1
00:00:00,750 --> 00:00:04,000
‫دو سال پیش، خیانت آشیکاگا تاکائوجی...

2
00:00:04,080 --> 00:00:06,460
‫باعث سقوط شوگون‌سالاری کاماکورا شد.

3
00:00:07,090 --> 00:00:11,090
‫وارث شوگون‌سالاری، هوجو توکیوکی، در شینانو دندان روی جگر گذاشت...

4
00:00:11,170 --> 00:00:14,300
‫و زیر سایه‌ی حمایت سووا یوریشیگه به تجدید قوا پرداخت...

5
00:00:14,380 --> 00:00:16,930
‫تا فرصتی برای بازپس‌گیری کاماکورا دست دهد.

6
00:00:17,800 --> 00:00:21,480
‫تعداد قشون، روحیه، زمان‌بندی و عزم و اراده.

7
00:00:22,020 --> 00:00:24,350
‫بالأخره همه‌چی جفت و جور شد.

8
00:00:27,020 --> 00:00:28,360
‫زمانش فرا رسیده.

9
00:00:29,860 --> 00:00:32,780
‫بیاین نبرد برای بازپس‌گیری قلمرو رو آغاز کنیم!

10
00:00:34,000 --> 00:00:44,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

11
00:00:51,460 --> 00:00:56,470
Translation & TypeSetting: SayaKa & Dawn

12
00:02:05,040 --> 00:02:06,500
‫امپراتور آسیبی ندیدن؟

13
00:02:07,000 --> 00:02:08,960
‫کی جرئت کرده دست به همچین کاری بزنه؟

14
00:02:09,540 --> 00:02:15,950
‫کیو - اقامتگاه گودایگو

15
00:02:10,110 --> 00:02:15,880
‫در این میان، کیو به خاطر سوءقصد به جان امپراتور در آشوب و بلوا فرو رفته بود.

16
00:02:15,960 --> 00:02:19,470
‫شنیدم همون روز به تاکائوجی-دونو هم حمله شده.

17
00:02:20,050 --> 00:02:22,140
‫دیگه کی تو این قضیه دست داشته؟

18
00:02:22,680 --> 00:02:24,560
‫امکان نداره کار تنهایی چنین کاری کرده باشه!

19
00:02:24,640 --> 00:02:29,140
‫مسئله این‌جاست که جناب سایونجی لام تا کام حرف نمی‌زنه.

20
00:02:29,230 --> 00:02:30,810
‫تدابیر دفاعی رو تشدید کنین.

21
00:02:31,440 --> 00:02:35,320
‫هدف گرفتن هم‌زمان من و تاکائوجی…

22
00:02:35,980 --> 00:02:39,200
‫چنین نقشه‌ی پیچیده‌ای بعید نیست بخشی از برنامه‌ی حمله به خودِ کیو باشه.

23
00:02:39,280 --> 00:02:47,770
‫امپراتور گودایگو

24
00:02:40,140 --> 00:02:44,540
‫به آشیکاگا فرمان بدین تا جنگجوهای منطقه کانتو رو احضار کنه...

25
00:02:44,620 --> 00:02:46,620
‫و اون‌ها رو مأمور دفاع از کیو بکنه.

26
00:02:46,700 --> 00:02:47,700
‫اطاعـــــت!

27
00:02:47,790 --> 00:02:50,530
‫آشیکاگا تاکائوجی

28
00:02:48,910 --> 00:02:49,920
‫تاکائوجی-دونو!

29
00:02:51,250 --> 00:02:53,170
‫فرمان سلطنتی از جانب امپراتوره.

30
00:02:54,000 --> 00:02:56,880
‫انگار اشراف درباری دیگه خودشون از پس مهار اوضاع برنمیان.

31
00:02:57,380 --> 00:03:00,050
‫لابد چاره‌ای نمونده جز این‌که دست به دامن خاندان‌های جنگجو بشن.

32
00:03:00,130 --> 00:03:03,180
‫کی بوده که چنین آتیشی به‌پا کرده؟

33
00:03:03,760 --> 00:03:05,180
‫اون بچه…

34
00:03:05,260 --> 00:03:07,720
‫غریزه‌م می‌گفت موجود بی‌خاصیتیه،

35
00:03:08,480 --> 00:03:10,190
‫ولی نباید می‌ذاشتم فرار کنه.

36
00:03:11,810 --> 00:03:14,190
‫فکرشم نمی‌کردم غریزه‌م اشتباه کنه...

37
00:03:15,930 --> 00:03:19,820
‫یعنی دختر ساساکی دویو رو دیدین، با کوسونوکی ماساشیگه ملاقات کردین،

38
00:03:16,260 --> 00:03:21,970
‫سووا یوریشیگه

39
00:03:19,900 --> 00:03:21,910
‫و توی قتل آشیکاگا تاکائوجی هم ناکام موندین؟

40
00:03:21,990 --> 00:03:25,120
‫همچین چیزایی رو نتونستین پیش‌گویی کنین؟

41
00:03:25,200 --> 00:03:28,870
‫به شکل مبهمی می‌دیدم که احتمالاً زنده برمی‌گردین.

42
00:03:28,950 --> 00:03:33,080
‫ولی خوابشم نمی‌دیدم توی یه چشم‌به‌هم‌زدن این‌همه ماجرا از سر بگذرونین.

43
00:03:33,170 --> 00:03:34,590
‫معذرت می‌خوام.

44
00:03:35,090 --> 00:03:37,710
‫بی‌توجه به موقعیتم، بی‌گدار به آب زدم.

