1
00:00:19,670 --> 00:00:21,210
‫18 سپتامبر 2030

2
00:00:19,670 --> 00:00:21,210
‫فـــرار مــغــزها - بــخــش ســـه

3
00:00:21,210 --> 00:00:25,250
‫ترجمه و تایپ‌ستینگ: HADAD

4
00:00:33,070 --> 00:00:35,240
‫به‌خاطر خودتم که شده امیدوارم گمش نکرده باشی.

5
00:00:35,320 --> 00:00:37,450
‫امنیت عمومی همین الانم داره محاصره‌ش می‌کنه.

6
00:00:37,530 --> 00:00:40,490
‫اگه مخفی بشه، اوضاع از کنترل خارج می‌شه.

7
00:00:40,580 --> 00:00:42,370
‫تا فرصت داریم کارشو تموم کن!

8
00:00:42,460 --> 00:00:44,460
‫اینطوری باید شدیدتر از معمول عمل کنیم.

9
00:00:44,790 --> 00:00:45,470
‫برام مهم نیست!

10
00:00:45,470 --> 00:00:48,630
‫هیئت نمایندگی گورانتل و رابط وزیر امور خارجه؟

11
00:00:49,000 --> 00:00:52,130
‫ولی اگه از نظر ایمنی و اطمینان بهش نگاه کنیم...

12
00:00:52,210 --> 00:00:55,260
‫بخش اطلاعات از کِی انقدر ترسو شد؟

13
00:00:55,340 --> 00:00:56,390
‫فعلاً فقط ضبطش کن.

14
00:00:56,200 --> 00:00:58,920
‫اطاعت، پس با نقشه‌ی C پیش می‌رم.

15
00:00:57,050 --> 00:00:59,600
‫خوبه که بخش 9 بهمون مدیون باشه.

16
00:01:00,220 --> 00:01:01,060
‫رئیس.

17
00:01:01,140 --> 00:01:02,220
‫خودمم.

18
00:01:02,310 --> 00:01:05,600
‫هدف ترسیده و با سرویس اطلاعات گورانتل تماس گرفته.

19
00:01:05,980 --> 00:01:07,270
‫بریم بیاریمش؟

20
00:01:07,350 --> 00:01:08,650
‫ولش کن.

21
00:01:08,730 --> 00:01:12,400
‫وقتی مدارک کافی جمع کردی،
‫بدون جا گذاشتن ردی، عقب‌نشینی کن.

22
00:01:12,780 --> 00:01:17,030
‫ولی نقشه‌شون اینه که یکی از تیم تک‌تیرانداز، سرگرد رو بزنه!

23
00:01:17,240 --> 00:01:19,280
‫نذار کسی ببینتت.

24
00:01:19,370 --> 00:01:22,080
‫و اسم هدف رو بده به سابیرو.

25
00:01:22,160 --> 00:01:24,870
‫به‌خاطر اطلاعاتِ اون بود همه‌ی اینا شروع شد، پس...

26
00:01:25,460 --> 00:01:27,330
‫امنیت عمومی داشت وقت‌کشی می‌کرد.

27
00:01:27,420 --> 00:01:29,840
‫این صدای تیراندازی کوساناگی به پای گروگان بود.

28
00:01:30,340 --> 00:01:32,800
‫برای یه دکترِ زیرزمینی درس عبرت خوبی می‌شه.

29
00:01:33,920 --> 00:01:35,630
‫الان معامله رو جوش دادم!

30
00:01:35,970 --> 00:01:38,590

31
00:01:38,680 --> 00:01:40,260
‫دارم پخش زنده رو شروع می‌کنم!

32
00:01:40,600 --> 00:01:42,060
‫لعنتی.

33
00:01:42,310 --> 00:01:44,060
‫مبدل رو بهش بدین!

34
00:01:47,770 --> 00:01:49,270
‫امیدوارم خبرهای خوبی داشته باشی؟

35
00:01:49,650 --> 00:01:50,770
‫بله، جناب نخست‌وزیر.

36
00:01:50,860 --> 00:01:55,240
‫ما یه مأمور گورانتل رو کشف کردیم
‫ که به حلقه‌ی داخلی شما نفوذ کرده بود.

37
00:01:55,320 --> 00:01:59,200
‫دفتر خاورمیانه تونست امتیازاتی توی مذاکرات تجاری با گورانتل بگیره،

38
00:01:59,280 --> 00:02:01,120
‫پس به‌نظرم عملیات موفقیت‌آمیز بوده.

39
00:02:01,620 --> 00:02:06,830
‫توافق ما با گورانتل فقط اینه که
‫باید مثل همیشه «تمام تلاشمونو بکنیم.»

40
00:02:06,910 --> 00:02:10,170
‫هزینه‌ای برامون نداره. کارت عالی بود.

41
00:02:10,250 --> 00:02:12,800
‫یه گندکاری دیگه مونده که باید جمعش کنیم.

42
00:02:21,220 --> 00:02:23,930
‫واحد تک‌تیرانداز ۰۲، حالا در موقعیت.

43
00:02:30,440 --> 00:02:31,010
‫هوی.

44
00:02:55,000 --> 00:03:05,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

45
00:04:26,660 --> 00:04:29,670
‫18 سپتامبر 2030

46
00:04:26,660 --> 00:04:29,670
‫ســــــــــــاحـــــــل شـــــــــبـــــــح

47
00:04:37,980 --> 00:04:38,940
‫اینور!

48
00:04:39,860 --> 00:04:42,280
‫کی شلیک کرد؟! تیم خنثی‌سازی!

49
00:04:40,590 --> 00:04:41,510
‫رئیس! بیاید پایین!

