1
00:00:03,160 --> 00:00:05,560
‫چیه؟ داشتم خرناس می‌کشیدم؟

2
00:00:05,640 --> 00:00:07,680
‫بابی!

3
00:00:12,600 --> 00:00:14,720
‫نه. نه، نه!

4
00:00:15,240 --> 00:00:17,240
‫چی شده؟

5
00:00:17,320 --> 00:00:18,920
‫خیلی معذرت می‌خوام.

6
00:00:19,000 --> 00:00:20,520
‫توی خواب راه رفتی
‫و اومدی درست بالای سرش و...

7
00:00:20,600 --> 00:00:22,800
‫نفرین پخش شده، بابی.

8
00:00:22,880 --> 00:00:25,440
‫روح موردام به روح تو وصل شده.

9
00:00:25,520 --> 00:00:27,200
‫در واقع، دیگه غزل خداحافظی رو خوندی.

10
00:00:28,920 --> 00:00:31,040
‫نمی‌ذارم اتفاقی برات بیفته.

11
00:00:31,120 --> 00:00:32,240
‫قول میدم.

12
00:00:33,000 --> 00:00:43,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

13
00:00:43,615 --> 00:00:45,615
‫« دومی‌ها »

14
00:00:45,640 --> 00:00:48,360
‫فکر کنم بهترین راهمون
‫برای متوقف کردن موردام و نفرین بابی

15
00:00:48,440 --> 00:00:50,640
‫پیدا کردن و قفل کردن
‫دروازه‌های ساب‌ترا باشه.

16
00:00:50,720 --> 00:00:53,040
‫قبلاً امتحان کردیم و نتونستیم
‫پیداشون کنیم، یادت نیست؟

17
00:00:53,120 --> 00:00:54,400
‫یه نقشه‌ی جایگزین لازم داریم.

18
00:00:54,480 --> 00:00:56,640
‫یا دوتا. یا ده‌تا!

19
00:00:58,400 --> 00:01:00,440
‫راست میگه.
‫ما کل جنگل رو گشتیم.

20
00:01:00,520 --> 00:01:02,240
‫بله. ولی این دفعه،

21
00:01:02,320 --> 00:01:04,640
‫توی یه معامله‌ی عمده،
‫از این طلسم‌های درجه‌یک خریدم.

22
00:01:05,360 --> 00:01:07,480
‫محدوده‌ی جستجو رو کوچک‌تر کردم و...

23
00:01:07,560 --> 00:01:10,200
‫همه چیز مرتبه!

24
00:01:10,280 --> 00:01:11,360
‫هنوز زنده‌ام.

25
00:01:13,320 --> 00:01:17,200
‫به هر حال، این منطقه یه میدان نیروی
‫مثلث‌برموداطور رو قایم کرده که...

26
00:01:17,280 --> 00:01:18,720
‫کریستال احضار.

27
00:01:18,800 --> 00:01:22,400
‫می‌تونیم یه نسخه‌ی جعلی از خودم رو
‫احضار کنیم، موردام رو گول بزنیم و...

28
00:01:22,480 --> 00:01:25,000
‫آخرین چیزی که لازم داریم
‫پرسه زدن همزاد پلید توئه.

29
00:01:26,160 --> 00:01:28,680
‫داشتم می‌گفتم،
‫می‌تونیم طلسم‌های جدید رو اینجا آویزون کنیم،

30
00:01:28,760 --> 00:01:30,720
‫و دروازه‌ها رو مجبور کنیم
‫خودشون رو نشون بدن، قبل از اینکه...

31
00:01:33,440 --> 00:01:36,440
‫یه دونه جدید برات می‌خرم.

32
00:01:41,000 --> 00:01:42,280
‫هی، صبر کن.

33
00:01:42,360 --> 00:01:45,000
‫فکر کردم داریم میریم توی جنگل تا دروازه‌های...

34
00:01:45,080 --> 00:01:48,080
‫گوش کن بابی، گفتم نمی‌ذارم اتفاقی برات بیفته،

35
00:01:48,160 --> 00:01:50,040
‫اما الان، خودت داری
‫برای خودت اتفاق می‌افتی.

36
00:01:50,120 --> 00:01:51,400
‫یعنی چی؟

37
00:01:51,480 --> 00:01:52,640
‫تو برای خودت خطرناکی.

38
00:01:52,720 --> 00:01:57,320
‫بشین، استراحت کن و توی خونه
‫از یه روز عالی اسپا لذت ببر.

