WEBVTT

00:01.000 --> 00:03.370
‫بزرگ‌ترین و هیکلی‌ترین مردهای اطراف رو جمع کردم،

00:03.460 --> 00:06.340
‫بهشون پول دادم تا کجاوه‌ی منو حمل کنن و به عنوان محافظ شخصیم خدمت کنن.

00:06.420 --> 00:09.550
‫منم از همین‌جا همه‌شون رو به تیر می‌بندم،

00:09.630 --> 00:12.090
‫توی این اتاقک امن و کوچیک خودم.

00:12.170 --> 00:17.600
‫این... نقشه‌ی انحصاریِ کجاوه‌ی جنگیِ منه!

00:18.510 --> 00:19.810
‫همه‌ش نمایشه.

00:19.890 --> 00:22.770
‫اون ماسماسک به اون گندگی فقط می‌شه یه هدف راحت.

00:22.850 --> 00:24.810
‫نه، لزوماً این‌طور نیست.

00:25.770 --> 00:28.440
‫خیلی تو چشمه و قطعاً هدف قرار می‌گیره، ولی…

00:29.440 --> 00:31.690
‫حمل‌کننده‌ها زره سنگین پوشیدن...

00:31.780 --> 00:33.760
‫و دور دیرک‌ها آرایش دفاعی فشرده‌ای دارن.

00:33.570 --> 00:34.570
‫نبرد کجاوه!

00:34.380 --> 00:37.240
‫حتی توی نبرد تن‌به‌تن هم راحت از پا نمیان.

00:38.080 --> 00:41.870
‫حتی اگه یکی از حمل‌کننده‌ها بیفته،
‫یکی دیگه فوراً جاش رو پر می‌کنه.

00:44.120 --> 00:45.710
‫حتی اگه به کجاوه هم برسن…

00:55.760 --> 00:58.510
‫اوضاع خرابه. فضا داره تنگ‌تر و تنگ‌تر می‌شه.

00:58.600 --> 00:59.600
استاندار

00:59.260 --> 01:02.600
‫اگه انقدر یه‌جا جمع بشن،
‫ارتش سادامونه از پشت سر بهشون حمله می‌کنه

01:02.430 --> 01:03.540
گروه هوشینا

01:02.430 --> 01:03.540
ارتش سادامونه

01:03.560 --> 01:05.440
‫ممکنه ارتباطشون قطع بشه و قتل‌عام بشن.

01:06.270 --> 01:08.690
‫فوبوکی؟ بی‌گدار به آب نزن!

01:08.770 --> 01:11.860
‫نگران نباشین. دارم به‌عنوان پیام‌رسان می‌رم نقشه‌م رو مطرح کنم.

01:13.740 --> 01:16.110
‫خطر یه اشراف‌زاده‌ی درباری که هیچی از جنگ نمی‌دونه همینه.

01:16.200 --> 01:18.450
‫تاکتیک‌هایی که خلاف انتظار یه جنگجوـه...

01:18.530 --> 01:19.950
‫اگه بر حسب اتفاق جواب بدن فوق‌العاده خطرناکن.

01:22.620 --> 01:27.170
‫زیر پاتون له‌شون کنین! سلاخی‌شون کنین!

01:27.250 --> 01:30.400
‫منم می‌بندمشون به تیر!

01:30.420 --> 01:32.920
‫همه‌ش برای دنیای خودم…

01:36.010 --> 01:36.950
‫نـه...

01:38.330 --> 01:40.550
‫به‌خاطر دنیای امپراتور.

01:41.220 --> 01:44.220
‫از پسش برنمیام.

01:44.310 --> 01:46.350
‫هیچ‌وقت نمی‌تونم به این وحشی‌ها حکومت کنم؛

01:46.350 --> 01:49.690
‫حیوون‌هایی که حتی برای گرفتن جون استاندار هم تردید نمی‌کنن.

01:50.610 --> 01:52.320
‫حتی اگه فرمان من باشه؟

01:54.070 --> 01:57.320
‫خاندان کیوهارای ما همیشه یه خاندان اشرافی رده‌پایین بوده.

01:57.400 --> 02:00.820
‫ما نه اصل و نسبش رو داریم و نه شایستگیِ استاندار شدن رو.

02:01.620 --> 02:03.710
‫اصلاً چرا کسی مثل من رو...

