1
00:00:09,250 --> 00:00:11,920
‫صبح شده، نی-ساما. بیدار شید.

2
00:00:14,540 --> 00:00:18,960
‫تو جلوتر برو… از مبارزه خسته‌ام و خیلی خوابم میاد.

3
00:00:20,000 --> 00:00:23,130
‫نمی‌شه. باید موهاتون رو شونه کنم و از پشت ببندم.

4
00:00:24,460 --> 00:00:28,080
‫تازه اگه بیدار نشین، ‫پدر هی صورتش رو بهت می‌ماله و ولتون نمی‌کنه.

5
00:00:28,170 --> 00:00:29,250
‫بیدار می‌شم.

6
00:00:32,790 --> 00:00:36,790
‫چقدر قشنگه. حتی بعد از یه نبرد سنگین هم ‫اصلاً آسیب ندیده.

7
00:00:37,630 --> 00:00:40,250
‫توکیوکی-ساما، شما توی مراسم «گنپوکو» این اسم رو گرفتین،

8
00:00:40,330 --> 00:00:43,290
اما به عنوان نشونه‌ای از بالغ شدن هیچوقت موهاتون رون کوتاه نکردین، نه؟

9
00:00:44,170 --> 00:00:47,580
‫آخه همه‌ی ملازم‌های ارشد گفتن فعلاً موهام رو کوتاه نکنم.

10
00:00:48,080 --> 00:00:50,750
‫برادرم اصلاً گوش نداد و در هر حال موهاش رو خودش کوتاه کرد.

11
00:00:50,830 --> 00:00:52,290
‫رسیدگی بهش خیلی رو مخه.

12
00:00:52,380 --> 00:00:53,830
‫مگه قرار نبود کوتاه کنه؟

13
00:00:54,330 --> 00:00:56,880
‫موی بلند نماد خوش‌یمنیه، شیزوکو.

14
00:00:57,540 --> 00:00:58,670
‫خوش‌یمنی؟

15
00:00:59,790 --> 00:01:04,210
‫مویی که تا حالا قیچی نخورده نماد پاکی و معصومیته.

16
00:01:04,750 --> 00:01:07,830
‫می‌گن بچه‌ها قدرت‌های مقدس دارن،

17
00:01:07,920 --> 00:01:10,380
‫و بچه‌ای که موهاش دست‌نخورده باقی مونده باشه،

18
00:01:10,460 --> 00:01:12,630
‫تجلی کاملِ هر چیزیه که میمون و مبارکه.

19
00:01:13,630 --> 00:01:17,540
‫به همین خاطره که گذاشتم موهات بلند بمونه.

20
00:01:18,290 --> 00:01:19,460
‫جنگجوها به‌خصوص جذب هر چیزی می‌شن...

21
00:01:19,540 --> 00:01:21,130
‫که توی میدون نبرد براشون شانس بیاره.

22
00:01:21,210 --> 00:01:24,540
‫بچه‌ای با همچین موهای بلند و باشکوهی که فرماندهی یه ارتش رو به دست بگیره،

23
00:01:24,630 --> 00:01:26,790
‫قطعاً دل و جرئت سامورایی‌ها رو قرص‌تر می‌کنه.

24
00:01:28,040 --> 00:01:31,290
‫اما اگه قراره حاکم این سرزمین بشی،

25
00:01:31,380 --> 00:01:33,750
‫نمی‌تونی تا ابد با موهای بلند بچگونه بمونی.

26
00:01:35,130 --> 00:01:36,130
‫توکیوکی-ساما.

27
00:01:37,670 --> 00:01:39,670
‫اگه موفق شدی حکومت رو پس بگیری…

28
00:01:41,670 --> 00:01:42,670
‫خب...

29
00:01:43,670 --> 00:01:47,710
‫اشکالی نداره اگه من موهات رو کوتاه کنم؟

30
00:01:53,080 --> 00:01:54,080
‫با کمال میل.

31
00:02:05,920 --> 00:02:10,000
‫اگه موهام رو کوتاه کنه، می‌شه ابوشی-اویا‌ی من؛‫ یعنی حامی گنپوکوی من.

32
00:02:11,170 --> 00:02:13,670
‫در هر صورت برام فرقی نداره.

33
00:02:15,380 --> 00:02:17,880
‫بعضی وقتا حس می‌کنم مثل موم توی مشتشم.

34
00:02:18,670 --> 00:02:21,040
‫گاهی خودخواه می‌شه و یه جورایی مثل دیکتاتورها رفتار می‌کنه.

35
00:02:22,330 --> 00:02:24,880
‫وقتی هم هی می‌گه «درس بخون، درس بخون، درس بخون»، رو اعصاب می‌ره.

36
00:02:25,880 --> 00:02:27,880
‫گاهی هم بغلم می‌کنه.

37
00:02:29,290 --> 00:02:31,790
‫بعضی وقتا هم همه‌چیز رو ول می‌کنه و می‌پره وسط تا نجاتم بده.

