1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:01:30,040 --> 00:01:32,660
ارتش اصلی موچیزوکی

3
00:01:30,040 --> 00:01:32,660
جبهه‌ی شمالی

4
00:01:31,380 --> 00:01:32,500
‫پدر...

5
00:01:33,460 --> 00:01:34,240
‫آیاکو...

6
00:01:34,450 --> 00:01:35,340
‫پدر...

7
00:01:37,680 --> 00:01:40,470
‫از دست دادن پدرش و شکست توی جنگ...

8
00:01:41,350 --> 00:01:43,310
‫دردی که توی قلبشه باید غیرقابل‌تصور باشه...

9
00:01:50,520 --> 00:01:52,520
‫خیلی غم‌انگیزه!

10
00:01:52,610 --> 00:01:56,450
‫موچیزوکی-سامای بی‌نهایت خفن از دنیا رفت.

11
00:01:57,320 --> 00:01:58,410
‫موچیزوکی-دونو؟

12
00:01:59,110 --> 00:02:00,660
‫یو! چوجومارو.

13
00:02:02,870 --> 00:02:06,830
‫پدر! فکر کــــردم مـــُــردی!

14
00:02:09,250 --> 00:02:12,960
‫پدرت یه ققنوسه، آیاکو. ممنون که اومدی!

15
00:02:13,050 --> 00:02:16,340
‫وای خدایـــا! خیلی خوشحالم که حالت خوبه!

16
00:02:16,420 --> 00:02:17,420
‫آخ، درد داره...

17
00:02:17,510 --> 00:02:19,550
‫پدر! خیلی سفت فشار می‌دی! داری دنده‌هامو می‌شکنی!

18
00:02:20,720 --> 00:02:21,970
‫این‌قدر سُست نباش.

19
00:02:22,050 --> 00:02:25,060
‫ما موچیزوکی‌ها با هر دنده‌ی شکسته قوی‌تر می‌شیم.

20
00:02:25,140 --> 00:02:27,940
‫تو هم باید امتحانش کنی! یالا دیگه!

21
00:02:29,650 --> 00:02:31,020
‫دختر کو ندارد نشان از پدر.

22
00:02:31,100 --> 00:02:34,400
‫یـ ـ یه لحظه صبر کنین، موچیزوکی-دونو.

23
00:02:34,480 --> 00:02:35,570
‫هـــوم؟

24
00:02:35,650 --> 00:02:39,150
‫شما و توکوایوا-دونو و ارتش‌تون هیچ آسیبی ندیدین؟

25
00:02:39,910 --> 00:02:43,030
‫نکنه اصلاً نجنگیدین؟ همین‌طوری گذاشتین قلعه سقوط کنه؟

26
00:02:43,660 --> 00:02:45,160
‫آره، همین‌طوره.

27
00:02:45,240 --> 00:02:48,080
‫قایم شدن و مخفیانه جنگیدن اصلاً تو قاموس من نیست.

28
00:02:48,160 --> 00:02:51,170
‫قلعه ارزونی خودشون، اصلا برام مهم نیست.

29
00:02:52,500 --> 00:02:53,750
‫شوخی می‌کنین دیگه!

30
00:02:54,380 --> 00:02:55,380
شمال

31
00:02:54,380 --> 00:02:55,380
شمال

32
00:02:55,460 --> 00:02:57,920
‫اگه این‌جا سقوط کنه، اوضاع خیلی شیرتوشیر می‌شه.

33
00:02:58,010 --> 00:03:01,090
‫با این وضع، ارتش ایچیکاوا راهشونو به سمت جنوب باز می‌کنن،

34
00:03:01,180 --> 00:03:04,180
‫و تو جبهه‌های مرکزی و جنوبی حسابی به ضررمون تموم می‌شه!

35
00:03:06,520 --> 00:03:07,680
‫وایسین.

36
00:03:08,480 --> 00:03:10,310
‫ما کاملاً مدیون ایشونیم.

37
00:03:10,390 --> 00:03:12,380
توکوایوا مونیه

38
00:03:10,390 --> 00:03:12,380
قاضی عمارت کیتاجو

39
00:03:13,110 --> 00:03:15,270
‫دفاع قلعه‌ی ما ضعیفه،

40
00:03:15,360 --> 00:03:17,400
‫و نمی‌تونه یه ارتش بزرگ رو تو خودش جا بده.

41
00:03:17,480 --> 00:03:19,860
‫جلوی حریفی مثل ایچیکاوا دو روز هم دووم نمیاورد.

42
00:03:22,110 --> 00:03:25,240
‫اگه موچیزوکی-ساما محاصره‌شون رو نمی‌شکست و نمی‌ذاشت ما فرار کنیم،

43
00:03:25,330 --> 00:03:27,160
‫نه تنها قلعه کاملاً با خاک یکسان می‌شد،

44
00:03:27,240 --> 00:03:28,410
‫بلکه تمام سربازامون هم از بین می‌رفتن.

45
00:03:29,710 --> 00:03:30,910
‫می‌بینی که، بچه‌جون.

46
00:03:31,710 --> 00:03:34,080
‫وقتی ما سالم باشیم و این‌جا توی کوهستان قایم بشیم...

47
00:03:34,170 --> 00:03:36,170
‫برای ایچیکاوا تهدید خیلی بزرگ‌تری هستیم.

