WEBVTT

00:05.370 --> 00:11.280
‫در پایان قرن هجدهم، ایالت کالیفرنیا در آمریکا تحت سلطه اسپانیا بود،

00:12.420 --> 00:16.210
‫شهروندان کالیفرنیا توسط ارتش اسپانیا
‫مورد آزار و اذیت قرار گرفتند،

00:16.210 --> 00:19.550
‫توسط هر سربازی که پا به
‫سرزمین‌شان گذاشت، شکنجه شدند.

00:21.990 --> 00:25.330
‫بنابراین، مردم از بی‌عدالتی ارتش عصبانی بودند.

00:26.000 --> 00:28.430
‫اما در مقابل آنها ناتوان بودند.

00:30.770 --> 00:36.190
‫با توجه به زندگی دردناکی که مردم در کالیفرنیا در آن بودند،
‫فکر می‌کردند که این اتفاق تا ابد خواهد افتاد.

00:37.420 --> 00:44.230
‫به همین دلیل همه از آرزوی رسیدن به
‫دوران آرامش و سکوتِ خود دست کشیدن.

00:45.180 --> 00:47.830
‫اما آن آرزو به حقیقت پیوست.

00:49.910 --> 00:53.580
‫شوالیه عدالت، که در برابر
‫ارتش ظالم قد علم می‌کند...

00:53.580 --> 00:55.590
‫بالأخره از آن سوی اوقیانوس ظاهر شد.

01:00.180 --> 01:07.450
‫دیِگو

01:07.500 --> 01:17.500
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:17.600 --> 01:27.600
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:31.260 --> 01:36.250
‫لولیتا، کالسکه رو نگه دار!
‫می‌دونیم شیچیتا پیش توئه!

01:36.590 --> 01:38.210
‫همچین کسی اینجا نیست!

01:38.210 --> 01:40.170
‫شیچیتا یه شورشیه!

01:40.170 --> 01:45.150
‫دیگو که رفته بود اسپانیا داره برمی‌گرده.
‫دارم برای استقبالش می‌رم بندر!

01:45.150 --> 01:46.180
‫پس سر راهم نیا!

01:47.020 --> 01:48.760
‫صبر کن، لولیتا!

01:51.070 --> 01:53.690
‫چرا منو نگاه می‌کنین؟! ببرین دنبالشون!

01:55.430 --> 01:57.440
‫بقیه‌شو بسپار به من.

01:57.440 --> 01:58.730
‫ممنونم، برنارد.

02:22.840 --> 02:27.620
‫درحال‌حاضر مردم زیر
‫ چکمه‌های ارتش عذاب می‌کشن.

02:27.620 --> 02:31.430
‫هر قوانین سختگیرانه‌ای که می‌خوان وضع می‌کنن.

02:31.910 --> 02:36.520
‫جایی که بزرگسال‌ها نمی‌تونن آزادانه سخن بگن
‫ و کودکان آزادانه بازی کنن.

02:37.420 --> 02:43.820
‫بسیاری از شهروندها برای مبارزه آماده شدن،
‫ولی در نهایت از هم پاشیدن.

02:44.750 --> 02:49.030
‫دیگو، لطفاً در مورد این موضوع
‫ فکر کن و به من ملحق شو.

02:50.990 --> 02:52.190
‫پدر...

02:59.220 --> 03:02.260
‫آه... این هوا خاطراتمو زنده می‌کنه.

03:02.750 --> 03:03.670
‫دیگو!

03:04.790 --> 03:07.640
‫لولیتا، خودتی؟ چقدر خوشگل شدی!

03:07.640 --> 03:08.870
‫احوالپرسی باشه برای بعد.

03:09.410 --> 03:11.100
‫لطفاً این افراد رو مخفی کن!

03:15.480 --> 03:16.980
‫بیا از کاپیتان خواهش کنیم.

03:22.400 --> 03:24.150
‫خیلی‌خب، اینجا قایم بشید.