38
00:02:46,000 --> 00:02:47,290
‫که این‌طور.

39
00:02:50,330 --> 00:02:52,380
‫از یه جایی به بعد، من…

40
00:02:56,790 --> 00:02:57,960
‫آخ!

41
00:02:58,040 --> 00:03:00,420
‫هوی تو! فقط به خاطر این‌که بچه‌ی هوجویی،

42
00:03:00,500 --> 00:03:03,130
با این لی‌لی به لالا گذاشتنای بقیه هوا برت نداره.

43
00:03:04,170 --> 00:03:08,250
‫اونا منو کردن خدا. ‫این یعنی من از تو بالاترم.

44
00:03:09,920 --> 00:03:11,210
‫اوه، توکیوکی-ساما.

45
00:03:12,540 --> 00:03:16,130
‫عذر می‌خوام که نتونستم بیشتر بهتون سر بزنم.

46
00:03:16,180 --> 00:03:20,100
سووا توکیتسوگو

47
00:03:16,180 --> 00:03:20,100
پسر سووا یوریشیگه

48
00:03:17,630 --> 00:03:19,330
‫توکیتسوگو-دونو، خیلی وقته ندیدمتون.

49
00:03:20,710 --> 00:03:24,710
‫فکر کنم اولین باره همدیگه رو می‌بینین، پسرم یوریتسوگو هستش.

50
00:03:26,670 --> 00:03:29,460
‫چی شده، یوریتسوگو؟ هنوز خودت رو معرفی نکردی؟

51
00:03:32,000 --> 00:03:33,790
‫بله، پدر جان.

52
00:03:34,540 --> 00:03:38,630
‫چون بالاخره توکیوکی-ساما رو که خیلی تحسینش می‌کردم دیدم، دستپاچه شدم.

53
00:03:38,710 --> 00:03:40,380
‫یهویی یه سلامی پروندم،

54
00:03:40,460 --> 00:03:42,540
‫فکر کنم یه ذره ترسوندمش.

55
00:03:42,630 --> 00:03:43,710
‫ادبت کجا رفته؟

56
00:03:43,790 --> 00:03:45,790
‫لطفاً ببخشیدش، توکیوکی-ساما.

57
00:03:46,330 --> 00:03:49,040
‫بیا! بیا با هم بریم پدربزرگ رو ببینیم!

58
00:03:50,670 --> 00:03:54,210
‫وقتی شنیدم یوریشیگه-دونو نوه داره جا خوردم، اما…

59
00:03:55,580 --> 00:04:00,000
‫منظورش از این‌که «کردنش خدا» چیه؟ ‫بعدم…

60
00:04:03,850 --> 00:04:10,980
نوه‌ی سووا یوریشیگه

61
00:04:03,850 --> 00:04:10,980
ســـووا یـــوریتسوگـــو

62
00:04:04,560 --> 00:04:07,580
‫بیا همین الان یه بار برای همیشه روشنش کنیم.

63
00:04:07,670 --> 00:04:10,920
‫خدا در برابر خاندان هوجو… مقام کدوم بالاتره؟

64
00:04:11,000 --> 00:04:17,040
‫عجب بدعنقیه! یه تخم‌جنِ نق‌نقو و بدعنقه!

65
00:04:18,000 --> 00:04:28,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

66
00:05:48,000 --> 00:05:54,250
دو سال پیش

67
00:05:49,080 --> 00:05:50,750
‫خیلی نازی، یوریتسوگو!

68
00:05:50,830 --> 00:05:54,170
‫یه روزی تمام سووا رو به ارث می‌بری و یه خدای معرکه می‌شی!

69
00:05:54,750 --> 00:05:58,330
‫تا دو سال پیش، تقدیرم این بود که...

70
00:05:58,420 --> 00:06:00,500
‫چهره‌ی اصلی آینده‌ی سووا باشم.

71
00:06:01,170 --> 00:06:02,500
‫بچه‌ی هوجوـه!

72
00:06:02,580 --> 00:06:06,250
‫ارباب جوانِ هوجو فرار کرده و اومده پیش ما!

73
00:06:06,330 --> 00:06:08,540
‫آخی، طفلکی ارباب جوان!

74
00:06:08,630 --> 00:06:11,420
‫بیاین یوریتسوگو-ساما، بریم به پیشواز ارباب جوان.

75
00:06:12,920 --> 00:06:15,170
‫من… نمیام.

76
00:06:16,920 --> 00:06:18,880
‫رسیدی بالأخره!

77
00:06:18,960 --> 00:06:22,250
‫راه درازی اومدین، حتماً خیلی خسته‌این.

78
00:06:22,330 --> 00:06:25,670
‫براتون غذا آماده کردم. از این طرف بفرمایین.

79
00:06:25,750 --> 00:06:27,960
‫ارباب جوان! زودباشین! از این طرف!

80
00:06:30,880 --> 00:06:32,460
‫نقشتون به عنوان خدا رو واگذار می‌کنین؟

81
00:06:32,540 --> 00:06:33,880
‫درسته.

