1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:10,040 --> 00:00:20,040
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

3
00:00:27,640 --> 00:00:32,060
‫اوه، ارباب دون کارلوس پریدوکس!
‫چی شده که امروز تشریف آوردید؟

4
00:00:32,060 --> 00:00:36,030
‫اوه، فقط از این اطراف رد می‌شدم.
‫دون وگا خونه هست؟

5
00:00:36,270 --> 00:00:39,240
‫اگه شما دنبالش بگردین،
‫فکر کنم دم زمین‌ها پیداش کنید.

6
00:00:39,240 --> 00:00:41,350
‫چی؟ تو همچین روز گرمی؟

7
00:00:41,350 --> 00:00:43,700
‫با اینکه پدرش توی زمین‌ها کار می‌کنه،

8
00:00:43,690 --> 00:00:46,630
‫این پسره تمام مدت توی خونه لَم داده، ها؟

9
00:00:46,630 --> 00:00:48,160
‫حق با شماست.

10
00:00:48,530 --> 00:00:51,460
‫نمی‌دونم تو اون مدرسه چی یادش دادن،

11
00:00:51,460 --> 00:00:53,630
‫ولی یه پسر بی‌خاصیت برگشته.

12
00:00:53,630 --> 00:00:56,490
‫و حتی اون سگ هم تنبل کرده.

13
00:00:56,490 --> 00:00:59,050
‫هیچ‌وقت این‌شکلی نبود.

14
00:01:01,140 --> 00:01:07,930
‫آتش‌افروز

15
00:01:07,930 --> 00:01:09,210
‫ارباب جوان!

16
00:01:11,500 --> 00:01:13,130
‫چـ ـ چی شده، ماریا؟

17
00:01:13,130 --> 00:01:14,920
‫نگید «چی شده؟»!

18
00:01:14,920 --> 00:01:18,760
‫چرا یه مرد عاقل و بالغ باید وسط روز بخوابه؟

19
00:01:19,100 --> 00:01:23,430
‫یه مرد واقعی باید جلوی آفتاب داغ،
‫تا وقتی عرقش در بیاد کار کنه!

20
00:01:24,930 --> 00:01:26,800
‫واقعاً که تأسف‌باره.

21
00:01:26,800 --> 00:01:29,650
‫دقیقاً برای همینه که ارباب کارلوس...

22
00:01:32,940 --> 00:01:33,620
‫چی؟!

23
00:01:33,620 --> 00:01:36,280
‫نمی‌خوای لولیتا دیگه دیگو رو ببینه؟

24
00:01:36,280 --> 00:01:39,120
‫همونطور که شایعات می‌گن، یه تنبل بی‌عرضه‌ست.

25
00:01:39,120 --> 00:01:42,510
‫نمی‌تونم بذارم دخترمون
‫ همچین آدم بی‌سروپایی رو ببینه.

26
00:01:42,510 --> 00:01:46,750
‫اگه همچین مردی سرپرست خانواده وگا بشه،
‫ یه‌شبه ورشکست می‌شیم.

27
00:01:46,750 --> 00:01:50,710
‫چی داری می‌گی؟ براش بهتره که آدم تنبلی باشه.

28
00:01:52,170 --> 00:01:56,110
‫به‌دست آوردن آدم بی‌عاری مثل دیگو
‫ خیلی راحت‌تره، مگه نه؟

29
00:01:56,110 --> 00:02:03,100
‫اگه لولیتا با دیگو ازدواج کنه، گرفتن مالکیت
‫دارایی‌های خانواده وگا برامون راحت‌تر نمی‌شه؟

30
00:02:03,100 --> 00:02:07,100
‫دارایی‌های خانواده وگا؟ ولی وقتی پدرش؛
‫دون وگا هنوز هست، چطوری انجامش بدیم؟

31
00:02:07,100 --> 00:02:10,500
‫مشکلی نیست.
‫بالأخره برای پسرش دست‌ودل‌بازه.

32
00:02:10,500 --> 00:02:15,070
‫فقط نباید بذاریم نقشه‌مون رو بفهمه،
‫و اونم خودش پدرشو قانع می‌کنه.

33
00:02:15,070 --> 00:02:17,110
‫درسته، حق با توئه.

34
00:02:18,020 --> 00:02:22,200
‫با وضعیت فعلی، شاید بهتر باشه اگه
‫ سریع‌تر بساط نامزدی‌شون رو به‌پا کنیم.

35
00:02:23,270 --> 00:02:25,080
‫درمورد چی حرف می‌زنید؟

36
00:02:25,080 --> 00:02:26,930
‫چی؟ عا، چیز خاصی نیست.

37
00:02:27,450 --> 00:02:28,620
‫عزیزم...

