1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:01:35,470 --> 00:01:38,800
‫معبد بزرگ سووا از فرماندار شینانو بسیار به خاطر...

3
00:01:38,890 --> 00:01:41,310
‫پیشکش سخاوتمندانه‌شون بابت جشنواره‌ی میسایامای چند روز پیش، سپاسگزاره.

4
00:01:41,390 --> 00:01:42,930
‫این یه هدیه از طرف ماست، به‌عنوان نشانه‌ی قدردانی.

5
00:01:43,020 --> 00:01:45,350
‫ممنون می‌شیم به دست سادامونه-دونو برسونیدش.

6
00:01:45,430 --> 00:01:48,560
‫بله. سرورم خوشحال می‌شن.

7
00:01:50,610 --> 00:01:52,840
پیغام رسان خاندان اوگاساوارا

8
00:01:50,610 --> 00:01:52,840
شینزابورو آکازاوا

9
00:01:52,150 --> 00:01:55,280
‫لازم به ذکره که بگم هدایای بسیار گرون‌قیمتی هستن.

10
00:01:56,820 --> 00:01:59,030
‫و ما با کمال میل می‌پذیریمشون.

11
00:01:59,110 --> 00:02:02,330
‫سرورم تأکید کردن که باید تمام تلاشمون رو...

12
00:02:02,410 --> 00:02:05,000
‫برای این مناسبت بزرگ؛ یعنی جشنواره‌ی میسایاما، بکنیم.

13
00:02:07,120 --> 00:02:09,120
‫تا بود می‌خواستن سر همو بابت قلمرو ببرن،

14
00:02:09,210 --> 00:02:11,130
‫ولی بازم آداب رو رعایت می‌کنن.

15
00:02:11,210 --> 00:02:15,590
‫دقیقا همون چیزی که از معبد بزرگ سووا و فرماندار شینانو انتظار داشتم.

16
00:02:15,670 --> 00:02:18,130
‫باید به‌خاطر لطف و توجه بی‌پایان سادامونه-دونو...

17
00:02:18,220 --> 00:02:20,640
‫عمیق‌ترین قدردانیم رو نثارشون کنم.

18
00:02:20,720 --> 00:02:22,890
‫نه نه چوبکاری می‌فرمایید.

19
00:02:22,970 --> 00:02:27,060
‫با این حال، یه درخواست کوچیک از طرف سرورم دارم.

20
00:02:27,980 --> 00:02:29,310
‫در خدمتم.

21
00:02:29,390 --> 00:02:34,690
‫اگه ممکنه چوجومارو به‌عنوان فرستاده برای تحویل این هدایا با ما بیاد.

22
00:02:34,780 --> 00:02:36,070
‫صبر کنید! این...

23
00:02:36,150 --> 00:02:38,280
‫ما یه اسکورت مناسب فراهم می‌کنیم،

24
00:02:38,360 --> 00:02:41,030
‫واسه همین خیلی ممنون می‌شیم اگه بتونید اونو به‌تنهایی بفرستید.

25
00:02:41,110 --> 00:02:44,660
‫مطمئنم خاندان سووا می‌تونن دوری از یه بچه‌ی بی‌اهمیت رو...

26
00:02:44,740 --> 00:02:45,950
‫برای مدتی تحمل کنن، نه؟

27
00:02:46,540 --> 00:02:47,750
فهمیدن من کی‌ام؟

28
00:02:47,830 --> 00:02:51,710
‫نه. پوششت برای مخفی کردن هویت واقعیت باید بی‌نقص باشه.

29
00:02:52,210 --> 00:02:54,210
‫اما سادامونه تیزبینه.

30
00:02:54,290 --> 00:02:58,670
‫ممکنه مدرکی پیدا کرده باشه، یا قصد داشته باشه تو ملاقات باهات هویتت رو فاش کنه.

31
00:02:59,590 --> 00:03:03,430
‫رد کردنش شک و شبهه رو بیشتر می‌کنه. می‌خوای چی‌کار کنی؟

32
00:03:04,600 --> 00:03:05,850
‫ببخشید ببخشید ببخشید! می‌تونم یه پیشنهادی بدم؟

33
00:03:05,930 --> 00:03:09,060
‫قطعا اشکالی نداره که فقط من همراهیش کنم، درسته؟

34
00:03:09,140 --> 00:03:12,060
‫دلم می‌سوزه این طفلکی رو تنها بفرستم.

35
00:03:12,150 --> 00:03:13,770
‫نه. ما می‌خوایمـ...

36
00:03:13,860 --> 00:03:18,190
‫یا نکنه یه دختر جوونِ تنها تو گروهتون...

37
00:03:18,280 --> 00:03:19,400
‫برای خاندان اوگاساوارا دردسر درست می‌کنه؟

38
00:03:22,200 --> 00:03:25,370
‫پس برای فردا صبح هماهنگ کنیم که راه بیفتیم؟

39
00:03:26,330 --> 00:03:27,410
‫بسیار خب.

40
00:03:29,870 --> 00:03:32,920
‫اگه آیاکو باشه، خب... فکر کنم یه‌طوری به خیر می‌گذره.

41
00:03:33,000 --> 00:03:34,590
‫واقعا؟

42
00:03:34,670 --> 00:03:37,500
‫می‌دونم تو شمشیرزنی می‌تونم روی آیاکو حساب کنم، اما...

43
00:03:38,010 --> 00:03:41,840
‫نیازی به نگرانی نیست. شاید بهش نیاد، اما خیلی تند و تیزه.

44
00:03:43,220 --> 00:03:44,850
‫چیزی نمی‌شه بابا.

45
00:03:44,930 --> 00:03:47,060
‫اگه نتونم از ارباب جوان در برابر یه چیز به این پیش‌پاافتادگی محافظت کنم،

46
00:03:47,140 --> 00:03:48,850
‫هیچ‌وقت مثل توموئه گوزن نمی‌شم.

