1
00:00:01,000 --> 00:00:02,960
سال 1335

2
00:00:03,120 --> 00:00:07,040
در اعماق کوه‌های سووا

3
00:00:14,430 --> 00:00:15,470
‫بگیر که اومد!

4
00:00:15,550 --> 00:00:16,550
‫عمراً!

5
00:00:18,760 --> 00:00:22,680
‫عجب روحیه‌ی فوق‌العاده‌ای! اصلاً شبیه تمرین نیست.

6
00:00:22,770 --> 00:00:25,940
توکیوکی-ساما. کسی رو بینشون می‌شناسید؟

7
00:00:29,320 --> 00:00:32,030
‫تا حالا هیچ‌کدومشون رو تو معبد بزرگ سووا ندیدم.

8
00:00:33,150 --> 00:00:35,820
‫همه‌شون از ملازمان بازمانده‌ی خاندان هوجو هستن.

9
00:00:37,370 --> 00:00:40,910
‫هر وقت که به شینانو پناه می‌آوردن، ما مخفیانه بهشون پناه می‌دادیم.

10
00:00:40,990 --> 00:00:43,290
‫الان بیشتر از صد نفرشون اینجان.

11
00:00:44,080 --> 00:00:49,500
‫این افراد تو نبرد بزرگ پیش‌رو به عنوان ارتش شخصی شما خدمت می‌کنن.

12
00:00:50,590 --> 00:00:54,880
‫برای اینکه زنده‌موندنتون یه راز بمونه، تا الان پنهانتون کردیم.

13
00:00:54,970 --> 00:00:58,260
‫هیچ‌کدومشون نمی‌دونن چه شکلی هستید.

14
00:00:58,350 --> 00:01:02,220
‫وقتی زمانش برسه، خودتون هویتتون رو براشون فاش کنید.

15
00:01:02,310 --> 00:01:05,560
‫روحیه‌شون حسابی میره بالا.

16
00:01:07,730 --> 00:01:10,480
‫دلم می‌خواست بگم که پیروزیمون قطعیه، اما...

17
00:01:10,570 --> 00:01:12,650
‫فقط می‌تونم بهش احترام بذارم.

18
00:01:12,730 --> 00:01:15,360
‫همیشه جوری روی مخم میره که انگار هیچ کار دیگه‌ای نداره.

19
00:01:16,030 --> 00:01:19,320
‫اما پشت‌پرده داشته همه‌چیز رو آماده می‌کرده.

20
00:01:20,660 --> 00:01:21,660
‫خب حالا.

21
00:01:23,410 --> 00:01:27,960
‫چند نفری هستن که دلم می‌خواد بهتون معرفیشون کنم.

22
00:01:29,460 --> 00:01:31,920
‫اینا سه ژنرال بزرگ فرقه‌ی سووا هستن،

23
00:01:32,000 --> 00:01:34,380
‫ملازمانی که مستقیماً به من خدمت می‌کنن.

24
00:01:35,010 --> 00:01:38,800
‫قراره تو نبردهای آینده بهمون ملحق بشن.

25
00:01:38,890 --> 00:01:40,100
‫نبردهای آینده؟

26
00:01:40,760 --> 00:01:44,220
‫اون استاندار داره برای یه حمله‌ی همه‌جانبه آماده میشه.

27
00:01:44,310 --> 00:01:47,100
‫گزارش‌هایی هم به دستمون رسیده که رفتارش عوض شده.

28
00:01:47,850 --> 00:01:51,020
‫بیاید متحدامون رو تو سراسر کشور نجات بدیم،

29
00:01:51,110 --> 00:01:53,230
‫و هم‌زمان قدرتمون رو برای نبرد بزرگ جمع کنیم!

30
00:01:53,250 --> 00:02:03,250
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

31
00:03:26,740 --> 00:03:29,750
‫سه ژنرال بزرگ و مورد اعتماد من!

32
00:03:29,830 --> 00:03:34,540
‫یه خبر خیلی شگفت‌انگیز براتون دارم!

33
00:03:36,590 --> 00:03:41,800
‫این چوجومارو که از سال پیش تو معبد بزرگ سووا خدمت می‌کرده،

34
00:03:41,880 --> 00:03:46,470
‫در واقع هوجو توکیوکی-ساما، وارث خاندان هوجوـه!

35
00:03:47,350 --> 00:03:48,390
‫عجب.

36
00:03:48,470 --> 00:03:50,060
‫همین؟

37
00:03:50,140 --> 00:03:53,900
‫به خدا می‌تونین واکنش بهتری داشته باشین!

38
00:03:53,980 --> 00:03:58,570
‫می‌خواستم صورت شوکه‌شده‌تون رو ببینیم! قرار بود خوش بگذرهههه!

39
00:03:59,650 --> 00:04:01,990
‫ما پیش از هرچیزی ملازم‌های شماییم، بوریشیگه-ساما.

