WEBVTT

00:24.400 --> 00:27.380
‫به‌عنوان یه تیم دو نفره، بازدهی‌مون خیلی پایینه.

00:27.380 --> 00:28.840
‫لعنتی!

00:31.090 --> 00:34.350
‫فکر می‌کردم قارچ‌های شفا‌بخش ‫تقریباً لوتِ قطعی دارن،

00:34.790 --> 00:38.770
‫اما چهار تا ماتانگو رو کشتیم ‫و حتی یکی‌شم ندیدیم.

00:39.750 --> 00:43.310
‫شاید بانوی شانسِ روچه ‫واقعاً یه تأثیری داشته.

00:43.310 --> 00:47.590
‫به نظر نمی‌رسید کسِ دیگه‌ای ‫دنبال ماتانگوها باشه.

00:48.320 --> 00:50.450
‫فقط تصادفی بود.

00:50.450 --> 00:56.200
‫اگه سهمش رو ‫از فروشِ شمشیرِ خونین
‫ نمی‌خواست، ‫هنوز هم می‌تونست بمونه.

00:56.530 --> 00:58.260
‫به نظرت ازش بخوایم برگرده؟

00:58.260 --> 00:59.870
‫گوش کن، ریس.

00:59.870 --> 01:02.350
‫من باید غرورم رو حفظ کنم.

01:02.350 --> 01:05.890
‫نمی‌تونم بعد از تمومِ اون حرفایی که زدم، ‫ازش بخوام برگرده.

01:05.890 --> 01:09.380
‫ترجیح می‌دم بمیرم تا اینکه ازش چیزی بخوام.

01:12.860 --> 01:16.170
‫خوشبختانه، از فروشِ اون شمشیر، ‫پولِ زیادی دستمون رو گرفته.

01:16.170 --> 01:18.180
‫نیازی نیست نگران باشیم.

01:18.180 --> 01:22.710
‫می‌تونیم با خیال راحت کسی رو پیدا کنیم ‫که
‫ باهامون راه بیاد، حتی اگه سطحش پایین باشه.

01:24.770 --> 01:28.180
‫اون سیاه‌چال؟ نه یه سیاه‌چال رنک D یا C؟

01:30.070 --> 01:31.960
‫کجاست؟ من که چیزی نمی‌بینم.

01:33.650 --> 01:34.620
‫چه خبر شده؟

01:34.620 --> 01:38.200
‫شاید یکی یه هیولای ‫سطح‌بالا رو شکست داده.

01:38.460 --> 01:39.860
‫بازم اون؟

01:39.860 --> 01:41.710
‫مگه خرس‌های تکه‌دوزی‌شده قوی نیستن؟

01:41.710 --> 01:43.030
‫قبلاً دیدمش.

01:43.030 --> 01:47.040
‫یه رنک E و رنک F تازه‌کار؟

01:47.040 --> 01:50.680
‫اونا جعبه‌ی اسباب‌بازی فرشته رو
‫ تکمیل کردن؟ ‫سطح پیشنهادی ۵۰ـه!

01:56.350 --> 01:57.420
‫شوخی می‌کنی، نه؟

01:57.420 --> 01:59.520
‫ا ـ اون دوتا؟

01:59.540 --> 02:01.540
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

03:30.270 --> 03:34.240
‫مذاکره                                                       قسمت ۱۰

03:30.950 --> 03:33.070
‫هدف‌مون تکمیل کردنِ سیاه‌چال نبود.

03:33.380 --> 03:37.010
‫مستر وقتی توی حالت واندرینگ بود بهمون حمله کرد.

03:37.010 --> 03:40.780
‫اگه باور نمی‌کنین، ‫دو تا ماجراجوی دیگه هم اونجا بودن.

03:40.780 --> 03:42.060
‫می‌تونین از اونا بپرسین.

03:42.590 --> 03:43.870
‫بسیار خب.

03:44.510 --> 03:48.940
‫شهر برای تکمیل کردنِ جعبه‌ی
‫اسباب‌بازی فرشته ‫جایزه تعیین کرده بود،

03:48.940 --> 03:51.000
‫پس با اونا چک می‌کنم.

