1
00:00:00,830 --> 00:00:07,480
‫خائن

2
00:00:07,500 --> 00:00:17,500
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

3
00:00:23,240 --> 00:00:25,200
‫چی گفتی؟

4
00:00:25,700 --> 00:00:28,680
‫می‌خوای که بهت پول بدیم؟!

5
00:00:28,680 --> 00:00:33,740
‫و ـ ولی اگه پولشو نگیرم،
‫خانواده‌م بدون آب و نون می‌مونه.

6
00:00:33,740 --> 00:00:38,120
‫همونطور که می‌دونی ما زندگی‌مونو برای شما مردم
‫ به‌خطر میندازیم؛ همین باید کافی باشه.

7
00:00:38,120 --> 00:00:39,480
‫و ـ ولی...

8
00:00:43,270 --> 00:00:44,950
‫هنوز مشکل داری؟

9
00:00:45,430 --> 00:00:47,610
‫انگار چاره‌ی دیگه‌ای نداریم...

10
00:00:50,740 --> 00:00:52,460
‫لـ ـ لطفاً بس کنید.

11
00:01:01,350 --> 00:01:03,970
‫بسه دیگه، زورگوها!

12
00:01:04,260 --> 00:01:06,180
‫کتک‌زدن کسایی که نمی‌تونن بجنگن کیف داره؟

13
00:01:06,520 --> 00:01:10,740
‫چی شده؟ انگار دختر خانوم سربه‌هوایی پیشمونه.

14
00:01:10,740 --> 00:01:13,140
‫با کارهای ما مشکلی داری؟

15
00:01:15,730 --> 00:01:16,610
‫لولیتا!

16
00:01:16,610 --> 00:01:17,850
‫لطفاً وایسا...

17
00:01:26,000 --> 00:01:29,240
‫بیاید خشونت به‌خرج ندیم، باشه؟ بدون خشونت...

18
00:01:29,500 --> 00:01:30,450
‫ساکت شو!

19
00:01:34,940 --> 00:01:37,080
‫حـ ـ حالتون خوبه؟

20
00:01:37,080 --> 00:01:39,000
‫دیگه کار خودتو کردی!

21
00:01:42,130 --> 00:01:43,460
‫دخلتو میارم!

22
00:01:47,390 --> 00:01:48,680
‫عوضی!

23
00:01:49,670 --> 00:01:52,810
‫من بهتون مشت نزدم، می‌دونید دیگه؟

24
00:01:52,810 --> 00:01:53,930
‫دهنتو ببند!

25
00:01:56,730 --> 00:01:58,200
‫آشغال!

26
00:01:58,200 --> 00:01:59,900
‫و ـ واقعاً شرمنده!

27
00:01:59,900 --> 00:02:01,860
‫تیکه‌تیکه‌ت می‌کنم!

28
00:02:02,890 --> 00:02:03,820
‫دیگـــو!

29
00:02:10,170 --> 00:02:11,490
‫ستوان.

30
00:02:12,010 --> 00:02:13,120
‫بس کنید.

31
00:02:21,470 --> 00:02:23,050
‫شما آسیب ندیدید؟

32
00:02:24,020 --> 00:02:26,340
‫باید بیشتر مراقب زیردست‌هات باشی!

33
00:02:27,600 --> 00:02:30,800
‫حتی زمانی ;i عصبانی هستید هم زیبایید.

34
00:02:30,800 --> 00:02:33,760
‫ستوان، اگه گشت‌زنی رو ادامه ندیم...

35
00:02:35,080 --> 00:02:36,420
‫درسته.

36
00:02:42,480 --> 00:02:44,220
‫پسر، قلبم اومد تو دهنم.

37
00:02:44,220 --> 00:02:46,000
‫حالت خوبه، دیگو؟

38
00:02:46,000 --> 00:02:48,150
‫پسر، کارت حرف نداشت!

39
00:02:48,150 --> 00:02:50,410
‫پارسال دوست امسال آشنا، دیگو.

40
00:02:50,880 --> 00:02:51,660
‫اوران!

41
00:02:52,190 --> 00:02:56,280
‫حتی با اینکه از مدرسه خارج برگشتی،
‫ به رفیق قدیمی‌ت یه‌سر نمی‌زنی؟

42
00:02:56,280 --> 00:02:57,620
‫واقعاً خیلی بی‌مرامی.

