WEBVTT

00:01.000 --> 00:02.960
سال 1335

00:03.120 --> 00:07.040
در اعماق کوه‌های سووا

00:14.430 --> 00:15.470
‫بگیر که اومد!

00:15.550 --> 00:16.550
‫عمراً!

00:18.760 --> 00:22.680
‫عجب روحیه‌ی فوق‌العاده‌ای! اصلاً شبیه تمرین نیست.

00:22.770 --> 00:25.940
توکیوکی-ساما. کسی رو بینشون می‌شناسید؟

00:29.320 --> 00:32.030
‫تا حالا هیچ‌کدومشون رو تو معبد بزرگ سووا ندیدم.

00:33.150 --> 00:35.820
‫همه‌شون از ملازمان بازمانده‌ی خاندان هوجو هستن.

00:37.370 --> 00:40.910
‫هر وقت که به شینانو پناه می‌آوردن، ما مخفیانه بهشون پناه می‌دادیم.

00:40.990 --> 00:43.290
‫الان بیشتر از صد نفرشون اینجان.

00:44.080 --> 00:49.500
‫این افراد تو نبرد بزرگ پیش‌رو به عنوان ارتش شخصی شما خدمت می‌کنن.

00:50.590 --> 00:54.880
‫برای اینکه زنده‌موندنتون یه راز بمونه، تا الان پنهانتون کردیم.

00:54.970 --> 00:58.260
‫هیچ‌کدومشون نمی‌دونن چه شکلی هستید.

00:58.350 --> 01:02.220
‫وقتی زمانش برسه، خودتون هویتتون رو براشون فاش کنید.

01:02.310 --> 01:05.560
‫روحیه‌شون حسابی میره بالا.

01:07.730 --> 01:10.480
‫دلم می‌خواست بگم که پیروزیمون قطعیه، اما...

01:10.570 --> 01:12.650
‫فقط می‌تونم بهش احترام بذارم.

01:12.730 --> 01:15.360
‫همیشه جوری روی مخم میره که انگار هیچ کار دیگه‌ای نداره.

01:16.030 --> 01:19.320
‫اما پشت‌پرده داشته همه‌چیز رو آماده می‌کرده.

01:20.660 --> 01:21.660
‫خب حالا.

01:23.410 --> 01:27.960
‫چند نفری هستن که دلم می‌خواد بهتون معرفیشون کنم.

01:29.460 --> 01:31.920
‫اینا سه ژنرال بزرگ فرقه‌ی سووا هستن،

01:32.000 --> 01:34.380
‫ملازمانی که مستقیماً به من خدمت می‌کنن.

01:35.010 --> 01:38.800
‫قراره تو نبردهای آینده بهمون ملحق بشن.

01:38.890 --> 01:40.100
‫نبردهای آینده؟

01:40.760 --> 01:44.220
‫اون استاندار داره برای یه حمله‌ی همه‌جانبه آماده میشه.

01:44.310 --> 01:47.100
‫گزارش‌هایی هم به دستمون رسیده که رفتارش عوض شده.

01:47.850 --> 01:51.020
‫بیاید متحدامون رو تو سراسر کشور نجات بدیم،

01:51.110 --> 01:53.230
‫و هم‌زمان قدرتمون رو برای نبرد بزرگ جمع کنیم!

01:53.250 --> 02:03.250
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

03:26.740 --> 03:29.750
‫سه ژنرال بزرگ و مورد اعتماد من!

03:29.830 --> 03:34.540
‫یه خبر خیلی شگفت‌انگیز براتون دارم!

03:36.590 --> 03:41.800
‫این چوجومارو که از سال پیش تو معبد بزرگ سووا خدمت می‌کرده،

03:41.880 --> 03:46.470
‫در واقع هوجو توکیوکی-ساما، وارث خاندان هوجوـه!

03:47.350 --> 03:48.390
‫عجب.

03:48.470 --> 03:50.060
‫همین؟

03:50.140 --> 03:53.900
‫به خدا می‌تونین واکنش بهتری داشته باشین!

03:53.980 --> 03:58.570
‫می‌خواستم صورت شوکه‌شده‌تون رو ببینیم! قرار بود خوش بگذرهههه!

03:59.650 --> 04:01.990
‫ما پیش از هرچیزی ملازم‌های شماییم، بوریشیگه-ساما.

