WEBVTT

00:02.960 --> 00:05.670
THE

00:02.960 --> 00:05.670
ELUSIVE

00:02.960 --> 00:05.670
SAMURAI

01:33.670 --> 01:38.340
‫راه درست استفاده از یه شمشیر واقعی
‫ضربه‌زدن با زور نیست.

01:38.430 --> 01:41.810
‫بیشتر شبیه استفاده از چاقوی آشپزخونه یا ارّه‌ست.

01:44.020 --> 01:48.900
‫زمانی که تیغه کشیده بشه بهترین برش رو داره.

01:49.730 --> 01:51.060
‫بریدن در حین عقب‌نشینی.

01:51.900 --> 01:55.280
‫فکر نمی‌کنی برای شخص گریزانی مثل تو این بهترین تکنیکه؟

01:55.860 --> 01:59.490
‫ولی با این روش نتونستم جون کسی رو بگیرم.

01:59.570 --> 02:01.700
‫توی بهترین حالت، تونستم گوشت یا پوست رو ببرم.

02:02.490 --> 02:03.580
‫مشکلی نیست.

02:04.080 --> 02:06.870
‫این دقیقاً همون چیزیه که به یه شمشیر گریزان تبدیلش می‌کنه.

02:12.460 --> 02:14.880
‫دست چپی که بالا آوردی به‌عنوان یه راهنما عمل می‌کنه.

02:15.510 --> 02:21.430
‫منتظر لحظه‌ای باش که شمشیر دشمن
‫از بین دست و شمشیرت عبور می‌کنه.

02:23.760 --> 02:25.140
‫خودشه!

02:25.220 --> 02:26.810
‫بالاتنه‌م رو بر خلاف جهت عقربه‌ی ساعت می‌چرخونم.

02:27.600 --> 02:30.150
‫اجازه می‌‌دم وزن شمشیر همون‌طور که
‫میارمش پایین کار خودش رو انجام بده.

02:30.770 --> 02:32.270
‫شمشیر رو بکش به سمت راست...

02:32.360 --> 02:33.900
‫و عقب‌نشینی کن!

02:41.870 --> 02:43.700
‫ساعدم.

02:43.780 --> 02:46.870
‫من اینجا هیچ زرهی ندارم چون برای هدف‌گیری نقطه‌ی سختیه،

02:46.950 --> 02:49.790
‫و مانع حرکت‌کردنم می‌شه.

02:50.290 --> 02:54.210
‫تو به خوبی نقاط ضعف یه جنگجوی زره‌پوش رو می‌شناسی.

02:54.290 --> 02:57.170
‫ولی... نقطه‌ضعف وحشتناکی نیست.

02:57.800 --> 03:02.470
‫مدت زیادی طول می‌کشه تا به‌خاطر
‫خون‌ریزی مچ دستم از هوش برم.

03:03.050 --> 03:08.680
‫نکنه... فکر کردی قبل‌از اینکه چنین اتفاقی بیفته نمی‌کشمت؟

03:10.310 --> 03:13.860
‫توی همین اتاق کوچیک!

03:15.690 --> 03:20.360
‫تو رو... آهسته و پیوسته گیر میندازم.

03:20.450 --> 03:24.370
‫بعد از اینکه تو رو تیکه‌تیکه کردم
‫می‌تونم با خیال راحت به زخمم رسیدگی کنم.

03:24.390 --> 03:33.390
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

03:34.130 --> 03:36.670
‫چرا... الان یه لحظه لرزیدم؟

03:42.430 --> 03:44.050
‫اون یه ناگیناتاباز حرفه‌ایه.

03:44.640 --> 03:46.640
‫اجازه نمی‌ده یه ضربه هم بزنم!

03:57.860 --> 03:59.280
‫تو سبکی، کوچیکی،

03:59.860 --> 04:02.450
‫و تجربه‌ای نداری!

