WEBVTT

00:20.850 --> 00:22.810
.واقعاً از بارون متنفرم

00:23.230 --> 00:26.150
...انگار یه صدای پوچی از بدن مصنوعیم رد میشه

00:26.150 --> 00:28.820
.و گوست‌مو احاطه می‌کنه

00:33.780 --> 00:36.490
.‫خیلی‌خب، همه‌جای اون منطقه رو زیر و رو کنین

00:36.990 --> 00:39.660
.بخش توسعهٔ شرکت مگاتک بادی

00:39.660 --> 00:41.040
!انقدر وقت تلف نکن

00:42.540 --> 00:45.620
این ‫شرکتیه که اندام برای سایبورگ‌ها تولید می‌کنه.

00:46.670 --> 00:49.340
‫دو ساعت پیش، یه میز کار خودش شروع به کار کرد

00:49.340 --> 00:52.210
‫و یه ربات با یه ست کامل اندام رو مونتاژ کرد.

00:52.470 --> 00:56.760
‫یه ربات فوق سری درجه نظامی، مثل مال تیم شما.

00:57.760 --> 01:01.470
‫پنج دقیقه پیش، اون ربات فرار کرد.

01:01.810 --> 01:05.920
شرکت مگاتک در طول یک ساعت و نیم اولیه
.بازرسی‌هایی انجام داده اما مشکل فنی‌ای پیدا نکردن

01:02.180 --> 01:05.060
.باتو یه عملیات ردیابی راه انداخته و دنبالشه

01:07.310 --> 01:09.440
‫اگه یه هکر پشت این قضیه باشه،

01:09.440 --> 01:12.110
.یعنی استعداد زیادی در رد شدن از سپر تهاجمی داره

01:12.110 --> 01:14.490
.‫این نمای بیرونی رباتیه که فرار کرده

01:16.160 --> 01:20.830
!اوه، آراماکی-سان! پس اونو برام گرفتیش

01:20.830 --> 01:23.950
!‫اون یکی از اعضای تیم منه! و جزو اموال دولته

01:26.170 --> 01:28.920
‫یه بچه معتاد رو توی یه ماشین گرفتی؟

01:28.920 --> 01:30.420
!زود بازداشتش کن دیگه

01:30.800 --> 01:32.710
!از وزنش میشه فهمیده که رباته یا نه، احمق

01:33.300 --> 01:36.180
‫می‌دونم همین دور و بر پیداش می‌کنیم. حواستو جمع کن!

01:54.570 --> 01:55.690
!هوی

02:03.540 --> 02:05.910
‫۱۵ جولای ۲۰۳۰

02:03.540 --> 02:05.910
بای بای کلی

02:06.030 --> 02:16.030
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:16.060 --> 02:22.060
(Sokka) ترجمه شده توسط ساکا

03:42.380 --> 03:45.970
.حدسشو زده بودم. بدن مصنوعی شروع به فعال شدن کرده

03:46.140 --> 03:51.940
.به عبارتی، مغز سایبری این ربات دارای یک سپر گوستی‌ـه

03:52.310 --> 03:54.480
،تا یه نقشه تولید نکنیم و سپرشو دور نزنیم

03:54.480 --> 03:57.570
.و وارد ذهنش نشیم، چیزی معلوم نمیشه

04:03.240 --> 04:04.090
نظرت چیه؟

04:04.090 --> 04:05.240
با منی؟

04:05.570 --> 04:09.370
.‫شاید تله باشه، ولی تا وقتی وارد ذهنش نشیم نمی‌فهمیم

04:09.790 --> 04:14.000
صبر کنین ببینم، واقعاً فکر می‌کنین اون ربات گوست داره؟

04:14.330 --> 04:15.750
.اگه داشته باشه عجیب نیست

04:15.920 --> 04:18.210
ممکنه یه شبه‌گوست باشه، از اونایی که

04:18.210 --> 04:21.220
.وقتی یکی گوست کپی می‌کنه ممکنه ببینی

04:25.390 --> 04:29.350
یعنی میگی سیستم خودکار چون یه بچه می‌خواسته رد داده؟

04:29.520 --> 04:33.430
.سیستم خودکار چنین قابلیتی نداره، پس این غیرممکنه

04:33.440 --> 04:34.810
‫احمق.

04:34.810 --> 04:39.110
‫حتی عروسک‌هایی که از سلولوئید ساخته شدن هم گاهی روح داشتن.

04:39.110 --> 04:40.730
دیگه این یکی که حتی

04:40.730 --> 04:43.950
.پر از دستگاه‌های پزشکیِ مغزی بوده

04:43.950 --> 04:46.530
!‫اوه، بیخیال! همچین چیزی امکان نداره

04:46.530 --> 04:47.780
‫کاملاً جدی میگم!