47
00:03:48,930 --> 00:03:50,350
‫توموئه گوزن؟

48
00:03:50,850 --> 00:03:54,480
‫یه فرمانده‌ی نظامی به اسم کیسو یوشینا  که زمانی تو شینانو زندگی می‌کرد.

49
00:03:55,110 --> 00:03:58,690
‫تو جوونی تمام خونواده‌اش رو از دست داد و به شینانو،

50
00:03:58,780 --> 00:04:02,570
‫جایی که بزرگ شد و قدرت سرنگونی ارباب رو به دست آورد، فرار کرد.

51
00:04:03,070 --> 00:04:06,830
‫ادقیقا مثل منه. هدفمون هم یکیه.

52
00:04:06,910 --> 00:04:08,120
‫و در کنار اون ارباب یوشیناکا،

53
00:04:08,200 --> 00:04:10,290
‫کسی که کنارش بزرگ شد و در نهایت ملازمش شد،

54
00:04:10,370 --> 00:04:13,580
‫توموئه گوزن شجاع بود، که همیشه برای محافظت ازش در کنارش بود.

55
00:04:14,630 --> 00:04:15,960
‫به‌عنوان کسی که اصالتا اهل شینانوـه،

56
00:04:16,040 --> 00:04:18,170
‫و به‌عنوان کسی که همیشه زندگی با هنرهای رزمی الهام‌بخشش بودن،

57
00:04:18,250 --> 00:04:21,380
‫توموئه گوزن الگوی نهاییشه.

58
00:04:21,470 --> 00:04:22,720
‫که این‌طور.

59
00:04:23,470 --> 00:04:27,760
‫پس چرا داره حمل دوتا آدمک چرمی رو تمرین می‌کنه؟

60
00:04:27,850 --> 00:04:31,020
‫توموئه گوزن قدرت مافوق بشری داشت.

61
00:04:31,100 --> 00:04:37,110
‫یه بار دوتا جنگجو رو گرفت، یکی تو هر دستش، و گردنشون رو جا در جا شکوند.

62
00:04:37,190 --> 00:04:41,940
‫منم دلم می‌خواد چند تا گردن بشکونم!

63
00:04:46,530 --> 00:04:49,030
‫الان تنها مسئله اینه که چطور به سوالات سادامونه-دونو جواب بدیم.

64
00:04:49,740 --> 00:04:50,790
قبر توکیوکی

65
00:04:49,740 --> 00:04:50,790
قبر توکیوکی

66
00:04:49,740 --> 00:04:50,790
قبر توکیوکی

67
00:04:49,740 --> 00:04:50,790
قبر توکیوکی

68
00:04:49,740 --> 00:04:50,790
قبر توکیوکی

69
00:04:49,740 --> 00:04:50,790
قبر توکیوکی

70
00:04:49,740 --> 00:04:50,790
قبر توکیوکی

71
00:04:49,740 --> 00:04:50,790
قبر توکیوکی

72
00:04:49,740 --> 00:04:50,790
قبر توکیوکی

73
00:04:49,740 --> 00:04:50,790
قبر توکیوکی

74
00:04:49,740 --> 00:04:50,790
قبر توکیوکی

75
00:04:49,740 --> 00:04:50,790
قبر توکیوکی

76
00:04:49,740 --> 00:04:50,790
قبر توکیوکی

77
00:04:49,740 --> 00:04:50,790
قبر توکیوکی

78
00:04:49,740 --> 00:04:50,790
قبر توکیوکی

79
00:04:49,740 --> 00:04:50,790
قبر توکیوکی

80
00:04:49,740 --> 00:04:50,790
قبر توکیوکی

81
00:04:49,740 --> 00:04:50,790
قبر توکیوکی

82
00:04:49,740 --> 00:04:50,790
قبر توکیوکی

83
00:04:49,740 --> 00:04:50,790
قبر توکیوکی

84
00:04:49,740 --> 00:04:50,790
قبر توکیوکی

85
00:04:49,740 --> 00:04:50,790
قبر توکیوکی

86
00:04:49,740 --> 00:04:50,790
قبر توکیوکی

87
00:04:49,740 --> 00:04:50,790
قبر توکیوکی

88
00:04:49,740 --> 00:04:50,790
قبر توکیوکی

89
00:04:50,870 --> 00:04:52,790
‫برات مثل یه بازی توضیح می‌دم.

90
00:04:52,870 --> 00:04:55,000
‫باشه. ممنون.

91
00:04:55,080 --> 00:04:55,960
اول ژوئیه

92
00:04:56,040 --> 00:04:58,130
‫ببخشید! زیاد منتظرت گذاشتم؟

93
00:04:58,210 --> 00:04:59,040
نه، تازه رسیدم

94
00:04:58,360 --> 00:05:00,840
‫وقتی سادامونه ازت سوال می‌پرسه...

95
00:05:00,920 --> 00:05:02,050
من یه هوجوام

96
00:05:02,130 --> 00:05:03,130
‫ها؟

97
00:05:03,840 --> 00:05:05,550
‫پیدات کردم!

98
00:05:05,630 --> 00:05:12,830
مـــُــــــــــــــــــــــــــــــــردی

99
00:05:06,590 --> 00:05:10,220
‫آینده‌ای رو می‌بینم که اگه اشتباه جواب بدی، جونت تو خطر می‌افته.

100
00:05:10,310 --> 00:05:12,770
‫ای وای! پس باید چی‌کار کنم؟

101
00:05:12,850 --> 00:05:15,770
‫برای سرورم یوشیناکا هم همین‌طور بود.

102
00:05:16,600 --> 00:05:19,900
‫اون تو جنگیدن عالی بود، اما آداب مناسب رو بلد نبود توی توی ملاحظه‌ی دیگران می‌لنگید.

