WEBVTT

00:03.468 --> 00:06.524
‫[آنچه در قسمت قبل گذشت]
‫تو قراره ثروت قلمبه‌ای
‫رو به ارث ببری

00:06.548 --> 00:09.004
‫کل ثروت باهم 2 میلیون
‫پوند ارزششه

00:09.028 --> 00:12.724
‫نمی‌تونم ارث و میراث یه غریبه
‫رو بدون اینکه بدونم چرا بگیرم

00:12.748 --> 00:14.524
‫یه اتفاقی بین تو و بابام افتاده

00:14.548 --> 00:17.284
‫نمی‌دونم چی، ولی یه تئوری دارم

00:17.308 --> 00:19.404
‫این مَرد رو می‌شناسی؟

00:19.428 --> 00:21.124
‫- بله که می‌شناسم
‫- جدی؟

00:21.148 --> 00:24.204
‫بهت گفتم، نمی‌تونی
‫هر روز به رستوران زنگ بزنی، باشه؟

00:24.228 --> 00:26.828
‫توروخدا، ماشین رو نگه دار
‫توروخدا، توروخدا

00:58.900 --> 01:01.900
« ارثیه »
« فصل اول: قسمت دوم »

01:03.240 --> 01:14.240
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:14.264 --> 01:20.264
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:21.108 --> 01:23.004
‫چیکار می‌کنی؟ تو دیگه کی هستی؟

01:23.028 --> 01:25.364
‫ماشین رو نگه دار. توروخدا

01:25.379 --> 01:27.459
‫توروخدا، ماشین رو نگه دار، توروخدا

01:32.099 --> 01:34.515
‫تو کی هستی؟ چیکار می‌کنی؟

01:34.539 --> 01:36.235
‫مهم نیست من کی‌ام

01:36.259 --> 01:40.435
‫مهم اینه که دیگه
‫هیچوقت پاتو اینجا نذاری

01:40.459 --> 01:44.435
‫اون پول برای تو نیست.
‫اون ارث و میراثم برای تو نیست

01:44.459 --> 01:46.219
‫شیرفهم شدی؟

01:47.859 --> 01:50.275
‫فایده نداره توام مثل بقیه
‫آسیب ببینی

01:50.299 --> 01:52.075
‫مثل کی؟

01:52.099 --> 01:55.499
‫با من درنیفت

02:18.059 --> 02:20.035
‫نمی‌دونم کجاست، سندی

02:20.059 --> 02:22.115
‫تف توش. وقت ندارم سرم رو بخارونم

02:22.139 --> 02:23.515
‫آره واقعا، تف توش

02:23.539 --> 02:27.275
‫- تو بهم قول دادی
‫- آماندا چش شده؟

02:27.299 --> 02:28.515
‫جیمی؟

02:28.539 --> 02:30.195
‫اگه می‌دونستم، بهت می‌گفتم

02:30.219 --> 02:32.595
‫خب، اگه خبری ازش شد،
‫میشه به منم بگی؟

02:32.619 --> 02:33.619
‫باشه، البته

02:34.979 --> 02:36.739
‫مامانی مارو گذاشته رفته؟

02:37.859 --> 02:40.859
‫- نمک نریز
‫- پس چرا داره کاری می‌کنه قسم بخوری؟

03:53.019 --> 03:55.379
‫نه، نه، نه، نه، نه!

04:25.219 --> 04:27.619
‫- دنبال چی می‌گردی؟
‫- هرچی

04:28.979 --> 04:30.155
‫یه یادداشت

04:30.179 --> 04:32.515
‫بهت که گفتم یادداشتی در کار نیست

04:34.339 --> 04:36.715
‫تموم کاری که میکرد
‫این بود که برات یادداشت می‌ذاشت

04:36.739 --> 04:39.515
‫یادداشت که توش می‌نوشت کِی
‫برمی‌گرده، کِی میره

04:39.539 --> 04:42.275
‫یادداشت‌هایی که می‌گفت چقدر
‫برای عزیز بودی، چقدر دوستت داشت

04:42.299 --> 04:44.235
‫حالمو بهم میزد

04:44.259 --> 04:46.955
‫یادداشت‌هایی که می‌گفت
‫از مغازه‌ی دِه چی بخریم،

04:46.979 --> 04:49.635
‫همه‌ی یادداشت‌ها
‫رو روی در یخچال، توی ماشین، توی دفترش میزد

04:49.659 --> 04:51.219
‫و این تنها یادداشتیه که نذاشته؟

04:52.379 --> 04:53.659
‫همونی که توش نوشته خداحافظ؟

04:54.939 --> 04:56.395
‫برام مهم نیست چی میگی

04:56.419 --> 04:58.539
‫فقط می‌خوام زندگیم رو بگذرونم

05:00.699 --> 05:02.019
‫نه، من...

05:03.699 --> 05:04.915
‫مامان، ما توی این قضیه
‫باهمیم

05:04.939 --> 05:07.275
‫- بذار کمک کنم
‫- نه باهم نیستیم

05:07.299 --> 05:09.235
‫این حرف یعنی چی؟

05:09.259 --> 05:11.259
‫مامان، درسته شوهرت بوده، ولی
‫بابای منم بود

05:13.699 --> 05:14.779
‫متاسفم

05:17.219 --> 05:22.395
‫لورا می‌خواد بدونه هنوزم می‌خوایم
‫اعتراض رو نسبت به وصیت‌نامه ادامه بدیم یا نه

05:22.419 --> 05:24.059
‫خب، آره، معلومه

05:26.339 --> 05:28.019
‫توام موافقی دیگه، نه؟

05:29.099 --> 05:31.195
‫ما باید با اون زنیکه بجنگیم

05:31.219 --> 05:32.259
‫مجبوریم

05:33.579 --> 05:34.699
‫آره، درسته

05:36.819 --> 05:37.859
‫خیلی‌خب

05:39.459 --> 05:40.619
‫آنتونی...

05:44.499 --> 05:45.779
‫بهش زنگ می‌زنم

06:06.579 --> 06:09.555
‫منم. کجایی؟
‫باید حرف بزنیم

06:34.499 --> 06:36.795
‫- کدوم قبرستونی بودی؟
‫- خیلی متاسفم

06:36.819 --> 06:38.675
‫وای خدایا، آماندا.
‫مثل سگ ترسیده بودم

06:38.699 --> 06:41.155
‫- نزدیک بود به پلیس خبر بدم
‫- لوک کجاست؟ حالش خوبه؟

06:41.179 --> 06:44.475
‫حالش خوبه. رفته مدرسه.
‫چه خبر شده؟

06:44.499 --> 06:46.595
‫چرا هیچی بهم نمیگی؟
‫بخدا نمی‌فهممت

06:46.619 --> 06:48.955
‫به خاطر این!
‫دقیقا به خاطر این

06:48.979 --> 06:50.235
‫من...

