WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:10.040 --> 00:20.040
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:27.640 --> 00:32.060
‫اوه، ارباب دون کارلوس پریدوکس!
‫چی شده که امروز تشریف آوردید؟

00:32.060 --> 00:36.030
‫اوه، فقط از این اطراف رد می‌شدم.
‫دون وگا خونه هست؟

00:36.270 --> 00:39.240
‫اگه شما دنبالش بگردین،
‫فکر کنم دم زمین‌ها پیداش کنید.

00:39.240 --> 00:41.350
‫چی؟ تو همچین روز گرمی؟

00:41.350 --> 00:43.700
‫با اینکه پدرش توی زمین‌ها کار می‌کنه،

00:43.690 --> 00:46.630
‫این پسره تمام مدت توی خونه لَم داده، ها؟

00:46.630 --> 00:48.160
‫حق با شماست.

00:48.530 --> 00:51.460
‫نمی‌دونم تو اون مدرسه چی یادش دادن،

00:51.460 --> 00:53.630
‫ولی یه پسر بی‌خاصیت برگشته.

00:53.630 --> 00:56.490
‫و حتی اون سگ هم تنبل کرده.

00:56.490 --> 00:59.050
‫هیچ‌وقت این‌شکلی نبود.

01:01.140 --> 01:07.930
‫آتش‌افروز

01:07.930 --> 01:09.210
‫ارباب جوان!

01:11.500 --> 01:13.130
‫چـ ـ چی شده، ماریا؟

01:13.130 --> 01:14.920
‫نگید «چی شده؟»!

01:14.920 --> 01:18.760
‫چرا یه مرد عاقل و بالغ باید وسط روز بخوابه؟

01:19.100 --> 01:23.430
‫یه مرد واقعی باید جلوی آفتاب داغ،
‫تا وقتی عرقش در بیاد کار کنه!

01:24.930 --> 01:26.800
‫واقعاً که تأسف‌باره.

01:26.800 --> 01:29.650
‫دقیقاً برای همینه که ارباب کارلوس...

01:32.940 --> 01:33.620
‫چی؟!

01:33.620 --> 01:36.280
‫نمی‌خوای لولیتا دیگه دیگو رو ببینه؟

01:36.280 --> 01:39.120
‫همونطور که شایعات می‌گن، یه تنبل بی‌عرضه‌ست.

01:39.120 --> 01:42.510
‫نمی‌تونم بذارم دخترمون
‫ همچین آدم بی‌سروپایی رو ببینه.

01:42.510 --> 01:46.750
‫اگه همچین مردی سرپرست خانواده وگا بشه،
‫ یه‌شبه ورشکست می‌شیم.

01:46.750 --> 01:50.710
‫چی داری می‌گی؟ براش بهتره که آدم تنبلی باشه.

01:52.170 --> 01:56.110
‫به‌دست آوردن آدم بی‌عاری مثل دیگو
‫ خیلی راحت‌تره، مگه نه؟

01:56.110 --> 02:03.100
‫اگه لولیتا با دیگو ازدواج کنه، گرفتن مالکیت
‫دارایی‌های خانواده وگا برامون راحت‌تر نمی‌شه؟

02:03.100 --> 02:07.100
‫دارایی‌های خانواده وگا؟ ولی وقتی پدرش؛
‫دون وگا هنوز هست، چطوری انجامش بدیم؟

02:07.100 --> 02:10.500
‫مشکلی نیست.
‫بالأخره برای پسرش دست‌ودل‌بازه.

02:10.500 --> 02:15.070
‫فقط نباید بذاریم نقشه‌مون رو بفهمه،
‫و اونم خودش پدرشو قانع می‌کنه.

02:15.070 --> 02:17.110
‫درسته، حق با توئه.

02:18.020 --> 02:22.200
‫با وضعیت فعلی، شاید بهتر باشه اگه
‫ سریع‌تر بساط نامزدی‌شون رو به‌پا کنیم.

02:23.270 --> 02:25.080
‫درمورد چی حرف می‌زنید؟

02:25.080 --> 02:26.930
‫چی؟ عا، چیز خاصی نیست.

