1
00:00:01,000 --> 00:00:03,370
‫بزرگ‌ترین و هیکلی‌ترین مردهای اطراف رو جمع کردم،

2
00:00:03,460 --> 00:00:06,340
‫بهشون پول دادم تا کجاوه‌ی منو حمل کنن و به عنوان محافظ شخصیم خدمت کنن.

3
00:00:06,420 --> 00:00:09,550
‫منم از همین‌جا همه‌شون رو به تیر می‌بندم،

4
00:00:09,630 --> 00:00:12,090
‫توی این اتاقک امن و کوچیک خودم.

5
00:00:12,170 --> 00:00:17,600
‫این... نقشه‌ی انحصاریِ کجاوه‌ی جنگیِ منه!

6
00:00:18,510 --> 00:00:19,810
‫همه‌ش نمایشه.

7
00:00:19,890 --> 00:00:22,770
‫اون ماسماسک به اون گندگی فقط می‌شه یه هدف راحت.

8
00:00:22,850 --> 00:00:24,810
‫نه، لزوماً این‌طور نیست.

9
00:00:25,770 --> 00:00:28,440
‫خیلی تو چشمه و قطعاً هدف قرار می‌گیره، ولی…

10
00:00:29,440 --> 00:00:31,690
‫حمل‌کننده‌ها زره سنگین پوشیدن...

11
00:00:31,780 --> 00:00:33,760
‫و دور دیرک‌ها آرایش دفاعی فشرده‌ای دارن.

12
00:00:33,570 --> 00:00:34,570
‫نبرد کجاوه!

13
00:00:34,380 --> 00:00:37,240
‫حتی توی نبرد تن‌به‌تن هم راحت از پا نمیان.

14
00:00:38,080 --> 00:00:41,870
‫حتی اگه یکی از حمل‌کننده‌ها بیفته،
‫یکی دیگه فوراً جاش رو پر می‌کنه.

15
00:00:44,120 --> 00:00:45,710
‫حتی اگه به کجاوه هم برسن…

16
00:00:55,760 --> 00:00:58,510
‫اوضاع خرابه. فضا داره تنگ‌تر و تنگ‌تر می‌شه.

17
00:00:58,600 --> 00:00:59,600
استاندار

18
00:00:59,260 --> 00:01:02,600
‫اگه انقدر یه‌جا جمع بشن،
‫ارتش سادامونه از پشت سر بهشون حمله می‌کنه

19
00:01:02,430 --> 00:01:03,540
گروه هوشینا

20
00:01:02,430 --> 00:01:03,540
ارتش سادامونه

21
00:01:03,560 --> 00:01:05,440
‫ممکنه ارتباطشون قطع بشه و قتل‌عام بشن.

22
00:01:06,270 --> 00:01:08,690
‫فوبوکی؟ بی‌گدار به آب نزن!

23
00:01:08,770 --> 00:01:11,860
‫نگران نباشین. دارم به‌عنوان پیام‌رسان می‌رم نقشه‌م رو مطرح کنم.

24
00:01:13,740 --> 00:01:16,110
‫خطر یه اشراف‌زاده‌ی درباری که هیچی از جنگ نمی‌دونه همینه.

25
00:01:16,200 --> 00:01:18,450
‫تاکتیک‌هایی که خلاف انتظار یه جنگجوـه...

26
00:01:18,530 --> 00:01:19,950
‫اگه بر حسب اتفاق جواب بدن فوق‌العاده خطرناکن.

27
00:01:22,620 --> 00:01:27,170
‫زیر پاتون له‌شون کنین! سلاخی‌شون کنین!

28
00:01:27,250 --> 00:01:30,400
‫منم می‌بندمشون به تیر!

29
00:01:30,420 --> 00:01:32,920
‫همه‌ش برای دنیای خودم…

30
00:01:36,010 --> 00:01:36,950
‫نـه...

31
00:01:38,330 --> 00:01:40,550
‫به‌خاطر دنیای امپراتور.

32
00:01:41,220 --> 00:01:44,220
‫از پسش برنمیام.

33
00:01:44,310 --> 00:01:46,350
‫هیچ‌وقت نمی‌تونم به این وحشی‌ها حکومت کنم؛

34
00:01:46,350 --> 00:01:49,690
‫حیوون‌هایی که حتی برای گرفتن جون استاندار هم تردید نمی‌کنن.

35
00:01:50,610 --> 00:01:52,320
‫حتی اگه فرمان من باشه؟

36
00:01:54,070 --> 00:01:57,320
‫خاندان کیوهارای ما همیشه یه خاندان اشرافی رده‌پایین بوده.

37
00:01:57,400 --> 00:02:00,820
‫ما نه اصل و نسبش رو داریم و نه شایستگیِ استاندار شدن رو.

38
00:02:01,620 --> 00:02:03,710
‫اصلاً چرا کسی مثل من رو...