38
00:02:29,780 --> 00:02:32,880
‫هی، نظرت درمورد دیگو چیه؟

39
00:02:33,180 --> 00:02:36,590
‫دیگو؟ هیچ حس خاصی به اون بی‌عرضه ندارم.

40
00:02:36,590 --> 00:02:39,330
‫بی‌عرضه؟ حتماً شوخی می‌کنی.

41
00:02:39,330 --> 00:02:43,050
‫دوران بچگی‌تون، وقتی بقیه بهت زور می‌گفتن،
‫ همیشه برای کمک میومد، نه؟

42
00:02:43,050 --> 00:02:45,460
‫تمام اون داستان‌ها برای قدیمه، می‌دونی که.

43
00:02:45,460 --> 00:02:49,020
‫حتی خودتم می‌دونی از وقتی
‫ از خارج برگشته چطوری بوده.

44
00:02:49,970 --> 00:02:54,020
‫به‌نظر من که به‌عنوان پسر باکمالاتی برگشته.

45
00:02:54,020 --> 00:02:55,580
‫باکمالات؟

46
00:02:55,580 --> 00:02:57,570
‫بابا، جدی داری می‌گی؟

47
00:03:00,570 --> 00:03:04,430
‫اگه جای دیگه اینو بگی،
‫مضحکه‌ی مردم می‌شی.

48
00:03:04,430 --> 00:03:07,100
‫می‌گن دون پریدوکس آدم‌شناس نیست!

49
00:03:09,530 --> 00:03:10,290
‫هی...

50
00:03:12,080 --> 00:03:13,330
‫لولیتا...

51
00:03:13,710 --> 00:03:17,280
‫عیب نداره، عزیزم. لولیتا رو بسپر به من.

52
00:03:17,280 --> 00:03:21,760
‫به‌نظرت سریع‌تر نیست اگه گفت‌وگو رو
‫ بین والدین انجام بدیم؟

53
00:03:21,760 --> 00:03:24,680
‫درسته! این باید اولین قدم‌مون باشه.

54
00:03:29,570 --> 00:03:32,230
‫لولیتا، خبرای خوبی دارم!

55
00:03:32,650 --> 00:03:35,380
‫من تو مسابقات شمشیربازیِ مدرسه اول شدم.

56
00:03:35,380 --> 00:03:36,150
‫راست می‌گم!

57
00:03:37,100 --> 00:03:40,180
‫تمام مدت دیدن لبخندت بهم انگیزه می‌داد.

58
00:03:42,160 --> 00:03:45,830
‫خدایا! اون قصه‌های دیگو از
‫مسابقات مدرسه‌ایش چی بود؟

59
00:03:45,830 --> 00:03:47,080
‫چپ و راست دروغ می‌گه.

60
00:03:49,290 --> 00:03:53,030
‫با اینکه زمانی که نبود یه‌عالمه نامه برام می‌فرستاد،

61
00:03:53,030 --> 00:03:56,130
‫از وقتی برگشته، یه‌بارم منو سر قرار دعوت نکرده.

62
00:04:10,950 --> 00:04:12,010
‫چه مرد پست‌فطرتی.

63
00:04:18,100 --> 00:04:19,920
‫چرا اون اینجاست؟

64
00:04:19,920 --> 00:04:20,900
‫نمی‌دونم.

65
00:04:20,900 --> 00:04:23,000
‫هرچی که شد، لطفاً بهش نگین من اینجام، باشه؟

66
00:04:23,000 --> 00:04:24,610
‫خودم می‌دونم.

67
00:04:25,550 --> 00:04:27,110
‫برای دیدن لولیتا اومدین؟

68
00:04:27,110 --> 00:04:29,490
‫بله، به همین خاطر اومدم.

69
00:04:29,490 --> 00:04:30,900
‫خب، لولیتا الان...

70
00:04:33,000 --> 00:04:36,190
‫خب... دخترم الان بیرونه.

71
00:04:36,190 --> 00:04:37,690
‫بیرون؟ کجا رفته؟

72
00:04:37,690 --> 00:04:39,080
‫آه... چیزه...

73
00:04:39,080 --> 00:04:42,830
‫اون دختر خیلی پرانرژیه.
‫اغلب خونه موندگار نمی‌شه،

74
00:04:42,830 --> 00:04:44,970
‫از اینکه کجا می‌ره هم حرفی نمی‌زنه.

75
00:04:44,970 --> 00:04:47,370
‫بفرمایید، لطفاً نوش‌جان کنید.

76
00:04:47,370 --> 00:04:49,160
‫آه، گروهبان.

77
00:04:49,160 --> 00:04:50,390
‫خیلی ممنون!

78
00:04:50,390 --> 00:04:54,770
‫که اینطور، حیف شد.
‫ اومده بودم هدیه‌ای بهش بدم.

