WEBVTT

00:00.000 --> 00:02.900
سال

00:00.000 --> 00:02.900
۱۳۳۴

00:00.000 --> 00:02.900
شش‌ماه پس از

00:00.000 --> 00:02.900
نابودی دولت شوگون

00:02.920 --> 00:05.650
توکیوکی هوجو، اولین سال نـــــو
پس از زندگی مخفیانه در سووا

00:07.130 --> 00:08.070
‫آروم.

00:08.490 --> 00:09.420
‫آروم.

00:10.010 --> 00:11.720
‫دیگه چیزی نمونده، ارباب.

00:15.010 --> 00:16.050
‫رسیدیم.

00:19.100 --> 00:21.230
‫اوهـــــــه.

00:24.520 --> 00:27.770
‫نظرتون چیه، ارباب؟ تا چشم کار می‌کنه یخه.

00:28.270 --> 00:31.070
‫توی زمستون می‌تونید هرجای
‫چشمه‌ی سووا که دوست دارید بازی کنید.

00:32.190 --> 00:33.200
‫عالیه...

00:34.280 --> 00:35.280
‫ارباب!

00:37.070 --> 00:39.160
‫حالتون خوبه، ارباب؟

00:39.240 --> 00:40.580
‫ارباب جوان، خوبید؟

00:40.600 --> 00:49.600
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:49.670 --> 00:51.510
‫عـــاه. ترسیدم.

00:57.720 --> 01:00.760
‫شش‌ماه از زمانی که دولت شوگون کاماکورا نابود شد می‌گذرد.

01:00.850 --> 01:04.140
‫توکیوکی اولین سال جدیدش را در سووا آغاز کرد.

01:05.730 --> 01:10.270
‫درحال‌حاضر خبری از لحظه‌های پرفرازونشیب نیست،

01:10.360 --> 01:14.150
‫اما هنوز هم درگیری‌های کوچکی وجود داشت.

01:10.360 --> 01:14.150
‫ارباب! تو می‌تونی! برو، برو!

01:14.650 --> 01:19.370
‫صلح‌و‌صفای سووا نیز محکوم به برهم ریختن بود.

01:25.410 --> 01:26.420
‫داره میاد.

01:27.000 --> 01:29.460
‫اون دوره‌ای که نمی‌تونم آینده رو ببینم.

01:32.990 --> 01:35.700
THE

01:32.990 --> 01:35.700
ELUSIVE

01:32.990 --> 01:35.700
SAMURAI

03:02.800 --> 03:04.580
محل اقامت فرماندار شینانو

03:04.600 --> 03:08.600
‫من قلمروی جدیدی به‌دست آوردم.

03:08.680 --> 03:13.020
‫به یکی مثل تو نیاز دارم. مردی با نیروی عظیم، شوکان.

03:13.110 --> 03:14.880
شــــــــــــــوکـــــــان

03:14.900 --> 03:19.530
‫شنیدم چون آدم رذلی بودی ازت مثل یه شیطان می‌ترسیدن.

03:21.200 --> 03:23.870
‫اینکه بگید بنده آدم رذلی‌ام تا حدی زیاده‌رویه.

03:23.950 --> 03:26.030
‫من راه‌ و روش‌هام رو عوض کردم.

03:26.120 --> 03:30.870
‫شما درحال ترقی هستید، سادامونه-ساما،
‫و منم برای همین تصمیم گرفتم به شما خدمت کنم.

03:30.960 --> 03:36.340
‫به من دستور داده شده که قلمروی سووا رو تکه به تکه بگرم.

03:36.420 --> 03:38.670
‫من شخص مناسب این کارم...

03:40.340 --> 03:45.760
‫چون «گرفتن» از بقیه چیزیه که براش زندگی می‌کنم.

03:49.310 --> 03:51.390
‫مشکلی پیش نمیاد، سادامونه-دونو؟

03:53.350 --> 03:54.350
پادشاه

03:54.440 --> 03:57.270
‫توی خاندان‌مون به افراد قوی بیشتری نیاز دارم.

04:00.240 --> 04:05.700
‫اگه بخوام راه و رسم جنگجوها رو دنبال کنم
‫نمی‌تونم توی این دوران پرفراز‌و‌نشیب پیروز بشم.

