1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:01:32,250 --> 00:01:35,420
‫خیلی‌خب... امروز می‌خوام براتون...

3
00:01:36,260 --> 00:01:40,760
‫قصه‌ی ارباب جوانی رو تعریف کنم که بزرگ‌ترین استعدادش فرارکردنه.

4
00:01:44,180 --> 00:01:47,350
‫داستان ما برمی‌گرده به سال ۱۳۳۳.

5
00:01:48,350 --> 00:01:51,230
‫شوگون‌سالاری کاماکورا که حکومت سامورایی‌ها رو تأسیس کرده بود،

6
00:01:51,320 --> 00:01:55,070
‫به‌خاطر شورش یکی از رعیت‌هایش، «آشیکاگا تاکائوجی» سقوط کرد.

7
00:01:55,570 --> 00:01:58,490
‫وارث برحقی که همه‌چیزش رو از دست داده بود،

8
00:01:58,570 --> 00:02:03,870
‫یعنی «هوجو توکیوکی»، با راهنمایی کاهن شینتو، «سووا یوریشیگه» به سووا فرار می‌کنه،

9
00:02:03,950 --> 00:02:07,250
‫جایی که اون و همراهانش شروع می‌کنن به تجدید قوا...

10
00:02:07,330 --> 00:02:08,420
‫تا کاماکورا رو پس بگیرن.

11
00:02:10,460 --> 00:02:12,380
‫یک سال پس از این داستان...

12
00:02:13,460 --> 00:02:15,630
‫توکیوکی بعد از تجربه‌ی اولین نبردش در کاواناکاجیما واقع در شمال شینانو،

13
00:02:15,710 --> 00:02:17,800
‫عزم خودش رو جزم می‌کنه...

14
00:02:17,880 --> 00:02:23,760
‫تا از طریق «فرار کردن» و «زنده‌موندن» با این دوره‌ی پرتلاطم روبه‌رو بشه.

15
00:02:26,140 --> 00:02:31,400
‫می‌پرسید این بازی گرگم‌به‌هوا برای پس گرفتن تاج‌وتخت چطور تموم می‌شه؟

16
00:02:31,900 --> 00:02:33,940
‫چه سرنوشتی در انتظار توکیوکی قرار داره؟

17
00:02:34,020 --> 00:02:36,530
‫پس ادامه‌ی این داستان رو از دست ندید!

18
00:02:39,280 --> 00:02:41,930
‫چه مکافاتیه این نگهبانی دادن.

19
00:02:41,110 --> 00:02:44,100
قلمرو خاندان تاکدا (کای گنجی)

20
00:02:42,780 --> 00:02:44,950
‫به نظر می‌رسه بازمانده‌های خاندان هوجو که از کاماکورا فرار کردن...

21
00:02:45,040 --> 00:02:47,200
‫همه‌جا دارن شورش به پا می‌کنن.

22
00:02:47,290 --> 00:02:49,120
‫ممکنه همین دور و بر هم قایم شده باشن.

23
00:02:50,080 --> 00:02:54,590
‫شنیدم حتی نتونستن هماهنگ بشن و بیشترشون تار و مار شدن.

24
00:02:54,670 --> 00:02:57,920
‫دیگه هیچ هوجویی باقی نمونده رو این زمین.

25
00:02:58,010 --> 00:02:58,410
‫عـــه؟

26
00:02:58,780 --> 00:02:59,420
‫هـــا؟

27
00:02:59,870 --> 00:03:00,950
‫این توله‌ها رو...

28
00:03:01,620 --> 00:03:03,100
‫برگشتن که!

29
00:03:03,760 --> 00:03:05,750
یک روز قبل

30
00:03:05,760 --> 00:03:07,930
‫نی-ساما، ملخ‌ها خوشمزه‌ن؟

31
00:03:08,560 --> 00:03:11,980
‫دارم بهشون عادت می‌کنم. یاد میگوهای ساکورا تو خلیج سوروگا میفتم.

32
00:03:15,440 --> 00:03:16,440
‫راستی،

33
00:03:16,530 --> 00:03:19,610
‫دوست دارم بدونم غذاهای سرورم تو کاماکورا چطوری بوده.

34
00:03:19,700 --> 00:03:21,700
‫حتماً خیلی مجلل بودن.

35
00:03:22,610 --> 00:03:25,620
‫غذاهای لذیذی که تا حالا حتی ندیدمشونــــــ...

36
00:03:26,540 --> 00:03:30,250
‫نه بابا. بیشتر وقتا فرق چندانی با غذای بقیه نداشت.

37
00:03:31,870 --> 00:03:33,670
‫اما... غذای موردعلاقه‌م ماهی کپور بود.

38
00:03:33,750 --> 00:03:35,170
ماهی کپور؟

39
00:03:35,250 --> 00:03:36,250
‫کپور؟

40
00:03:36,340 --> 00:03:38,590
‫کاماکورا کنار دریاست،

41
00:03:38,670 --> 00:03:41,840
‫واسه همین ماهی‌ای که صبح تو یوئیگاهاما صید می‌شد تا ظهر سرو می‌شد.

42
00:03:42,510 --> 00:03:47,180
‫برش‌های نازک ماهی کپور رو با واسابی ایزو و هیشیو می‌خوری.

43
00:03:47,760 --> 00:03:51,270
‫اون‌قدر تازه بود و بافت بی‌نظیری داشت که نمی‌تونستم از خوردنش دست بکشم.

44
00:03:52,190 --> 00:03:54,060
‫کاش می‌تونستم بازم بخورم.

45
00:03:56,940 --> 00:03:59,940
‫انگار دمق شد... از دست این پسره.

46
00:04:00,030 --> 00:04:02,280
‫حتماً دلش واسه کاماکورا تنگ شده.

47
00:04:03,030 --> 00:04:06,370
‫کاش می‌تونستیم یه کمکی بهش بکنیم.

48
00:04:08,580 --> 00:04:10,000
‫واسه کپور می‌شم سمور!

49
00:04:13,000 --> 00:04:15,150
‫ماهی کپورِ تازه...

