1
00:00:05,460 --> 00:00:09,170
‫عموی توکیوکی، هوجو یاسوایه.

2
00:00:09,250 --> 00:00:12,010
‫مردی است که به‌زودی طوفان به‌پا خواهد کرد.

3
00:00:09,910 --> 00:00:13,160
‫بریم تو کارش

4
00:00:14,340 --> 00:00:15,390
‫عموجان!

5
00:00:16,550 --> 00:00:18,350
‫خیلی خیالم راحت شد که سالمین!

6
00:00:18,430 --> 00:00:20,020
‫توکیوکی-دونوی گل!

7
00:00:20,100 --> 00:00:22,520
‫این منم که از دیدن سلامتی‌تون بال درآوردم!

8
00:00:23,350 --> 00:00:25,350
‫عالی شد.

9
00:00:23,350 --> 00:00:25,350
‫تعجب می‌کنم که عموی خودش...

10
00:00:25,440 --> 00:00:26,440
‫هنوز زنده‌ست.

11
00:00:26,520 --> 00:00:27,520
‫دقیقاً.

12
00:00:27,610 --> 00:00:30,070
‫ایشون برادر کوچیک‌تر خودِ‌ شخص تاکاتوکی-ساماست؛

13
00:00:30,150 --> 00:00:32,240
‫مردی که در رأس شوگون‌سالاری بود.

14
00:00:31,720 --> 00:00:36,100
‫قدرت

15
00:00:32,320 --> 00:00:35,720
‫اون واقعاً در رأس هرم قدرت بود.

16
00:00:36,950 --> 00:00:38,830
‫در زمان سقوط کاماکورا،

17
00:00:38,910 --> 00:00:42,520
‫اونی که هماهنگ کرد توکیوکی-ساما رو به من بسپارن...

18
00:00:43,150 --> 00:00:44,580
‫خود شخص یاسوایه-ساما بودن.

19
00:00:46,670 --> 00:00:47,880
‫آها راستی،

20
00:00:47,960 --> 00:00:50,920
‫عموجان، چطور از اون جهنم فرار کردین؟

21
00:00:51,710 --> 00:00:53,840
‫خیلی خوشگل خودم رو زدم جای یکی از سربازهای نیتّا.

22
00:01:09,770 --> 00:01:11,900
‫سرباز مجروحه! راه رو باز کنین!

23
00:01:12,430 --> 00:01:17,890
‫هیچم درد نداشت

24
00:01:12,440 --> 00:01:13,740
‫آی دردم میاد…

25
00:01:14,900 --> 00:01:17,820
‫با جا زدن خودم جای سرباز مجروح دشمن از کاماکورا زدم به چاک.

26
00:01:17,910 --> 00:01:20,440
‫ترکوندم

27
00:01:18,990 --> 00:01:20,370
‫دست‌خوش داری، اوستا.

28
00:01:20,450 --> 00:01:22,910
‫در حالی که خاندانت داشتن مثل برگ خزون می‌ریختن،

29
00:01:23,000 --> 00:01:25,580
‫با بی‌شرمی تمام رفتی پی کارت و فلنگو بستی.

30
00:01:25,660 --> 00:01:28,790
‫خب معلومه، اونا ازم خواستن همراهشون بمیرم.

31
00:01:29,420 --> 00:01:31,630
‫بفرمایین، یاسوایه-ساما. شما هم به ما بپیوندین.

32
00:01:32,130 --> 00:01:34,340
‫اما من اینطوری بهشون گفتم؛

33
00:01:34,530 --> 00:01:42,170
‫فقط نمی‌خواست بمیره

34
00:01:36,010 --> 00:01:37,260
‫«نه که دودستی به زندگی چسبیده باشم،

35
00:01:37,340 --> 00:01:39,340
‫ولی قسم می‌خورم که حکومت رو پس می‌گیرم،

36
00:01:39,430 --> 00:01:42,100
‫تا خدایی‌ناکرده یه‌وقت مرگ شماها بیهوده نباشه.»

37
00:01:42,180 --> 00:01:43,180
‫پیشونیش…

38
00:01:43,720 --> 00:01:45,310
‫یه چیزی روی پیشونیش می‌بینم.

39
00:01:46,060 --> 00:01:47,390
‫عموجان،

40
00:01:47,480 --> 00:01:50,060
‫روی پیشونیتون نوشته فقط نمی‌خواستین بمیرین.

41
00:01:50,150 --> 00:01:51,270
‫ای وای من!

42
00:01:51,360 --> 00:01:53,320
‫توکیوکی-دونو، چقدر تیز و نکته‌سنجی!

43
00:01:55,690 --> 00:01:58,700
‫توی این دو سال، سرتاسر منطقه‌ی توهوکو رو چرخیدم،

44
00:01:58,780 --> 00:02:00,870
‫و باقی‌مونده‌ی وفادارانِ هوجو رو جمع کردم.

45
00:02:01,530 --> 00:02:03,660
‫هرجا هم که جنگیدیم، شکست خوردیم و ناچار به فرار شدیم.

46
00:02:05,250 --> 00:02:07,250
‫شما آخرین امید مایین.

47
00:02:08,290 --> 00:02:09,790
‫سووا یوریشیگه.

48
00:02:09,880 --> 00:02:12,460
‫مقدمات رو برای تضمین پیروزی‌مون فراهم کردی؟

49
00:02:14,340 --> 00:02:15,420
‫بله.

50
00:02:15,510 --> 00:02:17,550
‫بخش اعظم کارها طبق برنامه پیش رفته.

51
00:02:20,260 --> 00:02:22,470
‫هرچند، آینده نگران‌کننده‌ای رو پیش‌بینی کردم.

52
00:02:23,310 --> 00:02:25,850
‫بفرمایین اون‌طرف در موردش باهاتون صحبت کنم.

53
00:02:25,930 --> 00:02:27,980
‫اوه... خیلی‌خب. بزن بریم!

