1
00:00:00,000 --> 00:00:02,820
آپـریل

2
00:00:02,830 --> 00:00:07,860
روستـــای
کشاورزی
شــیــنــانــو

3
00:00:05,330 --> 00:00:07,790
‫مثل اینکه همه دارن از برداشت لذت می‌برن.

4
00:00:07,880 --> 00:00:10,760
‫این روزا کشت دوم خیلی محبوب شده.

5
00:00:10,840 --> 00:00:13,880
‫قرار بر اینه که از کشت دوم مالیات نگیرن.

6
00:00:14,720 --> 00:00:16,720
‫جو... جو...

7
00:00:16,800 --> 00:00:19,680
‫سنگینه... این عشقت به جو سنگینه.

8
00:00:20,720 --> 00:00:22,060
‫برداشت جو توی بهار.

9
00:00:23,440 --> 00:00:27,060
‫الان یعنی... مردم شینانو خوشحالن؟

10
00:00:28,610 --> 00:00:30,940
‫وقت بردن برداشت دومه.

11
00:00:31,610 --> 00:00:34,950
‫وایسید ببینم، قرار بود از برداشت دوم مالیات نگیرید.

12
00:00:35,030 --> 00:00:39,280
‫خفه شو! شماها همه‌تون برای هوجو دم تکون می‌دادین.

13
00:00:39,370 --> 00:00:42,250
‫خودتونو مجرمایی بدونین که حق داشتن چیزی رو ندارن.

14
00:00:42,330 --> 00:00:44,580
‫حتی یه کرم.

15
00:00:44,670 --> 00:00:46,330
‫حتی یک کرم.

16
00:00:48,380 --> 00:00:50,960
‫خب یالا زود باشید این بارها رو ببرید.

17
00:00:53,300 --> 00:00:59,180
‫مالیات‌های فصل بهار سنگینه،
‫ولی جیب منو ذره ذره پر می‌کنه.

18
00:00:59,260 --> 00:01:03,330
‫در حالی که گرم و آروم پیش می‌ره، آرامش رو به دنیای من میاره.

19
00:01:04,180 --> 00:01:06,050
‫ببخشید... جناب استاندار.

20
00:01:06,050 --> 00:01:06,600
ها؟

21
00:01:06,690 --> 00:01:12,730
‫قانون اینه که فقط از برداشت اول مالیات بگیریم.

22
00:01:13,320 --> 00:01:17,110
‫این تصمیمیه که شوگون کاماکورای خائن گرفتن.

23
00:01:18,070 --> 00:01:22,160
‫امپراتور خودشون شخصاً منو استاندار کردن...

24
00:01:22,240 --> 00:01:26,040
‫که یعنی این شینانو تحت حکمرانی منه.

25
00:01:26,750 --> 00:01:30,670
‫این دنیای منه!

26
00:01:33,050 --> 00:01:33,870
‫آها.

27
00:01:34,630 --> 00:01:36,200
‫راستی، سادامونه-دونو!

28
00:01:36,620 --> 00:01:36,880
ها؟

29
00:01:37,380 --> 00:01:41,220
‫بهت گفتم درست خط ابرو بکش.

30
00:01:42,260 --> 00:01:45,270
‫تو هم توی کیو زندگی کردی.

31
00:01:45,350 --> 00:01:50,610
‫نباید بذاری این آدمای جنگلی ظرافتت رو مخدوش کنند.

32
00:01:52,360 --> 00:01:55,150
‫خیلی‌خب، الان خوشگل شدی.

33
00:01:55,240 --> 00:01:57,780
‫یه‌طور مهر تأیید از جانب استاندار در نظر بگیرش.

34
00:01:57,860 --> 00:01:59,990
‫یالا، بخند.

35
00:02:00,010 --> 00:02:13,010
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

36
00:02:14,130 --> 00:02:15,130
‫خواهش می‌کنم!

37
00:02:16,420 --> 00:02:18,260
‫خواهش می‌کنم اون بارو نبرید.

38
00:02:18,930 --> 00:02:21,140
‫این سگ هنوز داره پارس می‌کنه.

39
00:02:21,220 --> 00:02:24,640
‫دستور بده چندتاشونو برای درس عبرت بکشن.

40
00:02:24,720 --> 00:02:25,640
‫بله!

41
00:02:26,560 --> 00:02:30,520
‫برای امپراتور اهمیتی نداره اگه چندتا از سگای هوجو بمیرن.

42
00:02:36,440 --> 00:02:41,570
‫اگه کار به اون‌جا برسه، فقط یه کلمه کافیه تا یه ارتش از کیو رو به اینجا بکشونه.

43
00:02:45,370 --> 00:02:48,040
‫اون استاندار کج و کوله، شینانو نو کامی!

44
00:02:49,000 --> 00:02:51,380
‫دیگه ازش عاصی شدم.

45
00:02:51,460 --> 00:02:53,000
‫کاواناکاجیما؟

46
00:02:53,090 --> 00:02:56,760
‫بله، یه گزارشی هست که هوشینا یاسابورا،

47
00:02:56,840 --> 00:02:59,630
‫یکی از شهروندها که عضو فرقه‌ی سووا هست، یه ارتش به پا کرده...

48
00:02:59,720 --> 00:03:02,300
‫تا با استاندار بجنگه.

49
00:03:02,390 --> 00:03:05,470
‫توی قلمروی استانداری حتی از اعضای فرقه‌ی سووا هم هست؟

50
00:03:05,560 --> 00:03:08,890
‫بله، افرادی هستن که از روی التزام از دشمن پیروی می‌کنند...

51
00:03:08,980 --> 00:03:11,020
‫تا از قبیله‌ و ملازم‌هاشون محافظت کنند.

52
00:03:12,100 --> 00:03:14,520
‫با توجه به تفاوت تعداد،

53
00:03:14,610 --> 00:03:16,650
‫جناح هوشینا تحت هیچ شرایطی شانس پیروزی نداره.