39
00:01:57,400 --> 00:01:58,800
‫بیا، این خیلی خوبه.

40
00:01:58,880 --> 00:02:01,000
‫مرسی، ولی چیزی که الان لازم دارم...

41
00:02:01,080 --> 00:02:03,600
‫- یه کیت هات‌چاکلت؟ بفرما.
‫- نه... من لازم دارم...

42
00:02:03,680 --> 00:02:05,000
‫یه ماسک صورت عالی.

43
00:02:05,080 --> 00:02:06,080
‫لذت ببر.

44
00:02:07,000 --> 00:02:08,920
‫و سعی کن به مرگ حتمیت فکر نکنی.

45
00:02:09,000 --> 00:02:10,720
‫مواظب خودت باش بابی. ما از پسش برمیایم.

46
00:02:10,800 --> 00:02:12,480
‫اگر هم چیزی لازم داشتی، فقط یه ندا بده.

47
00:02:13,440 --> 00:02:15,080
‫صبر کنین!

48
00:02:15,160 --> 00:02:18,680
‫تنها چیزی که لازم دارم شماهایین.

49
00:02:21,000 --> 00:02:23,240
‫واقعاً نمی‌خوام الان تنها باشم.

50
00:02:23,320 --> 00:02:25,440
‫اوه.

51
00:02:26,840 --> 00:02:28,120
‫جنی؟

52
00:02:28,200 --> 00:02:29,520
‫کسی هست؟

53
00:02:31,560 --> 00:02:33,800
‫اوه.

54
00:02:36,120 --> 00:02:37,120
‫پسری از همین محله...

55
00:02:37,200 --> 00:02:39,000
‫که هر لحظه ممکنه غیب بشه...

56
00:02:39,080 --> 00:02:40,360
‫و آخرین آرزوش...

57
00:02:40,440 --> 00:02:42,320
‫تجربه‌ی غریبی از...

58
00:02:42,400 --> 00:02:43,640
‫عشق مادریه...

59
00:02:48,000 --> 00:02:55,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

60
00:02:59,080 --> 00:03:00,640
‫باشه.

61
00:03:00,720 --> 00:03:03,800
‫سلام مامان. منم پسرت.
‫من رو یادت هست؟

62
00:03:03,880 --> 00:03:05,840
‫می‌دونم که خیلی سرت شلوغه،

63
00:03:05,920 --> 00:03:10,120
‫ولی واقعاً دلم می‌خواد
‫برای آخرین بار ببینمت.

64
00:03:10,200 --> 00:03:12,880
‫چه فایده‌ای داره؟

65
00:03:12,960 --> 00:03:15,360
‫اینجوری نیست که تا احضارش کنی
‫یهو ظاهر بشه.

66
00:03:16,120 --> 00:03:18,320
‫کریستال احضار داگ.

67
00:03:21,280 --> 00:03:24,520
‫مامان الکی داشتن،
‫بهتر از اصلاً مامان نداشتنـه، فکر کنم.

68
00:03:25,080 --> 00:03:27,680
‫و قطعاً بهتر از کاملاً تنها بودنـه.

69
00:03:37,320 --> 00:03:38,320
‫ها؟

70
00:03:39,360 --> 00:03:40,720
‫هوم؟

71
00:03:40,800 --> 00:03:42,520
‫نه نه. نمی‌خوام بدونم.

72
00:03:44,600 --> 00:03:47,400
‫آره، کی می‌خواد قضاوت کنه؟
‫شمع هم شمعـه دیگه.

73
00:03:55,080 --> 00:03:58,600
‫اسم چیز دلخواه را وارد کنید.

74
00:03:58,680 --> 00:04:00,480
‫مامانم.

75
00:04:11,360 --> 00:04:12,400
‫ها؟

76
00:04:13,320 --> 00:04:16,600
‫خب، امشب که هدر رفت.

77
00:04:16,680 --> 00:04:18,440
‫و شمع‌های تولد.

78
00:04:44,960 --> 00:04:47,440
‫هوم؟

79
00:04:50,600 --> 00:04:51,680
‫ها؟

80
00:04:52,760 --> 00:04:54,200
‫جواب داد.

81
00:04:54,280 --> 00:04:56,000
‫صبح بخیر، گل‌پسر.

82
00:04:56,080 --> 00:04:57,440
‫امیدوارم گرسنه‌ات باشه.