79
00:04:54,770 --> 00:04:56,400
‫هدیه؟

80
00:04:56,720 --> 00:05:01,110
‫راستش، اومده بودم تا اولین قدم رو
‫ برای ازدواج با دخترتون بردارم.

81
00:05:03,770 --> 00:05:05,530
‫حلقه نامزدی‌ـه.

82
00:05:06,160 --> 00:05:08,950
‫لطفاً از طرف من این و
‫احساسات منو به لولیتا-سان برسونید .

83
00:05:08,950 --> 00:05:11,620
‫آه... خب... وقتی یهو
‫همچین چیزی رو پیش می‌کشید...

84
00:05:12,080 --> 00:05:16,770
‫از همون روزی که به این کشور اومدم و
‫لولیتا-سان رو دیدم، قلبم تصمیم خودشو گرفت.

85
00:05:16,770 --> 00:05:19,380
‫اگه بخوام با کسی ازدواج کنم،
‫فقط می‌تونه اون باشه.

86
00:05:19,380 --> 00:05:20,880
‫ولی خب...

87
00:05:21,430 --> 00:05:23,800
‫به‌نظرتون من براش مناسب نیستم؟

88
00:05:23,800 --> 00:05:29,800
‫آه... جسارت نمی‌کنم.
‫فقط مسئله اینه که دخترم از قبل نامزد کرده.

89
00:05:30,100 --> 00:05:32,050
‫چی؟ و نامزدش کیه؟

90
00:05:36,640 --> 00:05:42,070
‫واقعاً آدم بیخیالی هستی ها، دیگو.
‫کل روز غش کردی.

91
00:05:42,070 --> 00:05:46,780
‫فقط به‌نظرم به سختیش نمی‌ارزه که
‫تو همچین روز خوبی، مثل بقیه کار کنم.

92
00:05:46,780 --> 00:05:50,030
‫اگه بقیه می‌دونستن کسی مثل تو زوروئه، همه...

93
00:05:50,740 --> 00:05:54,900
‫برنارد، تحت هیچ شرایطی نباید
‫ جلوی بقیه راجع بهش حرف بزنی.

94
00:05:56,440 --> 00:05:58,850
‫ولی مهم نیست چقدر برای
‫ مخفی‌کردن هویتت تلاش کنی،

95
00:05:58,850 --> 00:06:02,380
‫اگه شروع به کاری نکنی،
‫لولیتا آخرش ازت متنفر می‌شه ها.

96
00:06:02,380 --> 00:06:04,670
‫اوه، همین الانشم حدوداً ازم متنفره.

97
00:06:05,060 --> 00:06:06,370
‫باهاش مشکلی نداری؟

98
00:06:07,610 --> 00:06:09,670
‫آه، حلال‌زاده رو ببین.

99
00:06:12,860 --> 00:06:14,060
‫لولیتا!

100
00:06:15,290 --> 00:06:17,470
‫سلام- ها؟

101
00:06:17,810 --> 00:06:21,210
‫انگار خیلی بیشتر از حدوداً ازت متنفره، ها؟

102
00:06:22,800 --> 00:06:24,940
‫لولیتا، چی شده؟

103
00:06:24,940 --> 00:06:28,380
‫از چی عصبانی‌ای؟ من کاری کردم؟

104
00:06:28,380 --> 00:06:29,740
‫لااقل جوابمو بده!

105
00:06:33,870 --> 00:06:37,580
‫چیزی که ازش عصبانی‌ام
‫ اینه که هیچ‌کاری نمی‌کنی!

106
00:06:39,080 --> 00:06:42,410
‫اصلاً می‌فهمی این روزا
‫مردم پشت‌سرت چی می‌گن؟

107
00:06:42,410 --> 00:06:43,160
‫تنبل.

108
00:06:43,160 --> 00:06:44,000
‫کودن.

109
00:06:44,000 --> 00:06:45,340
‫بی‌مصرف.

110
00:06:45,340 --> 00:06:48,720
‫حتی نزدیکت بودن هم باعث می‌شه
‫ خجالت بکشم، می‌فهمی؟

111
00:06:48,720 --> 00:06:51,220
‫نزدیک من بودن خجالتت می‌ده؟

112
00:06:51,540 --> 00:06:55,070
‫ولی همش این نیست،
‫ اصلاً تو نسبت به من چه-

113
00:06:57,480 --> 00:07:00,060
‫پس اینجا بودی، لولیتا-سان.

114
00:07:00,060 --> 00:07:02,650
‫روزتون به‌خیر، ستوان گابریل.

115
00:07:04,690 --> 00:07:07,340
‫بالأخره همدیگه رو دیدیم، دون دیگو وگا.