54
00:03:16,730 --> 00:03:19,490
‫سووا نمی‌تونه گروه نجاتی بفرسته.

55
00:03:19,570 --> 00:03:23,740
‫فرستادن نیروی پشتیبانی وسط قلمروی دشمن باعث یه جنگ تمام‌عیار می‌شه.

56
00:03:25,120 --> 00:03:28,040
‫برای همین یک خواهش از شما توکیوکی-ساما و جنگجوهای گریزان دارم.

57
00:03:28,120 --> 00:03:30,000
‫به کاواناکاجیما برید...

58
00:03:30,080 --> 00:03:33,420
‫و هوشینا و ملازم‌هاش رو متقاعد کنید از مبارزه پرهیز کنند.

59
00:03:33,500 --> 00:03:35,500
‫و بعدش بهشون کمک کنید فرار کنید.

60
00:03:36,090 --> 00:03:39,090
‫ارباب رو به مأموریت خیلی خطرناکی می‌فرستین،

61
00:03:40,010 --> 00:03:43,260
‫اونم با وجودی که بابت سری قبلی انقدر نگران بودین.

62
00:03:43,340 --> 00:03:46,140
‫خب، به‌خاطر اینکه یوریشیگه-دونوـــ

63
00:03:47,140 --> 00:03:50,600
‫می‌بینم که توکیوکی-ساما سالم و سلامت برمی‌گردن، کوجیرو.

64
00:03:51,560 --> 00:03:55,440
‫چیزی که نمی‌تونم ببینم اینه که چند نفر از افراد فرقه‌ی سووا می‌میرن.

65
00:03:56,020 --> 00:03:57,980
‫حتی اگه جایی دور از دسترس باشند،

66
00:03:58,070 --> 00:04:01,360
‫مومنان سووا میوجین همیشه یاران مهمی‌اند.

67
00:04:01,450 --> 00:04:04,990
‫لازم به ذکر نیست، هوشینا مرد توانمندیه که احساس وظیفه‌شناسی قدرتمندی داره.

68
00:04:05,070 --> 00:04:08,200
‫نمی‌خوام توی یه مبارزه‌ی کوچیک کشته بشه.

69
00:04:09,330 --> 00:04:10,540
‫و توکیوکی-ساما.

70
00:04:11,870 --> 00:04:15,380
‫وقتشه که چابکی شما هم وارد سطح بعدی بشه.

71
00:04:16,000 --> 00:04:19,000
‫تو وضعیت فعلی، شما فقط می‌تونین تنهایی فرار کنید.

72
00:04:19,090 --> 00:04:21,720
‫برای ژنرالی که ارتشی رو رهبری می‌کنه کافی نیست.

73
00:04:23,180 --> 00:04:25,640
‫بهم نشون بدید که تا چند نفر رو می‌تونین فراری بدین،

74
00:04:25,720 --> 00:04:28,430
‫و یک ژنرال چابک بشین.

75
00:04:31,020 --> 00:04:32,890
‫دو روز مونده تا مقصد برسیم؟

76
00:04:32,980 --> 00:04:36,310
‫دختر نداریم اصلاً جذابیت نداره.

77
00:04:36,400 --> 00:04:38,770
‫براساس آینده‌ای که یوریشیگه-دونو دیدن،

78
00:04:38,860 --> 00:04:41,440
‫اومدن اون دو نفرمون باهامون خطرناکه.

79
00:04:41,530 --> 00:04:44,780
‫جنگ پیش رو داریم، معلومه خب.

80
00:04:47,030 --> 00:04:52,660
‫آینده‌ای که ارباب توش ایمنه... اگه تمام مدت ازش محافظت کنم شاید شدنی باشه.

81
00:04:53,290 --> 00:04:57,540
‫اما حینی که این کارو می‌کنم، متحدینمون کشته می‌شن.

82
00:04:58,170 --> 00:05:01,260
‫تعداد کشته‌شده‌ها، احتمالاً به من بستگی داره.

83
00:05:02,090 --> 00:05:03,380
‫فوبوکی.

84
00:05:03,470 --> 00:05:06,510
‫برای وقتایی که به استراتژی‌هایی با جزئیات بیشتری نیاز داریم، روت حساب می‌کنم.

85
00:05:07,340 --> 00:05:08,680
‫بله، ارباب جوان.

86
00:05:09,350 --> 00:05:12,600
‫وقتی وقت فراری دادن گروه برسه، قدرت گنبا به‌کارمون میاد.

87
00:05:12,680 --> 00:05:13,290
‫ها؟

88
00:05:13,290 --> 00:05:16,560
‫حواست به ابزار و مهارت‌هاش باشه.

89
00:05:16,650 --> 00:05:19,150
‫عـــا؟ باید بهش یاد بدم؟

90
00:05:19,230 --> 00:05:21,300
‫کوجیرو تو هرکاری دوست داری بکن.

91
00:05:21,300 --> 00:05:22,070
‫ها؟

92
00:05:22,150 --> 00:05:24,820
‫تو قراره یه ژنرال بشی،

93
00:05:24,900 --> 00:05:27,410
‫و می‌دونم اگه همه‌ش بخوای از من محافظت کنی خسته‌کننده می‌شه.

94
00:05:30,950 --> 00:05:36,370
‫اوی بچه، اون حرف فقط وقتی گفتنش خفنه که بتونی واقعاً بجنگی.

95
00:05:36,460 --> 00:05:42,460
‫چی؟ یه‌طوری نگو انگار من نمی‌تونم بجنگم!
‫می‌دونی که فوبوکی بهم اون راز‌ـــ

96
00:05:42,550 --> 00:05:43,920
‫شمشیرزنی بزدلانه!

97
00:05:44,010 --> 00:05:46,840
‫آره! بزدلا... کی بزدله؟

98
00:05:46,930 --> 00:05:48,790
‫ارباب جوانمون بزدله!

99
00:05:48,790 --> 00:05:50,680
‫اگه یه بار دیگه بگی!

