WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:32.250 --> 01:35.420
‫خیلی‌خب... امروز می‌خوام براتون...

01:36.260 --> 01:40.760
‫قصه‌ی ارباب جوانی رو تعریف کنم که بزرگ‌ترین استعدادش فرارکردنه.

01:44.180 --> 01:47.350
‫داستان ما برمی‌گرده به سال ۱۳۳۳.

01:48.350 --> 01:51.230
‫شوگون‌سالاری کاماکورا که حکومت سامورایی‌ها رو تأسیس کرده بود،

01:51.320 --> 01:55.070
‫به‌خاطر شورش یکی از رعیت‌هایش، «آشیکاگا تاکائوجی» سقوط کرد.

01:55.570 --> 01:58.490
‫وارث برحقی که همه‌چیزش رو از دست داده بود،

01:58.570 --> 02:03.870
‫یعنی «هوجو توکیوکی»، با راهنمایی کاهن شینتو، «سووا یوریشیگه» به سووا فرار می‌کنه،

02:03.950 --> 02:07.250
‫جایی که اون و همراهانش شروع می‌کنن به تجدید قوا...

02:07.330 --> 02:08.420
‫تا کاماکورا رو پس بگیرن.

02:10.460 --> 02:12.380
‫یک سال پس از این داستان...

02:13.460 --> 02:15.630
‫توکیوکی بعد از تجربه‌ی اولین نبردش در کاواناکاجیما واقع در شمال شینانو،

02:15.710 --> 02:17.800
‫عزم خودش رو جزم می‌کنه...

02:17.880 --> 02:23.760
‫تا از طریق «فرار کردن» و «زنده‌موندن» با این دوره‌ی پرتلاطم روبه‌رو بشه.

02:26.140 --> 02:31.400
‫می‌پرسید این بازی گرگم‌به‌هوا برای پس گرفتن تاج‌وتخت چطور تموم می‌شه؟

02:31.900 --> 02:33.940
‫چه سرنوشتی در انتظار توکیوکی قرار داره؟

02:34.020 --> 02:36.530
‫پس ادامه‌ی این داستان رو از دست ندید!

02:39.280 --> 02:41.930
‫چه مکافاتیه این نگهبانی دادن.

02:41.110 --> 02:44.100
قلمرو خاندان تاکدا (کای گنجی)

02:42.780 --> 02:44.950
‫به نظر می‌رسه بازمانده‌های خاندان هوجو که از کاماکورا فرار کردن...

02:45.040 --> 02:47.200
‫همه‌جا دارن شورش به پا می‌کنن.

02:47.290 --> 02:49.120
‫ممکنه همین دور و بر هم قایم شده باشن.

02:50.080 --> 02:54.590
‫شنیدم حتی نتونستن هماهنگ بشن و بیشترشون تار و مار شدن.

02:54.670 --> 02:57.920
‫دیگه هیچ هوجویی باقی نمونده رو این زمین.

02:58.010 --> 02:58.410
‫عـــه؟

02:58.780 --> 02:59.420
‫هـــا؟

02:59.870 --> 03:00.950
‫این توله‌ها رو...

03:01.620 --> 03:03.100
‫برگشتن که!

03:03.760 --> 03:05.750
یک روز قبل

03:05.760 --> 03:07.930
‫نی-ساما، ملخ‌ها خوشمزه‌ن؟

03:08.560 --> 03:11.980
‫دارم بهشون عادت می‌کنم. یاد میگوهای ساکورا تو خلیج سوروگا میفتم.

03:15.440 --> 03:16.440
‫راستی،

03:16.530 --> 03:19.610
‫دوست دارم بدونم غذاهای سرورم تو کاماکورا چطوری بوده.

03:19.700 --> 03:21.700
‫حتماً خیلی مجلل بودن.

03:22.610 --> 03:25.620
‫غذاهای لذیذی که تا حالا حتی ندیدمشونــــــ...

03:26.540 --> 03:30.250
‫نه بابا. بیشتر وقتا فرق چندانی با غذای بقیه نداشت.

03:31.870 --> 03:33.670
‫اما... غذای موردعلاقه‌م ماهی کپور بود.

03:33.750 --> 03:35.170
ماهی کپور؟

03:35.250 --> 03:36.250
‫کپور؟

03:36.340 --> 03:38.590
‫کاماکورا کنار دریاست،

03:38.670 --> 03:41.840
‫واسه همین ماهی‌ای که صبح تو یوئیگاهاما صید می‌شد تا ظهر سرو می‌شد.

03:42.510 --> 03:47.180
‫برش‌های نازک ماهی کپور رو با واسابی ایزو و هیشیو می‌خوری.

03:47.760 --> 03:51.270
‫اون‌قدر تازه بود و بافت بی‌نظیری داشت که نمی‌تونستم از خوردنش دست بکشم.

03:52.190 --> 03:54.060
‫کاش می‌تونستم بازم بخورم.

03:56.940 --> 03:59.940
‫انگار دمق شد... از دست این پسره.

04:00.030 --> 04:02.280
‫حتماً دلش واسه کاماکورا تنگ شده.

04:03.030 --> 04:06.370
‫کاش می‌تونستیم یه کمکی بهش بکنیم.

04:08.580 --> 04:10.000
‫واسه کپور می‌شم سمور!

04:13.000 --> 04:15.150
‫ماهی کپورِ تازه...