06:50.259 --> 06:53.515
‫باید بفهمم چه بلایی داره سرم میاد، جیمی

06:53.539 --> 06:56.755
‫خیلی متاسفم.
‫فقط می‌خوام بهت کمک کنم

06:56.779 --> 06:59.339
‫باهام حرف بزن

07:04.339 --> 07:06.299
‫وای خدا

07:11.699 --> 07:15.115
‫اون زن کت‌‌‌شلواریه توی رستوران،
‫وکیل بود آره؟

07:15.139 --> 07:17.019
‫آره

07:24.059 --> 07:26.075
‫این یارو چی؟

07:26.099 --> 07:29.035
‫این همون مَردیه
‫که کل ثروتش رو برات به ارث گذاشته؟

07:29.059 --> 07:32.195
‫رفتم به عمارتشون ببینم
‫چیزی دستگیرم میشه یا نه

07:32.219 --> 07:35.395
‫- خب؟
‫- خب، اونا فکر می‌کنن ازش سوءاستفاده کردم

07:35.419 --> 07:39.419
‫اونا شوکه شدن، و...
‫پسرش هم خیلی عصبیه

07:40.739 --> 07:44.659
‫- یادداشت خودکشی‌ای چیزی نذاشته؟
‫- نه، احتمالا نه

07:46.259 --> 07:49.755
‫خب، ببین آماندا، نمی‌تونی
‫از این قضیه فرار کنی

07:49.779 --> 07:52.555
‫اگه این مارتین خان می‌خواسته
‫همه‌چیزش به تو برسه،

07:52.579 --> 07:54.179
‫حتما براش دلیلی داشته

07:55.419 --> 07:59.035
‫جیمی، نه.
‫اوضاع خیلی خرابه

07:59.059 --> 08:01.875
‫آخه، دو روزِ پیش، من خیلی خوشحال بودم

08:01.899 --> 08:03.755
‫همه‌مون خوشحال بودیم، ولی الان...

08:03.779 --> 08:06.075
‫من کمکت می‌کنم

08:06.099 --> 08:09.339
‫ببین، باهم می‌تونیم
‫از پسش بربیایم، ولی لوکم در نظر بگیر

08:10.379 --> 08:12.075
‫این ثروت براش فرصت خوبیه

08:12.099 --> 08:14.115
‫باید ارث و میراثش رو قبول کنیم
‫آخه انگاری...

08:14.139 --> 08:15.395
‫انگاری لاتاری بُردیم

08:15.419 --> 08:18.475
‫ولی ما که اهل این چیزا نیستیم

08:18.499 --> 08:20.539
‫چرا اینقدر مقاومت می‌کنی؟

08:26.579 --> 08:28.459
‫جیمی، یه مَرد

08:31.219 --> 08:32.875
‫منو تهدید کرد...

08:32.899 --> 08:35.395
‫بهم گفت
‫که بیخیال این قضیه بشم

08:35.419 --> 08:37.355
‫و اون ارث و میراث برای من نیست

08:37.379 --> 08:38.899
‫مَرده کی بود؟

08:40.019 --> 08:41.179
‫نمی‌دونم

08:43.099 --> 08:45.979
‫گفت دلش نمی‌خواد کسی
‫صدمه ببینه

09:33.179 --> 09:36.595
‫دوتا صبحونه‌ی کامل. با یه آمریکانو

09:36.619 --> 09:38.395
‫- مرسی
‫- و یه فلت‌وایت

09:38.419 --> 09:39.739
‫- مرسی
‫- لذت ببرید

09:41.619 --> 09:43.075
‫ببین کی سرو کلش پیدا شده

09:43.099 --> 09:44.475
‫- ولگردمون برگشته
‫- منو ببخش

09:44.499 --> 09:47.595
‫دیشب اوضاع ریدمان بود.
‫فقط من و اون بچه بودیم

09:47.619 --> 09:49.395
‫و مجبور شدیم بدجوری
‫سرش داد بزنم

09:49.419 --> 09:50.915
‫چون رفته به یکی
‫از مشتری‌ها گفته

09:50.939 --> 09:52.755
‫نباید کتلت بره رو سفارش می‌دادن

09:52.779 --> 09:54.235
‫خب حق گفته. چون کتلت بره بدرد نمی‌خوره

09:54.259 --> 09:56.595
‫خب، حالا کجا بودی؟

09:56.619 --> 09:59.539
‫قضیه مربوط
‫به همون مَرد خدابیامرزه‌ایه که گفتی؟

10:01.339 --> 10:02.755
‫خب، چه خبر شده؟

10:02.779 --> 10:04.699
‫اوضاع ریدمانه، همونطور که گفتی

10:06.819 --> 10:09.515
‫یه بسته برات اومده

10:09.539 --> 10:12.179
‫شاید بهتر باشه تا شیفتت تموم شه
‫بعد بازش کنی نه؟

11:45.779 --> 11:47.475
‫- آماندا؟
‫- خیلی متاسفم

11:47.499 --> 11:49.219
‫- من باید برم
‫- چی؟

11:52.059 --> 11:53.219
‫آماندا؟

11:55.139 --> 11:56.939
‫برات جبران می‌کنم

12:05.539 --> 12:07.179
‫میشه باهم حرف بزنیم؟

12:13.899 --> 12:14.939
‫بوتز؟

12:17.099 --> 12:18.099
‫ردیفی؟

12:19.179 --> 12:20.659
‫چه کمکی از دستم برمیاد؟

12:21.979 --> 12:23.259
‫چند وقت برای ما کار کردی؟

12:24.419 --> 12:25.435
‫چرا می‌پرسی؟

12:25.459 --> 12:28.299
‫خیلی وقته

12:29.339 --> 12:31.835
‫خب چی شده؟

12:31.859 --> 12:33.179
‫کلا زیاد حرف نمی‌زنی، نه؟

12:34.779 --> 12:36.635
‫حتما قصه‌های زیادی داری بگی

12:36.659 --> 12:39.419
‫می‌دونم که داری

12:41.299 --> 12:42.539
‫قصه‌ان دیگه

12:43.859 --> 12:47.675
‫خب، هردومون یه چیزایی
‫درمورد پدرم می‌دونیم،

12:47.699 --> 12:49.339
‫که بهتره جایی گفته نشه

12:50.859 --> 12:52.179
‫پدرت؟

12:53.659 --> 12:54.659
‫آره

12:56.579 --> 12:59.739
‫اون کاری که فکر می‌کرد به نفعته
‫رو انجام داد

13:00.939 --> 13:02.379
‫شک نداشته باش

13:05.699 --> 13:06.739
‫البته

13:09.299 --> 13:11.315
‫فقط میگم...