02:27.450 --> 02:28.620
‫عزیزم...

02:29.780 --> 02:32.880
‫هی، نظرت درمورد دیگو چیه؟

02:33.180 --> 02:36.590
‫دیگو؟ هیچ حس خاصی به اون بی‌عرضه ندارم.

02:36.590 --> 02:39.330
‫بی‌عرضه؟ حتماً شوخی می‌کنی.

02:39.330 --> 02:43.050
‫دوران بچگی‌تون، وقتی بقیه بهت زور می‌گفتن،
‫ همیشه برای کمک میومد، نه؟

02:43.050 --> 02:45.460
‫تمام اون داستان‌ها برای قدیمه، می‌دونی که.

02:45.460 --> 02:49.020
‫حتی خودتم می‌دونی از وقتی
‫ از خارج برگشته چطوری بوده.

02:49.970 --> 02:54.020
‫به‌نظر من که به‌عنوان پسر باکمالاتی برگشته.

02:54.020 --> 02:55.580
‫باکمالات؟

02:55.580 --> 02:57.570
‫بابا، جدی داری می‌گی؟

03:00.570 --> 03:04.430
‫اگه جای دیگه اینو بگی،
‫مضحکه‌ی مردم می‌شی.

03:04.430 --> 03:07.100
‫می‌گن دون پریدوکس آدم‌شناس نیست!

03:09.530 --> 03:10.290
‫هی...

03:12.080 --> 03:13.330
‫لولیتا...

03:13.710 --> 03:17.280
‫عیب نداره، عزیزم. لولیتا رو بسپر به من.

03:17.280 --> 03:21.760
‫به‌نظرت سریع‌تر نیست اگه گفت‌وگو رو
‫ بین والدین انجام بدیم؟

03:21.760 --> 03:24.680
‫درسته! این باید اولین قدم‌مون باشه.

03:29.570 --> 03:32.230
‫لولیتا، خبرای خوبی دارم!

03:32.650 --> 03:35.380
‫من تو مسابقات شمشیربازیِ مدرسه اول شدم.

03:35.380 --> 03:36.150
‫راست می‌گم!

03:37.100 --> 03:40.180
‫تمام مدت دیدن لبخندت بهم انگیزه می‌داد.

03:42.160 --> 03:45.830
‫خدایا! اون قصه‌های دیگو از
‫مسابقات مدرسه‌ایش چی بود؟

03:45.830 --> 03:47.080
‫چپ و راست دروغ می‌گه.

03:49.290 --> 03:53.030
‫با اینکه زمانی که نبود یه‌عالمه نامه برام می‌فرستاد،

03:53.030 --> 03:56.130
‫از وقتی برگشته، یه‌بارم منو سر قرار دعوت نکرده.

04:10.950 --> 04:12.010
‫چه مرد پست‌فطرتی.

04:18.100 --> 04:19.920
‫چرا اون اینجاست؟

04:19.920 --> 04:20.900
‫نمی‌دونم.

04:20.900 --> 04:23.000
‫هرچی که شد، لطفاً بهش نگین من اینجام، باشه؟

04:23.000 --> 04:24.610
‫خودم می‌دونم.

04:25.550 --> 04:27.110
‫برای دیدن لولیتا اومدین؟

04:27.110 --> 04:29.490
‫بله، به همین خاطر اومدم.

04:29.490 --> 04:30.900
‫خب، لولیتا الان...

04:33.000 --> 04:36.190
‫خب... دخترم الان بیرونه.

04:36.190 --> 04:37.690
‫بیرون؟ کجا رفته؟

04:37.690 --> 04:39.080
‫آه... چیزه...

04:39.080 --> 04:42.830
‫اون دختر خیلی پرانرژیه.
‫اغلب خونه موندگار نمی‌شه،

04:42.830 --> 04:44.970
‫از اینکه کجا می‌ره هم حرفی نمی‌زنه.

04:44.970 --> 04:47.370
‫بفرمایید، لطفاً نوش‌جان کنید.

04:47.370 --> 04:49.160
‫آه، گروهبان.

04:49.160 --> 04:50.390
‫خیلی ممنون!

