03:33,390 --> 00:03:36,860
‫پس پشت اون صخره منتظرت می‌مونیم، باشه؟

53
00:03:59,850 --> 00:04:01,180
‫محض اطلاع می‌گم...

54
00:04:01,180 --> 00:04:05,240
‫فقط چون برنارد و ماریا خواستن اومدم.

55
00:04:06,930 --> 00:04:08,260
‫اصلاً گوش می‌دی؟

56
00:04:08,260 --> 00:04:12,470
‫آ ـ آره، ولی به‌نظرت اهالی شهر
‫ خیلی پرشور نیستن؟

57
00:04:13,420 --> 00:04:15,450
‫من تشنمه.

58
00:04:15,450 --> 00:04:18,610
‫جدی؟ چطوره اونجا وایسیم یه‌چیزی بخوریم؟

59
00:04:29,210 --> 00:04:33,490
‫با اینکه شهرمون تحت اشغال ارتشه،

60
00:04:33,490 --> 00:04:35,870
‫حال و هوای اهالی خیلی تغییر نکرده.

61
00:04:37,070 --> 00:04:41,520
‫راست می‌گی. حتی با اینکه
‫مالیات‌های سنگین به سربازها می‌دن؛

62
00:04:41,520 --> 00:04:44,020
‫چطوری هنوز می‌تونن خوش بگذرونن؟

63
00:04:44,020 --> 00:04:46,090
‫به لطف شهردار سانچز‌ـه.

64
00:04:46,580 --> 00:04:48,080
‫شهردار سانچز؟

65
00:04:48,080 --> 00:04:53,690
‫چیه؟ مگه شهردار سانچز رو نمی‌شناسین؟
‫گمونم شما اینجا زندگی نمی‌کنین.

66
00:04:53,690 --> 00:04:56,240
‫بله، ما از سانتا کلاریتا اومدیم.

67
00:04:56,240 --> 00:04:58,200
‫پس تقصیری ندارین.

68
00:04:58,200 --> 00:05:04,530
‫به لطف سانچز-سان که بالاسر این شهره،
‫زندگی خیلی راحت‌تر شده.

69
00:05:04,530 --> 00:05:08,740
‫باورش سخته که فرمانده ریموند
‫باهاش مشکلی نداشته باشه.

70
00:05:09,120 --> 00:05:10,600
‫معلومه که مشکل داشته!

71
00:05:10,600 --> 00:05:12,500
‫ولی شهردار سانچز بهش گفت:

72
00:05:12,500 --> 00:05:17,720
‫«نمی‌خوام شهروندام به‌خاطر
‫مالیات‌های سنگین بیخودی سختی بکشن.»

73
00:05:18,980 --> 00:05:24,360
‫اوه... اگه تونسته همچین حرفی
‫ به اون شیطان بزنه، حتماً آدم شجاعیه.

74
00:05:24,870 --> 00:05:26,210
‫فقط شجاع نیست.

75
00:05:26,210 --> 00:05:30,540
‫شهردارمون آدم مهربون و خوش‌قلبی هم هست.

76
00:05:30,900 --> 00:05:34,760
‫وقتی چند وقت پیش یه زلزله بزرگ خونه‌خرابمون کرد...

77
00:05:34,760 --> 00:05:39,390
‫شهردار سانچز از جیب خودش
‫ کل شهر رو بازسازی کرد.

78
00:05:41,010 --> 00:05:45,810
‫مثل اینکه امروز خیلی‌ها از سانچز-سان حرف می‌زننا.

79
00:05:45,810 --> 00:05:50,080
‫همین پیش پای شما، چند نفر اومده بودن
‫ درمورد شهردار می‌پرسیدن.

80
00:05:50,080 --> 00:05:52,020
‫اوه، همون دو نفرن!

81
00:05:58,110 --> 00:06:00,550
‫اون دوتا اینجا چیکار می‌کنن؟

82
00:06:09,220 --> 00:06:12,020
‫فکر نمی‌کنم موضوع مهمی باشه.