03:54.740 --> 03:58.960
‫گاهی اوقات برای سیاه‌چال‌های نزدیکِ ‫شهرها و روستاها جایزه می‌ذارن.

03:59.720 --> 04:04.140
‫هیولاها تمایل دارن از سیاه‌چال‌هایی که ‫
‫خیلی وقته به حالِ خودشون رها شدن بیرون بیان،

04:04.550 --> 04:09.230
‫و می‌تونن باعث فاجعه‌هایی ‫توی اون منطقه بشن.

04:10.340 --> 04:13.730
‫سطحِ پیشنهادیِ یه سیاه‌چال به
‫منطقه‌ای ‫که توش ظاهر می‌شه بستگی داره،

04:14.110 --> 04:20.210
‫و اختلاف مشخصی بین مناطق ‫سطح‌پایین و سطح‌بالا وجود داره.

04:21.450 --> 04:24.790
‫بعضی‌ها معتقدن این به خاطر ‫جریانِ مانا توی اون منطقه‌ست،

04:24.790 --> 04:32.190
‫در حالی که بقیه می‌گن این خواسته‌ی آلکسروس ‫و فراتر از درکِ بشره،

04:32.190 --> 04:34.120
‫اما هیچ‌چیز به‌طور قطع معلوم نیست.

04:35.420 --> 04:40.430
‫ماجراجوهای سطح‌بالا ترجیح می‌دن توی شهرهایی
‫ ‫مستقر بشن که سیاه‌چال‌های خطرناک دارن.

04:41.030 --> 04:44.790
‫درآمدش بهتره و خدمتِ بیشتری ‫به پادشاهی می‌کنه.

04:46.180 --> 04:51.920
‫به همین خاطر، هیچ‌کس توی روندالم ‫نتونست
‫ جعبه‌ی اسباب‌بازی فرشته رو تکمیل کنه.

04:52.480 --> 04:57.320
‫شهردار که می‌ترسید سیاه‌چال نادیده گرفته بشه، ‫براش جایزه گذاشت.

05:01.660 --> 05:04.600
‫عــــه؟ جایزه هم داشت؟

05:04.600 --> 05:07.330
‫اصلاً انتظارش رو نداشتم ‫و حتی پیگیرش هم نشدم.

05:07.330 --> 05:09.040
‫چقدره؟

05:09.040 --> 05:10.960
‫ده میلیون طلا.

05:12.610 --> 05:14.960
‫ده میلیون؟!

05:14.960 --> 05:17.460
‫ده میلیون طلا، ها؟

05:17.460 --> 05:19.760
‫واقعاً ازتون ممنونیم.

05:19.760 --> 05:26.560
‫می‌دونم باید خوشحال باشم، اما انقدر لوت‌های خفن گیرمون
‫ اومده که دیگه نمی‌تونم واکنش طبیعی داشته باشم.

05:26.560 --> 05:28.930
‫کارِ بانوی شانس بود؟

05:29.300 --> 05:33.850
‫اونا از یه مسترِ سطح پیشنهادی ۵۰، ‫لوتِ کمیاب گرفتن؟

05:34.140 --> 05:39.490
‫اون یارو آلیماس به محض اینکه فهمید
‫ روچه بانوی شانس داره، ‫جذبش کرد.

05:34.470 --> 05:38.920
‫فکر نمی‌کردم بانوی شانسِ تو ‫اینجا هم کارایی داشته باشه.

05:39.490 --> 05:41.930
‫بعد یهو یه درآمدِ کلان گیرشون اومد.

05:41.930 --> 05:46.800
‫کاملاً نسبت به ۱۰ میلیون طلا ‫بی‌تفاوت به نظر می‌رسن.

05:46.800 --> 05:49.950
‫واقعاً چقدر پول درآوردن؟

05:47.820 --> 05:49.950
‫من فقط همیشه خوش‌شانسم.

05:49.950 --> 05:56.460
‫همچنین، طبق قوانین گیلد، ‫رنکِ شما به رنک D ارتقا پیدا می‌کنه.

05:56.460 --> 05:59.960
‫روچه-سان، ‫شما از رنک F به D می‌رین.