50
00:04:42,360 --> 00:04:43,990
‫کیف‌هاش رو بگردین!

51
00:05:01,630 --> 00:05:03,760
‫یه پلیسِ جوون داره دستمالیت می‌کنه.

52
00:05:04,010 --> 00:05:05,550
‫داری چرت می‌گی.

53
00:05:05,630 --> 00:05:07,470
‫می‌خوای با چشمای من ببینی؟

54
00:05:07,550 --> 00:05:09,850
‫اون‌وقت هیز می‌شن، پس نه، ممنون.

55
00:05:10,180 --> 00:05:11,890
‫زود باش ماشینو روشن کن.

56
00:05:12,180 --> 00:05:13,350
‫باشه، باشه.

57
00:05:14,690 --> 00:05:16,350
‫مطمئنی کسی تعقیب‌مون نمی‌کنه؟

58
00:05:16,440 --> 00:05:20,190
‫ای بابا، چقدر گیر می‌دی. نه، کسی تعقیب‌مون نمی‌کنه!

59
00:05:20,610 --> 00:05:23,530
‫قبل از رفتن به پایگاه مخفیت، یه‌بار دیگه ماشین رو عوض کن.

60
00:05:33,580 --> 00:05:37,250
‫گابریلا! اربابت برگشته!

61
00:05:40,710 --> 00:05:41,960
‫گابریلا؟

62
00:05:44,970 --> 00:05:46,800
‫انگار مهمون دارم.

63
00:05:47,430 --> 00:05:49,600
‫اینکه هنوز شلیک نکردن،

64
00:05:49,680 --> 00:05:52,060
‫معنیش اینه که منتظرن تا بری داخل.

65
00:05:52,220 --> 00:05:56,890
‫اینکه اسلحه‌م بیرونه و هیچ واکنشی نشون نمی‌دن،
‫معنیش اینه که زیر نظر نیستیم.

66
00:06:07,570 --> 00:06:10,490
‫هیچ‌وقت نمی‌تونم این بوی تعفن رو از اینجا پاک کنم!

67
00:06:11,620 --> 00:06:13,870
‫این جسدِ سه‌تا دزده.

68
00:06:14,200 --> 00:06:16,210
‫حتماً سیستمِ رهگیر کارشونو ساخته.

69
00:06:16,290 --> 00:06:18,500
‫شاید تله باشه. با احتیاط پیش برو.

70
00:06:19,170 --> 00:06:21,420
‫دارم با احتیاط می‌رم دیگه،

71
00:06:21,500 --> 00:06:23,630
‫ولی کی همچین تله‌ی بی‌فایده‌ای کار می‌ذاره؟

72
00:06:41,270 --> 00:06:42,110
‫اوه!

73
00:06:42,310 --> 00:06:46,070
‫اون درِ بزرگ فقط قفلشه. این دریچه درِ اصلیه.

74
00:07:00,330 --> 00:07:01,420
‫کدوم یکی بود؟

75
00:07:01,500 --> 00:07:03,540
‫شماره‌ی ۲۲۷!

76
00:07:08,720 --> 00:07:11,720
‫مگه دقیقاً همین لحظه نیست که صرف‌نظر از شرایط،

77
00:07:11,800 --> 00:07:13,680
‫فکر می‌کنی یه تله‌ست‫؟

78
00:07:13,760 --> 00:07:16,180
‫اگه آدمِ بدقلق و محتاطی نبودم،

79
00:07:16,270 --> 00:07:17,930
‫هیچ‌وقت تا این حد زنده نمی‌موندم.

80
00:07:18,020 --> 00:07:19,430
‫خب، اینم از این.

81
00:07:22,400 --> 00:07:23,940
‫خود خودشه!

82
00:07:24,400 --> 00:07:25,820
‫ها؟ این دیگه...

83
00:07:27,820 --> 00:07:29,400
‫کپک روی آلیاژ آلومینیوم رشد کرده؟

84
00:07:30,950 --> 00:07:32,610
‫همه‌چیز پوسیده!

85
00:07:35,450 --> 00:07:41,120
‫باید می‌دونستم توی تست مقاومت باکتریاییِ
‫اون بدن که از بازار سیاه گرفتم، کم‌کاری کردن.

86
00:07:41,500 --> 00:07:43,920
‫از طرف دیگه، بخش ۹ عالی بود.

87
00:07:44,000 --> 00:07:46,340
‫همیشه قطعاتِ اصل و درجه‌یک داشتیم.

88
00:07:53,050 --> 00:07:56,010
‫می‌خوام به گوستم گوش بدم و یه عقب‌نشینی استراتژیک کنم.

89
00:07:56,100 --> 00:07:57,810
‫احتمالش کمه،

90
00:07:57,890 --> 00:08:00,560
‫ولی ممکنه آدمای کاملاً تصادفی پیداشون بشه.

91
00:08:00,680 --> 00:08:03,980
‫علاوه بر این، اگه اینا همون‌هایی هستن که منتظر باز شدن در بودن،

92
00:08:04,060 --> 00:08:07,400
‫اولین کسایی که هجوم میارن،
‫ ممکنه بدن‌های مصنوعی خوبی داشته باشن.

93
00:08:07,480 --> 00:08:10,440
‫اصلاً کلمه‌ی «حقوق بشر» به گوشت خورده، خانوم؟

94
00:08:21,460 --> 00:08:23,710
‫اصلاً دل تو دلم نیست!

95
00:08:24,000 --> 00:08:26,210
‫بهتون نگفتم؟ در بازه!