54
00:02:36,800 --> 00:02:39,180
‫بریم تو کارش

55
00:02:37,550 --> 00:02:39,110
‫جمعش کن بابا! برو گمشو دیگه!

56
00:02:41,030 --> 00:02:43,450
‫هرچی تو دلشه رو پیشونیش داد می‌زنه.

57
00:02:44,200 --> 00:02:45,830
‫با این روشی که فرار کرد، اصلاً بهش نمی‌خوره

58
00:02:45,910 --> 00:02:48,160
‫یه کاره‌ای توی شوگون‌سالاری بوده باشه.

59
00:02:48,660 --> 00:02:51,830
‫عموم همیشه برای زنده موندن به هر دری زده.

60
00:02:52,540 --> 00:02:54,420
‫همیشه بر اساس منافع شخصیش نقشه می‌کشید،

61
00:02:54,500 --> 00:02:58,260
‫عاشق قدرت و جون سالم به در بردن بود…

62
00:02:59,080 --> 00:03:01,800
‫...ولی صورتش کاملاً گویای همه‌چی بود

63
00:02:59,330 --> 00:03:01,870
‫بریم تو کارشپاچه‌خواریِ این الف‌بچه تشریفاتی و به جیب زدن پول

64
00:03:01,890 --> 00:03:08,290
‫تازه حوصلمم سر رفته
‫بیا باهام بازی کن

65
00:03:03,300 --> 00:03:05,810
‫بیا بازی کنیم.

66
00:03:03,300 --> 00:03:05,810
‫عاشق همین یه‌رنگیش بودم.

67
00:03:05,890 --> 00:03:07,520
‫هیچ‌وقت پشت نقاب یه جنگجو قایم نشد.

68
00:03:15,000 --> 00:03:25,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

69
00:04:47,570 --> 00:04:50,120
‫انگار بالأخره همه‌ی مهره‌ها دارن دورهم جمع می‌شن.

70
00:04:51,200 --> 00:04:53,460
‫پس اون نبردِ بزرگ دیگه بیخ گوشمونه.

71
00:04:54,210 --> 00:04:56,880
‫که یعنی اوضاع قراره از اینم قاراشمیش‌تر بشه.

72
00:04:57,460 --> 00:04:59,380
‫تماشای این الف‌بچه هیچ‌وقت خسته‌کننده نیست.

73
00:04:59,460 --> 00:05:01,880
‫یه‌جوری نگو انگار بلد نیستم بجنگم!

74
00:04:59,460 --> 00:05:03,370
‫ولی واقعاً ارزششو داره که به‌خاطرش جونمو به خطر بندازم؟

75
00:05:03,470 --> 00:05:05,050
‫برخلاف اون،

76
00:05:05,130 --> 00:05:08,640
‫من نه دشمنی برای انتقام دارم، نه خاندانی برای محافظت.

77
00:05:09,260 --> 00:05:11,890
‫پیاده شدن از این گاری یه گزینه‌ست، ولی…

78
00:05:13,480 --> 00:05:16,140
‫ولش کن... بعداً بهش فکر می‌کنم.

79
00:05:24,990 --> 00:05:26,070
‫یه چیزی اون‌جاست.

80
00:05:26,660 --> 00:05:28,120
‫خیالاتی شدم؟

81
00:05:28,200 --> 00:05:31,620
‫یوریشیگه حسابی برای محافظت از معبد بزرگ سووا تدارک دیده.

82
00:05:32,120 --> 00:05:34,040
‫امکان نداره کسی بتونه به همین راحتی‌ها نفوذ کنه توش.

83
00:05:37,000 --> 00:05:38,790
‫سلاح پرتابی بود؟

84
00:05:46,760 --> 00:05:48,510
‫غریزه‌ت تحسین‌برانگیزه.

85
00:05:49,090 --> 00:05:50,930
‫نقاب تنگو؟

86
00:05:52,220 --> 00:05:54,220
‫پس واقعاً یه شینوبی هستی.

87
00:05:54,980 --> 00:05:58,980
‫درست طبق گزارش‌ها؛ نقاب روباه شینانو، کازاما گنبایی.

88
00:05:59,060 --> 00:06:01,060
‫نه... شایدم جانشینشی.

89
00:06:01,690 --> 00:06:03,650
‫در هر صورت، فرقی به حالم نمی‌کنه.

90
00:06:03,730 --> 00:06:05,150
‫به‌زودی غزل خداحافظی رو می‌خونی.

91
00:06:05,860 --> 00:06:08,910
‫چیز... صبر کن! صبر کن! آروم باش.

92
00:06:08,990 --> 00:06:10,870
‫من اصلاً هیچ سلاحی ندارم!

93
00:06:11,450 --> 00:06:13,330
‫تازه، این گنبا که می‌گی اصلاً کی هست؟

94
00:06:13,410 --> 00:06:17,040
‫این فقط یه ماسک روباه مخصوص جشنواره‌هاست.

95
00:06:17,120 --> 00:06:19,120
‫نگاه کن. قشنگ دقت کن.

96
00:06:24,800 --> 00:06:26,880
‫این که تکنیک نبود. صرفاً یه تردستی بچگونه بود.

97
00:06:28,010 --> 00:06:30,260
‫تردستی‌هات رو نگه دار برای شیاطین توی برزخ.

98
00:06:35,640 --> 00:06:37,430
‫اون‌جا درگیری شده؟

99
00:06:38,520 --> 00:06:40,850
‫از بقیه کمک می‌خوای تا هوات رو داشته باشن؟

100
00:06:41,690 --> 00:06:46,110
‫با این وضعیت، عمراً بتونی از اربابت محافظت کنی.

101
00:06:51,370 --> 00:06:52,820
‫کازاما گنبا.

102
00:06:53,370 --> 00:06:55,540
‫اون‌قدری که شایعات می‌گن آش دهن‌سوزی نیستی.

103
00:06:58,250 --> 00:06:58,980
‫گنبا!

104
00:06:59,110 --> 00:07:00,120
‫صدای چی بود...