04:08.540 --> 04:11.830
‫اوگاساوارا دوباره به‌طرز مشکوکی درحال تحرکه.

04:11.910 --> 04:16.340
‫بله. به‌نظر می‌رسه که دشمن از سمت
‫مرزهای شمالی داره جاسوسی‌مون رو می‌کنه.

04:17.500 --> 04:19.630
‫یه نفر... یه دیده‌بان بفرسته!

04:20.800 --> 04:24.300
‫دیده‌بان‌های خبره‌مون از قبل به جاهای دیگه فرستاده شدن.

04:24.380 --> 04:27.430
‫وضعیت در مرزهای غربی هم ناپایداره.

04:28.470 --> 04:30.470
‫باید این راز رو از بقیه مخفی کنم.

04:30.560 --> 04:34.770
‫توی مواقع خاص، یه‌دفعه قدرت پیشگوییم رو از دست می‌دم.

04:35.480 --> 04:40.320
‫اوضاع خرابه. امیدوارم توی چنین موقعیتی مشکلی پیش نیاد.

04:40.400 --> 04:45.490
‫ببخشید... نظرتون چیه که جنگجویان
‫گریزان برای دیده‌بانی این منطقه برن؟

04:47.070 --> 04:48.660
‫عـــــــــه؟

04:50.200 --> 04:52.700
‫ارباب جوان! پشتمون به شما گرمه!

04:52.790 --> 04:55.460
‫درست همون‌طور که از رهبر آینده‌ی
‫این خانواده‌ی جنگجو انتظار داشتم.

04:55.540 --> 04:56.920
‫لطفاً برید، ارباب جوان!

04:57.000 --> 04:58.880
‫عــه؟ وایسید.

04:57.000 --> 04:58.880
‫ارباب جوان لایقی می‌شه.

04:58.960 --> 05:01.300
‫این کار خطرناکه. اگه اتفاقی بیفته،

05:01.380 --> 05:03.800
‫می‌تونه دودمان هوجو رو به باد بده.

05:01.380 --> 05:03.800
‫فوق‌العاده‌ست. همون‌طور که انتظار می‌رفت!

05:03.880 --> 05:05.380
‫نگران نباشید.

05:05.470 --> 05:08.140
‫هیچ‌کس به چندتا بچه‌ی تنها مشکوک نمی‌شه،

05:08.220 --> 05:11.220
‫و شما هم بهتر از هرکسی از توانایی‌های من برای فرار خبر دارید.

05:11.310 --> 05:11.750
‫هـــوم.

05:11.750 --> 05:13.180
‫آره، ولی...

05:13.980 --> 05:18.520
‫عجب فکری! کوجیرو و آیاکو،
‫شماها چندباری تجربه‌ی دیده‌بانی داشتید،

05:18.610 --> 05:20.440
‫و با داشتن توکیومی-سامای خوش‌اخلاق در کنارمون...

05:20.520 --> 05:22.820
‫مردم غیرنظامی هم خیالشون راحت می‌مونه.

05:22.900 --> 05:25.740
‫بیاید با همین نقشه پیش بریم،‌ یوریشیگه-دونو!

05:25.820 --> 05:27.110
‫یوروشیگه-ساما!

05:27.200 --> 05:28.200
‫یوروشیگه-ساما!

05:28.280 --> 05:30.160
‫یوروشیگه-ساما!

05:30.240 --> 05:34.040
‫نه. اگه راهزن‌ها توی راه بکشنش، نسلش از بین می‌ره.

05:34.120 --> 05:37.750
‫من و آیاکو می‌تونیم جلوی راهزن‌ها ازش محافظت کنیم.

05:37.830 --> 05:40.040
‫ارباب هم می‌تونه با کمک حقه‌های گنبا فرار کنه.

05:40.130 --> 05:41.040
‫امری بود؟

05:41.630 --> 05:45.670
‫خب، اگه توی جنگل گم بشه، نسلش از بین می‌ره.

05:45.760 --> 05:50.140
‫توی شش‌ماه گذشته، چندین‌بار سواری‌های طولانی توی قلمروی سووا انجام دادم.

05:50.220 --> 05:52.680
‫می‌تونم توی هر نقطه‌ای از سووا مسیر برگشتم رو پیدا کنم!

