1
00:00:02,960 --> 00:00:05,670
THE

2
00:00:02,960 --> 00:00:05,670
ELUSIVE

3
00:00:02,960 --> 00:00:05,670
SAMURAI

4
00:01:33,670 --> 00:01:38,340
‫راه درست استفاده از یه شمشیر واقعی
‫ضربه‌زدن با زور نیست.

5
00:01:38,430 --> 00:01:41,810
‫بیشتر شبیه استفاده از چاقوی آشپزخونه یا ارّه‌ست.

6
00:01:44,020 --> 00:01:48,900
‫زمانی که تیغه کشیده بشه بهترین برش رو داره.

7
00:01:49,730 --> 00:01:51,060
‫بریدن در حین عقب‌نشینی.

8
00:01:51,900 --> 00:01:55,280
‫فکر نمی‌کنی برای شخص گریزانی مثل تو این بهترین تکنیکه؟

9
00:01:55,860 --> 00:01:59,490
‫ولی با این روش نتونستم جون کسی رو بگیرم.

10
00:01:59,570 --> 00:02:01,700
‫توی بهترین حالت، تونستم گوشت یا پوست رو ببرم.

11
00:02:02,490 --> 00:02:03,580
‫مشکلی نیست.

12
00:02:04,080 --> 00:02:06,870
‫این دقیقاً همون چیزیه که به یه شمشیر گریزان تبدیلش می‌کنه.

13
00:02:12,460 --> 00:02:14,880
‫دست چپی که بالا آوردی به‌عنوان یه راهنما عمل می‌کنه.

14
00:02:15,510 --> 00:02:21,430
‫منتظر لحظه‌ای باش که شمشیر دشمن
‫از بین دست و شمشیرت عبور می‌کنه.

15
00:02:23,760 --> 00:02:25,140
‫خودشه!

16
00:02:25,220 --> 00:02:26,810
‫بالاتنه‌م رو بر خلاف جهت عقربه‌ی ساعت می‌چرخونم.

17
00:02:27,600 --> 00:02:30,150
‫اجازه می‌‌دم وزن شمشیر همون‌طور که
‫میارمش پایین کار خودش رو انجام بده.

18
00:02:30,770 --> 00:02:32,270
‫شمشیر رو بکش به سمت راست...

19
00:02:32,360 --> 00:02:33,900
‫و عقب‌نشینی کن!

20
00:02:41,870 --> 00:02:43,700
‫ساعدم.

21
00:02:43,780 --> 00:02:46,870
‫من اینجا هیچ زرهی ندارم چون برای هدف‌گیری نقطه‌ی سختیه،

22
00:02:46,950 --> 00:02:49,790
‫و مانع حرکت‌کردنم می‌شه.

23
00:02:50,290 --> 00:02:54,210
‫تو به خوبی نقاط ضعف یه جنگجوی زره‌پوش رو می‌شناسی.

24
00:02:54,290 --> 00:02:57,170
‫ولی... نقطه‌ضعف وحشتناکی نیست.

25
00:02:57,800 --> 00:03:02,470
‫مدت زیادی طول می‌کشه تا به‌خاطر
‫خون‌ریزی مچ دستم از هوش برم.

26
00:03:03,050 --> 00:03:08,680
‫نکنه... فکر کردی قبل‌از اینکه چنین اتفاقی بیفته نمی‌کشمت؟

27
00:03:10,310 --> 00:03:13,860
‫توی همین اتاق کوچیک!

28
00:03:15,690 --> 00:03:20,360
‫تو رو... آهسته و پیوسته گیر میندازم.

29
00:03:20,450 --> 00:03:24,370
‫بعد از اینکه تو رو تیکه‌تیکه کردم
‫می‌تونم با خیال راحت به زخمم رسیدگی کنم.

30
00:03:24,390 --> 00:03:33,390
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

31
00:03:34,130 --> 00:03:36,670
‫چرا... الان یه لحظه لرزیدم؟

32
00:03:42,430 --> 00:03:44,050
‫اون یه ناگیناتاباز حرفه‌ایه.

33
00:03:44,640 --> 00:03:46,640
‫اجازه نمی‌ده یه ضربه هم بزنم!

34
00:03:57,860 --> 00:03:59,280
‫تو سبکی، کوچیکی،

35
00:03:59,860 --> 00:04:02,450
‫و تجربه‌ای نداری!

36
00:04:09,410 --> 00:04:11,290
‫شما دوتا همین‌جا می‌میرید.

