1
00:00:02,940 --> 00:00:05,650
THE

2
00:00:02,940 --> 00:00:05,650
ELUSIVE

3
00:00:02,940 --> 00:00:05,650
SAMURAI

4
00:01:30,000 --> 00:01:36,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

5
00:01:36,590 --> 00:01:38,040
‫این‌طرفیه؟

6
00:01:38,290 --> 00:01:38,890
‫اوهوم.

7
00:01:38,970 --> 00:01:41,850
‫اگه از پشته عبور کنیم، به مسیری می‌رسیم
‫که دشمن‌ها از اونجا عقب‌نشینی کردن.

8
00:01:41,930 --> 00:01:44,390
‫اوه، همین الان تار عنکبوت خوردم!

9
00:01:44,470 --> 00:01:45,980
‫این‌قدر سروصدا نکن.

10
00:01:44,470 --> 00:01:45,980
‫توکیوکی-ساما.

11
00:01:46,060 --> 00:01:47,560
‫چندش.

12
00:01:48,060 --> 00:01:50,940
‫حالا که اولین نبرد پیروزمندانه‌تون رو پشت سر گذاشتید چه احساسی دارید؟

13
00:01:51,610 --> 00:01:53,270
‫به گمونم اولین نبردم بود.

14
00:01:53,860 --> 00:01:56,110
‫من فقط روی فرار کردن تمرکز کرده بودم،

15
00:01:56,190 --> 00:01:59,070
‫و قبل‌از اینکه به خودم بیام دیدم سر دشمن جلوی رومه.

16
00:02:03,450 --> 00:02:04,290
‫من...

17
00:02:07,460 --> 00:02:09,710
‫می‌خواستم که ازت تشکر کنم.

18
00:02:10,750 --> 00:02:12,090
‫حرفشم نزن!

19
00:02:13,170 --> 00:02:17,760
‫برای پیروزشدن توی یه جنگ از طریق موش‌و‌گربه‌بازی شرایطی وجود داره.

20
00:02:18,970 --> 00:02:22,010
‫اول، باید در نبرد یه رهبر ارزشمند باشید،

21
00:02:22,100 --> 00:02:24,140
‫که یعنی شما تبدیل به مهم‌ترین هدف می‌شید.

22
00:02:24,720 --> 00:02:28,100
‫دوم، باید ملازم‌های قابل اعتمادی داشته باشید
‫که نقش سلاح‌های شما رو ایفا کنن.

23
00:02:28,730 --> 00:02:30,770
‫برای برقرار شدن این دو شرط،

24
00:02:31,480 --> 00:02:35,480
‫نباید غرورتون به‌عنوان یتیمِ خاندان هوجو رو از یاد ببرید.

25
00:02:35,980 --> 00:02:39,780
‫و باید پسر با شخصیتی باشید که مردم به سمتش جذب می‌شن.

26
00:02:40,860 --> 00:02:42,530
‫اگه این دو کار رو انجام بدید،

27
00:02:43,240 --> 00:02:47,290
‫یک‌روز، می‌تونید هر شیطانی رو توی موش‌و‌گربه‌بازی شکست بدید.

28
00:02:52,750 --> 00:02:53,790
‫فهمیدم.

29
00:02:59,840 --> 00:03:00,660
‫من...

30
00:03:01,790 --> 00:03:03,300
‫قسم می‌خورم که به اینجا برگردم.

31
00:03:04,390 --> 00:03:08,680
‫و آشیکاگایی که باعث این همه هرج‌و‌مرج شد رو شکست بدم!

32
00:03:12,020 --> 00:03:13,020
‫شما قهرمانید.

33
00:03:14,520 --> 00:03:18,110
‫و راستی، یکم پیش رؤیای دیگه‌ای دیدم.

34
00:03:19,320 --> 00:03:23,490
‫دیدم که اگه اون شمشیر رو از اونجا پرتاب کنید فاجعه‌ای به بار میاد.

35
00:03:24,030 --> 00:03:25,450
‫عــ ـ عه، ارباب!

36
00:03:25,530 --> 00:03:26,580
‫مراقب باشید! برگردید!

37
00:03:32,290 --> 00:03:36,420
‫توکیوکی به سختی از کاماکورای ویران‌شده فرار کرد.

38
00:03:37,000 --> 00:03:40,670
‫برای کسی با جثه‌ای چنین کوچک، سرنوشتی بزرگ انتظارش را می‌کشید.

39
00:03:41,340 --> 00:03:45,140
‫پسری که بعدها کشور را به لرزه در می‌آورد...

40
00:03:45,220 --> 00:03:49,390
‫رشدش را در دنیای جدیدش آغاز کرد.

41
00:03:50,270 --> 00:03:51,390
‫هرچند...

42
00:03:53,600 --> 00:03:56,770
‫صبح عالی متعالی،‌ توکیوکی-ساما.

43
00:03:56,860 --> 00:04:00,280
‫برای کسی که دیروز یه سره درحال فرار بود خیلی سرحال به‌نظر می‌رسید.

