WEBVTT

00:19.830 --> 00:22.910
‫24 دسامبر 2029
‫جنوب هونشو، محل ناشناخته

00:21.850 --> 00:24.770
‫سبورو C-25a و 26a.

00:24.940 --> 00:28.070
‫از مهمات 6x25 HV استفاده می‌کنن و هر کدوم ۵۰ تیر ظرفیت دارن.

00:28.150 --> 00:30.860
‫وقتی پوکه‌گیر به بالاش وصل نیست،

00:30.940 --> 00:33.450
‫پوکه‌های خالی از بالا به سمت جلو پرت می‌شن؟

00:33.700 --> 00:35.950
‫اینا احتمالاً وسط میدون جنگ گیر می‌کنن.

00:36.030 --> 00:38.910
‫بعد از اینکه ماه‌ها روی تست تیراندازیشون
‫وقت گذاشتم چطور می‌تونی اینو بگی؟!

00:39.160 --> 00:40.830
‫به این تاول‌های روی دستم نگاه کن!

00:40.910 --> 00:42.750
‫الکی نیستنا!

00:43.460 --> 00:46.880
‫مات رنگشون کن. شاید اگه فرصتش پیش بیاد ازشون استفاده کنیم.

00:50.380 --> 00:51.760
‫وای، معرکه‌ست!

00:51.840 --> 00:54.800
‫آهای، تمومش کن! به تانک بخش ۱ دست نزن!

01:00.220 --> 01:04.890
‫اینجا رو، فقط مغزت فعاله. می‌بینم که هیچ عایقی نداری.

01:08.060 --> 01:09.150
‫تو...

01:10.110 --> 01:12.150
‫نه، من... چـ...

01:12.230 --> 01:13.780
‫تو، من!

01:13.860 --> 01:15.820
‫تو... نه، من!

01:15.910 --> 01:16.950
‫چی؟

01:20.080 --> 01:22.450
‫پیرمرد می‌خواد ببینتمون. بیا بریم.

01:22.790 --> 01:26.620
‫احساس می‌کنم تازه به یه درک بسیار عمیقی رسیده بودم!

01:26.710 --> 01:29.630
‫داده‌هام از این اتفاق واضح نیست!

01:29.710 --> 01:32.130
‫ولی چیز فوق‌العاده مهمی بود!

01:32.420 --> 01:35.670
‫وظیفه‌ت رو به‌عنوان لباس‌کارم یادت میاد، نه؟

01:38.370 --> 01:43.960
‫‫برای فوچیکوماها، «فوق‌العاده مهم»
‫به معنای «طبقه‌بندی‌شده به‌عنوان موردی با اولویت بالا» است.

01:40.620 --> 01:43.250
‫24 دسامبر 2029

01:41.710 --> 01:41.960
‫بــــــــودجـــــه شــــبــــح

01:41.960 --> 01:43.250
‫بودجه شبح

01:43.250 --> 01:43.960
‫بودجه شبح

01:44.000 --> 01:54.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

03:14.000 --> 03:18.040
‫ترجمه و تایپ‌ستینگ: HADAD

03:17.110 --> 03:17.940
‫چیه؟

03:18.030 --> 03:22.070
‫مـ ـ ما اومدیم درخواست کنیم تا
‫ از روغن طبیعی برامون استفاده بشه!

03:22.160 --> 03:23.490
‫آره! آره!

03:23.570 --> 03:24.870
‫رد می‌شه.

03:25.990 --> 03:28.500
‫از روغن مصنوعی خسته شدیم! ازش متنفریم، متنفریم، متنفریم!

03:28.580 --> 03:31.670
‫دلتون می‌خواد با مورچه‌ها، کپک و یخ‌زدگی سروکله بزنین؟

03:31.750 --> 03:34.080
‫حالا ساکت شین و به نظارتِ سوژه ادامه بدین.

03:34.170 --> 03:36.840
‫ولی باتو-سان توی فوچیکوماش روغن طبیعی می‌ریزه!

03:36.920 --> 03:38.710
‫باتو واقعاً مخش عیب داره.

03:44.050 --> 03:47.260
‫گفت این بدرقه فقط دو دقیقه طول می‌کشه.

03:47.640 --> 03:51.310
‫شاید پیرمرد می‌خواد خودشو به اینترکام بفروشه.

03:51.940 --> 03:54.100
‫یا شایدم یه دل نه صد دل عاشقش شده.

03:54.610 --> 03:56.980
‫وقتی سوژه توی محفظه‌ی ضدتروریسمش بره،

03:57.070 --> 03:58.980
‫مأموریت امنیتی ما تموم می‌شه.

03:59.190 --> 04:02.280
‫اون‌وقت با هلیکوپتر مستقیم می‌ریم سمت زیردریاییشون.

04:05.120 --> 04:09.660
‫وقتی دشت هالما به شهری هم‌تراز با ‫مرکز
‫استان کیوشوی شما، یعنی فوکوئوکا تبدیل شد،

04:09.750 --> 04:12.500
‫دعوتت می‌کنم که ازش دیدن کنی، همرزم آراماکی.

