WEBVTT

00:13.999 --> 00:18.999
‫«آقـایـان»
‫«اثری از گای ریچی»

00:19.000 --> 00:26.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:42.375 --> 00:43.708
‫هوی، شیرین‌عقل!

00:45.708 --> 00:48.041
‫مشکلی نداره پشت میز بشینه؟

00:48.125 --> 00:49.605
‫آره، حتماً. بشین

01:12.000 --> 01:13.875
‫می‌دونی اوضاع چقدر وخیمـه؟

01:15.208 --> 01:16.791
‫گمونم تا حدی بدونم، آره

01:19.208 --> 01:20.791
‫می‌تونم واسه خلاص شدن
‫از شر جسد کمک کنم

01:20.875 --> 01:22.875
‫اگه همچین کاری ازم بخوای

01:24.916 --> 01:26.541
‫- اون چی؟
‫- کی؟

01:29.041 --> 01:31.041
‫آقای وسواسی که داره پول‌ها رو می‌شمره

01:31.625 --> 01:33.291
‫می‌تونم کمکت کنم ترتیبِ اون رو هم بدی

01:34.333 --> 01:35.500
‫قرار نیست بُکشیمش

01:36.708 --> 01:37.791
‫فکر بهتری داری؟

01:40.500 --> 01:42.458
‫صاف چهار میلیون پوند!

02:00.875 --> 02:01.875
‫نم پس نمیدم

02:04.625 --> 02:05.750
‫هیچی نمیگم

02:07.041 --> 02:08.166
‫تقصر خودش بود

02:20.458 --> 02:21.666
‫بیا اینجا!

02:23.458 --> 02:24.291
‫اوه

02:31.916 --> 02:36.916
‫[قسمت دوم]
‫[تکل تامی، وو وو]

02:39.000 --> 02:46.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:50.250 --> 02:51.166
‫جترو!

02:52.708 --> 02:53.958
‫مسخره بازی در نیار!

03:03.500 --> 03:06.500
‫[درحال تماس با اِرول، تماس ناموفق]

03:10.916 --> 03:11.916
‫لعنتی، لعنتی، لعنتی

03:21.500 --> 03:24.208
‫- تو ردیفی، جف؟
‫- دنبالِ کی هستیم، عالی‌جناب؟

03:24.708 --> 03:27.291
‫یه پسر با لباس ورزشی آبی

03:28.375 --> 03:30.041
‫فردی، از مسیر شمالی برو

03:30.125 --> 03:32.541
‫من میرم شرق.
‫تو هم که می‌دونی باید کجا بری؟

03:32.625 --> 03:33.791
‫آره، خوب می‌دونم

04:08.375 --> 04:10.541
‫لامصب آنتن نمیده!

04:24.833 --> 04:25.833
‫کیر توش

04:28.541 --> 04:30.250
‫دست از فرار کردن بردار، جترو!

04:40.541 --> 04:42.208
‫یه نفسی بگیر، پسرم

04:45.000 --> 04:47.083
‫- کافیه
‫- من لب وا نمی‌کنم، خب؟

04:47.166 --> 04:48.958
‫من هیچی ندیدم. خب؟

04:50.500 --> 04:52.833
‫- لطفاً بهم صدمه نزنید
‫- قرار نیست بهت صدمه‌ای بزنیم، جترو

04:54.625 --> 04:56.166
‫خب؟ قراره حلش کنیم

04:56.250 --> 04:58.166
‫حلش کنی؟
‫زدی تامی رو مثل سگ کُشتی!

04:58.250 --> 05:00.916
‫بهت قول میدم،
‫قرار نیست بهت صدمه‌ای بزنیم

05:01.000 --> 05:01.875
‫صحیح

05:01.958 --> 05:03.000
‫بیاید تمومش کنیم

05:04.875 --> 05:05.875
‫اسلحه رو بذار کنار، فردی

05:06.916 --> 05:08.041
‫هیچ شاهدی در کار نیست، داداش

05:08.625 --> 05:11.041
‫چه مرگتـه لامصب؟
‫بدش من

05:13.208 --> 05:14.208
‫موبایلت رو بذار کنار

05:17.416 --> 05:19.458
‫گفتم موبایلت رو بذار کنار، جترو

05:24.541 --> 05:25.666
‫فردی، نکـ...

05:29.250 --> 05:30.333
‫ارتباط قطع شد

05:30.916 --> 05:31.916
‫باریکلا

05:32.291 --> 05:33.291
‫حالا می‌تونی بهم بگی

05:34.791 --> 05:36.125
‫داشتی با کی تماس می‌گرفتی

05:38.541 --> 05:39.958
‫بذار بیان، اِدی

05:42.041 --> 05:43.375
‫بذار کونی‌ها بیان

05:44.500 --> 05:45.500
‫بیا اینجا

05:49.416 --> 05:50.875
‫خب الان یعنی چی لامصب؟

05:50.958 --> 05:52.958
‫همه‌مون درد و عذابت رو درک می‌کنیم، جانی

05:53.666 --> 05:55.666
‫می‌دونیم چرا اینجایی

05:56.208 --> 06:01.708
‫افتادی دنبالِ امیال مادی و خودت رو گم کردی

06:02.333 --> 06:04.000
‫مسئله ماشین نیست

06:04.083 --> 06:06.250
‫مسئله ساعتی که دستتـه نیست

06:07.166 --> 06:09.375
‫مسئله اون پنج گرم کوکائین

06:09.458 --> 06:13.083
‫یا هر غلطی که شب جمعه می‌کنی نیست

06:14.250 --> 06:16.958
‫خودت می‌دونی که این کار بی‌فایده‌ست

06:18.541 --> 06:19.750
‫واسه همین اومدی اینجا

06:20.875 --> 06:22.333
‫واسه همین همگی اینجاییم

06:24.458 --> 06:27.958
‫ما می‌تونیم بهت عشق و...

06:30.000 --> 06:31.166
‫برادری نشون بدیم

06:32.125 --> 06:33.791
‫در حالی که دنیای بیرون

06:34.833 --> 06:36.166
‫هیچی نمی‌تونه بهت بده

06:37.208 --> 06:39.791
‫جز یه سری چیزای واهی و پوچ

06:43.875 --> 06:45.541
‫پس چشمات رو ببند و

06:46.250 --> 06:47.875
‫درِ قلبت رو به روی

06:48.375 --> 06:49.583
‫خدا باز کن

06:53.375 --> 06:56.166
‫خیلی‌خب، بیاید همگی چند لحظه‌ای تفکر کنیم

06:56.833 --> 06:57.833
‫مکسی

06:59.000 --> 07:00.000
‫جام ادامه بده

07:07.541 --> 07:10.333
‫شرمنده جان، ولی نمی‌تونیم
‫با تامی تماس بگیریم

07:10.416 --> 07:12.000
‫- موبایلش رو جواب نمیده
‫- خب؟

07:12.500 --> 07:15.458
‫قرار بود اون پول رو تحویل بگیره.
‫غیب شده.

07:15.541 --> 07:17.208
‫احتمالاً رفته یه جایی آتیش بسوزونه

07:17.750 --> 07:19.291
‫در حالت عادی نگران نمی‌شدم

07:19.375 --> 07:22.000
‫ولی جترو که همراهش بود بهم پیامک داد

07:22.666 --> 07:23.666
‫چی گفت؟

07:24.375 --> 07:26.750
‫مُبهم بود

07:26.833 --> 07:28.708
‫منظورت چیه «مُبهم بود»؟

07:29.375 --> 07:31.750
‫واضح نیست. نمیشه ازش
‫برداشت درستی کرد.

07:31.833 --> 07:34.791
‫معنی مُبهم رو می‌دونم، اِرول.
‫متن نوشته‌اش چی بود؟

07:46.166 --> 07:50.000
‫خیلی‌خب. بچپونیدش اون پشت. می‌بریمش
‫یه جای امن تا کارها رو راست و ریست کنیم.

07:50.500 --> 07:52.625
‫- فریزرت چقدر جا داره؟
‫- زیاد جادار نیست

07:53.541 --> 07:55.875
‫- درِ دفتر قفل داره؟
‫- آره

07:55.958 --> 07:58.916
‫پرده‌ها رو بکِشید، درها رو قفل کنید،
‫نذارید هیچکس وارد یا خارج بشه

07:59.000 --> 08:02.000
‫- چند نفر داخل هستن؟
‫- فقط مامانم و حدوداً 20 تا کارمند

08:02.083 --> 08:05.125
‫تو، به کارمندها بگو که
‫بقیه‌ی روز رو برن مرخصی

08:05.208 --> 08:06.708
‫بعدش منتظر باش و هیچ کاری نکن

08:06.791 --> 08:09.458
‫حله. بیست تا کارمند، باقی روز رو
‫برن مرخصی، فهمیدم. ردیفه.

08:09.541 --> 08:11.458
‫اِدوارد، تو افسارش رو دست بگیر

08:11.541 --> 08:12.916
‫آره. بذارش به عهده‌ی خودم

08:13.500 --> 08:14.583
‫یالا پس

08:15.750 --> 08:18.666
‫تو. سوار ماشین شو. همین الان

08:18.750 --> 08:20.208
‫خیلی‌خب، یالا، بشین

08:21.750 --> 08:24.291
‫با کارمندها صحبت کن.
‫با هیچکس دیگه‌ای حرف نزن.

08:24.375 --> 08:26.541
‫آره. نه، گند نمی‌زنم. ردیفه

08:26.625 --> 08:27.625
‫فقط...

08:28.166 --> 08:30.000
‫یه ذره هضمش سخته، نه؟

08:30.500 --> 08:32.625
‫حس می‌کنم همه چی یهویی سه بُعدی شده

08:32.708 --> 08:34.125
‫خب همه چی سه بُعدیـه!

08:34.208 --> 08:36.500
‫یعنی الان بنا به دلایلی یه حس دیگه‌ای دارن

08:36.583 --> 08:38.291
‫آره، فردی، فرق دارن

08:38.958 --> 08:40.291
‫چون الان قاتلی

08:45.041 --> 08:48.458
‫واقعاً می‌خوای همینطوری
‫اینجا وایستم و نگاهش کنم؟

08:50.416 --> 08:52.750
‫می‌تونم در کنارش کارم رو هم بکنم؟
‫می‌تونم برم دستشویی؟

08:52.833 --> 08:55.333
‫ازت می‌خوام از مغزت استفاده کنی، جیمی

08:55.416 --> 08:57.458
‫کیر توش

08:57.541 --> 09:01.083
‫مطمئن نیستم از پسش بر بیام، رئیس.
‫دستورالعمل واضح و دقیق می‌خوام.

09:01.166 --> 09:04.000
‫مشکلی پیش نمیاد، عزیزم.
‫فقط واسه چند ساعتـه.

09:04.500 --> 09:08.500
‫فقط نذار از تلفن استفاده کنه. یادت باشه،
‫اون زندانی ماست و توی دردسر افتاده.