05:56.460 --> 05:59.960
‫رنک B

05:56.460 --> 05:59.960
‫رنک C

05:56.460 --> 05:59.960
‫رنک D

05:56.460 --> 05:59.960
‫رنک E

05:56.460 --> 05:58.380
‫رنک F

05:56.920 --> 05:59.960
‫رنک A

05:58.500 --> 05:59.960
‫رنک S

06:00.380 --> 06:03.330
‫ر ـ روچه رنک D شده؟

06:03.330 --> 06:08.660
‫مشخص نیست چطوری، ولی دیگه ما هم به گردِ پاش نمی‌رسیم.

06:05.960 --> 06:10.470
‫روچه رنک D شده؟ رنک D؟ روچه؟

06:09.390 --> 06:10.470
‫کلاین؟

06:12.200 --> 06:13.850
‫چه مرگت شده؟

06:13.850 --> 06:14.660
‫موفق-

06:14.660 --> 06:16.020
‫روچه!

06:16.020 --> 06:17.520
‫غلط کردم!

06:17.520 --> 06:19.070
‫رفتارم اشتباه بود!

06:19.070 --> 06:21.280
‫لطفاً برگرد!

06:21.550 --> 06:26.190
‫می‌تونیم پول فروش شمشیرِ خونین رو ‫مساوی تقسیم کنیم، باشه؟

06:32.710 --> 06:33.710
‫رقت‌انگیزه.

06:35.070 --> 06:36.580
‫بریم، روچه.

06:36.580 --> 06:38.790
‫حساب پول‌ها زمان می‌بره.

06:38.790 --> 06:39.840
‫باشه.

06:42.840 --> 06:46.890
‫و-وایسا! حداقل به حرفام گوش کن!

06:47.390 --> 06:49.150
‫می‌شه...

06:50.630 --> 06:53.190
‫می‌شه حداقل...

06:53.600 --> 06:54.840
‫وای.

06:57.600 --> 06:59.720
‫اینجا گرون به نظر می‌رسه.

06:59.720 --> 07:00.610
‫هیجان‌زده‌م.

07:01.490 --> 07:04.610
‫ممنون از شکیبایی‌تون، قربان.

07:05.350 --> 07:11.950
‫ارتقاها و جایزه، ‫توفیق‌های اجباری بودن.

07:17.350 --> 07:22.920
‫ارتقای ما به رنک D ‫سقف امتیازِ مهارت‌مون رو به ۴۵ رسوند.

07:23.290 --> 07:26.940
‫کتاب مهارت نیش جنون سوزان ‫هم دیگه در دسترسه.

07:27.840 --> 07:30.480
‫دفعه بعد چطوری پول دربیاریم؟

07:32.520 --> 07:36.090
‫چـ ـ چی شده آلیماس-سان؟

07:36.090 --> 07:37.520
‫اوه، متأسفم.

07:37.520 --> 07:41.650
‫داریم جشن می‌گیریم. ‫باید روی خوش گذروندن تمرکز کنم.

07:41.650 --> 07:43.400
‫درسته.

07:43.660 --> 07:46.400
‫بیاین حسابی خوش بگذرونیم.

07:46.870 --> 07:49.280
‫به سلامتی!

07:55.120 --> 07:59.250
‫گفتیم امروز هر چی بخوایم ‫سفارش می‌دیم.

07:59.580 --> 08:04.710
‫همیشه آرزو داشتم توی اجاق پادشاهِ کیمیاگر ‫هر چقدر که می‌خوام بخورم.

07:59.920 --> 08:04.710
‫اجاق پادشاه
‫کیمیاگر

08:05.000 --> 08:07.720
‫یه بار که حس کردم به عنوان یه ماجراجو ‫موفق شدم،

08:07.720 --> 08:10.430
‫می‌خواستم با گروهم بیام اینجا.

08:10.430 --> 08:15.560
‫البته فکر می‌کردم با ‫کلاین-سان و ریس-سان بیام اینجا.

08:16.060 --> 08:20.500
‫یادت رفته که بهت ‫حداقلِ سهم رو دادم؟ نمک‌نشناس!

08:20.500 --> 08:22.060
‫اصلاً هم این‌طور نبود!

