1
00:00:00,954 --> 00:00:02,130
‫[آنچه در قسمت قبل گذشت]
‫اونا بهش شلیک کردن

2
00:00:02,154 --> 00:00:03,770
‫- منظورت چیه؟ به همون یارو بوتز؟
‫- آره

3
00:00:03,794 --> 00:00:07,690
‫- اوضاع ریدمان شده
‫- بوتز اینجا بود

4
00:00:07,714 --> 00:00:09,810
‫این عکس رو از توی
‫وسایل مارتین پیدا کردم

5
00:00:09,834 --> 00:00:11,290
‫این یارو مشخصه که مُرده

6
00:00:11,314 --> 00:00:13,690
‫تو که فکر نمی‌کنی
‫من دستی توی این قضیه داشتم، می‌کنی؟

7
00:00:13,714 --> 00:00:15,850
‫شنیدم دنبال بوتز می‌گردی

8
00:00:15,874 --> 00:00:17,810
‫بابات نمی‌تونست بچه‌دار بشه

9
00:00:17,834 --> 00:00:19,930
‫از همین مطمئن بودم آماندا
‫دخترش نیست

10
00:00:19,951 --> 00:00:21,367
‫خب، مجبور شدم لوک رو ببرم
‫خونه‌ی مامانم

11
00:00:21,391 --> 00:00:23,967
‫می‌دونم می‌خوای چی بگی، ولی خبر نداشتم
‫کِی قراره برگردی

12
00:00:24,006 --> 00:00:27,222
‫عجب سوپرازیه، مگه نه جیمی؟

13
00:00:27,246 --> 00:00:29,422
‫می‌دونی که من پول ندارم، آره؟

14
00:00:29,446 --> 00:00:32,206
‫نگرانش نباش.
‫همه‌چیز پول نیست

15
00:00:32,230 --> 00:00:43,230
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

16
00:00:51,000 --> 00:00:58,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

17
00:00:58,800 --> 00:01:01,800
« ارثیه »
« فصل اول: قسمت آخر »

18
00:01:02,883 --> 00:01:04,859
‫مطمئنم جیمی حالش خوبه

19
00:01:04,883 --> 00:01:06,459
‫احتمالا چیز خاصی نیست، باشه؟

20
00:01:06,483 --> 00:01:09,019
‫احتمالا کارش طول کشیده

21
00:01:09,043 --> 00:01:11,699
‫آخه، می‌دونی که
‫پسرت چطوریه دیگه

22
00:01:11,723 --> 00:01:13,763
‫ببین، حال لوک خوبه؟

23
00:01:15,123 --> 00:01:17,203
‫خیلی‌خب، خوبه، خوبه

24
00:01:19,203 --> 00:01:21,123
‫آره، همه‌چی...

25
00:01:23,243 --> 00:01:24,803
‫اونا دنبال مامانم می‌گردن

26
00:01:25,963 --> 00:01:28,019
‫میشه فقط...

27
00:01:28,043 --> 00:01:29,939
‫میشه از طرف من لوک
‫رو بوسش کنی؟

28
00:01:29,963 --> 00:01:31,443
‫من باید برم، باشه؟

29
00:01:32,563 --> 00:01:34,443
‫آره. خداحافظ

30
00:01:40,523 --> 00:01:42,979
‫سلام، جیمی‌ام، پیغام بذارید

31
00:01:43,003 --> 00:01:45,339
‫جیمی، کدوم قبری هستی؟

32
00:01:45,363 --> 00:01:47,963
‫من همین الان از اداره‌ی پلیس اومدم بیرون

33
00:01:49,123 --> 00:01:50,379
‫مامانم غیبش زده

34
00:01:50,403 --> 00:01:52,139
‫فکر کنم از خونه‌ی سالمندان دزدیدنش

35
00:01:52,163 --> 00:01:54,203
‫ببین، من...

36
00:01:55,603 --> 00:01:58,899
‫نمی‌دونم تو چیا می‌دونی، ولی
‫باید باهات حرف بزنم

37
00:01:58,923 --> 00:02:00,923
‫پس، بهم زنگ بزن باشه؟

38
00:02:31,163 --> 00:02:32,979
‫این بهترین تخم‌مرغ‌های شهرن

39
00:02:33,003 --> 00:02:36,059
‫که از خوشحال‌ترین مرغ‌های شمال گرفته شدن

40
00:02:36,083 --> 00:02:38,939
‫- سوال دیگه‌ای نیست؟
‫- من سوال دارم

41
00:02:38,963 --> 00:02:41,563
‫بهتون چند دقیقه وقت میدم
‫تا فکر کنید، باشه؟

42
00:02:43,203 --> 00:02:45,339
‫- همه‌چی مرتبه؟
‫- من اومدم اینجا تا همینو بفهمم

43
00:02:45,363 --> 00:02:47,379
‫ببخشیدا، ولی نمی‌فهمم چی میگی،
‫گیج شدم

44
00:02:47,403 --> 00:02:48,939
‫- منم همینطور
‫- درموردِ چی؟

45
00:02:48,963 --> 00:02:51,699
‫خب، درموردِ یه چیزایی، اولش اینکه
‫چرا داشتی به شوهرم پیام می‌دادی،

46
00:02:51,723 --> 00:02:53,939
‫شب پیش چرا پیش همدیگه بودید
‫و چرا جیمی خونه نیومد؟

47
00:02:53,963 --> 00:02:57,483
‫- میشه بریم یه جای دیگه؟
‫- مگه چیزی رو داری مخفی می‌کنی؟

48
00:02:59,203 --> 00:03:00,723
‫اینجا جاش نیست

49
00:03:12,723 --> 00:03:14,539
‫باشه

50
00:03:14,563 --> 00:03:15,779
‫خودم می‌خواستم بهت بگم

51
00:03:15,803 --> 00:03:18,099
‫چی رو بهم بگی؟ اینکه با شوهرم
‫رابطه داری؟

52
00:03:18,123 --> 00:03:19,539
‫نه، البته که نه

53
00:03:19,563 --> 00:03:22,379
‫آها درسته، یواشکی قرار
‫می‌ذارید،

54
00:03:22,403 --> 00:03:24,619
‫و جیمی‌ام برات پیام می‌فرسته
‫که می‌خوام ببینمت،

55
00:03:24,643 --> 00:03:26,539
‫- بعد میگی باهاش رابطه نداری؟
‫- قضیه اونجوری که فکر می‌کنی نیست

56
00:03:26,563 --> 00:03:28,099
‫خب پس چجوریه؟

57
00:03:28,123 --> 00:03:30,099
‫می‌خواست درموردِ یه چیزی
‫باهام حرف بزنه

58
00:03:30,123 --> 00:03:31,939
‫چند روز بود هی اینو بهم می‌گفت

59
00:03:31,963 --> 00:03:34,059
‫ببین، من نمی‌تونم...

60
00:03:34,083 --> 00:03:36,859
‫خب چیه؟ انگاری یه چیزیه که نمی‌تونی
‫اینجا درباره‌ش حرف بزنی،

61
00:03:36,883 --> 00:03:38,019
‫پس مجبوری یواشکی قرار بذاری

62
00:03:38,043 --> 00:03:40,459
‫درموردِ تو بود

63
00:03:40,483 --> 00:03:43,323
‫- من؟
‫- جیمی ناامید شده بود

64
00:03:44,563 --> 00:03:46,899
‫می‌خواست مطمئن بشه
‫که تموم ارث و میراث رو می‌گیری

65
00:03:46,923 --> 00:03:49,259
‫گفت که فکر و ذهنش
‫همش شده لوک،

66
00:03:49,283 --> 00:03:51,779
‫و دیده بود که تو داری
‫پا پس می‌کشی،

67
00:03:51,803 --> 00:03:54,579
‫و ازم خواست که یکمی
‫روت فشار بذارم

68
00:03:54,603 --> 00:03:56,059
‫تا پا پس نکشی

69
00:03:56,083 --> 00:03:58,219
‫برای همین تا کلبه‌ی بوتز باهام اومدی

70
00:03:58,243 --> 00:04:01,619
‫آماندا... توروخدا

71
00:04:01,643 --> 00:04:04,539
‫- فقط گفت توصیه‌ی من رو می‌خواد
‫- درموردِ چی؟

72
00:04:04,563 --> 00:04:07,379
‫نمی‌دونم، خودتم می‌دونی، که پیداش نشد

73
00:04:08,763 --> 00:04:10,299
‫گوش بده...