04:02.070 --> 04:03.700
ژنرال بزرگ جناح راست، نزو یورینائو از فرقه رودخانه

04:03.780 --> 04:06.830
‫اگر شما تصمیم گرفتید از خاندان هوجو حمایت کنید،

04:06.910 --> 04:09.240
‫پس ما هم فقط از شما پیروی می‌کنیم.

04:11.160 --> 04:13.330
‫داستان از این قراره، ارباب جوان.

04:13.420 --> 04:15.750
‫لطفاً منو ببخشید که بدون اینکه بشناسمتون، خواستم برام ساکه بریزید.

04:15.830 --> 04:17.460
‫ژنرال بزرگ جناح چپ،
‫ موچیزوکو شیگنوبو از فرقه سووا

04:18.710 --> 04:21.920
‫اگه ماها رفتار متفاوتی باهاتون داشته باشیم، فقط باعث به خطر افتادنتون می‌شه.

04:22.470 --> 04:26.680
‫تا روزی که هویتتون فاش بشه، مثل تا به الان... شما همون چوجومارو باقی می‌مونید.

04:26.760 --> 04:30.390
‫جلوی بقیه دقیقاً مثل همیشه باهاتون رفتار می‌کنیم.

04:31.390 --> 04:32.810
‫مشکلی نیست؟

04:32.890 --> 04:34.810
ژنرال بزرگ جناح مرکز، اونّو یوکیاسو از فرقه دزدان

04:38.860 --> 04:41.070
‫میوجین-ساما اشکش در اومده.

04:41.610 --> 04:44.400
‫موچیزوکی-دونو، یه چیز شیرین بهشون بده.

04:44.490 --> 04:46.280
‫یوریشیگه-دونو، بفرمایید.

04:46.370 --> 04:48.200
‫خوشمزه‌ست ها.

04:48.280 --> 04:50.910
‫فاصله‌ی از روی احترامشون رو باهام حفظ می‌کنن.

04:51.410 --> 04:56.290
‫اینا جنگجوهایی هستن که نه به هوجو، بلکه به یوریشیگه-دونو وفادارن.

04:56.880 --> 04:59.550
‫اونا زندگیشون رو وقف سووا میوجین و شینانو می‌کنن.

05:00.710 --> 05:04.550
‫می‌تونستم پیوندی رو که از طریق سال‌ها اعتماد متقابل ایجاد کرده بودن حس کنم.

05:04.630 --> 05:07.220
اقامتگاه استاندار

05:09.180 --> 05:12.770
‫رحم کنید! لطفاً... به زنم رحم کنید!

05:16.140 --> 05:22.230
‫قاضی داشته برای یه شورش ارتش جمع می‌کرده! تمام چیزی که می‌دونم همینه.

05:28.120 --> 05:29.490
‫عزیزم!

05:33.500 --> 05:39.920
‫توی زمستون، کشتار بهترین کاره. البته که منظورم کشتار شورشیاست.

05:40.000 --> 05:43.340
‫واقعاً که معلم بی‌نظیری هستین، اوگاساوارا-دونو.

05:43.420 --> 05:47.470
‫تیراندازیم خیلی بهتر شده، مگه نه؟

05:47.550 --> 05:48.550
‫دقیقاً.

05:48.640 --> 05:50.930
‫ما این دهاتیا رو تا جایی شکنجه دادیم که اعتراف کنن،

05:51.010 --> 05:54.520
‫اما هنوزم خیلیاشون مخفیانه باهام مخالفت می‌کنن.

05:54.600 --> 05:58.730
‫با این‌حال من با کلی خیرخواهی بهشون حکومت کردم.

05:58.810 --> 06:01.940
‫من یه فرمان سلطنتی از امپراتور گرفتم.

06:02.020 --> 06:05.690
‫این‌بار، تک‌تک اون شورشیا رو قتل‌عام می‌کنیم!

06:09.490 --> 06:12.330
‫تعصب و بی‌رحمیش بیشتر شده.

06:12.410 --> 06:17.210
‫بعد از فرار به کیو، کلاً یه آدم دیگه شده و برگشته.

06:17.960 --> 06:20.080
‫مهارتش تو تیراندازی چطور؟

06:20.170 --> 06:24.840
‫پیشرفت کرده، اما هنوز در حد سرگرمی یه نجیب‌زاده‌ست.

06:24.920 --> 06:28.300
‫فقط به این خاطر که می‌تونه دهاتیای بی‌دفاع رو با تیر بزنه،

06:28.380 --> 06:30.840
‫معنیش این نیست که تو میدون جنگ هم به دردی می‌خوره.