83
00:04:57,520 --> 00:04:59,840
‫چون من که بدجوری گرسنه‌ام.

84
00:05:01,640 --> 00:05:04,760
‫معلومه که اون سنگ
‫یه نسخه‌ی پلید رو احضار کرده.

85
00:05:04,840 --> 00:05:09,280
‫آره، تاریخ انقضای من که به هر حال
‫داره می‌رسه، پس بیا قال قضیه رو بکنیم.

86
00:05:09,360 --> 00:05:12,240
‫تند نرو.

87
00:05:12,320 --> 00:05:14,200
‫من دوست دارم اول با غذام بازی کنم.

88
00:05:14,280 --> 00:05:18,200
‫یه ذره ترس،
‫واقعاً یه مزه‌ی خاصی بهش میده.

89
00:05:18,280 --> 00:05:21,000
‫من واقعاً حوصله‌ی بازی ندارم.

90
00:05:21,760 --> 00:05:23,200
‫اما؟

91
00:05:28,240 --> 00:05:31,920
‫روزهای آخرته.

92
00:05:32,000 --> 00:05:33,800
‫آره. می‌دونم.

93
00:05:37,720 --> 00:05:42,120
‫اینم از نمایش بیاین بابی رو بخوریم.

94
00:05:45,760 --> 00:05:46,760
‫هوم؟

95
00:05:51,760 --> 00:05:53,920
‫داری وقتت رو تلف می‌کنی.

96
00:05:54,000 --> 00:05:55,000
‫هوم؟

97
00:05:55,080 --> 00:05:56,560
‫نمی‌فهمم.

98
00:05:56,640 --> 00:05:58,760
‫تو باید از من وحشت کنی.

99
00:05:58,840 --> 00:06:00,440
‫مشکل از تو نیست. از منه.

100
00:06:00,520 --> 00:06:02,200
‫دوست‌هام ترکم کردن.

101
00:06:02,280 --> 00:06:05,000
‫نه پدرومادری دارم و نه آینده‌ای.

102
00:06:05,080 --> 00:06:07,720
‫انگار همه‌ی ترس‌هام به حقیقت پیوستن.

103
00:06:08,920 --> 00:06:11,240
‫ببخشید...
‫نمی‌خواستم دردودل کنم.

104
00:06:11,320 --> 00:06:13,360
‫بذار برت گردونم به ساب‌ترا.

105
00:06:13,440 --> 00:06:15,800
‫نه، خواهش می‌کنم. می‌شه یکم بیشتر بمونم؟

106
00:06:15,880 --> 00:06:17,200
‫من هیچوقت نمی‌تونم بیام بیرون.

107
00:06:17,280 --> 00:06:19,880
‫خب، باشه.

108
00:06:23,560 --> 00:06:25,600
‫خب، حالا که اینجام،

109
00:06:25,680 --> 00:06:30,320
‫می‌تونم به نقش بازی کردن
‫ادامه بدم و... مامانت باشم؟

110
00:06:30,400 --> 00:06:34,760
‫معمولاً احمق‌هایی که از کریستال احضار
‫استفاده می‌کنن، بهای سنگینی با روح‌شون میدن.

111
00:06:34,840 --> 00:06:36,720
‫- ولی روح تو از قبل رزرو شده.
‫- هوم؟

112
00:06:36,800 --> 00:06:39,760
‫این مهر موردامـه. تو وی‌آی‌پی هستی.

113
00:06:39,840 --> 00:06:42,360
‫پس فکر کنم می‌تونی
‫چیزی که آرزو کردی رو مجانی بگیری.

114
00:06:42,440 --> 00:06:43,760
‫یه مامان الکی.

115
00:06:45,600 --> 00:06:49,240
‫اشکالی نداره. فکر کنم نظرم عوض شده.

116
00:06:49,320 --> 00:06:53,120
‫بیخیال بابا. این نقشیـه که برای بازی کردنش
‫خلق شدم. تازه، من باحالم.

117
00:06:53,200 --> 00:06:56,200
‫بگو ببینم، مامانت می‌تونه این‌کار رو بکنه؟

118
00:06:59,400 --> 00:07:00,600
‫ها؟

119
00:07:19,000 --> 00:07:21,160
‫وای. دمت گرم.

120
00:07:21,240 --> 00:07:23,200
‫مامان‌ها معمولاً این‌کار رو نمی‌کنن.

121
00:07:23,280 --> 00:07:26,040
‫ولی باهم گشتن به نظر باحال میاد.