09:09.083 --> 09:10.916
‫نذار با حرف زدن سرت رو شیره بماله

09:11.416 --> 09:12.541
‫خیلی‌خب، حله رئیس

09:13.250 --> 09:14.250
‫مشکلی نیست

09:17.916 --> 09:20.708
‫اهل دود هستی، رفیق؟

09:21.416 --> 09:23.291
‫چطور؟ چیزی داری؟

09:23.375 --> 09:26.541
‫باید یه راهی برای حل این مشکل پیدا کنیم،
‫بدون اینکه یکی دیگه هم کُشته بشه

09:27.125 --> 09:30.791
‫ببین، هیچ کدوم‌مون اصلاً نمی‌خوایم
‫یه جسد دیگه روی دستمون بیفته

09:31.375 --> 09:33.958
‫قتل اوضاع رو پیچیده می‌کنه و
‫برای تجارت هم خوب نیست

09:34.041 --> 09:36.241
‫ولی باید بفهمی که اینجا با چی طرف هستیم

09:36.708 --> 09:39.500
‫تامی دیکسون یه بی‌سر و پای دوزاری بود

09:40.083 --> 09:44.333
‫ولی برادرش، جان گاسپل،
‫یه‌کم گردن کُلُفت‌تره و

09:44.916 --> 09:46.583
‫بی‌نهایت روانی‌تره

09:46.666 --> 09:48.166
‫اون خطرناکـه و

09:48.666 --> 09:50.500
‫با آدمای قدرتمندی در ارتباطـه

09:51.083 --> 09:52.083
‫مثلاً کی؟

09:52.625 --> 09:54.875
‫مسیح و پدرش

09:54.958 --> 09:58.750
‫کسایی که کمکش کردن یکی از بزرگترین
‫کوکائین‌فروش‌های شمال غربی بشه

10:00.416 --> 10:01.625
‫مسیح و پدرش

10:02.500 --> 10:03.666
‫عجب ترکیب برنده‌ای

10:03.750 --> 10:06.166
‫«به رهبران اعتماد نکنید

10:06.250 --> 10:10.333
‫نه فرزندانِ آدم که رستگاری برایشان نیست.»

10:10.416 --> 10:15.958
‫«روحش از بدنش خارج می‌شود و
‫به خاک بازمی‌گردد.»

10:16.833 --> 10:20.166
‫«در آن روز، تمام افکارشان محو می‌شوند!»

10:20.250 --> 10:24.333
‫«من راه و حقیقت و زندگی هستم

10:24.958 --> 10:27.625
‫و هیچکس جز به وسیله‌ی من

10:27.708 --> 10:29.166
‫به پدر نمی‌رسد!»

10:29.250 --> 10:33.666
‫زمان مجازات فرا رسیده.
‫زمان مجازات فرا رسیده.

10:33.750 --> 10:36.208
‫زمان مجازات فرا رسیده.

10:36.291 --> 10:39.458
‫اگه من جات بودم در این مورد دخالت
‫نمی‌کردم. می‌سپردمش دستِ حرفه‌ها.

10:59.583 --> 11:00.666
‫صبح بخیر

11:00.750 --> 11:01.750
‫صبح بخیر

11:02.500 --> 11:03.750
‫فلیکس، ردیفی؟

11:04.250 --> 11:05.750
‫خوبم، ممنون

11:05.833 --> 11:06.916
‫راستش...

11:09.041 --> 11:11.083
‫داشتم از رخت خواب بلند می‌شدم

11:11.875 --> 11:15.375
‫گوش کن، واست یه مقدار کار دارم.
‫امروز سرت خلوتـه؟

11:16.083 --> 11:17.083
‫امروز؟

11:20.375 --> 11:21.875
‫بذار برنامه‌مو نگاه کنم

11:30.833 --> 11:31.875
‫خوش‌شانسی

11:33.666 --> 11:34.791
‫ولی راننده لازم دارم

11:34.875 --> 11:36.458
‫مشکلی نیست

11:36.541 --> 11:39.125
‫یه بار دیگه فهرست رو می‌خوام

11:39.208 --> 11:40.208
‫آهک

11:40.666 --> 11:41.916
‫اسید هیدروفلوریک

11:42.000 --> 11:43.375
‫- این چیه؟
‫- ارّه‌ی استخون‌بُر

11:43.458 --> 11:44.583
‫- ارّه؟
‫- ارّه‌ی دو طرفه

11:44.666 --> 11:45.791
‫ارّه‌ی... دو طرفه

11:45.875 --> 11:47.392
‫- کیسه‌های پلاستیکی
‫- کیـ... پلاستیکی

11:47.416 --> 11:48.536
‫- و هزمت
‫- جانم؟

11:48.583 --> 11:50.291
‫- لباس ایمنی
‫- هزمت

11:51.791 --> 11:52.791
‫بریم

11:54.916 --> 11:57.458
‫در ضمن قهوه... لازم داریم

12:01.750 --> 12:02.750
‫قهوه

12:03.125 --> 12:05.000
‫چطوری وارد این بازی شدی؟

12:07.541 --> 12:08.958
‫توی گروه سرود کلیسا بودم

12:09.916 --> 12:11.500
‫با موسیقی و آمار و ارقام حال می‌کنم

12:12.208 --> 12:13.666
‫موسیقی هم همینـه دیگه

12:13.750 --> 12:16.500
‫اعدادی که توی با هماهنگی کنار هم می‌شینن

12:17.916 --> 12:20.666
‫به هر حال، اونا این شغل رو
‫بهم پیشنهاد دادن، حسابداری

12:22.458 --> 12:25.642
‫نمی‌دونستم یه خانواده‌ی مافیایی
‫بین‌المللی هستن که مسیح سردسته‌شونـه!

12:25.666 --> 12:29.041
‫تامی دیسکون به نظرم آدم مذهبی‌ای نیومد

12:29.125 --> 12:30.291
‫اشتباهت همینجاست

12:30.791 --> 12:33.958
‫این نسخه از مسیح، مرگبارتر از گاز خردلـه

12:35.291 --> 12:37.333
‫این برادرها رسماً روانی و ردی هستن

12:37.958 --> 12:41.041
‫فقط یه چیز هست که بیشتر از
‫عشق‌بازی دوست دارن و اون هم کُشتنـه

12:42.166 --> 12:44.916
‫تامی هر بلایی سرش اومد حقش بود.
‫خوشحالم که مُرده.

12:46.250 --> 12:49.291
‫و من هیچی نمیگم.
‫نم پس نمیدم، به مسیح قسم.

12:50.333 --> 12:51.333
‫اون یکی مسیح

12:51.875 --> 12:52.708
‫همون مسیح خوبه

12:52.791 --> 12:56.708
‫خب، شاید من حرفت رو باور کنم، جترو.
‫ولی من تنها کسی نیستم که باید متقاعدش کنی.

12:58.041 --> 13:00.541
‫- قراره منو بُکشن، مگه نه؟
‫- لزوماً نه

13:05.708 --> 13:07.166
‫پا شو دست به کار شو، فلیکس

13:07.791 --> 13:09.750
‫فلیکس. خوش اومدی

13:09.833 --> 13:11.166
‫به نظر حسابی سر پا و ردیفی

13:16.000 --> 13:17.000
‫سوزان

13:20.708 --> 13:21.708
‫قهوه

13:25.500 --> 13:28.500
‫بلانکت، صندوق عقب رو باز کن و
‫تشک رو در بیار، لطفاً

13:28.583 --> 13:29.666
‫حله

13:33.625 --> 13:34.625
‫سرده

13:43.750 --> 13:46.291
‫خب. اوضاع تحت کنترلـه؟

13:46.375 --> 13:50.083
‫فعلاً آره. مادره طبقه‌ی بالا خوابیده.
‫بقیه‌ی کارمندها هم امروز رو رفتن مرخصی.

13:52.666 --> 13:53.666
‫خب

13:55.041 --> 13:56.583
‫یه جسد، یه شاهد، درسته؟

13:56.666 --> 13:57.583
‫آره

13:57.666 --> 13:59.833
‫اصل کاری‌ها رو داریم.
‫شاهد جاش امنـه؟

14:00.708 --> 14:02.208
‫پس با جسد شروع می‌کنیم

14:02.958 --> 14:06.250
‫شما دو تا منتظر چی هستید؟
‫اگه میاید داخل باید لباس عوض کنید.

14:08.708 --> 14:11.208
‫خیلی‌خب، یه جسد
‫با آسیب شدید به ناحیه‌ی سر

14:12.166 --> 14:13.833
‫این همون اسلحه‌ایـه که باهاش کُشته شده؟

14:13.916 --> 14:14.916
‫خودِ خودشـه

14:17.375 --> 14:18.791
‫اثر «توماس گینزبرا»ـه؟

14:18.875 --> 14:21.125
‫اوه، محشره

14:22.500 --> 14:23.708
‫بعداً یه فکری براش می‌کنیم

14:23.791 --> 14:25.958
‫نظرم اینـه که حرکتِ
‫«بُرش و چال کردن» رو انجام بدیم

14:26.041 --> 14:27.750
‫پس جسد رو به چهار قسمت تقسیم می‌کنیم

14:28.625 --> 14:29.625
‫یه محلِ...

14:30.625 --> 14:33.250
‫ساکت ولی دور افتاده پیدا می‌کنیم

14:33.333 --> 14:34.833
‫توی چاله‌ی عمیق دفنش می‌کنیم

14:34.916 --> 14:36.000
‫روش رو با آهک می‌پوشونیم

14:37.458 --> 14:41.500
‫روش خاک می‌ریزیم و
‫یه مقدار هم کود روش می‌پاشیم

14:42.250 --> 14:44.625
‫- یه سؤال دارم
‫- بفرما

14:44.708 --> 14:46.708
‫چرا تیکه‌تیکه‌اش می‌کنی؟

14:46.791 --> 14:48.666
‫اولاً که اون‌وقت
‫چاله‌ی کوچیک‌تری می‌کـَنی

14:49.250 --> 14:54.541
‫بعلاوه، وقتی اندام‌های داخلی بیرون باشن،
‫سرعت تجزیه‌ شدن بیشتر میشه

14:54.625 --> 14:55.916
‫تازه کِرم‌ها هم عاشقش هستن

14:56.750 --> 14:58.083
‫ببین، توی حیطه‌ی کاریِ من

14:59.041 --> 15:01.708
‫باید رویکرد همه‌جانبه داشته باشی

15:03.791 --> 15:06.583
‫کیث، تو با شستن خون
‫از روی دیوارها شروع کن

15:06.666 --> 15:10.041
‫بلانکت، اسلحه رو بردار و
‫بذارش توی صندوق عقب ماشین

15:10.125 --> 15:12.875
‫ببرش پشت عمارت تا
‫جلوی دید نباشه

15:13.625 --> 15:15.458
‫من هم بیرون جسد رو تیکه‌تیکه می‌کنم

15:15.541 --> 15:17.375
‫پس این کار رو خودت انجام میدی؟

15:17.458 --> 15:20.666
‫آره، آره. من خدمات کامل ارائه میدم

15:20.750 --> 15:23.833
‫از جمله سر به نیست کردنِ شاهدها

15:24.708 --> 15:27.458
‫حالا، سؤال دیگه‌ای هست؟

15:27.541 --> 15:28.541
‫نه

15:28.875 --> 15:29.708
‫نه

15:29.791 --> 15:32.041
‫پس سوزان لطفاً
‫منو به میزبان معرفی کن

15:33.875 --> 15:36.125
‫اِدی، این فلیکسـه

15:36.208 --> 15:39.291
‫واسه همچین شرایطی کوه تجربه‌ست

15:39.375 --> 15:41.625
‫- اومده تخصصش رو در اختیارمون بذاره
‫- اِدی

15:41.708 --> 15:43.916
‫فلیکس. ممنون که اینقدر سریع اومدی

15:44.000 --> 15:46.583
‫خواهش می‌کنم، مورد فوری‌فوتی بود

15:46.666 --> 15:49.427
‫ممنون از دانش و تجربه‌ای که
‫در اختیارمون میذاری

15:49.458 --> 15:51.000
‫ولی باید راجع به جترو حرف بزنیم

15:51.083 --> 15:53.541
‫- جترو همون شاهده؟
‫- اوهوم

15:53.625 --> 15:57.916
‫به نظرم می‌تونیم ازش استفاده کنیم تا
‫داستان رو یه طورِ دیگه به خوردِ گاسپل بدیم

