1
00:00:01,250 --> 00:00:04,000
‫منتظرت بودم، یاسوایه-دونو.

2
00:00:04,080 --> 00:00:07,040
‫خیلی‌وقته ندیدمتون، جناب کین‌مونه.

3
00:00:07,130 --> 00:00:15,830
‫مشاور ارشد

4
00:00:07,130 --> 00:00:15,830
‫سایونجی کین‌مونه

5
00:00:07,600 --> 00:00:10,710
‫مشاور ارشد دربار، سایونجی کین‌مونه.

6
00:00:10,800 --> 00:00:12,500
‫او از خاندانی اشرافی و درباری بود...

7
00:00:12,500 --> 00:00:15,180
‫که نسل‌ها به‌عنوان پل ارتباطی میان کاماکورا و کیو خدمت کرده بودند.

8
00:00:16,050 --> 00:00:18,930
‫چقدر دلم برای روزهایی که شوگون‌سالاری هنوز سر پا بود تنگ شده.

9
00:00:19,970 --> 00:00:24,650
‫اون روزها، تمام اشراف درباری کیو گوش به فرمان من بودن.

10
00:00:27,650 --> 00:00:31,650
‫چوجومارو. من با ایشون کارهای مهمی دارم که باید صحبت کنیم.

11
00:00:27,840 --> 00:00:31,140
‫توکیوکی

12
00:00:31,650 --> 00:00:34,820
‫تو هم حتماً بی‌صبرانه مشتاقی کیو رو ببینی.

13
00:00:35,660 --> 00:00:36,950
‫وقتی سن تو بودم،

14
00:00:37,030 --> 00:00:40,330
‫هویتم رو مخفی می‌کردم و توی کیو کلی کیف و حال می‌کردم.

15
00:00:40,410 --> 00:00:43,000
‫فقط حواست باشه کسی نفهمه کی هستی.

16
00:00:43,790 --> 00:00:46,830
‫دقیقاً چه نقشه‌ای دارن می‌کشن؟

17
00:00:46,920 --> 00:00:47,920
‫نمی‌دونم والا.

18
00:00:48,000 --> 00:00:53,830
‫گفت دارن برای یه قیام نقشه می‌کشن، ولی اگه داره با یه
‫اشراف‌زاده‌ی بلندپایه مطرحش می‌کنه، لابد باید قضیه خیلی گنده باشه.

19
00:00:51,340 --> 00:00:53,840
‫

20
00:00:53,920 --> 00:00:56,390
‫خیلی جدی به نظر میاد.

21
00:00:56,470 --> 00:00:58,510
‫خب، ولی از این حرف‌ها گذشته…

22
00:01:00,970 --> 00:01:02,720
‫ما توی کیوایم!

23
00:01:04,000 --> 00:01:14,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

24
00:02:41,660 --> 00:02:42,820
‫اووووووه!

25
00:02:42,910 --> 00:02:43,990
‫راه رو باز کنین!

26
00:02:44,080 --> 00:02:45,700
‫یه بانوی اشرافی عجله دارن!

27
00:02:46,750 --> 00:02:48,120
‫حالت خوبه، ارباب؟

28
00:02:51,830 --> 00:02:54,210
‫اون چیه؟ چقدر اون مارماهی گنده‌ست!

29
00:02:55,250 --> 00:02:56,670
‫مارماهی دندون‌خنجریه.

30
00:02:59,050 --> 00:03:01,180
‫نگاه کن چه با دقت استخون‌هاش رو تیغ می‌زنه.

31
00:03:01,890 --> 00:03:04,890
‫واقعاً می‌ارزه انقدر به خودش زحمت بده؟

32
00:03:14,570 --> 00:03:16,940
‫صددرصد به زحمتش می‌ارزه!

33
00:03:19,610 --> 00:03:21,030
‫وایسا. فوبوکی کو پس؟

34
00:03:21,110 --> 00:03:23,570
‫گفت خورده به پیسی، واسه همین می‌ره یکم کاسبی.

35
00:03:24,070 --> 00:03:26,030
‫می‌گفت: «سرتاسر شهر دارن ساختمون‌های جدید می‌سازن،

36
00:03:26,120 --> 00:03:28,250
‫پس کار پیدا کردن به‌عنوان کارگر عین آب‌خوردنه.

37
00:03:28,750 --> 00:03:32,170
‫مزدش هم از سووا یا کاماکورا خیلی بیشتره.»

38
00:03:40,550 --> 00:03:42,260
‫عـه‌وا، عـه‌وا.

39
00:03:42,340 --> 00:03:44,800
‫با این ماسک روباهی چه دلربا شدی ناقلا!

40
00:03:44,890 --> 00:03:47,430
‫نمیای یکم با ما خوش بگذرونی؟

41
00:03:49,890 --> 00:03:51,890
‫بانوهای کیو بهم نخ دادن! ولی چرا آخه؟

42
00:03:51,980 --> 00:03:54,940
‫نکنه وقار و باکلاس بودنم از زیر ماسکم معلومه؟

43
00:03:55,020 --> 00:03:58,190
‫یا فقط یه مرد پول‌دار بیشتر به چشم خانوما میاد؟

44
00:03:58,860 --> 00:04:00,240
‫من یه کوچولو جیم می‌شم، پسر.

45
00:04:00,860 --> 00:04:02,400
‫تا شب برمی‌گردم…

46
00:04:02,490 --> 00:04:05,820
‫نه راستش، حتی معلوم نیست تا صبح هم برگردم یا نه.