74
00:04:10,323 --> 00:04:13,419
‫آماندا، می‌دونی که من هیچوقت
‫کاری نمی‌کنم که بهت آسیب بزنم، باشه؟

75
00:04:13,443 --> 00:04:16,899
‫اون گفت با یه نفری که تو می‌شناسی
‫حرف زده

76
00:04:16,923 --> 00:04:19,219
‫- کی؟
‫- نمی‌دونم

77
00:04:19,243 --> 00:04:20,939
‫برای همین می‌خواستیم
‫هم رو ببینیم،

78
00:04:20,963 --> 00:04:23,219
‫چون می‌خواست همه‌چی رو بهم بگه

79
00:04:23,243 --> 00:04:25,379
‫نظرم رو می‌خواست

80
00:04:25,403 --> 00:04:28,259
‫گفت که نمی‌تونه باهات حرف بزنه

81
00:04:28,283 --> 00:04:31,123
‫- با هیچکس نمی‌تونست حرف بزنه
‫- آره البته به جز تو

82
00:04:32,163 --> 00:04:34,219
‫من همینا رو می‌دونم

83
00:04:34,243 --> 00:04:36,619
‫بخدا دارم راستش رو بهت میگم

84
00:04:36,643 --> 00:04:39,899
‫باید بری باهاش حرف بزنی.
‫منم می‌خواستم همین رو بهش بگم

85
00:04:39,923 --> 00:04:41,539
‫می‌خوام حرف بزنم، ولی غیبش زده

86
00:04:41,563 --> 00:04:42,819
‫و کسی هم نمی‌دونه کجاست

87
00:04:42,843 --> 00:04:45,363
‫- نمی‌فهمم واقعا
‫- پس منو چی میگی

88
00:04:50,603 --> 00:04:52,579
‫چی شده؟

89
00:04:52,603 --> 00:04:55,003
‫- آماندا؟
‫- باید برم لوک رو بیارم

90
00:05:34,483 --> 00:05:36,899
‫مامان‌بزرگ و بابابزرگ قرار بود
‫منو ببرن پارکِ آبی

91
00:05:36,923 --> 00:05:39,139
‫می‌دونم. می‌دونم. متاسفم

92
00:05:39,163 --> 00:05:41,259
‫- فقط...
‫- بابایی کجاست؟

93
00:05:41,283 --> 00:05:44,003
‫ببین، چرا نمیری برنامه‌کودک ببینی؟

94
00:05:54,283 --> 00:05:56,723
‫سلام، جیمی‌ام، پیغام بذارید

95
00:06:54,683 --> 00:06:57,123
‫- مامانی!
‫- یه دقیقه صبر کن

96
00:07:00,323 --> 00:07:01,603
‫بجنب!

97
00:07:03,003 --> 00:07:04,939
‫لیندا بلک‌فیلد 75 ساله...

98
00:07:04,963 --> 00:07:06,859
‫ببین. گفتن که غیبش زده

99
00:07:06,883 --> 00:07:08,139
‫از خانه‌ی سالمندان وین‌وود لاج...

100
00:07:08,163 --> 00:07:11,299
‫یعنی چی غیبش زده؟
‫حالش خوبه؟

101
00:07:11,323 --> 00:07:14,659
‫البته که هست.
‫مامان‌بزرگ چیزیش نمیشه

102
00:07:14,683 --> 00:07:17,739
‫همه‌چی درست میشه، باشه؟

103
00:07:17,763 --> 00:07:20,003
‫کانال رو عوض کن

104
00:07:27,923 --> 00:07:29,819
‫الو؟

105
00:07:29,843 --> 00:07:32,299
‫- کی پشت خطه؟
‫- آماندا. منم فیونا

106
00:07:32,323 --> 00:07:36,459
‫تازه خبر مامانت رو شنیدم.
‫حتما خیلی برات ترسناکه

107
00:07:36,483 --> 00:07:38,699
‫- مامانم کجاست؟
‫- چی؟

108
00:07:38,723 --> 00:07:41,339
‫ببین، اگه تو یا اون پسر احمقت
‫به مامانم صدمه‌ای بزنید،

109
00:07:41,363 --> 00:07:42,459
‫بخدا که...

110
00:07:42,483 --> 00:07:44,859
‫آماندا، من توی این قضیه
‫دستی ندارم

111
00:07:44,883 --> 00:07:48,019
‫خیلی دلیل‌ها دارم تا از مامانت
‫بدم بیاد،

112
00:07:48,043 --> 00:07:49,379
‫ولی من آدم‌دزد نیستم

113
00:07:49,403 --> 00:07:51,739
‫پس برای چی زنگ زدی؟
‫می‌خوای باهام همدردی کنی؟

114
00:07:51,763 --> 00:07:53,283
‫ولی ببخشید چون من به تخمم نیست

115
00:07:54,963 --> 00:07:56,723
‫ببین، من یه پیشنهاد برات دارم

116
00:07:57,843 --> 00:08:00,779
‫این قضیه داره هردومون
‫رو نابود می‌کنه،

117
00:08:00,803 --> 00:08:03,899
‫و درگیری با دادگاه هم کار رو راحت‌تر نمی‌کنه

118
00:08:03,923 --> 00:08:05,339
‫خب، پیشنهادت چیه؟

119
00:08:05,363 --> 00:08:09,483
‫پیشنهادم اینه که ارث و میراث
‫رو نصف نصف کنیم بره

120
00:08:13,043 --> 00:08:15,363
‫- آماندا؟
‫- پس پسرت چی میشه؟

121
00:08:16,803 --> 00:08:18,043
‫نگران پسرم نباش

122
00:08:19,323 --> 00:08:20,699
‫به پیشنهادم فکر کن

123
00:08:20,723 --> 00:08:24,603
‫و اینکه، امیدوارم مامانت
‫زودتر پیداش بشه

124
00:08:25,643 --> 00:08:27,563
‫می‌دونم درد از دست دادن کسی
‫که دوستش داری چجوریه

125
00:08:29,923 --> 00:08:31,603
‫پیشنهادم جدیه

126
00:09:20,843 --> 00:09:22,083
‫مامان‌بزرگ رو پیدا کردی؟

127
00:09:23,643 --> 00:09:26,483
‫- هنوز نه، عزیزم
‫- بابایی چی؟

128
00:09:28,243 --> 00:09:29,299
‫وقتی دیدیش، بهش بگو

129
00:09:29,323 --> 00:09:31,123
‫رفتم مرحله‌ی چهار، غول مرحله‌ی آخر
‫رو دارم می‌زنم

130
00:09:41,843 --> 00:09:44,299
‫سلام، جیمی‌ام، پیغام بذارید

131
00:09:44,323 --> 00:09:46,699
‫کدوم قبری هستی؟

132
00:09:46,723 --> 00:09:48,899
‫آخه، نمیشه که همینجوری
‫غیبت بزنه

133
00:09:48,923 --> 00:09:51,139
‫پسرت بهت نیاز داره. من...

134
00:09:51,163 --> 00:09:54,579
‫من بهت نیاز دارم. جیمی

135
00:10:13,203 --> 00:10:17,323
‫رمزش 2481 ئه. میشه آب میوه بخورم؟

136
00:10:21,403 --> 00:10:23,523
‫هرچیزی که می‌خوای بگیر، عزیزم

137
00:10:43,003 --> 00:10:45,099
‫الو؟

138
00:10:45,123 --> 00:10:46,603
‫شما؟

139
00:10:47,843 --> 00:10:51,099
‫ببین، مامانم پیشته؟

140
00:10:51,123 --> 00:10:54,299
‫لیندا جاش امنه. جیمی هم جاش امنه

141
00:10:54,323 --> 00:10:56,539
‫ارث و میراث رو بگیر
‫تا همه‌ی اینا به خوبی و خوشی تموم شه

142
00:10:56,563 --> 00:10:57,883
‫تو کی هستی؟

143
00:12:05,083 --> 00:12:06,659
‫انگاری روح دیدی

144
00:12:06,683 --> 00:12:08,963
‫یه یارویی اینجا بود. زل زده بود بهم

145
00:12:10,483 --> 00:12:12,563
‫اولش فکر کردم بوتزه، ولی...

