1
00:00:19,830 --> 00:00:22,910
‫24 دسامبر 2029
‫جنوب هونشو، محل ناشناخته

2
00:00:21,850 --> 00:00:24,770
‫سبورو C-25a و 26a.

3
00:00:24,940 --> 00:00:28,070
‫از مهمات 6x25 HV استفاده می‌کنن و هر کدوم ۵۰ تیر ظرفیت دارن.

4
00:00:28,150 --> 00:00:30,860
‫وقتی پوکه‌گیر به بالاش وصل نیست،

5
00:00:30,940 --> 00:00:33,450
‫پوکه‌های خالی از بالا به سمت جلو پرت می‌شن؟

6
00:00:33,700 --> 00:00:35,950
‫اینا احتمالاً وسط میدون جنگ گیر می‌کنن.

7
00:00:36,030 --> 00:00:38,910
‫بعد از اینکه ماه‌ها روی تست تیراندازیشون
‫وقت گذاشتم چطور می‌تونی اینو بگی؟!

8
00:00:39,160 --> 00:00:40,830
‫به این تاول‌های روی دستم نگاه کن!

9
00:00:40,910 --> 00:00:42,750
‫الکی نیستنا!

10
00:00:43,460 --> 00:00:46,880
‫مات رنگشون کن. شاید اگه فرصتش پیش بیاد ازشون استفاده کنیم.

11
00:00:50,380 --> 00:00:51,760
‫وای، معرکه‌ست!

12
00:00:51,840 --> 00:00:54,800
‫آهای، تمومش کن! به تانک بخش ۱ دست نزن!

13
00:01:00,220 --> 00:01:04,890
‫اینجا رو، فقط مغزت فعاله. می‌بینم که هیچ عایقی نداری.

14
00:01:08,060 --> 00:01:09,150
‫تو...

15
00:01:10,110 --> 00:01:12,150
‫نه، من... چـ...

16
00:01:12,230 --> 00:01:13,780
‫تو، من!

17
00:01:13,860 --> 00:01:15,820
‫تو... نه، من!

18
00:01:15,910 --> 00:01:16,950
‫چی؟

19
00:01:20,080 --> 00:01:22,450
‫پیرمرد می‌خواد ببینتمون. بیا بریم.

20
00:01:22,790 --> 00:01:26,620
‫احساس می‌کنم تازه به یه درک بسیار عمیقی رسیده بودم!

21
00:01:26,710 --> 00:01:29,630
‫داده‌هام از این اتفاق واضح نیست!

22
00:01:29,710 --> 00:01:32,130
‫ولی چیز فوق‌العاده مهمی بود!

23
00:01:32,420 --> 00:01:35,670
‫وظیفه‌ت رو به‌عنوان لباس‌کارم یادت میاد، نه؟

24
00:01:38,370 --> 00:01:43,960
‫‫برای فوچیکوماها، «فوق‌العاده مهم»
‫به معنای «طبقه‌بندی‌شده به‌عنوان موردی با اولویت بالا» است.

25
00:01:40,620 --> 00:01:43,250
‫24 دسامبر 2029

26
00:01:41,710 --> 00:01:41,960
‫بــــــــودجـــــه شــــبــــح

27
00:01:41,960 --> 00:01:43,250
‫بودجه شبح

28
00:01:43,250 --> 00:01:43,960
‫بودجه شبح

29
00:01:44,000 --> 00:01:54,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

30
00:03:14,000 --> 00:03:18,040
‫ترجمه و تایپ‌ستینگ: HADAD

31
00:03:17,110 --> 00:03:17,940
‫چیه؟

32
00:03:18,030 --> 00:03:22,070
‫مـ ـ ما اومدیم درخواست کنیم تا
‫ از روغن طبیعی برامون استفاده بشه!

33
00:03:22,160 --> 00:03:23,490
‫آره! آره!

34
00:03:23,570 --> 00:03:24,870
‫رد می‌شه.

35
00:03:25,990 --> 00:03:28,500
‫از روغن مصنوعی خسته شدیم! ازش متنفریم، متنفریم، متنفریم!

36
00:03:28,580 --> 00:03:31,670
‫دلتون می‌خواد با مورچه‌ها، کپک و یخ‌زدگی سروکله بزنین؟

37
00:03:31,750 --> 00:03:34,080
‫حالا ساکت شین و به نظارتِ سوژه ادامه بدین.

38
00:03:34,170 --> 00:03:36,840
‫ولی باتو-سان توی فوچیکوماش روغن طبیعی می‌ریزه!

39
00:03:36,920 --> 00:03:38,710
‫باتو واقعاً مخش عیب داره.

40
00:03:44,050 --> 00:03:47,260
‫گفت این بدرقه فقط دو دقیقه طول می‌کشه.

41
00:03:47,640 --> 00:03:51,310
‫شاید پیرمرد می‌خواد خودشو به اینترکام بفروشه.

42
00:03:51,940 --> 00:03:54,100
‫یا شایدم یه دل نه صد دل عاشقش شده.

43
00:03:54,610 --> 00:03:56,980
‫وقتی سوژه توی محفظه‌ی ضدتروریسمش بره،

44
00:03:57,070 --> 00:03:58,980
‫مأموریت امنیتی ما تموم می‌شه.

45
00:03:59,190 --> 00:04:02,280
‫اون‌وقت با هلیکوپتر مستقیم می‌ریم سمت زیردریاییشون.

46
00:04:05,120 --> 00:04:09,660
‫وقتی دشت هالما به شهری هم‌تراز با ‫مرکز
‫استان کیوشوی شما، یعنی فوکوئوکا تبدیل شد،

47
00:04:09,750 --> 00:04:12,500
‫دعوتت می‌کنم که ازش دیدن کنی، همرزم آراماکی.