47
00:04:06,370 --> 00:04:09,410
‫پسر خوبی باش و برو لالا کن!

48
00:04:10,040 --> 00:04:12,330
‫حالم از هسته‌ی ازگیل ژاپنی بهم می‌خوره!

49
00:04:12,410 --> 00:04:14,650
‫معبد کیومیزو-درا

50
00:04:12,600 --> 00:04:18,500
‫این هسته‌های نکبت بافت یه میوه به این بی‌نقصی رو به گند می‌کشن!

51
00:04:18,590 --> 00:04:23,180
‫بودای مهربان، همه‌ی ازگیل‌های این دنیا رو بی‌هسته کن!

52
00:04:23,260 --> 00:04:26,010
‫بسه دیگه!‌ ولش کن! انقدر گیر نده به هسته‌ها!

53
00:04:26,090 --> 00:04:27,600
‫اینم از کیو.

54
00:04:27,680 --> 00:04:30,520
‫آدمای این‌جا از اهالی شینانو هم خل‌وچل‌ترن.

55
00:04:30,600 --> 00:04:31,600
‫آره…

56
00:04:35,270 --> 00:04:36,610
‫واقعاً هوش از سر آدم می‌پره.

57
00:04:38,190 --> 00:04:41,780
‫اندازه و اقتصادش… در مقایسه با کاماکورا یه سر و گردن بالاتره.

58
00:04:42,610 --> 00:04:46,200
‫پس تاکائوجی توی همچین پایتختی
‫داره برای قدرت چنگ و دندون نشون می‌ده.

59
00:04:48,030 --> 00:04:48,980
‫ارباب...

60
00:04:49,690 --> 00:04:51,080
‫دیگه باید راه بیفتیم.

61
00:04:51,160 --> 00:04:52,160
‫باشه.

62
00:04:52,700 --> 00:04:54,120
‫گنبا کجا رفته یعنی؟

63
00:04:54,620 --> 00:04:57,080
‫بریم همون‌جایی که قبلاً دیدیمش رو بگردیم؟

64
00:05:01,090 --> 00:05:03,720
‫چی شده، روباه کوچولو؟

65
00:05:03,800 --> 00:05:07,590
‫نه‌تنها بی‌پول شدی، بلکه ۲۰ کان‌مون هم بدهی بالا آوردی.

66
00:05:09,720 --> 00:05:14,940
‫عجب بدبختیه. من تا حالا توی تاس باخت ندادم.

67
00:05:15,020 --> 00:05:16,310
‫گنبا!

68
00:05:16,400 --> 00:05:18,400
‫بدبخت شدیم! یه پاش لب گوره!

69
00:05:18,480 --> 00:05:20,320
‫تبریک می‌گم...

70
00:05:18,480 --> 00:05:20,320
‫ناامیدیِ باخت توی قمار...

71
00:05:20,400 --> 00:05:22,320
‫خیلی ممنون...

72
00:05:20,400 --> 00:05:22,320
‫و اینکه تا آخرین قرون پولش رو گرفتن و لختش کردن...

73
00:05:22,400 --> 00:05:27,810
‫همراه با هیجانِ لخت مادرزاد تاس ریختن
‫زیر نگاه این دختره، مغزش رو کاملاً ذوب کرده!

74
00:05:28,990 --> 00:05:32,830
‫شماها نوچه‌هاشین؟ دیر رسیدین. اون دیگه مال منه.

75
00:05:33,410 --> 00:05:35,410
‫یکم دیگه یه دلال برده میاد برداره ببرتش.

76
00:05:35,500 --> 00:05:40,250
‫باید با خرحمالی‌کردن توی اعماق کوه هیئی بدهی‌ش رو صاف کنه.

77
00:05:41,090 --> 00:05:42,170
‫بچه‌ها، پول‌هاتون رو بدین.

78
00:05:45,880 --> 00:05:49,300
‫ما یه مشت دهاتی هستیم که تازه رسیدیم و سر از حساب و کتاب این‌جا درنمیاریم.

79
00:05:49,390 --> 00:05:52,100
‫این مقدار کفایت می‌کنه که بی‌خیالش بشین و ولش کنین؟

80
00:05:53,720 --> 00:05:54,980
‫حرفشم نزن.

81
00:05:55,060 --> 00:05:58,560
‫حساب باخت توی میدون جنگ رو با جنگ
‫صاف می‌کنن، حساب باخت توی قمار رو هم با قمار.

82
00:05:58,650 --> 00:06:00,310
‫قانون روزگار همینه.

83
00:06:00,940 --> 00:06:03,070
‫چطوره خودت بشینی پای تخته؟

84
00:06:03,150 --> 00:06:05,690
‫رو پول شرط نبند. وجود خودتو بذار گرو.

85
00:06:07,110 --> 00:06:08,820
‫من از بازی‌های تخته و تاس سر درنمیارم،

86
00:06:08,910 --> 00:06:10,600
‫ولی اگه حین بازی بهم یاد بدین…

87
00:06:10,600 --> 00:06:11,030
‫نی-ساما!

88
00:06:13,490 --> 00:06:17,000
‫بدون ذره‌ای تردید حاضر شد خودش رو فدای زیردستش بکنه.

89
00:06:17,080 --> 00:06:20,080
‫همراه‌هاش هم چشم‌بسته ازش اطاعت کردن و فوراً پولاشون رو ریختن وسط.

