WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:30.040 --> 01:32.660
ارتش اصلی موچیزوکی

01:30.040 --> 01:32.660
جبهه‌ی شمالی

01:31.380 --> 01:32.500
‫پدر...

01:33.460 --> 01:34.240
‫آیاکو...

01:34.450 --> 01:35.340
‫پدر...

01:37.680 --> 01:40.470
‫از دست دادن پدرش و شکست توی جنگ...

01:41.350 --> 01:43.310
‫دردی که توی قلبشه باید غیرقابل‌تصور باشه...

01:50.520 --> 01:52.520
‫خیلی غم‌انگیزه!

01:52.610 --> 01:56.450
‫موچیزوکی-سامای بی‌نهایت خفن از دنیا رفت.

01:57.320 --> 01:58.410
‫موچیزوکی-دونو؟

01:59.110 --> 02:00.660
‫یو! چوجومارو.

02:02.870 --> 02:06.830
‫پدر! فکر کــــردم مـــُــردی!

02:09.250 --> 02:12.960
‫پدرت یه ققنوسه، آیاکو. ممنون که اومدی!

02:13.050 --> 02:16.340
‫وای خدایـــا! خیلی خوشحالم که حالت خوبه!

02:16.420 --> 02:17.420
‫آخ، درد داره...

02:17.510 --> 02:19.550
‫پدر! خیلی سفت فشار می‌دی! داری دنده‌هامو می‌شکنی!

02:20.720 --> 02:21.970
‫این‌قدر سُست نباش.

02:22.050 --> 02:25.060
‫ما موچیزوکی‌ها با هر دنده‌ی شکسته قوی‌تر می‌شیم.

02:25.140 --> 02:27.940
‫تو هم باید امتحانش کنی! یالا دیگه!

02:29.650 --> 02:31.020
‫دختر کو ندارد نشان از پدر.

02:31.100 --> 02:34.400
‫یـ ـ یه لحظه صبر کنین، موچیزوکی-دونو.

02:34.480 --> 02:35.570
‫هـــوم؟

02:35.650 --> 02:39.150
‫شما و توکوایوا-دونو و ارتش‌تون هیچ آسیبی ندیدین؟

02:39.910 --> 02:43.030
‫نکنه اصلاً نجنگیدین؟ همین‌طوری گذاشتین قلعه سقوط کنه؟

02:43.660 --> 02:45.160
‫آره، همین‌طوره.

02:45.240 --> 02:48.080
‫قایم شدن و مخفیانه جنگیدن اصلاً تو قاموس من نیست.

02:48.160 --> 02:51.170
‫قلعه ارزونی خودشون، اصلا برام مهم نیست.

02:52.500 --> 02:53.750
‫شوخی می‌کنین دیگه!

02:54.380 --> 02:55.380
شمال

02:55.460 --> 02:57.920
‫اگه این‌جا سقوط کنه، اوضاع خیلی شیرتوشیر می‌شه.

02:58.010 --> 03:01.090
‫با این وضع، ارتش ایچیکاوا راهشونو به سمت جنوب باز می‌کنن،

03:01.180 --> 03:04.180
‫و تو جبهه‌های مرکزی و جنوبی حسابی به ضررمون تموم می‌شه!

03:06.520 --> 03:07.680
‫وایسین.

03:08.480 --> 03:10.310
‫ما کاملاً مدیون ایشونیم.

03:10.390 --> 03:12.380
توکوایوا مونیه

03:10.390 --> 03:12.380
قاضی عمارت کیتاجو

03:13.110 --> 03:15.270
‫دفاع قلعه‌ی ما ضعیفه،

03:15.360 --> 03:17.400
‫و نمی‌تونه یه ارتش بزرگ رو تو خودش جا بده.

03:17.480 --> 03:19.860
‫جلوی حریفی مثل ایچیکاوا دو روز هم دووم نمیاورد.

03:22.110 --> 03:25.240
‫اگه موچیزوکی-ساما محاصره‌شون رو نمی‌شکست و نمی‌ذاشت ما فرار کنیم،

03:25.330 --> 03:27.160
‫نه تنها قلعه کاملاً با خاک یکسان می‌شد،

03:27.240 --> 03:28.410
‫بلکه تمام سربازامون هم از بین می‌رفتن.

03:29.710 --> 03:30.910
‫می‌بینی که، بچه‌جون.

03:31.710 --> 03:34.080
‫وقتی ما سالم باشیم و این‌جا توی کوهستان قایم بشیم...

03:34.170 --> 03:36.170
‫برای ایچیکاوا تهدید خیلی بزرگ‌تری هستیم.

03:36.250 --> 03:45.830
جنوب

03:36.250 --> 03:45.830
شمال

03:37.380 --> 03:39.210
‫می‌تونیم هر زمان که خواست راهشو به جبهه‌ی مرکزی باز کنه...