146
00:12:14,043 --> 00:12:17,979
‫- مامان آماندا غیبش زده
‫- آخی، چه حیف

147
00:12:18,003 --> 00:12:20,899
‫- تو خبری نداری؟
‫- با آماندا حرف زدی؟

148
00:12:20,923 --> 00:12:24,099
‫- مهمه مگه؟
‫- آره، مهمه

149
00:12:24,123 --> 00:12:25,979
‫- آره
‫- حالش چطور بود؟

150
00:12:26,003 --> 00:12:28,379
‫درمورد ارث و میراث چیزی نگفت؟

151
00:12:28,403 --> 00:12:31,059
‫- فعلا نه
‫- بهش گفتی دادگاه چقدر خرج داره؟

152
00:12:31,083 --> 00:12:32,083
‫خودش می‌دونه

153
00:12:34,963 --> 00:12:39,059
‫می‌دونی...
‫من دلم براش می‌سوزه

154
00:12:39,083 --> 00:12:42,379
‫یکدفعه‌ای دیدم که
‫من و اون خیلی شبیه همیم

155
00:12:42,403 --> 00:12:44,859
‫باباهامون ولمون کرده

156
00:12:44,883 --> 00:12:47,379
‫فکر نکنم بد باشه اگه باهاش
‫یه دو کلوم حرف بزنم

157
00:12:47,403 --> 00:12:49,939
‫فکر می‌کنی
‫می‌تونی نظرشو عوض کنی؟

158
00:12:49,963 --> 00:12:51,179
‫نه

159
00:12:51,203 --> 00:12:54,579
‫راستشو بخوای، ترجیح میدم
‫ارث و میراث به اون برسه تا تو

160
00:12:56,203 --> 00:13:00,283
‫ببین، من درموردِ همه‌چیز متاسفم

161
00:13:01,323 --> 00:13:03,139
‫من همیشه تو رو مثل
‫پسر خودم می‌دیدم

162
00:13:03,163 --> 00:13:05,379
‫تو پسر منی. خودتم اینو می‌دونی

163
00:13:05,403 --> 00:13:07,123
‫خدا حفظت کنه

164
00:13:08,203 --> 00:13:10,059
‫مارتین می‌خواست اون ارث و میراث
‫به ما برسه

165
00:13:10,083 --> 00:13:14,179
‫حالا، یه اتفاقی افتاده که
‫اونو ترسونده

166
00:13:14,203 --> 00:13:15,939
‫و اگه هنوزم من برات مهم...

167
00:13:17,123 --> 00:13:18,899
‫باید بهم
‫بگی که اون چی بوده،

168
00:13:18,923 --> 00:13:20,019
‫چون فکر می‌کنم تو خوب می‌دونی

169
00:13:20,043 --> 00:13:21,699
‫خب، فکر کنم
‫یه روز از خواب بلند شده

170
00:13:21,723 --> 00:13:23,779
‫و دیده عجب انسان پست‌فطرتیه

171
00:13:23,803 --> 00:13:25,219
‫نه پدرت اینجوری نبود

172
00:13:25,243 --> 00:13:27,723
‫- متاسفم ولی بود
‫- چرا اینو میگی؟

173
00:13:29,043 --> 00:13:31,763
‫می‌خواست قضیه بوتز رو بدونی...

174
00:13:33,723 --> 00:13:35,563
‫من بهش گفتم که نگه

175
00:13:38,203 --> 00:13:39,723
‫آنتونی...

176
00:13:41,843 --> 00:13:43,003
‫این یارو کیه؟

177
00:13:49,643 --> 00:13:52,499
‫برو پیش خاله سندی بمون

178
00:13:52,523 --> 00:13:56,259
‫- خب چرا؟
‫- همینجا بمون و منتظر باش

179
00:13:56,283 --> 00:13:58,179
‫خبر مامانت رو توی تلویزیون دیدم

180
00:13:58,203 --> 00:14:00,579
‫- می‌خواستم بهت زنگ بزنم، ولی...
‫- ازت می‌خوام مراقبت لوک باشی

181
00:14:00,603 --> 00:14:03,579
‫- دیوونه شدی؟
‫- فکر کنم. ولی مراقبشی یا نه؟

182
00:14:03,603 --> 00:14:06,099
‫ببین آماندا، نمی‌دونم
‫یادت رفته کجا کار می‌کنی

183
00:14:06,123 --> 00:14:08,819
‫یا کار می‌کردی، ولی اینجا
‫ناسلامتی یه رستورانه

184
00:14:08,843 --> 00:14:11,059
‫و توام انگاری فراموش کردی که بهم مدیونی

185
00:14:11,083 --> 00:14:15,019
‫- جیمی رو ندیدی؟
‫- فعلا نه، تو چی؟

186
00:14:15,043 --> 00:14:17,379
‫مامان‌بزرگ و بابابزرگش چی؟
‫چرا نمیره پیش اونا بمونه؟

187
00:14:17,403 --> 00:14:20,259
‫چون فکر کنم یکی داره
‫خونشون رو می‌پاد

188
00:14:20,283 --> 00:14:22,459
‫- خونشون رو می‌پاد؟ کی؟
‫- نمی‌دونم

189
00:14:22,483 --> 00:14:24,939
‫- فکر کنم بدونما، ولی...
‫- اگه اینجا رو هم بپان چی؟

190
00:14:24,963 --> 00:14:27,019
‫کمکم می‌کنی یا نه؟

191
00:14:27,043 --> 00:14:29,219
‫امروز صبح، داشتی بهم اتهام

192
00:14:29,243 --> 00:14:31,059
‫می‌‌زدی که با شوهرت
‫رابطه دارم، بعد الان...

193
00:14:31,083 --> 00:14:33,979
‫تو تنها کسی هستی
‫که می‌تونم پسرم رو بهش بسپارم

194
00:14:36,603 --> 00:14:39,323
‫- باشه
‫- مرسی

195
00:14:40,723 --> 00:14:44,003
‫ببین، ماشینت رو لازم دارم

196
00:14:47,163 --> 00:14:48,563
‫ممنونم

197
00:14:50,363 --> 00:14:51,523
‫پسر خوبی باش

198
00:15:03,643 --> 00:15:06,299
‫شنیدم با فیونا حرف زدی

199
00:15:06,323 --> 00:15:09,099
‫اون همونیه که قبلا بهش می‌گفتم مامان

200
00:15:09,123 --> 00:15:12,499
‫قضیه اینه که، از اینکه بگمش خوشحال نمیشم ولی،

201
00:15:12,523 --> 00:15:14,563
‫نمیشه بهش اعتماد کرد

202
00:15:15,803 --> 00:15:17,499
‫چه پیشنهادی بهت داد؟

203
00:15:17,523 --> 00:15:19,459
‫- آماندا؟
‫- برای این چیزا وقت ندارم

204
00:15:19,483 --> 00:15:22,779
‫- خب، منم حال این چیزا رو ندارم
‫- می‌خوای زنگ بزنم پلیس؟

205
00:15:22,803 --> 00:15:24,739
‫فکر کردی زرنگی آره؟

206
00:15:24,763 --> 00:15:26,739
‫می‌دونم که تو خبر داری
‫مامانم کجاست

207
00:15:26,763 --> 00:15:28,579
‫خیلی داری منو گنده می‌کنی

208
00:15:28,603 --> 00:15:30,579
‫راستش، حوصله دعوا درگیری ندارم

209
00:15:30,603 --> 00:15:32,939
‫می‌بینی، بعضی اتفاقا دست
‫به دست هم دادن

210
00:15:32,963 --> 00:15:35,339
‫تا ما رو بهم نزدیک‌تر کنن

211
00:15:35,363 --> 00:15:37,619
‫- من و تو
‫- چه اتفاقایی؟

212
00:15:37,643 --> 00:15:42,539
‫الان این مهمه که من
‫بیشتر حق رو به تو میدم

213
00:15:42,563 --> 00:15:45,259
‫خیلی جالبه. مامانتم همینو می‌گفت

214
00:15:45,283 --> 00:15:47,579
‫- چه پیشنهادی بهت داده؟
‫- فکر کنم یه دلیلی داره،

215
00:15:47,603 --> 00:15:49,099
‫که بهت نگفته

216
00:15:49,123 --> 00:15:50,659
‫خیلی زرنگی

217
00:15:50,683 --> 00:15:53,779
‫برام مهم نیست بین تو و مامانت
‫چی می‌گذره

218
00:15:53,803 --> 00:15:56,019
‫من فقط می‌خوام مامانم برگرده

219
00:15:56,043 --> 00:15:57,859
‫موافقم

220
00:15:57,883 --> 00:16:02,299
‫- چی؟
‫- اگه 25 درصد ارث و میراث رو بهت بدم چی؟