44
00:04:00,360 --> 00:04:03,530
‫یوریشیگه-دونو! قضیه‌ی این فضای نامناسب و این حوری‌های معبد چیه؟

45
00:04:03,610 --> 00:04:05,160
‫توکیوکی-ساما، یه ملخ میل کنید!

46
00:04:05,240 --> 00:04:08,790
‫من اون‌ها رو مأمور کردم که برات صبحانه بیارن و باهاتون نزدیکی کنن...

47
00:04:08,870 --> 00:04:11,290
‫تا دل غمگین شما رو گرم کنن!

48
00:04:12,500 --> 00:04:14,000
‫پس این‌یکی رو چی می‌گی؟

49
00:04:14,080 --> 00:04:16,500
‫همون‌طور که می‌بینید، یه چاله کندم که بندازمتون توی تله.

50
00:04:16,580 --> 00:04:20,380
‫من آینده‌ای رو دیدم که شما برای فرار از این مسیر می‌دوید!

51
00:04:21,010 --> 00:04:22,670
‫از اون‌جایی که این مکان مملو از انرژی الهی‌ـه،

52
00:04:22,760 --> 00:04:25,180
‫نیروی الهی من رو تقویت می‌کنه...

53
00:04:22,760 --> 00:04:25,180
‫اون گفت که یه رؤیا دیده.

54
00:04:25,260 --> 00:04:27,010
‫هنوزم مثل شارلاتان‌ها حرف می‌زنه.

55
00:04:27,760 --> 00:04:28,890
‫که یعنی...

56
00:04:28,970 --> 00:04:33,270
‫مهم نیست که به کجا فرار می‌کنید، من فوراً خبردار می‌شم.

57
00:04:33,850 --> 00:04:37,730
‫آخه می‌دونید، اینجا حیات خلوت منه. قلمروی من!

58
00:04:40,480 --> 00:04:42,900
‫معبد عظیم سووا رو بنگرید!

59
00:04:54,000 --> 00:04:55,080
‫خب.

60
00:04:55,170 --> 00:04:59,040
‫حالا بفرمایید که تمرینات هنرهای رزمی و آکادمیک‌تون رو شروع کنیم.

61
00:04:59,130 --> 00:05:00,750
دادگاه باستانی و شیوه‌های نظامی

62
00:05:00,840 --> 00:05:02,840
‫عــا... ولی من هنوز دارم خودم رو با محیط وفق می‌دم.

63
00:05:02,920 --> 00:05:05,510
‫پسری که نماد بازسازی دولت شوگون کاماکوراست...

64
00:05:05,590 --> 00:05:07,760
‫وقتی برای تلف‌کردن نداره!

65
00:05:16,310 --> 00:05:19,730
‫خیلی‌خب، تکرار کن! «لطیفه‌ی تکراری» لفظیه که از آینده یاد گرفتم.

66
00:05:19,810 --> 00:05:23,150
‫ولی اگه همون لطیفه رو سه‌بار تعریف کنی دیگه مزه‌ای نداره.

67
00:05:23,230 --> 00:05:24,780
‫به درک. بذار بیام بیرون!

68
00:05:24,860 --> 00:05:26,860
‫معذرت می‌خوام،‌ توکیوکی-ساما.

69
00:05:27,360 --> 00:05:29,700
‫پدر همیشه همین‌طوریه،

70
00:05:29,780 --> 00:05:32,790
‫اوه، این چیه؟

71
00:05:29,780 --> 00:05:32,790
‫اوضاع رو به زود طبق شرایط خودش پیش می‌بره.

72
00:05:33,450 --> 00:05:35,330
‫اون اغلب به شکل عجیب‌و‌غریبی رفتار می‌کنه،

73
00:05:35,410 --> 00:05:38,040
‫کباب آهو روی برنج؟

74
00:05:35,410 --> 00:05:38,040
‫و به خزعبل بافتن ادامه می‌ده.

75
00:05:38,120 --> 00:05:40,790
‫شیزوکو-یو، فکر کنم یه چیز لذیذ پیدا کردم.

76
00:05:40,880 --> 00:05:43,800
‫ولی نیتش خیره، پس خیالتون راحت باشه.

77
00:05:43,880 --> 00:05:46,220
‫چطور بعد از شنیدن چنین چیزی خیالم راحت باشه؟

78
00:05:46,880 --> 00:05:51,140
‫پدر، چرا توی مسیر منتهی به معبد گودال کندید؟

79
00:05:51,220 --> 00:05:53,560
‫عذر می‌خوام.

80
00:05:51,220 --> 00:05:53,560
‫به‌خاطر نجات دادن زندگیم...

81
00:05:53,640 --> 00:05:54,850
‫از این مرد سپاسگزارم.

82
00:05:55,600 --> 00:05:59,810
‫ولی اصلاً برای اوضاعی که در پیشه نقشه‌ی واقع‌بینانه‌ای داره؟

83
00:06:00,810 --> 00:06:04,900
‫معبد سووا خیلی از معبد تسوروگائوکا هاچیمانگو کوچیک‌تره،

84
00:06:05,610 --> 00:06:08,490
‫برای همین باورش سخته که کشیش این معبد...