04:12.580 --> 04:14.880
‫متأسفانه من مثل تو عمر نوح ندارم، متوسلا.

04:16.090 --> 04:18.710
‫با اینکه تبادلمون هیچ سود واقعی‌ای نداشت،

04:18.800 --> 04:20.800
‫دقیقاً همینش ارزشمند بود.

04:21.720 --> 04:24.470
‫به‌عنوان هدیه‌ی خداحافظی، یه‌چیز با ارزش واقعی برات می‌ذارم.

04:25.340 --> 04:28.350
‫اگه منظورت بریده‌های روزنامه‌ی دولتیِ دیروزه، دارمش.

04:29.220 --> 04:33.350
‫جانشینم، آسچینوف، توسط کمیته‌ی مرکزی برگزیده نشده.

04:33.640 --> 04:37.690
‫این نتیجه‌ی دست‌کاری بودجه‌ی ژنرال مارلوف بود که به‌خوبی می‌شناسیش.

04:38.110 --> 04:41.570
‫این اولین اطلاعاتیه که از قبل نمی‌دونستم.

04:42.280 --> 04:44.110
‫لطف داری که دروغ می‌گی.

04:50.490 --> 04:52.580
‫همه توی هلی‌پورت جمع بشین!

04:53.750 --> 04:55.420
‫داریم می‌ریم قطب شمال!

04:56.570 --> 04:58.900
‫قطب شمال، جایی در آسمان ایتوروبتسو

05:00.050 --> 05:01.630
‫کویل کراسنوف.

05:01.880 --> 05:04.340
‫سن تخمینی: ۲۶.

05:04.630 --> 05:07.220
‫یه سایبورگ که آسچینوف فرستاده توی کشور، ها؟

05:07.300 --> 05:09.050
‫اون یه سایبورگ جنگیه.

05:09.140 --> 05:12.930
‫یه بازوی مصنوعیِ تیتانیومی داره که تا استخون کتفش بالا رفته.

05:13.020 --> 05:16.560
‫درحال حاضر با قطار سریع‌السیرِ مغناطیسی توهوکو توی راه هوکایدوئه.

05:16.650 --> 05:17.900
‫قطار توهوکو؟

05:18.190 --> 05:19.690
‫آخه چرا باید با قطار بره؟

05:19.770 --> 05:20.770
‫به‌خاطر سلاح.

05:21.230 --> 05:23.400
‫اگه با هواپیما می‌رفت نمی‌تونست با خودش هیچی ببره.

05:23.740 --> 05:25.400
‫کی رو مأمور کردی که زیر نظرش بگیره؟

05:25.490 --> 05:26.310
‫یانو  رو.

05:26.310 --> 05:27.110
‫اون دیگه کیه؟

05:27.490 --> 05:30.370
‫یه تازه‌کار که باتو از آکادمی فرستاده.

05:30.620 --> 05:32.540
‫یه همچین کسی از پس این کار برمیاد؟

05:32.620 --> 05:35.660
‫ما هم همیشه دقیقاً همین حرف رو درمورد تو می‌زدیم.

05:36.250 --> 05:39.460
‫پس اگه داریم با تمام قوا وارد میدون می‌شیم،

05:39.540 --> 05:41.250
‫این یه عملیات نظارتیِ ساده نیست، نه؟

05:41.340 --> 05:43.380
‫توی منطقه‌ی قطب شمال، شرکت ساگاوا الکترونیک...

05:43.460 --> 05:46.090
‫داره کارخونه‌ی زیرزمینی‌ش رو توی بخش ایتوروبتسو گسترش می‌ده.

05:46.180 --> 05:47.220
‫ایتوروبتسو؟

05:47.720 --> 05:50.640
‫همونجا که قبلاً پایگاه زیردریایی ولگارنا بود؟

05:50.720 --> 05:53.720
‫شنیدم وقتی عقب‌نشینی می‌کردن، با مواد منفجره دفنش کردن.

05:53.810 --> 05:56.390
‫امنیت عمومی ساگاوا رو زیر نظر داشته،

05:56.810 --> 05:59.480
‫ولی با رسیدن منطقه‌ی گسترششون به یه پایگاه نظامیِ قدیمی...

05:59.560 --> 06:03.610
‫و ورود یه مأمور به کشور، دیگه وقتشه ما هم وارد عمل بشیم.

06:05.320 --> 06:06.650
‫به شلیک ادامه بدین!

06:06.740 --> 06:09.410
‫پایین‌تنه‌تون رو ثابت نگه‌دارین! باسنتون خیلی بالاست!

06:09.820 --> 06:14.410
‫هوی تو! جلوی هدف بزرگی مثل انسان، دنبال امتیازِ نمایشی نباش!

06:14.500 --> 06:17.040
‫اینطوری خودتونو برای لگد اسلحه آماده کنین!

06:17.250 --> 06:19.830
‫باتو. سرگرد می‌گه بری قطب شمال.

