WEBVTT

00:01.250 --> 00:04.000
‫منتظرت بودم، یاسوایه-دونو.

00:04.080 --> 00:07.040
‫خیلی‌وقته ندیدمتون، جناب کین‌مونه.

00:07.130 --> 00:15.830
‫مشاور ارشد

00:07.130 --> 00:15.830
‫سایونجی کین‌مونه

00:07.600 --> 00:10.710
‫مشاور ارشد دربار، سایونجی کین‌مونه.

00:10.800 --> 00:12.500
‫او از خاندانی اشرافی و درباری بود...

00:12.500 --> 00:15.180
‫که نسل‌ها به‌عنوان پل ارتباطی میان کاماکورا و کیو خدمت کرده بودند.

00:16.050 --> 00:18.930
‫چقدر دلم برای روزهایی که شوگون‌سالاری هنوز سر پا بود تنگ شده.

00:19.970 --> 00:24.650
‫اون روزها، تمام اشراف درباری کیو گوش به فرمان من بودن.

00:27.650 --> 00:31.650
‫چوجومارو. من با ایشون کارهای مهمی دارم که باید صحبت کنیم.

00:27.840 --> 00:31.140
‫توکیوکی

00:31.650 --> 00:34.820
‫تو هم حتماً بی‌صبرانه مشتاقی کیو رو ببینی.

00:35.660 --> 00:36.950
‫وقتی سن تو بودم،

00:37.030 --> 00:40.330
‫هویتم رو مخفی می‌کردم و توی کیو کلی کیف و حال می‌کردم.

00:40.410 --> 00:43.000
‫فقط حواست باشه کسی نفهمه کی هستی.

00:43.790 --> 00:46.830
‫دقیقاً چه نقشه‌ای دارن می‌کشن؟

00:46.920 --> 00:47.920
‫نمی‌دونم والا.

00:48.000 --> 00:53.830
‫گفت دارن برای یه قیام نقشه می‌کشن، ولی اگه داره با یه
‫اشراف‌زاده‌ی بلندپایه مطرحش می‌کنه، لابد باید قضیه خیلی گنده باشه.

00:51.340 --> 00:53.840
‫

00:53.920 --> 00:56.390
‫خیلی جدی به نظر میاد.

00:56.470 --> 00:58.510
‫خب، ولی از این حرف‌ها گذشته…

01:00.970 --> 01:02.720
‫ما توی کیوایم!

01:04.000 --> 01:14.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:41.660 --> 02:42.820
‫اووووووه!

02:42.910 --> 02:43.990
‫راه رو باز کنین!

02:44.080 --> 02:45.700
‫یه بانوی اشرافی عجله دارن!

02:46.750 --> 02:48.120
‫حالت خوبه، ارباب؟

02:51.830 --> 02:54.210
‫اون چیه؟ چقدر اون مارماهی گنده‌ست!

02:55.250 --> 02:56.670
‫مارماهی دندون‌خنجریه.

02:59.050 --> 03:01.180
‫نگاه کن چه با دقت استخون‌هاش رو تیغ می‌زنه.

03:01.890 --> 03:04.890
‫واقعاً می‌ارزه انقدر به خودش زحمت بده؟

03:14.570 --> 03:16.940
‫صددرصد به زحمتش می‌ارزه!

03:19.610 --> 03:21.030
‫وایسا. فوبوکی کو پس؟

03:21.110 --> 03:23.570
‫گفت خورده به پیسی، واسه همین می‌ره یکم کاسبی.

03:24.070 --> 03:26.030
‫می‌گفت: «سرتاسر شهر دارن ساختمون‌های جدید می‌سازن،

03:26.120 --> 03:28.250
‫پس کار پیدا کردن به‌عنوان کارگر عین آب‌خوردنه.

03:28.750 --> 03:32.170
‫مزدش هم از سووا یا کاماکورا خیلی بیشتره.»

03:40.550 --> 03:42.260
‫عـه‌وا، عـه‌وا.

03:42.340 --> 03:44.800
‫با این ماسک روباهی چه دلربا شدی ناقلا!

03:44.890 --> 03:47.430
‫نمیای یکم با ما خوش بگذرونی؟

03:49.890 --> 03:51.890
‫بانوهای کیو بهم نخ دادن! ولی چرا آخه؟

03:51.980 --> 03:54.940
‫نکنه وقار و باکلاس بودنم از زیر ماسکم معلومه؟

03:55.020 --> 03:58.190
‫یا فقط یه مرد پول‌دار بیشتر به چشم خانوما میاد؟

03:58.860 --> 04:00.240
‫من یه کوچولو جیم می‌شم، پسر.

04:00.860 --> 04:02.400
‫تا شب برمی‌گردم…

04:02.490 --> 04:05.820
‫نه راستش، حتی معلوم نیست تا صبح هم برگردم یا نه.