83
00:06:12,020 --> 00:06:14,680
‫شاید فقط برای تعطیلات اومدن اینجا، نه؟

84
00:06:14,680 --> 00:06:19,160
‫اگه اونطوری بود که خوب می‌شد،
‫ولی حس خوبی بهش ندارم.

85
00:06:20,250 --> 00:06:21,500
‫دیگو، نگه دار!

86
00:06:22,090 --> 00:06:23,110
‫چی شده؟

87
00:06:23,110 --> 00:06:25,470
‫ببین، اون برنارد نیست؟

88
00:06:28,060 --> 00:06:28,980
‫وایسا!

89
00:06:28,980 --> 00:06:30,510
‫برنارد!

90
00:06:30,510 --> 00:06:31,460
‫سلام!

91
00:06:31,460 --> 00:06:33,930
‫انگار داره بهت خوش می‌گذره، برنارد.

92
00:06:34,370 --> 00:06:35,680
‫اشتباه می‌کنی!

93
00:06:35,680 --> 00:06:38,510
‫وقتی نزدیک بود تو دریا غرق بشه، نجاتش دادم.

94
00:06:38,510 --> 00:06:39,500
‫مگه نه، جینا؟

95
00:06:39,500 --> 00:06:40,610
‫آ ـ آره.

96
00:06:40,980 --> 00:06:44,650
‫عه، پس اسمت جینائه. چه اسم قشنگی!

97
00:06:44,650 --> 00:06:46,930
‫بذار معرفی کنم. این دیگوئه.

98
00:06:46,930 --> 00:06:49,920
‫یه‌کم پیش درموردت گفت.
‫پس شما دیگو-سان و لولیتا-سان هستید؟

99
00:06:49,920 --> 00:06:52,280
‫از دیدنتون خوشوقتم. من جینا سانچز هستم.

100
00:06:52,280 --> 00:06:57,120
‫سانچز؟ نکنه شهردار این شهر پدرته؟

101
00:06:57,120 --> 00:06:59,480
‫بله، پدر منو می‌شناسید؟

102
00:06:59,480 --> 00:07:03,880
‫نه، ولی پدرت به‌نظر آدم معرکه‌ای میاد.

103
00:07:03,880 --> 00:07:05,590
‫اهالی شهر ازش تعریف می‌کردن.

104
00:07:06,020 --> 00:07:08,180
‫تونسته جلوی فرمانده ریموند وایسه،

105
00:07:08,180 --> 00:07:09,880
‫واقعاً فوق‌العاده‌ست.

106
00:07:09,880 --> 00:07:14,320
‫دلم می‌خواد ببینمش، و ازش بخوام چندتا
‫درس مفید به یکی که اینجا وایساده بده.

107
00:07:14,320 --> 00:07:15,730
‫لـ ـ لولیتا...

108
00:07:16,030 --> 00:07:20,400
‫ببخشید، اگه مشکلی ندارید می‌شه
‫همراه برنارد برای شام پیشمون بمونید؟

109
00:07:20,400 --> 00:07:24,030
‫چون کمکش کردم، منو برای شام دعوت کرد،
‫پس بیاید باهم بریم.

110
00:07:24,910 --> 00:07:26,070
‫ولی...

111
00:07:26,070 --> 00:07:27,980
‫مطمئنم پدرم مشکلی نداره.

112
00:07:27,980 --> 00:07:29,720
‫پس بیا بریم، دیگو.

113
00:07:29,720 --> 00:07:30,800
‫خب، باشه پس.

114
00:07:30,800 --> 00:07:32,990
‫هی، جینا!

115
00:07:33,290 --> 00:07:36,790
‫می‌شه اینو به رئیس بدی تا ببینتش؟

116
00:07:37,060 --> 00:07:38,590
‫باشه، ولی چی هست؟

117
00:07:38,590 --> 00:07:40,500
‫بیا! نگاه کن!