06:32.010 --> 06:34.680
‫با این حال، اعتمادبه‌نفس عجیبی داره.

06:34.770 --> 06:38.480
‫یعنی واقعاً قصد داره خودش تو خط مقدم فرماندهی کنه؟

06:39.690 --> 06:45.530
‫مارس ۱۳۳۵. شعله‌های درگیری سراسر شینانوی شمالی رو فرا می‌گیرد.

06:46.150 --> 06:49.450
‫در پاسخ، امپراتور گودایگو یک فرمان سلطنتی صادر کرد؛

06:49.530 --> 06:53.620
‫و خواستار یک حمله‌ی هم‌زمان به نیروهای طرفدار هوجو در سراسر کشور شد.

06:54.620 --> 06:57.330
‫در شینانوی شمالی، توکویوا در شمال مستقر بود،

06:58.160 --> 07:03.710
‫هوشینا و شینومیا در مرکز، و تومومیتسو اینوکای در جنوب مستقر بودند.

07:05.000 --> 07:08.010
‫با هدف قرار دادن این سه نیروی مقاومت به عنوان اهداف اصلیشون،

07:08.090 --> 07:10.800
‫ارتش‌های متحد استاندار و فرماندار...

07:10.880 --> 07:12.760
‫یک حمله‌ی هم‌زمان رو آغاز کردند.

07:13.680 --> 07:16.890
‫تا قیام هوجو توکیوکی چهار ماه باقی مونده بود.

07:17.470 --> 07:20.560
‫این بزرگ‌ترین و آخرین نبرد قبل از قیام می‌بود.

07:21.600 --> 07:23.230
‫سه ژنرال بزرگ تو راه هستن،

07:23.310 --> 07:28.940
‫و هر کدوم یه نیروی کوچیک از جنگجوهای زبده رو به عنوان نیروی کمکی مخفی رهبری می‌کنن.

07:29.570 --> 07:31.950
‫اونوقت ما قراره به کدومشون ملحق بشیم؟

07:32.660 --> 07:38.580
‫هیچ‌کدومشون. مأموریت جنگجویان گریزان این‌بار... نامه‌رسانیه.

07:38.660 --> 07:39.710
‫نامه‌رسانی؟

07:39.790 --> 07:44.590
‫شما از یه میدون جنگ به میدون دیگه می‌رید و گزارش‌ها و دستورات رو می‌برید.

07:45.460 --> 07:48.800
‫این عملیات شامل چندین میدون جنگ توی یه منطقه‌ی وسیع می‌شه.

07:48.880 --> 07:52.930
‫برای اطمینان از اینکه هر میدون جنگ اطلاعات حیاتی رو دریافت می‌کنه،

07:53.010 --> 07:56.310
‫به پیک‌هایی نیاز داریم که هرگز گیر نیفتن.

07:56.890 --> 07:59.220
‫نباید گیر بیفتیم.

07:59.890 --> 08:01.640
‫چقدر سخت.

08:02.640 --> 08:07.570
‫هدفمون مثل قبله: تلفات متحدینمون رو به حداقل برسونیم.

08:08.190 --> 08:09.780
‫از یه میدون جنگ به میدون دیگه سفر کنید،

08:09.860 --> 08:13.450
‫و از این فرصت استفاده کنید تا درباره‌ی مورد اعتمادترین ملازمانم بیشتر یاد بگیرید.

08:13.530 --> 08:15.780
‫اولین مقصدتون بخش جنوبیِ شینانوی شمالیه.

08:15.870 --> 08:19.200
‫اونجا، اینوکای-دونو و اونّو-دونو تو قلعه‌ی فوکاشی منتظرتونن.

08:19.290 --> 08:21.120
‫اونا درباره‌ی نقشه بهتون توضیح می‌دن.

08:21.790 --> 08:24.370
مرز جنوبی شینانو، قلعه فوکاشی

08:30.300 --> 08:32.910
‫نامه‌رسان از معبد بزرگ سووا؟

08:31.840 --> 08:33.090
قاضی فوکاشی

08:31.840 --> 08:33.090
اینوکای تومومیتسو

08:33.180 --> 08:36.300
‫آها، پس تو همون بچه‌ای هستی که این‌قدر درباره‌ش شنیدم.

