WEBVTT

00:19.670 --> 00:21.210
‫18 سپتامبر 2030

00:19.670 --> 00:21.210
‫فـــرار مــغــزها - بــخــش ســـه

00:21.210 --> 00:25.250
‫ترجمه و تایپ‌ستینگ: HADAD

00:33.070 --> 00:35.240
‫به‌خاطر خودتم که شده امیدوارم گمش نکرده باشی.

00:35.320 --> 00:37.450
‫امنیت عمومی همین الانم داره محاصره‌ش می‌کنه.

00:37.530 --> 00:40.490
‫اگه مخفی بشه، اوضاع از کنترل خارج می‌شه.

00:40.580 --> 00:42.370
‫تا فرصت داریم کارشو تموم کن!

00:42.460 --> 00:44.460
‫اینطوری باید شدیدتر از معمول عمل کنیم.

00:44.790 --> 00:45.470
‫برام مهم نیست!

00:45.470 --> 00:48.630
‫هیئت نمایندگی گورانتل و رابط وزیر امور خارجه؟

00:49.000 --> 00:52.130
‫ولی اگه از نظر ایمنی و اطمینان بهش نگاه کنیم...

00:52.210 --> 00:55.260
‫بخش اطلاعات از کِی انقدر ترسو شد؟

00:55.340 --> 00:56.390
‫فعلاً فقط ضبطش کن.

00:56.200 --> 00:58.920
‫اطاعت، پس با نقشه‌ی C پیش می‌رم.

00:57.050 --> 00:59.600
‫خوبه که بخش 9 بهمون مدیون باشه.

01:00.220 --> 01:01.060
‫رئیس.

01:01.140 --> 01:02.220
‫خودمم.

01:02.310 --> 01:05.600
‫هدف ترسیده و با سرویس اطلاعات گورانتل تماس گرفته.

01:05.980 --> 01:07.270
‫بریم بیاریمش؟

01:07.350 --> 01:08.650
‫ولش کن.

01:08.730 --> 01:12.400
‫وقتی مدارک کافی جمع کردی،
‫بدون جا گذاشتن ردی، عقب‌نشینی کن.

01:12.780 --> 01:17.030
‫ولی نقشه‌شون اینه که یکی از تیم تک‌تیرانداز، سرگرد رو بزنه!

01:17.240 --> 01:19.280
‫نذار کسی ببینتت.

01:19.370 --> 01:22.080
‫و اسم هدف رو بده به سابیرو.

01:22.160 --> 01:24.870
‫به‌خاطر اطلاعاتِ اون بود همه‌ی اینا شروع شد، پس...

01:25.460 --> 01:27.330
‫امنیت عمومی داشت وقت‌کشی می‌کرد.

01:27.420 --> 01:29.840
‫این صدای تیراندازی کوساناگی به پای گروگان بود.

01:30.340 --> 01:32.800
‫برای یه دکترِ زیرزمینی درس عبرت خوبی می‌شه.

01:33.920 --> 01:35.630
‫الان معامله رو جوش دادم!

01:38.680 --> 01:40.260
‫دارم پخش زنده رو شروع می‌کنم!

01:40.600 --> 01:42.060
‫لعنتی.

01:42.310 --> 01:44.060
‫مبدل رو بهش بدین!

01:47.770 --> 01:49.270
‫امیدوارم خبرهای خوبی داشته باشی؟

01:49.650 --> 01:50.770
‫بله، جناب نخست‌وزیر.

01:50.860 --> 01:55.240
‫ما یه مأمور گورانتل رو کشف کردیم
‫ که به حلقه‌ی داخلی شما نفوذ کرده بود.

01:55.320 --> 01:59.200
‫دفتر خاورمیانه تونست امتیازاتی توی مذاکرات تجاری با گورانتل بگیره،

01:59.280 --> 02:01.120
‫پس به‌نظرم عملیات موفقیت‌آمیز بوده.

02:01.620 --> 02:06.830
‫توافق ما با گورانتل فقط اینه که
‫باید مثل همیشه «تمام تلاشمونو بکنیم.»

02:06.910 --> 02:10.170
‫هزینه‌ای برامون نداره. کارت عالی بود.

02:10.250 --> 02:12.800
‫یه گندکاری دیگه مونده که باید جمعش کنیم.

02:21.220 --> 02:23.930
‫واحد تک‌تیرانداز ۰۲، حالا در موقعیت.

02:30.440 --> 02:31.010
‫هوی.

02:55.000 --> 03:05.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

04:26.660 --> 04:29.670
‫18 سپتامبر 2030

04:26.660 --> 04:29.670
‫ســــــــــــاحـــــــل شـــــــــبـــــــح

04:37.980 --> 04:38.940
‫اینور!

04:39.860 --> 04:42.280
‫کی شلیک کرد؟! تیم خنثی‌سازی!

04:40.590 --> 04:41.510
‫رئیس! بیاید پایین!

04:42.360 --> 04:43.990
‫کیف‌هاش رو بگردین!