118
00:07:41,480 --> 00:07:43,210
‫چه بلایی سر این ماهی‌ها اومده؟

119
00:07:43,210 --> 00:07:45,030
‫وحشتناکه.

120
00:07:45,030 --> 00:07:47,170
‫چه اتفاقی براشون افتاده؟

121
00:07:47,170 --> 00:07:52,720
‫صدها ماهی مُرده با همین لکه‌ها
‫ از آب‌های اون‌سمت اومدن.

122
00:07:52,720 --> 00:07:55,260
‫از طرف صخره‌ی نهنگ.

123
00:07:55,260 --> 00:07:56,930
‫این‌همه ماهی؟

124
00:08:06,230 --> 00:08:07,860
‫خب، بفرمایید داخل.

125
00:08:12,160 --> 00:08:13,560
‫گل‌های قشنگی ان.

126
00:08:13,560 --> 00:08:17,580
‫مادر مرحومم عاشق‌شون بود،
‫پس پدرم و من ازشون مراقبت می‌کنیم.

127
00:08:17,580 --> 00:08:23,580
‫وقتی اینطوری از گل‌ها مراقبت می‌کنه،
‫نشون می‌ده چه پدر فوق‌العاده‌ایه، جینا.

128
00:08:24,270 --> 00:08:25,240
‫بله!

129
00:08:26,490 --> 00:08:29,750
‫متأسفانه، سه سال پیش همسرمو از دست دادم.

130
00:08:29,750 --> 00:08:34,320
‫پس من، جینا، و خدمتکارمون؛ اِد،
‫تنهایی خونه رو می‌چرخونیم.

131
00:08:34,320 --> 00:08:37,270
‫پس واقعاً عذر می‌خوام اگه غذا باب میل‌تون نبود.

132
00:08:37,270 --> 00:08:40,490
‫نه، اصلاً اینطور نیست. غذا خیلی خوشمزه بود!

133
00:08:40,490 --> 00:08:42,940
‫اد بهترین آشپز روی زمینه.

134
00:08:42,940 --> 00:08:46,790
‫اوه، جینا، اون ماهی‌ها رو به بابات نشون نمی‌دی؟

135
00:08:46,790 --> 00:08:48,410
‫آره! پاک یادم رفت.

136
00:08:48,410 --> 00:08:49,530
‫ماهی؟

137
00:08:49,530 --> 00:08:52,110
‫نزدیک یه صخره‌ی بزرگ پیداشون شده.

138
00:08:53,550 --> 00:08:55,290
‫پدر، اینجاست!

139
00:08:55,290 --> 00:08:56,030
‫بذار ببینم.

140
00:09:04,430 --> 00:09:05,980
‫پدر، چی شده؟

141
00:09:05,980 --> 00:09:10,530
‫نه، زیادی شراب خوردم،
‫پس یه‌مقدار سرم درد می‌کنه.

142
00:09:10,530 --> 00:09:13,800
‫حالتون خوبه؟ انگار رنگ‌تون پریده.

143
00:09:14,780 --> 00:09:18,470
‫نگران من نباشید.
‫اگه یه‌ذره استراحت کنم بهتر می‌شم.

144
00:09:19,340 --> 00:09:22,740
‫عذر می‌خوام که نمی‌تونم ازتون پذیرایی کنم،
‫ولی باید یه‌مقدار استراحت کنم.

145
00:09:22,740 --> 00:09:24,190
‫پدر...

146
00:09:33,130 --> 00:09:38,060
‫آخرسر هم بابای جینا
‫موقع رفتن‌مون برای بدرقه نیومد.

147
00:09:38,060 --> 00:09:42,750
‫داشت کنارمون می‌خندید و خوشحال بود.
‫واقعاً عجیبه.

148
00:09:48,860 --> 00:09:50,090
‫به سلامتی!

149
00:09:52,210 --> 00:09:53,130
‫چی شده، دیگو؟

150
00:09:53,130 --> 00:09:56,720
‫یادم افتاد باید یه‌کار کنم.
‫شرمنده ولی شما زودتر برین خونه.

