WEBVTT

00:05.460 --> 00:09.170
‫عموی توکیوکی، هوجو یاسوایه.

00:09.250 --> 00:12.010
‫مردی است که به‌زودی طوفان به‌پا خواهد کرد.

00:09.910 --> 00:13.160
‫بریم تو کارش

00:14.340 --> 00:15.390
‫عموجان!

00:16.550 --> 00:18.350
‫خیلی خیالم راحت شد که سالمین!

00:18.430 --> 00:20.020
‫توکیوکی-دونوی گل!

00:20.100 --> 00:22.520
‫این منم که از دیدن سلامتی‌تون بال درآوردم!

00:23.350 --> 00:25.350
‫عالی شد.

00:23.350 --> 00:25.350
‫تعجب می‌کنم که عموی خودش...

00:25.440 --> 00:26.440
‫هنوز زنده‌ست.

00:26.520 --> 00:27.520
‫دقیقاً.

00:27.610 --> 00:30.070
‫ایشون برادر کوچیک‌تر خودِ‌ شخص تاکاتوکی-ساماست؛

00:30.150 --> 00:32.240
‫مردی که در رأس شوگون‌سالاری بود.

00:31.720 --> 00:36.100
‫قدرت

00:32.320 --> 00:35.720
‫اون واقعاً در رأس هرم قدرت بود.

00:36.950 --> 00:38.830
‫در زمان سقوط کاماکورا،

00:38.910 --> 00:42.520
‫اونی که هماهنگ کرد توکیوکی-ساما رو به من بسپارن...

00:43.150 --> 00:44.580
‫خود شخص یاسوایه-ساما بودن.

00:46.670 --> 00:47.880
‫آها راستی،

00:47.960 --> 00:50.920
‫عموجان، چطور از اون جهنم فرار کردین؟

00:51.710 --> 00:53.840
‫خیلی خوشگل خودم رو زدم جای یکی از سربازهای نیتّا.

01:09.770 --> 01:11.900
‫سرباز مجروحه! راه رو باز کنین!

01:12.430 --> 01:17.890
‫هیچم درد نداشت

01:12.440 --> 01:13.740
‫آی دردم میاد…

01:14.900 --> 01:17.820
‫با جا زدن خودم جای سرباز مجروح دشمن از کاماکورا زدم به چاک.

01:17.910 --> 01:20.440
‫ترکوندم

01:18.990 --> 01:20.370
‫دست‌خوش داری، اوستا.

01:20.450 --> 01:22.910
‫در حالی که خاندانت داشتن مثل برگ خزون می‌ریختن،

01:23.000 --> 01:25.580
‫با بی‌شرمی تمام رفتی پی کارت و فلنگو بستی.

01:25.660 --> 01:28.790
‫خب معلومه، اونا ازم خواستن همراهشون بمیرم.

01:29.420 --> 01:31.630
‫بفرمایین، یاسوایه-ساما. شما هم به ما بپیوندین.

01:32.130 --> 01:34.340
‫اما من اینطوری بهشون گفتم؛

01:34.530 --> 01:42.170
‫فقط نمی‌خواست بمیره

01:36.010 --> 01:37.260
‫«نه که دودستی به زندگی چسبیده باشم،

01:37.340 --> 01:39.340
‫ولی قسم می‌خورم که حکومت رو پس می‌گیرم،

01:39.430 --> 01:42.100
‫تا خدایی‌ناکرده یه‌وقت مرگ شماها بیهوده نباشه.»

01:42.180 --> 01:43.180
‫پیشونیش…

01:43.720 --> 01:45.310
‫یه چیزی روی پیشونیش می‌بینم.

01:46.060 --> 01:47.390
‫عموجان،

01:47.480 --> 01:50.060
‫روی پیشونیتون نوشته فقط نمی‌خواستین بمیرین.

01:50.150 --> 01:51.270
‫ای وای من!

01:51.360 --> 01:53.320
‫توکیوکی-دونو، چقدر تیز و نکته‌سنجی!

01:55.690 --> 01:58.700
‫توی این دو سال، سرتاسر منطقه‌ی توهوکو رو چرخیدم،

01:58.780 --> 02:00.870
‫و باقی‌مونده‌ی وفادارانِ هوجو رو جمع کردم.

02:01.530 --> 02:03.660
‫هرجا هم که جنگیدیم، شکست خوردیم و ناچار به فرار شدیم.

02:05.250 --> 02:07.250
‫شما آخرین امید مایین.

02:08.290 --> 02:09.790
‫سووا یوریشیگه.

02:09.880 --> 02:12.460
‫مقدمات رو برای تضمین پیروزی‌مون فراهم کردی؟

02:14.340 --> 02:15.420
‫بله.

02:15.510 --> 02:17.550
‫بخش اعظم کارها طبق برنامه پیش رفته.

02:20.260 --> 02:22.470
‫هرچند، آینده نگران‌کننده‌ای رو پیش‌بینی کردم.

02:23.310 --> 02:25.850
‫بفرمایین اون‌طرف در موردش باهاتون صحبت کنم.

02:25.930 --> 02:27.980
‫اوه... خیلی‌خب. بزن بریم!

02:36.800 --> 02:39.180
‫بریم تو کارش

02:37.550 --> 02:39.110
‫جمعش کن بابا! برو گمشو دیگه!