15:57.917 --> 15:59.124
‫[روایتِ جایگزینِ ادی از داستان]

15:59.125 --> 16:01.000
‫مثلاً پیشنهاد میدم طوری القاء کنیم که

16:01.083 --> 16:03.791
‫رابطه‌ی تامی و جترو خوب نبوده؟
‫[قدم اول: ایجاد توهم اختلاف]

16:03.875 --> 16:06.875
‫که موقع شمردن پول داشتن دعوا می‌کردن

16:06.958 --> 16:10.208
‫با گوشی تامی از نمایش فیلم می‌گیریم و
‫می‌ذاریمش توی جیبش

16:10.291 --> 16:12.708
‫بعدش جسد رو با صحنه‌سازی
‫می‌ذاریم توی صندوق عقب ماشین
‫[قدم دوم: دستکاری مدارک و شواهد]

16:12.791 --> 16:16.041
‫گاسپل خیال می‌کنه جترو تامی رو
‫کُشته و با پول‌ها فرار کرده
‫[قدم دوم: دستکاری مدارک و شواهد]

16:16.916 --> 16:20.625
‫ببخشید، اون‌وقت موقعی که این اتفاقات
‫داره میفته، جترو کجاست؟

16:20.708 --> 16:23.958
‫سوار یه کشتی کانتینری به طرف استرالیا.
‫با دو میلیون پوند پول توی جیبش.
‫[قدم سوم: فرستادن جترو به استرالیا]

16:24.041 --> 16:27.125
‫خب، راحت‌تر نیست بفرستیمش لاپلند؟
‫[روایتِ جایگزینِ سوزی]

16:27.208 --> 16:29.916
‫می‌تونه با بابانوئل وقت بگذرونه،
‫با کوتوله‌ها دم‌خور بشه

16:30.000 --> 16:31.541
‫و شغل جدیدش بشه اسباب‌بازی ساز.
‫[جترو به لاپلند، بابانوئل، فرصت شغلی جدید]

16:31.625 --> 16:33.583
‫اون پسر خوبیـه، فقط چندتا
‫تصمیم اشتباه گرفته

16:34.083 --> 16:36.243
‫اگه چاره‌ی دیگه‌ای داشت سراغ این کار نمی‌اومد

16:37.125 --> 16:38.416
‫تو نظرت چیه، فلیکس؟

16:38.500 --> 16:40.791
‫به نظرم بهتره کله‌ی کیریش رو قطع کنی

16:42.541 --> 16:45.125
‫- عالیه
‫- می‌دونم اگه پدرت بود چیکار می‌کرد

16:45.958 --> 16:48.750
‫اگه اون هم بود... کله‌ی کیریش رو قطع می‌کرد

16:48.833 --> 16:51.833
‫خدا رو شکر که توی زندانـه، پس
‫کله‌ی کیریش رو قطع نمی‌کنیم

16:51.916 --> 16:53.916
‫عالیه. حالا که تکلیفِ این قضیه روشن شد

16:55.041 --> 16:57.375
‫شما حواس‌تون به جترو باشه
‫تا من برم با گاسپل صحبت کنم

16:57.458 --> 16:59.458
‫خونه رو تمیز کنید،
‫ولی از شر جسد خلاص نشید

16:59.541 --> 17:00.541
‫ردیفه؟

17:01.458 --> 17:03.416
‫- میشه یه لحظه خصوصی صحبت کنیم؟
‫- البته، حتماً

17:04.125 --> 17:06.083
‫- بریم یه گپی بزنیم
‫- با کمال میل

17:07.000 --> 17:09.958
‫انگار پاک یادت رفته چرا اینجاییم

17:10.041 --> 17:13.083
‫من عامل ایجاد این مشکل نبودم.
‫فقط دارم کمکت می‌کنم حلش کنی.

17:13.166 --> 17:16.375
‫کمکِ من رو نمی‌خوای؟ می‌تونم
‫به فلیکس بگم وسایلش رو بذاره پشتِ ماشین

17:16.458 --> 17:18.375
‫نه، نه، نه. عذر می‌خوام

17:18.458 --> 17:20.333
‫نمی‌خواستم نمک‌نشناسی کنم

17:20.416 --> 17:24.166
‫فقط یه مقدار زمان می‌خوام تا...
‫ببینم می‌تونم حلش کنم یا نه

17:25.833 --> 17:28.125
‫خودت گفتی، قتل واسه تجارت خوب نیست

17:30.916 --> 17:33.416
‫24 ساعت، وگرنه مجبور میشم
‫خودم دست به کار شم

17:35.666 --> 17:36.666
‫عالیه

17:47.291 --> 17:49.666
‫نمی‌خوام این کار رو بکنم، ادی.
‫نمی‌خوام انجامش بدم.

17:49.750 --> 17:51.590
‫قبلاً هم نمی‌خواستم و الان هم نمی‌خوام

17:51.625 --> 17:54.458
‫من... نمی‌رقصم، خب؟
‫من نمی‌رقصم لامصب!

17:56.666 --> 17:59.708
‫کار خیلی اشتباهی کردی، فردی

18:00.750 --> 18:02.083
‫یه نفر رو کُشتی

18:02.166 --> 18:04.125
‫و نمی‌تونی جبرانش کنی

18:04.208 --> 18:08.333
‫ولی احتمالش خیلی کمـه که اگه
‫دقیقاً کارهایی که میگم رو بکنی

18:10.791 --> 18:12.375
‫شاید ازش قسر در بری

18:13.958 --> 18:15.875
‫پس می‌رقصی

18:30.666 --> 18:31.500
‫باشه

18:39.000 --> 18:42.874
‫«استنلی جانستون محترم»

18:42.875 --> 18:45.000
‫آقای جِی، قربان

19:00.375 --> 19:04.333
‫داری از جوهر «واترمن سرینیتی»
‫استفاده می‌کنی، درسته؟ آبی، نه سیاه؟

19:04.416 --> 19:05.416
‫درسته

19:06.291 --> 19:08.250
‫حواست باشه از کاغذ
‫جوهر خشک کُن استفاده کنی

19:08.333 --> 19:10.458
‫می‌خوام یه اسم دیگه هم
‫به فهرست مهمانان اضافه کنم

19:10.958 --> 19:13.708
‫یه دعوت‌نامه هم واسه دوکِ جدید هالستد بفرست

19:13.791 --> 19:14.791
‫ببینیم قبول می‌کنه یا نه

19:27.958 --> 19:29.125
‫بفرمایید، قربان

19:29.625 --> 19:33.083
‫♪ من یه اشراف‌زادۀ آشغالم که ریدم ♪

19:33.666 --> 19:37.125
‫♪ ای-آی-ای-آی-اُو ♪

19:39.750 --> 19:41.000
‫تا اینجا بهترینش همین بوده

19:41.083 --> 19:42.333
‫بهترین توی کیری‌ترین‌ها

19:42.416 --> 19:43.583
‫فردی، یکی دیگه...

19:44.458 --> 19:45.458
‫سلام

19:47.208 --> 19:48.541
‫اوه، عزیزم

19:48.625 --> 19:51.625
‫سلام مادر. داشتیم یه کاری رو
‫تموم می‌کردیم. کمکی از ما بر میاد؟

19:51.708 --> 19:54.833
‫- آره، این رو الان شخصاً تحویل دادن
‫- صحیح

19:54.916 --> 19:57.333
‫دعوت‌نامه از یه آقایی به اسم جانستونـه

19:58.083 --> 19:59.958
‫جانستونی که توی اسمش «ت» داره؟

20:00.458 --> 20:01.791
‫آره، از دوستاتـه؟

20:01.875 --> 20:03.625
‫هنوز رسماً آشنا نشدیم

20:03.708 --> 20:07.125
‫پس حیف که مخاطبِ این دعوت‌نامه تو نیستی

20:09.291 --> 20:12.833
‫دوستات چایی میل دارن؟ آره؟

20:12.916 --> 20:15.208
‫به کارمندها می‌گفتم،
‫ولی گویا همگی غیب شدن

20:15.291 --> 20:18.791
‫- چایی باشه عالی میشه
‫- بذارید من حلش می‌کنم، بانوی من

20:18.875 --> 20:20.250
‫ممنون، جف

20:24.708 --> 20:28.166
‫گمونم وقتش بود که با این
‫استنلی جانستون آشنا بشم

20:28.250 --> 20:30.333
‫گمونم کارم باهاش تموم شده

20:38.500 --> 20:41.208
‫چای لپسنک چوسانگ

20:43.416 --> 20:44.291
‫داجر می‌خورید، اولیاحضرت؟

20:44.375 --> 20:47.291
‫ممنون جفری. لطف داری

20:51.375 --> 20:54.208
‫فردریک، چرا لباس مرغ پوشیدی؟

20:54.291 --> 20:56.375
‫خب، آره بگی نگی مرغـه

20:56.458 --> 20:58.583
‫نه خب، این مرغ بیشتر...

20:58.666 --> 21:01.666
‫این مرغه... چی بود ادی؟

21:01.750 --> 21:04.333
‫- واسه سازمان خیریه‌ست
‫- خیریه. سازمان خیریه

21:04.416 --> 21:05.666
‫کدوم؟

21:06.166 --> 21:08.125
‫خیریه‌ای که توجه رو به

21:08.208 --> 21:10.375
‫شرایط وحشتناک توی مرغداری‌ها جلب می‌کنه

21:10.458 --> 21:11.291
‫دقیقاً

21:11.375 --> 21:14.333
‫خب، چقدر بشردوست هستی، فردی

21:14.958 --> 21:18.750
‫نمی‌دونستم اینقدر به رفاه حیوانات اهمیت میدی

21:18.833 --> 21:22.541
‫خب، آدم هر کاری از دستش بر بیاد می‌کنه،
‫ولی واسه مرغ‌ها کوتاهی میشه...

