1
00:00:00,020 --> 00:00:08,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:09,210 --> 00:00:12,380
‫برادر… پدر…

3
00:00:12,470 --> 00:00:13,840
‫اتفاقی افتاده؟

4
00:00:14,720 --> 00:00:17,180
‫این‌جا جای یه بچه نیست.

5
00:00:17,890 --> 00:00:20,520
‫داشتم قایم‌باشک بازی می‌کردم و گم شدم.

6
00:00:21,640 --> 00:00:24,690
‫حسابی راه دوری اومدی‌ها.

7
00:00:26,980 --> 00:00:30,780
‫ویلای پدرت خیلی اون‌طرف‌تره، از اون سمت.

8
00:00:32,990 --> 00:00:33,990
‫شما کی هستین؟

9
00:00:35,780 --> 00:00:39,830
‫یکی از خراج‌گزاران ایالت شیموتسوکه، آشیکاگا تاکائوجی هستم.

10
00:00:40,580 --> 00:00:45,150
‫شنیدم چون تاکاتوکی-ساما، نایب‌السلطنه،،
‫پسر دردونه‌ش رو گم کرده حسابی قشقرق به پا شده.

11
00:00:45,830 --> 00:00:47,790
‫و یه جورایی به دلم افتاد که ممکنه این دور و برا باشی.

12
00:00:49,170 --> 00:00:51,170
‫«به دلتون افتاد»؟

13
00:00:52,300 --> 00:00:54,970
‫خب، بریم برت گردونم پیش خانواده‌ت.

14
00:00:56,970 --> 00:01:00,560
‫نه. عصبانی می‌شن و قایم‌باشک بازی کردن رو برام غدغن می‌کنن.

15
00:01:00,640 --> 00:01:02,680
‫ترجیح می‌دم بمیرم تا اینکه دیگه نتونم فرار کنم.

16
00:01:02,770 --> 00:01:05,270
‫چرا انقدر به فرار کردن اصرار داری؟

17
00:01:09,060 --> 00:01:10,230
‫خیلی‌خب!

18
00:01:10,320 --> 00:01:13,780
‫پس اگه قایم‌باشک رو برات ممنوع کردن،

19
00:01:13,860 --> 00:01:16,280
‫منی که تاکائوجی باشم، یواشکی و بی اینکه پدرت بفهمه گرگ می‌شم...

20
00:01:16,360 --> 00:01:17,910
‫تا بیام دنبالت بگردم.

21
00:01:18,530 --> 00:01:20,490
‫شامه‌م خیلی تیزه.

22
00:01:21,080 --> 00:01:23,620
‫هرجا هم که فرار کنی، پیدات می‌کنم.

23
00:01:27,040 --> 00:01:28,380
‫واقعاً؟

24
00:01:28,460 --> 00:01:29,710
‫آره!

25
00:01:30,380 --> 00:01:31,750
‫حتی تا قعر جهنم؟

26
00:01:32,300 --> 00:01:33,630
‫عــه؟ جهنم؟

27
00:01:33,710 --> 00:01:37,300
‫آرزوم اینه که با یه دیوِ واقعی گرگم‌به‌هوا بازی کنم.

28
00:01:37,380 --> 00:01:38,390
‫بیا باهم بازیش کنیم!

29
00:01:39,220 --> 00:01:41,890
‫توی این سن و سال، عجب آرزوی خطرناکی داری!

30
00:01:42,470 --> 00:01:44,810
‫باشه؟ بهم قول بده!

31
00:02:06,160 --> 00:02:11,570
‫Translation & TypeSetting: SayaKa & Dawn

32
00:03:19,490 --> 00:03:22,720
عمارت کین‌مونه سایونجی

33
00:03:23,240 --> 00:03:27,040
‫پس‌فردا، دو تا ضیافت بزرگ به صورت هم‌زمان برگزار می‌شه.

34
00:03:28,540 --> 00:03:29,960
‫یکیش توی عمارت سایونجیه؛

35
00:03:30,620 --> 00:03:33,170
‫ضیافتی که یاسوایه-دونو قراره توش امپراتور رو به قتل برسونه.

36
00:03:34,380 --> 00:03:36,460
‫اون یکی هم توی عمارت کوسونوکیه؛

37
00:03:36,550 --> 00:03:39,630
‫ضیافتی که قطعاً آشیکاگا تاکائوجی توش شرکت می‌کنه.

38
00:03:40,840 --> 00:03:43,760
‫ما هم دقیقاً هم‌زمان با قتل امپراتور توسط یاسوایه-دونو...

39
00:03:43,840 --> 00:03:45,850
‫تاکائوجی رو به قتل می‌رسونیم.

40
00:03:46,640 --> 00:03:48,100
‫نقشه‌م همینه.

41
00:03:48,680 --> 00:03:50,480
‫حتی اگه هر دو نقشه هم شکست بخوره،

42
00:03:51,020 --> 00:03:54,020
‫بازم می‌تونیم یه هرج و مرج کوبنده توی حکومت فعلی راه بندازیم.

