WEBVTT

00:12.210 --> 00:26.210
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:30.708 --> 00:38.917
‫♪ آهنگ Innocence از Gabriels ♪

00:38.941 --> 00:42.816
‫[دوک]

01:01.958 --> 01:04.541
‫سوزی گلس هستم
‫بعد از بوق پیغام بذارید

01:11.125 --> 01:12.333
‫بگو ببینم چی شد، جیمی

01:12.416 --> 01:14.208
‫یهویی دعواشون شد

01:14.708 --> 01:18.666
‫بعد یارو ازبکه پرید وسط
‫گرفتـشون زیر بار کتک

01:18.750 --> 01:20.458
‫ولی جک بیخیال نشد

01:20.541 --> 01:23.375
‫مُشت‌بارونش کرده بود
‫و هی جاخالی می‌داد

01:23.458 --> 01:24.458
‫بَم!

01:25.125 --> 01:27.500
‫ولی ازبکیه این کاره بود

01:27.583 --> 01:29.375
‫که یهو دیدم جک پخش زمین شد

01:31.458 --> 01:33.166
‫خیلی ناراحت‌کننده بود

01:33.666 --> 01:36.250
‫سوزی چی، جیمی؟
‫چی می‌گفت؟

01:36.333 --> 01:37.583
‫فحش بارونش کرده بود

01:37.666 --> 01:40.375
‫- کلی حرف زشت زد
‫- هنری کالینز چطور؟

01:40.458 --> 01:42.041
‫آره، فکر کنم به همین یارو فحش می‌داد

01:42.125 --> 01:43.791
‫سوزی رفته مزرعه؟

01:43.875 --> 01:46.416
‫نه، گمونم خونه باشه

01:47.791 --> 01:48.666
‫غمبرک زده

01:48.750 --> 01:49.750
‫کجاست؟

01:50.208 --> 01:52.916
‫- چی؟ خونه‌اش؟
‫- آره جیمی، خونه‌ش کجاست؟

01:53.000 --> 01:56.916
‫این موضوع یه رازه، عالیجناب.
‫من خودم هم نباید بدونم.

01:57.000 --> 01:58.875
‫ولی می‌دونی دیگه، مگه نه جیمی؟

02:00.083 --> 02:01.208
‫بگی نگی

02:01.291 --> 02:11.764
‫♪ آهنگ Innocence از Gabriels ♪

02:27.250 --> 02:29.370
‫- خونه‌م و از کجا بلدی؟
‫- صبح بخیر

02:30.125 --> 02:31.125
‫بیا با هم صحبت کنیم

02:34.916 --> 02:36.041
‫بابت جک متأسفم

02:37.375 --> 02:38.583
‫اصلاً دخلی به من نداشت

02:39.083 --> 02:41.416
‫چرا باید حرف‌هات رو باور کنم؟

02:41.500 --> 02:43.333
‫تو منو زیرفشار گذاشتی. یادته دیگه، سوزان؟

02:43.916 --> 02:46.000
‫راه چاره‌ای واسم نذاشتی.
‫برای همین خودم دست به کار شدم.

02:46.083 --> 02:47.125
‫با کمکِ هنری کالینز

02:48.208 --> 02:50.125
‫خیال نکن از پس کالینز برمیای

02:50.208 --> 02:52.833
‫روحتـم خبر نداره
‫داری قاطی چه ماجرایی می‌شی

02:53.333 --> 02:55.083
‫اتفاقیه که افتاده، سوزی

02:55.583 --> 02:57.416
‫حال برادرت چطوره؟

02:58.833 --> 03:01.666
‫کاسۀ چشمش ضربه ترک خورده
‫و خونریزی مغزی کرده

03:02.541 --> 03:05.291
‫با توجه به این وضعیت،
‫شانس آوردیم بدتر از این‌ها سرش نیومد

03:05.375 --> 03:07.958
‫مقصر تویی
‫که گذاشتی ازت سوءاستفاده کنن

03:08.041 --> 03:10.416
‫ببین، من می‌تونم حلش کنم، خب؟

03:10.500 --> 03:12.875
‫می‌تونم پیداش کنم
و کار کالینز رو یه‌سره کنم

03:12.958 --> 03:14.583
‫تو این کاره نیستی، ادی

03:15.500 --> 03:17.916
‫بخاطر همین هم بود که از همون روز اول
‫دنبال راه فرار بودی؛ یادت میاد؟

03:18.000 --> 03:19.416
‫من می‌تونم کمکت کنم

03:20.500 --> 03:21.500
‫خودت خوب می‌دونی

03:22.500 --> 03:25.333
‫نیازی به کمکت نیست.
‫خودم از پسش برمیام.

03:30.125 --> 03:30.958
‫باشه

03:40.708 --> 03:45.041
‫[آقــایان]

04:09.583 --> 04:12.125
‫یه عملیات با سه تا هدف داریم.
‫نباید هیچ قدم اشتباهی برداریم.

04:12.208 --> 04:14.833
‫- پیرمرد رضایت داده؟
‫- به نظر خودت؟

04:17.750 --> 04:18.750
‫متأسفم

04:19.375 --> 04:20.375
‫چرا؟

04:20.458 --> 04:22.208
‫بخاطر اتفاقی که برای جک افتاد

04:23.625 --> 04:26.750
‫تو چرا باید متأسف باشی؟
‫تو که کاری نکردی، کردی؟

04:29.208 --> 04:32.541
‫درسته. از کوچیک تا بزرگ
‫بدجور بابت این جریان متأسف‌ان.

04:33.125 --> 04:35.083
‫در هر صورت فرقی به حالش نداره

04:36.500 --> 04:39.333
‫- بیا روی عملیات‌مون تمرکز کنیم
‫- چشم، رئیس

04:42.541 --> 04:43.541
‫چیه؟

04:44.416 --> 04:45.541
‫هی، هی، هی

04:46.125 --> 04:48.625
‫آروم باش، آروم

04:49.791 --> 04:51.666
‫بیا اینجا، بیا

05:03.250 --> 05:04.791
‫آقای گلس...

05:08.625 --> 05:09.625
‫حالت خوبه، بابا؟

05:10.375 --> 05:11.375
‫حالش چطوره؟

05:12.125 --> 05:14.583
‫خوبه.
‫دکتر گفته وضعیتش رو به بهبوده.

05:15.541 --> 05:17.208
‫- می‌دونید که چقدر تیز و بُزه
‫- آره

05:18.333 --> 05:20.333
‫پس چرا دوره افتادی
‫داری ملت رو می‌فرستی سینۀ قبرستون؟

05:27.875 --> 05:30.666
‫فکر کردی نمی‌دونم
‫دور و برم چه خبره؟

05:30.750 --> 05:31.875
‫ببین...

05:35.041 --> 05:36.416
‫دیگه باید تمومش کنی

05:37.125 --> 05:38.000
‫چرا؟

05:38.083 --> 05:40.875
‫چون من خبردار بشم
‫یعنی کالینز هم خبردار شده،

05:40.958 --> 05:44.083
‫و باید بی‌سروصدا
‫دستم به کالینز کوفتی برسه

05:44.166 --> 05:45.708
‫پیش خودت چه فکری کردی؟

05:46.958 --> 05:48.125
‫توی روز روشن!

05:48.708 --> 05:51.250
‫گرفتی داور عوضی رو توی حیاط پشتیش،

05:51.333 --> 05:52.750
‫ وسط تعمیرات دوچرخه‌ش نفله کردی!

05:53.625 --> 05:57.083
‫حالام قانع نشدی،
‫داری می‌ری سراغ بقیه

05:57.166 --> 06:00.208
‫اون یارو ازبکیه ۱۰۸ کیلو بود

06:00.291 --> 06:02.833
‫توی پارک که داشت می‌دوید،
‫توی ماشین نشسته بودی

06:02.916 --> 06:05.000
‫گرفتی از شیشۀ ماشین شلیک کردی!