03:24.460 --> 03:26.110
‫ممنونم. جونمونو نجات دادید.

03:26.940 --> 03:27.910
‫همه‌جا رو بگردین!

03:28.780 --> 03:29.560
‫چیزی پیدا کردین؟

03:29.560 --> 03:30.750
‫اینجا چیزی نیست!

03:31.980 --> 03:33.540
‫اینجا چه‌خبر شده؟

03:33.540 --> 03:34.760
‫اون اسمش شیچیتا‌ـست،

03:34.760 --> 03:38.510
‫تلاش می‌کرد تا اهمیت آزادی
‫ و برابری رو به مردم بفهمونه.

03:38.510 --> 03:43.750
‫به‌خاطر همین ارتش اونو شورشی
‫درنظرش گرفت و به مرگ محکومش کرد!

03:45.210 --> 03:46.270
‫اونجا رو خوب گشتین؟

03:46.270 --> 03:47.720
‫زود باش بیا اینجا!

03:48.130 --> 03:51.100
‫می‌خوام کمکشون کنم که
‫ با این کشتی از کشور خارج بشن.

03:51.100 --> 03:52.180
‫لطفاً کمکم کن.

03:52.500 --> 03:56.140
‫من... من که مشکلی ندارم؛
‫ ولی لولیتا، این تو رو به‌خطر نمیندازه؟

03:56.440 --> 03:58.430
‫الان وقت همچین فکرایی نیست!

03:58.430 --> 03:59.540
‫پیداشون کردم!

04:00.560 --> 04:02.060
‫تو انبار کشتی ان!

04:07.990 --> 04:10.950
‫پسرم! پسرم!

04:14.160 --> 04:15.030
‫ولم کنین!

04:15.030 --> 04:15.870
‫ساکت باش.

04:17.290 --> 04:18.830
‫ببین چقدر پول داره.

04:18.830 --> 04:20.710
‫این مال منه.

04:25.600 --> 04:26.840
‫ببریدش!

04:27.720 --> 04:29.510
‫برین کنار، سر راهید.

04:29.510 --> 04:30.300
‫چیه؟

04:30.590 --> 04:33.010
‫اینطوری تنها گذاشتن یه بچه وحشتناکه!

04:33.560 --> 04:35.470
‫اگه جرئت داری تکرار کن.

04:35.470 --> 04:36.930
‫هرچندبار لازم باشه می‌گم!

04:37.370 --> 04:41.160
‫حتی اگه دخترِ یه کشاورز باشی،
‫بازم بهت رحم نمی‌کنیما!

04:41.160 --> 04:42.650
‫از سر راه برو کنار، لولیتا.

04:42.650 --> 04:43.600
‫نمی‌رم!

04:43.600 --> 04:44.480
‫چی؟!

04:44.480 --> 04:47.610
‫آه آروم... آروم... آروم... آروم...

04:47.940 --> 04:49.290
‫تو کی هستی؟

04:49.290 --> 04:53.310
‫بـ ـ بله، سرگرد. اسم من دیگو وگا‌ـست.

04:53.310 --> 04:55.830
‫همم؟ پسر دون آلخاندرو وگا هستی؟

04:55.830 --> 04:58.340
‫کاملاً درسته، سرگرد.

04:58.340 --> 05:00.910
‫شنیده بودم توی اسپانیا درس می‌خونی.

05:00.910 --> 05:05.390
‫بله... ولی یه‌مقدار جوگیر شدم
‫ و زیاد بازیگوشی کردم.

05:05.390 --> 05:07.230
‫آخرسر از مدرسه اخراج شدم.

05:08.030 --> 05:11.390
‫چاره‌ای برام نمونده بود
‫ جز اینکه برگردم کشورم.

05:12.870 --> 05:16.500
‫حالا باید چه گِلی به سرم بگیرم، سرگرد؟

05:16.500 --> 05:20.560
‫من از کجا بدونم؟ تازشم من
‫ سرگرد نیستم، ستوانم. گمشو کنار!