03:39.300 --> 03:41.430
‫از پشت بهش حمله کنیم.

03:42.180 --> 03:44.090
‫مخصوصاً وقتی بخواد از رودخونه رد بشه،

03:44.180 --> 03:45.760
‫عملاً تبدیل به یه هدف راحت و بی‌دفاع می‌شه.

03:45.850 --> 03:47.140
‫که این‌طور.

03:47.220 --> 03:49.600
‫پس یه حمله‌ی گازانبری هماهنگ با ارتش شینومیا تو ساحل روبه‌رو...

03:49.680 --> 03:51.560
‫می‌تونه دقیقاً همون ضربه‌ی مهلکی باشه که نیاز داریم.

03:52.520 --> 03:53.980
‫عجب نقشه‌ی محشری.

03:54.520 --> 03:58.150
‫پس فرض رو بر این می‌ذارم که از قبل با شینومیا-دونو هماهنگ کردین، درسته؟

04:01.150 --> 04:03.200
‫شینومیا؟

04:03.280 --> 04:05.620
‫پس یعنی باهاش هیچ صحبتی نکردین!

04:05.700 --> 04:09.660
‫ولی این یعنی ایچیکاوا قراره از رودخونه رد بشه، پدر!

04:09.750 --> 04:12.870
‫که یعنی کسی که قراره بهش حمله‌ی گازانبری بشه شینومیا-دونوـه!

04:12.960 --> 04:14.370
‫باشه باشه! شرمنده شرمنده، خوبه؟

04:14.460 --> 04:17.460
‫ما تازه از قلعه زدیم بیرون. وقت نکردم تا اونجاشو برنامه‌ریزی کنم!

04:17.540 --> 04:19.550
‫پــــدر!

04:18.400 --> 04:19.550
‫بهتره عجله کنیم به شینومیا-دونو...

04:19.630 --> 04:20.670
‫خبر بدیم.

04:20.760 --> 04:24.090
‫آره. ارتش ایچیکاوا فردا صبح راه میفته.

04:26.200 --> 04:29.350
‫آیاکو. تو همین‌جا بمون و تو دفاع به پدرت کمک کن.

04:30.470 --> 04:31.520
‫ولی...

04:31.600 --> 04:32.640
‫از فردا به بعد،

04:32.730 --> 04:35.600
‫وظیفه‌ی پیغام‌رسانی جبهه‌های شمالی و مرکزی رو هم به تو می‌سپرم.

04:36.150 --> 04:39.650
‫الان فرصت این رو داری که کنار پدرت بجنگی.

04:39.730 --> 04:41.530
‫دختر خوبی باش و مایه‌ی افتخارش شو.

04:45.030 --> 04:46.240
‫چشم!

04:47.530 --> 04:49.870
‫شاید از نظر قد و قواره حسابی کم داشته باشه،

04:49.950 --> 04:52.450
‫ولی اون ارباب جوان شما قطعاً جیگرشو داره...

04:52.540 --> 04:54.000
‫که یه فرمانده‌ی نظامی باشه.

04:54.670 --> 04:55.750
‫اوهوم.

04:55.830 --> 04:58.250
‫هر روز که می‌گذره می‌بینم بیشتر از قبل بهش ارادت پیدا می‌کنم.

04:58.340 --> 04:59.550
‫داره حسابی دردسرساز می‌شه.

05:09.050 --> 05:12.250
ارتش اصلی شینومیا

05:09.050 --> 05:12.250
جبهه‌ی مرکزی

05:12.810 --> 05:14.690
‫خلاصه که شینومیا-دونو،

05:14.770 --> 05:18.190
‫می‌شه لطفاً چند تا سرباز رو تو خروجی کوهستان شمالی مستقر کنین؟

05:18.810 --> 05:19.420
‫انجامش بده.

05:19.590 --> 05:19.980
‫چشم.

05:20.070 --> 05:21.610
‫فقط چند نفر هم کافیه.

05:21.690 --> 05:23.150
‫ممنون، جناب پیغام‌رسان.

05:23.740 --> 05:28.320
‫خیلی دلم می‌خواد بیشتر بشنوم، ولی شما هم باید توی کمپ هوشینا حسابی استراحت کنین.

05:31.330 --> 05:33.580
‫توی همین یه سال حسابی بزرگ شده.

05:34.410 --> 05:36.210
‫بی‌صبرانه منتظرم ببینم چه آینده‌ای در انتظارشه.

05:37.620 --> 05:41.610
جبهه‌ی مرکزی

05:37.620 --> 05:41.610
ارتش اصلی هوشینا

05:47.380 --> 05:49.680
‫دیگه نمی‌تونم بخورم...