06:06.000 --> 06:08.666
‫حالام دنبال اصل کاری،
‫خود کالینز می‌گردی

06:08.750 --> 06:11.458
‫ولی دستت که بهش نرسید،
‫گرفتی آدمش رو تهدید کردی

06:11.541 --> 06:13.458
‫به یه گلوله راضی نشدی،

06:13.541 --> 06:14.416
‫بلکه دوتا هم زدی

06:14.500 --> 06:15.666
‫ولی بازم دستت به طرف نرسید

06:15.750 --> 06:16.916
‫من کارهای مالیش رو می‌کنم

06:17.000 --> 06:18.666
‫نمی‌دونم کجاست!

06:18.750 --> 06:20.958
با عقلت پیش نرفتی

06:21.041 --> 06:23.125
‫بلکه خودت رو درگیر احساساتت کردی

06:23.208 --> 06:26.625
‫- و حالام کالینز فهمیده دنبالشی
‫- خوبه، دوست دارم بدونه

06:26.708 --> 06:28.000
نقشه کشیده برات

06:28.083 --> 06:30.916
‫اگه اینطور نیست، پس چرا باید
‫پاشو از گلیمش درازتر کنه؟!

06:31.000 --> 06:33.083
‫جوگیر شده.
‫من چمیدونم! به تخمم اصلاً!

06:33.166 --> 06:34.791
‫باید جلوش رو بگیریم، بابا!

06:37.666 --> 06:38.666
‫خب، باشه

06:40.250 --> 06:41.250
‫باشه

06:42.791 --> 06:43.916
‫ولی کار تو نیست

06:45.625 --> 06:47.333
‫تو بتمرگ سرجات

06:49.208 --> 06:51.166
‫واسه انجامش، کُلی آدم دورمه

06:52.625 --> 06:53.625
‫حالیت شد؟

06:54.500 --> 06:56.833
‫تو نور زندگی منی،
‫چرا قصدِ جونم رو کردی؟

06:58.208 --> 06:59.208
‫کارِ تو نیست

07:02.500 --> 07:03.500
‫حالا

07:03.958 --> 07:05.166
‫ببین، گوش کن بهم

07:06.750 --> 07:08.375
‫نمی‌خوام تو رو هم از دست بدم

07:10.166 --> 07:13.000
‫- ول کن، بابا. نمُرده که.
‫- می‌دونم

07:17.166 --> 07:18.291
‫می‌خوای چیکار کنی؟

07:23.125 --> 07:24.625
‫بسپرش به پدرت

07:26.416 --> 07:28.375
‫برو خونه، یه چیزی بخور،

07:29.708 --> 07:30.958
‫و استراحت کن

07:32.333 --> 07:33.333
‫آروم بگیر

07:34.958 --> 07:36.791
‫- آره، باشه
‫- هی

07:39.333 --> 07:40.375
‫دوستت دارم

07:42.333 --> 07:43.250
‫من هم دوستت دارم

07:57.916 --> 07:58.916
‫لعنتی

08:00.250 --> 08:03.994
‫[قسمت هفتم]
‫[مخاطره‌آمیز]

08:08.291 --> 08:10.041
‫ممنون که تشریف آوردید، عالیجناب

08:10.125 --> 08:13.875
‫آقای جوهانستون ‌مشتاقن ببینن
‫تا چه اندازه می‌تونید کمک‌مون کنید

08:14.458 --> 08:16.833
‫و در راستای عذرخواهی بابت عدم حضورشون،

08:16.916 --> 08:21.000
‫از روی حسن نیت
‫یه پاکت سیگار براتون گرفته

08:21.083 --> 08:23.666
‫سیگار ۱۸ سانتیمتری با قطر ۲ سانتیمتر

08:23.750 --> 08:25.875
‫سیگار مورد علاقۀ خودِ چرچیل

08:25.958 --> 08:30.666
‫ظاهراً آقای وینستون مذاکراتشون رو
‫همراه با ترفند پیش می‌بردن

08:30.750 --> 08:33.875
‫یه سنجاق توی سیگارش می‌ذاشت

08:33.958 --> 08:38.000
‫که وقتی آتش می‌گرفت،
‫توجه همه بهش جلب می‌شد

08:38.083 --> 08:40.208
‫همه مشتاق بودن ببینن

08:40.291 --> 08:44.416
کِی این خاکستر سیگارش می‌ریخت

08:44.500 --> 08:46.375
‫چه باذکاوت

08:47.416 --> 08:48.875
‫لطفاً ازشون تشکر کنید

08:49.750 --> 08:52.666
‫متأسفانه بعد از دفعۀ آخری
‫که با سرپرست‌تون صحبت کردم،

08:52.750 --> 08:57.208
‫شرایط جوری تغییر کرد
‫که بدون اطلاع خونوادۀ گلس

08:57.708 --> 09:00.166
‫تمایلی به مذاکره نداشته باشم

09:00.833 --> 09:05.416
‫بله، پس خبر حملۀ وحشیانه‌ای
‫که به اون بوکسور جوون شد رو شنیدید

09:05.500 --> 09:07.875
‫- آم، جک بود، درسته؟
‫- همینطوره

09:09.250 --> 09:13.333
‫و ما هم به اندازۀ شما
‫از این آقای کالینز

09:13.416 --> 09:14.875
‫بیزاریم

09:14.958 --> 09:18.208
‫توی کسب و کار ما،
‫جایی برای خشونت و حقه‌بازی وجود نداره

09:18.791 --> 09:22.000
‫نگرانی‌تون برای
‫خونوادۀ گلس قابل تحسینـه، عالیجناب

09:22.083 --> 09:24.083
‫بر این باوریم شرایطی موجوده

09:24.166 --> 09:29.083
‫که می‌تونیم به روشی مسالمت‌آمیز و سودمند،
‫به همۀ این دلخوری‌ها

09:29.166 --> 09:31.500
‫خاتمه بدیم

09:31.583 --> 09:33.375
‫ادامه بدید

09:34.375 --> 09:37.875
‫همونطوری که خودتون در جریان هستید،
‫آقای جوهانستون عمارت‌تون رو تحسین می‌کنه

09:37.958 --> 09:40.833
‫که البته، جای صحبت هم نداره

09:40.916 --> 09:42.500
‫ولی در جریانیـم که

09:42.583 --> 09:46.916
‫عمارت‌های دیگه‌ای
‫در سطح عمارت‌تون وجود داره

09:47.458 --> 09:48.583
‫ظاهراً یازده تایی می‌شن

09:48.708 --> 09:50.791
‫

09:50.875 --> 09:51.958
‫درواقع ۱۳ تان

09:56.708 --> 09:59.125
‫ازتون می‌خوایم اسامی لردهایی که مالک

09:59.208 --> 10:02.583
‫منازل مذکور هستند رو در اختیارمون قرار بدید

10:03.208 --> 10:05.125
‫اسمشون به چه دردتون می‌خوره؟

10:05.208 --> 10:07.041
‫از نظر آقای جوهانستون،
‫کلید موفقیت یه معاملۀ خوب

10:07.125 --> 10:09.166
‫اینه که خواسته‌های شخص مقابل رو برطرف کنید

10:09.916 --> 10:13.083
‫با استفاده از این اسامی،
‫آقای جوهانستون با برملا کردن رمز و رازهایی

10:13.166 --> 10:15.291
‫که پایه‌های امپراطوریش رو مستحکم نگه داشته،

10:15.375 --> 10:18.583
‫اهرمی برای مذاکره با بابی گلس پیدا می‌کنه

10:20.000 --> 10:21.750
‫البته شما هم به خواسته‌تون می‌رسید،

10:22.458 --> 10:25.750
‫چی بالاتر از اینکه بالاخره
‫از شرِّ خونوادۀ گلس خلاص بشید؟