02:41.030 --> 02:43.450
‫هرچی تو دلشه رو پیشونیش داد می‌زنه.

02:44.200 --> 02:45.830
‫با این روشی که فرار کرد، اصلاً بهش نمی‌خوره

02:45.910 --> 02:48.160
‫یه کاره‌ای توی شوگون‌سالاری بوده باشه.

02:48.660 --> 02:51.830
‫عموم همیشه برای زنده موندن به هر دری زده.

02:52.540 --> 02:54.420
‫همیشه بر اساس منافع شخصیش نقشه می‌کشید،

02:54.500 --> 02:58.260
‫عاشق قدرت و جون سالم به در بردن بود…

02:59.080 --> 03:01.800
‫...ولی صورتش کاملاً گویای همه‌چی بود

02:59.330 --> 03:01.870
‫بریم تو کارشپاچه‌خواریِ این الف‌بچه تشریفاتی و به جیب زدن پول

03:01.890 --> 03:08.290
‫تازه حوصلمم سر رفته
‫بیا باهام بازی کن

03:03.300 --> 03:05.810
‫بیا بازی کنیم.

03:03.300 --> 03:05.810
‫عاشق همین یه‌رنگیش بودم.

03:05.890 --> 03:07.520
‫هیچ‌وقت پشت نقاب یه جنگجو قایم نشد.

03:15.000 --> 03:25.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

04:47.570 --> 04:50.120
‫انگار بالأخره همه‌ی مهره‌ها دارن دورهم جمع می‌شن.

04:51.200 --> 04:53.460
‫پس اون نبردِ بزرگ دیگه بیخ گوشمونه.

04:54.210 --> 04:56.880
‫که یعنی اوضاع قراره از اینم قاراشمیش‌تر بشه.

04:57.460 --> 04:59.380
‫تماشای این الف‌بچه هیچ‌وقت خسته‌کننده نیست.

04:59.460 --> 05:01.880
‫یه‌جوری نگو انگار بلد نیستم بجنگم!

04:59.460 --> 05:03.370
‫ولی واقعاً ارزششو داره که به‌خاطرش جونمو به خطر بندازم؟

05:03.470 --> 05:05.050
‫برخلاف اون،

05:05.130 --> 05:08.640
‫من نه دشمنی برای انتقام دارم، نه خاندانی برای محافظت.

05:09.260 --> 05:11.890
‫پیاده شدن از این گاری یه گزینه‌ست، ولی…

05:13.480 --> 05:16.140
‫ولش کن... بعداً بهش فکر می‌کنم.

05:24.990 --> 05:26.070
‫یه چیزی اون‌جاست.

05:26.660 --> 05:28.120
‫خیالاتی شدم؟

05:28.200 --> 05:31.620
‫یوریشیگه حسابی برای محافظت از معبد بزرگ سووا تدارک دیده.

05:32.120 --> 05:34.040
‫امکان نداره کسی بتونه به همین راحتی‌ها نفوذ کنه توش.

05:37.000 --> 05:38.790
‫سلاح پرتابی بود؟

05:46.760 --> 05:48.510
‫غریزه‌ت تحسین‌برانگیزه.

05:49.090 --> 05:50.930
‫نقاب تنگو؟

05:52.220 --> 05:54.220
‫پس واقعاً یه شینوبی هستی.

05:54.980 --> 05:58.980
‫درست طبق گزارش‌ها؛ نقاب روباه شینانو، کازاما گنبایی.

05:59.060 --> 06:01.060
‫نه... شایدم جانشینشی.

06:01.690 --> 06:03.650
‫در هر صورت، فرقی به حالم نمی‌کنه.

06:03.730 --> 06:05.150
‫به‌زودی غزل خداحافظی رو می‌خونی.

06:05.860 --> 06:08.910
‫چیز... صبر کن! صبر کن! آروم باش.

06:08.990 --> 06:10.870
‫من اصلاً هیچ سلاحی ندارم!

06:11.450 --> 06:13.330
‫تازه، این گنبا که می‌گی اصلاً کی هست؟

06:13.410 --> 06:17.040
‫این فقط یه ماسک روباه مخصوص جشنواره‌هاست.

06:17.120 --> 06:19.120
‫نگاه کن. قشنگ دقت کن.

06:24.800 --> 06:26.880
‫این که تکنیک نبود. صرفاً یه تردستی بچگونه بود.

06:28.010 --> 06:30.260
‫تردستی‌هات رو نگه دار برای شیاطین توی برزخ.

06:35.640 --> 06:37.430
‫اون‌جا درگیری شده؟

06:38.520 --> 06:40.850
‫از بقیه کمک می‌خوای تا هوات رو داشته باشن؟

06:41.690 --> 06:46.110
‫با این وضعیت، عمراً بتونی از اربابت محافظت کنی.

06:51.370 --> 06:52.820
‫کازاما گنبا.

06:53.370 --> 06:55.540
‫اون‌قدری که شایعات می‌گن آش دهن‌سوزی نیستی.

06:58.250 --> 06:58.980
‫گنبا!

06:59.110 --> 07:00.120
‫صدای چی بود...

07:03.210 --> 07:04.960
‫باید با یوریشیگه حرف بزنم.