05:20.560 --> 05:23.020
‫دست‌دست نکنین. بجنبین اونا رو بیارین.

05:23.020 --> 05:24.350
‫چـ ـ چشم، قربان!

05:24.730 --> 05:25.550
‫وایسین!

05:25.550 --> 05:27.610
‫لولیتا، دارم بهت می‌گم فایده نداره.

05:27.610 --> 05:28.840
‫ولم کن!

05:28.840 --> 05:30.280
‫و مهم‌تر از اون، بچه...

05:30.880 --> 05:33.240
‫بزدل! ازت ناامید شدم!

05:53.580 --> 05:55.340
‫به سلامتی!

05:57.150 --> 05:58.060
‫متشکرم.

06:08.980 --> 06:13.860
‫دوستان، به جشن بازگشت پسرم
‫ از تحصیلات خارج خوش اومدید.

06:13.860 --> 06:20.170
‫دیگو توی یه مدرسه اسپانیایی ادامه تحصیل داد
‫ و تازه امروز صحیح و سالم برگشته خونه

06:26.080 --> 06:28.890
‫لولیتا، برای چی ناراحتی؟

06:30.220 --> 06:32.010
‫همش زانوی غم بغل گرفتی.

06:32.010 --> 06:34.340
‫وقتی به جشن دعوت شدی،
‫اینکار بی‌ادبی نیست؟

06:34.810 --> 06:39.190
‫مگه تمام مدت منتظر برگشتن دیگو نبودی؟

06:39.720 --> 06:43.760
‫پس اخماتو باز کن و برو اونجا استقبالش.

06:49.370 --> 06:54.220
‫حتی یه‌سری حرفا درمورد ازدواج‌تون زدیم،
‫پس یهو چت شده؟

06:55.590 --> 06:58.930
‫می‌دونم، من و بابات سرخود تصمیمشو گرفتیم،

06:58.930 --> 07:01.960
‫ولی وقتی راجع بهش حرف می‌زدیم،
‫ به‌نظر هیجان‌زده بودی، پس...

07:01.960 --> 07:03.330
‫آه... لولیتا!

07:06.250 --> 07:09.210
‫ای خدا، نمی‌دونم چی تو سرش می‌گذره.

07:09.210 --> 07:10.660
‫چه دختر بدقلقی.

07:12.130 --> 07:15.220
‫خیلی خوردم، حالا چیکار کنم؟

07:21.180 --> 07:23.140
‫ببین، خوشت میاد؟

07:33.520 --> 07:37.750
‫لولیتا، چند وقته گریه‌ش بند نمیاد.

07:37.750 --> 07:38.910
‫بذار ببینم.

07:41.060 --> 07:44.250
‫نازی نازی، ببین، چیزی نیست.

07:46.880 --> 07:48.340
‫جواب نمی‌ده.

07:48.340 --> 07:50.440
‫هرچقدر بخوای آرومش کنی،
‫گریه‌شو بند نمیاره.

07:52.000 --> 07:53.980
‫این آقا کوچولو گشنشه.

07:59.230 --> 08:01.890
‫بیا، هرچقدر می‌خوای بخور.

08:01.890 --> 08:03.810
‫خیلی مهربونی ها، دیگو.

08:04.140 --> 08:07.730
‫فقط مهربون بودن کافی نیست.
‫یه مرد باید قوی هم باشه.

08:09.110 --> 08:12.430
‫این بچه فقط محتاج مهربونی نیست.

08:14.090 --> 08:16.570
‫چیزی که واقعاً می‌خواد والدین‌شه.

08:34.540 --> 08:36.300
‫چی گفتی؟ لولیتا چیکار کرده؟

08:36.650 --> 08:40.510
‫گفتم که. مثل اینکه از نامزدیش با دیگو دلخوره.