10:25.833 --> 10:27.625
‫و همۀ این اتفاقات در ازای فهرستی از اسامی

10:28.541 --> 10:29.541
‫اتفاق میفته

10:34.000 --> 10:35.000
‫هوم

10:53.375 --> 10:55.125
‫از کِی تا حالا دروازه‌ها رو قفل می‌کنیم؟

10:56.375 --> 10:57.916
‫احتیاط شرط عقلـه

10:58.000 --> 11:00.500
‫تعطیلات دانشگاهی از الان شروع شده؟

11:01.333 --> 11:02.916
‫نه راستش

11:03.875 --> 11:07.083
‫مجبور شدم
‫چند وقتی مرخصی اجباری بگیرم

11:10.500 --> 11:11.416
‫باردارید؟

11:11.500 --> 11:13.166
‫خب آره، امیدوارم

11:13.708 --> 11:15.791
‫یا باردارم یا که اضافه وزن گرفتم

11:18.000 --> 11:20.500
‫به نظرت مادرم بشنوه داره مادربزرگ می‌شه،
‫چه احساسی پیدا می‌کنه؟

11:21.291 --> 11:23.166
‫قطعاً احساساتی می‌شه

11:23.833 --> 11:28.000
‫راستش احتمال می‌دم گریه کنه

11:28.083 --> 11:29.291
‫ممنون جف

11:29.875 --> 11:30.875
واسم آرزوی موفقیت کن

11:58.791 --> 12:00.041
‫هوم

12:00.750 --> 12:01.875
‫یه تغییری کردی‌ها

12:01.958 --> 12:03.583
‫آم، موهات رو کوتاه کردی؟

12:03.666 --> 12:05.375
‫نه، نه، حتماً چشم‌هات یه چیزی‌شون شده

12:05.458 --> 12:07.375
‫وای، عزیزدلم!

12:08.750 --> 12:12.708
‫خدای من، خیلی وقته که منتظر زنگتـیم

12:12.791 --> 12:15.291
‫به داداش‌هات حرفی نزدم.
‫گفتم خودت میای بهشون می‌گی.

12:15.375 --> 12:16.666
‫وای، چه گنده‌ست!

12:18.625 --> 12:21.583
‫چاکلز! این دیگه چه کوفتیـه؟

12:21.666 --> 12:23.958
‫یعنی چطوری اینجوری شد؟

12:24.041 --> 12:25.916
‫چطوری؟
‫خب، آم، ببین...

12:26.000 --> 12:29.166
‫وقتی... یه آقایی
‫توی باغچۀ یه خانمی بذرپاشی می‌کنه...

12:29.250 --> 12:32.166
‫توروخدا دیگه از کلمۀ «بذرپاشی» استفاده نکن.
‫باباش کیه؟

12:32.250 --> 12:34.291
‫فردریک، این مسئله به چارلی مربوطـه

12:34.375 --> 12:37.541
‫حق نداری درمورد پدر بچه بپرسی.
‫قرار نیست جوابی بگیری.

12:37.625 --> 12:39.000
‫ببین، مگه فرقی هم داره؟

12:39.083 --> 12:40.875
‫باعث می‌شه
‫عشقت به خواهرزاده‌ت کم و زیاد بشه؟

12:40.958 --> 12:42.291
‫خب آره، احتمالـش هست

12:42.375 --> 12:44.833
‫خب بیا، بیا بغلت کنم

12:44.916 --> 12:46.642
‫- تبریک می‌گم
‫- می‌خوای بهش دست بزنی؟

12:46.666 --> 12:48.708
‫نه، مرسی. نیازی نیست.

12:48.791 --> 12:49.791
‫خاله‌جون وم‌تم؟

12:49.833 --> 12:50.875
‫نه، مرسی

12:50.958 --> 12:53.541
‫یاد گربه‌های توی کیسه میفتم

12:53.625 --> 12:54.745
‫بعدازظهرتون بخیر

12:54.791 --> 12:55.791
‫عه

13:00.791 --> 13:01.875
‫باورم نمی‌شه

13:04.666 --> 13:08.333
‫- چیزی نمی‌پرسم، معلومه خیلی سرت شلوغ بوده
‫- آره، فقط یکمی

13:09.250 --> 13:10.958
‫شرمنده، می‌خواستم بهت زنگ بزنم‌ها،

13:11.041 --> 13:14.041
‫ولی دیگه درگیر مقاله و درس و دانشگاهم شدم...

13:15.083 --> 13:16.666
‫- تبریک می‌گم
‫- ممنون

13:17.291 --> 13:18.666
‫شنیدم مشغول به کار شدی

13:19.208 --> 13:20.916
‫آره، آره، می‌شه همچین چیزی گفت

13:21.708 --> 13:23.916
‫کارهای خسته‌کنندۀ مربوط به املاک

13:24.000 --> 13:26.125
‫باید با مامان درموردش صحبت کنم

13:26.208 --> 13:27.625
‫موندگاری دیگه؟

13:28.125 --> 13:30.000
‫تا این بچه بیاد، آره

13:30.083 --> 13:32.583
‫شایدم چند ماهی بعد از تولدش بمونم

13:32.666 --> 13:33.666
‫یا یه همچین چیزی

13:35.666 --> 13:37.083
‫مشکلی نداره؟

13:37.166 --> 13:39.791
‫- معلومه
‫- معلومه که آره

13:39.875 --> 13:43.291
‫ببین، بذار به این کارم برسم،
‫بعدش می‌شینیم با همدیگه صحبت می‌کنیم

13:43.375 --> 13:46.375
‫ظاهراً باید برم.
‫در هر صورت خودم می‌خواستم برم حموم.

13:46.875 --> 13:48.833
‫- باز می‌بینمت
‫- خدافظ عزیزدلم

13:50.958 --> 13:54.375
‫فوق‌العاده نشده؟
‫خیلی براش خوشحالـم.

13:55.458 --> 13:57.750
‫ولی زمان مناسبی هم نیست‌ها،
‫درست می‌گم؟

13:58.250 --> 14:01.291
‫ببینید، به زودی اختلالاتی توی

14:01.375 --> 14:03.583
‫امپراطوری گلس ایجاد می‌شه

14:03.666 --> 14:05.333
‫بخاطر همین موضوع
‫به کمکتون نیاز دارم مامان

14:06.416 --> 14:10.291
‫آدرس خونه‌هایی که مثل شرایط ما هستن
‫رو لازم دارم

14:10.375 --> 14:13.125
‫من که در جریان نیستم عزیزم.
‫حیطۀ کاریِ پدرت بود.

14:13.208 --> 14:16.416
‫- نمی‌شه از سوزی پرسید؟
‫- نه، در حال حاضر کار درستی نیست

14:16.500 --> 14:17.916
‫پس باهاش صحبت کردی؟

14:18.000 --> 14:20.583
‫احیاناً... درمورد من چیزی نگفت؟

14:22.041 --> 14:23.750
‫نه فردی، حرفت نشد

14:24.500 --> 14:27.583
‫ولی عزیزم، یه شب
‫شام... دور هم جمع شده بودیم

14:27.666 --> 14:29.208
‫دو سال پیش بود

14:29.291 --> 14:30.958
‫نزدیک کریسمس بود

14:31.041 --> 14:33.916
‫۱۱‏ تا لرد با پدرت بودن،

14:34.000 --> 14:37.666
‫با یه پسری که بهش میومد
‫از طبقۀ اجتماعی پایینتـری باشه

14:38.250 --> 14:39.250
‫مهمونیـش کجا بود؟

14:39.291 --> 14:40.541
‫توی فرین‌بورن بود

14:40.625 --> 14:42.833
‫فرین‌بورن؟ مال تیبسی‌ـه

14:42.916 --> 14:43.791
‫می‌شناسیش؟

14:43.875 --> 14:46.875
‫تو که مدرسه بودی، بابا اصرار می‌کرد
‫باهاشون بریم اسکیت

14:47.833 --> 14:49.708
‫مردک روانی، یکمی خل می‌زد

14:49.791 --> 14:51.541
‫شنیدم حال و روز خوبی نداره

14:51.625 --> 14:53.708
‫و کوکائین مصرف می‌کنه

14:53.791 --> 14:56.416
‫خب، اگه کسی از این موضوع خبر داشته باشه،
‫خودِ خودشه

14:56.500 --> 14:59.750
‫درسته.
‫بهش زنگ بزن، فردی.