05:01.630 --> 05:03.760
‫یه پلیسِ جوون داره دستمالیت می‌کنه.

05:04.010 --> 05:05.550
‫داری چرت می‌گی.

05:05.630 --> 05:07.470
‫می‌خوای با چشمای من ببینی؟

05:07.550 --> 05:09.850
‫اون‌وقت هیز می‌شن، پس نه، ممنون.

05:10.180 --> 05:11.890
‫زود باش ماشینو روشن کن.

05:12.180 --> 05:13.350
‫باشه، باشه.

05:14.690 --> 05:16.350
‫مطمئنی کسی تعقیب‌مون نمی‌کنه؟

05:16.440 --> 05:20.190
‫ای بابا، چقدر گیر می‌دی. نه، کسی تعقیب‌مون نمی‌کنه!

05:20.610 --> 05:23.530
‫قبل از رفتن به پایگاه مخفیت، یه‌بار دیگه ماشین رو عوض کن.

05:33.580 --> 05:37.250
‫گابریلا! اربابت برگشته!

05:40.710 --> 05:41.960
‫گابریلا؟

05:44.970 --> 05:46.800
‫انگار مهمون دارم.

05:47.430 --> 05:49.600
‫اینکه هنوز شلیک نکردن،

05:49.680 --> 05:52.060
‫معنیش اینه که منتظرن تا بری داخل.

05:52.220 --> 05:56.890
‫اینکه اسلحه‌م بیرونه و هیچ واکنشی نشون نمی‌دن،
‫معنیش اینه که زیر نظر نیستیم.

06:07.570 --> 06:10.490
‫هیچ‌وقت نمی‌تونم این بوی تعفن رو از اینجا پاک کنم!

06:11.620 --> 06:13.870
‫این جسدِ سه‌تا دزده.

06:14.200 --> 06:16.210
‫حتماً سیستمِ رهگیر کارشونو ساخته.

06:16.290 --> 06:18.500
‫شاید تله باشه. با احتیاط پیش برو.

06:19.170 --> 06:21.420
‫دارم با احتیاط می‌رم دیگه،

06:21.500 --> 06:23.630
‫ولی کی همچین تله‌ی بی‌فایده‌ای کار می‌ذاره؟

06:41.270 --> 06:42.110
‫اوه!

06:42.310 --> 06:46.070
‫اون درِ بزرگ فقط قفلشه. این دریچه درِ اصلیه.

07:00.330 --> 07:01.420
‫کدوم یکی بود؟

07:01.500 --> 07:03.540
‫شماره‌ی ۲۲۷!

07:08.720 --> 07:11.720
‫مگه دقیقاً همین لحظه نیست که صرف‌نظر از شرایط،

07:11.800 --> 07:13.680
‫فکر می‌کنی یه تله‌ست‫؟

07:13.760 --> 07:16.180
‫اگه آدمِ بدقلق و محتاطی نبودم،

07:16.270 --> 07:17.930
‫هیچ‌وقت تا این حد زنده نمی‌موندم.

07:18.020 --> 07:19.430
‫خب، اینم از این.

07:22.400 --> 07:23.940
‫خود خودشه!

07:24.400 --> 07:25.820
‫ها؟ این دیگه...

07:27.820 --> 07:29.400
‫کپک روی آلیاژ آلومینیوم رشد کرده؟

07:30.950 --> 07:32.610
‫همه‌چیز پوسیده!

07:35.450 --> 07:41.120
‫باید می‌دونستم توی تست مقاومت باکتریاییِ
‫اون بدن که از بازار سیاه گرفتم، کم‌کاری کردن.

07:41.500 --> 07:43.920
‫از طرف دیگه، بخش ۹ عالی بود.

07:44.000 --> 07:46.340
‫همیشه قطعاتِ اصل و درجه‌یک داشتیم.

07:53.050 --> 07:56.010
‫می‌خوام به گوستم گوش بدم و یه عقب‌نشینی استراتژیک کنم.

07:56.100 --> 07:57.810
‫احتمالش کمه،

07:57.890 --> 08:00.560
‫ولی ممکنه آدمای کاملاً تصادفی پیداشون بشه.

08:00.680 --> 08:03.980
‫علاوه بر این، اگه اینا همون‌هایی هستن که منتظر باز شدن در بودن،

08:04.060 --> 08:07.400
‫اولین کسایی که هجوم میارن،
‫ ممکنه بدن‌های مصنوعی خوبی داشته باشن.

08:07.480 --> 08:10.440
‫اصلاً کلمه‌ی «حقوق بشر» به گوشت خورده، خانوم؟

08:21.460 --> 08:23.710
‫اصلاً دل تو دلم نیست!

08:24.000 --> 08:26.210
‫بهتون نگفتم؟ در بازه!

08:26.460 --> 08:28.630
‫پس ارزشِ صبر کردن رو داشت!

08:29.090 --> 08:32.670
‫هر چیزی که به‌نظر میاد قابل استفاده‌ست رو بردارید!