221
00:16:02,323 --> 00:16:03,899
‫مامانت پیشنهاد 50 درصد رو داده

222
00:16:03,923 --> 00:16:06,139
‫اینم از این.
‫زیاد سخت نبود نه؟

223
00:16:06,163 --> 00:16:08,539
‫چی گفتی؟

224
00:16:08,563 --> 00:16:10,179
‫هیچی

225
00:16:10,203 --> 00:16:12,419
‫هیچی؟

226
00:16:12,443 --> 00:16:13,939
‫ببین، یه چیزایی هست که من می‌دونم

227
00:16:13,963 --> 00:16:16,763
‫درموردِ گذشته‌ات، درموردِ کارهایی که کردی

228
00:16:18,243 --> 00:16:22,219
‫یه یارویی برام عکسایی فرستاد

229
00:16:22,243 --> 00:16:24,699
‫که تو اون شب داشتی
‫از کلبه‌ی بوتز می‌اومدی بیرون

230
00:16:24,723 --> 00:16:26,699
‫همون شبی که آخرین بار دیده شد

231
00:16:26,723 --> 00:16:29,659
‫توی دِه من کُلی رفیق دارم

232
00:16:29,683 --> 00:16:33,339
‫می‌خوای بهت نشون بدم، یا خودت دیدیشون؟

233
00:16:33,363 --> 00:16:37,059
‫تو از اینکه
‫رفته بود دیدن مامانت

234
00:16:37,083 --> 00:16:38,299
‫و بعدش تهدیدت کرده بود
‫عصبی بودی

235
00:16:38,323 --> 00:16:39,419
‫حالا عکس‌ها به کنار،

236
00:16:39,443 --> 00:16:42,379
‫چند نفری بهم گفتن
‫اون شب سراغ بوتز رو می‌گرفتی

237
00:16:42,403 --> 00:16:45,923
‫پس، امیدوارم برای صلاح خودتم که شده
‫بوتز پیداش بشه

238
00:16:47,403 --> 00:16:49,803
‫مگر اینکه، فقط جنازه‌ش باشه

239
00:16:53,003 --> 00:16:54,859
‫بیخیال ارث و میراث شو، آماندا

240
00:16:54,883 --> 00:16:56,923
‫وقتشه این قضیه رو تمومش کنیم، نه؟

241
00:16:59,003 --> 00:17:02,323
‫تا امشب وقت داری.
‫خودت می‌دونی کجا پیدام کنی

242
00:17:51,563 --> 00:17:54,139
‫می‌خواستم ببینم لباس کثیفی
‫داری برات بشورم

243
00:17:54,163 --> 00:17:56,083
‫چه مادرانه

244
00:17:57,163 --> 00:18:00,443
‫- از کِی تا حالا لباسام رو می‌شوری؟
‫- چه غلطی کردی، آنتونی؟

245
00:18:03,563 --> 00:18:05,803
‫برم ببینم می‌تونم
‫چیزی برات پیدا کنم یا نه

246
00:19:21,123 --> 00:19:22,403
‫سندی؟

247
00:19:24,243 --> 00:19:26,099
‫- الو؟
‫- حالش خوبه؟

248
00:19:26,123 --> 00:19:27,899
‫صدام رو می‌شنوی؟

249
00:19:27,923 --> 00:19:30,259
‫سندی؟

250
00:19:30,283 --> 00:19:31,803
‫تف توش

251
00:21:08,683 --> 00:21:10,483
‫الو؟

252
00:21:22,723 --> 00:21:23,923
‫الو؟

253
00:21:31,203 --> 00:21:32,203
‫مامان...

254
00:21:34,603 --> 00:21:37,499
‫مامان، صدام رو می‌شنوی؟

255
00:21:59,203 --> 00:22:01,083
‫- آماندا؟
‫- تو اینجا چی می‌خوای؟

256
00:22:02,483 --> 00:22:05,619
‫تو اسمم رو از کجا می‌دونی،
‫و چرا مامانم پیشته؟

257
00:22:05,643 --> 00:22:06,923
‫تو دیگه کی هستی؟

258
00:22:08,603 --> 00:22:09,779
‫توروخدا، اون...

259
00:22:09,803 --> 00:22:11,699
‫اون مریضه. داره می‌میره

260
00:22:11,723 --> 00:22:15,163
‫من رو نمی‌شناسی؟
‫واقعا نمی‌شناسی؟

261
00:22:16,443 --> 00:22:18,259
‫وقتی سوارت کردم خیلی نگران بودم

262
00:22:18,283 --> 00:22:20,059
‫مطمئن نبودم،

263
00:22:20,083 --> 00:22:22,043
‫که منو بشناسی

264
00:22:23,963 --> 00:22:26,259
‫ولی مجبور بودم، مجبور بودم
‫تا مطمئن بشم حالت خوبه

265
00:22:26,283 --> 00:22:28,419
‫چی؟ تو کی هستی؟

266
00:22:28,443 --> 00:22:30,123
‫سلام، عزیزم

267
00:22:32,363 --> 00:22:34,739
‫چه خوب که دوباره برگشته نه؟

268
00:22:36,363 --> 00:22:37,779
‫برو جلو

269
00:22:37,803 --> 00:22:39,723
‫یه بوس به بابات بده

270
00:22:42,923 --> 00:22:44,203
‫چی؟

271
00:22:51,123 --> 00:22:53,219
‫نه، این بابام نیست، تو...

272
00:22:53,243 --> 00:22:56,139
‫تو بابام نیستی. نمی‌تونی باشی...

273
00:22:56,163 --> 00:22:59,083
‫- بابام مُرده
‫- دلم نمی‌خواست بهت بگم

274
00:23:00,283 --> 00:23:02,419
‫اصلا نمی‌خواستم هیچکدوم
‫از این اتفاقا بیفته

275
00:23:02,443 --> 00:23:04,219
‫وای خدایا. بس کن. بس کن

276
00:23:04,243 --> 00:23:07,259
‫- حرف نزن
‫- می‌خواستم دوباره ببینمش

277
00:23:07,283 --> 00:23:09,323
‫دلم لک زده بود تا دوباره ببینمش

278
00:23:10,523 --> 00:23:12,419
‫فقط یک بار. من خیلی متاسفم

279
00:23:12,443 --> 00:23:15,739
‫- چرا آخه؟ چرا این کارو می‌کنی؟
‫- درکت می‌کنم

280
00:23:15,763 --> 00:23:17,243
‫ولی تو مُرده بودی...

281
00:23:18,763 --> 00:23:21,899
‫- تو تنهامون گذاشتی!
‫- من کاری که فکر کردم درسته رو انجام دادم

282
00:23:21,923 --> 00:23:25,059
‫نمی‌خواستم دوباره
‫برگردم پیشتون

283
00:23:25,083 --> 00:23:26,683
‫می‌خواستم بهتون یه زندگی جدید بدم!

284
00:23:28,083 --> 00:23:32,059
‫نمی‌خواستم این اتفاقا بیفته.
‫می‌خواستم تو فکر کنی من مُردم

285
00:23:32,083 --> 00:23:33,339
‫من به معنای واقعی کلمه مُرده بودم

286
00:23:33,363 --> 00:23:36,019
‫از وقتی شما رو تنها گذاشتم، رنگ
‫زندگی کردن رو هم به چشم ندیدم

287
00:23:36,043 --> 00:23:37,579
‫ولی اونا تو رو کُشتن

288
00:23:37,603 --> 00:23:39,539
‫فکر کردم بوتز می‌خواد اینو بهم بگه

289
00:23:39,563 --> 00:23:41,539
‫که اونا تو رو کُشتن

290
00:23:41,563 --> 00:23:45,179
‫- نمی‌فهمم بخدا!
‫- می‌خواستم اون پول به دست شما برسه

291
00:23:45,203 --> 00:23:47,299
‫آماندا؟

292
00:23:49,843 --> 00:23:53,483
‫- من پدرت رو دیدم
‫- نه، چیزی نیست

293
00:23:54,803 --> 00:23:56,963
‫من اینجام. هنوز اینجام

294
00:23:58,843 --> 00:24:01,179
‫پس، همه‌ی اینا به خاطره توئه...

295
00:24:01,203 --> 00:24:03,579
‫به خاطر تو مارتین
‫ارث و میراثش رو برام گذاشت، تو...