122
00:07:26,120 --> 00:07:29,760
‫قراره حسابی خوش بگذره.

123
00:07:32,480 --> 00:07:34,480
‫هی، کمتر چت کن و بیشتر وقت بگذرون.

124
00:07:34,560 --> 00:07:36,320
‫بدون اون یه جوریـه.

125
00:07:36,400 --> 00:07:39,960
‫امکان نداره موقع آویزون کردن تزئینات
‫به خودش آسیب بزنه، مگه نه؟

126
00:07:40,040 --> 00:07:41,640
‫این‌ها تزئینات نیستن.

127
00:07:42,440 --> 00:07:45,520
‫باشه. جعبه رو اشتباه برداشتم.
‫خب، این یکی تقصیر منه.

128
00:07:45,600 --> 00:07:48,360
‫ولی این طلسم‌ها جواب میدن، قول میدم.

129
00:07:49,040 --> 00:07:50,576
‫سلام، منم بابی. اگه داری این رو می‌شنوی...

130
00:07:50,600 --> 00:07:53,160
‫دیگه بسه. بابی معمولاً همیشه جواب میده.

131
00:07:53,240 --> 00:07:54,720
‫باید برم بهش سر بزنم.

132
00:07:56,160 --> 00:07:58,160
‫ولی ما هنوز نصف راه رو هم نرفتیم!

133
00:08:05,800 --> 00:08:07,160
‫مامان بابی؟

134
00:08:07,240 --> 00:08:09,040
‫یه جای کار می‌لنگه.

135
00:08:16,120 --> 00:08:18,720
‫لایک داد؟ نه داگ، تو چقدر احمقی!

136
00:08:18,800 --> 00:08:22,440
‫تا بابی تنها می‌شه،
‫مادرش که هیچوقت نیست یهو ظاهر می‌شه؟

137
00:08:22,520 --> 00:08:24,680
‫امکان نداره خودش باشه.

138
00:08:27,080 --> 00:08:28,800
‫داگ، صدات رو قطع می‌کنم.

139
00:08:29,500 --> 00:08:36,500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

140
00:08:37,280 --> 00:08:39,400
‫اون قطعاً مامانش نیست.

141
00:08:39,480 --> 00:08:41,960
‫اما اگه اون نیست، پس کیه،
‫و با بابی چی کار داره؟

142
00:08:45,840 --> 00:08:47,840
‫وای!

143
00:08:58,640 --> 00:08:59,720
‫هورا!

144
00:09:05,040 --> 00:09:07,440
‫برو که رفتیم... ایول داری.

145
00:09:09,480 --> 00:09:11,960
‫دوتا بلیط برای وحشت در خیابان ردو برتانی.

146
00:09:12,040 --> 00:09:16,240
‫من فیلم جشن بغل رو پیشنهاد میدم،
‫یه فیلم شاد برای این کوچولو.

147
00:09:16,320 --> 00:09:18,480
‫خیلی ترسناکـه، نه؟

148
00:09:33,960 --> 00:09:35,200
‫بابی رو نگاه کنین.

149
00:09:35,280 --> 00:09:36,920
‫صورتش یه جوریـه.

150
00:09:37,000 --> 00:09:38,960
‫دست‌هاش هم یه جوریـه.

151
00:09:39,040 --> 00:09:41,440
‫چیش یه جوری نیست؟

152
00:09:41,960 --> 00:09:44,960
‫می‌خوای همینطوری اجازه بدی سوارت بشن؟

153
00:09:45,040 --> 00:09:47,800
‫باور کن، ارزشش رو ندارن.

154
00:09:47,880 --> 00:09:50,760
‫باید یه چیزی بگی،
‫وگرنه هیچوقت هیچی عوض نمی‌شه.

155
00:09:50,840 --> 00:09:52,200
‫تو چرا برات مهمـه؟

156
00:09:52,280 --> 00:09:54,960
‫یه نفر باید از آدم‌های ضعیف دفاع کنه.

157
00:09:55,040 --> 00:09:57,320
‫مگه نه، لجن‌ها؟

158
00:10:00,960 --> 00:10:04,440
‫تو قهرمان منی!

159
00:10:40,000 --> 00:10:42,440
‫می‌دونی، معمولاً زندگی من بیشتر اینطوریـه که...

160
00:10:45,360 --> 00:10:47,840
‫انسان حقیر، تو محکوم به فنایی.

