WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:35.470 --> 01:38.800
‫معبد بزرگ سووا از فرماندار شینانو بسیار به خاطر...

01:38.890 --> 01:41.310
‫پیشکش سخاوتمندانه‌شون بابت جشنواره‌ی میسایامای چند روز پیش، سپاسگزاره.

01:41.390 --> 01:42.930
‫این یه هدیه از طرف ماست، به‌عنوان نشانه‌ی قدردانی.

01:43.020 --> 01:45.350
‫ممنون می‌شیم به دست سادامونه-دونو برسونیدش.

01:45.430 --> 01:48.560
‫بله. سرورم خوشحال می‌شن.

01:50.610 --> 01:52.840
پیغام رسان خاندان اوگاساوارا

01:50.610 --> 01:52.840
شینزابورو آکازاوا

01:52.150 --> 01:55.280
‫لازم به ذکره که بگم هدایای بسیار گرون‌قیمتی هستن.

01:56.820 --> 01:59.030
‫و ما با کمال میل می‌پذیریمشون.

01:59.110 --> 02:02.330
‫سرورم تأکید کردن که باید تمام تلاشمون رو...

02:02.410 --> 02:05.000
‫برای این مناسبت بزرگ؛ یعنی جشنواره‌ی میسایاما، بکنیم.

02:07.120 --> 02:09.120
‫تا بود می‌خواستن سر همو بابت قلمرو ببرن،

02:09.210 --> 02:11.130
‫ولی بازم آداب رو رعایت می‌کنن.

02:11.210 --> 02:15.590
‫دقیقا همون چیزی که از معبد بزرگ سووا و فرماندار شینانو انتظار داشتم.

02:15.670 --> 02:18.130
‫باید به‌خاطر لطف و توجه بی‌پایان سادامونه-دونو...

02:18.220 --> 02:20.640
‫عمیق‌ترین قدردانیم رو نثارشون کنم.

02:20.720 --> 02:22.890
‫نه نه چوبکاری می‌فرمایید.

02:22.970 --> 02:27.060
‫با این حال، یه درخواست کوچیک از طرف سرورم دارم.

02:27.980 --> 02:29.310
‫در خدمتم.

02:29.390 --> 02:34.690
‫اگه ممکنه چوجومارو به‌عنوان فرستاده برای تحویل این هدایا با ما بیاد.

02:34.780 --> 02:36.070
‫صبر کنید! این...

02:36.150 --> 02:38.280
‫ما یه اسکورت مناسب فراهم می‌کنیم،

02:38.360 --> 02:41.030
‫واسه همین خیلی ممنون می‌شیم اگه بتونید اونو به‌تنهایی بفرستید.

02:41.110 --> 02:44.660
‫مطمئنم خاندان سووا می‌تونن دوری از یه بچه‌ی بی‌اهمیت رو...

02:44.740 --> 02:45.950
‫برای مدتی تحمل کنن، نه؟

02:46.540 --> 02:47.750
فهمیدن من کی‌ام؟

02:47.830 --> 02:51.710
‫نه. پوششت برای مخفی کردن هویت واقعیت باید بی‌نقص باشه.

02:52.210 --> 02:54.210
‫اما سادامونه تیزبینه.

02:54.290 --> 02:58.670
‫ممکنه مدرکی پیدا کرده باشه، یا قصد داشته باشه تو ملاقات باهات هویتت رو فاش کنه.

02:59.590 --> 03:03.430
‫رد کردنش شک و شبهه رو بیشتر می‌کنه. می‌خوای چی‌کار کنی؟

03:04.600 --> 03:05.850
‫ببخشید ببخشید ببخشید! می‌تونم یه پیشنهادی بدم؟

03:05.930 --> 03:09.060
‫قطعا اشکالی نداره که فقط من همراهیش کنم، درسته؟

03:09.140 --> 03:12.060
‫دلم می‌سوزه این طفلکی رو تنها بفرستم.

03:12.150 --> 03:13.770
‫نه. ما می‌خوایمـ...

03:13.860 --> 03:18.190
‫یا نکنه یه دختر جوونِ تنها تو گروهتون...

03:18.280 --> 03:19.400
‫برای خاندان اوگاساوارا دردسر درست می‌کنه؟

03:22.200 --> 03:25.370
‫پس برای فردا صبح هماهنگ کنیم که راه بیفتیم؟

03:26.330 --> 03:27.410
‫بسیار خب.

03:29.870 --> 03:32.920
‫اگه آیاکو باشه، خب... فکر کنم یه‌طوری به خیر می‌گذره.

03:33.000 --> 03:34.590
‫واقعا؟

03:34.670 --> 03:37.500
‫می‌دونم تو شمشیرزنی می‌تونم روی آیاکو حساب کنم، اما...

03:38.010 --> 03:41.840
‫نیازی به نگرانی نیست. شاید بهش نیاد، اما خیلی تند و تیزه.

03:43.220 --> 03:44.850
‫چیزی نمی‌شه بابا.