39
00:02:03,710 --> 00:02:06,710
‫به‌عنوان استاندار منصوب کردید؟

40
00:02:08,210 --> 00:02:12,840
‫کیوهارا، چیزی که برای من بیشترین ارزش رو داره اصل و نسب نیست.

41
00:02:13,960 --> 00:02:15,170
‫عزم و اراده‌ست.

42
00:02:15,260 --> 00:02:18,630
‫برای کسایی ارزش قائلم که عزمِ تغییر دادن این دوره رو دارن.

43
00:02:19,760 --> 00:02:23,470
‫حتی توی روزگار کاماکورا هم حتماً برات سوال شده بود؛

44
00:02:24,220 --> 00:02:26,270
‫«چرا اشراف‌زاده‌های تن‌پرور درباری...

45
00:02:26,850 --> 00:02:30,400
‫که برای خاندان‌های سامورایی شوگون‌سالار پاچه‌خواری می‌کنن...

46
00:02:30,480 --> 00:02:33,610
‫و به امتیازاتشون چنگ می‌زنن، هنوز در منصب قدرت هستن؟»

47
00:02:34,820 --> 00:02:39,150
‫«اگه جای اون‌ها بودم می‌تونستم دنیا رو تغییر بدم.»

48
00:02:40,200 --> 00:02:43,990
‫من اشتیاق، جاه‌طلبی و اراده‌ی پنهان توی چشم‌هات رو دیدم.

49
00:02:44,700 --> 00:02:47,540
‫حتی همون موقع هم ارزشت رو فهمیدم.

50
00:02:49,500 --> 00:02:54,750
‫عالیجناب... حتی از همون موقع متوجه
‫یه اشراف‌زاده‌ی جزئی درباری مثل من شده بودید؟

51
00:02:56,130 --> 00:02:58,050
‫خاندان تو جایگاه بالایی نداره.

52
00:02:58,130 --> 00:03:00,630
‫توی صحنه‌ی بزرگ روزگار دستاوردی نداشتی.

53
00:03:00,720 --> 00:03:03,800
‫ولی... اراده‌ای داری که به سر به فلک می‌کشه.

54
00:03:03,890 --> 00:03:05,640
‫به همین دلیله که شینانو رو به تو می‌سپرم.

55
00:03:06,810 --> 00:03:08,270
‫برو، کیوهارا.

56
00:03:08,850 --> 00:03:13,690
‫به‌خاطر دنیایی که می‌خوام بسازم،
‫با اون عزم و اراده بر شینانو حکومت کن.

57
00:03:14,610 --> 00:03:16,980
‫امپراتور بهت فرمان داده که بری!

58
00:03:17,610 --> 00:03:18,820
‫اطاعـــــــت!

59
00:03:20,530 --> 00:03:22,740
‫امپراتور گودایگو قهرمانی بود...

60
00:03:22,820 --> 00:03:26,200
‫پر از جذبه، همراه با کاریزمایی بی‌نظیر و شخصیتی قدرتمند.

61
00:03:27,080 --> 00:03:29,500
‫گویا که روح شخصِ امپراتور در آن‌ها دمیده شده باشه،

62
00:03:29,580 --> 00:03:34,130
‫بسیاری از اشراف سلاح‌هایی که با آن غریبه بودند را
‫به‌دست گرفتند و در میدان نبرد جان خود را به خطر انداختند.

63
00:03:35,420 --> 00:03:38,210
‫این امر یکی از عجیب‌ترین ویژگی‌های آن دوران بود.

64
00:03:39,380 --> 00:03:40,280
‫هوشینا-دونو...

65
00:03:41,740 --> 00:03:42,800
‫سربازهاتونو ببرین سمت چپ.

66
00:03:44,180 --> 00:03:47,060
‫تا جایی که می‌تونین سربازها رو از سمت راست به چپ متمرکز کنین.

67
00:03:49,470 --> 00:03:52,440
‫همه‌ش برای حکومت امپراتوره!

68
00:03:53,020 --> 00:03:58,360
‫ما دنیای ایشون رو همین‌جا توی شینانو می‌سازیم!

69
00:03:58,380 --> 00:04:08,380
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

70
00:05:29,530 --> 00:05:30,990
‫یا شوگون!

71
00:05:31,080 --> 00:05:32,200
‫یا شوگون!

72
00:05:35,500 --> 00:05:37,500
‫عربده بکشین، احمق‌ها.

73
00:05:37,580 --> 00:05:40,960
‫صدای شما آواز زنگ‌هایی هستن ‫که خبر از یه حکومت جدید می‌دن.

74
00:05:41,630 --> 00:05:46,300
‫برای ساختن یه دنیای پاک و عادل، اول باید ناپاکی‌هاش رو از بین ببریم.

75
00:05:46,800 --> 00:05:51,050
‫حکومت امپراتور روی همین خون‌ها شکوفا می‌شه.

76
00:06:00,270 --> 00:06:03,110
‫امپراتور، تماشا کنین!