14:59.833 --> 15:00.833
‫ها؟

15:21.541 --> 15:23.250
‫- تیبسی جواب نمی‌ده
‫- خیلی‌خب

15:23.750 --> 15:24.958
‫باید بریم سراغـش

15:25.041 --> 15:27.121
‫چون می‌شناختیش،
‫باید همراهـم بیای

15:45.500 --> 15:48.416
‫به نظرت این جریانات به گوش سوزی برسه،
‫واکنشش چیه؟

15:49.291 --> 15:51.916
‫سوزی داره از خونوادۀ خودش محافظت می‌کنه؛
‫من هم از خونوادۀ خودم

15:52.000 --> 15:53.208
‫الان، واکنشش،

15:54.500 --> 15:55.833
‫اصلاً برام اهمیتی نداره

15:59.833 --> 16:00.833
‫که اینطور

16:01.666 --> 16:02.666
‫خانواده

16:04.750 --> 16:05.750
‫- فردی؟
‫- بله

16:09.708 --> 16:12.041
‫- هی وایسا، ادی
‫- بجنب

16:13.875 --> 16:15.333
‫عجب افتضاحیـه اینجا

16:15.916 --> 16:17.083
‫چه کوفتیـه؟

16:17.166 --> 16:18.166
‫آره

16:18.625 --> 16:19.666
‫شاید از اینجا رفته

16:20.666 --> 16:22.291
‫- خب شانسـمون رو امتحان کردیم
‫- بیا، بجنب

16:26.333 --> 16:27.166
‫وای!

16:27.250 --> 16:28.250
‫تیبسی؟

16:28.958 --> 16:30.083
‫- آهای؟
‫- آهای؟

16:32.875 --> 16:34.500
‫صبر کن ببینم

16:35.250 --> 16:37.708
‫- بوی گلـه، پسر. بوش تازه‌ست.
‫- آره

16:38.875 --> 16:47.083
‫♪ آهنگ Woohaa از Kojey Radical ♪

17:09.458 --> 17:11.291
‫دارم میام

17:11.375 --> 17:12.375
‫تیبسی!

17:13.333 --> 17:14.541
‫فردی؟

17:14.625 --> 17:18.833
‫فردی هورنیمن. چقدر خوشحالـم
‫از دیدنت پسرجون!

17:18.916 --> 17:19.916
‫سلام

17:20.250 --> 17:22.250
‫- ایشون کیه؟
‫- ادوارد هورنیمن

17:22.333 --> 17:25.125
‫ایشون برادرم هستن.
‫دوک جدیده.

17:26.166 --> 17:27.208
‫عه، عالیجناب

17:27.791 --> 17:32.083
‫بابت پوششم عذرخواهی می‌کنم.
‫انتظار نداشتم شما به دیدنم بیاید.

17:32.875 --> 17:34.041
‫مشکلی نداره

17:34.125 --> 17:35.791
‫- تبریک می‌گم
‫- خواهش می‌کنم

17:36.333 --> 17:38.133
‫شما هم توی این کارها دخیلید؟

17:38.166 --> 17:41.208
‫گوش بدید.
‫تا وقت دارید کنار بکشید.

17:41.291 --> 17:44.083
‫- بیاید صحبت کنیم
‫- بریم یه جایی که سروصدای کمتری باشه

17:44.166 --> 17:47.375
‫

17:47.458 --> 17:48.791
‫آذوقۀ مخفی من

17:48.875 --> 17:51.333
‫باید از شر اونا مخفی‌ش کنم،
‫منظورم رو که متوجه هستید؟

17:51.416 --> 17:53.250
‫تیبسی، دوست عزیزم،

17:53.333 --> 17:58.000
‫اون پسرک‌های جوون و خوشتیپی
‫که توی راهرو هستن، کی‌ان؟

17:58.083 --> 18:00.963
‫خب راستش بین من و خونوادۀ گلس
‫یه سوءتفاهمی پیش اومد

18:01.041 --> 18:03.083
‫- قراردادمون رو تمدید نکردن
‫- آها

18:03.166 --> 18:06.583
‫- سر همین هم این بچه‌ها اومدن اینجا
‫- آها، با بابی گلس صحبت کردید؟

18:06.666 --> 18:10.416
‫نه، نیازی نیست. وقتی خربزه خوردم
‫باید پای لرزش هم بشینم دیگه

18:11.875 --> 18:13.500
‫- ممنونم
‫- تیبسی

18:13.583 --> 18:16.208
‫می‌دونی که نیازی نیست
‫توی همچین وضعیتی زندگی کنی، درسته؟

18:16.708 --> 18:17.708
‫کدوم وضعیت؟

18:18.125 --> 18:20.458
‫باید در و داف‌هایی که میارن رو ببینین

18:22.625 --> 18:27.208
‫خیلی‌خب. شاید بتونیم در رابطه با این شرایط
‫یه کمکـی بهت بکنیم

18:27.291 --> 18:31.000
‫اما دلیل اصلی‌مون برای اومدن به اینجا اینه که؛
‫مادرمون گفته نه سال پیش

18:31.083 --> 18:33.250
‫یه جلسۀ کاری‌ای ترتیب داده بودید

18:33.333 --> 18:37.166
‫دوازده تا لرد و شما
‫و پدرم توی جلسه حضور داشتید

18:37.250 --> 18:39.375
‫می‌خواستیم بدونیم اسامی بقیه
‫لردها رو یادتون هست یا نه

18:39.875 --> 18:43.500
‫خب اگه جایی نوشته باشمـشون،
‫ توی دفترچه خاطراتـمه

18:43.583 --> 18:44.583
‫ایناهاش

18:45.291 --> 18:46.625
‫خاطراتـم رو می‌نویسم

18:47.333 --> 18:50.666
‫فردی بگرد دنبال دست‌نوشته‌های
‫دسامبر ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸

18:52.666 --> 18:54.906
‫خیلی به پدرتون شباهت دارید

18:55.375 --> 18:56.541
‫کی؟ من؟

18:57.166 --> 18:58.291
‫نه بابا

18:59.416 --> 19:02.083
‫خودم اولین بار به گلس معرفیـش کردم

19:03.000 --> 19:05.666
‫اوایل برای همکاری با ما تمایلی نشون نمی‌داد

19:05.750 --> 19:07.791
‫پدرتون معامله رو برامون جوش داد

19:08.541 --> 19:10.875
‫مبلغ مذاکره نصفِ مبلغی بود
‫که پدرتون بست

19:10.958 --> 19:13.666
‫بقیه خیلی ترسو بودن

19:13.750 --> 19:15.750
‫که بخوان از یه مجرم چیزی بخوان

19:17.583 --> 19:20.291
‫بعدش آرچی گفت که: «نان سینی پرکیولو»

19:21.375 --> 19:22.375
‫یعنی چی؟

19:22.958 --> 19:24.375
‫شعار خونوادگی‌تون

19:24.458 --> 19:26.250
‫درسته، مخاطره‌آمیزه

19:26.333 --> 19:28.291
‫فکر کنم کم‌کم دیگه خوشش اومده بود

19:29.041 --> 19:30.166
‫ادی

19:30.750 --> 19:32.125
‫- اینجاست
‫- عالیه

19:34.750 --> 19:35.750
‫خودشه

19:37.416 --> 19:39.458
‫- اجازه هست؟
‫- ببرش

19:40.166 --> 19:43.041
‫جاهای هیجان‌انگیزش
‫برای دهۀ ۷۰ و ۸۰ـه

19:43.708 --> 19:44.833
‫هی، سفیدک!

19:46.250 --> 19:48.833
‫دوباره که چیزمیزهای درست و حسابی
‫رو واسه خودت نگه نداشتی؟

19:50.125 --> 19:52.750
‫- یادم نمیاد گفته باشم اجازه داری مهمون بیاری
‫- خیلی‌خب، آم، تیبسی

19:53.583 --> 19:55.458
‫ممنون بابت پذیرایی، واقعاً...