03:44.930 --> 03:47.060
‫اگه نتونم از ارباب جوان در برابر یه چیز به این پیش‌پاافتادگی محافظت کنم،

03:47.140 --> 03:48.850
‫هیچ‌وقت مثل توموئه گوزن نمی‌شم.

03:48.930 --> 03:50.350
‫توموئه گوزن؟

03:50.850 --> 03:54.480
‫یه فرمانده‌ی نظامی به اسم کیسو یوشینا  که زمانی تو شینانو زندگی می‌کرد.

03:55.110 --> 03:58.690
‫تو جوونی تمام خونواده‌اش رو از دست داد و به شینانو،

03:58.780 --> 04:02.570
‫جایی که بزرگ شد و قدرت سرنگونی ارباب رو به دست آورد، فرار کرد.

04:03.070 --> 04:06.830
‫ادقیقا مثل منه. هدفمون هم یکیه.

04:06.910 --> 04:08.120
‫و در کنار اون ارباب یوشیناکا،

04:08.200 --> 04:10.290
‫کسی که کنارش بزرگ شد و در نهایت ملازمش شد،

04:10.370 --> 04:13.580
‫توموئه گوزن شجاع بود، که همیشه برای محافظت ازش در کنارش بود.

04:14.630 --> 04:15.960
‫به‌عنوان کسی که اصالتا اهل شینانوـه،

04:16.040 --> 04:18.170
‫و به‌عنوان کسی که همیشه زندگی با هنرهای رزمی الهام‌بخشش بودن،

04:18.250 --> 04:21.380
‫توموئه گوزن الگوی نهاییشه.

04:21.470 --> 04:22.720
‫که این‌طور.

04:23.470 --> 04:27.760
‫پس چرا داره حمل دوتا آدمک چرمی رو تمرین می‌کنه؟

04:27.850 --> 04:31.020
‫توموئه گوزن قدرت مافوق بشری داشت.

04:31.100 --> 04:37.110
‫یه بار دوتا جنگجو رو گرفت، یکی تو هر دستش، و گردنشون رو جا در جا شکوند.

04:37.190 --> 04:41.940
‫منم دلم می‌خواد چند تا گردن بشکونم!

04:46.530 --> 04:49.030
‫الان تنها مسئله اینه که چطور به سوالات سادامونه-دونو جواب بدیم.

04:49.740 --> 04:50.790
قبر توکیوکی

04:50.870 --> 04:52.790
‫برات مثل یه بازی توضیح می‌دم.

04:52.870 --> 04:55.000
‫باشه. ممنون.

04:55.080 --> 04:55.960
اول ژوئیه

04:56.040 --> 04:58.130
‫ببخشید! زیاد منتظرت گذاشتم؟

04:58.210 --> 04:59.040
نه، تازه رسیدم

04:58.360 --> 05:00.840
‫وقتی سادامونه ازت سوال می‌پرسه...

05:00.920 --> 05:02.050
من یه هوجوام

05:02.130 --> 05:03.130
‫ها؟

05:03.840 --> 05:05.550
‫پیدات کردم!

05:05.630 --> 05:12.830
مـــُــــــــــــــــــــــــــــــــردی

05:06.590 --> 05:10.220
‫آینده‌ای رو می‌بینم که اگه اشتباه جواب بدی، جونت تو خطر می‌افته.

05:10.310 --> 05:12.770
‫ای وای! پس باید چی‌کار کنم؟

05:12.850 --> 05:15.770
‫برای سرورم یوشیناکا هم همین‌طور بود.

05:16.600 --> 05:19.900
‫اون تو جنگیدن عالی بود، اما آداب مناسب رو بلد نبود توی توی ملاحظه‌ی دیگران می‌لنگید.

05:19.980 --> 05:22.530
‫بعد از یه سری قضاوت‌های اشتباه و کارهای نادرست،

05:22.610 --> 05:25.320
‫حمایت مردم رو از دست داد و این باعث نابودیش شد.

05:26.410 --> 05:29.490
‫بنابراین، از اونجایی که نمی‌خوایم شما به همون سرنوشت دچار بشین...

05:30.700 --> 05:32.450
‫درس بخونین، درس بخونین!

05:32.540 --> 05:34.580
‫باید اون کله‌‌ی مبارک رو با دانش پر کنین.

05:34.660 --> 05:37.040
‫تا سادامونه فردا بهتون شک نکنه.

05:37.710 --> 05:40.130
‫واقعا از پسش برمیام؟

05:43.710 --> 05:45.700
شینانو . اقامتگاه فرماندار جدید

05:51.140 --> 05:54.220
‫ارباب، چوجومارو-دونو رو به خدمتتون آوردم.

05:54.310 --> 05:56.560
‫خوبه. بگو بیاد تو.

06:01.230 --> 06:04.530
‫پس ما بیرون اتاق منتظر می‌مونیم.

06:13.330 --> 06:16.080
‫از نزدیک که می‌بینمش... حس بدی بهم می‌ده.