04:09.410 --> 04:11.290
‫شما دوتا همین‌جا می‌میرید.

04:11.870 --> 04:13.870
‫حیف شد که.

04:13.960 --> 04:16.960
‫توی ده‌سال، احتمالاً تبدیل به یه استاد خبره می‌شدید.

04:17.710 --> 04:21.090
‫اگه این‌طور می‌شد، می‌تونستید لذت‌های زیادی رو تجربه کنید.

04:21.920 --> 04:26.260
‫لذت پیچیده‌ی استفاده از بدن و قدرت‌تون برای لگدمال کردن ضعفا،

04:26.760 --> 04:30.770
‫لذت دزدی کردن، لذت به غارت‌بردن یه زن...

04:31.730 --> 04:35.940
‫این چیزیه که رئیسم وقتی منو زیر بال‌و‌پرش گرفت بهم یاد داد.

04:36.440 --> 04:42.110
‫کاری که رئیس با فضیلت شما سووا یوریشیگه نمی‌تونه بکنه.

04:45.200 --> 04:47.200
‫یورویشیگه-ساما که می‌گی...

04:47.280 --> 04:48.370
‫هــــا؟

04:49.200 --> 04:51.290
‫...الان دیگه ارباب ما نیست.

04:52.700 --> 04:53.830
‫این‌طوریاست؟

04:53.910 --> 04:55.870
‫مهم نیست زیردست کی هستید.

04:55.960 --> 04:58.000
‫ارباب‌تون بی‌مصرفه.

04:58.090 --> 05:00.880
‫اون‌ها حتی نتونستن به شما جغله‌ها
‫چیزی در مورد لذت‌های ارضاکننده یاد بدن...

05:00.960 --> 05:04.760
‫و توی این روستای بی‌ارزش ولتون کردن که بمیرید.

05:07.340 --> 05:08.600
‫پس دهنو ببندین.

05:08.680 --> 05:09.680
‫زدم تو خال؟

05:10.510 --> 05:12.140
‫آره، حق گفتی.

05:12.220 --> 05:16.730
‫ارباب ما مهربونه، ساده‌ست و همه‌ش مایل به فراره.

05:19.110 --> 05:24.740
‫ولی در مقایسه با تو که با قربانی‌کردن ضعفا غنی شدی، برادر بزرگ من،

05:24.820 --> 05:30.240
‫کسی که به ما دستور می‌ده از ضعفا محافظت کنیم،
‫به‌عنوان یه جنگجو از تو صداقت بیشتری داره.

05:31.330 --> 05:32.950
‫تف... هنوز اینجایی؟

05:33.040 --> 05:36.420
‫مقاومت‌کردن با اسباب‌بازی‌های آشغالی عین همون آشغالی که هستین!

05:38.210 --> 05:39.590
‫جغله‌ی سمج.

05:39.670 --> 05:43.710
‫امکان نداره یه بچه‌ی زپرتی مثل تو بتونه
‫از دفاع ناگیناتای یه آدم بالغ نفوذ کنه.

05:48.970 --> 05:50.300
‫دهنتو ببند...

05:51.930 --> 05:53.560
‫این‌قدر جغله، جغله نکن!

05:57.980 --> 06:01.480
‫نمی‌تونم این‌قدر بیخیال باشم که به آینده‌ی دور فکر کنم.

06:01.570 --> 06:05.110
‫ما تا زمان پیشگویی یوریگشیه-ساما یک‌سال و نیم وقت داریم.

06:05.190 --> 06:09.110
‫ما توی جنگ بزرگ ارباب به هیچ دردی نمی‌خوریم...

06:09.200 --> 06:11.490
‫اگه نتونیم توی ده‌سالگی آدم‌بزرگ‌ها رو بزنیم.

06:12.450 --> 06:13.740
‫هـــا...

06:19.500 --> 06:23.840
‫باورم نمی‌شه از یه مشت بچه‌ی بی‌نام و نشون شکست خوردم.