21:24.000 --> 21:25.916
‫من یه‌کم گیج شدم، خانم گلس

21:26.000 --> 21:29.791
‫چون... دقیقاً شغلت چیه؟

21:30.458 --> 21:34.333
‫آخه شوهرم گفت در زمینه‌‌ی
‫آثار باستانی فعالیت داری

21:34.416 --> 21:39.166
‫و الان انگار فداکارانه
‫به رفاه حیوانات اهمیت میدی

21:39.250 --> 21:40.250
‫پس کدومه؟

21:41.625 --> 21:43.000
‫آثار باستانی یا مرغ‌ها؟

21:44.416 --> 21:47.041
‫شخصاً به شرایط محرومیتی که

21:47.125 --> 21:50.208
‫پرندگان تجاری دچارش هستن اهمیتی نمیدم

21:51.458 --> 21:55.750
‫ولی عالی‌جناب از من دلسوزتره

21:55.833 --> 21:58.583
‫و از اونجا که من واسه اموراتش کمکش می‌کنم

21:59.166 --> 22:00.206
‫گفتم یه کمکی بکنم

22:00.250 --> 22:01.375
‫به سلامتی همین

22:05.000 --> 22:07.000
‫[جان گاسپل]

22:08.875 --> 22:11.208
‫سه بار. سه بار زنگ زده، ادی

22:11.291 --> 22:13.666
‫به نظرت... می‌خواد با من حرف بزنه؟

22:13.750 --> 22:15.541
‫گمونم آره، فردی

22:15.625 --> 22:17.500
‫ببین، اگه قراره این نقشه جواب بده

22:17.583 --> 22:19.791
‫باید طوری وانمود کنی
‫که ابداً هیچ اتفاقی نیفتاده

22:19.875 --> 22:22.416
‫خیلی‌خب، واقعاً نمی‌خوام لاشی‌بازی در بیارم

22:22.500 --> 22:25.166
‫ولی ختم کلام اینـه که...
‫باید جوابش رو بدی

22:30.208 --> 22:31.625
‫سلام، موبایل فردیـه

22:32.166 --> 22:34.333
‫فردی اونجاست؟
‫باید باهاش حرف بزنم

22:35.000 --> 22:37.125
‫متأسفانه رفته شام بخوره.
‫پیغامتون رو برسونم؟

22:37.208 --> 22:40.416
‫اسم من جان دیکسونـه.
‫با کی دارم حرف می‌زنم؟

22:40.500 --> 22:42.375
‫داری با ادوارد صحبت می‌کنی، برادرش

22:42.458 --> 22:43.375
‫صحیح

22:43.458 --> 22:44.875
‫خب، عجب تصادفی

22:44.958 --> 22:47.833
‫چون من هم بابت برادرم
‫تامی دیکسون زنگ زدم

22:47.916 --> 22:49.250
‫شاید ازش خبری داشته باشی؟

22:49.875 --> 22:52.000
‫آره، راستش امروز صبح اینجا بود

22:52.083 --> 22:53.000
‫صحیح

22:53.083 --> 22:55.125
‫خب، خوب شد فهمیدم

22:55.208 --> 22:56.916
‫نیومده خونه

22:57.000 --> 22:59.250
‫پس سعی دارم بفهمم کجاست

23:00.625 --> 23:03.000
‫خب، حدوداً ساعت 11 صبح
‫از اینجا رفت

23:03.083 --> 23:04.750
‫تو هم اونجا بودی دیگه؟

23:04.833 --> 23:05.833
‫بله، بودم

23:06.666 --> 23:09.125
‫خب این یعنی تو آخرین کسی هستی
‫که اونو دیده

23:10.458 --> 23:14.416
‫از شنیدنش متأسفم، آقای دیسکون.
‫کمکی از ما برمیاد؟

23:15.208 --> 23:17.166
‫مشکلی نیست فردا یه سر بیام اونجا

23:17.250 --> 23:20.416
‫مثلاً حوالی ساعت 12،
‫تا بتونیم یه صحبتی باهم بکنیم؟

23:21.791 --> 23:24.625
‫- اگه فکر می‌کنید کمکی می‌کنه، آره
‫- آره، کمک می‌کنه

23:25.208 --> 23:28.041
‫خیلی‌خب، پس مراقب
‫خودتون باشید، می‌بینمتون

23:30.875 --> 23:31.875
‫اِرول

23:32.916 --> 23:34.125
‫بوی دردسر به مشامم می‌خوره

23:35.291 --> 23:37.208
‫فردا ظهر؟ دمت گرم

23:50.750 --> 23:52.916
‫فردی، چرا دو تا ماشینـه؟

23:54.875 --> 23:58.166
‫- یه تیم فوتبال کامل برداشتن آوردن
‫- آره، سبک سفر نمی‌کنن

23:59.625 --> 24:02.458
‫از ظاهر پسرهام نترسید

24:02.541 --> 24:06.333
‫اونا پسرهای خوب و مهربونی هستن.
‫خداترس هستن.

24:07.375 --> 24:08.666
‫عصر بخیر، آقای دیکسون

24:10.625 --> 24:12.208
‫این خونه‌ی شماست؟

24:12.291 --> 24:13.458
‫بله

24:14.958 --> 24:16.000
‫خیلی...

24:16.916 --> 24:18.000
‫ورساچه‌طوره

24:18.750 --> 24:20.333
‫خیلی تحسین برانگیزه

24:20.916 --> 24:23.208
‫ولی قبض آذرخش‌تون لابد خیلی میاد
‫[برق]

24:24.208 --> 24:25.875
‫شرمنده، قبض آذرخش یعنی چی؟

24:27.500 --> 24:29.250
‫گمونم برادرم رو می‌شناسید، فردی

24:29.333 --> 24:32.125
‫آره، من و فردی
‫همدیگه رو می‌شناسیم

24:34.041 --> 24:37.083
‫باید توبه کنی، پسرم.
‫چون مسیح دوستت داره.

24:38.291 --> 24:39.583
‫خوب همدیگه رو می‌شناسیم

24:40.875 --> 24:41.875
‫خوبه

24:42.416 --> 24:43.500
‫آقای لارنس

24:43.583 --> 24:46.541
‫بفرمایید. کل گروه سرود رو هم بیارید داخل

24:51.791 --> 24:54.791
‫متأسفیم که برادرتون گم شده

24:56.000 --> 24:57.250
‫همونطور که دیروز پشت تلفن گفتم

24:58.000 --> 25:01.375
‫بعد از اینکه فردی دیروز صبح کارش تموم شد

25:02.125 --> 25:04.166
‫اونا رفتن و از اون موقع
‫دیگه ازشون خبری نداریم

25:05.291 --> 25:08.166
‫تامی از نحوه‌ی انجام کار راضی بود؟

25:09.500 --> 25:10.625
‫گم شو!

25:11.583 --> 25:13.583
‫بله. فردی پول رو به تامی داد

25:14.208 --> 25:16.791
‫تامی صبر کرد تا همکارش...

25:17.666 --> 25:18.666
‫اسمش جترو بود؟

25:18.750 --> 25:19.625
‫آره جترو بود

25:19.708 --> 25:20.875
‫جترو پول رو شمرد

25:20.958 --> 25:23.583
‫تا مطمئن بشه کم و کسری نداره،
‫بعدش رفتن

25:23.666 --> 25:26.791
‫آخه مشکل من اینـه که جفت‌شون
‫از وقتی از این خونه خارج شدن،

25:26.875 --> 25:28.000
‫دیگه خبری ازشون نشده

25:28.916 --> 25:33.083
‫و بعدش این پیغام مبهم
‫از جترو به دستمون رسید

25:34.791 --> 25:37.208
‫اِرول، پیامکِ مبهم رو نشون‌شون بده

25:48.458 --> 25:50.208
‫«تکل تامی، وو وو»

25:51.208 --> 25:52.458
‫شعار مذهبیـه؟

25:52.541 --> 25:55.041
‫بعید می‌دونم

25:55.125 --> 25:57.416
‫نه. نکنه شاید روی موبایلش نشسته؟

25:58.083 --> 26:01.375
‫شاید. ولی گمونم
‫سعی داشته یه پیغامی بهمون برسونه

26:02.750 --> 26:05.625
‫سؤال اینه که... چی؟

26:06.875 --> 26:07.875
‫اوه

26:08.500 --> 26:11.666
‫- ادی، نظری نداری؟
‫- متأسفانه اصلاً

26:15.583 --> 26:17.041
‫هرچند یه موردی بود

26:17.125 --> 26:21.208
‫به احتمال زیاد چیز خاصی نیست،
‫ولی یه بگو مگویی شد

26:21.291 --> 26:23.041
‫منظورت از «بگو مگو» چیه؟

26:24.416 --> 26:27.833
‫- منظورش اینه وقتی دو نفر...
‫- ارول، معنی بگو مگو رو می‌دونم!

26:29.000 --> 26:30.833
‫وقتی جترو داشت پول رو می‌شمرد

26:31.708 --> 26:35.250
‫برادرت به‌هم ریخت و
‫یه حرف‌هایی بارِ همدیگه کردن

26:37.708 --> 26:39.250
‫ارول، این به نظرت طبیعیـه؟

26:39.333 --> 26:42.333
‫حتی یه بار هم نشنیدم
‫از گل نازک‌تر به همدیگه بگن

26:44.250 --> 26:46.625
‫علت این اختلافشون چی بود؟

26:46.708 --> 26:49.583
‫تامی از طولانی شدنِ
‫زمان شمردن پول شاکی بود

26:50.500 --> 26:51.708
‫جترو هم نمی‌خواست کسی هولش کنه

26:52.916 --> 26:55.708
‫خداییش تامی زیاد صبور نیست

26:57.416 --> 27:00.666
‫شاید فقط همین بوده.
‫گفتم که... ممکنه چیز خاصی نبوده باشه.

27:00.750 --> 27:01.583
‫هیچی

27:01.666 --> 27:04.875
‫امیدوارم تامی راهش رو گم نکرده باشه

27:04.958 --> 27:07.125
‫چون تا دلت بخواد بی‌راهه رفته

27:07.833 --> 27:10.591
‫خدا هیچی رو بیشتر از این دوست نداره

27:10.708 --> 27:12.916
‫که یه گناهکار به صراط مستقیم برگرده

27:14.166 --> 27:15.166
‫بنابراین

27:15.250 --> 27:18.500
‫اینجا کسی هست که حس کنه لازمه توبه کنه؟

27:33.166 --> 27:34.166
‫آ...

27:36.375 --> 27:37.375
‫آره

27:38.833 --> 27:41.041
‫می‌خوای چیزی رو باهامون
‫در میون بذاری، فردریک؟

27:49.125 --> 27:50.125
‫بله

27:50.791 --> 27:52.541
‫باید یه اعترافی بکنم

27:54.750 --> 27:57.458
‫من... جونِ یکی رو گرفتم

28:00.250 --> 28:01.666
‫کی رو کُشتی، پسرم؟

28:15.583 --> 28:16.583
‫ببخشید، اِدی

28:19.916 --> 28:22.041
‫من مسئولِ مرگ مانتی بودم. بفرما

28:23.875 --> 28:25.101
‫- مانتی گربه؟
‫- آره

28:25.125 --> 28:27.375
‫یکی بهم گفت بهترین راه
‫واسه یاد دادن شنا به گربه

28:27.458 --> 28:30.125
‫اینـه که بندازیش توی دریاچه،
‫من هم انداختمش توی دریاچه

28:30.208 --> 28:31.791
‫رفت توی آب

28:32.416 --> 28:33.250
‫رفت زیر آب

28:33.333 --> 28:36.416
‫فردی، من دو هفته دنبال اون گربه گشتم

28:36.500 --> 28:38.458
‫ببخشید. قصه مال 25 سال پیشـه

28:38.541 --> 28:40.701
‫فکر کردم اینجا محل امنی‌ـه و
‫می‌تونه حقیقت رو بشنوئـه

28:40.750 --> 28:41.666
‫چیز دیگه‌ای هست؟

28:41.750 --> 28:44.875
‫خب، آره، اون پیش‌خدمتی که ازش
‫خوشت می‌اومد رو هم انگشت کردم

28:44.958 --> 28:46.958
‫- فردی
‫- وقتی چهارده سالم بود

28:57.958 --> 28:58.958
‫اوه اوه

29:03.833 --> 29:05.541
‫چه غلطی داره می‌کنه؟

29:21.166 --> 29:24.625
‫ممنون بابت وقتی که گذاشتید.
‫شرمنده که مزاحم‌تون شدم.