08:36.390 --> 08:39.520
‫چی؟ بقیه در موردم حرف می‌زنن؟

08:39.600 --> 08:42.600
‫آره! می‌گن یه بچه‌ای تو معبد بزرگ سووا هست،

08:42.680 --> 08:44.560
‫که بهترین استاد فرار تو کل کشوره.

08:44.650 --> 08:48.270
‫یه عجیب‌الخلقه‌ی کوچولو و لخت که مثل حیوونای جفت‌گیر تو کل میدون جنگ می‌دوـه.

08:48.360 --> 08:49.360
‫اغراقه!

08:49.440 --> 08:52.240
‫نه، اون‌قدرام اغراق نیست.

08:52.320 --> 08:54.700
‫جنگ چطور پیش میره؟

08:54.780 --> 08:57.910
‫یوریشیگه-ساما بهمون گفتن که به خودمون فشار نیاریم و اگه لازم شد عقب‌نشینی کنیم.

08:57.990 --> 08:59.540
‫مسئله اینه که...

09:00.910 --> 09:05.370
‫نیروهای کمکی اونّو-ساما تعداد کمی دارن، اما به‌شکل باورنکردنی‌ای قوی‌ان.

09:05.460 --> 09:08.750
‫حتی نذاشتن ارتش اوگاساوارا به این قلعه نزدیک بشه.

09:11.210 --> 09:15.050
‫اونّو-ساما واقعاً... خیلی خفنه.

09:15.130 --> 09:16.390
چجور آدمی‌ان؟

09:16.470 --> 09:18.760
‫اون بهترین ژنرال تو فرقه‌ی سوواست.

09:18.850 --> 09:23.480
‫دستاوردهاش غیرقابل‌شمارشه. همیشه خونسرد و آرومه.

09:23.560 --> 09:26.650
‫حتی بدون زره‌ـش هم خفن به نظر می‌رسه.

09:27.600 --> 09:30.860
‫دخترای راهبه‌ای که از مردای بزرگ‌تر خوششون میاد هم عاشقشن.

09:30.940 --> 09:34.780
‫با همه مهربونه و خیلی هم باملاحظه‌ست. همین باعث میشه خفن‌تر هم بشه.

09:35.360 --> 09:39.240
‫اما هر وقت اینو به بزرگترا میگم، فقط می‌خندن.

09:39.320 --> 09:40.410
‫چرا؟

09:40.490 --> 09:45.710
‫مدام می‌گن «تو هنوز نمی‌دونی چی واقعاً اونو این‌قدر خفن کرده.»

09:48.290 --> 09:49.460
‫چوجومارو-دونو شمایین.

09:50.290 --> 09:53.800
‫بهشون بگو این قلعه به این زودی‌ها سقوط نمی‌کنه.

09:53.880 --> 09:56.720
‫نه تا وقتی که من، اونّو یوکیساسو اینجام!

09:56.800 --> 09:59.600
‫خـ‌ـ خیلی خفنه!

10:01.720 --> 10:03.540
‫دروازه‌ی شمالی شکسته شد!

10:03.750 --> 10:04.310
چی؟

10:04.890 --> 10:07.520
‫سادامونه... مثل همیشه فوق‌العاده‌ست.

10:07.600 --> 10:10.190
‫نیرویی که تازه عقب روندیمشون فقط برای پرت کردن حواس بود.

10:10.270 --> 10:14.900
‫اونا حواسمون رو به جنوب پرت کردن و نیروهاشون رو به سمت شمال فرستادن.

10:16.860 --> 10:19.320
‫اونّو-دونو... چیزه...

10:19.990 --> 10:21.450
‫چوجومارو-دونو.

10:22.530 --> 10:24.830
‫تا حالا با یه زن خوابیدی؟

10:24.910 --> 10:25.910
‫ها؟

10:26.000 --> 10:32.340
‫مگه می‌شه!؟ ما فقط ده‌سالمونه. خب، یه روزی ما هم مثل شما میشیم،اونّو-ساما.

10:32.420 --> 10:34.130
‫منم همین‌طور.

10:35.510 --> 10:36.880
‫منم تا حالا نخوابیدم.

10:40.720 --> 10:43.680
‫من کنار زنا کاملاً دست‌و‌پامو گم می‌کنم.

10:43.760 --> 10:46.380
‫فقط کافیه یه زن باهام حرف بزنه تا قلبم تند‌تند بزنه.

10:46.380 --> 10:47.170
چی؟

10:47.170 --> 10:48.980
‫وقتی دخترای راهبه دورم جمع میشن.