82
00:06:33,960 --> 00:06:38,670
‫بیشتر وظایف خداییم رو به پسرم توکیتسوگو سپردم.

83
00:06:39,210 --> 00:06:43,080
‫ولی در عوض دلم می‌خواد همه‌چیز رو زیر دست نوه‌م، یوریتسوگو، یکپارچه کنم.

84
00:06:43,630 --> 00:06:46,540
‫پس منظورش از اینکه «کردنش خدا» این بود.

85
00:06:46,630 --> 00:06:48,790
‫فکرش رو بکن… همچین بچه‌ی فسقلی‌ای قراره چنین نقشی رو به ارث ببره…

86
00:06:48,880 --> 00:06:51,000
‫گاردت کاملاً باز بود!

87
00:06:51,080 --> 00:06:53,790
‫دلیل نمی‌شه صورتت رو بهم بمالی!

88
00:06:53,880 --> 00:06:57,040
‫صورتش رو جوری به اون می‌ماله و لوسش می‌کنه که هیچ‌وقت با من نکرده بود.

89
00:06:58,710 --> 00:07:02,170
‫اصلاً چرا تو باید کنار پدربزرگ بشینی؟

90
00:07:02,250 --> 00:07:04,630
‫اون‌جا جای من بود!

91
00:07:05,880 --> 00:07:08,210
‫خب یوریشیگه-دونو، من دیگه برم.

92
00:07:08,290 --> 00:07:10,960
‫انقدر زود در نرو دیگه، ناراحتم می‌کنی‌ ها.

93
00:07:11,040 --> 00:07:12,880
‫فقط یه کم دیگه، ها؟

94
00:07:14,710 --> 00:07:17,040
‫انقدر دستمالیم نکنــــــین!

95
00:07:18,210 --> 00:07:22,250
‫جوری دستمالیش می‌کنه و قلقلکش می‌ده که هیچ‌وقت با من نکرده بود.

96
00:07:22,330 --> 00:07:26,170
‫چرا باید محبت پدربزرگ رو تنهایی بالا بکشی؟

97
00:07:26,250 --> 00:07:29,380
‫اول باید چشم‌های پدربزرگ رو به حقیقت باز کنم.

98
00:07:29,460 --> 00:07:30,810
آآآآآخ

99
00:07:31,420 --> 00:07:33,170
‫خب، توکیوکی-ساما،

100
00:07:33,250 --> 00:07:36,830
‫دوست دارم بیشتر همدیگه رو بشناسیم.

101
00:07:36,920 --> 00:07:38,920
‫لطفاً منو سوگلی‌تون کنین!

102
00:07:44,080 --> 00:07:46,630
‫توکیوکی-ساما! چیکار کردین؟

103
00:07:47,250 --> 00:07:49,580
‫نه، من… اون خودش یهویی…

104
00:07:50,420 --> 00:07:53,500
‫همون موقع هم که همو دیدیم همین‌جوری بود.

105
00:07:54,290 --> 00:07:58,330
‫فکر نکنم توکیوکی-ساما زیاد از من خوشش بیاد…

106
00:07:59,250 --> 00:08:02,290
‫وقتی رفتم خودم رو معرفی کنم، یقم رو گرفت و…

107
00:08:02,380 --> 00:08:04,830
‫من یه هوجوام.

108
00:08:04,920 --> 00:08:08,170
‫توی سووا هیچ‌کس بالاتر از من نیست.

109
00:08:08,250 --> 00:08:12,880
‫فردا توی یه دوئل باهام روبه‌رو شو.
‫بازنده تبعید می‌شه.

110
00:08:13,500 --> 00:08:17,420
‫اینو بهم گفت. من دلم نمی‌خواست، ولی چالش رو قبول کردم.

111
00:08:17,500 --> 00:08:22,250
‫توکیوکی-ساما! اصلاً خبر نداشتم همچین روی خبیثانه‌ای رو قایم کرده بودین!

112
00:08:22,330 --> 00:08:25,380
‫توکیوکی-ساما. عذرخواهی کنین. همین الان عذرخواهی کنین!

113
00:08:25,460 --> 00:08:29,330
‫هوی! توی کدوم دنیایی من ممکنه همچین حرفی بزنم آخه؟

114
00:08:29,920 --> 00:08:31,250
‫تازه این همه‌ش نبود.

115
00:08:31,750 --> 00:08:34,710
‫یه روزی اون یوریشیگه رو می‌کشم.

116
00:08:34,790 --> 00:08:37,330
‫نور دادنش زیادی سوهان روحه.

117
00:08:37,960 --> 00:08:38,960
‫اینو گفت.

118
00:08:39,040 --> 00:08:43,130
‫این دیگه وحشتناکه. توکیوکی-ساما. عذرخواهی کنین. از خود من.