06:24.800 --> 06:27.050
‫برو توی جهنم پیش شیاطین جا خوش کن.

06:27.630 --> 06:30.050
‫ارباب ما هوجو توکیوکی‌ـه.

06:30.140 --> 06:31.300
‫چی؟

06:31.390 --> 06:32.640
‫وارث برحق...

06:35.220 --> 06:37.640
‫دولت شوگون کاماکورا!

06:41.770 --> 06:42.630
‫این...

06:43.090 --> 06:43.420
‫امـ...

06:43.970 --> 06:45.440
‫امکان نداره.

07:00.000 --> 07:01.040
‫نمی‌تونم بزنمش!

07:12.390 --> 07:13.470
‫اوضاع بده.

07:13.550 --> 07:16.180
‫باید جلوی خون‌ریزی رو بگیرم.

07:43.790 --> 07:47.590
‫نه تنها از شمشیرم، بلکه از خونم که داره می‌پاچه هم جاخالی می‌ده؟

07:48.380 --> 07:50.760
‫این یارو... هیولاست؟

07:59.180 --> 08:01.060
‫یه هنر شمشیرزنی دگرگون‌شونده!

08:07.150 --> 08:10.820
‫کم پیش میاد کسی رو ببینی که به چنین دقتی شمشیرش رو تکون می‌ده.

08:11.490 --> 08:13.990
‫حتماً کسی بوده که اون تکنیک‌ها رو بهت یاد داده.

08:14.620 --> 08:15.660
‫اسم استادت؟

08:16.240 --> 08:18.450
‫نیازی نمی‌بینم بهت بگم.

08:19.040 --> 08:22.330
‫یه شاهین ماهر همه‌چی رو مخفی می‌کنه.

08:22.960 --> 08:26.170
‫اگه قدرتت رو داخل یه سازمان نشون بدی،

08:26.250 --> 08:31.050
‫مثل مهره‌های بی‌ارزش و اعضای اصلی ازت سوءاستفاده می‌شه.

08:31.550 --> 08:34.260
‫مثل یه دلقک رفتار کن و جاکشی رئیست رو بکن،

08:34.340 --> 08:37.140
‫و به‌طور قطع می‌تونی از مزایاش لذت ببری.

08:35.450 --> 08:44.750
بودا

08:38.220 --> 08:41.140
‫فقط یه لحظه‌ی کوتاه وجود داره که باید از چنگال‌های تیزشده‌م استفاده کنم.

08:41.230 --> 08:44.850
‫لحظه‌ای که من کسایی که اون رو می‌شناسن می‌کشم.

08:45.650 --> 08:49.020
‫یا لحظه‌ای که من رئیسمون رو می‌کشم و مالک این گروه می‌شم.

08:49.980 --> 08:52.530
‫پنهان‌کردن خودت هنر بقا توی این دوران پر از هرج‌و‌مرجه!

08:53.530 --> 08:57.280
‫حالا دهنتو ببند و بمیر!

09:01.200 --> 09:02.540
‫پنهان‌شدن... ها.

09:04.460 --> 09:07.420
‫بــــمــــیــــر!

09:08.250 --> 09:10.340
‫یه تیغه‌ی معمولی هست که مستقیم میاد،

09:10.920 --> 09:13.300
‫و یه تیغه‌ی منحصربه‌فرد که باهاش مچ دستش رو خم می‌کنه.

09:13.840 --> 09:17.930
‫اگه به خوبی پنهانش کنی، حریفت تا لحظه‌ای که
‫دیگه کار از کار گذشته متوجه نمی‌شه کدوم داره میاد.

09:18.510 --> 09:20.720
‫ولی، ارتفاع آرنج اون...

09:20.810 --> 09:23.680
‫مقداری با لحظه‌ای که تیغه‌ش رو عقب می‌کشه فرق می‌کنه.