50
00:04:16,860 --> 00:04:18,750
‫منم سمور درازه...

51
00:04:20,340 --> 00:04:22,010
‫سمور...

52
00:04:20,340 --> 00:04:22,010
‫خیر سرمون تو شینانوایم ها!

53
00:04:22,090 --> 00:04:24,680
‫امکان نداره کسی بتونه ماهی کپور تازه رو تا این‌جا بیاره...

54
00:04:25,970 --> 00:04:26,970
‫سرورم؟

55
00:04:34,600 --> 00:04:36,980
‫این دومین تابستونیه که از نابودی کاماکورا می‌گذره...

56
00:04:37,610 --> 00:04:39,610
‫وقتی از خونه‌ی دومم، سووا نگاه می‌کنم،

57
00:04:39,690 --> 00:04:42,570
‫خونه‌ی اولم پشت کوه فوجی، سمت چپ قرار داره.

58
00:04:43,950 --> 00:04:44,970
‫دلم می‌خواد...

59
00:04:45,680 --> 00:04:46,620
‫برگردم کاماکورا.

60
00:04:50,040 --> 00:04:51,040
‫کپور...

61
00:04:55,290 --> 00:04:56,290
‫هــــا؟

62
00:04:56,380 --> 00:04:58,170
‫وایسا! داری وارد قلمروی تاکـدا می‌ـــ

63
00:04:58,710 --> 00:05:01,340
‫خفه شو! وقت نداریم! داریم رد می‌شیم!

64
00:05:02,070 --> 00:05:03,010
‫دریا رو می‌بینم!

65
00:05:04,970 --> 00:05:08,640
‫گنبا-کون، من و تو می‌ریم سمت شرق. آیاکو-چان، غرب با تو.

66
00:05:09,560 --> 00:05:10,850
‫فهمیدم!

67
00:05:10,930 --> 00:05:13,270
‫کوجیرو-کون، شماها برین از سردخونه یخ بیارید.

68
00:05:13,350 --> 00:05:15,980
‫یادتون باشه سریع خاکش کنین که یه‌وقت آب نشه.

69
00:05:16,060 --> 00:05:17,060
‫حله، گرفتم!

70
00:05:17,150 --> 00:05:19,020
‫خب پس، همین‌جا می‌بینمتون!

71
00:05:19,940 --> 00:05:23,070
‫شیزوکو و بقیه تا طلوع آفتاب فردا برنمی‌گردن.

72
00:05:23,650 --> 00:05:27,490
‫بیا تمرین کنیم تا بتونیم شکار باارزشمون رو تو لحظه‌ی مناسب بکشیم.

73
00:05:29,740 --> 00:05:32,410
‫کوجیرو، بیا بریم یه سواری طولانی داشته باشیم.

74
00:05:33,540 --> 00:05:35,460
‫خیلی عذر می‌خوام، ارباب جوان.

75
00:05:35,960 --> 00:05:39,210
‫کوجیرو برای انجام یه کاری چند روزی نیست.

76
00:05:39,290 --> 00:05:40,290
‫که این‌طور.

77
00:05:42,050 --> 00:05:43,050
‫شیزوکو؟

78
00:05:45,260 --> 00:05:46,340
‫آیاکو؟

79
00:05:49,180 --> 00:05:50,260
‫هیچکی این‌جا نیست.

80
00:05:52,100 --> 00:05:54,680
‫یوریشیگه هست.

81
00:05:54,770 --> 00:05:56,850
‫امروز فلوت‌زدن رو تمرین می‌کنیم.

82
00:06:09,810 --> 00:06:10,490
‫گرفتیمش!

83
00:06:11,740 --> 00:06:12,950
‫بقیه کجان پس؟

84
00:06:16,000 --> 00:06:16,560
‫اومدن!

85
00:06:16,770 --> 00:06:17,290
‫حــــالا!

86
00:06:19,120 --> 00:06:20,320
‫داره میاد، کوجیرو!

87
00:06:20,530 --> 00:06:20,750
‫دیدمش!

88
00:06:20,830 --> 00:06:23,920
‫اگه ماهی رو زمین دست و پا بزنه، تازه نمی‌مونه.

89
00:06:24,000 --> 00:06:25,960
‫مغز و شریانش رو قطع کن...

90
00:06:26,050 --> 00:06:27,760
‫تا وقتی که هنوز... رو هواست!

91
00:06:30,640 --> 00:06:32,890
‫عجب شکاری!

92
00:06:32,970 --> 00:06:34,140
‫واسابی ایزو چی شد؟

93
00:06:35,220 --> 00:06:35,520
‫رواله!

94
00:06:35,600 --> 00:06:36,770
‫خوبه. برگردیم.

95
00:06:36,850 --> 00:06:38,770
‫از این‌جا به بعد، یه لحظه هم نباید هدر بدیم.

96
00:06:39,390 --> 00:06:41,310
‫خون ماهی رو می‌کشی، آبشش‌ها و روده‌هاش رو درمیاری،

97
00:06:41,400 --> 00:06:44,070
‫می‌پیچیش لای پارچه تا خشک بمونه و می‌ذاریش تو یخ.

98
00:06:45,980 --> 00:06:48,150
‫هــوی، وایسا! جلومون راه بسته‌ست!

99
00:06:52,320 --> 00:06:54,160
‫ای‌ وای! این‌ورم که رودخونه‌ست!

100
00:06:59,000 --> 00:07:00,000
‫خودمون یه راه می‌سازیم!

101
00:07:00,080 --> 00:07:02,130
‫هرجوری شده از کوتاه‌ترین مسیر ممکن پیش می‌ریم!

102
00:07:02,210 --> 00:07:10,200
خط دم‌ماهی

103
00:07:02,690 --> 00:07:04,880
‫در دورانی که نه قطار بود نه ماشین،

104
00:07:04,960 --> 00:07:07,300
‫«خطِ دُم‌ماهی» دورترین نقطه‌ی خشکی بود

105
00:07:07,380 --> 00:07:10,130
‫که می‌شد ماهی تازه‌ی دریا رو بدون فاسد شدن به آن‌جا برد.