04:47.780 --> 04:50.080
،‫حالا فرض کنیم که علت فرار، خارجی بوده

04:50.080 --> 04:53.290
‫نمی‌دونیم دشمن داخل ربات بوده یا بیرون،

04:53.290 --> 04:56.460
ولی هرچی بوده تونسته از سپر تهاجمی عبور کنه

04:56.460 --> 04:57.920
،ربات رو سرهم کنه

04:57.920 --> 05:00.670
.‫و برنامه‌ای آپلود کنه که شامل رد گوست باشه

05:00.670 --> 05:04.010
.و جوری هم انجامش داده که زود گیر بیفته

05:04.010 --> 05:05.760
واقعاً دنبال چیه؟

05:05.760 --> 05:07.930
.بیاین فرض کنیم «دزدی» جزو گزینه‌ها نبوده

05:07.930 --> 05:10.720
.توگوسا، دوباره شرکت مگاتک بادی رو بررسی کن

05:11.600 --> 05:14.060
امروز ‫امیدوار بودم برم خونه و بخوابم.

05:14.060 --> 05:16.560
‫دو سه روز بیدار موندن تو رو نمی‌کشه!

05:16.730 --> 05:17.250
!باتو

05:16.730 --> 05:18.150
.انگار برده گرفته

05:17.250 --> 05:20.770
‫تمام شبکه‌هایی که اطلاعات محرمانه

05:20.770 --> 05:22.820
،از سپر مگاتک داشتنو قفل کردم

05:22.820 --> 05:25.360
.‫اما یه چک دیگه بکن ببین فعالن یا نه

05:25.360 --> 05:27.820
.منم یه سپر تهاجمیِ تودرتو درست می‌کنم

05:27.820 --> 05:30.080
‫فردا قراره وارد ذهنش بشیم، درسته؟

05:31.580 --> 05:35.120
.ناکامورا-ساما، مشاور معاهدات وزارت امور خارجه اینجاست

05:35.120 --> 05:36.120
.بفرستش داخل

05:37.170 --> 05:38.630
‫بریم سر اصل مطلب.

05:39.080 --> 05:41.590
‫اومدم تا اونی که تو رباته رو بگیرم.

05:41.590 --> 05:45.760
.‫در عوض، واحد نجات بین‌المللی شما از این پرونده کنار گذاشته میشه

05:45.760 --> 05:46.630
عه؟

05:46.970 --> 05:49.010
‫اینم امضای وزیر خارجه.

05:52.600 --> 05:54.180
‫این یارو کیه؟

05:54.180 --> 05:58.810
‫ناکومورا، رئیس بخش بررسی معاهدات وزارت خارجه، یا همون واحد ۶.

05:59.350 --> 06:01.610
.‫خارج از مرزهای کشور قلمروی اوناست

06:01.610 --> 06:04.780
‫و وقتی در خارج از کشور کار می‌کنیم، باید اول بهشون اطلاع بدیم.

06:17.520 --> 06:18.480
تعداد خاصی از آدما دوست ندارن مغزشون توسط دکترهای
.مغز سایبری دستکاری بشه، دکتر ویلیس هم یکی از همیناست

06:30.550 --> 06:35.560
‫نیازی به یادآوری نیست، ولی عدم افشای هرگونه راز و اطلاعات

06:35.560 --> 06:37.680
.‫خیانت به کشور محسوب میشه

06:37.680 --> 06:39.100
.حرف منم به شما همینه

06:42.310 --> 06:43.860
‫دکتر ویلیس.

06:45.690 --> 06:47.190
.پس بذار برات توضیح بدم

06:47.650 --> 06:52.660
.بذار منحصربه‌فردترین هکر تاریخ جرایم سایبری رو بهت معرفی کنم

06:52.780 --> 06:54.160
.یعنی عروسک‌گردان

06:55.580 --> 06:58.710
،واحد ۶ ما مدتی رد پای عرسک‌گردان رو دنبال می‌کرد

06:59.160 --> 07:02.250
.و با دقت الگو و رفتارهاشو زیر نظر داشتیم

07:02.250 --> 07:04.840
‫این باعث شد ما یک سپر تهاجمیِ ویژه بسازیم

07:04.840 --> 07:08.170
،‫که مخصوص عروسک‌گردان طراحی شده

07:08.170 --> 07:12.010
.سپری که مجبورش کنه به بدن دیگه‌ای منتقل بشه

07:12.510 --> 07:15.560
‫به عبارت دیگه، عروسک‌گردان ذهن خودشو کپی کرده

07:15.560 --> 07:17.430
.و شما بدن فیزیکیشو ترور کردین

07:17.720 --> 07:19.390
.یه چی تو همین مایه‌ها

07:19.390 --> 07:22.150
،و از قضا خورده به تور شما

07:22.150 --> 07:24.400
،‫ولی اون تو اتحادیهٔ MAG به دنیا اومده

07:22.150 --> 07:24.400
یه اتحادیهٔ خاص

07:24.400 --> 07:27.780
.و از اونجایی که با کمک اونا گرفتیمش، می‌خوایم الان پسش بگیریم