105
00:07:03,210 --> 00:07:04,960
‫باید با یوریشیگه حرف بزنم.

106
00:07:05,630 --> 00:07:07,510
‫اوضاع ممکنه خیلی بیخ پیدا کرده باشه.

107
00:07:09,420 --> 00:07:11,050
‫همون‌طور که گفتی نگهبان گذاشتم.

108
00:07:11,550 --> 00:07:13,760
‫لازم نیست نگران حمله یا فضولی و شنود کسی باشی.

109
00:07:14,930 --> 00:07:18,140
‫بگو ببینم گنبا، کی بهت حمله کرد؟

110
00:07:19,810 --> 00:07:21,310
‫بابام قبلاً در موردشون بهم گفته بود.

111
00:07:23,610 --> 00:07:25,940
‫یه گروه شینوبی که مستقیماً زیر نظر آشیکاگا کار می‌کنن.

112
00:07:27,070 --> 00:07:28,070
‫تنگوها.

113
00:07:28,860 --> 00:07:31,360
‫با فنون رزمی برق‌آسا و مهارت‌های نفوذشون،

114
00:07:31,450 --> 00:07:33,450
‫می‌گن هیچ رازی نیست که نتونن ته و توش رو دربیارن.

115
00:07:33,530 --> 00:07:37,520
‫کیو . دو سال قبل

116
00:07:34,930 --> 00:07:42,370
‫آشیکاکاگا تاکائوجی، در روز ۷ می سال ۱۳۳۳
‫در کیو نیروهای شوگون‌سالاری را تارومار کرد.

117
00:07:37,520 --> 00:07:42,440
‫۷ می ۱۳۳۳، آشیکاگا تاکائوجی

118
00:07:42,460 --> 00:07:47,070
‫روز بعد، ۸ ، استــــــان کـــــــوزوکـــــــــه

119
00:07:43,280 --> 00:07:46,460
‫یک روز پس از آن، یعنی ۸ می در استان کوزوکه،

120
00:07:47,590 --> 00:07:51,090
‫یکی از متحدان تاکائوجی، نیتّا یوشیسادا، هاج و واج مانده بود.

121
00:07:52,180 --> 00:07:57,370
‫نقشه این بود که تاکائوجی-دونو کیو
‫رو تصرف کنه و منم به کاماکورا حمله ببرم.

122
00:07:57,470 --> 00:08:00,460
‫یـــــوشیســـــادا نـــیــتّــــا

123
00:07:58,560 --> 00:08:00,480
‫ولی اصلاً نمی‌دونم تو کیو چه خبره.

124
00:08:01,350 --> 00:08:04,650
‫نیتّا یوشیسادا هنوز نمی‌داند که کیو سقوط کرده است.

125
00:08:05,360 --> 00:08:10,590
‫در آن دوران، امکان نداشت خبر در عرض یک روز از کیوتو به گونما برسد.

126
00:08:11,200 --> 00:08:13,660
‫اگه تاکائوجی-دونو شکست خورده باشه،

127
00:08:13,740 --> 00:08:16,700
‫نیروهای کم‌شمار من امیدی به شکست شوگون‌سالاری ندارن.

128
00:08:16,780 --> 00:08:18,790
‫بهتره فعلاً شورش رو بندازم عقب؟

129
00:08:18,870 --> 00:08:19,910
‫ارباب!

130
00:08:23,420 --> 00:08:25,750
‫نیروی کمکی رسید! حدود دو هزار نفرن!

131
00:08:25,830 --> 00:08:28,960
‫اونا... هم‌خانواده‌هامون از اچیگو هستن!

132
00:08:29,960 --> 00:08:31,380
‫از کجا فهمیدن باید بیان؟

133
00:08:31,470 --> 00:08:34,380
‫من که هنوز به خاندان خودم هم چیزی از شورش نگفته بودم.

134
00:08:34,470 --> 00:08:36,720
‫یه تنگو بهمون خبر داد.

135
00:08:37,720 --> 00:08:38,850
‫تنگو؟

136
00:08:38,930 --> 00:08:42,730
‫یه تنگوی تک‌وتنها کل اچیگو رو توی یه روز گز کرد،

137
00:08:43,230 --> 00:08:47,310
‫و خبر داد که برای حمله به کاماکورا شورش کردین، نیتّا-دونو.

138
00:08:48,480 --> 00:08:51,240
‫واقعاً که عجیبه.

139
00:08:52,820 --> 00:08:53,820
‫مهم نیست.

140
00:08:53,900 --> 00:08:55,780
‫دو هزار مرد جنگجو عالیه.

141
00:08:58,030 --> 00:09:00,540
‫دیگه تردید نمی‌کنم. به سمت کاماکورا حرکت می‌کنیم!

142
00:09:00,620 --> 00:09:02,580
‫تمام افراد به پیش!

143
00:09:03,080 --> 00:09:04,080
‫اطاعت!

144
00:09:05,620 --> 00:09:08,630
‫بدین‌ترتیب، نیتّا یوشیسادا فرصت را غنیمت شمرد،

145
00:09:08,710 --> 00:09:12,340
‫از سرگرم بودن شوگون‌سالاری کاماکورا با تاکائوجی استفاده کرد...

146
00:09:12,420 --> 00:09:15,090
‫و موفق شد کاماکورا را به زانو در بیاورد.

147
00:09:16,260 --> 00:09:18,160
‫تایهیکی
‫جلد دهم

148
00:09:16,790 --> 00:09:21,560
‫ماجرای «پیام تنگو» در این قسمت، در وقایع‌نگاری مردم آن دوران...

149
00:09:21,640 --> 00:09:23,600
‫یعنی تایهیکی ثبت شده است.

150
00:09:24,390 --> 00:09:26,770
‫می‌شود به راحتی آن را افسانه پنداشت.

151
00:09:27,310 --> 00:09:30,520
‫اما نخستین کودتای هم‌زمان شرق و غرب ژاپن،

152
00:09:31,110 --> 00:09:34,530
‫چنان رخداد عظیمی بود که توضیح آن بدون وجود تنگو غیرممکن به‌نظر می‌رسید.