02:03.710 --> 02:06.710
‫به‌عنوان استاندار منصوب کردید؟

02:08.210 --> 02:12.840
‫کیوهارا، چیزی که برای من بیشترین ارزش رو داره اصل و نسب نیست.

02:13.960 --> 02:15.170
‫عزم و اراده‌ست.

02:15.260 --> 02:18.630
‫برای کسایی ارزش قائلم که عزمِ تغییر دادن این دوره رو دارن.

02:19.760 --> 02:23.470
‫حتی توی روزگار کاماکورا هم حتماً برات سوال شده بود؛

02:24.220 --> 02:26.270
‫«چرا اشراف‌زاده‌های تن‌پرور درباری...

02:26.850 --> 02:30.400
‫که برای خاندان‌های سامورایی شوگون‌سالار پاچه‌خواری می‌کنن...

02:30.480 --> 02:33.610
‫و به امتیازاتشون چنگ می‌زنن، هنوز در منصب قدرت هستن؟»

02:34.820 --> 02:39.150
‫«اگه جای اون‌ها بودم می‌تونستم دنیا رو تغییر بدم.»

02:40.200 --> 02:43.990
‫من اشتیاق، جاه‌طلبی و اراده‌ی پنهان توی چشم‌هات رو دیدم.

02:44.700 --> 02:47.540
‫حتی همون موقع هم ارزشت رو فهمیدم.

02:49.500 --> 02:54.750
‫عالیجناب... حتی از همون موقع متوجه
‫یه اشراف‌زاده‌ی جزئی درباری مثل من شده بودید؟

02:56.130 --> 02:58.050
‫خاندان تو جایگاه بالایی نداره.

02:58.130 --> 03:00.630
‫توی صحنه‌ی بزرگ روزگار دستاوردی نداشتی.

03:00.720 --> 03:03.800
‫ولی... اراده‌ای داری که به سر به فلک می‌کشه.

03:03.890 --> 03:05.640
‫به همین دلیله که شینانو رو به تو می‌سپرم.

03:06.810 --> 03:08.270
‫برو، کیوهارا.

03:08.850 --> 03:13.690
‫به‌خاطر دنیایی که می‌خوام بسازم،
‫با اون عزم و اراده بر شینانو حکومت کن.

03:14.610 --> 03:16.980
‫امپراتور بهت فرمان داده که بری!

03:17.610 --> 03:18.820
‫اطاعـــــــت!

03:20.530 --> 03:22.740
‫امپراتور گودایگو قهرمانی بود...

03:22.820 --> 03:26.200
‫پر از جذبه، همراه با کاریزمایی بی‌نظیر و شخصیتی قدرتمند.

03:27.080 --> 03:29.500
‫گویا که روح شخصِ امپراتور در آن‌ها دمیده شده باشه،

03:29.580 --> 03:34.130
‫بسیاری از اشراف سلاح‌هایی که با آن غریبه بودند را
‫به‌دست گرفتند و در میدان نبرد جان خود را به خطر انداختند.

03:35.420 --> 03:38.210
‫این امر یکی از عجیب‌ترین ویژگی‌های آن دوران بود.

03:39.380 --> 03:40.280
‫هوشینا-دونو...

03:41.740 --> 03:42.800
‫سربازهاتونو ببرین سمت چپ.

03:44.180 --> 03:47.060
‫تا جایی که می‌تونین سربازها رو از سمت راست به چپ متمرکز کنین.

03:49.470 --> 03:52.440
‫همه‌ش برای حکومت امپراتوره!

03:53.020 --> 03:58.360
‫ما دنیای ایشون رو همین‌جا توی شینانو می‌سازیم!

03:58.380 --> 04:08.380
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

05:29.530 --> 05:30.990
‫یا شوگون!

05:31.080 --> 05:32.200
‫یا شوگون!

05:35.500 --> 05:37.500
‫عربده بکشین، احمق‌ها.

05:37.580 --> 05:40.960
‫صدای شما آواز زنگ‌هایی هستن ‫که خبر از یه حکومت جدید می‌دن.

05:41.630 --> 05:46.300
‫برای ساختن یه دنیای پاک و عادل، اول باید ناپاکی‌هاش رو از بین ببریم.

05:46.800 --> 05:51.050
‫حکومت امپراتور روی همین خون‌ها شکوفا می‌شه.

06:00.270 --> 06:03.110
‫امپراتور، تماشا کنین!