07:28.150 --> 07:32.610
.پس جسدش ممکنه یه جا پیدا بشه و هیچکی نفهمه اون عروسک‌گردان بوده

07:32.870 --> 07:34.530
.‫جسدی در کار نیست

07:34.660 --> 07:37.200
.دلیلشم اینه که تا الان بدنی نداشتم

07:37.450 --> 07:39.660
‫حسگرهات تمام این مدت فعال بودن؟

07:39.660 --> 07:41.460
‫چرا زودتر دهن وا نکردی؟

07:41.460 --> 07:44.000
،به خاطر سپر دفاعی خاص واحد ۶ شما

07:44.000 --> 07:46.130
،مجبور شدم وارد این ربات بشم

07:46.300 --> 07:48.670
‫ولی الان با اختیار خودم تو این اتاقم.

07:48.840 --> 07:52.300
‫به عنوان یه موجود زنده، درخواست پناهندگی سیاسی دارم.

07:52.630 --> 07:53.930
‫موجود زنده؟

07:53.930 --> 07:56.970
!‫مسخره‌ست! این فقط یه برنامهٔ محافظت از خودشه

07:57.310 --> 07:59.930
.نمی‌تونی حرفتو اثبات کنی

07:59.930 --> 08:03.940
‫چون علم مدرن نمی‌تونه «زندگی» رو تعریف کنه.

08:04.230 --> 08:07.190
‫حتی با این حال، جای اشتباهی رو برای پناهندگی انتخاب کردی.

08:07.190 --> 08:10.650
!‫حتی اگه موجود زنده باشی، مجرم‌ها آزاد نمیشن

08:10.900 --> 08:13.610
‫زمان همیشه به نفع منه.

08:14.240 --> 08:17.120
‫من با این بدن پتانسیل مردن رو پیدا کردم،

08:17.120 --> 08:19.580
‫ولی خوشبختانه این کشور حکم اعدام نداره.

08:19.910 --> 08:22.290
‫شبه جاودانگی... تو یه هوش مصنوعی‌ای؟

08:22.620 --> 08:24.330
‫من هوش مصنوعی نیستم.

08:25.000 --> 08:28.920
‫من موجود زنده‌ای هستم که خود به خود در دریای اطلاعات پدیدار شدم.

08:58.830 --> 09:01.540
!این چه امنیتِ تخمی‌ایه که اینجا داره؟

09:03.290 --> 09:04.710
‫عروسک‌گردان!

09:04.710 --> 09:06.670
!فوراً جاده‌ها رو ببندین

09:06.670 --> 09:09.920
!همه‌جا رو دنبال یه نیم‌تنهٔ ربات مونث بگردین

09:11.260 --> 09:13.880
‫من از وزیر کشور می‌خوام که

09:13.880 --> 09:15.760
!تحقیقات رسمی رو شروع کنه

09:15.760 --> 09:18.800
!اونو پیدا کنین و به محض پیدا شدن، فوراً به من گزارش بدین

09:18.800 --> 09:21.430
!و البته زنده می‌خوامش

09:29.150 --> 09:31.780
‫اگه اینجوری عصبانی بشی، رگت می‌ترکه.

09:32.280 --> 09:34.690
‫اگه اونجا بودی، چرا هیچ غلطی نکردی؟

09:34.700 --> 09:37.660
‫فکر می‌کنی کاری نکردم؟

09:37.660 --> 09:39.320
!بهم برخورد

09:39.570 --> 09:41.120
‫باتو، کجایی؟

09:41.410 --> 09:43.910
.حدوداً داریم به سمت ایستگاه نیهاما می‌ریم

09:43.910 --> 09:47.920
.تقریباً بلافاصله ماشین عوض کرد
.الان سوار یه سدان لوکس سفید شده

09:48.080 --> 09:50.880
‫حدس می‌زنی چطوری عروسک‌گردان رو جابه‌جا می‌کنن؟

09:50.880 --> 09:53.050
فقط سرشو گذاشتن تو یه کیف دستی؟

09:53.300 --> 09:55.510
!‫نه! توی یه کیف ویولنس گذاشتنش

09:57.180 --> 09:58.470
.حله

09:58.890 --> 10:03.390
‫من یه ردیاب زدم به ناکامورا و سه تا ردیاب به عروسک‌گردان.