161
00:10:49,240 --> 00:10:51,680
‫ممنونم. خوشحالم که این‌کار رو کردیم.

162
00:10:51,760 --> 00:10:53,880
‫چرا فعل گذشته به کار می‌بری؟

163
00:10:53,960 --> 00:10:57,360
‫خب، کل این بازی الکی که نمی‌تونه
‫تا ابد ادامه داشته باشه، مگه نه؟

164
00:10:57,960 --> 00:11:00,760
‫امیدوارم پلیدی به زودی از زندگیم بره بیرون.

165
00:11:00,840 --> 00:11:02,600
‫وگرنه، فکر کنم توی ساب‌ترا می‌بینمت.

166
00:11:02,680 --> 00:11:04,200
‫نه بابا، شوخی کردم.

167
00:11:04,280 --> 00:11:06,160
‫ولی تو نمی‌تونی تنها بمونی.

168
00:11:06,240 --> 00:11:07,480
‫نگران نباش. جنی رو دارم.

169
00:11:07,560 --> 00:11:09,120
‫و دوست‌هام هم هوام رو دارن.

170
00:11:09,200 --> 00:11:10,360
‫از این بابت مطمئنی؟

171
00:11:10,440 --> 00:11:13,560
‫راگ، دامی و میک
‫امروز که داشتی عذاب می‌کشیدی کجا بودن؟

172
00:11:13,640 --> 00:11:16,120
‫دوست‌های واقعی ترکت نمی‌کنن، بابی.

173
00:11:16,200 --> 00:11:18,960
‫اسمشون داگ، رومی و کیمـه.

174
00:11:19,040 --> 00:11:20,960
‫اون‌ها سرشون شلوغـه
‫تا دروازه‌های ساب‌ترا رو ببندن.

175
00:11:21,040 --> 00:11:22,320
‫باید به رومی پیام بدم.

176
00:11:22,400 --> 00:11:24,520
‫موقع غذا خوردن گوشی ممنوع.

177
00:11:24,600 --> 00:11:27,800
‫تازه، مطمئنم اون دوستت که خودش رو تحویل می‌گیره حالش خوبه.

178
00:11:28,480 --> 00:11:31,640
‫انگار یکی حسودیش شده.

179
00:11:31,720 --> 00:11:33,440
‫من؟

180
00:11:33,520 --> 00:11:35,880
‫ها؟

181
00:11:36,920 --> 00:11:40,240
‫داره سرد می‌شه.
‫چرا نمیریم خونه؟

182
00:11:40,320 --> 00:11:41,560
‫بابی! بابی!

183
00:11:47,680 --> 00:11:51,280
‫بازم؟ جدی این گوشی چشه؟

184
00:12:13,120 --> 00:12:15,760
‫می‌دونستم. دیگه بسه. من میرم تو.

185
00:12:24,880 --> 00:12:27,600
‫بهترین روز عمرم بود.

186
00:12:38,680 --> 00:12:39,760
‫بابی.

187
00:12:43,440 --> 00:12:46,600
‫معلومه، سعی کرده
‫یه نسخه‌ی بی‌عیب‌ونقص از مامانش رو احضار کنه.

188
00:12:58,440 --> 00:12:59,640
‫ها؟

189
00:12:59,720 --> 00:13:04,040
‫بالاخره، وقت خوردن رسید.

190
00:13:04,120 --> 00:13:05,880
‫باب...

191
00:13:06,520 --> 00:13:10,240
‫داره کابوس‌های شیرینی می‌بینه.

192
00:13:12,240 --> 00:13:17,480
‫می‌دونی، می‌خواستم پسره رو بخورم،
‫ولی واقعاً ازش خوشم اومده.

193
00:13:17,560 --> 00:13:22,760
‫و این باعث شده برای فضول‌های
‫دردسرسازی مثل تو اشتها پیدا کنم.

194
00:13:22,840 --> 00:13:25,120
‫حالا چطوری بخوریمت؟

195
00:13:25,200 --> 00:13:29,800
‫بیف‌بورگینیون بچه
‫یا نوجوون با سس پرتقال؟

196
00:13:34,000 --> 00:13:41,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

197
00:13:46,840 --> 00:13:48,600
‫من معمولاً از بچه‌ها متنفرم.

198
00:13:48,680 --> 00:13:51,760
‫خب، واضحه که عاشق شکنجه کردنشونم.

