1
00:00:00,000 --> 00:00:02,900
سال

2
00:00:00,000 --> 00:00:02,900
۱۳۳۴

3
00:00:00,000 --> 00:00:02,900
شش‌ماه پس از

4
00:00:00,000 --> 00:00:02,900
نابودی دولت شوگون

5
00:00:02,920 --> 00:00:05,650
توکیوکی هوجو، اولین سال نـــــو
پس از زندگی مخفیانه در سووا

6
00:00:07,130 --> 00:00:08,070
‫آروم.

7
00:00:08,490 --> 00:00:09,420
‫آروم.

8
00:00:10,010 --> 00:00:11,720
‫دیگه چیزی نمونده، ارباب.

9
00:00:15,010 --> 00:00:16,050
‫رسیدیم.

10
00:00:19,100 --> 00:00:21,230
‫اوهـــــــه.

11
00:00:24,520 --> 00:00:27,770
‫نظرتون چیه، ارباب؟ تا چشم کار می‌کنه یخه.

12
00:00:28,270 --> 00:00:31,070
‫توی زمستون می‌تونید هرجای
‫چشمه‌ی سووا که دوست دارید بازی کنید.

13
00:00:32,190 --> 00:00:33,200
‫عالیه...

14
00:00:34,280 --> 00:00:35,280
‫ارباب!

15
00:00:37,070 --> 00:00:39,160
‫حالتون خوبه، ارباب؟

16
00:00:39,240 --> 00:00:40,580
‫ارباب جوان، خوبید؟

17
00:00:40,600 --> 00:00:49,600
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

18
00:00:49,670 --> 00:00:51,510
‫عـــاه. ترسیدم.

19
00:00:57,720 --> 00:01:00,760
‫شش‌ماه از زمانی که دولت شوگون کاماکورا نابود شد می‌گذرد.

20
00:01:00,850 --> 00:01:04,140
‫توکیوکی اولین سال جدیدش را در سووا آغاز کرد.

21
00:01:05,730 --> 00:01:10,270
‫درحال‌حاضر خبری از لحظه‌های پرفرازونشیب نیست،

22
00:01:10,360 --> 00:01:14,150
‫اما هنوز هم درگیری‌های کوچکی وجود داشت.

23
00:01:10,360 --> 00:01:14,150
‫ارباب! تو می‌تونی! برو، برو!

24
00:01:14,650 --> 00:01:19,370
‫صلح‌و‌صفای سووا نیز محکوم به برهم ریختن بود.

25
00:01:25,410 --> 00:01:26,420
‫داره میاد.

26
00:01:27,000 --> 00:01:29,460
‫اون دوره‌ای که نمی‌تونم آینده رو ببینم.

27
00:01:32,990 --> 00:01:35,700
THE

28
00:01:32,990 --> 00:01:35,700
ELUSIVE

29
00:01:32,990 --> 00:01:35,700
SAMURAI

30
00:03:02,800 --> 00:03:04,580
محل اقامت فرماندار شینانو

31
00:03:04,600 --> 00:03:08,600
‫من قلمروی جدیدی به‌دست آوردم.

32
00:03:08,680 --> 00:03:13,020
‫به یکی مثل تو نیاز دارم. مردی با نیروی عظیم، شوکان.

33
00:03:13,110 --> 00:03:14,880
شــــــــــــــوکـــــــان

34
00:03:14,900 --> 00:03:19,530
‫شنیدم چون آدم رذلی بودی ازت مثل یه شیطان می‌ترسیدن.

35
00:03:21,200 --> 00:03:23,870
‫اینکه بگید بنده آدم رذلی‌ام تا حدی زیاده‌رویه.

36
00:03:23,950 --> 00:03:26,030
‫من راه‌ و روش‌هام رو عوض کردم.

37
00:03:26,120 --> 00:03:30,870
‫شما درحال ترقی هستید، سادامونه-ساما،
‫و منم برای همین تصمیم گرفتم به شما خدمت کنم.

38
00:03:30,960 --> 00:03:36,340
‫به من دستور داده شده که قلمروی سووا رو تکه به تکه بگرم.

39
00:03:36,420 --> 00:03:38,670
‫من شخص مناسب این کارم...

40
00:03:40,340 --> 00:03:45,760
‫چون «گرفتن» از بقیه چیزیه که براش زندگی می‌کنم.

41
00:03:49,310 --> 00:03:51,390
‫مشکلی پیش نمیاد، سادامونه-دونو؟

42
00:03:53,350 --> 00:03:54,350
پادشاه

43
00:03:54,440 --> 00:03:57,270
‫توی خاندان‌مون به افراد قوی بیشتری نیاز دارم.

44
00:04:00,240 --> 00:04:05,700
‫اگه بخوام راه و رسم جنگجوها رو دنبال کنم
‫نمی‌تونم توی این دوران پرفراز‌و‌نشیب پیروز بشم.

