1
00:00:20,140 --> 00:00:22,770
‫دارم گروه مؤلفه‌ی «B» ریزماشین‌ها رو...

2
00:00:22,850 --> 00:00:26,900
‫به نواحی پس‌سری و گیجگاهی‌ت تزریق می‌کنم، سوما-سان.

3
00:00:27,520 --> 00:00:30,440
‫توی مغزت کوچولوت اوف نشدی که، شدی؟

4
00:00:30,780 --> 00:00:33,950
‫بهت گفتم یه مسکنی چیزی بهم بده، لامصب!

5
00:00:34,110 --> 00:00:48,820
‫ریزماشین‌های دارای بار الکتریکی به واسطه‌ی دافعه‌ی الکتریکی تزریق می‌شوند.

6
00:00:34,280 --> 00:00:35,950
‫اونا هزینه‌ی اضافی دارن.

7
00:00:36,030 --> 00:00:37,990
‫تقریباً ۷۰ درصد از مؤلفه‌ی «B» که تزریق شده...

8
00:00:38,080 --> 00:00:40,490
‫داره توی همون جاهایی که قبلاً مؤلفه‌ی «A» رو تزریق کردیم...

9
00:00:40,580 --> 00:00:44,080
‫از طریق نیروهای واندروالس دچار جذب سطحی معکوس می‌شه.

10
00:00:44,170 --> 00:00:46,210
‫در عرض چند میلی‌ثانیه، اونا پلیمرها رو سنتز می‌کنن،

11
00:00:46,290 --> 00:00:48,750
‫پیوندهای یونی تشکیل می‌دن و مستقر می‌شن.

12
00:00:48,960 --> 00:00:52,070
‫یک ماشین القایی که جهت اطمینان از توزیع یکنواخت ریزماشین‌ها
‫ و جلوگیری از تجمع آن‌ها در یک نقطه مورد استفاده قرار می‌گیرد.

13
00:00:48,960 --> 00:00:52,670
‫چی گفتی؟ پس بهتره پول اون ۳۰ درصد بقیه رو پس بگیرم!

14
00:00:52,200 --> 00:00:58,080
‫از منظر مهندسی سیستم‌های توزیع‌شده، مفهومی تحت عنوان «اتلاف» اساساً وجود خارجی ندارد.

15
00:00:52,760 --> 00:00:56,550
‫با کنترل الگو، اگه تلرانس رو خیلی دقیق بگیریم،
‫سیستم درست کار نمی‌کنه.

16
00:00:56,640 --> 00:00:58,010
‫باید یکم جای بازی داشته باشه.

17
00:00:58,160 --> 00:01:07,550
‫جهت اقدام برای استخراج در این مورد، مؤلفه‌ی C تزریق می‌گردد
‫ تا پس از اتصال، به چرخش درآید. آن‌ها با اعمال نیروی گریز از مرکز
‫ معادل 5×10 به توان (4-) داین بر سلول جدا شده و سپس با استفاده از
‫ خاصیت مغناطیسی استخراج می‌گردند. دفع آن‌ها از بدن از طریق جریان خون،
‫ به دلیل وجود سد خونی-مغزی نامناسب است.

18
00:00:58,350 --> 00:01:01,060
‫نمی‌خوای ریزماشین‌های قدیمی رو دربیاری؟

19
00:01:01,140 --> 00:01:03,270
‫وقتی مثل مال تو اینطوری محکم ریشه دووندن،

20
00:01:03,350 --> 00:01:07,480
‫اگه سعی کنیم بکشیمشون بیرون، به سلول‌های مغزت آسیب جدی می‌زنه.

21
00:01:07,730 --> 00:01:11,030
‫بعدش، از یه ماتریس EM استفاده می‌کنیم تا
‫مطمئن بشیم که ریزماشین‌ها تو همه‌ی مختصات...

22
00:01:11,110 --> 00:01:15,150
‫با ترانسفورماتوری که به استخوانِ پس‌سری وصل شده شبکه‌سازی شدن.

23
00:01:15,360 --> 00:01:18,620
‫تعداد خطوط اسکن نسبت به اندازه‌ی ریزماشین‌ها افزایش پیدا می‌کنه،

24
00:01:18,700 --> 00:01:20,240
‫که یه مقدار زمان می‌بره.

25
00:01:20,740 --> 00:01:24,500
‫اینطوریه که ریزماشین‌هایی که تو مغزت نفوذ کردن می‌تونن...

26
00:01:24,580 --> 00:01:28,210
‫اطلاعات «وضعیت مغز و توزیع
‫ سیگنال‌های الکتریکی» رو ارسال و دریافت کنن.

27
00:01:28,330 --> 00:01:31,000
‫به اشتراک‌گذاریِ حواس از طریق اعصاب حسی انجام می‌شه.

28
00:01:31,090 --> 00:01:33,510
‫در رباطه با شناخت و حافظه،

29
00:01:33,590 --> 00:01:36,800
‫انتقال اونا به دلیل تفاوت در توزیع سیگنال
‫ و تجسم ذهنی خاص، مشکله،

30
00:01:36,880 --> 00:01:39,970
‫پس اونا رو طوری تنظیم می‌کنیم که
‫همگام با ورودی‌های حسیِ گفتاری و بصری کار کنن.