116
00:07:07,690 --> 00:07:09,610
‫باهات حرف دارم.

117
00:07:09,610 --> 00:07:10,910
‫درمورد چی؟

118
00:07:16,550 --> 00:07:18,040
‫لطفاً بس کنید.

119
00:07:24,320 --> 00:07:27,670
‫دون دیگو وگا، در اینجا تو رو
‫ به دوئل دعوت می‌کنم.

120
00:07:27,670 --> 00:07:29,590
‫د ـ دوئل؟!

121
00:07:31,840 --> 00:07:33,760
‫چی شده، می‌خوای فرار کنی؟

122
00:07:33,760 --> 00:07:36,990
‫بحث فرار کردن نیست! اصلاً چرا باید دوئل کنم؟

123
00:07:38,000 --> 00:07:39,430
‫به‌خاطر لولیتا-سان.

124
00:07:39,430 --> 00:07:41,080
‫به‌خاطر من؟

125
00:07:41,440 --> 00:07:42,410
‫بله.

126
00:07:42,410 --> 00:07:48,070
‫لولیتا-سان، اینو فقط از پدرتون شنیدم،
‫ولی انگار این فرد نامزد شماست.

127
00:07:48,360 --> 00:07:50,340
‫نـ ـ نامزد؟

128
00:07:51,530 --> 00:07:55,070
‫گرچه، نمی‌تونم احساساتم به شما رو انکار کنم...

129
00:07:55,810 --> 00:07:59,790
‫برای همین زندگی‌مو وسط می‌ذارم
‫و این مرد رو به دوئل دعوت می‌کنم.

130
00:08:01,790 --> 00:08:03,630
‫دیگو، شمشیرتو بکش.

131
00:08:03,630 --> 00:08:04,910
‫ولی این مسخره‌ست!

132
00:08:04,910 --> 00:08:06,190
‫چی برات مسخره‌ست؟

133
00:08:06,190 --> 00:08:11,030
‫اگه ارزشی برای نامزدت قائلی،
‫باید با جون خودتو براش وسط بذاری!

134
00:08:12,580 --> 00:08:15,080
‫راست می‌گه دیگو، شمشیرتو بکش!

135
00:08:15,080 --> 00:08:16,180
‫لولیتا...

136
00:08:16,180 --> 00:08:18,140
‫حتی لولیتا-سان هم می‌گه باید انجامش بدی.

137
00:08:18,140 --> 00:08:20,680
‫ولی من تا حالا شمشیر دستم نگرفتم...

138
00:08:20,680 --> 00:08:25,150
‫گوش کن، مگه توی نامه‌هایی که برام فرستادی
‫ نگفتی مسابقات شمشیربازی رو بردی؟

139
00:08:25,410 --> 00:08:28,570
‫اوه؟ پس می‌شه اون تجربه رو بهم نشون بدی؟

140
00:08:31,070 --> 00:08:34,240
‫اگه نخوای شمشیر دستت نگیری،
‫من اول شروع می‌کنم!

141
00:08:40,240 --> 00:08:41,440
‫عوضی!

142
00:08:45,320 --> 00:08:48,420
‫نمی‌ذارم بهم سنگ بزنی و فرار کنی، بزدل!

143
00:08:59,260 --> 00:09:01,890
‫آه، تحمل دیدنشو ندارم.

144
00:09:06,180 --> 00:09:07,960
‫ای بزدل ترسو!

145
00:09:09,160 --> 00:09:12,740
‫دیگو، اصلاً مردونگی تو وجودت نداری؟

146
00:09:13,030 --> 00:09:14,650
‫آخه... من...

147
00:09:15,120 --> 00:09:17,660
‫پس اون نامه‌ها واقعاً همه دروغ بودن.

148
00:09:18,680 --> 00:09:24,670
‫لولیتا-سان، اینطوری بهتون ثابت شد که
‫این مرد صلاحیت نامزدی با شما رو نداره.

149
00:09:25,010 --> 00:09:26,900
‫نامزدی‌تونو باهاش به‌هم بزنید و با من...

150
00:09:26,900 --> 00:09:31,220
‫حتی شوخیشم خوب نیست!
‫آخه کی حاضره با یکی مثل تو ازدواج کنه؟

151
00:09:31,220 --> 00:09:35,450
‫من از ته قلب از سربازها متنفرم،
‫ پس حتی فکرشم نکن!

152
00:09:38,010 --> 00:09:39,330
‫لولیتا-سان...

153
00:09:40,970 --> 00:09:42,600
‫بـ ـ به چی دارین می‌خندین؟!

154
00:09:45,790 --> 00:09:47,730
‫ستوان، اینجا چه‌خبر شده؟

155
00:09:47,730 --> 00:09:49,150
‫خفه شو!