13:11.339 --> 13:14.139
‫باید مطمئن بشیم
‫دست کسی به میراثش نمی‌رسه

13:16.139 --> 13:18.899
‫- گرفتی چی میگم؟
‫- آره

13:26.699 --> 13:28.115
‫می‌دونی،

13:28.139 --> 13:31.859
‫بابام یه بار بهم گفت
‫که من و تو خیلی شبیه همیم

13:34.179 --> 13:36.099
‫اون به سه نفر ما مثل
‫یه تیم نگاه می‌کرد

13:38.019 --> 13:39.795
‫پس بذار همینجوری بمونه

13:39.819 --> 13:43.179
‫وقتی توی این پرونده برنده بشیم،
‫بهت پاداش میدم

14:26.779 --> 14:29.475
‫مامانت توی اتاق استراحته.
‫امروز حالش خوبه

14:29.499 --> 14:31.995
‫- داشتم بهم می‌گفت که خیلی جوونــ...
‫- مرسی

14:32.019 --> 14:33.459
‫خیلی‌خب، باشه

14:38.459 --> 14:40.819
‫مامان، چیزی از اینا رو یادته؟

14:52.179 --> 14:53.699
‫بَری عزیزم

14:56.539 --> 14:59.099
‫خودشه؟ همینه؟

15:00.339 --> 15:01.475
‫این بابامه؟

15:01.499 --> 15:05.299
‫خوشگل‌ترین پسر مدرسه بود

15:06.739 --> 15:09.635
‫البته به دست آوردنش
‫زیاد کار سختی نبود

15:09.659 --> 15:12.859
‫من هیچوقت عکسی ازش ندیده بودم.
‫تو هیچی درموردش نمی‌گفتی

15:14.099 --> 15:15.299
‫مسخره‌بازی در نیار

15:17.779 --> 15:18.875
‫این یکی چطور؟

15:18.899 --> 15:21.035
‫این یکی رو میگم

15:21.059 --> 15:22.139
‫اینو می‌شناسی؟

15:29.459 --> 15:30.459
‫مامان؟

15:31.499 --> 15:32.659
‫این مارتینه

15:34.419 --> 15:35.659
‫مگه مارتین رو می‌شناسی؟

15:37.019 --> 15:38.899
‫آره خب

15:40.299 --> 15:42.539
‫خب، رفیقت بوده؟

15:44.099 --> 15:45.899
‫رفیق بَری بود

15:47.139 --> 15:48.859
‫آره، یه مدت باهم رفیق بودن

15:50.139 --> 15:51.499
‫از بابات خوشش می‌اومد

15:52.979 --> 15:55.555
‫به همون اندازه‌ای که یه نفر
‫یه آدم الکلی رو دوست داره

15:55.579 --> 15:58.275
‫مارتین رو خوب می‌شناختی؟

15:58.299 --> 16:00.499
‫آره بابا

16:01.939 --> 16:04.275
‫بهم گفت که عاشقمه

16:04.299 --> 16:06.515
‫چی؟

16:06.539 --> 16:09.475
‫وایسا، ببینم یعنی تو و مارتین؟

16:09.499 --> 16:11.995
‫آره بابا!

16:12.019 --> 16:13.019
‫تا دلت بخواد

16:15.019 --> 16:16.555
‫به بابات نمیشد اطمینان کنی

16:16.579 --> 16:17.579
‫اون...

16:18.739 --> 16:22.795
‫اون همیشه مست بود و قمار می‌کرد

16:22.819 --> 16:26.339
‫سعی کردم جلوش رو بگیرم، ولی...

16:28.899 --> 16:31.259
‫اون می‌خواست با من باشه

16:32.739 --> 16:35.075
‫برای همین به بَری
‫یه مبلغی پول پیشنهاد داد

16:35.099 --> 16:37.715
‫پول؟

16:37.739 --> 16:38.979
‫کدوم پول؟

16:41.699 --> 16:42.899
‫مامان، چه پولی؟

16:44.339 --> 16:46.835
‫اونم باهاش جرو بحث کرد، آره بابا

16:46.859 --> 16:48.139
‫همینجوری بود دیگه

16:49.219 --> 16:52.539
‫با هرچیزی که داشت تهدیدش کرد.
‫ولی نمی‌تونست کاری کنه

16:54.379 --> 16:57.059
‫خب، پدرت یه آدم الکلی و

16:58.379 --> 16:59.779
‫روانی بود

17:03.179 --> 17:04.899
‫کی کی رو تهدید کرد؟

17:06.339 --> 17:10.459
‫مارتین بهتر از هرکسی می‌دونست
‫بَری چی می‌خواد

17:11.659 --> 17:12.659
‫نه زن می‌خواست

17:13.819 --> 17:15.459
‫نه خونواده

17:17.179 --> 17:18.459
‫بَری فقط پول می‌خواست

17:20.339 --> 17:21.339
‫پول می‌خواست تا...

17:22.419 --> 17:26.179
‫تا بتونه بره هی قمار کنه
‫و مست کنه

17:27.739 --> 17:29.939
‫پس...

17:31.419 --> 17:33.555
‫مارتین هم بهش پیشنهاد پول داد

17:33.579 --> 17:35.235
‫پول زیادی هم بود

17:35.259 --> 17:37.619
‫مگه بابام روی دکل‌ کار نمی‌کرد؟

17:41.939 --> 17:44.035
‫خیلی خسته‌ام

17:44.059 --> 17:46.395
‫چرا آخه؟
‫مامان، چرا باید بهش پیشنهاد پول بده؟

17:46.419 --> 17:47.635
‫برای چی؟

17:51.579 --> 17:52.899
‫من دیگه ندیدمش

17:53.939 --> 17:54.939
‫می‌دونی، خیلی جالبه

17:56.859 --> 17:59.019
‫- که تو خیلی شبیشی
‫- شبیه کی‌ام؟

18:01.699 --> 18:03.019
‫من عاشقش بودم

18:05.379 --> 18:06.995
‫همیشه عاشقش بودم

18:07.019 --> 18:09.899
‫مامان، کی رو میگی؟

18:11.019 --> 18:12.499
‫همون دیگه

18:15.219 --> 18:17.059
‫ایشون که آقای مالکومه

18:19.339 --> 18:21.475
‫نه اون نه، اون یه پیرخرفته

18:21.499 --> 18:26.299
‫مامان، ممکنه مارتین بابای من باشه؟

18:27.419 --> 18:30.379
‫توروخدا. مامان، ببین
‫من باید بدونم

18:33.579 --> 18:35.139
‫یه ملاقاتی دیگه داشتم

18:37.259 --> 18:40.875
‫- مامان...
‫- آره، اون خیلی خوش‌برخورد بود

18:40.899 --> 18:44.859
‫همون مَردی بود که قبلا اومد؟

18:48.819 --> 18:51.315
‫ببین، مامان...