31
00:01:40,350 --> 00:01:44,980
‫از مرکز گفتار برای کنترل خاموش و روشن کردنِ مغز سایبری
‫و همچنین عملکردهای مختلفش استفاده می‌کنیم.

32
00:01:45,520 --> 00:01:49,480
‫یه بخش از شریان کاروتید داخلی رو
‫با استفاده از منگنه‌های قابل جذب ایزوله می‌کنیم.

33
00:01:48,880 --> 00:01:58,510
‫این امر فوق‌العاده خطرناک است.

34
00:01:49,560 --> 00:01:51,570
‫تا زمانی که اونا از طریق همولیز از بین برن،

35
00:01:51,650 --> 00:01:53,480
‫فشار داخل جمجمه‌ت به حالت عادی برمی‌گرده،

36
00:01:53,570 --> 00:01:55,490
‫اون حسِ فشار و ضربان از بین می‌ره،

37
00:01:55,570 --> 00:01:58,450
‫و ایمپلنت ضددرد کاملاً حل می‌شه!

38
00:01:58,820 --> 00:02:01,990
‫در نهایت، آزمایش‌هایی رو می‌کنیم
‫تا ببینیم همه‌چیز ‫با تصویر مدل همگام شده یا نه.

39
00:02:02,080 --> 00:02:04,330
‫نیازی به این کار نیست، دکتر.

40
00:02:05,830 --> 00:02:07,790
‫با چیزی که می‌خواستم باهاش شبکه‌سازی کنم...

41
00:02:08,290 --> 00:02:11,170
‫الانشم به‌طور کامل همگام شدم.

42
00:02:11,190 --> 00:02:21,190
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

43
00:03:44,950 --> 00:03:48,990
‫ترجمه و تایپ‌ستینگ: HADAD

44
00:03:48,960 --> 00:03:52,750
‫2 می 2030

45
00:03:48,960 --> 00:03:52,750
‫معامله احمقانه

46
00:03:56,610 --> 00:03:58,860
‫تا بعدازظهر برمی‌گردم.

47
00:03:58,940 --> 00:04:02,280
‫با توجه به لباست، حدس می‌زنم یا یه جلسه‌ی محاکمه‌ی مخفیانه‌ست،

48
00:04:02,360 --> 00:04:05,280
‫یا جلسه‌ی انجمن کهنه‌سربازها توی اون کلوبی که پاتوقته.

49
00:04:05,370 --> 00:04:08,950
‫ما که رابطه‌ی خوبی داریم، چرا با گمانه‌زنی‌های بی‌مورد خرابش کنیم؟

50
00:04:09,290 --> 00:04:11,500
‫بخش ۹ خیلی مقرراتیه.

51
00:04:11,960 --> 00:04:15,080
‫یا به‌نظرت بخش ۱ هم زیادی بی‌قید و بنده؟

52
00:04:18,000 --> 00:04:19,920
‫سابیتا-سان از طبقه‌ی چهارمه.

53
00:04:20,010 --> 00:04:22,970
‫همون که ادعا می‌کنه طراح مانگاست
‫و همیشه دلش آرامش و سکوت می‌خواد؟

54
00:04:23,050 --> 00:04:25,640
‫شاید دیشب یه‌ذره زیادی سروصدا کردیم.

55
00:04:30,560 --> 00:04:31,480
‫موتوکو!

56
00:04:31,680 --> 00:04:32,730
‫پناه بگیر!

57
00:04:49,120 --> 00:04:52,660
‫مهم نیست چند تا تروریست رو بکشی،
‫همیشه یه‌نفر جدید جاشونو می‌گیره.

58
00:04:53,040 --> 00:04:55,540
‫پس چطور می‌تونی با کلِ این قضیه کنار بیای؟

59
00:04:55,620 --> 00:04:59,880
‫به جای از بین بردن گروه، باید کنترلشون کرد، ناخدا سانتوس.

60
00:04:59,960 --> 00:05:03,840
‫شاید، ولی این یعنی باید تا حدودی تحملشون کنیم...

61
00:05:03,920 --> 00:05:06,260
‫و تو کشور من، روابط بین ارتش،

62
00:05:06,340 --> 00:05:08,930
‫مواد مخدر، تروریسم، مافیا و پلیس‌های رشوه‌گیر...

63
00:05:09,010 --> 00:05:10,680
‫خیلی گسترده و عمیق، و اغلب از کنترل خارجه.

64
00:05:10,760 --> 00:05:12,930
‫من می‌گم نتیجه مهم‌تر از اصوله.

65
00:05:13,230 --> 00:05:14,270
‫ببخشید.

66
00:05:14,520 --> 00:05:16,850
‫کد ۰-۸ توی موقعیتِ کوساناگی در جریانه.

67
00:05:16,940 --> 00:05:19,650
‫واکنش C تکمیل شد. واکنش B در حال انجامه.

68
00:05:19,980 --> 00:05:20,510
‫منتظر دستور.

69
00:05:20,510 --> 00:05:24,240
‫نزدیک‌ترین فرودگاه‌ها و بندرها رو ببندین،
‫ بعد مرکز فرماندهی رو برام وصل کنین!

70
00:05:24,650 --> 00:05:26,610
‫به تمام افراد هشدار بدین و منتظر باشین!

71
00:05:26,700 --> 00:05:28,280
‫من و باتو می‌ریم بیمارستان!