156
00:09:51,690 --> 00:09:52,640
‫وایسا!

157
00:09:52,980 --> 00:09:54,900
‫اجازه رفتن نداری.

158
00:09:58,150 --> 00:09:59,140
‫آلخاندرو.

159
00:09:59,140 --> 00:09:59,870
‫بله؟

160
00:09:59,870 --> 00:10:03,330
‫خب، می‌دونی، باید تاریخ ازدواج رو تعیین بکنیم.

161
00:10:03,670 --> 00:10:05,000
‫ازدواج؟

162
00:10:05,000 --> 00:10:09,230
‫آره دیگه. دختر من و دیگو-کون باهم نامزدن،

163
00:10:09,230 --> 00:10:11,000
‫پس هرچی زودتر ازدواج کنن بهتره.

164
00:10:11,300 --> 00:10:14,370
‫ولی مثل اینکه اون دوتا به فکر این چیزا نیستن.

165
00:10:14,370 --> 00:10:17,010
‫برای همین اومدم باهات حرف بزنم.

166
00:10:17,010 --> 00:10:20,750
‫اگه ما والدین ترتیب چیزمیزا رو بدیم،
‫همه‌چی ختم به‌خیر می‌شه.

167
00:10:20,750 --> 00:10:22,410
‫ارباب!

168
00:10:22,970 --> 00:10:26,930
‫اوضاع بده! دیگو دستگیر شده!

169
00:10:32,860 --> 00:10:35,820
‫چرا بهم برچسب شورشی زدین؟

170
00:10:36,080 --> 00:10:39,780
‫تو منو زخمی کردی.
‫همین دلیل زیاد هم هست.

171
00:10:39,780 --> 00:10:42,090
‫ولی اون فقط تصادفی بود!

172
00:10:42,090 --> 00:10:42,700
‫ساکت شو!

173
00:10:43,750 --> 00:10:47,120
‫تا زمان دادگاهش، نذار کسی به دیدنش بیاد.

174
00:10:47,470 --> 00:10:48,250
‫اطاعت.

175
00:10:48,980 --> 00:10:49,710
‫اون کیه؟

176
00:10:49,990 --> 00:10:51,720
‫مظنون برپا کردن حریقه.

177
00:10:53,040 --> 00:10:54,270
‫یه آتش‌افروز؟

178
00:10:54,270 --> 00:10:55,080
‫بله.

179
00:10:55,080 --> 00:10:56,900
‫خودم ازش بازجویی می‌کنم.

180
00:10:56,900 --> 00:10:58,870
‫بعداً بیاریدش پیش من.

181
00:10:58,870 --> 00:11:00,130
‫اطاعت می‌شه.

182
00:11:12,000 --> 00:11:13,890
‫آتیش!

183
00:11:17,500 --> 00:11:18,110
‫بجنبین!

184
00:11:18,110 --> 00:11:20,060
‫آب! آب بیارین!

185
00:11:20,060 --> 00:11:21,200
‫آب!

186
00:11:21,200 --> 00:11:22,550
‫آب کجاست؟!

187
00:11:22,550 --> 00:11:23,530
‫بگیر.

188
00:11:24,240 --> 00:11:25,620
‫عجله کنین!

189
00:11:36,300 --> 00:11:39,810
‫جایی که حتی یه فانوس هم نداشت، چطور ممکنه...

190
00:11:41,930 --> 00:11:43,680
‫احتمالاً یه آتیش‌سوزی عمدی‌ـه.

191
00:11:43,970 --> 00:11:45,140
‫عمدی؟

192
00:11:47,210 --> 00:11:49,720
‫متأسفانه، دیشب یه آتش‌افروز از زندان فرار کرد.

193
00:11:50,140 --> 00:11:52,650
‫پس یعنی یه آتش‌افروز تو منطقه‌ست؟!

194
00:11:53,270 --> 00:11:55,060
‫پس باید سریع‌تر دستگیرش کنیم!

195
00:11:55,060 --> 00:11:56,810
‫معلوم نیست دفعه بعد چیکار کنه.

196
00:11:56,810 --> 00:11:59,100
‫ما هم قصد داریم هرچه سریع‌تر گیرش بندازیم...

197
00:11:59,100 --> 00:12:01,690
‫ولی الان دستگیری زورو
‫ در اولویت بالاتری قراره داره

198
00:12:01,690 --> 00:12:04,070
‫و شورشی‌هایی مثل اون هرروز پیداشون می‌شه.

199
00:12:04,400 --> 00:12:06,030
‫اینکه...

200
00:12:06,430 --> 00:12:08,630
‫هرچند، اگه لولیتا-سان رو
‫کنار خودم داشته باشم...