18:51.339 --> 18:53.115
‫مارتین برام ارث و میراث
‫به جا گذاشته

18:53.139 --> 18:55.139
‫من قبلا ندیدمش

18:56.379 --> 19:00.059
‫ولی اونم اسم مارتین رو آورد

19:01.819 --> 19:03.139
‫چی گفت؟

19:06.059 --> 19:08.195
‫تو دختر خوبی هستی، مگه نه؟

19:08.219 --> 19:12.939
‫اگه بابات می‌بود از اینکه
‫اینطوری بار اومدی خیلی خوشحال میشد

19:17.059 --> 19:18.379
‫دلم براش تنگ شده

19:22.019 --> 19:24.115
‫بهتره برم یه چُرتی بزنم

19:24.139 --> 19:25.595
‫خیلی‌خب، باشه، باشه

19:25.619 --> 19:27.355
‫میشه بیاید؟

19:27.379 --> 19:28.555
‫فکر کنم مامانم بهتره برهــ...

19:28.579 --> 19:30.499
‫چیزیتون نیست، آروم.
‫چیزی نیست، چیزی نیست

19:37.539 --> 19:38.715
‫بذار یه نگاهی بهش بندازم

19:38.739 --> 19:40.699
‫بهم گفت یه ملاقاتی داشته

19:42.859 --> 19:45.795
‫اینجا چیزی نیست. کسی به غیر از تو
‫نیومده دیدنش

19:45.819 --> 19:47.475
‫آره، ولی خیلی با جدیت داشت می‌گفت، پس...

19:47.499 --> 19:48.675
‫اولین بارش نیست

19:48.699 --> 19:51.019
‫که فکر می‌کنه یکی اومده دیدنش
‫ولی در اصل کسی نیومده

20:00.819 --> 20:02.139
‫دوربینا همیشه روشنن؟

20:03.939 --> 20:06.035
‫- تا جایی که می‌دونم آره
‫- میشه دوربینا رو چک کنیم؟

20:06.059 --> 20:07.595
‫توروخدا، توروخدا، بیا چک کنیم

20:07.619 --> 20:09.139
‫اگه ضروری نبود
‫ازت نمی‌خواستم

20:12.659 --> 20:14.315
‫فیلم‌هایی که ضبط شدن
‫ماله دو روزه پیشه،

20:14.339 --> 20:16.395
‫- پس اگه قبل‌تر از اون باشه...
‫- خیلی‌خب

20:16.419 --> 20:19.355
‫مطمئن نیستما، ولی می‌دونم

20:19.379 --> 20:20.819
‫- که هیچکسی...
‫- وایسا ببینم، اون کیه؟

20:23.379 --> 20:26.419
‫- آره، این یارو فُرم رو پر کرده بود، یادمه
‫- خیلی‌خب، برو جلو

20:35.619 --> 20:36.955
‫این یکی چطور؟

20:36.979 --> 20:39.099
‫می‌تونی زوم کنی؟

20:46.779 --> 20:47.979
‫ردیفی؟

20:51.699 --> 20:54.099
‫اگه این مَرد دوباره برگشت، نذار بره
‫پیش مامانم

21:15.579 --> 21:18.715
‫من دَر زدم. ولی کسی جواب نداد

21:18.739 --> 21:21.395
‫- پیغامت به دستم رسید
‫- تونستی ببینیش؟

21:21.419 --> 21:23.835
‫- آماندا رو دیدی؟
‫- آره دیدمش

21:23.859 --> 21:25.115
‫خب؟

21:25.139 --> 21:28.275
‫بهش گفتم دیگه نیاد اینجا،
‫گفتم اون ارث و میراث برای اون نیست

21:28.299 --> 21:30.675
‫اون چی گفت؟ ترسیده بود؟

21:30.699 --> 21:33.819
‫- فکر می‌کنی به حرفت گوش داده؟
‫- کاری که خواستید رو انجام دادم

21:37.219 --> 21:39.979
‫- مامانش چطور؟
‫- مامانش موی دماغمون نمیشه

21:41.419 --> 21:43.195
‫خب، ممنونم ازت

21:43.219 --> 21:46.739
‫و یادت باشه، اگه این قضیه
‫به خوبی و خوشی تموم شه، توام سهمت رو می‌گیری

21:48.259 --> 21:49.739
‫آنتونی هم همینا رو می‌گفت

21:50.939 --> 21:52.019
‫مگه باهاش حرف زدی؟

21:54.459 --> 21:55.779
‫درمورد چی؟

21:57.259 --> 22:01.059
‫هرچه سریع‌تر
‫باید قال قضیه رو بِکنیم

22:02.819 --> 22:05.579
‫- مارتین و من خیلیــ...
‫- بهتره برم

22:10.000 --> 22:17.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:22.499 --> 22:24.475
‫بهم زنگ بزن، وگرنه بخدا قسم که من...

22:24.499 --> 22:27.059
‫- جلو پاتو نگاه کن، مشتی!
‫- جیمی تویی، آره؟

22:31.579 --> 22:34.979
‫- می‌شناسمت؟
‫- شاید، من آنتونی‌ام

22:36.019 --> 22:37.035
‫زنت رو می‌شناسم

22:37.059 --> 22:39.155
‫- جدی؟
‫- آره

22:39.179 --> 22:42.475
‫خیلی خوب نه، ولی خب، مگه هیچکدوم
‫از ما واقعا کسی رو کامل می‌شناسه؟

22:42.499 --> 22:45.099
‫منظورم اینه که واقعا کسی رو می‌شناسیم؟

22:46.499 --> 22:47.755
‫آماندا رو از کجا می‌شناسی؟

22:47.779 --> 22:49.979
‫ببخشیدا، ولی فکر کردم حتما
‫تعریف منو کرده

22:51.019 --> 22:52.219
‫من پسر مارتین وورالم

22:55.299 --> 22:56.795
‫چی می‌خوای؟

22:56.819 --> 22:58.755
‫دنبال دردسر نیستم، فقط...