106
00:07:10,130 --> 00:07:13,850
‫خط دم‌ماهی از ساحل اقیانوس آرام تا کوفو می‌رسید.

107
00:07:10,200 --> 00:07:17,540
کوفو

108
00:07:10,220 --> 00:07:17,540
سووا

109
00:07:13,930 --> 00:07:17,520
‫فراتر از آن در سووا، ماهیِ دریا قبل از اینکه خورده بشه فاسد می‌شد.

110
00:07:17,600 --> 00:07:18,600
‫که یعنی...

111
00:07:18,680 --> 00:07:19,590
این توله‌ها...

112
00:07:20,000 --> 00:07:21,480
‫برگشتن که!

113
00:07:21,560 --> 00:07:23,480
‫برگرداندن ماهی کپور تازه و سفت تا خود سووا...

114
00:07:23,560 --> 00:07:24,820
در آن چله‌ی زمستان میان جنگ

115
00:07:25,400 --> 00:07:26,780
‫این دفعه بکشیدشون!

116
00:07:26,860 --> 00:07:30,200
‫هــــــــــــــــــــــــــویــــا!

117
00:07:31,240 --> 00:07:33,320
‫...یک مأموریت تقریباً غیرممکن بود.

118
00:07:40,750 --> 00:07:43,670
‫ما اومدیم. فقط... یه تُک پا رفته بودیم ماهی‌گیری.

119
00:07:44,170 --> 00:07:46,340
‫خیلی خوش گذشت!

120
00:07:46,420 --> 00:07:47,500
‫حالتون خوبه؟

121
00:07:47,590 --> 00:07:50,260
‫بیشتر انگار رفته بودین میدون جنگ تا ماهی‌گیری.

122
00:07:50,340 --> 00:07:52,590
‫از کِی تا حالا ماهی‌ها تیر پرتاب می‌کنن؟

123
00:07:53,090 --> 00:07:54,000
‫نی-ساما...

124
00:07:54,910 --> 00:07:57,600
‫می‌دونم هنوز یکم زوده، ولی شام حاضره.

125
00:07:58,930 --> 00:07:59,630
‫بفرمایین...

126
00:08:00,210 --> 00:08:01,230
‫از این‌طرف لطفاً.

127
00:08:01,850 --> 00:08:03,100
‫اوه... باشه.

128
00:08:13,450 --> 00:08:17,780
‫عــــــــا! داری چی‌کار می‌کنی؟ اون تیکه‌ش مال من بود!

129
00:08:18,580 --> 00:08:21,870
‫اوه، ببخشید. آخه انگار دلت نمی‌خواست بخوریش.

130
00:08:21,960 --> 00:08:26,590
‫گذاشته بودمش واسه بعد! می‌دونی که ماهی کپور غذای موردعلاقه‌مه!

131
00:08:26,670 --> 00:08:27,860
‫جدی می‌گی؟

132
00:08:28,360 --> 00:08:29,840
‫خب پس... بفرما.

133
00:08:30,760 --> 00:08:32,260
‫ریشه‌ی نیلوفر؟

134
00:08:32,340 --> 00:08:34,180
‫داری چیزایی که خودت نمی‌خوری رو میندازی به من!

135
00:08:34,260 --> 00:08:37,760
‫ماهی کپورمو پس بده! کـــــــپــــــــور!

136
00:08:39,640 --> 00:08:41,350
‫شوخی کردم بابا.

137
00:08:42,020 --> 00:08:43,940
‫بفرما. این‌قدر کافیه دیگه، نه؟

138
00:08:44,690 --> 00:08:46,360
‫عـــه؟ این‌همه؟

139
00:08:46,440 --> 00:08:48,270
‫من یکی که دیگه جا ندارم.

140
00:08:52,650 --> 00:08:55,570
‫خیلی شلوغش کردی ها. واقعاً داری گریه می‌کنی.

141
00:09:00,660 --> 00:09:01,660
‫مأموریت انجام شد!

142
00:09:01,150 --> 00:09:04,000
‫نگاش کن. از خوشحالی داره گریه می‌کنه.

143
00:09:04,500 --> 00:09:07,580
‫یعنی می‌گی ماهی کپور این‌قدر خوشمزه‌ست؟

144
00:09:07,670 --> 00:09:08,750
‫بچه‌ها...

145
00:09:11,960 --> 00:09:15,720
‫واقعاً قدردان زحماتشونم که این‌همه راه رو تا دریا رفتن که اینو برام بگیرن.

146
00:09:16,390 --> 00:09:18,220
‫چطوری می‌تونم محبتشون رو جبران کنم؟

147
00:09:19,260 --> 00:09:21,640
‫خب، چقدر طول می‌کشه تا برسیم کاماکورا؟

148
00:09:22,640 --> 00:09:25,480
‫با یه گروه به این کوچیکی، یه روزه می‌رسیم.

149
00:09:25,560 --> 00:09:29,480
‫اما «تاکدا» از جناح «تاکائوجی» قلعه‌های جدید زیادی ساخته.

150
00:09:30,440 --> 00:09:35,280
‫رد کردن یه ارتش بزرگ، زمانش ۲۰ برابر بیشتر طول می‌کشه و تلفات زیادی هم داره.

151
00:09:36,030 --> 00:09:38,120
‫کارتون توی مأموریت شناسایی عالی بود.

152
00:09:38,910 --> 00:09:42,580
‫همون‌طور که فکر می‌کردم، حمله به کاماکورا از کوتاه‌ترین مسیر اصلاً آسون نیست.

153
00:09:43,200 --> 00:09:43,940
‫کاماکورا رو...

154
00:09:43,690 --> 00:09:44,200
‫هـوم؟

155
00:09:46,000 --> 00:09:47,120
‫رو دیدین؟

156
00:09:47,210 --> 00:09:51,670
‫وقتشه که روی یه نقشه‌ی درست‌وحسابی برای پس گرفتن کاماکورا کار کنیم.

157
00:09:56,130 --> 00:09:58,800
‫شیزوکو، اوضاع کاماکورا چطور بود؟

158
00:10:00,450 --> 00:10:03,140
‫خیلی تغییر کرده بود.