40
00:04:02,070 --> 00:04:03,700
ژنرال بزرگ جناح راست، نزو یورینائو از فرقه رودخانه

41
00:04:03,780 --> 00:04:06,830
‫اگر شما تصمیم گرفتید از خاندان هوجو حمایت کنید،

42
00:04:06,910 --> 00:04:09,240
‫پس ما هم فقط از شما پیروی می‌کنیم.

43
00:04:11,160 --> 00:04:13,330
‫داستان از این قراره، ارباب جوان.

44
00:04:13,420 --> 00:04:15,750
‫لطفاً منو ببخشید که بدون اینکه بشناسمتون، خواستم برام ساکه بریزید.

45
00:04:15,830 --> 00:04:17,460
‫ژنرال بزرگ جناح چپ،
‫ موچیزوکو شیگنوبو از فرقه سووا

46
00:04:18,710 --> 00:04:21,920
‫اگه ماها رفتار متفاوتی باهاتون داشته باشیم، فقط باعث به خطر افتادنتون می‌شه.

47
00:04:22,470 --> 00:04:26,680
‫تا روزی که هویتتون فاش بشه، مثل تا به الان... شما همون چوجومارو باقی می‌مونید.

48
00:04:26,760 --> 00:04:30,390
‫جلوی بقیه دقیقاً مثل همیشه باهاتون رفتار می‌کنیم.

49
00:04:31,390 --> 00:04:32,810
‫مشکلی نیست؟

50
00:04:32,890 --> 00:04:34,810
ژنرال بزرگ جناح مرکز، اونّو یوکیاسو از فرقه دزدان

51
00:04:38,860 --> 00:04:41,070
‫میوجین-ساما اشکش در اومده.

52
00:04:41,610 --> 00:04:44,400
‫موچیزوکی-دونو، یه چیز شیرین بهشون بده.

53
00:04:44,490 --> 00:04:46,280
‫یوریشیگه-دونو، بفرمایید.

54
00:04:46,370 --> 00:04:48,200
‫خوشمزه‌ست ها.

55
00:04:48,280 --> 00:04:50,910
‫فاصله‌ی از روی احترامشون رو باهام حفظ می‌کنن.

56
00:04:51,410 --> 00:04:56,290
‫اینا جنگجوهایی هستن که نه به هوجو، بلکه به یوریشیگه-دونو وفادارن.

57
00:04:56,880 --> 00:04:59,550
‫اونا زندگیشون رو وقف سووا میوجین و شینانو می‌کنن.

58
00:05:00,710 --> 00:05:04,550
‫می‌تونستم پیوندی رو که از طریق سال‌ها اعتماد متقابل ایجاد کرده بودن حس کنم.

59
00:05:04,630 --> 00:05:07,220
اقامتگاه استاندار

60
00:05:09,180 --> 00:05:12,770
‫رحم کنید! لطفاً... به زنم رحم کنید!

61
00:05:16,140 --> 00:05:22,230
‫قاضی داشته برای یه شورش ارتش جمع می‌کرده! تمام چیزی که می‌دونم همینه.

62
00:05:28,120 --> 00:05:29,490
‫عزیزم!

63
00:05:33,500 --> 00:05:39,920
‫توی زمستون، کشتار بهترین کاره. البته که منظورم کشتار شورشیاست.

64
00:05:40,000 --> 00:05:43,340
‫واقعاً که معلم بی‌نظیری هستین، اوگاساوارا-دونو.

65
00:05:43,420 --> 00:05:47,470
‫تیراندازیم خیلی بهتر شده، مگه نه؟

66
00:05:47,550 --> 00:05:48,550
‫دقیقاً.

67
00:05:48,640 --> 00:05:50,930
‫ما این دهاتیا رو تا جایی شکنجه دادیم که اعتراف کنن،

68
00:05:51,010 --> 00:05:54,520
‫اما هنوزم خیلیاشون مخفیانه باهام مخالفت می‌کنن.

69
00:05:54,600 --> 00:05:58,730
‫با این‌حال من با کلی خیرخواهی بهشون حکومت کردم.

70
00:05:58,810 --> 00:06:01,940
‫من یه فرمان سلطنتی از امپراتور گرفتم.

71
00:06:02,020 --> 00:06:05,690
‫این‌بار، تک‌تک اون شورشیا رو قتل‌عام می‌کنیم!

72
00:06:09,490 --> 00:06:12,330
‫تعصب و بی‌رحمیش بیشتر شده.

73
00:06:12,410 --> 00:06:17,210
‫بعد از فرار به کیو، کلاً یه آدم دیگه شده و برگشته.

74
00:06:17,960 --> 00:06:20,080
‫مهارتش تو تیراندازی چطور؟

75
00:06:20,170 --> 00:06:24,840
‫پیشرفت کرده، اما هنوز در حد سرگرمی یه نجیب‌زاده‌ست.

76
00:06:24,920 --> 00:06:28,300
‫فقط به این خاطر که می‌تونه دهاتیای بی‌دفاع رو با تیر بزنه،

77
00:06:28,380 --> 00:06:30,840
‫معنیش این نیست که تو میدون جنگ هم به دردی می‌خوره.