100
00:05:51,890 --> 00:05:54,680
‫هوشینا به همین زودی داره برای مبارزه آماده می‌شه.

101
00:05:54,770 --> 00:05:59,510
کاواناکا

102
00:05:55,930 --> 00:05:57,060
‫از رودخونه به عنوان دفاع استفاده می‌کنند،

103
00:05:57,060 --> 00:06:00,020
‫مثل اینکه تا آخرش می‌خواد از قلمروش محافظت می‌کنه.

104
00:06:00,110 --> 00:06:03,150
‫تعداد دشمن چندین برابر بیشتره، غیرممکنه ببره.

105
00:06:03,230 --> 00:06:06,570
‫خیلی‌خب، بیاید به مقر ارتش بریم و با هوشینا-دونو حرف بزنیم.

106
00:06:07,700 --> 00:06:09,740
‫پیام‌رسون‌های معبد عالی سووا؟

107
00:06:09,820 --> 00:06:13,740
‫بله، اومدیم تا از هوشینا-دونو درخواستی بکنیم.

108
00:06:14,910 --> 00:06:17,750
‫خیلی خوش اومدین، پیام‌رسون‌های جوون.

109
00:06:17,830 --> 00:06:19,250
‫خیلی‌خب، از این ‌طرف.

110
00:06:20,960 --> 00:06:23,920
‫مثل اینکه این بچه همین اولین کاری مخشونو زد.

111
00:06:24,000 --> 00:06:28,470
‫ارباب جوان با کلاس صحبت می‌کنند، برای همین باعث خیال تختی آدم‌ها می‌شند.

112
00:06:28,550 --> 00:06:30,590
‫برای مذاکره به همین نیاز داریم.

113
00:06:31,760 --> 00:06:33,180
‫خجالت‌زده‌م می‌کنی فوبوکی.

114
00:06:33,260 --> 00:06:36,020
‫وقتی کارو تموم کردم ازم تعریف کن.

115
00:06:39,850 --> 00:06:41,770
‫از طرف معبد سووا نیروی پشتیبانی آوردی؟

116
00:06:41,860 --> 00:06:44,780
‫نه، نیروی پشتیبانی نیاوردم.

117
00:06:44,860 --> 00:06:45,940
‫فقط می‌خوام حرف بزنیم.

118
00:06:46,030 --> 00:06:47,570
‫نیروی پشتیبانی نیاوردی؟

119
00:06:47,650 --> 00:06:48,300
‫حله.

120
00:06:48,300 --> 00:06:49,610
‫بله.

121
00:06:49,700 --> 00:06:51,950
‫پس لطفاً همین الان به ارتشون بگید عقب‌نشینی کنند.

122
00:06:52,030 --> 00:06:55,350
‫پس همونطور که برپیام ریخته بودیم می‌میرم اهالی.

123
00:06:52,030 --> 00:06:55,790
‫بله.

124
00:06:55,870 --> 00:06:58,900
‫چــــــــــی؟

125
00:06:57,160 --> 00:06:59,690
فرقه‌ی سووا

126
00:06:57,520 --> 00:06:59,690
یـــــاســـــابورو هوشینا

127
00:07:00,210 --> 00:07:01,960
‫حتی اگه هیچ شانسی نداشته باشیم،

128
00:07:02,040 --> 00:07:05,300
‫باید با فدا کردن جونمون غرورمونو نشون بدیم.

129
00:07:05,380 --> 00:07:06,320
‫آره!

130
00:07:06,320 --> 00:07:07,590
‫ما سامورایی هستیم.

131
00:07:07,670 --> 00:07:09,080
‫قلمروی ما زندگی ماست.

132
00:07:09,080 --> 00:07:09,880
‫آره.

133
00:07:09,970 --> 00:07:13,510
‫اگه برای زندگیمون باشه، معلومه که می‌میریم! پس بریم بمیریم!

134
00:07:13,600 --> 00:07:14,160
‫آره!

135
00:07:14,160 --> 00:07:16,180
‫همه یه مرگ باشکوه تجربه می‌کنیم.

136
00:07:16,270 --> 00:07:18,390
‫آره.

137
00:07:16,270 --> 00:07:18,390
‫باید جلوی اینو بگیریم؟

138
00:07:20,230 --> 00:07:23,360
‫پس اون یارو خونسرد جلوی دروازه چش بود؟

139
00:07:23,440 --> 00:07:24,440
‫بمیریم!

140
00:07:24,520 --> 00:07:27,030
‫روده‌هامو سفره می‌کنم می‌میرم.

141
00:07:27,110 --> 00:07:28,490
‫فقط صورتش بود!!

142
00:07:31,930 --> 00:07:34,680
THE

143
00:07:31,930 --> 00:07:34,680
ELUSIVE

144
00:07:31,930 --> 00:07:34,680
SAMURAI

145
00:08:59,790 --> 00:09:01,330
‫فرار نکن ارباب.

146
00:09:01,410 --> 00:09:04,960
‫وظیفه‌شناس باش و راضیشون کن!

147
00:09:01,410 --> 00:09:04,960
‫نمی‌تونم نمی‌تونم نمی‌تونم!

148
00:09:05,040 --> 00:09:10,880
‫بیاید بمیریم! بمیریم! بمیریم! بمیریم!

149
00:09:05,040 --> 00:09:10,880
‫نمی‌تونم به این آدما بگم فرار کنند وقتی اینطور آماده‌ی مردنن.

150
00:09:06,360 --> 00:09:06,540
‫آره!

151
00:09:10,960 --> 00:09:13,050
‫چطوری بمیرم خوبه؟

152
00:09:13,130 --> 00:09:16,130
‫من صدتا تیر می‌خورم و ایستاده می‌میرم.

153
00:09:16,220 --> 00:09:20,140
‫پس من وقتی جفت دستامو از دست دادم گوشت دشمنو به دندون می‌گیرم و می‌میریم.