06:19.920 --> 06:21.380
‫عجب شانسی!

06:21.460 --> 06:24.300
‫من اصلاً برای مربی آموزشی بودن ساخته نشدم!

06:24.760 --> 06:26.920
‫لعنتی، این ماسماسک گیر کرد!

06:27.300 --> 06:30.760
‫کله‌پوک! به‌جای غر زدن، بازش کن و خاکشو بگیر!

06:31.720 --> 06:34.680
‫ایتوروبتسو از مجموعه‌ای از ساختمان‌های غول‌پیکر تشکیل شده است.
‫این یک کلان‌شهر با ارتفاع ۴۵۰۰ متر و عرض ۱۱ تا ۱۲ کیلومتر است.

06:35.140 --> 06:37.770
‫قطب شمال یه شهر سایبریِ قدیمیه.

06:38.060 --> 06:40.770
‫هر دلال داده‌ای که سرش به تنش بی‌ارزه،

06:40.850 --> 06:43.940
‫احتمالاً داره هر نوع داده‌ای که روی
‫ این هواپیما وجود داره رو جمع‌آوری و بررسی می‌کنه.

06:44.020 --> 06:47.570
‫ایشیکاوا، برو پیش باتو و تعقیبِ یانو رو به عهده بگیر.

06:47.650 --> 06:48.490
‫باشه.

06:49.200 --> 06:52.070
‫ما توی مختصات ۴۷۲۲ ساعت ۰۸:۴۵ همدیگه رو می‌بینیم.

06:52.990 --> 06:56.110
‫خداحافظ، دوستای من!

07:02.960 --> 07:05.750
‫این یارو کویل برای چی اومده اینجا؟

07:05.960 --> 07:08.630
‫مطمئناً که برای سیاحت نیست.

07:08.720 --> 07:10.550
‫من بیشتر کنجکاوم بدونم...

07:10.630 --> 07:14.600
‫شرکت ساگاوا الکترونیک امیدواره
‫ با کندنِ یه پایگاه ولگارنایی چی پیدا کنه.

07:15.350 --> 07:18.480
‫بورما، با توگوسا کارخونه‌ی زیرزمینی رو بررسی کن.

07:18.560 --> 07:19.980
‫من دفتر اصلی رو چک می‌کنم.

07:20.890 --> 07:22.730
‫سیم بکشین و با لینک مستقیم ارتباط برقرار کنین.

07:22.810 --> 07:25.150
‫از اینجا به بعد، از هیچ ارتباط بی‌سیمی استفاده نکنین.

07:37.200 --> 07:40.080
‫فوچیکوما، هرکاری می‌کنی، ازم دور نشو.

07:40.160 --> 07:42.330
‫و ـ و ـ وای خدا!

07:42.670 --> 07:44.380
‫یه یاماتونِ شماره ۱!

07:44.460 --> 07:47.550
‫اینو هیچ‌جای دیگه پیدا نمی‌کنی!

07:47.710 --> 07:50.920
‫یه تخفیف تپل بهت می‌دم و چند تا تیکه‌ی زره هم می‌ذارم روش!

07:52.630 --> 07:54.260
‫داده‌هاش فعاله!

07:54.260 --> 07:56.760
‫آنا، این یارو فقط می‌خواد تماشا کنه!

07:56.850 --> 07:58.390
‫می‌خریش یا نه؟!

08:00.390 --> 08:02.770
‫می‌تونم این بازوی رباتیک رو باهاش معامله کنم؟

08:02.850 --> 08:06.020
‫مشنگ! من اینجا دارم سعی می‌کنم یه لقمه نون دربیارم! گمشو!

08:06.240 --> 08:07.880
‫[ روغن ]

08:10.940 --> 08:11.990
‫دخلشو میارم!

08:12.280 --> 08:14.910
‫ولش کن، به هرحال خودمونم دزدیده بودیمش.

08:14.990 --> 08:17.200
‫بیا برگردیم توی همون منطقه‌ی سرگرمی کار کنیم.

08:19.870 --> 08:20.700
‫عه؟

08:21.500 --> 08:23.290
‫سیم پاره شد.

08:23.580 --> 08:25.000
‫این خوب نیست.

08:27.250 --> 08:28.920
‫واقعاً خیلی خوبه.

08:29.000 --> 08:30.510
‫شما لطف دارید.

08:30.630 --> 08:33.970
‫تو نه. منظورم استتار نوری‌شونه.

08:34.380 --> 08:37.350
‫باید استتار نوری-حرارتیِ «کیوره ۲۹۰۲» باشه.

08:37.430 --> 08:39.930
‫اگه دوربین‌های شناسایی نورِ ساگاوا نمی‌تونن بگیرنش،

08:40.020 --> 08:41.730
‫یعنی مهمونای دردسرسازی داریم.

08:41.810 --> 08:45.020
‫پس ۲۹۰۲ یعنی امنیت عمومیِ بخش ۹، بخش ۶،

08:45.100 --> 08:46.360
‫یا بخش ۴ رنجرها.