06:17.080 --> 06:21.340
‫اما عمراً ببازم. این آدم فقط حقه‌های به‌درد نخور و نقشه‌های کثیف توی آستینش داره.

06:22.000 --> 06:23.630
‫من پسر یه هوجو ام.

06:23.710 --> 06:26.170
‫ و نام معبد بزرگ سووا رو به دوش می‌کشم.

06:27.880 --> 06:29.470
‫نمی‌ذارم کسی دست‌کمم بگیره.

06:29.550 --> 06:30.890
‫طرز نشستنت رو درست کن.

06:32.640 --> 06:36.310
‫وقتی می‌خوان به کسی احترام بذارن، این‌طوری می‌شینن.

06:36.390 --> 06:40.980
‫تو الان... فقط به‌خاطر اینکه با یه دشمن روبه‌رو شدی، با غرور نشستی.

06:41.060 --> 06:42.610
‫برعکس...

06:42.690 --> 06:44.900
‫دشمن کسیه که جون می‌گیره،

06:44.980 --> 06:49.200
‫به همین دلیل باید به جون‌هایی که می‌تونه بگیره احترام بذاری.

06:50.110 --> 06:52.740
‫در این دوره زمانی، معمولا هم زنان و هم مردان...

06:52.820 --> 06:54.990
‫یا به صورت چهارزانو یا دو زانو، می‌نشستن.

06:55.660 --> 07:00.040
‫رسم نشستن به سبک سیزا در دوره‌ی ادو رواج پیدا کرد،

07:00.120 --> 07:02.460
‫و ریشه در دستورالعمل‌های آداب معاشرت دارد که توسط سادامونه اوگاساوارا گردآوری شده.

07:03.040 --> 07:08.090
‫من کسی بودم که دست‌کمش گرفت. چیزی که الان شروع می‌شه یه جنگ کلامیه.

07:10.180 --> 07:11.300
‫اگه با کلماتم فرار نکنم،

07:12.930 --> 07:14.390
‫با کلمات سوراخ‌سوراخ می‌شم.

07:23.770 --> 07:26.230
‫عذر می‌خوام، اما چند سالته؟

07:27.730 --> 07:28.720
‫نُه سالمه.

07:29.390 --> 07:31.950
‫واقعاً؟ اصلاً بهت نمیاد.

07:32.030 --> 07:35.080
‫می‌خواستم ازت بخوام که معشوقه‌ام بشی.

07:35.580 --> 07:39.200
‫هرکسی ممکنه به این اشتباه بیفته که بدنت کاملاً رشدش رو کرده.

07:42.330 --> 07:44.170
‫خیلیا اینو بهم می‌گن.

07:44.840 --> 07:47.050
‫ما نشانه‌ی قدردانیتون رو دریافت کردیم.

07:47.130 --> 07:49.880
‫لطفا سلام من رو به یوریشیگه-دونو برسونید.

07:49.970 --> 07:51.130
‫بله. حتما.

07:51.800 --> 07:55.470
‫این بچه یه هوجوـه؟ یا فقط یه پسرک گستاخه؟

07:55.970 --> 07:59.270
‫همین‌طور سوال‌پیچش می‌کنم و می‌بینم چطور جواب می‌ده.

08:01.600 --> 08:05.730
‫بگو ببینم پسرک. واقعا که زیبا نشستی.

08:05.810 --> 08:09.400
‫برای یه جنگجوی سووا که عموماً تربیت غیرمتمدانه‌ای دارن، خیلی غیرطبیعیه.

08:09.990 --> 08:11.650
‫می‌شه اینطور هم گفت که تیر زدن به گوش یک دوشیزه‌ی معبد...

08:11.740 --> 08:13.360
نشون‌دهنده‌ی یه تربیت غیرمتمدانه‌ست؟

08:14.620 --> 08:17.780
‫ با سوال‌های حاضرجوابانه فوری از جواب دادن طفره رفت.

08:18.490 --> 08:20.620
‫تو جنگ همه‌چیز مجازه.

08:20.700 --> 08:22.250
‫اگر از یک چیز مطمئن باشم،

08:22.330 --> 08:24.420
‫اینه که آداب معاشرت درست، تو‌ی یه مبارزه‌ی واقعی باعث پیروزی نمی‌شه.

08:24.500 --> 08:27.670
‫و تو از زمان مسابقه‌ی سگ‌کشی...

08:27.750 --> 08:29.130
‫چیزی جز خار توی چشم من نبودی.

08:29.960 --> 08:31.550
‫تو باید فرزند فرد مهم باشی.

08:31.630 --> 08:33.880
‫فرزند یک جنگجوی معروف یا همچین چیزی.

08:34.720 --> 08:39.560
‫شجره‌نامه‌ات رو بگو ببینم! همون‌طور که باید توی یک میدون جنگ بگی.

08:41.100 --> 08:42.770
‫جد من کویزومی گنگورو...