09:23.770 --> 09:26.810
‫که یعنی اون به‌قدر کافی تکنیکش رو مخفی نمی‌کنه.

09:28.150 --> 09:29.310
‫چـ ـ چی؟

09:34.950 --> 09:37.820
‫اگه بتونی به‌طور کامل پنهانش کنی،
‫این تبدیل به یه مهارت شمشیرزنی هولناک می‌شه،

09:37.910 --> 09:40.830
‫ولی تو درکی از نحوه‌ی کارش نداری.

09:43.750 --> 09:46.670
‫همون‌طور که فکر می‌کردم، تو چیز خاصی رو پنهان نمی‌کنی.

09:47.880 --> 09:49.080
‫ناامید شدم.

09:58.890 --> 10:01.970
‫اون دوتا شمشیر دستش می‌گیره و توی هنرهای رزمی هم خبره‌ست.

10:02.060 --> 10:06.270
‫این جغله... دیگه چی داشته که رو نکرده؟

10:08.900 --> 10:14.110
‫تصرف این روستا و ترفندهای بچه‌ها هردو ارزشمندن.

10:15.070 --> 10:17.820
‫وقتی که یه گنجینه‌ی پنهان رو پیدا کنم،

10:18.820 --> 10:22.950
‫بدن منحوس من مقدار کمی به زندگی برمی‌گرده.

10:25.660 --> 10:27.660
‫بنا به دلایلی به‌سمت اون جذب شدم.

10:28.210 --> 10:32.290
‫چون اون داره چیز باشکوهی رو پنهان می‌کنه.

10:42.680 --> 10:45.180
‫عـــاه. هرچی ازت دیدم دیگه بسه.

10:52.520 --> 10:53.860
‫خب.

10:53.940 --> 10:57.690
‫اوضاع تو چطور پیش می‌ره، چوجومارو؟

11:24.970 --> 11:26.520
‫فایده‌ای نداره.

11:26.600 --> 11:28.520
‫دارم می‌میرم.

11:28.600 --> 11:32.100
‫قبل‌از اینکه این بچه رو بکشم خون زیادی از دست می‌دم.

11:32.600 --> 11:35.520
‫فایده نداره. دارم از حال می‌رم.

11:35.610 --> 11:40.070
‫زندگیم اینجا تموم می‌شه؟

11:40.950 --> 11:42.200
‫پدر!

11:42.280 --> 11:46.030
‫منظورت چیه هیچ قلمرویی وجود نداره که من به ارث ببرم؟

11:47.830 --> 11:49.160
‫معذرت می‌خوام.

11:49.830 --> 11:53.880
‫خانواده‌م در طول نسل‌ها زمین رو بین پسرانش تقسیم کرده...

11:54.880 --> 11:57.880
‫تا زمانی که فقط این تکه زمین کوچیک به جا مونده.

11:58.630 --> 12:00.630
‫از الان به بعد، مثل بقیه‌ی خانواده‌ها،

12:00.720 --> 12:02.930
‫ما هم تمام زمین‌هامون رو به بزرگ‌ترین پسر می‌دیم.

12:03.430 --> 12:07.640
‫تو اینجا زندگی می‌کنی و به برادر بزرگ‌ترت کمک می‌کنی.

12:08.720 --> 12:11.890
‫داری می‌گی که خدمتکار برادر بزرگت‌ترم باشم!

12:23.910 --> 12:26.910
‫منی که هنرهای رزمی و هنر جنگ رو یاد گرفتم...

12:26.990 --> 12:29.370
‫که بتونم از قلمروی خودم محافظت کنم!

12:30.370 --> 12:34.670
‫یه جنگجوی بدون قلمرو اصلاً جنگجو نیست.

12:43.880 --> 12:45.620
‫اگه جایی رو برای خودم می‌خواستم...