90
00:06:20,170 --> 00:06:21,630
‫پس از سامورایی‌های شرق کشورن، ها؟

91
00:06:22,210 --> 00:06:25,340
‫شاید ظاهرش شبیه پسربچه‌های دهاتی باشه،
‫ولی اصل و نسب‌دار به نظر میاد.

92
00:06:27,260 --> 00:06:29,380
‫چقدرم که عاشق این‌جور آدمام...

93
00:06:30,220 --> 00:06:33,640
‫اینکه یه سامورایی معصوم و مغرور دهاتی رو گیر بندازی…

94
00:06:36,600 --> 00:06:40,940
‫و اونقدر توی کثافت‌های کیو غلتش بدی تا حسابی نجس و لجن‌مال بشه.

95
00:06:41,020 --> 00:06:42,020
‫نی-ساما، برین کنار.

96
00:06:43,360 --> 00:06:44,940
‫من باهاش بازی می‌کنم.

97
00:06:45,030 --> 00:06:46,280
‫شیزوکو!

98
00:06:48,740 --> 00:06:50,410
‫آخ که دلم کباب شد! کباب!

99
00:06:50,490 --> 00:06:52,660
‫وفاداری به اربابه؟ یا عشق خواهر برادری؟

100
00:06:52,740 --> 00:06:56,330
‫من که هستم. خوشم اومد ازت. بیا تو گود، راهبه‌ی دهاتی.

101
00:06:56,410 --> 00:06:59,830
‫اگه ببازی، می‌فهمی توی این سن کم ناپاک و دست‌خورده شدن چه مزه‌ای داره.

102
00:06:59,920 --> 00:07:01,190
‫مشکلی نداری دیگه، نه؟

103
00:07:01,400 --> 00:07:02,130
‫معلومه که نه.

104
00:07:02,210 --> 00:07:03,460
‫هوی، ضعیفه.

105
00:07:04,630 --> 00:07:07,050
‫پولو بردار و قضیه رو همین‌جا فیصله بده.

106
00:07:07,130 --> 00:07:10,550
‫دعوا سر قمار هرجا که باشه تهش به خون‌ریزی ختم می‌شه.

107
00:07:11,220 --> 00:07:13,350
‫تو صرفاً یه دختربچه‌ای که پشتتم به کسی گرم نیست.

108
00:07:13,430 --> 00:07:15,010
‫طمعِ زیادی نکن.

109
00:07:25,320 --> 00:07:26,730
‫اسم من میماست.

110
00:07:27,320 --> 00:07:30,070
‫دخترِ ساساکی دویو هستم.

111
00:07:30,150 --> 00:07:32,490
‫توی کل کیو همه منو می‌شناسن.

112
00:07:34,530 --> 00:07:35,990
‫ساساکی دویو.

113
00:07:36,080 --> 00:07:39,040
‫جنگجویی از غرب که از پشت پرده در کیو قدرت را در دست داشت.

114
00:07:39,120 --> 00:07:42,750
‫آوازه‌ی نام او حتی تا سووا نیز رسیده بود.

115
00:07:43,460 --> 00:07:45,130
‫خیلی‌خب، شروع کنیم؟

116
00:07:45,840 --> 00:07:47,250
‫یه راهبه‌ی دهاتی عین تو...

117
00:07:47,340 --> 00:07:49,760
‫بازی‌های خیلی پیچیده رو بلد نیست، درسته؟

118
00:07:49,840 --> 00:07:52,010
‫«بید مجنون» بازی می‌کنیم، که ساده‌ترین مدلشه.

119
00:07:52,890 --> 00:07:56,100
‫وقتی اون مهره رو تکون داد، قدرت مقدس رو توی دستش حس کردم.

120
00:07:56,850 --> 00:07:59,890
‫که این یعنی با یه بازیِ تاس معمولی طرف نیستیم.

121
00:07:59,980 --> 00:08:02,020
‫یالا. تاس بریز.

122
00:08:02,600 --> 00:08:06,480
‫این تاس‌ها قراره مستقیم از کیو... بفرستنت قعر جهنم.

123
00:08:09,690 --> 00:08:12,860
‫«بید مجنون» یه بازی تخته و تاس فوق‌العاده ساده‌ست.

124
00:08:13,570 --> 00:08:15,030
‫به نوبت تاس می‌ریزیم،

125
00:08:15,120 --> 00:08:17,870
‫و اولین نفری که تمام مهره‌هاش رو به خط پایان برسونه برنده‌ست.

126
00:08:18,870 --> 00:08:21,210
‫طبیعتاً هرچی عدد بالاتری بیاری، بهتره.

127
00:08:21,290 --> 00:08:23,330
‫اما برای رسیدن به خط پایان باید دقیقاً عدد مورد نیاز بیاد.

128
00:08:23,420 --> 00:08:25,580
‫هرچی اضافه بیاری، مهره همون‌قدر به عقب برمی‌گرده.

129
00:08:26,500 --> 00:08:30,340
‫به عبارت دیگه، نتیجه‌ی بازی تقریباً تمام و کمال به شانس بستگی داره.

130
00:08:32,670 --> 00:08:33,930
‫قدرت مقدس.

131
00:08:34,010 --> 00:08:35,430
‫در دستان یک فرد معمولی،

132
00:08:35,510 --> 00:08:39,170
‫شاید گوشه‌هایی مبهم از آینده یا موجوداتی که از دید پنهان‌اند را آشکار کند،

133
00:08:39,260 --> 00:08:42,100
‫یا بهره‌ای اندک از خوش‌اقبالی به همراه بیاورد.