199
00:13:51,840 --> 00:13:54,400
‫ولی بابی همین الانشم خیلی شکنجه شده،

200
00:13:54,480 --> 00:13:57,360
‫دلم برای طفلک سوخت.

201
00:13:58,520 --> 00:14:02,880
‫منظورم اینه که، تصادفی نیست
‫که بابی توسط موردام انتخاب شده.

202
00:14:02,960 --> 00:14:05,360
‫- انتخاب شده؟
‫- معلومه که انتخاب شده.

203
00:14:05,440 --> 00:14:08,920
‫فقط بچه‌ای که واقعاً به حال خودش
‫رها شده باشه، لقمه‌ی چربیـه.

204
00:14:09,480 --> 00:14:12,600
‫می‌بینی، هیچ‌چیزی تاریک‌تر از
‫یه بچه‌ی فراموش‌شده نیست.

205
00:14:14,480 --> 00:14:17,640
‫اوهوم. مامان بابی
‫هیولای واقعی اینجاست.

206
00:14:17,720 --> 00:14:18,720
‫نمک رو بده به من.

207
00:14:21,040 --> 00:14:23,600
‫ولی تو نگران بابی نباش.

208
00:14:23,680 --> 00:14:26,720
‫چون الان یه مامان جدید داره. من.

209
00:14:26,800 --> 00:14:28,240
‫اون دوست‌هایی داره.

210
00:14:28,320 --> 00:14:32,520
‫دوست داره؟ مثل تو؟
‫که گذاشتی دروازه‌های ساب‌ترا رو باز کنه.

211
00:14:32,600 --> 00:14:34,520
‫نه، تو تاثیر بدی روش می‌ذاری.

212
00:14:34,600 --> 00:14:35,960
‫و نه از اون بدهـای خوب.

213
00:14:36,040 --> 00:14:38,600
‫داری با کی حرف می‌زنی؟

214
00:14:38,680 --> 00:14:40,400
‫فقط با خودم.

215
00:14:40,480 --> 00:14:42,120
‫چرا بیداری، عزیزم؟

216
00:14:42,200 --> 00:14:43,640
‫تشنمه.

217
00:14:47,520 --> 00:14:49,560
‫نمی‌تونی رومی رو بخوری!

218
00:14:49,640 --> 00:14:51,920
‫همه‌اش برای توئه، عزیزدلم.

219
00:14:52,000 --> 00:14:55,080
‫وقتی یه مامان معرکه داری،
‫به یه دوست مزخرف احتیاج نداری.

220
00:14:55,160 --> 00:14:57,520
‫- ولی ولی...
‫- صلاح کارت رو مامان بهتر می‌دونه.

221
00:14:57,600 --> 00:14:58,840
‫حالا، برگرد به تختت.

222
00:15:04,840 --> 00:15:07,720
‫هی! دارم برت می‌گردونم به ساب‌ترا.

223
00:15:07,800 --> 00:15:10,280
‫نه، نه، نه،
‫واقعاً منظورت این نیست.

224
00:15:10,360 --> 00:15:13,960
‫شاید خانواده‌ی کاملی نداشته باشم،
‫ولی رومی همیشه کنارم بوده.

225
00:15:16,600 --> 00:15:20,880
‫رومی رو به مامانی ترجیح میدی؟

226
00:15:23,880 --> 00:15:25,440
‫بهت گفتم، اصلاً جای بحث نداره.

227
00:15:25,520 --> 00:15:28,720
‫رومی فراتر از خانواده‌ست،
‫و اون هیچوقت ترکم نمی‌کنه.

228
00:15:31,880 --> 00:15:33,480
‫هوم؟

229
00:15:35,120 --> 00:15:37,000
‫فرار کن بابی، فرار کن!

230
00:15:46,320 --> 00:15:47,440
‫کمکم کن!

231
00:16:03,880 --> 00:16:05,640
‫مامانی اومد!

232
00:16:05,720 --> 00:16:07,760
‫رومی!

233
00:16:15,920 --> 00:16:17,960
‫هوم؟

234
00:16:21,720 --> 00:16:25,240
‫اگه قراره اینجوری باشه،
‫جفتتون رو می‌خورم!

235
00:16:29,880 --> 00:16:31,840
‫تو رو فقط یه ناخنک می‌زنم بابی...

236
00:16:31,920 --> 00:16:34,080
‫ولی مطمئنم موردام درک می‌کنه.

237
00:16:36,360 --> 00:16:38,040
‫بسه دیگه!

238
00:16:40,400 --> 00:16:41,640
‫من...