37
00:04:11,870 --> 00:04:13,870
‫حیف شد که.

38
00:04:13,960 --> 00:04:16,960
‫توی ده‌سال، احتمالاً تبدیل به یه استاد خبره می‌شدید.

39
00:04:17,710 --> 00:04:21,090
‫اگه این‌طور می‌شد، می‌تونستید لذت‌های زیادی رو تجربه کنید.

40
00:04:21,920 --> 00:04:26,260
‫لذت پیچیده‌ی استفاده از بدن و قدرت‌تون برای لگدمال کردن ضعفا،

41
00:04:26,760 --> 00:04:30,770
‫لذت دزدی کردن، لذت به غارت‌بردن یه زن...

42
00:04:31,730 --> 00:04:35,940
‫این چیزیه که رئیسم وقتی منو زیر بال‌و‌پرش گرفت بهم یاد داد.

43
00:04:36,440 --> 00:04:42,110
‫کاری که رئیس با فضیلت شما سووا یوریشیگه نمی‌تونه بکنه.

44
00:04:45,200 --> 00:04:47,200
‫یورویشیگه-ساما که می‌گی...

45
00:04:47,280 --> 00:04:48,370
‫هــــا؟

46
00:04:49,200 --> 00:04:51,290
‫...الان دیگه ارباب ما نیست.

47
00:04:52,700 --> 00:04:53,830
‫این‌طوریاست؟

48
00:04:53,910 --> 00:04:55,870
‫مهم نیست زیردست کی هستید.

49
00:04:55,960 --> 00:04:58,000
‫ارباب‌تون بی‌مصرفه.

50
00:04:58,090 --> 00:05:00,880
‫اون‌ها حتی نتونستن به شما جغله‌ها
‫چیزی در مورد لذت‌های ارضاکننده یاد بدن...

51
00:05:00,960 --> 00:05:04,760
‫و توی این روستای بی‌ارزش ولتون کردن که بمیرید.

52
00:05:07,340 --> 00:05:08,600
‫پس دهنو ببندین.

53
00:05:08,680 --> 00:05:09,680
‫زدم تو خال؟

54
00:05:10,510 --> 00:05:12,140
‫آره، حق گفتی.

55
00:05:12,220 --> 00:05:16,730
‫ارباب ما مهربونه، ساده‌ست و همه‌ش مایل به فراره.

56
00:05:19,110 --> 00:05:24,740
‫ولی در مقایسه با تو که با قربانی‌کردن ضعفا غنی شدی، برادر بزرگ من،

57
00:05:24,820 --> 00:05:30,240
‫کسی که به ما دستور می‌ده از ضعفا محافظت کنیم،
‫به‌عنوان یه جنگجو از تو صداقت بیشتری داره.

58
00:05:31,330 --> 00:05:32,950
‫تف... هنوز اینجایی؟

59
00:05:33,040 --> 00:05:36,420
‫مقاومت‌کردن با اسباب‌بازی‌های آشغالی عین همون آشغالی که هستین!

60
00:05:38,210 --> 00:05:39,590
‫جغله‌ی سمج.

61
00:05:39,670 --> 00:05:43,710
‫امکان نداره یه بچه‌ی زپرتی مثل تو بتونه
‫از دفاع ناگیناتای یه آدم بالغ نفوذ کنه.

62
00:05:48,970 --> 00:05:50,300
‫دهنتو ببند...

63
00:05:51,930 --> 00:05:53,560
‫این‌قدر جغله، جغله نکن!

64
00:05:57,980 --> 00:06:01,480
‫نمی‌تونم این‌قدر بیخیال باشم که به آینده‌ی دور فکر کنم.

65
00:06:01,570 --> 00:06:05,110
‫ما تا زمان پیشگویی یوریگشیه-ساما یک‌سال و نیم وقت داریم.

66
00:06:05,190 --> 00:06:09,110
‫ما توی جنگ بزرگ ارباب به هیچ دردی نمی‌خوریم...

67
00:06:09,200 --> 00:06:11,490
‫اگه نتونیم توی ده‌سالگی آدم‌بزرگ‌ها رو بزنیم.

68
00:06:12,450 --> 00:06:13,740
‫هـــا...

69
00:06:19,500 --> 00:06:23,840
‫باورم نمی‌شه از یه مشت بچه‌ی بی‌نام و نشون شکست خوردم.