12:46.830 --> 12:48.930
‫چاره‌ای نداشتم جز اینکه بقاپمش.

12:54.190 --> 12:57.440
‫از اونجا به بعد جهنم بود.

12:58.190 --> 13:01.440
‫جایی در طول مسیر، گرفتن از دیگر امر لذت‌بخشی شد.

13:01.940 --> 13:03.110
‫بچه‌ها رو فروختم.

13:03.200 --> 13:07.700
‫با فرستادن اون‌ها به‌سمت آینده‌ای تاریک مثل مال خودم،
‫نسبت به خودم احساس بهتری داشتم.

13:08.450 --> 13:11.200
‫اگرچه تحت تعقیب بودم، جایی برای استراحت‌کردن نداشتم.

13:11.290 --> 13:15.210
‫وقتی که برای شرکت توی نبردی بزرگ استخدام شدم،
‫فکر کردم که می‌تونم سرنوشتم رو تغییر بدم.

13:15.290 --> 13:17.170
‫چون سمت بازنده‌ها بودم...

13:17.250 --> 13:18.710
‫نمی‌تونستم برای خودم اسمی در کنم.

13:24.590 --> 13:28.350
‫همیشه زندگیت داغونه، نه؟

13:28.970 --> 13:31.890
‫باید فرار کنی یه جایی که کسی نتونه بیاد دنبالت.

13:32.560 --> 13:36.310
‫حتماً جایی هست که نور بتابه.

13:38.650 --> 13:41.820
‫دروغ نگو، کوسونوکی-دونو.

13:42.530 --> 13:46.110
‫دیگه هیچ جایی نوری نیست.

13:50.780 --> 13:51.990
‫این چیه؟

13:52.080 --> 13:55.830
‫جلوی چشم‌هام... چیزی در حال درخشیدنه.

14:07.630 --> 14:09.850
‫نمی‌تونم پیروز شم.

14:10.600 --> 14:15.810
‫کسی که می‌تونه توی این جهنم اینطور بخنده... انسان نیست.

14:18.650 --> 14:22.320
‫حتی به کسی مثل من هم لبخند می‌زنه؟

14:24.940 --> 14:27.700
‫بودای من...

14:38.080 --> 14:40.750
‫چیزی که به عنوان تیغه‌ی همدلی شروع کرد با پایان یافتن جنگ...

14:41.840 --> 14:46.170
‫تبدیل شد به جهنم روی زمین.

14:47.880 --> 14:50.680
‫چیزی که به مزدوران دوران آشفتگی حکم مرگ می‌دهد...

14:51.350 --> 14:54.060
شیطان است... یا بودا؟

14:57.560 --> 14:59.560
‫تیغه‌ی شیطان؛ قلب بودا.

15:04.150 --> 15:06.530
‫حرف نداری ارباب جوان.

15:06.610 --> 15:10.200
‫ما دوتا عملاً شانسی در برابر اون هیولا نداشتیم.

15:10.280 --> 15:13.160
‫همه به لطف تکنیکیه که فولوکی-دونو یادم دادن.

15:13.240 --> 15:14.370
‫درست می‌گی.

15:14.450 --> 15:16.620
‫کی فکرش رو می‌کرد بشه این یارو صرفاً با زدن...

15:16.700 --> 15:18.620
‫ساعدش و فرار کردن ازش شکست داد؟

15:18.710 --> 15:20.250
‫این شمشیرزنی بزدلانه خیلی خفنه!

15:20.330 --> 15:21.540
‫اینطوری صداش نزن!

15:22.210 --> 15:24.090
‫دشمنایی که باقی موندن اگه خبر مرگ...

15:24.170 --> 15:26.340
‫ژنرالشون رو پخش کنیم، فرار می‌کنند.

15:26.420 --> 15:28.010
‫تقریباً کارمون تمومه...

15:33.390 --> 15:34.390
واقعاً؟

15:34.470 --> 15:36.060
‫سادامونه این‌جاست!