10:49.060 --> 10:51.940
‫این‌قدر دستپاچه می‌شم که حس می‌کنم دارم آتیش می‌گیرم.

10:52.020 --> 10:54.900
‫چرا یهو داره درباره‌ی این موضوع حرف می‌زنه؟

10:57.820 --> 11:03.240
‫من ذره ذره‌ی اون اشتیاق رو صرف خدمت به سووا میوجین می‌کنم.

11:04.950 --> 11:07.540
‫هر قطره‌ی خونی که برای یه زن به جوش میاد رو،

11:07.620 --> 11:10.790
‫می‌ریزم توی ماهیچه‌هام و روحیه‌ی مبارزه‌طلبی که دارم.

11:12.330 --> 11:14.090
‫ می‌جوشه، پس منم هدایتش می‌کنم.

11:14.710 --> 11:19.340
‫هدایتش می‌کنم و خودم رو می‌سازم. دهه‌هاست که دارم خودم رو صیقل میدم.

11:20.630 --> 11:23.720
‫یه جنگجوی کاماکورایی که تا ۳۰ سالگی باکره بمونه...

11:35.230 --> 11:36.730
‫تبدیل به خدای کشتار می‌شه.

11:37.940 --> 11:40.240
‫چـ ـ چه بـاحـالـه!

11:44.620 --> 11:46.450
برملا کردن راز جنگجویان کاماکورا

11:46.540 --> 11:51.750
‫خیلی از ورزشکارهای رزمی مدت‌ها قبل از مسابقه، از روابط عاشقانه پرهیز می‌کنند.

11:53.210 --> 11:57.800
‫ما با یک استاد در موسسه‌ی علوم ورزشی خیالی ژاپن صحبت کردیم.

11:57.880 --> 12:01.090
‫ایشون متخصص تأثیر پرهیز مقاربه بر روی عملکرد ورزشی هستند.

12:03.050 --> 12:05.800
‫نظریه‌ای وجود دارد که می‌گوید پرهیز از روابط عاشقانه قبل از مسابقه...

12:05.890 --> 12:10.850
‫سطح تستوسترون و نورآدرنالین را بالا می‌برد.

12:10.930 --> 12:15.810
‫افزایش تستوسترون ناشی از پرهیز، باعث افزایش نورآدرنالین نیز می‌شود.

12:15.900 --> 12:18.190
‫انرژی برای مبارزه ذخیره می‌شود...

12:18.280 --> 12:21.530
‫و تبدیل بک یک قدرت اولیه و انفجاری می‌شود.

12:22.240 --> 12:26.870
‫اگر جنگجوهای کاماکورا که حتی از آدم‌های امروزی نیز خون‌گرم‌تر بودند،

12:26.950 --> 12:30.450
‫یک عمر امیال خود را سرکوب کرده و تمام آن انرژی را صرف مبارزه می‌کردند...

12:31.330 --> 12:35.710
‫احتمالاً به خدایان کشتاری فراتر از تصورات ما تبدیل می‌شدند.

12:44.260 --> 12:47.760
‫قبل از اینکه تیکه‌های کاغذ به زمین برسه، ده نفر رو تیکه‌تیکه کرد.

12:48.510 --> 12:51.180
‫هنوز میل بین زن و مرد رو درست نمی‌فهمم،

12:51.270 --> 12:54.440
‫اما همیشه بهم گفتن که نمی‌شه سرکوبش کرد.

12:55.020 --> 12:59.400
‫با این‌حال، اون دهه‌هاست که با وفاداری و ایمان تحملش کرده.

12:59.480 --> 13:03.900
‫و برخلاف یه راهب، این امیال دنیوی رو کنار نذاشته یا فراموش نکرده.

13:03.990 --> 13:07.160
‫تمام این مدت گذاشته اون امیال درونش بجوشن.

13:07.740 --> 13:11.080
‫از ملازم‌های یوریشیگه-دونو کم‌تر از اینم انتظار نمی‌ره.

13:11.160 --> 13:13.660
‫فقط همچین سطحی از وفاداری می‌تونه چنین چیزی رو ممکن کنه.

13:16.750 --> 13:19.550
‫خیلی‌خب. فعلاً روندیمشون عقب.

13:19.630 --> 13:22.010
‫اما این جنگ به این راحتی‌ها تموم نمی‌شه.

13:22.760 --> 13:26.300
‫شیزوکو، از وضعیت هر سه تا میدون جنگ خبر داری، درسته؟

13:26.390 --> 13:27.800
‫بـ ـ بله.