77
00:06:03,190 --> 00:06:07,990
‫این خون، گواه وفاداری بنده‌ی حقیر نسبت به شماست.

78
00:06:09,660 --> 00:06:12,200
‫همون‌طور که گفتین نیروها رو متمرکز کردم، ولی...

79
00:06:12,280 --> 00:06:14,040
‫شلیک کنین!

80
00:06:14,120 --> 00:06:16,250
‫تعدادشون خیلی زیاده.

81
00:06:16,330 --> 00:06:17,660
‫هرچقدر می‌کشیمشون و می‌کشیمشون،

82
00:06:17,750 --> 00:06:20,420
‫انگار همین‌جوری از اعماق زمین می‌زنن بیرون.

83
00:06:20,500 --> 00:06:22,670
‫نگران نباشین. ادامه بدین.

84
00:06:25,010 --> 00:06:27,590
‫دیگه کم‌کم... باید وقتش شده باشه.

85
00:06:32,640 --> 00:06:35,060
‫چه خبره؟ ثابت نگهش دارین!

86
00:06:36,310 --> 00:06:38,980
‫لعنتی! حمال‌های جایگزین کجان؟

87
00:06:47,860 --> 00:06:51,870
‫چرا لفتش می‌دین؟ برگردین به آرایش جنگی!

88
00:06:52,990 --> 00:06:55,580
‫کم‌تر کسی می‌تونه با دست چپ شمشیر بزنه.

89
00:06:56,630 --> 00:07:00,670
‫اگه از اون‌جا بهشون ضربه بزنیم،
‫می‌تونیم آرایش حمل‌کننده‌ها رو به‌هم بریزیم.

90
00:07:01,170 --> 00:07:02,630
‫سمت چپ! چپ!

91
00:07:02,710 --> 00:07:04,750
‫حملاتتون رو متمرکز کنین روی سمت چپ!

92
00:07:05,380 --> 00:07:08,300
‫بیا دنبالم، شینومیا! می‌ریم سراغ فرمانده‌ی دشمن!

93
00:07:10,050 --> 00:07:14,300
‫داره تکون می‌خوره! داره تکون می‌خوره!
‫این‌طوری نمی‌تونم از کمانم استفاده کنم!

94
00:07:31,950 --> 00:07:32,950
‫تموم شد.

95
00:07:33,740 --> 00:07:35,830
‫آخرشم همه‌ش یه بازی بچگونه‌ی درباری بود.

96
00:07:37,240 --> 00:07:39,660
‫بریم که پاداشمونو بزنیم تو رگ.

97
00:07:39,750 --> 00:07:42,210
‫بالأخره اون استاندار مارمولکو شکست دادیم.

98
00:07:42,290 --> 00:07:44,500
‫یه‌جوری می‌گه انگار همه‌ش کار خودش بوده!

99
00:07:44,590 --> 00:07:46,000
‫عــــه؟ نبود مگه؟

100
00:07:49,670 --> 00:07:50,970
‫چی شده، پسر؟

101
00:07:51,970 --> 00:07:52,970
‫خب…

102
00:07:54,260 --> 00:07:56,560
‫کوه پشت ارتش اصلی شینومیا…

103
00:07:57,430 --> 00:07:58,430
‫همین الان، یه چیزی…

104
00:08:01,600 --> 00:08:02,600
‫برق زد...

105
00:08:06,020 --> 00:08:07,400
‫سلاح بود؟

106
00:08:12,030 --> 00:08:13,030
‫کوه؟

107
00:08:15,240 --> 00:08:16,280
‫ارباب؟

108
00:08:17,660 --> 00:08:20,080
‫باید ارتش شینومیا رو برای عقب‌نشینی آماده کنیم!

109
00:08:20,160 --> 00:08:22,870
‫توی بدترین حالت، از پشت بهشون شبیخون می‌زنن!

110
00:08:22,960 --> 00:08:26,170
‫هــــا؟ این که غیرممکنه.

111
00:08:25,000 --> 00:08:26,170
ارتش اصلی شینومیا

112
00:08:26,250 --> 00:08:29,340
‫پشت‌سر ارتش شینومیا که تا چشم کار می‌کنه فقط کوهه.

113
00:08:29,420 --> 00:08:32,720
‫امکان نداره یه ارتش به اون بزرگی بتونه بره اون تو...

114
00:08:36,220 --> 00:08:40,770
‫تازه ارباب، تا الان باید همه‌ی فرمانده‌های اصلی دشمن اومده باشن بیرون.

115
00:08:45,650 --> 00:08:47,730
‫توی ذهنم یه نفر هست.

116
00:08:50,190 --> 00:08:56,410
‫یه فرمانده‌ی حیله‌گر که مو رو از ماست می‌کشه
‫و به کمین‌های کوهستانیش معروفه.

117
00:08:56,910 --> 00:09:02,770
ارتش اصلی شینومیا

118
00:08:57,190 --> 00:08:59,790
‫شبیخون از کوه پشت سرمون؟

119
00:09:03,410 --> 00:09:04,830
‫هیچ نشونه‌ای از تحرکی نیست.