04:16.860 --> 04:18.750
‫منم سمور درازه...

04:20.340 --> 04:22.010
‫سمور...

04:20.340 --> 04:22.010
‫خیر سرمون تو شینانوایم ها!

04:22.090 --> 04:24.680
‫امکان نداره کسی بتونه ماهی کپور تازه رو تا این‌جا بیاره...

04:25.970 --> 04:26.970
‫سرورم؟

04:34.600 --> 04:36.980
‫این دومین تابستونیه که از نابودی کاماکورا می‌گذره...

04:37.610 --> 04:39.610
‫وقتی از خونه‌ی دومم، سووا نگاه می‌کنم،

04:39.690 --> 04:42.570
‫خونه‌ی اولم پشت کوه فوجی، سمت چپ قرار داره.

04:43.950 --> 04:44.970
‫دلم می‌خواد...

04:45.680 --> 04:46.620
‫برگردم کاماکورا.

04:50.040 --> 04:51.040
‫کپور...

04:55.290 --> 04:56.290
‫هــــا؟

04:56.380 --> 04:58.170
‫وایسا! داری وارد قلمروی تاکـدا می‌ـــ

04:58.710 --> 05:01.340
‫خفه شو! وقت نداریم! داریم رد می‌شیم!

05:02.070 --> 05:03.010
‫دریا رو می‌بینم!

05:04.970 --> 05:08.640
‫گنبا-کون، من و تو می‌ریم سمت شرق. آیاکو-چان، غرب با تو.

05:09.560 --> 05:10.850
‫فهمیدم!

05:10.930 --> 05:13.270
‫کوجیرو-کون، شماها برین از سردخونه یخ بیارید.

05:13.350 --> 05:15.980
‫یادتون باشه سریع خاکش کنین که یه‌وقت آب نشه.

05:16.060 --> 05:17.060
‫حله، گرفتم!

05:17.150 --> 05:19.020
‫خب پس، همین‌جا می‌بینمتون!

05:19.940 --> 05:23.070
‫شیزوکو و بقیه تا طلوع آفتاب فردا برنمی‌گردن.

05:23.650 --> 05:27.490
‫بیا تمرین کنیم تا بتونیم شکار باارزشمون رو تو لحظه‌ی مناسب بکشیم.

05:29.740 --> 05:32.410
‫کوجیرو، بیا بریم یه سواری طولانی داشته باشیم.

05:33.540 --> 05:35.460
‫خیلی عذر می‌خوام، ارباب جوان.

05:35.960 --> 05:39.210
‫کوجیرو برای انجام یه کاری چند روزی نیست.

05:39.290 --> 05:40.290
‫که این‌طور.

05:42.050 --> 05:43.050
‫شیزوکو؟

05:45.260 --> 05:46.340
‫آیاکو؟

05:49.180 --> 05:50.260
‫هیچکی این‌جا نیست.

05:52.100 --> 05:54.680
‫یوریشیگه هست.

05:54.770 --> 05:56.850
‫امروز فلوت‌زدن رو تمرین می‌کنیم.

06:09.810 --> 06:10.490
‫گرفتیمش!

06:11.740 --> 06:12.950
‫بقیه کجان پس؟

06:16.000 --> 06:16.560
‫اومدن!

06:16.770 --> 06:17.290
‫حــــالا!

06:19.120 --> 06:20.320
‫داره میاد، کوجیرو!

06:20.530 --> 06:20.750
‫دیدمش!

06:20.830 --> 06:23.920
‫اگه ماهی رو زمین دست و پا بزنه، تازه نمی‌مونه.

06:24.000 --> 06:25.960
‫مغز و شریانش رو قطع کن...

06:26.050 --> 06:27.760
‫تا وقتی که هنوز... رو هواست!

06:30.640 --> 06:32.890
‫عجب شکاری!

06:32.970 --> 06:34.140
‫واسابی ایزو چی شد؟

06:35.220 --> 06:35.520
‫رواله!

06:35.600 --> 06:36.770
‫خوبه. برگردیم.

06:36.850 --> 06:38.770
‫از این‌جا به بعد، یه لحظه هم نباید هدر بدیم.

06:39.390 --> 06:41.310
‫خون ماهی رو می‌کشی، آبشش‌ها و روده‌هاش رو درمیاری،

06:41.400 --> 06:44.070
‫می‌پیچیش لای پارچه تا خشک بمونه و می‌ذاریش تو یخ.

06:45.980 --> 06:48.150
‫هــوی، وایسا! جلومون راه بسته‌ست!

06:52.320 --> 06:54.160
‫ای‌ وای! این‌ورم که رودخونه‌ست!

06:59.000 --> 07:00.000
‫خودمون یه راه می‌سازیم!

07:00.080 --> 07:02.130
‫هرجوری شده از کوتاه‌ترین مسیر ممکن پیش می‌ریم!

07:02.210 --> 07:10.200
خط دم‌ماهی

07:02.690 --> 07:04.880
‫در دورانی که نه قطار بود نه ماشین،

07:04.960 --> 07:07.300
‫«خطِ دُم‌ماهی» دورترین نقطه‌ی خشکی بود

07:07.380 --> 07:10.130
‫که می‌شد ماهی تازه‌ی دریا رو بدون فاسد شدن به آن‌جا برد.