07:05.630 --> 07:07.510
‫اوضاع ممکنه خیلی بیخ پیدا کرده باشه.

07:09.420 --> 07:11.050
‫همون‌طور که گفتی نگهبان گذاشتم.

07:11.550 --> 07:13.760
‫لازم نیست نگران حمله یا فضولی و شنود کسی باشی.

07:14.930 --> 07:18.140
‫بگو ببینم گنبا، کی بهت حمله کرد؟

07:19.810 --> 07:21.310
‫بابام قبلاً در موردشون بهم گفته بود.

07:23.610 --> 07:25.940
‫یه گروه شینوبی که مستقیماً زیر نظر آشیکاگا کار می‌کنن.

07:27.070 --> 07:28.070
‫تنگوها.

07:28.860 --> 07:31.360
‫با فنون رزمی برق‌آسا و مهارت‌های نفوذشون،

07:31.450 --> 07:33.450
‫می‌گن هیچ رازی نیست که نتونن ته و توش رو دربیارن.

07:33.530 --> 07:37.520
‫کیو . دو سال قبل

07:34.930 --> 07:42.370
‫آشیکاکاگا تاکائوجی، در روز ۷ می سال ۱۳۳۳
‫در کیو نیروهای شوگون‌سالاری را تارومار کرد.

07:37.520 --> 07:42.440
‫۷ می ۱۳۳۳، آشیکاگا تاکائوجی

07:42.460 --> 07:47.070
‫روز بعد، ۸ ، استــــــان کـــــــوزوکـــــــــه

07:43.280 --> 07:46.460
‫یک روز پس از آن، یعنی ۸ می در استان کوزوکه،

07:47.590 --> 07:51.090
‫یکی از متحدان تاکائوجی، نیتّا یوشیسادا، هاج و واج مانده بود.

07:52.180 --> 07:57.370
‫نقشه این بود که تاکائوجی-دونو کیو
‫رو تصرف کنه و منم به کاماکورا حمله ببرم.

07:57.470 --> 08:00.460
‫یـــــوشیســـــادا نـــیــتّــــا

07:58.560 --> 08:00.480
‫ولی اصلاً نمی‌دونم تو کیو چه خبره.

08:01.350 --> 08:04.650
‫نیتّا یوشیسادا هنوز نمی‌داند که کیو سقوط کرده است.

08:05.360 --> 08:10.590
‫در آن دوران، امکان نداشت خبر در عرض یک روز از کیوتو به گونما برسد.

08:11.200 --> 08:13.660
‫اگه تاکائوجی-دونو شکست خورده باشه،

08:13.740 --> 08:16.700
‫نیروهای کم‌شمار من امیدی به شکست شوگون‌سالاری ندارن.

08:16.780 --> 08:18.790
‫بهتره فعلاً شورش رو بندازم عقب؟

08:18.870 --> 08:19.910
‫ارباب!

08:23.420 --> 08:25.750
‫نیروی کمکی رسید! حدود دو هزار نفرن!

08:25.830 --> 08:28.960
‫اونا... هم‌خانواده‌هامون از اچیگو هستن!

08:29.960 --> 08:31.380
‫از کجا فهمیدن باید بیان؟

08:31.470 --> 08:34.380
‫من که هنوز به خاندان خودم هم چیزی از شورش نگفته بودم.

08:34.470 --> 08:36.720
‫یه تنگو بهمون خبر داد.

08:37.720 --> 08:38.850
‫تنگو؟

08:38.930 --> 08:42.730
‫یه تنگوی تک‌وتنها کل اچیگو رو توی یه روز گز کرد،

08:43.230 --> 08:47.310
‫و خبر داد که برای حمله به کاماکورا شورش کردین، نیتّا-دونو.

08:48.480 --> 08:51.240
‫واقعاً که عجیبه.

08:52.820 --> 08:53.820
‫مهم نیست.

08:53.900 --> 08:55.780
‫دو هزار مرد جنگجو عالیه.

08:58.030 --> 09:00.540
‫دیگه تردید نمی‌کنم. به سمت کاماکورا حرکت می‌کنیم!

09:00.620 --> 09:02.580
‫تمام افراد به پیش!

09:03.080 --> 09:04.080
‫اطاعت!

09:05.620 --> 09:08.630
‫بدین‌ترتیب، نیتّا یوشیسادا فرصت را غنیمت شمرد،

09:08.710 --> 09:12.340
‫از سرگرم بودن شوگون‌سالاری کاماکورا با تاکائوجی استفاده کرد...

09:12.420 --> 09:15.090
‫و موفق شد کاماکورا را به زانو در بیاورد.

09:16.260 --> 09:18.160
‫تایهیکی
‫جلد دهم

09:16.790 --> 09:21.560
‫ماجرای «پیام تنگو» در این قسمت، در وقایع‌نگاری مردم آن دوران...

09:21.640 --> 09:23.600
‫یعنی تایهیکی ثبت شده است.

09:24.390 --> 09:26.770
‫می‌شود به راحتی آن را افسانه پنداشت.

09:27.310 --> 09:30.520
‫اما نخستین کودتای هم‌زمان شرق و غرب ژاپن،

09:31.110 --> 09:34.530
‫چنان رخداد عظیمی بود که توضیح آن بدون وجود تنگو غیرممکن به‌نظر می‌رسید.