153
00:09:35,030 --> 00:09:38,780
‫این نشان می‌دهد که حتی مردم آن دوران نیز آن را رازی شگفت‌آور می‌دانستند.

154
00:09:40,410 --> 00:09:43,000
‫می‌گن توی یه روز نزدیک به ۴۰۰ کیلومتر راه می‌رن.

155
00:09:44,080 --> 00:09:46,120
‫ظاهراً توی جنگِ اطلاعاتی که باعث سقوط شوگون‌سالاری شد...

156
00:09:46,210 --> 00:09:47,420
‫نقش پررنگی بازی کردن.

157
00:09:48,210 --> 00:09:51,250
‫قصه‌هایی در مورد تنگوها به گوش منم رسیده بود.

158
00:09:52,170 --> 00:09:54,380
‫می‌گن یه آموزشگاه باسابقه و قدیمی به اسم...

159
00:09:54,460 --> 00:09:56,050
‫مدرسه‌ی آشیکاگا وجود داره،

160
00:09:56,130 --> 00:09:59,800
‫که یه بخشش مخصوص آموزش شینوبی‌های کارکشته‌ست.

161
00:10:01,140 --> 00:10:04,430
‫طبق اسناد تاریخی، نخستین کسی که شینوبی‌ها را به خدمت گرفت...

162
00:10:04,520 --> 00:10:07,900
‫مباشر آشیکاگا، کو از خاندان مورونائو بود.

163
00:10:09,770 --> 00:10:13,400
‫به‌هرحال، باید اون نبردِ بزرگ رو لغو کنیم.

164
00:10:13,480 --> 00:10:16,360
‫وگرنه مدرکی از شورش گیر میارن،

165
00:10:16,450 --> 00:10:18,280
‫هویت واقعی این الف‌بچه لو می‌ره.

166
00:10:18,360 --> 00:10:19,660
‫و کار همه‌مون تمومه.

167
00:10:22,580 --> 00:10:24,200
‫باید از توکیوکی-دونو محافظت کنیم.

168
00:10:27,710 --> 00:10:30,380
‫به تازگی آینده‌ی شومی رو دیدم.

169
00:10:30,920 --> 00:10:35,130
‫اگه توکیوکی-ساما توی سووا بمونن، سرنوشتشون مرگه.

170
00:10:35,800 --> 00:10:38,220
‫عاقلانه‌ترین کار اینه که تا جای ممکن دور بشن.

171
00:10:38,840 --> 00:10:39,970
‫همون‌طور که گنبا گفت،

172
00:10:40,050 --> 00:10:42,850
‫نقشه‌هامون نیاز به تغییرات اساسی داره.

173
00:10:44,930 --> 00:10:48,230
‫طبق نقشه‌مون پیش بریم. مشکلی نیست، یاسوایه-ساما؟

174
00:10:49,480 --> 00:10:50,480
‫ترتیبش رو می‌دم.

175
00:10:54,780 --> 00:10:55,980
‫توکیوکی-ساما.

176
00:10:57,570 --> 00:10:59,490
‫از شینانو برین،

177
00:10:59,570 --> 00:11:02,950
‫و به همراه یاسوایه-ساما راهیِ سفری به سمت کیو بشین.

178
00:11:04,240 --> 00:11:05,240
‫کیو؟

179
00:11:05,330 --> 00:11:08,660
‫نبردِ بزرگ برای ماه آینده برنامه‌ریزی شده.

180
00:11:08,750 --> 00:11:14,240
‫بریم
‫تو کارش

181
00:11:09,830 --> 00:11:14,170
‫منم برای برنامه‌ریزیِ قیام با متحدامون توی کیو دیدار می‌کنم.

182
00:11:14,250 --> 00:11:20,370
‫سووا

183
00:11:14,250 --> 00:11:20,370
‫کیو

184
00:11:15,340 --> 00:11:16,630
‫اگه همراهم بیای،

185
00:11:16,710 --> 00:11:20,300
‫می‌تونیم توی این مدت کاملاً از دست ردگیری تنگوها قسر در بریم.

186
00:11:20,380 --> 00:11:22,220
‫دشمن حتی به عقلش هم نمی‌رسه...

187
00:11:22,300 --> 00:11:25,850
‫که دو نفر از خاندان اصلی هوجو وارد کیو بشن.

188
00:11:25,930 --> 00:11:27,270
‫با این همه جمعیتی که اون‌جاست،

189
00:11:27,350 --> 00:11:29,520
‫هم‌رنگ جماعت شدن عین آب‌خوردنه.

190
00:11:28,960 --> 00:11:30,670
‫هوجو

191
00:11:31,380 --> 00:11:33,230
‫تازه، اگه قراره حاکم این دیار بشین،

192
00:11:33,310 --> 00:11:36,440
‫همیشه معتقد بودم باید کیو رو با چشم‌های خودتون ببینین، توکیوکی-ساما.

193
00:11:37,990 --> 00:11:40,570
‫کیو مهد فرهنگ و پیشگام تمام هنرهاست.

194
00:11:41,320 --> 00:11:44,530
‫خانه‌ی افراد فوق‌العاده‌ایه؛ مثل امپراتور، تاکائوجی...

195
00:11:44,620 --> 00:11:47,040
‫نیتّا، کوسونوکی و خیلی‌های دیگه‌ست...

196
00:11:47,120 --> 00:11:48,870
‫هرچند که فعلاً دشمنمون هستن.

197
00:11:50,540 --> 00:11:51,580
‫کوسونوکی؟

198
00:11:52,710 --> 00:11:57,340
‫باید می‌ذاشتی کوسونوکی-دونو بهت هنر جنگیدن رو یاد بده.

199
00:11:58,050 --> 00:12:01,630
‫طبیعتاً، باید از روبه‌رو شدن باهاشون دوری کنین.