296
00:24:03,603 --> 00:24:06,019
‫من اون عکسا رو فرستادم رستوران

297
00:24:06,043 --> 00:24:10,339
‫می‌خواستم از گذشته‌ات با خبر بشی، و
‫چیزی که حقته رو بگیری

298
00:24:10,363 --> 00:24:12,539
‫می‌خواستم بدونی که ماهم
‫یه زمانی شاد و خوشحال بودیم

299
00:24:12,563 --> 00:24:14,819
‫پس چرا عکس‌های مارتین رو برام فرستادی؟

300
00:24:14,843 --> 00:24:16,259
‫می‌خواستم سوال برات پیش بیاد

301
00:24:16,283 --> 00:24:17,979
‫نزدیک بود ارث و میراثش
‫رو ول کنی بره

302
00:24:18,003 --> 00:24:20,459
‫وای خدایا، کی میگه که تا الان نکردم؟

303
00:24:20,483 --> 00:24:22,923
‫تو قرار بود اون ارث و میراث
‫رو بگیری

304
00:24:24,323 --> 00:24:27,539
‫می‌خواستم چیزی که حقته رو بگیری، بعدش
‫خودم گورمو گُم می‌کردم

305
00:24:27,563 --> 00:24:29,043
‫خدایا

306
00:24:30,483 --> 00:24:31,683
‫تو بوتز...

307
00:24:32,843 --> 00:24:34,419
‫- تو بوتز رو کُشتی؟
‫- چی؟

308
00:24:34,443 --> 00:24:35,699
‫اون شبی که پیش من بود تو دیدیش

309
00:24:35,723 --> 00:24:37,259
‫می‌خواستی نذاری همه‌چیز رو بهم بگه

310
00:24:37,283 --> 00:24:39,643
‫من نکُشتمش، البته که
‫برای کُشتن دلیل‌های خوبی دارم

311
00:24:40,923 --> 00:24:42,083
‫پس...

312
00:24:43,443 --> 00:24:46,299
‫پس، اون عکس‌ها، اون عکس‌های
‫من از شبی که بوتز کُشته شد،

313
00:24:46,323 --> 00:24:47,739
‫تو اونا رو نفرستادی؟

314
00:24:47,763 --> 00:24:49,643
‫نه، من...

315
00:24:52,123 --> 00:24:54,523
‫من نمی‌تونم، دیگه نمی‌کِشم

316
00:25:00,000 --> 00:25:07,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

317
00:25:14,483 --> 00:25:16,819
‫لورا، منم

318
00:25:16,843 --> 00:25:19,499
‫باید باهات حرف بزنم. قضیه آنتونیه

319
00:25:19,523 --> 00:25:20,979
‫اون قضیه باباش رو فهمیده،

320
00:25:21,003 --> 00:25:23,699
‫و تازه چیزهای دیگه‌ای هم هست
‫که بهم نمیگه

321
00:25:23,723 --> 00:25:28,619
‫پس، اگه اطلاعاتی دستت اومد، لطفا بهم بگو

322
00:25:28,643 --> 00:25:30,299
‫تازه، یه چیز دیگه هم هست

323
00:25:30,323 --> 00:25:32,379
‫فکر کنم یه اتفاقی واسه بوتز افتاده

324
00:25:32,403 --> 00:25:34,779
‫لورا، اینو بهت میگم چون ترسیدم

325
00:25:34,803 --> 00:25:36,659
‫لطفا بهم زنگ بزن

326
00:25:38,963 --> 00:25:41,379
‫دیگه به نظرم نمیشه بهت اعتماد کردم

327
00:25:41,403 --> 00:25:42,699
‫این چیه دستت؟

328
00:25:42,723 --> 00:25:46,003
‫فصل شکاره.
‫اینم تفنگ موردعلاقه‌ی بابا بود

329
00:25:47,643 --> 00:25:48,963
‫تو بوتز رو کُشتی؟

330
00:25:51,083 --> 00:25:52,403
‫آنتونی؟

331
00:25:55,003 --> 00:25:56,083
‫چرا؟

332
00:25:57,243 --> 00:25:58,539
‫چرا این کار رو کردی؟

333
00:25:58,563 --> 00:26:01,643
‫داشتم از مَردی که فکر می‌کردم
‫بابامه محافظت می‌کردم

334
00:26:03,003 --> 00:26:05,283
‫تو بهم گفتی آماندا توی دِه بوده
‫و داشته زر مفت می‌زده

335
00:26:06,723 --> 00:26:09,083
‫پیداش کردم. رفتم دنبالش

336
00:26:11,043 --> 00:26:12,523
‫و کاری رو که باید انجام دادم

337
00:26:16,603 --> 00:26:19,219
‫آنتونی، ولم کن

338
00:26:19,243 --> 00:26:22,979
‫- می‌خوای چیکار کنی؟
‫- منتظر جوابش می‌مونیم

339
00:26:23,003 --> 00:26:24,963
‫بهش گفتم امشب باید تصمیمش رو بگیره

340
00:26:27,283 --> 00:26:28,643
‫بعدش معلوم میشه باید چیکار کنیم

341
00:26:32,643 --> 00:26:34,563
‫مارتین می‌خواست از دست من خلاص بشه

342
00:26:36,963 --> 00:26:39,603
‫اون دار و ندارم رو گرفت، من رو
‫به خاک سیاه نشوند

343
00:26:41,523 --> 00:26:43,283
‫عاشق لیندا بود

344
00:26:44,923 --> 00:26:46,923
‫پس بوتز رو فرستاد تا من رو بُکُشه

345
00:26:52,803 --> 00:26:56,739
‫ولی منم کم رفیق نداشتم.
‫هم‌پایه‌های عرق‌خوریم

346
00:26:56,763 --> 00:26:59,163
‫حرف‌ها بالاخره به گوش مردم می‌رسن

347
00:27:00,883 --> 00:27:04,859
‫همیشه فکر می‌کردن من خیلی
‫احمقم، خیلی مستم

348
00:27:04,883 --> 00:27:07,003
‫و خیلی گیجم تا جلوشون رو بگیرم

349
00:27:11,403 --> 00:27:14,899
‫ولی اونا نمی‌دونستن که من
‫هنوز یه گوش شنوا دارم

350
00:27:14,923 --> 00:27:16,859
‫ولی هنوزم یه چیز باارزشی برای
‫از دست دادن داشتم

351
00:27:26,803 --> 00:27:29,139
‫بوتز یکی رو اجیر کرد تا منو بُکُشه

352
00:27:32,523 --> 00:27:34,843
‫ولی یجوری، من ازش بو بُردم

353
00:27:45,883 --> 00:27:49,163
‫من دیگه یه آدم مست و پاتیل نبودم.
‫تبدیل شده بودم به یه قاتل

354
00:27:50,483 --> 00:27:53,323
‫می‌خواستم همه‌چیز رو
‫به مادرت بگم، ولی مادرت...

355
00:27:54,803 --> 00:27:57,483
‫فکر کرد چون بهم پول دادن
‫من تنهاش گذاشتم

356
00:27:59,083 --> 00:28:01,083
‫تصمیم گرفتم دیگه شماها
‫هیچوقت من رو نبینید

357
00:28:03,043 --> 00:28:04,883
‫خونواده‌ی وورال به مادرت گفتن من مُردم، و...

358
00:28:06,563 --> 00:28:08,363
‫یه جورایی هم، راست می‌گفتن

359
00:28:09,803 --> 00:28:11,139
‫دیگه کامل ناامید شده بودم

360
00:28:11,163 --> 00:28:13,819
‫ولی همه‌ی اینا برای چی بود؟
‫چرا الان برگشتی؟

361
00:28:13,843 --> 00:28:15,603
‫چون این بار...