72
00:05:31,740 --> 00:05:32,560
‫چند دقیقه گذشته؟

73
00:05:32,560 --> 00:05:33,830
‫دوازده دقیقه!

74
00:05:33,910 --> 00:05:36,250
‫ایشیکاوا! کی مسئولیت بررسیِ صحنه رو به عهده داره؟!

75
00:05:36,500 --> 00:05:37,480
‫ما اول رسیدیم اینجا.

76
00:05:37,480 --> 00:05:38,420
‫خوبه.

77
00:05:39,840 --> 00:05:42,460
‫باتو! طبقه‌ی اول، اتاق عمل ۴!

78
00:05:49,720 --> 00:05:52,390
‫دیدی؟ بهت که گفتم، حتی زمانش رو هم درست گفتم.

79
00:05:52,560 --> 00:05:54,390
‫بخش ۹ زودتر رسید اینجا.

80
00:05:54,890 --> 00:05:56,810
‫امروز اصلاً رو شانس نیستم.

81
00:05:56,890 --> 00:05:59,400
‫اونا رو نمی‌خوام. همه‌شون سوختن.

82
00:06:02,070 --> 00:06:04,780
‫اگه حالت خوب بود، باید بهمون می‌گفتی، کودن!

83
00:06:04,860 --> 00:06:06,300
‫خسته شدم.

84
00:06:06,700 --> 00:06:08,820
‫رئیس. ما آماده‌ایم تا گزارش اولیه‌مونو بدیم.

85
00:06:08,910 --> 00:06:10,200
‫۳۰ ثانیه صبر کن.

86
00:06:11,450 --> 00:06:12,950
‫بعداً بهت زنگ می‌زنم.

87
00:06:20,540 --> 00:06:22,420
‫اوه، خیلی ببخشید که مزاحم شدیم!

88
00:06:22,500 --> 00:06:23,800
‫باتو، شروعشم نکن.

89
00:06:24,250 --> 00:06:27,510
‫تو الان هفت ماهه که با اون بابا می‌گردی!

90
00:06:27,590 --> 00:06:28,630
‫این برات یه رکورد جدیده!

91
00:06:30,930 --> 00:06:32,350
‫می‌تونیم شروع کنیم، رئیس؟

92
00:06:32,720 --> 00:06:36,520
‫برای شروع، یه پوکه‌ی شات‌گان گِیج-۱۰ بیرون در هست.

93
00:06:36,600 --> 00:06:39,650
‫داخل، ۱۲ تا پوکه‌ی سبورو M5 داریم.

94
00:06:40,230 --> 00:06:43,070
‫سرگرد حتماً از این نقطه وقتی اینطوری وایساده شلیک کرده.

95
00:06:44,020 --> 00:06:47,240
‫و بیرون در، یه جسد و یه بمب C4.

96
00:06:47,320 --> 00:06:50,740
‫یه طرفش روکش شده بود و منطقه پر از پیچ و میخه.

97
00:06:51,030 --> 00:06:52,370
‫حال سرگرد که خوبه، نه؟

98
00:06:52,450 --> 00:06:55,540
‫بهش وقت داد تا پناه بگیره، پس فقط می‌خواست سربه‌سرش بذاره.

99
00:06:56,450 --> 00:06:59,330
‫ایشیکاوا، وقتی می‌ری از یه ماشین دیگه استفاده کن.

100
00:07:00,080 --> 00:07:02,840
‫تو هم فکر می‌کنی مجرممون همون کسیه که من فکر می‌کنم؟

101
00:07:03,460 --> 00:07:04,920
‫به کسی مشکوکی؟

102
00:07:05,250 --> 00:07:06,380
‫آره.

103
00:07:07,130 --> 00:07:10,880
‫تنها مردی که نتونستیم ترورش کنیم.

104
00:07:11,340 --> 00:07:13,470
‫تروریست سوما تورو.

105
00:07:13,930 --> 00:07:15,180
‫چی باعث شده اینطوری فکر کنی؟

106
00:07:15,470 --> 00:07:18,930
‫من از همین تاکتیک استفاده کردم تا شش‌تا از رفقاشو بکشم.

107
00:07:19,520 --> 00:07:21,520
‫فکر می‌کردم اونم مرده.

108
00:07:23,110 --> 00:07:25,730
‫به تلافیِ اینکه دوتا از افرادمو کشته بود،

109
00:07:25,820 --> 00:07:28,360
‫مجبورش کردم به پسر خودش شلیک کنه.

110
00:07:28,610 --> 00:07:29,990
‫از پشت یه در.

111
00:07:31,110 --> 00:07:33,160
‫پسرش ۱۶ سالش بود،

112
00:07:33,240 --> 00:07:36,200
‫ولی داشت رجز می‌خوند که تو شکنجه‌ی افرادم دست داشته.

113
00:07:39,410 --> 00:07:44,080
‫بعد از انفجار، وارد اتاق شدیم تا مطمئن بشیم مرده،

114
00:07:44,360 --> 00:07:51,240
‫لباس زرهی: نوعی لباس ضدگلوله و نسوز که کاربر را به‌طور کامل می‌پوشاند.

115
00:07:44,420 --> 00:07:47,710
‫ولی تنها چیزی که پیدا کردیم رد پای یه لباس زرهی بود.