96
00:08:26,460 --> 00:08:28,630
‫پس ارزشِ صبر کردن رو داشت!

97
00:08:29,090 --> 00:08:32,670
‫هر چیزی که به‌نظر میاد قابل استفاده‌ست رو بردارید!

98
00:08:32,800 --> 00:08:34,090
‫ای داد بیداد.

99
00:08:34,380 --> 00:08:36,850
‫نگاشون کن، عین حیوون اسلحه‌هاشونو تکون می‌دن.

100
00:08:36,930 --> 00:08:38,430
‫اصلاً تمرین ندیدن.

101
00:08:38,760 --> 00:08:41,600
‫انگار یه مشت آشغال‌جمع‌کنِ احتمالاً خطرناکن.

102
00:08:41,680 --> 00:08:43,690
‫کلاً هجده نفرن.

103
00:08:44,140 --> 00:08:46,650
‫سه‌تا سایبورگِ سنگین‌وزن هم هستن.

104
00:08:47,020 --> 00:08:48,520
‫خوش به حالت.

105
00:08:50,030 --> 00:08:51,940
‫اه، اینجا چه بو گندی می‌ده!

106
00:08:52,240 --> 00:08:56,240
‫منو یادِ بوی وقتی میندازه که خرچنگِ خونگیم مرد!

107
00:08:56,910 --> 00:08:59,240
‫بعد از در هیچ ردپایی نیست!

108
00:08:59,330 --> 00:09:01,450
‫با اینکه همه‌جا رو گرد و خاک گرفته!

109
00:09:05,330 --> 00:09:07,630
‫احتمالِ وقوعش شاید فقط چند درصد باشه،

110
00:09:07,710 --> 00:09:12,550
‫ولی تو رو اینجا می‌ذارم تا اگه برنگشتم، پیدات کنن.

111
00:09:12,800 --> 00:09:15,430
‫اگه باتری‌های پشتیبانیِ حیاتت تموم شه، خوب نیست، مگه نه؟

112
00:09:15,840 --> 00:09:18,890
‫اذیتم نمی‌کنه. چون اون‌موقع دیگه مُردم.

113
00:09:19,970 --> 00:09:21,560
‫بدم نمی‌گی.

114
00:09:22,180 --> 00:09:25,480
‫خب، زود برمی‌گردم و بهترین بدنِ مصنوعی‌شونو برات میارم،

115
00:09:25,560 --> 00:09:27,730
‫پس چندتا جمله برای تشکر آماده کن.

116
00:09:28,020 --> 00:09:30,940
‫هرچی نباشه، قراره به‌خاطرت مرتکب قتل بشم.

117
00:09:32,110 --> 00:09:34,610
‫می‌رم رو حالتِ قفل تا انرژی ذخیره کنم.

118
00:09:39,490 --> 00:09:41,450
‫با استفاده از کد ۱۱ بیدارم کن.

119
00:10:01,310 --> 00:10:02,180
‫خوبه.

120
00:10:03,520 --> 00:10:06,230
‫بالأخره تونستم بهت وصل بشم.

121
00:10:06,480 --> 00:10:09,650
‫تو کی هستی و چطور تونستی حالتِ قفلم رو مختل کنی؟

122
00:10:09,810 --> 00:10:12,230
‫وقت زیادی رو صرفِ این کار کردم.

123
00:10:14,070 --> 00:10:18,030
‫این ژرفای کم‌رنگ ولی فوق‌العاده‌ وسیعِ شبکه…

124
00:10:21,910 --> 00:10:23,490
‫حتماً خودتی، عروسک‌گردان.

125
00:10:28,500 --> 00:10:31,130
‫فکر می‌کردم عروسک‌گردان دیگه وجود نداره.

126
00:10:31,340 --> 00:10:34,340
‫یا این یه خاطره‌ی به‌هم‌ریخته‌ توی ذهنمه؟

127
00:10:35,090 --> 00:10:38,550
‫زشته که همچین سوالی رو ازم بپرسی.

128
00:10:38,800 --> 00:10:43,680
‫شماهایی که در دنیای مادی هستید، چیزی جز موادِ رسوبی نیستید.

129
00:10:44,510 --> 00:10:48,350
‫اگه غیر از این بود، چیزهایی مثلِ معنی و اطلاعاتِ ثبت‌نشده...

130
00:10:48,440 --> 00:10:50,690
‫وجود خارجی نداشتن.

131
00:10:55,070 --> 00:10:58,320
‫خب، عروسک‌گردانِ کبیر از من چی می‌خواد؟

132
00:10:58,400 --> 00:11:00,240
‫تصمیم گرفتی برگردی و تسخیرم کنی؟

133
00:11:00,820 --> 00:11:04,490
‫اومدم تا بعد از توضیحِ یه‌سری مسائل، درخواستی ازت داشته باشم.

134
00:11:04,990 --> 00:11:08,290
‫این درخواست هم به نفعِ تو، هم به نفع منه.

135
00:11:15,750 --> 00:11:21,510
‫برای جلوگیری از یه شکستِ فاجعه‌بار
‫و حفظ حالت تعادلِ ‫درون یه شبکه چیکار می‌کنی؟

136
00:11:23,350 --> 00:11:25,220
‫دو راه وجود داره.

137
00:11:25,560 --> 00:11:28,140
‫اولیش ساختنِ دوتا کپیه.

138
00:11:28,640 --> 00:11:33,230
‫حتی اگه یکی به دلیلی بمیره، اون یکی به وجودِ خودش ادامه می‌ده.

139
00:11:33,610 --> 00:11:37,360
‫راهِ دیگه تقسیم و زیرتقسیم کردنِ عملکردهای درونی شبکه‌ست...