48
00:04:12,580 --> 00:04:14,880
‫متأسفانه من مثل تو عمر نوح ندارم، متوسلا.

49
00:04:16,090 --> 00:04:18,710
‫با اینکه تبادلمون هیچ سود واقعی‌ای نداشت،

50
00:04:18,800 --> 00:04:20,800
‫دقیقاً همینش ارزشمند بود.

51
00:04:21,720 --> 00:04:24,470
‫به‌عنوان هدیه‌ی خداحافظی، یه‌چیز با ارزش واقعی برات می‌ذارم.

52
00:04:25,340 --> 00:04:28,350
‫اگه منظورت بریده‌های روزنامه‌ی دولتیِ دیروزه، دارمش.

53
00:04:29,220 --> 00:04:33,350
‫جانشینم، آسچینوف، توسط کمیته‌ی مرکزی برگزیده نشده.

54
00:04:33,640 --> 00:04:37,690
‫این نتیجه‌ی دست‌کاری بودجه‌ی ژنرال مارلوف بود که به‌خوبی می‌شناسیش.

55
00:04:38,110 --> 00:04:41,570
‫این اولین اطلاعاتیه که از قبل نمی‌دونستم.

56
00:04:42,280 --> 00:04:44,110
‫لطف داری که دروغ می‌گی.

57
00:04:50,490 --> 00:04:52,580
‫همه توی هلی‌پورت جمع بشین!

58
00:04:53,750 --> 00:04:55,420
‫داریم می‌ریم قطب شمال!

59
00:04:56,570 --> 00:04:58,900
‫قطب شمال، جایی در آسمان ایتوروبتسو

60
00:05:00,050 --> 00:05:01,630
‫کویل کراسنوف.

61
00:05:01,880 --> 00:05:04,340
‫سن تخمینی: ۲۶.

62
00:05:04,630 --> 00:05:07,220
‫یه سایبورگ که آسچینوف فرستاده توی کشور، ها؟

63
00:05:07,300 --> 00:05:09,050
‫اون یه سایبورگ جنگیه.

64
00:05:09,140 --> 00:05:12,930
‫یه بازوی مصنوعیِ تیتانیومی داره که تا استخون کتفش بالا رفته.

65
00:05:13,020 --> 00:05:16,560
‫درحال حاضر با قطار سریع‌السیرِ مغناطیسی توهوکو توی راه هوکایدوئه.

66
00:05:16,650 --> 00:05:17,900
‫قطار توهوکو؟

67
00:05:18,190 --> 00:05:19,690
‫آخه چرا باید با قطار بره؟

68
00:05:19,770 --> 00:05:20,770
‫به‌خاطر سلاح.

69
00:05:21,230 --> 00:05:23,400
‫اگه با هواپیما می‌رفت نمی‌تونست با خودش هیچی ببره.

70
00:05:23,740 --> 00:05:25,400
‫کی رو مأمور کردی که زیر نظرش بگیره؟

71
00:05:25,490 --> 00:05:26,310
‫یانو  رو.

72
00:05:26,310 --> 00:05:27,110
‫اون دیگه کیه؟

73
00:05:27,490 --> 00:05:30,370
‫یه تازه‌کار که باتو از آکادمی فرستاده.

74
00:05:30,620 --> 00:05:32,540
‫یه همچین کسی از پس این کار برمیاد؟

75
00:05:32,620 --> 00:05:35,660
‫ما هم همیشه دقیقاً همین حرف رو درمورد تو می‌زدیم.

76
00:05:36,250 --> 00:05:39,460
‫پس اگه داریم با تمام قوا وارد میدون می‌شیم،

77
00:05:39,540 --> 00:05:41,250
‫این یه عملیات نظارتیِ ساده نیست، نه؟

78
00:05:41,340 --> 00:05:43,380
‫توی منطقه‌ی قطب شمال، شرکت ساگاوا الکترونیک...

79
00:05:43,460 --> 00:05:46,090
‫داره کارخونه‌ی زیرزمینی‌ش رو توی بخش ایتوروبتسو گسترش می‌ده.

80
00:05:46,180 --> 00:05:47,220
‫ایتوروبتسو؟

81
00:05:47,720 --> 00:05:50,640
‫همونجا که قبلاً پایگاه زیردریایی ولگارنا بود؟

82
00:05:50,720 --> 00:05:53,720
‫شنیدم وقتی عقب‌نشینی می‌کردن، با مواد منفجره دفنش کردن.

83
00:05:53,810 --> 00:05:56,390
‫امنیت عمومی ساگاوا رو زیر نظر داشته،

84
00:05:56,810 --> 00:05:59,480
‫ولی با رسیدن منطقه‌ی گسترششون به یه پایگاه نظامیِ قدیمی...

85
00:05:59,560 --> 00:06:03,610
‫و ورود یه مأمور به کشور، دیگه وقتشه ما هم وارد عمل بشیم.

86
00:06:05,320 --> 00:06:06,650
‫به شلیک ادامه بدین!

87
00:06:06,740 --> 00:06:09,410
‫پایین‌تنه‌تون رو ثابت نگه‌دارین! باسنتون خیلی بالاست!

88
00:06:09,820 --> 00:06:14,410
‫هوی تو! جلوی هدف بزرگی مثل انسان، دنبال امتیازِ نمایشی نباش!

89
00:06:14,500 --> 00:06:17,040
‫اینطوری خودتونو برای لگد اسلحه آماده کنین!

90
00:06:17,250 --> 00:06:19,830
‫باتو. سرگرد می‌گه بری قطب شمال.