08:46.440 --> 08:49.690
‫اونا مستقیماً به نخست‌وزیر گزارش می‌دن،
‫ برای همین در برابر فشار مصون هستن.

08:50.070 --> 08:51.570
‫تنها کسایی که در برابر فشار مصونن...

08:51.650 --> 08:54.860
‫مدیرای اتحادیه‌ان که شورای ملی رو کنترل می‌کنن.

08:54.950 --> 08:58.700
‫«گزارش مستقیم به نخست‌وزیر» معمولاً فقط روی کاغذ درسته.

08:59.160 --> 09:00.140
‫برنامه رو بندازین جلو.

09:00.140 --> 09:00.990
‫چشم!

09:01.540 --> 09:03.410
‫الان دشمن‌مون زمانه.

09:04.540 --> 09:07.880
‫ایتوروبتسو. ایتوروبتسو.

09:08.380 --> 09:11.340
‫حرکت قطار بعدی لغو شده...

09:11.420 --> 09:14.300
‫و هیچ تخمین دقیقی برای شروع مجدد خدمات وجود ندارد.

09:20.350 --> 09:21.390
‫یانو...

09:21.470 --> 09:25.560
‫کویل انقدر عجله داشته که حتی
‫ زحمت گم کردنِ ردش رو هم به خودش نداده.

09:25.640 --> 09:28.110
‫باید با بقیه تماس بگیریم، وگرنه تو دردسر میفتن.

09:28.190 --> 09:29.900
‫بیا مستقیم بریم به کارخونه‌ی زیرزمینی.

09:33.240 --> 09:34.490
‫باتو...

09:36.030 --> 09:38.240
‫باتو صحبت می‌کنه، رئیس! رئیس!

09:38.990 --> 09:40.560
‫جوابمو بده، لامصب!

09:40.560 --> 09:41.160
‫احمق!

09:41.580 --> 09:44.410
‫چرا یه تازه‌کارِ بی‌تجربه رو تنهایی واسه این کار فرستادی؟

09:44.500 --> 09:47.750
‫اگه توی یه تیم دونفره کار می‌کرد، یانو الان زنده بود!

09:47.830 --> 09:48.650
‫حرومی!

09:48.650 --> 09:49.290
‫بسه دیگه!

09:49.880 --> 09:51.880
‫داد زدن سر اون هیچی رو حل نمی‌کنه.

09:52.210 --> 09:55.300
‫خودت بودی که یکیو فرستادی که
‫نمی‌تونست یه تعقیب تک‌نفره رو مدیریت کنه.

09:55.380 --> 09:58.010
‫اگه احساس مسئولیت می‌کنی، به‌جای اینکه سر پیرمرد خالیش کنی،

09:58.090 --> 09:59.340
‫انرژی‌تو برای این تحقیقات بذار!

09:59.930 --> 10:00.850
‫فهمیدی؟

10:01.010 --> 10:04.020
‫کویل حرومزاده. پدرتو درمیارم!

10:04.100 --> 10:04.670
‫فوچیکوما!

10:04.670 --> 10:05.850
‫اومدم!

10:07.980 --> 10:10.940
‫با جسد با احترام رفتار کنین. ممنون.

10:11.110 --> 10:13.650
‫اگه خراب شده، باید فقط درستش کنن!

10:18.860 --> 10:21.370
‫باتو تازگی‌ها خیلی عصبی شده.

10:22.450 --> 10:24.910
‫خوبه که توگوسا مداخله نکرد.

10:25.250 --> 10:27.250
‫بمیر، نظامی عوضی!

10:36.340 --> 10:40.140
‫خانوم، می‌تونم یه پوست جدید با قیمت ارزون برات گیر بیارم.

10:40.220 --> 10:41.930
‫گمشو، منحرف.

10:44.310 --> 10:45.140
‫هی!

10:46.890 --> 10:47.930
‫خانوم؟

10:48.520 --> 10:50.810
‫یادت میاد؟ منم.

10:50.980 --> 10:54.400
‫شنیدم کرولدنِ هکر هنوز کارش اینجا به‌ راهه.

10:55.940 --> 10:57.690
‫بیا تو!

10:57.820 --> 11:00.910
‫تو این دنیا، هیچ‌کس از آدمایی که زیادی صمیمین خوشش نمیاد.

11:01.320 --> 11:03.660
‫چون می‌دونم اگه جلوت رفتارم خوب نباشه،

11:03.740 --> 11:05.830
‫بدجوری پشیمون می‌شم.

11:11.290 --> 11:12.960
‫آهای، کرولدن!

11:13.040 --> 11:16.250
‫اون خانومه از عملیات فرودِ نمورو، اومده دیدنت!

11:19.590 --> 11:21.300
‫کجا؟

11:26.140 --> 11:27.560
‫استتار نوری.

11:27.640 --> 11:29.430
‫من دقیقاً کنارت وایسادم، کرولدن.

11:29.680 --> 11:31.350
‫برای کار اینجام.