08:24.320 --> 08:30.070
‫پای خرچنگ شاهی با سس ترافل سیاه

08:25.820 --> 08:30.070
‫پای خرچنگِ شاهی و سس ترافلِ سیاه ‫هشت‌هزار طلا قیمت‌شه؟!

08:30.070 --> 08:32.540
‫فکر نمی‌کردم این‌قدر گرون باشه.

08:32.540 --> 08:34.490
‫نزدیک بود یکیش رو سفارش بدم.

08:34.900 --> 08:37.890
‫آلیماس-سان، از این صفحه چیزی ‫سفارش ندین!

08:37.890 --> 08:41.210
‫بیاین دنبال چیزی زیر ۴۰۰۰ طلا بگردیم!

08:41.210 --> 08:44.360
‫یه پای خرچنگِ شاهی و سس ترافلِ سیاه ‫لطفاً.

08:44.360 --> 08:45.400
‫چی؟!

08:44.360 --> 08:46.090
‫بله، قربان.

08:46.090 --> 08:48.510
‫مـ ـ مطمئنین؟

08:50.270 --> 08:52.580
‫هنوز باورش نشده.

08:53.160 --> 08:57.070
‫بفرمایید، اینم پای خرچنگِ شاهی ‫و سس ترافلِ سیاه‌تون.

09:09.980 --> 09:11.970
‫واقعاً خوشمزه‌ست.

09:13.750 --> 09:15.680
‫انگار توی بهشتم.

09:16.340 --> 09:18.560
‫اینم خوشمزه‌ست.

09:19.220 --> 09:20.640
‫خوشحالم که این‌طور فکر می‌کنی.

09:21.060 --> 09:25.710
‫باید در مورد تقسیم لوت ‫و طلایی که درآوردیم حرف بزنیم.

09:26.230 --> 09:29.720
‫اول اینکه، روچه، می‌خوای ‫از اون کتاب مهارت استفاده کنی؟

09:30.430 --> 09:34.180
‫فکر می‌کنم یادگیری جادوی بادِ متوسط ‫برات ارزشمند باشه.

09:34.460 --> 09:36.740
‫خودتون نمی‌خواین استفاده‌ش کنین؟

09:36.740 --> 09:37.510
‫نه.

09:37.510 --> 09:40.980
‫بد نیست، اما می‌خوام هدفِ بزرگ‌تری داشته باشم.

09:40.980 --> 09:42.850
‫از قبل یه بیلد تو ذهنمه.

09:43.390 --> 09:45.300
‫پس منم ازش استفاده نمی‌کنم.

09:45.300 --> 09:47.030
‫چی؟ مطمئنی؟

09:47.030 --> 09:51.490
‫با این درختِ مهارت، می‌تونی خیلی راحت گروه پیدا کنیا.

09:53.060 --> 09:57.030
‫اما این یعنی ‫داشتنِ هدف‌های متفاوت.

09:57.590 --> 10:01.040
‫منم می‌خوام هدفِ بزرگ‌تری داشته باشم.

10:01.380 --> 10:06.790
‫تازه، حیف نیست ‫به این زودی خداحافظی کنیم؟

10:09.760 --> 10:12.040
‫پس می‌فروشیمش.

10:12.040 --> 10:14.450
‫راستش رو بخوای، این خیلی کمک‌مون می‌کنه.

10:15.540 --> 10:17.760
‫کمبود پول داشتین؟

10:18.240 --> 10:23.520
‫بعد از کم کردن هزینه‌های مختلف،
‫حدود ۵۷ میلیون طلا گیرمون اومد.

10:24.350 --> 10:26.860
‫فقط با شنیدن این مبلغ هم سرم گیج می‌ره.

10:27.230 --> 10:31.000
‫این رو ۸۰ به ۲۰ تقسیم می‌کنیم، ‫پس سهمِ تو ۴۶ میلیون طلا می‌شه.

10:30.030 --> 10:31.780
‫۴۶,۰۰۰,۰۰۰   طلا

10:31.000 --> 10:31.780
‫چی؟!

10:32.160 --> 10:35.280
‫و سهمِ من ۱۰ میلیون طلا.