70
00:06:24,800 --> 00:06:27,050
‫برو توی جهنم پیش شیاطین جا خوش کن.

71
00:06:27,630 --> 00:06:30,050
‫ارباب ما هوجو توکیوکی‌ـه.

72
00:06:30,140 --> 00:06:31,300
‫چی؟

73
00:06:31,390 --> 00:06:32,640
‫وارث برحق...

74
00:06:35,220 --> 00:06:37,640
‫دولت شوگون کاماکورا!

75
00:06:41,770 --> 00:06:42,630
‫این...

76
00:06:43,090 --> 00:06:43,420
‫امـ...

77
00:06:43,970 --> 00:06:45,440
‫امکان نداره.

78
00:07:00,000 --> 00:07:01,040
‫نمی‌تونم بزنمش!

79
00:07:12,390 --> 00:07:13,470
‫اوضاع بده.

80
00:07:13,550 --> 00:07:16,180
‫باید جلوی خون‌ریزی رو بگیرم.

81
00:07:43,790 --> 00:07:47,590
‫نه تنها از شمشیرم، بلکه از خونم که داره می‌پاچه هم جاخالی می‌ده؟

82
00:07:48,380 --> 00:07:50,760
‫این یارو... هیولاست؟

83
00:07:59,180 --> 00:08:01,060
‫یه هنر شمشیرزنی دگرگون‌شونده!

84
00:08:07,150 --> 00:08:10,820
‫کم پیش میاد کسی رو ببینی که به چنین دقتی شمشیرش رو تکون می‌ده.

85
00:08:11,490 --> 00:08:13,990
‫حتماً کسی بوده که اون تکنیک‌ها رو بهت یاد داده.

86
00:08:14,620 --> 00:08:15,660
‫اسم استادت؟

87
00:08:16,240 --> 00:08:18,450
‫نیازی نمی‌بینم بهت بگم.

88
00:08:19,040 --> 00:08:22,330
‫یه شاهین ماهر همه‌چی رو مخفی می‌کنه.

89
00:08:22,960 --> 00:08:26,170
‫اگه قدرتت رو داخل یه سازمان نشون بدی،

90
00:08:26,250 --> 00:08:31,050
‫مثل مهره‌های بی‌ارزش و اعضای اصلی ازت سوءاستفاده می‌شه.

91
00:08:31,550 --> 00:08:34,260
‫مثل یه دلقک رفتار کن و جاکشی رئیست رو بکن،

92
00:08:34,340 --> 00:08:37,140
‫و به‌طور قطع می‌تونی از مزایاش لذت ببری.

93
00:08:35,450 --> 00:08:44,750
بودا

94
00:08:38,220 --> 00:08:41,140
‫فقط یه لحظه‌ی کوتاه وجود داره که باید از چنگال‌های تیزشده‌م استفاده کنم.

95
00:08:41,230 --> 00:08:44,850
‫لحظه‌ای که من کسایی که اون رو می‌شناسن می‌کشم.

96
00:08:45,650 --> 00:08:49,020
‫یا لحظه‌ای که من رئیسمون رو می‌کشم و مالک این گروه می‌شم.

97
00:08:49,980 --> 00:08:52,530
‫پنهان‌کردن خودت هنر بقا توی این دوران پر از هرج‌و‌مرجه!

98
00:08:53,530 --> 00:08:57,280
‫حالا دهنتو ببند و بمیر!

99
00:09:01,200 --> 00:09:02,540
‫پنهان‌شدن... ها.

100
00:09:04,460 --> 00:09:07,420
‫بــــمــــیــــر!

101
00:09:08,250 --> 00:09:10,340
‫یه تیغه‌ی معمولی هست که مستقیم میاد،

102
00:09:10,920 --> 00:09:13,300
‫و یه تیغه‌ی منحصربه‌فرد که باهاش مچ دستش رو خم می‌کنه.

103
00:09:13,840 --> 00:09:17,930
‫اگه به خوبی پنهانش کنی، حریفت تا لحظه‌ای که
‫دیگه کار از کار گذشته متوجه نمی‌شه کدوم داره میاد.

104
00:09:18,510 --> 00:09:20,720
‫ولی، ارتفاع آرنج اون...

105
00:09:20,810 --> 00:09:23,680
‫مقداری با لحظه‌ای که تیغه‌ش رو عقب می‌کشه فرق می‌کنه.

106
00:09:23,770 --> 00:09:26,810
‫که یعنی اون به‌قدر کافی تکنیکش رو مخفی نمی‌کنه.