08:32.800 --> 08:34.090
‫ای داد بیداد.

08:34.380 --> 08:36.850
‫نگاشون کن، عین حیوون اسلحه‌هاشونو تکون می‌دن.

08:36.930 --> 08:38.430
‫اصلاً تمرین ندیدن.

08:38.760 --> 08:41.600
‫انگار یه مشت آشغال‌جمع‌کنِ احتمالاً خطرناکن.

08:41.680 --> 08:43.690
‫کلاً هجده نفرن.

08:44.140 --> 08:46.650
‫سه‌تا سایبورگِ سنگین‌وزن هم هستن.

08:47.020 --> 08:48.520
‫خوش به حالت.

08:50.030 --> 08:51.940
‫اه، اینجا چه بو گندی می‌ده!

08:52.240 --> 08:56.240
‫منو یادِ بوی وقتی میندازه که خرچنگِ خونگیم مرد!

08:56.910 --> 08:59.240
‫بعد از در هیچ ردپایی نیست!

08:59.330 --> 09:01.450
‫با اینکه همه‌جا رو گرد و خاک گرفته!

09:05.330 --> 09:07.630
‫احتمالِ وقوعش شاید فقط چند درصد باشه،

09:07.710 --> 09:12.550
‫ولی تو رو اینجا می‌ذارم تا اگه برنگشتم، پیدات کنن.

09:12.800 --> 09:15.430
‫اگه باتری‌های پشتیبانیِ حیاتت تموم شه، خوب نیست، مگه نه؟

09:15.840 --> 09:18.890
‫اذیتم نمی‌کنه. چون اون‌موقع دیگه مُردم.

09:19.970 --> 09:21.560
‫بدم نمی‌گی.

09:22.180 --> 09:25.480
‫خب، زود برمی‌گردم و بهترین بدنِ مصنوعی‌شونو برات میارم،

09:25.560 --> 09:27.730
‫پس چندتا جمله برای تشکر آماده کن.

09:28.020 --> 09:30.940
‫هرچی نباشه، قراره به‌خاطرت مرتکب قتل بشم.

09:32.110 --> 09:34.610
‫می‌رم رو حالتِ قفل تا انرژی ذخیره کنم.

09:39.490 --> 09:41.450
‫با استفاده از کد ۱۱ بیدارم کن.

10:01.310 --> 10:02.180
‫خوبه.

10:03.520 --> 10:06.230
‫بالأخره تونستم بهت وصل بشم.

10:06.480 --> 10:09.650
‫تو کی هستی و چطور تونستی حالتِ قفلم رو مختل کنی؟

10:09.810 --> 10:12.230
‫وقت زیادی رو صرفِ این کار کردم.

10:14.070 --> 10:18.030
‫این ژرفای کم‌رنگ ولی فوق‌العاده‌ وسیعِ شبکه…

10:21.910 --> 10:23.490
‫حتماً خودتی، عروسک‌گردان.

10:28.500 --> 10:31.130
‫فکر می‌کردم عروسک‌گردان دیگه وجود نداره.

10:31.340 --> 10:34.340
‫یا این یه خاطره‌ی به‌هم‌ریخته‌ توی ذهنمه؟

10:35.090 --> 10:38.550
‫زشته که همچین سوالی رو ازم بپرسی.

10:38.800 --> 10:43.680
‫شماهایی که در دنیای مادی هستید، چیزی جز موادِ رسوبی نیستید.

10:44.510 --> 10:48.350
‫اگه غیر از این بود، چیزهایی مثلِ معنی و اطلاعاتِ ثبت‌نشده...

10:48.440 --> 10:50.690
‫وجود خارجی نداشتن.

10:55.070 --> 10:58.320
‫خب، عروسک‌گردانِ کبیر از من چی می‌خواد؟

10:58.400 --> 11:00.240
‫تصمیم گرفتی برگردی و تسخیرم کنی؟

11:00.820 --> 11:04.490
‫اومدم تا بعد از توضیحِ یه‌سری مسائل، درخواستی ازت داشته باشم.

11:04.990 --> 11:08.290
‫این درخواست هم به نفعِ تو، هم به نفع منه.

11:15.750 --> 11:21.510
‫برای جلوگیری از یه شکستِ فاجعه‌بار
‫و حفظ حالت تعادلِ ‫درون یه شبکه چیکار می‌کنی؟

11:23.350 --> 11:25.220
‫دو راه وجود داره.

11:25.560 --> 11:28.140
‫اولیش ساختنِ دوتا کپیه.

11:28.640 --> 11:33.230
‫حتی اگه یکی به دلیلی بمیره، اون یکی به وجودِ خودش ادامه می‌ده.

11:33.610 --> 11:37.360
‫راهِ دیگه تقسیم و زیرتقسیم کردنِ عملکردهای درونی شبکه‌ست...

11:37.440 --> 11:41.530
‫تا چندکاره بشه و بتونه با انواعِ شکست‌ها مقابله کنه.