08:42.850 --> 08:44.440
‫از اهالی اوکایا ـ نو ـ شو هست،

08:44.520 --> 08:47.230
‫که به مقام محافظ ارشد معبد بزرگ سووا ارتقا پیدا کرد.

08:48.150 --> 08:50.360
‫ پنجمین محافظ ارشد دودمانش، کویزومی گوروسابورو شد،

08:50.440 --> 08:53.400
‫و از اینکه سربازانش آموزش مناسبی دریافت کنن، اطمینان حاصل کرد.

08:54.110 --> 08:56.320
‫و من یکی از پسرهاش، چوجومارو هستم.

08:58.660 --> 09:01.700
‫ بدون هیچ مکثی حرف می‌زنه و ژستش کاملا آرومه.

09:02.200 --> 09:06.170
‫با فرض اینکه دروغ می‌گه، ممکنه به این خاطر باشه که یوریشیگه با دقت آموزشش داده؟

09:06.250 --> 09:07.920
‫من وجود اجدادت رو...

09:08.000 --> 09:10.670
‫و اینکه سال گذشته تو یک آتیش‌سوزی مردن رو تأیید کردم.

09:10.750 --> 09:12.340
‫می‌بینم که پسری دارن.

09:12.970 --> 09:15.090
‫اما یه چیزی این وسط جور درنمیاد.

09:15.180 --> 09:20.890
‫بعضی از محلی‌ها گفتن که هم پدر و مادر و هم بچه تو آتیش‌سوزی مردن.

09:23.430 --> 09:26.140
‫من پدر و مادرم رو تو ساختمون در حال سوختن رها کردم و خودم فرار کردم.

09:27.060 --> 09:29.900
‫این چیزیه که بابتش بسیار شرمسارم...

09:27.060 --> 09:29.900
‫منو ببخشید کویزومی-دونو.

09:33.320 --> 09:35.150
‫آتیش همه‌چیز رو نابود کرد، حتی جنازه‌ها رو،

09:33.510 --> 09:33.800
‫من هرگز شما رو نمی‌شناختم، و حالا دارم از مرگ
‫ نابهنگام شما به‌عنوان سپر شخصی خودم استفاده می‌کنم.

09:35.240 --> 09:37.450
‫واسه همین جای تعجب نیست که بعضیا فکر کنن منم با اونا مردم.

09:38.240 --> 09:40.950
‫یه چیز حتی گیج‌کننده‌تر هم هست.

09:41.030 --> 09:43.830
‫این ملازمانت.

09:43.910 --> 09:47.210
‫کوجیرو، اگه بخوام دقیق بگم... اون از خاندان نزوـه.

09:47.290 --> 09:48.670
‫و این آیاکوی شما،

09:48.750 --> 09:52.300
‫شنیدم بچه‌ی نامشروع خاندان موچیزوکیـه.

09:54.010 --> 09:58.590
‫هر دو از خاندان‌های برجسته‌ای هستن که نسل‌ها تو شینانو پیشرفت کردن!

09:59.140 --> 10:01.390
‫چه دلیلی داره که به فرزند یه...

10:01.470 --> 10:02.640
محافظ ارشد خدمت کنن؟

10:02.720 --> 10:04.390
‫من از اصل و نسبشون آگاهم.

10:04.980 --> 10:08.730
‫توی اولین ملاقاتمون تو معبد بزرگ سووا، گرگم‌به‌هوا بازی کردیم.

10:08.810 --> 10:11.520
‫اونا الان بهم می‌گن «ارباب» چون من بردم.

10:12.820 --> 10:15.110
‫ما فقط بچه‌هایی هستیم که داریم ارباب و ملازم بازی می‌کنیم.

10:16.320 --> 10:20.370
‫ما فقط داریم برای روزی تمرین می‌کنیم که وفاداریمون رو به یه ارباب واقعی ثابت کنیم.

10:21.530 --> 10:23.490
‫واقعا سازوکار درونی بازی بچه‌ها...

10:23.990 --> 10:26.710
‫فرماندار برجسته‌ی شینانو رو این‌قدر کنجکاو می‌کنه؟

10:28.120 --> 10:32.210
‫تاثیرگذاره. هر جوابی که می‌ده از قبلی شمرده‌تره.

10:32.290 --> 10:35.460
‫اون ترس و شجاعت ظاهری‌ای که موقع ورود به اتاق داشت کاملا از بین رفته.

10:35.550 --> 10:38.130
‫انگار الان داره از این بحث کردن لذت می‌بره.

10:38.840 --> 10:42.100
‫اون یه پسرک گستاخ عجیبه که دوست داره طاقچه‌بالا بذاره.

10:42.680 --> 10:46.230
‫برام سواله که آیا تو طفره رفتن از حقیقت هم به‌همون اندازه مهارت داره یا نه؟

10:48.940 --> 10:50.980
‫شینزابورو. بیا داخل!

10:52.770 --> 10:56.110
‫پسرک، دیروز اولین‌باری بود که این آدم رو می‌دیدی؟

10:57.610 --> 10:59.990
‫فکر کنم توی مسابقه‌ی سگ‌کشی هم دیده بودمشون...