201
00:12:08,630 --> 00:12:13,000
‫نمی‌ذارم هیچ خلاف دیگه‌ای نزدیک
‫ املاک خانواده پریدوکس اتفاق بیفته.

202
00:12:16,930 --> 00:12:18,500
‫مجبورم باهاش قرار بذارم؟!

203
00:12:18,500 --> 00:12:20,720
‫فقط همینکارو بکنی بسه.

204
00:12:20,720 --> 00:12:24,630
‫اینطوری، ستوان هرکاری از دستش بربیاد رو
‫ برای دستگیری آتش‌افروز می‌کنه.

205
00:12:24,630 --> 00:12:28,430
‫با اینکه یه سرباز درجه پایینه،
‫واقعاً از روش‌های کثیفی استفاده می‌کنه.

206
00:12:28,430 --> 00:12:32,940
‫لولیتا، خواهش می‌کنم.
‫ممکنه آتش‌افروز بازم بیاد سراغمون.

207
00:12:32,940 --> 00:12:33,960
‫گفتم نه!

208
00:12:33,960 --> 00:12:36,690
‫وقتی نمی‌تونم قیافه‌شو تحمل کنم،
‫عمراً بتونم باهاش قرار بذارم.

209
00:12:38,070 --> 00:12:38,850
‫لولیتا!

210
00:12:40,020 --> 00:12:41,020
‫لولیتا.

211
00:12:47,120 --> 00:12:50,120
‫چرا مجبورم با همچین آدمی قرار بذارم؟

212
00:12:58,960 --> 00:13:00,050
‫لولیتا!

213
00:13:06,480 --> 00:13:07,530
‫دیگو.

214
00:13:09,270 --> 00:13:10,510
‫برنارد؟

215
00:13:10,510 --> 00:13:11,640
‫چی شده؟

216
00:13:11,640 --> 00:13:12,770
‫لولیتا رو...

217
00:13:13,090 --> 00:13:14,690
‫چه اتفاقی براش افتاده؟!

218
00:13:15,010 --> 00:13:16,990
‫یالا، عجله کن.

219
00:13:17,960 --> 00:13:18,740
‫برو داخل.

220
00:13:19,430 --> 00:13:21,450
‫ولم کن! می‌خوای باهام چیکار کنی؟

221
00:13:21,830 --> 00:13:24,010
‫نمی‌خوام بهت آسیب بزنم.

222
00:13:24,010 --> 00:13:25,870
‫فقط می‌خوام یه‌لحظه
‫در سکوت باهات صحبت کنم.

223
00:13:26,200 --> 00:13:29,370
‫حرفی برای گفتن باهات ندارم،
‫پس همین الان برمی‌گردم خونه.

224
00:13:30,940 --> 00:13:32,380
‫نمی‌شه.

225
00:13:32,380 --> 00:13:36,550
‫ارتش این ساختمون رو از کشاورزی که
‫ نمی‌تونست مالیات بده گرفته.

226
00:13:36,550 --> 00:13:39,850
‫پس مهم نیست چقدر داد و بیداد کنی،
‫هیچ‌کس برای کمکت نمیاد.

227
00:13:40,580 --> 00:13:45,650
‫مثل اینکه ازم متنفری، ولی باید بفهمی
‫که این فقط وضع رو بدتر می‌کنه.

228
00:13:46,000 --> 00:13:48,160
‫اگه فقط درخواست ازدواجمو قبول کنی،

229
00:13:48,160 --> 00:13:51,150
‫خانواده‌ت دوباره دچار
‫ یه آتش‌سوزی دیگه نمی‌شه.

230
00:13:51,760 --> 00:13:54,600
‫با فکر اینکه ممکنه یه آتش‌افروز
‫الان بیرون خونه‌تون باشه...

231
00:13:54,600 --> 00:13:57,360
‫کاری می‌کنه قلبم به درد بیاد.

232
00:13:57,700 --> 00:14:01,160
‫نکنه... خودت... اون آتش‌افروز رو...

233
00:14:01,160 --> 00:14:02,690
‫چی داری می‌گی؟

234
00:14:03,110 --> 00:14:06,190
‫اگه درخواست ازدواجمو قبول کنی،

235
00:14:06,190 --> 00:14:09,080
‫می‌تونم تو یه چشم‌به‌هم‌زدن
‫ آتش‌افروز رو دستگیر کنم.

236
00:14:09,460 --> 00:14:11,780
‫ولی همش به جواب تو بستگی داره.

237
00:14:14,090 --> 00:14:16,540
‫گمشو بیــــرون!

238
00:14:18,260 --> 00:14:19,690
‫عجب دختر لجبازی!

239
00:14:20,680 --> 00:14:23,380
‫می‌خواید با اون دختر چیکار کنید؟

240
00:14:23,380 --> 00:14:26,810
‫انقدر اینجا نگهش می‌دارم تا
‫نظرش عوض شه؛ پس نذار فرار کنه!