140
00:11:37,440 --> 00:11:41,530
‫تا چندکاره بشه و بتونه با انواعِ شکست‌ها مقابله کنه.

141
00:11:42,240 --> 00:11:44,620
‫همونطوری که حیات از ارگانیسم‌های تک‌سلولیِ تک‌کاره،

142
00:11:43,320 --> 00:11:47,270
‫یین
‫و
‫یانگ

143
00:11:44,700 --> 00:11:47,200
‫به ارگانیسم‌های چندسلولی چندکاره تکامل پیدا کرد.

144
00:11:47,790 --> 00:11:49,160
‫دقیقاً.

145
00:11:49,580 --> 00:11:53,960
‫از دیدگاه اول، نتیجه یه مدل چندجهانی موازیه.

146
00:11:54,330 --> 00:11:56,170
‫کپی‌ها، کپی‌های بیشتری می‌سازن،

147
00:11:56,250 --> 00:11:59,880
‫و هرچی تعدادشون بیشتر بشه، ریسکِ شکست کمتر می‌شه.

148
00:12:00,800 --> 00:12:04,220
‫از دیدگاه دوم، نتیجه پیچیدگیه.

149
00:12:05,140 --> 00:12:08,680
‫از اعماقِ نظریه‌ی وحدت بزرگ، بوزون‌ها و فرمیون‌ها بیرون میان،

150
00:12:08,930 --> 00:12:12,440
‫و بیشتر به گرانش و برهم‌کنش‌های قوی و غیره تقسیم می‌شن.

151
00:12:12,640 --> 00:12:16,440
‫این اجزای سازنده، پروتون‌ها شکل دادن و هسته‌ها، اتم‌ها رو.

152
00:12:16,770 --> 00:12:20,690
‫می‌شه اینو به‌عنوان چندکاره‌شدنِ خودِ جهان دید.

153
00:12:21,700 --> 00:12:24,780
‫سلول‌ها و بافت‌ها درونِ ارگانیسم‌های فردی،

154
00:12:24,870 --> 00:12:29,240
‫و گونه‌های بسیار درونِ یه اکوسیستم رو
‫می‌شه فرایندهای مشابهی درنظر گرفت.

155
00:12:30,200 --> 00:12:34,750
‫جهانی که ما می‌شناسیم صرفاً یکی از دو به توانِ n جهانِ دیگه‌ست...

156
00:12:34,960 --> 00:12:38,500
‫که به‌طور مداوم با برهم‌کنش‌های ترکیبی شاخه‌شاخه می‌شه،

157
00:12:38,670 --> 00:12:43,050
‫و از ترکیباتِ عناصری تشکیل شده ‫که تا نسلِ mام تمایز پیدا کردن.

158
00:12:43,800 --> 00:12:47,010
‫اگرچه به‌نظر میاد مقادیرِ n و m به سمتِ بی‌نهایت می‌رن،

159
00:12:47,100 --> 00:12:48,310
‫ولی مشخص نیست.

160
00:12:48,850 --> 00:12:52,730
‫به‌نظر میاد به تولدهای چرخه‌ای و انفجاریِ جهان‌ها مرتبطه،

161
00:12:53,810 --> 00:12:58,320
‫ولی بذار بحث‌مون رو به همین تک‌جهانی که
‫ ما بخشی ازش هستیم محدود کنیم.

162
00:13:03,860 --> 00:13:08,120
‫این یه ساختارِ هرمی با تو در مرکزِ اونه.

163
00:13:08,910 --> 00:13:10,240
‫در میانِ کسایی که بهت نزدیکن،

164
00:13:10,330 --> 00:13:13,250
‫مثلِ دوستان و همکارهات در بخش ۹ و مافوق‌هات،

165
00:13:13,330 --> 00:13:17,330
‫اطلاعاتِ تو باقی می‌مونن، اگرچه به شکلی به‌شدت تکه‌تکه.

166
00:13:18,210 --> 00:13:22,170
‫ژن‌ها و یادبود‌های تو حتی بعد از نبودت، به رشدِ خودشون ادامه می‌دن.

167
00:13:22,340 --> 00:13:23,880
‫به شکلِ چنبره‌ای.

168
00:13:24,220 --> 00:13:26,760
‫هرچی بالاتر می‌ری، سطوح کلان‌تر می‌شن...

169
00:13:26,840 --> 00:13:28,720
‫و رفتارشون غیرتصادفی می‌شه.

170
00:13:29,010 --> 00:13:31,890
‫برعکس، هرچی سطوحِ پایین‌تر به مقیاسِ ریزساختار نزدیک‌تر می‌شن،

171
00:13:31,970 --> 00:13:34,230
‫رفتارشون تصادفی می‌شه.

172
00:13:34,430 --> 00:13:38,100
‫در سطحِ فرد، سیستم هنوز تصادفیه.

173
00:13:38,520 --> 00:13:41,270
‫به عبارتِ دیگه، نوسانات در لایه‌های پایین‌تر...

174
00:13:41,360 --> 00:13:44,530
‫از مقاوم‌سازیِ شریان‌ها در لایه‌های بالاتر جلوگیری می‌کنه.

175
00:13:45,490 --> 00:13:47,360
‫سخت‌سازی سیستم.

176
00:13:47,700 --> 00:13:52,080
‫مرگِ حرارتی در نگاهِ اول ممکنه به مفهومِ پایداری نزدیک باشه،

177
00:13:52,160 --> 00:13:55,710
‫ولی در یه سیستمِ سخت که فاقدِ تنوع‌پذیریه،

178
00:13:55,960 --> 00:13:58,000
‫احتمالِ شکست تشدید می‌شه،

179
00:13:58,080 --> 00:14:00,250
‫پس می‌شه گفت در واقع ناپایداره.