06:03.190 --> 06:07.990
‫این خون، گواه وفاداری بنده‌ی حقیر نسبت به شماست.

06:09.660 --> 06:12.200
‫همون‌طور که گفتین نیروها رو متمرکز کردم، ولی...

06:12.280 --> 06:14.040
‫شلیک کنین!

06:14.120 --> 06:16.250
‫تعدادشون خیلی زیاده.

06:16.330 --> 06:17.660
‫هرچقدر می‌کشیمشون و می‌کشیمشون،

06:17.750 --> 06:20.420
‫انگار همین‌جوری از اعماق زمین می‌زنن بیرون.

06:20.500 --> 06:22.670
‫نگران نباشین. ادامه بدین.

06:25.010 --> 06:27.590
‫دیگه کم‌کم... باید وقتش شده باشه.

06:32.640 --> 06:35.060
‫چه خبره؟ ثابت نگهش دارین!

06:36.310 --> 06:38.980
‫لعنتی! حمال‌های جایگزین کجان؟

06:47.860 --> 06:51.870
‫چرا لفتش می‌دین؟ برگردین به آرایش جنگی!

06:52.990 --> 06:55.580
‫کم‌تر کسی می‌تونه با دست چپ شمشیر بزنه.

06:56.630 --> 07:00.670
‫اگه از اون‌جا بهشون ضربه بزنیم،
‫می‌تونیم آرایش حمل‌کننده‌ها رو به‌هم بریزیم.

07:01.170 --> 07:02.630
‫سمت چپ! چپ!

07:02.710 --> 07:04.750
‫حملاتتون رو متمرکز کنین روی سمت چپ!

07:05.380 --> 07:08.300
‫بیا دنبالم، شینومیا! می‌ریم سراغ فرمانده‌ی دشمن!

07:10.050 --> 07:14.300
‫داره تکون می‌خوره! داره تکون می‌خوره!
‫این‌طوری نمی‌تونم از کمانم استفاده کنم!

07:31.950 --> 07:32.950
‫تموم شد.

07:33.740 --> 07:35.830
‫آخرشم همه‌ش یه بازی بچگونه‌ی درباری بود.

07:37.240 --> 07:39.660
‫بریم که پاداشمونو بزنیم تو رگ.

07:39.750 --> 07:42.210
‫بالأخره اون استاندار مارمولکو شکست دادیم.

07:42.290 --> 07:44.500
‫یه‌جوری می‌گه انگار همه‌ش کار خودش بوده!

07:44.590 --> 07:46.000
‫عــــه؟ نبود مگه؟

07:49.670 --> 07:50.970
‫چی شده، پسر؟

07:51.970 --> 07:52.970
‫خب…

07:54.260 --> 07:56.560
‫کوه پشت ارتش اصلی شینومیا…

07:57.430 --> 07:58.430
‫همین الان، یه چیزی…

08:01.600 --> 08:02.600
‫برق زد...

08:06.020 --> 08:07.400
‫سلاح بود؟

08:12.030 --> 08:13.030
‫کوه؟

08:15.240 --> 08:16.280
‫ارباب؟

08:17.660 --> 08:20.080
‫باید ارتش شینومیا رو برای عقب‌نشینی آماده کنیم!

08:20.160 --> 08:22.870
‫توی بدترین حالت، از پشت بهشون شبیخون می‌زنن!

08:22.960 --> 08:26.170
‫هــــا؟ این که غیرممکنه.

08:25.000 --> 08:26.170
ارتش اصلی شینومیا

08:26.250 --> 08:29.340
‫پشت‌سر ارتش شینومیا که تا چشم کار می‌کنه فقط کوهه.

08:29.420 --> 08:32.720
‫امکان نداره یه ارتش به اون بزرگی بتونه بره اون تو...

08:36.220 --> 08:40.770
‫تازه ارباب، تا الان باید همه‌ی فرمانده‌های اصلی دشمن اومده باشن بیرون.

08:45.650 --> 08:47.730
‫توی ذهنم یه نفر هست.

08:50.190 --> 08:56.410
‫یه فرمانده‌ی حیله‌گر که مو رو از ماست می‌کشه
‫و به کمین‌های کوهستانیش معروفه.