107
00:09:28,150 --> 00:09:29,310
‫چـ ـ چی؟

108
00:09:34,950 --> 00:09:37,820
‫اگه بتونی به‌طور کامل پنهانش کنی،
‫این تبدیل به یه مهارت شمشیرزنی هولناک می‌شه،

109
00:09:37,910 --> 00:09:40,830
‫ولی تو درکی از نحوه‌ی کارش نداری.

110
00:09:43,750 --> 00:09:46,670
‫همون‌طور که فکر می‌کردم، تو چیز خاصی رو پنهان نمی‌کنی.

111
00:09:47,880 --> 00:09:49,080
‫ناامید شدم.

112
00:09:58,890 --> 00:10:01,970
‫اون دوتا شمشیر دستش می‌گیره و توی هنرهای رزمی هم خبره‌ست.

113
00:10:02,060 --> 00:10:06,270
‫این جغله... دیگه چی داشته که رو نکرده؟

114
00:10:08,900 --> 00:10:14,110
‫تصرف این روستا و ترفندهای بچه‌ها هردو ارزشمندن.

115
00:10:15,070 --> 00:10:17,820
‫وقتی که یه گنجینه‌ی پنهان رو پیدا کنم،

116
00:10:18,820 --> 00:10:22,950
‫بدن منحوس من مقدار کمی به زندگی برمی‌گرده.

117
00:10:25,660 --> 00:10:27,660
‫بنا به دلایلی به‌سمت اون جذب شدم.

118
00:10:28,210 --> 00:10:32,290
‫چون اون داره چیز باشکوهی رو پنهان می‌کنه.

119
00:10:42,680 --> 00:10:45,180
‫عـــاه. هرچی ازت دیدم دیگه بسه.

120
00:10:52,520 --> 00:10:53,860
‫خب.

121
00:10:53,940 --> 00:10:57,690
‫اوضاع تو چطور پیش می‌ره، چوجومارو؟

122
00:11:24,970 --> 00:11:26,520
‫فایده‌ای نداره.

123
00:11:26,600 --> 00:11:28,520
‫دارم می‌میرم.

124
00:11:28,600 --> 00:11:32,100
‫قبل‌از اینکه این بچه رو بکشم خون زیادی از دست می‌دم.

125
00:11:32,600 --> 00:11:35,520
‫فایده نداره. دارم از حال می‌رم.

126
00:11:35,610 --> 00:11:40,070
‫زندگیم اینجا تموم می‌شه؟

127
00:11:40,950 --> 00:11:42,200
‫پدر!

128
00:11:42,280 --> 00:11:46,030
‫منظورت چیه هیچ قلمرویی وجود نداره که من به ارث ببرم؟

129
00:11:47,830 --> 00:11:49,160
‫معذرت می‌خوام.

130
00:11:49,830 --> 00:11:53,880
‫خانواده‌م در طول نسل‌ها زمین رو بین پسرانش تقسیم کرده...

131
00:11:54,880 --> 00:11:57,880
‫تا زمانی که فقط این تکه زمین کوچیک به جا مونده.

132
00:11:58,630 --> 00:12:00,630
‫از الان به بعد، مثل بقیه‌ی خانواده‌ها،

133
00:12:00,720 --> 00:12:02,930
‫ما هم تمام زمین‌هامون رو به بزرگ‌ترین پسر می‌دیم.

134
00:12:03,430 --> 00:12:07,640
‫تو اینجا زندگی می‌کنی و به برادر بزرگ‌ترت کمک می‌کنی.

135
00:12:08,720 --> 00:12:11,890
‫داری می‌گی که خدمتکار برادر بزرگت‌ترم باشم!

136
00:12:23,910 --> 00:12:26,910
‫منی که هنرهای رزمی و هنر جنگ رو یاد گرفتم...

137
00:12:26,990 --> 00:12:29,370
‫که بتونم از قلمروی خودم محافظت کنم!

138
00:12:30,370 --> 00:12:34,670
‫یه جنگجوی بدون قلمرو اصلاً جنگجو نیست.

139
00:12:43,880 --> 00:12:45,620
‫اگه جایی رو برای خودم می‌خواستم...

140
00:12:46,830 --> 00:12:48,930
‫چاره‌ای نداشتم جز اینکه بقاپمش.

141
00:12:54,190 --> 00:12:57,440
‫از اونجا به بعد جهنم بود.