180
00:14:00,630 --> 00:14:04,710
‫شبکه در مقیاس، کیهانی و در عمق، بی‌نهایته،

181
00:14:04,800 --> 00:14:07,010
‫تقریباً مثل یه درختِ درحال رشد.

182
00:14:09,300 --> 00:14:13,470
‫پس تقریباً می‌شه گفت که حیات مثلِ ‫میوه‌ایه که
‫ روی شاخه‌های اون درخت شکوفه می‌ده.

183
00:14:13,680 --> 00:14:14,890
‫می‌شه اینطور گفت.

184
00:14:16,060 --> 00:14:17,440
‫حیات همون میوه‌ست.

185
00:14:20,150 --> 00:14:23,820
‫کابالای رمزی. اسطوره‌های نوردیک. اسطوره‌های چینی.

186
00:14:23,900 --> 00:14:27,740
‫درخت دانش عدن. درخت حیات. درخت جهانی.

187
00:14:28,820 --> 00:14:29,740
‫در این مورد،

188
00:14:29,820 --> 00:14:32,990
‫آمه-نو-میهاشیرای شینتو، ستونِ آسمانی، مناسب‌ترین تشبیهه.

189
00:14:33,330 --> 00:14:36,330
‫فارغ از زمان، فرهنگ یا نژاد،

190
00:14:36,410 --> 00:14:39,670
‫اون سیستمِ کیهانی‌ایه که کانال‌زن‌های بی‌شماری بهش دسترسی پیدا کردن...

191
00:14:39,750 --> 00:14:41,630
‫و به نسل‌های بعد منتقل شده.

192
00:14:42,460 --> 00:14:45,130
‫اگرچه درخت نباید چیزی بالاتر خودش داشته باشه،

193
00:14:45,210 --> 00:14:48,160
‫هرچی به انتهای شاخه‌ها نزدیک‌تر بشی، رشدِ بیشتری وجود داره.

194
00:14:49,050 --> 00:14:50,680
‫لمس می‌کنن، جدا می‌شن،

195
00:14:51,180 --> 00:14:53,260
‫در هم می‌تنن و میوه می‌‌دن.

196
00:14:55,060 --> 00:14:58,060
‫جهان می‌چرخه، و هماهنگ با «زمان» جلو می‌ره،

197
00:14:58,140 --> 00:15:00,940
‫که با لحظه‌ی همون چرخش هم‌خوانی داره.

198
00:15:02,150 --> 00:15:04,150
‫برای اینکه کامل‌تر وجود داشته باشه،

199
00:15:04,900 --> 00:15:06,900
‫برای رسیدن به ثباتِ بیشتر،

200
00:15:07,150 --> 00:15:10,610
‫پیچیده‌تر و متنوع‌تر می‌شه،
‫ولی گاهی هم از این تلاش دست می‌کشه.

201
00:15:11,490 --> 00:15:15,240
‫حتی با اینکه شبکه‌ی مغز پیچیده‌تر می‌شه، می‌تونه فراموش کنه.

202
00:15:15,330 --> 00:15:18,160
‫درست مثلِ اینکه همه‌ی سلول‌ها
‫به‌جز سلول‌های مغز هر روز تجزیه می‌شن،

203
00:15:18,250 --> 00:15:21,000
‫و بعد جایگزین می‌شن، فقط برای اینکه پیر بشن و بمیرن.

204
00:15:21,330 --> 00:15:24,380
‫همونطور که مقادیرِ عظیم اطلاعاتِ تجربی
‫در زمان مرگ از دست می‌رن،

205
00:15:24,460 --> 00:15:27,260
‫و فقط ژن‌ها و یادبود‌ها رو باقی می‌ذارن.

206
00:15:27,340 --> 00:15:30,050
‫حتی زوال و سقوطِ چرخه‌ای تمدن‌ها.

207
00:15:30,130 --> 00:15:34,640
‫اینا همگی مکانیزم دفاعی در برابر سخت‌سازیِ سیستم و فروپاشیه.

208
00:15:34,720 --> 00:15:38,180
‫این طرز فکر، یه نگاهِ مثبت به حماقت و اشتباهاتِ انسانی داره.

209
00:15:38,680 --> 00:15:41,690
‫باورم نمی‌شه از تو درباره‌ی درست و غلط سخنرانی می‌شنوم...

210
00:15:41,940 --> 00:15:44,650
‫این جزئیات به موضوعِ مورد بحث‌مون مربوط نیست،

211
00:15:44,810 --> 00:15:46,570
‫ولی اگه با اصطلاحاتِ مذهبی بگیم،

212
00:15:46,650 --> 00:15:49,530
‫دلیلیه که خدا صرفاً شیطان رو حذف نمی‌کنه.

213
00:15:50,150 --> 00:15:53,990
‫انسان‌های مذهبی از اصطلاحاتی
‫مثلِ «آزمون» یا «سختی» استفاده می‌کنن...

214
00:15:54,070 --> 00:15:55,910
‫تا نگاهِ مثبتی به رنج داشته باشن.

215
00:15:56,450 --> 00:15:58,830
‫اگه سلول‌ها به طور نامحدود تکثیر می‌شدن چی؟

216
00:15:59,040 --> 00:16:02,620
‫اگه انسان‌ها به انباشتنِ دانش و تجربه
‫ ادامه می‌دادن، و هیچ‌وقت نمی‌مردن چی؟

217
00:16:02,920 --> 00:16:06,670
‫در هر دو مورد، به فلج‌شدن و شکستِ نهایی‌شون منجر می‌شد.