48
00:03:36,250 --> 00:03:45,830
جنوب

49
00:03:36,250 --> 00:03:45,830
شمال

50
00:03:37,380 --> 00:03:39,210
‫می‌تونیم هر زمان که خواست راهشو به جبهه‌ی مرکزی باز کنه...

51
00:03:39,300 --> 00:03:41,430
‫از پشت بهش حمله کنیم.

52
00:03:42,180 --> 00:03:44,090
‫مخصوصاً وقتی بخواد از رودخونه رد بشه،

53
00:03:44,180 --> 00:03:45,760
‫عملاً تبدیل به یه هدف راحت و بی‌دفاع می‌شه.

54
00:03:45,850 --> 00:03:47,140
‫که این‌طور.

55
00:03:47,220 --> 00:03:49,600
‫پس یه حمله‌ی گازانبری هماهنگ با ارتش شینومیا تو ساحل روبه‌رو...

56
00:03:49,680 --> 00:03:51,560
‫می‌تونه دقیقاً همون ضربه‌ی مهلکی باشه که نیاز داریم.

57
00:03:52,520 --> 00:03:53,980
‫عجب نقشه‌ی محشری.

58
00:03:54,520 --> 00:03:58,150
‫پس فرض رو بر این می‌ذارم که از قبل با شینومیا-دونو هماهنگ کردین، درسته؟

59
00:04:01,150 --> 00:04:03,200
‫شینومیا؟

60
00:04:03,280 --> 00:04:05,620
‫پس یعنی باهاش هیچ صحبتی نکردین!

61
00:04:05,700 --> 00:04:09,660
‫ولی این یعنی ایچیکاوا قراره از رودخونه رد بشه، پدر!

62
00:04:09,750 --> 00:04:12,870
‫که یعنی کسی که قراره بهش حمله‌ی گازانبری بشه شینومیا-دونوـه!

63
00:04:12,960 --> 00:04:14,370
‫باشه باشه! شرمنده شرمنده، خوبه؟

64
00:04:14,460 --> 00:04:17,460
‫ما تازه از قلعه زدیم بیرون. وقت نکردم تا اونجاشو برنامه‌ریزی کنم!

65
00:04:17,540 --> 00:04:19,550
‫پــــدر!

66
00:04:18,400 --> 00:04:19,550
‫بهتره عجله کنیم به شینومیا-دونو...

67
00:04:19,630 --> 00:04:20,670
‫خبر بدیم.

68
00:04:20,760 --> 00:04:24,090
‫آره. ارتش ایچیکاوا فردا صبح راه میفته.

69
00:04:26,200 --> 00:04:29,350
‫آیاکو. تو همین‌جا بمون و تو دفاع به پدرت کمک کن.

70
00:04:30,470 --> 00:04:31,520
‫ولی...

71
00:04:31,600 --> 00:04:32,640
‫از فردا به بعد،

72
00:04:32,730 --> 00:04:35,600
‫وظیفه‌ی پیغام‌رسانی جبهه‌های شمالی و مرکزی رو هم به تو می‌سپرم.

73
00:04:36,150 --> 00:04:39,650
‫الان فرصت این رو داری که کنار پدرت بجنگی.

74
00:04:39,730 --> 00:04:41,530
‫دختر خوبی باش و مایه‌ی افتخارش شو.

75
00:04:45,030 --> 00:04:46,240
‫چشم!

76
00:04:47,530 --> 00:04:49,870
‫شاید از نظر قد و قواره حسابی کم داشته باشه،

77
00:04:49,950 --> 00:04:52,450
‫ولی اون ارباب جوان شما قطعاً جیگرشو داره...

78
00:04:52,540 --> 00:04:54,000
‫که یه فرمانده‌ی نظامی باشه.

79
00:04:54,670 --> 00:04:55,750
‫اوهوم.

80
00:04:55,830 --> 00:04:58,250
‫هر روز که می‌گذره می‌بینم بیشتر از قبل بهش ارادت پیدا می‌کنم.

81
00:04:58,340 --> 00:04:59,550
‫داره حسابی دردسرساز می‌شه.

82
00:05:09,050 --> 00:05:12,250
ارتش اصلی شینومیا

83
00:05:09,050 --> 00:05:12,250
جبهه‌ی مرکزی

84
00:05:12,810 --> 00:05:14,690
‫خلاصه که شینومیا-دونو،

85
00:05:14,770 --> 00:05:18,190
‫می‌شه لطفاً چند تا سرباز رو تو خروجی کوهستان شمالی مستقر کنین؟

86
00:05:18,810 --> 00:05:19,420
‫انجامش بده.

87
00:05:19,590 --> 00:05:19,980
‫چشم.

88
00:05:20,070 --> 00:05:21,610
‫فقط چند نفر هم کافیه.

89
00:05:21,690 --> 00:05:23,150
‫ممنون، جناب پیغام‌رسان.

90
00:05:23,740 --> 00:05:28,320
‫خیلی دلم می‌خواد بیشتر بشنوم، ولی شما هم باید توی کمپ هوشینا حسابی استراحت کنین.

91
00:05:31,330 --> 00:05:33,580
‫توی همین یه سال حسابی بزرگ شده.

92
00:05:34,410 --> 00:05:36,210
‫بی‌صبرانه منتظرم ببینم چه آینده‌ای در انتظارشه.

93
00:05:37,620 --> 00:05:41,610
جبهه‌ی مرکزی

94
00:05:37,620 --> 00:05:41,610
ارتش اصلی هوشینا

95
00:05:47,380 --> 00:05:49,680
‫دیگه نمی‌تونم بخورم...