45
00:04:08,540 --> 00:04:11,830
‫اوگاساوارا دوباره به‌طرز مشکوکی درحال تحرکه.

46
00:04:11,910 --> 00:04:16,340
‫بله. به‌نظر می‌رسه که دشمن از سمت
‫مرزهای شمالی داره جاسوسی‌مون رو می‌کنه.

47
00:04:17,500 --> 00:04:19,630
‫یه نفر... یه دیده‌بان بفرسته!

48
00:04:20,800 --> 00:04:24,300
‫دیده‌بان‌های خبره‌مون از قبل به جاهای دیگه فرستاده شدن.

49
00:04:24,380 --> 00:04:27,430
‫وضعیت در مرزهای غربی هم ناپایداره.

50
00:04:28,470 --> 00:04:30,470
‫باید این راز رو از بقیه مخفی کنم.

51
00:04:30,560 --> 00:04:34,770
‫توی مواقع خاص، یه‌دفعه قدرت پیشگوییم رو از دست می‌دم.

52
00:04:35,480 --> 00:04:40,320
‫اوضاع خرابه. امیدوارم توی چنین موقعیتی مشکلی پیش نیاد.

53
00:04:40,400 --> 00:04:45,490
‫ببخشید... نظرتون چیه که جنگجویان
‫گریزان برای دیده‌بانی این منطقه برن؟

54
00:04:47,070 --> 00:04:48,660
‫عـــــــــه؟

55
00:04:50,200 --> 00:04:52,700
‫ارباب جوان! پشتمون به شما گرمه!

56
00:04:52,790 --> 00:04:55,460
‫درست همون‌طور که از رهبر آینده‌ی
‫این خانواده‌ی جنگجو انتظار داشتم.

57
00:04:55,540 --> 00:04:56,920
‫لطفاً برید، ارباب جوان!

58
00:04:57,000 --> 00:04:58,880
‫عــه؟ وایسید.

59
00:04:57,000 --> 00:04:58,880
‫ارباب جوان لایقی می‌شه.

60
00:04:58,960 --> 00:05:01,300
‫این کار خطرناکه. اگه اتفاقی بیفته،

61
00:05:01,380 --> 00:05:03,800
‫می‌تونه دودمان هوجو رو به باد بده.

62
00:05:01,380 --> 00:05:03,800
‫فوق‌العاده‌ست. همون‌طور که انتظار می‌رفت!

63
00:05:03,880 --> 00:05:05,380
‫نگران نباشید.

64
00:05:05,470 --> 00:05:08,140
‫هیچ‌کس به چندتا بچه‌ی تنها مشکوک نمی‌شه،

65
00:05:08,220 --> 00:05:11,220
‫و شما هم بهتر از هرکسی از توانایی‌های من برای فرار خبر دارید.

66
00:05:11,310 --> 00:05:11,750
‫هـــوم.

67
00:05:11,750 --> 00:05:13,180
‫آره، ولی...

68
00:05:13,980 --> 00:05:18,520
‫عجب فکری! کوجیرو و آیاکو،
‫شماها چندباری تجربه‌ی دیده‌بانی داشتید،

69
00:05:18,610 --> 00:05:20,440
‫و با داشتن توکیومی-سامای خوش‌اخلاق در کنارمون...

70
00:05:20,520 --> 00:05:22,820
‫مردم غیرنظامی هم خیالشون راحت می‌مونه.

71
00:05:22,900 --> 00:05:25,740
‫بیاید با همین نقشه پیش بریم،‌ یوریشیگه-دونو!

72
00:05:25,820 --> 00:05:27,110
‫یوروشیگه-ساما!

73
00:05:27,200 --> 00:05:28,200
‫یوروشیگه-ساما!

74
00:05:28,280 --> 00:05:30,160
‫یوروشیگه-ساما!

75
00:05:30,240 --> 00:05:34,040
‫نه. اگه راهزن‌ها توی راه بکشنش، نسلش از بین می‌ره.

76
00:05:34,120 --> 00:05:37,750
‫من و آیاکو می‌تونیم جلوی راهزن‌ها ازش محافظت کنیم.

77
00:05:37,830 --> 00:05:40,040
‫ارباب هم می‌تونه با کمک حقه‌های گنبا فرار کنه.

78
00:05:40,130 --> 00:05:41,040
‫امری بود؟

79
00:05:41,630 --> 00:05:45,670
‫خب، اگه توی جنگل گم بشه، نسلش از بین می‌ره.

80
00:05:45,760 --> 00:05:50,140
‫توی شش‌ماه گذشته، چندین‌بار سواری‌های طولانی توی قلمروی سووا انجام دادم.

81
00:05:50,220 --> 00:05:52,680
‫می‌تونم توی هر نقطه‌ای از سووا مسیر برگشتم رو پیدا کنم!