07:10.130 --> 07:13.850
‫خط دم‌ماهی از ساحل اقیانوس آرام تا کوفو می‌رسید.

07:10.200 --> 07:17.540
کوفو

07:10.220 --> 07:17.540
سووا

07:13.930 --> 07:17.520
‫فراتر از آن در سووا، ماهیِ دریا قبل از اینکه خورده بشه فاسد می‌شد.

07:17.600 --> 07:18.600
‫که یعنی...

07:18.680 --> 07:19.590
این توله‌ها...

07:20.000 --> 07:21.480
‫برگشتن که!

07:21.560 --> 07:23.480
‫برگرداندن ماهی کپور تازه و سفت تا خود سووا...

07:23.560 --> 07:24.820
در آن چله‌ی زمستان میان جنگ

07:25.400 --> 07:26.780
‫این دفعه بکشیدشون!

07:26.860 --> 07:30.200
‫هــــــــــــــــــــــــــویــــا!

07:31.240 --> 07:33.320
‫...یک مأموریت تقریباً غیرممکن بود.

07:40.750 --> 07:43.670
‫ما اومدیم. فقط... یه تُک پا رفته بودیم ماهی‌گیری.

07:44.170 --> 07:46.340
‫خیلی خوش گذشت!

07:46.420 --> 07:47.500
‫حالتون خوبه؟

07:47.590 --> 07:50.260
‫بیشتر انگار رفته بودین میدون جنگ تا ماهی‌گیری.

07:50.340 --> 07:52.590
‫از کِی تا حالا ماهی‌ها تیر پرتاب می‌کنن؟

07:53.090 --> 07:54.000
‫نی-ساما...

07:54.910 --> 07:57.600
‫می‌دونم هنوز یکم زوده، ولی شام حاضره.

07:58.930 --> 07:59.630
‫بفرمایین...

08:00.210 --> 08:01.230
‫از این‌طرف لطفاً.

08:01.850 --> 08:03.100
‫اوه... باشه.

08:13.450 --> 08:17.780
‫عــــــــا! داری چی‌کار می‌کنی؟ اون تیکه‌ش مال من بود!

08:18.580 --> 08:21.870
‫اوه، ببخشید. آخه انگار دلت نمی‌خواست بخوریش.

08:21.960 --> 08:26.590
‫گذاشته بودمش واسه بعد! می‌دونی که ماهی کپور غذای موردعلاقه‌مه!

08:26.670 --> 08:27.860
‫جدی می‌گی؟

08:28.360 --> 08:29.840
‫خب پس... بفرما.

08:30.760 --> 08:32.260
‫ریشه‌ی نیلوفر؟

08:32.340 --> 08:34.180
‫داری چیزایی که خودت نمی‌خوری رو میندازی به من!

08:34.260 --> 08:37.760
‫ماهی کپورمو پس بده! کـــــــپــــــــور!

08:39.640 --> 08:41.350
‫شوخی کردم بابا.

08:42.020 --> 08:43.940
‫بفرما. این‌قدر کافیه دیگه، نه؟

08:44.690 --> 08:46.360
‫عـــه؟ این‌همه؟

08:46.440 --> 08:48.270
‫من یکی که دیگه جا ندارم.

08:52.650 --> 08:55.570
‫خیلی شلوغش کردی ها. واقعاً داری گریه می‌کنی.

09:00.660 --> 09:01.660
‫مأموریت انجام شد!

09:01.150 --> 09:04.000
‫نگاش کن. از خوشحالی داره گریه می‌کنه.

09:04.500 --> 09:07.580
‫یعنی می‌گی ماهی کپور این‌قدر خوشمزه‌ست؟

09:07.670 --> 09:08.750
‫بچه‌ها...

09:11.960 --> 09:15.720
‫واقعاً قدردان زحماتشونم که این‌همه راه رو تا دریا رفتن که اینو برام بگیرن.

09:16.390 --> 09:18.220
‫چطوری می‌تونم محبتشون رو جبران کنم؟

09:19.260 --> 09:21.640
‫خب، چقدر طول می‌کشه تا برسیم کاماکورا؟

09:22.640 --> 09:25.480
‫با یه گروه به این کوچیکی، یه روزه می‌رسیم.

09:25.560 --> 09:29.480
‫اما «تاکدا» از جناح «تاکائوجی» قلعه‌های جدید زیادی ساخته.

09:30.440 --> 09:35.280
‫رد کردن یه ارتش بزرگ، زمانش ۲۰ برابر بیشتر طول می‌کشه و تلفات زیادی هم داره.

09:36.030 --> 09:38.120
‫کارتون توی مأموریت شناسایی عالی بود.

09:38.910 --> 09:42.580
‫همون‌طور که فکر می‌کردم، حمله به کاماکورا از کوتاه‌ترین مسیر اصلاً آسون نیست.

09:43.200 --> 09:43.940
‫کاماکورا رو...

09:43.690 --> 09:44.200
‫هـوم؟

09:46.000 --> 09:47.120
‫رو دیدین؟

09:47.210 --> 09:51.670
‫وقتشه که روی یه نقشه‌ی درست‌وحسابی برای پس گرفتن کاماکورا کار کنیم.

09:56.130 --> 09:58.800
‫شیزوکو، اوضاع کاماکورا چطور بود؟

10:00.450 --> 10:03.140
‫خیلی تغییر کرده بود.

10:03.220 --> 10:05.060
‫تحت سلطه‌ی حاکم جدیدش...