120
00:09:06,460 --> 00:09:08,250
‫مدرکت برای این حرف چیه؟

121
00:09:08,340 --> 00:09:11,760
‫مدرکی ندارم، ولی لطفاً فوراً دستور عقب‌نشینی بدین!

122
00:09:11,840 --> 00:09:14,510
‫ما استاندار رو شکست دادیم و در آستانه‌ی پیروزی هستیم.

123
00:09:14,590 --> 00:09:16,550
‫الان نمی‌تونیم ارتش اصلی رو جابه‌جا کنیم.

124
00:09:19,100 --> 00:09:21,430
‫توی سرزمین ما که احترام به مقدسات از واجباته،

125
00:09:21,520 --> 00:09:23,930
‫مسخره‌ست که یه انسان سوار کجاوه بشه.

126
00:09:24,020 --> 00:09:26,060
‫فقط یه خدا حق داره سوار کجاوه بشه.

127
00:09:26,140 --> 00:09:28,940
‫و توی شینانو، فقط یه خدا وجود داره.

128
00:09:32,650 --> 00:09:35,280
‫وقتی شینومیا-دونو برگشتن به حرفت گوش می‌کنیم.

129
00:09:35,820 --> 00:09:38,370
‫تا اون موقع دیگه خیلی دیر می‌شه. این غریزه‌ی یه فراری مادرزاده.

130
00:09:38,450 --> 00:09:39,660
‫خواهش می‌کنم، عجله کنین!

131
00:09:39,740 --> 00:09:40,740
‫د…

132
00:09:41,410 --> 00:09:43,870
‫دشمن… دشمن…

133
00:09:44,750 --> 00:09:45,750
‫دشمن؟

134
00:09:51,500 --> 00:09:54,670
‫عــا... ها... د... دشمن حمله کـــــرده!

135
00:09:54,760 --> 00:09:55,760
‫چه خبره؟

136
00:09:58,260 --> 00:09:59,260
‫یاسابورو!

137
00:09:59,340 --> 00:10:00,350
‫لعنتی!

138
00:10:03,520 --> 00:10:06,890
‫من می‌رم دنبالش! شینومیا، تو برگرد پیش ارتش اصلی!

139
00:10:13,900 --> 00:10:15,570
‫فرار کنین!

140
00:10:17,780 --> 00:10:18,780
‫ارباب!

141
00:10:19,280 --> 00:10:21,070
‫کوجیرو! گنبا!

142
00:10:40,640 --> 00:10:41,890
‫شوکان…

143
00:10:56,070 --> 00:10:57,110
‫توکیوکی-ساما.

144
00:11:06,660 --> 00:11:09,460
‫نبرد توی سه جبهه شروع شده.

145
00:11:06,660 --> 00:11:17,530
جنوب

146
00:11:06,660 --> 00:11:17,530
مرکز

147
00:11:06,660 --> 00:11:17,530
شمال

148
00:11:09,540 --> 00:11:13,090
‫ظرف چند روز، نیروهای شمالی و جنوبی یکی می‌شدن،

149
00:11:13,170 --> 00:11:17,460
‫و هر دو طرف برای نبرد سرنوشت‌ساز توی مرکز به‌هم می‌رسیدن.

150
00:11:18,630 --> 00:11:21,390
‫بعد از تحلیل قدرت هر دو ارتش،

151
00:11:21,470 --> 00:11:23,760
‫پیش‌بینی کردم که نبرد نهایی توی روز چهارم رخ می‌ده...

152
00:11:23,850 --> 00:11:26,770
‫و بر همون اساس نیروها رو از میون کوه‌ها حرکت دادم.

153
00:11:27,520 --> 00:11:30,560
‫بعدش از سلاح مخفی استاندار خبردار شدم...

154
00:11:30,640 --> 00:11:32,600
‫و توی نقشه‌م جاش دادم.

155
00:11:32,690 --> 00:11:37,030
‫برای اینکه توجه همه رو توی میدون نبرد
‫به خودش جلب کنه، اسباب‌بازی فوق‌العاده‌ای بود.

156
00:11:37,110 --> 00:11:40,070
‫وقتی حواس همه به کجاوه پرت شده بود،

157
00:11:41,360 --> 00:11:45,780
‫ما سریعاً به اردوگاه اصلی شینومیا نزدیک شدیم و شبیخون زدیم.

158
00:11:48,080 --> 00:11:51,210
‫استراتژی جنگی یعنی این... چوجومارو-دونو.

159
00:11:52,540 --> 00:11:53,540
‫استراتژی جنگی…

160
00:11:55,590 --> 00:11:58,590
‫می‌تونی این‌طرف و اون‌طرف بدوئی و فرمانده‌های خرده‌پا رو شکار کنی...

161
00:11:58,670 --> 00:12:00,840
‫و دهکده‌های کوچیک رو نجات بدی.