82
00:05:53,270 --> 00:05:57,310
‫نه. اگه از کنار جاده یه حلزون بخوره و یه انگل باعث مرگش بشه چی؟

83
00:05:58,850 --> 00:06:02,400
‫اگه یه زن شهوت‌انگیز از کنارش رد بشه و از خون‌دماغ بمیره چی؟

84
00:06:04,230 --> 00:06:06,110
‫اگه یه چیز شرم‌آور از گذشته‌ش رو به یاد بیاره...

85
00:06:06,200 --> 00:06:07,890
‫و از شوکه‌شدن بمیره چی؟

86
00:06:08,220 --> 00:06:09,240
‫می‌خوام بمیرم.

87
00:06:09,320 --> 00:06:11,160
‫چه مرگت شده تو؟

88
00:06:11,740 --> 00:06:13,830
‫امروز یه چیزیتون شده، یوریشیگه-دونو.

89
00:06:13,910 --> 00:06:17,710
‫معمولاً وقتی من رو به جاهای خطرناک می‌فرستید آروم هستید.

90
00:06:17,790 --> 00:06:22,250
‫کارمون پیش نمی‌ره. می‌شه رفع زحمت کنیم، موریتاکا-ساما؟

91
00:06:22,790 --> 00:06:26,050
‫بـ ـ بله. درحال‌حاضر این بهترین گزینه‌ست.

92
00:06:26,760 --> 00:06:29,090
‫یادتون باشه که سلامتی ارباب جوان مهم‌ترین مسئله‌ست.

93
00:06:29,180 --> 00:06:30,390
‫حله!

94
00:06:29,180 --> 00:06:30,390
‫اطاعت!

95
00:06:30,470 --> 00:06:34,140
‫هوی، وایسید یه لحظه! راستش توکیوکی-ساما اصلاً‌ کارش توی فرار خوب نیست!

96
00:06:34,220 --> 00:06:37,430
‫اون فقط یه منحرف بزرگه که با فرار کردن ارضا می‌شه!

97
00:06:37,940 --> 00:06:38,940
‫بی‌ادب!

98
00:06:42,520 --> 00:06:45,400
‫خب، چطور باید برای دیده‌بانی آماده بشیم؟

99
00:06:45,900 --> 00:06:47,530
‫باید سبک سفر کنیم.

100
00:06:48,150 --> 00:06:51,280
‫غذا به‌اندازه‌ی دو روز و مقداری هم هزینه‌ی سفر خودش کلیه.

101
00:06:51,370 --> 00:06:54,120
‫می‌خوام تا جا داره با خودم پول بیارم.

102
00:06:54,200 --> 00:06:57,500
‫بیاید سر موریتاکا کلاه بذاریم و تیغش بزنیم.

103
00:06:57,580 --> 00:07:00,080
‫بازم گنبا-کون و این صحبت‌های همیشگیش.

104
00:07:01,000 --> 00:07:04,420
‫نباید توی مصرف برنج و پول اسراف کنیم.

105
00:07:04,500 --> 00:07:05,360
مایحتاج

106
00:07:04,500 --> 00:07:05,360
ارباب

107
00:07:04,500 --> 00:07:05,360
توکیوکی

108
00:07:11,470 --> 00:07:15,060
‫یوریشیگه به آنها خیره شده بود.

109
00:07:16,060 --> 00:07:19,640
‫با نگرانی هم خیره شده بود.

110
00:07:20,560 --> 00:07:21,650
‫پدر!

111
00:07:22,600 --> 00:07:24,440
‫عــا... چیزه.

112
00:07:24,520 --> 00:07:28,400
‫اگه توکیوکی-ساما از گرسنگی بمیره، نسلش از بین می‌ره...

113
00:07:29,700 --> 00:07:31,070
‫محلش نذاریم و بریم.

114
00:07:31,150 --> 00:07:32,700
‫آره، عجله کنید!

115
00:07:37,450 --> 00:07:39,580
‫این باید برای گرم نگه‌داشتنم کافی باشه.

116
00:07:40,160 --> 00:07:43,880
‫حقا که کیمونوهای نخی مخصوص شیزوکو خوب گرمن.

117
00:07:43,960 --> 00:07:46,250
‫همین یه لایه هم کافیه.

118
00:07:46,340 --> 00:07:49,670
‫لباس‌های سبک خیلی مشکوک نیستن و
‫فرار کردن باهاشون هم راحت‌تره.

119
00:07:53,390 --> 00:07:54,390
‫عـــه؟

120
00:07:58,680 --> 00:08:01,810
‫یوریشیگه به آنها خیره شده بود.

121
00:08:03,270 --> 00:08:05,060
‫او مثل مالک یک کاری‌فروشی بدون مشتری...

122
00:08:07,190 --> 00:08:08,610
‫به آنها خیره شده بود.

123
00:08:09,610 --> 00:08:12,740
‫امروز واقعاً عجیب رفتار می‌کنید، یورشیگه-دونو!