22:58.779 --> 23:00.595
‫خب، می‌خوام بفهمم

23:00.619 --> 23:04.075
‫چرا پدرم تموم ارث و میراثش رو
‫به زنت بخشید

23:04.099 --> 23:05.875
‫فکر کردم
‫شاید تو یه چیزایی بدونی

23:05.899 --> 23:09.659
‫- من از کجا باید بدونم؟
‫- خب، تو زنت رو می‌شناسی که

23:10.699 --> 23:11.739
‫نمی‌شناسی؟

23:13.739 --> 23:14.835
‫ببین، من گیج شدم

23:14.859 --> 23:16.699
‫و راستشو بخوای، فقط این به ذهنم می‌رسه که...

23:18.099 --> 23:20.315
‫وای، اصلا آسون نیست که...

23:20.339 --> 23:22.075
‫ببین، اصلا نمیشه خوب بیانش کرد،

23:22.099 --> 23:24.499
‫ولی توام باهام موافقی که زنت
‫و بابام باهم...

23:26.059 --> 23:27.795
‫خب، رابطه داشتن؟

23:27.819 --> 23:29.099
‫منظورم بابام، و زنته

23:32.099 --> 23:33.555
‫به نظرم بهتره راتو بِکشی بری

23:33.579 --> 23:35.475
‫خب، اگه رابطه می‌داشتن
‫حداقل منطقی‌تر میشد

23:35.499 --> 23:38.115
‫حتی کمک می‌کرد، قضیه رو بهتر درک کرد

23:38.139 --> 23:40.019
‫گفتم راتو بِکش برو

23:41.539 --> 23:43.075
‫باشه، از این زاویه بهش نگاه کن

23:43.099 --> 23:45.715
‫دلم نمی‌خواد زنت
‫به چیزی که حقشه نرسه

23:45.739 --> 23:48.099
‫آخه می‌دونی، البته اگه واقعا با بابای پیرم
‫سکس می‌کرده

23:51.059 --> 23:52.099
‫خب، ادامه بده دیگه

23:59.099 --> 24:00.179
‫اعصابتو خط خطی کردم

24:02.659 --> 24:06.019
‫ببین، یکمی بهش فکر کن.
‫همه‌مون می‌خوایم این قضیه ختم بخیر بشه

24:40.299 --> 24:41.539
‫همین الان رفیقت آنتونی رو دیدم

24:42.579 --> 24:44.595
‫دمه در رستوران ایستاده بود، داشت درمورد اینکه،،

24:44.619 --> 24:48.315
‫تو با باباش رابطه داشتی یا نه
‫سوال می‌کرد

24:48.339 --> 24:49.939
‫تو چی بهش گفتی؟

24:51.619 --> 24:53.059
‫گفتم دست از سرمون برداره

24:54.299 --> 24:55.299
‫تهدیدت کرد؟

24:56.419 --> 24:59.395
‫از تهدیدایی که بچه‌ کونیا می‌کنن

25:03.419 --> 25:06.179
‫اون مردی که تهدیدم کرد،
‫رفته بود دیدن مامانم

25:07.459 --> 25:09.635
‫تو از کجا می‌دونی؟
‫مامانت بهت گفت؟

25:09.659 --> 25:12.019
‫نه، نه، توی دوربین‌های مداربسته دیدم

25:13.219 --> 25:14.339
‫و ببین، اینم هست تازه

25:15.659 --> 25:17.219
‫انگاری مامانم مارتین رو می‌شناخته

25:18.259 --> 25:19.635
‫باهم رابطه داشتن

25:19.659 --> 25:21.259
‫اینا رو از کجا آوردی؟

25:22.419 --> 25:25.115
‫وقتی سرکار بودم یکی اینا رو پُست کرد.
‫برای همین گذاشتم رفتم

25:26.899 --> 25:28.619
‫شاید مارتین بابام باشه

25:29.979 --> 25:31.355
‫معلومه که نیست

25:31.379 --> 25:33.395
‫خب، اگه باشه همه‌چی با عقل جور در میاد

25:33.419 --> 25:35.275
‫یکی انگاری داره سعی می‌کنه
‫یه چیزی رو بهم بگه، جیمی

25:35.299 --> 25:36.419
‫سوال اصلی اینه، کی؟

25:37.739 --> 25:40.075
‫خب، شاید کار آنتونی، یا مامانش بوده

25:40.099 --> 25:43.115
‫ولی خب چرا؟
‫چرا می‌خوان من بدونم؟

25:43.139 --> 25:45.179
‫- این کار بهشون کمکی نمی‌کنه
‫- خب پس کی دیگه می‌تونه باشه؟

25:48.579 --> 25:49.659
‫کجا میری؟

25:50.819 --> 25:52.195
‫خب، اون مَردی که اومد دیدن مامانم،

25:52.219 --> 25:54.315
‫یا اون اینا رو فرستاده، یا حتما
‫می‌دونه کی فرستاده

25:54.339 --> 25:57.059
‫- تو اصلا اونو نمی‌شناسی
‫- خب میرم که بفهمم

25:58.259 --> 25:59.435
‫دیر برمی‌گردم

26:10.779 --> 26:12.635
‫- بوتز رو پیدا کردی؟
‫- آره

26:12.659 --> 26:16.299
‫- ردیفه؟
‫- چرا می‌پرسی؟

26:18.459 --> 26:20.315
‫خب، به نظرت بابا داشته
‫با این آماندائه سکس می‌کرده؟

26:20.339 --> 26:23.515
‫- وای خدایا، آنتونی بس کن!
‫- مگر اینکه دخترش باشه

26:23.539 --> 26:25.155
‫اون زنیکه دختر مارتین نیست

26:25.179 --> 26:26.675
‫- شیرفهم شدی؟
‫- چطور اینقدر مطمئنی؟

26:27.899 --> 26:30.379
‫- بابات درباره‌ات راست می‌گفت
‫- یعنی چی؟

26:32.219 --> 26:34.155
‫هیچی، چیزی نیست

26:34.179 --> 26:35.395
‫درمورد چی راست می‌گفت؟

26:35.419 --> 26:37.075
‫نمی‌تونی همینجوری
‫یه چیزی بگی که

26:37.099 --> 26:38.339
‫یکمی آروم باش

26:40.459 --> 26:43.355
‫اون زنیکه میره رد کارش.
‫وکیل‌مون داره روش کار می‌کنه

26:43.379 --> 26:45.195
‫همون لحظه‌ای که باهاش روبه‌رو بشیم،
‫خودش برمی‌گرده میره توی لونه‌اش

26:45.219 --> 26:48.299
‫- خب، فعلا که نرفته
‫- می‌خوای کمک کنی یا نه؟

26:50.779 --> 26:51.979
‫فکر نکنم، نه

27:01.499 --> 27:02.715
‫بسه دیگه

27:02.739 --> 27:04.219
‫میشه یکمی دیگه بازی کنم؟

27:05.659 --> 27:06.995
‫بابا!