04:06.370 --> 04:09.410
‫پسر خوبی باش و برو لالا کن!

04:10.040 --> 04:12.330
‫حالم از هسته‌ی ازگیل ژاپنی بهم می‌خوره!

04:12.410 --> 04:14.650
‫معبد کیومیزو-درا

04:12.600 --> 04:18.500
‫این هسته‌های نکبت بافت یه میوه به این بی‌نقصی رو به گند می‌کشن!

04:18.590 --> 04:23.180
‫بودای مهربان، همه‌ی ازگیل‌های این دنیا رو بی‌هسته کن!

04:23.260 --> 04:26.010
‫بسه دیگه!‌ ولش کن! انقدر گیر نده به هسته‌ها!

04:26.090 --> 04:27.600
‫اینم از کیو.

04:27.680 --> 04:30.520
‫آدمای این‌جا از اهالی شینانو هم خل‌وچل‌ترن.

04:30.600 --> 04:31.600
‫آره…

04:35.270 --> 04:36.610
‫واقعاً هوش از سر آدم می‌پره.

04:38.190 --> 04:41.780
‫اندازه و اقتصادش… در مقایسه با کاماکورا یه سر و گردن بالاتره.

04:42.610 --> 04:46.200
‫پس تاکائوجی توی همچین پایتختی
‫داره برای قدرت چنگ و دندون نشون می‌ده.

04:48.030 --> 04:48.980
‫ارباب...

04:49.690 --> 04:51.080
‫دیگه باید راه بیفتیم.

04:51.160 --> 04:52.160
‫باشه.

04:52.700 --> 04:54.120
‫گنبا کجا رفته یعنی؟

04:54.620 --> 04:57.080
‫بریم همون‌جایی که قبلاً دیدیمش رو بگردیم؟

05:01.090 --> 05:03.720
‫چی شده، روباه کوچولو؟

05:03.800 --> 05:07.590
‫نه‌تنها بی‌پول شدی، بلکه ۲۰ کان‌مون هم بدهی بالا آوردی.

05:09.720 --> 05:14.940
‫عجب بدبختیه. من تا حالا توی تاس باخت ندادم.

05:15.020 --> 05:16.310
‫گنبا!

05:16.400 --> 05:18.400
‫بدبخت شدیم! یه پاش لب گوره!

05:18.480 --> 05:20.320
‫تبریک می‌گم...

05:18.480 --> 05:20.320
‫ناامیدیِ باخت توی قمار...

05:20.400 --> 05:22.320
‫خیلی ممنون...

05:20.400 --> 05:22.320
‫و اینکه تا آخرین قرون پولش رو گرفتن و لختش کردن...

05:22.400 --> 05:27.810
‫همراه با هیجانِ لخت مادرزاد تاس ریختن
‫زیر نگاه این دختره، مغزش رو کاملاً ذوب کرده!

05:28.990 --> 05:32.830
‫شماها نوچه‌هاشین؟ دیر رسیدین. اون دیگه مال منه.

05:33.410 --> 05:35.410
‫یکم دیگه یه دلال برده میاد برداره ببرتش.

05:35.500 --> 05:40.250
‫باید با خرحمالی‌کردن توی اعماق کوه هیئی بدهی‌ش رو صاف کنه.

05:41.090 --> 05:42.170
‫بچه‌ها، پول‌هاتون رو بدین.

05:45.880 --> 05:49.300
‫ما یه مشت دهاتی هستیم که تازه رسیدیم و سر از حساب و کتاب این‌جا درنمیاریم.

05:49.390 --> 05:52.100
‫این مقدار کفایت می‌کنه که بی‌خیالش بشین و ولش کنین؟

05:53.720 --> 05:54.980
‫حرفشم نزن.

05:55.060 --> 05:58.560
‫حساب باخت توی میدون جنگ رو با جنگ
‫صاف می‌کنن، حساب باخت توی قمار رو هم با قمار.

05:58.650 --> 06:00.310
‫قانون روزگار همینه.

06:00.940 --> 06:03.070
‫چطوره خودت بشینی پای تخته؟

06:03.150 --> 06:05.690
‫رو پول شرط نبند. وجود خودتو بذار گرو.

06:07.110 --> 06:08.820
‫من از بازی‌های تخته و تاس سر درنمیارم،

06:08.910 --> 06:10.600
‫ولی اگه حین بازی بهم یاد بدین…

06:10.600 --> 06:11.030
‫نی-ساما!

06:13.490 --> 06:17.000
‫بدون ذره‌ای تردید حاضر شد خودش رو فدای زیردستش بکنه.

06:17.080 --> 06:20.080
‫همراه‌هاش هم چشم‌بسته ازش اطاعت کردن و فوراً پولاشون رو ریختن وسط.