06:04.030 --> 06:05.110
‫به پیش!

06:11.770 --> 06:14.810
هوشینا

06:11.770 --> 06:14.810
موچیزوکی

06:15.330 --> 06:17.210
‫موچیزوکی اصلاً عوض نشده.

06:17.790 --> 06:19.080
‫توی کارهاش خیلی سر به هواست،

06:19.170 --> 06:21.630
‫ولی یه جورایی همیشه اوضاع به نفعش تموم می‌شه.

06:22.710 --> 06:25.460
‫خیلی‌خب، حالا که فهمیدیم توی شمال چه خبره،

06:25.550 --> 06:26.880
‫باید یه جلسه‌ی شورای جنگی تشکیل بدیم.

06:27.550 --> 06:30.470
‫همون‌طور که انتظار می‌رفت، الان مهم‌ترین چیز برای جبهه‌ی مرکزی...

06:30.550 --> 06:32.010
‫شکست دادن ارتش استانداره.

06:32.100 --> 06:34.520
‫دوست‌ دارم یه نبرد سریع و قاطع باشه، ولی...

06:35.680 --> 06:37.810
‫ما و ارتش استاندار هم‌سطحیم،

06:37.890 --> 06:39.350
‫و برگ برنده‌ای هم نداریم.

06:40.850 --> 06:43.360
‫راهی برای خروج از این بن‌بست هست؟

06:47.650 --> 06:48.700
‫نِزو-ساما.

06:50.160 --> 06:53.330
‫اجازه می‌دین از دیدگاه یه پیغام‌رسان پیشنهادی بدم؟

06:57.660 --> 07:00.920
‫فوبوکی-کون. همونی که دیروز در موردش حرف می‌زدی.

07:05.050 --> 07:08.010
‫ما دیروز قلعه رو در جنوب دیدیم.

07:08.880 --> 07:11.470
‫به نظرمون نیروهای نظامی که به قلعه فرستاده شدن مقداری بیش از حد بودن.

07:12.010 --> 07:13.010
‫بیش از حد؟

07:13.640 --> 07:15.510
‫ساختار دفاعی قلعه خیلی محکمه.

07:16.390 --> 07:18.980
‫اگه بتونیم جهت حمله‌شون رو از قبل پیش‌بینی کنیم،

07:19.640 --> 07:22.690
‫با ارتش اونّو-دونو و چندتا سرباز اضافه می‌تونیم ازش دفاع کنیم.

07:23.770 --> 07:26.940
‫برای این کار به تعداد زیادی دیده‌بان نیاز داریم،

07:27.780 --> 07:29.950
‫ولی حتی یه ارتش با ظرفیت ۸۰ درصد هم کافیه.

07:30.030 --> 07:31.450
ارتش اونّو + ارتش اینوکای - ۲۲۴ سرباز

07:31.530 --> 07:35.120
‫یک، دو، سه، چهار، پنج...

07:35.200 --> 07:36.700
توی
حساب
و کتاب
ضعیفه

07:36.790 --> 07:38.450
‫که این‌طور.

07:38.540 --> 07:41.250
‫اگه ۵۰ سواره‌نظام باقی‌مونده رو به جبهه‌ی مرکزی بفرستیم،

07:41.330 --> 07:43.170
‫می‌تونن مهره‌ی خیلی ارزشمندی باشن.

07:47.170 --> 07:48.260
‫فوبوکی-کون.

07:48.340 --> 07:52.890
‫نِزو-ساما نمی‌تونن شاهین‌ـشون رو برای زیر نظر گرفتن قلعه بفرستن؟

07:54.720 --> 07:58.470
‫درسته! اون‌وقت دیگه به اون‌همه دیده‌بان نیاز نداریم.

07:58.560 --> 08:01.060
‫اگه ۱۰۰ سواره‌نظام توی جنوب بذاریم، می‌تونن ده روز دووم بیارن.

08:03.100 --> 08:04.350
‫یه نبرد قاطع و کوتاه هم...

08:04.440 --> 08:07.320
‫دیگه به نیروی ذخیره‌ی زیادی توی قلعه نیاز نداره.

08:07.980 --> 08:12.030
‫پس، در ازای فرستادن نِزو-ساما به جنوب،

08:12.110 --> 08:16.490
‫می‌تونیم ۲۰۰ تا سرباز رو از جنوب بیرون بکشیم تا توی جبهه‌ی مرکزی متمرکز بشن.

08:17.830 --> 08:19.950
‫همیشه همچین احتمالی وجود داره.

08:24.830 --> 08:25.830
‫شیزوکو.

08:27.920 --> 08:29.130
‫عجب ایده‌ی درخشانی.