10:05.140 --> 10:11.570
‫که جنگجوهای نخبه‌ رو دور خودش جمع کرده بود،
‫کاماکورا پر شده از شایعه در مورد همین جنگجوهای جوون.

10:12.320 --> 10:16.740
‫شک ندارم وقتی برای پس گرفتن کاماکورا حرکت کنیم، قراره سد راهمون بشن.

10:17.280 --> 10:22.120
‫جالب‌انگیزه. تا حالا فقط با پیرمردها جنگیدم. تنوع خوبی می‌شه.

10:22.200 --> 10:24.950
‫پس بیاین تبدیلش کنیم به یه رویارویی بین نسل آینده.

10:25.830 --> 10:27.270
‫با این تفاسیر...

10:27.820 --> 10:30.130
‫نظر شما در این مورد چیه، توکیوکی-ساما؟

10:30.630 --> 10:34.630
‫من جوونی رو تو مشتم دارم. هرچی نباشه، نُه سالم بیشتر نیست.

10:35.590 --> 10:41.050
‫مهم نیست چقدر قوی باشن، هیچ‌کس به اندازه‌ی من به کاماکورا ارادت نداره.

10:42.470 --> 10:45.390
‫مهم نیست چی پیش رومون باشه، کاماکورا رو پس می‌گیرم!

10:47.810 --> 10:52.770
‫در مقایسه با دوران حکومت خاندان هوجو،
‫حاکمان جدید کاماکورا بسیار جوان‌تر بودن.

10:53.360 --> 10:56.990
‫آشیکاگا تادایوشی، بعد از اینکه به کاماکورای ویران‌شده اعزام شد،

10:57.070 --> 11:00.160
‫هم‌زمان با پیش‌بردن امور مربوط به بازسازی شهر...

11:00.240 --> 11:03.080
‫برای برقراری نظم عمومی هم تلاش‌هایی در پیش گرفت.

11:03.160 --> 11:05.120
‫برای اجرای خواسته‌هاش، «کانتو هیساشیبان» رو تأسیس کرد.

11:06.290 --> 11:08.910
‫تادایوشی ملازمان باتجربه‌ش رو در کیو نزد تاکائوجی گذاشت.

11:09.000 --> 11:10.210
‫اون کانتو هیساشیبان رو...

11:10.290 --> 11:13.420
‫از مردان جوون و آینده‌داری ساخت که آینده‌ی خاندان آشیکاگا رو به دوش می‌کشیدن.

11:13.500 --> 11:14.500
‫نـــــه!

11:14.590 --> 11:21.240
رئیس گروه ۱ - کانتو هیساشیبان

11:14.590 --> 11:21.240
‫شیبوکاوا یوشیسوئه (۲۰)

11:15.280 --> 11:16.450
‫چه شرم‌آور.

11:17.160 --> 11:19.010
‫بعضی‌هاشون بدهی بزرگی به خاندان هوجو دارن،

11:19.090 --> 11:21.180
‫با این‌حال دارن بی‌شرمانه چاپلوسی می‌کنن.

11:21.260 --> 11:27.960
رئیس گروه ۲- کانتو هیساشیبان

11:21.260 --> 11:27.960
‫ایواماتوسو تسونه (؟)

11:21.930 --> 11:24.760
‫این‌قدر کهنه‌پرست نباش، شیبوکاوا-دونو.

11:24.850 --> 11:27.890
‫یه موج خوب و یه زن زیبا،
‫هیچ‌وقت نذار هیچ‌کدومشون از دستت بپره.

11:27.960 --> 11:34.970
معاون رئیس گروه ۲- کانتو هیساشیبان

11:27.960 --> 11:34.970
‫یوئه‌سوگی نوریاکی (۲۸)

11:28.580 --> 11:31.400
‫چقدر ترسناک، ایواماتسو-دونو.

11:31.480 --> 11:34.900
‫در حضور سرورم تادایوشی-ساما
‫ در مورد بانوان صحبت می‌کنین.

11:34.980 --> 11:41.100
دستیار - کانتو هیساشیبان

11:34.980 --> 11:41.100
‫شیبا ماگوجیرو (۱۳)

11:35.470 --> 11:38.860
‫تادایوشی-ساما هم دیگه
‫عین قدیما عصاقورت‌داده نیستن.

11:38.940 --> 11:41.030
‫حتی می‌ذارن هرطور
‫دلمون می‌خواد لباس بپوشیم.

11:41.110 --> 11:43.280
‫نه، من هنوزم مثل همیشه مقرراتی‌ام.

11:43.370 --> 11:44.450
‫هستین؟

11:45.200 --> 11:48.450
‫اگه این‌جا کیو بود، مجبورشون می‌کردم مراقب رفتارشون باشن و درست لباس بپوشن.

11:49.620 --> 11:51.540
‫اما الان توی کاماکورا اوضاع فرق می‌کنه.

11:52.120 --> 11:55.710
‫هوجو سقوط کرد و حکومت «نیتا» هم شکست خورد.

11:55.790 --> 11:58.880
‫مردم دیگه نمی‌دونن حاکم برحقشون کیه.

11:59.840 --> 12:03.840
‫چیزی که کاماکورا الان بهش نیاز داره... جوونی و هیجانه.