15:37.720 --> 15:41.020
‫بازم تو جغله؟

15:43.520 --> 15:45.940
‫ما باید بگیم «بازم تو»؟

15:46.020 --> 15:48.650
‫تویی که به قلمروی ما حمله کردی!

15:48.740 --> 15:50.820
‫خفه شید! این دیگه زمونه‌ی ماست!

15:50.900 --> 15:54.280
‫چشم‌هات... می‌خوام بدمشون به خورد مار و بلعیدنشونو تماشا کنم.

15:54.370 --> 15:56.580
‫مشکلت چیه تو؟

15:56.660 --> 15:58.660
‫هیولای چشم‌کنده، زیادی سمجی.

15:58.750 --> 16:00.330
‫به من نگو هیولا.

16:00.410 --> 16:02.420
‫اساساً با اون چشم‌ها هیولایی!

16:02.500 --> 16:03.830
‫در مورد چشمای خداییِ من چی نالیدی؟

16:03.920 --> 16:06.710
‫توی همچین موقعی نیروی پشتیبانیش رو از ورودی اصلی آورد؟

16:06.800 --> 16:10.920
‫الحق که اوگاساوارا سادامونه هوش جنگی بالایی داره.

16:11.590 --> 16:15.260
‫بقیه‌ی یارهای ما الان مشغول مبارز با دشمنایی هستن که اینجا بودن.

16:15.850 --> 16:17.430
‫اینطور پیش بره بردی نداریم.

16:17.960 --> 16:23.340
جنوب

16:18.430 --> 16:20.520
‫انتهای جنوبی روستا دشمنی نداریم.

16:20.600 --> 16:23.310
‫می‌تونیم همه‌ی یارهامون رو جمع کنیم و از اون‌جا فرار کنیم...

16:25.190 --> 16:26.320
‫چی؟

16:27.020 --> 16:28.570
‫نیروی دشمن از جنوب هم؟

16:29.650 --> 16:30.940
‫نه.

16:32.400 --> 16:33.490
‫بفرما که اومد!

16:36.620 --> 16:38.120
‫اون آتیش!

16:40.950 --> 16:43.870
‫وای، نیروی پشتیبانی معبد سوواست.

16:44.540 --> 16:46.130
‫به موقع رسیدن.

16:46.710 --> 16:47.630
‫ای وای!

16:48.210 --> 16:49.170
‫عقب‌نشینی!

16:49.250 --> 16:52.300
‫فقط سربازهای شوکان که همین نزدیکی مبارزه می‌کنند رو جمع کن.

16:52.380 --> 16:54.430
‫امـ ـ اما، سادامونه-دونو...

16:54.510 --> 16:58.140
‫ما آمادگی لازم برای مبارزه با ارتش اصلی سووا رو نداریم.

17:04.230 --> 17:08.900
‫جنگ داره بیرون اتفاق می‌افته، ولی داخل اون درا خون هست؟

17:08.980 --> 17:13.110
‫یوریشیگه-ساما، سادامونه و ارتش احتمالیش در حال تخلیه‌ن.

17:13.200 --> 17:15.110
‫تا سمت مرزها دنبالشون کنید.

17:15.200 --> 17:18.430
‫توکتیسوگو، دزدهای داخل روستا رو پاکسازی کن.

17:15.220 --> 17:19.230
پسر یوریشیگه

17:15.220 --> 17:19.230
سووا توکیتوسوگو

17:18.450 --> 17:19.740
‫بله.

17:21.120 --> 17:22.560
‫فرار کردن.

17:22.650 --> 17:23.370
‫یو.

17:23.460 --> 17:24.540
‫گنبا!

17:24.620 --> 17:25.960
‫باید مچکر باشی.

17:26.580 --> 17:29.750
‫چون با سرعت تمام اسبو روندم، به موقع رسیدیم.