119
00:08:43,210 --> 00:08:46,790
‫من هیچ‌وقت همچین چیزی نمی‌گم! ‫تازه این ادای کی بود درآوردی؟

120
00:08:47,380 --> 00:08:51,710
‫ولی عیبی نداره. توکیوکی-ساما آخرین روزنه‌ی امید و روشناییِ هوجوـه.

121
00:08:51,790 --> 00:08:53,540
‫اگه قرار باشه تبعید بشم،

122
00:08:53,630 --> 00:08:55,710
‫هیچ افتخاری بالاتر از این نیست که به دست ایشون قضاوت بشم.

123
00:08:56,290 --> 00:08:59,080
‫پس توکیوکی-ساما، فردا توی دوئل می‌بینمتون.

124
00:09:00,080 --> 00:09:01,250
‫یه وقت فرار نکنی ‌ها.

125
00:09:01,750 --> 00:09:05,420
‫کاری می‌کنم که دیگه هیچ‌وقت پات رو توی این زمین‌ها نذاری.

126
00:09:11,250 --> 00:09:15,080
‫ای بابا. می‌دونین که تهدید کردن بچه‌ها اصلاً کار قشنگی نیست.

127
00:09:15,170 --> 00:09:17,130
‫مگه نه، توکیوکی-ساما؟

128
00:09:17,210 --> 00:09:20,170
‫خواهش می‌کنم. ‫عذرخواهی منو بپذیرین، توکیوکی-ساما.

129
00:09:20,250 --> 00:09:22,750
‫حتماً یوریتسوگو هم این وسط تقصیرکاره.

130
00:09:22,830 --> 00:09:27,670
‫بالاخره از رسم و رسوم این دنیا چیز زیادی سرش نمی‌شه.

131
00:09:27,750 --> 00:09:31,290
‫آره. درسته. د ـ دقیقاً.
‫بیاین قضیه رو از هر دو طرف ماست‌مالی کنیم بره.

132
00:09:32,500 --> 00:09:35,170
‫شما دو تا. بتمرگین سر جاتون.

133
00:09:38,210 --> 00:09:41,630
‫می‌دونین که همین الان داشت چاخان می‌کرد، نه؟

134
00:09:42,420 --> 00:09:43,420
‫بله.

135
00:09:44,130 --> 00:09:47,960
‫و می‌دونین که این رون پای بی‌نوای من بود که آسیب دید؟

136
00:09:49,040 --> 00:09:51,580
‫خودمون رو زدیم به اون راه.

137
00:09:54,170 --> 00:09:57,630
‫به عنوان یه آدم سر بار، می‌دونم که دارم جاش رو تنگ می‌کنم.

138
00:09:58,250 --> 00:10:01,170
‫حتی دلم برای یوریتسوگو-دونو می‌سوزه.

139
00:10:01,830 --> 00:10:02,920
‫ولی…

140
00:10:03,710 --> 00:10:05,580
‫امیدوارم جسارتم رو ببخشین،

141
00:10:06,460 --> 00:10:09,130
‫اما اگه پدر و پدربزرگ عزیزش به مدارا کردن با این رفتاراش ادامه بدن،

142
00:10:09,670 --> 00:10:11,670
‫فکر نمی‌کنین در آینده تبدیل به خدایی بشه،

143
00:10:11,750 --> 00:10:13,920
‫که برای تخریب و پایین کشیدن بقیه تردید نمی‌کنه؟

144
00:10:16,330 --> 00:10:20,630
‫بی‌ادبی ما رو ببخشین. واقعاً شرمنده‌ایم.

145
00:10:21,540 --> 00:10:24,460
‫در مورد این بچه… احساس عذاب وجدان داریم.

146
00:10:25,330 --> 00:10:26,330
‫عذاب وجدان؟

147
00:10:27,170 --> 00:10:28,750
‫به‌خاطر پدر و پدربزرگش،

148
00:10:29,420 --> 00:10:31,750
‫مجبور شده بار به این سنگینی رو به دوش بکشه،

149
00:10:31,830 --> 00:10:33,170
‫اونم توی همچین سن کمی.

150
00:10:34,170 --> 00:10:37,130
‫اگه آراهیتوگامی توی نبرد کشته بشه،

151
00:10:37,210 --> 00:10:39,670
‫کل معبد بزرگ سووا از بین می‌ره و نابود می‌شه.

152
00:10:40,290 --> 00:10:43,080
‫از اون‌جایی که من و پدرم قراره وارد جنگ بزرگ بشیم،

153
00:10:43,170 --> 00:10:47,790
‫باید نقش خدا رو به یوریتسوگو بسپریم که اصلاً ربطی به جنگ و نبرد نداره.

154
00:10:49,000 --> 00:10:54,380
‫فهمیدم. پس واسه همین بود مجبور شد توی این سن کم تبدیل به یه خدا بشه.

155
00:10:55,460 --> 00:10:58,210
‫اما... حق با شماست، توکیوکی-ساما.

156
00:10:58,830 --> 00:11:01,750
‫با این روش، آینده‌ی خوبی براش رقم نمی‌زنیم.