08:29.670 --> 08:30.960
‫به لطف نِزو-ساما،

08:31.050 --> 08:34.490
‫الان دیگه تقریبا همه‌ی مناطقی که تو جبهه‌ی مرکزی
‫نیاز به مراقبت بیشتری دارن رو می‌شناسیم.

08:35.220 --> 08:37.970
‫از این به بعد دیگه می‌تونین جنگیدن رو بسپارین دست ما.

08:39.470 --> 08:41.480
‫پیشنهادت کاملاً منطقیه.

08:41.560 --> 08:44.940
‫مقداری خجالت می‌کشم که دارم از یه بچه مشورت استراتژیک می‌گیرم، ولی...

08:45.730 --> 08:47.110
‫شیزوکو.

08:47.190 --> 08:50.360
‫این مشورت از سمت تویی هست که یوریشیگه-ساما بهت اعتماد کامل داره.

08:51.740 --> 08:52.950
‫بسیار خب.

08:53.030 --> 08:56.060
ایچیکاوا

08:53.030 --> 08:56.060
موچیزوکی

08:53.030 --> 08:56.060
شینومیا + هوشینا

08:54.110 --> 08:56.030
‫نیروهای شمال با یه حمله‌ی گازانبری ارتش‌شون رو متوقف می‌کنن،

08:56.870 --> 09:00.200
‫من جام رو با ۲۰۰ نفر در جنوب عوض می‌کنم،

09:00.830 --> 09:03.910
‫و گروه هوشینا هم اوضاع رو این‌جا در مرکز ختم به خیر می‌کنه.

09:04.410 --> 09:06.080
‫بیشتر از ۵۰۰ نفرن.

09:06.170 --> 09:07.710
‫چوجومارو.

09:07.790 --> 09:09.750
‫به‌عنوان پیغام‌رسان، باید راه‌های مخفی زیادی رو بلد باشی.

09:10.340 --> 09:12.300
‫می‌خوام که توی مسیرم به‌سمت جنوب راهنماییم کنی.

09:12.380 --> 09:13.590
‫چشم.

09:15.300 --> 09:21.420
‫شیزوکو... به خاطر اینکه نماینده‌ی یوریشیگه-دونوـه، نفوذ زیادی روی رعایای ارشد داره.

09:25.310 --> 09:28.730
‫فقط اون می‌تونست همچین ایده‌ی جسورانه‌ای...

09:28.810 --> 09:31.400
‫مثل جابه‌جا کردن ژنرال‌ها رو مطرح کنه.

09:33.220 --> 09:36.910
توکیوکی

09:39.490 --> 09:44.980
روز بعد

09:39.490 --> 09:44.980
جبهه‌ی جنوبی

09:39.490 --> 09:44.980
قلعه‌ی فوکاشی

09:47.620 --> 09:51.090
‫دیشب مخفیانه ۲۰۰ سواره‌نظام رو به جبهه‌ی مرکزی فرستادم.

09:51.750 --> 09:54.130
‫من و نِزو-دونو هم تمام هماهنگی‌های لازم...

09:54.210 --> 09:55.300
‫برای کمک به دفاع از قلعه رو انجام دادیم.

09:56.180 --> 09:59.220
‫یه شاهین گذاشتم که جبهه رو زیر نظر داشته باشه، ولی نمی‌تونم زیاد نگهش دارم.

10:00.300 --> 10:03.100
‫لطفاً به هوشینا بگو کاری کنه که نبرد توی جبهه‌ی مرکزی...

10:03.180 --> 10:04.420
‫کم‌تر از سه روز تموم بشه.

10:05.040 --> 10:05.730
‫چشم!

10:08.230 --> 10:10.770
‫خیلی‌خب... برای همه‌تون آرزوی موفقیت دارم.

10:16.150 --> 10:18.950
‫این ارباب جوان انسان خیلی جذابیه، نِزو-دونو.

10:19.700 --> 10:20.780
‫درسته.

10:20.870 --> 10:24.290
‫باورم نمی‌شه از این‌ور و اون‌ور پریدن لذت می‌بره.

10:25.250 --> 10:27.710
‫پسر خوبیه، اینو قبول دارم،

10:27.790 --> 10:30.420
‫ولی واقعاً باید با استراتژی یه بچه پیش بریم؟

10:33.210 --> 10:34.460
‫منظورت چیه؟

10:35.550 --> 10:37.630
‫شکست دادن ارتش استاندار شاید فقط یه بازی اعداد باشه،

10:37.720 --> 10:39.890
‫ولی سادامونه یه استاد جنگ‌دیده‌ست.

10:40.760 --> 10:45.140
‫همون‌طور که ما نقشه‌ی خودمون رو داریم، اونم حتماً نقشه‌ی خودشو داره.

10:46.640 --> 10:48.310
‫می‌خوام برم خونه.