12:04.680 --> 12:09.270
‫باید یه هوای تازه بهش بدیم و دل مردم خسته‌ش رو به‌دست بیاریم.

12:10.930 --> 12:12.230
‫مردم کاماکورا...

12:12.770 --> 12:16.690
‫خاندان آشیکاگا و جنگجوهای هیساشیبان قطعاً از آرامش شما محافظت می‌کنن!

12:18.110 --> 12:20.820
‫افتخار بر کاماکورا!

12:23.610 --> 12:24.910
‫عجب استقبالی!

12:26.070 --> 12:28.620
‫شنیدم حتی حوله‌‌دستی‌های آشیکاگا مثل چی دارن فروش می‌رن

12:28.700 --> 12:30.370
‫تو غرفه‌ی فروش هیساشیبان.

12:32.210 --> 12:36.290
‫چقدر ترسناک. عجب برادرای مخوفی‌ان.

12:37.130 --> 12:40.130
‫ تاکائوجی-ساما با کاریزماش دل مردم رو به دست میاره،

12:40.210 --> 12:42.970
‫درحالی‌که تادایوشی-ساما با حساب‌وکتاب این کارو می‌کنه.

12:43.470 --> 12:45.510
‫با اینکه استعدادها و روش‌هاشون کاملا متفاوته،

12:45.590 --> 12:47.890
‫دقیقا به یه نتیجه می‌رسن.

12:48.390 --> 12:50.310
‫آشیکاگا تادایوشی!

12:51.930 --> 12:53.810
‫سرت مال منه!

12:55.770 --> 12:57.940
‫هانما و شیبویا، درسته؟

12:58.020 --> 13:02.320
‫وفاداری‌تون به هوجو رو فراموش نکردید و اومدید انتقامشون رو بگیرید.

13:03.320 --> 13:04.610
‫ها؟

13:08.910 --> 13:10.200
‫بازم دارن میان.

13:10.290 --> 13:13.910
‫بذار ببینم... ای بابا اینا که فقط ۵۰ نفرن.

13:14.000 --> 13:16.080
‫نه. احتمالاً نیروی کمکی تو راهه.

13:16.880 --> 13:18.880
‫اولش زنگ رو به صدا درآوردن، مگه نه؟

13:18.960 --> 13:20.550
‫اگه فقط یه علامت برای این تعداد آدم بود،

13:20.630 --> 13:22.800
‫نیازی به یه زنگ به اون بلندی نداشتن.

13:22.880 --> 13:26.340
‫احتمالا جنگجوهای زره‌پوش رو همین نزدیکی مستقر کردن

13:26.430 --> 13:29.220
‫و نقشه داشتن اگه ترور شکست خورد خبرشون کنن.

13:29.710 --> 13:31.640
‫تنها جایی که اون‌قدر نزدیکه که صدای زنگ رو بشنون و هنوزم بشه یه ارتش رو توش قایم کرد،

13:31.720 --> 13:33.580
‫کوبوکوروزاکاست.

13:33.890 --> 13:35.310
‫فکر می‌کردم ممکنه همچین اتفاقی بیفته...

13:35.390 --> 13:37.900
‫برای همچین مواقعی اونجا خندق کندیم. می‌تونیم همونجا متوقفشون کنیم.

13:37.980 --> 13:43.030
‫فهمیدم. من و ایواماتسو دشمن رو اونجا کنترل می‌کنیم.

13:43.110 --> 13:44.110
‫حله!

13:44.740 --> 13:47.030
‫پس منم به حساب دشمنی که جلومونه می‌رسم.

13:47.870 --> 13:50.530
‫خونواده‌ی من تا نسل پدربزرگم از نجیب‌زاده‌های دربار بودن،

13:50.620 --> 13:52.080
‫یکمی ترسوام... برای همین،

13:52.160 --> 13:54.540
‫همیشه یه نیروی قابل‌توجهی رو دم دست نگه می‌دارم.

13:55.120 --> 13:58.040
‫آه، چقدر ترسناک.

13:58.630 --> 14:02.630
‫بسیار ‌خب. من همینجا می‌مونم و بقیه‌ی کارای اداری‌ام رو تموم می‌کنم.

14:03.130 --> 14:04.920
‫سعی کنید زیاد سروصدا راه نندازید.

14:05.670 --> 14:06.800
‫اطاعت میشه.

14:06.880 --> 14:08.260
نزدیک ورودی کوبوکورو‌زاکا

14:08.340 --> 14:10.010
‫این رو کِی ساختن؟

14:10.100 --> 14:13.600
‫افراد رو جمع کن! دور می‌زنیم و از پل رد می‌شیم!

14:14.180 --> 14:15.180
‫اونا...

14:19.150 --> 14:21.060
‫شیبوکاوا و ایواماتسو هستن!

14:21.150 --> 14:23.400
‫بین این‌همه آدم، چرا اونا اینجان؟

14:26.030 --> 14:28.410
‫آروم باشید. از اون فاصله نمی‌تونن بهمون برسن.

14:31.120 --> 14:36.750
‫از اون... فاصله چطوری؟

14:37.250 --> 14:41.750
‫این‌طوری خیلی یه طرفه‌ست. اصلا حال نمی‌ده. بیا از پل رد بشیم، ایواماتسو.

14:42.250 --> 14:43.590
‫الساعه!

14:46.720 --> 14:48.090
‫چقدر ترسناک.