162
00:12:01,510 --> 00:12:04,180
‫ولی اگه نتونی جریان یه جنگ بزرگ رو بخونی،

163
00:12:04,260 --> 00:12:08,520
‫هیچوقت چیز درست و درمونی دستگیرت نمی‌شه.

164
00:12:09,600 --> 00:12:14,020
‫باید می‌ذاشتی کوسونوکی بهت فنون جنگ رو یاد بده.

165
00:12:14,560 --> 00:12:18,110
‫ولی حیف شد. بچه‌های خوب، وقت مردنه!

166
00:12:18,190 --> 00:12:19,190
‫ارباب!

167
00:12:20,030 --> 00:12:22,950
‫اونا پیاده‌ان، ما سواره‌ایم بهمون نمی‌رسن.

168
00:12:24,110 --> 00:12:25,120
‫آره.

169
00:12:27,120 --> 00:12:29,290
‫کارت عالی بود، شوکان.

170
00:12:29,790 --> 00:12:32,620
‫نقشه‌ت بی‌نقص جواب داد.

171
00:12:33,460 --> 00:12:34,460
‫ارباب.

172
00:12:35,920 --> 00:12:39,000
‫از این فرصت استفاده کردم تا خط دفاعی‌شون رو بشکنم.

173
00:12:39,710 --> 00:12:43,010
‫حالا با یه ضربه ارتش شینومیا رو تارومار می‌کنیم!

174
00:12:43,090 --> 00:12:44,340
‫اطاعت!

175
00:12:46,640 --> 00:12:52,480
‫تنها یه حرکت از جانب یه فرمانده، تمام روند نبرد رو زیر و رو کرد.

176
00:12:53,730 --> 00:12:54,850
‫جنگ همینه.

177
00:12:56,230 --> 00:12:57,900
‫استراتژی نظامی یعنی همین.

178
00:12:58,900 --> 00:13:02,440
‫لعنتی ‫درست وقتی که از ارتش اصلی دور بودم…

179
00:13:03,320 --> 00:13:07,120
‫فایده نداره… ارتشی که از هم بپاشه رو دیگه نمی‌شه دوباره جمعش کرد.

180
00:13:07,200 --> 00:13:08,200
‫آقای شینومیا!

181
00:13:09,160 --> 00:13:10,410
‫متأسفم.

182
00:13:10,490 --> 00:13:12,870
‫اگه فقط من یکم‌ زودتر متوجه‌ش شده بودم…

183
00:13:13,540 --> 00:13:15,210
‫مهمل نگو!

184
00:13:15,290 --> 00:13:18,290
‫اگه قرار باشه سامورایی‌ها این‌قدر به یه بچه تکیه کنن، دیگه سامورایی نیستن.

185
00:13:19,090 --> 00:13:22,970
‫چیزی که الان ذهنم رو درگیر کرده اینه که چطوری این شکست رو جمع و جور کنم.

186
00:13:23,550 --> 00:13:28,470
‫ما هم درست مثل هوشینا نمی‌تونیم همین‌جوری زمین‌هامون رو ول کنیم.

187
00:13:29,300 --> 00:13:33,730
‫ولی اگه توی این شلوغی پافشاری کنیم و بمونیم، نابودیِ کاملمون حتمیه.

188
00:13:43,400 --> 00:13:45,320
‫موچیزوکی-دونو؟

189
00:13:46,530 --> 00:13:50,330
‫شرمنده. زد نیروهای خودمونم ناکار کرد، یه دستی بهشون برسونین.

190
00:13:50,830 --> 00:13:51,950
‫آره...

191
00:13:52,540 --> 00:13:54,410
‫به عنوان یکی از سه ژنرال بزرگ فرقه سووا،

192
00:13:54,500 --> 00:13:56,370
‫پیامی برای گروه شینومیا دارم.

193
00:13:57,170 --> 00:14:00,210
‫این رو خوب یادتون بمونه. ‫توی این نبرد، فرار کردن خودش پیروزیه.

194
00:14:00,710 --> 00:14:02,960
‫ما از پشت هواتون رو داریم و براتون زمان می‌خریم.

195
00:14:03,050 --> 00:14:06,220
‫خاندانتون رو بردارین و به قلمرو هوشینا عقب‌نشینی کن.

196
00:14:07,130 --> 00:14:13,640
‫یک روز قطعاً... سووا میوجین قطعاً قیام می‌کنه، زنده بمونین و منتظر اون روز باشین.

197
00:14:17,690 --> 00:14:18,980
‫سووا میوجین…

198
00:14:19,060 --> 00:14:20,270
‫چقدر قوت قلب میده.

199
00:14:20,360 --> 00:14:23,570
‫برای اون روز، هر تحقیری رو به جون می‌خریم.

200
00:14:24,820 --> 00:14:26,280
‫نجاتمون دادی.

201
00:14:26,360 --> 00:14:29,740
‫حرفای یکی از سه ژنرال بزرگ، وزن و ابهت دیگه‌ای داره.