11:32.520 --> 11:34.310
‫شرکت ساگاوا الکترونیک، ها؟

11:34.400 --> 11:37.400
‫اونا همون یاماتون‌هایی هستن که ازشون بیشتر از همه متنفرم.

11:37.480 --> 11:41.200
‫بعد از پایانِ مذاکرات صلح، اولین لاشخورهایی بودن که هجوم آوردن.

11:41.660 --> 11:42.660
‫با این اوصاف،

11:42.740 --> 11:47.490
‫ما اینجا هیچ پیمانی که شامل پایگاه نظامی باشه رو قبول نداریم.

11:47.580 --> 11:50.370
‫تا جایی که یادمه، توی اون زمان سمت ژاپن،
‫سیاست مالیاتیِ حزبِ حاکم شکست خورد،

11:50.460 --> 11:52.080
‫و فشارها برای مخالفت رو به افزایش بود.

11:52.170 --> 11:54.670
‫حزبِ مخالف بی‌صبرانه منتظر اتفاقی بود تا قدرت رو پس بگیره.

11:54.960 --> 11:58.710
‫ولگارنا دید توی هزارتوی هماهنگی سیاست‌ها
‫با بلوک اقتصادیِ اروپا گیر کرده...

11:58.800 --> 12:01.130
‫و دنبالِ تقویت روابطش با ژاپن بود.

12:01.220 --> 12:04.140
‫و نتونستن پیش‌بینی کنن که اتحادیه‌ی MAG چطور عمل می‌کنه.

12:04.220 --> 12:06.600
‫و... وارد شدم.

12:07.180 --> 12:10.640
‫من الان یه دسترسی مستقیم به مرکز امنیتیِ
‫شرکت ساگاوا الکترونیک توی دفتر اصلی دارم.

12:10.730 --> 12:14.020
‫چی می‌خوای برات بیارم؟ یه نقشه‌ی شبکه‌ی
‫ امنیت عمومی؟ یه کارت دسترسیِ همه‌جانبه؟

12:14.100 --> 12:17.940
‫نباید شغلت رو توی آژانس مطبوعاتیِ کابینه ول می‌کردی.

12:18.020 --> 12:19.440
‫این الان تعریف بود؟

12:19.780 --> 12:24.990
‫زندگی کردن توی یه آپارتمان کپک‌زده و کثیف
‫ با عروسک‌هایی که از یه ماشین اسپرت هم گرون‌ترن،

12:25.070 --> 12:26.370
‫اصلاً سالم نیست.

12:27.080 --> 12:29.490
‫اگه پدر و مادرِ بیچاره‌ت بفهمن چی می‌گن؟

12:29.580 --> 12:32.210
‫با توجه به اینکه ما باهم دوستیم و اینا،

12:32.290 --> 12:34.670
‫چرا نگیم این‌یکی مهمونِ من؟

12:37.420 --> 12:40.950
‫m -168 -49 l 166 -49 166 8 -168 8

12:37.420 --> 12:40.950
‫شرکت   ساخت‌وساز   ساگاوا

12:39.250 --> 12:40.880
‫یه جبهه‌ی زمینی، ها؟

12:41.590 --> 12:45.220
‫یعنی اگه به جلو رفتن ادامه بدیم، حتماً به کویل می‌رسیم.

12:45.890 --> 12:49.850
‫توگوسا و بورما هم احتمالاً اون پایینن. بیا بریم.

12:53.100 --> 12:56.980
‫با وجود گرد و غبار و رطوبت، استتار نوریِ ما بی‌فایده می‌شه.

12:57.310 --> 12:59.480
‫فقط می‌تونیم امیدوار باشیم که برای آدم‌بدا هم همینطور باشه.

12:59.690 --> 13:04.450
‫ساگاوا    الکترونیک

13:01.070 --> 13:02.030
‫چه‌خبره؟

13:02.280 --> 13:04.490
‫روغنم داره چسبناک می‌شه!

13:06.700 --> 13:07.620
‫باز دوباره؟!

13:08.160 --> 13:10.370
‫شماها این‌بار دیگه چی می‌خواین؟

13:10.450 --> 13:12.290
‫امیدوارم مجوز داشته باشین.

13:12.370 --> 13:15.040
‫شما سرپرستِ ساخت‌وسازید؟ کسی بهتون نگفته؟

13:15.120 --> 13:16.710
‫یه نشت تشعشع وجود داره!

13:16.790 --> 13:19.960
‫کارتون رو متوقف کنین و به همه‌ی افرادتون بگین فوراً تخلیه کنن!

13:21.300 --> 13:24.880
‫وایسا، گفتی «باز دوباره»، کی دیگه اومده این پایین؟

13:25.050 --> 13:28.180
‫یه جفت مثل شما و یه تیم شش نفره از دفتر اصلی.

13:28.600 --> 13:32.470
‫و یه مرد خارجی که شبیه مأمورای دولتی بود! فعلاً خدافظ!

13:32.930 --> 13:34.680
‫یه تیم شش نفره از دفتر اصلی؟

13:34.770 --> 13:36.270
‫بهتره وقت تلف نکنیم.