14:48.180 --> 14:51.800
‫دلم برای هرکسی که مجبوره با شیبوکاوا-دونو و ایواماتسو-دونو روبه‌رو بشه، می‌سوزه.

14:52.350 --> 14:54.720
‫اون دوتا... هیولان، نه؟

14:55.220 --> 14:59.020
‫ولی به نظر من، تادایوشی-ساما از همه‌شون ترسناک‌تره..

14:59.650 --> 15:00.650
‫سیاحت کن.

15:03.900 --> 15:06.740
‫دقیقا بیرون از تیررسشون مستقر شده.

15:07.490 --> 15:09.660
‫ناآرومی‌های عمارت اوتاوا هنوز سرکوب نشده؟

15:10.200 --> 15:12.370
‫نیروهای یوشیوکی قوی‌ان.

15:12.870 --> 15:16.540
‫روکوزیمون یه فرصت‌طلبه. نیرو بفرستید تا بترسوننش.

15:16.620 --> 15:17.620
‫بله.

15:17.700 --> 15:20.620
‫به نظر می‌رسه وضعیت زمین‌های هفت گروه جنگجوی موساشی هنوز نامشخصه...

15:20.710 --> 15:23.630
‫بهمون گفتن اون‌قدر باتلاق داره که به‌سختی میشه توش زندگی کرد.

15:23.710 --> 15:26.840
‫پس بهشون بگو بعد از بازرسی حضوری تصمیم‌گیری میشه.

15:26.920 --> 15:27.920
‫بله.

15:28.010 --> 15:30.340
‫و نقشه‌های اقامتگاه جدید شاهزاده ناریوشی چی؟

15:30.430 --> 15:31.550
‫بفرمایید.

15:31.640 --> 15:33.680
‫به سبک کیو بسازیدش. فردا بهش رسیدگی می‌کنم.

15:33.760 --> 15:37.850
‫این نه شجاعته نه بلوف. همه‌چیز از قبل حساب‌شده‌ست.

15:37.930 --> 15:43.110
‫فقط ۲۷ سالشه، اما قدرت اینو داره که کشور رو شکل بده.

15:43.190 --> 15:44.270
‫بله.

15:44.360 --> 15:46.570
‫ماگوجیرو، سمت راستت رو نگاه کن. دارن عقب می‌روننمون.

15:46.650 --> 15:47.650
‫چشم!

15:48.650 --> 15:51.700
‫اگه یه نفر دیگه باشه که بخوام بگم ترسناکه، ایماگاوا-دونوـه.

15:50.720 --> 16:00.770
دستیار - کانتو هیساشیبان

15:50.720 --> 16:00.770
‫ایماگاوا نوریمیتسو

15:53.950 --> 15:56.370
‫فقط به‌خاطر اون نقاب روی سرش جرئت نمی‌کنم سربه‌سرش بذارم.

15:56.450 --> 15:57.660
‫قابل درکه.

15:57.740 --> 16:00.710
‫کسی که همچین حسی به آدم می‌ده، ترسناکه.

16:00.790 --> 16:03.630
‫منم کارای اداری‌ام رو تموم کردم.

16:04.130 --> 16:05.540
‫بریم چیزی بخوریم؟ آقایون؟

16:05.630 --> 16:07.300
‫با کمال میل.

16:07.380 --> 16:08.840
‫دارم از گشنگی می‌میرم.

16:09.550 --> 16:12.380
‫عجب پس شما دونفر هم برگشتید.

16:12.470 --> 16:14.390
‫اونم همه‌ش حساب‌شده بود، نه؟

16:15.640 --> 16:18.350
‫اگه برنمی‌گشتید، می‌خواستم بدون شما برم.

16:18.430 --> 16:22.270
‫کسی که پایه‌های شوگون سالاری موروماچی را بنا کرد، آشیکاگا تادایوشی...

16:22.350 --> 16:23.850
‫با رئیسی ماهرانه‌‌ش،

16:23.940 --> 16:28.150
‫کاماکورا پیوسته داشت به شهری تحت حکومت آشیکاگا تبدیل می‌شد.

16:28.230 --> 16:30.220
کیو

16:29.150 --> 16:30.150
‫در همین حال، در کیو...

16:30.220 --> 16:37.730
دادگاه قضایی مدنی؛ دادگاه مدنی تأسیس‌شده توسط امپراتور گودایگو

16:30.240 --> 16:34.620
‫خارجی‌ها زمین‌هایی که قولش رو بهمون داده بودن رو تصاحب کردن.

16:34.700 --> 16:37.660
‫جایی واسه زندگی برامون نمونده. حالا چه خاکی به سر بریزیم؟

16:37.740 --> 16:40.000
‫خودتون یه فکری به حالش بکنید.

16:40.080 --> 16:42.620
‫حالم از شنیدن این شکایت‌های تکراری به‌هم می‌خوره.

16:42.710 --> 16:45.330
‫دولت اصلاحات امپراتور گودایگو، یعنی «تجدید حیات کنمو»...

16:44.940 --> 16:49.360
ملازم آشیکاگا

16:44.940 --> 16:49.360
مورونائو  کو

16:47.290 --> 16:49.300
‫در آستانه‌ی فروپاشی بود.

16:49.380 --> 16:54.640
‫امپراتور، به نجیب‌زاده‌ها و جنگجوهای محبوبش سخاوتمندانه پاداش می‌داد،

16:54.720 --> 16:57.220
‫اما بیشتر جنگجوها یا نادیده گرفته می‌شدن یا به حال خود رها می‌شدن.