151
00:09:57,820 --> 00:09:59,510
‫دیگو...

152
00:10:02,550 --> 00:10:06,280
‫واقعاً دلم می‌خواست مردم این شهر رو ببینم.

153
00:10:10,050 --> 00:10:12,440
‫شراب امروز حرف نداره!

154
00:10:13,780 --> 00:10:16,860
‫وقتی کسی رو داری که پول شرابتو بده،
‫می‌تونی بیخیال فقط بخوری.

155
00:10:17,300 --> 00:10:19,040
‫چیزی گفتی؟

156
00:10:19,040 --> 00:10:22,870
‫نه، نه! راستی، گروهبان، چرا اومدید به این شهر؟

157
00:10:23,410 --> 00:10:27,680
‫ببین، بین خودمون بمونه ها.
‫درمورد شهردار اینجا تحقیق می‌کنیم.

158
00:10:27,680 --> 00:10:29,520
‫جدی؟ برای چی؟

159
00:10:29,520 --> 00:10:32,530
‫چون داره هرکاری دلش می‌خواد می‌کنه،

160
00:10:32,530 --> 00:10:36,350
‫پس می‌خوایم یه‌چیزی از گذشته‌ش
‫ پیدا کنیم تا از سر راه برش داریم.

161
00:10:36,350 --> 00:10:38,340
‫حالا تونستید چیزی پیدا کنید؟

162
00:10:39,160 --> 00:10:41,980
‫آره، یه‌چیز خوب پیدا کردیم.

163
00:10:41,980 --> 00:10:46,310
‫فهمیدم قبلاً برای ارتش اسپانیا
‫اسلحه و زهر می‌فرستاده.

164
00:10:46,310 --> 00:10:47,770
‫زهر؟

165
00:10:49,440 --> 00:10:55,700
‫الان فرمانده و ارتش می‌خوان
‫ آبروش رو جلوی مردم ببرن.

166
00:10:55,700 --> 00:10:57,570
‫چی گفتی؟

167
00:10:57,570 --> 00:10:59,580
‫هوی... دیگو...

168
00:11:00,070 --> 00:11:03,010
‫کی می‌خواد پول اینا رو بده؟

169
00:11:18,730 --> 00:11:20,450
‫رد می‌کنم!

170
00:11:20,450 --> 00:11:23,360
‫هیچ‌وقت مالیات‌ها رو افزایش نمی‌دم!

171
00:11:23,360 --> 00:11:26,740
‫درضمن، اون بشکه‌های زهر رو از دریا خارج کنین!

172
00:11:26,740 --> 00:11:28,820
‫کسی که دستورات رو می‌ده تو نیستی.

173
00:11:29,650 --> 00:11:34,400
‫اگه زهر به شهر برسه،
‫جون تمام مردم به‌خطر میفته.

174
00:11:34,400 --> 00:11:37,390
‫اگه به اونجا بکشه، از ارتش شکایت می‌کنم.

175
00:11:37,390 --> 00:11:40,770
‫شوخی رو تموم کن! این روزا
‫هیچ‌کس نمی‌تونه با ارتش مقابله کنه!

176
00:11:40,770 --> 00:11:44,500
‫اگه از جونت سیر نشدی، باید دست به‌کار بشی.

177
00:11:44,870 --> 00:11:48,010
‫تازشم، مطمئنم دلت نمی‌خواد
‫ دخترت یا مردم شهر...

178
00:11:48,010 --> 00:11:53,000
‫درمورد گذشته‌ت چیزی بدونن،
‫ بهتره هرکاری می‌گیم بکنی.

179
00:11:54,770 --> 00:11:55,430
‫جینا!

180
00:11:55,920 --> 00:11:57,680
‫پست‌فطرتا!

181
00:11:57,970 --> 00:12:00,270
‫نمی‌ذارم همینطوری قسر در برین!

182
00:12:12,640 --> 00:12:14,030
‫پدر!

183
00:12:15,460 --> 00:12:17,380
‫طاقت بیار، پدر!