157
00:11:02,330 --> 00:11:05,750
‫راستش، شاید زیادی سرنوشتش رو جدی گرفته.

158
00:11:06,580 --> 00:11:08,460
‫پیش ما خودش رو لوس و شیرین می‌کنه،

159
00:11:08,540 --> 00:11:11,040
‫اما دیگه احساسات واقعیش رو پیش هیچ‌کس بروز نمی‌ده.

160
00:11:11,670 --> 00:11:16,250
‫و حالا، احساس واقعی و تنفرش رو فقط و فقط به شما نشون داده.

161
00:11:17,000 --> 00:11:18,920
‫این می‌تونه یه فرصت طلایی باشه.

162
00:11:19,420 --> 00:11:23,080
‫لطفاً برین و این دوئل رو به خوبی جمعش کنین.

163
00:11:23,170 --> 00:11:27,080
‫لطفاً براش تبدیل به دوستی بشین که بتونه
‫با خیال راحت سفره‌ی دلش رو پیشتون باز کنه.

164
00:11:27,170 --> 00:11:29,040
‫آبروی هرچی پدره بردین!

165
00:11:30,880 --> 00:11:36,540
‫با این‌حال، منم تا حدی مقصرم. همه‌ی تلاشم رو می‌کنم تا باهاش بسازم.

166
00:11:37,670 --> 00:11:39,000
‫درسته اسمش رو گذاشتیم دوئل،

167
00:11:39,080 --> 00:11:41,170
‫ولی در واقع فقط بازی دو تا بچه‌ست.

168
00:11:41,250 --> 00:11:43,460
‫همین باید بهمون فرصت بده تا باهم اخت بشیم.

169
00:11:43,520 --> 00:11:45,020
روز بعد

170
00:11:45,140 --> 00:11:47,440
موفق باشی

171
00:11:45,140 --> 00:11:47,440
یوریتسوگو-ساما

172
00:11:46,290 --> 00:11:48,040
‫واقعاً شمشیر رو از رو بسته!

173
00:11:48,130 --> 00:11:50,920
‫بهت که گفتم. من یه خدام.

174
00:11:51,000 --> 00:11:54,670
‫با یه کلمه‌ی من، کل معبد بزرگ سووا تسلیم اراده‌م می‌شن.

175
00:11:56,080 --> 00:11:58,790
‫خوب جرئت کردی پاشدی اومدی، توکیوکی.

176
00:11:59,290 --> 00:12:03,000
‫دوئل ما بازی گرگم‌به‌هواست؛ و تو گرگی.

177
00:12:04,040 --> 00:12:07,170
‫مقصد منم اون ستون مقدسه.

178
00:12:07,250 --> 00:12:11,630
‫اگه قبل از اینکه بهش برسم نتونی بگیریم... برنده منم.

179
00:12:12,130 --> 00:12:14,880
‫اون‌وقت خرت و پرتات رو جمع می‌کنی و هِــرّی.

180
00:12:15,670 --> 00:12:20,080
‫یوریتسوگو-دونو. من فقط می‌خوام باهات دوست بشم.

181
00:12:20,580 --> 00:12:23,000
‫تازه اگه قراره گرگم‌به‌هوا بازی کنیم،

182
00:12:23,080 --> 00:12:26,210
‫باید بگم که سرعت من خیلی از تو بیشتره…

183
00:12:26,290 --> 00:12:28,580
‫نمی‌خوام بشنوم! بازی همین الان شروع شد!

184
00:12:28,670 --> 00:12:29,670
‫عـــه؟

185
00:12:29,750 --> 00:12:31,880
‫ای بابا… چی‌کارت کنم.

186
00:12:35,330 --> 00:12:36,540
‫چی شد؟

187
00:12:36,630 --> 00:12:38,540
‫موریتاکا-دونو؟

188
00:12:39,410 --> 00:12:40,960
‫درست نمی‌دونم قضیه چیه...

189
00:12:41,040 --> 00:12:42,500
‫اما به بزرگی خودتون ببخشین، توکیوکی-ساما.

190
00:12:43,000 --> 00:12:47,460
‫یوریتسوگو-ساما فرمودن اگه جلوتون رو نگیرم عذاب الهی نازل می‌شه.

191
00:12:49,580 --> 00:12:52,000
‫قدرت یه آراهیتوگامی یعنی این!

192
00:12:52,080 --> 00:12:55,630
‫همه‌شون مو به مو حرفم رو گوش می‌دن.

193
00:12:55,710 --> 00:13:00,000
‫یه آدم حریف خدا نمی‌شه، توکیوکی!

194
00:13:00,960 --> 00:13:02,330
‫خیلی‌خب، خدای عزیز.

195
00:13:03,210 --> 00:13:06,460
‫شاید لازم باشه یه گوشمالی ریز بهت بدم.

196
00:13:28,790 --> 00:13:31,170
‫ارباب جوان! آماده باشین!