142
00:12:58,190 --> 00:13:01,440
‫جایی در طول مسیر، گرفتن از دیگر امر لذت‌بخشی شد.

143
00:13:01,940 --> 00:13:03,110
‫بچه‌ها رو فروختم.

144
00:13:03,200 --> 00:13:07,700
‫با فرستادن اون‌ها به‌سمت آینده‌ای تاریک مثل مال خودم،
‫نسبت به خودم احساس بهتری داشتم.

145
00:13:08,450 --> 00:13:11,200
‫اگرچه تحت تعقیب بودم، جایی برای استراحت‌کردن نداشتم.

146
00:13:11,290 --> 00:13:15,210
‫وقتی که برای شرکت توی نبردی بزرگ استخدام شدم،
‫فکر کردم که می‌تونم سرنوشتم رو تغییر بدم.

147
00:13:15,290 --> 00:13:17,170
‫چون سمت بازنده‌ها بودم...

148
00:13:17,250 --> 00:13:18,710
‫نمی‌تونستم برای خودم اسمی در کنم.

149
00:13:24,590 --> 00:13:28,350
‫همیشه زندگیت داغونه، نه؟

150
00:13:28,970 --> 00:13:31,890
‫باید فرار کنی یه جایی که کسی نتونه بیاد دنبالت.

151
00:13:32,560 --> 00:13:36,310
‫حتماً جایی هست که نور بتابه.

152
00:13:38,650 --> 00:13:41,820
‫دروغ نگو، کوسونوکی-دونو.

153
00:13:42,530 --> 00:13:46,110
‫دیگه هیچ جایی نوری نیست.

154
00:13:50,780 --> 00:13:51,990
‫این چیه؟

155
00:13:52,080 --> 00:13:55,830
‫جلوی چشم‌هام... چیزی در حال درخشیدنه.

156
00:14:07,630 --> 00:14:09,850
‫نمی‌تونم پیروز شم.

157
00:14:10,600 --> 00:14:15,810
‫کسی که می‌تونه توی این جهنم اینطور بخنده... انسان نیست.

158
00:14:18,650 --> 00:14:22,320
‫حتی به کسی مثل من هم لبخند می‌زنه؟

159
00:14:24,940 --> 00:14:27,700
‫بودای من...

160
00:14:38,080 --> 00:14:40,750
‫چیزی که به عنوان تیغه‌ی همدلی شروع کرد با پایان یافتن جنگ...

161
00:14:41,840 --> 00:14:46,170
‫تبدیل شد به جهنم روی زمین.

162
00:14:47,880 --> 00:14:50,680
‫چیزی که به مزدوران دوران آشفتگی حکم مرگ می‌دهد...

163
00:14:51,350 --> 00:14:54,060
شیطان است... یا بودا؟

164
00:14:57,560 --> 00:14:59,560
‫تیغه‌ی شیطان؛ قلب بودا.

165
00:15:04,150 --> 00:15:06,530
‫حرف نداری ارباب جوان.

166
00:15:06,610 --> 00:15:10,200
‫ما دوتا عملاً شانسی در برابر اون هیولا نداشتیم.

167
00:15:10,280 --> 00:15:13,160
‫همه به لطف تکنیکیه که فولوکی-دونو یادم دادن.

168
00:15:13,240 --> 00:15:14,370
‫درست می‌گی.

169
00:15:14,450 --> 00:15:16,620
‫کی فکرش رو می‌کرد بشه این یارو صرفاً با زدن...

170
00:15:16,700 --> 00:15:18,620
‫ساعدش و فرار کردن ازش شکست داد؟

171
00:15:18,710 --> 00:15:20,250
‫این شمشیرزنی بزدلانه خیلی خفنه!

172
00:15:20,330 --> 00:15:21,540
‫اینطوری صداش نزن!

173
00:15:22,210 --> 00:15:24,090
‫دشمنایی که باقی موندن اگه خبر مرگ...

174
00:15:24,170 --> 00:15:26,340
‫ژنرالشون رو پخش کنیم، فرار می‌کنند.

175
00:15:26,420 --> 00:15:28,010
‫تقریباً کارمون تمومه...

176
00:15:33,390 --> 00:15:34,390
واقعاً؟

177
00:15:34,470 --> 00:15:36,060
‫سادامونه این‌جاست!