154
00:09:20,220 --> 00:09:23,100
‫ببین! الان دیگه مسابقه‌ی «چطور بمیرم» گذاشتن.

155
00:09:23,770 --> 00:09:28,610
‫حتماً استاندار با آسیب زدن به غرورشون شدیداً باعث تحقیرشون شده.

156
00:09:28,690 --> 00:09:33,070
‫وقتی بهشون بی‌احترامی بشه، یه سامورایی مرگ برای غرورش رو قبول می‌کنه.

157
00:09:33,150 --> 00:09:36,860
‫من اول با کله از کون به دشمن حمله می‌کنم.

158
00:09:36,950 --> 00:09:39,120
‫بعدش با ولع همه‌ی محتویات توشون رو می‌بلعم...

159
00:09:39,200 --> 00:09:41,740
‫و از سینه‌شون می‌زنم بیرون و با یه لبخند می‌میرم.

160
00:09:41,830 --> 00:09:45,210
‫این دوستمون دیگه واسه غرورش نیست. بیشتر روانیه.

161
00:09:45,290 --> 00:09:46,580
‫یه لحظه.

162
00:09:47,790 --> 00:09:50,540
‫شماها واقعاً پیام‌رسون‌های معبد عالی سووا هستین؟

163
00:09:51,170 --> 00:09:53,300
‫اگه پیام‌ای دارین، بهم نشون بدین.

164
00:09:54,050 --> 00:09:55,050
‫شما کی هستین؟

165
00:09:55,720 --> 00:09:57,300
‫شینومیا هستم.

166
00:09:57,380 --> 00:09:59,640
فرقه‌ی سووا

167
00:09:57,380 --> 00:09:59,640
سائه‌مونتارو
شــیــنــومــیـا

168
00:10:00,140 --> 00:10:02,720
‫من توی قلمروی کناری هوشینا یاسابورا زندگی می‌کنم.

169
00:10:02,810 --> 00:10:04,560
‫توی این مبارزه کمک می‌کنم.

170
00:10:06,850 --> 00:10:07,940
‫واقعیه.

171
00:10:08,520 --> 00:10:11,570
‫همونطور که فکرش رو می‌کردم میوجین-ساما می‌خواد مبارزه نکنیم.

172
00:10:13,730 --> 00:10:16,320
‫بالأخره یه آدم چیزفهم.

173
00:10:16,400 --> 00:10:17,910
‫شینومیا-دونو.

174
00:10:17,990 --> 00:10:20,530
‫اگه بتونیم هوشینا-دونو رو راضی به فرار کنیم، به کجا فراریشون بدیم؟

175
00:10:22,660 --> 00:10:25,330
‫باید بی‌خیال رفتن به جنوب بشه و به سمت شمال بره.

176
00:10:25,410 --> 00:10:30,130
‫اونوقت می‌تونه به ما ملحق شه و ما با هم یه خط دفاعی تشکیل می‌دیم، اما...

177
00:10:30,210 --> 00:10:32,630
‫من صد نفرو قبل از مردنم می‌کشم.

178
00:10:32,710 --> 00:10:34,420
‫آره!

179
00:10:32,710 --> 00:10:34,420
‫ارباب خودمونی.

180
00:10:35,050 --> 00:10:38,050
‫یاسابورو گوشش به حرف من بدهکار نیست.

181
00:10:38,130 --> 00:10:40,550
‫البته، می‌خواد از سرزمینش محافظت کنه.

182
00:10:40,640 --> 00:10:44,680
‫اما از وقتی جوون بوده، وقتایی که عصبانی می‌شه کسی جلودارش نیست.

183
00:10:44,770 --> 00:10:47,520
‫آدم خوبیه که وقتی آرومه می‌تونه کارو پیش ببره.

184
00:10:44,770 --> 00:10:48,690
‫بمیریم! بمیریم! بمیرم! بمیرم! بمیریم!

185
00:10:48,770 --> 00:10:51,190
‫آره!

186
00:10:48,770 --> 00:10:51,190
‫می‌شه نذارین بمیره؟

187
00:10:51,900 --> 00:10:53,820
‫اگه به آدمای بیشتری نیاز دارین، من پشتیبانی می‌کنم.

188
00:10:54,900 --> 00:10:56,240
‫اوه جناب پیام‌رسون!

189
00:10:57,570 --> 00:11:01,030
‫حتماً به میوجین-ساما بگین که هوشینا یاسابورا با افتخار...

190
00:11:01,110 --> 00:11:05,080
‫تحت نام فرقه‌ی سووا جنگید و با غرور مرد.

191
00:11:07,580 --> 00:11:09,370
‫بچه‌ها، چیکار کنیم؟

192
00:11:09,460 --> 00:11:11,710
‫به‌نظرم ما هم باید بجنگیم.

193
00:11:11,790 --> 00:11:14,590
‫آره انگار! باید بذاریم یکم خون بریزن.

194
00:11:14,670 --> 00:11:21,450
سرباز ارتش شینومیا۱۵۹

195
00:11:15,750 --> 00:11:18,130
‫نابرابری تعداد انقدر زیاده
‫که برای نابودی یه روزه‌شون کافیه.

196
00:11:16,870 --> 00:11:21,450
سرباز ارتش مشترک استاندار و فرماندارها۵۸۰

197
00:11:18,220 --> 00:11:21,200
‫ولی بیاید با نیروی خودمون تا غروب طاقت بیاریم.

198
00:11:21,470 --> 00:11:25,510
‫وقتی هوشینا و آدم‌هاش از یک روز مبارزه خسته شدن،

199
00:11:25,600 --> 00:11:27,770
‫شما متقاعدشون می‌کنید تا قبل از صبح به سمت شمال فرار کنند.

200
00:11:27,850 --> 00:11:29,520
‫فرارکردن یعنی برنده‌شدن.

201
00:11:29,600 --> 00:11:32,810
‫تو تنها کسی هستی که از چنین
‫شرایطی واسه برنده‌شدن خوشحال می‌شی.