27:07.019 --> 27:09.715
‫بدو برو توی تخت خوابت

27:09.739 --> 27:11.739
‫سریع باش، لوک

27:14.539 --> 27:15.739
‫اگه مامان بود می‌ذاشت بازی کنم

27:21.019 --> 27:24.315
‫باید باهم ملاقات کنیم.
‫می‌دونم پیامم به دستت رسیده

27:24.339 --> 27:26.739
‫نه، تو گوش کن.
‫تو اون عکسا رو فرستادی؟

27:28.099 --> 27:30.179
‫معلومه که نمی‌دونه.
‫هنوز بهش چیزی نگفتم

27:32.699 --> 27:34.579
‫آره خب، یه چیز دیگه هم هست

27:55.099 --> 27:57.019
‫تورو یادمه.
‫یکی از رفقای خونواده‌ی وورالی

27:58.299 --> 27:59.419
‫بپر بالا

28:04.979 --> 28:06.915
‫میشه منو ببری به مک‌اورویل؟

28:06.939 --> 28:07.979
‫باشه

28:21.419 --> 28:25.155
‫چی باعث شده باز برگردی؟
‫هنوز کارت اینجا تموم نشده؟

28:25.179 --> 28:29.195
‫- راستش دنبال یه کسی‌ام
‫- این حس رو می‌شناسم

28:29.219 --> 28:30.819
‫ایشون رو می‌شناسی؟

28:33.179 --> 28:35.475
‫- آره، یه چند باری دیدمش
‫- اسمش چیه؟

28:35.499 --> 28:37.659
‫ببخشید، نمی‌تونم بهت بگم

28:52.139 --> 28:53.139
‫مرسی

29:06.579 --> 29:07.955
‫خوش برگشتی. چی میل داری؟

29:07.979 --> 29:11.235
‫نه، وایسا خودم حدس بزنم.
‫آب پرتغال بدون یخ

29:11.259 --> 29:12.499
‫این مَرد رو می‌شناسی؟

29:13.899 --> 29:15.499
‫ایشون بوتزه

29:16.739 --> 29:19.235
‫- بوتز مدیسون، چطور؟
‫- دنبالش می‌گردم

29:19.259 --> 29:20.875
‫میشه بپرسم چرا؟

29:20.899 --> 29:23.755
‫- می‌خوام باهام حرف بزنم
‫- قبلا دیدیش؟

29:23.779 --> 29:25.035
‫آره، یه بار

29:25.059 --> 29:26.715
‫اون خیلی آدم درست حسابی‌ای نیست

29:26.739 --> 29:28.595
‫ببین، مرسی که گفتی، ولی...

29:28.619 --> 29:31.755
‫ببین، خونواده‌ی وورال خیلی نگرانن

29:31.779 --> 29:34.635
‫- یه حرفایی درموردت می‌زنن
‫- جدی؟

29:34.659 --> 29:36.195
‫آره، می‌دونی...

29:36.219 --> 29:40.235
‫ما یه محفل کوچیکیم و همه حواسمون
‫به همدیگه هست

29:40.259 --> 29:44.035
‫همه از مارتین، و از خونواده‌اش
‫خوششون می‌اومد

29:44.059 --> 29:49.155
‫پس به صلاح همه‌ست
‫که کار درست رو انجام بدی

29:49.179 --> 29:51.035
‫خب چیکار باید بکنم؟

29:51.059 --> 29:53.141
‫همونطور که گفتم، همه از
‫اون خونواده خوششون میاد

29:53.165 --> 29:54.155
‫جدی؟ خوششون میاد؟

29:54.179 --> 29:56.155
‫یه خونواده‌ی که آدم می‌فرسته
‫تا یه زن پیر رو بترسونن؟

29:56.179 --> 29:59.635
‫خب، می‌تونی بری بهشون بگی
‫من خیلی چیزا می‌دونم

29:59.659 --> 30:01.475
‫تازه، می‌تونی بری بگی
‫من اصلا قصد

30:01.499 --> 30:03.355
‫گرفتن مال و اموال اونا رو نداشتم،

30:03.379 --> 30:06.459
‫ولی الان که اینجوریه می‌خوام همه‌چیشون
‫رو بگیرم، توی دادگاه می‌بینمشون

30:07.539 --> 30:10.715
‫این ترسوندن و زورگویی، جواب نمیده

30:10.739 --> 30:13.179
‫حالا، میشه بگی کجا بوتز رو پیداش کنم؟

30:27.000 --> 30:30.000
‫« تخم‌مرغ تازه موجوده »

31:39.139 --> 31:40.299
‫کسی هست؟

31:57.019 --> 31:58.139
‫کسی خونه‌ست؟

32:40.219 --> 32:41.339
‫کسی نیست؟

32:46.939 --> 32:48.299
‫کسی اینجا نیست؟

34:17.299 --> 34:18.619
‫چه کمکی از دستم برمیاد؟

34:35.899 --> 34:38.499
‫- چی می‌خوای؟
‫- به کمکت نیاز دارم

34:40.099 --> 34:43.579
‫یه سری جواب می‌خوام، و فکر کنم
‫تو ازشون خبر داشته باشی

34:44.859 --> 34:46.899
‫حس می‌کنم می‌خوای یه چیزی بهم بگی

34:49.499 --> 34:51.179
‫و چی باعث شده این فکرو بکنی؟

34:53.259 --> 34:56.459
‫خب، اون عکسا به دستم رسید

34:57.739 --> 34:58.755
‫چیا؟

34:58.779 --> 35:01.875
‫ببین، من از قضیه‌ی مامانم و مارتین خبر دارم

35:01.899 --> 35:03.555
‫می‌دونم مارتین چیکار کرده.
‫می‌دونم اون...

35:03.579 --> 35:05.915
‫اون به بابام رشوه داد
‫چون می‌خواست با مامانم باشه،

35:05.939 --> 35:09.675
‫ولی مامانم نمی‌خواست با اون باشه،
‫چون با پول نمیشه عشق رو خرید

35:09.699 --> 35:13.515
‫انگاری که همه‌چی رو می‌دونی

35:13.539 --> 35:14.739
‫نه، نمی‌دونم

35:17.099 --> 35:18.835
‫مارتین پدرمه؟ این چیزیه که...