178
00:15:37,720 --> 00:15:41,020
‫بازم تو جغله؟

179
00:15:43,520 --> 00:15:45,940
‫ما باید بگیم «بازم تو»؟

180
00:15:46,020 --> 00:15:48,650
‫تویی که به قلمروی ما حمله کردی!

181
00:15:48,740 --> 00:15:50,820
‫خفه شید! این دیگه زمونه‌ی ماست!

182
00:15:50,900 --> 00:15:54,280
‫چشم‌هات... می‌خوام بدمشون به خورد مار و بلعیدنشونو تماشا کنم.

183
00:15:54,370 --> 00:15:56,580
‫مشکلت چیه تو؟

184
00:15:54,370 --> 00:15:56,580
‫مشکلت چیه تو؟

185
00:15:56,660 --> 00:15:58,660
‫هیولای چشم‌کنده، زیادی سمجی.

186
00:15:58,750 --> 00:16:00,330
‫به من نگو هیولا.

187
00:16:00,410 --> 00:16:02,420
‫اساساً با اون چشم‌ها هیولایی!

188
00:16:02,500 --> 00:16:03,830
‫در مورد چشمای خداییِ من چی نالیدی؟

189
00:16:03,920 --> 00:16:06,710
‫توی همچین موقعی نیروی پشتیبانیش رو از ورودی اصلی آورد؟

190
00:16:06,800 --> 00:16:10,920
‫الحق که اوگاساوارا سادامونه هوش جنگی بالایی داره.

191
00:16:11,590 --> 00:16:15,260
‫بقیه‌ی یارهای ما الان مشغول مبارز با دشمنایی هستن که اینجا بودن.

192
00:16:15,850 --> 00:16:17,430
‫اینطور پیش بره بردی نداریم.

193
00:16:17,960 --> 00:16:23,340
جنوب

194
00:16:18,430 --> 00:16:20,520
‫انتهای جنوبی روستا دشمنی نداریم.

195
00:16:20,600 --> 00:16:23,310
‫می‌تونیم همه‌ی یارهامون رو جمع کنیم و از اون‌جا فرار کنیم...

196
00:16:25,190 --> 00:16:26,320
‫چی؟

197
00:16:27,020 --> 00:16:28,570
‫نیروی دشمن از جنوب هم؟

198
00:16:29,650 --> 00:16:30,940
‫نه.

199
00:16:32,400 --> 00:16:33,490
‫بفرما که اومد!

200
00:16:36,620 --> 00:16:38,120
‫اون آتیش!

201
00:16:40,950 --> 00:16:43,870
‫وای، نیروی پشتیبانی معبد سوواست.

202
00:16:44,540 --> 00:16:46,130
‫به موقع رسیدن.

203
00:16:46,710 --> 00:16:47,630
‫ای وای!

204
00:16:48,210 --> 00:16:49,170
‫عقب‌نشینی!

205
00:16:49,250 --> 00:16:52,300
‫فقط سربازهای شوکان که همین نزدیکی مبارزه می‌کنند رو جمع کن.

206
00:16:52,380 --> 00:16:54,430
‫امـ ـ اما، سادامونه-دونو...

207
00:16:54,510 --> 00:16:58,140
‫ما آمادگی لازم برای مبارزه با ارتش اصلی سووا رو نداریم.

208
00:17:04,230 --> 00:17:08,900
‫جنگ داره بیرون اتفاق می‌افته، ولی داخل اون درا خون هست؟

209
00:17:08,980 --> 00:17:13,110
‫یوریشیگه-ساما، سادامونه و ارتش احتمالیش در حال تخلیه‌ن.

210
00:17:13,200 --> 00:17:15,110
‫تا سمت مرزها دنبالشون کنید.

211
00:17:15,200 --> 00:17:18,430
‫توکتیسوگو، دزدهای داخل روستا رو پاکسازی کن.

212
00:17:15,220 --> 00:17:19,230
پسر یوریشیگه

213
00:17:15,220 --> 00:17:19,230
سووا توکیتوسوگو

214
00:17:18,450 --> 00:17:19,740
‫بله.

215
00:17:21,120 --> 00:17:22,560
‫فرار کردن.

216
00:17:22,650 --> 00:17:23,370
‫یو.

217
00:17:23,460 --> 00:17:24,540
‫گنبا!

218
00:17:24,620 --> 00:17:25,960
‫باید مچکر باشی.

219
00:17:26,580 --> 00:17:29,750
‫چون با سرعت تمام اسبو روندم، به موقع رسیدیم.