19:56.666 --> 19:57.666
‫خب خوب بود دیگه

19:57.750 --> 19:58.583
‫عالیه، بله

19:58.666 --> 20:00.250
‫خیلی‌خب

20:02.625 --> 20:03.750
‫اون چیه؟

20:06.666 --> 20:07.666
‫خب، دفترچۀ خاطراتـه

20:08.208 --> 20:09.583
‫خودم دارم می‌بینم

20:10.541 --> 20:12.541
‫ولی فکر کنم دفترچۀ خاطرات من باشه

20:13.500 --> 20:16.083
‫هرچیزی که توی این خونه هست،
‫از اموال من محسوب می‌شه

20:16.166 --> 20:18.000
‫من مراقب وسایل این پیری‌ام

20:18.083 --> 20:19.125
‫عه، که اینطور

20:19.208 --> 20:23.041
‫شاید بخاطر همینه که
‫روپوش پیرمرد ۷۵ ساله رو پوشیدید

20:23.125 --> 20:27.833
‫- به نظرم قشنگـه
‫- دیگه... دیگه اندازه‌م نیست

20:27.916 --> 20:30.416
‫فکر نکنم با لباس ورزشیتون بیاد

20:30.500 --> 20:33.666
‫- تو چرا داری زر می‌زنی؟
‫- راست می‌گی. تخصص من نیست اصلاً.

20:33.750 --> 20:35.291
‫بیا رفع زحمت کنیم، ادوارد

20:35.375 --> 20:37.875
‫نه، صبر کنید،
‫چون اگه بخواید دفترچه رو با خودتون ببرید،

20:38.583 --> 20:39.583
‫باید هزینه‌ش رو بپردازید

20:41.000 --> 20:43.333
‫معمولاً اگه کسی بخواد
‫چیزی از اینجا ببره،

20:43.416 --> 20:44.916
‫باید پولـش رو بده

20:45.750 --> 20:47.291
‫عه، که اینطور؟

20:47.916 --> 20:49.208
‫آها

20:50.250 --> 20:51.541
‫ساعت‌تون به درد بخوره

20:52.916 --> 20:53.750
‫عه، ساعتـم؟

20:59.208 --> 21:00.541
‫من ساعتـم رو بهت نمی‌دم

21:00.625 --> 21:03.208
‫ادی، ساعتت رو بده بهش دیگه
‫تا بتونیم گورمون رو...

21:03.291 --> 21:04.583
‫می‌دونی چیه؟ حالا که دارم حرف می‌زنم

21:04.666 --> 21:07.291
‫و تو هم هی می‌پری وسط حرفـم،
‫شلوار تو رو هم می‌خوام

21:08.083 --> 21:11.958
‫آخه حق با توئه، لباس‌هام به همدیگه نمیان
‫و سعی دارم یه سر و سامونی به خودم بدم

21:12.041 --> 21:13.958
‫خب منظورم این نبود...

21:14.041 --> 21:16.041
‫- شلوارت رو بده من
‫- باشه، خیلی‌خب

21:16.125 --> 21:18.208
‫- دردسر درست نکنید
‫- دقیقاً

21:18.291 --> 21:19.971
‫شلوارت و ساعتش رو می‌خوام

21:20.000 --> 21:22.017
‫- شلوارت رو دربیار
‫- ادی؟ من...

21:22.041 --> 21:24.142
‫- شلوار کوفتیت رو دربیار
‫- خیلی‌خب

21:24.166 --> 21:25.708
‫خیلی‌خب، باشه، باشه

21:26.541 --> 21:28.166
‫همگی تمومش کنید، خب؟

21:28.250 --> 21:29.958
‫آروم باشید لطفاً

21:30.875 --> 21:33.416
‫راست می‌گی، خب؟ معاملۀ عادلانه‌ایه

21:33.916 --> 21:35.291
‫ساعتم رو با دفترچه

21:36.416 --> 21:37.416
تاخت می‌زنم

21:39.291 --> 21:41.458
‫ولی بیخیال شلوار داداشم شو

21:45.375 --> 21:47.392
‫- نباید این کار رو می‌کردی، فردی
‫- خب...

21:47.416 --> 21:49.250
‫اخیراً کم شرمندگی بالا نیاوردم

21:49.333 --> 21:51.000
‫دیگه چه فرقی به حالـم داشت؟

21:52.500 --> 21:53.750
‫چه پاهای قشنگی داری، عزیزم

21:53.833 --> 21:55.267
‫- موهات رو می‌زنی؟
‫- بله

21:55.291 --> 21:56.931
‫راستش رو بخوای،
‫خیلی خجالت‌آوره

21:56.958 --> 21:58.208
‫- عه، خجالت کشیدی؟
‫- آره

21:58.291 --> 22:00.791
‫شرمنده. درواقع سعی داشتم
‫ازت مراقبت کنم

22:00.875 --> 22:02.791
‫- مراقبت از من؟
‫- آره، مراقبت از تو!

22:02.875 --> 22:04.916
‫- نکنه یادت رفته که من برادر بزرگترتم!
‫- درسته

22:05.000 --> 22:07.520
‫تقصیرِ... اصلاً نباید خودم رو
‫به زحمت می‌انداختم. ریدم توش.

22:11.583 --> 22:13.083
‫چی شد که دوباره به اینجا رسیدیم، فردی؟

22:16.750 --> 22:17.750
‫خب، راستش رو بخوای...

22:19.541 --> 22:22.375
‫چند وقتی می‌شه که افکارم خیلی ترسناک شده

22:22.458 --> 22:23.833
‫بدجور ترسناک‌ها

22:26.375 --> 22:27.500
‫دلم می‌خواست بمیری

22:28.250 --> 22:33.083
‫همینو توی کلاب به سوزی گفتم.
‫که اگه بتونم یه جوری... از سر راهـم بردارمت،

22:33.166 --> 22:35.541
‫می‌تونم جایگاهت و همه‌چیز
‫رو مال خودم کنم

22:35.625 --> 22:39.875
‫می‌تونم واقعاً ترسناکـه و ریدمان،
‫ولی اصلاً نمی‌دونم چجوری به اینجا رسیدم

22:39.958 --> 22:42.625
‫از وقتی که بابا مُرد،
‫ذهنـم همیشه این چیزها رو تجزیه و تحلیل می‌کنه

22:42.708 --> 22:44.125
‫واقعاً متأسفم، خب؟

22:44.208 --> 22:47.416
‫هیچوقت... خودم رو نمی‌بخشم

22:47.500 --> 22:49.791
‫چون من... دوستت دارم پسر

22:55.500 --> 22:56.833
‫با هر قدمی که توی زندگیت برداشتی،

22:57.916 --> 22:59.791
‫من پا به پات اومدم، فردی

22:59.875 --> 23:00.708
‫می‌دونم

23:00.791 --> 23:03.541
‫هرباری که گندکاری بالا آوردی،
‫همه‌چیز رو سروسامون دادم!

23:04.125 --> 23:05.875
‫به نظرت ازت انتظار دارم
‫برام جبران بکنی؟

23:07.166 --> 23:08.166
‫نخیر

23:08.833 --> 23:11.041
‫- مایۀ سرافکندگی منی، فردی
‫- شرمنده‌م

23:11.958 --> 23:13.125
‫اینجا رو نگاه کن

23:13.625 --> 23:16.458
‫اگه شل بگیریم، به این روز میفتیم.
‫باید جلوش رو بگیریم.

23:17.666 --> 23:18.958
‫ببخشید، ببخشید!

23:24.750 --> 23:25.916
‫وای، جف

23:26.000 --> 23:28.333
‫ریشۀ گل قاصدکـه، والاحضرت

23:28.416 --> 23:30.958
‫چای‌ش برای خانم‌های باردار بسیار مفیده

23:31.041 --> 23:32.291
‫ممنونـم

23:32.875 --> 23:33.875
‫یادمه

23:35.125 --> 23:36.166
‫آم، داشتم به این فکر می‌کردم که

23:36.250 --> 23:38.875
‫واقعاً الان عمارت هالستد

23:38.958 --> 23:40.625
‫برای شارلوت جای خوبی نیست

23:42.208 --> 23:43.625
‫ولی اینجا خونه‌شه

23:43.708 --> 23:45.750
‫دلش می‌خواد اینجا باشه

23:45.833 --> 23:48.458
‫بخاطر اینه که داره بچه‌دار می‌شه.
‫طبیعیـه.