35:18.859 --> 35:20.515
‫می‌خوای بهم بگی؟

35:20.539 --> 35:22.155
‫چرا باید همچین کاری کنم؟

35:22.179 --> 35:25.555
‫نمی‌دونم من...

35:25.579 --> 35:28.659
‫- بوتز...
‫- نباید پات رو می‌ذاشتی اینجا

35:29.739 --> 35:31.995
‫بهت یه فرصت دادم

35:32.019 --> 35:34.275
‫می‌دونم که تو حقیقت رو می‌دونی

35:34.299 --> 35:37.475
‫ببین، توروخدا. من فقط...

35:37.499 --> 35:40.195
‫فقط می‌خوام بدونم
‫چرا این بلاها داره سرم میاد

35:40.219 --> 35:42.115
‫فقط بهم بگو چه خبره...

35:42.139 --> 35:44.299
‫دست از سرمون بردار!

35:45.739 --> 35:46.819
‫دست از سر شما؟

35:47.979 --> 35:49.115
‫منظورت کیان؟

35:49.139 --> 35:51.995
‫چی میگی؟ خودت و خونواده‌ی وورال رو میگی؟

35:52.019 --> 35:53.899
‫تو چرا باهات مهمه آخه؟
‫تو که جزوی از خونواده‌شون نیستی

35:56.179 --> 35:58.099
‫تو خبر نداری من کی‌ام

35:59.899 --> 36:01.635
‫ببین، اگه نمی‌خوای کمک کنی، مشکل نداره

36:01.659 --> 36:03.115
‫یه چیزی هست که باید بدونی

36:03.139 --> 36:06.299
‫من تصمیمم رو گرفتم.
‫ارث و میراث رو می‌گیرم

36:07.459 --> 36:08.939
‫از این آدما متنفرم

36:11.259 --> 36:13.835
‫یه چیز دیگه هم هست که باید بدونی

36:13.859 --> 36:15.955
‫مطمئنم پلیس خیلی مشتاقه که بدونه

36:15.979 --> 36:18.395
‫چرا داشتی من و مادر پیرم
‫رو تهدید می‌کردی

36:18.419 --> 36:19.539
‫تا نظرم رو عوض کنم

36:21.459 --> 36:22.995
‫خوب نمی‌شناسمت، ولی مطمئنم

36:23.019 --> 36:26.259
‫سرک کشیدن پلیس اونم اینجا
‫زیاد به مزاقت خوش نمیاد

36:28.499 --> 36:30.955
‫باشه. هرطور دلت می‌خواد

36:30.979 --> 36:32.459
‫وایسا

36:34.139 --> 36:36.219
‫اونو اذیتش کردن

36:37.779 --> 36:42.379
‫نمی‌دونم کی، ولی اینو بدون

36:43.699 --> 36:45.395
‫اون اینو نمی‌خواست

36:45.419 --> 36:46.955
‫چرا اینو میگی؟

36:46.979 --> 36:49.699
‫چون می‌شناختمش

36:51.259 --> 36:53.075
‫مثل کف دستم می‌شناختمش

36:53.099 --> 36:55.155
‫پس برای همین رفتی پیش مامانم؟

36:55.179 --> 36:56.579
‫تا بفهمی اون چیا می‌دونه؟

36:57.699 --> 37:00.515
‫که مارتین به بابام
‫رشوه داده یا نه؟

37:00.539 --> 37:02.355
‫این اتفاق نیفتاده!

37:02.379 --> 37:03.939
‫پس چی شده؟

37:06.939 --> 37:08.299
‫تو یه مورد حق با توئه

37:09.659 --> 37:11.099
‫مارتین می‌خواست با مامانت باشه

37:12.379 --> 37:14.315
‫ولی به حافظه‌ی مامانت
‫نمیشه اعتماد کرد

37:14.339 --> 37:15.355
‫هردومون می‌دونیم

37:15.379 --> 37:18.035
‫من مامانم رو می‌شناختم
‫از آلزایمرش خبر دارم

37:18.059 --> 37:19.675
‫می‌فهمم کِی هوشیاره و کِیــ...

37:19.699 --> 37:22.859
‫مارتین اون کسی بود که پولی نداشت

37:24.099 --> 37:25.539
‫چی؟

37:26.699 --> 37:30.155
‫مارتین آس و پاس بود، نه پدرت

37:30.179 --> 37:31.219
‫منظورت چیه؟

37:32.699 --> 37:33.995
‫بوتز؟

37:38.899 --> 37:42.075
‫خیلی‌خب، مرسی که بهم گفتی

37:42.099 --> 37:44.179
‫باشه. خداحافظ

37:45.499 --> 37:47.275
‫کی بود؟

37:47.299 --> 37:49.395
‫انگاری، آماندا دوباره برگشته

37:50.859 --> 37:52.619
‫توی میخونه زیادی حرفِ مُفت زده

37:53.899 --> 37:56.675
‫گفته می‌خواد ارث و میراث رو برداره

37:56.699 --> 37:59.395
‫و یه چیزایی هم درمورد مارتین می‌دونه

37:59.419 --> 38:01.475
‫چه چیزایی؟

38:01.499 --> 38:02.939
‫نمی‌دونم

38:04.059 --> 38:05.099
‫تو چطور؟

38:35.219 --> 38:39.635
‫فیونای عزیزم، متاسفم که
‫همچین اتفاقی افتاد

38:39.659 --> 38:41.395
‫من تموم تلاشم رو کردم،

38:41.419 --> 38:43.859
‫ولی یه چیزی هست
‫که نمی‌تونم ازت دربرابرش محافظت کنم

38:44.939 --> 38:47.539
‫همیشه عاشقتم، مارتین

38:54.539 --> 38:55.795
‫منظورت چیه؟

38:55.819 --> 38:58.539
‫بوتز...

39:01.059 --> 39:04.179
‫مارتین فقط مامانت رو نمی‌خواست

39:05.579 --> 39:06.955
‫کسب‌وکارش رو هوا بود

39:06.979 --> 39:11.179
‫مزرعه‌ش، ماشیناش، سرمایه‌گذاری‌هاش
‫همه‌شون رو هوا بودن

39:12.699 --> 39:16.475
‫تونست از طریق لیندا
‫بفهمه

39:16.499 --> 39:18.995
‫بَری کجا میره مست می‌کنه

39:19.019 --> 39:20.555
‫خودش رو معرفی کرد

39:20.579 --> 39:23.755
‫اولش فکر می‌کردم
‫رفیقِ پدرمه،

39:23.779 --> 39:25.675
‫و اینجوری با مامانم آشنا شده

39:25.699 --> 39:27.659
‫نه، مارتین از قبل مامانت رو می‌شناخت

39:29.659 --> 39:32.355
‫آخه، اولش مارتین فقط رفت

39:32.379 --> 39:37.995
‫یه سبک سنیگی بکنه، ولی یه آدم مست
‫هیچی رو پیش خودش نگه نمی‌داره

39:38.019 --> 39:43.659
‫طولی نکشید، که بَری همه‌چیز
‫رو به مارتین درمورد دخترش گفت...