124
00:08:12,820 --> 00:08:14,740
‫عـــا، اگه از سرما بمیرید...

125
00:08:14,820 --> 00:08:18,200
‫یا اگه یک میلیون سرباز دشمن منتظرتون باشن، نسلتون... می‌دونید که؟

126
00:08:18,290 --> 00:08:22,250
‫نسلتون، نسلتون، نسلتون.

127
00:08:22,330 --> 00:08:24,080
‫عقده‌ی نسلی چیزی داره؟

128
00:08:25,460 --> 00:08:27,040
‫خدایا.

129
00:08:27,130 --> 00:08:28,340
‫این کارها دیگه چی بود؟

130
00:08:28,960 --> 00:08:31,420
‫گهگاهی این‌طوری می‌شه.

131
00:08:32,170 --> 00:08:33,180
‫چطوری؟

132
00:08:33,760 --> 00:08:36,680
‫دلش شروع می‌کنه به شور زدن و کج‌خلق می‌شه.

133
00:08:36,760 --> 00:08:39,680
‫کی موچی منو خورد؟ کار کی بود؟

134
00:08:40,430 --> 00:08:44,730
‫صرفاً با خوردن آب خالی چاق می‌شه یا فقط چیزهای شور می‌خوره.

135
00:08:44,810 --> 00:08:46,690
‫نکنه حامله شده؟

136
00:08:47,480 --> 00:08:49,610
‫چه فکری پیش خودش می‌کنه؟

137
00:08:50,440 --> 00:08:51,440
‫خدا داند.

138
00:08:53,530 --> 00:08:57,450
‫اون همیشه بهم امرونهی می‌کنه، ولی...

139
00:08:53,530 --> 00:08:57,450
‫توکیوکی-ساما! مراقب باشید.

140
00:09:00,160 --> 00:09:03,910
‫اینکه می‌بینم این‌طوری با نگرانی بدرقه‌م می‌کنه باعث خوشحالیم می‌شه.

141
00:09:24,350 --> 00:09:26,960
عمارت ناکایاما

142
00:09:24,350 --> 00:09:26,960
(نقطه‌ی شمالی قلمروی سووا)

143
00:09:27,810 --> 00:09:30,020
‫درست قبل‌ از غروب آفتاب رسیدیم.

144
00:09:30,570 --> 00:09:32,280
‫آروم به‌نظر می‌رسه.

145
00:09:32,360 --> 00:09:34,650
‫اجازه بدید نقشه‌مون رو مرور کنم.

146
00:09:34,740 --> 00:09:37,240
‫ما هنوز توی قلمروی سووا هستیم،

147
00:09:37,320 --> 00:09:40,450
‫ولی چون توی دورترین نقطه هستیم چیز زیادی در موردش نمی‌دونیم.

148
00:09:40,950 --> 00:09:44,830
‫پس اول، به‌عنوان قاصدهای معبد عالی سووا اطلاعات جمع می‌کنیم.

149
00:09:44,910 --> 00:09:47,500
‫فردا، یه نگاهی به اطراف دهکده میندازیم.

150
00:09:48,130 --> 00:09:52,670
‫بررسی می‌کنیم که آیا قراره دشمنی پیداش بشه،
‫و اگه آره، چه تعداد و چه زمانی.

151
00:09:53,460 --> 00:09:56,550
‫اگه روستایی‌ها به محافظت احتیاج داشتن، می‌بینیم که چندتا سرباز...

152
00:09:56,630 --> 00:09:58,050
‫لازم داریم و گزارش می‌دیم...

153
00:10:14,940 --> 00:10:15,860
‫چی شده؟

154
00:10:16,570 --> 00:10:17,860
‫محاصره شدیم.

155
00:10:25,000 --> 00:10:29,580
‫قضیه‌ی این روستا چیه؟ نکنه همین الانشم دست دشمنه؟

156
00:10:34,960 --> 00:10:38,510
‫اون از دو دستش استفاده می‌کنه و وسط‌های نوجوونیشه.

157
00:10:39,550 --> 00:10:41,970
‫اونایی که محاصره‌مون کردن کی وارد جنگ می‌شن؟

158
00:10:58,450 --> 00:10:59,400
‫سریعه.

159
00:10:59,910 --> 00:11:02,320
‫شمشیرزنیش حتی برای چنین سن کمی هم فوق‌العاده‌ست.

160
00:11:02,990 --> 00:11:06,370
‫هوی هوی، جنگیدن توی حوزه‌ی تخصص من نیست.

161
00:11:06,450 --> 00:11:08,080
‫بیا تا فرصتشو داریم بزنیم به چاک.

162
00:11:08,160 --> 00:11:12,000
‫اگه اون دوتا قراره جلوی اون دوشمشیره بجنگن فقط می‌تونن برامون زمان بخرن...