05:53.270 --> 05:57.310
‫نه. اگه از کنار جاده یه حلزون بخوره و یه انگل باعث مرگش بشه چی؟

05:58.850 --> 06:02.400
‫اگه یه زن شهوت‌انگیز از کنارش رد بشه و از خون‌دماغ بمیره چی؟

06:04.230 --> 06:06.110
‫اگه یه چیز شرم‌آور از گذشته‌ش رو به یاد بیاره...

06:06.200 --> 06:07.890
‫و از شوکه‌شدن بمیره چی؟

06:08.220 --> 06:09.240
‫می‌خوام بمیرم.

06:09.320 --> 06:11.160
‫چه مرگت شده تو؟

06:11.740 --> 06:13.830
‫امروز یه چیزیتون شده، یوریشیگه-دونو.

06:13.910 --> 06:17.710
‫معمولاً وقتی من رو به جاهای خطرناک می‌فرستید آروم هستید.

06:17.790 --> 06:22.250
‫کارمون پیش نمی‌ره. می‌شه رفع زحمت کنیم، موریتاکا-ساما؟

06:22.790 --> 06:26.050
‫بـ ـ بله. درحال‌حاضر این بهترین گزینه‌ست.

06:26.760 --> 06:29.090
‫یادتون باشه که سلامتی ارباب جوان مهم‌ترین مسئله‌ست.

06:29.180 --> 06:30.390
‫حله!

06:29.180 --> 06:30.390
‫اطاعت!

06:30.470 --> 06:34.140
‫هوی، وایسید یه لحظه! راستش توکیوکی-ساما اصلاً‌ کارش توی فرار خوب نیست!

06:34.220 --> 06:37.430
‫اون فقط یه منحرف بزرگه که با فرار کردن ارضا می‌شه!

06:37.940 --> 06:38.940
‫بی‌ادب!

06:42.520 --> 06:45.400
‫خب، چطور باید برای دیده‌بانی آماده بشیم؟

06:45.900 --> 06:47.530
‫باید سبک سفر کنیم.

06:48.150 --> 06:51.280
‫غذا به‌اندازه‌ی دو روز و مقداری هم هزینه‌ی سفر خودش کلیه.

06:51.370 --> 06:54.120
‫می‌خوام تا جا داره با خودم پول بیارم.

06:54.200 --> 06:57.500
‫بیاید سر موریتاکا کلاه بذاریم و تیغش بزنیم.

06:57.580 --> 07:00.080
‫بازم گنبا-کون و این صحبت‌های همیشگیش.

07:01.000 --> 07:04.420
‫نباید توی مصرف برنج و پول اسراف کنیم.

07:04.500 --> 07:05.360
مایحتاج

07:04.500 --> 07:05.360
ارباب

07:04.500 --> 07:05.360
توکیوکی

07:11.470 --> 07:15.060
‫یوریشیگه به آنها خیره شده بود.

07:16.060 --> 07:19.640
‫با نگرانی هم خیره شده بود.

07:20.560 --> 07:21.650
‫پدر!

07:22.600 --> 07:24.440
‫عــا... چیزه.

07:24.520 --> 07:28.400
‫اگه توکیوکی-ساما از گرسنگی بمیره، نسلش از بین می‌ره...

07:29.700 --> 07:31.070
‫محلش نذاریم و بریم.

07:31.150 --> 07:32.700
‫آره، عجله کنید!

07:37.450 --> 07:39.580
‫این باید برای گرم نگه‌داشتنم کافی باشه.

07:40.160 --> 07:43.880
‫حقا که کیمونوهای نخی مخصوص شیزوکو خوب گرمن.

07:43.960 --> 07:46.250
‫همین یه لایه هم کافیه.

07:46.340 --> 07:49.670
‫لباس‌های سبک خیلی مشکوک نیستن و
‫فرار کردن باهاشون هم راحت‌تره.

07:53.390 --> 07:54.390
‫عـــه؟

07:58.680 --> 08:01.810
‫یوریشیگه به آنها خیره شده بود.

08:03.270 --> 08:05.060
‫او مثل مالک یک کاری‌فروشی بدون مشتری...

08:07.190 --> 08:08.610
‫به آنها خیره شده بود.

08:09.610 --> 08:12.740
‫امروز واقعاً عجیب رفتار می‌کنید، یورشیگه-دونو!