85
00:06:08,570 --> 00:06:13,240
‫بتونه بهم کمک کنه که کاماکورا رو پس بگیرم
‫و آشیکاگا تاکائوجی رو شکست بدم.

86
00:06:15,700 --> 00:06:17,940
چند  روز  بعد

87
00:06:18,960 --> 00:06:21,750
‫باورم نمی‌کنم که اون از این‌همه فرار پشت‌سرهم خسته نمی‌شه.

88
00:06:21,840 --> 00:06:24,800
‫عــا، از این‌همه چاله کندن خسته شدم.

89
00:06:24,880 --> 00:06:28,340
‫اون ارباب جوان... چون وارث شوگون‌ـه همچین لوس بار نیومده؟

90
00:06:28,430 --> 00:06:30,970
‫شاید یاد گرفته که از همه‌چی فرار کنه.

91
00:06:32,050 --> 00:06:33,100
‫اشتباه می‌کنی.

92
00:06:34,010 --> 00:06:36,220
‫اون ذاتاً آدم صادق و درست‌کاریه.

93
00:06:37,310 --> 00:06:40,100
‫ولی اون هرگز دلیلی برای یادگیری مصرانه رو درک نکرده،

94
00:06:40,600 --> 00:06:44,610
‫چرا که بزرگ شده تا مترسک دست بقیه باشه.

95
00:06:45,440 --> 00:06:49,110
‫اون هرگز در زندگیش هدف معناداری نداشته.

96
00:06:53,950 --> 00:06:55,740
‫اگه کسی کمبودی داشته باشه، اون منم.

97
00:06:56,240 --> 00:06:57,610
‫من هنوز...

98
00:06:58,650 --> 00:07:00,790
‫به توکیوکی-ساما چیزی رو ثابت نکردم...

99
00:07:01,540 --> 00:07:05,920
‫که آیا قدرت این رو دارم تا کمک کنم به اهدافش برسه یا نه!

100
00:07:12,340 --> 00:07:14,680
‫هیچ‌کس به ذهنش نمی‌رسه که من توی چنین روزی فرار کنم.

101
00:07:16,140 --> 00:07:22,350
‫امروز هنر جنگ رو یاد بگیرم؟ برای کسی مثل من بی‌فایده به‌نظر میاد.

102
00:07:29,280 --> 00:07:30,450
‫اوه، بیخیال.

103
00:07:31,150 --> 00:07:32,660
‫من نیازی به درس‌خوندن ندارم.

104
00:07:32,740 --> 00:07:34,870
‫کاری که می‌خوای رو می‌کنم.

105
00:07:37,290 --> 00:07:40,580
‫تمام کاری که باید بکنم فرار کردن توی میدون جنگه دیگه، نه؟

106
00:07:42,370 --> 00:07:46,380
‫حتی وقتی که ارتشت درحال شکست‌خوردنه!

107
00:07:51,170 --> 00:07:56,470
‫توکیومی-ساما، بنده‌ی حقیر یورشیگه،
‫به خدا سوگند می‌خورم که شکست نخورم.

108
00:07:57,010 --> 00:07:58,640
‫می‌دونید دلیلش چیه؟

109
00:07:58,720 --> 00:08:00,890
‫چون من یه خدای حقیقی‌ام.

110
00:08:02,810 --> 00:08:05,900
‫بارون سر راهمونه. باید یه‌چیزی بهتون نشون بدم.

111
00:08:09,400 --> 00:08:10,740
‫الان...

112
00:08:12,280 --> 00:08:13,490
‫آسمون‌ها رو صاف می‌کنم.

113
00:09:01,410 --> 00:09:01,770
‫هــی،

114
00:09:03,060 --> 00:09:03,370
‫هــی...

115
00:09:04,250 --> 00:09:06,920
‫هـــــــــورا!

116
00:09:07,000 --> 00:09:07,780
‫هــی،

117
00:09:08,780 --> 00:09:09,340
‫هــــــی...

118
00:09:10,000 --> 00:09:12,590
‫هـــــــــــورا!

119
00:09:13,260 --> 00:09:13,830
‫هـــی،

120
00:09:14,620 --> 00:09:15,290
‫هــــــی...

121
00:09:15,880 --> 00:09:19,300
‫هــــــــــــــــــــــورا!

122
00:09:19,390 --> 00:09:21,060
‫عـ ـ عالیه!

123
00:09:21,810 --> 00:09:25,640
‫فرقه‌ی سووا از جنگجوهایی تشکیل شده که به سووا میوجین اعتقاد دارن،

124
00:09:25,730 --> 00:09:31,520
‫و به قدرت و اتحاد آهنین‌شون با ایمانی که به من دارن افتخار می‌کنن.

125
00:09:33,570 --> 00:09:35,610
‫آیا موفق شدم متقاعدتون کنم؟

126
00:09:36,740 --> 00:09:39,950
‫خدایی وجود داره که مراقب شماست.

127
00:09:41,030 --> 00:09:44,450
‫۱۰،۰۰۰ مرد سوار بر اسب منتظر یک ندا از سمت خدا.