43
00:03:54,100 --> 00:03:56,150
‫به نظرم ارزش امتحان کردنو داره.

44
00:03:56,230 --> 00:03:59,740
‫کشتن تاکائوجی که سردسته‌ی جنگجوهاست، الان تأثیرش از...

45
00:03:59,820 --> 00:04:00,990
‫کشتن امپراتور هم بیشتره.

46
00:04:01,070 --> 00:04:05,200
‫پدرم می‌گفت اقدام به قتل در برابر تاکائوجی جواب نمی‌ده.

47
00:04:05,870 --> 00:04:08,700
‫نباید بی‌خودی بی‌گدار به آب بزنیم.

48
00:04:08,790 --> 00:04:12,830
‫آره. به نظرم اولویت اول اینه که ارباب جوان رو صحیح و سالم برگردونیم شینانو.

49
00:04:13,620 --> 00:04:15,330
‫تو چی می‌گی، پسر؟

50
00:04:15,420 --> 00:04:18,670
‫با وجود این‌همه خطر، آمادگی کشتن تاکائوجی رو داری؟

51
00:04:22,300 --> 00:04:23,510
‫اگه ببینمش،

52
00:04:23,590 --> 00:04:25,970
‫خیلی بیشتر از کشتنش، یه خروار سوال هست که دلم می‌خواد ازش بپرسم.

53
00:04:26,720 --> 00:04:29,430
‫چرا... به خاندان هوجو خیانت کرد؟

54
00:04:30,220 --> 00:04:32,520
‫اگه بهش نشون بدم که هنوز زنده‌ام،

55
00:04:33,230 --> 00:04:35,190
‫چه‌جوری بهم نگاه می‌کنه؟

56
00:04:36,190 --> 00:04:37,190
‫ولی…

57
00:04:39,820 --> 00:04:41,530
‫بیاین شانسمون رو امتحان کنیم و بریم تو کارش.

58
00:04:41,610 --> 00:04:45,160
‫حتی اگه شکست هم بخوریم، از قبل مسیرهای فرار رو زیرنظر داشتیم.

59
00:04:45,240 --> 00:04:46,910
‫به دو تا گروه تقسیم می‌شیم.

60
00:04:46,990 --> 00:04:50,410
‫کوجیرو، فوبوکی و گنبا، شما برای قتل تاکائوجی اقدام می‌کنین.

61
00:04:51,200 --> 00:04:53,910
‫شیزوکو و آیاکو، کار شما فراری دادن عموجانه.

62
00:04:55,670 --> 00:04:59,170
‫منم می‌رم مسیر فرار رو به عموم توضیح بدم.

63
00:05:01,240 --> 00:05:05,200
‫جدی؟!

64
00:05:01,260 --> 00:05:04,050
‫نقشه‌م برای قتل امپراتور شکست می‌خوره؟

65
00:05:05,800 --> 00:05:08,220
‫پس یوریشیگه اینو از من مخفی کرده بود.

66
00:05:08,760 --> 00:05:11,180
‫ولی پیش‌گویی‌های یوریشیگه همیشه هم دقیق نیست.

67
00:05:11,250 --> 00:05:15,880
‫پولمو پس بدین

68
00:05:12,350 --> 00:05:15,100
‫یه بار بهش اعتماد کردم، تاوان سنگینی هم پاش دادم.

69
00:05:15,890 --> 00:05:17,730
بریم تو کارش

70
00:05:17,810 --> 00:05:20,110
‫تا امتحان نکنیم که نمی‌فهمیم.

71
00:05:20,190 --> 00:05:21,730
‫می‌دونم.

72
00:05:21,820 --> 00:05:24,860
‫شما وقتی یه تصمیمی بگیرین، محاله نظرتون عوض بشه.

73
00:05:25,650 --> 00:05:29,240
‫اما ما برای شما و جناب سایونجی اسب آماده کردیم.

74
00:05:30,030 --> 00:05:34,710
‫اگه نقشه نگرفت، لطفاً با راهنمایی شیزوکو و آیاکو فرار کنین.

75
00:05:35,580 --> 00:05:37,040
‫فهمیدم.

76
00:05:39,000 --> 00:05:40,880
‫خودت می‌خوای چی‌کار کنی، توکیوکی-دونو؟

77
00:05:43,130 --> 00:05:45,800
‫یه کاری پیش اومده که نمی‌تونم از زیرش شونه خالی کنم.

78
00:05:46,470 --> 00:05:47,930
‫نگران نباشین.

79
00:05:48,010 --> 00:05:51,180
‫کارمون که تموم شد، توی نقطه‌ی قرار همدیگه رو می‌بینیم.

80
00:05:52,140 --> 00:05:53,140
‫خیلی‌خب.

81
00:06:00,610 --> 00:06:02,900
‫باید تمام و کمال آماده بشم...