16:57.720 --> 16:59.890
‫مردم به سرعت ناامید می‌شدن.

17:00.640 --> 17:07.090
اقامتگاه مورنائو کو

17:01.000 --> 17:03.350
‫اون سیستم قضایی آشغال محضه.

17:03.440 --> 17:07.020
‫مراحلش خیلی پیچیده‌ست و هیچ‌کس از احکام پیروی نمی‌کنه.

17:07.610 --> 17:10.900
‫هرکسی که از اطاعت سر باز می‌زنه باید به‌راحتی اعدام بشه.

17:10.980 --> 17:14.910
‫هیچ‌کس از حکمی پیروی نمی‌کنه مگه اینکه نیروی نظامی پشتش باشه.

17:14.990 --> 17:22.400
برادر کوچکتر مورونائو

17:14.990 --> 17:22.400
مورویاسو کو

17:15.390 --> 17:18.910
‫پس فقط قوی‌ترین جنگجو حق قضاوت داره، هان؟

17:19.620 --> 17:22.330
‫پس قطعا امپراتور از این قاعده مستثناست.

17:22.410 --> 17:26.790
‫امپراتور قصد داره مالیات‌ها رو افزایش بده تا یه قصر باشکوه جدید بسازه.

17:26.880 --> 17:28.880
‫شوخی جالبی بود.

17:28.960 --> 17:32.460
‫نارضایتی از پاداش‌های ناعادلانه تو سراسر کشور داره بالا می‌گیره،

17:32.550 --> 17:34.300
‫و حالا می‌خواد مالیات‌ها رو هم ببره بالا؟

17:35.050 --> 17:38.180
‫دولت جدید امپراتور سیاست‌های پیشرفت‌گرایی داره،

17:38.260 --> 17:41.060
‫اما پر از ناکارآمدیه و از کاملاً دور از دسترس واقعیته.

17:41.140 --> 17:42.100
‫در حالی که،

17:42.180 --> 17:45.310
‫سیستم حکومتی شوگون‌سالاری کاماکورا کاربردی بود،

17:45.390 --> 17:47.980
‫اما نمی‌تونست خودش رو با تغییرات زمانه وفق بده.

17:48.520 --> 17:53.110
‫ما آشیکاگاها به‌سادگی بهترین‌های هر دو رو برمی‌داریم.

17:53.740 --> 17:56.200
‫همین الان تو کاماکورا، تادایوشی-ساما،

17:56.280 --> 17:58.450
‫داره از مقام‌های شوگون‌سالاری کاماکورا یاد می‌گیره

17:58.530 --> 18:00.120
‫و از تمام نقاط قوتشون استفاده می‌کنه.

18:00.740 --> 18:05.000
‫اگه بعدش تجربه و درس‌هایی که از اداره‌ی کیو یاد گرفتیم رو هم بهش اضافه کنیم،

18:05.080 --> 18:08.250
‫یه سیستم حکومتی برای یه عصر جدید تکمیل میشه.

18:08.330 --> 18:11.750
‫همه‌چیز برای سرورمون، تاکائوجی-ساماست.

18:12.460 --> 18:13.760
‫آره!

18:13.840 --> 18:19.890
‫درحالی‌که ملازمان آشیکاگا در حال تثبیت چشم‌اندازشان برای یک عصر جدید بودن...

18:23.350 --> 18:24.850
‫فورا دستگیرش کنید!

18:29.560 --> 18:32.150
‫بزرگترین مخالف تاکائوجی،

18:32.230 --> 18:38.660
‫شاهزاده موریوشی، به اشتباه به خیانت متهم و به دستور امپراتور دستگیر شد.

18:45.410 --> 18:47.160
‫شنیدم قراره به زندانی تو کاماکورا فرستاده بشم،

18:47.250 --> 18:48.710
‫تا بیفتم دست برادر کوچیکت.

18:49.580 --> 18:55.380
‫همه‌چیز دقیقا همون‌طور که می‌خواستی داره پیش می‌ره.

18:55.460 --> 18:59.010
‫فقط می‌تونم از این بابت افسوس بخورم که کار به اینجا کشید.

18:59.720 --> 19:04.520
‫تاکائوجی، یه راهی هست که بشه اصلاحات رو با امن‌ترین روش ممکن انجام داد.

19:04.600 --> 19:07.890
‫اونم اینه که تبدیل بشی به «دومین اصلاح‌طلب«

19:09.310 --> 19:12.650
‫بذار اولین اصلاح‌طلب دنیای قدیم رو نابود کنه.

19:12.650 --> 19:17.570
‫بعدش اولین اصلاح‌طلب رو که خشم مردم رو به جون خریده، سرنگون کن.

19:17.650 --> 19:19.400
‫خشمشون فروکش می‌کنه،

19:19.490 --> 19:21.320
‫و دنیای قدیم هم به سرعت نابود میشه.

19:21.990 --> 19:25.240
‫اونوقت می‌تونی بدون هیچ مزاحمتی یه دنیای جدید شکل بدی.

19:27.000 --> 19:29.160
‫وقتی شوگون‌سالاری کاماکورا رو سرنگون کردی،

19:29.250 --> 19:32.290
‫می‌تونستی به‌راحتی خودت کنترلش رو به دست بگیری.