96
00:06:04,030 --> 00:06:05,110
‫به پیش!

97
00:06:11,770 --> 00:06:14,810
هوشینا

98
00:06:11,770 --> 00:06:14,810
موچیزوکی

99
00:06:15,330 --> 00:06:17,210
‫موچیزوکی اصلاً عوض نشده.

100
00:06:17,790 --> 00:06:19,080
‫توی کارهاش خیلی سر به هواست،

101
00:06:19,170 --> 00:06:21,630
‫ولی یه جورایی همیشه اوضاع به نفعش تموم می‌شه.

102
00:06:22,710 --> 00:06:25,460
‫خیلی‌خب، حالا که فهمیدیم توی شمال چه خبره،

103
00:06:25,550 --> 00:06:26,880
‫باید یه جلسه‌ی شورای جنگی تشکیل بدیم.

104
00:06:27,550 --> 00:06:30,470
‫همون‌طور که انتظار می‌رفت، الان مهم‌ترین چیز برای جبهه‌ی مرکزی...

105
00:06:30,550 --> 00:06:32,010
‫شکست دادن ارتش استانداره.

106
00:06:32,100 --> 00:06:34,520
‫دوست‌ دارم یه نبرد سریع و قاطع باشه، ولی...

107
00:06:35,680 --> 00:06:37,810
‫ما و ارتش استاندار هم‌سطحیم،

108
00:06:37,890 --> 00:06:39,350
‫و برگ برنده‌ای هم نداریم.

109
00:06:40,850 --> 00:06:43,360
‫راهی برای خروج از این بن‌بست هست؟

110
00:06:47,650 --> 00:06:48,700
‫نِزو-ساما.

111
00:06:50,160 --> 00:06:53,330
‫اجازه می‌دین از دیدگاه یه پیغام‌رسان پیشنهادی بدم؟

112
00:06:57,660 --> 00:07:00,920
‫فوبوکی-کون. همونی که دیروز در موردش حرف می‌زدی.

113
00:07:05,050 --> 00:07:08,010
‫ما دیروز قلعه رو در جنوب دیدیم.

114
00:07:08,880 --> 00:07:11,470
‫به نظرمون نیروهای نظامی که به قلعه فرستاده شدن مقداری بیش از حد بودن.

115
00:07:12,010 --> 00:07:13,010
‫بیش از حد؟

116
00:07:13,640 --> 00:07:15,510
‫ساختار دفاعی قلعه خیلی محکمه.

117
00:07:16,390 --> 00:07:18,980
‫اگه بتونیم جهت حمله‌شون رو از قبل پیش‌بینی کنیم،

118
00:07:19,640 --> 00:07:22,690
‫با ارتش اونّو-دونو و چندتا سرباز اضافه می‌تونیم ازش دفاع کنیم.

119
00:07:23,770 --> 00:07:26,940
‫برای این کار به تعداد زیادی دیده‌بان نیاز داریم،

120
00:07:27,780 --> 00:07:29,950
‫ولی حتی یه ارتش با ظرفیت ۸۰ درصد هم کافیه.

121
00:07:30,030 --> 00:07:31,450
ارتش اونّو + ارتش اینوکای - ۲۲۴ سرباز

122
00:07:31,530 --> 00:07:35,120
‫یک، دو، سه، چهار، پنج...

123
00:07:35,200 --> 00:07:36,700
توی
حساب
و کتاب
ضعیفه

124
00:07:36,790 --> 00:07:38,450
‫که این‌طور.

125
00:07:38,540 --> 00:07:41,250
‫اگه ۵۰ سواره‌نظام باقی‌مونده رو به جبهه‌ی مرکزی بفرستیم،

126
00:07:41,330 --> 00:07:43,170
‫می‌تونن مهره‌ی خیلی ارزشمندی باشن.

127
00:07:47,170 --> 00:07:48,260
‫فوبوکی-کون.

128
00:07:48,340 --> 00:07:52,890
‫نِزو-ساما نمی‌تونن شاهین‌ـشون رو برای زیر نظر گرفتن قلعه بفرستن؟

129
00:07:54,720 --> 00:07:58,470
‫درسته! اون‌وقت دیگه به اون‌همه دیده‌بان نیاز نداریم.

130
00:07:58,560 --> 00:08:01,060
‫اگه ۱۰۰ سواره‌نظام توی جنوب بذاریم، می‌تونن ده روز دووم بیارن.

131
00:08:03,100 --> 00:08:04,350
‫یه نبرد قاطع و کوتاه هم...

132
00:08:04,440 --> 00:08:07,320
‫دیگه به نیروی ذخیره‌ی زیادی توی قلعه نیاز نداره.

133
00:08:07,980 --> 00:08:12,030
‫پس، در ازای فرستادن نِزو-ساما به جنوب،

134
00:08:12,110 --> 00:08:16,490
‫می‌تونیم ۲۰۰ تا سرباز رو از جنوب بیرون بکشیم تا توی جبهه‌ی مرکزی متمرکز بشن.

135
00:08:17,830 --> 00:08:19,950
‫همیشه همچین احتمالی وجود داره.

136
00:08:24,830 --> 00:08:25,830
‫شیزوکو.

137
00:08:27,920 --> 00:08:29,130
‫عجب ایده‌ی درخشانی.