202
00:11:34,690 --> 00:11:37,230
‫خیلی‌خب. بیاید دست بجنبونیم و آماده بشیم.

203
00:11:40,860 --> 00:11:42,780
‫سگ‌ها دارن پارس می‌کنن.

204
00:11:43,530 --> 00:11:47,240
‫تنها با یه استراتژی من، اجسادشون روی هم تلنبار می‌شه.

205
00:11:47,330 --> 00:11:50,910
‫این یه تفریط آلوده به گناهه که نمی‌تونم توی دربار امپراتوری ازش لذت ببرم.

206
00:11:55,750 --> 00:11:57,590
‫یه نجیب درباری باید فقط عقب وایسه و تماشا کنه...

207
00:11:57,670 --> 00:11:59,090
‫بدون اینکه سعی کنه دستوری بده.

208
00:11:59,170 --> 00:12:02,680
‫اینکه بتونی نگهبان یه استاندار باشی خودش افتخاره، ایچیکاوا-دونو!

209
00:12:02,760 --> 00:12:05,550
‫ناراحت‌کننده‌ست که به‌خاطر ورم چشمم خودم نمی‌تونم برم.

210
00:12:05,640 --> 00:12:07,390
‫به خدا که فقط داشتی الکی چشمتو می‌بستی!

211
00:12:07,470 --> 00:12:09,100
‫آخ، آخ، آخ... چشمم.

212
00:12:07,470 --> 00:12:09,100
‫قشنگ می‌دونم که...

213
00:12:09,180 --> 00:12:11,480
‫فرار کردی چون مایه‌ی دردسر بود.

214
00:12:10,670 --> 00:12:11,480
‫خیلی‌خب!

215
00:12:12,230 --> 00:12:16,400
‫وقتشه که یه حمام خون برای خائنینی که دنیای من رو پس زدن برپا کنیم!

216
00:12:16,480 --> 00:12:18,320
‫بـرو، یونه‌مارو!

217
00:12:18,400 --> 00:12:20,570
‫آمـــــــاده!

218
00:12:23,160 --> 00:12:24,700
‫آتـــــــش!

219
00:12:26,480 --> 00:12:27,850
یونه‌مارو

220
00:12:26,480 --> 00:12:27,850
رهبر جنگجویان تحت نظر استاندار

221
00:12:29,950 --> 00:12:32,580
‫اولش، از اونجایی که یه تاکتیک استاندارده با شلیک تیر شروع کردن.

222
00:12:33,290 --> 00:12:36,790
‫بعد از اینکه نیروهامون رو تضعیف کردن،
‫با یه ارتش بزرگ بهمون حمله می‌کنن!

223
00:12:36,880 --> 00:12:38,090
‫خیلی‌خب!

224
00:12:38,170 --> 00:12:40,800
‫هرچندتاشون رو که بتونم با خودم به گور می‌برم!

225
00:12:42,090 --> 00:12:45,180
‫قصد ندارن که جواب حمله رو بدن؟

226
00:12:45,260 --> 00:12:47,550
‫دل و جرأتشو ندارن؟

227
00:12:49,260 --> 00:12:51,100
‫این چیه؟ دود؟

228
00:12:52,060 --> 00:12:53,520
‫نمی‌شه اون‌طرف ساحل رو دید.

229
00:12:53,600 --> 00:12:54,900
‫این‌طوری نمی‌شه هدف گرفت.

230
00:12:54,980 --> 00:12:58,020
‫کی داره توی مسیر باد آتیش درست می‌کنه؟

231
00:12:59,530 --> 00:13:03,320
‫پــســر، یه عالمه کاه از برداشت اخیر مونده که می‌شه سوزوندشون.

232
00:13:03,400 --> 00:13:05,820
‫هـــا! کار اون روباهه!

233
00:13:05,910 --> 00:13:09,450
‫دشمن داره تو کارمون دخالت می‌کنه!
‫بکشیدش و آتیش رو خاموش کنید!

234
00:13:11,330 --> 00:13:13,080
‫ای وای که رسیدن.

235
00:13:15,170 --> 00:13:17,540
‫تخم‌سگ، کجا رفتی؟

236
00:13:17,630 --> 00:13:18,920
‫هــوی، اونجا رو!

237
00:13:19,000 --> 00:13:21,170
‫اون بالا هم آتیش درست کرده!

238
00:13:21,260 --> 00:13:24,090
‫یالا تموم آدما و وقت‌تونو واسه خاموش کردنش تلف کنین.

239
00:13:24,970 --> 00:13:25,970
‫ای وای.

240
00:13:27,890 --> 00:13:32,560
‫هـــی! اگه نمی‌تونید نشونه بگیرید، از رودخونه رد شید و حمله کنید!

241
00:13:33,140 --> 00:13:34,980
‫یونـــه‌مـــارو!

242
00:13:35,060 --> 00:13:36,730
‫یــالا! حـــمـــلـــه!

243
00:13:36,750 --> 00:13:46,750
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

244
00:13:52,910 --> 00:13:53,910
‫مردان من!

245
00:13:54,000 --> 00:13:55,830
‫حـــمـــلـــه!

246
00:13:59,710 --> 00:14:05,050
‫تونستیم جلوی حرکتشون رو بگیریم،
‫ولی هنوزم دشمن نیروهای زیادی داره.

247
00:14:05,130 --> 00:14:06,880
‫می‌تونیم تا غروب آفتاب دووم بیاریم؟

248
00:14:12,180 --> 00:14:14,520
‫وقتتو با این دوزاریاشون تلف نکن، پیری!

249
00:14:14,600 --> 00:14:16,980
‫دشمن همین‌طوری عین مور و ملخ میاد!

250
00:14:17,480 --> 00:14:20,520
‫یـــالا! بعدی کیه؟ پادوهای بدبخت!

251
00:14:21,230 --> 00:14:24,030
‫دست‌خوش، ملازم جناب پیام‌رسون!