19:33.340 --> 19:34.750
‫اما این کار رو نکردی.

19:34.840 --> 19:38.220
‫درعوض، اول همه‌چیز رو سپردی دست اولین اصلاح‌طلب.

19:38.300 --> 19:42.050
‫نقشه‌ات این بود که به‌عنوان دومین اصلاح‌طلب همه‌چیز رو از آنِ خودت کنی.

19:42.680 --> 19:44.470
‫اشتباه می‌گم، تاکائوجی؟

19:44.560 --> 19:47.640
‫«همه‌چیز رو به من بده. همه‌چیز رو!»

19:48.390 --> 19:51.310
‫یک شیطان حریص... شاید این‌طور صداش بزنی،

19:52.310 --> 19:55.070
‫مدام داره تو وجودم فریاد می‌زنه.

19:56.190 --> 19:57.530
‫اما خیالت راحت باشه.

19:58.650 --> 20:00.900
‫وفاداری من صادقانه‌ست.

20:00.990 --> 20:02.910
‫تا وقتی که هیچ آشوب بزرگی به پا نشه،

20:02.990 --> 20:05.580
‫زندگی‌ام رو به‌عنوان یه رعیت وفادار به امپراتور سپری می‌کنم.

20:06.910 --> 20:09.620
‫هیچ آشوبی به پا نشه... تا اون‌ موقع.

20:13.130 --> 20:14.880
‫یه یقینی تو چشماشه.

20:15.590 --> 20:17.960
‫می‌دونه که تحت حکومت امپراتور، دیر یا زود،

20:18.050 --> 20:19.800
‫یه آشوب بزرگ به پا میشه.

20:20.510 --> 20:22.680
‫وقتی اون زمان فرا برسه،

20:22.760 --> 20:25.430
‫شیطان درونش کاملا خودش رو نشون می‌ده.

20:27.760 --> 20:34.130
اقامتگاه اُگاساوارا، شینانو

20:28.000 --> 20:28.930
‫در همین حال،

20:28.930 --> 20:31.390
‫ تو قلمرو اوگاساوارا واقع در شمال غربی شینانو،

20:31.480 --> 20:34.060
‫حرکت بعدی در حال شکل‌گیری بود..

20:34.150 --> 20:38.570
‫به‌عنوان فرماندار شینانو، ماموریتی که تاکائوجی-ساما به بنده محول کرده

20:38.650 --> 20:42.950
‫این بود که نفوذ آشیکاگا رو تو سراسر شینانو تثبیت کنم.

20:43.030 --> 20:48.240
‫و بازمانده‌های هوجو رو که تو شینانو قایم شدن پیدا کنم.

20:48.990 --> 20:51.410
‫هنوز هیچ مدرکی ندارم.

20:51.500 --> 20:55.130
‫اما چشمام از قبل یه سرنخ بهم داده.

20:55.210 --> 20:57.920
‫از سال گذشته که اون پسرک گستاخ منو شکست داد،

20:58.000 --> 21:01.760
‫خیلی بیشتر از اونی که تصادفی باشه تو رویدادهای مهم سروکله‌اش پیدا میشه.

21:01.840 --> 21:06.470
‫بله. اونا لشکرکشی مقام‌های استانی رو هم مختل کردن.

21:06.550 --> 21:09.680
‫افراد می‌گن که به خودشون می‌گن «جنگجوهای گریزان».

21:10.520 --> 21:11.680
‫گریزان؟ مثل جاسوس‌ها!؟

21:11.770 --> 21:13.790
جنگجوهای جاسوس

21:12.540 --> 21:13.790
چوجا: جاسوس

21:13.810 --> 21:16.480
‫این دیگه اوج ضایع‌بازیـه! چه اسم مضحکی!

21:16.560 --> 21:22.740
‫طبق گفته‌ی جاسوسام، اون پسرک گستاخ سال گذشته تو معبد بزرگ سووا پناه داده شده.

21:22.820 --> 21:25.740
‫به زما‌ن‌بندیش نگاه کنی، بیش از پیش مشکوک می‌شه.

21:25.820 --> 21:29.020
‫اون نوع تربیت تو روستاهای شینانو خیلی غیرعادیـه.

21:26.390 --> 21:34.060
ملازمان پرنفوذ

21:26.390 --> 21:34.060
جنگجوها

21:26.390 --> 21:34.060
پیاده‌نظام

21:29.660 --> 21:32.160
‫به نظر من، اون پسرک گستاخ یا عضو خاندان هوجوـه...

21:32.250 --> 21:34.000
‫یا پسر یکی از ملازمان مهمش.

21:34.580 --> 21:36.120
‫برای یوریشیگه، کسی که بهش پناه داده،

21:36.210 --> 21:39.420
‫یه فرزند بااصالت از یه خونواده‌ی برجسته می‌تونه یه جاسوس بی‌نقص باشه.

21:39.500 --> 21:42.800
‫باور دارم که داشته از پسر استفاده می‌کرده درحالی‌که بهش اجازه می‌داده تجربه کسب کنه.

21:56.350 --> 21:58.310
‫برای بازجویی بیاریدش اینجا.

21:58.400 --> 22:01.150
‫این چشمای من ذات واقعیش رو می‌بینن!

22:01.170 --> 22:11.170
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:38.910 --> 23:39.920
‫بریم!