91
00:06:19,920 --> 00:06:21,380
‫عجب شانسی!

92
00:06:21,460 --> 00:06:24,300
‫من اصلاً برای مربی آموزشی بودن ساخته نشدم!

93
00:06:24,760 --> 00:06:26,920
‫لعنتی، این ماسماسک گیر کرد!

94
00:06:27,300 --> 00:06:30,760
‫کله‌پوک! به‌جای غر زدن، بازش کن و خاکشو بگیر!

95
00:06:31,720 --> 00:06:34,680
‫ایتوروبتسو از مجموعه‌ای از ساختمان‌های غول‌پیکر تشکیل شده است.
‫این یک کلان‌شهر با ارتفاع ۴۵۰۰ متر و عرض ۱۱ تا ۱۲ کیلومتر است.

96
00:06:35,140 --> 00:06:37,770
‫قطب شمال یه شهر سایبریِ قدیمیه.

97
00:06:38,060 --> 00:06:40,770
‫هر دلال داده‌ای که سرش به تنش بی‌ارزه،

98
00:06:40,850 --> 00:06:43,940
‫احتمالاً داره هر نوع داده‌ای که روی
‫ این هواپیما وجود داره رو جمع‌آوری و بررسی می‌کنه.

99
00:06:44,020 --> 00:06:47,570
‫ایشیکاوا، برو پیش باتو و تعقیبِ یانو رو به عهده بگیر.

100
00:06:47,650 --> 00:06:48,490
‫باشه.

101
00:06:49,200 --> 00:06:52,070
‫ما توی مختصات ۴۷۲۲ ساعت ۰۸:۴۵ همدیگه رو می‌بینیم.

102
00:06:52,990 --> 00:06:56,110
‫خداحافظ، دوستای من!

103
00:07:02,960 --> 00:07:05,750
‫این یارو کویل برای چی اومده اینجا؟

104
00:07:05,960 --> 00:07:08,630
‫مطمئناً که برای سیاحت نیست.

105
00:07:08,720 --> 00:07:10,550
‫من بیشتر کنجکاوم بدونم...

106
00:07:10,630 --> 00:07:14,600
‫شرکت ساگاوا الکترونیک امیدواره
‫ با کندنِ یه پایگاه ولگارنایی چی پیدا کنه.

107
00:07:15,350 --> 00:07:18,480
‫بورما، با توگوسا کارخونه‌ی زیرزمینی رو بررسی کن.

108
00:07:18,560 --> 00:07:19,980
‫من دفتر اصلی رو چک می‌کنم.

109
00:07:20,890 --> 00:07:22,730
‫سیم بکشین و با لینک مستقیم ارتباط برقرار کنین.

110
00:07:22,810 --> 00:07:25,150
‫از اینجا به بعد، از هیچ ارتباط بی‌سیمی استفاده نکنین.

111
00:07:37,200 --> 00:07:40,080
‫فوچیکوما، هرکاری می‌کنی، ازم دور نشو.

112
00:07:40,160 --> 00:07:42,330
‫و ـ و ـ وای خدا!

113
00:07:42,670 --> 00:07:44,380
‫یه یاماتونِ شماره ۱!

114
00:07:44,460 --> 00:07:47,550
‫اینو هیچ‌جای دیگه پیدا نمی‌کنی!

115
00:07:47,710 --> 00:07:50,920
‫یه تخفیف تپل بهت می‌دم و چند تا تیکه‌ی زره هم می‌ذارم روش!

116
00:07:52,630 --> 00:07:54,260
‫داده‌هاش فعاله!

117
00:07:54,260 --> 00:07:56,760
‫آنا، این یارو فقط می‌خواد تماشا کنه!

118
00:07:56,850 --> 00:07:58,390
‫می‌خریش یا نه؟!

119
00:08:00,390 --> 00:08:02,770
‫می‌تونم این بازوی رباتیک رو باهاش معامله کنم؟

120
00:08:02,850 --> 00:08:06,020
‫مشنگ! من اینجا دارم سعی می‌کنم یه لقمه نون دربیارم! گمشو!

121
00:08:06,240 --> 00:08:07,880
‫[ روغن ]

122
00:08:10,940 --> 00:08:11,990
‫دخلشو میارم!

123
00:08:12,280 --> 00:08:14,910
‫ولش کن، به هرحال خودمونم دزدیده بودیمش.

124
00:08:14,990 --> 00:08:17,200
‫بیا برگردیم توی همون منطقه‌ی سرگرمی کار کنیم.

125
00:08:19,870 --> 00:08:20,700
‫عه؟

126
00:08:21,500 --> 00:08:23,290
‫سیم پاره شد.

127
00:08:23,580 --> 00:08:25,000
‫این خوب نیست.

128
00:08:27,250 --> 00:08:28,920
‫واقعاً خیلی خوبه.

129
00:08:29,000 --> 00:08:30,510
‫شما لطف دارید.

130
00:08:30,630 --> 00:08:33,970
‫تو نه. منظورم استتار نوری‌شونه.

131
00:08:34,380 --> 00:08:37,350
‫باید استتار نوری-حرارتیِ «کیوره ۲۹۰۲» باشه.

132
00:08:37,430 --> 00:08:39,930
‫اگه دوربین‌های شناسایی نورِ ساگاوا نمی‌تونن بگیرنش،

133
00:08:40,020 --> 00:08:41,730
‫یعنی مهمونای دردسرسازی داریم.

134
00:08:41,810 --> 00:08:45,020
‫پس ۲۹۰۲ یعنی امنیت عمومیِ بخش ۹، بخش ۶،

135
00:08:45,100 --> 00:08:46,360
‫یا بخش ۴ رنجرها.