13:50.280 --> 13:53.620
‫آخ! چه مرگته، آهن‌قراضه؟

13:53.700 --> 13:55.870
‫روغن‌ ترمزم یخ زده!

13:55.960 --> 13:58.330
‫مگه بهت نگفتم گرم نگهش داری؟

14:07.470 --> 14:10.050
‫فقط دارم لطفِ اون روزت رو جبران می‌کنم، «سنپای»!

14:10.140 --> 14:10.970
‫توگوسا؟

14:11.430 --> 14:12.970
‫اون پایین می‌بینمت، فوچیکوما!

14:13.060 --> 14:14.390
‫عـــــــه!

14:20.650 --> 14:21.650
‫طلا؟

14:40.380 --> 14:41.960
‫کویل کراسنوف!

14:56.180 --> 14:58.440
‫لعنتی... کی بود الان شلیک کرد؟!

14:58.520 --> 15:00.020
‫هوی، حالت خوبه؟

15:02.480 --> 15:04.570
‫همونجا وایسا، وگرنه شلیک می‌کنم! کویل!

15:04.980 --> 15:06.220
‫کـــویـــل!

15:18.120 --> 15:20.540
‫مجبور نبودی طرف رو بکشی!

15:20.620 --> 15:23.750
‫مرده‌ها درمورد کارفرما یا اطلاعاتی که دارن حرفی نمی‌زننا.

15:24.130 --> 15:26.340
‫از تو یکی نمی‌خوام بشنوم.

15:27.760 --> 15:30.260
‫بورما حساب آخرین نفرشونو رسید.

15:30.340 --> 15:32.910
‫به‌نظر می‌رسه همه‌شون توسط کویل کنترل می‌شدن.

15:33.260 --> 15:38.390
‫سؤال بهتر اینه که، لباس‌های زره‌پوش نظامیِ مدل 24 اینجا چیکار می‌کنن؟

15:38.560 --> 15:41.940
‫فقط به‌خاطر اینکه می‌سازنشون
‫دلیل نمی‌شه که خودشونو باهاش مسلح کنن.

15:42.020 --> 15:43.770
‫به این می‌گن یه ارتش واقعی.

15:43.860 --> 15:47.280
‫صرفاً چون شستشوی مغزی شدن ‫
‫دلیل نمی‌شه چیزی از مهارتشون کم شده باشه.

15:47.730 --> 15:53.570
‫حالا که فکرشو می‌کنم، یادمه اواخر قرن یه داستانایی
‫درمورد حجم عظیمی از طلا شنیده بودم که ‫از ولگارنا خارج می‌شد.

15:53.820 --> 15:55.410
‫اینم یه بخشی از اونه؟

15:55.490 --> 15:57.540
‫یعنی ساگاوا الکترونیک و ارتش...

15:57.620 --> 16:00.500
‫تمام مدت درمورد این طلا می‌دونستن؟

16:05.500 --> 16:07.590
‫بهتره از بیرون هکشون کنی.

16:07.670 --> 16:08.960
‫اینطوری منم هک می‌شم.

16:09.050 --> 16:11.300
‫اون‌وقت بدن گرون‌قیمتم بی‌دفاع می‌مونه.

16:11.930 --> 16:13.680
‫خب، مراقب خودت باش، خانوم!

16:13.890 --> 16:14.890
‫هستم.

16:18.600 --> 16:20.730
‫من عکاسِ کاتالوگ داخلی شرکت هستم.

16:20.810 --> 16:23.650
‫اومدم محیط رو بررسی کنم. مجوز دارم.

16:23.850 --> 16:25.770
‫لطفاً برید به دفتر رئیس.

16:33.450 --> 16:35.910
‫تعداد پرسنل رو به حداقلِ ممکن رسوندن.

16:36.120 --> 16:38.830
‫یه‌سریا دارن پشت گوشِ ماشین‌ها اینجا زندگی می‌کنن.

16:39.290 --> 16:41.710
‫گمونم فقط با استعداد خالی نمی‌شه امرار معاش کرد.

16:42.250 --> 16:45.500
‫خب، اول برم سراغ اتاق پردازش اطلاعات یا اتاق مدیریت سوابق؟

16:45.750 --> 16:49.320
‫نه، سریع‌تره که مغز یکی از مدیرای ارشد رو هک کنم.

16:51.630 --> 16:55.430
‫نفوذی با رفتار مشکوک شناسایی شد. تقاطع ۹۹۷۲.

16:55.510 --> 16:58.260
‫فوراً کارت شناسایی و مجوزتون رو نشون بدید.

16:55.510 --> 16:58.260
‫نه اشتباه متوجه شدی، من، چیزه... ای لعنتی.

16:59.720 --> 17:01.980
‫اصلاً چرا به خودم زحمت دادم یه مجوز همه‌جانبه بگیرم؟

17:02.730 --> 17:04.440
‫عجب کله‌پوکی‌ام.

17:07.480 --> 17:09.270
‫نشت تشعشعاتی وجود نداره!