103
00:05:19,980 --> 00:05:22,530
‫بعد از یه سری قضاوت‌های اشتباه و کارهای نادرست،

104
00:05:22,610 --> 00:05:25,320
‫حمایت مردم رو از دست داد و این باعث نابودیش شد.

105
00:05:26,410 --> 00:05:29,490
‫بنابراین، از اونجایی که نمی‌خوایم شما به همون سرنوشت دچار بشین...

106
00:05:30,700 --> 00:05:32,450
‫درس بخونین، درس بخونین!

107
00:05:32,540 --> 00:05:34,580
‫باید اون کله‌‌ی مبارک رو با دانش پر کنین.

108
00:05:34,660 --> 00:05:37,040
‫تا سادامونه فردا بهتون شک نکنه.

109
00:05:37,710 --> 00:05:40,130
‫واقعا از پسش برمیام؟

110
00:05:43,710 --> 00:05:45,700
شینانو . اقامتگاه فرماندار جدید

111
00:05:51,140 --> 00:05:54,220
‫ارباب، چوجومارو-دونو رو به خدمتتون آوردم.

112
00:05:54,310 --> 00:05:56,560
‫خوبه. بگو بیاد تو.

113
00:06:01,230 --> 00:06:04,530
‫پس ما بیرون اتاق منتظر می‌مونیم.

114
00:06:13,330 --> 00:06:16,080
‫از نزدیک که می‌بینمش... حس بدی بهم می‌ده.

115
00:06:17,080 --> 00:06:21,340
‫اما عمراً ببازم. این آدم فقط حقه‌های به‌درد نخور و نقشه‌های کثیف توی آستینش داره.

116
00:06:22,000 --> 00:06:23,630
‫من پسر یه هوجو ام.

117
00:06:23,710 --> 00:06:26,170
‫ و نام معبد بزرگ سووا رو به دوش می‌کشم.

118
00:06:27,880 --> 00:06:29,470
‫نمی‌ذارم کسی دست‌کمم بگیره.

119
00:06:29,550 --> 00:06:30,890
‫طرز نشستنت رو درست کن.

120
00:06:32,640 --> 00:06:36,310
‫وقتی می‌خوان به کسی احترام بذارن، این‌طوری می‌شینن.

121
00:06:36,390 --> 00:06:40,980
‫تو الان... فقط به‌خاطر اینکه با یه دشمن روبه‌رو شدی، با غرور نشستی.

122
00:06:41,060 --> 00:06:42,610
‫برعکس...

123
00:06:42,690 --> 00:06:44,900
‫دشمن کسیه که جون می‌گیره،

124
00:06:44,980 --> 00:06:49,200
‫به همین دلیل باید به جون‌هایی که می‌تونه بگیره احترام بذاری.

125
00:06:50,110 --> 00:06:52,740
‫در این دوره زمانی، معمولا هم زنان و هم مردان...

126
00:06:52,820 --> 00:06:54,990
‫یا به صورت چهارزانو یا دو زانو، می‌نشستن.

127
00:06:55,660 --> 00:07:00,040
‫رسم نشستن به سبک سیزا در دوره‌ی ادو رواج پیدا کرد،

128
00:07:00,120 --> 00:07:02,460
‫و ریشه در دستورالعمل‌های آداب معاشرت دارد که توسط سادامونه اوگاساوارا گردآوری شده.

129
00:07:03,040 --> 00:07:08,090
‫من کسی بودم که دست‌کمش گرفت. چیزی که الان شروع می‌شه یه جنگ کلامیه.

130
00:07:10,180 --> 00:07:11,300
‫اگه با کلماتم فرار نکنم،

131
00:07:12,930 --> 00:07:14,390
‫با کلمات سوراخ‌سوراخ می‌شم.

132
00:07:23,770 --> 00:07:26,230
‫عذر می‌خوام، اما چند سالته؟

133
00:07:27,730 --> 00:07:28,720
‫نُه سالمه.

134
00:07:29,390 --> 00:07:31,950
‫واقعاً؟ اصلاً بهت نمیاد.

135
00:07:32,030 --> 00:07:35,080
‫می‌خواستم ازت بخوام که معشوقه‌ام بشی.

136
00:07:35,580 --> 00:07:39,200
‫هرکسی ممکنه به این اشتباه بیفته که بدنت کاملاً رشدش رو کرده.

137
00:07:42,330 --> 00:07:44,170
‫خیلیا اینو بهم می‌گن.

138
00:07:44,840 --> 00:07:47,050
‫ما نشانه‌ی قدردانیتون رو دریافت کردیم.

139
00:07:47,130 --> 00:07:49,880
‫لطفا سلام من رو به یوریشیگه-دونو برسونید.

140
00:07:49,970 --> 00:07:51,130
‫بله. حتما.

141
00:07:51,800 --> 00:07:55,470
‫این بچه یه هوجوـه؟ یا فقط یه پسرک گستاخه؟

142
00:07:55,970 --> 00:07:59,270
‫همین‌طور سوال‌پیچش می‌کنم و می‌بینم چطور جواب می‌ده.

143
00:08:01,600 --> 00:08:05,730
‫بگو ببینم پسرک. واقعا که زیبا نشستی.

144
00:08:05,810 --> 00:08:09,400
‫برای یه جنگجوی سووا که عموماً تربیت غیرمتمدانه‌ای دارن، خیلی غیرطبیعیه.

145
00:08:09,990 --> 00:08:11,650
‫می‌شه اینطور هم گفت که تیر زدن به گوش یک دوشیزه‌ی معبد...

146
00:08:11,740 --> 00:08:13,360
نشون‌دهنده‌ی یه تربیت غیرمتمدانه‌ست؟

147
00:08:14,620 --> 00:08:17,780
‫ با سوال‌های حاضرجوابانه فوری از جواب دادن طفره رفت.