11:00.070 --> 11:03.780
‫قبل از اون، من تو کاماکورا مشغول انجام وظیفه بودم.

11:04.620 --> 11:06.080
‫کاماکورا رو خوب می‌شناسم.

11:06.160 --> 11:09.710
‫اغلب می‌رفتم جایی که هوجوها و ملازم‌های مهمشون اون‌جا زندگی می‌کردن.

11:10.330 --> 11:13.040
‫الان که از نزدیک دیدمت دیگه مطمئن شدم.

11:13.540 --> 11:17.090
‫بله. قبلاً بارها این بچه رو دیده بودم.

11:17.170 --> 11:19.420
به این چطوری جواب می‌دی؟

11:19.510 --> 11:23.350
‫اگه سعی کنی با حرف‌زدن خودت رو از این مخمصه نجات بدی، آرامشت از بین می‌ره.

11:23.970 --> 11:26.270
‫«کجا؟» «غیرممکنه منو دیده باشی.»

11:26.770 --> 11:30.940
‫منتظرم که موقع جواب دادن، آرامشت دچار کوچک‌ترین لغزشی بشه.

11:32.860 --> 11:34.980
‫چرا باید همچین دروغی از خودتون در بیارید؟

11:35.820 --> 11:37.030
‫عـه؟

11:37.110 --> 11:39.280
‫بچه‌ی یه محافظ ارشد معبد بزرگ سووا...

11:39.360 --> 11:42.530
‫چه دلیلی ممکنه داشته باشه که بین افراد برجسته‌ی کاماکورا باشه؟

11:43.820 --> 11:48.250
‫داره بلوف می‌زنه. ما معمولاً توی گردش‌های رسمی با کجاوه سفر می‌کنیم.

11:48.330 --> 11:50.660
‫حتی اگه زمانی بوده که داشتم از تمرین فرار می‌کردم،

11:50.750 --> 11:54.330
‫همچین جنگجوهای استانی حتی نمی‌دونستن من کی‌ام.

11:55.040 --> 11:59.260
‫گذشته از اون، من کلی مسیر مخفی ساخته بودم تا دیده نشم.

12:01.260 --> 12:04.430
‫هیچ‌وقت پسر گریزان رو دست‌کم نگیرید.

12:04.510 --> 12:08.310
‫بـ ـ به من می‌گی دروغگو؟ من پنج سال تو کاماکورا بودم!

12:08.390 --> 12:10.100
‫کاماکورا رو عین کف دستم می‌شناسم...

12:10.180 --> 12:12.350
‫اگه می‌خواید دروغ بگید، خود دانید...

12:13.190 --> 12:15.060
‫ولی یه بلوف توخالی، دقیقاً مثل یه حمله‌ی متوالی ضعیفه.

12:15.150 --> 12:16.360
‫حتی اگه حریفت در حال فراره،

12:16.440 --> 12:18.570
‫کارو برای ضد حمله‌زدنش آسون می‌کنی.

12:22.150 --> 12:25.950
‫...یعنی خاندان اوگاساوارا یه دروغگو رو به‌عنوان فرستاده‌شون روونه کردن پیش ما؟

12:28.580 --> 12:32.410
‫شینزابورو... دیگه کافیه. می‌تونی بری.

12:35.830 --> 12:36.740
‫لعنتی!

12:36.900 --> 12:37.250
‫ایول!

12:37.880 --> 12:40.260
‫حتی یه لحظه هم ازش لغزشی ندیدم.

12:40.340 --> 12:43.180
‫یعنی واقعاً توی مخفی‌کردن ذات واقعیش استاده،

12:43.260 --> 12:46.010
‫یا نکنه جدی هیچ ارتباطی با هوجوها نداره؟

12:46.600 --> 12:49.350
‫ای وایــــــی! دیر کردم، دیر کردم.

12:50.220 --> 12:52.060
‫دیر کردی، ایچیکاوا-دونو.

12:52.560 --> 12:55.980
‫عذر می‌خوام. به‌خاطر رانش زمین گیر افتاده بودم.

13:00.780 --> 13:04.530
‫باید برم مستراح. دیگه نمی‌تونم نگهش دارم.

13:08.780 --> 13:11.200
‫واقعاً که ذهن یه بچه‌ی نُه ساله رو داره.

13:11.290 --> 13:14.830
‫توی بدترین زمان ممکن برای اربابش داره پستشو ترک می‌کنه.

13:15.330 --> 13:18.750
‫خیلی‌خب، پسرک. حالا تازه بخش جذابش شروع میشه.

13:18.840 --> 13:21.340
‫رفتارم رو صرفاً به چشم بی‌ادبی نبین.

13:21.420 --> 13:24.260
‫دارم با این سوءظن پیش می‌رم که تو یکی از بازمانده‌های هوجویی.