04:50.390 --> 04:54.770
‫که اینطور، حیف شد.
‫ اومده بودم هدیه‌ای بهش بدم.

04:54.770 --> 04:56.400
‫هدیه؟

04:56.720 --> 05:01.110
‫راستش، اومده بودم تا اولین قدم رو
‫ برای ازدواج با دخترتون بردارم.

05:03.770 --> 05:05.530
‫حلقه نامزدی‌ـه.

05:06.160 --> 05:08.950
‫لطفاً از طرف من این و
‫احساسات منو به لولیتا-سان برسونید .

05:08.950 --> 05:11.620
‫آه... خب... وقتی یهو
‫همچین چیزی رو پیش می‌کشید...

05:12.080 --> 05:16.770
‫از همون روزی که به این کشور اومدم و
‫لولیتا-سان رو دیدم، قلبم تصمیم خودشو گرفت.

05:16.770 --> 05:19.380
‫اگه بخوام با کسی ازدواج کنم،
‫فقط می‌تونه اون باشه.

05:19.380 --> 05:20.880
‫ولی خب...

05:21.430 --> 05:23.800
‫به‌نظرتون من براش مناسب نیستم؟

05:23.800 --> 05:29.800
‫آه... جسارت نمی‌کنم.
‫فقط مسئله اینه که دخترم از قبل نامزد کرده.

05:30.100 --> 05:32.050
‫چی؟ و نامزدش کیه؟

05:36.640 --> 05:42.070
‫واقعاً آدم بیخیالی هستی ها، دیگو.
‫کل روز غش کردی.

05:42.070 --> 05:46.780
‫فقط به‌نظرم به سختیش نمی‌ارزه که
‫تو همچین روز خوبی، مثل بقیه کار کنم.

05:46.780 --> 05:50.030
‫اگه بقیه می‌دونستن کسی مثل تو زوروئه، همه...

05:50.740 --> 05:54.900
‫برنارد، تحت هیچ شرایطی نباید
‫ جلوی بقیه راجع بهش حرف بزنی.

05:56.440 --> 05:58.850
‫ولی مهم نیست چقدر برای
‫ مخفی‌کردن هویتت تلاش کنی،

05:58.850 --> 06:02.380
‫اگه شروع به کاری نکنی،
‫لولیتا آخرش ازت متنفر می‌شه ها.

06:02.380 --> 06:04.670
‫اوه، همین الانشم حدوداً ازم متنفره.

06:05.060 --> 06:06.370
‫باهاش مشکلی نداری؟

06:07.610 --> 06:09.670
‫آه، حلال‌زاده رو ببین.

06:12.860 --> 06:14.060
‫لولیتا!

06:15.290 --> 06:17.470
‫سلام- ها؟

06:17.810 --> 06:21.210
‫انگار خیلی بیشتر از حدوداً ازت متنفره، ها؟

06:22.800 --> 06:24.940
‫لولیتا، چی شده؟

06:24.940 --> 06:28.380
‫از چی عصبانی‌ای؟ من کاری کردم؟

06:28.380 --> 06:29.740
‫لااقل جوابمو بده!

06:33.870 --> 06:37.580
‫چیزی که ازش عصبانی‌ام
‫ اینه که هیچ‌کاری نمی‌کنی!

06:39.080 --> 06:42.410
‫اصلاً می‌فهمی این روزا
‫مردم پشت‌سرت چی می‌گن؟

06:42.410 --> 06:43.160
‫تنبل.

06:43.160 --> 06:44.000
‫کودن.

06:44.000 --> 06:45.340
‫بی‌مصرف.

06:45.340 --> 06:48.720
‫حتی نزدیکت بودن هم باعث می‌شه
‫ خجالت بکشم، می‌فهمی؟

06:48.720 --> 06:51.220
‫نزدیک من بودن خجالتت می‌ده؟

06:51.540 --> 06:55.070
‫ولی همش این نیست،
‫ اصلاً تو نسبت به من چه-

06:57.480 --> 07:00.060
‫پس اینجا بودی، لولیتا-سان.

07:00.060 --> 07:02.650
‫روزتون به‌خیر، ستوان گابریل.