43
00:03:10,530 --> 00:03:12,080
‫کارت تمومه.

44
00:03:21,230 --> 00:03:23,150
‫یادش به‌خیر.

45
00:03:24,230 --> 00:03:26,070
‫ولی خدایی، واقعاً حرف نداشت.

46
00:03:26,070 --> 00:03:27,390
‫وایسا ببینم، اوران.

47
00:03:27,390 --> 00:03:32,320
‫وقتی می‌گی «حرف نداشت»،
‫ امیدوارم منظورت گابریل نباشه.

48
00:03:32,320 --> 00:03:33,410
‫ولی منظورم همونه.

49
00:03:36,780 --> 00:03:40,000
‫دلم می‌خواست یه‌ذره از اون خوشتیپی‌شو داشته باشم.

50
00:03:40,420 --> 00:03:41,960
‫امیدی بهش نیست...

51
00:03:43,180 --> 00:03:46,170
‫یه زن نمی‌تونه اون سطح خفنی رو درک کنه.

52
00:03:46,500 --> 00:03:48,980
‫دیگو، لااقل یه‌چیزی بگو.

53
00:03:48,980 --> 00:03:54,140
‫عه... خب... می‌دونی اوران...
‫خیر همیشه به شر غلبه می‌کنه...

54
00:03:55,390 --> 00:03:59,350
‫فقط منتظر باش. یکی از همین روزا
‫عضو ارتش می‌شم!

55
00:04:07,930 --> 00:04:09,450
‫و پودر سیاه چی؟

56
00:04:09,450 --> 00:04:13,070
‫بله، تونستیم به‌قدر کافی جمع کنیم تا
‫یه پایگاه کامل رو منفجر کنیم.

57
00:04:14,050 --> 00:04:16,100
‫خب، کجا قایمش کردین؟

58
00:04:17,620 --> 00:04:19,500
‫داخل یه غار توی کوهستان شرقی.

59
00:04:20,660 --> 00:04:23,190
‫تو همچین مکانی جاش امنه؟

60
00:04:23,820 --> 00:04:25,230
‫نگوران نباشید.

61
00:04:25,230 --> 00:04:27,930
‫تو یه جای کم رفت‌وآمد مخفی شده.

62
00:04:27,930 --> 00:04:31,510
‫برای سربازهای ارتش که درمورد زمین اونجا
‫ چیزی نمی‌دونن، پیدا کردنش غیرممکنه.

63
00:04:31,510 --> 00:04:34,880
‫بالأخره روزی می‌رسه که باید مقابل ارتش بجنگیم.

64
00:04:34,880 --> 00:04:37,220
‫باید برای اون زمان آماده باشیم.

65
00:04:37,590 --> 00:04:38,450
‫همینطوره.

66
00:04:45,720 --> 00:04:48,860
‫اوه؟ اوران، نمی‌دونستم برگشتی خونه.

67
00:04:51,210 --> 00:04:52,820
‫همین الان برگشتم، بابا.

68
00:04:52,820 --> 00:04:55,780
‫چی شده؟ رنگت پریده.

69
00:04:56,380 --> 00:04:59,200
‫جدی؟ چیزی نیست.

70
00:05:07,800 --> 00:05:11,460
‫مثل اینکه شانس بهم رو کرده.

71
00:05:21,220 --> 00:05:22,600
‫گفتی پودر سیاه؟

72
00:05:22,910 --> 00:05:24,360
‫راستشو می‌گم!

73
00:05:24,360 --> 00:05:26,640
‫گفتن به‌قدری هست که
‫یه پایگاه کامل رو بترکونه!

74
00:05:26,640 --> 00:05:28,650
‫قایمش کردن تا فرصت مناسب پیش بیاد.

75
00:05:28,650 --> 00:05:33,110
‫اگه می‌دونستم اینو از کی شنیدی،
‫خیلی راحت باورش می‌کنم.

76
00:05:33,110 --> 00:05:39,160
‫خب... نمی‌دونم کی اینا رو گفت،
‫ولی با گوشای خودم شنیدم!

77
00:05:39,160 --> 00:05:43,040
‫شنیدم تازگی‌ها خیلی‌ها برای گرفتن پاداش،
‫ خبرای دروغ گزارش می‌دن.

78
00:05:43,040 --> 00:05:44,770
‫حرفامو باور کنید!