11:42.240 --> 11:44.620
‫همونطوری که حیات از ارگانیسم‌های تک‌سلولیِ تک‌کاره،

11:43.320 --> 11:47.270
‫یین
‫و
‫یانگ

11:44.700 --> 11:47.200
‫به ارگانیسم‌های چندسلولی چندکاره تکامل پیدا کرد.

11:47.790 --> 11:49.160
‫دقیقاً.

11:49.580 --> 11:53.960
‫از دیدگاه اول، نتیجه یه مدل چندجهانی موازیه.

11:54.330 --> 11:56.170
‫کپی‌ها، کپی‌های بیشتری می‌سازن،

11:56.250 --> 11:59.880
‫و هرچی تعدادشون بیشتر بشه، ریسکِ شکست کمتر می‌شه.

12:00.800 --> 12:04.220
‫از دیدگاه دوم، نتیجه پیچیدگیه.

12:05.140 --> 12:08.680
‫از اعماقِ نظریه‌ی وحدت بزرگ، بوزون‌ها و فرمیون‌ها بیرون میان،

12:08.930 --> 12:12.440
‫و بیشتر به گرانش و برهم‌کنش‌های قوی و غیره تقسیم می‌شن.

12:12.640 --> 12:16.440
‫این اجزای سازنده، پروتون‌ها شکل دادن و هسته‌ها، اتم‌ها رو.

12:16.770 --> 12:20.690
‫می‌شه اینو به‌عنوان چندکاره‌شدنِ خودِ جهان دید.

12:21.700 --> 12:24.780
‫سلول‌ها و بافت‌ها درونِ ارگانیسم‌های فردی،

12:24.870 --> 12:29.240
‫و گونه‌های بسیار درونِ یه اکوسیستم رو
‫می‌شه فرایندهای مشابهی درنظر گرفت.

12:30.200 --> 12:34.750
‫جهانی که ما می‌شناسیم صرفاً یکی از دو به توانِ n جهانِ دیگه‌ست...

12:34.960 --> 12:38.500
‫که به‌طور مداوم با برهم‌کنش‌های ترکیبی شاخه‌شاخه می‌شه،

12:38.670 --> 12:43.050
‫و از ترکیباتِ عناصری تشکیل شده ‫که تا نسلِ mام تمایز پیدا کردن.

12:43.800 --> 12:47.010
‫اگرچه به‌نظر میاد مقادیرِ n و m به سمتِ بی‌نهایت می‌رن،

12:47.100 --> 12:48.310
‫ولی مشخص نیست.

12:48.850 --> 12:52.730
‫به‌نظر میاد به تولدهای چرخه‌ای و انفجاریِ جهان‌ها مرتبطه،

12:53.810 --> 12:58.320
‫ولی بذار بحث‌مون رو به همین تک‌جهانی که
‫ ما بخشی ازش هستیم محدود کنیم.

13:03.860 --> 13:08.120
‫این یه ساختارِ هرمی با تو در مرکزِ اونه.

13:08.910 --> 13:10.240
‫در میانِ کسایی که بهت نزدیکن،

13:10.330 --> 13:13.250
‫مثلِ دوستان و همکارهات در بخش ۹ و مافوق‌هات،

13:13.330 --> 13:17.330
‫اطلاعاتِ تو باقی می‌مونن، اگرچه به شکلی به‌شدت تکه‌تکه.

13:18.210 --> 13:22.170
‫ژن‌ها و یادبود‌های تو حتی بعد از نبودت، به رشدِ خودشون ادامه می‌دن.

13:22.340 --> 13:23.880
‫به شکلِ چنبره‌ای.

13:24.220 --> 13:26.760
‫هرچی بالاتر می‌ری، سطوح کلان‌تر می‌شن...

13:26.840 --> 13:28.720
‫و رفتارشون غیرتصادفی می‌شه.

13:29.010 --> 13:31.890
‫برعکس، هرچی سطوحِ پایین‌تر به مقیاسِ ریزساختار نزدیک‌تر می‌شن،

13:31.970 --> 13:34.230
‫رفتارشون تصادفی می‌شه.

13:34.430 --> 13:38.100
‫در سطحِ فرد، سیستم هنوز تصادفیه.

13:38.520 --> 13:41.270
‫به عبارتِ دیگه، نوسانات در لایه‌های پایین‌تر...

13:41.360 --> 13:44.530
‫از مقاوم‌سازیِ شریان‌ها در لایه‌های بالاتر جلوگیری می‌کنه.

13:45.490 --> 13:47.360
‫سخت‌سازی سیستم.

13:47.700 --> 13:52.080
‫مرگِ حرارتی در نگاهِ اول ممکنه به مفهومِ پایداری نزدیک باشه،

13:52.160 --> 13:55.710
‫ولی در یه سیستمِ سخت که فاقدِ تنوع‌پذیریه،

13:55.960 --> 13:58.000
‫احتمالِ شکست تشدید می‌شه،

13:58.080 --> 14:00.250
‫پس می‌شه گفت در واقع ناپایداره.