82
00:06:04,280 --> 00:06:06,650
‫تا دست‌کم با یه دستاورد درست و درمون…

83
00:06:08,160 --> 00:06:10,280
‫همگی باهم به سمت شینانو فرار کنیم.

84
00:06:12,280 --> 00:06:14,480
روز عملیات (ساعت ۴ بعدازظهر)

85
00:06:22,130 --> 00:06:25,170
‫امروز قراره یه اتفاقی توی این پایتخت بیفته.

86
00:06:25,260 --> 00:06:26,510
‫یه حسی بهم می‌گه حتمیه.

87
00:06:27,880 --> 00:06:31,430
‫اون پسره… مثل اونایی نیست که فقط ادای باسارا رو درمیارن.

88
00:06:32,100 --> 00:06:35,600
‫درسته دهاتیه، ولی یه چیز مرموزی تو وجودش قایم شده.

89
00:06:50,610 --> 00:06:52,160
‫ولی چرا آخه؟

90
00:06:53,030 --> 00:06:55,040
‫این حس شوم و نحس چیه دیگه؟

91
00:06:57,000 --> 00:06:59,230
‫قرارگاه گارد امپراتوری (ساعت ۶ عصر)

92
00:06:59,250 --> 00:07:00,790
‫خب دیگه، یوشیسادا-دونو.

93
00:07:01,380 --> 00:07:04,920
‫امنیت شهر خیلی پایینه، لطفاً حسابی حواستون به قاتل‌ها باشه.

94
00:07:05,000 --> 00:07:07,550
‫شوخی می‌فرمایین، تاکائوجی-دونو.

95
00:07:07,630 --> 00:07:11,510
‫هیچ بنی‌بشری این‌قدر جرئت نداره که بخواد نیتّا یوشیسادا رو بکشه!

96
00:07:13,100 --> 00:07:16,720
‫سر هر قضیه‌ای، این آشیکاگاست که داره به نیتّا دستور می‌ده.

97
00:07:17,890 --> 00:07:19,270
‫یوشیسادا-ساما.

98
00:07:19,350 --> 00:07:22,940
‫با این وضع، انگار صرفاً شدین پادوی تاکائوجی.

99
00:07:23,020 --> 00:07:27,570
‫دستاوردی که توی فتح کاماکورا داشتین سرتر از مال تاکائوجی بود!

100
00:07:28,190 --> 00:07:29,700
‫نگران نباشین بابا.

101
00:07:29,780 --> 00:07:31,820
‫اگه برامون شاخ و شونه کشید، می‌شونیمش سر جاش!

102
00:07:32,820 --> 00:07:34,120
‫بزنیم به بدن!

103
00:07:34,200 --> 00:07:36,870
‫فکر کردن به آینده که شکم آدمو سیر نمی‌کنه!

104
00:07:38,250 --> 00:07:39,710
‫اربابمون…

105
00:07:40,330 --> 00:07:43,710
‫توی یه چشم‌به‌هم‌زدن رگبار تیرها رو درو می‌کنه،

106
00:07:43,790 --> 00:07:47,590
‫فرماندهی دلیرانه‌ش توی کاماکورا هم که توی تاریخ ثبت می‌شه.

107
00:07:47,670 --> 00:07:51,220
‫پر از غیرت و با هیبتی تراش‌خورده، رسماً نمونه‌ی کامل یه ساموراییه.

108
00:07:52,010 --> 00:07:53,590
‫ولی… می‌دونی چیه؟

109
00:07:53,680 --> 00:07:54,760
‫آره.

110
00:07:54,850 --> 00:07:57,810
‫همیشه یه علامتی بغل کله‌ش دیده می‌شه، نه؟

111
00:07:58,600 --> 00:07:59,640
‫چرا واقعاً؟

112
00:07:59,730 --> 00:08:05,110
‫یه جورایی حس می‌کنم کلاً تو باغ نیست و اصلاً نمی‌دونه دور و برش چه خبره.

113
00:08:07,360 --> 00:08:11,850
(ساعت ۷ شب)

114
00:08:08,440 --> 00:08:10,940
‫به زودی می‌رسیم به عمارت کوسونوکی-دونو.

115
00:08:11,030 --> 00:08:12,360
‫بله.

116
00:08:12,450 --> 00:08:15,950
‫اگه از من بپرسین، می‌گم اون روباه مکار، کوسونوکی خیلی خطریه.

117
00:08:16,530 --> 00:08:19,490
‫خیلی تیزتر از نیتّاست ولی پشت یه چهره‌ی مظلوم قایمش می‌کنه.

118
00:08:20,160 --> 00:08:22,540
‫به دیگران بدگمان نباش، مورویاسو.

119
00:08:22,620 --> 00:08:25,580
‫اون یه متحد قابل اعتماده که زیر دست همین امپراتور خدمت می‌کنه.