159
00:10:03,220 --> 00:10:05,060
‫تحت سلطه‌ی حاکم جدیدش...

160
00:10:05,140 --> 00:10:11,570
‫که جنگجوهای نخبه‌ رو دور خودش جمع کرده بود،
‫کاماکورا پر شده از شایعه در مورد همین جنگجوهای جوون.

161
00:10:12,320 --> 00:10:16,740
‫شک ندارم وقتی برای پس گرفتن کاماکورا حرکت کنیم، قراره سد راهمون بشن.

162
00:10:17,280 --> 00:10:22,120
‫جالب‌انگیزه. تا حالا فقط با پیرمردها جنگیدم. تنوع خوبی می‌شه.

163
00:10:22,200 --> 00:10:24,950
‫پس بیاین تبدیلش کنیم به یه رویارویی بین نسل آینده.

164
00:10:25,830 --> 00:10:27,270
‫با این تفاسیر...

165
00:10:27,820 --> 00:10:30,130
‫نظر شما در این مورد چیه، توکیوکی-ساما؟

166
00:10:30,630 --> 00:10:34,630
‫من جوونی رو تو مشتم دارم. هرچی نباشه، نُه سالم بیشتر نیست.

167
00:10:35,590 --> 00:10:41,050
‫مهم نیست چقدر قوی باشن، هیچ‌کس به اندازه‌ی من به کاماکورا ارادت نداره.

168
00:10:42,470 --> 00:10:45,390
‫مهم نیست چی پیش رومون باشه، کاماکورا رو پس می‌گیرم!

169
00:10:47,810 --> 00:10:52,770
‫در مقایسه با دوران حکومت خاندان هوجو،
‫حاکمان جدید کاماکورا بسیار جوان‌تر بودن.

170
00:10:53,360 --> 00:10:56,990
‫آشیکاگا تادایوشی، بعد از اینکه به کاماکورای ویران‌شده اعزام شد،

171
00:10:57,070 --> 00:11:00,160
‫هم‌زمان با پیش‌بردن امور مربوط به بازسازی شهر...

172
00:11:00,240 --> 00:11:03,080
‫برای برقراری نظم عمومی هم تلاش‌هایی در پیش گرفت.

173
00:11:03,160 --> 00:11:05,120
‫برای اجرای خواسته‌هاش، «کانتو هیساشیبان» رو تأسیس کرد.

174
00:11:06,290 --> 00:11:08,910
‫تادایوشی ملازمان باتجربه‌ش رو در کیو نزد تاکائوجی گذاشت.

175
00:11:09,000 --> 00:11:10,210
‫اون کانتو هیساشیبان رو...

176
00:11:10,290 --> 00:11:13,420
‫از مردان جوون و آینده‌داری ساخت که آینده‌ی خاندان آشیکاگا رو به دوش می‌کشیدن.

177
00:11:13,500 --> 00:11:14,500
‫نـــــه!

178
00:11:14,590 --> 00:11:21,240
رئیس گروه ۱ - کانتو هیساشیبان

179
00:11:14,590 --> 00:11:21,240
‫شیبوکاوا یوشیسوئه (۲۰)

180
00:11:15,280 --> 00:11:16,450
‫چه شرم‌آور.

181
00:11:17,160 --> 00:11:19,010
‫بعضی‌هاشون بدهی بزرگی به خاندان هوجو دارن،

182
00:11:19,090 --> 00:11:21,180
‫با این‌حال دارن بی‌شرمانه چاپلوسی می‌کنن.

183
00:11:21,260 --> 00:11:27,960
رئیس گروه ۲- کانتو هیساشیبان

184
00:11:21,260 --> 00:11:27,960
‫ایواماتوسو تسونه (؟)

185
00:11:21,930 --> 00:11:24,760
‫این‌قدر کهنه‌پرست نباش، شیبوکاوا-دونو.

186
00:11:24,850 --> 00:11:27,890
‫یه موج خوب و یه زن زیبا،
‫هیچ‌وقت نذار هیچ‌کدومشون از دستت بپره.

187
00:11:27,960 --> 00:11:34,970
معاون رئیس گروه ۲- کانتو هیساشیبان

188
00:11:27,960 --> 00:11:34,970
‫یوئه‌سوگی نوریاکی (۲۸)

189
00:11:28,580 --> 00:11:31,400
‫چقدر ترسناک، ایواماتسو-دونو.

190
00:11:31,480 --> 00:11:34,900
‫در حضور سرورم تادایوشی-ساما
‫ در مورد بانوان صحبت می‌کنین.

191
00:11:34,980 --> 00:11:41,100
دستیار - کانتو هیساشیبان

192
00:11:34,980 --> 00:11:41,100
‫شیبا ماگوجیرو (۱۳)

193
00:11:35,470 --> 00:11:38,860
‫تادایوشی-ساما هم دیگه
‫عین قدیما عصاقورت‌داده نیستن.

194
00:11:38,940 --> 00:11:41,030
‫حتی می‌ذارن هرطور
‫دلمون می‌خواد لباس بپوشیم.

195
00:11:41,110 --> 00:11:43,280
‫نه، من هنوزم مثل همیشه مقرراتی‌ام.

196
00:11:43,370 --> 00:11:44,450
‫هستین؟

197
00:11:45,200 --> 00:11:48,450
‫اگه این‌جا کیو بود، مجبورشون می‌کردم مراقب رفتارشون باشن و درست لباس بپوشن.

198
00:11:49,620 --> 00:11:51,540
‫اما الان توی کاماکورا اوضاع فرق می‌کنه.

199
00:11:52,120 --> 00:11:55,710
‫هوجو سقوط کرد و حکومت «نیتا» هم شکست خورد.

200
00:11:55,790 --> 00:11:58,880
‫مردم دیگه نمی‌دونن حاکم برحقشون کیه.

201
00:11:59,840 --> 00:12:03,840
‫چیزی که کاماکورا الان بهش نیاز داره... جوونی و هیجانه.