29:25.250 --> 29:26.833
‫این حرفا چیه

29:27.416 --> 29:29.500
‫- امیدواریم پیداش کنید
‫- ممنونم

29:31.166 --> 29:32.625
‫ولی فکر نکنم دیگه پیداش کنم

29:33.833 --> 29:35.500
‫وقتی اونجا وایستاده بودم

29:35.583 --> 29:38.166
‫یه حس میخکوب‌کننده بهم دست داد

29:38.250 --> 29:41.541
‫که روح برادرم دیگه توی بدنش نیست

29:43.208 --> 29:44.208
‫خدایا

29:44.625 --> 29:46.916
‫یجورایی، خیلی باشکوهـه...

29:49.083 --> 29:52.708
‫ولی از روی احترام،
‫می‌خوام یه دقیقه سکوت کنیم

29:54.500 --> 29:55.583
‫مشکلی نداری؟

29:56.791 --> 29:58.916
‫آره، آره، آره. نه، آره، البته

29:59.000 --> 30:01.666
‫- آره، حتماً
‫- مشکلی نیست

30:07.541 --> 30:09.375
‫- تو...
‫- ادوراد، دلت می‌خواد...

30:15.791 --> 30:16.791
‫می‌‌خوای...

30:17.541 --> 30:18.541
‫بهتره ما هم...

30:19.541 --> 30:20.791
‫- درسته
‫- آره. آره

30:42.791 --> 30:45.500
‫خیلی محکم گرفته

30:52.250 --> 30:53.541
‫خیلی...

30:54.708 --> 30:56.500
‫مریم مقدس. آمین

30:57.208 --> 30:58.958
‫خیلی‌خب، بریم!

31:04.125 --> 31:06.165
‫به نظرت باورش شد؟
‫انگار باورش شد

31:06.208 --> 31:08.583
‫گمونم واسه گفتنش یه‌کم زوده، فردی

31:08.666 --> 31:09.916
‫البته، البته، آره

31:11.666 --> 31:12.708
‫ولی اگه باور کرد

31:13.375 --> 31:15.958
‫اگه از این مخمصه جون سالم به در ببریم

31:17.000 --> 31:18.250
‫برات جبران می‌کنم

31:18.333 --> 31:19.958
‫منظورم پول نیست. یعنی...

31:21.083 --> 31:22.125
‫جونم رو مدیونت میشم

31:22.791 --> 31:23.958
‫آره، میشی، فردوین

31:25.833 --> 31:26.833
‫مدیون میشی

31:36.958 --> 31:38.625
‫آپارتمان 12، طبقه ششم

31:38.708 --> 31:40.791
‫پاسپورتم داخل کشوری جوراب‌ها
‫توی اتاق خوابمـه

31:40.875 --> 31:42.708
‫کشوی سوم پشت شلوار

31:43.250 --> 31:45.833
‫محض اطمینان، هم‌خونه که نداری؟

31:46.416 --> 31:47.416
‫تنهایی زندگی می‌کنم

31:47.458 --> 31:49.375
‫خیلی‌خب. بسپارش به خودم

31:55.416 --> 31:56.416
‫سلام

31:56.750 --> 31:59.166
‫عجب روز شلوغی بود.
‫چقدر آدم.

32:00.083 --> 32:02.541
‫منتظر کس دیگه‌ای هم هستیم؟

32:02.625 --> 32:05.333
‫نه. گمونم امروز دیگه کسی نمیاد

32:06.458 --> 32:07.833
‫می‌دونم سخت بوده

32:09.416 --> 32:13.208
‫اینکه همش آدم بیاد و بره.
‫ولی تا ابد اینطور نیست، قول میدم.

32:16.375 --> 32:17.541
‫به چی می‌خندی؟

32:18.291 --> 32:19.958
‫پدرت هم یه همچین چیزی گفت

32:21.958 --> 32:23.166
‫ممنون، لارنس

32:23.250 --> 32:24.250
‫اولیاحضرت

32:28.458 --> 32:30.958
‫ولی هیچ کاری از دستش برنیومد

32:32.458 --> 32:33.458
‫صحیح

32:34.833 --> 32:35.666
‫پس می‌دونستی

32:35.750 --> 32:37.916
‫- اوهوم
‫- تمام این مدت می‌دونستی

32:38.500 --> 32:39.791
‫اون‌وقت چرا بهم نگفتی؟

32:39.875 --> 32:42.291
‫چون به نظرم باید تصمیم خودت رو بگیری

32:42.833 --> 32:45.500
‫به نظر پدرت این کار هیچ مشکلی نداشت

32:46.250 --> 32:49.750
‫پولش، می‌دونی... به همه‌مون نفعش رسید

32:50.250 --> 32:51.750
‫ولی خودش رو مسموم کرد

32:52.333 --> 32:53.541
‫روحش رو مسموم کرد

32:53.625 --> 32:55.791
‫نمی‌خوام ببینم همین اتفاق برای تو میفته

32:55.875 --> 32:56.958
‫نمی‌ذارم بیفته

32:59.666 --> 33:01.767
‫ولی الان باید به یه موضوع خاص رسیدگی کنم

33:01.791 --> 33:02.916
‫فردی؟

33:03.000 --> 33:04.208
‫آره. فردی

33:06.125 --> 33:08.708
‫ولی وقتی انجام شد
‫که انجام هم میشه...

33:10.875 --> 33:13.250
‫دیگه نمی‌ذارم پاشون به این عمارت باز بشه

33:15.125 --> 33:16.125
‫خب

33:16.875 --> 33:18.750
‫فقط قول بده مراقب باشی

34:25.500 --> 34:26.916
‫خیلی‌خب

34:45.666 --> 34:49.208
‫اگه اون دریچه رو فقط 5 سانت باز بذاری

34:49.291 --> 34:51.375
‫کل حیوانات باغ وحش می‌ریزن اینجا

34:51.458 --> 34:54.916
‫من که غافلگیر نشدم. لابد اونا گیج شدن.
‫چون اینجا دائماً تابستونـه.

34:55.000 --> 34:56.708
‫داداش، هر حیوونی بگی میاد

34:56.791 --> 34:58.791
‫مار آبی. قاقم

35:01.333 --> 35:03.875
‫یه بار یه سینه‌سرخ اروپایی اومده بود داخل

35:03.958 --> 35:05.875
‫مثل یه توپ بیسبال گرفتمش

35:05.958 --> 35:08.208
‫می‌دونستی اگه انگشت اشاره‌ات رو

35:08.291 --> 35:10.541
‫بذاری روی سر سینه‌سرخ و

35:10.625 --> 35:12.416
‫یه کوچولو نوازشش کنی

35:12.500 --> 35:14.958
‫باید درست و دقیق انجامش بدی

35:15.041 --> 35:16.541
‫اون‌وقت پرنده رامت میشه

35:17.041 --> 35:19.500
‫پاهاش رو باز می‌کنه و ولو میشه

35:20.333 --> 35:21.333
‫صحیح

35:21.750 --> 35:22.750
‫الو؟

35:23.083 --> 35:24.083
‫جیمی، منم

35:24.125 --> 35:26.406
‫- الو
‫- بهش بگو اون جایی که گفته بود نیست

35:27.458 --> 35:31.625
‫داداش، میگه چیزی که دنبالشـه
‫اونجایی که باید باشه نیست

35:31.708 --> 35:33.541
‫فکر می‌کردم همونجاییـه که بهش گفتم

35:33.625 --> 35:36.875
‫- میگه همونجاییـه که بهت گفته
‫- چی؟

35:36.958 --> 35:39.142
‫- کشوی جوراب‌ها رو بررسی کرده؟
‫- توی کشوی جوراب‌هاست

35:39.166 --> 35:40.601
‫- جیمی
‫- توی کشوئـه

35:40.625 --> 35:42.541
‫جیمی خب تلفن کیری رو بده بهش

35:42.625 --> 35:46.375
‫داداش، دستورالعملِ مشخصی بهم
‫داده شده که نذارم دستش به تلفن برسه

35:46.458 --> 35:49.500
‫چون اون‌وقت می‌تونه به یکی زنگ بزنه.
‫اون زندانیـه. مگه نه؟

35:49.583 --> 35:53.458
‫دوباره ازش بپرس پاسپورت وامونده‌اش کجاست

35:53.541 --> 35:56.101
‫- میگه توی کشوی جوراب‌هاست
‫- گوه توش. وایسا

35:56.125 --> 35:57.805
‫زیر صفحه‌کلید موسیقی‌مـه توی اتاق نشیمن

35:57.833 --> 35:59.625
‫- چی؟ اهل موسیقی هستی؟
‫- آره

35:59.708 --> 36:01.308
‫- جدی اهل موسیقیـه!
‫- جیمی

36:01.333 --> 36:03.392
‫- بهش بگو مشکلی نیست
‫- چقدر خوب

36:03.416 --> 36:05.250
‫- من هم قبلاً با صفحه‌کلید موسیقی کار می‌کردم
‫- جیمی

36:05.333 --> 36:07.500
‫- داداش، کنار صفحه‌کلیده
‫- زیرش رفیق، آره

36:07.583 --> 36:09.142
‫- توی یه قفسه‌ی کوچیک
‫- توی یه قفسه

36:09.166 --> 36:10.916
‫نمی‌دونم چه قفسه‌ای، ولی کوچیکـه

36:11.000 --> 36:12.000
‫خیلی‌خب، باشه

36:29.291 --> 36:31.000
‫محض رضای خدا!

38:41.250 --> 38:42.791
‫کیر توش

39:27.500 --> 39:28.541
‫شب بخیر، قربان

39:33.458 --> 39:34.458
‫ممنون

39:46.291 --> 39:50.291
‫خب، نگاهت کن. مثل جنگجوها
‫لباس پوشیدی. پاسپورت رو پیدا کردی؟

39:51.750 --> 39:54.583
‫مشکلی پیش نیومد؟
‫یه‌ مقدار داغونی

39:55.708 --> 39:56.791
‫دوباره بگو واسه چی اینجاییم؟

39:56.875 --> 39:59.041
‫ما می‌خوایم بدونیم چرا
‫عمو استنلی حاضره دو برابر

39:59.125 --> 40:00.750
‫واسه ملکت پول بده

40:00.833 --> 40:02.291
‫چرا میگی «ما»؟

40:02.375 --> 40:04.666
‫فکر نکنم علاقه‌اش به خودِ خونه باشه

40:05.166 --> 40:07.541
‫فکر کنم چشمش دنبالِ تجارت‌مونـه

40:08.416 --> 40:09.625
‫اون‌وقت تجارتِ خودش چیه؟

40:09.708 --> 40:12.416
‫شیشه. از این راه میلیاردها پوند به جیب زده

40:12.417 --> 40:15.417
‫[متاآمفتامین C10H15N]
‫[با نام شیشه نیز شناخته می‌شود]

40:15.750 --> 40:17.083
‫تو چی هستی، سوزان؟

40:18.250 --> 40:19.708
‫یه موادفروشِ خوش‌قلب؟

40:19.791 --> 40:22.291
‫ما هم درست مثل بقیه
‫از پول بدمون نمیاد

40:22.833 --> 40:25.416
‫ولی محصول استنلی هم گرونـه
‫و هم دردسر زیادی پشتشـه

40:25.500 --> 40:29.625
‫ما توی حیطه‌ی تجاری خودمون می‌مونیم،
‫چون نسبتاً آروم و بی‌دردسره