197
00:13:41,540 --> 00:13:42,790
‫هـــا؟

198
00:13:45,040 --> 00:13:47,830
‫از اون‌طرف در رفت! جلوش رو بگیرین!

199
00:13:58,920 --> 00:14:01,080
‫در مقایسه با اون صد نفری که قبلاً باهاشون روبه‌رو شدم،

200
00:14:01,920 --> 00:14:03,630
‫این که اصلاً چیزی نیست.

201
00:14:04,580 --> 00:14:09,000
‫اگه می‌خواین جلوم رو بگیرین، باید تیر یا خود سادامونه رو بیارین!

202
00:14:12,670 --> 00:14:14,170
‫واقعاً نمی‌شه جلوش رو گرفت.

203
00:14:15,790 --> 00:14:17,500
‫به قیافه‌ش نمی‌خوره،

204
00:14:17,580 --> 00:14:20,500
‫اما از نبردهای زیادی قسر در رفته، هرچند هیچ‌وقت رسمی نبودن.

205
00:14:21,750 --> 00:14:23,330
‫این وسط، یوریتسوگو-ساما...

206
00:14:23,420 --> 00:14:25,630
‫به تازگی خدا شدن.

207
00:14:24,010 --> 00:14:25,630
‫چــ ـ چی؟

208
00:14:25,710 --> 00:14:28,830
‫کسایی هم که دستورش رو اجرا می‌کنن
‫اکثراً مردم عادی‌ان و تا حالا میدون جنگ ندیدن.

209
00:14:28,920 --> 00:14:30,250
‫عمراً بتونن متوقفش کنن.

210
00:14:32,540 --> 00:14:36,330
‫اصلاً راه نداره! چطور انقدر راحت رد شدی؟

211
00:14:36,420 --> 00:14:39,460
‫چطوری از دست همه‌مون قسر در رفت؟

212
00:14:42,170 --> 00:14:45,040
‫خیلی‌خب. دیگه فقط خودمون دوتاییم، یوریتسوگو-دونو.

213
00:14:45,710 --> 00:14:49,750
‫عـــه؟! کُرکام، کُرکام، کُرکام! چرا انقدر ذوق‌مرگ شده؟

214
00:14:55,210 --> 00:15:00,420
‫ولی... من از لحظه‌ای که به دنیا اومدم توی زمین‌های معبد بزرگ سووا راه رفتم.

215
00:15:01,080 --> 00:15:03,210
‫تو حتی دو سال هم نیست که این‌جا زندگی می‌کنی.

216
00:15:04,040 --> 00:15:06,000
‫من این منطقه رو خیلی بهتر از تو بلدم!

217
00:15:10,290 --> 00:15:13,710
‫حالا دیگه مجبوره یه دور فلکی بزنه.

218
00:15:14,210 --> 00:15:19,380
‫قبل از اینکه بتونه بیاد خودم رو به ستون مقدس می‌رسونم.

219
00:15:30,210 --> 00:15:32,630
‫تا ستون مقدس هنوز خیلی راه مونده.

220
00:15:33,790 --> 00:15:36,670
‫می‌خوای بازم ادامه بدی، یوریتسوگو-دونو؟

221
00:15:37,460 --> 00:15:39,580
‫چـ ـ چه مرگته تو؟

222
00:15:39,670 --> 00:15:42,920
‫فکر می‌کردم فقط توی فلنگ رو بستن استادی.

223
00:15:43,000 --> 00:15:45,630
‫از کی تا حالا تعقیب کردنت هم خوب شده؟

224
00:15:46,960 --> 00:15:50,130
‫فکر کنم وقتی هم‌زمان هم تعقیب می‌شم هم میفتم دنبال کسی، انرژی می‌گیرم.

225
00:15:51,000 --> 00:15:55,290
‫تازه، می‌دونم توی این وضعیت قرار نیست به کسی آسیبی برسه.

226
00:15:55,380 --> 00:15:57,630
‫واسه همین می‌تونم راحت باشم و لذتش رو ببرم.

227
00:15:59,500 --> 00:16:04,080
‫اما... از این به بعد، باید تبدیل به نماد جنگ بشم،

228
00:16:04,170 --> 00:16:06,500
‫با علم به اینکه این کار یعنی آسیب زدن به آدم‌ها.

229
00:16:09,040 --> 00:16:12,710
‫اگه من تبعید بشم، ممکنه تو مجبور بشی جای من رو بگیری.

230
00:16:13,540 --> 00:16:17,250
‫سرنوشت هر دوی ما این بوده که توی سن خیلی کم تبدیل به نماد بشیم.

231
00:16:17,330 --> 00:16:22,040
‫ولی به‌نظرم تو می‌تونی یه ذره بیشتر
‫صبر کنی قبل از اینکه بخوای به بقیه صدمه بزنی.

232
00:16:26,080 --> 00:16:28,080
‫فکر نکن از دماغ فیل افتادی!