163
00:11:14,210 --> 00:11:18,880
‫نه، اون دوتا از شش‌ماه پیش تا الان خیلی قوی‌تر شدن!

164
00:11:20,050 --> 00:11:22,430
‫حتی حالا هم، سرعت و قدرتشون...

165
00:11:22,510 --> 00:11:25,260
‫نسبت به وقتی که با من تمرین می‌کردن کاملاً فرق می‌کنه!

166
00:11:26,100 --> 00:11:27,310
‫یعنی...

167
00:11:27,980 --> 00:11:28,810
‫اون‌موقع...

168
00:11:31,400 --> 00:11:32,810
‫دست‌خوش، ارباب!

169
00:11:33,520 --> 00:11:36,360
‫یه دور از پنج دور رو دارید می‌برید!

170
00:11:38,070 --> 00:11:40,950
‫اگر همیشه منو دستِ کم بگیری، یه روزی حسرتش رو می‌خوری.

171
00:11:42,570 --> 00:11:43,530
‫عـــــه.

172
00:11:44,660 --> 00:11:47,490
‫اگه همینطوری بهت آموزش بدم، ازم پیشی می‌گیری.

173
00:11:48,080 --> 00:11:50,500
‫نباید زیادم بی‌پروایی کنم.

174
00:11:51,170 --> 00:11:54,460
الان یعنی، اون‌موقع هم؟

175
00:11:56,880 --> 00:11:58,300
‫ارباب جوان، کارتون خوبه.

176
00:11:58,380 --> 00:12:01,550
‫شمشیرهامون توی هم قفل شدن و شما دارین هولم می‌دین.

177
00:12:01,630 --> 00:12:04,140
‫به‌خاطر اینه که شماها بهم آموزش دادین.

178
00:12:05,640 --> 00:12:10,890
‫وقتی که بزرگ شدیم، شاید اونی که از شما محافظت می‌کنه، من باشم.

179
00:12:14,400 --> 00:12:16,900
‫می‌خوام خیلی زود یه ارباب جوان قدرتمند ببینم.

180
00:12:17,570 --> 00:12:22,200
‫ماشالا یه هول دیگه. آفرین آفرین.

181
00:12:23,910 --> 00:12:25,910
‫جفتشون کاملاً دارن باهام مثل بچه‌ها رفتار می‌کنن.

182
00:12:26,450 --> 00:12:28,080
‫همون‌موقع باید دوهزاریت می‌افتاد.

183
00:12:29,750 --> 00:12:31,750
‫کوجیرو. آیاکو.

184
00:12:32,790 --> 00:12:36,040
‫چابکی توکیوکی-ساما همیشه قابل اتکا نیست.

185
00:12:36,670 --> 00:12:39,710
‫به‌خاطر شخصیت صلح‌طلبی که داره، گاردش رو پایین میاره.

186
00:12:40,300 --> 00:12:42,590
‫و حملات زیادی هست که نمی‌تونه ازشون پرهیز کنه.

187
00:12:43,470 --> 00:12:49,310
‫حمله‌های دشمن از جانب کهنه‌ سربازهای جنگ،
‫از جانب کسایی که قدرت نامعمولی دارن،

188
00:12:49,390 --> 00:12:51,980
‫یا از جانب جنگنجوهایی که سعی دارن از محدودیت‌های بشر پیشی بگیرن.

189
00:12:52,850 --> 00:12:54,520
‫در مقابل اون هیولاها،

190
00:12:55,020 --> 00:12:58,020
‫تضمینی نیست که برای توکیوکی-ساما راه گریزی باشه.

191
00:12:59,070 --> 00:13:01,070
‫پس شما دو نفر نباید گاردتون رو پایین بیارید،

192
00:13:01,150 --> 00:13:03,530
‫و باید همچنان سامورایی‌های قدرتمندتری بشید.

193
00:13:04,360 --> 00:13:08,160
‫تا بتونین از جون ارباب در مقابل دشمن‌ها محافظت کنید.

194
00:13:13,830 --> 00:13:17,460
‫چه ملازم‌های شجاع و فداکاری.

195
00:13:18,290 --> 00:13:22,340
‫اگه منم با شجاعت مبارزه کنم، اونوقت یه روز...

196
00:13:29,180 --> 00:13:31,640
احیاناً... شیزوکو تویی؟

197
00:13:33,600 --> 00:13:38,360
‫یادت رفته؟ توی شینانوی شرقی یه‌بار بهم غذا دادی.

198
00:13:43,070 --> 00:13:44,240
‫فوبوکی-کون؟

199
00:13:45,400 --> 00:13:47,110
‫لطفاً گستاخی من رو ببخشید.

200
00:13:47,950 --> 00:13:50,870
‫من حس کردم اون دوتا هیولان...

201
00:13:51,490 --> 00:13:54,330
‫برای همین فکر کردم جاسوسای دشمنن که لباس مبدل پوشیدن.