06:20.170 --> 06:21.630
‫پس از سامورایی‌های شرق کشورن، ها؟

06:22.210 --> 06:25.340
‫شاید ظاهرش شبیه پسربچه‌های دهاتی باشه،
‫ولی اصل و نسب‌دار به نظر میاد.

06:27.260 --> 06:29.380
‫چقدرم که عاشق این‌جور آدمام...

06:30.220 --> 06:33.640
‫اینکه یه سامورایی معصوم و مغرور دهاتی رو گیر بندازی…

06:36.600 --> 06:40.940
‫و اونقدر توی کثافت‌های کیو غلتش بدی تا حسابی نجس و لجن‌مال بشه.

06:41.020 --> 06:42.020
‫نی-ساما، برین کنار.

06:43.360 --> 06:44.940
‫من باهاش بازی می‌کنم.

06:45.030 --> 06:46.280
‫شیزوکو!

06:48.740 --> 06:50.410
‫آخ که دلم کباب شد! کباب!

06:50.490 --> 06:52.660
‫وفاداری به اربابه؟ یا عشق خواهر برادری؟

06:52.740 --> 06:56.330
‫من که هستم. خوشم اومد ازت. بیا تو گود، راهبه‌ی دهاتی.

06:56.410 --> 06:59.830
‫اگه ببازی، می‌فهمی توی این سن کم ناپاک و دست‌خورده شدن چه مزه‌ای داره.

06:59.920 --> 07:01.190
‫مشکلی نداری دیگه، نه؟

07:01.400 --> 07:02.130
‫معلومه که نه.

07:02.210 --> 07:03.460
‫هوی، ضعیفه.

07:04.630 --> 07:07.050
‫پولو بردار و قضیه رو همین‌جا فیصله بده.

07:07.130 --> 07:10.550
‫دعوا سر قمار هرجا که باشه تهش به خون‌ریزی ختم می‌شه.

07:11.220 --> 07:13.350
‫تو صرفاً یه دختربچه‌ای که پشتتم به کسی گرم نیست.

07:13.430 --> 07:15.010
‫طمعِ زیادی نکن.

07:25.320 --> 07:26.730
‫اسم من میماست.

07:27.320 --> 07:30.070
‫دخترِ ساساکی دویو هستم.

07:30.150 --> 07:32.490
‫توی کل کیو همه منو می‌شناسن.

07:34.530 --> 07:35.990
‫ساساکی دویو.

07:36.080 --> 07:39.040
‫جنگجویی از غرب که از پشت پرده در کیو قدرت را در دست داشت.

07:39.120 --> 07:42.750
‫آوازه‌ی نام او حتی تا سووا نیز رسیده بود.

07:43.460 --> 07:45.130
‫خیلی‌خب، شروع کنیم؟

07:45.840 --> 07:47.250
‫یه راهبه‌ی دهاتی عین تو...

07:47.340 --> 07:49.760
‫بازی‌های خیلی پیچیده رو بلد نیست، درسته؟

07:49.840 --> 07:52.010
‫«بید مجنون» بازی می‌کنیم، که ساده‌ترین مدلشه.

07:52.890 --> 07:56.100
‫وقتی اون مهره رو تکون داد، قدرت مقدس رو توی دستش حس کردم.

07:56.850 --> 07:59.890
‫که این یعنی با یه بازیِ تاس معمولی طرف نیستیم.

07:59.980 --> 08:02.020
‫یالا. تاس بریز.

08:02.600 --> 08:06.480
‫این تاس‌ها قراره مستقیم از کیو... بفرستنت قعر جهنم.

08:09.690 --> 08:12.860
‫«بید مجنون» یه بازی تخته و تاس فوق‌العاده ساده‌ست.

08:13.570 --> 08:15.030
‫به نوبت تاس می‌ریزیم،

08:15.120 --> 08:17.870
‫و اولین نفری که تمام مهره‌هاش رو به خط پایان برسونه برنده‌ست.

08:18.870 --> 08:21.210
‫طبیعتاً هرچی عدد بالاتری بیاری، بهتره.

08:21.290 --> 08:23.330
‫اما برای رسیدن به خط پایان باید دقیقاً عدد مورد نیاز بیاد.

08:23.420 --> 08:25.580
‫هرچی اضافه بیاری، مهره همون‌قدر به عقب برمی‌گرده.

08:26.500 --> 08:30.340
‫به عبارت دیگه، نتیجه‌ی بازی تقریباً تمام و کمال به شانس بستگی داره.

08:32.670 --> 08:33.930
‫قدرت مقدس.

08:34.010 --> 08:35.430
‫در دستان یک فرد معمولی،

08:35.510 --> 08:39.170
‫شاید گوشه‌هایی مبهم از آینده یا موجوداتی که از دید پنهان‌اند را آشکار کند،

08:39.260 --> 08:42.100
‫یا بهره‌ای اندک از خوش‌اقبالی به همراه بیاورد.