10:32.860 --> 10:35.280
‫روچه: ۴۶,۰۰۰,۰۰۰ طلا

10:33.110 --> 10:35.280
‫آلیماس: ۱۰,۰۰۰,۰۰۰ طلا

10:35.990 --> 10:40.160
‫لطفاً! پشیمون نمی‌شی! بیا یه گروه تشکیل بدیم!

10:40.160 --> 10:42.660
‫تقسیم غنائم ۸۰ به ۲۰ چطوره؟

10:42.920 --> 10:45.670
‫البته که تو ۸۰ درصد رو می‌گیری. من با ۲۰ درصد مشکلی ندارم.

10:45.670 --> 10:48.590
‫اون پیشنهاد هنوز سر جاش بود؟!

10:50.210 --> 10:51.730
‫چه خبره؟

10:52.550 --> 10:55.090
‫روچه، همه دارن بهمون نگاه می‌کنن.

10:53.070 --> 10:54.420
‫دارن با هم دعوا می‌کنن؟

10:55.390 --> 10:57.760
‫۸۰ به ۲۰ کافی نیست؟

10:57.760 --> 11:00.220
‫نه، متأسفـ ـ نه، وایسا!

11:00.220 --> 11:04.220
‫امکان نداره بتونم ‫این مبلغ رو قبول کنم.

11:04.220 --> 11:07.580
‫اون تقسیم ۸۰ به ۲۰ اصلاً از کجا اومد؟

11:07.580 --> 11:11.820
‫بیشترِ معامله‌ها با همچین تقسیمی انجام می‌شه.

11:11.820 --> 11:15.320
‫توی کدوم دنیا همچین کلاهبرداری‌ای می‌کنن؟!

11:15.320 --> 11:19.320
‫واقعاً که انتظار ندارین قبول کنم ‫۴۰ میلیون طلا بگیرم!

11:19.320 --> 11:24.710
‫همین که سطحم رو این‌قدر بالا آوردین،
‫ ‫به‌اندازه‌ی کافی ازتون ممنونم!

11:23.450 --> 11:24.320
‫روچه!

11:26.370 --> 11:29.730
‫فکر می‌کردم تقسیمِ منصفانه‌ای باشه...

11:30.960 --> 11:34.960
‫ترجمه و تایپ‌ست: Onyx

11:35.170 --> 11:38.080
‫بهش می‌گن پرنده‌ی خوش‌شانس.

11:41.760 --> 11:45.600
‫هنوز سرِ اینکه چطوری ‫غنائم رو تقسیم کنیم به توافق نرسیدیم.

11:46.100 --> 11:51.100
‫تصمیم گرفتیم بریم به تالارِ ‫گریمورهای معیوب
‫تا آیتم‌هامون رو بفروشیم.

12:07.790 --> 12:10.710
‫به‌به. برگشتی.

12:11.200 --> 12:15.710
‫این‌بار با یه دخترِ خوشگل. ‫دوستته؟

12:15.710 --> 12:17.690
‫بهتره هنوز داشته باشیش.

12:17.690 --> 12:19.990
‫بهم اعتماد نداری، نه؟

12:19.990 --> 12:23.550
‫معلومه که هنوز نیش جنون سوزان رو دارم.

12:23.550 --> 12:26.100
‫من واسه اعتمادِ مشتری‌هام ارزش قائلم.

12:28.220 --> 12:32.220
‫این مغازه همون آیتمی که می‌خوای رو داره؟

12:32.220 --> 12:34.230
‫دخترِ خوبی به نظر می‌رسه.

12:34.530 --> 12:39.740
‫نکنه می‌خوای بدی ‫از اون کتاب مهارت استفاده کنه؟

12:40.040 --> 12:41.580
‫حرفای مسخره نزن.

12:41.580 --> 12:43.490
‫هیچ‌وقت همچین کاری نمی‌کنم.

12:43.860 --> 12:45.060
‫اون مالِ خودمه.

12:45.740 --> 12:52.250
‫آهان. به هر حال، ‫اگه اون رو بخوای، یه روانیِ واقعی هستی.

12:53.920 --> 12:57.490
‫اومدم تا چند تا آیتم رو برام قیمت‌گذاری کنی.

12:57.490 --> 13:06.350
‫اوه، واقعاً؟ خیلی باهوش‌تر از این حرفا به نظر می‌رسی ‫که بخوای اینجا چیزی بفروشی.