220
00:17:30,250 --> 00:17:33,670
‫خب، توی راه یه زن ممه‌دار دیدم،

221
00:17:34,170 --> 00:17:37,180
‫شوکه شدم چون بینیم عینهو چی خون‌ریزی داشت.

222
00:17:37,260 --> 00:17:38,640
‫گفتم الانه که بمیرم!

223
00:17:38,720 --> 00:17:40,850
‫حالا نمیر واسه‌مون!

224
00:17:40,930 --> 00:17:42,600
‫اون‌جا چی؟

225
00:17:40,930 --> 00:17:42,600
‫کسی نیست؟

226
00:17:42,680 --> 00:17:43,460
‫دشمن اون بالاست.

227
00:17:43,460 --> 00:17:43,890
‫درسته.

228
00:17:44,690 --> 00:17:47,810
‫اینجا کسی نیست. پیداشون کنید.

229
00:17:49,110 --> 00:17:50,570
‫یوریشیگه-دونو.

230
00:17:56,200 --> 00:17:57,990
‫خوشحالم که حالت خوبه.

231
00:18:00,240 --> 00:18:01,240
‫بله.

232
00:18:04,660 --> 00:18:08,210
‫یکمی دردم گرفته، یوریشیگه-دونو.

233
00:18:20,720 --> 00:18:22,560
‫سادامونه-دونو، شوکان...

234
00:18:22,640 --> 00:18:25,230
‫شانس خرکی داره.

235
00:18:25,730 --> 00:18:29,190
‫اگه یکم دیرتر جلوی خون‌ریزیش رو می‌گرفتیم، مرده بود.

236
00:18:29,690 --> 00:18:32,940
‫چرا اومدین دنبالم؟

237
00:18:33,440 --> 00:18:37,780
‫خبر به گوشمون رسید که شما ابله‌ها وقتتونو برای قتل‌عام بیخودی تلف کردین.

238
00:18:37,860 --> 00:18:42,200
‫پاسخ سووا اونقدر احمقانه نیست که بذاره چنین فرصتی از دستش بره.

239
00:18:43,040 --> 00:18:45,580
‫کی گفت اهالی روستا رو بکشی؟

240
00:18:45,660 --> 00:18:48,830
‫از یه قلمروی بدون سکنه مالیاتی گیرت نمیاد.

241
00:18:48,920 --> 00:18:50,670
‫احمق‌های نادون.

242
00:18:51,590 --> 00:18:53,840
‫هرچقدر می‌خوای منو مجازات کن.

243
00:18:53,920 --> 00:18:59,340
‫هرچند، این‌بار بینش استراتژیکت بی‌نظیر بود.

244
00:18:59,930 --> 00:19:03,760
‫بهت یه قلمروی کوچیک می‌دم، نیشت رو اون‌جا تیز کن.

245
00:19:03,850 --> 00:19:07,350
‫آماده‌ی نبرد سرنوشت‌ساز علیه سووا که بالأخره فرا می‌رسه، باش.

246
00:19:07,430 --> 00:19:10,400
‫از الان به بعد دیگه حق نداری یه دزد باشی.

247
00:19:10,480 --> 00:19:13,730
‫به عنوان یه سرباز، به من خدمت کن.

248
00:19:26,040 --> 00:19:27,040
‫اطاعت.

249
00:19:28,790 --> 00:19:31,290
‫می‌فهمم که تمایلش برای دزد بودن از چشم‌هاش رفته.

250
00:19:31,380 --> 00:19:33,790
‫بدخواهی با خونش از بدنش رفته؟

251
00:19:36,460 --> 00:19:39,720
‫از آن‌موقع به بعد، سرکشان رفته‌رفته تحت کنترلِ...

252
00:19:39,800 --> 00:19:43,800
‫فئودال‌هایی حاکمی که در حال قدرت گرفتن بودن قرار گرفتن، و در نهایت ناپدید شد.

253
00:19:45,060 --> 00:19:49,180
‫این عصر آخرین صحنه‌ای بود که...

254
00:19:50,230 --> 00:19:52,770
‫دزدان سامورایی مهارنشده در آن رشد کردند.

255
00:19:54,820 --> 00:19:56,440
‫بیا.

256
00:19:56,530 --> 00:19:59,570
‫بریم.

257
00:19:59,650 --> 00:20:00,650
‫یوریشیگه-دونو.

258
00:20:01,280 --> 00:20:06,080
‫همه به لطف فوبوکی-دونوـه که این روستا و من دووم آوردیم.