233
00:16:28,170 --> 00:16:30,250
‫این دوئل هنوز تموم نشــ…

234
00:16:48,210 --> 00:16:49,330
‫یوریتسوگو-دونو!

235
00:16:49,920 --> 00:16:53,920
‫باید یه چیزی پیدا کنم تا بگیرتش.
‫باید بجنبم وگرنه کار از کار می‌گذره!

236
00:16:56,170 --> 00:16:57,040
‫بگیرش!

237
00:16:57,080 --> 00:16:57,580
‫هـــا؟

238
00:17:05,830 --> 00:17:08,500
‫آی‌آی‌آی‌آی!

239
00:17:08,580 --> 00:17:11,710
‫احمق! موهات کنده می‌شه!

240
00:17:11,790 --> 00:17:14,920
‫مـ ـ مهم نیست! فقط زودتر بیا بالا!

241
00:17:15,580 --> 00:17:18,500
‫اگه موهات کنده بشه، دیگه نماد پاکی به حساب نمیای!

242
00:17:18,580 --> 00:17:21,880
‫اعتبارت رو پیش مردم از دست می‌دی!

243
00:17:21,960 --> 00:17:25,380
‫تو هم موهات رو به همون دلیل بلند نگه داشتی!

244
00:17:26,330 --> 00:17:30,380
‫تنها نماد پاکی که بهش نیاز داریم خودِ تویی!

245
00:17:30,460 --> 00:17:33,790
‫تو از خاندانی سووایی و من از هوجو.

246
00:17:33,880 --> 00:17:40,040
‫هرچی باشه، سرنوشت من توی میدون نبرده نه جای دیگه.

247
00:17:40,130 --> 00:17:43,380
‫لطفاً بجنب! گردنم داره می‌شکنه!

248
00:18:00,460 --> 00:18:01,710
‫خیلی احمقی.

249
00:18:02,420 --> 00:18:05,380
‫اگه می‌ذاشتی بمیرم، یکی از وبال‌های گردنت کم می‌شد.

250
00:18:06,670 --> 00:18:08,830
‫من می‌خواستم باهات دوست بشم.

251
00:18:09,460 --> 00:18:12,210
‫ولی بیشتر از هر چیزی، دلم نمی‌خواد یوریشیگه-دونو رو ناراحت کنم.

252
00:18:16,460 --> 00:18:20,880
‫برای من... یوریشیگه-دونو مثل یه پدر می‌مونه،

253
00:18:21,880 --> 00:18:25,630
‫ولی اصلاً به پای پیوند خونی بین شما دو تا نمی‌رسه.

254
00:18:29,710 --> 00:18:31,080
‫از وقتی اومدی،

255
00:18:32,130 --> 00:18:34,210
‫جلسات پدربزرگ با سامورایی‌های شینانو...

256
00:18:34,290 --> 00:18:37,000
‫که قبلاً اصلاً ندیده بودمشون هی بیشتر و بیشتر شده.

257
00:18:37,080 --> 00:18:40,460
‫دیگه مثل قبل به دیدنم نمیاد.

258
00:18:44,460 --> 00:18:47,920
‫حتی برام مهم نیست خدا باشم یا نه،

259
00:18:48,000 --> 00:18:52,960
‫فقط دلم نمی‌خواد هیچ‌کس پدربزرگم رو ازم بدزده.

260
00:18:55,170 --> 00:18:59,580
‫که این‌طور. از وقتی جنگ شروع شده، سرش شلوغ بوده و براش وقت نذاشته.

261
00:19:02,170 --> 00:19:06,000
‫خیلی‌خب پس. بسپرش به من، یوریتسوگو-دونو.

262
00:19:06,080 --> 00:19:07,130
‫هـــا؟

263
00:19:07,710 --> 00:19:12,210
‫هرچی نباشه، من ارباب پدر و پدربزرگت هستم.

264
00:19:12,290 --> 00:19:14,420
‫هرازگاهی می‌تونم ازشون بخوام بهم یه لطفی بکنن.

265
00:19:16,920 --> 00:19:18,920
‫پس برای همین، یوریشیگه-دونو...

266
00:19:19,470 --> 00:19:20,830
‫دستور دادم...

267
00:19:20,920 --> 00:19:25,630
‫که توکیتسوگو-دونو تا سه روز آینده
‫تمام وظایف ریاست سووا رو به تنهایی انجام بده.

268
00:19:27,170 --> 00:19:29,040
‫یوریشیگه-دونو، به شما هم دستور می‌دم،

269
00:19:29,130 --> 00:19:31,670
‫که تا سه روز آینده نوه‌تون رو حسابی لوس کنین و بهش برسین.

270
00:19:32,290 --> 00:19:34,670
‫لطفاً نذارین دیگه احساس تنهایی کنه.

271
00:19:37,500 --> 00:19:40,710
‫حالا تا سه روز آینده یوریشیگه-دونو دربست مال خودته.

272
00:19:41,330 --> 00:19:43,420
‫هرچقدر که دلت می‌خواد بذار قربون صدقه‌ت بره و لوست کنه.