13:24.340 --> 13:28.260
‫طبیعاً باید از هر چیزی که در اختیار دارم
‫استفاده کنم تا چنین بازمانده‌هایی رو ریشه‌کن کنم.

13:28.350 --> 13:31.390
‫به‌عنوان آخرین راه‌حل، می‌خوام از نزدیک صورتت رو زیر نظر بگیرم،

13:31.470 --> 13:33.850
‫و حقیقت ماجرا رو از روی ضربان قلبت بشنوم.

13:33.930 --> 13:35.890
‫چــــی! آداب معاشرت چی شد پس؟

13:35.980 --> 13:36.980
‫بهت که گفتم!

13:37.060 --> 13:39.940
‫آداب معاشرت و جنگ دوتا چیز کاملاً متفاوتن. الانم بحث جنگه.

13:40.020 --> 13:42.070
‫نمی‌شه که همین‌طوری همه‌چی رو عوض کنید!

13:42.150 --> 13:43.320
‫بذار یه چیزی رو بهت بگم.

13:43.400 --> 13:46.570
‫هیچ‌کس تا حالا نتونسته تحت چنین شرایطی پای حرف دروغ بایسته.

13:46.660 --> 13:51.540
‫حاضری؟ الان می‌خوام اون سوال کلیدی رو ازت بپرسم...

13:52.740 --> 13:56.080
‫تو... یه هوجو هستی؟

14:11.720 --> 14:14.560
‫هی! دارم سعی می‌کنم به صدای قلبش گوش کنم!

14:26.780 --> 14:28.990
‫خیلی‌خب، مردم عزیز اوگاساوارا!

14:29.070 --> 14:31.160
‫کی برای یه مسابقه‌ی رقص با آیاکوی بزرگ حاضره؟

14:32.330 --> 14:34.750
‫چه رقص شگفت‌انگیزی، دخترک!

14:36.080 --> 14:38.670
‫چند تا ساز داری می‌زنی؟ فوق‌العاده‌ست!

14:44.510 --> 14:48.180
‫دنگاکو. برای این دوره حکم «موسیقی کلاب» را داشت.

14:49.090 --> 14:51.430
‫چنان عمیق در وجود مردم رخنه می‌کرد که مغز استخوان را می‌لرزاند...

14:51.510 --> 14:54.770
‫فارغ از اینکه اهل چه قشری بودند و چه جایگاهی داشتند.

14:55.310 --> 14:58.600
‫هــوی! چرا هرکی این‌جاست داره به ساز اون دختره می‌رقصه؟

14:59.140 --> 15:03.230
‫خب، اون یه‌دفعه شروع کرد به ساز زدن.

15:03.770 --> 15:06.490
‫گفت: «سادامونه-ساما دارن از حرف زدن با اون بچه لذت می‌برن،

15:06.570 --> 15:09.110
‫پس ما هم باید دورهم جمع بشیم و خوش بگذرونیم.»

15:11.320 --> 15:15.230
‫استان شینانو
‫ مرکز استان

15:12.390 --> 15:15.160
‫ما صخره رو از بین می‌بریم تا ایچیکاوا گیر بیفته.

15:12.410 --> 15:15.230
‫شهر ناکانو،
‫منطقه‌ی تاکای

15:15.240 --> 15:20.790
‫اما اگه اون پیداش شد... آیاکو، تو باید فوراً اون‌جا رو ترک کنی.

15:21.380 --> 15:24.290
‫با ترکیب چشم‌ها و گوش‌های ابرانسانی سادامونه و ایچیکاوا،

15:24.380 --> 15:28.340
‫حتی می‌تونن هویت واقعی اربابم توکیوکی-ساما رو هم برملا کنن.

15:28.420 --> 15:30.930
‫تو باید بینایی یا شنوایی‌شون رو مختل کنی.

15:31.430 --> 15:35.430
‫هــی! بسه دیگه، بسه! ما وسط یه بحث خیلی مهم هستیم!

15:35.510 --> 15:41.310
‫عــــه، جدی می‌گین؟ فکر نمی‌کردم بشه با بچه‌ها در مورد چیز مهمی صحبت کرد.

15:41.810 --> 15:44.440
‫و اینکه، ما قصد داشتیم به‌زودی بریم.

15:44.520 --> 15:45.690
‫چندتا از جنگجوهای سووا باید...

15:45.770 --> 15:48.110
‫همین الان توی راه مرز باشن تا ما رو اسکورت کنن.

15:49.650 --> 15:54.120
‫می‌تونین تصور کنین اگه بچه‌ها دیر برسن خونه چه اتفاقی میفته؟

15:54.200 --> 15:56.540
‫چه خبره این‌قدر سروصدا راه انداختین! یکم دیگه صبر کنین.

15:56.620 --> 15:57.620
‫ارباب؟

15:59.160 --> 16:01.670
‫نگران نباشین. همین‌جا در خدمت‌تون هستم.

16:09.510 --> 16:11.380
‫هم چشم‌هام رو اسیر کردم هم گوش‌هام رو.

16:13.550 --> 16:15.300
‫نه فقط با ساز زدن و رقصیدنش.