07:04.690 --> 07:07.340
‫بالأخره همدیگه رو دیدیم، دون دیگو وگا.

07:07.690 --> 07:09.610
‫باهات حرف دارم.

07:09.610 --> 07:10.910
‫درمورد چی؟

07:16.550 --> 07:18.040
‫لطفاً بس کنید.

07:24.320 --> 07:27.670
‫دون دیگو وگا، در اینجا تو رو
‫ به دوئل دعوت می‌کنم.

07:27.670 --> 07:29.590
‫د ـ دوئل؟!

07:31.840 --> 07:33.760
‫چی شده، می‌خوای فرار کنی؟

07:33.760 --> 07:36.990
‫بحث فرار کردن نیست! اصلاً چرا باید دوئل کنم؟

07:38.000 --> 07:39.430
‫به‌خاطر لولیتا-سان.

07:39.430 --> 07:41.080
‫به‌خاطر من؟

07:41.440 --> 07:42.410
‫بله.

07:42.410 --> 07:48.070
‫لولیتا-سان، اینو فقط از پدرتون شنیدم،
‫ولی انگار این فرد نامزد شماست.

07:48.360 --> 07:50.340
‫نـ ـ نامزد؟

07:51.530 --> 07:55.070
‫گرچه، نمی‌تونم احساساتم به شما رو انکار کنم...

07:55.810 --> 07:59.790
‫برای همین زندگی‌مو وسط می‌ذارم
‫و این مرد رو به دوئل دعوت می‌کنم.

08:01.790 --> 08:03.630
‫دیگو، شمشیرتو بکش.

08:03.630 --> 08:04.910
‫ولی این مسخره‌ست!

08:04.910 --> 08:06.190
‫چی برات مسخره‌ست؟

08:06.190 --> 08:11.030
‫اگه ارزشی برای نامزدت قائلی،
‫باید با جون خودتو براش وسط بذاری!

08:12.580 --> 08:15.080
‫راست می‌گه دیگو، شمشیرتو بکش!

08:15.080 --> 08:16.180
‫لولیتا...

08:16.180 --> 08:18.140
‫حتی لولیتا-سان هم می‌گه باید انجامش بدی.

08:18.140 --> 08:20.680
‫ولی من تا حالا شمشیر دستم نگرفتم...

08:20.680 --> 08:25.150
‫گوش کن، مگه توی نامه‌هایی که برام فرستادی
‫ نگفتی مسابقات شمشیربازی رو بردی؟

08:25.410 --> 08:28.570
‫اوه؟ پس می‌شه اون تجربه رو بهم نشون بدی؟

08:31.070 --> 08:34.240
‫اگه نخوای شمشیر دستت نگیری،
‫من اول شروع می‌کنم!

08:40.240 --> 08:41.440
‫عوضی!

08:45.320 --> 08:48.420
‫نمی‌ذارم بهم سنگ بزنی و فرار کنی، بزدل!

08:59.260 --> 09:01.890
‫آه، تحمل دیدنشو ندارم.

09:06.180 --> 09:07.960
‫ای بزدل ترسو!

09:09.160 --> 09:12.740
‫دیگو، اصلاً مردونگی تو وجودت نداری؟

09:13.030 --> 09:14.650
‫آخه... من...

09:15.120 --> 09:17.660
‫پس اون نامه‌ها واقعاً همه دروغ بودن.

09:18.680 --> 09:24.670
‫لولیتا-سان، اینطوری بهتون ثابت شد که
‫این مرد صلاحیت نامزدی با شما رو نداره.

09:25.010 --> 09:26.900
‫نامزدی‌تونو باهاش به‌هم بزنید و با من...

09:26.900 --> 09:31.220
‫حتی شوخیشم خوب نیست!
‫آخه کی حاضره با یکی مثل تو ازدواج کنه؟

09:31.220 --> 09:35.450
‫من از ته قلب از سربازها متنفرم،
‫ پس حتی فکرشم نکن!

09:38.010 --> 09:39.330
‫لولیتا-سان...

09:40.970 --> 09:42.600
‫بـ ـ به چی دارین می‌خندین؟!