148
00:08:18,490 --> 00:08:20,620
‫تو جنگ همه‌چیز مجازه.

149
00:08:20,700 --> 00:08:22,250
‫اگر از یک چیز مطمئن باشم،

150
00:08:22,330 --> 00:08:24,420
‫اینه که آداب معاشرت درست، تو‌ی یه مبارزه‌ی واقعی باعث پیروزی نمی‌شه.

151
00:08:24,500 --> 00:08:27,670
‫و تو از زمان مسابقه‌ی سگ‌کشی...

152
00:08:27,750 --> 00:08:29,130
‫چیزی جز خار توی چشم من نبودی.

153
00:08:29,960 --> 00:08:31,550
‫تو باید فرزند فرد مهم باشی.

154
00:08:31,630 --> 00:08:33,880
‫فرزند یک جنگجوی معروف یا همچین چیزی.

155
00:08:34,720 --> 00:08:39,560
‫شجره‌نامه‌ات رو بگو ببینم! همون‌طور که باید توی یک میدون جنگ بگی.

156
00:08:41,100 --> 00:08:42,770
‫جد من کویزومی گنگورو...

157
00:08:42,850 --> 00:08:44,440
‫از اهالی اوکایا ـ نو ـ شو هست،

158
00:08:44,520 --> 00:08:47,230
‫که به مقام محافظ ارشد معبد بزرگ سووا ارتقا پیدا کرد.

159
00:08:48,150 --> 00:08:50,360
‫ پنجمین محافظ ارشد دودمانش، کویزومی گوروسابورو شد،

160
00:08:50,440 --> 00:08:53,400
‫و از اینکه سربازانش آموزش مناسبی دریافت کنن، اطمینان حاصل کرد.

161
00:08:54,110 --> 00:08:56,320
‫و من یکی از پسرهاش، چوجومارو هستم.

162
00:08:58,660 --> 00:09:01,700
‫ بدون هیچ مکثی حرف می‌زنه و ژستش کاملا آرومه.

163
00:09:02,200 --> 00:09:06,170
‫با فرض اینکه دروغ می‌گه، ممکنه به این خاطر باشه که یوریشیگه با دقت آموزشش داده؟

164
00:09:06,250 --> 00:09:07,920
‫من وجود اجدادت رو...

165
00:09:08,000 --> 00:09:10,670
‫و اینکه سال گذشته تو یک آتیش‌سوزی مردن رو تأیید کردم.

166
00:09:10,750 --> 00:09:12,340
‫می‌بینم که پسری دارن.

167
00:09:12,970 --> 00:09:15,090
‫اما یه چیزی این وسط جور درنمیاد.

168
00:09:15,180 --> 00:09:20,890
‫بعضی از محلی‌ها گفتن که هم پدر و مادر و هم بچه تو آتیش‌سوزی مردن.

169
00:09:23,430 --> 00:09:26,140
‫من پدر و مادرم رو تو ساختمون در حال سوختن رها کردم و خودم فرار کردم.

170
00:09:27,060 --> 00:09:29,900
‫این چیزیه که بابتش بسیار شرمسارم...

171
00:09:27,060 --> 00:09:29,900
‫منو ببخشید کویزومی-دونو.

172
00:09:33,320 --> 00:09:35,150
‫آتیش همه‌چیز رو نابود کرد، حتی جنازه‌ها رو،

173
00:09:33,510 --> 00:09:33,800
‫من هرگز شما رو نمی‌شناختم، و حالا دارم از مرگ
‫ نابهنگام شما به‌عنوان سپر شخصی خودم استفاده می‌کنم.

174
00:09:35,240 --> 00:09:37,450
‫واسه همین جای تعجب نیست که بعضیا فکر کنن منم با اونا مردم.

175
00:09:38,240 --> 00:09:40,950
‫یه چیز حتی گیج‌کننده‌تر هم هست.

176
00:09:41,030 --> 00:09:43,830
‫این ملازمانت.

177
00:09:43,910 --> 00:09:47,210
‫کوجیرو، اگه بخوام دقیق بگم... اون از خاندان نزوـه.

178
00:09:47,290 --> 00:09:48,670
‫و این آیاکوی شما،

179
00:09:48,750 --> 00:09:52,300
‫شنیدم بچه‌ی نامشروع خاندان موچیزوکیـه.

180
00:09:54,010 --> 00:09:58,590
‫هر دو از خاندان‌های برجسته‌ای هستن که نسل‌ها تو شینانو پیشرفت کردن!

181
00:09:59,140 --> 00:10:01,390
‫چه دلیلی داره که به فرزند یه...

182
00:10:01,470 --> 00:10:02,640
محافظ ارشد خدمت کنن؟

183
00:10:02,720 --> 00:10:04,390
‫من از اصل و نسبشون آگاهم.

184
00:10:04,980 --> 00:10:08,730
‫توی اولین ملاقاتمون تو معبد بزرگ سووا، گرگم‌به‌هوا بازی کردیم.

185
00:10:08,810 --> 00:10:11,520
‫اونا الان بهم می‌گن «ارباب» چون من بردم.

186
00:10:12,820 --> 00:10:15,110
‫ما فقط بچه‌هایی هستیم که داریم ارباب و ملازم بازی می‌کنیم.

187
00:10:16,320 --> 00:10:20,370
‫ما فقط داریم برای روزی تمرین می‌کنیم که وفاداریمون رو به یه ارباب واقعی ثابت کنیم.

188
00:10:21,530 --> 00:10:23,490
‫واقعا سازوکار درونی بازی بچه‌ها...

189
00:10:23,990 --> 00:10:26,710
‫فرماندار برجسته‌ی شینانو رو این‌قدر کنجکاو می‌کنه؟

190
00:10:28,120 --> 00:10:32,210
‫تاثیرگذاره. هر جوابی که می‌ده از قبلی شمرده‌تره.