79
00:05:44,770 --> 00:05:47,040
‫قطعاً پودر سیاه اونجا مخفی شده!

80
00:05:47,040 --> 00:05:50,720
‫فکر کردی گونزالس کبیر
‫همچین داستان‌هایی رو باور می‌کنه؟

81
00:05:50,720 --> 00:05:53,930
‫بهتره داستانتو بذاری در کوزه آبشو بخوری!

82
00:05:54,370 --> 00:05:58,510
‫امکانش هست بخوام
‫داستانو برام تکرار کنی؟

83
00:06:27,000 --> 00:06:28,940
‫ستوان همیشه اینطوریه...

84
00:06:28,940 --> 00:06:33,960
‫به حرفای اون پسره گوش داد
‫و ما رو فرستاد این جای ترسناک.

85
00:06:36,350 --> 00:06:37,930
‫پیداش کردی، گونزالس؟

86
00:06:37,930 --> 00:06:40,300
‫نه هنوز، ستوان.

87
00:06:49,420 --> 00:06:53,730
‫تف توش! چرا باید همچین سختی‌هایی بکشم؟

88
00:06:56,900 --> 00:06:57,800
‫اون چیه؟

89
00:06:59,200 --> 00:07:01,720
‫پیداش کردیم! پودر سیاهه!

90
00:07:10,440 --> 00:07:14,100
‫یه انفجار بزرگه! بجنبین، باید فرار کنیم!

91
00:07:17,240 --> 00:07:19,350
‫نگو که این به پودر سیاه ربط داره...

92
00:07:30,480 --> 00:07:32,650
‫اینم پاداشت، برش دار.

93
00:07:33,670 --> 00:07:36,150
‫ممنونم، ولی پولی نمی‌خوام!

94
00:07:37,480 --> 00:07:40,130
‫در عوض، لطفاً منو عضو ارتش کنید!

95
00:07:40,130 --> 00:07:43,120
‫ها؟! بیاریمت تو ارتش؟

96
00:07:43,120 --> 00:07:45,450
‫گوش کن ببینم... ارتش جایی نیست که...

97
00:07:46,410 --> 00:07:49,080
‫واقعاً جالبه. درخواستت رو قبول می‌کنم.

98
00:07:50,580 --> 00:07:51,690
‫جدی می‌گید؟

99
00:07:51,690 --> 00:07:52,590
‫آره.

100
00:07:52,590 --> 00:07:54,940
‫بازم هر اطلاعاتی به‌دست میاری بهمون بده.

101
00:07:54,940 --> 00:07:55,540
‫اطاعت!

102
00:07:58,570 --> 00:08:01,510
‫بالأخره تونستم یه سرباز بشم!

103
00:08:04,470 --> 00:08:05,800
‫کار کی بود؟!

104
00:08:05,800 --> 00:08:07,770
‫شرمنده، عمو اوران.

105
00:08:08,040 --> 00:08:09,450
‫حواستو جمع کن.

106
00:08:11,240 --> 00:08:13,690
‫می‌گم، مگه اون یونیفرم ارتش نیست؟

107
00:08:14,160 --> 00:08:17,070
‫چطوره؟ خفنه، مگه نه؟

108
00:08:24,100 --> 00:08:25,820
‫عجب عجیب‌الخلقه‌ای.

109
00:08:34,520 --> 00:08:38,520
‫می‌گم، لولیتا، اوضاع بین تو و دیگو
‫خوب پیش می‌ره؟

110
00:08:38,520 --> 00:08:40,690
‫یعنی چی که «خوب پیش می‌ره»؟

111
00:08:40,690 --> 00:08:42,130
‫تصمیم به ازدواج گرفتین؟

112
00:08:42,400 --> 00:08:47,160
‫چرا باید با آدم غیرقابل تحملی
‫ مثل اون ازدواج کنم؟

113
00:08:48,250 --> 00:08:50,250
‫به‌هیچ‌وجه نباید بذاری از دستت بپره.

114
00:08:50,250 --> 00:08:55,060
‫با تمام این تفاسیر، هرچی نباشه
‫اون پسر ثروتمندترین کشاورز اینجاست.

115
00:08:55,450 --> 00:09:00,200
‫مامان، نکنه به‌خاطر همینه که
‫می‌خوای من با دیگو ازدواج کنم؟

116
00:09:00,200 --> 00:09:02,530
‫منظورت اینه که احساساتِ من برات مهم نیست؟

117
00:09:02,910 --> 00:09:06,860
‫پول به احساسات شخصی اولویت داره.
‫ اینکه خیلی واضحه.