134
00:08:42,680 --> 00:08:47,560
‫اما... حتی همین قدرت ناچیز هم
‫می‌تواند سرنوشت یک شرط‌بندی را دگرگون کند.

135
00:08:51,240 --> 00:08:52,440
‫دست‌خوش شیزوکو! چه تاسی!

136
00:08:54,860 --> 00:08:56,990
‫پس تو هم بلدی ازش استفاده کنی.

137
00:08:57,530 --> 00:08:59,280
‫گاهی آدمایی مثل تو پیدا می‌شن.

138
00:08:59,370 --> 00:09:02,500
‫کسایی که می‌تونن گردش تاس رو به نفع خودشون بچرخونن.

139
00:09:02,580 --> 00:09:05,170
‫حتی امپراتور هم نمی‌تونه جفت‌و‌جور اومدن تاس رو کنترل کنه.

140
00:09:05,250 --> 00:09:08,630
‫ولی خب... سطح من با بقیه فرق داره.

141
00:09:10,710 --> 00:09:11,710
‫نه…

142
00:09:17,340 --> 00:09:19,010
‫بس کنین…

143
00:09:19,600 --> 00:09:22,390
‫نمی‌تونی… عمراً بتونی ببریش…

144
00:09:23,100 --> 00:09:24,850
‫ببینم، راهبه‌ی دهاتی.

145
00:09:25,480 --> 00:09:27,730
‫می‌دونی، من شامه و حسم خیلی تیزه.

146
00:09:27,810 --> 00:09:32,730
‫هی بهش می‌گی «نی-ساما»، ولی اون پسره واقعاً داداشت نیست، مگه نه؟

147
00:09:32,820 --> 00:09:36,360
‫با این وجود، با کمال میل حاضری خودت رو به‌جاش گرو بذاری…

148
00:09:36,450 --> 00:09:38,370
‫عــــه... نکنه یه‌وقت دلت پیشش گیره؟

149
00:09:41,740 --> 00:09:43,370
‫نه. اصلاً و ابداً.

150
00:09:44,290 --> 00:09:47,370
‫ایشون ارباب من هستن، پس معلومه که جاشون رو می‌گیرم.

151
00:09:47,460 --> 00:09:49,790
‫اما اینکه اون‌طوری ازشون خوشم بیاد؟ به‌هیچ‌وجه چنین چیزی نیست.

152
00:09:49,880 --> 00:09:50,880
‫چه بی‌رحم!

153
00:09:51,920 --> 00:09:53,380
‫که این‌طور.

154
00:09:53,960 --> 00:09:58,470
‫پس اگه این دست رو ببرم، شاید به جای تو پسره رو تصاحب کنم.

155
00:09:59,090 --> 00:10:02,260
‫راستش چه از نظر قیافه چه اخلاق، دقیقاً باب دلمه.

156
00:10:04,680 --> 00:10:08,020
‫قدرت مقدس تحت تأثیر آرامش ذهن فرد قرار می‌گیره.

157
00:10:09,020 --> 00:10:12,270
‫اگه مثل یه خدا آروم و بی‌تلاطم باشی، نیروی مقدس دورت جمع می‌شه.

158
00:10:12,360 --> 00:10:15,530
‫ولی اگه بذاری احساسات انسانی آرامشت رو به‌هم بزنه، از دستت فرار می‌کنه.

159
00:10:16,110 --> 00:10:19,820
‫توی قمار، بلوف‌ زدن ابزاریه برای به‌هم زدن آرامش حریف...

160
00:10:19,910 --> 00:10:21,740
‫و همین‌طور قاپیدن قدرت مقدس از چنگش.

161
00:10:32,420 --> 00:10:36,340
‫عالیه! معرکه‌ست! تا حالا همچین بازیِ تاسی ندیده بودم.

162
00:10:36,420 --> 00:10:39,090
‫تقریباً هربار داره جفت‌شیش میاره!

163
00:10:42,140 --> 00:10:45,720
‫ولی تاس‌های شیزوکو مدام یه مقدار کم‌تر میارن.

164
00:10:47,430 --> 00:10:48,810
‫اونم در حالی که نزدیک خط پایانه…

165
00:10:50,100 --> 00:10:52,020
‫این دختره دیگه کیه؟

166
00:10:55,980 --> 00:10:57,400
‫شماها چتونه؟

167
00:11:00,660 --> 00:11:01,990
‫جایی برای رفتن ندارین؟

168
00:11:03,330 --> 00:11:06,700
‫توی دوره‌ای هستیم که هیچ‌کس احترامی برای خدایان و بودا قائل نیست.

169
00:11:06,790 --> 00:11:10,420
‫تعجبی نداره که ارواح مقدسی مثل شما آواره موندن.

170
00:11:13,960 --> 00:11:18,340
‫می‌خواین با من بیاین؟ اگه به دردم بخورین، می‌ذارم پیشم بمونین.

171
00:11:25,390 --> 00:11:27,680
‫اون موقع بود که این نیرو اومد سراغم.

172
00:11:27,770 --> 00:11:33,190
‫فقط ردِ باریکی از قدرته، ولی اگه درست ازش استفاده بشه معجزه می‌کنه.