120
00:08:25,670 --> 00:08:28,460
‫خسته نباشین که تا این وقت شب کار کردین.

121
00:08:31,340 --> 00:08:32,720
‫کوسونوکی-دونو.

122
00:08:33,510 --> 00:08:35,010
‫شما خودتون اومدین پیشوازمون؟

123
00:08:35,890 --> 00:08:40,560
‫چرا خودتون شخصاً برای خوش‌آمدگویی اومدین، کوسونوکی-دونو؟

124
00:08:40,640 --> 00:08:43,230
‫اومدم بابت کوتاهی‌م عذرخواهی کنم.

125
00:08:43,310 --> 00:08:45,730
‫مهمون‌های قبلی همراهان بیشتری از حد انتظار داشتن،

126
00:08:45,810 --> 00:08:48,230
‫واسه همین جا برای اسب‌های بیشتر نمونده.

127
00:08:48,980 --> 00:08:52,110
‫تونستم برای اسب شما جا جور کنم، تاکائوجی-دونو، ولی…

128
00:08:52,740 --> 00:08:56,740
‫ملازمانتون باید همراه اینا برن به محل بستن اسب‌ها اون سمت.

129
00:08:58,330 --> 00:08:59,740
‫ولی در این صورت…

130
00:08:59,830 --> 00:09:01,830
‫عمارت من درست جلوتونه.

131
00:09:01,910 --> 00:09:05,420
‫من خودم شخصاً حفاظت از شما رو به عهده می‌گیرم، تاکائوجی-دونو.

132
00:09:05,500 --> 00:09:08,090
‫هوی یارو! خاندان آشیکاگا رو خیلی دست‌کم گرفتی‌ها!

133
00:09:08,170 --> 00:09:09,630
‫کافیه، مورویاسو.

134
00:09:10,960 --> 00:09:13,470
‫تقصیر خود ماست که دیر به ضیافت رسیدیم.

135
00:09:13,550 --> 00:09:15,470
‫بریم، کوسونوکی-دونو.

136
00:09:15,550 --> 00:09:17,340
‫خیلی لطف کردین. پس بفرمایین.

137
00:09:20,890 --> 00:09:23,600
‫کوسونوکی از اونی که فکر می‌کردم پخمه‌تره.

138
00:09:23,680 --> 00:09:26,730
‫احتمالاً عادت نداره مهمونی‌های به این بزرگی راه بندازه.

139
00:09:27,440 --> 00:09:30,480
‫هرچی نباشه، فقط یه تازه‌به‌دوران‌رسیده‌ی بی‌اصل‌ونسبه.

140
00:09:41,030 --> 00:09:43,080
‫ببینم، چقدر دیگه باید بریم؟

141
00:09:43,700 --> 00:09:46,870
‫فقط واسه بستن اسب‌ها راه خیلی درازی کشوندینمون.

142
00:09:46,960 --> 00:09:47,960
‫عـــه؟

143
00:09:48,460 --> 00:09:51,460
‫کوسونوکی-ساما بهمون گفتن وقتی به این دور و برا رسیدیم،

144
00:09:51,550 --> 00:09:54,010
‫مورونائو-دونو خودش می‌دونه اسب‌ها رو کجا ببنده.

145
00:10:00,010 --> 00:10:01,140
‫خب حالا،

146
00:10:01,220 --> 00:10:04,600
‫الان می‌خواین چی‌کار کنین؟ کوسونوکی-دونوی قلابی!

147
00:10:06,350 --> 00:10:08,400
‫تو که پشت اون درخت کاج قایم شدی!

148
00:10:08,980 --> 00:10:10,860
‫تا نیای بیرون که نمی‌تونی نشونه بگیری.

149
00:10:20,120 --> 00:10:22,780
‫آشیکاگا تاکائوجی، جونت رو تسلیم کن!

150
00:10:27,000 --> 00:10:28,250
‫گرفتمت!

151
00:10:30,960 --> 00:10:32,460
‫اوخ اوخ.

152
00:10:41,800 --> 00:10:42,850
‫غیبش زد؟!

153
00:10:43,760 --> 00:10:45,310
‫تو سر دسته‌شونی؟

154
00:10:46,930 --> 00:10:48,390
‫نه! صورتمو دید!

155
00:10:48,480 --> 00:10:52,020
‫لابد بچه‌ی یکی از سامورایی‌هایی هستی که توی کیو به فنا رفتن.

156
00:10:52,770 --> 00:10:56,280
‫تعجبی نداره آواره موندی و ازم کینه به دل گرفتی.

157
00:10:56,940 --> 00:10:59,400
‫ولی جونت رو الکی هدر نده.

158
00:11:00,280 --> 00:11:01,740
‫از قیافه‌ت که پیداست…

159
00:11:03,280 --> 00:11:05,200
‫تهِ تهش ده سالت باشه.