40:30.500 --> 40:33.333
‫اگه بذاریم واردش بشه، خون به پا میشه

40:33.416 --> 40:34.536
‫خب، پس اومدید

40:35.250 --> 40:39.166
‫آقای جانستون به نبودتون حسادت می‌کنه

40:39.666 --> 40:40.666
‫خواهش می‌کنم

40:44.125 --> 40:46.333
‫عالی‌جناب، دوکِ هالستد

40:46.416 --> 40:48.625
‫همراه با دوستشون،
‫خانم سوزی گلس

40:48.708 --> 40:50.666
‫- خوش اومدید، عالی‌جناب
‫- عذر می‌خوام که دیر کردیم

40:50.750 --> 40:52.083
‫به یه دوست برخوردم

40:53.083 --> 40:54.083
‫باعث افتخارمـه

40:55.500 --> 40:58.166
‫بذارید با شاهدخت رزان آشناتون کنم

40:59.166 --> 41:00.541
‫سلام، رُزی

41:00.625 --> 41:01.833
‫ادی

41:02.833 --> 41:06.083
‫رزی، ادی، عالی‌جناب، اولیاحضرت

41:06.166 --> 41:08.875
‫بچه که بودم تابستون‌ها رو
‫باهم توی عمارت هالستد می‌گذروندیم

41:09.500 --> 41:10.625
‫خیلی وقت پیش

41:10.708 --> 41:12.458
‫باید می‌دونستم

41:12.541 --> 41:14.458
‫عجب دنیای کوچیکیـه

41:14.541 --> 41:18.500
‫شاهدخت رزان از نوادگانِ مستقیم
‫پادشاه لئوپولد سوم هستن

41:18.583 --> 41:20.708
‫یازدهمین فرزند تاج و تخت بلژیکـه

41:21.291 --> 41:23.958
‫آخرین باری که شنیدم دوازدهمین بود.
‫کی رو از دست دادیم، رُزی؟

41:24.708 --> 41:26.500
‫- پدرم از اسبش افتاد
‫- اوه

41:26.583 --> 41:28.625
‫نگو که متأسفی.
‫هیچ‌وقت ازش خوشت نمی‌اومد.

41:29.333 --> 41:32.125
‫خوبی‌هایی هم داشت.
‫مهم‌ترینش خودت.

41:35.208 --> 41:37.958
‫- خبرِ فوت پدرت رو که شنیدم ناراحت شدم
‫- همگی ناراحت شدیم

41:38.833 --> 41:40.250
‫شما دوکِ مرحوم رو می‌شناختید؟

41:40.333 --> 41:42.833
‫بله، سوزی سال‌ها با پدرم کار می‌کرد

41:43.583 --> 41:46.000
‫- در چه زمینه‌ای؟
‫- من فروشنده‌ی آثار عتیقه و باستانی‌ام

41:47.041 --> 41:48.375
‫چه تصادفی

41:48.916 --> 41:51.458
‫شاید بتونی کمک‌مون کنی
‫اختلافی که برامون پیش اومده رو حل کنیم

41:51.541 --> 41:53.666
‫خب، گمونم بهتره من با شاهدخت گپ بزنم

41:53.750 --> 41:56.083
‫شما دو تا هم عتیقه‌های همدیگه رو صیقل بدید

41:56.166 --> 41:57.166
‫شب بخیر

41:58.208 --> 41:59.208
‫بریم؟

42:03.625 --> 42:06.750
‫لابد برادرت از ارث نبردن ناراحت شده

42:06.833 --> 42:08.500
‫براش چالش‌برانگیز بوده

42:09.708 --> 42:12.375
‫واکنشش مهمونی رفتن و
‫کوکائین کشیدن بود؟

42:12.458 --> 42:15.791
‫مهمونی زیاد رفت ولی کوکائین نه چندان.
‫ببخشید.

42:15.875 --> 42:17.375
‫این خانم جونزه

42:18.291 --> 42:19.500
‫با سوزان گلس آشنا شو

42:20.375 --> 42:21.375
‫باعث افتخارمـه

42:22.083 --> 42:24.625
‫خانم جونز توی خرید بهم مشاوره میده

42:24.708 --> 42:26.666
‫ارتباطت با آقای جانستون چیه؟

42:27.791 --> 42:29.208
‫خیلی سرگرم‌کننده‌ست

42:29.291 --> 42:30.416
‫همینطور دست و دل‌باز

42:30.500 --> 42:33.875
‫اخیراً یه ساعت خیلی به‌خصوص خریدم

42:34.750 --> 42:37.375
‫خانم جونز اصرار کرد که
‫یه نسخه‌ی بدل ازش درست کنم

42:37.458 --> 42:41.166
‫سؤالی که ازت دارم، اینه که
‫می‌تونی فرق‌شون رو متوجه بشی یا نه

42:41.250 --> 42:45.083
‫خب، متوجه شدم که ساعت
‫«پاتک فیلیپ» مدل 1518ـه

42:45.750 --> 42:48.083
‫چقدر ریزبین هستید، خانم گلس

42:48.166 --> 42:50.666
‫یه پاتک فیلیپ معمولی نیست

42:50.750 --> 42:53.875
‫این همون ساعتیـه که
‫دستِ وینستون چرچیل بود

42:53.958 --> 42:56.791
‫وقتی تسلیم شدن آلمان‌ها رو
‫در سال 1945 قبول کرد

42:56.875 --> 42:58.416
‫می‌دونی شغلش چیه؟

42:58.500 --> 43:02.791
‫خب، هر چی که هست،
‫لابد توش خیلی مهارت داره

43:03.583 --> 43:06.958
‫همیشه برام هواپیمای شخصی و
‫هدیه و قایق می‌فرسته...

43:07.041 --> 43:08.291
‫آره، فهمیدم

43:08.375 --> 43:10.791
‫نظرت چیه، سوزی؟
‫ارزشش چقدره؟

43:11.333 --> 43:13.625
‫ساعت پاتک فیلیپ از این دوره معمولاً

43:13.708 --> 43:16.250
‫بین 2.5 تا 3.5 میلیون می‌ارزه

43:16.333 --> 43:18.625
‫ولی چون این ساعت روی مچ ِ...

43:18.708 --> 43:21.875
‫شخصی بوده که پایان
‫جنگ جهانی دوم رو امضاء کرده

43:22.375 --> 43:25.791
‫میگم ارزشش بین 9 تا 10 میلیونـه

43:26.541 --> 43:27.666
‫زدی وسط خال

43:28.208 --> 43:30.291
‫حالا می‌فهمی چرا اصرار کردم
‫ازش یه نسخه‌ی بدل درست کنیم

43:30.875 --> 43:34.833
‫- اون‌وقت از جون تو چی می‌خواد؟
‫- می‌تونه با یه شاهدخت وقت بگذرونه

43:35.875 --> 43:39.083
‫همونطور که شاید فهمیده باشی،
‫دلش می‌خواد اشراف‌زاده‌ها دور و برش باشن

43:39.166 --> 43:44.916
‫خانم گلس، میشه بهمون بگید
‫این الان اصله یا بدل؟

43:46.666 --> 43:48.625
‫اگه حاضر بشی دلم رو نشکونی البته

43:54.416 --> 43:55.416
‫اصلِ اصلـه

43:56.375 --> 43:58.833
‫لابد یه‌کم ناراحتی که دستش کرده

43:58.916 --> 44:01.541
‫سریع بود. چطور فهمیدی؟

44:01.625 --> 44:03.833
‫ساعت بدل موقع لمس، گرمـه

44:04.541 --> 44:07.541
‫کریستالِ ساعت اصل، به خاطر
‫رسانایی کمتر، سرد و خنک‌تره

44:07.625 --> 44:09.833
‫یا شاید هم یه حدس 50/50 بود

44:09.916 --> 44:11.541
‫من سراغ چیزای بدلی نمیرم

44:11.625 --> 44:14.500
‫توی دنیای من، نیازی به این کار نیست

44:14.583 --> 44:18.500
‫واقعیت اینـه که شهرت و اعتبار
‫تمام مشکلات امنیتی و اعتمادی رو حل می‌کنه

44:19.166 --> 44:23.541
‫اگه بخوام این ساعت رو توی این بار بذارم

44:24.375 --> 44:27.666
‫مطمئنم وقتی برگردم سر جاشـه

44:28.333 --> 44:31.833
‫و همین زمان کافیه که یه سیگار با هم بکشیم

44:32.625 --> 44:33.625
‫بریم؟

44:37.125 --> 44:39.500
‫امیدوارم بدونی داری
‫پا توی چه کاری می‌ذاری، رُزی

44:39.583 --> 44:42.166
‫تا جایی که می‌دونم،
‫اون یه پارچه آقاست

44:45.666 --> 44:47.916
‫خودت می‌دونی داری پا توی چه کاری می‌ذاری؟

44:51.916 --> 44:53.250
‫چقدر خجالت‌آور

44:53.833 --> 44:55.208
‫انگار داره ازم خون میره

44:55.291 --> 44:56.791
‫بریم تمیزت کنیم؟

44:57.541 --> 44:58.541
‫بریم

45:03.541 --> 45:05.101
‫- بفرمایید خانم
‫- ممنون

45:05.125 --> 45:06.125
‫خواهش می‌کنم

45:12.583 --> 45:14.666
‫بریم سر اصل مطلب، خانم گلس؟

45:16.083 --> 45:18.416
‫بیا وانمود نکنیم که من و تو
‫مثل اونا هستیم

45:19.000 --> 45:20.416
‫اونا توی باغ وحش زندگی می‌کنن

45:20.916 --> 45:23.541
‫درحالی که ما توی جنگل زندگی می‌کنیم

45:24.541 --> 45:28.000
‫پس چطوره بهم بگی که چرا
‫توی قلمرو جنگلی من سرک می‌کشی؟

45:31.125 --> 45:35.458
‫پدرت کار بزرگی کرده که
‫این تشکیلات رو سود دِه نگه داشته

45:36.083 --> 45:37.375
‫و خودت هم عملکرد خوبی داشتی

45:37.875 --> 45:40.750
‫از درگیری و رقابت دوری کردی

45:41.708 --> 45:44.250
‫ولی می‌ترسم که دیگه نشه
‫همین دست فرمون رو رفت

45:46.000 --> 45:47.000
‫اون‌وقت چرا؟

45:48.750 --> 45:50.708
‫اگه اون قدیم‌ها بود می‌شد

45:51.666 --> 45:53.166
‫یه شریک لازمتون میشه

45:53.250 --> 45:55.208
‫چی هستی؟ پیشگوی کیری؟

45:56.375 --> 45:58.375
‫خیال می‌کنی چی می‌دونی که من نمی‌دونم؟

45:58.458 --> 46:00.291
‫کاملاً حق با توئـه

46:01.250 --> 46:02.500
‫من آینده رو می‌بینم

46:02.583 --> 46:05.416
‫و اگه می‌خواد اوضاع
‫همینطوری که هستن باقی بمونن

46:05.500 --> 46:07.583
‫اوضاع باید تغییر کنن

46:10.125 --> 46:11.125
‫خب

46:12.250 --> 46:14.375
‫ممنون از ابراز علاقه‌ات به این مسئله

46:14.458 --> 46:16.083
‫حتماً بهش فکر می‌کنم

46:16.916 --> 46:18.916
‫بهم زنگ نزن. خودم بهت زنگ می‌زنم

46:19.000 --> 46:20.000
‫موقع رفتن

46:21.416 --> 46:22.583
‫هدیه‌ات رو یادت نره

46:23.458 --> 46:24.458
‫هدیه‌ام؟

46:24.916 --> 46:25.916
‫ساعت

46:26.416 --> 46:27.416
‫واسه توئـه

46:27.500 --> 46:30.000
‫ساعت واسه بازنشستگیـه

46:30.833 --> 46:31.833
‫زمان‌بندیت ایراد داره

46:59.208 --> 47:01.375
‫- لعنتی، مراقب باش
‫- تکون نخور

47:02.625 --> 47:03.625
‫سروان

47:05.000 --> 47:05.833
‫سلام سوزان

47:05.916 --> 47:07.750
‫همه چی مرتبـه؟

47:08.416 --> 47:10.166
‫فقط داریم یه شکاف رو پر می‌کنیم

47:13.791 --> 47:14.791
‫تموم شد

47:15.875 --> 47:17.333
‫چه بلایی سرش آوردی، شاهدخت؟

47:17.416 --> 47:20.256
‫من زیاد از این چیزا سر در نمیارم،
‫ولی شبیه زخم گلوله‌ست