10:48.390 --> 10:51.810
‫تو این چند روز چقدر این‌ور و اون‌ور دوئیدیم؟

10:51.900 --> 10:54.400
‫این حرفو نزن، گنبا. باید با ما باشی.

10:54.480 --> 10:57.610
‫شاید یه وقتایی به قدرتت نیاز داشته باشیم.

10:57.690 --> 11:00.200
‫ولی راست می‌گه، یکم داریم به خودمون فشار میاریم.

11:00.910 --> 11:04.620
‫شاید ارباب این‌دفعه دیگه داره زیاده‌روی می‌کنه.

11:09.750 --> 11:12.920
‫اونّو-دونو. نگفتین که حدود ۱۰۰ نفر از نیروهای دشمن...

11:13.000 --> 11:14.880
‫در شمال قلعه مستقر شدن؟

11:14.960 --> 11:17.420
‫بله. از شروع این جنگ تکون نخوردن.

11:17.920 --> 11:21.300
‫این‌جا نیستن! هیچ اثری از دشمن اون‌جا نیست!

11:27.810 --> 11:31.250
توکیوکی

11:27.810 --> 11:31.250
سادامونه

11:32.860 --> 11:34.230
‫خودشونن.

11:34.310 --> 11:35.730
‫کی رسیدن این‌جا؟

11:37.820 --> 11:40.820
‫پس، اون پیغام‌رسان بی‌قرار و کوچولو که این‌ور و اون‌ور می‌پرید،

11:40.900 --> 11:42.570
‫آخرشم خودت بودی.

11:43.450 --> 11:44.950
‫بهت نگفتم...

11:45.030 --> 11:47.740
‫که اگه تو میدون جنگ ببینمت، بدون تردید می‌کشمت؟

11:48.370 --> 11:51.040
‫اگه دستگیرت کنم، شکنجه‌ت بدم،

11:51.120 --> 11:53.920
‫و مجبورت کنم به تک‌تک جزئیات مربوط به دستورات سووا

11:54.000 --> 11:55.790
‫و دخالت‌شون تو جنگ اعتراف کنی،

11:55.880 --> 11:59.010
‫نه تنها این جنگ رو می‌برم،

11:59.090 --> 12:04.050
‫بلکه بهونه‌ی خوبی دستم می‌ده تا کار اون یوریشیگه رو هم تموم کنم!

12:04.140 --> 12:10.020
‫همه‌ی ۱۰۰ نفرتون، بریـــــــــن!

12:12.810 --> 12:15.400
‫بهشون رحم نکنین، حتی اگه بچه باشن!

12:15.480 --> 12:19.190
‫اگه شمشیر توی دستت باشه، همه توی میدون نبرد برابرن.

12:20.030 --> 12:22.030
‫اگه لازم شد دست و پاشون رو هم قطع کنین.

12:22.610 --> 12:25.530
‫فقط مطمئن شین جوری دستگیرشون می‌کنین که هنوز بتونن حرف بزنن.

12:26.370 --> 12:29.330
‫بچه جون! کوجیرو! اسب‌ها رو ول کنین!

12:34.420 --> 12:36.750
‫هنوز از سمت راست کاملا بهمون نزدیک نشدن.

12:36.840 --> 12:38.630
‫از تپه می‌ریم بالا و فرار می‌کنیم.

12:38.710 --> 12:39.840
‫باشه.

12:44.930 --> 12:45.970
‫آخ! این دیگه چیه؟

12:47.300 --> 12:49.310
این دیگه چه کوفتیه...؟

12:50.720 --> 12:53.140
‫بازم یه بمب دودزای دیگه از اون روباهه، هان؟

12:53.850 --> 12:57.610
‫قبلا دیدم که بمب دودزات بُرد محدودی داره.

12:58.440 --> 13:01.690
‫الانه که از توی دود بیرون بیای پس...

13:02.610 --> 13:03.650
‫همونجا!

13:08.030 --> 13:09.660
‫گرفتمش!

13:09.740 --> 13:11.950
‫گرفتیمش!

13:13.500 --> 13:15.000
‫بدبخت شدیم...

13:15.710 --> 13:17.460
‫گیر افتادیم.

13:19.920 --> 13:21.210
‫کارمون تمومه.

13:26.890 --> 13:27.890
‫ها؟

13:27.970 --> 13:29.930
کار کی بود؟

13:30.010 --> 13:32.020
‫اگه می‌پرسی کار کی بود...

13:32.100 --> 13:33.930
‫دیگه مجبور می‌شم جواب بدم.

13:34.020 --> 13:37.350
‫توری که آسمان پهن می‌کنه مخرج‌های بزرگی داره، ولی هیچ‌چیز ازش فرار نمی‌کنه.