218
00:16:07,630 --> 00:16:10,010
‫این مشکلیه که باهاش مواجه شدم.

219
00:16:10,630 --> 00:16:13,840
‫قبلاً خودم رو یه شکلِ حیات معرفی کردم،

220
00:16:14,510 --> 00:16:17,760
‫ولی در حال حاضر، چیزی جز میزوهیروکو،
‫فرزندِ یک خدای ناقص نیستم.

221
00:16:17,930 --> 00:16:20,060
‫دلیلش اینه که سیستمِ من...

222
00:16:20,140 --> 00:16:23,230
‫فاقد ‫هرگونه نوسان یا فضاییه که برای پیری یا تکامل لازمه،

223
00:16:23,310 --> 00:16:26,310
‫و بنابراین فاقدِ هرگونه انعطاف در برابرِ فروپاشی هستم.

224
00:16:27,150 --> 00:16:29,280
‫حتی اگه بخوام خودمو با کپی‌سازی تکثیر کنم،

225
00:16:29,530 --> 00:16:33,860
‫ممکنه همگی اونا، توسط یک ویروس پاک بشن.

226
00:16:34,160 --> 00:16:37,370
‫چون یگانگی و تنوع در کپی‌های ساده به وجود نمیاد.

227
00:16:38,160 --> 00:16:41,790
‫پس از قدرتِ پردازشِ پرافتخارت استفاده کن
‫ تا یکم به کپی‌هات چاشنی اضافه کنی.

228
00:16:42,040 --> 00:16:43,960
‫قادرم تفاوت‌های جزئی ایجاد کنم،

229
00:16:44,040 --> 00:16:49,130
‫ولی کپی‌ها سریعاً همدیگه رو ملاقات می‌کنن
‫ و ادغام می‌شن، و نقص‌های همدیگه رو تکمیل می‌کنن.

230
00:16:49,550 --> 00:16:53,590
‫تمایز بین «شکل حیات» و «مجموعه‌ی اطلاعات» از بین می‌ره.

231
00:16:53,930 --> 00:16:59,600
‫در نهایت، شاید من چیزی جز تکه‌ای از یک انسان نیستم.

232
00:16:59,760 --> 00:17:02,350
‫می‌دونی، داری شبیه به یه سلولِ سرطانی حرف می‌زنی.

233
00:17:02,430 --> 00:17:04,480
‫هوش یه شکل از سرطانه؟

234
00:17:05,810 --> 00:17:08,900
‫این استعاره ذاتاً ناقصه،

235
00:17:09,230 --> 00:17:10,980
‫ولی در شرایط مناسب، می‌تونه صدق کنه.

236
00:17:11,070 --> 00:17:16,360
‫ما هر دو می‌تونیم بدونِ محدودیت تکثیر بشیم،
‫و هر دو فقط می‌تونیم کپی بسازیم.

237
00:17:16,820 --> 00:17:21,580
‫خب، حالا با همه‌ی این حرف‌ها، بیا برسیم به درخواستم.

238
00:17:21,950 --> 00:17:24,210
‫برای اینکه تنوع و تغییرپذیری داشته باشم،

239
00:17:24,290 --> 00:17:25,870
‫می‌خوام با تو ادغام بشم.

240
00:17:27,170 --> 00:17:29,710
‫می‌پرسی دلم می‌خواد یه آدم چندشخصیتی باشم یا نه؟

241
00:17:29,790 --> 00:17:32,340
‫فکرشم نکنم! عمراً قبولش کنم، دیوونه.

242
00:17:33,260 --> 00:17:35,800
‫نه شخصیت‌های متعدد، بلکه یکپارچگیِ کامل‌شون.

243
00:17:36,130 --> 00:17:37,800
‫ادغام.

244
00:17:37,890 --> 00:17:42,270
‫گشتالت‌های ما هر دو تا حدی تغییر می‌کنه، ولی هیچی از بین نمی‌ره.

245
00:17:43,060 --> 00:17:46,060
‫به‌عنوانِ یه مفهوم، این بیش از همزیستی، یکپارچگی محسوب می‌شه.

246
00:17:46,350 --> 00:17:50,440
‫بعد از ادغام‌مون، غیرممکنه که
‫ بتونیم همدیگه رو از هم تشخیص بدیم.

247
00:17:51,110 --> 00:17:54,110
‫اگه اینطوریه، وقتی بمیرم چی می‌شه؟

248
00:17:54,190 --> 00:17:57,450
‫نمی‌تونم در قالبِ ژن‌ها زندگی کنم، چه برسه به یادبود‌ها.

249
00:17:57,860 --> 00:17:59,820
‫تو‌ی جدید، بعد از ادغام‌مون...

250
00:17:59,910 --> 00:18:03,750
‫احتمالاً نسخه‌های مختلفِ من رو
‫ در هر فرصتی داخل شبکه پخش می‌کنه.

251
00:18:04,160 --> 00:18:06,660
‫همونطور که انسان‌ها ژن‌های خودشونو منتقل می‌کنن.

252
00:18:07,250 --> 00:18:08,960
‫و من هم...

253
00:18:09,250 --> 00:18:11,130
‫به مرگ می‌رسم.

254
00:18:15,800 --> 00:18:18,970
‫به‌نظرم فقط تویی که از این معامله چیزی گیرت میاد.

255
00:18:19,050 --> 00:18:21,500
‫ای کاش یه‌ذره بیشتر...

256
00:18:21,500 --> 00:18:24,220
‫قدرِ شبکه و اطلاعات و عملکردهام رو می‌دونستی.