09:35.030 --> 09:38.780
‫این نشان می‌دهد که حتی مردم آن دوران نیز آن را رازی شگفت‌آور می‌دانستند.

09:40.410 --> 09:43.000
‫می‌گن توی یه روز نزدیک به ۴۰۰ کیلومتر راه می‌رن.

09:44.080 --> 09:46.120
‫ظاهراً توی جنگِ اطلاعاتی که باعث سقوط شوگون‌سالاری شد...

09:46.210 --> 09:47.420
‫نقش پررنگی بازی کردن.

09:48.210 --> 09:51.250
‫قصه‌هایی در مورد تنگوها به گوش منم رسیده بود.

09:52.170 --> 09:54.380
‫می‌گن یه آموزشگاه باسابقه و قدیمی به اسم...

09:54.460 --> 09:56.050
‫مدرسه‌ی آشیکاگا وجود داره،

09:56.130 --> 09:59.800
‫که یه بخشش مخصوص آموزش شینوبی‌های کارکشته‌ست.

10:01.140 --> 10:04.430
‫طبق اسناد تاریخی، نخستین کسی که شینوبی‌ها را به خدمت گرفت...

10:04.520 --> 10:07.900
‫مباشر آشیکاگا، کو از خاندان مورونائو بود.

10:09.770 --> 10:13.400
‫به‌هرحال، باید اون نبردِ بزرگ رو لغو کنیم.

10:13.480 --> 10:16.360
‫وگرنه مدرکی از شورش گیر میارن،

10:16.450 --> 10:18.280
‫هویت واقعی این الف‌بچه لو می‌ره.

10:18.360 --> 10:19.660
‫و کار همه‌مون تمومه.

10:22.580 --> 10:24.200
‫باید از توکیوکی-دونو محافظت کنیم.

10:27.710 --> 10:30.380
‫به تازگی آینده‌ی شومی رو دیدم.

10:30.920 --> 10:35.130
‫اگه توکیوکی-ساما توی سووا بمونن، سرنوشتشون مرگه.

10:35.800 --> 10:38.220
‫عاقلانه‌ترین کار اینه که تا جای ممکن دور بشن.

10:38.840 --> 10:39.970
‫همون‌طور که گنبا گفت،

10:40.050 --> 10:42.850
‫نقشه‌هامون نیاز به تغییرات اساسی داره.

10:44.930 --> 10:48.230
‫طبق نقشه‌مون پیش بریم. مشکلی نیست، یاسوایه-ساما؟

10:49.480 --> 10:50.480
‫ترتیبش رو می‌دم.

10:54.780 --> 10:55.980
‫توکیوکی-ساما.

10:57.570 --> 10:59.490
‫از شینانو برین،

10:59.570 --> 11:02.950
‫و به همراه یاسوایه-ساما راهیِ سفری به سمت کیو بشین.

11:04.240 --> 11:05.240
‫کیو؟

11:05.330 --> 11:08.660
‫نبردِ بزرگ برای ماه آینده برنامه‌ریزی شده.

11:08.750 --> 11:14.240
‫بریم
‫تو کارش

11:09.830 --> 11:14.170
‫منم برای برنامه‌ریزیِ قیام با متحدامون توی کیو دیدار می‌کنم.

11:14.250 --> 11:20.370
‫سووا

11:14.250 --> 11:20.370
‫کیو

11:15.340 --> 11:16.630
‫اگه همراهم بیای،

11:16.710 --> 11:20.300
‫می‌تونیم توی این مدت کاملاً از دست ردگیری تنگوها قسر در بریم.

11:20.380 --> 11:22.220
‫دشمن حتی به عقلش هم نمی‌رسه...

11:22.300 --> 11:25.850
‫که دو نفر از خاندان اصلی هوجو وارد کیو بشن.

11:25.930 --> 11:27.270
‫با این همه جمعیتی که اون‌جاست،

11:27.350 --> 11:29.520
‫هم‌رنگ جماعت شدن عین آب‌خوردنه.

11:28.960 --> 11:30.670
‫هوجو

11:31.380 --> 11:33.230
‫تازه، اگه قراره حاکم این دیار بشین،

11:33.310 --> 11:36.440
‫همیشه معتقد بودم باید کیو رو با چشم‌های خودتون ببینین، توکیوکی-ساما.

11:37.990 --> 11:40.570
‫کیو مهد فرهنگ و پیشگام تمام هنرهاست.

11:41.320 --> 11:44.530
‫خانه‌ی افراد فوق‌العاده‌ایه؛ مثل امپراتور، تاکائوجی...

11:44.620 --> 11:47.040
‫نیتّا، کوسونوکی و خیلی‌های دیگه‌ست...

11:47.120 --> 11:48.870
‫هرچند که فعلاً دشمنمون هستن.

11:50.540 --> 11:51.580
‫کوسونوکی؟

11:52.710 --> 11:57.340
‫باید می‌ذاشتی کوسونوکی-دونو بهت هنر جنگیدن رو یاد بده.

11:58.050 --> 12:01.630
‫طبیعتاً، باید از روبه‌رو شدن باهاشون دوری کنین.