08:56.910 --> 09:02.770
ارتش اصلی شینومیا

08:57.190 --> 08:59.790
‫شبیخون از کوه پشت سرمون؟

09:03.410 --> 09:04.830
‫هیچ نشونه‌ای از تحرکی نیست.

09:06.460 --> 09:08.250
‫مدرکت برای این حرف چیه؟

09:08.340 --> 09:11.760
‫مدرکی ندارم، ولی لطفاً فوراً دستور عقب‌نشینی بدین!

09:11.840 --> 09:14.510
‫ما استاندار رو شکست دادیم و در آستانه‌ی پیروزی هستیم.

09:14.590 --> 09:16.550
‫الان نمی‌تونیم ارتش اصلی رو جابه‌جا کنیم.

09:19.100 --> 09:21.430
‫توی سرزمین ما که احترام به مقدسات از واجباته،

09:21.520 --> 09:23.930
‫مسخره‌ست که یه انسان سوار کجاوه بشه.

09:24.020 --> 09:26.060
‫فقط یه خدا حق داره سوار کجاوه بشه.

09:26.140 --> 09:28.940
‫و توی شینانو، فقط یه خدا وجود داره.

09:32.650 --> 09:35.280
‫وقتی شینومیا-دونو برگشتن به حرفت گوش می‌کنیم.

09:35.820 --> 09:38.370
‫تا اون موقع دیگه خیلی دیر می‌شه. این غریزه‌ی یه فراری مادرزاده.

09:38.450 --> 09:39.660
‫خواهش می‌کنم، عجله کنین!

09:39.740 --> 09:40.740
‫د…

09:41.410 --> 09:43.870
‫دشمن… دشمن…

09:44.750 --> 09:45.750
‫دشمن؟

09:51.500 --> 09:54.670
‫عــا... ها... د... دشمن حمله کـــــرده!

09:54.760 --> 09:55.760
‫چه خبره؟

09:58.260 --> 09:59.260
‫یاسابورو!

09:59.340 --> 10:00.350
‫لعنتی!

10:03.520 --> 10:06.890
‫من می‌رم دنبالش! شینومیا، تو برگرد پیش ارتش اصلی!

10:13.900 --> 10:15.570
‫فرار کنین!

10:17.780 --> 10:18.780
‫ارباب!

10:19.280 --> 10:21.070
‫کوجیرو! گنبا!

10:40.640 --> 10:41.890
‫شوکان…

10:56.070 --> 10:57.110
‫توکیوکی-ساما.

11:06.660 --> 11:09.460
‫نبرد توی سه جبهه شروع شده.

11:06.660 --> 11:17.530
جنوب

11:06.660 --> 11:17.530
مرکز

11:06.660 --> 11:17.530
شمال

11:09.540 --> 11:13.090
‫ظرف چند روز، نیروهای شمالی و جنوبی یکی می‌شدن،

11:13.170 --> 11:17.460
‫و هر دو طرف برای نبرد سرنوشت‌ساز توی مرکز به‌هم می‌رسیدن.

11:18.630 --> 11:21.390
‫بعد از تحلیل قدرت هر دو ارتش،

11:21.470 --> 11:23.760
‫پیش‌بینی کردم که نبرد نهایی توی روز چهارم رخ می‌ده...

11:23.850 --> 11:26.770
‫و بر همون اساس نیروها رو از میون کوه‌ها حرکت دادم.

11:27.520 --> 11:30.560
‫بعدش از سلاح مخفی استاندار خبردار شدم...

11:30.640 --> 11:32.600
‫و توی نقشه‌م جاش دادم.

11:32.690 --> 11:37.030
‫برای اینکه توجه همه رو توی میدون نبرد
‫به خودش جلب کنه، اسباب‌بازی فوق‌العاده‌ای بود.

11:37.110 --> 11:40.070
‫وقتی حواس همه به کجاوه پرت شده بود،

11:41.360 --> 11:45.780
‫ما سریعاً به اردوگاه اصلی شینومیا نزدیک شدیم و شبیخون زدیم.

11:48.080 --> 11:51.210
‫استراتژی جنگی یعنی این... چوجومارو-دونو.

11:52.540 --> 11:53.540
‫استراتژی جنگی…

11:55.590 --> 11:58.590
‫می‌تونی این‌طرف و اون‌طرف بدوئی و فرمانده‌های خرده‌پا رو شکار کنی...

11:58.670 --> 12:00.840
‫و دهکده‌های کوچیک رو نجات بدی.