16:15.890 --> 16:19.180
‫بلکه با دست و پاهای بلند و زیباش و صورت پرجنب‌و‌جوشش.

16:21.640 --> 16:23.650
‫من واقعاً خوشبختم.

16:25.310 --> 16:28.070
‫اون خیلی بااستعداده، با این‌حال این‌جاست تا ملازم من باشه،

16:28.150 --> 16:31.700
‫درحالی که اگه صلح توی دنیا برقرار بود، قطعاً الگوی همه می‌شد.

16:41.790 --> 16:45.540
‫دوباره ازت می‌پرسم. تو یه هوجویی؟

16:46.290 --> 16:51.130
‫فایده نداره. ذهنش کاملاً درگیر رقص دنگاکوی اون دختره شده.

16:51.220 --> 16:53.530
‫قلبشم که داره این‌طور تالاپ تولوپ می‌زنه باید به‌خاطر همون باشه.

16:53.530 --> 16:56.850
‫این‌طور پیش بره عمراً به یه جواب صادقانه نمی‌رسیم.

16:57.430 --> 16:59.010
‫دیگه کافیه. می‌تونی بری.

17:00.390 --> 17:03.270
‫فقط یادت باشه اگه یه‌بار دیگه بخوای توی میدون جنگ دخالت کنی،

17:03.350 --> 17:05.810
‫بدون لحظه‌ای درنگ می‌کشمت.

17:07.020 --> 17:10.320
‫متوجه شدم. پس بااجازه‌تون رفع زحمت می‌کنم، سادامونه-دونو.

17:15.740 --> 17:18.950
‫مطمئنین؟ اگه بهش شک دارین چرا همین الان نمی‌کشینش؟

17:19.030 --> 17:22.200
‫دقیقاً همون‌جوریه که توی اون مسابقه‌ی سگ‌کشی هم بود.

17:22.290 --> 17:26.380
‫چیزی که خوب باشه رو آشکارا می‌پذیره و با تمام وجود تحسینش می‌کنه.

17:26.460 --> 17:29.920
‫به راحتی نصیحتم رو برای اصلاح طرز نشستنش قبول کرد،

17:30.000 --> 17:33.380
‫و هرچقدر هم سعی کردم گیرش بندازم، حتی یه‌بار هم نذاشت ژستش خراب بشه.

17:33.470 --> 17:38.390
‫توی روزگاری که همه به همدیگه شک دارن، چنین صداقتی چیز عجیبیه.

17:38.970 --> 17:43.680
‫وقتی یه نفر این‌قدر صادقه، بی‌ادبیه که بهش شک کنیم.

17:46.480 --> 17:49.820
‫آیاکو، کجا یاد گرفتی که چنین نمایشی اجرا کنی؟

17:51.150 --> 17:52.530
‫نکنه کنجکاو شدی؟

17:53.110 --> 17:55.990
‫باعث شد تمام گیر و گورهای سادامونه رو فراموش کنم.

17:56.780 --> 17:59.410
‫چون نمی‌تونستم از فکر کردن به تو دست بردارم.

18:01.120 --> 18:04.290
‫صداقت چقدر ترسناکه! این‌طور وقتا یه‌طور سلاحه.

18:10.920 --> 18:12.750
‫می‌دونین، ارباب...

18:18.550 --> 18:22.970
‫چطور جرئت کردی... چطور جرئت کردی... چطور جرئت کردی... چطور جرئت کردی...

18:23.060 --> 18:29.190
‫چطور جــــرئت کردی! چطور جرئت کردی کاری کنی سرورم منو حقیر بشمره!

18:29.270 --> 18:32.690
‫شما کوچولوهای گستاخ بدبخت کاری جز چرب‌زبونی و حقه‌های دوزاری بلد نیستین!

18:32.770 --> 18:34.900
‫برگردوندنتون به سووا پیشکش.

18:34.990 --> 18:37.070
‫با هنرهای رزمیم خاکتون می‌کنم!

18:37.740 --> 18:39.010
‫ارباب، برگردین عقب!

18:39.560 --> 18:40.160
‫خیلی کندی!

18:42.660 --> 18:44.370
‫برقص! برقص! برقص!

18:47.830 --> 18:49.080
‫مزه‌اش چطور بود؟

18:49.170 --> 18:53.710
‫من بیشتر از سن تو داشتم از این ناگیناتا استفاده می‌کردم!

18:54.460 --> 18:57.380
‫این یارو به مهارت‌هاش تو کار با ناگیناتا ایمان راسخ داره.

19:00.140 --> 19:01.510
‫برگرد این‌جا!

19:01.600 --> 19:03.140
‫کوجیرو هم با شمشیرش همین‌طوره.

19:03.220 --> 19:06.230
‫من توی استفاده از هیچ سلاحی مهارت بالایی ندارم.

19:07.890 --> 19:09.560
‫اما درعوض...

19:11.480 --> 19:12.770
‫چـ ـ چی...