13:16.540 --> 13:19.500
‫واقعاً غافلگیر شدم.

13:19.500 --> 13:22.070
‫دو تا تیغه‌ی تزئینی و درخشان رانا.

13:23.180 --> 13:28.080
‫اگه می‌دونستم همچین آدمِ بزرگی هستی،
‫ ‫یه جورِ دیگه باهات رفتار می‌کردم.

13:28.080 --> 13:30.540
‫اشتباه از من بود.

13:30.540 --> 13:32.580
‫علاقه‌ای به ‫مذاکراتِ خسته‌کننده ندارم.

13:33.710 --> 13:37.390
‫به ۳۰ میلیون طلا بهت می‌فروشم‌شون.

13:37.960 --> 13:40.470
‫یه طلا هم کمتر باشه، ‫می‌برمشون جای دیگه.

13:47.080 --> 13:51.480
‫خیلی سخته بتونی توی یه مغازه‌ی قانونی ‫۳۰ میلیون طلا بگیری.

13:52.030 --> 13:56.160
‫اما اینجا، هیچ شایعه‌ای پخش نمی‌شه
‫ و لازم نیست ‫نگران حسادتِ کسی باشی.

13:56.160 --> 14:00.990
‫نباید واسه یه پولِ اضافه ‫بی‌گدار به آب بزنی.

14:01.690 --> 14:04.160
‫۲۵ میلیون طلا بهت می‌دم.

14:04.160 --> 14:06.490
‫ا ـ این عجوزه...

14:06.950 --> 14:10.730
‫گفتم که نمی‌خوام مذاکره کنم.

14:12.510 --> 14:17.340
‫آلیماس-سان، اون خیلی هم بی‌راه نمی‌گه ها.

14:17.670 --> 14:20.820
‫بیست‌وپنج میلیون طلا ‫خیلی پوله.

14:20.820 --> 14:22.470
‫تحت تأثیرش قرار نگیر، روچه.

14:22.470 --> 14:25.350
‫اگه کوچک‌ترین ضعفی نشون بدیم ‫ازمون سوءاستفاده می‌کنه.

14:28.070 --> 14:33.880
‫سی میلیون طلا قیمتِ بالاییه و ‫سخت می‌شه جای دیگه این‌قدر گیر آورد.

14:34.550 --> 14:38.440
‫با در نظر گرفتنِ ریسک، ‫همین‌جا بفروشم‌شون بهتره.

14:38.820 --> 14:43.950
‫اما اگه بذارم اون کنترلِ مکالمه رو به دست بگیره،
‫حتی کمتر از این‌ها هم پیشنهاد می‌ده.

14:46.180 --> 14:48.140
‫پولی که از فروشِ سنگ‌های جادو گرفتم رو دارم.

14:49.080 --> 14:53.200
‫می‌تونم شمشیرها رو نگه دارم ‫تا وقتی که یه معامله‌ی خوب گیرم بیاد.

14:53.200 --> 14:58.750
‫پس دیگه نمی‌تونم مجبورت کنم ‫کاری بکنی. حیف شد.

14:58.750 --> 15:03.840
‫ولی واقعاً واسه این ‫اینجا نیومدی، مگه نه؟

15:08.230 --> 15:11.120
‫یه کتاب مهارت دارم ‫که یه مستر دراپ کرده.

15:12.150 --> 15:14.350
‫دارم به استفاده ازش فکر می‌کنم،

15:14.990 --> 15:19.030
‫اما اگه قیمتِ خوبی بهم بدی، ‫فروشِ اینو هم در نظر می‌گیرم.

15:19.030 --> 15:21.140
‫یه کتاب مهارت؟

15:22.840 --> 15:26.990
‫باورم نمی‌شه این‌قدر زود پیداش کردی.

15:26.990 --> 15:34.710
‫ممکنه تو- نه، ممکنه شما دوتا
‫خیلی زود به عنوان قهرمان شناخته بشین.

15:35.500 --> 15:40.130
‫فهمیدم. پس می‌خوای اینجا بفروشیش.

15:40.450 --> 15:44.630
‫اون مشتاقه، ‫اما چقدر می‌تونم تلکه‌ش کنم؟

15:45.070 --> 15:48.530
‫قیمتِ بازار ۲۰ میلیون طلائه.