362
00:28:16,963 --> 00:28:18,083
‫من واقعا دارم می‌میرم

363
00:28:25,163 --> 00:28:27,179
‫هیس، بیا، بیا، یکمی بخور

364
00:28:27,203 --> 00:28:28,819
‫آفرین، همینه

365
00:28:28,843 --> 00:28:30,859
‫- باید ببریمش بیمارستان
‫- نه اون می‌خواد من کنارش باشم

366
00:28:30,883 --> 00:28:33,483
‫آره ولی، الان باید ببریمش
‫پیش دکتر

367
00:28:34,643 --> 00:28:36,939
‫میرم زنگ بزنم آمبولانس.
‫دیگه شورشو در آوردی

368
00:28:36,963 --> 00:28:39,499
‫نه، خودت دیدیش دیگه، اینجا خوشحاله

369
00:28:39,523 --> 00:28:41,379
‫دلش نمی‌خواد توی بیمارستان بمیره

370
00:28:41,403 --> 00:28:44,099
‫- کمک لازم داره
‫- گفتم نه

371
00:28:44,123 --> 00:28:47,099
‫نمیشه برای یه مدتی هم که شده
‫پیش هم باشیم؟

372
00:28:48,283 --> 00:28:51,019
‫- یکمی دیر شده
‫- متوجه نیستی؟

373
00:28:51,043 --> 00:28:53,339
‫می‌خواستم به حقت برسی

374
00:28:53,363 --> 00:28:55,859
‫هم برای تو می‌خواستم
‫هم برای لوک

375
00:28:55,883 --> 00:28:57,603
‫وای خدایا

376
00:28:59,243 --> 00:29:02,059
‫تو بودی نه؟ تو کنار ماشین بستنی فروشی بودی؟

377
00:29:02,083 --> 00:29:04,619
‫به لوک سلام کردی

378
00:29:04,643 --> 00:29:06,219
‫تو دیگه چه‌جور جوونوری هستی؟

379
00:29:06,243 --> 00:29:09,379
‫- می‌خواستم نوه‌ام رو ببینم
‫- حق نداشتی!

380
00:29:09,403 --> 00:29:11,899
‫هیس، هیس!

381
00:29:13,883 --> 00:29:17,499
‫وقتی فهمیدم که دارم می‌میرم، می‌خواستم
‫بیام و پیش مادرت باشم

382
00:29:17,523 --> 00:29:20,483
‫و اینجا جایی بود...
‫که توش خوشحال بودین

383
00:29:22,603 --> 00:29:23,883
‫اون عکسا

384
00:29:25,883 --> 00:29:26,939
‫چرا فرستادیشون

385
00:29:26,963 --> 00:29:28,763
‫اگه نمی‌خواستی من ازت بویی ببرم؟

386
00:29:30,483 --> 00:29:33,019
‫چرا آخه؟ چرا منو با تاکسی می‌بُردی؟
‫چرا ریسک کردی؟

387
00:29:33,043 --> 00:29:35,723
‫- می‌خواستی ازش بو ببرم
‫- آره، شاید

388
00:29:38,803 --> 00:29:41,539
‫وقتی بیماریم رو تشخیص دادن، یه چیزی...

389
00:29:41,563 --> 00:29:42,923
‫برام روشن شد

390
00:29:44,243 --> 00:29:46,083
‫باید مارتین رو پیدا می‌کردم. من

391
00:29:47,403 --> 00:29:49,179
‫اون لحظه‌ای که من رو دید
‫رو فراموش نمی‌کنم

392
00:29:49,203 --> 00:29:50,699
‫به همدیگه زُل زده بودیم

393
00:29:50,723 --> 00:29:52,939
‫من، به مَردی که همه‌چیزم
‫رو ازم گرفته بود زل زده بودم

394
00:29:52,963 --> 00:29:54,923
‫اونم، به مَردی که فکر می‌کرد
‫کُشتتش زُل زده بود

395
00:29:57,043 --> 00:29:58,219
‫من بهش گفتم،

396
00:29:58,243 --> 00:30:01,259
‫ببین، من از اون آدمکشی که مُرده
‫عکس گرفتم

397
00:30:01,283 --> 00:30:04,539
‫از پولی که بهش برای سرمایه‌گذاری داده بودم
‫مدرک داشتم،

398
00:30:04,563 --> 00:30:07,323
‫اگه بهت اون چیزی رو که حقت بود
‫نمی‌داد، بعدش

399
00:30:09,683 --> 00:30:10,939
‫خب، اون دیگه چاره‌ای نداشت

400
00:30:10,963 --> 00:30:14,499
‫تا وقتی که مردم فکر می‌کردن
‫من مُردم، اون فقط می‌تونست وانمود بکنه

401
00:30:14,523 --> 00:30:15,899
‫ولی الان که زنده‌ام...

402
00:30:15,923 --> 00:30:17,899
‫من بهش گفتم که،

403
00:30:17,923 --> 00:30:20,859
‫ببین، یه چک بهم بده
‫تا همیشه گُم و گور میشم

404
00:30:20,883 --> 00:30:22,859
‫ولی اون ریده بود تو خودش

405
00:30:22,883 --> 00:30:24,883
‫حتی شاید خجالت کشیده بود

406
00:30:26,403 --> 00:30:29,459
‫فکر کنم نتونست این کارو بکنه،
‫برای همین یه راه دیگه‌ای رو انتخاب کرد

407
00:30:29,483 --> 00:30:31,979
‫و این زمانی که همه‌چی تغییر کرد.
‫اون ارث و میراث شد قوز بالای قوز

408
00:30:32,003 --> 00:30:34,299
‫وقتی هم که فهمیدم
‫خودکشی کرده، خب

409
00:30:34,323 --> 00:30:39,003
‫می‌خواستم که تو دستت به اون ارث و میراث برسه

410
00:30:40,763 --> 00:30:42,739
‫نمی‌دونستم قبولش می‌کنی یا نه،

411
00:30:42,763 --> 00:30:44,699
‫پس باید یجوری مطمئن می‌شدم

412
00:30:44,723 --> 00:30:46,699
‫نمی‌خواستم بویی از من ببری

413
00:30:46,723 --> 00:30:49,699
‫نمی‌خواستم بفهمی که من
‫تمام این مدت زنده بودم،

414
00:30:49,723 --> 00:30:50,723
‫پس من...

415
00:30:53,523 --> 00:30:56,363
‫- یکمی کمک گرفتم
‫- کمک؟

416
00:30:58,163 --> 00:30:59,403
‫وای خدایا

417
00:31:00,963 --> 00:31:02,699
‫جیمی

418
00:31:02,723 --> 00:31:04,283
‫با جیمی حرف زدی؟

419
00:31:06,643 --> 00:31:08,443
‫پس همین رو می‌خواست به سندی بگه

420
00:31:10,083 --> 00:31:12,219
‫گفت که دیگه نمی‌تونه
‫اینو مخفی نگه‌ش داره

421
00:31:12,243 --> 00:31:13,739
‫گفت که می‌خواد بهت بگه

422
00:31:13,763 --> 00:31:16,523
‫منم نمی‌تونستم بذارم که بهت بگه

423
00:31:18,403 --> 00:31:21,379
‫تو چیکار کردی؟

424
00:31:21,403 --> 00:31:22,563
‫چیکار کردی؟

425
00:31:25,563 --> 00:31:27,443
‫پیش مادرت بمون

426
00:31:42,163 --> 00:31:44,699
‫- کیه داره زنگ می‌زنه؟
‫- لوراست

427
00:31:44,723 --> 00:31:47,283
‫خب، جواب بده.
‫شاید خبرایی داشته باشه

428
00:31:49,363 --> 00:31:50,843
‫یا می‌خوای خودم جواب بدم؟

429
00:31:56,163 --> 00:31:57,403
‫الو

430
00:31:59,003 --> 00:32:01,019
‫آره. آره، همینطوره

431
00:32:01,043 --> 00:32:02,659
‫خیلی‌‌خب

432
00:32:02,683 --> 00:32:04,723
‫خیلی‌خب. ممنونم

433
00:32:06,963 --> 00:32:09,403
‫- خب؟
‫- خبری نیست

434
00:32:10,963 --> 00:32:12,499
‫پس باید منتظر بمونیم

435
00:32:12,523 --> 00:32:13,723
‫مامان

436
00:32:17,043 --> 00:32:19,219
‫میرم یکمی بیرون هوا بخورم

437
00:32:19,243 --> 00:32:20,443
‫فکر نکنم بتونی بری

438
00:32:28,563 --> 00:32:30,123
‫برو. برو داخل

439
00:32:37,163 --> 00:32:39,539
‫- من خیلی متاسفم
‫- نباش

440
00:32:43,643 --> 00:32:45,699
‫می‌خواستم بهت بگم

441
00:32:45,723 --> 00:32:48,259
‫می‌خواستم بهت بگم، ولی...

