WEBVTT

00:04.000 --> 00:08.216
‫- یه جسد توی کانلویینگ پیدا کردیم.
‫- اسم قربانی «جیسون مورگان»ـه.

00:08.240 --> 00:10.336
‫پنج سال پیش، برادرش «نیکول» گم شد.

00:10.360 --> 00:12.942
‫بازرس پرونده من بودم.
‫جسد یه پسر جَوون رو پیدا کردیم.

00:13.009 --> 00:15.216
‫- جیسون نیست.
‫- به نظرم هست.

00:15.240 --> 00:18.376
‫جیسون دوتا گوشی داشت.
‫یعنی یه زندگی مخفی هم داشته.

00:18.400 --> 00:20.880
‫- گفتم از پسرم دور بمون.
‫- این کار رو نکن.

00:21.924 --> 00:23.335
‫[ سلام، راب ]

00:25.004 --> 00:26.004
‫چیزه...

00:26.720 --> 00:29.416
‫پولش واسه دوتا بلیت سینما کافیـه.
‫امشب چطوره؟

00:29.440 --> 00:31.056
‫- به بابام قول دادم که...
‫- به بابات؟

00:31.080 --> 00:32.776
‫چشم‌هاش به باباش رفته.

00:32.800 --> 00:36.504
‫الان می‌کُشمت و یه جایی
‫دفنت می‌کنم که هیشکی پیدات نکنه.

00:37.414 --> 00:38.835
‫من برگشتم.

00:40.320 --> 00:42.040
‫مونیکا.

00:43.120 --> 00:45.800
‫فقط یه هیولای
‫مریض همچین کاری می‌کنه.

00:50.000 --> 01:01.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:45.000 --> 01:52.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:52.632 --> 01:54.936
‫ساکت باش.
‫بذار بخوابه.

01:55.026 --> 01:56.431
‫بیا ببینم.

01:56.840 --> 01:59.400
‫بیا. ولش کن.
‫بیا بریم.

02:00.265 --> 02:01.728
‫بریم پایین، پسر.

02:06.520 --> 02:08.760
‫برو.
‫راحت تخلیه کن.

02:18.800 --> 02:22.120
‫راب!
‫من رفتم!

02:31.240 --> 02:34.280
‫راب!
‫بیداری؟

02:38.800 --> 02:39.866
‫راب؟

02:47.407 --> 02:48.647
‫راب!

03:29.851 --> 03:31.040
‫خدای بزرگ.

03:39.920 --> 03:43.440
‫- با پلیس تماس گرفتید.
‫- سلام... راب نیست...

03:44.560 --> 03:46.925
‫راب کیـه، جناب؟

03:47.598 --> 03:49.192
‫عذر می‌خوام.

03:50.320 --> 03:52.296
‫اسم پسرمـه.

03:52.320 --> 03:54.456
‫ببینید، شاید احمقانه باشه
‫که بهتون زنگ زدم.

03:54.480 --> 03:58.038
‫- ولی آخه پسرم رو پیدا نمی‌کنم.
‫- متوجه شدم.

03:58.452 --> 04:00.104
‫توی اتاقش نیست و...

04:00.977 --> 04:02.753
‫خب، راب چند سالشـه؟

04:02.920 --> 04:06.856
‫بچه‌ست.
‫۱۷ سالش نشده.

04:06.880 --> 04:08.136
‫این کارش طبیعی نیست.

04:08.160 --> 04:09.936
‫- متوجهـم.
‫- واسه همین بهتون زنگ زدم.

04:09.960 --> 04:11.576
‫از این کارها نمی‌کنه.

04:11.600 --> 04:14.936
‫- لطفاً آروم باشین.
‫- همچین... کاری نمی‌کنه.

04:14.960 --> 04:18.160
‫بسیار خوب. گوشی دست‌تون باشه.
‫الان همکارهام رو می‌فرستم.

04:26.057 --> 04:28.925
‫[ تـاریـکـی ]

04:30.280 --> 04:36.144
‫قدرت تکلم نداشته،
‫ولی به محیط اطرافش واقف بوده.

04:36.400 --> 04:39.800
‫همه‌چی رو می‌دیده
‫و ذره‌ذره خفه می‌شده.

04:41.080 --> 04:45.720
‫مونیکا، فقط یه هیولای
‫مریض همچین کاری می‌کنه.

04:50.160 --> 04:51.840
‫چطوری، عشقم؟

04:53.261 --> 04:54.880
‫این رو دربیارم.

05:00.600 --> 05:02.000
‫خیلی وقتـه روی گوش‌هاتـه؟

05:04.080 --> 05:07.377
‫- امروز مدرسه دارم.
‫- بله.

05:07.800 --> 05:09.440
‫تو هم برو سر کارِت.

05:35.714 --> 05:37.131
‫[ مرکز فرماندهی ]

05:42.735 --> 05:43.799
‫بگو.

05:44.423 --> 05:47.639
‫رئیس، یه گزارش گرفتیم
‫از گم‌شدن یه پسر جَوون.

05:47.720 --> 05:49.080
‫تعریف کن.

06:13.520 --> 06:15.289
‫آره.
‫باشه.

06:16.920 --> 06:19.000
‫می‌آم.
‫حتماً می‌آم.

07:01.240 --> 07:02.376
‫آقای رایت؟

07:02.400 --> 07:04.016
‫بله، خودم هستم.

07:04.040 --> 07:05.736
‫کارآگاه کِندی هستم.