202
00:14:30,320 --> 00:14:33,490
‫خیلی خب. دشمن رو می‌سپریم دست موچیزوکی-ساما و...

203
00:14:33,580 --> 00:14:35,200
‫آماده عقب‌نشینی می‌شیم!

204
00:14:35,290 --> 00:14:36,620
‫اطاعت!

205
00:14:37,750 --> 00:14:40,500
‫موچیزوکی-ساما، مگه قرار نبود شما شمال باشین؟

206
00:14:40,580 --> 00:14:42,630
‫چرا اینجایین؟

207
00:14:42,710 --> 00:14:47,470
‫بعد از اون، رفتم تا ماجرای نبرد مرکز رو به پدرم بگم.

208
00:14:47,550 --> 00:14:53,720
‫همین که گزارشم رو شنید، گفت:
‫«چقدر کسل‌کننده» و همون موقع راه افتاد.

209
00:14:53,810 --> 00:14:54,810
‫«کسل‌کننده»؟

210
00:14:54,890 --> 00:14:56,140
‫آره.

211
00:14:56,230 --> 00:14:59,850
‫حرکات دشمن اینجا بیش از حد کسل‌کننده و ساده بود.

212
00:15:00,520 --> 00:15:03,520
‫واسه همین حس کردم قراره یه پیچش جالب اتفاق بیفته،

213
00:15:03,610 --> 00:15:05,280
‫و نگرانم کرد.

214
00:15:05,360 --> 00:15:08,110
‫همین‌طوری یهویی… ولی از بیخ گوشمون گذشت.

215
00:15:09,200 --> 00:15:12,030
‫این جنگ از اول هم امیدی به پیروزیش نبود.

216
00:15:12,530 --> 00:15:16,410
‫یوریشیگه-ساما هنوز نمی‌تونه علنی وارد عمل بشه، پس چاره‌ای نبود.

217
00:15:17,750 --> 00:15:19,870
‫به هر دو خاندان اینوکای و توکویوا گفته شده بود،

218
00:15:19,960 --> 00:15:23,460
‫که اگه شکست خوردن، به کوه‌ها پناه ببرن.

219
00:15:23,540 --> 00:15:27,380
‫یوریشیگه-ساما از قبل براشون آذوقه و پناهگاه آماده کرده بود.

220
00:15:28,760 --> 00:15:30,590
‫این صرفاً یه نبرد مقدماتیه.

221
00:15:31,130 --> 00:15:32,970
‫هدف یوریشیگه-ساما اینه که تلفات به حداقل برسه،

222
00:15:33,050 --> 00:15:37,310
‫و اتحاد فرقه سووا مستحکم‌تر بشه.

223
00:15:38,560 --> 00:15:41,060
‫یوریشیگه-دونو فکر تا این‌جاشو کرده بودن...

224
00:15:41,770 --> 00:15:45,110
‫یه استراتژی عمیق جنگی که کلاً با مالِ شوکان فرق داشت.

225
00:15:45,860 --> 00:15:46,900
‫همچنین ارباب جوان،

226
00:15:48,190 --> 00:15:49,780
‫فداکاری خالصانه‌تون،

227
00:15:49,860 --> 00:15:53,490
‫که شبانه‌روز دویدین و جونتون رو برای فرقه سووا به خطر انداختین،

228
00:15:54,030 --> 00:15:57,660
‫همه ما رو عمیقاً تحت تأثیر قرار داد.

229
00:15:59,200 --> 00:16:00,410
‫وقتی جنگ بزرگ بعدی برسه،

230
00:16:00,500 --> 00:16:05,920
‫ما، مردم شینانو، عهد می‌بندیم که از هیچ تلاشی برای حمایت از شما دریغ نکنیم.

231
00:16:10,090 --> 00:16:12,720
‫آخرین ماموریت ما به عنوان سامورایی‌های گریزان...

232
00:16:12,800 --> 00:16:16,390
‫رسوندن خبر شکست جبهه مرکزی به جبهه جنوبی بود.

233
00:16:17,720 --> 00:16:19,140
‫به محض دریافت پیام،

234
00:16:19,220 --> 00:16:22,230
‫اونّو-دونو و نزو-دونو خودشون رو به جبهه مرکزی رسوندن.

235
00:16:23,600 --> 00:16:25,520
‫به لطف ایستادگی شجاعانه سه ژنرال بزرگ،

236
00:16:25,610 --> 00:16:27,980
‫گروه شینومیا از لبه پرتگاه نابودی نجات پیدا کرد،

237
00:16:28,070 --> 00:16:30,690
‫و تلفات در کمترین حد ممکن موند.

238
00:16:31,740 --> 00:16:32,950
‫با از دست رفتن تمام امیدها به پیروزی،

239
00:16:33,030 --> 00:16:35,660
‫توکویوا-دونو توی شمال واینوکای-دونو توی جنوب

240
00:16:35,740 --> 00:16:37,160
‫به کوه‌ها فرار کردن.