08:12.820 --> 08:14.740
‫عـــا، اگه از سرما بمیرید...

08:14.820 --> 08:18.200
‫یا اگه یک میلیون سرباز دشمن منتظرتون باشن، نسلتون... می‌دونید که؟

08:18.290 --> 08:22.250
‫نسلتون، نسلتون، نسلتون.

08:22.330 --> 08:24.080
‫عقده‌ی نسلی چیزی داره؟

08:25.460 --> 08:27.040
‫خدایا.

08:27.130 --> 08:28.340
‫این کارها دیگه چی بود؟

08:28.960 --> 08:31.420
‫گهگاهی این‌طوری می‌شه.

08:32.170 --> 08:33.180
‫چطوری؟

08:33.760 --> 08:36.680
‫دلش شروع می‌کنه به شور زدن و کج‌خلق می‌شه.

08:36.760 --> 08:39.680
‫کی موچی منو خورد؟ کار کی بود؟

08:40.430 --> 08:44.730
‫صرفاً با خوردن آب خالی چاق می‌شه یا فقط چیزهای شور می‌خوره.

08:44.810 --> 08:46.690
‫نکنه حامله شده؟

08:47.480 --> 08:49.610
‫چه فکری پیش خودش می‌کنه؟

08:50.440 --> 08:51.440
‫خدا داند.

08:53.530 --> 08:57.450
‫اون همیشه بهم امرونهی می‌کنه، ولی...

08:53.530 --> 08:57.450
‫توکیوکی-ساما! مراقب باشید.

09:00.160 --> 09:03.910
‫اینکه می‌بینم این‌طوری با نگرانی بدرقه‌م می‌کنه باعث خوشحالیم می‌شه.

09:24.350 --> 09:26.960
عمارت ناکایاما

09:24.350 --> 09:26.960
(نقطه‌ی شمالی قلمروی سووا)

09:27.810 --> 09:30.020
‫درست قبل‌ از غروب آفتاب رسیدیم.

09:30.570 --> 09:32.280
‫آروم به‌نظر می‌رسه.

09:32.360 --> 09:34.650
‫اجازه بدید نقشه‌مون رو مرور کنم.

09:34.740 --> 09:37.240
‫ما هنوز توی قلمروی سووا هستیم،

09:37.320 --> 09:40.450
‫ولی چون توی دورترین نقطه هستیم چیز زیادی در موردش نمی‌دونیم.

09:40.950 --> 09:44.830
‫پس اول، به‌عنوان قاصدهای معبد عالی سووا اطلاعات جمع می‌کنیم.

09:44.910 --> 09:47.500
‫فردا، یه نگاهی به اطراف دهکده میندازیم.

09:48.130 --> 09:52.670
‫بررسی می‌کنیم که آیا قراره دشمنی پیداش بشه،
‫و اگه آره، چه تعداد و چه زمانی.

09:53.460 --> 09:56.550
‫اگه روستایی‌ها به محافظت احتیاج داشتن، می‌بینیم که چندتا سرباز...

09:56.630 --> 09:58.050
‫لازم داریم و گزارش می‌دیم...

10:14.940 --> 10:15.860
‫چی شده؟

10:16.570 --> 10:17.860
‫محاصره شدیم.

10:25.000 --> 10:29.580
‫قضیه‌ی این روستا چیه؟ نکنه همین الانشم دست دشمنه؟

10:34.960 --> 10:38.510
‫اون از دو دستش استفاده می‌کنه و وسط‌های نوجوونیشه.

10:39.550 --> 10:41.970
‫اونایی که محاصره‌مون کردن کی وارد جنگ می‌شن؟

10:58.450 --> 10:59.400
‫سریعه.

10:59.910 --> 11:02.320
‫شمشیرزنیش حتی برای چنین سن کمی هم فوق‌العاده‌ست.

11:02.990 --> 11:06.370
‫هوی هوی، جنگیدن توی حوزه‌ی تخصص من نیست.

11:06.450 --> 11:08.080
‫بیا تا فرصتشو داریم بزنیم به چاک.

11:08.160 --> 11:12.000
‫اگه اون دوتا قراره جلوی اون دوشمشیره بجنگن فقط می‌تونن برامون زمان بخرن...

11:14.210 --> 11:18.880
‫نه، اون دوتا از شش‌ماه پیش تا الان خیلی قوی‌تر شدن!