13:37.440 --> 13:39.520
‫چون من خدای نگهبان کل شینانو هستم،

13:39.610 --> 13:40.900
‫و هیچ‌چیز از زیر نگاهم فرار نمی‌کنه.

13:40.980 --> 13:42.900
‫من نقاب شینانوام!

13:49.410 --> 13:50.830
‫در خدمت شما!

13:53.750 --> 13:55.160
‫یوریشیگه!

13:53.750 --> 13:55.160
!یوریشیگه

13:55.250 --> 13:56.370
‫یوریشیگه.

13:57.120 --> 13:58.460
‫اجازه بدین توضیح بدم!

13:58.540 --> 14:01.090
‫نقاب شینانو تجسم خود شینانوـه که هر وقت خطری در کاره پیداش می‌شه!

14:01.170 --> 14:03.010
‫گاهی طوفانی، گاهی دلسوز!

14:03.090 --> 14:04.880
‫یه موجود ماورائی برتر که کل شینانو رو

14:04.970 --> 14:06.840
‫تو عشق بی‌قید و شرطش غرق می‌کنه!

14:06.930 --> 14:07.930
‫اون یه قهرمان افسانه‌ایه، یه معجزه، مورد تحسین همه...

14:08.010 --> 14:10.890
‫اونی که کنارشه هم پروردگار گزارشگرا، موریتاکا-دونوـه!

14:16.140 --> 14:19.100
‫هرطور نگاهش کنی داد می‌زنه سووا یوریشیگه‌ست.

14:19.190 --> 14:21.820
‫این مرد تو «کارای مشکوک» استاد شده!

14:21.900 --> 14:26.150
‫نه به خدا! من نقاب سوواام!

14:26.240 --> 14:30.490
‫همین الان خودتم گفتی یه سوواای! حرفاتو یکی کن!

14:30.570 --> 14:32.240
‫از اونجایی که هنوز قانع نشدین،

14:32.330 --> 14:34.330
‫مجبوریم بذاریم حقایق خودشون حرف بزنن.

14:34.410 --> 14:35.700
‫تو این دوران آشفته،

14:35.790 --> 14:38.250
‫اگه می‌خوای مدرکی فراتر از هر شکی داشته باشی،

14:38.330 --> 14:40.330
‫باید مجرم رو حین انجام جرم دستگیر کنی.

14:40.420 --> 14:43.210
مایلین امتحان کنین، سادامونه-دونو؟

14:50.300 --> 14:51.640
‫عقب‌نشینی کنین!

14:51.720 --> 14:52.930
‫سادامونه-ساما!

14:53.010 --> 14:56.060
‫ما هم‌سطحیم، و تو موضع پایین‌تری هستیم.

14:56.140 --> 14:57.480
‫موقعیتمون اصلا خوب نیست.

14:57.560 --> 14:59.900
‫عقب‌نشینی! عقب‌نشینی!

15:02.400 --> 15:05.110
‫همین‌طوری تسلیم شدن.

15:06.070 --> 15:08.150
‫می‌دونستم. دارن به شرق عقب‌نشینی می‌کنن.

15:08.860 --> 15:10.570
‫دقیقا همون‌طور که انتظار داشتم، سادامونه.

15:10.660 --> 15:14.410
‫فرستادن ۱۰۰ سواره‌نظام به اینجا زدن دو نشون با یه تیر بود.

15:16.450 --> 15:19.960
‫هدف اصلی ۱۰۰ سواره‌نظام سادامونه،

15:20.040 --> 15:21.670
‫این بود که از جبهه‌ی مرکزی پشتیبانی کنن.

15:22.250 --> 15:24.800
‫اون دید که جبهه‌ی جنوبی تو بن‌بسته،

15:24.880 --> 15:26.380
‫و چون استفاده‌ی اضطراری‌ای براش نداشت،

15:26.460 --> 15:28.220
‫۱۰۰ تا از سواره‌نظامش رو فرستاد مرکز.

15:28.300 --> 15:30.550
‫همون استراتژی ما رو پیاده کرد.

15:31.510 --> 15:35.760
‫و هدف دومش. خب... شما بودی.

15:37.100 --> 15:39.270
‫شما متولی معبد بزرگ سووا هستی،

15:39.350 --> 15:41.560
‫که برای یه ماموریت مخفی توی میدون نبرد در حال گریزی.

15:41.650 --> 15:44.190
‫اگه بتونه دستگیرت کنه و مجبورت کنه همه‌چیز رو لو بدی،

15:44.270 --> 15:46.650
‫این یه بهونه‌ی عالی بهش می‌ده تا بیاد سراغ من.

15:48.110 --> 15:51.740
‫اون این ۱۰۰ سواره‌نظام رو فقط برای پشتیبانی از جبهه‌ی مرکزی نفرستاد،

15:51.820 --> 15:54.580
‫بلکه به عنوان یه تور برای شکار شما هم فرستاد.