184
00:12:17,380 --> 00:12:18,450
‫جـ ـ جینا!

185
00:12:19,600 --> 00:12:24,780
‫امروز باهات کاری نداریم، ولی دفعه بعد که میایم،
‫انتظار یه جواب ازت دارم.

186
00:12:29,800 --> 00:12:32,200
‫اگه بفهمه منبع زهر کجاست، تو دردسر میفتیم.

187
00:12:32,200 --> 00:12:33,890
‫چشمات رو از سانچز برندار.

188
00:12:33,890 --> 00:12:34,970
‫چشم.

189
00:12:34,970 --> 00:12:38,190
‫پدر، اونا درباره چه زهری حرف می‌زدن؟

190
00:12:38,190 --> 00:12:39,310
‫حرفامونو شنیدی؟

191
00:12:39,310 --> 00:12:40,390
‫آره.

192
00:12:45,390 --> 00:12:48,460
‫پدر، تو گذشته‌ت چه اتفاقی افتاده؟

193
00:13:00,040 --> 00:13:02,960
‫باشه، همه‌چیز رو بهت می‌گم.

194
00:13:02,960 --> 00:13:08,130
‫می‌دونستی که ده سال پیش
‫ یه شرکت کشتی‌رانی داشتم، درسته؟

195
00:13:08,800 --> 00:13:09,800
‫بله.

196
00:13:10,290 --> 00:13:16,200
‫و با استفاده از کشتی‌ها، غلات و چای رو
‫به سراسر دنیا می‌فرستادی، درسته؟

197
00:13:18,800 --> 00:13:21,410
‫محموله‌مون فقط اونا نبود...

198
00:13:26,120 --> 00:13:28,900
‫بلکه سلاح سربازها و زهر منتقل می‌کردیم.

199
00:13:38,000 --> 00:13:43,570
‫ولی ده سال پیش، یکی از اون کشتی‌ها
‫نزدیک ساحل این شهر غرق شد.

200
00:13:44,340 --> 00:13:49,110
‫بلافاصله بعد از اون، از ارتش خواستم
‫جلوی پخش‌شدنش رو بگیره...

201
00:13:49,110 --> 00:13:51,340
‫ولی درخواستمو رد کردن.

202
00:13:51,900 --> 00:13:55,060
‫ولی با درنظر گرفتن بدترین حالت ممکن...

203
00:13:55,060 --> 00:14:00,160
‫توی منطقه‌ای که کشتی غرق شد موندم
‫ و وضعیت دریا رو زیرنظر داشتم.

204
00:14:00,160 --> 00:14:03,060
‫پس یعنی اون زهر ماهی‌ها رو مریض کرده؟

205
00:14:03,500 --> 00:14:07,490
‫احتمالاً به‌خاطر زلزله‌ی
‫چند وقت پیش نشت کرده.

206
00:14:07,490 --> 00:14:08,980
‫وحشتناکه!

207
00:14:09,580 --> 00:14:11,440
‫جـ ـ جینا...

208
00:14:11,440 --> 00:14:14,860
‫چرا؟ چرا، پدر؟

209
00:14:14,860 --> 00:14:17,820
‫جینا، لطفاً اون‌شکلی بهم نگاه نکن!

210
00:14:18,230 --> 00:14:20,890
‫پدر، ازت متنفرم!

211
00:14:20,890 --> 00:14:22,250
‫جینا!

212
00:14:25,010 --> 00:14:25,750
‫تو...

213
00:14:26,290 --> 00:14:29,890
‫متأسفم، ولی حس کردم یه‌مشکلی هست،
‫پس به کل داستان گوش کردم.

214
00:14:29,890 --> 00:14:31,710
‫لطفاً بذارید با جینا صحبت کنم.

215
00:14:36,220 --> 00:14:37,680
‫جینا...

216
00:14:42,230 --> 00:14:44,610
‫احساست رو درک می‌کنم، جینا.