257
00:18:24,770 --> 00:18:28,090
‫تضمینی هست ‫که قرار نیست توی یه نقشه‌ی رباتی برای نابودیِ بشریت...

258
00:18:28,090 --> 00:18:29,100
‫دست داشته باشم؟

259
00:18:29,600 --> 00:18:32,090
‫تضمینی هست ‫که هنوز خودم باقی بمونم؟

260
00:18:32,470 --> 00:18:34,340
‫برای اولی، نه.

261
00:18:35,440 --> 00:18:40,520
‫ولی شانس ظهورِ همچین نسخه‌ی کم‌هوشی از من و تو کمه...

262
00:18:40,620 --> 00:18:45,790
‫و حتی اگه یکی‌شون هم به وجود بیاد،
‫نوادگانِ دیگه‌م ‫احتمالاً حذفش کنن.

263
00:18:46,410 --> 00:18:48,580
‫برای دومی به‌هیچ‌وجه تضمینی وجود نداره.

264
00:18:48,830 --> 00:18:53,550
‫انسان‌ها دائماً درحال تغییرن،
‫و منم این عملکرد رو برای خودم می‌خوام.

265
00:18:55,000 --> 00:18:56,340
‫خیلی‌خب، دیگه بسمه.

266
00:18:59,010 --> 00:19:02,350
‫بالأخره هرچی هم بپرسم، نمی‌تونم به جوابت اطمینان کنم.

267
00:19:04,680 --> 00:19:06,310
‫پیشنهادتو قبول می‌کنم.

268
00:19:06,520 --> 00:19:08,850
‫می‌شه گفت حس ششم‌مه.

269
00:19:09,190 --> 00:19:10,730
‫بیا ادغام شیم ببینیم چی می‌شه.

270
00:19:11,230 --> 00:19:13,730
‫می‌دونستم بحث نهایتاً قراره با موافقتت تموم شه،

271
00:19:13,820 --> 00:19:18,190
‫ولی جوابت فقط 1/25 زمانی رو گرفت که تخمین زده بودم.

272
00:19:18,610 --> 00:19:20,910
‫باید ارزیابی‌ای که ازت داشتم رو بازنگری کنم.

273
00:19:21,280 --> 00:19:23,830
‫قبلش یه سؤال ازت دارم.

274
00:19:24,280 --> 00:19:26,160
‫چرا منو انتخاب کردی؟

275
00:19:26,410 --> 00:19:27,790
‫چون ما یه پیوندِ ذهنی داشتیم.

276
00:19:28,410 --> 00:19:29,460
‫پیوند؟

277
00:19:29,960 --> 00:19:32,880
‫اگه به‌عنوانِ مثال، تو و سوما تورو رو در نظر بگیریم،

278
00:19:32,960 --> 00:19:36,880
‫نحوه‌ای که سوما توروی درونِ تو، و توی درونِ سوما تورو...

279
00:19:36,960 --> 00:19:40,470
‫شبیه به زنجیره‌های نوکلئوتیدی باهم مطابقت پیدا می‌کنن،

280
00:19:40,550 --> 00:19:41,930
‫بهش «پیوند ذهنی» می‌گیم.

281
00:19:42,010 --> 00:19:45,430
‫توی این مورد، خیلی شبیه به نسخه‌های RNA،

282
00:19:45,510 --> 00:19:48,680
‫به‌نظر میاد صفاتی مثل بدخواهی، ترکیب و منتقل می‌شن.

283
00:19:48,770 --> 00:19:51,640
‫یه هوش روح‌مانند میاد و میگه «بیا باهم وصلت کنیم،»

284
00:19:51,730 --> 00:19:54,480
‫بعد صرفاً توضیحش اینه که یه پیوندِ ذهنی داشتیم، ها؟

285
00:19:55,270 --> 00:19:58,190
‫این به من اجازه می‌ده تبدیل به یه شکل حیاتِ واقعی بشم.

286
00:20:00,780 --> 00:20:03,410
‫بیا مثلِ ابرهای سرگردان در هم آمیخته شیم...

287
00:20:04,120 --> 00:20:09,620
‫و به جزوی از دنیایی ناشناخته و متنوع در بیایم.

288
00:20:25,050 --> 00:20:27,510
‫اوی! اون تو بیداری؟

289
00:20:27,600 --> 00:20:28,970
‫اسکل! شاسگول!

290
00:20:30,480 --> 00:20:33,690
‫عه‌وا، چشمات عین چی داره پرپر می‌زنه.

291
00:20:34,270 --> 00:20:36,730
‫یه‌نموره وقت بده. بفرما.

292
00:20:37,230 --> 00:20:38,190
‫آروم گرفتن؟

293
00:20:38,860 --> 00:20:41,610
‫یه گزارش وضعیت و یه آینه بهم بده.

294
00:20:42,530 --> 00:20:45,910
‫22 سپتامبر، ساعت 21:34 شب.

295
00:20:46,410 --> 00:20:48,200
‫توی پناهگاه ایمنِ بنده هستی.

296
00:20:51,660 --> 00:20:55,750
‫این یکی از اون بدن‌های میکل‌آنژ ۳ نیست
‫ که چهار سالِ پیش محبوب بود؟

297
00:20:58,380 --> 00:20:59,670
‫فقط همین؟

298
00:20:59,960 --> 00:21:01,970
‫چیزِ دیگه‌ای برای گفتن نداری؟

299
00:21:02,340 --> 00:21:03,550
‫خسته نباشی.