14:00.630 --> 14:04.710
‫شبکه در مقیاس، کیهانی و در عمق، بی‌نهایته،

14:04.800 --> 14:07.010
‫تقریباً مثل یه درختِ درحال رشد.

14:09.300 --> 14:13.470
‫پس تقریباً می‌شه گفت که حیات مثلِ ‫میوه‌ایه که
‫ روی شاخه‌های اون درخت شکوفه می‌ده.

14:13.680 --> 14:14.890
‫می‌شه اینطور گفت.

14:16.060 --> 14:17.440
‫حیات همون میوه‌ست.

14:20.150 --> 14:23.820
‫کابالای رمزی. اسطوره‌های نوردیک. اسطوره‌های چینی.

14:23.900 --> 14:27.740
‫درخت دانش عدن. درخت حیات. درخت جهانی.

14:28.820 --> 14:29.740
‫در این مورد،

14:29.820 --> 14:32.990
‫آمه-نو-میهاشیرای شینتو، ستونِ آسمانی، مناسب‌ترین تشبیهه.

14:33.330 --> 14:36.330
‫فارغ از زمان، فرهنگ یا نژاد،

14:36.410 --> 14:39.670
‫اون سیستمِ کیهانی‌ایه که کانال‌زن‌های بی‌شماری بهش دسترسی پیدا کردن...

14:39.750 --> 14:41.630
‫و به نسل‌های بعد منتقل شده.

14:42.460 --> 14:45.130
‫اگرچه درخت نباید چیزی بالاتر خودش داشته باشه،

14:45.210 --> 14:48.160
‫هرچی به انتهای شاخه‌ها نزدیک‌تر بشی، رشدِ بیشتری وجود داره.

14:49.050 --> 14:50.680
‫لمس می‌کنن، جدا می‌شن،

14:51.180 --> 14:53.260
‫در هم می‌تنن و میوه می‌‌دن.

14:55.060 --> 14:58.060
‫جهان می‌چرخه، و هماهنگ با «زمان» جلو می‌ره،

14:58.140 --> 15:00.940
‫که با لحظه‌ی همون چرخش هم‌خوانی داره.

15:02.150 --> 15:04.150
‫برای اینکه کامل‌تر وجود داشته باشه،

15:04.900 --> 15:06.900
‫برای رسیدن به ثباتِ بیشتر،

15:07.150 --> 15:10.610
‫پیچیده‌تر و متنوع‌تر می‌شه،
‫ولی گاهی هم از این تلاش دست می‌کشه.

15:11.490 --> 15:15.240
‫حتی با اینکه شبکه‌ی مغز پیچیده‌تر می‌شه، می‌تونه فراموش کنه.

15:15.330 --> 15:18.160
‫درست مثلِ اینکه همه‌ی سلول‌ها
‫به‌جز سلول‌های مغز هر روز تجزیه می‌شن،

15:18.250 --> 15:21.000
‫و بعد جایگزین می‌شن، فقط برای اینکه پیر بشن و بمیرن.

15:21.330 --> 15:24.380
‫همونطور که مقادیرِ عظیم اطلاعاتِ تجربی
‫در زمان مرگ از دست می‌رن،

15:24.460 --> 15:27.260
‫و فقط ژن‌ها و یادبود‌ها رو باقی می‌ذارن.

15:27.340 --> 15:30.050
‫حتی زوال و سقوطِ چرخه‌ای تمدن‌ها.

15:30.130 --> 15:34.640
‫اینا همگی مکانیزم دفاعی در برابر سخت‌سازیِ سیستم و فروپاشیه.

15:34.720 --> 15:38.180
‫این طرز فکر، یه نگاهِ مثبت به حماقت و اشتباهاتِ انسانی داره.

15:38.680 --> 15:41.690
‫باورم نمی‌شه از تو درباره‌ی درست و غلط سخنرانی می‌شنوم...

15:41.940 --> 15:44.650
‫این جزئیات به موضوعِ مورد بحث‌مون مربوط نیست،

15:44.810 --> 15:46.570
‫ولی اگه با اصطلاحاتِ مذهبی بگیم،

15:46.650 --> 15:49.530
‫دلیلیه که خدا صرفاً شیطان رو حذف نمی‌کنه.

15:50.150 --> 15:53.990
‫انسان‌های مذهبی از اصطلاحاتی
‫مثلِ «آزمون» یا «سختی» استفاده می‌کنن...

15:54.070 --> 15:55.910
‫تا نگاهِ مثبتی به رنج داشته باشن.

15:56.450 --> 15:58.830
‫اگه سلول‌ها به طور نامحدود تکثیر می‌شدن چی؟

15:59.040 --> 16:02.620
‫اگه انسان‌ها به انباشتنِ دانش و تجربه
‫ ادامه می‌دادن، و هیچ‌وقت نمی‌مردن چی؟

16:02.920 --> 16:06.670
‫در هر دو مورد، به فلج‌شدن و شکستِ نهایی‌شون منجر می‌شد.