252
00:14:24,110 --> 00:14:25,860
‫کوجیرو! دستت درد نکنه!

253
00:14:26,360 --> 00:14:30,200
‫اگه این‌طوری شجاعانه باهاشون بجنگی،
‫شاید جناح هوشینا هم تجدیدنظر بکنه!

254
00:14:30,780 --> 00:14:33,450
‫حتی ممکنه به درخواست‌مون برای عقب‌نشینی هم گوش کنن.

255
00:14:33,540 --> 00:14:34,910
‫آفـــرین!

256
00:14:35,660 --> 00:14:37,960
‫عجب قلب بزرگی!

257
00:14:38,540 --> 00:14:41,960
‫اون پسره. یعنی اونم همراه ما می‌میره؟

258
00:14:42,040 --> 00:14:42,960
‫عـــه؟

259
00:14:43,630 --> 00:14:45,760
‫الان نمی‌تونیم شکست بخوریم!

260
00:14:45,840 --> 00:14:48,380
‫بهشون نشون بدید که یه سامورایی چطوری می‌ره اون دنیا!

261
00:14:48,470 --> 00:14:50,890
‫به‌نظرتون زیبا نیست، جناب پیام‌رسون؟

262
00:14:50,970 --> 00:14:54,180
‫چهره‌ی شاد و مشتاق یه سامورایی وقتی که مرگ رو انتخاب می‌کنه!

263
00:15:03,150 --> 00:15:06,190
‫فکر کردی کوجیرو داره جونش رو به‌خاطر کی به خطر می‌ندازه؟

264
00:15:06,280 --> 00:15:06,800
‫عـــه؟

265
00:15:07,510 --> 00:15:09,820
‫لطفاً جنگ رو متوقف کنید، هوشینا-دونو.

266
00:15:11,070 --> 00:15:12,810
‫من ذره‌ای به اینکه جنابعالی...

267
00:15:13,180 --> 00:15:15,120
‫می‌خواید چطوری بمیرید علاقه‌ای ندارم.

268
00:15:19,410 --> 00:15:22,670
‫پــســر! همه‌جام زخم و زیلی شد!

269
00:15:22,750 --> 00:15:26,050
‫خسته نباشی. یه‌ مقدار دارو از شیزوکو برات گرفتم.

270
00:15:26,670 --> 00:15:29,380
‫الان که غروب شده دشمن هم به سمت ساحل مقابل عقب‌نشینی کرده.

271
00:15:29,470 --> 00:15:32,090
‫همین که ریق رحمتو سر نکشیدیم خودش معجزه‌ست.

272
00:15:32,180 --> 00:15:33,300
‫آره.

273
00:15:33,390 --> 00:15:35,220
‫اگه یه ارتش عادی بود نابود شده بودن.

274
00:15:35,310 --> 00:15:38,810
‫پای نبرد تن‌به‌تن باشه این رفقا با کسی شوخی ندارن.

275
00:15:39,640 --> 00:15:41,560
‫این جناح هوشینا بدجوری قویه.

276
00:15:42,230 --> 00:15:46,230
‫اگه زنده بمونن، نیروی توانمندی برای ارباب جوان می‌شن.

277
00:15:46,320 --> 00:15:50,200
‫بیاید، غذا بخورید. خوب شکمو پر کنید و برای نبرد فردا آماده بشید.

278
00:15:51,700 --> 00:15:55,410
‫من که سیرم. توی میدون نبرد کلی گوشت خام خوردم.

279
00:15:55,490 --> 00:15:57,870
‫این بابا بیشتر از اینکه قوی باشه ترسناکه!

280
00:15:59,000 --> 00:16:02,960
‫درگیری شده! ارباب هوشینا روی اون بچه‌ی پیام‌رسون شمشیر کشیده!

281
00:16:04,380 --> 00:16:07,590
‫که جرأت کردی می‌گی به اینکه من چطوری می‌خوام بمیرم علاقه نداری.

282
00:16:07,670 --> 00:16:10,630
‫منظورت از این حرف‌ها چی بود، جناب پیام‌رسون؟

283
00:16:10,720 --> 00:16:14,050
‫از روی خشمم بود که امروز در کمال ناباوری زنده موندم.

284
00:16:14,140 --> 00:16:17,100
‫پس بابت زنده‌موندنت شکرگزار باش.

285
00:16:17,680 --> 00:16:21,560
‫می‌دونی، اینکه نتونی به وقتش بمیری مایه‌ی شرمساریه.

286
00:16:21,640 --> 00:16:23,480
‫چه خبرشون شده؟

287
00:16:23,560 --> 00:16:25,310
‫غرور! افتخار!

288
00:16:25,400 --> 00:16:29,190
‫وقتی یه مرد چیزی داره که باید ازش محافظت کنه، بعضی اوقات باید بمیره!

289
00:16:31,900 --> 00:16:34,700
‫شما بچه‌ها این چیزا رو درک نمی‌کنید!

290
00:16:34,780 --> 00:16:41,000
‫سامورایی‌ای که یه مرگ بی‌نقص رو انتخاب کنه
‫تا نسل‌ها بین مردم مورد ستایش قرار می‌گیره!

291
00:16:42,540 --> 00:16:46,920
‫برای همینه که من غرور رو در ازای زندگیم انتخاب کردم!

292
00:16:47,000 --> 00:16:49,590
‫که خاندانم رو تا ابد مفتخر کنم!

293
00:16:49,670 --> 00:16:53,470
‫می‌توان گفت که خاندان هوجو، که بیشترشان در نبرد کشته شده بودند...

294
00:16:53,550 --> 00:16:56,640
‫یا اینکه به‌جای فرار کردن ترجیح دادن جان خودشان را بگیرند،

295
00:16:56,720 --> 00:16:59,890
‫به زیباترین شکل ممکن از تاج‌و‌تخت خود پا پس کشیدند.