78
00:06:32,010 --> 00:06:34,680
‫با این حال، اعتمادبه‌نفس عجیبی داره.

79
00:06:34,770 --> 00:06:38,480
‫یعنی واقعاً قصد داره خودش تو خط مقدم فرماندهی کنه؟

80
00:06:39,690 --> 00:06:45,530
‫مارس ۱۳۳۵. شعله‌های درگیری سراسر شینانوی شمالی رو فرا می‌گیرد.

81
00:06:46,150 --> 00:06:49,450
‫در پاسخ، امپراتور گودایگو یک فرمان سلطنتی صادر کرد؛

82
00:06:49,530 --> 00:06:53,620
‫و خواستار یک حمله‌ی هم‌زمان به نیروهای طرفدار هوجو در سراسر کشور شد.

83
00:06:54,620 --> 00:06:57,330
‫در شینانوی شمالی، توکویوا در شمال مستقر بود،

84
00:06:58,160 --> 00:07:03,710
‫هوشینا و شینومیا در مرکز، و تومومیتسو اینوکای در جنوب مستقر بودند.

85
00:07:05,000 --> 00:07:08,010
‫با هدف قرار دادن این سه نیروی مقاومت به عنوان اهداف اصلیشون،

86
00:07:08,090 --> 00:07:10,800
‫ارتش‌های متحد استاندار و فرماندار...

87
00:07:10,880 --> 00:07:12,760
‫یک حمله‌ی هم‌زمان رو آغاز کردند.

88
00:07:13,680 --> 00:07:16,890
‫تا قیام هوجو توکیوکی چهار ماه باقی مونده بود.

89
00:07:17,470 --> 00:07:20,560
‫این بزرگ‌ترین و آخرین نبرد قبل از قیام می‌بود.

90
00:07:21,600 --> 00:07:23,230
‫سه ژنرال بزرگ تو راه هستن،

91
00:07:23,310 --> 00:07:28,940
‫و هر کدوم یه نیروی کوچیک از جنگجوهای زبده رو به عنوان نیروی کمکی مخفی رهبری می‌کنن.

92
00:07:29,570 --> 00:07:31,950
‫اونوقت ما قراره به کدومشون ملحق بشیم؟

93
00:07:32,660 --> 00:07:38,580
‫هیچ‌کدومشون. مأموریت جنگجویان گریزان این‌بار... نامه‌رسانیه.

94
00:07:38,660 --> 00:07:39,710
‫نامه‌رسانی؟

95
00:07:39,790 --> 00:07:44,590
‫شما از یه میدون جنگ به میدون دیگه می‌رید و گزارش‌ها و دستورات رو می‌برید.

96
00:07:45,460 --> 00:07:48,800
‫این عملیات شامل چندین میدون جنگ توی یه منطقه‌ی وسیع می‌شه.

97
00:07:48,880 --> 00:07:52,930
‫برای اطمینان از اینکه هر میدون جنگ اطلاعات حیاتی رو دریافت می‌کنه،

98
00:07:53,010 --> 00:07:56,310
‫به پیک‌هایی نیاز داریم که هرگز گیر نیفتن.

99
00:07:56,890 --> 00:07:59,220
‫نباید گیر بیفتیم.

100
00:07:59,890 --> 00:08:01,640
‫چقدر سخت.

101
00:08:02,640 --> 00:08:07,570
‫هدفمون مثل قبله: تلفات متحدینمون رو به حداقل برسونیم.

102
00:08:08,190 --> 00:08:09,780
‫از یه میدون جنگ به میدون دیگه سفر کنید،

103
00:08:09,860 --> 00:08:13,450
‫و از این فرصت استفاده کنید تا درباره‌ی مورد اعتمادترین ملازمانم بیشتر یاد بگیرید.

104
00:08:13,530 --> 00:08:15,780
‫اولین مقصدتون بخش جنوبیِ شینانوی شمالیه.

105
00:08:15,870 --> 00:08:19,200
‫اونجا، اینوکای-دونو و اونّو-دونو تو قلعه‌ی فوکاشی منتظرتونن.

106
00:08:19,290 --> 00:08:21,120
‫اونا درباره‌ی نقشه بهتون توضیح می‌دن.

107
00:08:21,790 --> 00:08:24,370
مرز جنوبی شینانو، قلعه فوکاشی

108
00:08:30,300 --> 00:08:32,910
‫نامه‌رسان از معبد بزرگ سووا؟

109
00:08:31,840 --> 00:08:33,090
قاضی فوکاشی

110
00:08:31,840 --> 00:08:33,090
اینوکای تومومیتسو

111
00:08:33,180 --> 00:08:36,300
‫آها، پس تو همون بچه‌ای هستی که این‌قدر درباره‌ش شنیدم.

112
00:08:36,390 --> 00:08:39,520
‫چی؟ بقیه در موردم حرف می‌زنن؟

113
00:08:39,600 --> 00:08:42,600
‫آره! می‌گن یه بچه‌ای تو معبد بزرگ سووا هست،

114
00:08:42,680 --> 00:08:44,560
‫که بهترین استاد فرار تو کل کشوره.