08:42.680 --> 08:47.560
‫اما... حتی همین قدرت ناچیز هم
‫می‌تواند سرنوشت یک شرط‌بندی را دگرگون کند.

08:51.240 --> 08:52.440
‫دست‌خوش شیزوکو! چه تاسی!

08:54.860 --> 08:56.990
‫پس تو هم بلدی ازش استفاده کنی.

08:57.530 --> 08:59.280
‫گاهی آدمایی مثل تو پیدا می‌شن.

08:59.370 --> 09:02.500
‫کسایی که می‌تونن گردش تاس رو به نفع خودشون بچرخونن.

09:02.580 --> 09:05.170
‫حتی امپراتور هم نمی‌تونه جفت‌و‌جور اومدن تاس رو کنترل کنه.

09:05.250 --> 09:08.630
‫ولی خب... سطح من با بقیه فرق داره.

09:10.710 --> 09:11.710
‫نه…

09:17.340 --> 09:19.010
‫بس کنین…

09:19.600 --> 09:22.390
‫نمی‌تونی… عمراً بتونی ببریش…

09:23.100 --> 09:24.850
‫ببینم، راهبه‌ی دهاتی.

09:25.480 --> 09:27.730
‫می‌دونی، من شامه و حسم خیلی تیزه.

09:27.810 --> 09:32.730
‫هی بهش می‌گی «نی-ساما»، ولی اون پسره واقعاً داداشت نیست، مگه نه؟

09:32.820 --> 09:36.360
‫با این وجود، با کمال میل حاضری خودت رو به‌جاش گرو بذاری…

09:36.450 --> 09:38.370
‫عــــه... نکنه یه‌وقت دلت پیشش گیره؟

09:41.740 --> 09:43.370
‫نه. اصلاً و ابداً.

09:44.290 --> 09:47.370
‫ایشون ارباب من هستن، پس معلومه که جاشون رو می‌گیرم.

09:47.460 --> 09:49.790
‫اما اینکه اون‌طوری ازشون خوشم بیاد؟ به‌هیچ‌وجه چنین چیزی نیست.

09:49.880 --> 09:50.880
‫چه بی‌رحم!

09:51.920 --> 09:53.380
‫که این‌طور.

09:53.960 --> 09:58.470
‫پس اگه این دست رو ببرم، شاید به جای تو پسره رو تصاحب کنم.

09:59.090 --> 10:02.260
‫راستش چه از نظر قیافه چه اخلاق، دقیقاً باب دلمه.

10:04.680 --> 10:08.020
‫قدرت مقدس تحت تأثیر آرامش ذهن فرد قرار می‌گیره.

10:09.020 --> 10:12.270
‫اگه مثل یه خدا آروم و بی‌تلاطم باشی، نیروی مقدس دورت جمع می‌شه.

10:12.360 --> 10:15.530
‫ولی اگه بذاری احساسات انسانی آرامشت رو به‌هم بزنه، از دستت فرار می‌کنه.

10:16.110 --> 10:19.820
‫توی قمار، بلوف‌ زدن ابزاریه برای به‌هم زدن آرامش حریف...

10:19.910 --> 10:21.740
‫و همین‌طور قاپیدن قدرت مقدس از چنگش.

10:32.420 --> 10:36.340
‫عالیه! معرکه‌ست! تا حالا همچین بازیِ تاسی ندیده بودم.

10:36.420 --> 10:39.090
‫تقریباً هربار داره جفت‌شیش میاره!

10:42.140 --> 10:45.720
‫ولی تاس‌های شیزوکو مدام یه مقدار کم‌تر میارن.

10:47.430 --> 10:48.810
‫اونم در حالی که نزدیک خط پایانه…

10:50.100 --> 10:52.020
‫این دختره دیگه کیه؟

10:55.980 --> 10:57.400
‫شماها چتونه؟

11:00.660 --> 11:01.990
‫جایی برای رفتن ندارین؟

11:03.330 --> 11:06.700
‫توی دوره‌ای هستیم که هیچ‌کس احترامی برای خدایان و بودا قائل نیست.

11:06.790 --> 11:10.420
‫تعجبی نداره که ارواح مقدسی مثل شما آواره موندن.

11:13.960 --> 11:18.340
‫می‌خواین با من بیاین؟ اگه به دردم بخورین، می‌ذارم پیشم بمونین.

11:25.390 --> 11:27.680
‫اون موقع بود که این نیرو اومد سراغم.

11:27.770 --> 11:33.190
‫فقط ردِ باریکی از قدرته، ولی اگه درست ازش استفاده بشه معجزه می‌کنه.