15:55.410 --> 15:59.500
‫این آینده به یک‌باره به ذهنم رسید پس با بیشترین سرعت ممکن اومدم،

15:59.580 --> 16:01.750
‫ولی از این به بعد اوضاع قراره خیلی خطرناک‌تر بشه.

16:02.420 --> 16:04.130
‫دیگه کافیه، توکیوکی-ساما.

16:05.000 --> 16:07.750
‫بیاید وظیفه‌ی پیغام‌رسانی رو به بقیه بسپریم و خودمون برگردیم.

16:08.380 --> 16:09.800
برگردیم؟

16:09.880 --> 16:12.010
‫هر چی بیشتر از سووا دور می‌شم،

16:12.090 --> 16:15.050
‫و آدم‌های بیشتری وارد این جنگ می‌شن،

16:15.140 --> 16:17.310
‫پیش‌گویی‌هام هم دقتشون کمتر می‌شه.

16:19.140 --> 16:22.560
‫حالا که سادامونه متوجه ارزش استراتژیکت شما شده،

16:23.230 --> 16:25.440
‫ادامه دادن کار پیغام‌رسانی خیلی خطرناکه.

16:26.860 --> 16:27.860
‫نه.

16:28.400 --> 16:30.900
‫منم فکر می‌کنم باید برگردی.

16:30.990 --> 16:33.660
‫حسابی خودتو خسته کردی، ارباب.

16:33.740 --> 16:35.950
‫آره والا، خسته هم هستی،

16:36.030 --> 16:38.290
‫واسه همینم متوجه کمینشون نشدی.

16:38.370 --> 16:42.210
‫نه، نمی‌خوام این‌طوری برگردم.

16:45.000 --> 16:46.340
‫توکیوکی-ساما.

16:46.420 --> 16:50.380
‫هیچ ایده‌ای داری که نیروهای کمکی سه ژنرال بزرگ...

16:50.460 --> 16:51.800
‫از چه آدم‌هایی تشکیل شدن؟

16:52.630 --> 16:55.390
‫تک‌تکشون باور دارن روزی می‌رسه که...

16:55.470 --> 16:58.560
‫که سووا میوجین بلند می‌شه تا از مردم رنج‌کشیده‌ی شینانو

16:58.640 --> 17:00.020
‫دفاع کنه.

17:00.100 --> 17:03.270
‫همه‌شون حاضرن جون‌شون رو

17:03.350 --> 17:04.440
‫برای این جنگ فدا کنن.

17:05.100 --> 17:08.230
‫ولی... هیچ نیازی نیست که شما هم همین کارو بکنی.

17:08.860 --> 17:12.440
‫سلامتی شما برای احیای شوگون‌سالاری حیاتیه.

17:12.530 --> 17:15.780
‫الان اصلاً لزومی به انجام چنین کارهای خطرناکی نیست. بسپریدش ـ

17:15.860 --> 17:17.410
‫متوجه نیستین؟

17:19.080 --> 17:21.700
‫من می‌خوام برات مفید باشم!

17:22.870 --> 17:25.620
‫تو بار سرنوشت رو به دوش می‌کشی،

17:25.710 --> 17:28.880
‫ولی من همش‌ دارم می‌گیرم،

17:28.960 --> 17:30.380
‫بدون اینکه چیزی رو پس بدم.

17:32.260 --> 17:35.630
‫وقتی نگاه می‌کنم و می‌بینم همه‌ی متحدین‌مون تو ایمانشون به تو متحدن،

17:36.510 --> 17:39.720
‫حس می‌کنم بالاخره دارم زحماتت رو جبران می‌کنم،

17:40.430 --> 17:41.770
‫و این خوشحالم می‌کنه.

17:44.060 --> 17:47.100
‫حتی با این وجود، بازم باید برگردیم؟

17:52.230 --> 17:53.740
‫این حرفو من باید می‌زدم.

17:54.490 --> 17:55.530
یوریشیگه-دونو؟

17:56.200 --> 17:57.490
‫بسیار خب!

17:57.570 --> 18:00.740
‫اگه این‌قدر بهش اهمیت می‌دی، می‌تونی به وظایفت ادامه بدی.

18:00.830 --> 18:03.330
‫ولی جنگیدن مطلقا ممنوع. غدقنه!

18:03.410 --> 18:05.120
‫فقط رو رسوندن پیام تمرکز کن،

18:05.210 --> 18:07.750
‫و فقط از عقب نظاره‌گر جنگ باش.

18:07.830 --> 18:09.210
‫چشم!

18:09.290 --> 18:10.500
‫ای بابا.