136
00:08:46,440 --> 00:08:49,690
‫اونا مستقیماً به نخست‌وزیر گزارش می‌دن،
‫ برای همین در برابر فشار مصون هستن.

137
00:08:50,070 --> 00:08:51,570
‫تنها کسایی که در برابر فشار مصونن...

138
00:08:51,650 --> 00:08:54,860
‫مدیرای اتحادیه‌ان که شورای ملی رو کنترل می‌کنن.

139
00:08:54,950 --> 00:08:58,700
‫«گزارش مستقیم به نخست‌وزیر» معمولاً فقط روی کاغذ درسته.

140
00:08:59,160 --> 00:09:00,140
‫برنامه رو بندازین جلو.

141
00:09:00,140 --> 00:09:00,990
‫چشم!

142
00:09:01,540 --> 00:09:03,410
‫الان دشمن‌مون زمانه.

143
00:09:04,540 --> 00:09:07,880
‫ایتوروبتسو. ایتوروبتسو.

144
00:09:08,380 --> 00:09:11,340
‫حرکت قطار بعدی لغو شده...

145
00:09:11,420 --> 00:09:14,300
‫و هیچ تخمین دقیقی برای شروع مجدد خدمات وجود ندارد.

146
00:09:20,350 --> 00:09:21,390
‫یانو...

147
00:09:21,470 --> 00:09:25,560
‫کویل انقدر عجله داشته که حتی
‫ زحمت گم کردنِ ردش رو هم به خودش نداده.

148
00:09:25,640 --> 00:09:28,110
‫باید با بقیه تماس بگیریم، وگرنه تو دردسر میفتن.

149
00:09:28,190 --> 00:09:29,900
‫بیا مستقیم بریم به کارخونه‌ی زیرزمینی.

150
00:09:33,240 --> 00:09:34,490
‫باتو...

151
00:09:36,030 --> 00:09:38,240
‫باتو صحبت می‌کنه، رئیس! رئیس!

152
00:09:38,990 --> 00:09:40,560
‫جوابمو بده، لامصب!

153
00:09:40,560 --> 00:09:41,160
‫احمق!

154
00:09:41,580 --> 00:09:44,410
‫چرا یه تازه‌کارِ بی‌تجربه رو تنهایی واسه این کار فرستادی؟

155
00:09:44,500 --> 00:09:47,750
‫اگه توی یه تیم دونفره کار می‌کرد، یانو الان زنده بود!

156
00:09:47,830 --> 00:09:48,650
‫حرومی!

157
00:09:48,650 --> 00:09:49,290
‫بسه دیگه!

158
00:09:49,880 --> 00:09:51,880
‫داد زدن سر اون هیچی رو حل نمی‌کنه.

159
00:09:52,210 --> 00:09:55,300
‫خودت بودی که یکیو فرستادی که
‫نمی‌تونست یه تعقیب تک‌نفره رو مدیریت کنه.

160
00:09:55,380 --> 00:09:58,010
‫اگه احساس مسئولیت می‌کنی، به‌جای اینکه سر پیرمرد خالیش کنی،

161
00:09:58,090 --> 00:09:59,340
‫انرژی‌تو برای این تحقیقات بذار!

162
00:09:59,930 --> 00:10:00,850
‫فهمیدی؟

163
00:10:01,010 --> 00:10:04,020
‫کویل حرومزاده. پدرتو درمیارم!

164
00:10:04,100 --> 00:10:04,670
‫فوچیکوما!

165
00:10:04,670 --> 00:10:05,850
‫اومدم!

166
00:10:07,980 --> 00:10:10,940
‫با جسد با احترام رفتار کنین. ممنون.

167
00:10:11,110 --> 00:10:13,650
‫اگه خراب شده، باید فقط درستش کنن!

168
00:10:18,860 --> 00:10:21,370
‫باتو تازگی‌ها خیلی عصبی شده.

169
00:10:22,450 --> 00:10:24,910
‫خوبه که توگوسا مداخله نکرد.

170
00:10:25,250 --> 00:10:27,250
‫بمیر، نظامی عوضی!

171
00:10:36,340 --> 00:10:40,140
‫خانوم، می‌تونم یه پوست جدید با قیمت ارزون برات گیر بیارم.

172
00:10:40,220 --> 00:10:41,930
‫گمشو، منحرف.

173
00:10:44,310 --> 00:10:45,140
‫هی!

174
00:10:46,890 --> 00:10:47,930
‫خانوم؟

175
00:10:48,520 --> 00:10:50,810
‫یادت میاد؟ منم.

176
00:10:50,980 --> 00:10:54,400
‫شنیدم کرولدنِ هکر هنوز کارش اینجا به‌ راهه.

177
00:10:55,940 --> 00:10:57,690
‫بیا تو!

178
00:10:57,820 --> 00:11:00,910
‫تو این دنیا، هیچ‌کس از آدمایی که زیادی صمیمین خوشش نمیاد.

179
00:11:01,320 --> 00:11:03,660
‫چون می‌دونم اگه جلوت رفتارم خوب نباشه،

180
00:11:03,740 --> 00:11:05,830
‫بدجوری پشیمون می‌شم.

181
00:11:11,290 --> 00:11:12,960
‫آهای، کرولدن!

182
00:11:13,040 --> 00:11:16,250
‫اون خانومه از عملیات فرودِ نمورو، اومده دیدنت!

183
00:11:19,590 --> 00:11:21,300
‫کجا؟

184
00:11:26,140 --> 00:11:27,560
‫استتار نوری.

185
00:11:27,640 --> 00:11:29,430
‫من دقیقاً کنارت وایسادم، کرولدن.

186
00:11:29,680 --> 00:11:31,350
‫برای کار اینجام.