239
00:16:41,720 --> 00:16:43,800
‫معذرت می‌خوام، باشه؟

240
00:16:43,880 --> 00:16:45,720
‫ببخشید که احضارت کردم.

241
00:16:45,800 --> 00:16:48,280
‫و ببخشید که سعی کردم برت گردونم.

242
00:16:48,360 --> 00:16:51,640
‫می‌خواستم برای آخرین بار
‫مامانم رو ببینم...

243
00:16:51,720 --> 00:16:57,080
‫و خب، انگار صدا کردن یه هیولا،
‫یکم کمتر ترسناک به نظر می‌رسید.

244
00:16:57,160 --> 00:16:59,680
‫و امروز واقعاً عالی بود.

245
00:17:00,240 --> 00:17:03,840
‫ولی فقط باعث شد
‫دلم برای مامانم حتی بیشتر تنگ بشه.

246
00:17:03,920 --> 00:17:05,240
‫اوه.

247
00:17:09,840 --> 00:17:11,640
‫نه!

248
00:17:11,720 --> 00:17:17,040
‫گوش کن، می‌دونم اون مامان واقعیم نیست،
‫ولی باز یه جورایی مامانمه،

249
00:17:17,120 --> 00:17:21,080
‫و اون مهربون بوده، برخلاف مامان واقعیم.

250
00:17:21,160 --> 00:17:25,560
‫تو الان بهم گفتی...
‫یه جورایی‌مامان.

251
00:17:30,280 --> 00:17:32,520
‫اشکت مارهای افعیه؟

252
00:17:32,600 --> 00:17:34,280
‫نه، صبر کن. باید این حرف رو بزنیم.

253
00:17:34,360 --> 00:17:36,560
‫چون در واقع برای تو راحت‌تر بوده که

254
00:17:36,640 --> 00:17:41,240
‫یه هیولای بچه‌خور رو احضار کنی
‫تا اینکه با مامان واقعیت روبرو بشی!

255
00:17:41,320 --> 00:17:43,360
‫دوست فضولت راست میگه.

256
00:17:43,440 --> 00:17:44,840
‫فیلم بازی کردن دیگه بسه.

257
00:17:44,920 --> 00:17:47,880
‫وقتشه به مامانت بگی
‫واقعاً چه حسی داری.

258
00:17:47,960 --> 00:17:49,760
‫آره، هر چی تو دلتـه بریز بیرون.

259
00:17:50,320 --> 00:17:52,160
‫چون اگه حرفت رو نزنی...

260
00:17:52,880 --> 00:17:54,600
‫هیچوقت هیچی عوض نمی‌شه.

261
00:17:55,280 --> 00:17:56,280
‫من حاضرم.

262
00:17:59,760 --> 00:18:03,840
‫آدم‌ها خودشون توی شکنجه کردن همدیگه اونقدر استادن،

263
00:18:03,920 --> 00:18:06,800
‫که ما هیولاها رو دارن بیکار می‌کنن.

264
00:18:06,880 --> 00:18:09,280
‫- صبحونه بزنیم؟
‫- حتماً.

265
00:18:17,200 --> 00:18:19,200
‫شماها چطور می‌تونین از این متنفر باشین؟

266
00:18:20,640 --> 00:18:22,600
‫چی، کارهای خونه؟ این خودش شکنجه‌ست.

267
00:18:22,680 --> 00:18:23,840
‫دقیقاً.

268
00:18:23,920 --> 00:18:26,320
‫مگه می‌شه ازش خوشت نیاد؟

269
00:18:27,840 --> 00:18:29,600
‫سوزان؟

270
00:18:29,680 --> 00:18:31,160
‫خواهر.

271
00:18:35,600 --> 00:18:37,240
‫ما میریم یه هوایی بخوریم.

272
00:18:39,360 --> 00:18:41,800
‫ها؟ نه نه، نمی‌خوام بدونم.

273
00:18:41,880 --> 00:18:43,320
‫حدس بزنین چی شده؟

274
00:18:43,400 --> 00:18:45,320
‫مامان داره میاد خونه!

275
00:18:45,400 --> 00:18:47,920
‫منظورم اینه که چند روز طول می‌کشه، ولی بازم.

276
00:18:48,000 --> 00:18:50,240
‫داره برمی‌گرده!

277
00:18:50,320 --> 00:18:52,120
‫بهت افتخار می‌کنم، عزیزم.