45
00:03:38,210 --> 00:03:39,210
‫نـه.

46
00:03:39,300 --> 00:03:42,010
‫در نهایت، نتیجه‌ی کار فراتر از انتظاراتمون شد.

47
00:03:42,760 --> 00:03:45,550
‫الان دیگه آشوب توی کیو باید به اوجش رسیده باشه.

48
00:03:47,010 --> 00:03:50,270
‫فرصتی بهتر از این برای شروع نبرد بزرگ گیر نمیاد.

49
00:03:52,100 --> 00:03:54,650
‫از چشم تنگوها مخفی موندیم...

50
00:03:54,730 --> 00:03:57,520
‫و تدارکات جنگ به سلامت سر جاش جفت‌و‌جور شده.

51
00:03:58,690 --> 00:04:02,700
‫تنها چیزی که باقی مونده، انتخاب مسیریه که ازش به سمت کاماکورا بتازیم.

52
00:04:03,280 --> 00:04:06,660
‫به‌عنوان فرمانده کل، می‌خوام خودتون انتخابش کنین، توکیوکی-ساما.

53
00:04:07,780 --> 00:04:24,700
‫m 389 168 l 578 169 580 239 394 241 389 239

54
00:04:07,780 --> 00:04:24,700
‫سووا

55
00:04:08,270 --> 00:04:24,700
‫m 1183 541 l 1380 540 1382 618 1182 615

56
00:04:08,270 --> 00:04:24,700
‫کاماکورا

57
00:04:08,870 --> 00:04:11,370
‫مسیری که بیشترین طرفدار رو بین ملازمان داره، کوتاه‌ترین مسیرِ جنوبیه.

58
00:04:11,400 --> 00:04:24,700
‫m 374 524 l 562 524 563 599 373 597

59
00:04:11,400 --> 00:04:24,700
‫تاکدا

60
00:04:12,540 --> 00:04:13,540
‫برای درهم شکستن...

61
00:04:13,620 --> 00:04:16,460
‫نیروهای سرسخت تاکدا در استان کای، سریع‌ترین راهه.

62
00:04:17,540 --> 00:04:19,300
‫اون یکی هم مسیر طولانی‌ترِ شمالیه.

63
00:04:19,410 --> 00:04:24,700
‫m 1075 193 l 1271 194 1274 268 1073 270

64
00:04:19,410 --> 00:04:24,700
‫نیتا

65
00:04:19,860 --> 00:04:24,700
‫m 830 162 l 1023 163 1023 240 830 238

66
00:04:19,860 --> 00:04:24,700
‫آشیکاگا

67
00:04:20,460 --> 00:04:21,510
‫راهش همواره.

68
00:04:21,590 --> 00:04:24,640
‫ولی باید از بین دژهای آشیتاگا و نیتّا عبور کنیم.

69
00:04:24,720 --> 00:04:27,180
‫با این حساب، به نظرم کوتاه‌ترین و سریع‌ترین مسیر...

70
00:04:27,260 --> 00:04:29,680
‫برای شبیخون زدن به کاماکورا از همه بهتره.

71
00:04:29,770 --> 00:04:33,390
‫آره! تاکدا الان دیگه عددی نیست که بخواد جلومون وایسه!

72
00:04:36,980 --> 00:04:38,070
‫به نظرم…

73
00:04:39,780 --> 00:04:42,530
‫باید از مسیر طولانی‌ترِ شمالی بریم.

74
00:04:44,450 --> 00:04:47,780
‫مسیر شمالی مسیر پرپیچ‌وخم و سختیه، ارباب جوان.

75
00:04:47,870 --> 00:04:57,190
‫نیتّا

76
00:04:47,870 --> 00:04:57,190
‫کاماکورا

77
00:04:47,870 --> 00:04:57,190
‫آشیکاگا

78
00:04:48,480 --> 00:04:50,740
‫درسته تاکائوجی و یوشیسادا توی کیو هستن،

79
00:04:50,830 --> 00:04:53,500
‫ولی نیروهایی هم که توی دژهاشون موندن دست‌کمی از اونا ندارن.

80
00:04:53,580 --> 00:04:57,130
‫تازه جلوتر از اون‌ها، کل مسیر پر از نیروهای دشمنه!

81
00:04:58,540 --> 00:05:01,960
‫توکیوکی-ساما... می‌تونم دلیلتون رو بپرسم؟

82
00:05:03,510 --> 00:05:07,510
‫وقتی توی کیو می‌گشتم، حرف‌های جنگجوها رو شنیدم.

83
00:05:08,220 --> 00:05:11,810
‫خیلی از سامورایی‌ها از امپراتور دل‌زده و ناامید شده بودن.

84
00:05:12,640 --> 00:05:15,440
‫به‌خصوص ملازمان نیتّا کلی گله و شکایت داشتن،

85
00:05:16,140 --> 00:05:19,150
‫برای همین حتی اگه الان حمله کنیم، بعیده بتونن باهم متحد بشن.

86
00:05:20,440 --> 00:05:23,820
‫شنیدم همون کسی که به کاماکورا حمله کرد، یعنی نیتّا یوشیسادا،

87
00:05:23,900 --> 00:05:27,870
‫اولش که از دژ خودش علم قیام برداشت ارتش چندان دندون‌گیری نداشت.

88
00:05:29,120 --> 00:05:32,830
‫اما به محض این‌که تاکائوجی بچه‌ی کوچیکش رو بهش سپرد،

89
00:05:32,910 --> 00:05:36,790
‫جنگجوها به هوای اسم و رسم آشیکاگا فوج‌فوج بهش ملحق شدن.