442
00:32:48,283 --> 00:32:51,179
‫- فکر کردم که...
‫- چه فکری کردی؟

443
00:32:51,203 --> 00:32:53,659
‫که ازدواجمون همینجوری پایدار می‌مونه؟

444
00:32:53,683 --> 00:32:55,659
‫کُل ارث و میراث رو می‌گیریم،

445
00:32:55,683 --> 00:32:56,699
‫و تموم مدت،

446
00:32:56,723 --> 00:32:58,899
‫تو داشتی این راز رو که بابام
‫نمُرده رو ازم پنهون می‌کردی

447
00:32:58,923 --> 00:33:01,483
‫- کسخلی مگه؟
‫- به خاطر لوک این کار رو کردم

448
00:33:02,523 --> 00:33:05,059
‫آخه، باورم نمیشد نمی‌خوای
‫اون ارث و میراث رو قبول کنی،

449
00:33:05,083 --> 00:33:08,283
‫و وقتی بابات باهام تماس گرفت، من تموم فکر
‫و ذکرم لوک بود

450
00:33:11,603 --> 00:33:12,963
‫همین

451
00:33:15,643 --> 00:33:17,899
‫جیمی اینجاست

452
00:33:23,523 --> 00:33:25,619
‫مامان، بجنب.
‫بیا از اینجا بریم

453
00:33:25,643 --> 00:33:28,019
‫- نه، نه، چیکار می‌کنی؟
‫- دارم این داستان رو تمومش می‌کنم

454
00:33:28,043 --> 00:33:29,499
‫- نه...
‫- من می‌خوام

455
00:33:29,523 --> 00:33:33,299
‫اینجا پیش پدرت باشم

456
00:33:33,323 --> 00:33:34,979
‫نه، نه، مامان، بجنب بریم

457
00:33:35,003 --> 00:33:36,539
‫دیگه تمومه. بجنب

458
00:33:36,563 --> 00:33:39,059
‫منو ترک نکن

459
00:33:39,083 --> 00:33:41,963
‫من می‌خوام اینجا باشم

460
00:33:45,923 --> 00:33:46,939
‫فقط من و تو

461
00:33:46,963 --> 00:33:48,859
‫لطفا

462
00:33:48,883 --> 00:33:52,459
‫نمی‌خوام توی بیمارستان بمیرم

463
00:33:52,483 --> 00:33:55,363
‫لطفا. لطفا

464
00:33:59,043 --> 00:34:01,923
‫خودش اینو می‌خواد

465
00:34:12,803 --> 00:34:16,179
‫- آماندا! کجا میری؟
‫- تا این قضیه رو تمومش کنم

466
00:34:16,203 --> 00:34:19,259
‫- منظورت چیه؟
‫- شاید حق با تو بود

467
00:34:19,283 --> 00:34:20,859
‫شاید من اون ارث و میراث حقمه

468
00:34:20,883 --> 00:34:23,699
‫شاید اونا حقشونه تا تاوان
‫اون کاری که با خونوادم کردن رو بدن

469
00:34:23,723 --> 00:34:25,323
‫اونا ازم یه جواب می‌خوان

470
00:34:26,483 --> 00:34:29,563
‫- پس میرم و بهشون میگم می‌خوام چیکار کنم
‫- خب، بذار منم باهات بیام

471
00:34:32,163 --> 00:34:33,603
‫دیگه به اندازه‌ی کافی بهم کمک کردی

472
00:35:12,803 --> 00:35:16,843
‫حق با اونه.
‫اشتباه کردم که قبولش کردم

473
00:35:18,203 --> 00:35:19,443
‫تو تصمیمت رو گرفتی

474
00:35:22,923 --> 00:35:26,659
‫- من به چی فکر می‌کردم آخه؟
‫- اون ارث و میراث برای آماندا‌ست

475
00:35:26,683 --> 00:35:29,883
‫- همیشه بوده
‫- آره شاید

476
00:35:31,723 --> 00:35:35,163
‫ولی آماندا یه پدر می‌خواست، بَری

477
00:35:40,483 --> 00:35:42,523
‫- نمی‌تونم بذارم این کار رو بکنه
‫- نه، وایسا

478
00:35:53,483 --> 00:35:55,659
‫- الو؟
‫- آماندام

479
00:35:55,683 --> 00:35:57,299
‫چی می‌خوای؟

480
00:35:57,323 --> 00:35:59,699
‫تونستی به پیشنهاد فیونا فکر کنی؟

481
00:35:59,723 --> 00:36:01,899
‫- آره، فکر کردم
‫- خب نتیجه چی شد؟

482
00:36:01,923 --> 00:36:04,819
‫خب، انگاری موکل‌هات باهم هماهنگ نیستن

483
00:36:04,843 --> 00:36:07,179
‫آنتونی اومد دیدنم، بعدش تهدیدم کرد

484
00:36:07,203 --> 00:36:08,339
‫با چی تهدیدت کرد؟

485
00:36:08,363 --> 00:36:11,763
‫ببین، من نمی‌دونم تو چی می‌دونی
‫ولی می‌دونم که خودم چی می‌دونم
‫(یا خدا :|)

486
00:36:12,803 --> 00:36:15,003
‫و تا چند دقیقه‌ی دیگه، موکل‌هاتم ازش باخبر میشن

487
00:36:16,483 --> 00:36:18,899
‫آنتونی پسر مارتین نیست

488
00:36:18,923 --> 00:36:20,619
‫بوتز پدرشه

489
00:36:20,643 --> 00:36:22,499
‫چرا الان داری اینو بهم میگی؟

490
00:36:22,523 --> 00:36:25,419
‫نباید می‌گفتم.
‫ولی چیزای دیگه‌ای هم هست

491
00:36:25,443 --> 00:36:27,779
‫درموردِ مارتین، چیزایی که خودمم نمی‌دونم

492
00:36:27,803 --> 00:36:30,259
‫ولی آنتونی آدم خطرناکیه،

493
00:36:30,283 --> 00:36:33,539
‫و دیگه طاقت دیدن یه اتفاق دیگه رو ندارم

494
00:36:33,563 --> 00:36:35,939
‫به نظرم پیشنهاد فیونا رو رد کن

495
00:36:35,963 --> 00:36:37,459
‫بیخیال‌شون شو

496
00:36:37,483 --> 00:36:40,259
‫- یکمی دیر شده
‫- آماندا...

497
00:36:40,283 --> 00:36:42,083
‫آماندا!

498
00:37:03,283 --> 00:37:05,003
‫من تصمیمم رو گرفتم

499
00:37:16,923 --> 00:37:18,203
‫برو سمت راست

500
00:37:21,483 --> 00:37:23,763
‫آماندا می‌خواد بهمون بگه
‫چه تصمیمی گرفته، مامان

501
00:37:28,203 --> 00:37:30,083
‫خب، بجنب.
‫دیگه داره خفه میشم

502
00:37:31,843 --> 00:37:33,139
‫خونه‌ی خوشگلیه

503
00:37:33,163 --> 00:37:35,499
‫مرسی.
‫آره، براش جون کندیم

504
00:37:35,523 --> 00:37:37,819
‫- با پول بابای من
‫- منظورت چیه؟

505
00:37:37,843 --> 00:37:39,859
‫- خودت می‌دونی
‫- نه نمی‌دونم

506
00:37:39,883 --> 00:37:41,619
‫ببخشیدا، ولی می‌خوای بگی چه
‫تصمیمی گرفتی؟

507
00:37:41,643 --> 00:37:42,979
‫منظورت چیه، آماندا؟

508
00:37:43,003 --> 00:37:45,259
‫حقیقت اینه که
‫مارتین پول بابای من رو دزدید

509
00:37:45,283 --> 00:37:47,019
‫- و سعی کرد که بُکُشتش
‫- چی؟

510
00:37:47,043 --> 00:37:48,939
‫اینا رو از کجات در آوردی؟

511
00:37:48,963 --> 00:37:51,379
‫- این حقیقت نداره
‫- چرا داره

512
00:37:51,403 --> 00:37:54,299
‫تموم این سال‌ها، داشتید با پول پدر
‫من عشق و حال می‌کردید

513
00:37:54,323 --> 00:37:55,859
‫آنتونی؟

514
00:37:55,883 --> 00:37:57,379
‫دروغه. همه‌ش دروغه

515
00:37:57,403 --> 00:38:00,019
‫- نیست
‫- پس ثابتش کن

516
00:38:00,043 --> 00:38:01,259
‫اشتباهت همینجاست

517
00:38:01,283 --> 00:38:02,859
‫الان حتما داری روح هم می‌بینی، آره؟

518
00:38:02,883 --> 00:38:05,323
‫آره

519
00:38:06,363 --> 00:38:07,419
‫تو پاک رد دادی

520
00:38:07,443 --> 00:38:09,659
‫یکمی پیش، حرفت رو قبول می‌کردم

521
00:38:09,683 --> 00:38:10,803
‫ولی الان نه

522
00:38:12,203 --> 00:38:14,283
‫می‌دونم که تو بوتز رو کُشتی

523
00:38:15,363 --> 00:38:18,619
‫تو کُشتیش چون فقط اون از چیزهایی
‫که می‌دونی خبر داشت