160
00:11:06,120 --> 00:11:07,580
‫عــه؟

161
00:11:07,660 --> 00:11:09,540
‫کلی چیز باحال برای لذت بردن توی این دنیا هست.

162
00:11:10,330 --> 00:11:13,630
‫کینه‌ت رو چند وقت بذار کنار و دنیا رو بشناس.

163
00:11:14,840 --> 00:11:17,630
‫یه روزی که طعم لذت واقعی زندگی رو چشیدی،

164
00:11:17,710 --> 00:11:20,630
‫این اخم و کینه هم از روی صورتت محو می‌شه!

165
00:11:21,840 --> 00:11:22,970
‫چی؟

166
00:11:24,300 --> 00:11:25,510
‫چی شد؟

167
00:11:26,810 --> 00:11:30,560
‫صورت من یادت نیست؟

168
00:11:31,100 --> 00:11:33,360
‫قبلاً همو دیدیم مگه؟

169
00:11:34,900 --> 00:11:35,940
‫شرمنده‌ام واقعاً.

170
00:11:36,570 --> 00:11:40,360
‫قیافه کسایی که ارتباط خاصی باهاشون ندارم رو خیلی زود فراموش می‌کنم.

171
00:11:40,450 --> 00:11:42,320
‫فراموش می‌کنی؟!

172
00:11:43,240 --> 00:11:46,080
‫من فقط می‌خوام به آینده فکر کنم.

173
00:11:46,160 --> 00:11:50,120
‫به خاطر سپردن گذشته‌ها رو سپردم به ملازم‌هام.

174
00:11:51,210 --> 00:11:54,540
‫نه جدی، ببخشید! قصد بدی نداشتم.

175
00:11:55,250 --> 00:11:58,590
‫این صدا، این چهره، این دست‌ها.

176
00:11:59,170 --> 00:12:00,970
‫تک‌تکشون یادمه.

177
00:12:01,970 --> 00:12:04,260
‫با این حال، این مرد…

178
00:12:05,720 --> 00:12:07,430
‫چرا؟

179
00:12:07,510 --> 00:12:10,230
‫چرا باید کاماکورا رو نابود می‌کردی؟

180
00:12:10,980 --> 00:12:12,350
‫چرا؟

181
00:12:12,440 --> 00:12:14,270
‫خودمم درست نمی‌دونم والا.

182
00:12:14,350 --> 00:12:17,070
‫فقط می‌تونم بگم در نهایت سقوط کرده بود.

183
00:12:24,200 --> 00:12:25,950
‫یعنی داره می‌گه...

184
00:12:26,660 --> 00:12:28,830
‫بدون این‌که حتی دلیلش رو بدونه نابودش کرده؟

185
00:12:32,750 --> 00:12:34,290
‫آهان راستی، بچه‌جون.

186
00:12:34,960 --> 00:12:39,050
‫شعر بلدی بگی؟ فلوت می‌تونی بزنی؟ می‌تونی برقصی؟

187
00:12:40,960 --> 00:12:42,670
‫این حرفا چیه یهویی؟

188
00:12:42,760 --> 00:12:46,600
‫اگه به عنوان پادوی سوگلی به من خدمت کنی، هوات رو دارم.

189
00:12:47,260 --> 00:12:49,260
‫اگه با خدمت به من در ناز و نعمت زندگی کنی،

190
00:12:49,350 --> 00:12:51,180
‫روح خونواده‌ی مرحومت هم شاد می‌شه، مگه نه؟

191
00:12:51,890 --> 00:12:53,770
‫اوهوم، خیلی خوب می‌شه.

192
00:12:54,270 --> 00:12:57,940
‫کلی لباس‌های شیک و شیرینی‌های خوشمزه در انتظارته.

193
00:13:00,400 --> 00:13:02,440
‫پست‌فطرت بی‌چشم و رو!

194
00:13:02,530 --> 00:13:04,320
‫ولی درسته...

195
00:13:05,610 --> 00:13:06,820
‫آخرش یه عذرخواهی بهت بدهکارم.

196
00:13:07,320 --> 00:13:09,790
‫اگه اومدی این‌جا تا منو بکشی،

197
00:13:10,370 --> 00:13:12,410
‫پس لابد منم باید تو رو بکشم.

198
00:13:26,010 --> 00:13:27,140
‫ارباب!

199
00:13:27,720 --> 00:13:30,350
‫فکر نمی‌کردم تا این حد هیولا باشه.

200
00:13:30,930 --> 00:13:32,430
‫یه شر مطلق بی این‌که حتی خودش بدونه!

201
00:13:32,520 --> 00:13:35,730
‫مردی که با معصومانه نفس کشیدنش باعث جنون و مرگ بقیه می‌شه!

202
00:13:36,560 --> 00:13:37,940
‫باید ارباب رو نجات بدم!

203
00:13:44,650 --> 00:13:45,820
‫فوبوکی!

204
00:13:49,280 --> 00:13:50,660
‫نه! حریفش نمی‌شیم!