278
00:18:52,200 --> 00:18:55,360
‫زود باشین، یه عکس بگیریم
‫قبل از اینکه آرایشم خراب بشه.

279
00:19:01,200 --> 00:19:05,400
‫یادگاری خوبی می‌شه.

280
00:19:06,320 --> 00:19:08,960
‫اوم،

281
00:19:09,040 --> 00:19:12,040
‫و  اینم یه یادگاری برای تو.

282
00:19:12,600 --> 00:19:14,760
‫به چشم یه کادوی خدافظی بهش نگاه کن.

283
00:19:17,800 --> 00:19:19,760
‫یه راهی برای درمان تو وجود داره.

284
00:19:19,840 --> 00:19:23,360
‫این ورد پیچیده، تو رو برای همیشه آزاد می‌کنه.

285
00:19:23,440 --> 00:19:26,440
‫مطمئنم دوستت، داگ،
‫می‌دونه باید چی کار کنه.

286
00:19:27,920 --> 00:19:30,760
‫من... مـن... چرا؟

287
00:19:30,840 --> 00:19:33,880
‫چون لیاقتش رو داری، بابی.

288
00:19:33,960 --> 00:19:37,360
‫باید کادو رو جبران کنی.
‫این الفبای آداب معاشرت هیولاهاست.

289
00:19:42,160 --> 00:19:43,320
‫ممنونم.

290
00:19:43,400 --> 00:19:46,280
‫عاشق این عطر نفرت‌انگیزم.

291
00:19:49,240 --> 00:19:50,840
‫مواظب خودت باش، کوچولو.

292
00:19:50,920 --> 00:19:52,080
‫صبر کن.

293
00:19:52,160 --> 00:19:54,080
‫حالت خوب می‌مونه؟

294
00:19:54,160 --> 00:19:58,240
‫بدترین کاری که موردام می‌تونه بکنه چیه،
‫من رو برگردونه به ساب‌ترا؟

295
00:20:03,040 --> 00:20:04,880
‫خیلی خوش گذشت.

296
00:20:14,840 --> 00:20:16,760
‫برای یه مامان‌هـیولا، خیلی باحاله.

297
00:20:16,840 --> 00:20:18,080
‫هوم.

298
00:20:19,600 --> 00:20:21,560
‫بالاخره.

299
00:20:21,640 --> 00:20:22,920
‫امیدوارم این جواب بده.

300
00:20:23,000 --> 00:20:24,720
‫حتماً میده.

301
00:20:24,800 --> 00:20:26,200
‫تماشا کنین.

302
00:20:26,280 --> 00:20:27,680
‫به قدرت‌هایی که در تو نهفته‌ست،

303
00:20:27,760 --> 00:20:30,000
‫ای طلسم درجه‌یکی که به قیمت عمده خریدم،

304
00:20:30,080 --> 00:20:33,320
‫ورودی ساب‌ترا رو نشون بده!

305
00:20:35,400 --> 00:20:36,840
‫ساب‌ترا...

306
00:20:37,760 --> 00:20:39,000
‫شاید باید بیشتر آویزون کنیم؟

307
00:20:40,600 --> 00:20:42,000
‫یه لحظه صبر کن. الو.

308
00:20:42,080 --> 00:20:43,440
‫باورتون نمی‌شه!

309
00:20:43,520 --> 00:20:45,240
‫یه راه پیدا کردیم که بابی رو درمان کنیم.

310
00:20:45,320 --> 00:20:46,440
‫با طلسم‌ها؟

311
00:20:46,520 --> 00:20:47,520
‫چی؟ نه!

312
00:20:47,600 --> 00:20:48,800
‫یه هیولا کلیدش رو بهمون داد.

313
00:20:48,880 --> 00:20:51,520
‫یه مراسم پیچیده‌ست که
‫مستقیم از اعماق ساب‌ترا اومده.

314
00:20:51,600 --> 00:20:53,120
‫قراره بترکونه.

315
00:20:55,520 --> 00:21:00,880
‫یعنی من کل روز رو وقت گذاشتم
‫این تزئینات رو الکی آویزون کردم؟

316
00:21:00,960 --> 00:21:02,560
‫این‌ها تزئینات نیستن.

317
00:21:02,640 --> 00:21:03,880
‫اون‌ها... ولی...

318
00:21:03,960 --> 00:21:05,720
‫البته برعکس آویزونشون کردیم.

319
00:21:06,000 --> 00:21:26,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