47:20.333 --> 47:23.000
‫- تو چه بلایی سرش آوردی؟
‫- پسره‌ی احمق

47:23.083 --> 47:24.763
‫فکر نکنم پایین بهت شلیک کرده باشن

47:24.833 --> 47:28.125
‫- مطمئن نیستم بخوام قصه رو بشنوم
‫- مطمئن نیستم بخوای

47:28.208 --> 47:29.500
‫ادوارد، بهم زنگ بزن

47:35.708 --> 47:36.833
‫پاسپورت رو برداشتم

47:37.500 --> 47:40.666
‫ولی دردسرش یه‌کم بیشتر از
‫چیزی بود که پیش‌بینی شده بود

47:40.750 --> 47:44.000
‫به جنگل خوش اومدی.
‫لازمه زنگ بزنم فلیکس؟

47:44.083 --> 47:45.375
‫بهش زنگ زدم

47:47.458 --> 47:49.458
‫منظورت چیه؟ سر صحنه‌ست؟

47:49.541 --> 47:51.958
‫توی محلـه و دستورالعمل‌های دقیقی بهش دادم

47:52.958 --> 47:54.166
‫بریم سر وقتش؟

47:55.458 --> 47:56.458
‫ممنون، فلیکس

48:04.875 --> 48:06.083
‫نقشه اینه

48:07.541 --> 48:08.541
‫توجه کن

48:10.500 --> 48:12.300
‫وقتی گاسپل به مردی که کُشتم زنگ بزنه...

48:12.333 --> 48:13.416
‫- کُشتی؟
‫- آره

48:13.500 --> 48:14.708
‫کشتم

48:14.791 --> 48:16.625
‫این دنیای توئـه، نه من

48:17.250 --> 48:20.166
‫- خودش شروع کرد. دفاع از خود بود
‫- آروم باش

48:20.250 --> 48:21.916
‫وقتی گاسپل بیاد دنبالش

48:22.000 --> 48:23.291
‫جسد رو پیدا می‌کنه

48:23.375 --> 48:24.583
‫چرا قراره جسد رو پیدا کنه؟

48:24.666 --> 48:26.250
‫چون قراره همونجا بذاریمش

48:26.333 --> 48:28.166
‫تا اینطور به نظر بیاد که جترو
‫اون قلچماق رو کُشته

48:28.250 --> 48:30.333
‫موقعی که داشته دنبال پاسپورتش می‌گشته

48:32.333 --> 48:33.166
‫اووه

48:33.250 --> 48:35.458
‫که همه‌اش برای گاسپل با عقل جور در میاد

48:35.541 --> 48:37.958
‫وقتی جسد تامی رو با شاتگانی که اونو کُشته

48:38.041 --> 48:40.375
‫توی صندوق عقب ماشینی که توی اسکله‌ست

48:40.458 --> 48:41.541
‫پیدا کنه

48:42.041 --> 48:43.083
‫چقدر طعنه‌آمیز

48:43.666 --> 48:46.166
‫می‌خواستی جون یه نفر رو نجات بدی
‫ولی در نهایت یه نفر دیگه رو هم کُشتی

48:46.791 --> 48:50.000
‫متوجه این طعنه شدم. ولی
‫به نظرت نیازی به درس و نصیحت دارم؟

48:51.000 --> 48:52.741
‫درس و نصیحت نیست

48:52.833 --> 48:54.041
‫فقط یه مشاهده‌ست

48:55.250 --> 48:56.166
‫بریم؟

48:56.250 --> 48:57.958
‫به یه سرباز کهنه‌کار کمک می‌کنی؟

48:59.041 --> 49:01.250
‫یا قراره اونجا بایستی و
‫انگشت اتهامت رو بگیری سمتم؟

49:06.375 --> 49:07.375
‫من خوبم

49:10.208 --> 49:13.125
‫حالا، تو بشین،
‫من کفش‌هات رو در میارم

49:13.750 --> 49:15.291
‫بیا. یه نوشیدنی بخور

49:19.458 --> 49:22.125
‫- دردش رو تحمل می‌کنی؟
‫- با یه نوشیدنی آره می‌تونم

49:24.625 --> 49:25.708
‫می‌بینم که هنوز اینجایی

49:25.791 --> 49:27.291
‫زیاد به خودت نناز

49:28.375 --> 49:29.500
‫من با همکارام نمی‌خوابم

49:30.250 --> 49:32.000
‫شب بخیر، قاتل

49:39.083 --> 49:40.875
‫کی قراره کفش‌هام رو در بیاره؟

49:51.958 --> 49:52.958
‫همینجا صبر کنید

49:57.416 --> 50:00.541
‫یه سیگنال ناگهانی از ردیاب ماشینش گرفتیم

50:01.583 --> 50:02.833
‫کنار رودخونه‌ی تیمز

50:02.916 --> 50:05.708
‫نزدیک اسکله پیداش کردیم

50:07.625 --> 50:09.583
‫این ماشین نیست. تابوتـه

50:09.666 --> 50:11.250
‫این توی جیبش بود

50:11.333 --> 50:13.083
‫مدرک شماره‌ی یک

50:13.791 --> 50:16.666
‫جلسه‌تون با فیلمی از
‫عذرخواهی برادرت تموم شد

50:19.083 --> 50:22.041
‫پس... انگار از اول حق با شما بوده

50:22.125 --> 50:25.375
‫♪ من یه اشراف‌زادۀ آشغالم که ریدم ♪
‫♪ ای-آی-ای-آی-اُو ♪

50:25.458 --> 50:26.375
‫خودشـه

50:26.458 --> 50:29.458
‫زیاد واسه اون اجرا
‫از جون مایه نذاشتی، مگه نه پسرم؟

50:29.541 --> 50:31.351
‫♪ ریدم از بس کسخلم ♪
‫♪ ای-آی-ای-آی-اُو ♪

50:31.375 --> 50:32.375
‫نمی‌دونم

50:33.250 --> 50:35.375
‫راستش خیلی براش سعی کردم

50:35.458 --> 50:37.791
‫♪ یه آشغال احمقم، یه آشغال احمقم ♪

50:37.875 --> 50:40.375
‫معلوم شد جترو یه حیوون موذی بوده

50:40.958 --> 50:42.250
‫چطور؟

50:43.625 --> 50:47.125
‫چون دو نفر رو کُشته و
‫با اون همه پول زده به چاک!

50:48.666 --> 50:49.500
‫پیداش کردید؟

50:49.583 --> 50:52.833
‫هنوز نه، ولی می‌کنیم.
‫اصلاً شک نکن.

50:54.500 --> 50:56.583
‫فقط یه مسئله خیلی کوچیکی هست

50:58.208 --> 51:00.541
‫اسلحه‌ای که باهاش به برادرم شلیک شده

51:01.041 --> 51:03.333
‫توی صندوق عقب ماشین
‫همراه جسدش پیدا شده

51:03.416 --> 51:05.208
‫اسلحه‌ست یا چاقو؟

51:06.541 --> 51:10.791
‫یه شاتگانِ ورزشی درجه یک
‫ساخت انگلستانـه

51:11.458 --> 51:12.500
‫مدرکِ شماره‌ی دو

51:14.291 --> 51:17.125
‫ظاهراً بیشتر از 200هزار پوند می‌ارزه

51:18.416 --> 51:20.500
‫چطوری همچین چیزی افتاده دستِ جترو؟

51:21.875 --> 51:24.208
‫یه توضیح ساده براش هست

51:24.291 --> 51:25.125
‫مال منـه

51:25.208 --> 51:29.458
‫یا اقلاً، مال ماست.
‫متعلق به پدرمون بود.

51:30.041 --> 51:32.333
‫بعد اینکه رفتید متوجه شدم سر جاش نیست

51:33.125 --> 51:35.541
‫گاهی از سر حواس پرتی
‫قفسه‌ی اسلحه رو قفل نمی‌کنیم

51:35.625 --> 51:37.916
‫و کسی بالای سر جترو نبود

51:40.541 --> 51:42.541
‫آره، فکر می‌کردم شاید مال شما باشه

51:42.625 --> 51:44.750
‫اسحله‌ی انتخابی موادفروش‌های

51:44.833 --> 51:47.625
‫اهل لیورپول نیست!

51:51.208 --> 51:55.416
‫به درد همینجا می‌خوره.
‫واسه همین برش‌گردوندم.

51:55.500 --> 51:58.583
‫فکر کردم کار درستی باشه که
‫به صاحبش برگردونده بشه

51:58.666 --> 51:59.708
‫طبق معمول

52:00.666 --> 52:03.541
‫ولی به طرز عجیبی، موقع اومدن به اینجا

52:04.625 --> 52:08.458
‫حس کردم یواش‌یواش داره
‫یه ارتباط غیر دنیوی

52:08.541 --> 52:09.875
‫بین من و اون...