11:20.050 --> 11:22.430
‫حتی حالا هم، سرعت و قدرتشون...

11:22.510 --> 11:25.260
‫نسبت به وقتی که با من تمرین می‌کردن کاملاً فرق می‌کنه!

11:26.100 --> 11:27.310
‫یعنی...

11:27.980 --> 11:28.810
‫اون‌موقع...

11:31.400 --> 11:32.810
‫دست‌خوش، ارباب!

11:33.520 --> 11:36.360
‫یه دور از پنج دور رو دارید می‌برید!

11:38.070 --> 11:40.950
‫اگر همیشه منو دستِ کم بگیری، یه روزی حسرتش رو می‌خوری.

11:42.570 --> 11:43.530
‫عـــــه.

11:44.660 --> 11:47.490
‫اگه همینطوری بهت آموزش بدم، ازم پیشی می‌گیری.

11:48.080 --> 11:50.500
‫نباید زیادم بی‌پروایی کنم.

11:51.170 --> 11:54.460
الان یعنی، اون‌موقع هم؟

11:56.880 --> 11:58.300
‫ارباب جوان، کارتون خوبه.

11:58.380 --> 12:01.550
‫شمشیرهامون توی هم قفل شدن و شما دارین هولم می‌دین.

12:01.630 --> 12:04.140
‫به‌خاطر اینه که شماها بهم آموزش دادین.

12:05.640 --> 12:10.890
‫وقتی که بزرگ شدیم، شاید اونی که از شما محافظت می‌کنه، من باشم.

12:14.400 --> 12:16.900
‫می‌خوام خیلی زود یه ارباب جوان قدرتمند ببینم.

12:17.570 --> 12:22.200
‫ماشالا یه هول دیگه. آفرین آفرین.

12:23.910 --> 12:25.910
‫جفتشون کاملاً دارن باهام مثل بچه‌ها رفتار می‌کنن.

12:26.450 --> 12:28.080
‫همون‌موقع باید دوهزاریت می‌افتاد.

12:29.750 --> 12:31.750
‫کوجیرو. آیاکو.

12:32.790 --> 12:36.040
‫چابکی توکیوکی-ساما همیشه قابل اتکا نیست.

12:36.670 --> 12:39.710
‫به‌خاطر شخصیت صلح‌طلبی که داره، گاردش رو پایین میاره.

12:40.300 --> 12:42.590
‫و حملات زیادی هست که نمی‌تونه ازشون پرهیز کنه.

12:43.470 --> 12:49.310
‫حمله‌های دشمن از جانب کهنه‌ سربازهای جنگ،
‫از جانب کسایی که قدرت نامعمولی دارن،

12:49.390 --> 12:51.980
‫یا از جانب جنگنجوهایی که سعی دارن از محدودیت‌های بشر پیشی بگیرن.

12:52.850 --> 12:54.520
‫در مقابل اون هیولاها،

12:55.020 --> 12:58.020
‫تضمینی نیست که برای توکیوکی-ساما راه گریزی باشه.

12:59.070 --> 13:01.070
‫پس شما دو نفر نباید گاردتون رو پایین بیارید،

13:01.150 --> 13:03.530
‫و باید همچنان سامورایی‌های قدرتمندتری بشید.

13:04.360 --> 13:08.160
‫تا بتونین از جون ارباب در مقابل دشمن‌ها محافظت کنید.

13:13.830 --> 13:17.460
‫چه ملازم‌های شجاع و فداکاری.

13:18.290 --> 13:22.340
‫اگه منم با شجاعت مبارزه کنم، اونوقت یه روز...

13:29.180 --> 13:31.640
احیاناً... شیزوکو تویی؟

13:33.600 --> 13:38.360
‫یادت رفته؟ توی شینانوی شرقی یه‌بار بهم غذا دادی.

13:43.070 --> 13:44.240
‫فوبوکی-کون؟

13:45.400 --> 13:47.110
‫لطفاً گستاخی من رو ببخشید.

13:47.950 --> 13:50.870
‫من حس کردم اون دوتا هیولان...

13:51.490 --> 13:54.330
‫برای همین فکر کردم جاسوسای دشمنن که لباس مبدل پوشیدن.