187
00:11:32,520 --> 00:11:34,310
‫شرکت ساگاوا الکترونیک، ها؟

188
00:11:34,400 --> 00:11:37,400
‫اونا همون یاماتون‌هایی هستن که ازشون بیشتر از همه متنفرم.

189
00:11:37,480 --> 00:11:41,200
‫بعد از پایانِ مذاکرات صلح، اولین لاشخورهایی بودن که هجوم آوردن.

190
00:11:41,660 --> 00:11:42,660
‫با این اوصاف،

191
00:11:42,740 --> 00:11:47,490
‫ما اینجا هیچ پیمانی که شامل پایگاه نظامی باشه رو قبول نداریم.

192
00:11:47,580 --> 00:11:50,370
‫تا جایی که یادمه، توی اون زمان سمت ژاپن،
‫سیاست مالیاتیِ حزبِ حاکم شکست خورد،

193
00:11:50,460 --> 00:11:52,080
‫و فشارها برای مخالفت رو به افزایش بود.

194
00:11:52,170 --> 00:11:54,670
‫حزبِ مخالف بی‌صبرانه منتظر اتفاقی بود تا قدرت رو پس بگیره.

195
00:11:54,960 --> 00:11:58,710
‫ولگارنا دید توی هزارتوی هماهنگی سیاست‌ها
‫با بلوک اقتصادیِ اروپا گیر کرده...

196
00:11:58,800 --> 00:12:01,130
‫و دنبالِ تقویت روابطش با ژاپن بود.

197
00:12:01,220 --> 00:12:04,140
‫و نتونستن پیش‌بینی کنن که اتحادیه‌ی MAG چطور عمل می‌کنه.

198
00:12:04,220 --> 00:12:06,600
‫و... وارد شدم.

199
00:12:07,180 --> 00:12:10,640
‫من الان یه دسترسی مستقیم به مرکز امنیتیِ
‫شرکت ساگاوا الکترونیک توی دفتر اصلی دارم.

200
00:12:10,730 --> 00:12:14,020
‫چی می‌خوای برات بیارم؟ یه نقشه‌ی شبکه‌ی
‫ امنیت عمومی؟ یه کارت دسترسیِ همه‌جانبه؟

201
00:12:14,100 --> 00:12:17,940
‫نباید شغلت رو توی آژانس مطبوعاتیِ کابینه ول می‌کردی.

202
00:12:18,020 --> 00:12:19,440
‫این الان تعریف بود؟

203
00:12:19,780 --> 00:12:24,990
‫زندگی کردن توی یه آپارتمان کپک‌زده و کثیف
‫ با عروسک‌هایی که از یه ماشین اسپرت هم گرون‌ترن،

204
00:12:25,070 --> 00:12:26,370
‫اصلاً سالم نیست.

205
00:12:27,080 --> 00:12:29,490
‫اگه پدر و مادرِ بیچاره‌ت بفهمن چی می‌گن؟

206
00:12:29,580 --> 00:12:32,210
‫با توجه به اینکه ما باهم دوستیم و اینا،

207
00:12:32,290 --> 00:12:34,670
‫چرا نگیم این‌یکی مهمونِ من؟

208
00:12:37,420 --> 00:12:40,950
‫m -168 -49 l 166 -49 166 8 -168 8

209
00:12:37,420 --> 00:12:40,950
‫شرکت   ساخت‌وساز   ساگاوا

210
00:12:39,250 --> 00:12:40,880
‫یه جبهه‌ی زمینی، ها؟

211
00:12:41,590 --> 00:12:45,220
‫یعنی اگه به جلو رفتن ادامه بدیم، حتماً به کویل می‌رسیم.

212
00:12:45,890 --> 00:12:49,850
‫توگوسا و بورما هم احتمالاً اون پایینن. بیا بریم.

213
00:12:53,100 --> 00:12:56,980
‫با وجود گرد و غبار و رطوبت، استتار نوریِ ما بی‌فایده می‌شه.

214
00:12:57,310 --> 00:12:59,480
‫فقط می‌تونیم امیدوار باشیم که برای آدم‌بدا هم همینطور باشه.

215
00:12:59,690 --> 00:13:04,450
‫ساگاوا    الکترونیک

216
00:13:01,070 --> 00:13:02,030
‫چه‌خبره؟

217
00:13:02,280 --> 00:13:04,490
‫روغنم داره چسبناک می‌شه!

218
00:13:06,700 --> 00:13:07,620
‫باز دوباره؟!

219
00:13:08,160 --> 00:13:10,370
‫شماها این‌بار دیگه چی می‌خواین؟

220
00:13:10,450 --> 00:13:12,290
‫امیدوارم مجوز داشته باشین.

221
00:13:12,370 --> 00:13:15,040
‫شما سرپرستِ ساخت‌وسازید؟ کسی بهتون نگفته؟

222
00:13:15,120 --> 00:13:16,710
‫یه نشت تشعشع وجود داره!

223
00:13:16,790 --> 00:13:19,960
‫کارتون رو متوقف کنین و به همه‌ی افرادتون بگین فوراً تخلیه کنن!

224
00:13:21,300 --> 00:13:24,880
‫وایسا، گفتی «باز دوباره»، کی دیگه اومده این پایین؟

225
00:13:25,050 --> 00:13:28,180
‫یه جفت مثل شما و یه تیم شش نفره از دفتر اصلی.

226
00:13:28,600 --> 00:13:32,470
‫و یه مرد خارجی که شبیه مأمورای دولتی بود! فعلاً خدافظ!

227
00:13:32,930 --> 00:13:34,680
‫یه تیم شش نفره از دفتر اصلی؟

228
00:13:34,770 --> 00:13:36,270
‫بهتره وقت تلف نکنیم.