205
00:13:50,740 --> 00:13:52,830
‫طبق نقشه، جوگیر نشین! ‫می‌زنیم به چاک!

206
00:14:03,920 --> 00:14:05,720
‫چـ ـ‌چقدر سریعه!

207
00:14:06,300 --> 00:14:09,340
‫داره بهمون می‌رسه.
‫اگه دستش بهمون برسه، دخل همه‌مون اومده!

208
00:14:15,890 --> 00:14:18,690
‫کجا دارین تشریف می‌برین، تاکائوجی-دونو؟

209
00:14:18,770 --> 00:14:21,690
‫غذاتون از دهن میفته‌ ها.

210
00:14:23,730 --> 00:14:25,940
‫کوسونوکی-دونو، شما چرا اینجایین؟

211
00:14:26,530 --> 00:14:29,360
‫دیدم دیر کردین، ‫اومدم استقبالتون.

212
00:14:29,950 --> 00:14:31,660
‫همسرم هی پیله کرده بود که:

213
00:14:31,740 --> 00:14:35,870
‫«خیلی بی‌احترامیه غذای تاکائوجی-دونو رو داغ‌داغ براشون نیاری!»

214
00:14:35,950 --> 00:14:39,500
‫اگه همین الان نبرمتون، ‫دوباره زنده‌زنده خاکم می‌کنه.

215
00:14:40,000 --> 00:14:42,880
‫لطفاً کمکم کنین آبروم توی خونه حفظ بشه!

216
00:14:46,470 --> 00:14:48,760
‫انگاری این‌بار خود واقعیتون هستین.

217
00:14:49,930 --> 00:14:53,060
‫گرسنه‌ام شد.
‫بریم از دست‌پخت همسرتون فیض ببریم.

218
00:14:55,930 --> 00:14:59,140
‫ترسیدم نکنه پسره اون مکالمه رو شنیده باشه،

219
00:14:59,650 --> 00:15:01,560
‫واسه همین اومدم ببینم چه خبره.

220
00:15:04,400 --> 00:15:07,780
‫فقط همین یه بار رو نجاتت می‌دم، پسرجون.

221
00:15:11,030 --> 00:15:14,280
‫جایگاه امروزم رو مدیون امپراتورم.

222
00:15:15,200 --> 00:15:17,750
‫اگه به دشمن امپراتوری تبدیل بشی که این‌همه بهش بدهکارم،

223
00:15:17,830 --> 00:15:21,120
‫چه بچه باشی و چه قهرمان، باید سرت رو بزنم.

224
00:15:26,630 --> 00:15:28,340
‫ارباب! آسیبی ندیدین؟

225
00:15:28,420 --> 00:15:29,760
‫خوبم.

226
00:15:29,840 --> 00:15:32,470
‫اون بچه‌هایی که فرار کردن چی؟

227
00:15:32,550 --> 00:15:33,850
‫آدمکش بودن.

228
00:15:33,930 --> 00:15:37,060
‫نسبت به سن و سالشون شگردهای خیلی آب‌زیرکاهانه‌ای داشتن.

229
00:15:37,140 --> 00:15:40,140
‫چی؟ باید فوراً نیرو بفرستیم دنبالشون!

230
00:15:40,230 --> 00:15:42,900
‫نه، لازم نکرده. دیگه تموم شد و رفت.

231
00:15:43,480 --> 00:15:46,860
‫به جای پیگیر شدن اونا، بیشتر دلم ساکه و غذا می‌خواد.

232
00:15:46,940 --> 00:15:50,110
‫واقعاً دل‌شیر دارین، تاکائوجی-دونو.

233
00:15:50,200 --> 00:15:53,070
‫حتی حرف از آدمکش رو هم به عنوان مزه شراب رد می‌کنین.

234
00:15:53,660 --> 00:15:54,870
‫روباه مکار.

235
00:15:54,950 --> 00:15:56,830
‫کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ته، نه؟

236
00:15:56,910 --> 00:16:00,870
‫این آدم وفادار به امپراتور، زیادی موی دماغه.

237
00:16:01,620 --> 00:16:03,580
‫بالاخره باید از سر راه برداشته بشه.

238
00:16:04,170 --> 00:16:07,130
‫راستی، غذای امشب چیه؟

239
00:16:07,210 --> 00:16:10,510
‫غذای محبوب شما، تاکائوجی-دونو؛ اودون داریم.

240
00:16:10,590 --> 00:16:11,970
‫جونمی!

241
00:16:12,050 --> 00:16:15,220
‫اودون غذای محلی ایالت شیموتسوکه ماست.

242
00:16:15,720 --> 00:16:19,310
‫بعید می‌دونم کسی توی کیو بتونه بهتر از من اودون درست کنه.

243
00:16:21,100 --> 00:16:22,810
‫مسابقه‌ش نکن دیگه، مورونائو.

244
00:16:24,480 --> 00:16:26,060
‫جناب سایونجی!