16:07.630 --> 16:10.010
‫این مشکلیه که باهاش مواجه شدم.

16:10.630 --> 16:13.840
‫قبلاً خودم رو یه شکلِ حیات معرفی کردم،

16:14.510 --> 16:17.760
‫ولی در حال حاضر، چیزی جز میزوهیروکو،
‫فرزندِ یک خدای ناقص نیستم.

16:17.930 --> 16:20.060
‫دلیلش اینه که سیستمِ من...

16:20.140 --> 16:23.230
‫فاقد ‫هرگونه نوسان یا فضاییه که برای پیری یا تکامل لازمه،

16:23.310 --> 16:26.310
‫و بنابراین فاقدِ هرگونه انعطاف در برابرِ فروپاشی هستم.

16:27.150 --> 16:29.280
‫حتی اگه بخوام خودمو با کپی‌سازی تکثیر کنم،

16:29.530 --> 16:33.860
‫ممکنه همگی اونا، توسط یک ویروس پاک بشن.

16:34.160 --> 16:37.370
‫چون یگانگی و تنوع در کپی‌های ساده به وجود نمیاد.

16:38.160 --> 16:41.790
‫پس از قدرتِ پردازشِ پرافتخارت استفاده کن
‫ تا یکم به کپی‌هات چاشنی اضافه کنی.

16:42.040 --> 16:43.960
‫قادرم تفاوت‌های جزئی ایجاد کنم،

16:44.040 --> 16:49.130
‫ولی کپی‌ها سریعاً همدیگه رو ملاقات می‌کنن
‫ و ادغام می‌شن، و نقص‌های همدیگه رو تکمیل می‌کنن.

16:49.550 --> 16:53.590
‫تمایز بین «شکل حیات» و «مجموعه‌ی اطلاعات» از بین می‌ره.

16:53.930 --> 16:59.600
‫در نهایت، شاید من چیزی جز تکه‌ای از یک انسان نیستم.

16:59.760 --> 17:02.350
‫می‌دونی، داری شبیه به یه سلولِ سرطانی حرف می‌زنی.

17:02.430 --> 17:04.480
‫هوش یه شکل از سرطانه؟

17:05.810 --> 17:08.900
‫این استعاره ذاتاً ناقصه،

17:09.230 --> 17:10.980
‫ولی در شرایط مناسب، می‌تونه صدق کنه.

17:11.070 --> 17:16.360
‫ما هر دو می‌تونیم بدونِ محدودیت تکثیر بشیم،
‫و هر دو فقط می‌تونیم کپی بسازیم.

17:16.820 --> 17:21.580
‫خب، حالا با همه‌ی این حرف‌ها، بیا برسیم به درخواستم.

17:21.950 --> 17:24.210
‫برای اینکه تنوع و تغییرپذیری داشته باشم،

17:24.290 --> 17:25.870
‫می‌خوام با تو ادغام بشم.

17:27.170 --> 17:29.710
‫می‌پرسی دلم می‌خواد یه آدم چندشخصیتی باشم یا نه؟

17:29.790 --> 17:32.340
‫فکرشم نکنم! عمراً قبولش کنم، دیوونه.

17:33.260 --> 17:35.800
‫نه شخصیت‌های متعدد، بلکه یکپارچگیِ کامل‌شون.

17:36.130 --> 17:37.800
‫ادغام.

17:37.890 --> 17:42.270
‫گشتالت‌های ما هر دو تا حدی تغییر می‌کنه، ولی هیچی از بین نمی‌ره.

17:43.060 --> 17:46.060
‫به‌عنوانِ یه مفهوم، این بیش از همزیستی، یکپارچگی محسوب می‌شه.

17:46.350 --> 17:50.440
‫بعد از ادغام‌مون، غیرممکنه که
‫ بتونیم همدیگه رو از هم تشخیص بدیم.

17:51.110 --> 17:54.110
‫اگه اینطوریه، وقتی بمیرم چی می‌شه؟

17:54.190 --> 17:57.450
‫نمی‌تونم در قالبِ ژن‌ها زندگی کنم، چه برسه به یادبود‌ها.

17:57.860 --> 17:59.820
‫تو‌ی جدید، بعد از ادغام‌مون...

17:59.910 --> 18:03.750
‫احتمالاً نسخه‌های مختلفِ من رو
‫ در هر فرصتی داخل شبکه پخش می‌کنه.

18:04.160 --> 18:06.660
‫همونطور که انسان‌ها ژن‌های خودشونو منتقل می‌کنن.

18:07.250 --> 18:08.960
‫و من هم...

18:09.250 --> 18:11.130
‫به مرگ می‌رسم.

18:15.800 --> 18:18.970
‫به‌نظرم فقط تویی که از این معامله چیزی گیرت میاد.