296
00:17:00,430 --> 00:17:05,190
‫هرچند، یکپارچگی خاندان هوجو به‌ندرت
‫توسط نسل‌های بعد مورد تحسین قرار گرفت.

297
00:17:06,020 --> 00:17:10,480
‫بیشتر مردم به اینکه دیگران به زیبایی مرده‌اند یا نه اهمیتی نمی‌دهند.

298
00:17:10,570 --> 00:17:13,490
‫البته که حتی میوجین هم مرگ ماها رو با اشک‌هاش تحسین می‌کنه!

299
00:17:18,120 --> 00:17:19,410
‫الان دیگه حالت سرجاشه؟

300
00:17:25,170 --> 00:17:28,340
‫شماها فقط با تصور اینکه خودتون به زیبایی می‌میرید سرمست شدید.

301
00:17:29,210 --> 00:17:31,000
‫اگه نجات پیدا کردید،

302
00:17:31,090 --> 00:17:33,630
‫می‌تونید بازم جلوی اون استاندار خبیث مقاومت کنید.

303
00:17:33,720 --> 00:17:37,140
‫می‌تونید نور امیدی برای نیازمندها باشید.

304
00:17:37,220 --> 00:17:40,310
‫از اینکه قشنگ بمیریم هیچی عایدمون نمی‌شه!

305
00:17:40,390 --> 00:17:42,850
‫تو بهترین حالت، بچه‌های عاجز تنها می‌مونن.

306
00:17:47,020 --> 00:17:49,770
‫آماده شدن برای اینکه جونت رو فدا کنی شاید شرافتمندانه باشه،

307
00:17:50,480 --> 00:17:54,440
‫ولی آدم‌های مظلوم رو نادیده گرفتی و ملازم‌های منم درگیر کردی!

308
00:17:54,530 --> 00:17:58,370
‫هیچ شرافتی توی چهره‌ی یه سامورایی که می‌خواد خودخواهانه بمیره وجود نداره!

309
00:17:58,950 --> 00:18:01,370
‫در واقع، قیافه‌ی همه‌تون فقط رو اعصابه!

310
00:18:04,620 --> 00:18:05,580
‫رو اعصابه؟

311
00:18:05,660 --> 00:18:07,580
‫چی داره می‌گه واسه خودش؟

312
00:18:07,670 --> 00:18:09,290
‫حالا دیگه سر عقل بیاید!

313
00:18:11,800 --> 00:18:14,170
‫هوی، ارباب داره عجیب رفتار می‌کنه.

314
00:18:16,220 --> 00:18:18,970
‫نکنه... با اون ساکه‌ای که پاچید روش مست شده؟

315
00:18:21,390 --> 00:18:22,040
‫مرتیکه‌ی خر.

316
00:18:22,040 --> 00:18:22,750
‫مرتیکه‌ی خر.

317
00:18:22,750 --> 00:18:23,330
‫مرتیکه‌ی خر.

318
00:18:24,930 --> 00:18:25,710
‫بگیر اینم مجازاتت!

319
00:18:25,710 --> 00:18:26,770
‫بگیر اینم مجازاتت!

320
00:18:28,440 --> 00:18:33,570
‫کـ ـ که این‌طور! از عضله‌های بهشتی گریزانش
‫استفاده می‌کنه تا با باسنش به دشمن حمله کنه!

321
00:18:33,650 --> 00:18:36,610
‫یه حرکت ویژه‌ی جدید که فقط ارباب جوان می‌تونه اجراش کنه!

322
00:18:36,700 --> 00:18:38,240
‫عین بچه‌ها شده.

323
00:18:38,320 --> 00:18:39,320
‫خاک تو سرت.

324
00:18:39,410 --> 00:18:43,490
‫بـ ـ باشه بابا، بس کن دیگه! حالم قشنگ اومد سرجاش!

325
00:18:44,080 --> 00:18:49,120
‫یاسابورو، میوجین-ساما این پسره رو فرستاده که جلوی نبرد رو بگیره.

326
00:18:49,210 --> 00:18:52,040
‫قبل از اون، یکی باید جلوی کونشو بگیره!

327
00:18:53,750 --> 00:18:56,340
‫به لطف آدم‌هایی که جناب پیام‌رسون با خودش آورد،

328
00:18:56,420 --> 00:18:58,260
‫تونستیم که این یه روز رو دووم بیاریم.

329
00:18:58,340 --> 00:19:00,340
‫ولی دفعه‌ی دومی در کار نیست.

330
00:19:00,930 --> 00:19:04,350
‫اگه فردا هم دوباره بجنگیم،
‫قطع به یقین نیست و نابود می‌شیم.

331
00:19:04,430 --> 00:19:05,930
‫چیکار می‌کنی؟

332
00:19:12,520 --> 00:19:13,770
‫فهمیدم، شینومیا.

333
00:19:14,270 --> 00:19:17,610
‫همون‌طور که گفتی می‌ریم سمت شمال
‫و برای برگشت نقشه می‌کشیم.

334
00:19:21,160 --> 00:19:22,240
‫هوی.

335
00:19:22,320 --> 00:19:23,350
‫اون بچه چند سالشه؟

336
00:19:23,730 --> 00:19:24,410
‫نُه سالشه.

337
00:19:24,990 --> 00:19:27,700
‫یه بچه‌ی نُه‌ساله که حتی نمی‌دونه الکل چه مزه‌ایه...

338
00:19:27,790 --> 00:19:31,170
‫طوری حرف می‌زنه که انگار بیشتر از من قتل‌عام به چشمش دیده.

339
00:19:33,630 --> 00:19:34,960
‫بچه‌ی عجیبیه.

340
00:19:35,630 --> 00:19:38,300
‫خب، حالا که تصمیمش گرفته شد، با تمام قوا عقب‌نشینی می‌کنیم!

341
00:19:38,880 --> 00:19:41,430
‫اگه خانواده‌ای دارید، فوراً بردارید بیاریدشون!

342
00:19:41,510 --> 00:19:43,800
‫مشعل روشن نکنید تا اون‌ها مخفی بمونن!