173
00:11:34,230 --> 00:11:39,320
‫از این نیرو برای کمک به پدر… و جاه‌طلبیای بزرگ اون شخص استفاده می‌کنم!

174
00:11:43,620 --> 00:11:45,580
‫نی-ساما، سرتون رو بذارین روی پام.

175
00:11:45,660 --> 00:11:46,700
‫چرا؟

176
00:11:47,490 --> 00:11:48,500
‫دلیلش رو نمی‌دونم،

177
00:11:48,580 --> 00:11:51,290
‫ولی وقتی توی همچین شرایطی شیزوکو
‫چیزی می‌گه، بهتره حرفش رو گوش کنی.

178
00:11:54,750 --> 00:12:00,420
‫میما-چان. نی-سامای من گذشته‌ای داره
‫که باعث می‌شه دلم بخواد بهش کمک کنم،

179
00:12:00,510 --> 00:12:03,760
‫و آینده‌ای که ارزشش رو داره براش خدمت کنم.

180
00:12:07,680 --> 00:12:11,310
‫خیلی از ملازم‌ها بداقبالی و گیرِ ارباب‌های نادون میفتن.

181
00:12:11,390 --> 00:12:14,940
‫اما من اربابی رو پیدا کردم که مهربونه و با تمام به فکر زیردست‌هاشه.

182
00:12:15,020 --> 00:12:16,690
‫این باعث می‌شه بی‌نهایت خوشبخت باشم.

183
00:12:17,440 --> 00:12:21,950
‫برای همینه که ما ملازم‌هاش، حاضریم
‫جونمون رو هم فدا کنیم تا ازش محافظت کنیم.

184
00:12:23,950 --> 00:12:26,490
‫و راستی، توی یه مورد دروغ گفتم.

185
00:12:34,370 --> 00:12:35,380
‫دوستش دارم.

186
00:12:36,590 --> 00:12:38,170
‫داری چه غلطی می‌کنی، راهبه‌ی دهاتی؟

187
00:12:38,250 --> 00:12:40,260
‫کی وسط بازیِ تاس به عشقش اعتراف می‌کنه آخه؟

188
00:12:40,340 --> 00:12:44,760
‫وایســا… اووووووه... هنوزم داره حرکت می‌کنه؟

189
00:12:44,840 --> 00:12:46,970
‫عــه... صبر کن، تا این حد پیش رفتی؟!

190
00:12:47,050 --> 00:12:49,970
‫ظاهرش انقدر آرومه، ولی باطنش چه آتیشیه!

191
00:12:50,560 --> 00:12:51,560
‫نوبت توئه.

192
00:12:51,640 --> 00:12:52,730
‫خـــودم می‌دونـــم!

193
00:12:55,980 --> 00:12:58,020
‫یکی از مهره‌هام به خط پایان نرسید!

194
00:12:58,110 --> 00:13:02,030
‫مهم نیست. دور بعد فقط یه عدد دقیق بیارم، بُردم!

195
00:13:03,530 --> 00:13:05,240
‫هم‌زمان با بازی داشت کارای خاک‌برسری هم می‌کرد!

196
00:13:05,320 --> 00:13:07,740
‫حتی ما هم تاحالا این‌جوری بازی نکرده بودیم.

197
00:13:07,820 --> 00:13:09,910
‫ببین! تا حالا همچین حرکتی به چشمم ندیده بودم!

198
00:13:11,620 --> 00:13:15,540
‫لعنتی! چرا اون عددی که لازم دارم نمیاد؟

199
00:13:15,620 --> 00:13:17,710
‫این دختره چشه اصلاً؟

200
00:13:17,790 --> 00:13:21,460
‫توی عمرم، حتی توی خودِ کیو هم آدم به این بی‌حیایی ندیده بودم!

201
00:13:25,380 --> 00:13:29,810
‫شیزوکو فقط با شانس خالی این فاصله رو جبران نکرد.

202
00:13:30,470 --> 00:13:33,060
‫درست وقتی حواس همه به لب‌هاش پرت شده بود،

203
00:13:33,140 --> 00:13:35,940
‫با تردستی بقیه‌ی مهره‌ها رو قایم کرد و یواشکی هل داد جلو.

204
00:13:36,520 --> 00:13:40,400
‫حتی تقلب رو هم توی استراتژی بازی‌کردنش جا داده بود.

205
00:13:40,980 --> 00:13:44,150
‫مباشر ما عجب اعجوبه‌ی کاردرستی تشریف داره.

206
00:13:44,780 --> 00:13:49,160
‫اوضاع خرابه. دارم تمرکزمو از دست می‌دم. شانسم داره می‌پره!

207
00:13:51,540 --> 00:13:52,620
‫من بردم.

208
00:13:58,420 --> 00:13:59,990
‫ایـــول! بردیم!

209
00:14:00,030 --> 00:14:01,710
‫عملیات پس‌گرفتن گنبا با موفقیت انجام شد!

210
00:14:02,300 --> 00:14:04,920
‫عجب بساطی داشتیم باهات، حسابی جون‌به‌لبمون کردیا.

211
00:14:08,430 --> 00:14:10,300
‫نجات یافتــــــم!

212
00:14:10,390 --> 00:14:11,680
‫درس عبرت بگیر بی‌شعور!

213
00:14:11,760 --> 00:14:12,930
‫چشم…

214
00:14:19,440 --> 00:14:22,480
‫خیالتون راحت باشه، نی-ساما. بازی رو بردم.