115
00:08:44,650 --> 00:08:48,270
‫یه عجیب‌الخلقه‌ی کوچولو و لخت که مثل حیوونای جفت‌گیر تو کل میدون جنگ می‌دوـه.

116
00:08:48,360 --> 00:08:49,360
‫اغراقه!

117
00:08:49,440 --> 00:08:52,240
‫نه، اون‌قدرام اغراق نیست.

118
00:08:52,320 --> 00:08:54,700
‫جنگ چطور پیش میره؟

119
00:08:54,780 --> 00:08:57,910
‫یوریشیگه-ساما بهمون گفتن که به خودمون فشار نیاریم و اگه لازم شد عقب‌نشینی کنیم.

120
00:08:57,990 --> 00:08:59,540
‫مسئله اینه که...

121
00:09:00,910 --> 00:09:05,370
‫نیروهای کمکی اونّو-ساما تعداد کمی دارن، اما به‌شکل باورنکردنی‌ای قوی‌ان.

122
00:09:05,460 --> 00:09:08,750
‫حتی نذاشتن ارتش اوگاساوارا به این قلعه نزدیک بشه.

123
00:09:11,210 --> 00:09:15,050
‫اونّو-ساما واقعاً... خیلی خفنه.

124
00:09:15,130 --> 00:09:16,390
چجور آدمی‌ان؟

125
00:09:16,470 --> 00:09:18,760
‫اون بهترین ژنرال تو فرقه‌ی سوواست.

126
00:09:18,850 --> 00:09:23,480
‫دستاوردهاش غیرقابل‌شمارشه. همیشه خونسرد و آرومه.

127
00:09:23,560 --> 00:09:26,650
‫حتی بدون زره‌ـش هم خفن به نظر می‌رسه.

128
00:09:27,600 --> 00:09:30,860
‫دخترای راهبه‌ای که از مردای بزرگ‌تر خوششون میاد هم عاشقشن.

129
00:09:30,940 --> 00:09:34,780
‫با همه مهربونه و خیلی هم باملاحظه‌ست. همین باعث میشه خفن‌تر هم بشه.

130
00:09:35,360 --> 00:09:39,240
‫اما هر وقت اینو به بزرگترا میگم، فقط می‌خندن.

131
00:09:39,320 --> 00:09:40,410
‫چرا؟

132
00:09:40,490 --> 00:09:45,710
‫مدام می‌گن «تو هنوز نمی‌دونی چی واقعاً اونو این‌قدر خفن کرده.»

133
00:09:48,290 --> 00:09:49,460
‫چوجومارو-دونو شمایین.

134
00:09:50,290 --> 00:09:53,800
‫بهشون بگو این قلعه به این زودی‌ها سقوط نمی‌کنه.

135
00:09:53,880 --> 00:09:56,720
‫نه تا وقتی که من، اونّو یوکیساسو اینجام!

136
00:09:56,800 --> 00:09:59,600
‫خـ‌ـ خیلی خفنه!

137
00:10:01,720 --> 00:10:03,540
‫دروازه‌ی شمالی شکسته شد!

138
00:10:03,750 --> 00:10:04,310
چی؟

139
00:10:04,890 --> 00:10:07,520
‫سادامونه... مثل همیشه فوق‌العاده‌ست.

140
00:10:07,600 --> 00:10:10,190
‫نیرویی که تازه عقب روندیمشون فقط برای پرت کردن حواس بود.

141
00:10:10,270 --> 00:10:14,900
‫اونا حواسمون رو به جنوب پرت کردن و نیروهاشون رو به سمت شمال فرستادن.

142
00:10:16,860 --> 00:10:19,320
‫اونّو-دونو... چیزه...

143
00:10:19,990 --> 00:10:21,450
‫چوجومارو-دونو.

144
00:10:22,530 --> 00:10:24,830
‫تا حالا با یه زن خوابیدی؟

145
00:10:24,910 --> 00:10:25,910
‫ها؟

146
00:10:26,000 --> 00:10:32,340
‫مگه می‌شه!؟ ما فقط ده‌سالمونه. خب، یه روزی ما هم مثل شما میشیم،اونّو-ساما.

147
00:10:32,420 --> 00:10:34,130
‫منم همین‌طور.

148
00:10:35,510 --> 00:10:36,880
‫منم تا حالا نخوابیدم.

149
00:10:40,720 --> 00:10:43,680
‫من کنار زنا کاملاً دست‌و‌پامو گم می‌کنم.

150
00:10:43,760 --> 00:10:46,380
‫فقط کافیه یه زن باهام حرف بزنه تا قلبم تند‌تند بزنه.

151
00:10:46,380 --> 00:10:47,170
چی؟

152
00:10:47,170 --> 00:10:48,980
‫وقتی دخترای راهبه دورم جمع میشن.

153
00:10:49,060 --> 00:10:51,940
‫این‌قدر دستپاچه می‌شم که حس می‌کنم دارم آتیش می‌گیرم.