202
00:12:04,680 --> 00:12:09,270
‫باید یه هوای تازه بهش بدیم و دل مردم خسته‌ش رو به‌دست بیاریم.

203
00:12:10,930 --> 00:12:12,230
‫مردم کاماکورا...

204
00:12:12,770 --> 00:12:16,690
‫خاندان آشیکاگا و جنگجوهای هیساشیبان قطعاً از آرامش شما محافظت می‌کنن!

205
00:12:18,110 --> 00:12:20,820
‫افتخار بر کاماکورا!

206
00:12:23,610 --> 00:12:24,910
‫عجب استقبالی!

207
00:12:26,070 --> 00:12:28,620
‫شنیدم حتی حوله‌‌دستی‌های آشیکاگا مثل چی دارن فروش می‌رن

208
00:12:28,700 --> 00:12:30,370
‫تو غرفه‌ی فروش هیساشیبان.

209
00:12:32,210 --> 00:12:36,290
‫چقدر ترسناک. عجب برادرای مخوفی‌ان.

210
00:12:37,130 --> 00:12:40,130
‫ تاکائوجی-ساما با کاریزماش دل مردم رو به دست میاره،

211
00:12:40,210 --> 00:12:42,970
‫درحالی‌که تادایوشی-ساما با حساب‌وکتاب این کارو می‌کنه.

212
00:12:43,470 --> 00:12:45,510
‫با اینکه استعدادها و روش‌هاشون کاملا متفاوته،

213
00:12:45,590 --> 00:12:47,890
‫دقیقا به یه نتیجه می‌رسن.

214
00:12:48,390 --> 00:12:50,310
‫آشیکاگا تادایوشی!

215
00:12:51,930 --> 00:12:53,810
‫سرت مال منه!

216
00:12:55,770 --> 00:12:57,940
‫هانما و شیبویا، درسته؟

217
00:12:58,020 --> 00:13:02,320
‫وفاداری‌تون به هوجو رو فراموش نکردید و اومدید انتقامشون رو بگیرید.

218
00:13:03,320 --> 00:13:04,610
‫ها؟

219
00:13:08,910 --> 00:13:10,200
‫بازم دارن میان.

220
00:13:10,290 --> 00:13:13,910
‫بذار ببینم... ای بابا اینا که فقط ۵۰ نفرن.

221
00:13:14,000 --> 00:13:16,080
‫نه. احتمالاً نیروی کمکی تو راهه.

222
00:13:16,880 --> 00:13:18,880
‫اولش زنگ رو به صدا درآوردن، مگه نه؟

223
00:13:18,960 --> 00:13:20,550
‫اگه فقط یه علامت برای این تعداد آدم بود،

224
00:13:20,630 --> 00:13:22,800
‫نیازی به یه زنگ به اون بلندی نداشتن.

225
00:13:22,880 --> 00:13:26,340
‫احتمالا جنگجوهای زره‌پوش رو همین نزدیکی مستقر کردن

226
00:13:26,430 --> 00:13:29,220
‫و نقشه داشتن اگه ترور شکست خورد خبرشون کنن.

227
00:13:29,710 --> 00:13:31,640
‫تنها جایی که اون‌قدر نزدیکه که صدای زنگ رو بشنون و هنوزم بشه یه ارتش رو توش قایم کرد،

228
00:13:31,720 --> 00:13:33,580
‫کوبوکوروزاکاست.

229
00:13:33,890 --> 00:13:35,310
‫فکر می‌کردم ممکنه همچین اتفاقی بیفته...

230
00:13:35,390 --> 00:13:37,900
‫برای همچین مواقعی اونجا خندق کندیم. می‌تونیم همونجا متوقفشون کنیم.

231
00:13:37,980 --> 00:13:43,030
‫فهمیدم. من و ایواماتسو دشمن رو اونجا کنترل می‌کنیم.

232
00:13:43,110 --> 00:13:44,110
‫حله!

233
00:13:44,740 --> 00:13:47,030
‫پس منم به حساب دشمنی که جلومونه می‌رسم.

234
00:13:47,870 --> 00:13:50,530
‫خونواده‌ی من تا نسل پدربزرگم از نجیب‌زاده‌های دربار بودن،

235
00:13:50,620 --> 00:13:52,080
‫یکمی ترسوام... برای همین،

236
00:13:52,160 --> 00:13:54,540
‫همیشه یه نیروی قابل‌توجهی رو دم دست نگه می‌دارم.

237
00:13:55,120 --> 00:13:58,040
‫آه، چقدر ترسناک.

238
00:13:58,630 --> 00:14:02,630
‫بسیار ‌خب. من همینجا می‌مونم و بقیه‌ی کارای اداری‌ام رو تموم می‌کنم.

239
00:14:03,130 --> 00:14:04,920
‫سعی کنید زیاد سروصدا راه نندازید.

240
00:14:05,670 --> 00:14:06,800
‫اطاعت میشه.

241
00:14:06,880 --> 00:14:08,260
نزدیک ورودی کوبوکورو‌زاکا

242
00:14:08,340 --> 00:14:10,010
‫این رو کِی ساختن؟

243
00:14:10,100 --> 00:14:13,600
‫افراد رو جمع کن! دور می‌زنیم و از پل رد می‌شیم!

244
00:14:14,180 --> 00:14:15,180
‫اونا...

245
00:14:19,150 --> 00:14:21,060
‫شیبوکاوا و ایواماتسو هستن!

246
00:14:21,150 --> 00:14:23,400
‫بین این‌همه آدم، چرا اونا اینجان؟

247
00:14:26,030 --> 00:14:28,410
‫آروم باشید. از اون فاصله نمی‌تونن بهمون برسن.

248
00:14:31,120 --> 00:14:36,750
‫از اون... فاصله چطوری؟

249
00:14:37,250 --> 00:14:41,750
‫این‌طوری خیلی یه طرفه‌ست. اصلا حال نمی‌ده. بیا از پل رد بشیم، ایواماتسو.

250
00:14:42,250 --> 00:14:43,590
‫الساعه!

251
00:14:46,720 --> 00:14:48,090
‫چقدر ترسناک.