524
00:38:18,643 --> 00:38:20,059
‫این کار رو کردی تا از
‫پدرت محافظت کنی

525
00:38:20,083 --> 00:38:23,019
‫همونی که فکر می‌کردی پدرته

526
00:38:23,043 --> 00:38:25,139
‫آها، همون یادداشته

527
00:38:25,163 --> 00:38:27,739
‫مارتین گفته بود که یه چیزی هست
‫که درمقابلش نمی‌تونه ازم محافظت کنه

528
00:38:27,763 --> 00:38:30,203
‫همین بود، نه؟ تو می‌دونستی

529
00:38:31,403 --> 00:38:33,499
‫تو و بوتز

530
00:38:33,523 --> 00:38:36,539
‫هیچ جسد و مدرکی از این اتفاق نیست

531
00:38:36,563 --> 00:38:38,059
‫به جز خیالِ خودت

532
00:38:38,083 --> 00:38:39,403
‫البته، مدرک هست

533
00:38:42,483 --> 00:38:43,523
‫بَری؟

534
00:38:44,563 --> 00:38:47,139
‫تو همه‌چی رو می‌دونستی. مارتین بهم گفت

535
00:38:47,163 --> 00:38:48,819
‫التماس کرد که تو رو
‫وارد این قضیه نکنم

536
00:38:48,843 --> 00:38:51,739
‫پس اون عکسه که توش یه یارویی
‫مُرده بود، مالِ کی بود؟

537
00:38:51,763 --> 00:38:54,083
‫همون یارویی بود که شوهرت
‫اجیر کرده بود تا منو بُکُشه

538
00:38:55,523 --> 00:38:57,259
‫ولی من اول اونجا رسیدم

539
00:38:57,283 --> 00:39:00,003
‫مارتین می‌خواست مطمئن بشه
‫من همه‌ی شواهد دستمه

540
00:39:01,483 --> 00:39:04,379
‫من فقط اون چیزی که ازم گرفت رو می‌خوام.
‫اون چیزی که همه‌تون ازم گرفتید

541
00:39:04,403 --> 00:39:06,859
‫- اون خودشو چون ازش اخاذی کردی کُشت
‫- نه

542
00:39:06,883 --> 00:39:08,499
‫فقط ازش خواستم اوضاع
‫رو سرو سامون بده، همین

543
00:39:08,523 --> 00:39:10,779
‫همه‌ی حرفاشون حقیقت داره، مگه نه؟

544
00:39:10,803 --> 00:39:12,939
‫آخه تو چی از حقیقت می‌دونی؟

545
00:39:12,963 --> 00:39:14,219
‫کُل زندگیم بهم دروغ گفتی

546
00:39:14,243 --> 00:39:16,659
‫من به خاطر تو و مارتین
‫چیزی دستگیرم نشد

547
00:39:16,683 --> 00:39:18,899
‫باید تو رو بُکُشم!
‫باید همه‌تون رو بُکُشم!

548
00:39:18,923 --> 00:39:20,219
‫لطفا، لطفا!

549
00:39:20,243 --> 00:39:22,579
‫تفنگت رو غلاف کن.
‫این کار رو نکن

550
00:39:22,603 --> 00:39:24,643
‫- توروخدا، توروخدا
‫- آنتونی، من...

551
00:39:25,963 --> 00:39:27,563
‫با لورا حرف زدم. اون همه‌چی رو بهم گفت

552
00:39:30,923 --> 00:39:32,483
‫همه‌چی رو؟

553
00:39:34,083 --> 00:39:35,259
‫شلیک کن دیگه

554
00:39:35,283 --> 00:39:36,643
‫- هرگوهی می‌خوای بخور، پسر جون
‫- بابا!

555
00:39:38,523 --> 00:39:40,043
‫چه خوب شد بهم گفتی بابا

556
00:39:41,283 --> 00:39:42,283
‫بابا

557
00:39:43,603 --> 00:39:46,603
‫اگه الان بهم شلیک کنی، شاد و خوشحال می‌میرم

558
00:39:52,323 --> 00:39:53,323
‫بابا...

559
00:39:54,883 --> 00:39:57,003
‫بابا... بابا...
‫نه، نکن، توروخدا

560
00:40:08,163 --> 00:40:11,043
‫بَری؟

561
00:40:12,483 --> 00:40:14,443
‫نه، منم

562
00:40:18,683 --> 00:40:20,819
‫بَری برمی‌گرده

563
00:40:20,843 --> 00:40:22,499
‫باید آروم باشی، لیندا

564
00:40:26,603 --> 00:40:29,099
‫اون عاشق من و

565
00:40:36,603 --> 00:40:38,243
‫آماندا بود

566
00:41:09,403 --> 00:41:11,619
‫- لیندا؟
‫- مامان؟

567
00:41:11,643 --> 00:41:13,579
‫نه

568
00:41:13,603 --> 00:41:15,019
‫نه، از پیشم نرو

569
00:41:15,043 --> 00:41:17,203
‫الان نه، توروخدا

570
00:41:47,643 --> 00:41:49,363
‫از این سمت بیاین

571
00:41:52,083 --> 00:41:54,699
‫یه میز چهارنفره

572
00:41:54,723 --> 00:41:56,883
‫الان مِنو رو میارم خدمتتون

573
00:41:59,803 --> 00:42:01,163
‫- سلام
‫- سلام

574
00:42:02,203 --> 00:42:04,739
‫بابت مامانت متاسفم

575
00:42:04,763 --> 00:42:08,539
‫مرسی که اون شب از لوک مراقبت کردی

576
00:42:08,563 --> 00:42:09,899
‫پسر خوبی بود

577
00:42:09,923 --> 00:42:11,739
‫به فکرم رسید
‫که اینجا استخدامش کنم،

578
00:42:11,763 --> 00:42:14,579
‫البته، الان که تو برای
‫خودت شدی اربابِ دِه...

579
00:42:14,603 --> 00:42:18,139
‫- خب، من می‌خواستم...
‫- توروخدا، اینجا رو بخور

580
00:42:18,163 --> 00:42:20,059
‫و محض رضای خدا، من رو راحتم کن

581
00:42:20,083 --> 00:42:23,579
‫می‌خواستم بدونم هنوز
‫کسی رو استخدام می‌کنی یا نه؟

582
00:42:23,603 --> 00:42:26,019
‫منظورت کیه؟

583
00:42:26,043 --> 00:42:28,419
‫یکی که می‌دونم به شغل نیاز داره

584
00:42:28,443 --> 00:42:30,499
‫جدی؟

585
00:42:30,523 --> 00:42:32,139
‫بگو که شوخی می‌کنی

586
00:42:32,163 --> 00:42:35,619
‫توروخدا بگو که یه عمارت
‫گُنده توی نورث‌آمبرلند داری

587
00:42:35,643 --> 00:42:37,539
‫و اینکه لوک میره
‫به یه مدرسه‌ی شبانه‌روزی

588
00:42:37,563 --> 00:42:40,059
‫و باباتم توی یه خونه‌ی سالمندان
‫شیک توی آنتیگواست

589
00:42:40,083 --> 00:42:43,499
‫- عمارت رو از فیونا نگرفتم
‫- چیکار کردی؟

590
00:42:43,523 --> 00:42:45,419
‫اون از من بیشتر زجر کشیده بود

591
00:42:45,443 --> 00:42:46,779
‫ولی نگران نباش، چون من...

592
00:42:46,803 --> 00:42:49,299
‫اونقدری پول گرفتم
‫تا آینده لوک رو تضمین کنم، ولی...

593
00:42:49,323 --> 00:42:53,219
‫بیخیال بابا، من اون عمارت و بقیه چیزا
‫به چه دردم می‌خوره؟

594
00:42:53,243 --> 00:42:56,179
‫من اینجا خوشحالم

595
00:42:56,203 --> 00:43:00,299
‫خب، یه مُشت کونی دور میز شماره‌ی هفت نشستن

596
00:43:00,323 --> 00:43:01,779
‫پس برو پیش‌شون ببین چی می‌خوان

597
00:43:04,763 --> 00:43:06,843
‫دیوث!

598
00:43:16,803 --> 00:43:19,723
‫و محض اطلاعت، اون چیزی بهم نگفت

599
00:43:31,363 --> 00:43:33,603
‫خیلی‌خب، رفقا، چی میل دارید؟

600
00:43:34,000 --> 00:43:54,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