12:01.510 --> 12:04.180
‫ولی اگه نتونی جریان یه جنگ بزرگ رو بخونی،

12:04.260 --> 12:08.520
‫هیچوقت چیز درست و درمونی دستگیرت نمی‌شه.

12:09.600 --> 12:14.020
‫باید می‌ذاشتی کوسونوکی بهت فنون جنگ رو یاد بده.

12:14.560 --> 12:18.110
‫ولی حیف شد. بچه‌های خوب، وقت مردنه!

12:18.190 --> 12:19.190
‫ارباب!

12:20.030 --> 12:22.950
‫اونا پیاده‌ان، ما سواره‌ایم بهمون نمی‌رسن.

12:24.110 --> 12:25.120
‫آره.

12:27.120 --> 12:29.290
‫کارت عالی بود، شوکان.

12:29.790 --> 12:32.620
‫نقشه‌ت بی‌نقص جواب داد.

12:33.460 --> 12:34.460
‫ارباب.

12:35.920 --> 12:39.000
‫از این فرصت استفاده کردم تا خط دفاعی‌شون رو بشکنم.

12:39.710 --> 12:43.010
‫حالا با یه ضربه ارتش شینومیا رو تارومار می‌کنیم!

12:43.090 --> 12:44.340
‫اطاعت!

12:46.640 --> 12:52.480
‫تنها یه حرکت از جانب یه فرمانده، تمام روند نبرد رو زیر و رو کرد.

12:53.730 --> 12:54.850
‫جنگ همینه.

12:56.230 --> 12:57.900
‫استراتژی نظامی یعنی همین.

12:58.900 --> 13:02.440
‫لعنتی ‫درست وقتی که از ارتش اصلی دور بودم…

13:03.320 --> 13:07.120
‫فایده نداره… ارتشی که از هم بپاشه رو دیگه نمی‌شه دوباره جمعش کرد.

13:07.200 --> 13:08.200
‫آقای شینومیا!

13:09.160 --> 13:10.410
‫متأسفم.

13:10.490 --> 13:12.870
‫اگه فقط من یکم‌ زودتر متوجه‌ش شده بودم…

13:13.540 --> 13:15.210
‫مهمل نگو!

13:15.290 --> 13:18.290
‫اگه قرار باشه سامورایی‌ها این‌قدر به یه بچه تکیه کنن، دیگه سامورایی نیستن.

13:19.090 --> 13:22.970
‫چیزی که الان ذهنم رو درگیر کرده اینه که چطوری این شکست رو جمع و جور کنم.

13:23.550 --> 13:28.470
‫ما هم درست مثل هوشینا نمی‌تونیم همین‌جوری زمین‌هامون رو ول کنیم.

13:29.300 --> 13:33.730
‫ولی اگه توی این شلوغی پافشاری کنیم و بمونیم، نابودیِ کاملمون حتمیه.

13:43.400 --> 13:45.320
‫موچیزوکی-دونو؟

13:46.530 --> 13:50.330
‫شرمنده. زد نیروهای خودمونم ناکار کرد، یه دستی بهشون برسونین.

13:50.830 --> 13:51.950
‫آره...

13:52.540 --> 13:54.410
‫به عنوان یکی از سه ژنرال بزرگ فرقه سووا،

13:54.500 --> 13:56.370
‫پیامی برای گروه شینومیا دارم.

13:57.170 --> 14:00.210
‫این رو خوب یادتون بمونه. ‫توی این نبرد، فرار کردن خودش پیروزیه.

14:00.710 --> 14:02.960
‫ما از پشت هواتون رو داریم و براتون زمان می‌خریم.

14:03.050 --> 14:06.220
‫خاندانتون رو بردارین و به قلمرو هوشینا عقب‌نشینی کن.

14:07.130 --> 14:13.640
‫یک روز قطعاً... سووا میوجین قطعاً قیام می‌کنه، زنده بمونین و منتظر اون روز باشین.

14:17.690 --> 14:18.980
‫سووا میوجین…

14:19.060 --> 14:20.270
‫چقدر قوت قلب میده.

14:20.360 --> 14:23.570
‫برای اون روز، هر تحقیری رو به جون می‌خریم.

14:24.820 --> 14:26.280
‫نجاتمون دادی.

14:26.360 --> 14:29.740
‫حرفای یکی از سه ژنرال بزرگ، وزن و ابهت دیگه‌ای داره.