202
00:13:54,410 --> 00:13:55,660
هــــا؟

203
00:13:54,410 --> 00:13:55,660
‫هــــا؟

204
00:13:55,750 --> 00:13:57,790
‫اسم من فوبوکی‌ـه.

205
00:13:58,460 --> 00:14:01,460
‫توی سرزمین پرسه می‌زنم و دنبال اربابی می‌گردم تا بهش خدمت کنم.

206
00:14:02,460 --> 00:14:05,470
‫پس اهل این روستا نیستی؟

207
00:14:05,970 --> 00:14:09,720
‫بله. سه روز پیش برای درخواست غذا اومدم.

208
00:14:11,050 --> 00:14:14,310
‫ولی دیدم که مبارزهایی با استانداردهای اوگاساوارا به این ناحیه حمله کردن،

209
00:14:14,390 --> 00:14:15,350
‫برای همین به محلی‌ها کمک کردم.

210
00:14:22,190 --> 00:14:24,740
‫جوخه‌های تقریباً یک‌اندازه حدود سه بار اومدن.

211
00:14:24,820 --> 00:14:27,570
‫تونستم شکستشون بدم، ولی مهماتم تقریباً رو به اتمامه.

212
00:14:27,650 --> 00:14:29,660
‫توی بد مخمصه‌ای بودم، و چون اسب نداشتم...

213
00:14:29,740 --> 00:14:31,490
‫نمی‌تونستم با دنیای بیرون ارتباط برقرار کنم.

214
00:14:32,580 --> 00:14:34,410
‫سه جوخه رو شکست دادی...

215
00:14:34,490 --> 00:14:38,040
‫اونوقت اهالی روستا مشعل به دست نشستن به تماشا و انتظار؟

216
00:14:39,120 --> 00:14:42,880
‫مبارزه رو سپرده بودن به یه جوون غریبه؟ چه بزدل!

217
00:14:43,380 --> 00:14:45,920
‫اوه، در موردشون فکر بد نکنین.

218
00:14:46,590 --> 00:14:49,800
‫وقتی من رسیدم، همه‌ی بزرگسال‌ها کشته شده بودن.

219
00:14:56,730 --> 00:14:57,980
‫همه‌شون بچه‌های کوچیکن؟

220
00:14:59,730 --> 00:15:02,900
‫خودت تنهایی سه بار دشمن رو شکست دادی؟

221
00:15:03,480 --> 00:15:04,610
‫نه،

222
00:15:04,690 --> 00:15:06,930
‫اونا هم توی مبارزه کمک کردن.

223
00:15:06,930 --> 00:15:07,760
‫اونجان!

224
00:15:07,760 --> 00:15:10,660
‫مثلاً مثل الان حواس دشمن رو با مشعل پرت کردن.

225
00:15:10,740 --> 00:15:12,870
‫وایسا ببینم!

226
00:15:12,950 --> 00:15:14,620
‫خندق کندن.

227
00:15:21,380 --> 00:15:23,790
‫با کمان‌های حصیری دشمن رو می‌زدن.

228
00:15:25,300 --> 00:15:28,590
‫حتی بچه‌ها هم می‌تونن مبارزه کردن رو یاد بگیرن، کافیه بهشون یاد بدی.

229
00:15:29,970 --> 00:15:32,050
‫من مشغول کسب دانش و صیقل دادن مهارت‌هام بودم.

230
00:15:32,640 --> 00:15:35,510
‫و حالا دنبال اربابی می‌گردم که این مهارت‌ها رو به‌کار بگیره.

231
00:15:36,100 --> 00:15:40,730
‫هرچند، به‌نظر خودم بیشتر بهم میاد استعداد رو
‫توی بقیه پیدا کنم و پرورششون بدم.

232
00:15:42,060 --> 00:15:47,530
‫اگه فقظ اربابی رو می‌تونستم پیدا کنم نیاز به آموزش می‌داشت...

233
00:15:51,070 --> 00:15:52,160
‫چقدر عالی.

234
00:16:20,350 --> 00:16:23,560
‫این روستا حیاتی‌ترین جا برای سوواست؟

235
00:16:23,650 --> 00:16:26,020
‫اولین باره همچین چیزی می‌شنوم.

236
00:16:27,150 --> 00:16:29,360
‫نکته فقط اینه که کسی تا الان متوجه‌ـش نشده.

237
00:16:30,030 --> 00:16:33,280
‫جمعیت این روستا کمه، اما حمله بهش سخته.

238
00:16:34,280 --> 00:16:38,240
‫اگه صدتا نگهبان داشته باشه، به یه قلعه‌ی شکست‌ناپذیر تبدیل می‌شه.

239
00:16:38,330 --> 00:16:45,940
عمارت ناکایاما

240
00:16:39,580 --> 00:16:41,710
‫اگه به دست اوگاساوارا بیفته و توش ارتشی بذاره،

241
00:16:41,790 --> 00:16:43,540
‫اونوقت اگه بخواد از مرزها حمله کنه،

242
00:16:43,620 --> 00:16:45,210
‫برتری خیلی بیشتری به دست میاره.