241
00:16:37,910 --> 00:16:41,580
‫استاندار کیوهارا، توی اون بلبشو فرار کرد.

242
00:16:43,290 --> 00:16:46,460
‫به‌زحمت تونستیم جلوی ارتش شوکان و اوگاساوارا رو بگیریم،

243
00:16:46,540 --> 00:16:48,880
‫اما بخش زیادی از زمین‌هامون رو از دست دادیم.

244
00:16:48,960 --> 00:16:50,380
قلمرو هوشینا

245
00:16:48,960 --> 00:16:50,380
قلمرو استاندار

246
00:16:50,830 --> 00:16:54,300
‫زیاد به مذاقم خوش نمیاد، ولی زحمتمون می‌افته گردن تو، یاسابورو.

247
00:16:54,380 --> 00:16:59,330
قلمرو هوشینا

248
00:16:55,930 --> 00:16:59,260
‫آره. ما گول استراتژی دشمن رو خوردیم و نتونستیم کار کیوهارا رو تموم کنیم.

249
00:17:00,020 --> 00:17:02,310
‫مسئولیت این قضیه به پای منه.

250
00:17:03,270 --> 00:17:05,480
‫گروه هوشینا نیازهای گروه شینومیا رو تامین می‌کنه،

251
00:17:05,560 --> 00:17:06,900
‫و برای کشته‌شده‌ها مراسم می‌گیره.

252
00:17:06,980 --> 00:17:09,020
‫همه‌چیز رو بسپار به ما.

253
00:17:09,730 --> 00:17:10,820
‫مدیونتم.

254
00:17:10,900 --> 00:17:13,740
‫شینومیا-دونو رو که داشته باشیم، صد نفرو داریم!

255
00:17:13,820 --> 00:17:16,450
‫دفعه بعد همه‌شون رو لت و پار می‌کنیم!

256
00:17:16,530 --> 00:17:17,740
‫آره…

257
00:17:18,620 --> 00:17:21,540
‫اینا همیشه جوگیرتر و داغ‌تر از ما هستن…

258
00:17:22,160 --> 00:17:24,690
اکثراً از نوع آروم و ملایم

259
00:17:28,000 --> 00:17:32,840
‫حتی می‌تونیم برای آینده دو تا گروهمون رو با هم ادغام کنیم.

260
00:17:35,720 --> 00:17:37,010
‫شاید ایده بدی نباشه.

261
00:17:38,010 --> 00:17:41,270
‫شنیدم که سووا میوجین قطعاً قیام می‌کنه.

262
00:17:42,060 --> 00:17:45,350
‫اگه به معنی زنده موندن برای دیدن اون روز باشه… هر کاری لازم باشه می‌کنم.

263
00:17:46,480 --> 00:17:52,030
‫فرقه سووا که دشمن دربار امپراتوری نامیده شد و در نبرد شکست خورد،

264
00:17:52,110 --> 00:17:56,030
‫اگر به همین روش پیش رود تمام زمین‌هایش را از دست می‌دهد.

265
00:17:56,110 --> 00:17:58,870
‫آن‌ها چاره‌ای جز اینکه دار و ندارشان را بر سر یک قیام قکار کنند، نداشتن.

266
00:17:59,580 --> 00:18:03,910
‫این آگاهی و عزم و اراده رفته رفته میان همه‌ی آنها پخش شد.

267
00:18:36,450 --> 00:18:39,820
‫رئیس تشریفات، میتسونوری از خاندان میناموتو.

268
00:18:40,700 --> 00:18:43,450
‫مشاور امپراتور، نوریتاکا از خاندان تاچیبانا.

269
00:18:44,450 --> 00:18:48,080
‫مشاور موقت دربار، کینهیرا از خاندان فوجیوارا.

270
00:18:50,040 --> 00:18:53,380
‫اینا تمام ترفیع‌های این دوره بودن.

271
00:18:56,260 --> 00:18:57,550
‫خیلی بی‌رحمانه‌ست

272
00:18:57,630 --> 00:19:02,390
‫که حتی با وجود استعداد هم به‌خاطر اصل و نسبت نتونی پیشرفت کنی.

273
00:19:02,930 --> 00:19:05,350
‫دردناکه وقتی راه پیشرفتت بسته باشه،

274
00:19:06,180 --> 00:19:10,400
‫ولی اینکه بدون رفتن به کاماکورا نمی‌تونی به مقام برسی هم به همون اندازه دردناکه.

275
00:19:12,110 --> 00:19:16,820
‫کیوهارا-دونو، غصه خوردن برای ترفیعی که هیچ‌وقت بهش نمی‌رسی فایده‌ای نداره.

276
00:19:16,900 --> 00:19:20,570
‫چاره‌ای نداریم جز اینکه قبول کنیم دوره‌ای که توش زندگی می‌کنیم همینه.