138
00:08:29,670 --> 00:08:30,960
‫به لطف نِزو-ساما،

139
00:08:31,050 --> 00:08:34,490
‫الان دیگه تقریبا همه‌ی مناطقی که تو جبهه‌ی مرکزی
‫نیاز به مراقبت بیشتری دارن رو می‌شناسیم.

140
00:08:35,220 --> 00:08:37,970
‫از این به بعد دیگه می‌تونین جنگیدن رو بسپارین دست ما.

141
00:08:39,470 --> 00:08:41,480
‫پیشنهادت کاملاً منطقیه.

142
00:08:41,560 --> 00:08:44,940
‫مقداری خجالت می‌کشم که دارم از یه بچه مشورت استراتژیک می‌گیرم، ولی...

143
00:08:45,730 --> 00:08:47,110
‫شیزوکو.

144
00:08:47,190 --> 00:08:50,360
‫این مشورت از سمت تویی هست که یوریشیگه-ساما بهت اعتماد کامل داره.

145
00:08:51,740 --> 00:08:52,950
‫بسیار خب.

146
00:08:53,030 --> 00:08:56,060
ایچیکاوا

147
00:08:53,030 --> 00:08:56,060
موچیزوکی

148
00:08:53,030 --> 00:08:56,060
شینومیا + هوشینا

149
00:08:54,110 --> 00:08:56,030
‫نیروهای شمال با یه حمله‌ی گازانبری ارتش‌شون رو متوقف می‌کنن،

150
00:08:56,870 --> 00:09:00,200
‫من جام رو با ۲۰۰ نفر در جنوب عوض می‌کنم،

151
00:09:00,830 --> 00:09:03,910
‫و گروه هوشینا هم اوضاع رو این‌جا در مرکز ختم به خیر می‌کنه.

152
00:09:04,410 --> 00:09:06,080
‫بیشتر از ۵۰۰ نفرن.

153
00:09:06,170 --> 00:09:07,710
‫چوجومارو.

154
00:09:07,790 --> 00:09:09,750
‫به‌عنوان پیغام‌رسان، باید راه‌های مخفی زیادی رو بلد باشی.

155
00:09:10,340 --> 00:09:12,300
‫می‌خوام که توی مسیرم به‌سمت جنوب راهنماییم کنی.

156
00:09:12,380 --> 00:09:13,590
‫چشم.

157
00:09:15,300 --> 00:09:21,420
‫شیزوکو... به خاطر اینکه نماینده‌ی یوریشیگه-دونوـه، نفوذ زیادی روی رعایای ارشد داره.

158
00:09:25,310 --> 00:09:28,730
‫فقط اون می‌تونست همچین ایده‌ی جسورانه‌ای...

159
00:09:28,810 --> 00:09:31,400
‫مثل جابه‌جا کردن ژنرال‌ها رو مطرح کنه.

160
00:09:33,220 --> 00:09:36,910
توکیوکی

161
00:09:39,490 --> 00:09:44,980
روز بعد

162
00:09:39,490 --> 00:09:44,980
جبهه‌ی جنوبی

163
00:09:39,490 --> 00:09:44,980
قلعه‌ی فوکاشی

164
00:09:47,620 --> 00:09:51,090
‫دیشب مخفیانه ۲۰۰ سواره‌نظام رو به جبهه‌ی مرکزی فرستادم.

165
00:09:51,750 --> 00:09:54,130
‫من و نِزو-دونو هم تمام هماهنگی‌های لازم...

166
00:09:54,210 --> 00:09:55,300
‫برای کمک به دفاع از قلعه رو انجام دادیم.

167
00:09:56,180 --> 00:09:59,220
‫یه شاهین گذاشتم که جبهه رو زیر نظر داشته باشه، ولی نمی‌تونم زیاد نگهش دارم.

168
00:10:00,300 --> 00:10:03,100
‫لطفاً به هوشینا بگو کاری کنه که نبرد توی جبهه‌ی مرکزی...

169
00:10:03,180 --> 00:10:04,420
‫کم‌تر از سه روز تموم بشه.

170
00:10:05,040 --> 00:10:05,730
‫چشم!

171
00:10:08,230 --> 00:10:10,770
‫خیلی‌خب... برای همه‌تون آرزوی موفقیت دارم.

172
00:10:16,150 --> 00:10:18,950
‫این ارباب جوان انسان خیلی جذابیه، نِزو-دونو.

173
00:10:19,700 --> 00:10:20,780
‫درسته.

174
00:10:20,870 --> 00:10:24,290
‫باورم نمی‌شه از این‌ور و اون‌ور پریدن لذت می‌بره.

175
00:10:25,250 --> 00:10:27,710
‫پسر خوبیه، اینو قبول دارم،

176
00:10:27,790 --> 00:10:30,420
‫ولی واقعاً باید با استراتژی یه بچه پیش بریم؟

177
00:10:33,210 --> 00:10:34,460
‫منظورت چیه؟

178
00:10:35,550 --> 00:10:37,630
‫شکست دادن ارتش استاندار شاید فقط یه بازی اعداد باشه،

179
00:10:37,720 --> 00:10:39,890
‫ولی سادامونه یه استاد جنگ‌دیده‌ست.

180
00:10:40,760 --> 00:10:45,140
‫همون‌طور که ما نقشه‌ی خودمون رو داریم، اونم حتماً نقشه‌ی خودشو داره.

181
00:10:46,640 --> 00:10:48,310
‫می‌خوام برم خونه.