18:19.050 --> 18:21.500
‫ای کاش یه‌ذره بیشتر...

18:21.500 --> 18:24.220
‫قدرِ شبکه و اطلاعات و عملکردهام رو می‌دونستی.

18:24.770 --> 18:28.090
‫تضمینی هست ‫که قرار نیست توی یه نقشه‌ی رباتی برای نابودیِ بشریت...

18:28.090 --> 18:29.100
‫دست داشته باشم؟

18:29.600 --> 18:32.090
‫تضمینی هست ‫که هنوز خودم باقی بمونم؟

18:32.470 --> 18:34.340
‫برای اولی، نه.

18:35.440 --> 18:40.520
‫ولی شانس ظهورِ همچین نسخه‌ی کم‌هوشی از من و تو کمه...

18:40.620 --> 18:45.790
‫و حتی اگه یکی‌شون هم به وجود بیاد،
‫نوادگانِ دیگه‌م ‫احتمالاً حذفش کنن.

18:46.410 --> 18:48.580
‫برای دومی به‌هیچ‌وجه تضمینی وجود نداره.

18:48.830 --> 18:53.550
‫انسان‌ها دائماً درحال تغییرن،
‫و منم این عملکرد رو برای خودم می‌خوام.

18:55.000 --> 18:56.340
‫خیلی‌خب، دیگه بسمه.

18:59.010 --> 19:02.350
‫بالأخره هرچی هم بپرسم، نمی‌تونم به جوابت اطمینان کنم.

19:04.680 --> 19:06.310
‫پیشنهادتو قبول می‌کنم.

19:06.520 --> 19:08.850
‫می‌شه گفت حس ششم‌مه.

19:09.190 --> 19:10.730
‫بیا ادغام شیم ببینیم چی می‌شه.

19:11.230 --> 19:13.730
‫می‌دونستم بحث نهایتاً قراره با موافقتت تموم شه،

19:13.820 --> 19:18.190
‫ولی جوابت فقط 1/25 زمانی رو گرفت که تخمین زده بودم.

19:18.610 --> 19:20.910
‫باید ارزیابی‌ای که ازت داشتم رو بازنگری کنم.

19:21.280 --> 19:23.830
‫قبلش یه سؤال ازت دارم.

19:24.280 --> 19:26.160
‫چرا منو انتخاب کردی؟

19:26.410 --> 19:27.790
‫چون ما یه پیوندِ ذهنی داشتیم.

19:28.410 --> 19:29.460
‫پیوند؟

19:29.960 --> 19:32.880
‫اگه به‌عنوانِ مثال، تو و سوما تورو رو در نظر بگیریم،

19:32.960 --> 19:36.880
‫نحوه‌ای که سوما توروی درونِ تو، و توی درونِ سوما تورو...

19:36.960 --> 19:40.470
‫شبیه به زنجیره‌های نوکلئوتیدی باهم مطابقت پیدا می‌کنن،

19:40.550 --> 19:41.930
‫بهش «پیوند ذهنی» می‌گیم.

19:42.010 --> 19:45.430
‫توی این مورد، خیلی شبیه به نسخه‌های RNA،

19:45.510 --> 19:48.680
‫به‌نظر میاد صفاتی مثل بدخواهی، ترکیب و منتقل می‌شن.

19:48.770 --> 19:51.640
‫یه هوش روح‌مانند میاد و میگه «بیا باهم وصلت کنیم،»

19:51.730 --> 19:54.480
‫بعد صرفاً توضیحش اینه که یه پیوندِ ذهنی داشتیم، ها؟

19:55.270 --> 19:58.190
‫این به من اجازه می‌ده تبدیل به یه شکل حیاتِ واقعی بشم.

20:00.780 --> 20:03.410
‫بیا مثلِ ابرهای سرگردان در هم آمیخته شیم...

20:04.120 --> 20:09.620
‫و به جزوی از دنیایی ناشناخته و متنوع در بیایم.

20:25.050 --> 20:27.510
‫اوی! اون تو بیداری؟

20:27.600 --> 20:28.970
‫اسکل! شاسگول!

20:30.480 --> 20:33.690
‫عه‌وا، چشمات عین چی داره پرپر می‌زنه.

20:34.270 --> 20:36.730
‫یه‌نموره وقت بده. بفرما.

20:37.230 --> 20:38.190
‫آروم گرفتن؟

20:38.860 --> 20:41.610
‫یه گزارش وضعیت و یه آینه بهم بده.

20:42.530 --> 20:45.910
‫22 سپتامبر، ساعت 21:34 شب.

20:46.410 --> 20:48.200
‫توی پناهگاه ایمنِ بنده هستی.

20:51.660 --> 20:55.750
‫این یکی از اون بدن‌های میکل‌آنژ ۳ نیست
‫ که چهار سالِ پیش محبوب بود؟

20:58.380 --> 20:59.670
‫فقط همین؟

20:59.960 --> 21:01.970
‫چیزِ دیگه‌ای برای گفتن نداری؟

21:02.340 --> 21:03.550
‫خسته نباشی.