154
00:10:52,020 --> 00:10:54,900
‫چرا یهو داره درباره‌ی این موضوع حرف می‌زنه؟

155
00:10:57,820 --> 00:11:03,240
‫من ذره ذره‌ی اون اشتیاق رو صرف خدمت به سووا میوجین می‌کنم.

156
00:11:04,950 --> 00:11:07,540
‫هر قطره‌ی خونی که برای یه زن به جوش میاد رو،

157
00:11:07,620 --> 00:11:10,790
‫می‌ریزم توی ماهیچه‌هام و روحیه‌ی مبارزه‌طلبی که دارم.

158
00:11:12,330 --> 00:11:14,090
‫ می‌جوشه، پس منم هدایتش می‌کنم.

159
00:11:14,710 --> 00:11:19,340
‫هدایتش می‌کنم و خودم رو می‌سازم. دهه‌هاست که دارم خودم رو صیقل میدم.

160
00:11:20,630 --> 00:11:23,720
‫یه جنگجوی کاماکورایی که تا ۳۰ سالگی باکره بمونه...

161
00:11:35,230 --> 00:11:36,730
‫تبدیل به خدای کشتار می‌شه.

162
00:11:37,940 --> 00:11:40,240
‫چـ ـ چه بـاحـالـه!

163
00:11:44,620 --> 00:11:46,450
برملا کردن راز جنگجویان کاماکورا

164
00:11:46,540 --> 00:11:51,750
‫خیلی از ورزشکارهای رزمی مدت‌ها قبل از مسابقه، از روابط عاشقانه پرهیز می‌کنند.

165
00:11:53,210 --> 00:11:57,800
‫ما با یک استاد در موسسه‌ی علوم ورزشی خیالی ژاپن صحبت کردیم.

166
00:11:57,880 --> 00:12:01,090
‫ایشون متخصص تأثیر پرهیز مقاربه بر روی عملکرد ورزشی هستند.

167
00:12:03,050 --> 00:12:05,800
‫نظریه‌ای وجود دارد که می‌گوید پرهیز از روابط عاشقانه قبل از مسابقه...

168
00:12:05,890 --> 00:12:10,850
‫سطح تستوسترون و نورآدرنالین را بالا می‌برد.

169
00:12:10,930 --> 00:12:15,810
‫افزایش تستوسترون ناشی از پرهیز، باعث افزایش نورآدرنالین نیز می‌شود.

170
00:12:15,900 --> 00:12:18,190
‫انرژی برای مبارزه ذخیره می‌شود...

171
00:12:18,280 --> 00:12:21,530
‫و تبدیل بک یک قدرت اولیه و انفجاری می‌شود.

172
00:12:22,240 --> 00:12:26,870
‫اگر جنگجوهای کاماکورا که حتی از آدم‌های امروزی نیز خون‌گرم‌تر بودند،

173
00:12:26,950 --> 00:12:30,450
‫یک عمر امیال خود را سرکوب کرده و تمام آن انرژی را صرف مبارزه می‌کردند...

174
00:12:31,330 --> 00:12:35,710
‫احتمالاً به خدایان کشتاری فراتر از تصورات ما تبدیل می‌شدند.

175
00:12:44,260 --> 00:12:47,760
‫قبل از اینکه تیکه‌های کاغذ به زمین برسه، ده نفر رو تیکه‌تیکه کرد.

176
00:12:48,510 --> 00:12:51,180
‫هنوز میل بین زن و مرد رو درست نمی‌فهمم،

177
00:12:51,270 --> 00:12:54,440
‫اما همیشه بهم گفتن که نمی‌شه سرکوبش کرد.

178
00:12:55,020 --> 00:12:59,400
‫با این‌حال، اون دهه‌هاست که با وفاداری و ایمان تحملش کرده.

179
00:12:59,480 --> 00:13:03,900
‫و برخلاف یه راهب، این امیال دنیوی رو کنار نذاشته یا فراموش نکرده.

180
00:13:03,990 --> 00:13:07,160
‫تمام این مدت گذاشته اون امیال درونش بجوشن.

181
00:13:07,740 --> 00:13:11,080
‫از ملازم‌های یوریشیگه-دونو کم‌تر از اینم انتظار نمی‌ره.

182
00:13:11,160 --> 00:13:13,660
‫فقط همچین سطحی از وفاداری می‌تونه چنین چیزی رو ممکن کنه.

183
00:13:16,750 --> 00:13:19,550
‫خیلی‌خب. فعلاً روندیمشون عقب.

184
00:13:19,630 --> 00:13:22,010
‫اما این جنگ به این راحتی‌ها تموم نمی‌شه.

185
00:13:22,760 --> 00:13:26,300
‫شیزوکو، از وضعیت هر سه تا میدون جنگ خبر داری، درسته؟

186
00:13:26,390 --> 00:13:27,800
‫بـ ـ بله.