17:30.250 --> 17:33.670
‫خب، توی راه یه زن ممه‌دار دیدم،

17:34.170 --> 17:37.180
‫شوکه شدم چون بینیم عینهو چی خون‌ریزی داشت.

17:37.260 --> 17:38.640
‫گفتم الانه که بمیرم!

17:38.720 --> 17:40.850
‫حالا نمیر واسه‌مون!

17:40.930 --> 17:42.600
‫اون‌جا چی؟

17:40.930 --> 17:42.600
‫کسی نیست؟

17:42.680 --> 17:43.460
‫دشمن اون بالاست.

17:43.460 --> 17:43.890
‫درسته.

17:44.690 --> 17:47.810
‫اینجا کسی نیست. پیداشون کنید.

17:49.110 --> 17:50.570
‫یوریشیگه-دونو.

17:56.200 --> 17:57.990
‫خوشحالم که حالت خوبه.

18:00.240 --> 18:01.240
‫بله.

18:04.660 --> 18:08.210
‫یکمی دردم گرفته، یوریشیگه-دونو.

18:20.720 --> 18:22.560
‫سادامونه-دونو، شوکان...

18:22.640 --> 18:25.230
‫شانس خرکی داره.

18:25.730 --> 18:29.190
‫اگه یکم دیرتر جلوی خون‌ریزیش رو می‌گرفتیم، مرده بود.

18:29.690 --> 18:32.940
‫چرا اومدین دنبالم؟

18:33.440 --> 18:37.780
‫خبر به گوشمون رسید که شما ابله‌ها وقتتونو برای قتل‌عام بیخودی تلف کردین.

18:37.860 --> 18:42.200
‫پاسخ سووا اونقدر احمقانه نیست که بذاره چنین فرصتی از دستش بره.

18:43.040 --> 18:45.580
‫کی گفت اهالی روستا رو بکشی؟

18:45.660 --> 18:48.830
‫از یه قلمروی بدون سکنه مالیاتی گیرت نمیاد.

18:48.920 --> 18:50.670
‫احمق‌های نادون.

18:51.590 --> 18:53.840
‫هرچقدر می‌خوای منو مجازات کن.

18:53.920 --> 18:59.340
‫هرچند، این‌بار بینش استراتژیکت بی‌نظیر بود.

18:59.930 --> 19:03.760
‫بهت یه قلمروی کوچیک می‌دم، نیشت رو اون‌جا تیز کن.

19:03.850 --> 19:07.350
‫آماده‌ی نبرد سرنوشت‌ساز علیه سووا که بالأخره فرا می‌رسه، باش.

19:07.430 --> 19:10.400
‫از الان به بعد دیگه حق نداری یه دزد باشی.

19:10.480 --> 19:13.730
‫به عنوان یه سرباز، به من خدمت کن.

19:26.040 --> 19:27.040
‫اطاعت.

19:28.790 --> 19:31.290
‫می‌فهمم که تمایلش برای دزد بودن از چشم‌هاش رفته.

19:31.380 --> 19:33.790
‫بدخواهی با خونش از بدنش رفته؟

19:36.460 --> 19:39.720
‫از آن‌موقع به بعد، سرکشان رفته‌رفته تحت کنترلِ...

19:39.800 --> 19:43.800
‫فئودال‌هایی حاکمی که در حال قدرت گرفتن بودن قرار گرفتن، و در نهایت ناپدید شد.

19:45.060 --> 19:49.180
‫این عصر آخرین صحنه‌ای بود که...

19:50.230 --> 19:52.770
‫دزدان سامورایی مهارنشده در آن رشد کردند.

19:54.820 --> 19:56.440
‫بیا.

19:56.530 --> 19:59.570
‫بریم.

19:59.650 --> 20:00.650
‫یوریشیگه-دونو.

20:01.280 --> 20:06.080
‫همه به لطف فوبوکی-دونوـه که این روستا و من دووم آوردیم.