19:27.500 --> 19:31.920
‫هــــوی! داری چی‌کار می‌کنی؟ تمومش کن! ولم کن!

19:32.580 --> 19:37.010
‫صبر کن! عوضی! فکر نکن می‌تونی قسر در بری.

19:37.090 --> 19:38.800
‫چه لگد زدن باشه، یا سنگ پرت‌کردن،

19:38.880 --> 19:41.260
‫یا سلاح حرفیم باشه، یا یه ساز موسیقی...

19:42.390 --> 19:46.100
‫عــا... عـه... وایسا! فهمیدم! بیا حرف بزنیم!

19:49.390 --> 19:51.770
‫از این بدنی که بهم داده شده نهایت استفاده رو می‌برم...

19:51.850 --> 19:53.770
‫و از هر چیزی که دستم بهش برسه استفاده می‌کنم!

19:53.860 --> 19:58.030
‫درمون دردت چیه؟ پول می‌خوای؟ شمشیر می‌خوای؟

19:59.150 --> 20:01.660
‫لعنتی! این هرزه خیلی خرزوره!

20:05.620 --> 20:07.330
‫وا... وایسا...

20:07.410 --> 20:08.910
‫نیازی به انتخاب سلاح ندارم.

20:13.500 --> 20:16.040
‫فقط باید از اربابم محافظت کنم!

20:19.800 --> 20:22.380
‫شینانو یک ملازم وفادار داشت؛ «توموئه گوزِن».

20:22.970 --> 20:25.930
‫اِچیگو یک فرمانده‌ی نظامی داشت که شورشی را رهبری کرد؛ «هانگاکو گوزِن».

20:26.560 --> 20:29.560
‫توتومی نیز یک ارباب فئودالی زن داشت؛ «ایی جیرو».

20:30.310 --> 20:32.520
‫مدت‌هاست که تاریخ نقش زنانی را ثبت کرده...

20:32.600 --> 20:34.810
‫که شجاعانه در سراسر کشور می‌جنگیدند.

20:36.270 --> 20:39.740
‫خیلی‌خب. حالا نوبت شکستن آخره.

20:40.240 --> 20:41.450
‫صـ ـ صبر کن!

20:42.450 --> 20:43.820
‫امروز قرار نیست بجنگیم.

20:43.910 --> 20:46.700
‫اون صرفاً به‌عنوان یه فرستاده اومده بود. کشتنش فقط اوضاع رو بدتر می‌کنه.

20:46.780 --> 20:48.240
‫می‌تونی یه روز دیگه گردنش رو بشکونی.

20:48.330 --> 20:49.640
‫عـــه؟ واقعاً؟

20:49.770 --> 20:51.210
‫آره! معلومه!

20:51.290 --> 20:54.040
‫چــشــم. ارباب، خیلی مهربونین.

21:00.590 --> 21:02.880
‫می‌دونین ارباب، وقتی اومدین شینانو،

21:03.780 --> 21:05.140
‫فکر کردم حتماً دست سرنوشت بوده.

21:06.050 --> 21:11.750
‫یه حاکم تازه‌کار اومد بهم یه شانس بده تا تبدیل
‫به توموئه گوزنی بشم که همیشه تحسینش می‌کردم.

21:12.890 --> 21:14.650
‫همه‌ش به لطف شماست، ارباب.

21:14.730 --> 21:16.770
‫دلیل اینکه تونستم خودم رو غرق هنر کنم شما هستین،

21:16.860 --> 21:18.440
‫چه هنر رزمی چه نمایشی.

21:18.520 --> 21:22.440
‫از هرچیزی که یاد گرفتم برای محافظت از شما استفاده می‌کنم، ارباب.

21:22.530 --> 21:23.640
‫تازه...

21:24.970 --> 21:28.240
‫هروقت کار محافظتم تموم شد، کلی بچه براتون به دنیا میارم!

21:29.660 --> 21:31.330
‫پس ارباب...

21:33.160 --> 21:35.620
‫هروقت لب تر کنین متعلق به شمام.

21:38.710 --> 21:40.920
‫اصلاً می‌فهمه داره چی می‌گه؟

21:42.050 --> 21:44.840
‫وایـــــی! آب شدم از خجالــــت!

21:44.930 --> 21:46.720
‫هر کاری می‌کنه و هر حرفی می‌زنه در حد افراطه.

21:46.800 --> 21:48.300
‫اون خارق‌العاده‌ست.

21:48.390 --> 21:52.770
‫شخصیتش واقعاً با وفاداری مطلق و قلبی درخشان تعریف می‌شه.

21:52.850 --> 21:56.100
‫مطمئنم یه روزی فرمانده‌ی نظامی قوی و زیبایی می‌شه.

21:57.350 --> 22:00.650
‫امیدوارم منم... بتونم براش ارباب لایقی باشم.

22:02.990 --> 22:05.010
ادامه دارد

22:05.010 --> 22:15.010
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:39.000 --> 23:40.000
‫بزن بریم!