252
00:14:48,180 --> 00:14:51,800
‫دلم برای هرکسی که مجبوره با شیبوکاوا-دونو و ایواماتسو-دونو روبه‌رو بشه، می‌سوزه.

253
00:14:52,350 --> 00:14:54,720
‫اون دوتا... هیولان، نه؟

254
00:14:55,220 --> 00:14:59,020
‫ولی به نظر من، تادایوشی-ساما از همه‌شون ترسناک‌تره..

255
00:14:59,650 --> 00:15:00,650
‫سیاحت کن.

256
00:15:03,900 --> 00:15:06,740
‫دقیقا بیرون از تیررسشون مستقر شده.

257
00:15:07,490 --> 00:15:09,660
‫ناآرومی‌های عمارت اوتاوا هنوز سرکوب نشده؟

258
00:15:10,200 --> 00:15:12,370
‫نیروهای یوشیوکی قوی‌ان.

259
00:15:12,870 --> 00:15:16,540
‫روکوزیمون یه فرصت‌طلبه. نیرو بفرستید تا بترسوننش.

260
00:15:16,620 --> 00:15:17,620
‫بله.

261
00:15:17,700 --> 00:15:20,620
‫به نظر می‌رسه وضعیت زمین‌های هفت گروه جنگجوی موساشی هنوز نامشخصه...

262
00:15:20,710 --> 00:15:23,630
‫بهمون گفتن اون‌قدر باتلاق داره که به‌سختی میشه توش زندگی کرد.

263
00:15:23,710 --> 00:15:26,840
‫پس بهشون بگو بعد از بازرسی حضوری تصمیم‌گیری میشه.

264
00:15:26,920 --> 00:15:27,920
‫بله.

265
00:15:28,010 --> 00:15:30,340
‫و نقشه‌های اقامتگاه جدید شاهزاده ناریوشی چی؟

266
00:15:30,430 --> 00:15:31,550
‫بفرمایید.

267
00:15:31,640 --> 00:15:33,680
‫به سبک کیو بسازیدش. فردا بهش رسیدگی می‌کنم.

268
00:15:33,760 --> 00:15:37,850
‫این نه شجاعته نه بلوف. همه‌چیز از قبل حساب‌شده‌ست.

269
00:15:37,930 --> 00:15:43,110
‫فقط ۲۷ سالشه، اما قدرت اینو داره که کشور رو شکل بده.

270
00:15:43,190 --> 00:15:44,270
‫بله.

271
00:15:44,360 --> 00:15:46,570
‫ماگوجیرو، سمت راستت رو نگاه کن. دارن عقب می‌روننمون.

272
00:15:46,650 --> 00:15:47,650
‫چشم!

273
00:15:48,650 --> 00:15:51,700
‫اگه یه نفر دیگه باشه که بخوام بگم ترسناکه، ایماگاوا-دونوـه.

274
00:15:50,720 --> 00:16:00,770
دستیار - کانتو هیساشیبان

275
00:15:50,720 --> 00:16:00,770
‫ایماگاوا نوریمیتسو

276
00:15:53,950 --> 00:15:56,370
‫فقط به‌خاطر اون نقاب روی سرش جرئت نمی‌کنم سربه‌سرش بذارم.

277
00:15:56,450 --> 00:15:57,660
‫قابل درکه.

278
00:15:57,740 --> 00:16:00,710
‫کسی که همچین حسی به آدم می‌ده، ترسناکه.

279
00:16:00,790 --> 00:16:03,630
‫منم کارای اداری‌ام رو تموم کردم.

280
00:16:04,130 --> 00:16:05,540
‫بریم چیزی بخوریم؟ آقایون؟

281
00:16:05,630 --> 00:16:07,300
‫با کمال میل.

282
00:16:07,380 --> 00:16:08,840
‫دارم از گشنگی می‌میرم.

283
00:16:09,550 --> 00:16:12,380
‫عجب پس شما دونفر هم برگشتید.

284
00:16:12,470 --> 00:16:14,390
‫اونم همه‌ش حساب‌شده بود، نه؟

285
00:16:15,640 --> 00:16:18,350
‫اگه برنمی‌گشتید، می‌خواستم بدون شما برم.

286
00:16:18,430 --> 00:16:22,270
‫کسی که پایه‌های شوگون سالاری موروماچی را بنا کرد، آشیکاگا تادایوشی...

287
00:16:22,350 --> 00:16:23,850
‫با رئیسی ماهرانه‌‌ش،

288
00:16:23,940 --> 00:16:28,150
‫کاماکورا پیوسته داشت به شهری تحت حکومت آشیکاگا تبدیل می‌شد.

289
00:16:28,230 --> 00:16:30,220
کیو

290
00:16:29,150 --> 00:16:30,150
‫در همین حال، در کیو...

291
00:16:30,220 --> 00:16:37,730
دادگاه قضایی مدنی؛ دادگاه مدنی تأسیس‌شده توسط امپراتور گودایگو

292
00:16:30,240 --> 00:16:34,620
‫خارجی‌ها زمین‌هایی که قولش رو بهمون داده بودن رو تصاحب کردن.

293
00:16:34,700 --> 00:16:37,660
‫جایی واسه زندگی برامون نمونده. حالا چه خاکی به سر بریزیم؟

294
00:16:37,740 --> 00:16:40,000
‫خودتون یه فکری به حالش بکنید.

295
00:16:40,080 --> 00:16:42,620
‫حالم از شنیدن این شکایت‌های تکراری به‌هم می‌خوره.

296
00:16:42,710 --> 00:16:45,330
‫دولت اصلاحات امپراتور گودایگو، یعنی «تجدید حیات کنمو»...

297
00:16:44,940 --> 00:16:49,360
ملازم آشیکاگا

298
00:16:44,940 --> 00:16:49,360
مورونائو  کو

299
00:16:47,290 --> 00:16:49,300
‫در آستانه‌ی فروپاشی بود.