187
00:13:31,140 --> 00:13:35,690
‫میدون جنگ شمالی، ایچیکاوا در برابر موچیزوکی-ساما و توکوایوا-ساماست..

188
00:13:35,770 --> 00:13:37,860
‫میدون جنگ مرکزی، استاندار...

189
00:13:37,940 --> 00:13:39,860
‫در برابر نِزو-ساما و گروه هوشیناست.

190
00:13:39,940 --> 00:13:44,070
‫این‌جا در جنوب هم سادامونه در برابر اونّو-ساما و اینوکای-ساماست.

191
00:13:44,970 --> 00:13:48,780
‫هر طرفی که در نبرد خودش پیروز بشه، می‌تونه به بقیه کمک کنه.

192
00:13:49,280 --> 00:13:53,330
‫یعنی اگه حتی یه جبهه هم سقوط کنه، ممکنه کل عملیات از هم بپاشه.

193
00:13:53,410 --> 00:13:57,250
‫پس سه تا میدون جنگ باید با هم در ارتباط باشن و همکاری کنن.

194
00:13:59,840 --> 00:14:01,170
‫دقیقاً همین‌طوره.

195
00:14:02,090 --> 00:14:05,090
‫بین این سه تا، ارتش سادامونه از همه قوی‌تره.

196
00:14:05,170 --> 00:14:07,930
‫اگه اوضاع همین‌طور پیش بره، می‌تونیم ده روز این‌جا زمین‌گیرشون کنیم.

197
00:14:08,680 --> 00:14:10,800
‫در بهترین حالت، ارتش ایچیکاوا در شمال...

198
00:14:11,290 --> 00:14:13,060
‫و ارتش استاندار که در مرکز قرار داره...

199
00:14:13,370 --> 00:14:14,140
‫بیاین بی‌خیالش بشیم.

200
00:14:13,750 --> 00:14:16,440
‫...بعد از دادن تلفات سنگین مجبور به عقب‌نشینی می‌شن.

201
00:14:14,630 --> 00:14:15,210
‫باشه.

202
00:14:17,020 --> 00:14:19,400
‫این پیام رو به جبهه‌های شمالی و مرکزی برسون.

203
00:14:19,480 --> 00:14:23,440
‫ببین اون‌جا اوضاع چطوره، بعد متناسب با شرایط عمل کن.

204
00:14:23,530 --> 00:14:27,320
‫متوجه شدم اونّو-دونو. همین الان راه میفتیم.

205
00:14:29,200 --> 00:14:33,330
‫صبر کنین! هنوز هم دشمن نزدیک قلعه هست.

206
00:14:33,410 --> 00:14:35,500
‫باید تا شب صبر کنین بعد راه بیفتین.

207
00:14:35,580 --> 00:14:38,250
‫اگه تا شب صبر کنیم، اطلاعات خیلی دیر می‌رسه.

208
00:14:38,330 --> 00:14:41,380
‫باید هرچه زودتر پیام رو به متحدانمون برسونیم.

209
00:14:42,040 --> 00:14:44,090
‫نگران نباشید. گیر نمیفتیم.

210
00:14:44,740 --> 00:14:46,990
‫خیلی‌خب، بچه‌ها. وقت فراره.

211
00:14:47,220 --> 00:14:48,340
‫به روی چشم.

212
00:14:57,430 --> 00:15:01,360
‫اون‌ها... نامه‌رسان‌های دشمنن! بکشیدشون!

213
00:15:07,820 --> 00:15:09,200
‫بچه‌ها همه مستقیم برین.

214
00:15:09,820 --> 00:15:12,660
‫من دور می‌زنم و حواسشون رو پرت می‌کنم.

215
00:15:24,710 --> 00:15:25,710
‫بگیریدش!

216
00:15:33,550 --> 00:15:35,430
‫ااااه... پسره‌ی گستاخ!

217
00:15:35,510 --> 00:15:39,730
‫این پسره... تو این یه‌سال سوارکاریش خیلی بهتر نشده؟

218
00:15:39,810 --> 00:15:42,020
‫بهش یاد دادم چطور با اسب فرار کنه.

219
00:15:42,100 --> 00:15:46,190
‫وقتی فهمید این کار به فرارش کمک می‌کنه، با جون و دل تمرین کرد.

220
00:15:46,280 --> 00:15:48,690
‫تا حالا این‌قدر سرزنده ندیده بودمش.

221
00:15:48,780 --> 00:15:53,120
‫پس این همون استاد معروف فراره. چشم‌هاش پُرن از انگیزه برای زنده‌موندن.

222
00:15:54,070 --> 00:15:55,870
‫ما هم باید ازش یاد بگیریم!

223
00:15:57,490 --> 00:16:01,420
‫واقعاً که سامورایی گریزانیه. تأثیر خوبی رومون گذاشته.

224
00:16:01,920 --> 00:16:03,580
‫خب پس...

225
00:16:08,710 --> 00:16:14,140
‫دلم می‌خواد منم ملازمان زنی داشته باشم که این‌جوری دورم حلقه بزنن!