39:46.419 --> 39:49.475
‫همون بچه‌ای که همه‌چیزش بود

39:49.499 --> 39:51.355
‫دیگه زیادی حرف زدم

39:51.379 --> 39:53.035
‫خب، بقیش رو می‌تونی به پلیس بگی

39:53.059 --> 39:55.299
‫نه، نه، نه، پلیس نه

39:57.699 --> 40:02.475
‫بَری گفت که
‫یه مقداری پول،

40:02.499 --> 40:05.755
‫می‌دونی، برای دخترش، برای آینده‌اش
‫کنار گذاشته

40:05.779 --> 40:08.619
‫ولی مشخص شد
‫که پول قلمبه‌ای بوده

40:10.099 --> 40:12.875
‫ولی نه، اون هیچی نداشت که

40:12.899 --> 40:16.315
‫نه بابا، اون خیلی چیزا داشت.
‫ناسلامتی روی دکل‌ کار می‌کرد

40:16.339 --> 40:18.835
‫نه، خودم می‌دونم، ولی مامان گفت که...

40:18.859 --> 40:21.275
‫بَری درآمدش خیلی زیاد بود

40:21.299 --> 40:24.155
‫ولی همه‌ش رو صرف مشروب
‫و از این جور چرتو پرتا می‌کرد

40:24.179 --> 40:25.715
‫نه، این درست نیست

40:25.739 --> 40:29.995
‫مارتین اومد بهش پیشنهاد داد
‫که پولش رو بره براش سرمایه‌گذاری کنه

40:30.019 --> 40:32.155
‫می‌دونی دیگه، امن نگه‌ش داره،

40:32.179 --> 40:36.875
‫و برای دختر کوچولوی بَری
‫زیادترش بُکُنه

40:36.899 --> 40:38.219
‫این کارم کرد

40:42.659 --> 40:44.955
‫ولی بابات همیشه

40:44.979 --> 40:47.635
‫تا سرحد مرگ مشروب می‌خورد،

40:47.659 --> 40:50.179
‫مارتینم داشت پولش رو خرج می‌کرد

40:51.859 --> 40:53.419
‫و با زنش می‌خوابید

40:57.379 --> 40:58.619
‫مشکل این بود که...

40:59.699 --> 41:03.315
‫اگرچه مارتین به لطف بابات
‫دوباره پولدار شد،

41:03.339 --> 41:07.339
‫اون یه چیزی رو که همیشه می‌خواست
‫رو نداشت

41:09.179 --> 41:10.395
‫لیندا رو نداشت

41:10.419 --> 41:11.419
‫خب...

41:13.059 --> 41:14.955
‫البته نه تا وقتی بَری اون دورو ور بود

41:14.979 --> 41:17.835
‫چون لیندا هنوز عاشق پدرت بود

41:17.859 --> 41:20.139
‫پس یه فکری به ذهنش رسید

41:21.299 --> 41:24.995
‫اگه بَری بره شاید،

41:25.019 --> 41:29.355
‫لیندا بعد از اون همه مدت
‫قبولش کنه

41:29.379 --> 41:30.419
‫بره؟

41:32.019 --> 41:34.315
‫منظورت اینه اگه...

41:34.339 --> 41:35.995
‫منظورت اینه اگه مارتین
‫بهش پولش رو پس بده، آره؟

41:36.019 --> 41:37.499
‫منظورت همینه؟

41:38.819 --> 41:40.235
‫این...

41:40.259 --> 41:42.755
‫مارتین به بابام پول داد تا گم و گور بشه

41:42.779 --> 41:44.019
‫باید بری

41:45.339 --> 41:49.315
‫بابام توی یه مسافرخونه
‫سر مست کردن مُرد

41:49.339 --> 41:50.459
‫مگه نه؟

41:51.499 --> 41:54.475
‫بهت یه فرصت دادم تا
‫بری رد کارت

41:54.499 --> 41:56.019
‫باید از فرصتت استفاده می‌کردی

41:57.419 --> 41:58.995
‫چرا اون عکسا رو برام فرستادی؟

41:59.019 --> 42:01.075
‫تو نباید هیچکدوم از اینا رو بدونی!

42:01.099 --> 42:03.235
‫نباید بهت می‌گفتم

42:03.259 --> 42:07.115
‫پس منظورت وقتی گفتی نمی‌خوای
‫کسی دیگه آسیب ببینه همین بود؟

42:09.819 --> 42:11.435
‫تو به بَری صدمه زدی؟

42:12.939 --> 42:15.179
‫تو پدرمو کُشتی؟

42:51.419 --> 42:54.195
‫[آنچه در قسمت بعد خواهید دید]
‫اگه به پلیس خبر می‌دادم، اونا منم
‫دستگیر می‌کردن

42:54.219 --> 42:55.515
‫خودت که می‌دونی

42:55.539 --> 42:57.915
‫دیگه اوضاع خیلی از حدش گذشته

42:57.939 --> 42:59.555
‫- چه خبر شده؟
‫- فقط برون

42:59.579 --> 43:01.115
‫منظورت چیه که فقط برون؟

43:01.139 --> 43:02.595
‫- میگم برون!
‫- باشه

43:02.619 --> 43:05.635
‫بعضی اوقات، گذشته بهتره
‫که به حال خودش رها بشه

43:05.659 --> 43:09.435
‫به نظرت آماندا
‫دختر باباست؟

43:09.459 --> 43:12.515
‫اگه فقط ارث و میراث رو قبول کنی،
‫همه‌ی این قضایا دیگه تموم میشه

43:12.539 --> 43:14.155
‫فقط می‌خوام بدونم
‫که بهم باور داری یا نه، باشه؟

43:14.179 --> 43:16.995
‫مثل سگ ترسیدم

43:17.019 --> 43:20.795
‫اون همه‌چیزو درمورد تو و لوک می‌دونست

43:20.819 --> 43:22.539
‫من بهت باور دارم

43:23.000 --> 43:43.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