90
00:05:36,870 --> 00:05:40,340
‫تا وقتی که به کاماکورا رسید، ارتشش به ده‌ها هزار نفر رشد کرده بود.

91
00:05:43,630 --> 00:05:46,720
‫معتقدم کاری که بچه‌ی آشیکاگا تونست بکنه،

92
00:05:46,800 --> 00:05:48,550
‫کاریه که یه بچه‌ی هوجو هم از پسش برمیاد.

93
00:05:50,260 --> 00:05:51,760
‫حتی اگه از مسیر جنوبی بریم...

94
00:05:51,850 --> 00:05:54,770
‫و از کوتاه‌ترین و سریع‌ترین راه به کاماکورا برسیم،

95
00:05:54,850 --> 00:05:58,690
‫در بدترین حالت تبدیل می‌شه به یه درگیری محلی که فقط ارتش شینانو توش درگیره.

96
00:06:00,190 --> 00:06:03,610
‫اما چی می‌شه اگه اول از کاماکورا دور بشیم و فرار کنیم؟

97
00:06:04,940 --> 00:06:09,530
‫می‌تونیم رد پای نیتّا رو دنبال کنیم؛
‫با پرچم کردنِ یه پسربچه به‌عنوان نمادی واضح...

98
00:06:09,620 --> 00:06:12,490
‫جنگجوهای شاکی و ناراضی از حکومت فعلی رو دور خودمون جمع کنیم...

99
00:06:12,580 --> 00:06:13,740
‫و این‌طوری به سمت کاماکورا بتازیم.

100
00:06:15,290 --> 00:06:16,830
‫اگه از مهره‌ای مثل هوجو توکیوکی استفاده کنیم،

101
00:06:17,410 --> 00:06:19,710
‫به نظرم می‌تونیم همون بلایی رو سر دشمن بیاریم...

102
00:06:19,790 --> 00:06:21,080
‫که اونا یه روزی سر کاماکورا آوردن.

103
00:06:22,590 --> 00:06:23,450
‫شگفت‌زده شدم.

104
00:06:23,530 --> 00:06:25,050
‫همینم از توکیوکی-ساما انتظار می‌رفت.

105
00:06:25,670 --> 00:06:28,550
‫توکیوکی-ساما، این استراتژی رو کجا طراحی کردین؟

106
00:06:29,130 --> 00:06:30,890
‫توی راه برگشت از کیو.

107
00:06:31,600 --> 00:06:34,890
‫البته جزئیات دقیق و ریزه‌کاری‌هاش زحمت فوبوکی و شیزوکو بود.

108
00:06:35,520 --> 00:06:38,440
‫من فقط خط مشی کلی رو مشخص کردم.

109
00:06:39,270 --> 00:06:41,060
‫نمی‌خوام قشون شینانو...

110
00:06:41,150 --> 00:06:43,520
‫توی یه حمله‌ی انتحاری و روبه‌رو بی‌خودی تلف بشن.

111
00:06:44,440 --> 00:06:46,490
‫فکر کردم شاید چاره‌ی کار توی مسیری باشه...

112
00:06:46,570 --> 00:06:49,360
‫که در نگاه اول کاملاً خلاف چارچوب‌های فکری معموله.

113
00:06:51,030 --> 00:06:55,120
‫تجربیات کیو حسابی توکیوکی-ساما رو پخته و بزرگ کرده.

114
00:06:55,950 --> 00:06:59,750
‫یاد گرفته نه فقط همون چیزی که در لحظه جلوی روشه،

115
00:06:59,830 --> 00:07:01,210
‫بلکه کل سرنوشت کشور رو ببینه.

116
00:07:04,000 --> 00:07:06,800
‫پس تصویب شد، توکیتسوگو. می‌ریم سمت شمال.

117
00:07:07,300 --> 00:07:08,550
‫چشم، پدر.

118
00:07:10,340 --> 00:07:13,010
‫با این‌حال، قبل از اینکه چشم به کاماکورا بدوزیم،

119
00:07:13,100 --> 00:07:16,640
‫یه سد محکم و قوی همین‌جا توی شینانو جلومونه.

120
00:07:17,850 --> 00:07:20,560
‫حاکم شینانو، اوگاساوارا سادامونه.

121
00:07:21,440 --> 00:07:24,520
‫اون جزو اولین کسایی بود که کاماکورا رو ول کرد و به تاکائوجی پیوست،

122
00:07:24,610 --> 00:07:28,690
‫و توی این دو سال انقدر خودش رو بالا کشید که قدرتمندترین نیروی شینانو شد.

123
00:07:29,700 --> 00:07:34,070
‫اگه شینانو رو به قصد کاماکورا ترک کنیم،
‫بی‌بروبرگرد از پشت بهمون خنجر می‌زنه.

124
00:07:34,660 --> 00:07:40,500
‫برای این‌که تهدید از پشت سرمون رو از بین ببریم،
‫اول از همه باید دخل اونو شکست بدیم.

125
00:07:43,040 --> 00:07:47,090
‫طرف حساب شدن با اون کهنه‌سرباز کارکشته باشه به عهده‌ی من.

126
00:07:47,840 --> 00:07:53,090
‫اما سادامونه یه فرمانده داره که حتی برای منم یه متغیر غیرقابل پیش‌بینیه.

127
00:07:53,800 --> 00:07:55,140
‫توکیوکی-ساما،

128
00:07:55,220 --> 00:07:58,000
‫ازتون می‌خوام برگ برنده‌ی سادامونه رو...