13:31.140 --> 13:35.690
‫میدون جنگ شمالی، ایچیکاوا در برابر موچیزوکی-ساما و توکوایوا-ساماست..

13:35.770 --> 13:37.860
‫میدون جنگ مرکزی، استاندار...

13:37.940 --> 13:39.860
‫در برابر نِزو-ساما و گروه هوشیناست.

13:39.940 --> 13:44.070
‫این‌جا در جنوب هم سادامونه در برابر اونّو-ساما و اینوکای-ساماست.

13:44.970 --> 13:48.780
‫هر طرفی که در نبرد خودش پیروز بشه، می‌تونه به بقیه کمک کنه.

13:49.280 --> 13:53.330
‫یعنی اگه حتی یه جبهه هم سقوط کنه، ممکنه کل عملیات از هم بپاشه.

13:53.410 --> 13:57.250
‫پس سه تا میدون جنگ باید با هم در ارتباط باشن و همکاری کنن.

13:59.840 --> 14:01.170
‫دقیقاً همین‌طوره.

14:02.090 --> 14:05.090
‫بین این سه تا، ارتش سادامونه از همه قوی‌تره.

14:05.170 --> 14:07.930
‫اگه اوضاع همین‌طور پیش بره، می‌تونیم ده روز این‌جا زمین‌گیرشون کنیم.

14:08.680 --> 14:10.800
‫در بهترین حالت، ارتش ایچیکاوا در شمال...

14:11.290 --> 14:13.060
‫و ارتش استاندار که در مرکز قرار داره...

14:13.370 --> 14:14.140
‫بیاین بی‌خیالش بشیم.

14:13.750 --> 14:16.440
‫...بعد از دادن تلفات سنگین مجبور به عقب‌نشینی می‌شن.

14:14.630 --> 14:15.210
‫باشه.

14:17.020 --> 14:19.400
‫این پیام رو به جبهه‌های شمالی و مرکزی برسون.

14:19.480 --> 14:23.440
‫ببین اون‌جا اوضاع چطوره، بعد متناسب با شرایط عمل کن.

14:23.530 --> 14:27.320
‫متوجه شدم اونّو-دونو. همین الان راه میفتیم.

14:29.200 --> 14:33.330
‫صبر کنین! هنوز هم دشمن نزدیک قلعه هست.

14:33.410 --> 14:35.500
‫باید تا شب صبر کنین بعد راه بیفتین.

14:35.580 --> 14:38.250
‫اگه تا شب صبر کنیم، اطلاعات خیلی دیر می‌رسه.

14:38.330 --> 14:41.380
‫باید هرچه زودتر پیام رو به متحدانمون برسونیم.

14:42.040 --> 14:44.090
‫نگران نباشید. گیر نمیفتیم.

14:44.740 --> 14:46.990
‫خیلی‌خب، بچه‌ها. وقت فراره.

14:47.220 --> 14:48.340
‫به روی چشم.

14:57.430 --> 15:01.360
‫اون‌ها... نامه‌رسان‌های دشمنن! بکشیدشون!

15:07.820 --> 15:09.200
‫بچه‌ها همه مستقیم برین.

15:09.820 --> 15:12.660
‫من دور می‌زنم و حواسشون رو پرت می‌کنم.

15:24.710 --> 15:25.710
‫بگیریدش!

15:33.550 --> 15:35.430
‫ااااه... پسره‌ی گستاخ!

15:35.510 --> 15:39.730
‫این پسره... تو این یه‌سال سوارکاریش خیلی بهتر نشده؟

15:39.810 --> 15:42.020
‫بهش یاد دادم چطور با اسب فرار کنه.

15:42.100 --> 15:46.190
‫وقتی فهمید این کار به فرارش کمک می‌کنه، با جون و دل تمرین کرد.

15:46.280 --> 15:48.690
‫تا حالا این‌قدر سرزنده ندیده بودمش.

15:48.780 --> 15:53.120
‫پس این همون استاد معروف فراره. چشم‌هاش پُرن از انگیزه برای زنده‌موندن.

15:54.070 --> 15:55.870
‫ما هم باید ازش یاد بگیریم!

15:57.490 --> 16:01.420
‫واقعاً که سامورایی گریزانیه. تأثیر خوبی رومون گذاشته.

16:01.920 --> 16:03.580
‫خب پس...

16:08.710 --> 16:14.140
‫دلم می‌خواد منم ملازمان زنی داشته باشم که این‌جوری دورم حلقه بزنن!