217
00:14:44,610 --> 00:14:50,070
‫ولی خودتم باید درک کنی که پدرت چقدر براش
‫سخت بوده تا همه‌چیز رو بهت بگه.

218
00:14:50,070 --> 00:14:51,310
‫به‌خاطر اینه که دوستت داره.

219
00:14:51,700 --> 00:14:56,460
‫پدرم تمام این مدت داشته
‫ به من و اهالی شهر دروغ می‌گفته.

220
00:14:56,460 --> 00:14:59,540
‫ولی باید بهتر از هرکسی بدونه که پدرت...

221
00:14:59,540 --> 00:15:03,830
‫از اشتباهات گذشته‌ش پشیمونه،
‫و تمام تلاششو برای دفاع از مردم شهر می‌کنه، نه؟

222
00:15:04,970 --> 00:15:08,410
‫خیلی‌خب، اگه زیاد اینجا بمونیم
‫سرما می‌خوریم. بیا برگردیم.

223
00:15:08,410 --> 00:15:11,370
‫نه، نمی‌خوام برگردم خونه!

224
00:15:12,910 --> 00:15:14,880
‫انگار چاره‌ای نیست.

225
00:15:14,880 --> 00:15:18,350
‫امشب پیش من بمون.

226
00:15:18,350 --> 00:15:20,480
‫خبرشو به پدرت می‌دم.

227
00:15:35,300 --> 00:15:38,720
‫دیگو، جینا! درو باز کن! دیگو!

228
00:15:39,220 --> 00:15:41,650
‫چی شده؟ چرا اول صبحی اومدی اینجا؟

229
00:15:41,650 --> 00:15:42,730
‫اوه، اد.

230
00:15:42,730 --> 00:15:44,200
‫بانوی من...

231
00:15:44,200 --> 00:15:48,730
‫اوضاع بده! شهردار سانچز تنهایی رفته به دریا...

232
00:15:48,730 --> 00:15:51,420
‫تا جلوی نشت زهر رو بگیره،
‫ولی طوفان شدیدی تو راهه!

233
00:15:51,680 --> 00:15:52,810
‫پدر تنها رفته؟

234
00:15:52,810 --> 00:15:54,400
‫واقعاً معذرت می‌خوام.

235
00:15:54,400 --> 00:16:01,840
‫سعی کردم جلوشون رو بگیرم،
‫ولی بهم گفتن اینو برای عذرخواهی به شما بدم.

236
00:16:02,460 --> 00:16:05,310
‫شهردار سانچز حاضره برای این‌کار توی دریا بمیره.

237
00:16:05,310 --> 00:16:06,770
‫باورم نمی‌شه!

238
00:16:07,320 --> 00:16:13,050
‫لولیتا، برو از چندتا ماهیگیر بخواه
‫که ما رو با قایق‌شون ببرن.

239
00:16:13,050 --> 00:16:13,900
‫باشه!

240
00:16:13,900 --> 00:16:15,150
‫بیا بریم، جینا!

241
00:16:23,260 --> 00:16:25,290
‫مهم نیست چقدر بهم پول بدی،

242
00:16:25,290 --> 00:16:30,430
‫رفتن به دریا وسط این طوفان، مثل خودکشی می‌مونه.
‫شرمنده، ولی من دیوونه نیستم.

243
00:16:30,430 --> 00:16:33,500
‫جون شهردار سانچز بهش بستگی داره! خواهش می‌کنم!

244
00:16:33,500 --> 00:16:38,520
‫چی؟ شهردار؟ نادون، چرا زودتر اینو نگفتی؟

245
00:16:38,520 --> 00:16:40,420
‫پس ما رو با کشتی می‌برید؟

246
00:16:40,420 --> 00:16:43,390
‫معلومه که می‌برم. بیاید بریم.

247
00:16:44,580 --> 00:16:48,390
‫به دستور فرمانده ریموند،
‫هیچ کشتی‌ای اجازه خروج از بندر رو نداره.