08:40.510 --> 08:42.280
‫ولی آخه چرا؟

08:42.280 --> 08:44.890
‫نمی‌دونم. دختر دمدمی مزاجی‌ـه.

08:44.890 --> 08:47.560
‫می‌گم، عزیزم، باید چیکار کنیم؟

08:48.000 --> 08:49.750
‫واقعاً حیف شد...

08:49.750 --> 08:54.200
‫اگه با دیگو ازدواج می‌کرد،
‫با خانواده وگا فامیل می‌شدیم.

08:54.200 --> 08:58.580
‫و می‌تونست از این جامعه فلاکت‌بار نجاتم بده...

08:58.580 --> 08:59.950
‫واقعاً حیف شد.

08:59.950 --> 09:00.940
‫کارلوس-سان...

09:01.450 --> 09:04.410
‫مشکلی پیش اومده؟ چیزی ذهن‌تونو درگیر کرده؟

09:04.410 --> 09:06.200
‫نـ ـ نه...

09:06.660 --> 09:11.440
‫دیگو رفت اسپانیا درس بخونه
‫و به‌عنوان یه مرد بالغ برگشته.

09:11.780 --> 09:13.870
‫درسته، درسته.

09:13.870 --> 09:16.920
‫با این‌حال دختر ما انقدر سرد شده،

09:16.920 --> 09:21.900
‫برای همین نگرانم که
‫ نتونن خوب باهم کنار بیان.

09:23.140 --> 09:25.160
‫نه، اتفاقاً برعکسه.

09:25.160 --> 09:28.100
‫ظاهراً سفر پسرم به اسپانیا، داغونش کرده.

09:29.910 --> 09:33.520
‫شاید حتی بهتر می‌بود
‫ اگه نمی‌ذاشتم بره اسپانیا.

09:46.130 --> 09:48.400
‫این یه پیام از طرف فرمانده ریمونده.

09:48.400 --> 09:52.460
‫چندی پیش، تونستیم یه شورشی که جامعه‌مون رو
‫ به آشوب کشیده بود، دستگیر کنیم.

09:52.460 --> 09:55.050
‫و در این لحظه، اعدام علنی انجام خواهد شد.

09:55.050 --> 09:56.460
‫همگی جمع بشید.

09:59.800 --> 10:03.130
‫گروهبان، چرا همه باید شرکت کنیم؟

10:03.420 --> 10:06.100
‫با اینکه منم جزئیاتو نمی‌دونم، گمونم...

10:06.490 --> 10:07.300
‫چیه؟

10:07.570 --> 10:12.020
‫احتمالاً واسه اینه که نشون بدیم اگه کسی
‫ با ارتش در بیفته، آخر عاقبتش اعدامه.

10:13.110 --> 10:17.520
‫حالا هرچی، من فقط اومدم دستورات
‫ فرمانده ریموند رو اعلام کنم!

10:41.360 --> 10:43.400
‫کشاورزها کجان؟

10:43.400 --> 10:46.970
‫بله، گروهبان گونزالس رو
‫ برای جمع‌کردنشون فرستادم.

10:47.350 --> 10:52.730
‫اگه اعدام رو جلوی همه اونا انجام ندیم،
‫تمام این کارها بی‌معنی می‌شه.

10:52.730 --> 10:54.440
‫نشون می‌دم نتیجه در افتادن با ما چیه.

11:31.310 --> 11:32.180
‫اومدن.

11:37.900 --> 11:41.110
‫مردم عزیز، خوشحالم که سالم می‌بینمتون.

11:42.620 --> 11:47.130
‫دون آلخانرو وگا، درسته که پسرت برگشته؟

11:47.130 --> 11:48.070
‫بله.

11:48.710 --> 11:53.040
‫اینطوری می‌تونی بدهی‌هاتو صاف کنی،
‫واقعاً خبر فوق‌العاده‌ایه.

11:56.140 --> 12:00.170
‫به هرصورت، موفق شدیم خائنی که می‌خواست
‫ کشور رو به آشوب بکشه رو دستگیر کنیم.