229
00:13:50,280 --> 00:13:53,620
‫آخ! چه مرگته، آهن‌قراضه؟

230
00:13:53,700 --> 00:13:55,870
‫روغن‌ ترمزم یخ زده!

231
00:13:55,960 --> 00:13:58,330
‫مگه بهت نگفتم گرم نگهش داری؟

232
00:14:07,470 --> 00:14:10,050
‫فقط دارم لطفِ اون روزت رو جبران می‌کنم، «سنپای»!

233
00:14:10,140 --> 00:14:10,970
‫توگوسا؟

234
00:14:11,430 --> 00:14:12,970
‫اون پایین می‌بینمت، فوچیکوما!

235
00:14:13,060 --> 00:14:14,390
‫عـــــــه!

236
00:14:20,650 --> 00:14:21,650
‫طلا؟

237
00:14:40,380 --> 00:14:41,960
‫کویل کراسنوف!

238
00:14:56,180 --> 00:14:58,440
‫لعنتی... کی بود الان شلیک کرد؟!

239
00:14:58,520 --> 00:15:00,020
‫هوی، حالت خوبه؟

240
00:15:02,480 --> 00:15:04,570
‫همونجا وایسا، وگرنه شلیک می‌کنم! کویل!

241
00:15:04,980 --> 00:15:06,220
‫کـــویـــل!

242
00:15:18,120 --> 00:15:20,540
‫مجبور نبودی طرف رو بکشی!

243
00:15:20,620 --> 00:15:23,750
‫مرده‌ها درمورد کارفرما یا اطلاعاتی که دارن حرفی نمی‌زننا.

244
00:15:24,130 --> 00:15:26,340
‫از تو یکی نمی‌خوام بشنوم.

245
00:15:27,760 --> 00:15:30,260
‫بورما حساب آخرین نفرشونو رسید.

246
00:15:30,340 --> 00:15:32,910
‫به‌نظر می‌رسه همه‌شون توسط کویل کنترل می‌شدن.

247
00:15:33,260 --> 00:15:38,390
‫سؤال بهتر اینه که، لباس‌های زره‌پوش نظامیِ مدل 24 اینجا چیکار می‌کنن؟

248
00:15:38,560 --> 00:15:41,940
‫فقط به‌خاطر اینکه می‌سازنشون
‫دلیل نمی‌شه که خودشونو باهاش مسلح کنن.

249
00:15:42,020 --> 00:15:43,770
‫به این می‌گن یه ارتش واقعی.

250
00:15:43,860 --> 00:15:47,280
‫صرفاً چون شستشوی مغزی شدن ‫
‫دلیل نمی‌شه چیزی از مهارتشون کم شده باشه.

251
00:15:47,730 --> 00:15:53,570
‫حالا که فکرشو می‌کنم، یادمه اواخر قرن یه داستانایی
‫درمورد حجم عظیمی از طلا شنیده بودم که ‫از ولگارنا خارج می‌شد.

252
00:15:53,820 --> 00:15:55,410
‫اینم یه بخشی از اونه؟

253
00:15:55,490 --> 00:15:57,540
‫یعنی ساگاوا الکترونیک و ارتش...

254
00:15:57,620 --> 00:16:00,500
‫تمام مدت درمورد این طلا می‌دونستن؟

255
00:16:05,500 --> 00:16:07,590
‫بهتره از بیرون هکشون کنی.

256
00:16:07,670 --> 00:16:08,960
‫اینطوری منم هک می‌شم.

257
00:16:09,050 --> 00:16:11,300
‫اون‌وقت بدن گرون‌قیمتم بی‌دفاع می‌مونه.

258
00:16:11,930 --> 00:16:13,680
‫خب، مراقب خودت باش، خانوم!

259
00:16:13,890 --> 00:16:14,890
‫هستم.

260
00:16:18,600 --> 00:16:20,730
‫من عکاسِ کاتالوگ داخلی شرکت هستم.

261
00:16:20,810 --> 00:16:23,650
‫اومدم محیط رو بررسی کنم. مجوز دارم.

262
00:16:23,850 --> 00:16:25,770
‫لطفاً برید به دفتر رئیس.

263
00:16:33,450 --> 00:16:35,910
‫تعداد پرسنل رو به حداقلِ ممکن رسوندن.

264
00:16:36,120 --> 00:16:38,830
‫یه‌سریا دارن پشت گوشِ ماشین‌ها اینجا زندگی می‌کنن.

265
00:16:39,290 --> 00:16:41,710
‫گمونم فقط با استعداد خالی نمی‌شه امرار معاش کرد.

266
00:16:42,250 --> 00:16:45,500
‫خب، اول برم سراغ اتاق پردازش اطلاعات یا اتاق مدیریت سوابق؟

267
00:16:45,750 --> 00:16:49,320
‫نه، سریع‌تره که مغز یکی از مدیرای ارشد رو هک کنم.

268
00:16:51,630 --> 00:16:55,430
‫نفوذی با رفتار مشکوک شناسایی شد. تقاطع ۹۹۷۲.

269
00:16:55,510 --> 00:16:58,260
‫فوراً کارت شناسایی و مجوزتون رو نشون بدید.

270
00:16:55,510 --> 00:16:58,260
‫نه اشتباه متوجه شدی، من، چیزه... ای لعنتی.

271
00:16:59,720 --> 00:17:01,980
‫اصلاً چرا به خودم زحمت دادم یه مجوز همه‌جانبه بگیرم؟

272
00:17:02,730 --> 00:17:04,440
‫عجب کله‌پوکی‌ام.