116
00:07:48,420 --> 00:07:50,130
‫داستانش مال چهار سال پیش بود.

117
00:07:51,630 --> 00:07:54,140
‫پس این یه اعلان جنگه برای انتقام.

118
00:07:54,340 --> 00:07:56,510
‫خیلی‌خب. تحقیقاتمونو روی همین دیدگاه متمرکز می‌کنیم.

119
00:07:56,600 --> 00:08:00,140
‫ایشیکاوا. گروهی که سوما توش بوده باید یه کنترل‌کننده داشته باشه.

120
00:08:00,230 --> 00:08:01,270
‫باهاش تماس بگیر.

121
00:08:01,350 --> 00:08:03,150
‫باتو، خریدهای سلاح رو ردیابی کن.

122
00:08:03,480 --> 00:08:04,730
‫صبر کن، رئیس!

123
00:08:04,810 --> 00:08:07,690
‫می‌دونم طبق قانون باید تو این پرونده‌ها بهم استراحت بدی، ولی-

124
00:08:07,770 --> 00:08:10,900
‫مسخره‌بازی درنیار! بدون طعمه که نمی‌تونی ماهی بگیری.

125
00:08:10,990 --> 00:08:12,780
‫برو اون بیرون و یه سروگوشی آب بده.

126
00:08:13,860 --> 00:08:16,530
‫من فاصله‌م رو حفظ می‌کنم و می‌گم توگوسا هواتو داشته باشه.

127
00:08:16,660 --> 00:08:19,040
‫بالأخره همیشه حواسم به افرادم هست!

128
00:08:19,120 --> 00:08:21,960
‫تو رو به چشمِ دخترم می‌بینم!

129
00:08:22,040 --> 00:08:24,460
‫حداقل به چشم نوه‌ت ببین...

130
00:08:30,880 --> 00:08:34,590
‫آخ آخ. همیشه زود از کوره در می‌ره.

131
00:08:34,800 --> 00:08:37,470
‫شاید منم باید کاملاً سایبورگ بشم.

132
00:08:38,180 --> 00:08:40,220
‫طبقه‌ی اول، اتاق عمل ۴.

133
00:08:40,310 --> 00:08:41,480
‫در ماشینت بازه.

134
00:08:42,810 --> 00:08:45,020
‫من دست به آچارم خوبه.

135
00:08:45,100 --> 00:08:46,980
‫اگه اوضاع خیط شد، خبرم کن.

136
00:08:50,110 --> 00:08:53,570
‫حواسم پرت بود! شاید ماشینمو بمب‌گذاری کرده باشن؟!

137
00:08:54,570 --> 00:08:55,820
‫شکار تروریست؟

138
00:08:56,240 --> 00:08:59,240
‫خب، روز تعطیلم که همینطوری خراب شده، پس مشکلی نیست.

139
00:08:59,910 --> 00:09:02,500
‫حتماً. نیم ساعت دیگه اونجام.

140
00:09:03,370 --> 00:09:05,420
‫می‌تونی به یه سؤالم جواب بدی؟

141
00:09:06,120 --> 00:09:08,840
‫تا حالا عکس منو به کسی نشون دادی؟

142
00:09:09,090 --> 00:09:11,840
‫کسی هست که اسم یا آدرسمو بدونه؟

143
00:09:13,420 --> 00:09:17,090
‫ترجیح می‌دم جواب ندم، ولی دلم هم نمی‌خواد بهت دروغ بگم.

144
00:09:17,430 --> 00:09:19,930
‫توی بخش ۱ آمارمو درآوردی، نه؟

145
00:09:20,430 --> 00:09:26,480
‫بعد از اینکه زنِ یکی از افرادم ‫چهار سال داشت اطلاعات رو
‫ به یه تروریستِ مزدور لو می‌داد، به این کار عادت کردم.

146
00:09:27,100 --> 00:09:30,980
‫رئیس بخش ۱ و دوتا از افرادم پرونده‌ت رو دارن.

147
00:09:31,230 --> 00:09:32,150
‫اشکالی نداره.

148
00:09:32,650 --> 00:09:35,070
‫به هر حال، منم دادم بخش ۹ آمارتو دربیاره.

149
00:09:48,210 --> 00:09:50,090
‫چرا به جوخه‌ی خنثی‌سازی زنگ نمی‌زنی؟

150
00:09:50,170 --> 00:09:51,920
‫عمراً همچین کاری کنم!

151
00:09:52,000 --> 00:09:54,340
‫تا عمر دارم انگشت‌نمای همه می‌شم!

152
00:10:02,970 --> 00:10:05,930
‫هوی! یابو! فازت چیه که اینجا داری ماشینتو باز می‌کنی؟!

153
00:10:06,020 --> 00:10:06,850
‫گاری رو بکش کنار!

154
00:10:06,940 --> 00:10:09,980
‫ببند بابا! اینجا جونم در خطره!

155
00:10:10,060 --> 00:10:11,800
‫چی؟ نمی‌بینی اینجا پارک ممنوعه، مشنگ؟

156
00:10:11,800 --> 00:10:13,320
‫گمشو بابا!

157
00:10:18,820 --> 00:10:19,910
‫آسون‌تر می‌شد...