12:00.910 --> 12:04.130
‫برای کسایی که علیه امپراتوری اسپانیا
‫شورش کنن، رحمی وجود نداره.

12:04.480 --> 12:06.590
‫به نام دولت، به مرگ محکومت می‌کنم.

12:06.590 --> 12:08.050
‫دست نگه دار!

12:16.520 --> 12:17.900
‫حکم رو اجرا کنید.

12:17.900 --> 12:18.890
‫به جای خود.

12:22.520 --> 12:23.940
‫نـــــه!

12:25.480 --> 12:27.400
‫بس کنین!

12:29.820 --> 12:31.030
‫آتــــش!

12:32.630 --> 12:33.660
‫چـ ـ چی؟!

12:33.660 --> 12:34.700
‫اون کیه؟!

12:36.910 --> 12:38.330
‫تو کی هستی؟

12:52.000 --> 12:56.910
‫برای افزایش قدرت نظامی، و بیشتر کردن طمعت،
‫باعث عذاب مردم می‌شید...

12:56.910 --> 12:58.360
‫فرمانده ریموند!

12:58.360 --> 13:00.770
‫اگر راه و روشت رو تغییر ندی،
‫با زورو طرف هستی.

13:01.040 --> 13:01.980
‫چی گفتی؟

13:02.360 --> 13:02.970
‫زورو!

13:02.970 --> 13:03.940
‫به خودش گفت زورو.

13:06.900 --> 13:08.170
‫زورو؟

13:08.860 --> 13:11.320
‫به چی زل زدین؟ شلیک کنین!

13:32.600 --> 13:33.970
‫خودم حسابتو می‌رسم.

13:37.830 --> 13:39.630
‫چه اسب بی‌نزاکتی!

14:02.000 --> 14:03.170
‫ایول!

14:05.600 --> 14:06.210
‫فرار کن.

14:06.210 --> 14:06.740
‫چشم!

14:06.740 --> 14:07.670
‫وایسا ببینم!

14:45.250 --> 14:49.590
‫تا وقتی شرارت در این دنیا جریان داره،
‫من بی‌شک پدیدار خواهم شد.

14:51.460 --> 14:52.670
‫تا دیدار دوباره!

14:54.530 --> 14:56.840
‫چیکار می‌کنین! شلیک کنین! شلیک!

15:04.110 --> 15:05.390
‫گفت زورو؟!

15:05.710 --> 15:07.720
‫این زورو فوق‌العاده‌ست.

15:10.920 --> 15:11.910
‫زورو...

15:16.540 --> 15:18.530
‫دیگو!

15:19.310 --> 15:20.160
‫دیگو.

15:21.110 --> 15:24.120
‫چیه؟ جشن بالأخره تموم شد؟

15:24.670 --> 15:26.080
‫بچه نوزاد کجاست؟

15:27.260 --> 15:29.040
‫همم... نمی‌دونم.

15:31.160 --> 15:32.570
‫پس کجاست؟

15:32.900 --> 15:35.430
‫پس یعنی خواب ندیدم؟

15:36.010 --> 15:39.470
‫یه خواب دیدم که توش
‫ شیچیتا بچه رو با خودش برد...

15:39.470 --> 15:43.650
‫ولی الان باید توی زندان باشه،
‫پس با عقل جور در نمیاد.

15:44.010 --> 15:47.980
‫و فکر کنم گفت فردا اول صبح
‫ می‌خواد بره سمت بندر.

16:02.410 --> 16:04.990
‫حتماً شیچیتا سعی داره
‫با این کشتی از کشور خارج بشه.

16:06.170 --> 16:09.070
‫حتماً یه‌جایی همین اطراف قایم شده. پیداش کنید!

16:09.070 --> 16:10.750
‫هرطور شده پیداش کنین.

16:30.690 --> 16:31.530
‫اینجا؟

16:31.530 --> 16:32.040
‫نیست.