13:54.410 --> 13:55.660
هــــا؟

13:54.410 --> 13:55.660
‫هــــا؟

13:55.750 --> 13:57.790
‫اسم من فوبوکی‌ـه.

13:58.460 --> 14:01.460
‫توی سرزمین پرسه می‌زنم و دنبال اربابی می‌گردم تا بهش خدمت کنم.

14:02.460 --> 14:05.470
‫پس اهل این روستا نیستی؟

14:05.970 --> 14:09.720
‫بله. سه روز پیش برای درخواست غذا اومدم.

14:11.050 --> 14:14.310
‫ولی دیدم که مبارزهایی با استانداردهای اوگاساوارا به این ناحیه حمله کردن،

14:14.390 --> 14:15.350
‫برای همین به محلی‌ها کمک کردم.

14:22.190 --> 14:24.740
‫جوخه‌های تقریباً یک‌اندازه حدود سه بار اومدن.

14:24.820 --> 14:27.570
‫تونستم شکستشون بدم، ولی مهماتم تقریباً رو به اتمامه.

14:27.650 --> 14:29.660
‫توی بد مخمصه‌ای بودم، و چون اسب نداشتم...

14:29.740 --> 14:31.490
‫نمی‌تونستم با دنیای بیرون ارتباط برقرار کنم.

14:32.580 --> 14:34.410
‫سه جوخه رو شکست دادی...

14:34.490 --> 14:38.040
‫اونوقت اهالی روستا مشعل به دست نشستن به تماشا و انتظار؟

14:39.120 --> 14:42.880
‫مبارزه رو سپرده بودن به یه جوون غریبه؟ چه بزدل!

14:43.380 --> 14:45.920
‫اوه، در موردشون فکر بد نکنین.

14:46.590 --> 14:49.800
‫وقتی من رسیدم، همه‌ی بزرگسال‌ها کشته شده بودن.

14:56.730 --> 14:57.980
‫همه‌شون بچه‌های کوچیکن؟

14:59.730 --> 15:02.900
‫خودت تنهایی سه بار دشمن رو شکست دادی؟

15:03.480 --> 15:04.610
‫نه،

15:04.690 --> 15:06.930
‫اونا هم توی مبارزه کمک کردن.

15:06.930 --> 15:07.760
‫اونجان!

15:07.760 --> 15:10.660
‫مثلاً مثل الان حواس دشمن رو با مشعل پرت کردن.

15:10.740 --> 15:12.870
‫وایسا ببینم!

15:12.950 --> 15:14.620
‫خندق کندن.

15:21.380 --> 15:23.790
‫با کمان‌های حصیری دشمن رو می‌زدن.

15:25.300 --> 15:28.590
‫حتی بچه‌ها هم می‌تونن مبارزه کردن رو یاد بگیرن، کافیه بهشون یاد بدی.

15:29.970 --> 15:32.050
‫من مشغول کسب دانش و صیقل دادن مهارت‌هام بودم.

15:32.640 --> 15:35.510
‫و حالا دنبال اربابی می‌گردم که این مهارت‌ها رو به‌کار بگیره.

15:36.100 --> 15:40.730
‫هرچند، به‌نظر خودم بیشتر بهم میاد استعداد رو
‫توی بقیه پیدا کنم و پرورششون بدم.

15:42.060 --> 15:47.530
‫اگه فقظ اربابی رو می‌تونستم پیدا کنم نیاز به آموزش می‌داشت...

15:51.070 --> 15:52.160
‫چقدر عالی.

16:20.350 --> 16:23.560
‫این روستا حیاتی‌ترین جا برای سوواست؟

16:23.650 --> 16:26.020
‫اولین باره همچین چیزی می‌شنوم.

16:27.150 --> 16:29.360
‫نکته فقط اینه که کسی تا الان متوجه‌ـش نشده.

16:30.030 --> 16:33.280
‫جمعیت این روستا کمه، اما حمله بهش سخته.

16:34.280 --> 16:38.240
‫اگه صدتا نگهبان داشته باشه، به یه قلعه‌ی شکست‌ناپذیر تبدیل می‌شه.

16:38.330 --> 16:45.940
عمارت ناکایاما

16:39.580 --> 16:41.710
‫اگه به دست اوگاساوارا بیفته و توش ارتشی بذاره،

16:41.790 --> 16:43.540
‫اونوقت اگه بخواد از مرزها حمله کنه،

16:43.620 --> 16:45.210
‫برتری خیلی بیشتری به دست میاره.