16:20.390 --> 16:24.810
جبهه‌ی مرکزی

16:20.390 --> 16:24.810
کاواناکاجیما

16:25.730 --> 16:29.030
‫جناب نامه‌رسان! خیلی وقت بود ندیده بودمتون. واقعاً یه سال گذشته؟

16:29.110 --> 16:31.860
‫هوشینا-دونو. خیلی خوشحالم که می‌بینم سالمید.

16:35.240 --> 16:37.620
‫اومدی کمک؟ چه گل‌پسری هستی، کوجیرو!

16:38.580 --> 16:42.370
‫بس کنین پیرپاتالا! اومدم این‌جا یه پیغام برسونم برم!

16:47.090 --> 16:49.880
‫هوشینا-ساما، می‌شه بفرمایید اوضاع جنگ چطور پیش می‌ره؟

16:50.450 --> 16:52.720
‫هر جا رو که نگاه می‌کنی بن‌بسته.

16:52.800 --> 16:55.140
‫میدون جنگ خیلی بزرگ‌تر از دفعه‌ی قبله.

16:55.840 --> 16:59.520
‫سخت می‌شه پیش‌بینی کرد ارتش استاندار دفعه‌ی بعد به کجا حمله می‌کنه.

16:59.600 --> 17:04.350
‫اما تو این‌جور مواقع، هیچ‌کس قابل‌اعتمادتر از نِزو-ساما پیدا نمی‌شه.

17:28.590 --> 17:29.880
‫جناح راستِ استاندار...

17:29.960 --> 17:31.920
‫از روی زمین شبیه یه نیروی عظیم به‌نظر می‌رسه.

17:32.010 --> 17:35.760
‫اما از بالا، چیزی جز یه خط باریک که برای ترسوندن ما پخش شده نیست.

17:35.840 --> 17:37.340
‫بزنید به دلشون و تارومارشون کنین.

17:37.430 --> 17:38.430
‫اطاعت.

17:39.260 --> 17:42.310
‫خطر واقعی، جناح چپِ استانداره.

17:42.390 --> 17:45.600
‫تو جنگل مخفی شدن و منتظرن تا از رودخونه‌ی سای عبور کنن.

17:45.690 --> 17:48.170
‫با طبل و دود به شینومیا علامت بدین.

17:48.380 --> 17:48.770
‫اطاعت.

17:53.900 --> 17:54.680
‫حرکت کنین!

17:54.800 --> 17:55.360
‫اطاعت!

17:58.740 --> 18:01.290
‫اون میدون جنگ رو از طریق شاهین‌هاش رصد می‌کنه.

18:02.160 --> 18:06.210
‫بررسی میدون‌های جنگ بزرگ و پهناور، تخصص خاندان نِزوئه.

18:06.920 --> 18:10.590
‫آه، راستی کوجیرو. تو هم یکی از اعضای خاندان نِزو هستی.

18:10.670 --> 18:12.090
‫به‌به، چوجومارو-دونو.

18:13.340 --> 18:15.420
‫اوضاع توی جبهه‌ی جنوبی چطور پیش می‌ره؟

18:17.970 --> 18:19.800
‫پس جنوب می‌تونه تا ده روز دیگه دووم بیاره.

18:20.470 --> 18:23.810
‫در این صورت، بزرگ‌ترین نگرانی ما همون جبهه‌ی شمالیه.

18:24.640 --> 18:27.020
‫ایچیکاوا فرمانده‌ی یه نیروی قدرتمنده.

18:27.100 --> 18:29.690
‫حتی با وجود اینکه موچیزوکی-دونو بهشون کمک می‌کنه،

18:29.770 --> 18:32.480
‫توکوایوا هنوز هم ضعیف‌ترین متحد ماست.

18:36.070 --> 18:39.870
‫اگه قبل از اینکه ارتش استاندار رو تضعیف کنیم، شمال سقوط کنه...

18:39.950 --> 18:45.000
‫هر دو نیرو توی جبهه‌ی مرکزی به هم ملحق می‌شن.

18:45.080 --> 18:46.620
توکویا

18:45.080 --> 18:46.620
موچیزوکی

18:45.080 --> 18:46.620
ایچیکاوا

18:52.500 --> 18:58.300
‫آیاکو، دخترِ موچیزوکی-دونوـه. حتماً اون هم نگران پدرشه.

19:00.180 --> 19:01.180
‫متوجه شدم.