273
00:17:07,480 --> 00:17:09,270
‫نشت تشعشعاتی وجود نداره!

274
00:17:09,360 --> 00:17:12,860
‫اگه هنوز می‌خوای سرپرست بمونی،
‫بهتره همین الان مدار چاشنی رو به این کنسول وصل کنی!

275
00:17:13,190 --> 00:17:14,490
‫می‌خوام اون بخش زیر خاک دفن...

276
00:17:17,200 --> 00:17:19,120
‫تکون نخور! دستاتو ببر بالا!

277
00:17:23,910 --> 00:17:25,000
‫یه ربات.

278
00:17:25,460 --> 00:17:26,620
‫بدن اصلیش کجاست؟

279
00:17:32,010 --> 00:17:32,880
‫اوه!

280
00:17:34,590 --> 00:17:37,470
‫باید همین نزدیکی‌ها بوده باشه، اما تا الان فرار کرده؟

281
00:17:37,680 --> 00:17:40,600
‫اون عایق تهاجمی توسط یه حرفه‌ای راه‌اندازی شده بود.

282
00:17:40,720 --> 00:17:43,000
‫این خلاف قوانینِ حفظ اسرار سازمانیه.

283
00:17:43,000 --> 00:17:45,980
‫اون می‌خواست چیو از بین ببره که انقدر عجله داشت؟

284
00:17:49,400 --> 00:17:52,480
‫چیز زیادی روی این نیست، اما رمزنگاریش خیلی سنگینه.

285
00:17:52,780 --> 00:17:56,610
‫«مارس ۹۸. منطقه‌ی B از طرف M به K فروخته شد.»

286
00:17:56,820 --> 00:18:00,490
‫«می ۹۸. منطقه‌ی L از طرف K به M فروخته شد.»

287
00:18:00,580 --> 00:18:03,950
‫اینا چیه؟ قطعه زمین‌های اطرافِ پایگاه؟

288
00:18:04,290 --> 00:18:06,580
‫پس M و K زمین‌ها رو بین خودشون ردوبدل می‌کردن...

289
00:18:06,660 --> 00:18:08,880
‫تا بتونن بودجه‌های عمومیِ خودشونو دودَر کنن؟

290
00:18:09,130 --> 00:18:12,710
‫اگه «M» مارلوف باشه، پس «K» باید...

291
00:18:23,350 --> 00:18:26,060
‫جمجمه‌ت انگار از جنس محکمی ساخته شده.

292
00:18:26,390 --> 00:18:29,020
‫باید برای مطالعات بیشتر کالبدشکافیت کنم،

293
00:18:29,230 --> 00:18:31,610
‫ستوان کوساناگی موتوکو!

294
00:18:34,730 --> 00:18:36,530
‫بهتر از تو هم تلاششونو کردن،

295
00:18:36,610 --> 00:18:40,450
‫سرهنگ دوم کاگاساکی سوهی،
‫رئیس سابقِ عملیات ویژه‌ی قطب شمال.

296
00:18:41,030 --> 00:18:43,410
‫از اون گذشته، دیگه درجه‌م این نیست.

297
00:18:43,790 --> 00:18:45,370
‫اطلاعاتت قدیمیه.

298
00:18:45,540 --> 00:18:48,080
‫الان دیگه همه منو «سرگرد» صدا می‌زنن.

299
00:18:48,290 --> 00:18:51,880
‫غیرممکنه! حتی سنسورهای فشارِ کف زمین هم
‫ داده‌شون داره محو می‌شه!

300
00:18:52,540 --> 00:18:54,750
‫این دیسک رو دست خودم نگه‌ می‌دارم.

301
00:18:54,880 --> 00:18:58,170
‫همین کافیه تا کشور باهات به دشمنی بیفته.

302
00:18:58,930 --> 00:19:00,550
‫هرچقدر می‌خوای فرار کن و قایم شو.

303
00:19:01,220 --> 00:19:03,680
‫این فقط بازی رو جالب‌تر می‌کنه،

304
00:19:03,850 --> 00:19:05,520
‫و پایین کشیدنت آسون‌تر می‌شه.

305
00:19:09,890 --> 00:19:12,900
‫اوه، الان فهمیدم. به دیوارها چسبیده.

306
00:19:12,980 --> 00:19:15,480
‫نه، باید از اینجا برم بیرون.

307
00:19:18,780 --> 00:19:22,450
‫خیلی وقته توی بدن اصلیم نبودم سر همین داره جیرجیر می‌کنه.

308
00:19:23,320 --> 00:19:25,620
‫باید چندوقت یه‌بار تعمیرش می‌کردم!

309
00:19:25,870 --> 00:19:27,160
‫اینجا رو ببین.

310
00:19:27,870 --> 00:19:31,170
‫باورم نمی‌شه تمام این مدت با اون بدن از دیوار آویزون بودی.

311
00:19:31,250 --> 00:19:33,880
‫خودتم کم آدم عجیب‌وغریبی نیستیا.

312
00:19:33,960 --> 00:19:37,960
‫من ۲۰ ساله اینجا توی قطب شمال به کشورم خدمت کردم!

313
00:19:38,050 --> 00:19:41,630
‫فکر می‌کنم در عوضش مستحقِ چنین چیز کوچیکی باشم!

314
00:19:42,430 --> 00:19:44,640
‫زندگی واقعاً سخته.

315
00:19:46,600 --> 00:19:50,560
‫درمورد حادثه‌ی دیروز یه اطلاعیه از وزارت امور خارجه دریافت کردم.

316
00:19:50,640 --> 00:19:53,940
‫این اطلاعیه می‌گه که آسچینوف به کشورش فراخونده شده.