16:45.940 --> 16:49.510
‫می‌تونه از دو طرف به ملک آسادای سووا حمله کنه،

16:49.590 --> 16:50.960
‫که سکونتگاه زیبا و گرانبهاییه.

16:51.920 --> 16:54.180
‫توی هنر جنگ، بهش حمله‌ی دوجانبه می‌گن.

16:55.010 --> 16:56.050
‫اگه این اتفاق بیفته،

16:56.140 --> 16:59.060
‫سووا قلمروی خیلی بزرگی رو از دست می‌ده.

17:00.330 --> 17:03.770
‫گویا کسایی که ارتش اوگاساوا رو رهبری می‌کنن...

17:04.270 --> 17:06.360
‫کاملاً از این هنر جنگی با خبرن.

17:07.270 --> 17:12.740
‫با خودم گفتم اگه در مورد ارزش‌های جنگی این روستا بگم،

17:12.820 --> 17:14.990
‫پاداش خیلی بزرگی برای محافظت ازش به دست میارم.

17:16.780 --> 17:19.160
‫جدای این حرفا، ماشالا خیلی می‌خوریا.

17:20.160 --> 17:22.580
‫و اینکه، با برنج استراتژی جنگی نچین.

17:22.660 --> 17:27.500
‫فوبوکی نی-چان، تو ذخیره‌ی غذایی سه روز روستا رو نوش جان کردی.

17:27.580 --> 17:28.500
‫چی؟

17:28.590 --> 17:32.260
‫درسته. ولی دیگه فکر کردم که محافظت از روستا کافیه.

17:32.970 --> 17:34.840
‫منشأ بحران روستا اینجاست.

17:35.340 --> 17:37.300
‫نگاهت برای استراتژی عالیه،

17:37.390 --> 17:39.600
‫ولی نمی‌تونی کم و زیاد غذایی که می‌خوری رو حساب کنی؟

17:41.060 --> 17:43.060
‫نمی‌دونم به‌خاطر اینه که هوا سرده...

17:43.810 --> 17:46.480
‫هرچقدر که می‌خورم گرم نمی‌شم.

17:46.560 --> 17:50.860
‫راستی، من اولین باری که دیدمت یادمه فوبوکی-کون.

17:54.610 --> 17:58.120
‫دزدی اومده بودی و همه‌ی نذری‌ها رو داشتی می‌خوردی.

18:00.030 --> 18:03.200
‫خدامون رو متقاعد کردم که یه خرس اومده،

18:03.290 --> 18:04.450
‫اما دردسری بود.

18:04.540 --> 18:07.620
‫همه‌ش گریه می‌کرد که خیلی گرسنه‌ست.

18:07.710 --> 18:11.500
‫دلم آبالون می‌خواست.

18:11.590 --> 18:14.630
‫نه... واقعاً بابت اون‌موقع متأسفم.

18:15.260 --> 18:19.430
‫در هر صورت، به هر حال من در برابر شکم گرسنه و بچه‌ی کوچیک قدرتی ندارم.

18:20.720 --> 18:22.140
‫آبرو برام نمونده.

18:30.610 --> 18:31.520
‫نی-ساما؟

18:32.320 --> 18:35.820
‫خب، فکر می‌کردم یه رزم‌آرای آروم و شسته‌رفته‌ست،

18:36.490 --> 18:39.490
‫اما معلوم شد آدم خیلی سربه‌هواییه.

18:40.160 --> 18:42.910
‫یه رزم‌آرا باید فقط به فکر پیروزی باشه،

18:43.490 --> 18:45.910
‫نمیاد خودشو برای محافظت از یه روستا ‫که فقط چندتا بچه‌ی کوچیک داره، به‌خطر بندازه.

18:45.910 --> 18:46.910
‫نمیاد خودشو برای محافظت از یه روستا ‫که فقط چندتا بچه‌ی کوچیک داره، به‌خطر بندازه.

18:47.790 --> 18:51.750
‫اون کسیه که بچه‌ها رو جمع کرد، قدرتمندشون کرد تا از روستاشون محافظت کنند.