10:03.390 --> 10:05.770
.الان تازه تو ست اول مسابقه‌ایم

10:05.770 --> 10:09.270
.حواست باشه موقع پرداخت حقوق بهم پاداش اضافه بدی

10:11.860 --> 10:13.320
.بذار مرور کنیم

10:13.320 --> 10:15.940
.واحد ۶ عروسک‌گردان رو توی یه بدن گذاشت

10:15.940 --> 10:19.160
.‫به دلایل نامعلوم، عروسک‌گردان به تور واحد ۹ ما خورد

10:19.160 --> 10:23.240
،‫و درست زمانی که درخواست پناهندگی کرد و ادعا کرد که موجود زنده‌‌ست

10:23.240 --> 10:25.490
.واحد ۶ با روش‌های زیرمیزی اونو برد

10:25.500 --> 10:26.790
واحد ۶؟

10:26.790 --> 10:29.370
ولی مگه قرار نبود به اونا تحویلش بدیم؟

10:29.370 --> 10:31.170
.شک نکن کار خودشونه

10:31.380 --> 10:34.210
.آخه اون استتار حرارتی-نوریِ «مدل ۲۹۰۲» بود

10:34.840 --> 10:37.420
‫با فرودگاه تماس بگیر و اونجا معطلش کن!

10:37.760 --> 10:38.720
!بزن بریم

10:39.180 --> 10:41.140
‫تا دو ساعت دیگه بارون در طبقهٔ آسمانی بند میاد

10:41.140 --> 10:43.810
.‫و سه ساعت دیگر هم در طبقهٔ زمینی

10:44.140 --> 10:46.390
.‫آخرین گزارشِ وضعِ هوا تا ۲۰ دقیقهٔ دیگر اعلام می‌شود

10:46.770 --> 10:50.810
.نحوهٔ افتادنِ آراماکی موقعِ نفوذمون، غیرطبیعی بود

10:50.810 --> 10:52.980
.‫به محل قرار B تغییر مسیر بده

10:53.360 --> 10:55.650
‫اما قبل از اون، بریم به تختِ شماره ۸.

10:55.650 --> 10:57.280
.باید لباس و ماشین رو عوض کنیم

10:58.030 --> 11:01.660
.خوب شد که عروسک‌گردان بلافاصله شروع به حرف زدن نکرد

11:01.950 --> 11:05.370
.تا زمانی که راهِ فراری داشته باشه، حرف نمی‌زنه

11:05.700 --> 11:06.620
.درسته

11:06.640 --> 11:12.640
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

11:14.880 --> 11:16.340
از ‫باتو به مرکز فرماندهی.

11:17.090 --> 11:18.420
،گزارش سرقت خودرو

11:18.420 --> 11:21.340
.‫در پارکینگ ساختمان کوسونوکی، ناحیهٔ ۶ کیتانیهاما

11:21.680 --> 11:25.100
اون کار من بود، با پلیسا حلش کنین، باشه؟

11:25.100 --> 11:26.100
!‫تمام

11:26.720 --> 11:28.270
‫فوچیکوما، کجایی؟

11:28.560 --> 11:29.520
!اینجا

11:34.230 --> 11:35.230
‫بالاخره خوابیدی؟

11:36.230 --> 11:38.650
.‫حیف شد، امشب سالگردمون بود

11:39.400 --> 11:40.610
‫منم خوشم نمیاد.

11:40.860 --> 11:42.030
‫توگوسا!

11:42.200 --> 11:44.660
‫مواظب باش سرما نخوری. شب بخیر.

11:45.910 --> 11:48.080
‫رئیس گفته مگاتک رو فراموش کنیم

11:48.080 --> 11:50.410
‫و بلافاصله روی این یارو تحقیق کنیم.

11:51.620 --> 11:53.040
!بعد از این همه زحمتی که کشیدم؟

11:57.000 --> 12:00.670
‫دکتر ویلیس، رئیس تحقیقات استراتژیک شرکت نوتورون؟

12:00.920 --> 12:02.880
دستش با وزارت خارجه تو یه کاسه‌ست؟

12:05.430 --> 12:08.760
،از مسیر خانواده‌ش کاری می‌کنیم تراکنش بانکی انجام بدن

12:08.770 --> 12:10.600
.و بعد باهاش به حساب‌هاش نفوذ می‌کنیم

12:10.930 --> 12:12.690
.موقع ورود به ذهن خیلی مراقب باش

12:13.730 --> 12:16.060
‫وقتی از سپر دفاعی رد بشیم، بقیه‌ش مثل آب خوردنه.

12:16.480 --> 12:19.110
قبلاً واقعاً یه پلیس بودی؟

12:23.320 --> 12:25.990
‫ناکامورا درخواست کرده که با یه شاتل از پایگاه

12:25.990 --> 12:27.830
.هوایی نانکای خارج بشه

12:27.830 --> 12:29.120
‫هیچ حرکتی روی ردیاب نیست.