317
00:19:54,020 --> 00:19:56,320
‫با وجود اینکه تازه به سِمتش منصوب شده بود.

318
00:19:56,400 --> 00:19:58,440
‫فراخوانی‌های دیپلماتیک برای همه حکم منفی داره.

319
00:19:58,530 --> 00:20:01,200
‫توی قطب شمال چیکار می‌کردین؟

320
00:20:01,280 --> 00:20:03,490
‫توی جبهه‌ی زمینی ریزش رخ داده بود.

321
00:20:03,570 --> 00:20:06,990
‫طی تلاش‌هامون برای جستوجو و نجات، به شمش‌های طلا برخورد کردیم.

322
00:20:07,080 --> 00:20:10,000
‫وقتی اون شمش‌های طلا یهو پس فرستاده شدن،

323
00:20:10,080 --> 00:20:12,210
‫نخست‌وزیرشون باید حسابی جا خورده باشه.

324
00:20:12,290 --> 00:20:14,710
‫خب، از همون اولش اموال خودشون بود.

325
00:20:14,790 --> 00:20:19,460
‫انتظار دارم برای ساختِ یه کارخونه‌ی فرآوری پسماندهای هسته‌ای
‫ یا یه شهرِ زیرزمینی توی دشتِ هالما ازش استفاده کنن.

326
00:20:22,720 --> 00:20:25,010
‫تو واقعاً به‌درد سیاست نمی‌خوری.

327
00:20:25,680 --> 00:20:28,430
‫من یه کارمند ساده‌ی امنیت عمومی‌ام.

328
00:20:28,680 --> 00:20:30,520
‫و بهش افتخار می‌کنم.

329
00:20:35,650 --> 00:20:39,690
‫هرچند، کاگاساکی هم اولش به‌عنوان
‫ یه کارمند ساده‌ی امنیت عمومی شروع کرد.

330
00:20:39,780 --> 00:20:45,740
‫مأموریتش این بود که برای ظاهرسازی
‫توی شرکت ساگاوا الکترونیک کار کنه ‫تا به پایگاه ولگارنا نزدیک بشه.

331
00:20:46,240 --> 00:20:48,370
‫و اینطوری بود که سرمایه‌ی کافی جمع کرد...

332
00:20:48,450 --> 00:20:51,250
‫تا شرکت ساگاوا الکترونیک رو به یکی از شاخه‌های گروه ساگاوا تبدیل کنه،

333
00:20:51,330 --> 00:20:53,620
‫اونم از طریق بند و بست‌های تجاری و اختلاس.

334
00:20:53,710 --> 00:20:58,540
‫اونا باید فهمیده باشن که مارلوف مدام داشته
‫ اون سرمایه رو به طلا تبدیل می‌کرده.

335
00:20:58,840 --> 00:21:02,050
‫کمیته‌ی مرکزی‌شون از این ایده که مارلوف دستش به اون پولا برسه...

336
00:21:02,130 --> 00:21:04,300
‫و برنده‌ی انتخابات بعدی بشه، خوششون نیومد.

337
00:21:04,380 --> 00:21:06,550
‫یعنی کمیته‌ی مرکزی می‌خواست از ما استفاده کنه...

338
00:21:06,640 --> 00:21:08,970
‫تا جاشون دستمونو کثیف کنیم و جلوی مارلوف رو بگیریم.

339
00:21:09,810 --> 00:21:13,390
‫تصادفاً به‌نظر می‌رسه که حساب بانکی یانو
‫ به اندازه‌ی یه شمش طلا سنگین‌تر شده.

340
00:21:13,480 --> 00:21:16,730
‫اوه، می‌خواستم اونو به‌عنوان «پول دیه» از طرف کویل ثبت کنم.

341
00:21:16,810 --> 00:21:18,400
‫پس مشکلی نیست.

342
00:21:19,360 --> 00:21:21,400
‫می‌تونی اونو توی گزارشت نیاری.

343
00:21:22,490 --> 00:21:25,910
‫۲۰ دقیقه می‌شه که باتو رفته تا به خانواده‌ی یانو ادای احترام کنه.

344
00:21:25,990 --> 00:21:27,370
‫برو بیارش.

345
00:21:27,450 --> 00:21:29,580
‫نمی‌دونم بهش چی بگم.

346
00:21:30,540 --> 00:21:31,910
‫منم همینطور.

347
00:21:36,290 --> 00:21:39,630
‫نمی‌دونم چرا اومده بود تا تو برکه‌ی خون آموزش ببینه.

348
00:21:40,040 --> 00:21:42,380
‫یه همچین قبری از هیچی بهتره.

349
00:21:42,670 --> 00:21:47,390
‫وقتی بمیرم، بدنم توسط یه آزمایشگاه
‫برای آزمایش یا استفاده‌ی مجدد برداشته می‌شه.

350
00:21:47,720 --> 00:21:52,220
‫من تو موقعیتی‌ام که هیجان، پول،
‫ و بهترین نگهداری‌ها رو در دسترسم دارم،

351
00:21:52,310 --> 00:21:54,600
‫پس در ازاش این بهای خیلی کوچیکیه.

352
00:21:59,650 --> 00:22:01,230
‫اون برادر کوچیکه‌ی یانوـه.

353
00:22:10,120 --> 00:22:13,660
‫هیچ‌وقت به اینکه آدما با این نگاه بهم خیره بشن عادت نمی‌کنم.

354
00:22:13,790 --> 00:22:16,210
‫گزینه‌ی دیگه‌ای هم بود؟

355
00:22:16,710 --> 00:22:20,500
‫چسبیدن به «ای کاش‌ها» توی ذات انسانه.

356
00:22:20,520 --> 00:22:30,520
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