14:30.320 --> 14:33.490
‫خیلی خب. دشمن رو می‌سپریم دست موچیزوکی-ساما و...

14:33.580 --> 14:35.200
‫آماده عقب‌نشینی می‌شیم!

14:35.290 --> 14:36.620
‫اطاعت!

14:37.750 --> 14:40.500
‫موچیزوکی-ساما، مگه قرار نبود شما شمال باشین؟

14:40.580 --> 14:42.630
‫چرا اینجایین؟

14:42.710 --> 14:47.470
‫بعد از اون، رفتم تا ماجرای نبرد مرکز رو به پدرم بگم.

14:47.550 --> 14:53.720
‫همین که گزارشم رو شنید، گفت:
‫«چقدر کسل‌کننده» و همون موقع راه افتاد.

14:53.810 --> 14:54.810
‫«کسل‌کننده»؟

14:54.890 --> 14:56.140
‫آره.

14:56.230 --> 14:59.850
‫حرکات دشمن اینجا بیش از حد کسل‌کننده و ساده بود.

15:00.520 --> 15:03.520
‫واسه همین حس کردم قراره یه پیچش جالب اتفاق بیفته،

15:03.610 --> 15:05.280
‫و نگرانم کرد.

15:05.360 --> 15:08.110
‫همین‌طوری یهویی… ولی از بیخ گوشمون گذشت.

15:09.200 --> 15:12.030
‫این جنگ از اول هم امیدی به پیروزیش نبود.

15:12.530 --> 15:16.410
‫یوریشیگه-ساما هنوز نمی‌تونه علنی وارد عمل بشه، پس چاره‌ای نبود.

15:17.750 --> 15:19.870
‫به هر دو خاندان اینوکای و توکویوا گفته شده بود،

15:19.960 --> 15:23.460
‫که اگه شکست خوردن، به کوه‌ها پناه ببرن.

15:23.540 --> 15:27.380
‫یوریشیگه-ساما از قبل براشون آذوقه و پناهگاه آماده کرده بود.

15:28.760 --> 15:30.590
‫این صرفاً یه نبرد مقدماتیه.

15:31.130 --> 15:32.970
‫هدف یوریشیگه-ساما اینه که تلفات به حداقل برسه،

15:33.050 --> 15:37.310
‫و اتحاد فرقه سووا مستحکم‌تر بشه.

15:38.560 --> 15:41.060
‫یوریشیگه-دونو فکر تا این‌جاشو کرده بودن...

15:41.770 --> 15:45.110
‫یه استراتژی عمیق جنگی که کلاً با مالِ شوکان فرق داشت.

15:45.860 --> 15:46.900
‫همچنین ارباب جوان،

15:48.190 --> 15:49.780
‫فداکاری خالصانه‌تون،

15:49.860 --> 15:53.490
‫که شبانه‌روز دویدین و جونتون رو برای فرقه سووا به خطر انداختین،

15:54.030 --> 15:57.660
‫همه ما رو عمیقاً تحت تأثیر قرار داد.

15:59.200 --> 16:00.410
‫وقتی جنگ بزرگ بعدی برسه،

16:00.500 --> 16:05.920
‫ما، مردم شینانو، عهد می‌بندیم که از هیچ تلاشی برای حمایت از شما دریغ نکنیم.

16:10.090 --> 16:12.720
‫آخرین ماموریت ما به عنوان سامورایی‌های گریزان...

16:12.800 --> 16:16.390
‫رسوندن خبر شکست جبهه مرکزی به جبهه جنوبی بود.

16:17.720 --> 16:19.140
‫به محض دریافت پیام،

16:19.220 --> 16:22.230
‫اونّو-دونو و نزو-دونو خودشون رو به جبهه مرکزی رسوندن.

16:23.600 --> 16:25.520
‫به لطف ایستادگی شجاعانه سه ژنرال بزرگ،

16:25.610 --> 16:27.980
‫گروه شینومیا از لبه پرتگاه نابودی نجات پیدا کرد،

16:28.070 --> 16:30.690
‫و تلفات در کمترین حد ممکن موند.

16:31.740 --> 16:32.950
‫با از دست رفتن تمام امیدها به پیروزی،

16:33.030 --> 16:35.660
‫توکویوا-دونو توی شمال واینوکای-دونو توی جنوب

16:35.740 --> 16:37.160
‫به کوه‌ها فرار کردن.