23:48.541 --> 23:51.166
‫اگه حقیقت رو می‌دونست،
‫حتماً نظرش عوض می‌شد

23:51.750 --> 23:52.750
‫حقیقت؟

23:53.416 --> 23:58.125
‫جف، خودت اصرار داشتی که
‫مثل یه راز بین خودمون بمونه

23:58.208 --> 24:01.833
‫خودت خواستی با تصور اینکه
‫آرچیبالد پدرشـه، بزرگ بشه

24:02.500 --> 24:06.083
‫ولی من منظورم اتفاقاتـیه
‫که پشتِ مزرعه رخ می‌ده

24:06.791 --> 24:09.166
‫و همۀ خشونت‌هایی که
‫بخاطرش رخ داده

24:10.666 --> 24:12.791
‫- خوشگلـم!
‫- سلام

24:12.875 --> 24:16.250
‫باورم نمی‌شه
‫اینا رو نگه دشتید

24:19.291 --> 24:22.125
‫بله، می‌بینی که فردی برای
‫کل باربی‌هام، پشم کشیده

24:23.083 --> 24:24.125
‫خوبی جف؟

24:24.208 --> 24:25.291
‫خانم شارلوت

24:26.541 --> 24:27.541
‫چیه؟

25:16.166 --> 25:18.458
‫[شماره ناشناس]

25:22.833 --> 25:23.916
‫سلام، سوزی

25:24.625 --> 25:25.791
‫گمشو، حرومی

25:26.541 --> 25:27.625
‫برگرت چطوره؟

25:28.916 --> 25:33.250
‫خودم واست مخصوص درست کردم.
‫همونطوری که دوست داری، با هالوپینوی اضافه.

25:33.333 --> 25:34.875
‫ترسیدی خودت واسم بیاریش؟

25:34.958 --> 25:36.708
‫باید از فرصتت استفاده می‌کردی

25:36.791 --> 25:38.208
‫دل و جرئت‌ش رو نداری، مگه نه؟

25:38.291 --> 25:41.083
‫یه بار دیگه دستت به آدم‌هام بخوره،
میام بالاسرت

25:41.166 --> 25:44.291
‫چراغ سبز ببینم،
‫میام سراغت

25:45.166 --> 25:46.083
‫خوب بخوابی

25:51.916 --> 25:53.083
‫واسه تو هم زیادی پخته؟

25:53.750 --> 25:54.750
‫واسه من کوچک شده

25:57.125 --> 25:58.125
‫بیا واسه منو بخور

25:59.958 --> 26:00.958
‫ایول!

26:15.666 --> 26:16.916
‫بعدازظهر بخیر

26:17.000 --> 26:20.208
‫ادعا نمی‌کنم زندگی اجتماعی
‫خیلی هیجان‌انگیزی دارم،

26:20.291 --> 26:23.125
‫اکثراً تلویزیون تماشا می‌کنم
‫و به ماهی‌م غذا می‌دم،

26:23.208 --> 26:25.458
‫گاهی‌وقت‌هام با بعضی‌ها خوش می‌گذرونم،

26:25.541 --> 26:28.666
‫ولی دوست دارم
‫بین کار و زندگی شخصیـم تعادل ایجاد کنم،

26:29.166 --> 26:32.083
‫بنابراین، بخاطر همین هم
‫آدرس خونه‌م باید مخفی بمونه

26:33.791 --> 26:35.416
‫چطوری تونستی پیدام کنی؟

26:35.500 --> 26:36.625
‫چه اهمیتی داره؟

26:36.708 --> 26:40.625
‫مهمه چون الان هنری کالینز هم فهمیده
‫کجا زندگی می‌کنم

26:41.500 --> 26:44.208
‫پس دیگه نمی‌تونم برگردم آپارتمانـم، درسته؟

26:45.750 --> 26:46.875
‫بله، که اینطور

26:46.958 --> 26:49.791
‫مخصوصاً الان که این حرومزاده
‫کمین کرده برام

26:50.833 --> 26:54.041
‫پس اگه خبرچین دارم،
‫باید کارش رو تموم کنم

26:55.541 --> 26:56.666
‫عالیجناب،

26:57.583 --> 26:58.958
‫بهت گفتم که یه رازه

27:03.250 --> 27:05.875
‫اصلاً آدرس خونۀ من رو از کجا می‌دونستی؟

27:07.041 --> 27:08.125
‫از روی برچسب باربری

27:08.625 --> 27:11.833
‫یادته اون کفش‌ خفن‌ها رو خریده بودی؟

27:11.916 --> 27:13.333
‫همونی که کفِ‌ش قرمز بود

27:13.416 --> 27:14.666
‫و اینجا بازش کردی

27:15.708 --> 27:17.958
‫گفتی مال من باشه
‫که ادویه‌هام رو بریزم توش

27:18.041 --> 27:19.375
‫نه، یادم نمیاد جیمی

27:19.458 --> 27:20.458
‫من یادمه

27:21.166 --> 27:22.750
‫هیچوقت آدرسی رو یادم نمیره

27:23.708 --> 27:26.333
‫تجربۀ دوران پستچی بودنمـه

27:28.958 --> 27:30.625
‫دیگه کی خبر داره، جیمی؟

27:30.708 --> 27:33.083
‫هیچکس عالیجناب.
‫یه راز بود.

27:33.166 --> 27:34.166
‫بله جیمی،

27:34.250 --> 27:35.583
‫ولی به ادی که گفتی.

27:36.208 --> 27:37.583
‫دیگه به کی گفتی؟

27:37.666 --> 27:38.666
‫فکر کن!

27:39.708 --> 27:42.333
‫- کسی درموردم ازت چیزی پرسیده؟
‫- آره

27:43.000 --> 27:46.250
‫اون دختره رو یادتونه که خیال می‌کردید
‫ونِ شما رو دزدیده،

27:46.333 --> 27:47.416
‫ولی... درواقع ندزدیده بود؟

27:47.958 --> 27:49.708
‫اسمش گابریلـه

27:50.875 --> 27:54.041
‫- گفتم زنگ می‌زنه‌ها
‫- بعد آدرسـم رو دادی بهش؟

27:55.333 --> 27:56.458
‫آم...

27:56.541 --> 27:57.583
‫شاید

27:57.666 --> 27:59.500
‫زیاد باهم حرف می‌زنیم

28:00.208 --> 28:01.291
‫درمورد همه‌چیز

28:02.583 --> 28:04.458
‫آرزو و رویاهامون...

28:04.541 --> 28:06.541
‫می‌خواست برات گل بفرسته

28:07.041 --> 28:08.583
‫- بخاطر جک
‫- درسته

28:09.375 --> 28:12.333
‫جیمی، زنگ بزن دوستت گابریل،

28:12.416 --> 28:14.083
‫یه قراری باهاش بذار

28:14.958 --> 28:15.958
‫چشم، رئیس

28:17.125 --> 28:18.125
‫کجا؟

28:19.375 --> 28:21.375
‫خب معمولاً کجا همدیگه رو می‌بینید، جیمی؟

28:36.208 --> 28:37.208
‫سلام، جیمی

28:39.375 --> 28:40.458
‫پیامت به دستم رسید

28:42.333 --> 28:43.583
‫همه‌چیز مرتبـه؟

28:45.375 --> 28:46.625
‫سلام، گابریلا

28:49.666 --> 28:52.583
‫نگران نباش.
‫ایشون سوزی، رئیسـمه.

28:53.708 --> 28:54.541
‫و عالیجناب.

28:54.625 --> 28:57.541
‫خب، عالیجنابِ منـه،
‫ولی می‌تونه عالیجناب تو هم بشه.