20:06.910 --> 20:09.960
‫لطفاً مبلغ ویژه‌ای از معبد عالی سووا بهشون بدید.

20:11.290 --> 20:13.250
‫اوه، جدی؟

20:13.330 --> 20:15.920
‫البته، هرچقدر بخواد بهش می‌دیـــــــم.

20:16.000 --> 20:17.210
‫و اینکه.

20:17.300 --> 20:20.670
‫می‌خوام فوبوکی-دونو هم به گروه ملازم‌هام بپیونده.

20:20.760 --> 20:21.840
‫چه فکر بکری.

20:22.970 --> 20:24.930
‫وایسا، چوجومارو-دنو!

20:25.010 --> 20:28.850
‫من می‌خوام دوستت بشم، ولی اینکه ملازمت بشم داستانش جداست.

20:28.930 --> 20:32.140
‫من می‌خوام به اربابی خدمت کنم که می‌تونه یه کشور رو رهبری کنه.

20:32.230 --> 20:34.980
‫اگه قرار باشه به سووا-دونو خدمت کنم، بهش فکر می‌کردم...

20:36.980 --> 20:38.900
‫این...

20:39.990 --> 20:41.400
‫اربابه.

20:42.110 --> 20:43.160
‫این.

20:44.740 --> 20:46.370
‫من یتیم نایب‌السلطنته‌ی شوگون کاماکورا...

20:46.450 --> 20:49.450
‫هوجو تاکاتوکی، هوجو توکیوکی‌ام.

20:49.540 --> 20:51.910
‫کم و بیش می‌شه گفت در تلاشم رهبری کشور رو بگیرم.

20:53.500 --> 20:55.420
‫هـــــــــــا؟

20:57.170 --> 20:58.710
‫عذر می‌خوام که ازت مخفی کردم.

20:58.800 --> 21:00.960
‫تصمیم بر اینه که تا وقتی با یوریشگه-دونو صحبت نکردم، هویتم رو فاش نکنم.

21:01.050 --> 21:03.090
‫تصمیم بر اینه که تا وقتی با یوریشگه-دونو صحبت نکردم، هویتم رو فاش نکنم.

21:03.180 --> 21:06.930
‫گفتم داره یه چیز بزرگ رو مخفی می‌کنه، اما...

21:09.220 --> 21:11.230
‫این دیگه زیادی بزرگه.

21:12.350 --> 21:15.940
‫به عنوان یه رعیت، فقط یه پسر مهربان و چابکه.

21:16.020 --> 21:19.320
‫اما وقتی این حقیقت که فرزند هوجوـه رو بهش اضافه می‌کنی...

21:20.150 --> 21:24.030
‫همه‌ی این موهبت‌ها تبدیل به سلاحی مهیب می‌شن.

21:27.280 --> 21:29.120
‫نیروبخشه.

21:32.250 --> 21:34.460
‫هزینه‌ی ارزن من بالاست.

21:35.120 --> 21:37.210
‫اگه مشکلی باهاش ندارین، من به شما خدمت می‌کنم.

21:46.340 --> 21:49.850
‫من همه‌ی قدرتی که این شاهزاده داره رو بیرون می‌کشم...

21:49.930 --> 21:51.930
‫و به اقدامش برای گرفتن این کشور ملحق می‌شم.

21:52.890 --> 21:56.770
‫توی معبد عالی سووا ارزن نمی‌خوریم، اجازه داریم برنج بخوریم.

21:56.850 --> 21:58.980
‫جان من؟ بهشته مگه؟

21:59.060 --> 22:02.690
‫این یارو... معلوم نیست باهوشه یا پرته؟ نمی‌فهمم.

22:05.100 --> 22:15.100
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:39.000 --> 23:39.980
m 464 230 l 1462 230 1462 842 464 842

23:39.000 --> 23:39.980
ادامه دارد