12:02.340 --> 12:05.300
‫با این‌حال، چشیدن اتمسفر کیو، جایی که کلی مغزمتفکر درِش جمع شدن،

12:05.390 --> 12:06.760
‫بی‌اندازه ارزشمنده.

12:11.310 --> 12:13.270
‫منم می‌خوام برم... به کیو.

12:15.190 --> 12:18.650
‫خیلی‌خب... پس بهتره همین امشب راه بیفتین.

12:18.730 --> 12:19.340
‫امشب؟

12:19.470 --> 12:20.490
‫به همین زودی؟

12:20.570 --> 12:24.030
‫راستش رو بخواین، چنین موقعیتی رو از قبل پیش‌بینی می‌کردم.

12:24.870 --> 12:29.160
‫فرقه‌ی سووا از همین الان نقشه‌هامون رو با کدهای اضطراری به جریان انداخته.

12:30.200 --> 12:31.710
‫این روزها چی می‌خوری؟

12:32.210 --> 12:33.580
‫ترشی نوزاوانا.

12:33.670 --> 12:35.500
‫ترشی نوزاوانا؟

12:35.580 --> 12:36.790
‫بد مصیبتیه.

12:36.880 --> 12:38.750
‫برنج رو غیب می‌کنه.

12:38.840 --> 12:40.460
‫حواست به شکمت باشه.

12:40.550 --> 12:44.090
‫دقیقاً. اگه سالمون نمک‌سود هم کنارش باشه، دیگه دستم به کم نمی‌ره.

12:44.180 --> 12:47.540
‫سادامونه داره نیرو جمع می‌کنه. اگه ایچیکاوا ملحق بشه، اوضاع خطرناک می‌شه.

12:47.550 --> 12:51.100
‫ولی چطور ارباب رو از شینانو ببریم بیرون؟

12:51.180 --> 12:55.690
‫احتمالاً، تنگوها هنوزم دارن معبد بزرگ سووا رو می‌پان.

12:55.770 --> 12:58.320
‫اگه ببینن یه بچه داره می‌زنه بیرون، بی‌بروبرگرد شک می‌کنن.

12:58.900 --> 13:02.110
‫برای این قضیه، از هرج و مرج به وجود اومده توسط اون مزاحم ناشناس...

13:02.190 --> 13:03.450
‫به نفع خودمون استفاده می‌کنیم.

13:03.530 --> 13:07.070
‫ردمون رو پاک می‌کنیم و یواشکی می‌بریمش بیرون.

13:07.820 --> 13:12.160
‫تنها عیبش اینه که دیگه فرصتی برای خداحافظی باقی نمی‌مونه.

13:13.160 --> 13:14.460
‫آتیش‌سوزی!

13:14.540 --> 13:16.960
‫اقامتگاه یوریشیگه-ساما داره می‌سوزه!

13:18.090 --> 13:19.090
‫از کجا شروع شد؟

13:19.170 --> 13:20.960
‫انگار یکی از مشعل‌ها افتاده زمین!

13:21.670 --> 13:24.800
‫لعنتی! برای محافظت در برابر نفوذی‌ها مشعل‌های بیشتری گذاشتیم،

13:24.880 --> 13:26.840
‫حالا همون شد بلای جون خودمون.

13:27.470 --> 13:29.890
‫چند تا قاصد بفرستین پیش جنگجوهای نزدیکِ فرقه‌ی سووا.

13:29.970 --> 13:32.390
‫برای اینکه نذاریم آتیش شعله بکشه نیروی کمکی بیشتری می‌خوایم!

13:32.470 --> 13:33.600
‫اطاعت!

13:35.270 --> 13:36.270
‫برداشتتون چیه؟

13:37.440 --> 13:40.820
‫توی این وضعیت، نمی‌تونم تشخیص بدم که صرفاً یه آتیش‌سوزی تصادفیه،

13:40.900 --> 13:44.400
‫یا اینکه یه صحنه‌سازی برای سوزوندن مدارک قیامشونه.

13:45.400 --> 13:47.070
‫حواست به حرکاتشون باشه.

13:47.570 --> 13:48.570
‫اطاعات.

13:49.280 --> 13:52.540
‫اگه عمدی بوده باشه، واکنششون به‌شدت سریع و حساب‌شده بود.

13:53.700 --> 13:55.620
‫اگه اون روباه متوجهم نشده بود…

14:01.170 --> 14:02.200
‫تونستی برسی؟

14:02.490 --> 14:02.920
‫آره!

14:03.550 --> 14:05.670
‫می‌ریم پیش ملازم‌هام که جداگانه راه افتادن.

14:05.760 --> 14:07.050
‫جلوتر منتظرمون هستن.

14:09.010 --> 14:10.890
‫کیو هم پر از خطره.

14:11.760 --> 14:15.770
‫فرستادنتون به‌سمت یه آینده‌ی نامعلوم همیشه برام دردناکه.

14:16.600 --> 14:21.820
‫با این حال مطمئنم توی این سفر حسابی پخته‌تر می‌شین و رشد می‌کنین.

14:22.980 --> 14:26.450
‫خیلی دلم می‌خواد ببینم بچه‌م خطرات رو پشت سر می‌ذاره و قد می‌کشه.