52:10.833 --> 52:12.333
‫میله‌ی قضاوت شکل می‌گیره

52:13.500 --> 52:16.416
‫حالا، شاید خواسته‌ی بزرگی باشه

52:16.500 --> 52:20.125
‫به نظرتون میشه یه مدت
‫اون اسلحه دستِ من باشه؟

52:21.333 --> 52:25.000
‫از لحاظ قانونی شاید واسه ما
‫دردسرساز بشه، متأسفانه

52:25.083 --> 52:27.166
‫واقعاً ما رو از نظر قانونی
‫در وضعیت بدی قرار میده

52:33.666 --> 52:35.541
‫- هر چند...
‫- یا می‌تونی نگهش داری

52:35.625 --> 52:37.083
‫خیلی لطف کردید

52:38.250 --> 52:41.416
‫ولی خیال‌تون راحت،
‫زمان مجازات فرا می‌رسه

52:42.083 --> 52:44.833
‫که اون موقع، اسلحه رو برمی‌گردونم

52:46.208 --> 52:47.208
‫اِرول

52:57.125 --> 52:59.083
‫گمونم واسه این یکی
‫باید از مسیح تشکر کنیم

52:59.166 --> 53:00.166
‫آمین، داداش

53:00.583 --> 53:03.041
‫حالا میشه برگردیم به همون زندگی ساکت؟

53:04.500 --> 53:06.208
‫وقتی میگی «زندگی ساکت»

53:07.375 --> 53:09.333
‫تابحال برات سؤال شده
‫پولش داره از کجا میاد؟

53:10.666 --> 53:11.791
‫نمی‌دونم. برده‌داری؟

53:13.666 --> 53:15.458
‫گمونم باید یه چیزی نشونت بدم، فردی

53:22.208 --> 53:25.500
‫خب، یا خودِ خدا

53:27.833 --> 53:28.958
‫به جنگل خوش اومدی

53:33.958 --> 53:37.458
‫اون قایق تو رو به یه کشتی تجاری می‌بره
‫که از اونجا هم می‌رسونتت استرالیا

53:37.541 --> 53:39.375
‫مثل قطاری که توی هر ایستگاه توقف می‌کنه

53:39.458 --> 53:42.041
‫پس چند ماهی طول می‌کشه،
‫ولی امن‌ترین راهـه

53:42.300 --> 53:44.208
‫قبل اینکه بری، سعی داشتی توی

53:44.291 --> 53:47.125
‫اون پیامکی که به جان «گاسپل» دیکسون
‫فرستادی، چی بگی؟

53:47.875 --> 53:49.583
‫«اونا تامی رو کُشتن، کمک»

53:50.166 --> 53:51.416
‫چطور شد تهش شد وو وو؟

53:51.500 --> 53:53.000
‫گمونم متن پیش‌بینی

53:54.083 --> 53:55.166
‫ضمناً تایپ کردن سختـه

53:55.250 --> 53:57.875
‫وقتی وسط جنگل یه مشت
‫سگ عصبانی افتادن دنبالت

54:00.833 --> 54:01.833
‫موفق باشی، جترو

54:02.791 --> 54:03.791
‫ممنون

54:09.625 --> 54:11.833
‫خب، دیگه هیچ‌وقت نمی‌بینیمش

54:12.666 --> 54:13.791
‫مطمئنم حق با توئـه

54:15.958 --> 54:17.708
‫گوش کن، از همۀ کمک‌هات ممنونم

54:19.000 --> 54:23.083
‫ولی توافق اصلی بین پدر من و پدر تو بوده

54:24.416 --> 54:26.541
‫گمونم وقتشـه یه صحبتی باهاش بکنم

54:32.375 --> 54:33.458
‫میشه ترتیبش رو داد

54:34.625 --> 54:35.625
‫خوبه

54:37.375 --> 54:39.416
‫حالا، چیزی هست که براش ببرم؟

54:40.875 --> 54:42.125
‫عاشق باربیکیوئـه

54:42.666 --> 54:44.625
‫- توی زندان؟
‫- ندامتگاهـه

54:45.291 --> 54:47.500
‫ضمناً امتیازات ویژه‌ای داره

55:06.166 --> 55:07.708
‫عجب فیله‌ی بی‌نظیریـه

55:08.750 --> 55:10.166
‫چربی ایده‌آل

55:10.791 --> 55:13.291
‫یه سرلوین عالی

55:13.375 --> 55:14.541
‫عالیه

55:14.625 --> 55:16.416
‫خیلی لطف کردید، عالی‌جناب

55:17.125 --> 55:19.458
‫جورجی، میشه این سقف رو باز کنی؟

55:24.833 --> 55:26.833
‫لابد خیلی بُرش داری

55:27.958 --> 55:30.000
‫پدرم یه گله گاو وایت‌پارک مخصوص
‫توی عمارت نگه می‌داشت

55:30.083 --> 55:31.875
‫از لحاظ تجاری سودی نداشت

55:31.958 --> 55:35.166
‫ولی حال می‌کرد که توی
‫باریکه‌ها بیفته دنبال‌شون

55:35.833 --> 55:37.791
‫شاخ‌های بزرگی دارن. بد رفتارن

55:37.875 --> 55:40.416
‫واسه پدرت همیشه وقت داشتم.
‫آدم خوبی بود.

55:41.125 --> 55:42.125
‫برو رد کارت، جورج

55:42.708 --> 55:45.000
‫اگه مشکلی نیست، موقع غروب آفتاب
‫برگردم آقای گلس؟

55:45.083 --> 55:46.458
‫آخه مگه تابحال شده دیر کنم؟

55:46.541 --> 55:49.708
‫- چی داری میگی؟ همیشه دیر می‌کنی خب!
‫- یالا. گم شو.

55:51.416 --> 55:53.583
‫اگه سر وقت برگردی،
‫یه‌کم از این گوشت برات نگه می‌دارم

55:56.916 --> 55:58.291
‫می‌دونید چرا بهش میگن سرلوین؟

55:59.625 --> 56:03.541
‫توی قرن 17، شاه جیمز،
‫که گمونم یکی از اقوام دور شما بوده،

56:03.625 --> 56:05.333
‫میزبان ضیافتی بود که

56:05.875 --> 56:07.833
‫شامل بیشتر از صد نوع غذا بود

56:07.916 --> 56:09.333
‫پایان روز دوم

56:09.416 --> 56:12.916
‫یه استیکِ درجه یک از گوشت
‫کمر گاو وایت‌پارک براش سرو کردن

56:13.000 --> 56:16.041
‫که خیلی... لامصب خیلی نرم بود

56:16.125 --> 56:18.625
‫خیلی خوش‌مزه بود

56:19.125 --> 56:20.791
‫بهش مقام شوالیه‌ای داد

56:22.750 --> 56:26.083
‫بلند شو، جنابِ کمر
‫[دو کلمه‌ی آخر: سرلوین]

56:27.000 --> 56:28.375
‫بعدش این لقب روش موند

56:28.958 --> 56:32.000
‫و میگن که این شده جزو تاریخ

56:35.500 --> 56:38.083
‫ببخشید. منِ احمق حواسم کجاست.
‫بگیر بشین.

56:38.166 --> 56:40.541
‫پاهات رو ببر زیر میز.
‫زانوهات رو گرم کن.

56:40.625 --> 56:41.875
‫ممنون

56:42.958 --> 56:46.041
‫وسط زمستون نمیشه از خیر
‫غذای کبابی گذشت، مگه نه؟

56:46.125 --> 56:47.125
‫قطعاً

56:48.291 --> 56:51.916
‫باید بگم آقای گلس، اصلاً انتظار
‫همچین چیزی رو از یه زندان نداشتم

56:52.000 --> 56:53.000
‫این که هیچی نیست

56:53.500 --> 56:55.291
‫یه زمین گلف 9 سوراخه داریم

56:55.375 --> 56:56.666
‫و یه سونای بخار فنلاندی

56:56.750 --> 56:58.375
‫یه استخر تمیز که شنا می‌کنیم توش

56:58.458 --> 57:00.166
‫واسه گردش خون عالیه

57:00.250 --> 57:03.041
‫بازم، داشتن چاقو توی زندان ایراد نداره؟

57:03.125 --> 57:04.125
‫نه

57:04.750 --> 57:06.250
‫خدا رو شکر رئیس زندان

57:06.333 --> 57:10.791
‫طرفدار دوآتیشه‌ی کارهای
‫آقای کاوازاکیـه که جایزه هم برده

57:12.000 --> 57:14.583
‫که الان قراره ازش لذت ببریم

57:14.666 --> 57:16.750
‫می‌خواید چیزی ازم بپرسید، عالی‌جناب؟

57:17.791 --> 57:18.791
‫آ...

57:19.791 --> 57:20.791
‫مشکلی نداره اون باشه؟

57:21.708 --> 57:22.750
‫کی؟ اون؟

57:22.833 --> 57:26.041
‫می‌تونی جلوی آقای کاوازاکی حرف بزنی.
‫خیلی قابل اعتماده.

57:26.916 --> 57:28.958
‫مگه اینکه مسئله به پرداخت
‫مالیات‌هاش مربوط باشه

57:30.125 --> 57:31.375
‫مگه نه، سرآشپز؟

57:34.125 --> 57:35.666
‫راستش رو بخواید، آقای گلس

57:35.750 --> 57:39.708
‫برام مشخص نیست که تجارت شما
‫توی ملک من، به نفع من هست یا نه

57:41.250 --> 57:44.333
‫می‌خواستم درمورد مذاکره‌ی مجدد
‫گفتگو کنم

57:44.416 --> 57:47.291
‫یواش، صبر کن. ببخشید؟

57:47.916 --> 57:50.416
‫به نظرت زیادی عجله نکردی، ادوارد؟

57:50.916 --> 57:53.500
‫قرار بود فقط ملاقات و دیدار ساده باشه

57:53.583 --> 57:55.833
‫تعارف نزده که نباید بیای تو

57:57.041 --> 58:00.000
‫نه جلسه‌ای که براش واسه
‫مذاکره‌ی مجدد همه‌جانبه استفاده کنی

58:00.083 --> 58:02.958
‫حس می‌کنم پدرت می‌خواد
‫حرفم رو بشنوئـه

58:05.541 --> 58:06.875
‫چی توی فکرت داری؟

58:08.458 --> 58:10.875
‫می‌خوام تا آخر سال از املاکم برید بیرون

58:12.583 --> 58:14.916
‫در ازاش، تضمین می‌کنم

58:15.791 --> 58:19.291
‫که براتون پول خیلی بیشتری
‫براتون بدست بیارم

58:27.333 --> 58:29.750
‫آقای کاوازاکی

58:29.833 --> 58:32.000
‫این سرلوین رو بذار روی باربیکیو، خب؟

58:32.083 --> 58:35.500
‫از اون ویسکی اعلای ژاپنی
‫هم یه لیوان برامون بریز

58:37.583 --> 58:40.083
‫گمونم قراره یه جلسۀ
‫درست حسابی داشته باشیم

58:40.958 --> 58:43.438
‫قبل اینکه این موضوع رو با اون مطرح کنی،
‫باید با من مطرحش می‌کردی

58:43.875 --> 58:46.517
‫- بی‌نظم شدی سروان، خودت هم می‌دونی
‫- اون‌وقت مانعم می‌شدی

58:46.541 --> 58:47.625
‫غیب گفتی لامصب!

58:48.208 --> 58:50.708
‫چون تو یه سرباز اشرافی هستی

58:50.791 --> 58:52.031
‫نه مواد فروش جنوب لندن

58:52.083 --> 58:54.166
‫وایسا. این من بودم که اینو بهت گفتم

58:55.375 --> 58:57.083
‫و می‌خوای نذارم آدما رو بکُشی

58:57.166 --> 59:00.500
‫البته که از آدم کُشتن خوشمون نمیاد.
‫آخه کدوم خری خوشش میاد؟

59:00.583 --> 59:03.916
‫اگه به خاطر داداشِ کوکائینی‌ت نبود،
‫توی این دردسر نمیفتادیم

59:04.666 --> 59:07.583
‫وقتی کُشتار رو شروع کردی،
‫باید تمومش کنی

59:07.666 --> 59:10.958
‫اون‌وقت جترو چی؟
‫می‌ذاریم بره دیگه، درسته؟

59:14.500 --> 59:16.333
‫اون که رفته، مگه؟
‫[معنی دوم: مُرده]

59:20.958 --> 59:24.416
‫بیرون سرده!
‫چرا نمیای داخل، رفیق؟

59:25.166 --> 59:26.958
‫- آره، چشم. ممنون
‫- آره

59:27.541 --> 59:29.625
‫یه فنجون چای داغ واسه خودت بریز

59:36.000 --> 59:50.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

59:50.024 --> 01:00:04.024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]