259
00:20:06,910 --> 00:20:09,960
‫لطفاً مبلغ ویژه‌ای از معبد عالی سووا بهشون بدید.

260
00:20:11,290 --> 00:20:13,250
‫اوه، جدی؟

261
00:20:13,330 --> 00:20:15,920
‫البته، هرچقدر بخواد بهش می‌دیـــــــم.

262
00:20:16,000 --> 00:20:17,210
‫و اینکه.

263
00:20:17,300 --> 00:20:20,670
‫می‌خوام فوبوکی-دونو هم به گروه ملازم‌هام بپیونده.

264
00:20:20,760 --> 00:20:21,840
‫چه فکر بکری.

265
00:20:22,970 --> 00:20:24,930
‫وایسا، چوجومارو-دنو!

266
00:20:25,010 --> 00:20:28,850
‫من می‌خوام دوستت بشم، ولی اینکه ملازمت بشم داستانش جداست.

267
00:20:28,930 --> 00:20:32,140
‫من می‌خوام به اربابی خدمت کنم که می‌تونه یه کشور رو رهبری کنه.

268
00:20:32,230 --> 00:20:34,980
‫اگه قرار باشه به سووا-دونو خدمت کنم، بهش فکر می‌کردم...

269
00:20:36,980 --> 00:20:38,900
‫این...

270
00:20:39,990 --> 00:20:41,400
‫اربابه.

271
00:20:42,110 --> 00:20:43,160
‫این.

272
00:20:44,740 --> 00:20:46,370
‫من یتیم نایب‌السلطنته‌ی شوگون کاماکورا...

273
00:20:46,450 --> 00:20:49,450
‫هوجو تاکاتوکی، هوجو توکیوکی‌ام.

274
00:20:49,540 --> 00:20:51,910
‫کم و بیش می‌شه گفت در تلاشم رهبری کشور رو بگیرم.

275
00:20:53,500 --> 00:20:55,420
‫هـــــــــــا؟

276
00:20:57,170 --> 00:20:58,710
‫عذر می‌خوام که ازت مخفی کردم.

277
00:20:58,800 --> 00:21:00,960
‫تصمیم بر اینه که تا وقتی با یوریشگه-دونو صحبت نکردم، هویتم رو فاش نکنم.

278
00:21:01,050 --> 00:21:03,090
‫تصمیم بر اینه که تا وقتی با یوریشگه-دونو صحبت نکردم، هویتم رو فاش نکنم.

279
00:21:03,180 --> 00:21:06,930
‫گفتم داره یه چیز بزرگ رو مخفی می‌کنه، اما...

280
00:21:09,220 --> 00:21:11,230
‫این دیگه زیادی بزرگه.

281
00:21:12,350 --> 00:21:15,940
‫به عنوان یه رعیت، فقط یه پسر مهربان و چابکه.

282
00:21:16,020 --> 00:21:19,320
‫اما وقتی این حقیقت که فرزند هوجوـه رو بهش اضافه می‌کنی...

283
00:21:20,150 --> 00:21:24,030
‫همه‌ی این موهبت‌ها تبدیل به سلاحی مهیب می‌شن.

284
00:21:27,280 --> 00:21:29,120
‫نیروبخشه.

285
00:21:32,250 --> 00:21:34,460
‫هزینه‌ی ارزن من بالاست.

286
00:21:35,120 --> 00:21:37,210
‫اگه مشکلی باهاش ندارین، من به شما خدمت می‌کنم.

287
00:21:46,340 --> 00:21:49,850
‫من همه‌ی قدرتی که این شاهزاده داره رو بیرون می‌کشم...

288
00:21:49,930 --> 00:21:51,930
‫و به اقدامش برای گرفتن این کشور ملحق می‌شم.

289
00:21:52,890 --> 00:21:56,770
‫توی معبد عالی سووا ارزن نمی‌خوریم، اجازه داریم برنج بخوریم.

290
00:21:56,850 --> 00:21:58,980
‫جان من؟ بهشته مگه؟

291
00:21:59,060 --> 00:22:02,690
‫این یارو... معلوم نیست باهوشه یا پرته؟ نمی‌فهمم.

292
00:22:05,100 --> 00:22:15,100
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

293
00:23:39,000 --> 00:23:39,980
m 464 230 l 1462 230 1462 842 464 842

294
00:23:39,000 --> 00:23:39,980
ادامه دارد