300
00:16:49,380 --> 00:16:54,640
‫امپراتور، به نجیب‌زاده‌ها و جنگجوهای محبوبش سخاوتمندانه پاداش می‌داد،

301
00:16:54,720 --> 00:16:57,220
‫اما بیشتر جنگجوها یا نادیده گرفته می‌شدن یا به حال خود رها می‌شدن.

302
00:16:57,720 --> 00:16:59,890
‫مردم به سرعت ناامید می‌شدن.

303
00:17:00,640 --> 00:17:07,090
اقامتگاه مورنائو کو

304
00:17:01,000 --> 00:17:03,350
‫اون سیستم قضایی آشغال محضه.

305
00:17:03,440 --> 00:17:07,020
‫مراحلش خیلی پیچیده‌ست و هیچ‌کس از احکام پیروی نمی‌کنه.

306
00:17:07,610 --> 00:17:10,900
‫هرکسی که از اطاعت سر باز می‌زنه باید به‌راحتی اعدام بشه.

307
00:17:10,980 --> 00:17:14,910
‫هیچ‌کس از حکمی پیروی نمی‌کنه مگه اینکه نیروی نظامی پشتش باشه.

308
00:17:14,990 --> 00:17:22,400
برادر کوچکتر مورونائو

309
00:17:14,990 --> 00:17:22,400
مورویاسو کو

310
00:17:15,390 --> 00:17:18,910
‫پس فقط قوی‌ترین جنگجو حق قضاوت داره، هان؟

311
00:17:19,620 --> 00:17:22,330
‫پس قطعا امپراتور از این قاعده مستثناست.

312
00:17:22,410 --> 00:17:26,790
‫امپراتور قصد داره مالیات‌ها رو افزایش بده تا یه قصر باشکوه جدید بسازه.

313
00:17:26,880 --> 00:17:28,880
‫شوخی جالبی بود.

314
00:17:28,960 --> 00:17:32,460
‫نارضایتی از پاداش‌های ناعادلانه تو سراسر کشور داره بالا می‌گیره،

315
00:17:32,550 --> 00:17:34,300
‫و حالا می‌خواد مالیات‌ها رو هم ببره بالا؟

316
00:17:35,050 --> 00:17:38,180
‫دولت جدید امپراتور سیاست‌های پیشرفت‌گرایی داره،

317
00:17:38,260 --> 00:17:41,060
‫اما پر از ناکارآمدیه و از کاملاً دور از دسترس واقعیته.

318
00:17:41,140 --> 00:17:42,100
‫در حالی که،

319
00:17:42,180 --> 00:17:45,310
‫سیستم حکومتی شوگون‌سالاری کاماکورا کاربردی بود،

320
00:17:45,390 --> 00:17:47,980
‫اما نمی‌تونست خودش رو با تغییرات زمانه وفق بده.

321
00:17:48,520 --> 00:17:53,110
‫ما آشیکاگاها به‌سادگی بهترین‌های هر دو رو برمی‌داریم.

322
00:17:53,740 --> 00:17:56,200
‫همین الان تو کاماکورا، تادایوشی-ساما،

323
00:17:56,280 --> 00:17:58,450
‫داره از مقام‌های شوگون‌سالاری کاماکورا یاد می‌گیره

324
00:17:58,530 --> 00:18:00,120
‫و از تمام نقاط قوتشون استفاده می‌کنه.

325
00:18:00,740 --> 00:18:05,000
‫اگه بعدش تجربه و درس‌هایی که از اداره‌ی کیو یاد گرفتیم رو هم بهش اضافه کنیم،

326
00:18:05,080 --> 00:18:08,250
‫یه سیستم حکومتی برای یه عصر جدید تکمیل میشه.

327
00:18:08,330 --> 00:18:11,750
‫همه‌چیز برای سرورمون، تاکائوجی-ساماست.

328
00:18:12,460 --> 00:18:13,760
‫آره!

329
00:18:13,840 --> 00:18:19,890
‫درحالی‌که ملازمان آشیکاگا در حال تثبیت چشم‌اندازشان برای یک عصر جدید بودن...

330
00:18:23,350 --> 00:18:24,850
‫فورا دستگیرش کنید!

331
00:18:29,560 --> 00:18:32,150
‫بزرگترین مخالف تاکائوجی،

332
00:18:32,230 --> 00:18:38,660
‫شاهزاده موریوشی، به اشتباه به خیانت متهم و به دستور امپراتور دستگیر شد.

333
00:18:45,410 --> 00:18:47,160
‫شنیدم قراره به زندانی تو کاماکورا فرستاده بشم،

334
00:18:47,250 --> 00:18:48,710
‫تا بیفتم دست برادر کوچیکت.

335
00:18:49,580 --> 00:18:55,380
‫همه‌چیز دقیقا همون‌طور که می‌خواستی داره پیش می‌ره.

336
00:18:55,460 --> 00:18:59,010
‫فقط می‌تونم از این بابت افسوس بخورم که کار به اینجا کشید.

337
00:18:59,720 --> 00:19:04,520
‫تاکائوجی، یه راهی هست که بشه اصلاحات رو با امن‌ترین روش ممکن انجام داد.

338
00:19:04,600 --> 00:19:07,890
‫اونم اینه که تبدیل بشی به «دومین اصلاح‌طلب«

339
00:19:09,310 --> 00:19:12,650
‫بذار اولین اصلاح‌طلب دنیای قدیم رو نابود کنه.

340
00:19:12,650 --> 00:19:17,570
‫بعدش اولین اصلاح‌طلب رو که خشم مردم رو به جون خریده، سرنگون کن.

341
00:19:17,650 --> 00:19:19,400
‫خشمشون فروکش می‌کنه،

342
00:19:19,490 --> 00:19:21,320
‫و دنیای قدیم هم به سرعت نابود میشه.

343
00:19:21,990 --> 00:19:25,240
‫اونوقت می‌تونی بدون هیچ مزاحمتی یه دنیای جدید شکل بدی.

344
00:19:27,000 --> 00:19:29,160
‫وقتی شوگون‌سالاری کاماکورا رو سرنگون کردی،

345
00:19:29,250 --> 00:19:32,290
‫می‌تونستی به‌راحتی خودت کنترلش رو به دست بگیری.