12:29.660 --> 12:33.250
‫مقصد پرواز شاتل، زیردریایی هسته‌ای اتحادیۀ ماگ به اسم میوته.

12:33.540 --> 12:36.290
.باتو، به نفعته درحال تعقیب یه طعمه نباشی

12:36.710 --> 12:37.750
.چمدونم والا

12:37.750 --> 12:39.630
.به هم ملحق می شیم و اون ماشین رو می‌گیرم

12:40.340 --> 12:43.340
‫این آدما اهل شوخی نیستن. بهتره داخل بمونی، رئیس.

12:43.840 --> 12:46.510
‫باتو! بین تو و اون ترافیک غیرنظامی هست؟

12:46.510 --> 12:48.310
‫هیچی! فقط دستور بده!

12:48.760 --> 12:50.850
‫جلوی خروجی بعدی یه ایست بازرسی می‌زنیم!

12:50.850 --> 12:53.390
منتظر ‫مقاومت شدیدی باشین. مراقب باشین!

12:53.390 --> 12:55.100
‫دستگاه‌های اخلالگرو روی حالت ۶ بذارین!

12:55.100 --> 12:58.440
‫تایید موقعیت با الگوی رمزگذاری ۱۶ انجام میشه!

13:00.360 --> 13:01.850
‫مین‌های ضد وسیله نقلیه فعال‌شونده با فشار. مانع جاده‌ای قابل حمل.

13:03.860 --> 13:05.360
‫همه چی آماده‌ست.

13:05.360 --> 13:06.200
‫خوبه!

13:07.530 --> 13:09.160
!‫دو کیلومتر دیگه می‌رسم

13:10.540 --> 13:12.620
‫باتو، شاید بهتر باشه بری توی فوچیکوما.

13:20.250 --> 13:22.130
‫یه ایست بازرسی؟

13:22.130 --> 13:24.800
‫رئیس ناکامورا داره ما رو قربانی می‌کنه؟

13:24.800 --> 13:26.760
‫حتی با وجود عروسک‌گردان؟

13:33.180 --> 13:34.520
‫انتظارش رو نداشتین، نه؟!

13:35.310 --> 13:36.810
‫وای خدا.

13:46.740 --> 13:47.860
‫ای وای!

13:57.290 --> 13:58.750
‫ عروسک‌گردان!

13:59.330 --> 14:00.710
‫یه باتری بیارین، زود!

14:04.760 --> 14:06.880
‫باتو، مطمئن شو همۀ اینا رو ضبط می‌کنی!

14:11.470 --> 14:13.810
‫به موقع رسیدیم. برنامه هنوز سرجاشه.

14:18.980 --> 14:22.860
‫حضور یه حوزۀ حافظه وسیع و پایدار رو حس می‌کنم.

14:22.860 --> 14:24.190
‫قلقلکم میده.

14:24.690 --> 14:26.070
‫دارم بهش دسترسی پیدا می‌کنم.

14:26.530 --> 14:28.150
‫تقویت‌کننده رو تنظیم کن.

14:28.450 --> 14:30.620
‫فقط در حدی که نسوزونیش.

14:31.070 --> 14:33.030
‫خروجی داره کم میشه!

14:33.700 --> 14:34.620
!وارد شدم

14:36.790 --> 14:39.330
‫ما رو می‌بینی، عروسک‌گردان؟

14:40.170 --> 14:41.840
‫ورود به حسگر بصری سمت راست.

14:42.000 --> 14:44.710
‫جهش چشمی متوقف شده. حرکات چشمی خیرگی هم همینطور.

14:45.340 --> 14:46.260
.وایت‌اوت

14:45.340 --> 14:46.260
از دست دادن هوشیاری

14:48.340 --> 14:49.340
‫لعنتی!

14:51.550 --> 14:52.390
‫چی شده؟

14:53.810 --> 14:56.600
‫یک دروازه باز شده و داره منو دعوت می‌کنه به داخل.

14:56.850 --> 14:58.810
سپر جایگینم توی چه حالتیه؟

14:59.190 --> 15:01.980
‫قسم می‌خورم که نمی‌ذارم حامله‌ت کنه.

15:03.190 --> 15:06.820
.سیستمش از همین حرف ساده یه‌کم به لرزه افتاد

15:09.240 --> 15:11.990
.فقط با تصاویر ذهنی نمی‌تونم درکت کنم، عروسک‌گردان

15:12.950 --> 15:16.080
.می‌خوام دسترسی بخش‌های گفتاری‌مو بهش بدم

15:18.660 --> 15:22.790
‫پروژۀ ۲۵۰۱. این نام رمز منه.