200
00:12:02,340 --> 00:12:05,300
‫با این‌حال، چشیدن اتمسفر کیو، جایی که کلی مغزمتفکر درِش جمع شدن،

201
00:12:05,390 --> 00:12:06,760
‫بی‌اندازه ارزشمنده.

202
00:12:11,310 --> 00:12:13,270
‫منم می‌خوام برم... به کیو.

203
00:12:15,190 --> 00:12:18,650
‫خیلی‌خب... پس بهتره همین امشب راه بیفتین.

204
00:12:18,730 --> 00:12:19,340
‫امشب؟

205
00:12:19,470 --> 00:12:20,490
‫به همین زودی؟

206
00:12:20,570 --> 00:12:24,030
‫راستش رو بخواین، چنین موقعیتی رو از قبل پیش‌بینی می‌کردم.

207
00:12:24,870 --> 00:12:29,160
‫فرقه‌ی سووا از همین الان نقشه‌هامون رو با کدهای اضطراری به جریان انداخته.

208
00:12:30,200 --> 00:12:31,710
‫این روزها چی می‌خوری؟

209
00:12:32,210 --> 00:12:33,580
‫ترشی نوزاوانا.

210
00:12:33,670 --> 00:12:35,500
‫ترشی نوزاوانا؟

211
00:12:35,580 --> 00:12:36,790
‫بد مصیبتیه.

212
00:12:36,880 --> 00:12:38,750
‫برنج رو غیب می‌کنه.

213
00:12:38,840 --> 00:12:40,460
‫حواست به شکمت باشه.

214
00:12:40,550 --> 00:12:44,090
‫دقیقاً. اگه سالمون نمک‌سود هم کنارش باشه، دیگه دستم به کم نمی‌ره.

215
00:12:44,180 --> 00:12:47,540
‫سادامونه داره نیرو جمع می‌کنه. اگه ایچیکاوا ملحق بشه، اوضاع خطرناک می‌شه.

216
00:12:47,550 --> 00:12:51,100
‫ولی چطور ارباب رو از شینانو ببریم بیرون؟

217
00:12:51,180 --> 00:12:55,690
‫احتمالاً، تنگوها هنوزم دارن معبد بزرگ سووا رو می‌پان.

218
00:12:55,770 --> 00:12:58,320
‫اگه ببینن یه بچه داره می‌زنه بیرون، بی‌بروبرگرد شک می‌کنن.

219
00:12:58,900 --> 00:13:02,110
‫برای این قضیه، از هرج و مرج به وجود اومده توسط اون مزاحم ناشناس...

220
00:13:02,190 --> 00:13:03,450
‫به نفع خودمون استفاده می‌کنیم.

221
00:13:03,530 --> 00:13:07,070
‫ردمون رو پاک می‌کنیم و یواشکی می‌بریمش بیرون.

222
00:13:07,820 --> 00:13:12,160
‫تنها عیبش اینه که دیگه فرصتی برای خداحافظی باقی نمی‌مونه.

223
00:13:13,160 --> 00:13:14,460
‫آتیش‌سوزی!

224
00:13:14,540 --> 00:13:16,960
‫اقامتگاه یوریشیگه-ساما داره می‌سوزه!

225
00:13:18,090 --> 00:13:19,090
‫از کجا شروع شد؟

226
00:13:19,170 --> 00:13:20,960
‫انگار یکی از مشعل‌ها افتاده زمین!

227
00:13:21,670 --> 00:13:24,800
‫لعنتی! برای محافظت در برابر نفوذی‌ها مشعل‌های بیشتری گذاشتیم،

228
00:13:24,880 --> 00:13:26,840
‫حالا همون شد بلای جون خودمون.

229
00:13:27,470 --> 00:13:29,890
‫چند تا قاصد بفرستین پیش جنگجوهای نزدیکِ فرقه‌ی سووا.

230
00:13:29,970 --> 00:13:32,390
‫برای اینکه نذاریم آتیش شعله بکشه نیروی کمکی بیشتری می‌خوایم!

231
00:13:32,470 --> 00:13:33,600
‫اطاعت!

232
00:13:35,270 --> 00:13:36,270
‫برداشتتون چیه؟

233
00:13:37,440 --> 00:13:40,820
‫توی این وضعیت، نمی‌تونم تشخیص بدم که صرفاً یه آتیش‌سوزی تصادفیه،

234
00:13:40,900 --> 00:13:44,400
‫یا اینکه یه صحنه‌سازی برای سوزوندن مدارک قیامشونه.

235
00:13:45,400 --> 00:13:47,070
‫حواست به حرکاتشون باشه.

236
00:13:47,570 --> 00:13:48,570
‫اطاعات.

237
00:13:49,280 --> 00:13:52,540
‫اگه عمدی بوده باشه، واکنششون به‌شدت سریع و حساب‌شده بود.

238
00:13:53,700 --> 00:13:55,620
‫اگه اون روباه متوجهم نشده بود…

239
00:14:01,170 --> 00:14:02,200
‫تونستی برسی؟

240
00:14:02,490 --> 00:14:02,920
‫آره!

241
00:14:03,550 --> 00:14:05,670
‫می‌ریم پیش ملازم‌هام که جداگانه راه افتادن.

242
00:14:05,760 --> 00:14:07,050
‫جلوتر منتظرمون هستن.

243
00:14:09,010 --> 00:14:10,890
‫کیو هم پر از خطره.

244
00:14:11,760 --> 00:14:15,770
‫فرستادنتون به‌سمت یه آینده‌ی نامعلوم همیشه برام دردناکه.

245
00:14:16,600 --> 00:14:21,820
‫با این حال مطمئنم توی این سفر حسابی پخته‌تر می‌شین و رشد می‌کنین.

246
00:14:22,980 --> 00:14:26,450
‫خیلی دلم می‌خواد ببینم بچه‌م خطرات رو پشت سر می‌ذاره و قد می‌کشه.