17:09.360 --> 17:12.860
‫اگه هنوز می‌خوای سرپرست بمونی،
‫بهتره همین الان مدار چاشنی رو به این کنسول وصل کنی!

17:13.190 --> 17:14.490
‫می‌خوام اون بخش زیر خاک دفن...

17:17.200 --> 17:19.120
‫تکون نخور! دستاتو ببر بالا!

17:23.910 --> 17:25.000
‫یه ربات.

17:25.460 --> 17:26.620
‫بدن اصلیش کجاست؟

17:32.010 --> 17:32.880
‫اوه!

17:34.590 --> 17:37.470
‫باید همین نزدیکی‌ها بوده باشه، اما تا الان فرار کرده؟

17:37.680 --> 17:40.600
‫اون عایق تهاجمی توسط یه حرفه‌ای راه‌اندازی شده بود.

17:40.720 --> 17:43.000
‫این خلاف قوانینِ حفظ اسرار سازمانیه.

17:43.000 --> 17:45.980
‫اون می‌خواست چیو از بین ببره که انقدر عجله داشت؟

17:49.400 --> 17:52.480
‫چیز زیادی روی این نیست، اما رمزنگاریش خیلی سنگینه.

17:52.780 --> 17:56.610
‫«مارس ۹۸. منطقه‌ی B از طرف M به K فروخته شد.»

17:56.820 --> 18:00.490
‫«می ۹۸. منطقه‌ی L از طرف K به M فروخته شد.»

18:00.580 --> 18:03.950
‫اینا چیه؟ قطعه زمین‌های اطرافِ پایگاه؟

18:04.290 --> 18:06.580
‫پس M و K زمین‌ها رو بین خودشون ردوبدل می‌کردن...

18:06.660 --> 18:08.880
‫تا بتونن بودجه‌های عمومیِ خودشونو دودَر کنن؟

18:09.130 --> 18:12.710
‫اگه «M» مارلوف باشه، پس «K» باید...

18:23.350 --> 18:26.060
‫جمجمه‌ت انگار از جنس محکمی ساخته شده.

18:26.390 --> 18:29.020
‫باید برای مطالعات بیشتر کالبدشکافیت کنم،

18:29.230 --> 18:31.610
‫ستوان کوساناگی موتوکو!

18:34.730 --> 18:36.530
‫بهتر از تو هم تلاششونو کردن،

18:36.610 --> 18:40.450
‫سرهنگ دوم کاگاساکی سوهی،
‫رئیس سابقِ عملیات ویژه‌ی قطب شمال.

18:41.030 --> 18:43.410
‫از اون گذشته، دیگه درجه‌م این نیست.

18:43.790 --> 18:45.370
‫اطلاعاتت قدیمیه.

18:45.540 --> 18:48.080
‫الان دیگه همه منو «سرگرد» صدا می‌زنن.

18:48.290 --> 18:51.880
‫غیرممکنه! حتی سنسورهای فشارِ کف زمین هم
‫ داده‌شون داره محو می‌شه!

18:52.540 --> 18:54.750
‫این دیسک رو دست خودم نگه‌ می‌دارم.

18:54.880 --> 18:58.170
‫همین کافیه تا کشور باهات به دشمنی بیفته.

18:58.930 --> 19:00.550
‫هرچقدر می‌خوای فرار کن و قایم شو.

19:01.220 --> 19:03.680
‫این فقط بازی رو جالب‌تر می‌کنه،

19:03.850 --> 19:05.520
‫و پایین کشیدنت آسون‌تر می‌شه.

19:09.890 --> 19:12.900
‫اوه، الان فهمیدم. به دیوارها چسبیده.

19:12.980 --> 19:15.480
‫نه، باید از اینجا برم بیرون.

19:18.780 --> 19:22.450
‫خیلی وقته توی بدن اصلیم نبودم سر همین داره جیرجیر می‌کنه.

19:23.320 --> 19:25.620
‫باید چندوقت یه‌بار تعمیرش می‌کردم!

19:25.870 --> 19:27.160
‫اینجا رو ببین.

19:27.870 --> 19:31.170
‫باورم نمی‌شه تمام این مدت با اون بدن از دیوار آویزون بودی.

19:31.250 --> 19:33.880
‫خودتم کم آدم عجیب‌وغریبی نیستیا.

19:33.960 --> 19:37.960
‫من ۲۰ ساله اینجا توی قطب شمال به کشورم خدمت کردم!

19:38.050 --> 19:41.630
‫فکر می‌کنم در عوضش مستحقِ چنین چیز کوچیکی باشم!

19:42.430 --> 19:44.640
‫زندگی واقعاً سخته.

19:46.600 --> 19:50.560
‫درمورد حادثه‌ی دیروز یه اطلاعیه از وزارت امور خارجه دریافت کردم.

19:50.640 --> 19:53.940
‫این اطلاعیه می‌گه که آسچینوف به کشورش فراخونده شده.

19:54.020 --> 19:56.320
‫با وجود اینکه تازه به سِمتش منصوب شده بود.