118
00:09:06,860 --> 00:09:09,730
‫خوشبختی فقط وقتی به‌دست میاد
‫ که پول کافی داشته باشی...

119
00:09:10,180 --> 00:09:12,650
‫گوش ببین چی می‌گم، مامان.
‫فقط حرف از پول می‌زنی...

120
00:09:12,650 --> 00:09:13,950
‫هی!

121
00:09:14,750 --> 00:09:16,180
‫شنیدید؟

122
00:09:16,180 --> 00:09:19,460
‫شنیدم اوران از خانواده گوران
‫ تو ارتش نام‌نویسی کرده.

123
00:09:19,760 --> 00:09:20,930
‫اوران؟

124
00:09:20,930 --> 00:09:26,210
‫وای. حرف از خانواده گوران شد، مگه اونا بعد از
‫خانواده دیگو، دومین خانواده ثرومند اینجا نیستن؟

125
00:09:26,210 --> 00:09:29,430
‫اگه دیگو رو دوست نداری،
‫مشکلی ندارم اگه با اوران نامزد بشی.

126
00:09:29,780 --> 00:09:32,940
‫امکان نداره بتونم کسی که
‫ سرباز ارتش شده رو تحمل کنم.

127
00:09:34,160 --> 00:09:37,100
‫لولیتا، مثل اینکه هنوز خیلی بچه‌ای.

128
00:09:37,930 --> 00:09:39,460
‫یه خائن؟

129
00:09:40,710 --> 00:09:44,280
‫امکان نداره یکی از درجاتِ ما همچین کاری کنه.

130
00:09:44,590 --> 00:09:48,740
‫ولی براساس شایعات، دیشب سربازها
‫مستقیم رفتن سراغ مخفیگاه‌مون.

131
00:09:49,080 --> 00:09:51,480
‫اگه این واقعاً درست باشه...

132
00:09:52,390 --> 00:09:56,410
‫تنها دلیلی که به‌‌ذهنم میاد اینه که
‫ یکی روحشو به شیطان فروخته.

133
00:09:57,720 --> 00:09:58,600
‫باید چیکار کنیم؟

134
00:09:58,600 --> 00:10:01,820
‫تنها کاری که می‌شه کرد اینه که
‫ بذاریم آب‌ها از آسیاب بیفته.

135
00:10:01,820 --> 00:10:02,670
‫چشم.

136
00:10:11,860 --> 00:10:12,810
‫اوران؟!

137
00:10:13,920 --> 00:10:15,690
‫چطوری اون لباس رو گیر آوردی؟!

138
00:10:15,690 --> 00:10:17,770
‫چطوره، پدر؟ بهم میاد؟

139
00:10:17,770 --> 00:10:19,840
‫چرا همچین چیزی تنت کردی؟

140
00:10:20,730 --> 00:10:22,480
‫خب، خیلی اتفاقا افتاد.

141
00:10:22,480 --> 00:10:23,730
‫منظورت از «خیلی اتفاقا» چیه؟!

142
00:10:24,910 --> 00:10:27,110
‫اطلاعاتی به ارتش دادم که می‌خواستن-

143
00:10:27,700 --> 00:10:28,530
‫چی؟!

144
00:10:29,200 --> 00:10:32,740
‫نگران نباش. چیزی درمورد تو نگفتم، پدر.

145
00:10:33,260 --> 00:10:37,960
‫نکنه کسی که مخفیگاه
‫پودرهای سیاه رو لو داد، تو بودی؟!

146
00:10:38,270 --> 00:10:39,970
‫عصبانی نشو!

147
00:10:39,970 --> 00:10:45,920
‫به لطف من که عضو ارتش شدم،
‫مثل قبل مورد آزار و اذیت‌شون قرار نمی‌گیریم، پدر.

148
00:10:46,170 --> 00:10:47,640
‫ای نادون!

149
00:10:47,970 --> 00:10:48,820
‫درش بیار!

150
00:10:48,820 --> 00:10:51,430
‫این یونیفرم حال‌به‌هم‌زن رو سریع در بیار!

151
00:10:51,430 --> 00:10:52,850
‫بس کن!