182
00:10:48,390 --> 00:10:51,810
‫تو این چند روز چقدر این‌ور و اون‌ور دوئیدیم؟

183
00:10:51,900 --> 00:10:54,400
‫این حرفو نزن، گنبا. باید با ما باشی.

184
00:10:54,480 --> 00:10:57,610
‫شاید یه وقتایی به قدرتت نیاز داشته باشیم.

185
00:10:57,690 --> 00:11:00,200
‫ولی راست می‌گه، یکم داریم به خودمون فشار میاریم.

186
00:11:00,910 --> 00:11:04,620
‫شاید ارباب این‌دفعه دیگه داره زیاده‌روی می‌کنه.

187
00:11:09,750 --> 00:11:12,920
‫اونّو-دونو. نگفتین که حدود ۱۰۰ نفر از نیروهای دشمن...

188
00:11:13,000 --> 00:11:14,880
‫در شمال قلعه مستقر شدن؟

189
00:11:14,960 --> 00:11:17,420
‫بله. از شروع این جنگ تکون نخوردن.

190
00:11:17,920 --> 00:11:21,300
‫این‌جا نیستن! هیچ اثری از دشمن اون‌جا نیست!

191
00:11:27,810 --> 00:11:31,250
توکیوکی

192
00:11:27,810 --> 00:11:31,250
سادامونه

193
00:11:32,860 --> 00:11:34,230
‫خودشونن.

194
00:11:34,310 --> 00:11:35,730
‫کی رسیدن این‌جا؟

195
00:11:37,820 --> 00:11:40,820
‫پس، اون پیغام‌رسان بی‌قرار و کوچولو که این‌ور و اون‌ور می‌پرید،

196
00:11:40,900 --> 00:11:42,570
‫آخرشم خودت بودی.

197
00:11:43,450 --> 00:11:44,950
‫بهت نگفتم...

198
00:11:45,030 --> 00:11:47,740
‫که اگه تو میدون جنگ ببینمت، بدون تردید می‌کشمت؟

199
00:11:48,370 --> 00:11:51,040
‫اگه دستگیرت کنم، شکنجه‌ت بدم،

200
00:11:51,120 --> 00:11:53,920
‫و مجبورت کنم به تک‌تک جزئیات مربوط به دستورات سووا

201
00:11:54,000 --> 00:11:55,790
‫و دخالت‌شون تو جنگ اعتراف کنی،

202
00:11:55,880 --> 00:11:59,010
‫نه تنها این جنگ رو می‌برم،

203
00:11:59,090 --> 00:12:04,050
‫بلکه بهونه‌ی خوبی دستم می‌ده تا کار اون یوریشیگه رو هم تموم کنم!

204
00:12:04,140 --> 00:12:10,020
‫همه‌ی ۱۰۰ نفرتون، بریـــــــــن!

205
00:12:12,810 --> 00:12:15,400
‫بهشون رحم نکنین، حتی اگه بچه باشن!

206
00:12:15,480 --> 00:12:19,190
‫اگه شمشیر توی دستت باشه، همه توی میدون نبرد برابرن.

207
00:12:20,030 --> 00:12:22,030
‫اگه لازم شد دست و پاشون رو هم قطع کنین.

208
00:12:22,610 --> 00:12:25,530
‫فقط مطمئن شین جوری دستگیرشون می‌کنین که هنوز بتونن حرف بزنن.

209
00:12:26,370 --> 00:12:29,330
‫بچه جون! کوجیرو! اسب‌ها رو ول کنین!

210
00:12:34,420 --> 00:12:36,750
‫هنوز از سمت راست کاملا بهمون نزدیک نشدن.

211
00:12:36,840 --> 00:12:38,630
‫از تپه می‌ریم بالا و فرار می‌کنیم.

212
00:12:38,710 --> 00:12:39,840
‫باشه.

213
00:12:44,930 --> 00:12:45,970
‫آخ! این دیگه چیه؟

214
00:12:47,300 --> 00:12:49,310
این دیگه چه کوفتیه...؟

215
00:12:50,720 --> 00:12:53,140
‫بازم یه بمب دودزای دیگه از اون روباهه، هان؟

216
00:12:53,850 --> 00:12:57,610
‫قبلا دیدم که بمب دودزات بُرد محدودی داره.

217
00:12:58,440 --> 00:13:01,690
‫الانه که از توی دود بیرون بیای پس...

218
00:13:02,610 --> 00:13:03,650
‫همونجا!

219
00:13:08,030 --> 00:13:09,660
‫گرفتمش!

220
00:13:09,740 --> 00:13:11,950
‫گرفتیمش!

221
00:13:13,500 --> 00:13:15,000
‫بدبخت شدیم...

222
00:13:15,710 --> 00:13:17,460
‫گیر افتادیم.

223
00:13:19,920 --> 00:13:21,210
‫کارمون تمومه.

224
00:13:26,890 --> 00:13:27,890
‫ها؟

225
00:13:27,970 --> 00:13:29,930
کار کی بود؟

226
00:13:30,010 --> 00:13:32,020
‫اگه می‌پرسی کار کی بود...

227
00:13:32,100 --> 00:13:33,930
‫دیگه مجبور می‌شم جواب بدم.

228
00:13:34,020 --> 00:13:37,350
‫توری که آسمان پهن می‌کنه مخرج‌های بزرگی داره، ولی هیچ‌چیز ازش فرار نمی‌کنه.