16:37.910 --> 16:41.580
‫استاندار کیوهارا، توی اون بلبشو فرار کرد.

16:43.290 --> 16:46.460
‫به‌زحمت تونستیم جلوی ارتش شوکان و اوگاساوارا رو بگیریم،

16:46.540 --> 16:48.880
‫اما بخش زیادی از زمین‌هامون رو از دست دادیم.

16:48.960 --> 16:50.380
قلمرو هوشینا

16:48.960 --> 16:50.380
قلمرو استاندار

16:50.830 --> 16:54.300
‫زیاد به مذاقم خوش نمیاد، ولی زحمتمون می‌افته گردن تو، یاسابورو.

16:54.380 --> 16:59.330
قلمرو هوشینا

16:55.930 --> 16:59.260
‫آره. ما گول استراتژی دشمن رو خوردیم و نتونستیم کار کیوهارا رو تموم کنیم.

17:00.020 --> 17:02.310
‫مسئولیت این قضیه به پای منه.

17:03.270 --> 17:05.480
‫گروه هوشینا نیازهای گروه شینومیا رو تامین می‌کنه،

17:05.560 --> 17:06.900
‫و برای کشته‌شده‌ها مراسم می‌گیره.

17:06.980 --> 17:09.020
‫همه‌چیز رو بسپار به ما.

17:09.730 --> 17:10.820
‫مدیونتم.

17:10.900 --> 17:13.740
‫شینومیا-دونو رو که داشته باشیم، صد نفرو داریم!

17:13.820 --> 17:16.450
‫دفعه بعد همه‌شون رو لت و پار می‌کنیم!

17:16.530 --> 17:17.740
‫آره…

17:18.620 --> 17:21.540
‫اینا همیشه جوگیرتر و داغ‌تر از ما هستن…

17:22.160 --> 17:24.690
اکثراً از نوع آروم و ملایم

17:28.000 --> 17:32.840
‫حتی می‌تونیم برای آینده دو تا گروهمون رو با هم ادغام کنیم.

17:35.720 --> 17:37.010
‫شاید ایده بدی نباشه.

17:38.010 --> 17:41.270
‫شنیدم که سووا میوجین قطعاً قیام می‌کنه.

17:42.060 --> 17:45.350
‫اگه به معنی زنده موندن برای دیدن اون روز باشه… هر کاری لازم باشه می‌کنم.

17:46.480 --> 17:52.030
‫فرقه سووا که دشمن دربار امپراتوری نامیده شد و در نبرد شکست خورد،

17:52.110 --> 17:56.030
‫اگر به همین روش پیش رود تمام زمین‌هایش را از دست می‌دهد.

17:56.110 --> 17:58.870
‫آن‌ها چاره‌ای جز اینکه دار و ندارشان را بر سر یک قیام قکار کنند، نداشتن.

17:59.580 --> 18:03.910
‫این آگاهی و عزم و اراده رفته رفته میان همه‌ی آنها پخش شد.

18:36.450 --> 18:39.820
‫رئیس تشریفات، میتسونوری از خاندان میناموتو.

18:40.700 --> 18:43.450
‫مشاور امپراتور، نوریتاکا از خاندان تاچیبانا.

18:44.450 --> 18:48.080
‫مشاور موقت دربار، کینهیرا از خاندان فوجیوارا.

18:50.040 --> 18:53.380
‫اینا تمام ترفیع‌های این دوره بودن.

18:56.260 --> 18:57.550
‫خیلی بی‌رحمانه‌ست

18:57.630 --> 19:02.390
‫که حتی با وجود استعداد هم به‌خاطر اصل و نسبت نتونی پیشرفت کنی.

19:02.930 --> 19:05.350
‫دردناکه وقتی راه پیشرفتت بسته باشه،

19:06.180 --> 19:10.400
‫ولی اینکه بدون رفتن به کاماکورا نمی‌تونی به مقام برسی هم به همون اندازه دردناکه.

19:12.110 --> 19:16.820
‫کیوهارا-دونو، غصه خوردن برای ترفیعی که هیچ‌وقت بهش نمی‌رسی فایده‌ای نداره.

19:16.900 --> 19:20.570
‫چاره‌ای نداریم جز اینکه قبول کنیم دوره‌ای که توش زندگی می‌کنیم همینه.