09:45.790 --> 09:47.730
‫ستوان، اینجا چه‌خبر شده؟

09:47.730 --> 09:49.150
‫خفه شو!

09:51.690 --> 09:52.640
‫وایسا!

09:52.980 --> 09:54.900
‫اجازه رفتن نداری.

09:58.150 --> 09:59.140
‫آلخاندرو.

09:59.140 --> 09:59.870
‫بله؟

09:59.870 --> 10:03.330
‫خب، می‌دونی، باید تاریخ ازدواج رو تعیین بکنیم.

10:03.670 --> 10:05.000
‫ازدواج؟

10:05.000 --> 10:09.230
‫آره دیگه. دختر من و دیگو-کون باهم نامزدن،

10:09.230 --> 10:11.000
‫پس هرچی زودتر ازدواج کنن بهتره.

10:11.300 --> 10:14.370
‫ولی مثل اینکه اون دوتا به فکر این چیزا نیستن.

10:14.370 --> 10:17.010
‫برای همین اومدم باهات حرف بزنم.

10:17.010 --> 10:20.750
‫اگه ما والدین ترتیب چیزمیزا رو بدیم،
‫همه‌چی ختم به‌خیر می‌شه.

10:20.750 --> 10:22.410
‫ارباب!

10:22.970 --> 10:26.930
‫اوضاع بده! دیگو دستگیر شده!

10:32.860 --> 10:35.820
‫چرا بهم برچسب شورشی زدین؟

10:36.080 --> 10:39.780
‫تو منو زخمی کردی.
‫همین دلیل زیاد هم هست.

10:39.780 --> 10:42.090
‫ولی اون فقط تصادفی بود!

10:42.090 --> 10:42.700
‫ساکت شو!

10:43.750 --> 10:47.120
‫تا زمان دادگاهش، نذار کسی به دیدنش بیاد.

10:47.470 --> 10:48.250
‫اطاعت.

10:48.980 --> 10:49.710
‫اون کیه؟

10:49.990 --> 10:51.720
‫مظنون برپا کردن حریقه.

10:53.040 --> 10:54.270
‫یه آتش‌افروز؟

10:54.270 --> 10:55.080
‫بله.

10:55.080 --> 10:56.900
‫خودم ازش بازجویی می‌کنم.

10:56.900 --> 10:58.870
‫بعداً بیاریدش پیش من.

10:58.870 --> 11:00.130
‫اطاعت می‌شه.

11:12.000 --> 11:13.890
‫آتیش!

11:17.500 --> 11:18.110
‫بجنبین!

11:18.110 --> 11:20.060
‫آب! آب بیارین!

11:20.060 --> 11:21.200
‫آب!

11:21.200 --> 11:22.550
‫آب کجاست؟!

11:22.550 --> 11:23.530
‫بگیر.

11:24.240 --> 11:25.620
‫عجله کنین!

11:36.300 --> 11:39.810
‫جایی که حتی یه فانوس هم نداشت، چطور ممکنه...

11:41.930 --> 11:43.680
‫احتمالاً یه آتیش‌سوزی عمدی‌ـه.

11:43.970 --> 11:45.140
‫عمدی؟

11:47.210 --> 11:49.720
‫متأسفانه، دیشب یه آتش‌افروز از زندان فرار کرد.

11:50.140 --> 11:52.650
‫پس یعنی یه آتش‌افروز تو منطقه‌ست؟!

11:53.270 --> 11:55.060
‫پس باید سریع‌تر دستگیرش کنیم!

11:55.060 --> 11:56.810
‫معلوم نیست دفعه بعد چیکار کنه.

11:56.810 --> 11:59.100
‫ما هم قصد داریم هرچه سریع‌تر گیرش بندازیم...

11:59.100 --> 12:01.690
‫ولی الان دستگیری زورو
‫ در اولویت بالاتری قراره داره

12:01.690 --> 12:04.070
‫و شورشی‌هایی مثل اون هرروز پیداشون می‌شه.

12:04.400 --> 12:06.030
‫اینکه...

12:06.430 --> 12:08.630
‫هرچند، اگه لولیتا-سان رو
‫کنار خودم داشته باشم...