229
00:13:37,440 --> 00:13:39,520
‫چون من خدای نگهبان کل شینانو هستم،

230
00:13:39,610 --> 00:13:40,900
‫و هیچ‌چیز از زیر نگاهم فرار نمی‌کنه.

231
00:13:40,980 --> 00:13:42,900
‫من نقاب شینانوام!

232
00:13:49,410 --> 00:13:50,830
‫در خدمت شما!

233
00:13:53,750 --> 00:13:55,160
‫یوریشیگه!

234
00:13:53,750 --> 00:13:55,160
!یوریشیگه

235
00:13:55,250 --> 00:13:56,370
‫یوریشیگه.

236
00:13:57,120 --> 00:13:58,460
‫اجازه بدین توضیح بدم!

237
00:13:58,540 --> 00:14:01,090
‫نقاب شینانو تجسم خود شینانوـه که هر وقت خطری در کاره پیداش می‌شه!

238
00:14:01,170 --> 00:14:03,010
‫گاهی طوفانی، گاهی دلسوز!

239
00:14:03,090 --> 00:14:04,880
‫یه موجود ماورائی برتر که کل شینانو رو

240
00:14:04,970 --> 00:14:06,840
‫تو عشق بی‌قید و شرطش غرق می‌کنه!

241
00:14:06,930 --> 00:14:07,930
‫اون یه قهرمان افسانه‌ایه، یه معجزه، مورد تحسین همه...

242
00:14:08,010 --> 00:14:10,890
‫اونی که کنارشه هم پروردگار گزارشگرا، موریتاکا-دونوـه!

243
00:14:16,140 --> 00:14:19,100
‫هرطور نگاهش کنی داد می‌زنه سووا یوریشیگه‌ست.

244
00:14:19,190 --> 00:14:21,820
‫این مرد تو «کارای مشکوک» استاد شده!

245
00:14:21,900 --> 00:14:26,150
‫نه به خدا! من نقاب سوواام!

246
00:14:26,240 --> 00:14:30,490
‫همین الان خودتم گفتی یه سوواای! حرفاتو یکی کن!

247
00:14:30,570 --> 00:14:32,240
‫از اونجایی که هنوز قانع نشدین،

248
00:14:32,330 --> 00:14:34,330
‫مجبوریم بذاریم حقایق خودشون حرف بزنن.

249
00:14:34,410 --> 00:14:35,700
‫تو این دوران آشفته،

250
00:14:35,790 --> 00:14:38,250
‫اگه می‌خوای مدرکی فراتر از هر شکی داشته باشی،

251
00:14:38,330 --> 00:14:40,330
‫باید مجرم رو حین انجام جرم دستگیر کنی.

252
00:14:40,420 --> 00:14:43,210
مایلین امتحان کنین، سادامونه-دونو؟

253
00:14:50,300 --> 00:14:51,640
‫عقب‌نشینی کنین!

254
00:14:51,720 --> 00:14:52,930
‫سادامونه-ساما!

255
00:14:53,010 --> 00:14:56,060
‫ما هم‌سطحیم، و تو موضع پایین‌تری هستیم.

256
00:14:56,140 --> 00:14:57,480
‫موقعیتمون اصلا خوب نیست.

257
00:14:57,560 --> 00:14:59,900
‫عقب‌نشینی! عقب‌نشینی!

258
00:15:02,400 --> 00:15:05,110
‫همین‌طوری تسلیم شدن.

259
00:15:06,070 --> 00:15:08,150
‫می‌دونستم. دارن به شرق عقب‌نشینی می‌کنن.

260
00:15:08,860 --> 00:15:10,570
‫دقیقا همون‌طور که انتظار داشتم، سادامونه.

261
00:15:10,660 --> 00:15:14,410
‫فرستادن ۱۰۰ سواره‌نظام به اینجا زدن دو نشون با یه تیر بود.

262
00:15:16,450 --> 00:15:19,960
‫هدف اصلی ۱۰۰ سواره‌نظام سادامونه،

263
00:15:20,040 --> 00:15:21,670
‫این بود که از جبهه‌ی مرکزی پشتیبانی کنن.

264
00:15:22,250 --> 00:15:24,800
‫اون دید که جبهه‌ی جنوبی تو بن‌بسته،

265
00:15:24,880 --> 00:15:26,380
‫و چون استفاده‌ی اضطراری‌ای براش نداشت،

266
00:15:26,460 --> 00:15:28,220
‫۱۰۰ تا از سواره‌نظامش رو فرستاد مرکز.

267
00:15:28,300 --> 00:15:30,550
‫همون استراتژی ما رو پیاده کرد.

268
00:15:31,510 --> 00:15:35,760
‫و هدف دومش. خب... شما بودی.

269
00:15:37,100 --> 00:15:39,270
‫شما متولی معبد بزرگ سووا هستی،

270
00:15:39,350 --> 00:15:41,560
‫که برای یه ماموریت مخفی توی میدون نبرد در حال گریزی.

271
00:15:41,650 --> 00:15:44,190
‫اگه بتونه دستگیرت کنه و مجبورت کنه همه‌چیز رو لو بدی،

272
00:15:44,270 --> 00:15:46,650
‫این یه بهونه‌ی عالی بهش می‌ده تا بیاد سراغ من.

273
00:15:48,110 --> 00:15:51,740
‫اون این ۱۰۰ سواره‌نظام رو فقط برای پشتیبانی از جبهه‌ی مرکزی نفرستاد،

274
00:15:51,820 --> 00:15:54,580
‫بلکه به عنوان یه تور برای شکار شما هم فرستاد.