158
00:10:20,620 --> 00:10:22,740
‫اگه دوست‌پسرت یه غیرنظامی بود، نه؟

159
00:10:24,290 --> 00:10:25,790
‫آره، شاید.

160
00:10:35,170 --> 00:10:36,550
‫تقاطع بعدی، بپیچ چپ.

161
00:10:42,390 --> 00:10:43,850
‫دوباره بپیچ چپ.

162
00:10:51,860 --> 00:10:53,730
‫یه ماشین داره تعقیبمون می‌کنه.

163
00:10:53,940 --> 00:10:55,610
‫وقتی بفهمن لو رفتن، حمله می‌کنن.

164
00:10:55,690 --> 00:10:58,030
‫نزدیک‌ترین منطقه‌ی متروکه کجاست؟

165
00:10:58,240 --> 00:11:01,110
‫تقاطع بعدی رو بپیچ راست و تو لاین راست گازشو بگیر.

166
00:11:01,200 --> 00:11:03,870
‫یه ربع به سمت جنوب، یه کارخونه‌ی بزرگ و متروکه هست.

167
00:11:04,120 --> 00:11:06,910
‫این مثل یه سریال تلویزیونیِ درجه سه می‌مونه.

168
00:11:07,000 --> 00:11:08,460
‫فوچیکوما رو با خودت داری؟

169
00:11:08,910 --> 00:11:13,290
‫۹۰ متر پشت سرمونه و اسلحه‌شو
‫ به ماشینی که تعقیبمون می‌کنه نشونه رفته.

170
00:11:13,920 --> 00:11:15,380
‫اگه از اول تعقیبت می‌کردن،

171
00:11:15,460 --> 00:11:18,550
‫چرا تو آمبولانس یا بیمارستان بهت حمله نکردن؟

172
00:11:18,630 --> 00:11:20,680
‫شاید سلاح دوربرد ندارن،

173
00:11:20,760 --> 00:11:23,300
‫یا شاید می‌خوان ازش لذت ببرن، خودت یکی رو انتخاب کن.

174
00:11:23,470 --> 00:11:26,810
‫وقتی برسیم به کارخونه، از رفقای پشتمون یکم اطلاعات می‌گیریم.

175
00:11:34,360 --> 00:11:35,520
‫و شروع شد...

176
00:11:47,160 --> 00:11:48,120
‫کی اونجاست؟

177
00:11:58,960 --> 00:12:02,630
‫هر کسی که با استتار نوری بیاد سراغ آدم یه پلیسه، درسته؟

178
00:12:03,010 --> 00:12:05,510
‫من قرار ملاقات دارم. بخش ۹.

179
00:12:05,720 --> 00:12:06,930
‫اطلاعاتو رد کن بیاد.

180
00:12:08,520 --> 00:12:13,020
‫این روزها زیاد می‌بینی که سربازها و پلیس‌ها
‫با سازمان‌های جنایتکار ‫همدست می‌شن.

181
00:12:13,270 --> 00:12:14,100
‫خب؟

182
00:12:14,190 --> 00:12:15,900
‫سوما تورو.

183
00:12:15,980 --> 00:12:19,440
‫بالأخره از قایم شدن تو سایه‌ها خسته شد و اومد بیرون، ها؟

184
00:12:19,900 --> 00:12:22,570
‫چیکار کرده، با خانواده‌ی بنتن درگیر شده؟

185
00:12:22,780 --> 00:12:26,450
‫شنیدم که تو مسئول تأمین نیروی پشتیبان برای گروه بودی.

186
00:12:26,530 --> 00:12:28,200
‫به جز سوما.

187
00:12:28,290 --> 00:12:30,200
‫از اوناست که بلندپروازیش حد نداره.

188
00:12:30,290 --> 00:12:31,540
‫می‌خواست گروه رو دور بزنه...

189
00:12:31,620 --> 00:12:34,460
‫و مستقیماً با خانواده‌ی بنتن معامله کنه.

190
00:12:35,710 --> 00:12:38,630
‫مواد مخدر، سلاح، قاچاق انسان و چیزای دیگه.

191
00:12:39,130 --> 00:12:41,550
‫ولی بنتن‌ها ردش کردن.

192
00:12:41,880 --> 00:12:45,590
‫چون راه ارتباطیشون با گروه خیلی گسترده و تثبیت‌شده بود.

193
00:12:46,010 --> 00:12:49,260
‫این جدیدترین عکسیه که ما از چهره‌ی سوما تورو داریم.

194
00:12:49,680 --> 00:12:51,770
‫بنتن‌ها هم دل خوشی ازش ندارن،

195
00:12:51,850 --> 00:12:54,140
‫پس احتمالاً وقتی رفته مخفی بشه، تشکیلات خودشو راه انداخته.

196
00:12:54,230 --> 00:12:55,980
‫بیشتر از این چیزی نمی‌دونم.

197
00:12:58,270 --> 00:13:00,110
‫شما کرم‌های شب‌تاب کارتون راحته ها.

198
00:13:00,440 --> 00:13:01,690
‫کرم‌های شب‌تاب؟

199
00:13:02,280 --> 00:13:05,660
‫کرم‌های شب‌تاب: از آنجا معنا می‌گیرد که چطور لباس افرادی که
‫تمام روز پشت میز می‌شینند، ساییده و براق می‌شود.