129
00:07:58,710 --> 00:08:01,310
‫همون شوکان رو... سر به نیست کنین.

130
00:08:04,730 --> 00:08:07,480
‫یه استراتژیست مرموز که از ناکجاآباد سر و کله‌ش پیدا شده.

131
00:08:08,110 --> 00:08:10,150
‫بین تمام ارتش سووا،

132
00:08:10,240 --> 00:08:14,530
‫اونی که بیشتر از همه زیر و بمش رو می‌شناسه کسی نیست... جز خود شما.

133
00:08:16,120 --> 00:08:18,240
‫بزرگ‌ترین ترسم اینه که دوباره با یکی از نقشه‌های عجیب‌و‌غریبش...

134
00:08:18,330 --> 00:08:20,040
‫ورق جنگ رو به شکل چشم‌گیری برگردونه.

135
00:08:20,950 --> 00:08:23,120
‫ازتون می‌خوام قبل از اینکه دست از پا خطا کنه جلوش رو بگیرین.

136
00:08:27,790 --> 00:08:30,960
‫بعد از دیدن اون نبوغ نظامی که چند لحظه پیش نشون دادین، چنین تصمیمی گرفتم.

137
00:08:31,670 --> 00:08:34,800
‫با این پختگی که الان دارین، مطمئنم از پسش برمیایین.

138
00:08:38,890 --> 00:08:40,720
‫در محضر ارباب وایسادین!

139
00:08:40,810 --> 00:08:41,810
‫شل نیاین!

140
00:08:43,020 --> 00:08:46,100
‫طبق گزارش تنگوهایی که از طرف تاکائوجی-ساما فرستاده شدن،

141
00:08:46,190 --> 00:08:50,730
‫بعیده سووا به این زودی‌ها خیال جنگ داشته باشه، ولی…

142
00:08:52,400 --> 00:08:54,530
‫یه غریبه چی از این مسائل حالیشه؟

143
00:08:55,030 --> 00:08:56,990
‫یوریشیگه قشون‌کشی می‌کنه.

144
00:08:57,660 --> 00:09:00,870
‫سال‌هاست می‌شناسمش. بهتر از هر بنی‌بشری اینو می‌دونم.

145
00:09:01,580 --> 00:09:03,830
‫قربان، گزارش دارم.

146
00:09:04,620 --> 00:09:07,250
‫اینوکای و توکوایوا که خیال می‌کردیم تارومارشون کردیم،

147
00:09:07,330 --> 00:09:11,460
‫توی کوه‌ها سنگر گرفتن و چپ و راست به نیروهای ما شبیخون می‌زنن.

148
00:09:11,960 --> 00:09:16,300
‫اگه همین‌جوری پیش بره، به مرور تهِ قوای ما درمیاد.

149
00:09:17,550 --> 00:09:20,600
‫چشمم به درایت و نقشه‌های توئه، شوکان.

150
00:09:21,180 --> 00:09:23,730
‫ببینم چطور سرِ یوریشیگه رو برام میاری!

151
00:09:26,730 --> 00:09:28,150
‫بسپارینش به من.

152
00:09:30,110 --> 00:09:32,530
‫جونم رو به شما مدیونم، ارباب.

153
00:09:33,030 --> 00:09:36,910
‫با سلاخی کردن تک‌تک سربازهای سووا این دِین رو صاف می‌کنم.

154
00:09:39,640 --> 00:09:40,490
‫هیــــا!

155
00:09:42,830 --> 00:09:44,960
‫حسابی قبراق و پرانرژی‌ان.

156
00:09:45,540 --> 00:09:48,960
‫پس تمام این آدما طرفِ مان؟

157
00:09:49,040 --> 00:09:52,170
‫این‌ها حزب کاماکوراان، که از ملازمان نجات‌یافته‌ی خاندان هوجو تشکیل شدن.

158
00:09:52,880 --> 00:09:56,010
‫قراره به‌عنوان سربازان تحت امر مستقیم خودم خدمت کنن.

159
00:09:56,760 --> 00:09:59,640
‫خـــب... نظرت چیه، چوجومارو؟

160
00:10:00,870 --> 00:10:05,750
‫رهبر حزب کاماکورا

161
00:10:00,870 --> 00:10:05,750
‫میــــــورا هـــاچیــــرو

162
00:10:02,430 --> 00:10:04,350
‫توی دل کوه‌ها، جایی که عقل هیچ‌کس بهش نمی‌رسه،

163
00:10:04,430 --> 00:10:06,270
‫داشتیم دندون‌هامون رو تیز می‌کردیم.

164
00:10:06,350 --> 00:10:09,520
‫یوریشیگه-دونو خودش پیغام‌رسان فرستاد.

165
00:10:09,610 --> 00:10:11,980
‫این یعنی جنگ سرنوشت‌ساز بالأخره بیخ گوشمونه.

166
00:10:13,190 --> 00:10:17,240
‫واسه ماهایی که تا آخرین لحظه به هوجو-ساما وفادار موندیم،

167
00:10:17,320 --> 00:10:19,450
‫این دو سال جهنم محض بود.

168
00:10:20,740 --> 00:10:24,410
‫هم‌رزم‌هامون به دست یه مشت خائن به‌عنوان مجرم اعدام شدن

169
00:10:24,490 --> 00:10:27,460
‫و از خاندان‌هایی که به ارباباشون نارو زده بودن طرد شدیم.