191
00:10:32,290 --> 00:10:35,460
‫اون ترس و شجاعت ظاهری‌ای که موقع ورود به اتاق داشت کاملا از بین رفته.

192
00:10:35,550 --> 00:10:38,130
‫انگار الان داره از این بحث کردن لذت می‌بره.

193
00:10:38,840 --> 00:10:42,100
‫اون یه پسرک گستاخ عجیبه که دوست داره طاقچه‌بالا بذاره.

194
00:10:42,680 --> 00:10:46,230
‫برام سواله که آیا تو طفره رفتن از حقیقت هم به‌همون اندازه مهارت داره یا نه؟

195
00:10:48,940 --> 00:10:50,980
‫شینزابورو. بیا داخل!

196
00:10:52,770 --> 00:10:56,110
‫پسرک، دیروز اولین‌باری بود که این آدم رو می‌دیدی؟

197
00:10:57,610 --> 00:10:59,990
‫فکر کنم توی مسابقه‌ی سگ‌کشی هم دیده بودمشون...

198
00:11:00,070 --> 00:11:03,780
‫قبل از اون، من تو کاماکورا مشغول انجام وظیفه بودم.

199
00:11:04,620 --> 00:11:06,080
‫کاماکورا رو خوب می‌شناسم.

200
00:11:06,160 --> 00:11:09,710
‫اغلب می‌رفتم جایی که هوجوها و ملازم‌های مهمشون اون‌جا زندگی می‌کردن.

201
00:11:10,330 --> 00:11:13,040
‫الان که از نزدیک دیدمت دیگه مطمئن شدم.

202
00:11:13,540 --> 00:11:17,090
‫بله. قبلاً بارها این بچه رو دیده بودم.

203
00:11:17,170 --> 00:11:19,420
به این چطوری جواب می‌دی؟

204
00:11:19,510 --> 00:11:23,350
‫اگه سعی کنی با حرف‌زدن خودت رو از این مخمصه نجات بدی، آرامشت از بین می‌ره.

205
00:11:23,970 --> 00:11:26,270
‫«کجا؟» «غیرممکنه منو دیده باشی.»

206
00:11:26,770 --> 00:11:30,940
‫منتظرم که موقع جواب دادن، آرامشت دچار کوچک‌ترین لغزشی بشه.

207
00:11:32,860 --> 00:11:34,980
‫چرا باید همچین دروغی از خودتون در بیارید؟

208
00:11:35,820 --> 00:11:37,030
‫عـه؟

209
00:11:37,110 --> 00:11:39,280
‫بچه‌ی یه محافظ ارشد معبد بزرگ سووا...

210
00:11:39,360 --> 00:11:42,530
‫چه دلیلی ممکنه داشته باشه که بین افراد برجسته‌ی کاماکورا باشه؟

211
00:11:43,820 --> 00:11:48,250
‫داره بلوف می‌زنه. ما معمولاً توی گردش‌های رسمی با کجاوه سفر می‌کنیم.

212
00:11:48,330 --> 00:11:50,660
‫حتی اگه زمانی بوده که داشتم از تمرین فرار می‌کردم،

213
00:11:50,750 --> 00:11:54,330
‫همچین جنگجوهای استانی حتی نمی‌دونستن من کی‌ام.

214
00:11:55,040 --> 00:11:59,260
‫گذشته از اون، من کلی مسیر مخفی ساخته بودم تا دیده نشم.

215
00:12:01,260 --> 00:12:04,430
‫هیچ‌وقت پسر گریزان رو دست‌کم نگیرید.

216
00:12:04,510 --> 00:12:08,310
‫بـ ـ به من می‌گی دروغگو؟ من پنج سال تو کاماکورا بودم!

217
00:12:08,390 --> 00:12:10,100
‫کاماکورا رو عین کف دستم می‌شناسم...

218
00:12:10,180 --> 00:12:12,350
‫اگه می‌خواید دروغ بگید، خود دانید...

219
00:12:13,190 --> 00:12:15,060
‫ولی یه بلوف توخالی، دقیقاً مثل یه حمله‌ی متوالی ضعیفه.

220
00:12:15,150 --> 00:12:16,360
‫حتی اگه حریفت در حال فراره،

221
00:12:16,440 --> 00:12:18,570
‫کارو برای ضد حمله‌زدنش آسون می‌کنی.

222
00:12:22,150 --> 00:12:25,950
‫...یعنی خاندان اوگاساوارا یه دروغگو رو به‌عنوان فرستاده‌شون روونه کردن پیش ما؟

223
00:12:28,580 --> 00:12:32,410
‫شینزابورو... دیگه کافیه. می‌تونی بری.

224
00:12:35,830 --> 00:12:36,740
‫لعنتی!

225
00:12:36,900 --> 00:12:37,250
‫ایول!

226
00:12:37,880 --> 00:12:40,260
‫حتی یه لحظه هم ازش لغزشی ندیدم.

227
00:12:40,340 --> 00:12:43,180
‫یعنی واقعاً توی مخفی‌کردن ذات واقعیش استاده،

228
00:12:43,260 --> 00:12:46,010
‫یا نکنه جدی هیچ ارتباطی با هوجوها نداره؟

229
00:12:46,600 --> 00:12:49,350
‫ای وایــــــی! دیر کردم، دیر کردم.

230
00:12:50,220 --> 00:12:52,060
‫دیر کردی، ایچیکاوا-دونو.

231
00:12:52,560 --> 00:12:55,980
‫عذر می‌خوام. به‌خاطر رانش زمین گیر افتاده بودم.

232
00:13:00,780 --> 00:13:04,530
‫باید برم مستراح. دیگه نمی‌تونم نگهش دارم.

233
00:13:08,780 --> 00:13:11,200
‫واقعاً که ذهن یه بچه‌ی نُه ساله رو داره.