275
00:15:55,410 --> 00:15:59,500
‫این آینده به یک‌باره به ذهنم رسید پس با بیشترین سرعت ممکن اومدم،

276
00:15:59,580 --> 00:16:01,750
‫ولی از این به بعد اوضاع قراره خیلی خطرناک‌تر بشه.

277
00:16:02,420 --> 00:16:04,130
‫دیگه کافیه، توکیوکی-ساما.

278
00:16:05,000 --> 00:16:07,750
‫بیاید وظیفه‌ی پیغام‌رسانی رو به بقیه بسپریم و خودمون برگردیم.

279
00:16:08,380 --> 00:16:09,800
برگردیم؟

280
00:16:09,880 --> 00:16:12,010
‫هر چی بیشتر از سووا دور می‌شم،

281
00:16:12,090 --> 00:16:15,050
‫و آدم‌های بیشتری وارد این جنگ می‌شن،

282
00:16:15,140 --> 00:16:17,310
‫پیش‌گویی‌هام هم دقتشون کمتر می‌شه.

283
00:16:19,140 --> 00:16:22,560
‫حالا که سادامونه متوجه ارزش استراتژیکت شما شده،

284
00:16:23,230 --> 00:16:25,440
‫ادامه دادن کار پیغام‌رسانی خیلی خطرناکه.

285
00:16:26,860 --> 00:16:27,860
‫نه.

286
00:16:28,400 --> 00:16:30,900
‫منم فکر می‌کنم باید برگردی.

287
00:16:30,990 --> 00:16:33,660
‫حسابی خودتو خسته کردی، ارباب.

288
00:16:33,740 --> 00:16:35,950
‫آره والا، خسته هم هستی،

289
00:16:36,030 --> 00:16:38,290
‫واسه همینم متوجه کمینشون نشدی.

290
00:16:38,370 --> 00:16:42,210
‫نه، نمی‌خوام این‌طوری برگردم.

291
00:16:45,000 --> 00:16:46,340
‫توکیوکی-ساما.

292
00:16:46,420 --> 00:16:50,380
‫هیچ ایده‌ای داری که نیروهای کمکی سه ژنرال بزرگ...

293
00:16:50,460 --> 00:16:51,800
‫از چه آدم‌هایی تشکیل شدن؟

294
00:16:52,630 --> 00:16:55,390
‫تک‌تکشون باور دارن روزی می‌رسه که...

295
00:16:55,470 --> 00:16:58,560
‫که سووا میوجین بلند می‌شه تا از مردم رنج‌کشیده‌ی شینانو

296
00:16:58,640 --> 00:17:00,020
‫دفاع کنه.

297
00:17:00,100 --> 00:17:03,270
‫همه‌شون حاضرن جون‌شون رو

298
00:17:03,350 --> 00:17:04,440
‫برای این جنگ فدا کنن.

299
00:17:05,100 --> 00:17:08,230
‫ولی... هیچ نیازی نیست که شما هم همین کارو بکنی.

300
00:17:08,860 --> 00:17:12,440
‫سلامتی شما برای احیای شوگون‌سالاری حیاتیه.

301
00:17:12,530 --> 00:17:15,780
‫الان اصلاً لزومی به انجام چنین کارهای خطرناکی نیست. بسپریدش ـ

302
00:17:15,860 --> 00:17:17,410
‫متوجه نیستین؟

303
00:17:19,080 --> 00:17:21,700
‫من می‌خوام برات مفید باشم!

304
00:17:22,870 --> 00:17:25,620
‫تو بار سرنوشت رو به دوش می‌کشی،

305
00:17:25,710 --> 00:17:28,880
‫ولی من همش‌ دارم می‌گیرم،

306
00:17:28,960 --> 00:17:30,380
‫بدون اینکه چیزی رو پس بدم.

307
00:17:32,260 --> 00:17:35,630
‫وقتی نگاه می‌کنم و می‌بینم همه‌ی متحدین‌مون تو ایمانشون به تو متحدن،

308
00:17:36,510 --> 00:17:39,720
‫حس می‌کنم بالاخره دارم زحماتت رو جبران می‌کنم،

309
00:17:40,430 --> 00:17:41,770
‫و این خوشحالم می‌کنه.

310
00:17:44,060 --> 00:17:47,100
‫حتی با این وجود، بازم باید برگردیم؟

311
00:17:52,230 --> 00:17:53,740
‫این حرفو من باید می‌زدم.

312
00:17:54,490 --> 00:17:55,530
یوریشیگه-دونو؟

313
00:17:56,200 --> 00:17:57,490
‫بسیار خب!

314
00:17:57,570 --> 00:18:00,740
‫اگه این‌قدر بهش اهمیت می‌دی، می‌تونی به وظایفت ادامه بدی.

315
00:18:00,830 --> 00:18:03,330
‫ولی جنگیدن مطلقا ممنوع. غدقنه!

316
00:18:03,410 --> 00:18:05,120
‫فقط رو رسوندن پیام تمرکز کن،

317
00:18:05,210 --> 00:18:07,750
‫و فقط از عقب نظاره‌گر جنگ باش.

318
00:18:07,830 --> 00:18:09,210
‫چشم!

319
00:18:09,290 --> 00:18:10,500
‫ای بابا.