19:56.400 --> 19:58.440
‫فراخوانی‌های دیپلماتیک برای همه حکم منفی داره.

19:58.530 --> 20:01.200
‫توی قطب شمال چیکار می‌کردین؟

20:01.280 --> 20:03.490
‫توی جبهه‌ی زمینی ریزش رخ داده بود.

20:03.570 --> 20:06.990
‫طی تلاش‌هامون برای جستوجو و نجات، به شمش‌های طلا برخورد کردیم.

20:07.080 --> 20:10.000
‫وقتی اون شمش‌های طلا یهو پس فرستاده شدن،

20:10.080 --> 20:12.210
‫نخست‌وزیرشون باید حسابی جا خورده باشه.

20:12.290 --> 20:14.710
‫خب، از همون اولش اموال خودشون بود.

20:14.790 --> 20:19.460
‫انتظار دارم برای ساختِ یه کارخونه‌ی فرآوری پسماندهای هسته‌ای
‫ یا یه شهرِ زیرزمینی توی دشتِ هالما ازش استفاده کنن.

20:22.720 --> 20:25.010
‫تو واقعاً به‌درد سیاست نمی‌خوری.

20:25.680 --> 20:28.430
‫من یه کارمند ساده‌ی امنیت عمومی‌ام.

20:28.680 --> 20:30.520
‫و بهش افتخار می‌کنم.

20:35.650 --> 20:39.690
‫هرچند، کاگاساکی هم اولش به‌عنوان
‫ یه کارمند ساده‌ی امنیت عمومی شروع کرد.

20:39.780 --> 20:45.740
‫مأموریتش این بود که برای ظاهرسازی
‫توی شرکت ساگاوا الکترونیک کار کنه ‫تا به پایگاه ولگارنا نزدیک بشه.

20:46.240 --> 20:48.370
‫و اینطوری بود که سرمایه‌ی کافی جمع کرد...

20:48.450 --> 20:51.250
‫تا شرکت ساگاوا الکترونیک رو به یکی از شاخه‌های گروه ساگاوا تبدیل کنه،

20:51.330 --> 20:53.620
‫اونم از طریق بند و بست‌های تجاری و اختلاس.

20:53.710 --> 20:58.540
‫اونا باید فهمیده باشن که مارلوف مدام داشته
‫ اون سرمایه رو به طلا تبدیل می‌کرده.

20:58.840 --> 21:02.050
‫کمیته‌ی مرکزی‌شون از این ایده که مارلوف دستش به اون پولا برسه...

21:02.130 --> 21:04.300
‫و برنده‌ی انتخابات بعدی بشه، خوششون نیومد.

21:04.380 --> 21:06.550
‫یعنی کمیته‌ی مرکزی می‌خواست از ما استفاده کنه...

21:06.640 --> 21:08.970
‫تا جاشون دستمونو کثیف کنیم و جلوی مارلوف رو بگیریم.

21:09.810 --> 21:13.390
‫تصادفاً به‌نظر می‌رسه که حساب بانکی یانو
‫ به اندازه‌ی یه شمش طلا سنگین‌تر شده.

21:13.480 --> 21:16.730
‫اوه، می‌خواستم اونو به‌عنوان «پول دیه» از طرف کویل ثبت کنم.

21:16.810 --> 21:18.400
‫پس مشکلی نیست.

21:19.360 --> 21:21.400
‫می‌تونی اونو توی گزارشت نیاری.

21:22.490 --> 21:25.910
‫۲۰ دقیقه می‌شه که باتو رفته تا به خانواده‌ی یانو ادای احترام کنه.

21:25.990 --> 21:27.370
‫برو بیارش.

21:27.450 --> 21:29.580
‫نمی‌دونم بهش چی بگم.

21:30.540 --> 21:31.910
‫منم همینطور.

21:36.290 --> 21:39.630
‫نمی‌دونم چرا اومده بود تا تو برکه‌ی خون آموزش ببینه.

21:40.040 --> 21:42.380
‫یه همچین قبری از هیچی بهتره.

21:42.670 --> 21:47.390
‫وقتی بمیرم، بدنم توسط یه آزمایشگاه
‫برای آزمایش یا استفاده‌ی مجدد برداشته می‌شه.

21:47.720 --> 21:52.220
‫من تو موقعیتی‌ام که هیجان، پول،
‫ و بهترین نگهداری‌ها رو در دسترسم دارم،

21:52.310 --> 21:54.600
‫پس در ازاش این بهای خیلی کوچیکیه.

21:59.650 --> 22:01.230
‫اون برادر کوچیکه‌ی یانوـه.

22:10.120 --> 22:13.660
‫هیچ‌وقت به اینکه آدما با این نگاه بهم خیره بشن عادت نمی‌کنم.

22:13.790 --> 22:16.210
‫گزینه‌ی دیگه‌ای هم بود؟

22:16.710 --> 22:20.500
‫چسبیدن به «ای کاش‌ها» توی ذات انسانه.

22:20.520 --> 22:30.520
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