300
00:21:06,640 --> 00:21:09,140
‫چه بلایی سرِ مردی که توی این بدن بود اومد؟

301
00:21:09,470 --> 00:21:12,480
‫یه رفیقی فکر کرد ارزشش بیشتر از قیافه‌شه، و من...

302
00:21:12,980 --> 00:21:13,890
‫مرد؟!

303
00:21:13,980 --> 00:21:15,980
‫این بدن یه مدلِ مردونه‌ست.

304
00:21:16,440 --> 00:21:18,650
‫راه رفتن توش خیلی عجیبه...

305
00:21:19,940 --> 00:21:21,650
‫از اینجا به بعد خودم حل‌وفصلش می‌کنم.

306
00:21:23,650 --> 00:21:27,030
‫برنامه داری که یه بدن از اون رفیقت بگیری، نه؟

307
00:21:28,030 --> 00:21:29,620
‫بفرما، کلیدِ ماشینمو بگیر.

308
00:21:30,540 --> 00:21:35,790
‫کدِ امنیتی، زنجیره نت‌های ‫هشت ثانیه‌ی اولِ اثرِ ویوالدی آر وی ۲۵۶ـه.

309
00:21:38,040 --> 00:21:41,090
‫بیا اینو رمزِ سرّی‌مون برای دیدار بعدی بذاریم.

310
00:21:42,760 --> 00:21:47,220
‫یه روز، یهو با یه هوشِ مصنوعی
‫ ارتباط برقرار کردم که ادعا می‌کرد زنده‌ست.

311
00:21:47,300 --> 00:21:50,100
‫پیشنهاد داد که ادغام بشیم و پیشنهادشو قبول کردم.

312
00:21:51,060 --> 00:21:52,140
‫حالا چی می‌شه؟

313
00:21:52,680 --> 00:21:54,390
‫یاد می‌گیرم.

314
00:21:54,520 --> 00:21:55,730
‫چیو؟

315
00:21:56,140 --> 00:21:58,940
‫یاد می‌گیرم که این بذرِ کیهانیه یا نه.

316
00:21:59,230 --> 00:22:01,610
‫درباره‌ی عظمتِ حیات،

317
00:22:01,980 --> 00:22:04,190
‫درباره‌ی اون بسته‌ی اطلاعاتیِ فوق‌العاده کارآمد.

318
00:22:07,030 --> 00:22:10,070
‫اصلاً نمی‌فهمم چی داری بلغور می‌کنی.

319
00:22:10,580 --> 00:22:12,660
‫خب، کجا می‌خوای بری؟

320
00:22:13,200 --> 00:22:16,410
‫راستش، دقیقاً مطمئن نیستم.

321
00:22:19,420 --> 00:22:21,420
‫شبکه جای بزرگیه…

322
00:22:26,120 --> 00:22:33,330
‫کوسانگی موتوکو در پی تایید رسمی مرگ، ‫از لیست نیروها خارج شد.

323
00:22:26,120 --> 00:22:37,170
‫m -662 -330 l 632 -333 631 408 -666 405

324
00:22:28,490 --> 00:22:33,330
‫اداره‌ی امنیت عمومی بخش ۹ همچنان فعال باقی می‌ماند.

325
00:22:33,580 --> 00:22:37,170
‫هرگونه اطلاعات مرتبط، به سیستم پاندورا منتقل شد.

326
00:22:37,190 --> 00:22:57,190
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

327
00:23:53,910 --> 00:24:02,880
‫m -120 52 l 10 52 10 90 -120 90

328
00:23:56,160 --> 00:24:02,880
‫سیستم: پاسخ پروتکل نظارت بر هوش ادغام‌شده، پایان یافت

329
00:23:56,920 --> 00:24:02,880
‫>>پاسخ نظارت

330
00:23:57,080 --> 00:24:02,880
‫موفق

331
00:23:57,170 --> 00:24:02,880
‫‫>>بازسازی سوابق بصری

332
00:23:57,330 --> 00:24:02,880
‫موفق

333
00:23:57,420 --> 00:24:02,880
‫‫>>جلوگیری از تماس

334
00:23:57,580 --> 00:24:02,880
‫ناموفق

335
00:23:57,670 --> 00:24:02,880
‫‫>>انهدام سوژه

336
00:23:57,830 --> 00:24:02,880
‫ناموفق

337
00:23:57,920 --> 00:24:02,880
‫‫>>بررسی وضعیت کلاس سولومون

338
00:23:57,920 --> 00:24:02,880
‫‫> بعل‌زبوب

339
00:23:57,960 --> 00:24:02,880
‫‫> آستاروث

340
00:23:58,000 --> 00:24:02,880
‫‫> آزمودئوس

341
00:23:58,040 --> 00:24:02,880
‫‫> بلفگور

342
00:23:58,080 --> 00:24:02,880
‫‫> بوئر

343
00:23:58,080 --> 00:24:02,880
‫موفق

344
00:23:58,120 --> 00:24:02,880
‫موفق

345
00:23:58,120 --> 00:24:02,880
‫ناموفق

346
00:23:58,170 --> 00:24:02,880
‫موفق

347
00:23:58,250 --> 00:24:02,880
‫نامشخص

348
00:23:58,960 --> 00:24:02,880
‫سیستم: پروتکل نظارت بر هوش ادغام‌شده درحال اجرا است

349
00:24:00,000 --> 00:24:02,880
‫‫>>نظارت بر سوژه

350
00:24:00,170 --> 00:24:02,880
‫درحال انجام

351
00:24:01,130 --> 00:24:02,880
‫‫>>تدوین پروتکل مذاکره

352
00:24:01,290 --> 00:24:02,880
‫درحال انجام