11:34.230 --> 11:39.320
‫از این نیرو برای کمک به پدر… و جاه‌طلبیای بزرگ اون شخص استفاده می‌کنم!

11:43.620 --> 11:45.580
‫نی-ساما، سرتون رو بذارین روی پام.

11:45.660 --> 11:46.700
‫چرا؟

11:47.490 --> 11:48.500
‫دلیلش رو نمی‌دونم،

11:48.580 --> 11:51.290
‫ولی وقتی توی همچین شرایطی شیزوکو
‫چیزی می‌گه، بهتره حرفش رو گوش کنی.

11:54.750 --> 12:00.420
‫میما-چان. نی-سامای من گذشته‌ای داره
‫که باعث می‌شه دلم بخواد بهش کمک کنم،

12:00.510 --> 12:03.760
‫و آینده‌ای که ارزشش رو داره براش خدمت کنم.

12:07.680 --> 12:11.310
‫خیلی از ملازم‌ها بداقبالی و گیرِ ارباب‌های نادون میفتن.

12:11.390 --> 12:14.940
‫اما من اربابی رو پیدا کردم که مهربونه و با تمام به فکر زیردست‌هاشه.

12:15.020 --> 12:16.690
‫این باعث می‌شه بی‌نهایت خوشبخت باشم.

12:17.440 --> 12:21.950
‫برای همینه که ما ملازم‌هاش، حاضریم
‫جونمون رو هم فدا کنیم تا ازش محافظت کنیم.

12:23.950 --> 12:26.490
‫و راستی، توی یه مورد دروغ گفتم.

12:34.370 --> 12:35.380
‫دوستش دارم.

12:36.590 --> 12:38.170
‫داری چه غلطی می‌کنی، راهبه‌ی دهاتی؟

12:38.250 --> 12:40.260
‫کی وسط بازیِ تاس به عشقش اعتراف می‌کنه آخه؟

12:40.340 --> 12:44.760
‫وایســا… اووووووه... هنوزم داره حرکت می‌کنه؟

12:44.840 --> 12:46.970
‫عــه... صبر کن، تا این حد پیش رفتی؟!

12:47.050 --> 12:49.970
‫ظاهرش انقدر آرومه، ولی باطنش چه آتیشیه!

12:50.560 --> 12:51.560
‫نوبت توئه.

12:51.640 --> 12:52.730
‫خـــودم می‌دونـــم!

12:55.980 --> 12:58.020
‫یکی از مهره‌هام به خط پایان نرسید!

12:58.110 --> 13:02.030
‫مهم نیست. دور بعد فقط یه عدد دقیق بیارم، بُردم!

13:03.530 --> 13:05.240
‫هم‌زمان با بازی داشت کارای خاک‌برسری هم می‌کرد!

13:05.320 --> 13:07.740
‫حتی ما هم تاحالا این‌جوری بازی نکرده بودیم.

13:07.820 --> 13:09.910
‫ببین! تا حالا همچین حرکتی به چشمم ندیده بودم!

13:11.620 --> 13:15.540
‫لعنتی! چرا اون عددی که لازم دارم نمیاد؟

13:15.620 --> 13:17.710
‫این دختره چشه اصلاً؟

13:17.790 --> 13:21.460
‫توی عمرم، حتی توی خودِ کیو هم آدم به این بی‌حیایی ندیده بودم!

13:25.380 --> 13:29.810
‫شیزوکو فقط با شانس خالی این فاصله رو جبران نکرد.

13:30.470 --> 13:33.060
‫درست وقتی حواس همه به لب‌هاش پرت شده بود،

13:33.140 --> 13:35.940
‫با تردستی بقیه‌ی مهره‌ها رو قایم کرد و یواشکی هل داد جلو.

13:36.520 --> 13:40.400
‫حتی تقلب رو هم توی استراتژی بازی‌کردنش جا داده بود.

13:40.980 --> 13:44.150
‫مباشر ما عجب اعجوبه‌ی کاردرستی تشریف داره.

13:44.780 --> 13:49.160
‫اوضاع خرابه. دارم تمرکزمو از دست می‌دم. شانسم داره می‌پره!

13:51.540 --> 13:52.620
‫من بردم.

13:58.420 --> 13:59.990
‫ایـــول! بردیم!

14:00.030 --> 14:01.710
‫عملیات پس‌گرفتن گنبا با موفقیت انجام شد!

14:02.300 --> 14:04.920
‫عجب بساطی داشتیم باهات، حسابی جون‌به‌لبمون کردیا.

14:08.430 --> 14:10.300
‫نجات یافتــــــم!

14:10.390 --> 14:11.680
‫درس عبرت بگیر بی‌شعور!

14:11.760 --> 14:12.930
‫چشم…

14:19.440 --> 14:22.480
‫خیالتون راحت باشه، نی-ساما. بازی رو بردم.