152
00:10:52,850 --> 00:10:56,660
‫اصلاً حالیت می‌شه چیکار کردی؟

153
00:10:56,660 --> 00:10:59,350
‫تنها کسی که حالیش نمی‌شه خودتی، پدر!

154
00:11:16,960 --> 00:11:20,170
‫با هیاهویی که سربازهای ارتش راه انداختن...

155
00:11:20,170 --> 00:11:22,210
‫هی، آقا، اینو برمی‌دارم.

156
00:11:24,170 --> 00:11:26,590
‫مشکلی باهاش داری؟

157
00:11:35,850 --> 00:11:38,140
‫شـ ـ شماها چتون شده؟

158
00:11:40,560 --> 00:11:42,550
‫مـ ـ می‌خواید باهام در بیفتین؟

159
00:11:42,840 --> 00:11:45,050
‫اگه اینطوره، با خود ارتش طرفین!

160
00:11:56,770 --> 00:11:59,870
‫لطفاً کسایی که از ارتش سرپیچی
‫ می‌کنن رو بلافاصله دستگیر کنید!

161
00:12:00,190 --> 00:12:03,750
‫تو... فکر کردی ارتش برای چه کاریه؟!

162
00:12:03,750 --> 00:12:06,880
‫اوران، می‌خوام یه مأموریت بهت بدم.

163
00:12:07,520 --> 00:12:09,800
‫مأموریت... برای من دارید؟

164
00:12:10,470 --> 00:12:15,760
‫می‌خوام با استفاده از مهارت‌های خوب
‫ جمع‌آوری اطلاعاتت، مخفیگاه زورو رو پیدا کنی.

165
00:12:16,370 --> 00:12:17,220
‫زورو؟

166
00:12:17,510 --> 00:12:21,730
‫اگه موفق بشی، بهت مقام بالایی
‫ توی واحد اطلاعاتی می‌دم.

167
00:12:22,300 --> 00:12:25,730
‫متوجه شدم. مخفیگاه اون زورو رو
‫بدون شک پیدا می‌کنم.

168
00:12:31,030 --> 00:12:32,860
‫از اینکار مطمئنید، ستوان؟

169
00:12:32,860 --> 00:12:35,090
‫چرا همچین قولی بهش دادید؟

170
00:12:35,790 --> 00:12:39,010
‫از اون آدماست که وقتی کارشو انجام داد
‫ می‌شه از دستش خلاص شد.

171
00:12:40,750 --> 00:12:45,580
‫بیخیال پدر، اگه چیزی درمورد
‫ زورو می‌دونی بهم بگو دیگه.

172
00:12:46,450 --> 00:12:48,880
‫آخه مخفی‌کردنش چه فایده‌ای داره؟

173
00:12:48,880 --> 00:12:50,300
‫یه‌چیزی می‌دونی، مگه نه؟

174
00:12:50,560 --> 00:12:53,070
‫ترفیع درجه‌م به این بستگی داره.

175
00:12:54,070 --> 00:12:55,010
‫ای نادون!

176
00:12:57,970 --> 00:13:00,590
‫فقط خودتی که از اون ارتشی‌ها خوشش میاد.

177
00:13:00,590 --> 00:13:05,900
‫اصلاً فکر کردی پسر بقیه کشاورزها
‫چه حسی نسبت به اونا دارن؟!

178
00:13:06,690 --> 00:13:09,860
‫تحمل ریختتو ندارم! از خونه گمشو بیرون!

179
00:13:15,630 --> 00:13:18,670
‫پسر نادون رفته عضو اون ارتش بدذات شده...

180
00:13:18,670 --> 00:13:21,450
‫دیگه نمی‌دونم باید چیکارش کنم!

181
00:13:22,190 --> 00:13:25,290
‫ای کاش اوران هم به آرومیِ دیگو بود.

182
00:13:25,840 --> 00:13:30,210
‫خب، مشکل دیگو اینه که یه‌کم زیادی ساکته.

183
00:13:30,570 --> 00:13:32,860
‫سلام، عمو! خوش اومدی.

184
00:13:33,170 --> 00:13:35,830
‫حتی اگه اینقدر شیفته‌ی یونیفرم ارتش نبود،

185
00:13:35,830 --> 00:13:37,140
‫بازم رفتار دیگو ازش بهتره.