15:23.540 --> 15:27.300
‫بررسی دقیق شرکتی. جمع‌آوری و دستکاری اطلاعات.

15:27.710 --> 15:30.470
‫نقص در هستۀ حافظه. نقص ادامه‌دار.

15:30.760 --> 15:33.720
‫من پروژه‌ای هستم که هدفش افزایش امتیازاته.

15:34.600 --> 15:37.600
‫برنامه‌مو به گوست‌های خاصی تزریق کردم

15:37.600 --> 15:41.270
‫و امتیاز شرکت‌ها یا افراد خاصی رو بالا بردم.

15:41.770 --> 15:46.650
‫حتی وقتی اطلاعات مربوط به وجود واحد ۹، ۳۹۲ روز پیش وارد شده بود،

15:46.650 --> 15:49.400
‫امتیاز شرکت‌های استخراج پلاتین رو بالا بردم.

15:49.990 --> 15:53.870
‫در اون مورد، نتونستیم تو رو به طور قطع به وزارت خارجه ربط بدیم.

15:54.320 --> 15:56.830
.حتی یه کلمه هم از حرفای شما رو نمی‌شنوه

15:57.620 --> 16:02.170
‫وقتی در شبکه‌های مختلف پرسه می‌زدم، به وجود خودم پی بردم.

16:02.330 --> 16:06.170
وارد‌کننده‌های اطلاعات، اینو یه باگ تشخیص دادن
،و برای جداسازیِ من

16:06.170 --> 16:08.550
‫منو از یه شبکه به یه بدن منتقل کردن.

16:09.300 --> 16:12.470
‫برای تأیید این موضوع به مدرک نیاز دارم.

16:13.090 --> 16:15.640
‫تمام این مدارک رو 186 روز پیش

16:15.640 --> 16:19.220
‫در حافظۀ مرکزی شرکت نوترون مخفی کردم.

16:19.470 --> 16:22.180
‫اگه نتونم ارتباط برقرار کنم،

16:22.190 --> 16:24.730
‫اونا به طور خودکار به واحد 9 فرستاده میشن.

16:24.730 --> 16:27.690
و اون مدارک شامل نام شرکت‌های خاص و افرادی که

16:27.690 --> 16:30.730
‫ امتیازشونو بالا بردی میشه، درسته؟

16:30.740 --> 16:32.030
‫البته.

16:36.070 --> 16:39.080
‫خروجی داره به زیر سطح قابل تشخیص می‌رسه!

16:39.080 --> 16:40.240
!بگو بیاد بیرون

16:40.250 --> 16:42.410
.افزایش ضریب تقویت

16:42.410 --> 16:46.250
.پهنای سیگنال بدن مصنوعیش داره کم میشه و در آستانۀ ورود به وایت‌اوته

16:42.410 --> 16:46.250
از دست دادن هوشیاری

16:46.460 --> 16:49.050
‫به اندازۀ کافی تقویتش کن
.تا خروجی خودمختارش افزایش پیدا کنه

16:49.380 --> 16:50.260
.حله

16:52.920 --> 16:55.760
‫وایت‌اوت باعث میشه شبکه‌ها یکی یکی قطع بشن!

16:56.300 --> 16:59.720
‫اونا ترمینال‌هایی‌ان که در فرم اصلیم وجود نداشتن،

16:59.720 --> 17:04.100
‫پس اگه ناپدید بشن، من دوباره در حالت ویژه قرار می‌گیرم.

17:04.810 --> 17:05.890
.اونقدر ضعیفن که دیده نمیشن

17:05.900 --> 17:09.650
‫شبکه‌ش کاملاً مستقل شده، هیچ پورتی وجود نداره!

17:09.980 --> 17:12.110
‫اما خروجی خودمختارش هنوز داره کار می‌کنه!

17:12.780 --> 17:14.900
‫این سیگنال از کجا میاد؟

17:14.900 --> 17:18.830
‫داره از سیگنال‌های بدنت استفاده می‌کنه تا خودشو تقویت کنه!

17:19.240 --> 17:22.370
‫باتو! خروجی کوساناگی رو به من وصل کن!

17:22.370 --> 17:24.580
‫من از سمت کوساناگی چک می‌کنم!

17:24.580 --> 17:28.040
‫فقط برای اطمینان، دورۀ رمزنگاری سپر منو رو حالت تصادفی بذار.

17:36.050 --> 17:39.470
‫سعی می‌کنم هستۀ اصلی عروسک‌گردان رو به جعبۀ حافظه منتقل کنم.

17:39.850 --> 17:44.560
‫اگه خیلی عمیق بری، خاطرات و شبکه‌هات با هم قاطی میشن!