14:23.900 --> 14:26.070
‫واقعاً بردی! چی شد اصلاً؟

14:26.150 --> 14:27.490
‫راستی محض اطلاعتون بگم…

14:30.070 --> 14:34.160
‫من اصلاً ازتون خوشم نمیاد... نی-ساما. حتی یه ذره.

14:36.370 --> 14:38.710
‫مگه حرفی زدم که ناراحتش کرده باشه؟

14:40.330 --> 14:44.840
‫صبر کنین. نمی‌تونم بذارم همین‌جوری دست‌خالی برین.

14:44.920 --> 14:46.380
‫نـ ـ نکن، میما-دونو.

14:46.470 --> 14:47.470
‫کوجیرو.

14:47.550 --> 14:51.220
‫خیالتون راحت باشه. دست به شمشیر بشه، سرش رو می‌زنم.

14:51.300 --> 14:56.640
‫زیردست‌های کله‌خرابی دورت جمع کردیا، نه پـــســرجـــون؟

14:57.850 --> 15:00.060
‫از همه‌تون خوشم اومد. بگیرش!

15:01.100 --> 15:03.270
‫شماها خودتونم کم باسارا نیستین!

15:03.820 --> 15:05.110
‫بـ ـ باسارا؟

15:05.690 --> 15:08.070
‫اینو بفروشین و توی کیو حالشو ببرین.

15:08.150 --> 15:11.810
‫افت داره کسایی که منو بردن با یه مشت پول‌خرد توی کیو ول بگردن.

15:11.910 --> 15:14.790
‫اسم خاندان پرآوازه‌ی کیوگوکو-ساساکی خراب می‌شه.

15:15.370 --> 15:17.960
‫بیا باهم بریم خوش بگذرونیم پسرجون! خودمون دوتا فقط!

15:18.040 --> 15:21.000
‫خودم شخصاً گوشه‌کنارای کیو رو نشونت می‌دم.

15:21.080 --> 15:21.860
‫نشونم می‌دی؟

15:21.980 --> 15:22.840
‫آره دیگه!

15:23.420 --> 15:26.800
‫امشب رو هم می‌تونی توی عمارت من بمونی.

15:29.470 --> 15:32.010
‫این چه کاری بود کردین، دهاتیای دوزاری؟

15:32.090 --> 15:33.550
‫ازش فاصله بگیر، کنه!

15:33.640 --> 15:35.760
‫می‌خوای دوتایی تنها بشین که چه شکری بخوری؟

15:35.850 --> 15:36.930
‫چه شکری؟

15:37.680 --> 15:39.810
‫اصلاً به شماها چه ربطی داره آخه…

15:41.850 --> 15:46.190
‫باشه بابا، باشه بابا! باشه بابا... تسلیــــــــــــم!

15:46.280 --> 15:50.200
‫همه‌تونو باهـم می‌بــرم می‌گــــــردونم!

15:52.990 --> 15:54.870
‫کویزومی چوجومارو…

15:55.910 --> 15:58.040
‫پسر یکی از نگهبان‌های معبد بزرگ سووایی؟

15:58.120 --> 16:03.000
‫آ ـ آره. اومدم به معبدهای شعبه‌ی سووا دوروبر کیو سر بزنم و اعانه جمع کنم.

16:04.840 --> 16:07.750
‫معبد بزرگ سووا سرتاسر کشور شعبه داره دیگه.

16:07.840 --> 16:11.840
‫فکر می‌کردم مال یه خاندان خفن‌تر و پرآوازه‌تر باشی.

16:11.930 --> 16:15.550
‫اصلاً در حد و اندازه‌ی خاندان پدر من نیستی.

16:15.640 --> 16:17.010
‫همین‌طوره.

16:17.100 --> 16:18.270
‫هوی.

16:18.350 --> 16:21.190
‫اگه دختر یکی از سامورایی‌های کیوئه، یعنی طرف دشمنمونه، نه؟

16:21.730 --> 16:23.020
‫باید همین‌طور باشه.

16:23.100 --> 16:25.230
‫واقعاً رواله این‌طوری باهاش دمخور بشیم؟

16:25.730 --> 16:28.110
‫چی بگم والا. اگه حتی یه ذره هم بهمون بو برد و شک کرد،

16:28.190 --> 16:30.030
‫اربابو برمی‌داریم و فلنگو می‌بندیم.

16:34.740 --> 16:36.870
‫اون شلوارهای هاکاما چه گشاد و پرزرق‌وبرقن!

16:37.410 --> 16:40.370
‫الان کل کیو از اینا می‌پوشن و حسابی مُده، بهش می‌گن اوکوچی باکاما.

16:40.450 --> 16:45.080
‫به کسایی که این‌طوری لباس‌های عجیب می‌پوشن و هنجارشکنی می‌کنن می‌گن «باسارا».