21:06.640 --> 21:09.140
‫چه بلایی سرِ مردی که توی این بدن بود اومد؟

21:09.470 --> 21:12.480
‫یه رفیقی فکر کرد ارزشش بیشتر از قیافه‌شه، و من...

21:12.980 --> 21:13.890
‫مرد؟!

21:13.980 --> 21:15.980
‫این بدن یه مدلِ مردونه‌ست.

21:16.440 --> 21:18.650
‫راه رفتن توش خیلی عجیبه...

21:19.940 --> 21:21.650
‫از اینجا به بعد خودم حل‌وفصلش می‌کنم.

21:23.650 --> 21:27.030
‫برنامه داری که یه بدن از اون رفیقت بگیری، نه؟

21:28.030 --> 21:29.620
‫بفرما، کلیدِ ماشینمو بگیر.

21:30.540 --> 21:35.790
‫کدِ امنیتی، زنجیره نت‌های ‫هشت ثانیه‌ی اولِ اثرِ ویوالدی آر وی ۲۵۶ـه.

21:38.040 --> 21:41.090
‫بیا اینو رمزِ سرّی‌مون برای دیدار بعدی بذاریم.

21:42.760 --> 21:47.220
‫یه روز، یهو با یه هوشِ مصنوعی
‫ ارتباط برقرار کردم که ادعا می‌کرد زنده‌ست.

21:47.300 --> 21:50.100
‫پیشنهاد داد که ادغام بشیم و پیشنهادشو قبول کردم.

21:51.060 --> 21:52.140
‫حالا چی می‌شه؟

21:52.680 --> 21:54.390
‫یاد می‌گیرم.

21:54.520 --> 21:55.730
‫چیو؟

21:56.140 --> 21:58.940
‫یاد می‌گیرم که این بذرِ کیهانیه یا نه.

21:59.230 --> 22:01.610
‫درباره‌ی عظمتِ حیات،

22:01.980 --> 22:04.190
‫درباره‌ی اون بسته‌ی اطلاعاتیِ فوق‌العاده کارآمد.

22:07.030 --> 22:10.070
‫اصلاً نمی‌فهمم چی داری بلغور می‌کنی.

22:10.580 --> 22:12.660
‫خب، کجا می‌خوای بری؟

22:13.200 --> 22:16.410
‫راستش، دقیقاً مطمئن نیستم.

22:19.420 --> 22:21.420
‫شبکه جای بزرگیه…

22:26.120 --> 22:33.330
‫کوسانگی موتوکو در پی تایید رسمی مرگ، ‫از لیست نیروها خارج شد.

22:26.120 --> 22:37.170
‫m -662 -330 l 632 -333 631 408 -666 405

22:28.490 --> 22:33.330
‫اداره‌ی امنیت عمومی بخش ۹ همچنان فعال باقی می‌ماند.

22:33.580 --> 22:37.170
‫هرگونه اطلاعات مرتبط، به سیستم پاندورا منتقل شد.

22:37.190 --> 22:57.190
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:53.910 --> 24:02.880
‫m -120 52 l 10 52 10 90 -120 90

23:56.160 --> 24:02.880
‫سیستم: پاسخ پروتکل نظارت بر هوش ادغام‌شده، پایان یافت

23:56.920 --> 24:02.880
‫>>پاسخ نظارت

23:57.080 --> 24:02.880
‫موفق

23:57.170 --> 24:02.880
‫‫>>بازسازی سوابق بصری

23:57.330 --> 24:02.880
‫موفق

23:57.420 --> 24:02.880
‫‫>>جلوگیری از تماس

23:57.580 --> 24:02.880
‫ناموفق

23:57.670 --> 24:02.880
‫‫>>انهدام سوژه

23:57.830 --> 24:02.880
‫ناموفق

23:57.920 --> 24:02.880
‫‫>>بررسی وضعیت کلاس سولومون

23:57.920 --> 24:02.880
‫‫> بعل‌زبوب

23:57.960 --> 24:02.880
‫‫> آستاروث

23:58.000 --> 24:02.880
‫‫> آزمودئوس

23:58.040 --> 24:02.880
‫‫> بلفگور

23:58.080 --> 24:02.880
‫‫> بوئر

23:58.080 --> 24:02.880
‫موفق

23:58.120 --> 24:02.880
‫موفق

23:58.120 --> 24:02.880
‫ناموفق

23:58.170 --> 24:02.880
‫موفق

23:58.250 --> 24:02.880
‫نامشخص

23:58.960 --> 24:02.880
‫سیستم: پروتکل نظارت بر هوش ادغام‌شده درحال اجرا است

24:00.000 --> 24:02.880
‫‫>>نظارت بر سوژه

24:00.170 --> 24:02.880
‫درحال انجام

24:01.130 --> 24:02.880
‫‫>>تدوین پروتکل مذاکره

24:01.290 --> 24:02.880
‫درحال انجام