273
00:19:44,830 --> 00:19:46,170
‫توکیوکی؟

274
00:19:48,380 --> 00:19:51,420
‫که این‌طور. پس احساس تنهایی می‌کردی، یوریتسوگو.

275
00:19:51,920 --> 00:19:54,960
‫درسته این اواخر زیاد بهت توجه نکردم.

276
00:19:56,130 --> 00:19:57,710
‫چرا زودتر نگفتی آخه؟

277
00:19:57,790 --> 00:20:01,380
‫قراره با تمام وجود و جسم و روحم بهت عشق بورزم!

278
00:20:01,460 --> 00:20:03,670
‫مالش مالش مالش مالش مالش مالش...

279
00:20:04,170 --> 00:20:07,000
‫مالش مالش مالش مالش مالش مالش...

280
00:20:10,460 --> 00:20:14,670
‫دردم اومد. لپ‌های پیرش داره پوستم رو می‌کنه.

281
00:20:15,420 --> 00:20:20,790
‫پوست پیر یوریشیگه به زبریِ سنباده‌ی نمره‌ی ۱۵۰۰ است.

282
00:20:21,290 --> 00:20:23,670
‫در حالی که معمولاً مالیدن لپ‌ها به همدیگر برای چند دقیقه خطری ندارد،

283
00:20:23,750 --> 00:20:26,670
‫سه شبانه‌روز مالشِ مداوم باعث قاچ خوردن پوست،

284
00:20:26,750 --> 00:20:29,130
‫پاره شدن گوشت و ساییده شدن استخوان می‌شود.

285
00:20:29,630 --> 00:20:32,420
‫خودِ یوریشیگه به نوعی تحت حفاظت الهی قرار دارد.

286
00:20:32,500 --> 00:20:34,040
‫برای همین آسیبی نمی‌بیند.

287
00:20:34,630 --> 00:20:38,250
‫تازه، فقط به خاطر این‌که نمی‌خوام کسی پدربزرگ رو ازم بدزده...

288
00:20:38,330 --> 00:20:41,080
‫دلیل نمی‌شه که عاشق این کارش باشم.

289
00:20:41,580 --> 00:20:45,420
‫راستش وقتی همه‌ش دوتایی تنها می‌شیم حتی ازش زده هم می‌شم.

290
00:20:47,000 --> 00:20:49,880
‫عـــه… یعنی کل این سه روز قراره فقط همین کارو بکنه؟

291
00:20:50,920 --> 00:20:53,130
‫خـــب... باید همون‌طور که توکیوکی-ساما دستور داده رفتار کنم.

292
00:20:53,210 --> 00:20:56,290
‫برای یک میلیون بار مالش لپ طی سه روز آینده آماده بـــــاش!

293
00:20:56,380 --> 00:20:57,380
‫نــــــــــــــه!

294
00:21:05,380 --> 00:21:08,540
‫چی شده، ارباب؟ انگار حسابی سر کیفی.

295
00:21:09,620 --> 00:21:16,840
بدون ذره‌ای سوءنیت

296
00:21:10,210 --> 00:21:15,210
‫کوجیرو. وقتی می‌دونی یه کار خیر کردی خیلی حس خوبی داره.

297
00:21:15,290 --> 00:21:16,420
‫هــا؟

298
00:21:18,670 --> 00:21:31,270
پـــایـــان

299
00:21:19,090 --> 00:21:20,090
‫توکیوکی...

300
00:21:20,550 --> 00:21:22,420
‫تلافی‌شو سرت درمیارم.

301
00:21:23,080 --> 00:21:26,540
‫سووا یوریتسوگو در این زمان هفت سال داشت.

302
00:21:27,290 --> 00:21:30,380
‫او بعدها به یکی از بزرگ‌ترین هم‌رزمان توکیوکی تبدیل شد.

303
00:21:42,920 --> 00:21:45,250
‫چشه... این یارو ساموراییه؟

304
00:21:45,830 --> 00:21:48,380
‫آره. خیلی باانگیزه به‌نظر میاد.

305
00:21:51,540 --> 00:21:57,000
‫انگار از سر و روش عبارت «بریم تو کارش» می‌باره.

306
00:21:58,540 --> 00:22:03,180
‫خب... یعنی حال و احوال توکیوکی-دونو خوبه؟

307
00:21:59,380 --> 00:22:04,930
بریم تو کارش

308
00:21:59,590 --> 00:22:04,930
عموی توکیوکی

309
00:21:59,590 --> 00:22:04,930
ياسویی هوجو

310
00:22:04,950 --> 00:22:14,950
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

311
00:23:38,040 --> 00:23:38,880
‫بزن بریم!

312
00:23:38,940 --> 00:23:39,940
‫قسمت ۱۸ (سال ۱۳۳۵)

313
00:23:38,940 --> 00:23:39,940
‫توکیوکی و سه
‫ژنرال بزرگ