19:02.050 --> 19:04.930
‫می‌رم ببینم جبهه‌ی شمالی چقدر دیگه می‌تونه دووم بیاره.

19:05.020 --> 19:05.580
‫عــه؟

19:05.830 --> 19:06.810
‫همین الان؟

19:06.890 --> 19:09.310
‫همین الانشم یه روز کامل اسب‌سواری کردی.

19:09.390 --> 19:11.230
‫فقط یه اسب تازه‌نفس بهم بدین.

19:11.310 --> 19:15.730
‫راستش دَر رفتن از دست گشت‌‌های دشمن خیلی برام لذت‌بخشه.

19:16.260 --> 19:17.390
‫مگه نه، بچه‌ها؟

19:17.800 --> 19:19.030
‫ارباب، فقط شما چنین حسی دارین.

19:19.110 --> 19:20.530
شما هم باهام میاین، نه؟

19:19.110 --> 19:20.530
له و لورده

19:20.610 --> 19:24.370
‫کوجیرو، آیاکو، فوبوکی. با من بیاین.

19:24.450 --> 19:25.490
‫چـــشـــم!

19:26.620 --> 19:30.460
‫شیزوکو، گنبا. هم‌زمان که دارین جنگ رو تحلیل می‌کنین یکم هم استراحت کنین.

19:30.540 --> 19:31.540
‫اطاعت می‌شه.

19:35.000 --> 19:37.760
‫هیچ‌وقت عوض نمی‌شی، جناب پیغام‌رسان.

19:37.840 --> 19:38.840
‫عــــه؟

19:45.510 --> 19:47.180
‫کوجیرو، داری می‌ری؟

19:47.270 --> 19:50.270
‫بازم میام! مثل همیشه فقط رو اعصابم رژه می‌رین.

19:51.900 --> 19:55.690
‫کلی گوش و دماغ ردیف می‌کنیم تا راه برگشت رو نشونت بدن.

19:55.770 --> 19:56.780
‫نه، ممنون!

19:56.860 --> 19:57.860
‫کوجیرو.

20:03.780 --> 20:06.450
‫از امروز به بعد، هر وقت رفتی میدون جنگ، صورتت رو بپوشون.

20:09.330 --> 20:14.130
‫وظیفه‌ت رو خوب انجام بده. هم به‌خاطر یوریشیگه-ساما، هم به‌خاطر خاندان خودمون، نِزو.

20:22.010 --> 20:23.010
‫چشم.

20:37.360 --> 20:40.530
‫یه اتفاق عجیبی بین اون دوتا افتاد.

20:40.610 --> 20:42.530
‫منم تمام جزئیات رو نمی‌دونم،

20:42.610 --> 20:45.530
‫اما به نظر می‌رسه وضعیت خانوادگیش یکم پیچیده‌ست.

20:45.620 --> 20:46.620
‫چه خبره؟

20:47.910 --> 20:50.580
‫چیزی نیست که بخواین نگرانش باشین.

20:50.660 --> 20:56.000
‫نه، منظورم اینه که... اون سربند بهت میاد. همه یه همچین دورانی رو می‌گذرونن.

20:56.080 --> 20:57.090
‫خـفـه‌شـو!

21:05.970 --> 21:09.430
‫وارد قلمروی توکوایوا شدیم! دست بجنبونین بریم سمت قلعه‌ی کیتاجو!

21:22.690 --> 21:24.360
توکویوا

21:22.690 --> 21:24.360
جبهه شمالی قلعه کیتاجو

21:24.450 --> 21:26.070
‫قـ ـ قلعه.

21:31.120 --> 21:32.250
‫آیاکو!

21:32.330 --> 21:33.870
‫پـ ـ پدر.

21:36.080 --> 21:40.460
‫سریع یه نگاهی به اطراف انداختم. ارتش ایچیکاوا کمابیش چیزیش نشده.

21:44.050 --> 21:47.760
‫اگه ارتش ایچیکاوا به ارتش استاندار ملحق بشه...

21:47.850 --> 21:50.510
‫با تمام قوا توی مرکز، تعادل کاملاً به‌هم می‌خوره.

21:51.180 --> 21:52.180
‫امکان نداره.

22:00.270 --> 22:01.420
‫تا فردا...

22:02.180 --> 22:03.490
‫شکست‌مون حتمیه!

22:05.000 --> 22:15.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:39.000 --> 23:39.870
‫بزن بریم!