226
00:16:20,390 --> 00:16:24,810
جبهه‌ی مرکزی

227
00:16:20,390 --> 00:16:24,810
کاواناکاجیما

228
00:16:25,730 --> 00:16:29,030
‫جناب نامه‌رسان! خیلی وقت بود ندیده بودمتون. واقعاً یه سال گذشته؟

229
00:16:29,110 --> 00:16:31,860
‫هوشینا-دونو. خیلی خوشحالم که می‌بینم سالمید.

230
00:16:35,240 --> 00:16:37,620
‫اومدی کمک؟ چه گل‌پسری هستی، کوجیرو!

231
00:16:38,580 --> 00:16:42,370
‫بس کنین پیرپاتالا! اومدم این‌جا یه پیغام برسونم برم!

232
00:16:47,090 --> 00:16:49,880
‫هوشینا-ساما، می‌شه بفرمایید اوضاع جنگ چطور پیش می‌ره؟

233
00:16:50,450 --> 00:16:52,720
‫هر جا رو که نگاه می‌کنی بن‌بسته.

234
00:16:52,800 --> 00:16:55,140
‫میدون جنگ خیلی بزرگ‌تر از دفعه‌ی قبله.

235
00:16:55,840 --> 00:16:59,520
‫سخت می‌شه پیش‌بینی کرد ارتش استاندار دفعه‌ی بعد به کجا حمله می‌کنه.

236
00:16:59,600 --> 00:17:04,350
‫اما تو این‌جور مواقع، هیچ‌کس قابل‌اعتمادتر از نِزو-ساما پیدا نمی‌شه.

237
00:17:28,590 --> 00:17:29,880
‫جناح راستِ استاندار...

238
00:17:29,960 --> 00:17:31,920
‫از روی زمین شبیه یه نیروی عظیم به‌نظر می‌رسه.

239
00:17:32,010 --> 00:17:35,760
‫اما از بالا، چیزی جز یه خط باریک که برای ترسوندن ما پخش شده نیست.

240
00:17:35,840 --> 00:17:37,340
‫بزنید به دلشون و تارومارشون کنین.

241
00:17:37,430 --> 00:17:38,430
‫اطاعت.

242
00:17:39,260 --> 00:17:42,310
‫خطر واقعی، جناح چپِ استانداره.

243
00:17:42,390 --> 00:17:45,600
‫تو جنگل مخفی شدن و منتظرن تا از رودخونه‌ی سای عبور کنن.

244
00:17:45,690 --> 00:17:48,170
‫با طبل و دود به شینومیا علامت بدین.

245
00:17:48,380 --> 00:17:48,770
‫اطاعت.

246
00:17:53,900 --> 00:17:54,680
‫حرکت کنین!

247
00:17:54,800 --> 00:17:55,360
‫اطاعت!

248
00:17:58,740 --> 00:18:01,290
‫اون میدون جنگ رو از طریق شاهین‌هاش رصد می‌کنه.

249
00:18:02,160 --> 00:18:06,210
‫بررسی میدون‌های جنگ بزرگ و پهناور، تخصص خاندان نِزوئه.

250
00:18:06,920 --> 00:18:10,590
‫آه، راستی کوجیرو. تو هم یکی از اعضای خاندان نِزو هستی.

251
00:18:10,670 --> 00:18:12,090
‫به‌به، چوجومارو-دونو.

252
00:18:13,340 --> 00:18:15,420
‫اوضاع توی جبهه‌ی جنوبی چطور پیش می‌ره؟

253
00:18:17,970 --> 00:18:19,800
‫پس جنوب می‌تونه تا ده روز دیگه دووم بیاره.

254
00:18:20,470 --> 00:18:23,810
‫در این صورت، بزرگ‌ترین نگرانی ما همون جبهه‌ی شمالیه.

255
00:18:24,640 --> 00:18:27,020
‫ایچیکاوا فرمانده‌ی یه نیروی قدرتمنده.

256
00:18:27,100 --> 00:18:29,690
‫حتی با وجود اینکه موچیزوکی-دونو بهشون کمک می‌کنه،

257
00:18:29,770 --> 00:18:32,480
‫توکوایوا هنوز هم ضعیف‌ترین متحد ماست.

258
00:18:36,070 --> 00:18:39,870
‫اگه قبل از اینکه ارتش استاندار رو تضعیف کنیم، شمال سقوط کنه...

259
00:18:39,950 --> 00:18:45,000
‫هر دو نیرو توی جبهه‌ی مرکزی به هم ملحق می‌شن.

260
00:18:45,080 --> 00:18:46,620
توکویا

261
00:18:45,080 --> 00:18:46,620
موچیزوکی

262
00:18:45,080 --> 00:18:46,620
ایچیکاوا

263
00:18:52,500 --> 00:18:58,300
‫آیاکو، دخترِ موچیزوکی-دونوـه. حتماً اون هم نگران پدرشه.

264
00:19:00,180 --> 00:19:01,180
‫متوجه شدم.