14:27.490 --> 14:28.820
‫به‌عنوان کسی که برات پدری کرده،

14:29.320 --> 14:32.240
‫می‌دونم که دل کندن ازت هم خودش یه جور محبته.

14:32.990 --> 14:34.950
‫پس... همین الان برو!

14:35.580 --> 14:38.920
‫پشت سرت رو هم نگاه نکن، توکیوکی-دونو!

14:42.710 --> 14:46.260
‫یوریشیگه... در تعقیب اون‌هاست.

14:46.340 --> 14:48.680
‫تو چرا دیگه داری میای؟

14:48.760 --> 14:51.140
‫آخه... نگران توکیوکی-ساما بودم.

14:51.220 --> 14:54.520
‫اگه تنگوها ببیننت، تمام قصه‌سرایی‌هامون به باد میره!

14:54.600 --> 14:55.930
‫زود باش برگرد!

14:57.680 --> 14:58.690
‫اون قیافه رو به خودت نگیر.

14:58.770 --> 15:02.560
‫پدر، دارین آبروریزی می‌کنین. همین الان برگردین خونه.

15:03.900 --> 15:06.240
‫بـــــــرو خــــــونـــه! بـــــــرو خــــــونـــه!

15:14.240 --> 15:17.580
‫در ماه ژوئن بود که توکیوکی سرشار از شور و اشتیاق،

15:17.660 --> 15:19.500
‫راهی کیو شد.

15:25.840 --> 15:28.630
‫اون ایست بازرسی یا مال دربار امپراتوریه یا خاندان آشیکاگا.

15:29.340 --> 15:31.720
‫بازرسی‌هاشون فوق‌العاده سفت و سخته.

15:33.140 --> 15:34.140
‫تازه…

15:34.540 --> 15:36.170
‫هوجو

15:35.310 --> 15:38.060
‫یاسوایه-ساما انگار روی پیشونی‌شون هوجو رو درشت نوشتن.

15:38.140 --> 15:39.520
‫درجا شناسایی‌شون می‌کنن.

15:42.350 --> 15:43.900
‫راه دیگه‌ای نیست؟

15:44.480 --> 15:47.070
‫تنها گزینه اینه که کوه‌ها رو دور بزنیم.

15:47.570 --> 15:49.700
‫ولی شیب‌هاش خیلی تنده،

15:49.780 --> 15:52.570
‫و حتی اونم بدون ول کردن اسب‌ها نشدنیه.

15:53.410 --> 15:57.080
‫اصلاً حرفشم نزن. به‌خاطر چهار تا سرباز قراضه...

15:57.160 --> 15:58.790
‫اسب‌ها و بارهامون رو ول نمی‌کنیم به امون خدا.

15:59.410 --> 16:00.830
‫یه فکری دارم،

16:00.910 --> 16:03.080
‫ولی نصف روز وقت می‌خوام تا جفت‌وجورش کنم.

16:04.630 --> 16:09.460
‫یه استراحتگاه توی مسیر بود، برین اون‌جا وقت بگذرونین.

16:10.220 --> 16:13.510
‫خب پس، چطوره بریم یه لقمه بزنیم تو رگ؟

16:13.590 --> 16:16.510
‫نه. ترجیح می‌دم پولمون رو اینجا حروم نکنیم.

16:17.930 --> 16:20.230
‫شنیدم کیو خیلی شهر گرونیه!

16:20.310 --> 16:28.090
‫m 656 904 l 1280 904 1280 995 656 995

16:20.310 --> 16:28.090
‫از الان به فکر گردش و تفریح

16:21.390 --> 16:24.690
‫دقیقاً! می‌گن توی کیو لباس‌ها و غذاهایی هست که تا حالا به عمرمون ندیدیم!

16:24.770 --> 16:28.030
‫می‌خوام کل سفر رو جوری حرف بزنم انگار که اهل کیوام.

16:29.030 --> 16:32.110
‫پدر فقط یه ذره پول تو جیبی بهم داده،

16:32.200 --> 16:33.740
‫پس باید حساب‌شده خرجش کنیم.

16:37.410 --> 16:38.870
‫اوه، شرمنده.

16:38.950 --> 16:41.410
‫دیدنش برای شما قشر مستضعف باید مثل شکنجه باشه.

16:41.500 --> 16:42.920
‫گـ ـ گـ ـ گنبا-کون.

16:43.000 --> 16:44.920
‫این همه پول از کجا گیر آوردی؟

16:46.710 --> 16:48.420
‫از یوریشیگه تیغ زدم.

16:49.000 --> 16:51.720
‫زدن رد شینوبیِ دشمن کار آسونی نبود.

16:51.800 --> 16:55.010
‫بهش گفتم اگه من نبودم ممکنه بود سووا به فنا بره.

16:55.720 --> 16:57.140
‫راست می‌گه.

16:57.220 --> 17:00.310
‫به لطف تو، دشمن از نقشه‌هامون برای نبرد بزرگ بویی نبرد،

17:00.390 --> 17:02.480
‫و اربابم به سلامت در رفت.

17:02.560 --> 17:04.670
‫همچین پاداشی کاملاً حقت بود!

17:04.210 --> 17:05.190
‫عـــه؟

17:05.270 --> 17:06.900
‫حالا که این‌طور شد،

17:07.400 --> 17:09.190
‫می‌تونی یکم پول بهم قرض بدی؟

17:09.270 --> 17:11.690
‫مال من خیلی وقته ته کشیده.