215
00:14:23,900 --> 00:14:26,070
‫واقعاً بردی! چی شد اصلاً؟

216
00:14:26,150 --> 00:14:27,490
‫راستی محض اطلاعتون بگم…

217
00:14:30,070 --> 00:14:34,160
‫من اصلاً ازتون خوشم نمیاد... نی-ساما. حتی یه ذره.

218
00:14:36,370 --> 00:14:38,710
‫مگه حرفی زدم که ناراحتش کرده باشه؟

219
00:14:40,330 --> 00:14:44,840
‫صبر کنین. نمی‌تونم بذارم همین‌جوری دست‌خالی برین.

220
00:14:44,920 --> 00:14:46,380
‫نـ ـ نکن، میما-دونو.

221
00:14:46,470 --> 00:14:47,470
‫کوجیرو.

222
00:14:47,550 --> 00:14:51,220
‫خیالتون راحت باشه. دست به شمشیر بشه، سرش رو می‌زنم.

223
00:14:51,300 --> 00:14:56,640
‫زیردست‌های کله‌خرابی دورت جمع کردیا، نه پـــســرجـــون؟

224
00:14:57,850 --> 00:15:00,060
‫از همه‌تون خوشم اومد. بگیرش!

225
00:15:01,100 --> 00:15:03,270
‫شماها خودتونم کم باسارا نیستین!

226
00:15:03,820 --> 00:15:05,110
‫بـ ـ باسارا؟

227
00:15:05,690 --> 00:15:08,070
‫اینو بفروشین و توی کیو حالشو ببرین.

228
00:15:08,150 --> 00:15:11,810
‫افت داره کسایی که منو بردن با یه مشت پول‌خرد توی کیو ول بگردن.

229
00:15:11,910 --> 00:15:14,790
‫اسم خاندان پرآوازه‌ی کیوگوکو-ساساکی خراب می‌شه.

230
00:15:15,370 --> 00:15:17,960
‫بیا باهم بریم خوش بگذرونیم پسرجون! خودمون دوتا فقط!

231
00:15:18,040 --> 00:15:21,000
‫خودم شخصاً گوشه‌کنارای کیو رو نشونت می‌دم.

232
00:15:21,080 --> 00:15:21,860
‫نشونم می‌دی؟

233
00:15:21,980 --> 00:15:22,840
‫آره دیگه!

234
00:15:23,420 --> 00:15:26,800
‫امشب رو هم می‌تونی توی عمارت من بمونی.

235
00:15:29,470 --> 00:15:32,010
‫این چه کاری بود کردین، دهاتیای دوزاری؟

236
00:15:32,090 --> 00:15:33,550
‫ازش فاصله بگیر، کنه!

237
00:15:33,640 --> 00:15:35,760
‫می‌خوای دوتایی تنها بشین که چه شکری بخوری؟

238
00:15:35,850 --> 00:15:36,930
‫چه شکری؟

239
00:15:37,680 --> 00:15:39,810
‫اصلاً به شماها چه ربطی داره آخه…

240
00:15:41,850 --> 00:15:46,190
‫باشه بابا، باشه بابا! باشه بابا... تسلیــــــــــــم!

241
00:15:46,280 --> 00:15:50,200
‫همه‌تونو باهـم می‌بــرم می‌گــــــردونم!

242
00:15:52,990 --> 00:15:54,870
‫کویزومی چوجومارو…

243
00:15:55,910 --> 00:15:58,040
‫پسر یکی از نگهبان‌های معبد بزرگ سووایی؟

244
00:15:58,120 --> 00:16:03,000
‫آ ـ آره. اومدم به معبدهای شعبه‌ی سووا دوروبر کیو سر بزنم و اعانه جمع کنم.

245
00:16:04,840 --> 00:16:07,750
‫معبد بزرگ سووا سرتاسر کشور شعبه داره دیگه.

246
00:16:07,840 --> 00:16:11,840
‫فکر می‌کردم مال یه خاندان خفن‌تر و پرآوازه‌تر باشی.

247
00:16:11,930 --> 00:16:15,550
‫اصلاً در حد و اندازه‌ی خاندان پدر من نیستی.

248
00:16:15,640 --> 00:16:17,010
‫همین‌طوره.

249
00:16:17,100 --> 00:16:18,270
‫هوی.

250
00:16:18,350 --> 00:16:21,190
‫اگه دختر یکی از سامورایی‌های کیوئه، یعنی طرف دشمنمونه، نه؟

251
00:16:21,730 --> 00:16:23,020
‫باید همین‌طور باشه.

252
00:16:23,100 --> 00:16:25,230
‫واقعاً رواله این‌طوری باهاش دمخور بشیم؟

253
00:16:25,730 --> 00:16:28,110
‫چی بگم والا. اگه حتی یه ذره هم بهمون بو برد و شک کرد،

254
00:16:28,190 --> 00:16:30,030
‫اربابو برمی‌داریم و فلنگو می‌بندیم.

255
00:16:34,740 --> 00:16:36,870
‫اون شلوارهای هاکاما چه گشاد و پرزرق‌وبرقن!

256
00:16:37,410 --> 00:16:40,370
‫الان کل کیو از اینا می‌پوشن و حسابی مُده، بهش می‌گن اوکوچی باکاما.

257
00:16:40,450 --> 00:16:45,080
‫به کسایی که این‌طوری لباس‌های عجیب می‌پوشن و هنجارشکنی می‌کنن می‌گن «باسارا».