346
00:19:33,340 --> 00:19:34,750
‫اما این کار رو نکردی.

347
00:19:34,840 --> 00:19:38,220
‫درعوض، اول همه‌چیز رو سپردی دست اولین اصلاح‌طلب.

348
00:19:38,300 --> 00:19:42,050
‫نقشه‌ات این بود که به‌عنوان دومین اصلاح‌طلب همه‌چیز رو از آنِ خودت کنی.

349
00:19:42,680 --> 00:19:44,470
‫اشتباه می‌گم، تاکائوجی؟

350
00:19:44,560 --> 00:19:47,640
‫«همه‌چیز رو به من بده. همه‌چیز رو!»

351
00:19:48,390 --> 00:19:51,310
‫یک شیطان حریص... شاید این‌طور صداش بزنی،

352
00:19:52,310 --> 00:19:55,070
‫مدام داره تو وجودم فریاد می‌زنه.

353
00:19:56,190 --> 00:19:57,530
‫اما خیالت راحت باشه.

354
00:19:58,650 --> 00:20:00,900
‫وفاداری من صادقانه‌ست.

355
00:20:00,990 --> 00:20:02,910
‫تا وقتی که هیچ آشوب بزرگی به پا نشه،

356
00:20:02,990 --> 00:20:05,580
‫زندگی‌ام رو به‌عنوان یه رعیت وفادار به امپراتور سپری می‌کنم.

357
00:20:06,910 --> 00:20:09,620
‫هیچ آشوبی به پا نشه... تا اون‌ موقع.

358
00:20:13,130 --> 00:20:14,880
‫یه یقینی تو چشماشه.

359
00:20:15,590 --> 00:20:17,960
‫می‌دونه که تحت حکومت امپراتور، دیر یا زود،

360
00:20:18,050 --> 00:20:19,800
‫یه آشوب بزرگ به پا میشه.

361
00:20:20,510 --> 00:20:22,680
‫وقتی اون زمان فرا برسه،

362
00:20:22,760 --> 00:20:25,430
‫شیطان درونش کاملا خودش رو نشون می‌ده.

363
00:20:27,760 --> 00:20:34,130
اقامتگاه اُگاساوارا، شینانو

364
00:20:28,000 --> 00:20:28,930
‫در همین حال،

365
00:20:28,930 --> 00:20:31,390
‫ تو قلمرو اوگاساوارا واقع در شمال غربی شینانو،

366
00:20:31,480 --> 00:20:34,060
‫حرکت بعدی در حال شکل‌گیری بود..

367
00:20:34,150 --> 00:20:38,570
‫به‌عنوان فرماندار شینانو، ماموریتی که تاکائوجی-ساما به بنده محول کرده

368
00:20:38,650 --> 00:20:42,950
‫این بود که نفوذ آشیکاگا رو تو سراسر شینانو تثبیت کنم.

369
00:20:43,030 --> 00:20:48,240
‫و بازمانده‌های هوجو رو که تو شینانو قایم شدن پیدا کنم.

370
00:20:48,990 --> 00:20:51,410
‫هنوز هیچ مدرکی ندارم.

371
00:20:51,500 --> 00:20:55,130
‫اما چشمام از قبل یه سرنخ بهم داده.

372
00:20:55,210 --> 00:20:57,920
‫از سال گذشته که اون پسرک گستاخ منو شکست داد،

373
00:20:58,000 --> 00:21:01,760
‫خیلی بیشتر از اونی که تصادفی باشه تو رویدادهای مهم سروکله‌اش پیدا میشه.

374
00:21:01,840 --> 00:21:06,470
‫بله. اونا لشکرکشی مقام‌های استانی رو هم مختل کردن.

375
00:21:06,550 --> 00:21:09,680
‫افراد می‌گن که به خودشون می‌گن «جنگجوهای گریزان».

376
00:21:10,520 --> 00:21:11,680
‫گریزان؟ مثل جاسوس‌ها!؟

377
00:21:11,770 --> 00:21:13,790
جنگجوهای جاسوس

378
00:21:12,540 --> 00:21:13,790
چوجا: جاسوس

379
00:21:13,810 --> 00:21:16,480
‫این دیگه اوج ضایع‌بازیـه! چه اسم مضحکی!

380
00:21:16,560 --> 00:21:22,740
‫طبق گفته‌ی جاسوسام، اون پسرک گستاخ سال گذشته تو معبد بزرگ سووا پناه داده شده.

381
00:21:22,820 --> 00:21:25,740
‫به زما‌ن‌بندیش نگاه کنی، بیش از پیش مشکوک می‌شه.

382
00:21:25,820 --> 00:21:29,020
‫اون نوع تربیت تو روستاهای شینانو خیلی غیرعادیـه.

383
00:21:26,390 --> 00:21:34,060
ملازمان پرنفوذ

384
00:21:26,390 --> 00:21:34,060
جنگجوها

385
00:21:26,390 --> 00:21:34,060
پیاده‌نظام

386
00:21:29,660 --> 00:21:32,160
‫به نظر من، اون پسرک گستاخ یا عضو خاندان هوجوـه...

387
00:21:32,250 --> 00:21:34,000
‫یا پسر یکی از ملازمان مهمش.

388
00:21:34,580 --> 00:21:36,120
‫برای یوریشیگه، کسی که بهش پناه داده،

389
00:21:36,210 --> 00:21:39,420
‫یه فرزند بااصالت از یه خونواده‌ی برجسته می‌تونه یه جاسوس بی‌نقص باشه.

390
00:21:39,500 --> 00:21:42,800
‫باور دارم که داشته از پسر استفاده می‌کرده درحالی‌که بهش اجازه می‌داده تجربه کسب کنه.

391
00:21:56,350 --> 00:21:58,310
‫برای بازجویی بیاریدش اینجا.

392
00:21:58,400 --> 00:22:01,150
‫این چشمای من ذات واقعیش رو می‌بینن!

393
00:22:01,170 --> 00:22:11,170
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

394
00:23:38,910 --> 00:23:39,920
‫بریم!