128
00:09:44,540 --> 00:09:47,210
‫اگه شما خصیصه‌های یه قهرمان رو به‌دست بیارید،

129
00:09:47,710 --> 00:09:49,960
‫به معنای اتحاد بین یه قهرمان و یه خداست.

130
00:09:50,040 --> 00:09:52,630
‫و حتی ده‌ها برابر سرباز به ما محلق می‌شن!

131
00:09:54,210 --> 00:09:57,340
‫خب، امروز چه کاری انجام بدیم؟

132
00:10:00,890 --> 00:10:05,850
‫می‌رم پشت میزم و درس می‌خونم.

133
00:10:08,690 --> 00:10:10,440
‫همون چیزی که دوست داشتم بشنوم!

134
00:10:10,520 --> 00:10:13,190
‫گونه‌های پیرت به‌طرز شگفت‌انگیزی...

135
00:10:10,520 --> 00:10:13,190
‫عــــا پسره‌ی گوگول‌مگولی.

136
00:10:13,270 --> 00:10:16,740
‫...مثل سوهان ناخن می‌مونه!

137
00:10:13,270 --> 00:10:16,740
‫مالش، مالش، مالش، مالش،‌ مالش، مالش!

138
00:10:18,200 --> 00:10:19,740
‫بهش اعتماد می‌کنم.

139
00:10:20,620 --> 00:10:25,080
‫فکر کنم همون‌طوری که پیش‌بینی کرده ازم یه قهرمان می‌سازه.

140
00:10:30,290 --> 00:10:32,630
‫خب، حرف رو از زبونش کشیدم.

141
00:10:33,210 --> 00:10:36,460
‫دوستان عزیز، می‌تونید برید خونه‌هاتون!

142
00:10:39,010 --> 00:10:39,840
توکیوکی

143
00:10:39,930 --> 00:10:42,100
‫توی بارون خیلی سخت بود.

144
00:10:45,100 --> 00:10:49,440
‫هـــوی، پس اون همه شوروشوق کجا رفت؟ هـــا!

145
00:10:49,520 --> 00:10:53,150
‫خب راستش، اون‌ها همیشه این‌قدر پرانرژی نیستن.

146
00:10:53,230 --> 00:10:56,070
‫خب، بریم سراغ درس‌خوندن.

147
00:10:57,360 --> 00:11:01,490
‫می‌دونید که یه جنگجو نمی‌تونه دروغ بگه! بیخیال.

148
00:10:59,720 --> 00:11:01,490
‫گولم زدی!

149
00:11:01,570 --> 00:11:05,410
‫بریم تو کارش.

150
00:11:01,570 --> 00:11:05,410
‫سووا یوریشیگه، توکیوکی را به بهترین شکل درک کرد...

151
00:11:05,490 --> 00:11:08,330
‫...و موفق شد که او را از آینده‌اش آگاه کند.

152
00:11:08,410 --> 00:11:11,920
‫اندک زمانی بعد، او ضربه‌ی بزرگی خورد.

153
00:11:15,090 --> 00:11:16,380
‫و اکنون،

154
00:11:17,800 --> 00:11:21,470
‫قهرمانی که تازه سر از تخم در آورده در آغوش
‫یک خدا شروع به تیزکردن دندان‌هایش می‌کند.

155
00:11:22,550 --> 00:11:23,970
‫عجب سقوط تمیزی!

156
00:11:24,050 --> 00:11:25,060
‫ببند دهنتو!

157
00:11:32,020 --> 00:11:34,520
‫به‌نظر می‌رسه که به زندگی توی سووا عادت کردید.

158
00:11:35,860 --> 00:11:39,490
‫خب، وقتشه که چندتا متحد پیدا کنید.

159
00:11:39,990 --> 00:11:42,740
‫بیاید که ملازم‌هاتوی مناسب‌تون رو جمع کنیم.

160
00:11:42,820 --> 00:11:44,120
‫بله.

161
00:11:42,820 --> 00:11:44,120
‫اوهوم.

162
00:11:44,700 --> 00:11:45,870
‫ملازم.

163
00:11:45,950 --> 00:11:46,950
ملازم‌ها چه کسانی هستند؟

164
00:11:48,020 --> 00:11:50,330
‫بله. ملازم‌ها دست‌نشانده‌هایی هستن که با فرمانده‌ی نظامی توانمندشون

165
00:11:50,410 --> 00:11:52,250
‫رابطه‌ای ارباب و خدمتکاری تشکیل می‌دن.

166
00:11:52,330 --> 00:11:54,500
‫و بابت جنگیدن به‌خاطر اون جونشون رو به خطر می‌اندازن.

167
00:11:54,580 --> 00:11:56,960
‫اغراق نکردیم اگه که بگیم...

168
00:11:57,050 --> 00:11:59,840
‫قدرت ملازم‌ها برابر با قدرت یه اربابه.

169
00:12:00,510 --> 00:12:05,680
‫چون‌که شما به‌طرز غم‌انگیزی خانواده‌ی نزدیک و ملازم‌هاتون رو از دست دادید،

170
00:12:05,760 --> 00:12:08,600
‫باید کارتون رو از صفر شروع کنید.

171
00:12:10,850 --> 00:12:13,100
‫اجازه بدید که دوباره اون‌ها رو بهتون معرفی کنم!