247
00:14:27,490 --> 00:14:28,820
‫به‌عنوان کسی که برات پدری کرده،

248
00:14:29,320 --> 00:14:32,240
‫می‌دونم که دل کندن ازت هم خودش یه جور محبته.

249
00:14:32,990 --> 00:14:34,950
‫پس... همین الان برو!

250
00:14:35,580 --> 00:14:38,920
‫پشت سرت رو هم نگاه نکن، توکیوکی-دونو!

251
00:14:42,710 --> 00:14:46,260
‫یوریشیگه... در تعقیب اون‌هاست.

252
00:14:46,340 --> 00:14:48,680
‫تو چرا دیگه داری میای؟

253
00:14:48,760 --> 00:14:51,140
‫آخه... نگران توکیوکی-ساما بودم.

254
00:14:51,220 --> 00:14:54,520
‫اگه تنگوها ببیننت، تمام قصه‌سرایی‌هامون به باد میره!

255
00:14:54,600 --> 00:14:55,930
‫زود باش برگرد!

256
00:14:57,680 --> 00:14:58,690
‫اون قیافه رو به خودت نگیر.

257
00:14:58,770 --> 00:15:02,560
‫پدر، دارین آبروریزی می‌کنین. همین الان برگردین خونه.

258
00:15:03,900 --> 00:15:06,240
‫بـــــــرو خــــــونـــه! بـــــــرو خــــــونـــه!

259
00:15:14,240 --> 00:15:17,580
‫در ماه ژوئن بود که توکیوکی سرشار از شور و اشتیاق،

260
00:15:17,660 --> 00:15:19,500
‫راهی کیو شد.

261
00:15:25,840 --> 00:15:28,630
‫اون ایست بازرسی یا مال دربار امپراتوریه یا خاندان آشیکاگا.

262
00:15:29,340 --> 00:15:31,720
‫بازرسی‌هاشون فوق‌العاده سفت و سخته.

263
00:15:33,140 --> 00:15:34,140
‫تازه…

264
00:15:34,540 --> 00:15:36,170
‫هوجو

265
00:15:35,310 --> 00:15:38,060
‫یاسوایه-ساما انگار روی پیشونی‌شون هوجو رو درشت نوشتن.

266
00:15:38,140 --> 00:15:39,520
‫درجا شناسایی‌شون می‌کنن.

267
00:15:42,350 --> 00:15:43,900
‫راه دیگه‌ای نیست؟

268
00:15:44,480 --> 00:15:47,070
‫تنها گزینه اینه که کوه‌ها رو دور بزنیم.

269
00:15:47,570 --> 00:15:49,700
‫ولی شیب‌هاش خیلی تنده،

270
00:15:49,780 --> 00:15:52,570
‫و حتی اونم بدون ول کردن اسب‌ها نشدنیه.

271
00:15:53,410 --> 00:15:57,080
‫اصلاً حرفشم نزن. به‌خاطر چهار تا سرباز قراضه...

272
00:15:57,160 --> 00:15:58,790
‫اسب‌ها و بارهامون رو ول نمی‌کنیم به امون خدا.

273
00:15:59,410 --> 00:16:00,830
‫یه فکری دارم،

274
00:16:00,910 --> 00:16:03,080
‫ولی نصف روز وقت می‌خوام تا جفت‌وجورش کنم.

275
00:16:04,630 --> 00:16:09,460
‫یه استراحتگاه توی مسیر بود، برین اون‌جا وقت بگذرونین.

276
00:16:10,220 --> 00:16:13,510
‫خب پس، چطوره بریم یه لقمه بزنیم تو رگ؟

277
00:16:13,590 --> 00:16:16,510
‫نه. ترجیح می‌دم پولمون رو اینجا حروم نکنیم.

278
00:16:17,930 --> 00:16:20,230
‫شنیدم کیو خیلی شهر گرونیه!

279
00:16:20,310 --> 00:16:28,090
‫m 656 904 l 1280 904 1280 995 656 995

280
00:16:20,310 --> 00:16:28,090
‫از الان به فکر گردش و تفریح

281
00:16:21,390 --> 00:16:24,690
‫دقیقاً! می‌گن توی کیو لباس‌ها و غذاهایی هست که تا حالا به عمرمون ندیدیم!

282
00:16:24,770 --> 00:16:28,030
‫می‌خوام کل سفر رو جوری حرف بزنم انگار که اهل کیوام.

283
00:16:29,030 --> 00:16:32,110
‫پدر فقط یه ذره پول تو جیبی بهم داده،

284
00:16:32,200 --> 00:16:33,740
‫پس باید حساب‌شده خرجش کنیم.

285
00:16:37,410 --> 00:16:38,870
‫اوه، شرمنده.

286
00:16:38,950 --> 00:16:41,410
‫دیدنش برای شما قشر مستضعف باید مثل شکنجه باشه.

287
00:16:41,500 --> 00:16:42,920
‫گـ ـ گـ ـ گنبا-کون.

288
00:16:43,000 --> 00:16:44,920
‫این همه پول از کجا گیر آوردی؟

289
00:16:46,710 --> 00:16:48,420
‫از یوریشیگه تیغ زدم.

290
00:16:49,000 --> 00:16:51,720
‫زدن رد شینوبیِ دشمن کار آسونی نبود.

291
00:16:51,800 --> 00:16:55,010
‫بهش گفتم اگه من نبودم ممکنه بود سووا به فنا بره.

292
00:16:55,720 --> 00:16:57,140
‫راست می‌گه.

293
00:16:57,220 --> 00:17:00,310
‫به لطف تو، دشمن از نقشه‌هامون برای نبرد بزرگ بویی نبرد،

294
00:17:00,390 --> 00:17:02,480
‫و اربابم به سلامت در رفت.

295
00:17:02,560 --> 00:17:04,670
‫همچین پاداشی کاملاً حقت بود!

296
00:17:04,210 --> 00:17:05,190
‫عـــه؟

297
00:17:05,270 --> 00:17:06,900
‫حالا که این‌طور شد،

298
00:17:07,400 --> 00:17:09,190
‫می‌تونی یکم پول بهم قرض بدی؟

299
00:17:09,270 --> 00:17:11,690
‫مال من خیلی وقته ته کشیده.