265
00:19:02,050 --> 00:19:04,930
‫می‌رم ببینم جبهه‌ی شمالی چقدر دیگه می‌تونه دووم بیاره.

266
00:19:05,020 --> 00:19:05,580
‫عــه؟

267
00:19:05,830 --> 00:19:06,810
‫همین الان؟

268
00:19:06,890 --> 00:19:09,310
‫همین الانشم یه روز کامل اسب‌سواری کردی.

269
00:19:09,390 --> 00:19:11,230
‫فقط یه اسب تازه‌نفس بهم بدین.

270
00:19:11,310 --> 00:19:15,730
‫راستش دَر رفتن از دست گشت‌‌های دشمن خیلی برام لذت‌بخشه.

271
00:19:16,260 --> 00:19:17,390
‫مگه نه، بچه‌ها؟

272
00:19:17,800 --> 00:19:19,030
‫ارباب، فقط شما چنین حسی دارین.

273
00:19:19,110 --> 00:19:20,530
شما هم باهام میاین، نه؟

274
00:19:19,110 --> 00:19:20,530
له و لورده

275
00:19:20,610 --> 00:19:24,370
‫کوجیرو، آیاکو، فوبوکی. با من بیاین.

276
00:19:24,450 --> 00:19:25,490
‫چـــشـــم!

277
00:19:26,620 --> 00:19:30,460
‫شیزوکو، گنبا. هم‌زمان که دارین جنگ رو تحلیل می‌کنین یکم هم استراحت کنین.

278
00:19:30,540 --> 00:19:31,540
‫اطاعت می‌شه.

279
00:19:35,000 --> 00:19:37,760
‫هیچ‌وقت عوض نمی‌شی، جناب پیغام‌رسان.

280
00:19:37,840 --> 00:19:38,840
‫عــــه؟

281
00:19:45,510 --> 00:19:47,180
‫کوجیرو، داری می‌ری؟

282
00:19:47,270 --> 00:19:50,270
‫بازم میام! مثل همیشه فقط رو اعصابم رژه می‌رین.

283
00:19:51,900 --> 00:19:55,690
‫کلی گوش و دماغ ردیف می‌کنیم تا راه برگشت رو نشونت بدن.

284
00:19:55,770 --> 00:19:56,780
‫نه، ممنون!

285
00:19:56,860 --> 00:19:57,860
‫کوجیرو.

286
00:20:03,780 --> 00:20:06,450
‫از امروز به بعد، هر وقت رفتی میدون جنگ، صورتت رو بپوشون.

287
00:20:09,330 --> 00:20:14,130
‫وظیفه‌ت رو خوب انجام بده. هم به‌خاطر یوریشیگه-ساما، هم به‌خاطر خاندان خودمون، نِزو.

288
00:20:22,010 --> 00:20:23,010
‫چشم.

289
00:20:37,360 --> 00:20:40,530
‫یه اتفاق عجیبی بین اون دوتا افتاد.

290
00:20:40,610 --> 00:20:42,530
‫منم تمام جزئیات رو نمی‌دونم،

291
00:20:42,610 --> 00:20:45,530
‫اما به نظر می‌رسه وضعیت خانوادگیش یکم پیچیده‌ست.

292
00:20:45,620 --> 00:20:46,620
‫چه خبره؟

293
00:20:47,910 --> 00:20:50,580
‫چیزی نیست که بخواین نگرانش باشین.

294
00:20:50,660 --> 00:20:56,000
‫نه، منظورم اینه که... اون سربند بهت میاد. همه یه همچین دورانی رو می‌گذرونن.

295
00:20:56,080 --> 00:20:57,090
‫خـفـه‌شـو!

296
00:21:05,970 --> 00:21:09,430
‫وارد قلمروی توکوایوا شدیم! دست بجنبونین بریم سمت قلعه‌ی کیتاجو!

297
00:21:22,690 --> 00:21:24,360
توکویوا

298
00:21:22,690 --> 00:21:24,360
جبهه شمالی قلعه کیتاجو

299
00:21:24,450 --> 00:21:26,070
‫قـ ـ قلعه.

300
00:21:31,120 --> 00:21:32,250
‫آیاکو!

301
00:21:32,330 --> 00:21:33,870
‫پـ ـ پدر.

302
00:21:36,080 --> 00:21:40,460
‫سریع یه نگاهی به اطراف انداختم. ارتش ایچیکاوا کمابیش چیزیش نشده.

303
00:21:44,050 --> 00:21:47,760
‫اگه ارتش ایچیکاوا به ارتش استاندار ملحق بشه...

304
00:21:47,850 --> 00:21:50,510
‫با تمام قوا توی مرکز، تعادل کاملاً به‌هم می‌خوره.

305
00:21:51,180 --> 00:21:52,180
‫امکان نداره.

306
00:22:00,270 --> 00:22:01,420
‫تا فردا...

307
00:22:02,180 --> 00:22:03,490
‫شکست‌مون حتمیه!

308
00:22:05,000 --> 00:22:15,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

309
00:23:39,000 --> 00:23:39,870
‫بزن بریم!