12:08.630 --> 12:13.000
‫نمی‌ذارم هیچ خلاف دیگه‌ای نزدیک
‫ املاک خانواده پریدوکس اتفاق بیفته.

12:16.930 --> 12:18.500
‫مجبورم باهاش قرار بذارم؟!

12:18.500 --> 12:20.720
‫فقط همینکارو بکنی بسه.

12:20.720 --> 12:24.630
‫اینطوری، ستوان هرکاری از دستش بربیاد رو
‫ برای دستگیری آتش‌افروز می‌کنه.

12:24.630 --> 12:28.430
‫با اینکه یه سرباز درجه پایینه،
‫واقعاً از روش‌های کثیفی استفاده می‌کنه.

12:28.430 --> 12:32.940
‫لولیتا، خواهش می‌کنم.
‫ممکنه آتش‌افروز بازم بیاد سراغمون.

12:32.940 --> 12:33.960
‫گفتم نه!

12:33.960 --> 12:36.690
‫وقتی نمی‌تونم قیافه‌شو تحمل کنم،
‫عمراً بتونم باهاش قرار بذارم.

12:38.070 --> 12:38.850
‫لولیتا!

12:40.020 --> 12:41.020
‫لولیتا.

12:47.120 --> 12:50.120
‫چرا مجبورم با همچین آدمی قرار بذارم؟

12:58.960 --> 13:00.050
‫لولیتا!

13:06.480 --> 13:07.530
‫دیگو.

13:09.270 --> 13:10.510
‫برنارد؟

13:10.510 --> 13:11.640
‫چی شده؟

13:11.640 --> 13:12.770
‫لولیتا رو...

13:13.090 --> 13:14.690
‫چه اتفاقی براش افتاده؟!

13:15.010 --> 13:16.990
‫یالا، عجله کن.

13:17.960 --> 13:18.740
‫برو داخل.

13:19.430 --> 13:21.450
‫ولم کن! می‌خوای باهام چیکار کنی؟

13:21.830 --> 13:24.010
‫نمی‌خوام بهت آسیب بزنم.

13:24.010 --> 13:25.870
‫فقط می‌خوام یه‌لحظه
‫در سکوت باهات صحبت کنم.

13:26.200 --> 13:29.370
‫حرفی برای گفتن باهات ندارم،
‫پس همین الان برمی‌گردم خونه.

13:30.940 --> 13:32.380
‫نمی‌شه.

13:32.380 --> 13:36.550
‫ارتش این ساختمون رو از کشاورزی که
‫ نمی‌تونست مالیات بده گرفته.

13:36.550 --> 13:39.850
‫پس مهم نیست چقدر داد و بیداد کنی،
‫هیچ‌کس برای کمکت نمیاد.

13:40.580 --> 13:45.650
‫مثل اینکه ازم متنفری، ولی باید بفهمی
‫که این فقط وضع رو بدتر می‌کنه.

13:46.000 --> 13:48.160
‫اگه فقط درخواست ازدواجمو قبول کنی،

13:48.160 --> 13:51.150
‫خانواده‌ت دوباره دچار
‫ یه آتش‌سوزی دیگه نمی‌شه.

13:51.760 --> 13:54.600
‫با فکر اینکه ممکنه یه آتش‌افروز
‫الان بیرون خونه‌تون باشه...

13:54.600 --> 13:57.360
‫کاری می‌کنه قلبم به درد بیاد.

13:57.700 --> 14:01.160
‫نکنه... خودت... اون آتش‌افروز رو...

14:01.160 --> 14:02.690
‫چی داری می‌گی؟

14:03.110 --> 14:06.190
‫اگه درخواست ازدواجمو قبول کنی،

14:06.190 --> 14:09.080
‫می‌تونم تو یه چشم‌به‌هم‌زدن
‫ آتش‌افروز رو دستگیر کنم.

14:09.460 --> 14:11.780
‫ولی همش به جواب تو بستگی داره.

14:14.090 --> 14:16.540
‫گمشو بیــــرون!

14:18.260 --> 14:19.690
‫عجب دختر لجبازی!