234
00:13:11,290 --> 00:13:14,830
‫توی بدترین زمان ممکن برای اربابش داره پستشو ترک می‌کنه.

235
00:13:15,330 --> 00:13:18,750
‫خیلی‌خب، پسرک. حالا تازه بخش جذابش شروع میشه.

236
00:13:18,840 --> 00:13:21,340
‫رفتارم رو صرفاً به چشم بی‌ادبی نبین.

237
00:13:21,420 --> 00:13:24,260
‫دارم با این سوءظن پیش می‌رم که تو یکی از بازمانده‌های هوجویی.

238
00:13:24,340 --> 00:13:28,260
‫طبیعاً باید از هر چیزی که در اختیار دارم
‫استفاده کنم تا چنین بازمانده‌هایی رو ریشه‌کن کنم.

239
00:13:28,350 --> 00:13:31,390
‫به‌عنوان آخرین راه‌حل، می‌خوام از نزدیک صورتت رو زیر نظر بگیرم،

240
00:13:31,470 --> 00:13:33,850
‫و حقیقت ماجرا رو از روی ضربان قلبت بشنوم.

241
00:13:33,930 --> 00:13:35,890
‫چــــی! آداب معاشرت چی شد پس؟

242
00:13:35,980 --> 00:13:36,980
‫بهت که گفتم!

243
00:13:37,060 --> 00:13:39,940
‫آداب معاشرت و جنگ دوتا چیز کاملاً متفاوتن. الانم بحث جنگه.

244
00:13:40,020 --> 00:13:42,070
‫نمی‌شه که همین‌طوری همه‌چی رو عوض کنید!

245
00:13:42,150 --> 00:13:43,320
‫بذار یه چیزی رو بهت بگم.

246
00:13:43,400 --> 00:13:46,570
‫هیچ‌کس تا حالا نتونسته تحت چنین شرایطی پای حرف دروغ بایسته.

247
00:13:46,660 --> 00:13:51,540
‫حاضری؟ الان می‌خوام اون سوال کلیدی رو ازت بپرسم...

248
00:13:52,740 --> 00:13:56,080
‫تو... یه هوجو هستی؟

249
00:14:11,720 --> 00:14:14,560
‫هی! دارم سعی می‌کنم به صدای قلبش گوش کنم!

250
00:14:26,780 --> 00:14:28,990
‫خیلی‌خب، مردم عزیز اوگاساوارا!

251
00:14:29,070 --> 00:14:31,160
‫کی برای یه مسابقه‌ی رقص با آیاکوی بزرگ حاضره؟

252
00:14:32,330 --> 00:14:34,750
‫چه رقص شگفت‌انگیزی، دخترک!

253
00:14:36,080 --> 00:14:38,670
‫چند تا ساز داری می‌زنی؟ فوق‌العاده‌ست!

254
00:14:44,510 --> 00:14:48,180
‫دنگاکو. برای این دوره حکم «موسیقی کلاب» را داشت.

255
00:14:49,090 --> 00:14:51,430
‫چنان عمیق در وجود مردم رخنه می‌کرد که مغز استخوان را می‌لرزاند...

256
00:14:51,510 --> 00:14:54,770
‫فارغ از اینکه اهل چه قشری بودند و چه جایگاهی داشتند.

257
00:14:55,310 --> 00:14:58,600
‫هــوی! چرا هرکی این‌جاست داره به ساز اون دختره می‌رقصه؟

258
00:14:59,140 --> 00:15:03,230
‫خب، اون یه‌دفعه شروع کرد به ساز زدن.

259
00:15:03,770 --> 00:15:06,490
‫گفت: «سادامونه-ساما دارن از حرف زدن با اون بچه لذت می‌برن،

260
00:15:06,570 --> 00:15:09,110
‫پس ما هم باید دورهم جمع بشیم و خوش بگذرونیم.»

261
00:15:11,320 --> 00:15:15,230
‫استان شینانو
‫ مرکز استان

262
00:15:12,390 --> 00:15:15,160
‫ما صخره رو از بین می‌بریم تا ایچیکاوا گیر بیفته.

263
00:15:12,410 --> 00:15:15,230
‫شهر ناکانو،
‫منطقه‌ی تاکای

264
00:15:15,240 --> 00:15:20,790
‫اما اگه اون پیداش شد... آیاکو، تو باید فوراً اون‌جا رو ترک کنی.

265
00:15:21,380 --> 00:15:24,290
‫با ترکیب چشم‌ها و گوش‌های ابرانسانی سادامونه و ایچیکاوا،

266
00:15:24,380 --> 00:15:28,340
‫حتی می‌تونن هویت واقعی اربابم توکیوکی-ساما رو هم برملا کنن.

267
00:15:28,420 --> 00:15:30,930
‫تو باید بینایی یا شنوایی‌شون رو مختل کنی.

268
00:15:31,430 --> 00:15:35,430
‫هــی! بسه دیگه، بسه! ما وسط یه بحث خیلی مهم هستیم!

269
00:15:35,510 --> 00:15:41,310
‫عــــه، جدی می‌گین؟ فکر نمی‌کردم بشه با بچه‌ها در مورد چیز مهمی صحبت کرد.

270
00:15:41,810 --> 00:15:44,440
‫و اینکه، ما قصد داشتیم به‌زودی بریم.

271
00:15:44,520 --> 00:15:45,690
‫چندتا از جنگجوهای سووا باید...

272
00:15:45,770 --> 00:15:48,110
‫همین الان توی راه مرز باشن تا ما رو اسکورت کنن.

273
00:15:49,650 --> 00:15:54,120
‫می‌تونین تصور کنین اگه بچه‌ها دیر برسن خونه چه اتفاقی میفته؟

274
00:15:54,200 --> 00:15:56,540
‫چه خبره این‌قدر سروصدا راه انداختین! یکم دیگه صبر کنین.