28:57.625 --> 28:59.166
‫دیگه وقتـشه که ساکت باشی، جیمی

29:05.125 --> 29:06.666
‫هنری کالینز کجاست؟

29:07.166 --> 29:08.958
‫من... من نمی‌شناسمـش

29:10.166 --> 29:12.500
‫شاید اگه جیمی بمیره،
‫حافظه‌ت برگرده سرجاش

29:13.000 --> 29:15.208
‫تا جایی‌که من می‌شناسمش،
‫قادر به همچین کاری هست

29:15.291 --> 29:17.041
‫خب سعی‌ام رو کردم دیگه.
‫جیمی رو بکشید.

29:17.125 --> 29:19.750
‫جوهانستون. من... من اصلاً
‫کالینز نمی‌شناسم.

29:19.833 --> 29:22.000
‫یه آقایی به اسم جوهانستون استنلی استخدامم کرد

29:22.875 --> 29:25.000
‫- با حرف «ت»
‫- همه‌چیز و واسم تعریف کن

29:27.708 --> 29:29.916
‫کار کسی بود که تا حالا ندیده بودمش

29:30.000 --> 29:31.708
‫۲۰‏ هزار تا برای دزدیدنِ یه ون گذاشته بودن

29:33.250 --> 29:35.916
‫تا قبل از اینکه بدزدمش،
‫روحمم خبر نداشت پُر از گلـه

29:38.041 --> 29:40.375
‫قبول کرد فردا شب شام ببیندش

29:44.458 --> 29:45.625
‫خیلی خبر خوبیه

29:46.500 --> 29:50.416
‫آقای جوهانستون... از شنیدنـش خوشحال می‌شه

29:57.416 --> 30:00.958
‫اصلاً دنبال محصولتـون نبودن.
‫هدف‎شون فقط خراب کردن کسب‌وکارتون بود.

30:02.791 --> 30:05.583
‫تهدیدم کردن که اگه به جیمی نزدیک نشم، می‌کشنـم

30:06.583 --> 30:08.375
‫وقتی که فهمیدن بهم اعتماد کرده،

30:09.583 --> 30:10.708
‫مجبورم کردن نهایتِ

30:10.791 --> 30:11.875
‫استفاده رو ازش ببرم

30:13.833 --> 30:17.083
‫استنلی جوهانسون بود که نذاشت
‫محصولاتتـون به اروپا برسه

30:20.916 --> 30:25.333
‫صددرصد مطمئن شدم
‫که همۀ باربری‌ها لغو بشه

30:32.250 --> 30:35.000
‫مخفیانه با زیرکیِ تموم قدم برمی‌داره
‫تا همه‌چیز رو تحت سلطۀ خودش دربیاره

30:35.583 --> 30:38.208
‫مبلغ گزافی دریافت می‌کنید، آقای دگروت

30:39.375 --> 30:41.166
‫موکلـم رو ناامید نکنید

30:41.750 --> 30:44.416
‫ولی با اینکه خودش رو به هر دری زد،
‫شما یه راه جدید پیدا کردید

30:48.083 --> 30:50.043
‫فقط من نبودم
‫که براش کار می‌کردم

30:50.750 --> 30:52.333
‫یه نفوذی دیگه،
‫به اسم «کیث» داشت

30:54.000 --> 30:55.625
‫ولی دستـش براتون رو شد

30:57.500 --> 30:59.333
‫بخاطر همین یه تدبیر دیگه‌ای به کار گرفت

31:00.291 --> 31:01.708
‫آقای کالینز،

31:01.791 --> 31:04.625
‫معتقدم طبق صحبتی که با همدیگه داشتیم،
‫وقتـش رسیده

31:04.708 --> 31:05.958
‫که تحت‌فشار بذاریمـشون

31:06.041 --> 31:08.666
‫گمونم احتمالاً از اون یارو کالینز استفاده کرده

31:11.833 --> 31:13.166
‫ولی کالینز زیاده‌روی کرد

31:13.250 --> 31:15.625
‫اصلاً برنامه این نبود
‫که برادرتون بره کما

31:16.250 --> 31:18.791
‫جوهانستون فقط
‫چشمش دنبال کسب‌وکارتون بود

31:18.875 --> 31:19.875
‫و هنوزم همینطوریـه

31:21.208 --> 31:24.625
‫حالا که خون‌ ریخته شده،
‫تا به خواسته‌ش نرسه دست‌بردار نیست

31:25.208 --> 31:26.625
‫از هیچ کاری دریغ نمی‌کنه

31:32.958 --> 31:35.916
‫خب، همه‌چیز با عقل جور درمیاد.
‫چند ماهی هست که داره اطلاعات جمع می‌کنه.

31:36.000 --> 31:37.333
‫صرفاً منتظر بهترین فرصتـه

31:37.416 --> 31:40.583
‫سعی داره مثل فروش مواد توی مک‌دونالد،
‫از زنجیرۀ تامینـمون برای

31:40.666 --> 31:42.250
‫فروش محصول خودش استفاده کنه

31:42.333 --> 31:45.500
‫اگه همۀ املاک رو تحت کنترل خودش دربیاره،
‫نفوذش رو دوبرابر می‌کنه

31:45.583 --> 31:47.833
‫و تبدیل به بزرگترین تاجر قاره می‌شه

31:49.083 --> 31:50.958
‫به موقع‌ش به این مسئله رسیدگی می‌کنیم

31:51.041 --> 31:54.625
‫- اول باید به حساب کالینز برسم
‫- صبر کن، بابات چی؟

31:55.875 --> 31:56.875
‫اینجا نیست

31:57.916 --> 32:00.166
‫باید قبل از اینکه کالینز دستـش بهم برسه،
‫برم سراغـش

32:01.541 --> 32:02.583
‫با منی دیگه، آره؟

32:05.708 --> 32:06.708
‫معلومه که آره

32:08.541 --> 32:09.833
‫خیلی شرمنده‌م، جیمی

32:09.916 --> 32:11.875
‫- نمی‌دونم. چرا...
‫- هی

32:13.375 --> 32:16.875
‫خیلی‌خب شاهزاده خانم.
‫صرفاً چون یه گلوله نخوابوندم توی مغزت

32:16.958 --> 32:17.958
‫دلیل نمی‌شه که این کار رو نمی‌کنم.

32:18.875 --> 32:20.000
‫دیگه آدم منی،

32:20.833 --> 32:23.208
‫و هرچی بگم می‌گی چشم

32:24.083 --> 32:25.083
‫حالیت شد؟

32:30.791 --> 32:33.500
‫[خبر جدید دارم]

32:39.583 --> 32:42.125
‫ظاهراً فقط من نیستم
‫که سرش زیادی شلوغـه، ادوینا

32:42.208 --> 32:44.416
‫در زدن بلد نیستی، چاکلز؟

32:45.166 --> 32:47.791
‫مامان بهم گفت توی مزرعه
‫چه خبره

32:50.541 --> 32:51.541
‫عه

32:52.000 --> 32:54.250
‫- که اینطور
‫- می‌دونستم یه جای کار می‌لنگه

32:54.750 --> 32:57.750
‫غیرممکنـه که بابا تونسته باشه
‫همچین پولی رو با سرمایه‌گذاری دربیاره