14:20.680 --> 14:23.380
‫می‌خواید با اون دختر چیکار کنید؟

14:23.380 --> 14:26.810
‫انقدر اینجا نگهش می‌دارم تا
‫نظرش عوض شه؛ پس نذار فرار کنه!

14:27.610 --> 14:30.230
‫خب، اگه یه دستوره که...

14:31.190 --> 14:33.480
‫البته حس خوبی بهش ندارم...

14:41.880 --> 14:43.530
‫مگه نگفتم اینجا نیا؟!

14:44.710 --> 14:46.490
‫دخترِ همون خونه‌ست؟

14:46.860 --> 14:48.410
‫به تو ربطی نداره!

14:48.410 --> 14:50.960
‫حالا هرچی، می‌خوای کارمو ادامه بدم؟

14:50.960 --> 14:52.290
‫امشب دوباره حمله کن.

15:57.090 --> 15:57.940
‫عزیزم!

16:00.330 --> 16:02.290
‫فایده نداره! هیچ اثری ازش نیست.

16:03.610 --> 16:05.590
‫چی شد؟ پیداش کردی؟

16:05.590 --> 16:08.870
‫نه. نمی‌تونستم هیچ‌جا پیداش کنم.

16:08.870 --> 16:10.730
‫نگو که اون دختر رو...

16:10.730 --> 16:13.620
‫فکرای احمقانه نکن. مطمئنم حالش خوبه!

16:13.620 --> 16:15.550
‫حتماً برمی‌گرده.

16:44.130 --> 16:45.280
‫لعنتی!

16:45.280 --> 16:49.280
‫ای آتش‌افروزی که آرامش شب رو شکستی،
‫شراراتت همینجا به پایان می‌رسه.

16:49.280 --> 16:50.780
‫چی گفتی؟

17:10.640 --> 17:12.640
‫ها؟ اون صدای کی بود؟

17:12.940 --> 17:16.220
‫از قبل می‌دونم که ستوان گابریل
‫ داره ازت استفاده می‌کنه.

17:16.220 --> 17:18.350
‫اون لولیتا رو کجا برده؟

17:18.350 --> 17:21.270
‫لطفاً رحم کن. من فقط
‫ دستورات رو انجام می‌دادم...

17:21.270 --> 17:24.230
‫اینو ازت نمی‌پرسم. اون دختر کجاست؟!

17:28.700 --> 17:30.110
‫چی... زورو؟

17:30.110 --> 17:31.690
‫زورو-سان!

17:46.490 --> 17:47.380
‫زورو!

17:53.050 --> 17:54.370
‫کثافت...

18:04.190 --> 18:05.570
‫از سر راه برو کنار.

18:05.570 --> 18:09.570
‫نمی‌تونم. چه خوشم بیاد چه نیاد،
‫باید از دستورات پیروی کنم.

18:19.080 --> 18:21.830
‫قفل درو باز کن و از اینجا دور شو.

18:23.380 --> 18:26.300
‫برای همین از اول حس خوبی بهش نداشتم.

18:29.250 --> 18:30.220
‫زورو!

18:35.040 --> 18:36.400
‫چیکار دارین می‌کنین؟!

18:37.800 --> 18:39.640
‫می‌خواید پست خودتونو ترک کنید؟

18:39.640 --> 18:42.100
‫نـ ـ نه ما فقط... خب...

18:43.610 --> 18:44.580
‫زورو!

18:45.150 --> 18:50.910
‫ستوان گابریل، از قدرت نظامی‌ت به‌عنوان
‫یه سپر برای جاه‌طلبی‌ت استفاده کردی.

18:50.910 --> 18:52.110
‫سرباز نفرت‌انگیزی هستی!

18:52.110 --> 18:54.070
‫حرفای یه شورشی ارزشی نداره.

18:54.070 --> 18:56.030
‫حالا و همینجا تمومش می‌کنم!

19:01.120 --> 19:02.330
‫زورو!

19:13.590 --> 19:18.510
‫ستوان گابریل، امشب زیر ماه کامل
‫ قسم بخور که رفتارتو اصلاح می‌کنی.