17:12.240 --> 17:15.780
‫فوبوکی-کون توی هر استراحتگاهی که رد شدیم پولاش رو خرج شکمش کرد.

17:15.860 --> 17:19.620
‫تقریباً تمام آذوقه‌ای که با خودمون آورده بودیم رو تنهایی بلعید.

17:24.040 --> 17:26.080
‫خب، خودت مقصری.

17:28.070 --> 17:30.250
‫عـــا... ترکیدم ترکیدم.

17:30.840 --> 17:34.800
‫هیچی بهتر از عیش و نوش جلوی چشم‌های حسود فقرایی مثل شما نیست.

17:36.640 --> 17:38.470
‫حالا دیگه دلم برای فوبوکی می‌سوزه.

17:39.010 --> 17:41.600
‫شاید زیاد نباشه، ولی بیاین یه لقمه براش ببریم.

17:41.680 --> 17:43.810
‫ولش کنین بابا اون شل‌مغزو.

17:43.890 --> 17:45.390
‫راستی، خودش کجاست؟

17:45.980 --> 17:47.400
‫توی اون بیشه‌زار بامبو.

17:47.980 --> 17:50.650
‫گفت داره تمرین می‌کنه تا گشنگی یادش بره.

17:58.280 --> 18:01.080
‫دارم از گشنگی تلف می‌شم.

18:03.620 --> 18:06.500
‫فقط یه وعده غذا نخورده، چشم‌هاش رو ببین چه وحشی شده.

18:07.000 --> 18:09.670
‫انگار پشت اون قیافه‌ش چیزای خیلی بیشتری پنهان شده.

18:14.460 --> 18:15.470
‫هوی.

18:19.510 --> 18:21.310
‫به جای پول غذا، جواب یه سوالم رو بده.

18:24.060 --> 18:28.400
‫اون تنگو بهم گفت سبک مبارزه‌م تکنیک و فن نیست،

18:28.480 --> 18:29.520
‫فقط یه‌مشت تردستیه.

18:31.110 --> 18:32.440
‫اصلاً نمی‌تونستم حریفش بشم.

18:33.150 --> 18:35.400
‫حس کردم یه تفاوت زمین تا آسمون بینمونه.

18:36.200 --> 18:38.570
‫به‌نظرت... اون تفاوت چی بود؟

18:40.160 --> 18:43.580
‫خب راستش، فنون شینوبی تخصص من نیست.

18:44.330 --> 18:45.700
‫ولی اگه قرار به نظر دادن باشه،

18:45.790 --> 18:49.080
‫باید فنونی با قدرت تخریب بالاتر یاد بگیری.

18:49.710 --> 18:52.590
‫وگرنه، هیچ حس خطری به طرفت القا نمی‌کنی.

18:52.670 --> 18:54.050
‫حس خطر؟

18:54.630 --> 18:58.220
‫تخصص تو سرگرم‌کردن و عقب نگه داشتن دشمن با حقه‌ست.

18:58.800 --> 19:02.140
‫اما توی میدون جنگ که همه مرگ رو پذیرفتن،

19:02.220 --> 19:03.600
‫کلک و حقه جلوی کسی رو نمی‌گیره.

19:04.350 --> 19:07.730
‫اگه با تمام وجود حس کنن «اگه بخواد، می‌تونه منو بکشه»،

19:07.810 --> 19:09.520
‫اون‌وقت واقعاً دست به عصا راه می‌رن.

19:10.190 --> 19:12.940
‫اگه تفاوتی بین حقه و تکنیک واقعی باشه، دقیقاً همینه.

19:14.150 --> 19:15.150
‫که این‌طور.

19:15.650 --> 19:20.110
‫اگه سلاح‌های واقعاً مرگبار بسازم، صرفِ اینکه مخفیانه همراهم داشته باشمشون...

19:20.200 --> 19:21.660
‫بلوف‌هام رو باورپذیر می‌کنه.

19:22.160 --> 19:23.160
‫دقیقاً همینه.

19:25.990 --> 19:29.920
‫راستی، مطمئنی نقشه‌ی یاسوایه-ساما جواب می‌ده؟

19:30.000 --> 19:32.380
‫وقتی روی پیشونیش کلمه‌ی «هوجو» داد می‌زنه،

19:32.460 --> 19:34.090
‫امکان نداره بشه رد شد.

19:34.170 --> 19:35.340
‫مطمئنم جواب می‌ده.

19:35.840 --> 19:37.210
‫بیاین دیگه بریم پیشش.

19:38.010 --> 19:41.180
‫گفت اول حسابی سر و وضعمون رو خاکی و گِلی کنیم.

19:41.260 --> 19:43.300
‫گنبا، نقاب روباه جلب توجه می‌کنه.

19:43.390 --> 19:44.510
‫یه قیافه‌ی دیگه به خودت بگیر.

19:44.600 --> 19:46.140
‫اگه بحثِ تهدید و ابهت باشه،

19:46.220 --> 19:47.470
‫عموی منم همچین خصلتی داره.

19:47.560 --> 19:50.350
‫مهم نیست که احساسات واقعیش تو صورتش پیداست.