320
00:18:11,300 --> 00:18:14,050
‫لطفا ۱۰۰ نفر از بهترین سواره‌نظام‌های معبد بزرگ سووا رو بردارین...

321
00:18:14,130 --> 00:18:15,720
‫و مستقیم برین سمت جبهه‌ی مرکزی.

322
00:18:16,590 --> 00:18:18,890
‫با این کار، جنگ کاملاً برابر می‌شه.

323
00:18:18,970 --> 00:18:22,850
‫اگه کوچیک‌ترین احساس خطری کردی، فراموش نکن همیشه می‌تونی فرار کنی.

324
00:18:26,480 --> 00:18:30,440
‫ممنون، یوریشیگه-دونو. من دیگه رفتم.

325
00:18:35,240 --> 00:18:37,400
‫و رفتنشون...

326
00:18:50,080 --> 00:18:52,340
‫اینکه شاهد این باشم که روز به روز چقدر بزرگ‌تر می‌شی...

327
00:18:53,300 --> 00:18:55,010
‫چقدر مورد تحسین قرار می‌گیری...

328
00:18:56,470 --> 00:19:00,390
‫اونی که بدون پس دادن فقط داره می‌گیره، منم.

329
00:19:16,570 --> 00:19:19,740
‫حمله!

330
00:19:16,570 --> 00:19:19,740
‫حمله!

331
00:19:23,740 --> 00:19:27,310
جبهه‌ی مرکزی

332
00:19:23,740 --> 00:19:27,310
سرنوشت‌

333
00:19:23,740 --> 00:19:27,310
ساز

334
00:19:23,740 --> 00:19:27,310
نبرد

335
00:19:36,760 --> 00:19:38,590
‫ایچیکاوا تو شمال چی شد؟

336
00:19:38,670 --> 00:19:40,630
‫می‌تونیم برای کل روز همونجا زمین‌گیرش کنیم.

337
00:19:41,430 --> 00:19:44,100
‫مراقب اون گنده‌بگ بدجنس باش!

338
00:19:41,430 --> 00:19:44,100
‫چون ارتش موچیزوکی داره کلک می‌زنه و...

339
00:19:44,180 --> 00:19:45,930
‫و در اوج ذکاوت از پشت به ایچیکاوا حمله می‌کنه.

340
00:19:46,010 --> 00:19:48,390
این دیگه چه کوفتیه؟

341
00:19:46,010 --> 00:19:48,390
‫جدی؟ اینطوری دیگه خیالمون راحته.

342
00:19:48,480 --> 00:19:52,310
‫خب دیگه، می‌رم که توی میدون نبرد پیش پدرم باشم.

343
00:19:52,860 --> 00:19:56,980
‫عالیه. الان می‌تونیم تمام زورمون رو روی جبهه‌ی مرکزی متمرکز کنیم.

344
00:19:57,990 --> 00:20:01,530
‫جناب پیغام‌رسان گزارش دادن که هوشینا هم داره مسلط می‌شه.

345
00:20:01,610 --> 00:20:04,070
‫بیاین امروز دیگه کارو تموم کنیم.

346
00:20:06,330 --> 00:20:08,950
‫خوبه. دارن حسابی به عقب می‌روننشون.

347
00:20:09,040 --> 00:20:11,040
‫آره. یه نگاه سریع به اطراف انداختم،

348
00:20:11,120 --> 00:20:13,420
‫و هم ارتش هوشینا و هم ارتش شینومیا...

349
00:20:13,500 --> 00:20:14,750
‫روحیه‌ی جنگندگی خیلی بالایی دارن.

350
00:20:15,540 --> 00:20:17,500
‫با نبردی به این آشفتگی،

351
00:20:17,590 --> 00:20:20,130
‫حتی ۱۰۰ سواره‌نظام سادامونه هم نمی‌تونه کفه ترازو رو به نفعشون سنگین کنه.

352
00:20:20,880 --> 00:20:22,590
‫ما می‌تونیم تو این جنگ پیروز بشیم.

353
00:20:47,330 --> 00:20:49,240
‫اون چیه؟

354
00:20:54,250 --> 00:20:55,250
هــــا؟

355
00:20:56,380 --> 00:20:58,300
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

356
00:20:58,380 --> 00:20:59,920
یه کجاوره؟

357
00:21:05,390 --> 00:21:11,850
‫همه‌تون رو با خاک یکسان می‌کنم، ای تفاله‌های قانون‌شکن!

358
00:21:35,250 --> 00:21:38,210
هوشینا-ساما! باید عقب‌نشینی کنیم و دوباره.ــ

359
00:21:41,710 --> 00:21:43,920
‫بی‌پدرا!

360
00:21:45,550 --> 00:21:47,470
‫بزرگ‌ترین و هیکلی‌ترین مردهای اطراف رو جمع کردم،

361
00:21:47,550 --> 00:21:50,890
‫بهشون پول دادم تا کجاوه‌ی منو حمل کنن و به عنوان محافظ شخصیم خدمت کنن.

362
00:21:50,970 --> 00:21:54,060
‫و از همینجا به همه‌شون شلیک می‌کنم،

363
00:21:54,140 --> 00:21:56,900
‫تو امنیت کاملِ اتاقک کوچولوی خودم.

364
00:21:56,980 --> 00:22:02,230
‫این... نقشه‌ی انحصاریِ کجاوه‌ی جنگیِ منه!

365
00:22:05,000 --> 00:22:15,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

366
00:23:38,120 --> 00:23:38,960
‫بزن بریم!