170
00:10:28,040 --> 00:10:31,420
‫با این‌همه، سر سوزنی از عهدی که بستیم کوتاه نیومدیم.

171
00:10:32,090 --> 00:10:36,130
‫همه‌ش واسه همین لحظه بود! برای جنگیدن به نام و شرف اربابمون!

172
00:10:40,510 --> 00:10:41,510
‫واقعاً ممنونم.

173
00:10:44,100 --> 00:10:45,680
‫راستی، چوجومارو.

174
00:10:45,770 --> 00:10:49,850
‫یوریشیگه-دونو قراره ما رو تحت فرماندهی کی بذاره؟

175
00:10:51,270 --> 00:10:53,610
‫اون دلاور سرسخت، اونّو-دونو؟

176
00:10:55,320 --> 00:10:57,150
‫چشم آسمانی، نزو-دونو؟

177
00:10:58,700 --> 00:11:00,820
‫یا موچیزوکی-دونوی همه‌فن‌حریف؟

178
00:11:02,870 --> 00:11:04,450
‫دیگه طاقت ندارم!

179
00:11:04,540 --> 00:11:08,710
‫هر سه‌تاشون فرمانده‌های نام‌داری هستن
‫که آوازه‌شون گوش میدون جنگ رو کر کرده!

180
00:11:08,790 --> 00:11:11,080
‫مردایی که با خیال راحت می‌شه جون رو بهشون سپرد!

181
00:11:11,170 --> 00:11:16,510
‫باورم نمی‌شه، زیر دست اون اونّو کنیم! اون نزو! اون موچیزوکی خدمت می‌کنیم...!

182
00:11:16,590 --> 00:11:18,010
‫توی این دو سال…

183
00:11:18,090 --> 00:11:21,130
‫بالأخره اون همه خفتی که با انگِ خائن بودن کشیدیم...

184
00:11:21,220 --> 00:11:22,260
‫داره جواب می‌ده!

185
00:11:22,340 --> 00:11:23,930
‫میورا-دونو!

186
00:11:24,010 --> 00:11:27,890
‫می‌دونم همه‌تون کلی عذاب کشیدین، ولی حالا بالأخره…

187
00:11:30,270 --> 00:11:31,520
‫خب…

188
00:11:33,230 --> 00:11:34,400
‫فرمانده‌تون منم.

189
00:11:36,730 --> 00:11:39,900
‫منم. من کسی‌ام که قراره به همه‌تون دستور بده.

190
00:11:42,910 --> 00:11:45,830
‫عـــــــــــــــــــــه؟

191
00:11:47,950 --> 00:11:51,170
‫جوری وا رفتن که انگار دنیا به آخر رسیده.

192
00:11:51,830 --> 00:11:54,130
‫هویت واقعی شما رو نمی‌دونن، ارباب.

193
00:11:54,210 --> 00:11:55,540
‫طبیعیه خب.

194
00:11:56,170 --> 00:11:58,260
‫اگه بهشون می‌گفتین احتمالاً بال میاوردن.

195
00:12:00,050 --> 00:12:03,050
‫هنوز نباید از اسم هوجو استفاده کنی.

196
00:12:04,140 --> 00:12:07,430
‫خودمم می‌خوام تا آخرین لحظه‌ی ممکن مخفی بمونه.

197
00:12:08,140 --> 00:12:10,930
‫اما اگه برای فرمانداری به نام و اصل و نسبت تکیه کنی،

198
00:12:11,020 --> 00:12:12,940
‫هیچ‌وقت اعتماد واقعی رو به‌دست نمیاری.

199
00:12:13,850 --> 00:12:17,730
‫وقتیی ارباب کیسو یوشیناکا، قهرمان شینانو، علم قیام برداشت،

200
00:12:17,820 --> 00:12:19,990
‫ایشون هم دلِ جنگجوهای شینانو رو...

201
00:12:20,070 --> 00:12:22,070
‫با پیروزی توی اولین نبردش به‌دست آورد.

202
00:12:23,320 --> 00:12:25,910
‫شما هم باید اون شوکان رو شکست بدین...

203
00:12:25,990 --> 00:12:30,500
‫تا وفاداریِ بی‌چون‌وچرای حزب کاماکورا رو به دست بیارین.

204
00:12:36,710 --> 00:12:38,550
‫منم همون می‌شم.

205
00:12:38,630 --> 00:12:41,050
‫فرمانده‌ی کلی که لیاقت این رو داشته باشه که رهبرشون باشه.

206
00:12:41,720 --> 00:12:43,880
‫بی‌نظیره، ارباب جوان.

207
00:12:44,840 --> 00:12:47,760
‫تکنیک «شمشیر بودای سنگ‌دل» وقتی دیده بشه دیگه برای بار دوم جواب نمی‌ده.

208
00:12:48,310 --> 00:12:52,020
‫تازه، شوکان بد پیله و محتاطه، دفاعش هم مو لای درزش نمی‌ره.

209
00:12:52,850 --> 00:12:54,140
‫حتی برای یه سامورایی تراز اول هم،

210
00:12:54,230 --> 00:12:56,360
‫شکست دادنش با شمشیر کار خیلی سختیه.

211
00:12:57,610 --> 00:12:59,690
‫برای همین این یه تکنیک جدیده برای سوراخ کردن خِرخِره‌ی...

212
00:12:59,780 --> 00:13:01,030
‫همچین حریف کله‌گنده‌ای.