172
00:12:15,610 --> 00:12:19,570
‫کوجیرو بزرگ‌ترین شمشیرزن از نسل شماست.

173
00:12:19,650 --> 00:12:21,990
‫و روزی به‌عنوان فرمانده‌ی نظامی شما رهبری رو به‌دست می‌گیره.

174
00:12:22,610 --> 00:12:23,610
‫مخلصیم، ارباب.

175
00:12:24,700 --> 00:12:28,830
‫آیاکو قدرت بدنی بی‌نظیری داره و سرشار از استعداد هنریه.

176
00:12:28,910 --> 00:12:30,750
‫حتی توی میدون جنگ هم یه بانو باقی می‌مونه.

177
00:12:30,830 --> 00:12:32,580
‫ارباب جوان!

178
00:12:34,000 --> 00:12:38,290
‫شیزوکو حواسش خیلی خوب جمعه، و توی چندین هنر مخفی مهارت داره.

179
00:12:38,800 --> 00:12:41,670
‫به عنوان یه خدمتکار، توی خونه به هرکاری رسیدگی می‌کنه.

180
00:12:43,760 --> 00:12:49,060
‫هر سه‌ی این بچه‌ها، همسن خودتون هستن،
‫ولی مطمئنم می‌تونید روشون حساب کنید.

181
00:12:49,600 --> 00:12:51,890
‫اول، خیلی خوب بشناسیدشون،

182
00:12:51,980 --> 00:12:54,190
‫و نشون بدید که می‌دونید چطور باید از مهارت‌هاشون استفاده کنید.

183
00:12:56,150 --> 00:12:59,520
‫اگه مثل یه خانواده از بچگی با همدیگه بزرگ بشید،

184
00:13:00,030 --> 00:13:04,280
‫در نهایت، ملازم‌های قابل اعتماد و صمیمی خواهید داشت.

185
00:13:05,410 --> 00:13:09,910
‫و در آینده نیز، افراد مستعد بیشتری رو هنگام رویارویی باهاشون جذب می‌کنیم.

186
00:13:09,990 --> 00:13:12,410
‫تعداد ملازم‌هاتون قطعاً بیشتر می‌شه.

187
00:13:13,080 --> 00:13:15,620
‫در آینده، این می‌شه همون...

188
00:13:15,710 --> 00:13:20,380
‫سفر قهرمان.

189
00:13:20,460 --> 00:13:21,550
‫چه مهمه حالا؟

190
00:13:22,510 --> 00:13:25,680
‫خب حالا، من باید چیکار کنم، ارباب؟

191
00:13:26,380 --> 00:13:28,890
‫هرکاری ازم بخواین انجام می‌دم.

192
00:13:29,760 --> 00:13:30,760
‫هرکاری؟

193
00:13:30,850 --> 00:13:33,480
‫معلومه. ما ملازمتونیم.

194
00:13:40,900 --> 00:13:43,110
‫پس... بیاید گرگم به هوا بازی کنیم!

195
00:13:43,190 --> 00:13:44,190
‫نه، اونو نیستم.

196
00:13:44,280 --> 00:13:45,650
‫چه سریع رد کردی!

197
00:13:46,150 --> 00:13:48,620
‫ارباب آخه شما وقتی بنا رو می‌ذاری به فرار دیگه توی افق محو می‌شی.

198
00:13:49,990 --> 00:13:53,540
‫اینکه موقع فرار چقدر انرژی برای دویدن دارین خیلی عجیبه.

199
00:13:54,160 --> 00:13:56,870
‫اگه قراره یه کار جالب بکنیم، بیاید دزدکی بریم توی خونه‌ی یه سامورایی.

200
00:13:56,960 --> 00:13:58,750
‫یکی از اونا که به‌خاطر آشیکاگا به شما خیانت کردن.

201
00:13:58,830 --> 00:14:01,000
‫بعدش یه تیکه آشغال برمیداریم و همه جا می‌مالونیمش.

202
00:14:01,090 --> 00:14:02,000
‫چه بیخود!

203
00:14:02,090 --> 00:14:04,530
‫بیاید تا وقتی که یکیمون جا بزنه، شنا بزنیم!

204
00:14:04,740 --> 00:14:05,630
‫خود جهنمه!

205
00:14:05,720 --> 00:14:09,640
‫من دوست دارم ببینم توی لونه‌ی مورچه چندتا تیله جا می‌شه.

206
00:14:09,720 --> 00:14:10,890
‫فازت چیه تو؟

207
00:14:10,970 --> 00:14:13,580
‫مشکل این ملازمای من... مشکل این ملازمای من...

208
00:14:14,040 --> 00:14:14,080
‫یک... دو...

209
00:14:14,140 --> 00:14:15,390
‫چیه؟

210
00:14:17,640 --> 00:14:20,770
‫پس ارباب... چطوره بریم شکار؟

211
00:14:20,860 --> 00:14:23,150
‫هم خوش می‌گذره هم تمرین می‌کنیم.