15:48.530 --> 15:52.930
‫واسه خریدنِ این ازت، ‫دارم ریسک می‌کنم.

15:52.930 --> 15:57.940
‫گیلد فقط ۷ میلیون طلا ‫بابتش بهت می‌ده.

15:58.510 --> 16:04.440
‫به نظر ماهر می‌رسی، پس قیمت رو می‌برم بالا،
‫چون شاید بازم با هم معامله کردیم.

16:04.980 --> 16:09.580
‫۱۴ میلیون طلا ازت می‌خرمش.

16:09.580 --> 16:13.080
‫و بعد با یه سودِ فضایی می‌فروشیش، درسته؟

16:13.330 --> 16:16.810
‫پیدا کردنِ مشتری واسه جادوی بادِ متوسط آسونه.

16:16.810 --> 16:22.400
‫اگه می‌خوای دوست باشیم،
‫فکر می‌کنم ‫بتونی ۲۲ میلیون طلا واسه‌ش بهم بدی.

16:28.350 --> 16:29.770
‫سوختم!

16:29.770 --> 16:31.140
‫توله سگ!

16:31.140 --> 16:34.510
‫تو که اصلاً نمی‌خوای ازش استفاده کنی!

16:34.510 --> 16:37.770
‫این‌قدر وقیحانه طمع نکن!

16:37.770 --> 16:39.630
‫کی اینجا طماعه؟!

16:39.630 --> 16:42.770
‫پیشنهاد دادم مشتری‌ت باشم!

16:42.770 --> 16:46.030
‫لازم نیست این‌قدر خسیس باشی!

16:42.770 --> 16:46.030
‫وحشت

16:49.880 --> 16:51.400
‫می‌گم...

16:52.320 --> 16:53.920
‫چیزه، می‌گم...

16:53.920 --> 16:58.500
‫آلیماس-سان، اون کتاب مهارتِ
‫ نیش جنون سوزان که می‌خواین قیمتش چنده؟

16:58.500 --> 17:04.250
‫باز چی می‌خوای دختر؟ ‫داری بازیِ ما رو خراب می‌کنی.

17:04.250 --> 17:10.010
‫اون کتاب مهارتِ کمیابی که می‌خواد ‫۵۵ میلیون طلا قیمت‌شه.

17:10.010 --> 17:13.890
‫البته قیمتِ بازارش فقط ۳۰ میلیونه.

17:13.890 --> 17:16.090
‫معلومه داره ازم می‌چاپه.

17:17.070 --> 17:20.020
‫پنجاه‌وپنج میلیون طلا...

17:20.340 --> 17:24.520
‫فکر می‌کردم بدونم چی پیش رو داریم، ‫اما باز هم خیلی گرونه.

17:27.220 --> 17:28.840
‫ببخشید، خانم.

17:29.780 --> 17:31.970
‫یه فکرِ خوب دارم.

17:31.970 --> 17:39.040
‫حاضرین اون کتاب مهارت و این آیتم‌ها رو
‫با نیش جنون سوزان عوض کنین؟

17:39.040 --> 17:42.670
‫چی؟ این اصلاً معامله‌ی منصفانه‌ای نیست.

17:42.670 --> 17:45.420
‫واسه همین وسطِ حرف‌مون پریدی؟

17:45.420 --> 17:46.670
‫نه، وایسا.

17:47.000 --> 17:56.960
‫خلاص شدن از شرِ کتاب مهارتی که هیچ‌کس نمی‌خواد، ‫
‫در ازایِ آیتم‌هایی که راحت فروش می‌رن، بد نیست.

17:58.180 --> 18:01.840
‫معامله‌ی روچه به نفعِ ما هم هست.

18:01.840 --> 18:05.150
‫پولی که از سنگ‌های جادو و کشتنِ هیولاها درآوردیم،

18:05.150 --> 18:07.540
‫به‌اضافه‌ی نیش جنون سوزان ‫پیشِ خودمون می‌مونه.

18:09.470 --> 18:11.030
‫دختر.