200
00:13:10,700 --> 00:13:13,580
‫کارخونه لابد بعد از کشیده شدنِ این نقشه‌ها بازسازی شده.

201
00:13:13,870 --> 00:13:16,670
‫مهم نیست، طولی نمی‌کشه سروته این قضیه رو هم بیاریم.

202
00:13:16,750 --> 00:13:18,040
‫فوچیکوما رو هم که داریم.

203
00:13:18,130 --> 00:13:19,380
‫اینطوری فکر نکن، توگوسا.

204
00:13:19,460 --> 00:13:22,460
‫حتی اگه جلوی با بچه‌دبستانی‌ها باشی هم،
‫ ‫باید با تمام قدرتت بازی کنی.

205
00:13:28,470 --> 00:13:29,600
‫اینجا رو ببین.

206
00:13:29,890 --> 00:13:34,100
‫نه تنها بچه‌دبستانی نیستن،
‫ بلکه آموزش‌های نسبتاً پیشرفته‌ای هم دیدن.

207
00:13:34,180 --> 00:13:35,940
‫البته فرماندهیِ عملیاتیشون افتضاحه.

208
00:13:40,730 --> 00:13:42,780
‫منو اینجوری نترسون، پیرمرد!

209
00:13:42,860 --> 00:13:44,070
‫مشکلی پیش اومده؟

210
00:13:44,610 --> 00:13:46,110
‫چه خبره؟

211
00:13:46,200 --> 00:13:48,240
‫ما از اینجا بند و بساطمونو جمع نمی‌کنیما.

212
00:13:48,570 --> 00:13:50,910
‫باید یه‌مدت بی‌سروصدا قایم شین، باشه؟

213
00:13:54,410 --> 00:13:55,710
‫خیلی‌خب، خالیش کنین!

214
00:13:57,000 --> 00:14:00,340
‫توگوسا! اون کامیون رو با فوچیکوما نابود کن! همین الان!

215
00:14:11,220 --> 00:14:12,390
‫فوچیکوما رو زدن!

216
00:14:12,510 --> 00:14:16,270
‫مرکز فرماندهی! حداقل چهارتا فوچیکوما رو
‫ با تجهیزات کامل و در اسرع وقت بفرستید!

217
00:14:17,270 --> 00:14:18,100
‫سرگرد!

218
00:14:18,190 --> 00:14:20,690
‫اگه هنوز کار می‌کنه، بگو خودشو بزنه به مردن!

219
00:14:20,770 --> 00:14:22,820
‫بیا ببریمش جایی که آدمای کمتری هستن!

220
00:14:23,570 --> 00:14:24,780
‫وای!

221
00:14:25,900 --> 00:14:27,490
‫من اینو می‌شناسم!

222
00:14:27,570 --> 00:14:29,240
‫تو یه نمایشگاه تسلیحات دیدمش!

223
00:14:29,490 --> 00:14:31,830
‫این یه تانک متفکر ساخت آلمانه!

224
00:14:31,910 --> 00:14:33,580
‫البته مغزش ژاپنیه.

225
00:14:33,660 --> 00:14:34,740
‫آمارشو دربیار.

226
00:14:35,250 --> 00:14:37,540
‫سرگرد و توگوسا توی بد دردسری افتادن!

227
00:14:37,620 --> 00:14:39,460
‫اونا در مقابل اون سلاح کاملاً دست‌خالین.

228
00:14:39,710 --> 00:14:42,710
‫سرپرست میازاکی از بخش تسلیحات ویژه‌ی
‫ آژانس دفاع رو برام وصل کن!

229
00:14:42,790 --> 00:14:47,220
‫سایتو، بفهم چند تا از اینا ساخته شده، ‫
‫کجا فروخته شدن، و تا حالا هیچ‌کدومو دزدیدن یا نه! بجنب!

230
00:14:51,550 --> 00:14:53,010
‫برنامه‌مون چیه، سرگرد؟

231
00:14:53,850 --> 00:14:56,930
‫تا وقتی که بورما و پاز برسن، زمان می‌خریم.

232
00:14:57,600 --> 00:14:59,640
‫اگه بتونیم با ماشین به حاشیه‌ی کارخونه برسیم،

233
00:14:59,730 --> 00:15:00,900
‫می‌تونیم سربازهای پیاده رو جا بذاریم.

234
00:15:01,230 --> 00:15:05,190
‫در هر صورت، به‌نظر می‌رسه که ما فقط با سوما و افرادش طرف نیستیم.

235
00:15:05,730 --> 00:15:08,320
‫این یه گروه به‌شدت مسلحه که انقدر سازمان‌یافته‌ست...

236
00:15:08,400 --> 00:15:10,200
‫که تقریباً قانونی به‌نظر می‌رسه.

237
00:15:10,700 --> 00:15:13,910
‫پس یه سازمان قانونی وجود داره که داره به سوما کمک می‌کنه.

238
00:15:14,330 --> 00:15:16,580
‫از مسیری که این پرونده سمتش می‌ره خوشم نمیاد.