212
00:14:24,980 --> 00:14:27,240
‫اهالی معبد اجازه‌ دارن شکار کنن؟

213
00:14:27,320 --> 00:14:28,610
‫مشکلی نیست.

214
00:14:29,200 --> 00:14:32,240
‫سووا میوجین خداوندگار شکار هم هستند.

215
00:14:32,910 --> 00:14:36,500
‫برخلاف بقیه‌ی فرقه‌های شینتو، ما هم زیاد شکار می‌کنیم و هم زیاد می‌خوریم.

216
00:14:40,170 --> 00:14:41,460
‫چه خدای عجیبی.

217
00:14:44,090 --> 00:14:45,090
‫یوریشیگه-ساما.

218
00:14:46,420 --> 00:14:49,220
‫گویا گروه توکیوکی-ساما رفتن شکار.

219
00:14:51,850 --> 00:14:53,220
‫خودم دیدم.

220
00:14:53,850 --> 00:14:57,350
‫مصیبت‌هایی که باهاشون روبه‌رو می‌شند رو دیدم.

221
00:15:02,480 --> 00:15:03,480
‫آه!

222
00:15:10,660 --> 00:15:12,600
‫اوه، با توجه به استانداردای شما، نزدیک بود.

223
00:15:12,600 --> 00:15:13,580
‫منظورت از «استانداردهای من» چیه؟

224
00:15:13,660 --> 00:15:15,870
‫اینجا از بین شاخ و برگا سخت می‌شه چیزی دید.

225
00:15:22,460 --> 00:15:23,460
‫وای!

226
00:15:23,960 --> 00:15:25,550
‫یالا ارباب، یه بار دیگه.

227
00:15:25,630 --> 00:15:27,670
‫اوناهاش!

228
00:15:32,090 --> 00:15:34,760
‫ای بابا، خیلی تند و تیزه ها این خرگوشه.

229
00:15:36,260 --> 00:15:37,600
‫هیولاـه.

230
00:15:37,680 --> 00:15:42,400
‫می‌بینین؟ خودم بارها شاهد این بودم که
‫چطور خرگوشا رو  نیست و نابود کرده.

231
00:15:42,480 --> 00:15:44,940
‫وایســــا!

232
00:15:50,360 --> 00:15:51,360
‫اون چیه دیگه؟

233
00:15:54,410 --> 00:15:56,490
‫توی استان مجاور شایعه شده بود...

234
00:15:58,120 --> 00:16:01,750
‫که توی این تپه‌ها یه دیو گاو گوشت‌خوارِ بزرگ هست.

235
00:16:04,830 --> 00:16:05,880
‫توکیوکی-ساما،

236
00:16:06,460 --> 00:16:12,680
‫دشمن شما... کسیه که جانورهای خیلی وحشی‌تری
‫رو تحت سلطه‌ی خودش در آورده.

237
00:16:13,890 --> 00:16:16,430
‫بهم نشون بدید چطور می‌تونید قدرتتون رو با هم‌پیمانانتون ترکیب کنید...

238
00:16:18,010 --> 00:16:19,680
‫تا به یک شیوه‌ی عالی این جانور رو زمین بزنید.

239
00:16:19,770 --> 00:16:22,500
موش‌و‌گربه‌بازی
نــانبوکــوچـو

240
00:16:19,770 --> 00:16:22,500
بوتان؛ گراز شیطانی

241
00:16:31,110 --> 00:16:32,650
‫حتی توی پوستش فرو هم نمی‌ره.

242
00:16:35,200 --> 00:16:36,910
‫عقب‌نشینی! فرار می‌کنیم سمت زمینای مرتفع‌تر!

243
00:16:44,670 --> 00:16:46,960
‫فقط خودمون دوتا نمی‌تونیم شکستش بدیم.

244
00:16:47,040 --> 00:16:49,250
‫حین هدایت کردن ارباب فرار می‌کنیم.

245
00:16:49,340 --> 00:16:50,340
‫حله!

246
00:16:51,880 --> 00:16:53,930
‫نه، شکستش می‌دیم.

247
00:16:54,590 --> 00:16:55,330
‫شیزوکو؟

248
00:16:55,370 --> 00:16:56,970
‫کی رسیدی به محل امن؟

249
00:16:57,050 --> 00:16:59,760
‫کوجیرو-کون و آیا-چان فقط خودتون دوتا نیستین.

250
00:16:59,850 --> 00:17:02,390
‫ما الان... توکیوکی-ساما رو هم داریم.

251
00:17:02,480 --> 00:17:03,480
‫من؟

252
00:17:05,520 --> 00:17:10,280
‫شما در حالی که دارید از اون هیولا فرار
‫می‌کنید، به سمت اون درخت کاج می‌دوئید.

253
00:17:11,690 --> 00:17:14,900
‫در همین حین، کوجیرو-کون و آیا-چان اونجا منتظرش می‌مونن.

254
00:17:15,860 --> 00:17:17,370
‫جفتتون می‌دونید دیگه، نه؟

255
00:17:17,870 --> 00:17:20,540
‫زیر اون درخت کاج، چیه؟

256
00:17:20,620 --> 00:17:21,620
‫اوهوم.

257
00:17:20,620 --> 00:17:21,620
‫اوهوم.