213
00:13:01,740 --> 00:13:02,990
‫اسمش رو گذاشتم…

214
00:13:03,070 --> 00:13:08,230
‫تیغِ

215
00:13:03,300 --> 00:13:08,230
‫عریانِ

216
00:13:03,550 --> 00:13:08,230
‫دو

217
00:13:03,800 --> 00:13:08,230
‫نیش

218
00:13:04,610 --> 00:13:05,910
‫…«تیغ عریانِ دو نیش».

219
00:13:09,280 --> 00:13:11,580
‫تو هم یه نقشه‌ی مخفی واسه خودت داری، نه؟

220
00:13:12,160 --> 00:13:16,580
‫خب، توی کیو یه سری خرت‌وپرت دستم رسید و یه دستکاری ریزی توشون کردم.

221
00:13:17,250 --> 00:13:20,210
‫پس لخت شدنت تنها بلایی نبود که سرت اومد.

222
00:13:20,300 --> 00:13:22,920
‫چی گفتی، پدرســـوخته؟ تنت می‌خاره؟

223
00:13:26,640 --> 00:13:29,140
‫تدابیرمون علیه خودِ شوکان حاضره.

224
00:13:29,810 --> 00:13:33,140
‫چیزی که مونده، نقشه‌ای برای درهم شکستن ارتشیه که فرماندهی می‌کنه…

225
00:13:33,930 --> 00:13:36,270
‫نقشه‌ی شیزوکو امیدوارکننده به نظر میاد.

226
00:13:37,350 --> 00:13:39,480
‫با شناخت کاملی که نسبت به شینانو داره،

227
00:13:39,980 --> 00:13:42,150
‫بیاین ارتشی که شوکانِ غریبه هدایت می‌کنه رو زمین بزنیم.

228
00:13:42,650 --> 00:13:45,570
‫ولی نقشه‌ی من یه مشکل اساسی داره.

229
00:13:46,640 --> 00:13:54,310
‫ارتــش شوکان

230
00:13:48,160 --> 00:13:51,120
‫برای این‌که تهدید دشمن رو به کل نابود کنیم، ۳۰۰ سواره‌نظام لازم دارم.

231
00:13:51,200 --> 00:13:54,250
‫صد نفرِ حزب کاماکورا اون قدرت تخریب لازم رو ندارن.

232
00:13:54,330 --> 00:13:55,790
‫پس لنگِ تعدادیم.

233
00:14:00,380 --> 00:14:01,030
‫فهمیدم!

234
00:14:01,280 --> 00:14:02,170
‫آیا-چان؟

235
00:14:02,250 --> 00:14:03,550
‫نقشه‌ای داری؟

236
00:14:03,630 --> 00:14:04,910
‫زودباش بگو دیگه.

237
00:14:05,200 --> 00:14:06,180
‫بگو بشنویم.

238
00:14:06,260 --> 00:14:09,390
‫هر کدوممون جای سه نفر می‌جنگیم!

239
00:14:11,510 --> 00:14:15,480
‫با زوری که تو داری آیاکو، شاید حتی بتونی حریفِ بیشتر از سه نفرم بشی.

240
00:14:16,310 --> 00:14:18,810
‫اگه بتونیم آرایش نظامی دشمن رو از هم بپاشونیم…

241
00:14:19,440 --> 00:14:22,360
‫اون‌وقت به قلب نیروهاشون می‌زنیم و با یه ضربه کارشون رو تموم می‌کنیم؟

242
00:14:22,440 --> 00:14:25,530
‫به‌جاش، کار عقلانی‌تر اینه که خطوط تدارکاتیشون رو قطع کنیم.

243
00:14:28,280 --> 00:14:29,950
‫ممنونم، بچه‌ها!

244
00:14:32,410 --> 00:14:34,200
‫ببینم می‌تونم یه فکری براش بکنم یا نه.

245
00:14:42,670 --> 00:14:43,960
‫با این‌همه...

246
00:14:45,590 --> 00:14:47,840
‫یه نقشه برای جبران کمبود نیرو…

247
00:14:53,010 --> 00:14:54,160
‫توی همچین موقعیتی...

248
00:14:55,040 --> 00:14:56,890
‫اگه کوسونوکی-دونو بود چی‌کار می‌کرد؟

249
00:15:01,310 --> 00:15:09,050
‫اه. موعد تحویل خیلی نزدیکه. دلم می‌خواد در برم.

250
00:15:02,170 --> 00:15:05,070
‫انقدر خرچنگ‌قورباغه نوشته که هیچی نمی‌شه خوند!

251
00:15:05,570 --> 00:15:08,400
‫تازه کاملاً مشخصه داره از چیزایی می‌نویسه که هیچ ربطی به قضیه نداره!

252
00:15:27,010 --> 00:15:30,880
‫کل شب طول کشید و به زور تونستم مقدمه‌ش رو تموم کنم، ولی…

253
00:15:31,890 --> 00:15:34,100
‫برای من، استراتژی فقط توی دلِ...

254
00:15:34,760 --> 00:15:38,020
‫تجربیاتی پیدا می‌شه که با گوشت و پوستم چشیدمشون.

255
00:15:38,890 --> 00:15:43,520
‫توی زندگی با کی دمخور شدم، چی به چشم دیدم و چی حس کردم…

256
00:15:44,060 --> 00:15:46,690
‫اگه حواسم باشه تک‌تک اون خاطرات رو فراموش نکنم…

257
00:15:47,530 --> 00:15:49,900
‫اون‌وقت توی یه بزنگاه غیرمنتظره، یه خاطره‌ی غیرمنتظره...

258
00:15:50,740 --> 00:15:53,490
‫می‌تونه بشه سلاحی برای زمین زدن دشمن.