245
00:16:26,150 --> 00:16:29,190
‫به جرم توطئه برای ترور امپراتور بازداشتین!

246
00:16:30,190 --> 00:16:32,010
ویلای سایونجی (ساعت ۷ شب)

247
00:16:34,320 --> 00:16:37,030
‫کسی که به ضیافت آمد امپراتور نبود،

248
00:16:37,120 --> 00:16:38,660
‫بلکه قشونی برای دستگیری او بود.

249
00:16:39,490 --> 00:16:43,330
‫نقشه‌ی هوجو یاسوایه و سایونجی کین‌مونه برای ترور امپراتور با شکست به پایان رسید،

250
00:16:43,420 --> 00:16:47,420
‫چرا که برادر کوچک‌تر کین‌مونه علیه آنان جاسوسی کرده و خبر داده بود.

251
00:16:47,500 --> 00:16:50,610
ای داد بیداد

252
00:16:49,000 --> 00:16:51,010
‫پس نقشه نگرفت. دیگه آخر خطه!

253
00:16:52,130 --> 00:16:53,720
‫بیاین فرار کنیم، کین‌مونه-دونو!

254
00:16:56,600 --> 00:16:58,140
‫من فرار نمی‌کنم!

255
00:16:59,520 --> 00:17:01,810
‫این حرف رو نزنین! بجنبین!

256
00:17:01,890 --> 00:17:05,230
‫همه‌چیز برای فرارتون ردیفه، کاملاً آماده‌ایم قایمتون کنیم!

257
00:17:05,310 --> 00:17:06,610
‫بسه! دستم رو ول کن!

258
00:17:07,190 --> 00:17:09,230
‫من از خاندان سرشناس و بااصل‌ونسب سایونجی هستم.

259
00:17:09,320 --> 00:17:11,570
‫چطور خودم رو بسپرم به امان یه مشت وحشی و بربر؟

260
00:17:17,070 --> 00:17:19,030
‫من شرط رو باختم.

261
00:17:19,580 --> 00:17:20,990
‫آدمی که توی قمار می‌بازه باید تاوانش رو پس بده،

262
00:17:21,080 --> 00:17:23,330
‫چه بالانشین و اشراف‌زاده باشه، چه از قشر فرودست.

263
00:17:25,290 --> 00:17:28,920
‫ممنونم که کمکم کردی در پی جاه‌طلبیم برم، یاسوایه-دونو.

264
00:17:29,800 --> 00:17:34,720
‫تو هم به عنوان یه جنگجو به این جنگ وحشیانه‌ت ادامه بده.

265
00:17:38,550 --> 00:17:41,100
‫بدرود، جناب سایونجی!

266
00:17:49,270 --> 00:17:50,610
‫جناب سایونجی.

267
00:17:51,220 --> 00:17:53,510
‫انگار خودتون رو آماده کردین.

268
00:17:51,510 --> 00:17:53,760
مشاوران امپراتور گودایگو چیکامیتسو یوکی - ناگاتوشی ناوا

269
00:17:58,410 --> 00:18:02,080
‫ناوا، یوکی، چیگوسا، کوسونوکی…

270
00:18:02,700 --> 00:18:06,120
‫تازه‌به‌دوران‌رسیده‌هایی با اصالت مبهم که معلوم نیست از کدوم گوری پیداشون شده.

271
00:18:07,420 --> 00:18:11,710
‫شکوه شما که بند به ناف امپراتوره، چندان دوومی نخواهد آورد.

272
00:18:19,930 --> 00:18:21,890
‫معبد طلایی، هان؟

273
00:18:22,510 --> 00:18:24,730
‫دلم می‌خواست به چشم ببینمش.

274
00:18:28,770 --> 00:18:32,020
‫سایونجی کین‌مونه دستگیر و اعدام شد.

275
00:18:32,520 --> 00:18:34,650
‫زمین‌های او نیز توسط دربار امپراتوری مصادره گردید.

276
00:18:35,820 --> 00:18:39,660
‫سال‌ها بعد، خاندان آشیکاگا این زمین را خریداری کردند،

277
00:18:39,740 --> 00:18:42,990
‫و معبد کینکاکوجی در آن‌جا ساخته شد.

278
00:18:45,230 --> 00:18:47,190
(ساعت ۸ شب)

279
00:18:55,760 --> 00:18:56,880
‫پسرجون!

280
00:18:59,800 --> 00:19:00,800
‫میما-دونو.

281
00:19:01,970 --> 00:19:03,220
‫داری می‌ری دیگه؟

282
00:19:04,140 --> 00:19:06,430
‫ببخشید که حتی نتونستم درست و حسابی ازت خداحافظی کنم.

283
00:19:07,270 --> 00:19:10,150
‫کنار تو توی کیو واقعاً بهم خوش گذشت.