16:45.170 --> 16:48.460
‫پس این تیپ ضایع خودتم باساراست؟

16:48.550 --> 16:49.550
‫دقیقاً.

16:50.050 --> 16:51.050
‫خودنما.

16:51.130 --> 16:53.880
‫ببند دهنو! بدجوری باهام چپ افتادیا، راهبه‌ی دهاتی!

16:53.970 --> 16:57.850
‫پس از سرنگونی شوگون‌سالاری کاماکورا، جنگجویانی که وارد کیو شدند...

16:57.930 --> 17:01.060
‫با پوشش‌هایی پرزرق‌وبرق و نامتعارف در شهر به خودنمایی پرداختند.

17:01.640 --> 17:04.140
‫طولی نکشید که حتی اشراف‌زادگان نیز به تقلید از آنان شتافتند.

17:05.350 --> 17:06.980
‫این جریان را «باسارا» نامیدند.

17:07.560 --> 17:11.320
‫جنبشی برخاسته از طبقه‌ی جنگجویان،
‫که نخستین تب مد و پوشش در ژاپن به شمار می‌رفت.

17:11.990 --> 17:14.610
‫و پدر من شروع‌کننده‌ی تمام این جریانا بود.

17:15.320 --> 17:18.530
‫این تفکرات عهدبوقی در مورد رسم و رسوم سامورایی‌ها رو بریز دور، پسرجون.

17:18.620 --> 17:20.990
‫دوره و زمونه عوض شده، قوانین کهنه هم همین‌طور.

17:21.080 --> 17:23.660
‫حالا دیگه دنیا مال کساییه که هرجور دلشون می‌خواد زندگی می‌کنن.

17:25.250 --> 17:27.040
‫بدو بیا، بازنده!

17:27.130 --> 17:30.050
‫شما سامورایایی دهاتی هم بیاین! راه بیفتین!

17:30.750 --> 17:33.420
‫کیو خیلی درندشت‌تر از اونیه که توی یه روز بشه دیدش.

17:33.510 --> 17:35.930
‫دیدن همه‌جاش یه ماه طول می‌کشه، پس حسابی خودتونو آماده کنین!

17:38.050 --> 17:42.140
‫وقتی از یکی خوشش بیاد، خیلی رک و راست نشونش می‌ده.

17:43.060 --> 17:45.440
‫از اینکه هویت واقعیم رو ازش مخفی کردم عذاب وجدان دارم.

17:45.520 --> 17:47.060
‫ولی فعلاً از دست‌ودلبازیش استفاده می‌کنم...

17:47.150 --> 17:49.310
‫و تا جایی که می‌تونم در مورد کیو اطلاعات جمع کنم.

17:49.400 --> 17:52.480
‫یه قدم دیگه هم نمی‌تونم راه برم! بریم مسافرخونه!

17:52.570 --> 17:55.030
‫چقدر سست و بدبختی!

17:55.110 --> 17:57.700
‫جاهای باحال کیو تازه از الان شروع می‌شه…

17:58.780 --> 17:59.780
‫هوی.

18:01.950 --> 18:04.120
‫عذرخواهی کن، دختره.

18:04.200 --> 18:06.830
‫چطور جرئت کردی با همچین لباس جلف و وقیحی این‌طوری راه بیفتی تو خیابون؟

18:07.420 --> 18:08.420
‫اختیار دارین!

18:14.090 --> 18:17.720
‫ای بابا. این کیو تا بیخ و بن فاسد شده.

18:17.800 --> 18:20.550
‫دیگه یه قضاوت عادلانه هم توی دادگاه‌ها پیدا نمی‌شه،

18:20.640 --> 18:23.350
‫جنگجوها و دخترای جوون هم که همگی لباس‌های وقیح تنشونه.

18:26.310 --> 18:28.440
‫از سر و روت دهاتی بودن می‌باره،

18:28.520 --> 18:30.360
‫وسط روز روشن مست کردی و چرت‌وپرت می‌گی.

18:32.070 --> 18:36.400
‫تو هم لابد یکی دیگه از اون سامورایی‌های شرقی
‫هستی که پاداش خدمتشو نگرفته و سرش بی‌کلاه مونده.

18:36.490 --> 18:39.780
‫هر روز امثال توی بازنده رو دارم می‌بینم.

18:41.030 --> 18:42.120
‫صبر کن...

18:42.990 --> 18:44.540
‫تو از افراد نیتّایی.

18:47.620 --> 18:48.790
‫نیتّا یوشیسادا!

18:49.540 --> 18:51.590
‫همون کسی که فرماندهی یورش به کاماکورا رو داشت!

18:54.630 --> 18:56.550
‫آخی طفلکی رو ببین!

18:56.630 --> 18:59.220
‫ارباب یوشیسادای تو انقدر گاوه...