258
00:16:45,170 --> 00:16:48,460
‫پس این تیپ ضایع خودتم باساراست؟

259
00:16:48,550 --> 00:16:49,550
‫دقیقاً.

260
00:16:50,050 --> 00:16:51,050
‫خودنما.

261
00:16:51,130 --> 00:16:53,880
‫ببند دهنو! بدجوری باهام چپ افتادیا، راهبه‌ی دهاتی!

262
00:16:53,970 --> 00:16:57,850
‫پس از سرنگونی شوگون‌سالاری کاماکورا، جنگجویانی که وارد کیو شدند...

263
00:16:57,930 --> 00:17:01,060
‫با پوشش‌هایی پرزرق‌وبرق و نامتعارف در شهر به خودنمایی پرداختند.

264
00:17:01,640 --> 00:17:04,140
‫طولی نکشید که حتی اشراف‌زادگان نیز به تقلید از آنان شتافتند.

265
00:17:05,350 --> 00:17:06,980
‫این جریان را «باسارا» نامیدند.

266
00:17:07,560 --> 00:17:11,320
‫جنبشی برخاسته از طبقه‌ی جنگجویان،
‫که نخستین تب مد و پوشش در ژاپن به شمار می‌رفت.

267
00:17:11,990 --> 00:17:14,610
‫و پدر من شروع‌کننده‌ی تمام این جریانا بود.

268
00:17:15,320 --> 00:17:18,530
‫این تفکرات عهدبوقی در مورد رسم و رسوم سامورایی‌ها رو بریز دور، پسرجون.

269
00:17:18,620 --> 00:17:20,990
‫دوره و زمونه عوض شده، قوانین کهنه هم همین‌طور.

270
00:17:21,080 --> 00:17:23,660
‫حالا دیگه دنیا مال کساییه که هرجور دلشون می‌خواد زندگی می‌کنن.

271
00:17:25,250 --> 00:17:27,040
‫بدو بیا، بازنده!

272
00:17:27,130 --> 00:17:30,050
‫شما سامورایایی دهاتی هم بیاین! راه بیفتین!

273
00:17:30,750 --> 00:17:33,420
‫کیو خیلی درندشت‌تر از اونیه که توی یه روز بشه دیدش.

274
00:17:33,510 --> 00:17:35,930
‫دیدن همه‌جاش یه ماه طول می‌کشه، پس حسابی خودتونو آماده کنین!

275
00:17:38,050 --> 00:17:42,140
‫وقتی از یکی خوشش بیاد، خیلی رک و راست نشونش می‌ده.

276
00:17:43,060 --> 00:17:45,440
‫از اینکه هویت واقعیم رو ازش مخفی کردم عذاب وجدان دارم.

277
00:17:45,520 --> 00:17:47,060
‫ولی فعلاً از دست‌ودلبازیش استفاده می‌کنم...

278
00:17:47,150 --> 00:17:49,310
‫و تا جایی که می‌تونم در مورد کیو اطلاعات جمع کنم.

279
00:17:49,400 --> 00:17:52,480
‫یه قدم دیگه هم نمی‌تونم راه برم! بریم مسافرخونه!

280
00:17:52,570 --> 00:17:55,030
‫چقدر سست و بدبختی!

281
00:17:55,110 --> 00:17:57,700
‫جاهای باحال کیو تازه از الان شروع می‌شه…

282
00:17:58,780 --> 00:17:59,780
‫هوی.

283
00:18:01,950 --> 00:18:04,120
‫عذرخواهی کن، دختره.

284
00:18:04,200 --> 00:18:06,830
‫چطور جرئت کردی با همچین لباس جلف و وقیحی این‌طوری راه بیفتی تو خیابون؟

285
00:18:07,420 --> 00:18:08,420
‫اختیار دارین!

286
00:18:14,090 --> 00:18:17,720
‫ای بابا. این کیو تا بیخ و بن فاسد شده.

287
00:18:17,800 --> 00:18:20,550
‫دیگه یه قضاوت عادلانه هم توی دادگاه‌ها پیدا نمی‌شه،

288
00:18:20,640 --> 00:18:23,350
‫جنگجوها و دخترای جوون هم که همگی لباس‌های وقیح تنشونه.

289
00:18:26,310 --> 00:18:28,440
‫از سر و روت دهاتی بودن می‌باره،

290
00:18:28,520 --> 00:18:30,360
‫وسط روز روشن مست کردی و چرت‌وپرت می‌گی.

291
00:18:32,070 --> 00:18:36,400
‫تو هم لابد یکی دیگه از اون سامورایی‌های شرقی
‫هستی که پاداش خدمتشو نگرفته و سرش بی‌کلاه مونده.

292
00:18:36,490 --> 00:18:39,780
‫هر روز امثال توی بازنده رو دارم می‌بینم.

293
00:18:41,030 --> 00:18:42,120
‫صبر کن...

294
00:18:42,990 --> 00:18:44,540
‫تو از افراد نیتّایی.

295
00:18:47,620 --> 00:18:48,790
‫نیتّا یوشیسادا!

296
00:18:49,540 --> 00:18:51,590
‫همون کسی که فرماندهی یورش به کاماکورا رو داشت!

297
00:18:54,630 --> 00:18:56,550
‫آخی طفلکی رو ببین!

298
00:18:56,630 --> 00:18:59,220
‫ارباب یوشیسادای تو انقدر گاوه...