32:59.083 --> 33:00.166
‫لطفاً بشین

33:03.625 --> 33:05.458
‫شرمنده زودتر بهت نگفتم

33:06.208 --> 33:08.500
‫خب، من هیچ حرفی توی این قضایا ندارم، درسته؟

33:11.416 --> 33:13.333
‫شرمنده پات رو به این قضایا کشوندم

33:13.416 --> 33:16.125
‫مامانی می‌گفت قراره جمعش کنی

33:16.208 --> 33:20.666
‫مشکل اینجاست دارم تصمیم می‌گیرم

33:20.750 --> 33:24.333
‫ببینم خروجمون از کدوم طرف

33:26.375 --> 33:27.708
‫کمترین جنجال رو به پا می‌کنه

33:29.041 --> 33:30.458
‫گرینه‌های روی میزمون چیه؟

33:30.541 --> 33:31.708
‫بین بد و بدتر

33:32.375 --> 33:34.041
‫هوم

33:35.083 --> 33:39.666
‫می‌دونی، وقتی که فهمیدم باردارم،

33:41.333 --> 33:42.666
‫دلم می‌خواست بهت زنگ بزنم

33:44.166 --> 33:45.486
‫چون نمی‌دونستم می‌خوام چیکار کنم

33:47.375 --> 33:50.458
‫ولی... جلوی خودم رو گفتم چون

33:52.416 --> 33:54.500
‫می‌دونستم که تصمیم اول و آخرش با خودمه

33:56.458 --> 33:58.083
‫بخاطر همین به کسی چیزی نگفتم

33:59.416 --> 34:01.541
‫تا زندگیـم تحت کنترل خودم باشه

34:03.000 --> 34:04.000
‫مثل تو

34:07.000 --> 34:07.833
‫هوم

34:07.916 --> 34:08.916
‫ببین،

34:10.208 --> 34:11.541
‫تصمیم درستی می‌گیری

34:12.666 --> 34:13.666
‫همیشه همینطور بوده

34:24.125 --> 34:25.041
‫عالیـه

34:25.125 --> 34:27.291
‫آقای جوهانستون بسیار خوشحال می‌شن

34:27.875 --> 34:30.166
‫و این تضمینیه برای امنیت خونه‌م

34:30.250 --> 34:32.916
‫و اینکه دیگه هرگز من و خونواده‌م
‫با شما روبه‌رو نخواهیم شد؟

34:33.000 --> 34:34.333
‫قرارمون همین بوده

34:35.166 --> 34:36.250
‫بعنوان یک جنتلمن

34:36.333 --> 34:37.458
‫بعنوان یک جنتلمن

34:42.000 --> 34:43.166
‫ممنون، عالیجناب

34:44.625 --> 34:45.625
‫ممنون از شما

34:54.208 --> 34:56.041
‫به خواسته‌مون رسیدیم

34:56.958 --> 34:59.666
‫می‌تونید هرطور که مایلید... ادامه بدید

34:59.750 --> 35:01.625
‫بالاخره وقتـش رسید

35:01.708 --> 35:02.708
‫موقعیت‌ش رو داری؟

35:09.666 --> 35:12.166
‫تا حالا فکر کردی کما رفتن،
‫همچین هم چیز بدی نیست؟

35:13.791 --> 35:16.875
‫مثل یه خواب طولانیـه

35:18.833 --> 35:20.750
‫می‌تونید خاطراتت رو مرور کنی

35:20.833 --> 35:22.291
‫چون بالاخره وقت کافی برای این کار داری

35:26.583 --> 35:27.625
‫با احساس سرزندگی

35:28.166 --> 35:30.666
‫از... خواب بیدار می‌شی

35:36.083 --> 35:39.250
‫یه جا خونده بودم یه خانمه که از کما به‌هوش اومده بود
‫به زبون چینی صحبت می‌کرد

35:42.875 --> 35:45.000
‫خب، ممنون بابت اطلاعات گرانبهات، بلنکت

35:47.083 --> 35:48.791
‫حالا بیا بریم پوزه‌شون رو به خاک بمالیم

35:48.875 --> 35:52.125
‫[زندان لی‌هیل]

35:55.250 --> 35:56.375
‫بیا، بیا، بیا

36:01.250 --> 36:02.791
‫عجب دل و جرئتی داشتی

36:03.666 --> 36:04.666
‫که تا اینجا اومدی

36:05.833 --> 36:08.250
‫پولـم رو دادی به همونایی که
‫پسرم رو تا سر حد مرگ کتک زدن؟

36:10.000 --> 36:11.125
‫بابت جک متأسفم

36:11.666 --> 36:13.916
‫من هیچ دخلی به این جریانات نداشتم

36:14.791 --> 36:17.166
‫ولی دنبال راه خروج بودم،
‫بخاطر همین سراغ هنری کالینز رفتم

36:18.041 --> 36:20.333
‫و بخاطر همین هم هست
‫که پیش آقای استنلی جوهانستون رفتم

36:23.458 --> 36:25.250
‫برای چه کاری؟

36:26.458 --> 36:28.125
‫کمکـش کنم با دادن اسامی لردهایی

36:28.958 --> 36:31.500
‫ که با شما کار می‌کنن، کسب و کارتون

36:31.583 --> 36:32.750
‫رو تصاحب کنه

36:32.833 --> 36:35.583
‫این فهرست دست هرکسی که بیفته،
‫شاه‌کلید این قلمرو تو مُشتـشه

36:35.666 --> 36:36.875
‫یعنی اومدی اینجا

36:37.750 --> 36:40.416
‫بهم بگی که دو بار بهم نارو زدی؟

36:41.833 --> 36:42.833
‫دقیقاً نه

37:01.250 --> 37:03.541
‫دکتر بیلی به بخش پرستاران

37:04.250 --> 37:06.791
‫دکتر بیلی،
‫لطفاً به بخش پرستاران مراجعه فرمایید

37:06.875 --> 37:09.083
‫دکتر بیلی به بخش پرستاران

37:09.583 --> 37:12.250
‫[جک گلس]
‫[اتاق شمارۀ دوم]

37:25.000 --> 37:26.000
‫بریم

37:26.416 --> 37:27.291
‫رئیس

37:49.500 --> 37:51.125
‫کیرم دهنت، سوزی گلس

38:02.666 --> 38:04.000
‫اوه، خانم گل اینجاست

38:04.583 --> 38:06.958
‫اگه می‌خوای بکشیم،
‫مثل آدم بزن منو بکش

38:07.041 --> 38:08.083
‫وای، نه

38:08.166 --> 38:09.750
‫بعد از اینکه مجبورم کردی
‫زجر کشیدن برادرم رو ببینم،

38:09.833 --> 38:12.333
‫گمونم حقمـه یکمی وقت بذارم

38:13.166 --> 38:14.208
‫درس عبرت بقیه بشی

38:14.291 --> 38:17.375
‫مطمئن بشم که دیگه هیچکسی
‫جرئت نمی‌کنه دنبال کسب‌وکارم بیفته

38:17.458 --> 38:20.916
‫علی‌الخصوص استنلی جوهانستون

38:21.000 --> 38:22.583
‫فرقی نداره والا

38:24.000 --> 38:25.291
‫جوهانستون به خواسته‌ش می‌رسه

38:25.375 --> 38:26.375
‫عمراً اگه بذارم

38:26.916 --> 38:27.958
‫عه، نه بابا؟

38:28.583 --> 38:29.583
‫فکر نکنم دست تو باشه

38:30.125 --> 38:31.416
‫هرکسی رو می‌تونه به فساد بکشونه

38:31.500 --> 38:33.625
‫رفیق مرفه‌ات تو تله افتاده

38:34.208 --> 38:36.791
‫آره، درست شنیدی؛ دوک رو می‌گم

38:36.875 --> 38:38.333
‫نمی‌دونستی، نه؟

38:39.666 --> 38:41.875
‫بدجور به بازیت گرفت، سوزی

39:13.250 --> 39:14.250
‫شرمنده، جان

39:14.666 --> 39:17.333
‫آم، سوزی گلس پشت خطـه.
‫می‌گه موضوع مهمیـه.

39:22.208 --> 39:23.208
‫گوش می‌کنم

39:23.625 --> 39:25.585
‫شرمنده مزاحم اوقات شریف‌تون شدم، آقای دیکستون

39:25.666 --> 39:27.916
‫گفتم شاید دلت بخواد
‫بدونی قاتل برادرت کیه

39:29.583 --> 39:32.666
‫فردی هورنیمن وقتی‌که لباس مرغی تنـش کرده بود،
‫مغزش رو پاشوند روی دیوار

39:34.333 --> 39:35.708
‫- فردی!
‫- گمشو!

39:37.458 --> 39:40.625
‫و خودش و برادرش برای لاپوشونی کردنـش،
‫مثل سگ دروغ‌ کردن

40:08.875 --> 40:15.875
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

40:17.500 --> 40:29.059
‫♪ آهنگ The Lost Soul از The Handsome Family ♪