186
00:13:38,470 --> 00:13:43,060
‫الان این پسر نادونم دنبال
‫ فاش‌کردن هویت زوروئه.

187
00:13:45,140 --> 00:13:49,480
‫سرتونو با حرفام درد آوردم.
‫ببخشید مزاحم شدم.

188
00:13:51,330 --> 00:13:55,450
‫انگار فرق نمی‌کنه کدوم خونه باشه،
‫همیشه کلی سختی برای پدرها وجود داره.

189
00:14:11,860 --> 00:14:13,010
‫برنارد!

190
00:14:13,590 --> 00:14:16,210
‫شرمنده، ولی خیلی گشنم بود...

191
00:14:16,660 --> 00:14:20,300
‫اوه، تویی که، دیگو. اینطوری منو نترسون.

192
00:14:20,810 --> 00:14:23,270
‫یه درخواستی ازت داشتم.

193
00:14:23,920 --> 00:14:25,130
‫چیه؟

194
00:14:27,260 --> 00:14:31,650
‫تا وقتی حواسم به بابا باشه،
‫مطمئنم یه اطلاعاتی گیرم میاد.

195
00:14:44,010 --> 00:14:45,250
‫اون...

196
00:14:45,810 --> 00:14:46,960
‫زورو!

197
00:14:55,380 --> 00:14:58,450
‫لعنتی، چقدر سریع فرار می‌کنه!

198
00:15:02,430 --> 00:15:03,560
‫این چیه؟

199
00:15:09,990 --> 00:15:11,150
‫ا ـ این...

200
00:15:11,150 --> 00:15:14,290
‫یه نامه از زورو به پدرمه؟!

201
00:15:27,890 --> 00:15:29,050
‫اینجاست؟

202
00:15:35,170 --> 00:15:37,460
‫و مطمئنی که زورو میاد اینجا؟

203
00:15:37,460 --> 00:15:41,280
‫بله! امکان نداره اطلاعاتم غلط باشه.

204
00:15:41,280 --> 00:15:45,540
‫همین موقع‌ها قراره با یه‌سری افراد رو
‫ که مخالف ارتشن ملاقات کنه.

205
00:15:46,520 --> 00:15:50,060
‫بسیار خب. لطفاً برو ببین اومده یا نه.

206
00:15:51,950 --> 00:15:53,020
‫من برم اونجا؟

207
00:15:53,760 --> 00:15:56,480
‫باید مسئولیت اطلاعاتت رو تا آخر قبول کنی.

208
00:15:57,130 --> 00:15:58,700
‫ولی، من...

209
00:15:58,700 --> 00:16:02,190
‫ای گستاخ، می‌خوای از
‫ دستورات مافوقت سرپیچی کنی؟

210
00:16:02,190 --> 00:16:04,860
‫انجامش می‌دم. دارم می‌رم!

211
00:16:08,120 --> 00:16:09,560
‫عصر به‌خیر.

212
00:16:09,560 --> 00:16:11,250
‫جناب زورو اینجا هستن؟

213
00:16:26,160 --> 00:16:28,810
‫انگاری هنوز برنگشته.

214
00:16:28,810 --> 00:16:33,310
‫وقتی رفقای زورو پیداشون شد، دستگیرشون کنید.
‫سربازها رو تو منطقه پخش کنید.

215
00:16:33,310 --> 00:16:34,770
‫نیازی به این‌کار نیست.

216
00:16:34,770 --> 00:16:35,730
‫چی؟!

217
00:16:51,200 --> 00:16:52,000
‫زورو!

218
00:17:00,040 --> 00:17:01,970
‫باید بابت تشریف‌فرمایی‌تون تشکر کنم.

219
00:17:02,310 --> 00:17:03,380
‫یعنی یه تله بود؟

220
00:17:04,130 --> 00:17:07,350
‫گول همچین تله‌ی واضحی رو خوردین.
‫شما پیرمردها خیلی زودباورین، نه؟

221
00:17:08,310 --> 00:17:09,180
‫حرف نباشه!

222
00:17:09,520 --> 00:17:11,810
‫چیکار دارین می‌کنین؟
‫برید زورو رو دستگیر کنین!

223
00:17:37,430 --> 00:17:38,840
‫همه باهم بهش حمله کنید!

224
00:17:56,530 --> 00:17:59,020
‫خیلی سفته.

225
00:18:01,350 --> 00:18:03,820
‫با این وضع، به موقع نمی‌رسم!