243
00:16:45,940 --> 00:16:49,510
‫می‌تونه از دو طرف به ملک آسادای سووا حمله کنه،

244
00:16:49,590 --> 00:16:50,960
‫که سکونتگاه زیبا و گرانبهاییه.

245
00:16:51,920 --> 00:16:54,180
‫توی هنر جنگ، بهش حمله‌ی دوجانبه می‌گن.

246
00:16:55,010 --> 00:16:56,050
‫اگه این اتفاق بیفته،

247
00:16:56,140 --> 00:16:59,060
‫سووا قلمروی خیلی بزرگی رو از دست می‌ده.

248
00:17:00,330 --> 00:17:03,770
‫گویا کسایی که ارتش اوگاساوا رو رهبری می‌کنن...

249
00:17:04,270 --> 00:17:06,360
‫کاملاً از این هنر جنگی با خبرن.

250
00:17:07,270 --> 00:17:12,740
‫با خودم گفتم اگه در مورد ارزش‌های جنگی این روستا بگم،

251
00:17:12,820 --> 00:17:14,990
‫پاداش خیلی بزرگی برای محافظت ازش به دست میارم.

252
00:17:16,780 --> 00:17:19,160
‫جدای این حرفا، ماشالا خیلی می‌خوریا.

253
00:17:20,160 --> 00:17:22,580
‫و اینکه، با برنج استراتژی جنگی نچین.

254
00:17:22,660 --> 00:17:27,500
‫فوبوکی نی-چان، تو ذخیره‌ی غذایی سه روز روستا رو نوش جان کردی.

255
00:17:27,580 --> 00:17:28,500
‫چی؟

256
00:17:28,590 --> 00:17:32,260
‫درسته. ولی دیگه فکر کردم که محافظت از روستا کافیه.

257
00:17:32,970 --> 00:17:34,840
‫منشأ بحران روستا اینجاست.

258
00:17:35,340 --> 00:17:37,300
‫نگاهت برای استراتژی عالیه،

259
00:17:37,390 --> 00:17:39,600
‫ولی نمی‌تونی کم و زیاد غذایی که می‌خوری رو حساب کنی؟

260
00:17:41,060 --> 00:17:43,060
‫نمی‌دونم به‌خاطر اینه که هوا سرده...

261
00:17:43,810 --> 00:17:46,480
‫هرچقدر که می‌خورم گرم نمی‌شم.

262
00:17:46,560 --> 00:17:50,860
‫راستی، من اولین باری که دیدمت یادمه فوبوکی-کون.

263
00:17:54,610 --> 00:17:58,120
‫دزدی اومده بودی و همه‌ی نذری‌ها رو داشتی می‌خوردی.

264
00:18:00,030 --> 00:18:03,200
‫خدامون رو متقاعد کردم که یه خرس اومده،

265
00:18:03,290 --> 00:18:04,450
‫اما دردسری بود.

266
00:18:04,540 --> 00:18:07,620
‫همه‌ش گریه می‌کرد که خیلی گرسنه‌ست.

267
00:18:07,710 --> 00:18:11,500
‫دلم آبالون می‌خواست.

268
00:18:11,590 --> 00:18:14,630
‫نه... واقعاً بابت اون‌موقع متأسفم.

269
00:18:15,260 --> 00:18:19,430
‫در هر صورت، به هر حال من در برابر شکم گرسنه و بچه‌ی کوچیک قدرتی ندارم.

270
00:18:20,720 --> 00:18:22,140
‫آبرو برام نمونده.

271
00:18:30,610 --> 00:18:31,520
‫نی-ساما؟

272
00:18:32,320 --> 00:18:35,820
‫خب، فکر می‌کردم یه رزم‌آرای آروم و شسته‌رفته‌ست،

273
00:18:36,490 --> 00:18:39,490
‫اما معلوم شد آدم خیلی سربه‌هواییه.

274
00:18:40,160 --> 00:18:42,910
‫یه رزم‌آرا باید فقط به فکر پیروزی باشه،

275
00:18:43,490 --> 00:18:45,910
‫نمیاد خودشو برای محافظت از یه روستا ‫که فقط چندتا بچه‌ی کوچیک داره، به‌خطر بندازه.

276
00:18:45,910 --> 00:18:46,910
‫نمیاد خودشو برای محافظت از یه روستا ‫که فقط چندتا بچه‌ی کوچیک داره، به‌خطر بندازه.

277
00:18:47,790 --> 00:18:51,750
‫اون کسیه که بچه‌ها رو جمع کرد، قدرتمندشون کرد تا از روستاشون محافظت کنند.