300
00:17:12,240 --> 00:17:15,780
‫فوبوکی-کون توی هر استراحتگاهی که رد شدیم پولاش رو خرج شکمش کرد.

301
00:17:15,860 --> 00:17:19,620
‫تقریباً تمام آذوقه‌ای که با خودمون آورده بودیم رو تنهایی بلعید.

302
00:17:24,040 --> 00:17:26,080
‫خب، خودت مقصری.

303
00:17:28,070 --> 00:17:30,250
‫عـــا... ترکیدم ترکیدم.

304
00:17:30,840 --> 00:17:34,800
‫هیچی بهتر از عیش و نوش جلوی چشم‌های حسود فقرایی مثل شما نیست.

305
00:17:36,640 --> 00:17:38,470
‫حالا دیگه دلم برای فوبوکی می‌سوزه.

306
00:17:39,010 --> 00:17:41,600
‫شاید زیاد نباشه، ولی بیاین یه لقمه براش ببریم.

307
00:17:41,680 --> 00:17:43,810
‫ولش کنین بابا اون شل‌مغزو.

308
00:17:43,890 --> 00:17:45,390
‫راستی، خودش کجاست؟

309
00:17:45,980 --> 00:17:47,400
‫توی اون بیشه‌زار بامبو.

310
00:17:47,980 --> 00:17:50,650
‫گفت داره تمرین می‌کنه تا گشنگی یادش بره.

311
00:17:58,280 --> 00:18:01,080
‫دارم از گشنگی تلف می‌شم.

312
00:18:03,620 --> 00:18:06,500
‫فقط یه وعده غذا نخورده، چشم‌هاش رو ببین چه وحشی شده.

313
00:18:07,000 --> 00:18:09,670
‫انگار پشت اون قیافه‌ش چیزای خیلی بیشتری پنهان شده.

314
00:18:14,460 --> 00:18:15,470
‫هوی.

315
00:18:19,510 --> 00:18:21,310
‫به جای پول غذا، جواب یه سوالم رو بده.

316
00:18:24,060 --> 00:18:28,400
‫اون تنگو بهم گفت سبک مبارزه‌م تکنیک و فن نیست،

317
00:18:28,480 --> 00:18:29,520
‫فقط یه‌مشت تردستیه.

318
00:18:31,110 --> 00:18:32,440
‫اصلاً نمی‌تونستم حریفش بشم.

319
00:18:33,150 --> 00:18:35,400
‫حس کردم یه تفاوت زمین تا آسمون بینمونه.

320
00:18:36,200 --> 00:18:38,570
‫به‌نظرت... اون تفاوت چی بود؟

321
00:18:40,160 --> 00:18:43,580
‫خب راستش، فنون شینوبی تخصص من نیست.

322
00:18:44,330 --> 00:18:45,700
‫ولی اگه قرار به نظر دادن باشه،

323
00:18:45,790 --> 00:18:49,080
‫باید فنونی با قدرت تخریب بالاتر یاد بگیری.

324
00:18:49,710 --> 00:18:52,590
‫وگرنه، هیچ حس خطری به طرفت القا نمی‌کنی.

325
00:18:52,670 --> 00:18:54,050
‫حس خطر؟

326
00:18:54,630 --> 00:18:58,220
‫تخصص تو سرگرم‌کردن و عقب نگه داشتن دشمن با حقه‌ست.

327
00:18:58,800 --> 00:19:02,140
‫اما توی میدون جنگ که همه مرگ رو پذیرفتن،

328
00:19:02,220 --> 00:19:03,600
‫کلک و حقه جلوی کسی رو نمی‌گیره.

329
00:19:04,350 --> 00:19:07,730
‫اگه با تمام وجود حس کنن «اگه بخواد، می‌تونه منو بکشه»،

330
00:19:07,810 --> 00:19:09,520
‫اون‌وقت واقعاً دست به عصا راه می‌رن.

331
00:19:10,190 --> 00:19:12,940
‫اگه تفاوتی بین حقه و تکنیک واقعی باشه، دقیقاً همینه.

332
00:19:14,150 --> 00:19:15,150
‫که این‌طور.

333
00:19:15,650 --> 00:19:20,110
‫اگه سلاح‌های واقعاً مرگبار بسازم، صرفِ اینکه مخفیانه همراهم داشته باشمشون...

334
00:19:20,200 --> 00:19:21,660
‫بلوف‌هام رو باورپذیر می‌کنه.

335
00:19:22,160 --> 00:19:23,160
‫دقیقاً همینه.

336
00:19:25,990 --> 00:19:29,920
‫راستی، مطمئنی نقشه‌ی یاسوایه-ساما جواب می‌ده؟

337
00:19:30,000 --> 00:19:32,380
‫وقتی روی پیشونیش کلمه‌ی «هوجو» داد می‌زنه،

338
00:19:32,460 --> 00:19:34,090
‫امکان نداره بشه رد شد.

339
00:19:34,170 --> 00:19:35,340
‫مطمئنم جواب می‌ده.

340
00:19:35,840 --> 00:19:37,210
‫بیاین دیگه بریم پیشش.

341
00:19:38,010 --> 00:19:41,180
‫گفت اول حسابی سر و وضعمون رو خاکی و گِلی کنیم.

342
00:19:41,260 --> 00:19:43,300
‫گنبا، نقاب روباه جلب توجه می‌کنه.

343
00:19:43,390 --> 00:19:44,510
‫یه قیافه‌ی دیگه به خودت بگیر.

344
00:19:44,600 --> 00:19:46,140
‫اگه بحثِ تهدید و ابهت باشه،

345
00:19:46,220 --> 00:19:47,470
‫عموی منم همچین خصلتی داره.

346
00:19:47,560 --> 00:19:50,350
‫مهم نیست که احساسات واقعیش تو صورتش پیداست.