241
00:14:27,610 --> 00:14:30,230
‫خب، اگه یه دستوره که...

242
00:14:31,190 --> 00:14:33,480
‫البته حس خوبی بهش ندارم...

243
00:14:41,880 --> 00:14:43,530
‫مگه نگفتم اینجا نیا؟!

244
00:14:44,710 --> 00:14:46,490
‫دخترِ همون خونه‌ست؟

245
00:14:46,860 --> 00:14:48,410
‫به تو ربطی نداره!

246
00:14:48,410 --> 00:14:50,960
‫حالا هرچی، می‌خوای کارمو ادامه بدم؟

247
00:14:50,960 --> 00:14:52,290
‫امشب دوباره حمله کن.

248
00:15:57,090 --> 00:15:57,940
‫عزیزم!

249
00:16:00,330 --> 00:16:02,290
‫فایده نداره! هیچ اثری ازش نیست.

250
00:16:03,610 --> 00:16:05,590
‫چی شد؟ پیداش کردی؟

251
00:16:05,590 --> 00:16:08,870
‫نه. نمی‌تونستم هیچ‌جا پیداش کنم.

252
00:16:08,870 --> 00:16:10,730
‫نگو که اون دختر رو...

253
00:16:10,730 --> 00:16:13,620
‫فکرای احمقانه نکن. مطمئنم حالش خوبه!

254
00:16:13,620 --> 00:16:15,550
‫حتماً برمی‌گرده.

255
00:16:44,130 --> 00:16:45,280
‫لعنتی!

256
00:16:45,280 --> 00:16:49,280
‫ای آتش‌افروزی که آرامش شب رو شکستی،
‫شراراتت همینجا به پایان می‌رسه.

257
00:16:49,280 --> 00:16:50,780
‫چی گفتی؟

258
00:17:10,640 --> 00:17:12,640
‫ها؟ اون صدای کی بود؟

259
00:17:12,940 --> 00:17:16,220
‫از قبل می‌دونم که ستوان گابریل
‫ داره ازت استفاده می‌کنه.

260
00:17:16,220 --> 00:17:18,350
‫اون لولیتا رو کجا برده؟

261
00:17:18,350 --> 00:17:21,270
‫لطفاً رحم کن. من فقط
‫ دستورات رو انجام می‌دادم...

262
00:17:21,270 --> 00:17:24,230
‫اینو ازت نمی‌پرسم. اون دختر کجاست؟!

263
00:17:28,700 --> 00:17:30,110
‫چی... زورو؟

264
00:17:30,110 --> 00:17:31,690
‫زورو-سان!

265
00:17:46,490 --> 00:17:47,380
‫زورو!

266
00:17:53,050 --> 00:17:54,370
‫کثافت...

267
00:18:04,190 --> 00:18:05,570
‫از سر راه برو کنار.

268
00:18:05,570 --> 00:18:09,570
‫نمی‌تونم. چه خوشم بیاد چه نیاد،
‫باید از دستورات پیروی کنم.

269
00:18:19,080 --> 00:18:21,830
‫قفل درو باز کن و از اینجا دور شو.

270
00:18:23,380 --> 00:18:26,300
‫برای همین از اول حس خوبی بهش نداشتم.

271
00:18:29,250 --> 00:18:30,220
‫زورو!

272
00:18:35,040 --> 00:18:36,400
‫چیکار دارین می‌کنین؟!

273
00:18:37,800 --> 00:18:39,640
‫می‌خواید پست خودتونو ترک کنید؟

274
00:18:39,640 --> 00:18:42,100
‫نـ ـ نه ما فقط... خب...

275
00:18:43,610 --> 00:18:44,580
‫زورو!

276
00:18:45,150 --> 00:18:50,910
‫ستوان گابریل، از قدرت نظامی‌ت به‌عنوان
‫یه سپر برای جاه‌طلبی‌ت استفاده کردی.

277
00:18:50,910 --> 00:18:52,110
‫سرباز نفرت‌انگیزی هستی!

278
00:18:52,110 --> 00:18:54,070
‫حرفای یه شورشی ارزشی نداره.

279
00:18:54,070 --> 00:18:56,030
‫حالا و همینجا تمومش می‌کنم!

280
00:19:01,120 --> 00:19:02,330
‫زورو!

281
00:19:13,590 --> 00:19:18,510
‫ستوان گابریل، امشب زیر ماه کامل
‫ قسم بخور که رفتارتو اصلاح می‌کنی.

282
00:19:18,920 --> 00:19:20,630
‫چـ ـ چی داری می‌گی؟

283
00:19:21,760 --> 00:19:23,140
‫فرمانده ریموند.