239
00:15:21,780 --> 00:15:24,740
‫گلوله‌ی HV:
‫پرتابه‌های پرسرعتِ شکافنده‌ی زره. این پرتابه‌های کالیبر کوچک، کم‌لگد
‫و با قدرت نفوذ بالا، تنها از بدن انسان عبور کرده و فاقد قدرت متوقف‌کنندگی می‌باشند،
‫اما در برابر جلیقه‌های ضدگلوله و سایبورگ‌ها مؤثر هستند.
‫در اصل، تنها تسلیحات زرهی قادر به مقابله با گلوله‌های HV می‌باشند.

240
00:15:22,000 --> 00:15:24,670
‫ولی اون ماشین زره‌پوشه! دارن از گلوله‌های HV استفاده می‌کنن؟!

241
00:15:25,960 --> 00:15:28,210
‫توگوسا! از ماشین دور شو!

242
00:16:12,680 --> 00:16:15,140
‫توگوسا! توگوسا، صدامو داری؟

243
00:16:16,140 --> 00:16:19,430
‫اگه از این سقف به اون سقف بپریم،
‫می‌تونیم فاصله‌مونو باهاش حفظ کنیم.

244
00:16:19,520 --> 00:16:22,560
‫زرهش انقدر ضخیمه که برای بالا اومدن زیادی سنگینه!

245
00:16:23,140 --> 00:16:25,650
‫مخصوصاً با این دیوارها و سقف‌های نازک!

246
00:16:45,880 --> 00:16:48,750
‫ها؟ موتوکو اینجا چیکار می‌کنه؟

247
00:16:49,710 --> 00:16:51,260
‫اینجا چه خبره؟!

248
00:16:52,880 --> 00:16:55,340
‫مرکز فرماندهی! پیغام برای رئیس، اولویت بالا!

249
00:16:55,680 --> 00:16:57,600
‫ما داریم با بخش 1 امنیت عمومی می‌جنگیم!

250
00:16:57,680 --> 00:16:59,060
‫بخش ۱!

251
00:17:00,310 --> 00:17:04,310
‫مرکز فرماندهی به کوساناگی.
‫ رئیس در حال حاضر تو راهه تا رئیس بخش ۱ رو...

252
00:17:05,100 --> 00:17:05,980
‫عه‌وا.

253
00:17:09,480 --> 00:17:12,440
‫اون تانک متعلق به بخش شماست! شماره‌ها رو مطابقت دادیم!

254
00:17:12,650 --> 00:17:15,030
‫همون چیزیه که همین الان داره افراد من رو تعقیب می‌کنه!

255
00:17:15,820 --> 00:17:17,740
‫خدای من، واقعاً؟

256
00:17:19,700 --> 00:17:21,950
‫بگو عقب‌نشینی کنن! می‌گم همین الان!

257
00:17:22,040 --> 00:17:24,120
‫صـ ـ صبر کن! بیا عجولانه تصمیم نگیریم!

258
00:17:24,210 --> 00:17:26,670
‫باشه، می‌گم که عقب‌نشینی کنن!

259
00:17:26,750 --> 00:17:30,460
‫تمام افراد، عقب‌نشینی کنین! عملیات لغو شد! عقب‌نشینی کنین!

260
00:17:30,550 --> 00:17:33,300
‫و حالا باید بهم بگی قضیه از چه قراره.

261
00:17:33,420 --> 00:17:35,550
‫و بسته به چیزی که می‌شنوم،

262
00:17:35,630 --> 00:17:37,180
‫شاید عواقب سختی برات داشته باشه!

263
00:17:38,510 --> 00:17:42,640
‫این عملیات برای به‌دست آوردن اسم واقعیِ آناکوندا و مدارکی علیهش بود.

264
00:17:43,480 --> 00:17:45,640
‫همون قاچاقچی مواد مخدر، آناکوندا؟

265
00:17:45,810 --> 00:17:47,900
‫کسی که بهش می‌گن شبح آمریکای جنوبی؟

266
00:17:48,400 --> 00:17:51,150
‫این معامله در ازای موتوکو کوساناگی انجام می‌شد.

267
00:17:51,480 --> 00:17:53,650
‫فکر کنم با سوما تورو بسته شده بود، نه؟

268
00:17:53,860 --> 00:17:56,400
‫برای تلافیِ اینکه خانواده‌ی بنتن نادیده گرفته بودنش،

269
00:17:56,490 --> 00:17:59,950
‫می‌خواست شریک تجاری گروهشون، آناکوندا رو لو بده.

270
00:18:00,280 --> 00:18:02,290
‫اگه می‌تونست با بخش 1 امنیت عمومی معامله کنه،

271
00:18:02,370 --> 00:18:04,580
‫ردیابی کوساناگی هم براش آسون می‌شد.

272
00:18:04,660 --> 00:18:08,960
‫آناکوندا بنتن‌ها رو نابود می‌کنه، ما آناکوندا رو دستگیر می‌کنیم،

273
00:18:09,040 --> 00:18:11,170
‫و سوما هم کوساناگی رو به‌دست میاره.

274
00:18:11,250 --> 00:18:14,590
‫این هیچ‌وقت عملیات شما نبوده! همه‌ش زیر سر سوماـست!

275
00:18:15,300 --> 00:18:16,510
‫اون کجاست؟

276
00:18:17,180 --> 00:18:19,470
‫اون به ما اعتماد نداره.

277
00:18:19,550 --> 00:18:21,350
‫داخل تانکِ متفکره.

278
00:18:21,810 --> 00:18:25,810
‫مطمئن می‌شم که یه روزی تقاص این کارتو تمام و کمال پس بدی.