284
00:19:14,110 --> 00:19:16,490
‫می‌گم، بازم همو می‌بینیم دیگه، نه؟

285
00:19:22,370 --> 00:19:23,580
‫یه روزی، حتماً.

286
00:19:34,250 --> 00:19:37,670
‫عصبانیم! عصبانیم! عصبانیم!

287
00:19:38,300 --> 00:19:41,180
‫تحقیر پشت تحقیر رو مجبور شدم تحمل کنم.

288
00:19:41,760 --> 00:19:43,180
‫و از دستم هیچ کاری برنیومد.

289
00:19:44,390 --> 00:19:46,060
‫می‌خوام اون یارو رو شکست بدم.

290
00:19:46,850 --> 00:19:48,850
‫می‌خوام قوی‌تر بشم!

291
00:19:55,940 --> 00:19:58,820
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌خوام توی صد قدمیش باشم.

292
00:19:59,650 --> 00:20:01,030
‫اشتباه از من بود.

293
00:20:01,950 --> 00:20:04,070
‫فکرشم نمی‌کردم تاکائوجی تا این حد غول باشه.

294
00:20:05,950 --> 00:20:08,290
‫انقدر نرو تو قیافه، فوبوکی!

295
00:20:09,290 --> 00:20:13,000
‫همین سوقصد به جون تاکائوجی، کیو رو می‌بره توی یه آشوب عمیق‌تر.

296
00:20:13,750 --> 00:20:17,630
‫به محض این‌که دست به کار شدیم، نقشه‌ت کار خودشو کرد!

297
00:20:19,510 --> 00:20:21,970
‫توی سن و سال ما، باختن طبیعیه.

298
00:20:22,590 --> 00:20:25,850
‫اگه قرار باشه با یه شکست ماست‌ها رو کیسه کنیم، سامورایی نیستیم که!

299
00:20:25,930 --> 00:20:29,640
‫یه روزی کله‌ش رو تقدیم ارباب می‌کنم!

300
00:20:31,390 --> 00:20:32,480
‫کوجیرو…

301
00:20:33,150 --> 00:20:37,320
‫توی روزهای شکست و ناکامیه که از همیشه بیشتر خوشحالم کنارمی.

302
00:20:37,400 --> 00:20:38,610
‫بریم بارها رو ببندیم.

303
00:20:38,690 --> 00:20:40,610
‫اوی!

304
00:20:42,320 --> 00:20:47,620
‫به سلامت به عموجان رسیدیم و فرارمون رو به سمت شینانو شروع کردیم.

305
00:20:49,080 --> 00:20:50,330
‫ای بابا.

306
00:20:50,410 --> 00:20:53,870
‫دلم می‌خواست بازم توی کیو حال کنم. اگه فقط تاکائوجی نبود.

307
00:20:54,580 --> 00:20:57,500
‫میما یه بوی دلنشینی داشت، تا حالا همچین بویی حس نکرده بودم.

308
00:20:58,090 --> 00:21:00,300
‫کاش پرسیده بودم عودِ چیه.

309
00:21:00,800 --> 00:21:02,840
‫خیلی زرق و برق داشت، هرچی می‌خواستی توش بود.

310
00:21:03,380 --> 00:21:05,510
‫کیو حسابی صفا داشت، نه؟

311
00:21:09,600 --> 00:21:11,020
‫خوش گذرونی...

312
00:21:11,100 --> 00:21:12,350
‫عصبانی شدن...

313
00:21:12,980 --> 00:21:15,400
‫و هزار جور چیز دیگه… خیلی چیزا یاد گرفتم.

314
00:21:16,360 --> 00:21:19,530
‫هیچ‌وقت اتفاقات این شهر رو فراموش نمی‌کنم.

315
00:21:32,540 --> 00:21:33,870
‫من برگشتم.

316
00:21:41,380 --> 00:21:43,300
‫توی کیو تجربه‌های زیادی به دست آوردی.

317
00:21:43,840 --> 00:21:47,260
‫و حالا شبیه جنگجویی شدی که سرشار از روحیه‌ی جنگیدنه.

318
00:21:50,600 --> 00:21:53,180
‫وقتی نبودی، نیروهای ما تا دندون مسلح و آماده شدن.

319
00:21:53,890 --> 00:21:55,890
‫اول از همه، جلسه بررسی استراتژی جنگی رو شروع کنیم.

320
00:21:57,900 --> 00:21:59,230
‫زمانش فرا رسیده.

321
00:22:00,730 --> 00:22:03,360
‫بیاین نبرد برای بازپس‌گیری قلمرو رو آغاز کنیم!

322
00:22:04,900 --> 00:22:14,900
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

323
00:23:38,940 --> 00:23:40,020
‫قسمت ۲۳ (سال ۱۳۳۵)

324
00:23:38,940 --> 00:23:40,020
بودای من

325
00:23:38,940 --> 00:23:40,020
بخش دوم

326
00:23:38,960 --> 00:23:39,830
‫بزن بریم!