18:59.300 --> 19:03.220
‫که ملازماش حتی یه قرونم از عنایت امپراتور کاسب نشدن.

19:04.560 --> 19:08.520
‫الف‌بچه‌ی پاپتی. انگار هوس مُردن کردی.

19:09.100 --> 19:10.270
‫میما-چان!

19:10.350 --> 19:11.810
‫رواله بابا.

19:11.900 --> 19:13.730
‫بزنم، خط‌خطیم کن، هر غلطی می‌خوای بکن.

19:14.360 --> 19:16.360
‫من دختر یه خاندان سامورایی اصیل توی کیوام.

19:16.440 --> 19:19.240
‫فکر کردی از پس چهار تا دهاتی برنمیام و جا می‌زنم؟

19:19.320 --> 19:22.240
‫پدرم صد برابرش رو تلافی می‌کنه و سرت میاره.

19:24.700 --> 19:26.040
‫کوجیرو. آیاکو.

19:26.620 --> 19:29.250
‫قبل از این‌که شر به پا کنه، می‌تونین کارش رو تموم کنین؟

19:30.210 --> 19:31.250
‫معلومه.

19:31.330 --> 19:32.920
‫گوش‌به‌فرمان شماییم، ارباب.

19:34.500 --> 19:36.420
‫منو دست‌کم گرفتین...

19:36.510 --> 19:39.680
‫توی حمله به کاماکورا سر سه نفر رو زدم!

19:56.730 --> 19:59.070
‫شما یه دخترخانم متشخص از یه خاندان سرشناسین.

19:59.150 --> 20:01.530
‫اگه صورتتون زخمی بشه خیلی بد می‌شه.

20:02.950 --> 20:05.330
‫گرچه لابد این طرز فکر هم از مد افتاده و کهنه‌ست.

20:06.200 --> 20:09.290
‫شاید من اصلاً به درد باسارا نمی‌خورم.

20:09.370 --> 20:12.290
‫پیف! بوی گند ساکه می‌ده یارو!

20:12.370 --> 20:15.460
‫ولی پسر... انگار یارو فقط لب و دهن بود، ارباب.

20:17.130 --> 20:20.090
‫چرا این پسره انقدر پاک و صادقه؟ کار دست زنا می‌ده آخرش!

20:20.170 --> 20:23.220
‫انقدر یه پارچه آقاست، که خودش یه‌پا باسارا حساب می‌شه...

20:24.340 --> 20:27.100
‫باید این پسره رو به پدرم معرفی کنم.

20:30.020 --> 20:33.900
‫بله، بله. پس قضیه از این قرار بوده.

20:36.980 --> 20:41.150
‫دیگه طاقتش رو ندارم! دوباره تا دم مرگ رفتم!

20:41.240 --> 20:44.870
‫درک می‌کنم. حتماً خیلی ترسیده بودی.

20:45.990 --> 20:48.040
‫کجاوه‌ی جنگیم تیکه‌پاره شد.

20:48.120 --> 20:50.870
‫تمام دارایی شخصیم رو پای استخدام جنگجوهای قدرتمند به باد دادم.

20:50.950 --> 20:53.870
‫امپراتور هم که اصلاً منو به حضور نمی‌پذیره.

20:53.960 --> 20:56.130
‫دیگه از جنگ متنفرم!

20:59.670 --> 21:05.970
‫یه انسان هرچقدر هم که بی‌فایده باشه، جونش ارزشمند و منحصربه‌فردن.

21:06.050 --> 21:09.470
‫باید تا آخرین ذره ازشون کار کشید تا کاملاً فرسوده بشن،

21:09.560 --> 21:12.890
‫وگرنه بی‌تردید باعث خشم بودا می‌شه.

21:16.400 --> 21:17.480
‫جناب کیوهارا.

21:19.820 --> 21:22.240
‫دیگه لازم نیست بترسین.

21:25.280 --> 21:29.200
‫همه‌چی رو به من بسپارین و دیگه نگران چیزی نباشین.

21:30.120 --> 21:33.500
‫حالا، آروم چشم‌هاتون رو ببندین.

21:38.210 --> 21:39.630
‫این لبخند…

21:40.550 --> 21:44.090
‫چقدر به قلبم آرامش می‌ده…

21:47.510 --> 21:48.890
‫خیلی بیشتر از…

21:49.680 --> 21:51.140
‫امپراتور…

21:51.160 --> 22:05.160
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:32.810 --> 23:34.930
ساساکی میما - صداپیشه: نینا هانامیا

23:38.780 --> 23:39.830
‫بزن بریم!

23:38.940 --> 23:39.940
‫قسمت ۲۰ (سال ۱۳۳۵)

23:38.940 --> 23:39.940
‫مردی به نام
کوسونوکی ماساشیگه