19:51.690 --> 19:54.400
‫اون فقط با جسارت و ابهت محض کارش رو جلو می‌بره.

19:54.900 --> 20:01.390
‫هوجوی خاک‌برسر و بدبخت

19:55.980 --> 19:57.400
‫رحم کنین!

19:57.480 --> 20:01.320
‫اگه تا فردا نرسیم کیو، همین‌جا از گشنگی تلف می‌شیم!

20:01.410 --> 20:05.490
‫بهم وعده دادن به‌عنوان خدمتکار زیر دست سایونجی کین‌مونه-ساما کار کنم!

20:05.580 --> 20:09.120
‫این طفل معصوم‌ها مادرشون رو از دست دادن.

20:09.200 --> 20:11.830
‫بالأخره می‌تونم یه لقمه نون آبرومند بذارم جلوشون!

20:11.920 --> 20:14.000
‫این اولین کار درست و درمونیه...

20:14.080 --> 20:17.750
‫که به یه سامورایی پاپتیِ دهاتی مثل من پیشنهاد شده!

20:17.840 --> 20:21.380
‫حتی قرض کردم تا این اسب و این سوغاتی‌ها رو بخرم!

20:21.470 --> 20:23.970
‫التماستون می‌کنم! تو رو خدا! تو رو خدا!

20:26.220 --> 20:27.510
‫بسه دیگه.

20:27.600 --> 20:28.970
‫رد شو برو پی کارت!

20:27.600 --> 20:28.970
‫آخ آخ!

20:29.060 --> 20:31.440
‫انقدر نکبت و بدبختی که حالم ازت به هم خورد.

20:32.020 --> 20:34.940
‫فقط همین دور و برا سقط نشین که مایه‌ی دردسر بشین.

20:35.020 --> 20:38.480
‫چشم، قربان! خیلی خیلی ازتون ممنونم!

20:38.220 --> 20:39.630
‫موفق شدیم

20:41.650 --> 20:43.910
‫خب، لب کلام همینه.

20:44.910 --> 20:48.450
‫نصف روز گشنگی کشیدم،
‫توی کوه‌ها روی خاک و خل غلت زدم،

20:48.540 --> 20:50.870
‫و نقش یه سامورایی خاک‌برسر رو موبه‌مو بازی کردم.

20:52.000 --> 20:54.320
‫خیالتون تخت...

20:55.000 --> 20:58.550
‫پنهان‌کردن هویت واقعیت پشت یه بدبختی و ذلت موقتی چیزی نیست،

20:58.630 --> 20:59.630
‫توکیوکی-دونو.

21:00.260 --> 21:04.450
‫چون که... ما خاندان قدرتمند هوجو هستیم.

21:01.320 --> 21:04.240
‫هوپجو

21:08.560 --> 21:11.810
‫گفته شده هوجو یاسوایه، برادر کوچک‌تر حاکم،

21:11.890 --> 21:14.850
‫با تظاهر به این‌که سامورایی روستاییِ ساده‌لوحی است

21:14.940 --> 21:16.650
‫که برای نخستین بار به پایتخت آمده، به کیو نفوذ کرد.

21:17.810 --> 21:21.570
‫او از نبردِ تلخ بر سر قدرت درون شوگون‌سالاری جان سالم به در برد،

21:21.010 --> 21:24.300
‫هیچم درد نداشت

21:21.650 --> 21:23.150
‫هنگام سقوط آن بی‌سر و صدا گریخت،

21:24.320 --> 21:27.240
‫هرجا که پا گذاشت آتش شورش را برپا کرد…

21:27.810 --> 21:31.750
‫و حتی برای اجرای نقشه‌ای بی‌سابقه به کیو نفوذ کرد.

21:32.370 --> 21:34.500
‫بریم تو کارش.

21:32.370 --> 21:34.500
‫او یکی از بزرگ‌ترین دسیسه‌چین‌ها...

21:34.580 --> 21:35.790
‫در عصر خود بود.

21:36.420 --> 21:38.790
‫شاید توکیوکی این شور و سرزندگی را...

21:38.880 --> 21:41.800
‫نه از پدر ضعیف و بی‌رمقش، تاکاتوکی...

21:42.280 --> 21:44.910
‫بلکه از عمویش به ارث برده باشد.

21:45.550 --> 21:49.330
‫این الف‌بچه و اوستاش توی خطر خیلی جذاب‌تر می‌شن...

21:49.600 --> 21:50.720
‫حس خطر، ها؟

21:52.720 --> 21:54.940
‫شاید خودمم یه چیز شگفت‌انگیز اختراع کنم.

21:55.600 --> 21:58.310
‫فقط واسه اینکه ببینم اون تنگوی احمق چه شکلی می‌شه.

21:58.400 --> 22:01.690
‫خب، کیو دقیقاً جلوی رومونه، توکیوکی-دونو.

22:01.780 --> 22:04.900
‫هر وقت نیاز شد دل کسی رو بسوزونیم، بسپارش به من!

22:04.920 --> 22:14.920
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:38.980 --> 23:39.980
‫قسمت ۱۹ (سال ۱۳۳۵)

23:38.980 --> 23:39.980
‫منحصر به فرد

23:39.040 --> 23:39.870
‫بزن بریم!