248
00:16:54,020 --> 00:16:56,530
‫اینجا چه‌خبر شده، ستوان؟

249
00:16:57,610 --> 00:17:03,070
‫برای دستگیری شهردار که
‫بشکه‌های زهر رو به دریا انداخته اومدیم.

250
00:17:03,780 --> 00:17:05,820
‫حالا فهمیدم قضیه چیه!

251
00:17:05,820 --> 00:17:08,480
‫به‌خاطر اشتباه سربازها زهر توی دریا ریخته،

252
00:17:08,480 --> 00:17:12,710
‫و می‌خواید با انداختن تقصیر گردن شهردار،
‫جلوی عمومی‌شدنش رو بگیرین، نه؟

253
00:17:12,960 --> 00:17:14,200
‫دهنتو ببند!

254
00:17:14,200 --> 00:17:16,130
‫حالا همگی، سریع‌تر متفرق بشید!

255
00:17:16,410 --> 00:17:17,570
‫عمراً همچین کاری کنیم!

256
00:17:18,070 --> 00:17:18,840
‫دیگو!

257
00:17:19,960 --> 00:17:21,270
‫عوضی!

258
00:17:29,510 --> 00:17:30,780
‫دیگو!

259
00:17:30,780 --> 00:17:31,990
‫دیگو!

260
00:17:32,730 --> 00:17:36,150
‫تکون نخورید! اگه می‌خواید
‫ زنده بمونید، نباید تکون بخورید!

261
00:17:40,480 --> 00:17:42,570
‫مرد بیچاره...

262
00:17:42,570 --> 00:17:47,090
‫اگه دیروز پول شراب‌ها رو
‫حساب می‌کردی، اینطوری نمی‌شد.

263
00:17:47,200 --> 00:17:51,330
‫با وضعیت فعلیِ دریا، امکان نداره
‫ شهردار سانچز بتونه زنده برگرده.

264
00:17:52,120 --> 00:17:54,080
‫عجب مرد احمقی.

265
00:17:54,400 --> 00:17:56,040
‫لعنتی!

266
00:18:00,620 --> 00:18:01,490
‫جـ ـ جینا!

267
00:18:01,490 --> 00:18:02,350
‫جینا!

268
00:18:03,510 --> 00:18:06,300
‫من باید برم تا پدرمو نجات بدم.

269
00:18:06,970 --> 00:18:08,760
‫از دستوراتم سرپیچی می‌کنی؟

270
00:18:09,370 --> 00:18:10,970
‫حتی اگه بچه باشی هم بهت رحم نمی‌کنم.

271
00:18:31,190 --> 00:18:31,940
‫زورو!

272
00:18:31,940 --> 00:18:32,580
‫زورو!

273
00:18:34,080 --> 00:18:36,500
‫لعنت بهت زورو! توی کارم دخالت نکن!

274
00:18:36,500 --> 00:18:38,460
‫شلیک کنید! شلیک!

275
00:18:46,390 --> 00:18:48,250
‫همینه! زورو!

276
00:18:49,590 --> 00:18:50,230
‫زورو.

277
00:18:50,260 --> 00:18:51,660
‫لولیتا! عجله کن!

278
00:18:51,660 --> 00:18:53,180
‫ممنونم.

279
00:18:54,030 --> 00:18:55,890
‫بجنبین! بجنبین!

280
00:18:56,450 --> 00:18:58,260
‫این‌کار برای شما دوتا خطرناکه!

281
00:18:58,260 --> 00:19:01,150
‫حتماً پدرت رو نجات می‌دیم، پس منتظر باش!

282
00:19:01,150 --> 00:19:01,880
‫باشه!

283
00:19:01,880 --> 00:19:03,220
‫فهمیدم!

284
00:19:05,230 --> 00:19:06,380
‫زورو!

285
00:19:08,610 --> 00:19:10,060
‫پست‌فطرتا!

286
00:19:12,060 --> 00:19:13,980
‫زورو، باهام دوئل کن!

287
00:19:14,690 --> 00:19:15,980
‫خودمم همین فکرو داشتم!