18:11.710 --> 18:15.030
‫نباید وسطِ معامله‌ی یه تاجر بپری،

18:15.770 --> 18:19.540
‫اما شرط بستن روی یه قهرمانِ آینده ‫ایده‌ی بدی نیست.

18:19.920 --> 18:22.660
‫شرایط رو قبول می‌کنم.

18:22.940 --> 18:24.670
‫جدی؟

18:24.670 --> 18:30.170
‫نه، وایسا! این‌طوری ‫سهم کاملِ خودت رو نمی‌گیری!

18:30.460 --> 18:32.580
‫من مشکلی ندارم.

18:32.580 --> 18:35.470
‫به عنوانِ یه کادویِ تشکر ‫از طرفم حسابش کنین.

18:35.470 --> 18:38.970
‫ا ـ این واسه یه تشکرِ ساده خیلی زیاده.

18:39.270 --> 18:42.600
‫و معلوم نیست ‫دفعه‌ی بعد هم همه‌چیز به این خوبی پیش بره.

18:43.070 --> 18:46.230
‫اگه به هر دلیلی مجبور شدیم ‫گروه‌مون رو منحل کنیم چی؟

18:46.230 --> 18:47.730
‫آلیماس-سان.

18:49.400 --> 18:52.870
‫قصد دارین ولم کنین برین؟

18:52.870 --> 18:56.860
‫کم‌کم دارم فکر می‌کنم که دارین ‫برای فرار از دستم آماده می‌شین.

18:55.710 --> 18:59.780
‫این‌طوری هم نیست، ولی خب محض احتیاط...

18:59.780 --> 19:02.370
‫پس هیچ مشکلی نیست.

19:03.450 --> 19:10.380
‫بجنبین، خانم. بیاید معامله‌مون رو بکنیم
‫ ‫قبل از اینکه آلیماس-سان باز چیز دیگه‌ای بگه.

19:10.380 --> 19:12.860
‫خوب تونستی راضیش کنی، دختر.

19:12.860 --> 19:15.910
‫محکم بچسبش که در نره.

19:15.930 --> 19:16.710
‫چی؟!

19:20.820 --> 19:24.140
‫چرا اینا این‌قدر با هم جور شدن؟

19:37.820 --> 19:41.780
‫مکانی در قلمروی ادوان

20:51.600 --> 20:53.320
‫چقدر چندش‌آور.

20:54.630 --> 20:56.940
‫مالیس-ساما، دیگه بسه!

20:56.940 --> 20:59.450
‫انتقال نیروی حیات انجام شده!

21:00.950 --> 21:03.160
‫روش‌هاش یه کم وحشیانه‌ست.

21:03.160 --> 21:04.970
‫EXP خوبی داره، ولی بازم...

21:04.970 --> 21:05.950
‫نه؟

21:14.670 --> 21:17.170
‫شاید تبعید شده باشی،

21:17.170 --> 21:20.020
‫ولی به این راحتی‌ها هم از پا درنمیای.

21:20.020 --> 21:22.680
‫از وقتی بچه بودیم اینو می‌دونستم.

21:23.880 --> 21:29.140
‫باید واسه شکست دادنت وقت بذارم.

21:30.780 --> 21:32.940
‫این‌طور نیست،

21:33.430 --> 21:36.510
‫آلیماسِ عزیزم؟

21:36.530 --> 21:46.530
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:10.270 --> 23:15.930
‫کتاب مهارتِ نیش جنون سوزان ‫بالاخره مالِ منه!

23:16.250 --> 23:19.670
‫«از دارندگانِ این درخت مهارت بهراسید.

23:19.670 --> 23:22.800
‫با کشیدن پیکرِ خردشده‌اش ‫و رها کردن دُمِ پاره‌اش در باد،

23:22.800 --> 23:27.290
‫نه حتی خدای مرگ هم جرئت ندارد
‫ ‫به طغیانِ توقف‌ناپذیرش نزدیک شود!»

23:27.640 --> 23:30.260
‫دلم واسه این توضیحاتِ دلهره‌آور تنگ شده بود.

23:31.560 --> 23:33.560
‫قسمت بعد «گذشته‌ی گریزناپذیر.»

23:34.560 --> 23:37.500
‫نه، وایسا. باید حواسم جمع باشه.