258
00:17:22,450 --> 00:17:25,500
‫حله. ارباب. پس تا اونجاش با شما.

259
00:17:25,580 --> 00:17:28,960
‫ها؟... وایسا، یعنی چی با من؟

260
00:17:33,300 --> 00:17:36,050
‫بعدم... از من می‌خواین هم ازش جاخالی بدم، هم بکشونمش اونجا؟

261
00:17:36,630 --> 00:17:38,470
‫این دیوونگیه!

262
00:17:40,100 --> 00:17:43,100
‫کدوم ملازمی...

263
00:17:43,180 --> 00:17:48,100
‫اربابشو می‌کنه... بخشی... از نقشـــــــه!؟

264
00:17:49,150 --> 00:17:51,730
‫اینو می‌گن! ولی با چه سرعت وحشتناکی دارن جاخالی می‌دن!

265
00:17:51,820 --> 00:17:52,820
‫به‌نظر خوب میاد!

266
00:17:52,900 --> 00:17:56,150
‫توی فرار استعداد عجیبی دارن... اربابمون!

267
00:17:58,240 --> 00:18:01,700
‫بیاید یکم... خفن‌ترش کنیم!

268
00:18:04,120 --> 00:18:05,500
‫آماده‌ست!

269
00:18:05,580 --> 00:18:06,900
‫دقیقاً زیر درخت!

270
00:18:07,150 --> 00:18:07,830
‫حله!

271
00:18:13,710 --> 00:18:17,050
‫اوی... من الان با این چیکار کنم؟

272
00:18:22,310 --> 00:18:23,930
‫بیا اینجا خوک،

273
00:18:24,720 --> 00:18:27,600
‫حالا که واسه گروه هوجو توکیوکی شاخ و شونه کشیدی،

274
00:18:29,100 --> 00:18:30,560
‫کاری می‌کنم پشیمون بشی.

275
00:18:33,820 --> 00:18:35,690
‫هیچ تیر یا شمشیری نمی‌تواند به تو آسیبی برساند.

276
00:18:37,030 --> 00:18:39,490
‫حتی اگر از صخره‌ای سقوط کنی... نخواهی مرد.

277
00:18:40,660 --> 00:18:42,030
‫اما متأسفم...

278
00:18:42,830 --> 00:18:46,450
‫چیزی که در آنجا در انتظارت را می‌کشد، تیغه‌ی خداست.

279
00:18:53,590 --> 00:18:55,130
‫آب چه حس خوبی داره.

280
00:18:55,210 --> 00:18:58,220
‫چشمه‌ی آبگرم تخصصی سووا در خدمت شما!

281
00:19:01,140 --> 00:19:02,220
‫شوکه شدم.

282
00:19:02,890 --> 00:19:04,310
‫ایولا!

283
00:19:02,890 --> 00:19:04,310
‫ایولا!

284
00:19:04,810 --> 00:19:07,040
‫توی چشم به‌هم زدن اون جانورو کشتیم.

285
00:19:05,540 --> 00:19:06,850
‫کار سختی بود

286
00:19:06,930 --> 00:19:08,270
‫دوست دارم سلاخیش کنم و بخورمش.

287
00:19:08,350 --> 00:19:10,480
‫به محض اینکه دیدیم کمان جواب نمی‌ده، یه راهی پیدا کردیم...

288
00:19:10,560 --> 00:19:12,400
‫تا قدرتای هرکدوممون رو به‌کار بگیریم.

289
00:19:12,480 --> 00:19:14,650
‫از تدبیرمون... به نفع خودمون استفاده کردیم،

290
00:19:14,730 --> 00:19:17,320
‫برای روبه‌رو شدن با این هیولای ناشناخته تعلل نکردیم.

291
00:19:17,400 --> 00:19:20,240
‫ارباب! بیاید بریم حموم.

292
00:19:20,320 --> 00:19:22,740
‫ولی... این دیگه چطور جونوری بود؟

293
00:19:23,830 --> 00:19:26,910
‫احتمالاً... یه هیولای باقیمونده از دوران باستانه.

294
00:19:29,750 --> 00:19:32,500
‫حتی خانواده‌ای برای تولید مثل نداشته.

295
00:19:34,710 --> 00:19:36,840
‫اگه هم‌گونه‌ای از خودش هنوز وجود می‌داشت،

296
00:19:37,460 --> 00:19:40,430
‫تحت تأثیر شیاطین قرار نمی‌گرفت.

297
00:19:43,930 --> 00:19:44,930
‫از الان به بعد،

298
00:19:45,010 --> 00:19:48,140
‫بیاید جلسات رزم‌آرایی توکیوکی رو توی چشمه‌های آب‌گرم بگیریم!

299
00:19:48,850 --> 00:19:49,930
‫خوشم اومد!

300
00:19:50,520 --> 00:19:52,480
‫می‌رم از محفظه‌ی یخ، یخ...

301
00:19:52,560 --> 00:19:53,810
‫و یکم آب نارنگی بیارم.

302
00:19:57,900 --> 00:20:01,990
‫می‌گم، «گروه توکیوکی» زیادی پیش دشمنا ضایعه.