259
00:15:54,200 --> 00:15:57,240
‫با کی دمخور شدم… و چی حس کردم…

260
00:16:00,120 --> 00:16:02,920
‫اون دو سال پرماجرایی که توی شینانو گذروندم…

261
00:16:04,250 --> 00:16:06,880
‫خاطرات... من…

262
00:16:36,910 --> 00:16:38,950
‫همه‌شون خاطرات یه مشت خُل‌وچلـــه!

263
00:16:39,040 --> 00:16:40,450
‫نه، بی‌احترامیه.

264
00:16:41,000 --> 00:16:44,210
‫نمی‌تونم به تمام کسایی که توی شینانو کمکم کردن بگم خل‌وچل.

265
00:16:44,920 --> 00:16:46,710
‫حتماً آدم حسابی هم بینشون پیدا می‌شه.

266
00:16:47,380 --> 00:16:51,170
‫یادت بیار. یه چیز به درد بخور…

267
00:16:51,840 --> 00:16:53,090
‫یه چیز به درد بخور…

268
00:16:53,930 --> 00:16:55,640
‫نه، منظورم این نبود!

269
00:16:56,800 --> 00:16:58,390
‫استفاده از اون زیادی بی‌پروایی می‌شه؟

270
00:16:59,520 --> 00:17:02,180
‫نه. همه توی شینانو این کار رو می‌کنن.

271
00:17:02,980 --> 00:17:06,020
‫اگه نقشه‌ی شیزوکو رو یه دستکاری کوچیک بکنم، قشنگ می‌شینه سر جاش.

272
00:17:07,230 --> 00:17:08,610
‫نیروی کمکی‌مون رو پیدا کردم.

273
00:17:09,150 --> 00:17:10,940
‫با این، دخلِ شوکان رو میاریم.

274
00:17:16,110 --> 00:17:17,820
‫پدر. برادر.

275
00:17:18,580 --> 00:17:21,750
‫لطفاً اولین نبرد واقعی توکیوکی رو تماشا کنین.

276
00:17:24,210 --> 00:17:25,460
‫بمیر، نکبت!

277
00:17:25,540 --> 00:17:27,330
‫خودت بمیر مرتیکه!

278
00:17:30,340 --> 00:17:31,800
‫الان بالا میارم.

279
00:17:31,880 --> 00:17:36,260
‫از وقتی ناقوس معبد رو دزدیدیم و زدیم به چاک، انقدر عرق نریخته بودم.

280
00:17:37,850 --> 00:17:39,100
‫گل گفتی.

281
00:17:39,180 --> 00:17:40,760
‫خاطرات زنده شد.

282
00:17:41,390 --> 00:17:44,350
‫همه‌ش داریم تمرین خشک و خالی می‌کنیم، شُل شدیم.

283
00:17:44,430 --> 00:17:45,980
‫هی، به نظرت وقتش نرسیده بریم...

284
00:17:46,060 --> 00:17:48,560
‫یه کم زنگار از روی شمشیرامون بتکونیم؟

285
00:17:50,110 --> 00:17:51,110
‫پایه‌ام.

286
00:17:51,610 --> 00:17:54,530
‫الان دیگه سرتاسر این‌جا مال رئیسه، مگه نه؟

287
00:17:55,280 --> 00:17:59,280
‫یه زورگیری و خفت‌گیری کوچیک واسه
‫خالی کردن باد کله‌مون مشکلی نداره دیگه، نه؟

288
00:17:59,370 --> 00:18:02,240
‫آره بابا. یه‌ذره که به جایی نمی‌خوره.

289
00:18:02,330 --> 00:18:04,370
‫هرکی هم شاخ شد، درجا می‌کشیمش.

290
00:18:07,710 --> 00:18:10,210
‫یه جیگرِ خوش‌تراش سمت غربی دیدم.

291
00:18:10,960 --> 00:18:14,510
‫به‌به. بریم یه حالی بهش بدیم؟

292
00:18:15,050 --> 00:18:17,340
‫هوا که تاریک شد چطوره؟

293
00:18:21,010 --> 00:18:22,890
‫رئیس...

294
00:18:23,430 --> 00:18:25,680
‫از لحظه‌ای که دوباره راهزن بشیم…

295
00:18:26,480 --> 00:18:29,270
‫دیگه قید اینکه مثل یه سامورایی با شرافت بمیریم رو زدیم.

296
00:18:30,520 --> 00:18:32,690
‫اگه می‌خواین همچین غلطی بکنین، بدون کله بکنین.

297
00:18:33,400 --> 00:18:36,320
‫اون‌طوری هیچ‌کس قیافه‌ی مقصر رو نمی‌بینه.

298
00:18:38,360 --> 00:18:39,820
‫نه. برمی‌گردیم سر تمرین.

299
00:18:40,530 --> 00:18:42,740
‫این روزا رئیس هم بدجوری خطریه ها به خدا...

300
00:18:47,790 --> 00:18:50,130
‫شنیدم اون هشت تا رعیتی که مالیات سالانه‌شون رو نداده بودن...

301
00:18:50,210 --> 00:18:54,130
‫و فرار کرده بودن رو با موفقیت دستگیر کردی.

302
00:18:54,710 --> 00:18:56,090
‫کارت عالی بود.

303
00:18:57,340 --> 00:18:59,890
‫این پاداشیه از طرف سادامونه-ساما.

304
00:19:00,470 --> 00:19:03,470
‫کلی هم ازت تعریف و تمجید کرد.