347
00:19:51,690 --> 00:19:54,400
‫اون فقط با جسارت و ابهت محض کارش رو جلو می‌بره.

348
00:19:54,900 --> 00:20:01,390
‫هوجوی خاک‌برسر و بدبخت

349
00:19:55,980 --> 00:19:57,400
‫رحم کنین!

350
00:19:57,480 --> 00:20:01,320
‫اگه تا فردا نرسیم کیو، همین‌جا از گشنگی تلف می‌شیم!

351
00:20:01,410 --> 00:20:05,490
‫بهم وعده دادن به‌عنوان خدمتکار زیر دست سایونجی کین‌مونه-ساما کار کنم!

352
00:20:05,580 --> 00:20:09,120
‫این طفل معصوم‌ها مادرشون رو از دست دادن.

353
00:20:09,200 --> 00:20:11,830
‫بالأخره می‌تونم یه لقمه نون آبرومند بذارم جلوشون!

354
00:20:11,920 --> 00:20:14,000
‫این اولین کار درست و درمونیه...

355
00:20:14,080 --> 00:20:17,750
‫که به یه سامورایی پاپتیِ دهاتی مثل من پیشنهاد شده!

356
00:20:17,840 --> 00:20:21,380
‫حتی قرض کردم تا این اسب و این سوغاتی‌ها رو بخرم!

357
00:20:21,470 --> 00:20:23,970
‫التماستون می‌کنم! تو رو خدا! تو رو خدا!

358
00:20:26,220 --> 00:20:27,510
‫بسه دیگه.

359
00:20:27,600 --> 00:20:28,970
‫رد شو برو پی کارت!

360
00:20:27,600 --> 00:20:28,970
‫آخ آخ!

361
00:20:29,060 --> 00:20:31,440
‫انقدر نکبت و بدبختی که حالم ازت به هم خورد.

362
00:20:32,020 --> 00:20:34,940
‫فقط همین دور و برا سقط نشین که مایه‌ی دردسر بشین.

363
00:20:35,020 --> 00:20:38,480
‫چشم، قربان! خیلی خیلی ازتون ممنونم!

364
00:20:38,220 --> 00:20:39,630
‫موفق شدیم

365
00:20:41,650 --> 00:20:43,910
‫خب، لب کلام همینه.

366
00:20:44,910 --> 00:20:48,450
‫نصف روز گشنگی کشیدم،
‫توی کوه‌ها روی خاک و خل غلت زدم،

367
00:20:48,540 --> 00:20:50,870
‫و نقش یه سامورایی خاک‌برسر رو موبه‌مو بازی کردم.

368
00:20:52,000 --> 00:20:54,320
‫خیالتون تخت...

369
00:20:55,000 --> 00:20:58,550
‫پنهان‌کردن هویت واقعیت پشت یه بدبختی و ذلت موقتی چیزی نیست،

370
00:20:58,630 --> 00:20:59,630
‫توکیوکی-دونو.

371
00:21:00,260 --> 00:21:04,450
‫چون که... ما خاندان قدرتمند هوجو هستیم.

372
00:21:01,320 --> 00:21:04,240
‫هوپجو

373
00:21:08,560 --> 00:21:11,810
‫گفته شده هوجو یاسوایه، برادر کوچک‌تر حاکم،

374
00:21:11,890 --> 00:21:14,850
‫با تظاهر به این‌که سامورایی روستاییِ ساده‌لوحی است

375
00:21:14,940 --> 00:21:16,650
‫که برای نخستین بار به پایتخت آمده، به کیو نفوذ کرد.

376
00:21:17,810 --> 00:21:21,570
‫او از نبردِ تلخ بر سر قدرت درون شوگون‌سالاری جان سالم به در برد،

377
00:21:21,010 --> 00:21:24,300
‫هیچم درد نداشت

378
00:21:21,650 --> 00:21:23,150
‫هنگام سقوط آن بی‌سر و صدا گریخت،

379
00:21:24,320 --> 00:21:27,240
‫هرجا که پا گذاشت آتش شورش را برپا کرد…

380
00:21:27,810 --> 00:21:31,750
‫و حتی برای اجرای نقشه‌ای بی‌سابقه به کیو نفوذ کرد.

381
00:21:32,370 --> 00:21:34,500
‫بریم تو کارش.

382
00:21:32,370 --> 00:21:34,500
‫او یکی از بزرگ‌ترین دسیسه‌چین‌ها...

383
00:21:34,580 --> 00:21:35,790
‫در عصر خود بود.

384
00:21:36,420 --> 00:21:38,790
‫شاید توکیوکی این شور و سرزندگی را...

385
00:21:38,880 --> 00:21:41,800
‫نه از پدر ضعیف و بی‌رمقش، تاکاتوکی...

386
00:21:42,280 --> 00:21:44,910
‫بلکه از عمویش به ارث برده باشد.

387
00:21:45,550 --> 00:21:49,330
‫این الف‌بچه و اوستاش توی خطر خیلی جذاب‌تر می‌شن...

388
00:21:49,600 --> 00:21:50,720
‫حس خطر، ها؟

389
00:21:52,720 --> 00:21:54,940
‫شاید خودمم یه چیز شگفت‌انگیز اختراع کنم.

390
00:21:55,600 --> 00:21:58,310
‫فقط واسه اینکه ببینم اون تنگوی احمق چه شکلی می‌شه.

391
00:21:58,400 --> 00:22:01,690
‫خب، کیو دقیقاً جلوی رومونه، توکیوکی-دونو.

392
00:22:01,780 --> 00:22:04,900
‫هر وقت نیاز شد دل کسی رو بسوزونیم، بسپارش به من!

393
00:22:04,920 --> 00:22:14,920
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

394
00:23:38,980 --> 00:23:39,980
‫قسمت ۱۹ (سال ۱۳۳۵)

395
00:23:38,980 --> 00:23:39,980
‫منحصر به فرد

396
00:23:39,040 --> 00:23:39,870
‫بزن بریم!