299
00:18:59,300 --> 00:19:03,220
‫که ملازماش حتی یه قرونم از عنایت امپراتور کاسب نشدن.

300
00:19:04,560 --> 00:19:08,520
‫الف‌بچه‌ی پاپتی. انگار هوس مُردن کردی.

301
00:19:09,100 --> 00:19:10,270
‫میما-چان!

302
00:19:10,350 --> 00:19:11,810
‫رواله بابا.

303
00:19:11,900 --> 00:19:13,730
‫بزنم، خط‌خطیم کن، هر غلطی می‌خوای بکن.

304
00:19:14,360 --> 00:19:16,360
‫من دختر یه خاندان سامورایی اصیل توی کیوام.

305
00:19:16,440 --> 00:19:19,240
‫فکر کردی از پس چهار تا دهاتی برنمیام و جا می‌زنم؟

306
00:19:19,320 --> 00:19:22,240
‫پدرم صد برابرش رو تلافی می‌کنه و سرت میاره.

307
00:19:24,700 --> 00:19:26,040
‫کوجیرو. آیاکو.

308
00:19:26,620 --> 00:19:29,250
‫قبل از این‌که شر به پا کنه، می‌تونین کارش رو تموم کنین؟

309
00:19:30,210 --> 00:19:31,250
‫معلومه.

310
00:19:31,330 --> 00:19:32,920
‫گوش‌به‌فرمان شماییم، ارباب.

311
00:19:34,500 --> 00:19:36,420
‫منو دست‌کم گرفتین...

312
00:19:36,510 --> 00:19:39,680
‫توی حمله به کاماکورا سر سه نفر رو زدم!

313
00:19:56,730 --> 00:19:59,070
‫شما یه دخترخانم متشخص از یه خاندان سرشناسین.

314
00:19:59,150 --> 00:20:01,530
‫اگه صورتتون زخمی بشه خیلی بد می‌شه.

315
00:20:02,950 --> 00:20:05,330
‫گرچه لابد این طرز فکر هم از مد افتاده و کهنه‌ست.

316
00:20:06,200 --> 00:20:09,290
‫شاید من اصلاً به درد باسارا نمی‌خورم.

317
00:20:09,370 --> 00:20:12,290
‫پیف! بوی گند ساکه می‌ده یارو!

318
00:20:12,370 --> 00:20:15,460
‫ولی پسر... انگار یارو فقط لب و دهن بود، ارباب.

319
00:20:17,130 --> 00:20:20,090
‫چرا این پسره انقدر پاک و صادقه؟ کار دست زنا می‌ده آخرش!

320
00:20:20,170 --> 00:20:23,220
‫انقدر یه پارچه آقاست، که خودش یه‌پا باسارا حساب می‌شه...

321
00:20:24,340 --> 00:20:27,100
‫باید این پسره رو به پدرم معرفی کنم.

322
00:20:30,020 --> 00:20:33,900
‫بله، بله. پس قضیه از این قرار بوده.

323
00:20:36,980 --> 00:20:41,150
‫دیگه طاقتش رو ندارم! دوباره تا دم مرگ رفتم!

324
00:20:41,240 --> 00:20:44,870
‫درک می‌کنم. حتماً خیلی ترسیده بودی.

325
00:20:45,990 --> 00:20:48,040
‫کجاوه‌ی جنگیم تیکه‌پاره شد.

326
00:20:48,120 --> 00:20:50,870
‫تمام دارایی شخصیم رو پای استخدام جنگجوهای قدرتمند به باد دادم.

327
00:20:50,950 --> 00:20:53,870
‫امپراتور هم که اصلاً منو به حضور نمی‌پذیره.

328
00:20:53,960 --> 00:20:56,130
‫دیگه از جنگ متنفرم!

329
00:20:59,670 --> 00:21:05,970
‫یه انسان هرچقدر هم که بی‌فایده باشه، جونش ارزشمند و منحصربه‌فردن.

330
00:21:06,050 --> 00:21:09,470
‫باید تا آخرین ذره ازشون کار کشید تا کاملاً فرسوده بشن،

331
00:21:09,560 --> 00:21:12,890
‫وگرنه بی‌تردید باعث خشم بودا می‌شه.

332
00:21:16,400 --> 00:21:17,480
‫جناب کیوهارا.

333
00:21:19,820 --> 00:21:22,240
‫دیگه لازم نیست بترسین.

334
00:21:25,280 --> 00:21:29,200
‫همه‌چی رو به من بسپارین و دیگه نگران چیزی نباشین.

335
00:21:30,120 --> 00:21:33,500
‫حالا، آروم چشم‌هاتون رو ببندین.

336
00:21:38,210 --> 00:21:39,630
‫این لبخند…

337
00:21:40,550 --> 00:21:44,090
‫چقدر به قلبم آرامش می‌ده…

338
00:21:47,510 --> 00:21:48,890
‫خیلی بیشتر از…

339
00:21:49,680 --> 00:21:51,140
‫امپراتور…

340
00:21:51,160 --> 00:22:05,160
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

341
00:23:32,810 --> 00:23:34,930
ساساکی میما - صداپیشه: نینا هانامیا

342
00:23:38,780 --> 00:23:39,830
‫بزن بریم!

343
00:23:38,940 --> 00:23:39,940
‫قسمت ۲۰ (سال ۱۳۳۵)

344
00:23:38,940 --> 00:23:39,940
‫مردی به نام
کوسونوکی ماساشیگه