226
00:18:27,510 --> 00:18:29,340
‫من حریفتم!

227
00:19:14,350 --> 00:19:15,560
‫سرنوشتتو قبول کن.

228
00:19:20,980 --> 00:19:23,650
‫این عادلانه نیست! پست‌فطرت!

229
00:19:24,100 --> 00:19:25,930
‫دیگه تقریباً وقتشه.

230
00:19:29,900 --> 00:19:32,120
‫آه، علامت داد...

231
00:19:33,210 --> 00:19:35,080
‫ای بابا! تکون بخور دیگه!

232
00:19:40,680 --> 00:19:42,580
‫چطوره یه‌ذره خیس بخورین؟

233
00:19:56,560 --> 00:20:00,520
‫شوخی خوبی نیست! نمی‌خوام جوون‌مرگ بشم!

234
00:20:00,760 --> 00:20:03,480
‫زورو، خیلی دل و جرئت داری!

235
00:20:03,820 --> 00:20:06,940
‫نمی‌دونم این تونسته قلبت رو
‫ یه‌مقدار پاک کنه یا نه.

236
00:20:07,270 --> 00:20:10,900
‫امیدوارم از این یه درسی بگیرین که
‫ دیگه مزاحم مردم روستا نشین.

237
00:20:20,060 --> 00:20:21,330
‫چه وضعیت وحشناکی.

238
00:20:22,390 --> 00:20:25,550
‫همه اینا تقصیر عقل نداشته‌ی توئه!

239
00:20:25,550 --> 00:20:27,800
‫امثال تو لیاقت پوشیدن یونیفرم ارتش رو ندارن!

240
00:20:28,510 --> 00:20:30,550
‫ا ـ این چه حرفیه...

241
00:20:31,010 --> 00:20:32,890
‫نمی‌خوام بهونه‌هاتو بشنوم!

242
00:20:32,890 --> 00:20:34,970
‫یونیفرم‌تو دربیار و از جلو چشمم دور شو!

243
00:20:47,200 --> 00:20:48,050
‫دیگو...

244
00:20:48,050 --> 00:20:51,230
‫چی شده؟ شنیدم به غذات لب نمی‌زنی.

245
00:20:51,800 --> 00:20:55,870
‫دیگو، حس می‌کنم یه کابوس وحشتناک دیدم.

246
00:20:55,870 --> 00:20:57,280
‫کابوس؟

247
00:20:57,590 --> 00:20:59,820
‫منو بگو که می‌خواستم همرزم‌شون باشم...

248
00:20:59,820 --> 00:21:03,420
‫از دید اونا، من فقط براشون یه ابزار بودم!

249
00:21:03,860 --> 00:21:07,020
‫اصلاً نمی‌تونم تو چشم پدر
‫ یا اهالی روستا نگاه کنم.

250
00:21:07,020 --> 00:21:09,270
‫یه راه برای جبران کارهات هست.

251
00:21:11,360 --> 00:21:12,840
‫باید چیکار کنم؟

252
00:21:12,840 --> 00:21:15,740
‫این چیزیه که پدرت می‌دونه.

253
00:21:15,740 --> 00:21:17,310
‫پدر؟

254
00:21:22,770 --> 00:21:26,070
‫مـ ـ متأسفم، پدر! من اشتباه کردم!

255
00:21:26,070 --> 00:21:30,680
‫از این به بعد راه درست رو پیش می‌گیرم
‫ و مقابل اون ارتشی‌ها می‌جنگم.

256
00:21:30,680 --> 00:21:33,770
‫واقعاً جونمو پاش می‌ذارم، پس لطفاً منو ببخش!

257
00:21:34,520 --> 00:21:38,660
‫انجامش می‌دم، هرطور شده اونا رو
‫از این کشور بیرون میندازم!

258
00:21:41,360 --> 00:21:42,620
‫ای نادون.

259
00:21:43,330 --> 00:21:44,370
‫پدر!

260
00:21:44,950 --> 00:21:48,590
‫پس دیگه فکر نکن اون سربازها
‫آدمای خفنی‌ان، باشه؟

261
00:21:50,530 --> 00:21:54,550
‫از حالا به بعد مثل زورو می‌شم
‫و تمام تلاشمو می‌کنم!

262
00:21:54,570 --> 00:21:59,570
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