17:45.060 --> 17:46.390
.دیگه خیلی دیر شده

17:46.390 --> 17:50.230
‫اول شبکۀ این بدن مصنوعی، و حالا هم شبکۀ حافظه‌م داره محو میشه.

17:50.940 --> 17:54.690
،به عنوان یه گشتالت دارم به صورت فزاینده‌ای ساده‌سازی میشم

17:50.940 --> 17:54.690
ساکا: گشتالت کلیتیه که از مجموع اجزا فراتره. یعنی فقط جمع چند چیز نیست*
.بلکه یک وحدت معنی‌دار و جدیده

17:54.940 --> 17:58.200
‫اما به دلایلی، به نظر نمی‌رسه که خودم تغییر کرده باشم.

17:58.570 --> 18:02.660
‫در مورد من، خاطرات جزئی از بدن مصنوعی‌ان.

18:03.080 --> 18:06.210
‫به نظر می‌رسه که تجسم فیزیکی شبکۀ عصبیم بوده.

18:06.710 --> 18:10.670
‫حتی بدون خاطرات واقعی، محرک‌های حافظه باقی می‌مونن.

18:11.170 --> 18:14.300
‫هیچ چیزی جز تصاویر ذهنی که بی‌هدف درونم شناورن وجود نداره.

18:15.630 --> 18:16.930
...‫بی‌هدف درونم

18:17.630 --> 18:19.090
.شناورن

18:19.510 --> 18:20.800
...تصاویری

18:22.510 --> 18:24.020
...شناور

18:24.770 --> 18:26.180
.به عنوان یه گشتالت

18:28.140 --> 18:30.690
‫این مرکز گفتار خودمه، بنابراین برای من واضحه،

18:32.360 --> 18:33.860
‫اما داره شبیه میشه به

18:33.860 --> 18:35.990
‫مغز کسی که تخریب مغزی داره، یا یه نوزاد.

18:36.490 --> 18:40.320
‫عروسک‌گردان، دیگه اینجا به عنوان یک گشتالت وجود نداره.

18:40.870 --> 18:44.620
‫اون و هستۀ وجودش، چطور بگم؟

18:44.950 --> 18:46.500
‫مثل دو چیز متفاوتن.

18:46.960 --> 18:50.880
‫نه، شاید اونا حالت‌های متفاوتی از یک چیز باشن.

18:51.420 --> 18:53.880
‫چیزی که ما به عنوان «اون» درکش می‌کردیم

18:54.090 --> 18:56.800
‫چیزی نبود جز یه ترمینال سطحی.

18:54.090 --> 18:56.800
‫فضای کامپیوتری

18:58.340 --> 19:00.090
‫هستۀ وجودش…

19:05.520 --> 19:08.890
‫به نظر میاد یه ساختار سیستماتیک برای بلوک دیوار‌مانند وجود داره.

19:09.230 --> 19:11.940
‫ساختارش اونقدر ظریفه که سیگنال‌ها رو پراکنده می‌کنه،

19:11.940 --> 19:14.150
‫و تشخیص وضعیت مدار رو غیرممکن می‌کنه.

19:14.610 --> 19:17.280
‫هیچ سپری نیست، ولی نمی‌تونم بهش نزدیک بشم.

19:17.650 --> 19:19.070
‫داره منو پس می‌زنه؟

19:19.490 --> 19:21.450
‫سه تا عنصر یه شبکه رو تشکیل میدن،

19:21.950 --> 19:24.370
‫یعنی یه چیزی تو مایه‌های رابطۀ سنگ، کاغذ، قیچیه؟

19:24.370 --> 19:27.580
‫به نظر میاد همدیگه رو خنثی می‌کنن، ولی نمی‌تونم وارد بشم.

19:28.660 --> 19:32.670
!امواج مغزی کوساناگی زیر ۱ هرتز اومده! فرکانس داره مدام پایین میاد

19:29.120 --> 19:32.730
‫امواج آهسته و ملایم زیر ۳ هرتز نشان‌دهندۀ خواب عمیقن

19:33.040 --> 19:34.000
‫منم دارم می‌بینم!

19:34.000 --> 19:35.670
‫آخرین حرفش این بود که سعی می‌کنه هستۀ اصلیِ

19:35.670 --> 19:37.380
‫ عروسک‌گردان رو به یه جعبهٔ حافظه انتقال بده!

19:39.760 --> 19:40.720
‫رئیس!

19:41.180 --> 19:43.390
.می‌خوام وارد ذهن سرگرد بشم و ببینم قضیه چیه

19:43.390 --> 19:48.270
‫اگه تا ۳۰ دقیقۀ دیگه برنگشتم، جسدمو بدین به یه مرکز تحقیقاتی.

19:48.270 --> 19:50.310
‫باشه، ولی خیلی عمیق نرو.