278
00:18:51,840 --> 00:18:54,630
‫اون بچه‌ها تازه والدینشون رواز دست دادن،

279
00:18:54,710 --> 00:18:58,300
‫ولی با اراده‌ای که برای مبارزه دارن، چشم‌هاشون می‌درخشه.

280
00:18:59,130 --> 00:19:02,600
‫برای پس گرفتن تاج و تخت می‌خوامش.

281
00:19:03,180 --> 00:19:06,100
‫و اینکه می‌خوام فوبوکی مخفیانه بهم مبارزه کردن رو یاد بده...

282
00:19:06,180 --> 00:19:08,940
‫تا اون دوتا احترام بیشتری برام قائل بشن.

283
00:19:10,690 --> 00:19:11,900
‫راستی، نی-ساما،

284
00:19:12,900 --> 00:19:14,940
‫برام سوال شد چرا پدر...

285
00:19:12,900 --> 00:19:14,940
‫آینده...

286
00:19:15,030 --> 00:19:16,280
‫انقدر نگران بودن.

287
00:19:16,360 --> 00:19:17,400
‫آینده!

288
00:19:17,490 --> 00:19:20,160
‫انگار که نمی‌تونستن آینده‌ای رو ببینن که شما توش ایمن باشید.

289
00:19:21,570 --> 00:19:25,580
‫این روستا هرچقدر هم که مهم باشه، زندگی شما هم هست.

290
00:19:26,200 --> 00:19:28,870
‫پیشنهاد می‌کنم فعلاً روستا رو ترک کنیم،

291
00:19:28,960 --> 00:19:32,330
‫بچه‌ها رو به یه مکان امن توی قلمروی سووا ببریم و فرار کنیم.

292
00:19:40,220 --> 00:19:42,970
‫نه. من می‌خوام تا جایی که می‌شه از این روستا محافظت کنم.

293
00:19:43,550 --> 00:19:47,680
‫مثل اینکه والدین این بچه‌ها هم هنوز درست دفن نشدن.

294
00:19:48,430 --> 00:19:52,150
‫برای اون‌ها که یک‌باره والدین و خونه‌شون
‫رو از دست دادن، کم‌ترین کاریه که می‌شه کرد.

295
00:19:53,020 --> 00:19:56,900
‫می‌خوام تا زمانی که قلبشون آرامش رو پیدا می‌کنه، همین‌جا بمونن.

296
00:19:59,360 --> 00:20:00,360
‫نی-ساما...

297
00:20:01,490 --> 00:20:02,410
‫فوبوکی-دونو.

298
00:20:06,240 --> 00:20:11,170
‫فوبوکی-دونو به ما اجازه می‌دی تا توی مبارزه‌ت بهت کمک کنیم؟

299
00:20:18,920 --> 00:20:23,640
‫اگه باهام مبارزه کنین باعث افتخار منه.

300
00:20:38,690 --> 00:20:45,410
‫رئیس، اون یارو سادامونه عصبانی نمی‌شه که زدیم این‌همه روستایی رو کشتیم؟

301
00:20:49,870 --> 00:20:51,120
‫چیزیش نمی‌شه.

302
00:20:51,750 --> 00:20:55,960
‫اگه از یه اوباش سابق انتظار اخلاق داشته باشه، اشتباه کرده.

303
00:20:56,040 --> 00:20:57,040
‫جدای اون...

304
00:20:58,090 --> 00:21:00,050
‫نامو آمیدا بوتسو.

305
00:21:02,300 --> 00:21:08,010
‫اگه اینو بگی، بودا از همه‌ی اشتباهاتت می‌گذره.

306
00:21:08,100 --> 00:21:09,220
‫راحته، نه؟

307
00:21:12,940 --> 00:21:15,690
‫بودا چه خفنـــــــه!

308
00:21:18,520 --> 00:21:20,900
‫جوخه‌ی سیگی ما...

309
00:21:20,980 --> 00:21:24,150
‫فقط با پنج نفر می‌تونه یه روستا رو نابود کنه.

310
00:21:24,240 --> 00:21:27,320
‫توی سه کمین جداگونه.

311
00:21:27,410 --> 00:21:31,290
‫اون سه دسته‌ از جنگجوهامون، هنوز از اون روستا برنگشتن.

312
00:21:39,630 --> 00:21:41,090
‫کمکم کنید!

313
00:21:41,110 --> 00:21:51,110
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

314
00:21:52,640 --> 00:21:57,730
‫به نظر نمی‌رسه با دزد بودن بتونم بهترین ساکه از غنایم رو بخورم.

315
00:21:59,900 --> 00:22:03,440
‫بیاید دوباره جنگجو بشیم و بجنگیم.

316
00:22:05,000 --> 00:22:15,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

317
00:23:39,040 --> 00:23:39,870
‫بریم!

318
00:23:39,040 --> 00:23:40,020
‫قسمت هشتم  (سال 1333)

319
00:23:39,040 --> 00:23:40,020
جنگی از جنس
قایم موشک