305
00:19:05,890 --> 00:19:07,890
‫نیازی به پاداش نیست.

306
00:19:08,600 --> 00:19:12,440
‫من صرفاً در خدمت این خاک و مردمانش هستم.

307
00:19:12,940 --> 00:19:15,190
‫چه ستودنی، شوکان.

308
00:19:15,690 --> 00:19:19,610
‫انگار خودِ بودا توی وجودت زنده شده.

309
00:19:20,360 --> 00:19:21,870
‫چشمم به دست‌های توئه.

310
00:19:22,910 --> 00:19:25,740
‫خیلی چیزا به زحمت‌های تو بستگی داره.

311
00:19:30,000 --> 00:19:31,000
‫کدخدای عزیز.

312
00:19:33,420 --> 00:19:34,420
‫بفرمایین.

313
00:19:37,510 --> 00:19:39,630
‫این خربزه‌های ترش عجب خوش‌رنگ و لعابن.

314
00:19:40,130 --> 00:19:42,890
‫مثل همیشه دستت درد نکنه، خانوم‌کوچولو.

315
00:19:44,050 --> 00:19:48,890
‫مادربزرگم دستور دادن تا هنوز خنکن برسونمشون دستتون.

316
00:19:48,980 --> 00:19:53,860
‫جانم؟ اگه دستور از بالاست، پس معطلی جایز نیست.

317
00:19:54,360 --> 00:19:56,150
‫بهتره همین الان نوش جان کنم.

318
00:20:01,320 --> 00:20:02,720
‫همه دارن می‌گن...

319
00:20:03,390 --> 00:20:05,910
‫کدخدای جدیدمون کارش رو خوب بلده...

320
00:20:05,990 --> 00:20:07,660
‫و هوای مردم این‌جا رو داره.

321
00:20:10,540 --> 00:20:11,790
‫شما دارین می‌رین جنگ؟

322
00:20:12,670 --> 00:20:13,670
‫احتمالاً.

323
00:20:14,670 --> 00:20:16,300
‫چرا می‌رین جنگ؟

324
00:20:17,130 --> 00:20:20,300
‫توی جنگ، با شمشیر به جون دشمنا میفتین، نه؟

325
00:20:21,880 --> 00:20:24,760
‫من دلم نمی‌خواد بمیرین، جناب کدخدا.

326
00:20:27,720 --> 00:20:29,770
‫چی شده، جناب کدخدا؟

327
00:20:29,850 --> 00:20:32,940
‫می‌گم… حالتون خوبه، جناب کدخدا؟

328
00:20:33,770 --> 00:20:36,980
‫کاری که می‌کنیم اینه که دندون‌ها و زبونتون رو قشنگ درمیاریم،

329
00:20:37,070 --> 00:20:40,860
‫تاندون پای راستتون رو هم یه تیغ ملایم می‌زنیم و می‌شین برده.

330
00:20:42,950 --> 00:20:45,950
‫این بچه‌ها باید تا آخر عمر توی جهنم بسوزن.

331
00:20:46,030 --> 00:20:50,410
‫آسایش و آزادی‌ای که زیر پر و بال پدر و مادرشون داشتن دیگه هیچ‌وقت برنمی‌گرده.

332
00:20:51,000 --> 00:20:54,250
‫بمیر… بمیر… بمیر…

333
00:20:55,710 --> 00:20:56,920
‫چقدر دلم به حالشون می‌سوزه.

334
00:20:57,460 --> 00:21:00,630
‫یه زندگی ترحم‌برانگیز پر از ناامیدی.

335
00:21:05,140 --> 00:21:07,600
‫جناب کدخدا، حالتون خوبه؟

336
00:21:08,850 --> 00:21:11,480
‫توی تاریکی راه رو گم می‌کنم و عذاب می‌کشم.

337
00:21:11,980 --> 00:21:16,060
‫نور که می‌تابه، گناهان گذشته‌م رو برملا می‌کنه.

338
00:21:18,020 --> 00:21:22,240
‫در نهایت، هرجا که برم، این دنیا برام جهنمه.

339
00:21:24,070 --> 00:21:26,240
‫می‌دونی دخترم، دلِ این پیرمرد…

340
00:21:27,620 --> 00:21:33,120
‫توسط بودا از ناپاکی‌ها شسته شد و جونش توسط ارباب فعلیم نجات پیدا کرد.

341
00:21:34,370 --> 00:21:40,050
‫برای این‌که دِینم رو به اربابم صاف کنم، باید خودِ بودا رو بکشم.

342
00:21:41,840 --> 00:21:44,470
‫سر درنمیارم چی می‌گین.

343
00:21:45,380 --> 00:21:48,430
‫ولی اگه کدخدای مهربون و عاقلی مثل شما این تصمیم رو گرفته،

344
00:21:48,510 --> 00:21:50,100
‫حتماً کار درست همینه.

345
00:21:50,760 --> 00:21:52,930
‫قول بدین زنده برمی‌گردین.

346
00:21:53,520 --> 00:21:54,520
‫قول بدین‌ ها.

347
00:21:55,060 --> 00:21:56,810
‫حتماً.

348
00:21:59,650 --> 00:22:03,150
‫این پیرمرد به طرز وحشتناکی قدرتمنده.

349
00:22:05,000 --> 00:22:15,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

350
00:23:39,040 --> 00:23:39,920
‫بزن بریم!

351
00:23:39,040 --> 00:23:40,020
‫قسمت ۲۴ (سال ۱۳۳۵)

352
00:23:39,040 --> 00:23:40,020
‫دوران