19:22.070 --> 19:28.370
‫با این حال، من منتظر روزی می‌مونم که حتی کسایی که اصل و نسب اشرافی ندارن هم بتونن پیشرفت کنن.

19:47.850 --> 19:50.590
معبد بزرگ سووا

19:50.600 --> 19:54.020
‫یوریتسوگو! یوریتسوگو!

19:54.900 --> 19:57.110
‫کجاست این یوریتسوگو؟

19:58.440 --> 19:59.950
‫یوریتسوگو!

20:03.910 --> 20:07.540
‫خبر شکست رو دادن واقعاً کار سختیه.

20:11.330 --> 20:15.340
‫یوریشیگه-ساما، بیشتر از هرچیزی از اینکه سلامتینف خوشحال می‌شن.

20:16.500 --> 20:17.710
‫اونجا رو نگاه کنین.

20:18.920 --> 20:22.260
‫یوریشیگه-ساما اون کلبه رو برای وقت‌هایی که شما...

20:22.340 --> 20:24.470
‫توی میدون جنگ هستین، ساختن.

20:24.550 --> 20:27.180
‫نمی‌ذارن احدی وارد بشه، غسل پاکیزگی به‌جا میارن.

20:27.260 --> 20:29.350
‫و برای برگشت شما در کمال صحت و سلامت دعا می‌کنن.

20:30.060 --> 20:31.230
‫غسل…

20:32.480 --> 20:34.810
‫آب سرد ریختن روی خودش توی این وقت از سال…

20:35.610 --> 20:37.360
‫تا این حد به فکر منه...

20:38.860 --> 20:40.820
‫این بار واقعاً فهمیدم.

20:41.570 --> 20:45.200
‫هدف من... با هدف یوریشیگه-دونو یکیه.

20:46.160 --> 20:50.870
‫احیای دوباره هوجو یعنی نجات دادن مردم شینانو.

20:51.830 --> 20:53.500
‫الان وقت زانوی غم بغل گرفتن نیست.

20:54.330 --> 20:58.130
‫من دوشادوش اون حکومت رو پس می‌گیرم.

20:59.630 --> 21:02.050
‫من برگشتم، یوریشیگه-دونو.

21:07.470 --> 21:08.680
‫یوریشیگه…

21:10.060 --> 21:12.230
‫در چشمه آب‌گرم لَم داده.

21:12.940 --> 21:15.480
‫در چشمه‌ی آب‌گرمی که با قدرت مقدسش پیدا کرده،

21:16.190 --> 21:19.440
‫با ساکه و مزه لم داره.

21:19.980 --> 21:23.650
‫ما اون بیرون جونمون رو کف دستمون گذاشتیم، اونوقت تو اینجا داری عشق و حال می‌کنی؟

21:23.740 --> 21:24.990
‫میوجینِ احمق!

21:25.070 --> 21:28.160
‫نه به خدا تا همین یه لحظه پیش داشتم غسل می‌کردم جان تو.

21:28.240 --> 21:30.700
‫ریختن آب داغ روی خودت خیلی حال می‌دهُ، نه؟!

21:30.790 --> 21:32.040
‫چه اشکال داره؟

21:32.120 --> 21:34.620
‫هیچ قانونی نگفته که حتماً باید آبش سرد باشه!

21:35.120 --> 21:37.920
‫شاید واقعاً نشه با این بابا نشه کاری پیش برد.

21:38.000 --> 21:39.960
‫یه درس حسابی بهش بده!

21:41.460 --> 21:42.670
‫آره.

21:44.170 --> 21:50.100
‫در این نبرد، طرفِ سووا زمین از دست داد، اما پیوندهای محکم‌تری به دست آورد.

21:50.810 --> 21:56.100
‫مهم‌تر از همه، توکیوکی و یوریشیگه هدف مشترکشون را عمیق‌تر کردن،

21:56.190 --> 21:59.980
‫و جناح سووا در آستانه جنگ بزرگ پیش‌رو با هم متحد شدن…

22:02.320 --> 22:03.530
‫یا دست‌کم این‌طور به نظر می‌رسید.

22:05.000 --> 22:15.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:38.510 --> 23:39.830
‫بریم.

23:38.960 --> 23:39.940
قسمت ۱۸
۱۳۳۵
سال

23:38.960 --> 23:39.940
پسری که تبدیل به خدا شد