275
00:15:56,620 --> 00:15:57,620
‫ارباب؟

276
00:15:59,160 --> 00:16:01,670
‫نگران نباشین. همین‌جا در خدمت‌تون هستم.

277
00:16:09,510 --> 00:16:11,380
‫هم چشم‌هام رو اسیر کردم هم گوش‌هام رو.

278
00:16:13,550 --> 00:16:15,300
‫نه فقط با ساز زدن و رقصیدنش.

279
00:16:15,890 --> 00:16:19,180
‫بلکه با دست و پاهای بلند و زیباش و صورت پرجنب‌و‌جوشش.

280
00:16:21,640 --> 00:16:23,650
‫من واقعاً خوشبختم.

281
00:16:25,310 --> 00:16:28,070
‫اون خیلی بااستعداده، با این‌حال این‌جاست تا ملازم من باشه،

282
00:16:28,150 --> 00:16:31,700
‫درحالی که اگه صلح توی دنیا برقرار بود، قطعاً الگوی همه می‌شد.

283
00:16:41,790 --> 00:16:45,540
‫دوباره ازت می‌پرسم. تو یه هوجویی؟

284
00:16:46,290 --> 00:16:51,130
‫فایده نداره. ذهنش کاملاً درگیر رقص دنگاکوی اون دختره شده.

285
00:16:51,220 --> 00:16:53,530
‫قلبشم که داره این‌طور تالاپ تولوپ می‌زنه باید به‌خاطر همون باشه.

286
00:16:53,530 --> 00:16:56,850
‫این‌طور پیش بره عمراً به یه جواب صادقانه نمی‌رسیم.

287
00:16:57,430 --> 00:16:59,010
‫دیگه کافیه. می‌تونی بری.

288
00:17:00,390 --> 00:17:03,270
‫فقط یادت باشه اگه یه‌بار دیگه بخوای توی میدون جنگ دخالت کنی،

289
00:17:03,350 --> 00:17:05,810
‫بدون لحظه‌ای درنگ می‌کشمت.

290
00:17:07,020 --> 00:17:10,320
‫متوجه شدم. پس بااجازه‌تون رفع زحمت می‌کنم، سادامونه-دونو.

291
00:17:15,740 --> 00:17:18,950
‫مطمئنین؟ اگه بهش شک دارین چرا همین الان نمی‌کشینش؟

292
00:17:19,030 --> 00:17:22,200
‫دقیقاً همون‌جوریه که توی اون مسابقه‌ی سگ‌کشی هم بود.

293
00:17:22,290 --> 00:17:26,380
‫چیزی که خوب باشه رو آشکارا می‌پذیره و با تمام وجود تحسینش می‌کنه.

294
00:17:26,460 --> 00:17:29,920
‫به راحتی نصیحتم رو برای اصلاح طرز نشستنش قبول کرد،

295
00:17:30,000 --> 00:17:33,380
‫و هرچقدر هم سعی کردم گیرش بندازم، حتی یه‌بار هم نذاشت ژستش خراب بشه.

296
00:17:33,470 --> 00:17:38,390
‫توی روزگاری که همه به همدیگه شک دارن، چنین صداقتی چیز عجیبیه.

297
00:17:38,970 --> 00:17:43,680
‫وقتی یه نفر این‌قدر صادقه، بی‌ادبیه که بهش شک کنیم.

298
00:17:46,480 --> 00:17:49,820
‫آیاکو، کجا یاد گرفتی که چنین نمایشی اجرا کنی؟

299
00:17:51,150 --> 00:17:52,530
‫نکنه کنجکاو شدی؟

300
00:17:53,110 --> 00:17:55,990
‫باعث شد تمام گیر و گورهای سادامونه رو فراموش کنم.

301
00:17:56,780 --> 00:17:59,410
‫چون نمی‌تونستم از فکر کردن به تو دست بردارم.

302
00:18:01,120 --> 00:18:04,290
‫صداقت چقدر ترسناکه! این‌طور وقتا یه‌طور سلاحه.

303
00:18:10,920 --> 00:18:12,750
‫می‌دونین، ارباب...

304
00:18:18,550 --> 00:18:22,970
‫چطور جرئت کردی... چطور جرئت کردی... چطور جرئت کردی... چطور جرئت کردی...

305
00:18:23,060 --> 00:18:29,190
‫چطور جــــرئت کردی! چطور جرئت کردی کاری کنی سرورم منو حقیر بشمره!

306
00:18:29,270 --> 00:18:32,690
‫شما کوچولوهای گستاخ بدبخت کاری جز چرب‌زبونی و حقه‌های دوزاری بلد نیستین!

307
00:18:32,770 --> 00:18:34,900
‫برگردوندنتون به سووا پیشکش.

308
00:18:34,990 --> 00:18:37,070
‫با هنرهای رزمیم خاکتون می‌کنم!

309
00:18:37,740 --> 00:18:39,010
‫ارباب، برگردین عقب!

310
00:18:39,560 --> 00:18:40,160
‫خیلی کندی!

311
00:18:42,660 --> 00:18:44,370
‫برقص! برقص! برقص!

312
00:18:47,830 --> 00:18:49,080
‫مزه‌اش چطور بود؟

313
00:18:49,170 --> 00:18:53,710
‫من بیشتر از سن تو داشتم از این ناگیناتا استفاده می‌کردم!

314
00:18:54,460 --> 00:18:57,380
‫این یارو به مهارت‌هاش تو کار با ناگیناتا ایمان راسخ داره.

315
00:19:00,140 --> 00:19:01,510
‫برگرد این‌جا!

316
00:19:01,600 --> 00:19:03,140
‫کوجیرو هم با شمشیرش همین‌طوره.

317
00:19:03,220 --> 00:19:06,230
‫من توی استفاده از هیچ سلاحی مهارت بالایی ندارم.