277
00:19:22,070 --> 00:19:28,370
‫با این حال، من منتظر روزی می‌مونم که حتی کسایی که اصل و نسب اشرافی ندارن هم بتونن پیشرفت کنن.

278
00:19:47,850 --> 00:19:50,590
معبد بزرگ سووا

279
00:19:50,600 --> 00:19:54,020
‫یوریتسوگو! یوریتسوگو!

280
00:19:54,900 --> 00:19:57,110
‫کجاست این یوریتسوگو؟

281
00:19:58,440 --> 00:19:59,950
‫یوریتسوگو!

282
00:20:03,910 --> 00:20:07,540
‫خبر شکست رو دادن واقعاً کار سختیه.

283
00:20:11,330 --> 00:20:15,340
‫یوریشیگه-ساما، بیشتر از هرچیزی از اینکه سلامتینف خوشحال می‌شن.

284
00:20:16,500 --> 00:20:17,710
‫اونجا رو نگاه کنین.

285
00:20:18,920 --> 00:20:22,260
‫یوریشیگه-ساما اون کلبه رو برای وقت‌هایی که شما...

286
00:20:22,340 --> 00:20:24,470
‫توی میدون جنگ هستین، ساختن.

287
00:20:24,550 --> 00:20:27,180
‫نمی‌ذارن احدی وارد بشه، غسل پاکیزگی به‌جا میارن.

288
00:20:27,260 --> 00:20:29,350
‫و برای برگشت شما در کمال صحت و سلامت دعا می‌کنن.

289
00:20:30,060 --> 00:20:31,230
‫غسل…

290
00:20:32,480 --> 00:20:34,810
‫آب سرد ریختن روی خودش توی این وقت از سال…

291
00:20:35,610 --> 00:20:37,360
‫تا این حد به فکر منه...

292
00:20:38,860 --> 00:20:40,820
‫این بار واقعاً فهمیدم.

293
00:20:41,570 --> 00:20:45,200
‫هدف من... با هدف یوریشیگه-دونو یکیه.

294
00:20:46,160 --> 00:20:50,870
‫احیای دوباره هوجو یعنی نجات دادن مردم شینانو.

295
00:20:51,830 --> 00:20:53,500
‫الان وقت زانوی غم بغل گرفتن نیست.

296
00:20:54,330 --> 00:20:58,130
‫من دوشادوش اون حکومت رو پس می‌گیرم.

297
00:20:59,630 --> 00:21:02,050
‫من برگشتم، یوریشیگه-دونو.

298
00:21:07,470 --> 00:21:08,680
‫یوریشیگه…

299
00:21:10,060 --> 00:21:12,230
‫در چشمه آب‌گرم لَم داده.

300
00:21:12,940 --> 00:21:15,480
‫در چشمه‌ی آب‌گرمی که با قدرت مقدسش پیدا کرده،

301
00:21:16,190 --> 00:21:19,440
‫با ساکه و مزه لم داره.

302
00:21:19,980 --> 00:21:23,650
‫ما اون بیرون جونمون رو کف دستمون گذاشتیم، اونوقت تو اینجا داری عشق و حال می‌کنی؟

303
00:21:23,740 --> 00:21:24,990
‫میوجینِ احمق!

304
00:21:25,070 --> 00:21:28,160
‫نه به خدا تا همین یه لحظه پیش داشتم غسل می‌کردم جان تو.

305
00:21:28,240 --> 00:21:30,700
‫ریختن آب داغ روی خودت خیلی حال می‌دهُ، نه؟!

306
00:21:30,790 --> 00:21:32,040
‫چه اشکال داره؟

307
00:21:32,120 --> 00:21:34,620
‫هیچ قانونی نگفته که حتماً باید آبش سرد باشه!

308
00:21:35,120 --> 00:21:37,920
‫شاید واقعاً نشه با این بابا نشه کاری پیش برد.

309
00:21:38,000 --> 00:21:39,960
‫یه درس حسابی بهش بده!

310
00:21:41,460 --> 00:21:42,670
‫آره.

311
00:21:44,170 --> 00:21:50,100
‫در این نبرد، طرفِ سووا زمین از دست داد، اما پیوندهای محکم‌تری به دست آورد.

312
00:21:50,810 --> 00:21:56,100
‫مهم‌تر از همه، توکیوکی و یوریشیگه هدف مشترکشون را عمیق‌تر کردن،

313
00:21:56,190 --> 00:21:59,980
‫و جناح سووا در آستانه جنگ بزرگ پیش‌رو با هم متحد شدن…

314
00:22:02,320 --> 00:22:03,530
‫یا دست‌کم این‌طور به نظر می‌رسید.

315
00:22:05,000 --> 00:22:15,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

316
00:23:38,510 --> 00:23:39,830
‫بریم.

317
00:23:38,960 --> 00:23:39,940
قسمت ۱۸
۱۳۳۵
سال

318
00:23:38,960 --> 00:23:39,940
پسری که تبدیل به خدا شد