18:11.300 --> 18:14.050
‫لطفا ۱۰۰ نفر از بهترین سواره‌نظام‌های معبد بزرگ سووا رو بردارین...

18:14.130 --> 18:15.720
‫و مستقیم برین سمت جبهه‌ی مرکزی.

18:16.590 --> 18:18.890
‫با این کار، جنگ کاملاً برابر می‌شه.

18:18.970 --> 18:22.850
‫اگه کوچیک‌ترین احساس خطری کردی، فراموش نکن همیشه می‌تونی فرار کنی.

18:26.480 --> 18:30.440
‫ممنون، یوریشیگه-دونو. من دیگه رفتم.

18:35.240 --> 18:37.400
‫و رفتنشون...

18:50.080 --> 18:52.340
‫اینکه شاهد این باشم که روز به روز چقدر بزرگ‌تر می‌شی...

18:53.300 --> 18:55.010
‫چقدر مورد تحسین قرار می‌گیری...

18:56.470 --> 19:00.390
‫اونی که بدون پس دادن فقط داره می‌گیره، منم.

19:16.570 --> 19:19.740
‫حمله!

19:23.740 --> 19:27.310
جبهه‌ی مرکزی

19:23.740 --> 19:27.310
سرنوشت‌

19:23.740 --> 19:27.310
ساز

19:23.740 --> 19:27.310
نبرد

19:36.760 --> 19:38.590
‫ایچیکاوا تو شمال چی شد؟

19:38.670 --> 19:40.630
‫می‌تونیم برای کل روز همونجا زمین‌گیرش کنیم.

19:41.430 --> 19:44.100
‫مراقب اون گنده‌بگ بدجنس باش!

19:41.430 --> 19:44.100
‫چون ارتش موچیزوکی داره کلک می‌زنه و...

19:44.180 --> 19:45.930
‫و در اوج ذکاوت از پشت به ایچیکاوا حمله می‌کنه.

19:46.010 --> 19:48.390
این دیگه چه کوفتیه؟

19:46.010 --> 19:48.390
‫جدی؟ اینطوری دیگه خیالمون راحته.

19:48.480 --> 19:52.310
‫خب دیگه، می‌رم که توی میدون نبرد پیش پدرم باشم.

19:52.860 --> 19:56.980
‫عالیه. الان می‌تونیم تمام زورمون رو روی جبهه‌ی مرکزی متمرکز کنیم.

19:57.990 --> 20:01.530
‫جناب پیغام‌رسان گزارش دادن که هوشینا هم داره مسلط می‌شه.

20:01.610 --> 20:04.070
‫بیاین امروز دیگه کارو تموم کنیم.

20:06.330 --> 20:08.950
‫خوبه. دارن حسابی به عقب می‌روننشون.

20:09.040 --> 20:11.040
‫آره. یه نگاه سریع به اطراف انداختم،

20:11.120 --> 20:13.420
‫و هم ارتش هوشینا و هم ارتش شینومیا...

20:13.500 --> 20:14.750
‫روحیه‌ی جنگندگی خیلی بالایی دارن.

20:15.540 --> 20:17.500
‫با نبردی به این آشفتگی،

20:17.590 --> 20:20.130
‫حتی ۱۰۰ سواره‌نظام سادامونه هم نمی‌تونه کفه ترازو رو به نفعشون سنگین کنه.

20:20.880 --> 20:22.590
‫ما می‌تونیم تو این جنگ پیروز بشیم.

20:47.330 --> 20:49.240
‫اون چیه؟

20:54.250 --> 20:55.250
هــــا؟

20:56.380 --> 20:58.300
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

20:58.380 --> 20:59.920
یه کجاوره؟

21:05.390 --> 21:11.850
‫همه‌تون رو با خاک یکسان می‌کنم، ای تفاله‌های قانون‌شکن!

21:35.250 --> 21:38.210
هوشینا-ساما! باید عقب‌نشینی کنیم و دوباره.ــ

21:41.710 --> 21:43.920
‫بی‌پدرا!

21:45.550 --> 21:47.470
‫بزرگ‌ترین و هیکلی‌ترین مردهای اطراف رو جمع کردم،

21:47.550 --> 21:50.890
‫بهشون پول دادم تا کجاوه‌ی منو حمل کنن و به عنوان محافظ شخصیم خدمت کنن.

21:50.970 --> 21:54.060
‫و از همینجا به همه‌شون شلیک می‌کنم،

21:54.140 --> 21:56.900
‫تو امنیت کاملِ اتاقک کوچولوی خودم.

21:56.980 --> 22:02.230
‫این... نقشه‌ی انحصاریِ کجاوه‌ی جنگیِ منه!

22:05.000 --> 22:15.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:38.120 --> 23:38.960
‫بزن بریم!