318
00:19:07,890 --> 00:19:09,560
‫اما درعوض...

319
00:19:11,480 --> 00:19:12,770
‫چـ ـ چی...

320
00:19:27,500 --> 00:19:31,920
‫هــــوی! داری چی‌کار می‌کنی؟ تمومش کن! ولم کن!

321
00:19:32,580 --> 00:19:37,010
‫صبر کن! عوضی! فکر نکن می‌تونی قسر در بری.

322
00:19:37,090 --> 00:19:38,800
‫چه لگد زدن باشه، یا سنگ پرت‌کردن،

323
00:19:38,880 --> 00:19:41,260
‫یا سلاح حرفیم باشه، یا یه ساز موسیقی...

324
00:19:42,390 --> 00:19:46,100
‫عــا... عـه... وایسا! فهمیدم! بیا حرف بزنیم!

325
00:19:49,390 --> 00:19:51,770
‫از این بدنی که بهم داده شده نهایت استفاده رو می‌برم...

326
00:19:51,850 --> 00:19:53,770
‫و از هر چیزی که دستم بهش برسه استفاده می‌کنم!

327
00:19:53,860 --> 00:19:58,030
‫درمون دردت چیه؟ پول می‌خوای؟ شمشیر می‌خوای؟

328
00:19:59,150 --> 00:20:01,660
‫لعنتی! این هرزه خیلی خرزوره!

329
00:20:05,620 --> 00:20:07,330
‫وا... وایسا...

330
00:20:07,410 --> 00:20:08,910
‫نیازی به انتخاب سلاح ندارم.

331
00:20:13,500 --> 00:20:16,040
‫فقط باید از اربابم محافظت کنم!

332
00:20:19,800 --> 00:20:22,380
‫شینانو یک ملازم وفادار داشت؛ «توموئه گوزِن».

333
00:20:22,970 --> 00:20:25,930
‫اِچیگو یک فرمانده‌ی نظامی داشت که شورشی را رهبری کرد؛ «هانگاکو گوزِن».

334
00:20:26,560 --> 00:20:29,560
‫توتومی نیز یک ارباب فئودالی زن داشت؛ «ایی جیرو».

335
00:20:30,310 --> 00:20:32,520
‫مدت‌هاست که تاریخ نقش زنانی را ثبت کرده...

336
00:20:32,600 --> 00:20:34,810
‫که شجاعانه در سراسر کشور می‌جنگیدند.

337
00:20:36,270 --> 00:20:39,740
‫خیلی‌خب. حالا نوبت شکستن آخره.

338
00:20:40,240 --> 00:20:41,450
‫صـ ـ صبر کن!

339
00:20:42,450 --> 00:20:43,820
‫امروز قرار نیست بجنگیم.

340
00:20:43,910 --> 00:20:46,700
‫اون صرفاً به‌عنوان یه فرستاده اومده بود. کشتنش فقط اوضاع رو بدتر می‌کنه.

341
00:20:46,780 --> 00:20:48,240
‫می‌تونی یه روز دیگه گردنش رو بشکونی.

342
00:20:48,330 --> 00:20:49,640
‫عـــه؟ واقعاً؟

343
00:20:49,770 --> 00:20:51,210
‫آره! معلومه!

344
00:20:51,290 --> 00:20:54,040
‫چــشــم. ارباب، خیلی مهربونین.

345
00:21:00,590 --> 00:21:02,880
‫می‌دونین ارباب، وقتی اومدین شینانو،

346
00:21:03,780 --> 00:21:05,140
‫فکر کردم حتماً دست سرنوشت بوده.

347
00:21:06,050 --> 00:21:11,750
‫یه حاکم تازه‌کار اومد بهم یه شانس بده تا تبدیل
‫به توموئه گوزنی بشم که همیشه تحسینش می‌کردم.

348
00:21:12,890 --> 00:21:14,650
‫همه‌ش به لطف شماست، ارباب.

349
00:21:14,730 --> 00:21:16,770
‫دلیل اینکه تونستم خودم رو غرق هنر کنم شما هستین،

350
00:21:16,860 --> 00:21:18,440
‫چه هنر رزمی چه نمایشی.

351
00:21:18,520 --> 00:21:22,440
‫از هرچیزی که یاد گرفتم برای محافظت از شما استفاده می‌کنم، ارباب.

352
00:21:22,530 --> 00:21:23,640
‫تازه...

353
00:21:24,970 --> 00:21:28,240
‫هروقت کار محافظتم تموم شد، کلی بچه براتون به دنیا میارم!

354
00:21:29,660 --> 00:21:31,330
‫پس ارباب...

355
00:21:33,160 --> 00:21:35,620
‫هروقت لب تر کنین متعلق به شمام.

356
00:21:38,710 --> 00:21:40,920
‫اصلاً می‌فهمه داره چی می‌گه؟

357
00:21:42,050 --> 00:21:44,840
‫وایـــــی! آب شدم از خجالــــت!

358
00:21:44,930 --> 00:21:46,720
‫هر کاری می‌کنه و هر حرفی می‌زنه در حد افراطه.

359
00:21:46,800 --> 00:21:48,300
‫اون خارق‌العاده‌ست.

360
00:21:48,390 --> 00:21:52,770
‫شخصیتش واقعاً با وفاداری مطلق و قلبی درخشان تعریف می‌شه.

361
00:21:52,850 --> 00:21:56,100
‫مطمئنم یه روزی فرمانده‌ی نظامی قوی و زیبایی می‌شه.

362
00:21:57,350 --> 00:22:00,650
‫امیدوارم منم... بتونم براش ارباب لایقی باشم.

363
00:22:02,990 --> 00:22:05,010
ادامه دارد

364
00:22:05,010 --> 00:22:15,010
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

365
00:23:39,000 --> 00:23:40,000
‫بزن بریم!