18:51.840 --> 18:54.630
‫اون بچه‌ها تازه والدینشون رواز دست دادن،

18:54.710 --> 18:58.300
‫ولی با اراده‌ای که برای مبارزه دارن، چشم‌هاشون می‌درخشه.

18:59.130 --> 19:02.600
‫برای پس گرفتن تاج و تخت می‌خوامش.

19:03.180 --> 19:06.100
‫و اینکه می‌خوام فوبوکی مخفیانه بهم مبارزه کردن رو یاد بده...

19:06.180 --> 19:08.940
‫تا اون دوتا احترام بیشتری برام قائل بشن.

19:10.690 --> 19:11.900
‫راستی، نی-ساما،

19:12.900 --> 19:14.940
‫برام سوال شد چرا پدر...

19:12.900 --> 19:14.940
‫آینده...

19:15.030 --> 19:16.280
‫انقدر نگران بودن.

19:16.360 --> 19:17.400
‫آینده!

19:17.490 --> 19:20.160
‫انگار که نمی‌تونستن آینده‌ای رو ببینن که شما توش ایمن باشید.

19:21.570 --> 19:25.580
‫این روستا هرچقدر هم که مهم باشه، زندگی شما هم هست.

19:26.200 --> 19:28.870
‫پیشنهاد می‌کنم فعلاً روستا رو ترک کنیم،

19:28.960 --> 19:32.330
‫بچه‌ها رو به یه مکان امن توی قلمروی سووا ببریم و فرار کنیم.

19:40.220 --> 19:42.970
‫نه. من می‌خوام تا جایی که می‌شه از این روستا محافظت کنم.

19:43.550 --> 19:47.680
‫مثل اینکه والدین این بچه‌ها هم هنوز درست دفن نشدن.

19:48.430 --> 19:52.150
‫برای اون‌ها که یک‌باره والدین و خونه‌شون
‫رو از دست دادن، کم‌ترین کاریه که می‌شه کرد.

19:53.020 --> 19:56.900
‫می‌خوام تا زمانی که قلبشون آرامش رو پیدا می‌کنه، همین‌جا بمونن.

19:59.360 --> 20:00.360
‫نی-ساما...

20:01.490 --> 20:02.410
‫فوبوکی-دونو.

20:06.240 --> 20:11.170
‫فوبوکی-دونو به ما اجازه می‌دی تا توی مبارزه‌ت بهت کمک کنیم؟

20:18.920 --> 20:23.640
‫اگه باهام مبارزه کنین باعث افتخار منه.

20:38.690 --> 20:45.410
‫رئیس، اون یارو سادامونه عصبانی نمی‌شه که زدیم این‌همه روستایی رو کشتیم؟

20:49.870 --> 20:51.120
‫چیزیش نمی‌شه.

20:51.750 --> 20:55.960
‫اگه از یه اوباش سابق انتظار اخلاق داشته باشه، اشتباه کرده.

20:56.040 --> 20:57.040
‫جدای اون...

20:58.090 --> 21:00.050
‫نامو آمیدا بوتسو.

21:02.300 --> 21:08.010
‫اگه اینو بگی، بودا از همه‌ی اشتباهاتت می‌گذره.

21:08.100 --> 21:09.220
‫راحته، نه؟

21:12.940 --> 21:15.690
‫بودا چه خفنـــــــه!

21:18.520 --> 21:20.900
‫جوخه‌ی سیگی ما...

21:20.980 --> 21:24.150
‫فقط با پنج نفر می‌تونه یه روستا رو نابود کنه.

21:24.240 --> 21:27.320
‫توی سه کمین جداگونه.

21:27.410 --> 21:31.290
‫اون سه دسته‌ از جنگجوهامون، هنوز از اون روستا برنگشتن.

21:39.630 --> 21:41.090
‫کمکم کنید!

21:41.110 --> 21:51.110
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

21:52.640 --> 21:57.730
‫به نظر نمی‌رسه با دزد بودن بتونم بهترین ساکه از غنایم رو بخورم.

21:59.900 --> 22:03.440
‫بیاید دوباره جنگجو بشیم و بجنگیم.

22:05.000 --> 22:15.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:39.040 --> 23:39.870
‫بریم!

23:39.040 --> 23:40.020
‫قسمت هشتم  (سال 1333)

23:39.040 --> 23:40.020
جنگی از جنس
قایم موشک