19:18.920 --> 19:20.630
‫چـ ـ چی داری می‌گی؟

19:21.760 --> 19:23.140
‫فرمانده ریموند.

19:26.480 --> 19:27.330
‫تورنادو!

19:31.530 --> 19:32.990
‫زوروئه، برید دنبالش!

19:38.890 --> 19:40.400
‫ستوان گابریل.

19:40.400 --> 19:43.720
‫در غیاب من دست به کارهای کثیفی زدی.

19:43.720 --> 19:45.940
‫اون مرد همه‌چیز رو اعتراف کرد.

19:48.490 --> 19:52.010
‫چی تو ذهنت می‌گذشت که برای
‫ به‌دست آوردن یه زن، اون مرد رو اجیر کنی؟

19:52.560 --> 19:55.810
‫به آبروی ارتش فکر نکردی، ابله؟!

19:56.510 --> 19:58.330
‫واقعاً... معذرت می‌خوام...

19:58.330 --> 20:03.620
‫این حادثه نه تنها برای ارتش، بلکه برای
‫ شخص من هم شرم‌آوره؛ پس نمی‌تونم کارتو گزارش کنم.

20:04.430 --> 20:07.850
‫تا وقتی دهنتونو بسته نگه داری، ولت می‌کنم.
‫وگرنه جونت پای خودته!

20:07.850 --> 20:09.620
‫چشم.

20:09.990 --> 20:13.280
‫و تو ستوان، باید از اون دختر دست بکشی.

20:15.680 --> 20:17.200
‫این یه دستوره.

20:18.570 --> 20:20.350
‫بله... اطاعت می‌شه...

20:25.100 --> 20:27.130
‫مامــــان!

20:27.130 --> 20:27.970
‫لولیتا!

20:27.970 --> 20:29.180
‫لولیتا.

20:30.140 --> 20:31.130
‫زورو-سان.

20:31.420 --> 20:33.250
‫واقعاً متشکرم!

20:34.650 --> 20:36.800
‫زورو، ممنونم!

20:36.820 --> 20:56.820
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

20:58.860 --> 21:03.290
‫دون پریدوکس، به لطف توئه
‫ که پسرم آزاد شد. متشکرم.

21:03.990 --> 21:07.500
‫آخه فرمانده ریموند یه‌ذره بهم مدیون بود.

21:07.780 --> 21:10.730
‫عمو، واقعاً خیلی ممنونم.

21:10.730 --> 21:13.730
‫دیگو، واقعاً خوب شد که آزاد شدی.

21:13.730 --> 21:16.480
‫البته لازم نبود دوباره برگردی تو زندان.

21:16.480 --> 21:19.700
‫اگه برنمی‌گشتم، به‌عنوان فراری دنبالم میومدن.

21:19.700 --> 21:20.490
‫دیگو-کون.

21:20.490 --> 21:21.480
‫بـ ـ بله؟

21:21.480 --> 21:24.470
‫نظرت درباره ازدواج با لولیتا چیه؟

21:24.470 --> 21:26.210
‫ا ـ ازدواج؟!

21:27.560 --> 21:30.980
‫مامان، من برای ازدواج با زورو مشکلی ندارم.

21:30.980 --> 21:31.990
‫نمی‌شه!

21:32.370 --> 21:35.320
‫چونکه زورو-ساما مال منه.

21:38.410 --> 21:39.820
‫زورو-ساما...

21:40.040 --> 21:41.270
‫هوی!

21:41.780 --> 21:44.240
‫یهو چی شد؟ چرا فرار می‌کنی؟

21:44.240 --> 21:46.960
‫من فقط می‌خوام یه‌ذره دیگه آزاد بمونم...

21:46.960 --> 21:48.160
‫بیخیال. آخه چرا...

21:48.160 --> 21:51.620
‫با این وضع، گمونم ده سالی
‫ برای ازدواج‌شون زوده.

21:49.080 --> 21:51.620
‫فقط یه‌لحظه وایسا...

21:51.620 --> 21:53.050
‫آره انگاری.

21:53.050 --> 21:54.010
‫دیگو-کون!

21:54.010 --> 21:56.960
‫لطفاً یکی نجاتم بـــــده!