303
00:20:02,490 --> 00:20:04,450
‫بیاید یه اسم عجیب‌غریب‌تر انتخاب کنیم!

304
00:20:05,370 --> 00:20:06,830
‫بدم نمی‌گی...

305
00:20:07,410 --> 00:20:10,540
‫از اون‌جایی که ما گروهی هستیم که از «فرار کردن» اربابمون به‌عنوان تاکتیک اصلی استفاده می‌کنیم،

306
00:20:11,120 --> 00:20:12,710
‫«گروه دُمتو بذار رو کولت و فرار کن!»

307
00:20:12,790 --> 00:20:13,920
‫چه خز!

308
00:20:14,000 --> 00:20:14,820
‫«گروه شیرینی دوـــ»

309
00:20:14,860 --> 00:20:15,750
‫عمراً!

310
00:20:15,840 --> 00:20:17,170
‫«گروه زاده‌شده برای فرار»

311
00:20:17,250 --> 00:20:19,300
‫عه... خب.

312
00:20:19,380 --> 00:20:20,030
‫«جمیع بدبخت‌ها»

313
00:20:20,030 --> 00:20:20,370
‫دردم گرفت.

314
00:20:21,300 --> 00:20:23,340
‫«پرواز، فرار! گروه فقط فرار کن!»

315
00:20:23,430 --> 00:20:24,430
‫خیلی طولانیه!

316
00:20:24,510 --> 00:20:27,620
‫با اینکه همه‌چیزمو از دست دادم!

317
00:20:25,500 --> 00:20:27,560
‫هی!

318
00:20:27,640 --> 00:20:30,640
‫وقتی اینطوری مثل یه دوست باهام رفتار می‌کنن، حالمو جا میارن.

319
00:20:31,270 --> 00:20:35,150
‫و در عین حال، یادشون نمی‌ره که من اربابشونم.

320
00:20:40,440 --> 00:20:41,610
‫فهمیدم!

321
00:20:41,700 --> 00:20:43,700
‫«جنگجویان چابک چطوره»؟

322
00:20:44,360 --> 00:20:45,530
‫چطوری به ذهنت رسید؟

323
00:20:46,120 --> 00:20:49,740
‫چون ما جنگجوهای یه ارباب چابکیم!

324
00:20:54,210 --> 00:20:57,960
‫اوهوم. جنگجوهای چابک. خوشم اومد.

325
00:20:59,300 --> 00:21:02,090
‫این ملازم‌ها... زیادی برای من خوبن.

326
00:21:04,050 --> 00:21:07,680
‫بیاید توی این جزیره... با همدیگه قوی بشیم!

327
00:21:11,140 --> 00:21:16,310
‫خب حالا، بیاید تیکه‌های خوب اون جونورو بخوریم.

328
00:21:16,400 --> 00:21:19,110
‫بعدش به یوریشیگه-ساما در موردش می‌گیم.

329
00:21:19,190 --> 00:21:20,030
هــــــــــا؟

330
00:21:21,440 --> 00:21:22,900
‫هـــــا...

331
00:21:22,990 --> 00:21:25,780
‫چرا همه‌ی گوشتامونو تنهایی خوردی خدای ابله!

332
00:21:26,990 --> 00:21:29,450
‫اون فقط یه جونور طفلکی بود که تحت سلطه‌ی شیطان در اومده بود!

333
00:21:30,330 --> 00:21:32,330
‫توی شکم مقدسم... دارم روحش رو پاکسازی می‌کنم.

334
00:21:32,410 --> 00:21:33,900
‫جانوری که برای
‫من غریب است
‫در تاریکی غم‌انگیز
‫ سرگردان خواهد شد.

335
00:21:34,580 --> 00:21:35,730
‫خفه‌شو گوشتمو پس بده.

336
00:21:35,940 --> 00:21:37,170
‫خدای شکم‌گنده!

337
00:21:38,490 --> 00:21:40,800
توی شکم این خدا چه خبره؟

338
00:21:49,760 --> 00:21:50,850
‫می‌بینم.

339
00:21:51,390 --> 00:21:52,770
‫می‌بینمش.

340
00:21:53,310 --> 00:21:57,900
‫سووا یوریشیگه داره یه نقشه‌ی شوم می‌چینه.

341
00:22:00,110 --> 00:22:02,280
‫عمراً نمی‌ذارم قسر در بره.

342
00:22:05,000 --> 00:22:15,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

343
00:23:39,040 --> 00:23:39,910
‫بریم.

344
00:23:39,040 --> 00:23:39,910
‫قسمت چهارم  (سال 1333)

345
00:23:39,040 --> 00:23:39,910
‫ظهور
‫سادامونه!

346
00:23:39,040 --> 00:23:39,910

347
00:23:39,040 --> 00:23:39,910

348
00:23:39,040 --> 00:23:39,910

349
00:23:39,040 --> 00:23:39,910

350
00:23:39,040 --> 00:23:39,910

351
00:23:39,040 --> 00:23:39,910

352
00:23:39,040 --> 00:23:39,910

353
00:23:39,040 --> 00:23:39,910