16:32.040 --> 16:33.260
‫پیداش کردین؟

16:33.580 --> 16:34.320
‫بگردین!

16:53.020 --> 16:57.590
‫قایم‌کردنش به نفع‌تون نیست،
‫اگه راستشو نگید، همه‌تونو می‌کشم!

16:58.120 --> 16:59.910
‫واقعاً سوار این کشتی نشده.

16:59.910 --> 17:01.840
‫ناقوست رو به صدا در بیار.

17:02.860 --> 17:07.520
‫شیچیتا یه بچه پیششه.
‫ناقوس رو به صدا در بیار تا بچه بیدار بشه.

17:07.980 --> 17:09.480
‫چـ ـ چشم.

17:38.010 --> 17:39.800
‫فرمانده!

17:41.960 --> 17:45.140
‫تمام کابین‌ها رو گشتیم،
‫ولی هیچ اثری از شیچیتا یا خانواده‌ش نیست.

17:45.140 --> 17:46.820
‫لعنتی.

17:46.820 --> 17:49.240
‫یه‌سری بازجویی هم انجام دادم.

17:49.900 --> 17:51.100
‫چیزی پیدا کردی؟

17:51.100 --> 17:55.650
‫بله. فکر کنم هنوز سوار کشتی نشده.

17:55.650 --> 17:56.810
‫ای احمق!

18:06.410 --> 18:09.410
‫حتماً یه‌جایی توی شهر مخفی شده.

18:09.410 --> 18:10.570
‫پیداش کنین!

18:10.570 --> 18:11.480
‫بله، قربان!

18:17.320 --> 18:19.850
‫این کشتی تنها فرصتش برای فراره...

18:19.850 --> 18:22.900
‫هوی، صبر کنین!

18:31.250 --> 18:32.350
‫اونجاست!

18:42.940 --> 18:43.650
‫بیا.

18:45.550 --> 18:47.120
‫آه، شیچیتاست!

18:47.510 --> 18:48.890
‫خداروشکر!

18:50.410 --> 18:52.300
‫انگار که تونست فرار کنه.

18:52.300 --> 18:54.360
‫آره... ولی...

18:55.610 --> 18:56.930
‫چی شده؟

18:57.740 --> 19:01.300
‫این یعنی فرد بااستعدادی
‫ مثل شیچیتا هم ترک‌مون می‌کنه.

19:03.940 --> 19:07.430
‫تمام کسایی که جلوی ارتش می‌ایستن،
‫دونه دونه ناپدید می‌شن.

19:08.180 --> 19:10.610
‫با این وضع، کشورمون دیگه...

19:10.610 --> 19:12.420
‫پس اینجا بودی.

19:15.730 --> 19:16.770
‫گابریل.

19:20.090 --> 19:22.260
‫انگار اینجا آخر خطه، شیچیتا.

19:28.450 --> 19:29.240
‫زوروئه!

19:57.460 --> 19:59.980
‫زورو یا هرچی اسمت باشه،
‫اون نقاب رو از صورتت کنار می‌زنم.

20:27.320 --> 20:29.050
‫برو به جهنم!

20:46.590 --> 20:48.470
‫شمشیرزنی فوق‌العاده‌ای بود.

20:48.470 --> 20:50.950
‫اون قدرت باید در راه درستی استفاده بشه.

20:53.910 --> 20:55.370
‫تونست!

21:14.130 --> 21:16.760
‫گروهبان، اون چیه؟!

21:17.270 --> 21:18.940
‫شیچیتاست!

21:19.990 --> 21:21.720
‫پس اونجا بود...

21:22.450 --> 21:24.610
‫تعجبی نداره نتونستیم پیداش کنیم.

21:24.610 --> 21:25.590
‫ولی خب...

21:27.080 --> 21:28.310
‫خیالم راحت شد.

21:46.920 --> 21:47.810
‫زورو.

21:47.830 --> 21:57.830
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