343
00:19:43,890 --> 00:19:44,810
‫اطاعت!

344
00:19:46,060 --> 00:19:47,720
‫چـــه اوضــاعی!

345
00:19:47,810 --> 00:19:52,350
‫توی تعدادمون باهاشون چنین اختلافی داشتیم
‫و هنوز موفق نشدید همه‌شون رو بکشید!

346
00:19:52,440 --> 00:19:55,320
‫چرا؟ چرا؟ بگو ببینم! چرا؟ چرا؟

347
00:19:54,220 --> 00:19:55,320
‫مـ ـ معذرت می‌خوام!

348
00:19:55,400 --> 00:19:57,070
‫خبر خوب، جناب استاندار.

349
00:19:57,650 --> 00:20:02,280
‫شنیدم که دارن خانواده‌هاشون رو جمع می‌کنن.

350
00:20:02,360 --> 00:20:04,320
‫هرلحظه امکان داره عقب‌نشینی کنن.

351
00:20:04,410 --> 00:20:09,580
‫وای چه سعادتی! اگه عقب‌نشینی کنن،
‫این قلمرو بدون هیچ نبردی مال شما می‌شه.

352
00:20:09,660 --> 00:20:11,790
‫مغز خر خوردی،‌ ایچیکاوا؟

353
00:20:11,870 --> 00:20:14,130
‫اگه عقب‌نشینی کردن، تعقیب‌شون کن و بکششون!

354
00:20:14,210 --> 00:20:17,130
‫اگه الان بذاریم فرار کنن، باز دندون تیز می‌کنن، مگه نه؟

355
00:20:17,210 --> 00:20:20,590
‫قلمروی من باید توی صلح ابدی بمونه!

356
00:20:20,670 --> 00:20:26,220
‫صـ ـ صبر کنید! چندتا بچه‌ی عجیب جاسوس‌مانند توی قبیله سووا هستن!

357
00:20:26,310 --> 00:20:29,310
‫هروقت اون‌ها توی قضیه‌ای دخیل باشن، بدبختی از در و دیوار می‌باره!

358
00:20:29,390 --> 00:20:31,310
‫نباید بی‌گدار به آب بزنید.

359
00:20:31,390 --> 00:20:33,100
‫پس این‌طوری بیشتر واجب می‌شه!

360
00:20:33,190 --> 00:20:37,020
‫اگه هوشینا و اون بچه‌ها رو نکشیم، توی دردسر می‌افتیم!

361
00:20:37,110 --> 00:20:39,820
‫توی این جنگ، اگه بذاریم فرار کنن شکست خوردیم!

362
00:20:43,200 --> 00:20:45,620
‫نمی‌دونم چرا سرم و باسنم درد می‌کنن.

363
00:20:45,700 --> 00:20:48,910
‫با یه چسه الکل که پاشید روت خمار شدی الان؟

364
00:20:48,990 --> 00:20:52,000
‫هنوز که یادت هست نقشه‌های فوبوکی چی بودن؟

365
00:20:52,580 --> 00:20:54,630
‫نقشه رو می‌دونم.

366
00:20:54,710 --> 00:20:58,300
‫ولی یادم نمیاد چطوری هوشینا-دونو
‫رو قانع کردم که فرار کنن.

367
00:21:00,630 --> 00:21:03,470
‫یه گوش‌مالی درست‌و‌حسابی بهش، ارباب.

368
00:21:03,550 --> 00:21:06,090
‫قشنگ انگار اون یارو هوشینا رو گرفته بودی توی مشتت.

369
00:21:07,300 --> 00:21:10,310
‫که این‌طور. پس انگار کارم همچین بد هم نبوده.

370
00:21:12,850 --> 00:21:13,500
‫کوجیرو.

371
00:21:14,550 --> 00:21:15,060
‫جان؟

372
00:21:15,150 --> 00:21:18,150
‫بعد از اینکه از دست هوشینا-دونو به‌خاطر
‫اینکه می‌خواست عجولانه بمیره عصبانی شدم...

373
00:21:18,230 --> 00:21:21,320
‫خودم رو بهتر درک می‌کنم.

374
00:21:21,400 --> 00:21:24,450
‫مهم نیست چی پیش میاد، من نمی‌خوام بمیرم.

375
00:21:24,530 --> 00:21:27,660
‫ترجیح می‌دم تا زمان مرگ با شور و نشاط زندگی کنم
‫تا اینکه دنبال این باشم که خودم رو به کشتن بدم.

376
00:21:28,160 --> 00:21:31,790
‫این مسیر با چیزی که خاندانم پیش گرفته بود فرق می‌کنه.

377
00:21:31,870 --> 00:21:34,250
‫احتمالاً حتی راه‌و‌رسم یه سامورایی هم نباشه.

378
00:21:35,920 --> 00:21:41,000
‫حتی اگه آدم ناسپاسی هم باشم، بازم باهام همراه می‌شی؟

379
00:21:42,260 --> 00:21:47,140
‫معلومه. من از اینکه چطور زندگی می‌کنی
‫حمایت می‌کنم، نه اینکه چطور می‌میری.

380
00:21:53,100 --> 00:21:56,480
‫مشخص بود. نمی‌ذارن به همین راحتی‌ها فرار کنیم.

381
00:21:58,440 --> 00:22:00,900
‫توی این جنگِ عقب‌نشینی فرار کردن یعنی پیروزی.

382
00:22:01,400 --> 00:22:03,400
‫خب، فرار کنیم!

383
00:22:05,000 --> 00:22:15,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

384
00:23:38,960 --> 00:23:39,830
‫بزن بریم!

385
00:23:38,960 --> 00:23:39,940
‫قسمت دوازدهم  (سال 1334)

386
00:23:38,960 --> 00:23:39,940
‫طاقت بیار توکیوکی،
‫تــا روزی که
‫کـــامـــاکـــورا
‫ رو پس بگیری