284
00:19:26,480 --> 00:19:27,330
‫تورنادو!

285
00:19:31,530 --> 00:19:32,990
‫زوروئه، برید دنبالش!

286
00:19:38,890 --> 00:19:40,400
‫ستوان گابریل.

287
00:19:40,400 --> 00:19:43,720
‫در غیاب من دست به کارهای کثیفی زدی.

288
00:19:43,720 --> 00:19:45,940
‫اون مرد همه‌چیز رو اعتراف کرد.

289
00:19:48,490 --> 00:19:52,010
‫چی تو ذهنت می‌گذشت که برای
‫ به‌دست آوردن یه زن، اون مرد رو اجیر کنی؟

290
00:19:52,560 --> 00:19:55,810
‫به آبروی ارتش فکر نکردی، ابله؟!

291
00:19:56,510 --> 00:19:58,330
‫واقعاً... معذرت می‌خوام...

292
00:19:58,330 --> 00:20:03,620
‫این حادثه نه تنها برای ارتش، بلکه برای
‫ شخص من هم شرم‌آوره؛ پس نمی‌تونم کارتو گزارش کنم.

293
00:20:04,430 --> 00:20:07,850
‫تا وقتی دهنتونو بسته نگه داری، ولت می‌کنم.
‫وگرنه جونت پای خودته!

294
00:20:07,850 --> 00:20:09,620
‫چشم.

295
00:20:09,990 --> 00:20:13,280
‫و تو ستوان، باید از اون دختر دست بکشی.

296
00:20:15,680 --> 00:20:17,200
‫این یه دستوره.

297
00:20:18,570 --> 00:20:20,350
‫بله... اطاعت می‌شه...

298
00:20:25,100 --> 00:20:27,130
‫مامــــان!

299
00:20:27,130 --> 00:20:27,970
‫لولیتا!

300
00:20:27,970 --> 00:20:29,180
‫لولیتا.

301
00:20:30,140 --> 00:20:31,130
‫زورو-سان.

302
00:20:31,420 --> 00:20:33,250
‫واقعاً متشکرم!

303
00:20:34,650 --> 00:20:36,800
‫زورو، ممنونم!

304
00:20:36,820 --> 00:20:56,820
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

305
00:20:58,860 --> 00:21:03,290
‫دون پریدوکس، به لطف توئه
‫ که پسرم آزاد شد. متشکرم.

306
00:21:03,990 --> 00:21:07,500
‫آخه فرمانده ریموند یه‌ذره بهم مدیون بود.

307
00:21:07,780 --> 00:21:10,730
‫عمو، واقعاً خیلی ممنونم.

308
00:21:10,730 --> 00:21:13,730
‫دیگو، واقعاً خوب شد که آزاد شدی.

309
00:21:13,730 --> 00:21:16,480
‫البته لازم نبود دوباره برگردی تو زندان.

310
00:21:16,480 --> 00:21:19,700
‫اگه برنمی‌گشتم، به‌عنوان فراری دنبالم میومدن.

311
00:21:19,700 --> 00:21:20,490
‫دیگو-کون.

312
00:21:20,490 --> 00:21:21,480
‫بـ ـ بله؟

313
00:21:21,480 --> 00:21:24,470
‫نظرت درباره ازدواج با لولیتا چیه؟

314
00:21:24,470 --> 00:21:26,210
‫ا ـ ازدواج؟!

315
00:21:27,560 --> 00:21:30,980
‫مامان، من برای ازدواج با زورو مشکلی ندارم.

316
00:21:30,980 --> 00:21:31,990
‫نمی‌شه!

317
00:21:32,370 --> 00:21:35,320
‫چونکه زورو-ساما مال منه.

318
00:21:38,410 --> 00:21:39,820
‫زورو-ساما...

319
00:21:40,040 --> 00:21:41,270
‫هوی!

320
00:21:41,780 --> 00:21:44,240
‫یهو چی شد؟ چرا فرار می‌کنی؟

321
00:21:44,240 --> 00:21:46,960
‫من فقط می‌خوام یه‌ذره دیگه آزاد بمونم...

322
00:21:46,960 --> 00:21:48,160
‫بیخیال. آخه چرا...

323
00:21:48,160 --> 00:21:51,620
‫با این وضع، گمونم ده سالی
‫ برای ازدواج‌شون زوده.

324
00:21:49,080 --> 00:21:51,620
‫فقط یه‌لحظه وایسا...

325
00:21:51,620 --> 00:21:53,050
‫آره انگاری.

326
00:21:53,050 --> 00:21:54,010
‫دیگو-کون!

327
00:21:54,010 --> 00:21:56,960
‫لطفاً یکی نجاتم بـــــده!