279
00:18:25,890 --> 00:18:29,020
‫سایتو! همینجا بمون و چشمت به این عوضی باشه!

280
00:18:30,560 --> 00:18:32,520
‫شنیدین چی گفت؟ گفت عقب‌نشینی کنین.

281
00:18:32,610 --> 00:18:34,730
‫با سوما چیکار کنیم؟

282
00:18:35,280 --> 00:18:38,400
‫رئیس! مگه اون دستور عقب‌نشینی رو نشنیدی؟

283
00:18:38,490 --> 00:18:40,530
‫ولم کن! باید جلوی سوما رو بگیریم!

284
00:18:40,620 --> 00:18:41,950
‫ولی دستوراتمون!

285
00:18:42,030 --> 00:18:43,990
‫اینطوری موتوکو کشته می‌شه!

286
00:18:45,080 --> 00:18:47,500
‫تو ماشین یه موشک داریم، برو بیارش!

287
00:18:47,830 --> 00:18:49,620
‫ای بابا...

288
00:18:52,670 --> 00:18:54,670
‫صـ ـ صبر کن! شلیک نکن!

289
00:18:54,750 --> 00:18:57,380
‫همه‌چی تموم شد! بازی تموم شد، پسر!

290
00:18:57,470 --> 00:18:58,300
‫مـ...

291
00:18:58,720 --> 00:19:00,340
‫منظورت چیه که تموم شد؟!

292
00:19:00,840 --> 00:19:01,930
‫سرگرد!

293
00:19:23,240 --> 00:19:25,450
‫بالأخره تیرهاش تموم شد؟

294
00:19:42,180 --> 00:19:42,830
‫رئیس!

295
00:19:42,830 --> 00:19:45,390
‫اونو بده من! خودم انجامش می‌دم!

296
00:19:49,020 --> 00:19:52,980
‫سوماست! دید که داریم می‌ذاریمش تو ماشین و خرابش کرد!

297
00:19:53,100 --> 00:19:54,520
‫لعنت بهش!

298
00:19:54,860 --> 00:19:55,730
‫موتوکـــو!

299
00:20:10,250 --> 00:20:11,660
‫به موقع رسیدم!

300
00:20:20,800 --> 00:20:22,090
‫سرگرد!

301
00:20:39,360 --> 00:20:41,150
‫بای بای، تروریست.

302
00:20:41,490 --> 00:20:45,780
‫اگه انقدر از این دنیا متنفری، هیچ‌وقت از جهنم برنگرد.

303
00:20:55,710 --> 00:20:57,090
‫اینو از کجا آوردی؟

304
00:20:57,590 --> 00:21:00,300
‫میا-سان از بخش تسلیحات ویژه بهم قرضش داده.

305
00:21:00,380 --> 00:21:02,840
‫اسکلتت به زور سرپاست، سرگرد.

306
00:21:02,920 --> 00:21:05,970
‫توگوسا رو برسون بیمارستان. داره خون زیادی ازش می‌ره.

307
00:21:21,650 --> 00:21:23,570
‫ظاهرت داغونه، کوساناگی.

308
00:21:24,360 --> 00:21:27,410
‫کِی فهمیدی که از رئیس بخش ۱ داره سوءاستفاده می‌شه؟

309
00:21:27,530 --> 00:21:31,790
‫وقتی سرنخ تانک رو دنبال کردیم
‫ و داستانو شخصاً از زبون خودش شنیدیم.

310
00:21:32,790 --> 00:21:36,460
‫سوما احتمالاً با خانواده‌ی بنتن در تماس بوده...

311
00:21:36,540 --> 00:21:39,090
‫تا اطلاعاتی رو به دست بیاره که بخش ۱ نتونه در برابرش مقاومت کنه.

312
00:21:39,500 --> 00:21:43,050
‫معلوم نیست سوما اصلاً آناکوندا رو می‌شناخته یا نه.

313
00:21:43,380 --> 00:21:47,890
‫و ـ ولی اگه این حقیقت داشته باشه،
‫پس ما گذاشتیم خلافکار بزرگی فرار کنه!

314
00:21:48,220 --> 00:21:51,510
‫منظورت از «ما» چیه؟ فقط بخش ۱ این‌کارو کرد.

315
00:21:53,220 --> 00:21:56,230
‫امروز صبح یونیفرمم تنم بود، یادته؟

316
00:21:57,190 --> 00:22:00,900
‫برای این بود که با وزیر امنیت عمومیِ یه کشور خاص نوشیدنی بخورم.

317
00:22:03,070 --> 00:22:07,240
‫به سلامتیِ موفقیت عملیاتشون برای ترور آناکوندا.

318
00:22:07,260 --> 00:22:22,260
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

319
00:23:42,920 --> 00:23:47,090
‫رئیس بخش 1 امنیت عمومی ‫امروز عصر قربانیِ
‫یک تصادف شد و در وضعیت وخیمی به سر می‌بره.

320
00:23:47,340 --> 00:23:50,930
‫جزئیات هنوز در دست بررسیه.

321
00:23:47,340 --> 00:23:50,930
‫عمو، کلیدا رو می‌ذارم اینجا.

322
00:23:51,340 --> 00:23:53,260
‫ای خدا، خسته شدم...