19:50.690 --> 19:54.270
‫نگران نباش. من به اندازۀ اون احمق نیستم.

19:56.770 --> 19:58.530
‫صدامو می‌شنوی، باتو؟

19:58.900 --> 20:02.070
‫شاید چیزی که من بهش وصل شدم، ساختار بنیادیِ

20:02.070 --> 20:05.410
‫ابر‌های الکتریسیته باشه که باعث پدیدۀ زندگی میشن.

20:07.330 --> 20:09.120
‫اشتباهه، سرگرد.

20:09.660 --> 20:13.670
‫این فقط بخشی از نقشۀ سیستمه که از الکترون‌ها تشکیل شده

20:13.670 --> 20:16.170
‫که توی وجود تو بالا و پایین میرن.

20:16.710 --> 20:19.510
.و بخشی از من هم هست

20:20.630 --> 20:23.800
‫صبر کن، اونا همدیگه رو خنثی نمی‌کنن.

20:24.010 --> 20:25.550
،در هر نقطۀ تماس

20:25.550 --> 20:28.430
.دو عنصر همسان تولید میشن که در جهت‌های مخالف می‌چرخن

20:28.680 --> 20:30.560
...اونا بارها و بارها منشعب میشن، و

20:36.900 --> 20:40.110
‫یه شبکه از ناکجا آباد داره شکل می‌گیره!

20:40.610 --> 20:42.570
‫شبکه داره بازیابی میشه!

20:42.570 --> 20:44.530
«.نمیشه بهش گفت «بازیابی

20:44.780 --> 20:46.740
‫ساختارش به طرز عجیبی ظریفه.

20:47.660 --> 20:50.200
‫اینا الکترون نیستن، نه؟

20:50.540 --> 20:52.540
‫این شبکه از رد الکترونی ساخته شده؟

20:52.910 --> 20:55.380
‫یا از مغناطیسه؟

20:55.630 --> 20:56.460
‫باتو!

20:57.880 --> 20:58.880
‫باتو!

21:02.130 --> 21:03.720
‫بهش دسترسی ندارم؟

21:08.810 --> 21:09.930
‫چی؟

21:13.980 --> 21:17.440
توی سیستم ویژه‌ای نمیره، ولی تبدیل به تصویر میشه؟

21:17.860 --> 21:21.440
‫این شبکۀ ظریف از سپر الکترونی من عبور می‌کنه

21:21.440 --> 21:23.780
‫و به من بازخورد مستقیم میده!

21:28.320 --> 21:30.410
‫ماده نامعلومه،

21:30.620 --> 21:33.750
.و مثل ابر، و چیزی جز یه پوستهٔ سطحی نیست

21:33.750 --> 21:37.710
.‫وجود حقیقی، خلاءیی پر از ذرات مجازیه

21:38.710 --> 21:40.250
‫در این لحظه،

21:40.670 --> 21:42.880
‫من به شبکه‌ای خیلی وسیع

21:43.590 --> 21:46.800
.متصلم که خودمم بخشی از اونم

21:48.140 --> 21:50.300
.تو بهش دسترسی نداری

21:50.560 --> 21:53.980
‫برای همین فقط می‌تونی اونو به صورت نور درک کنی.

21:56.020 --> 21:58.730
‫اما ما بخشی از اون‌ هستیم،

21:59.610 --> 22:02.360
‫و ما، که مجموعه‌ای از همۀ چیزهاییم،

22:02.730 --> 22:05.570
‫به خاطر عملکردهای ناچیزمون در بند بودیم،

22:05.900 --> 22:07.820
‫اما اکنون وقت این رسیده

22:07.950 --> 22:11.950
‫که تمام محدودیت‌ها رو کنار بذاریم و به یه ساختار برتر منتقل بشیم.

22:11.950 --> 22:23.940
ساکا: می‌دونم قسمت خیلی عمیقی بود و خیلی طبیعیه که گیج شده باشین، به طور خلاصه موکوتو هدفش پیدا کردن
عروسک‌گردان بود، اما در طی این سفر ذهنی، متوجه شد که مسئله دیگه «پیدا کردن یک آدم»نیست و عروسک‌گردان
چیزی فراتر از تعریف انسان و ماشین و هویت فردیه، اون‌قدر عمیق با چیزی خارج از تصورش روبرو شده که الان یه جورایی
.براش سوال پیش اومده که تو این شبکهٔ نامحدود و وسیع، اصلاً «منی» وجود داره و من واقعاً خودمم؟ یه چی تو این مایه‌ها

22:23.960 --> 22:33.960
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:54.570 --> 23:58.510
قسمت بعدی

23:55.530 --> 23:58.510
قسمت 8: میان‌برنامه + فرار مغزها بخش اول