288
00:19:17,300 --> 00:19:18,690
‫تو می‌تونی، زورو!

289
00:19:29,380 --> 00:19:30,240
‫دیگو!

290
00:19:31,290 --> 00:19:31,950
‫بدش من!

291
00:19:39,190 --> 00:19:40,090
‫همینه.

292
00:19:40,300 --> 00:19:41,090
‫زورو!

293
00:19:42,690 --> 00:19:44,130
‫چی؟

294
00:19:47,330 --> 00:19:49,090
‫مثل اینکه دوئل تمومه، ها؟

295
00:19:49,460 --> 00:19:52,330
‫شمشیرت رو بنداز و
‫ مثل یه پسر خوب از اینجا برو.

296
00:19:52,330 --> 00:19:53,860
‫لعنتی.

297
00:19:57,330 --> 00:19:59,240
‫هورا! هورا!

298
00:20:03,260 --> 00:20:05,250
‫یه درخواستی ازت دارم.

299
00:20:05,250 --> 00:20:06,610
‫چـ ـ چی می‌خواید؟

300
00:20:07,130 --> 00:20:11,320
‫لطفاً دیگو-کون رو ببخش که
‫دیروز پول شراب‌ها رو حساب نکرد.

301
00:20:11,560 --> 00:20:13,120
‫باشه! چشم! هرچی شما بگید!

302
00:20:13,610 --> 00:20:14,620
‫ممنون.

303
00:20:25,150 --> 00:20:25,930
‫زورو!

304
00:20:25,930 --> 00:20:27,130
‫ممنونم!

305
00:20:27,130 --> 00:20:29,140
‫تعجبی نداره که لولیتا دوستش داره.

306
00:20:29,140 --> 00:20:30,820
‫کشتی داره برمی‌گرده!

307
00:20:32,590 --> 00:20:34,530
‫هی! شهردار اونجاست!

308
00:20:34,530 --> 00:20:36,280
‫خداروشکر!

309
00:20:37,380 --> 00:20:40,720
‫از شر بشکه‌های زهر هم خلاص شدیم!

310
00:20:40,720 --> 00:20:41,980
‫جـ ـ جینا!

311
00:20:44,320 --> 00:20:45,730
‫خداروشکر.

312
00:20:47,400 --> 00:20:48,450
‫پدر.

313
00:20:48,450 --> 00:20:49,970
‫پدر!

314
00:20:49,970 --> 00:20:52,410
‫جینا، خیلی نگرانت بودم.

315
00:20:53,050 --> 00:20:56,370
‫ببخشید که اون حرفای بد رو زدم.

316
00:21:00,650 --> 00:21:04,090
‫من می‌خوام یه چیزی رو بهتون اعتراف کنم.

317
00:21:04,640 --> 00:21:05,730
‫درمورد اون...

318
00:21:05,730 --> 00:21:12,050
‫ما به‌خاطر منتقل‌کردن
‫ بشکه‌های زهر می‌بخشیمت، شهردار.

319
00:21:12,050 --> 00:21:14,250
‫وقتی توی این دریای طوفانی...

320
00:21:14,250 --> 00:21:18,580
‫برای نجات ما به دریا رفتی،
‫چطور می‌تونیم نبخشیمت؟

321
00:21:18,580 --> 00:21:21,520
‫سانچز-سان بهترین شهرداریه که
‫ می‌تونیم داشته باشیم!

322
00:21:23,000 --> 00:21:25,020
‫از همه‌تون متشکرم.

323
00:21:30,400 --> 00:21:33,350
‫اوه، راستی، دیگو کجا رفت؟

324
00:21:34,990 --> 00:21:36,470
‫پاک یادم رفته بود!

325
00:21:36,470 --> 00:21:38,230
‫آهای!

326
00:21:41,920 --> 00:21:44,540
‫باورم نمی‌شه منو یادتون رفت.

327
00:21:46,130 --> 00:21:48,460
‫خیلی دست‌وپا چلفتی‌ای.

328
00:21:48,480 --> 00:21:58,480
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