07:05.902 --> 07:09.355
‫کـ... کارآگاه؟

07:10.211 --> 07:11.346
‫اجازه هست؟

07:12.384 --> 07:14.707
‫خواهش می‌کنم.
‫بفرمایید.

07:15.480 --> 07:17.811
‫از این‌طرف بفرمایید.

07:22.876 --> 07:25.137
‫- دونفری زندگی می‌کنین؟
‫- بله، مامانش ترک‌مون کرد.

07:25.432 --> 07:27.792
‫هیچ‌وقت جواب تماس‌هام رو نمی‌ده.

07:31.800 --> 07:34.176
‫چای میل دارین یا چیز دیگه...؟

07:34.200 --> 07:35.976
‫زحمت نکش، استیوِن.

07:36.152 --> 07:38.687
‫باشه.
‫پس چای نمی‌خورین.

07:39.310 --> 07:40.400
‫این راب‌ـه؟

07:41.415 --> 07:42.767
‫توی همایش علمی‌ـه.

07:43.240 --> 07:46.817
‫خیلی علاقه داره... به علوم و این‌ها.

07:47.950 --> 07:50.150
‫محل کارِت چوب‌بریِ
‫مک‌لینان هست، درستـه؟

07:53.038 --> 07:55.174
‫پس آخرین بار توی تخت‌خوابش دیدیش؟

07:55.664 --> 07:56.871
‫تخت‌خواب؟
‫بله.

07:57.677 --> 07:59.024
‫اتاقش کجاست؟

08:04.160 --> 08:06.176
‫به دوست‌هاش هم زنگ زدم،
‫ولی هیچی نمی‌دونن.

08:06.200 --> 08:08.976
‫اصلاً کجا می‌خواد بره؟
‫دوچرخه‌ش توی پارکینگـه.

08:09.000 --> 08:11.600
‫بدون دوچرخه‌ش جایی نمی‌ره.
‫تازه گوشی‌ش هم نبرده.

08:12.532 --> 08:13.652
‫گوشی‌ش کجاست؟

08:14.245 --> 08:16.366
‫اینجاست.
‫روی میزه.

08:16.640 --> 08:17.960
‫به چیزی دست نزدین؟

08:21.240 --> 08:22.296
‫سگ هم دارین؟

08:22.320 --> 08:25.440
‫- ای وای، فلوید.
‫- شما بمون لطفاً.

09:38.320 --> 09:41.221
‫[ تـاریـکـی ]

09:42.082 --> 09:44.880
‫[ تـاریـکـی ]

09:53.720 --> 09:56.720
‫بچه‌ست.
‫۱۷ سالش نشده.

09:57.800 --> 10:00.416
‫این کارش طبیعی نیست.
‫واسه همین بهتون زنگ زدم.

10:00.515 --> 10:05.204
‫از این کارها نمی‌کنه.
‫همچین... کاری نمی‌کنه.

10:05.480 --> 10:06.960
‫آخرین بار کِی دیدینش؟

10:08.360 --> 10:10.256
‫دیشب که از سر کار برگشت.

10:10.280 --> 10:11.496
‫محل کارش کجاست؟

10:11.520 --> 10:14.695
‫هتل تیسل‌مور.
‫اونجا پیشخدمتـه.

10:15.000 --> 10:19.616
‫- بسیار خوب. چه ساعتی برگشت خونه؟
‫- دیروقت بود.

10:19.640 --> 10:21.696
‫شیفتش ساعت ۶ تموم شد

10:21.720 --> 10:24.016
‫و نیم‌ساعت هم
‫با دوچرخه‌ش تا اینجا راهـه.

10:24.040 --> 10:27.456
‫ولی خب... وقتی رسید...

10:27.480 --> 10:28.815
‫ساعت تقریباً ۸ بود.

10:43.432 --> 10:44.880
‫من هم توی خونه بودم.

11:03.266 --> 11:04.882
‫مادرش...

11:05.040 --> 11:06.436
‫هنوز خبر نداره؟

11:07.018 --> 11:09.116
‫داریم سعی می‌کنیم باهاش تماس بگیریم.

11:11.920 --> 11:13.360
‫هیچ‌وقت این بچه رو نخواست.

11:17.480 --> 11:19.240
‫بتانی مورگان رو می‌شناسی؟

11:22.394 --> 11:23.530
‫مورگان؟

11:23.640 --> 11:25.440
‫بله. بتانی مورگان.

11:26.480 --> 11:31.000
‫اون هم توی چوب‌بری
‫با شما کار می‌کنه، درستـه؟

11:33.538 --> 11:34.813
‫استیون.

11:39.480 --> 11:42.617
‫مسئول تنظیم فیش‌های حقوقی‌مـه.

11:48.990 --> 11:50.200
‫ببخشین.

11:56.080 --> 11:57.800
‫دارن راب رو می‌آرن پایین.

11:58.960 --> 12:01.336
‫استیون، یکی از همکارهام
‫می‌برت ایستگاه

12:01.360 --> 12:03.080
‫تا یه جایی برای اقامتت پیدا کنیم.

12:06.840 --> 12:08.456
‫از اتاق‌خوابش دزدیدش.

12:08.480 --> 12:11.536
‫اتاق جیسون هم همین‌طوری بود.
‫پنجره نیمه‌باز بود.

12:11.560 --> 12:13.696
‫احتمالاً چیزخور هم شده.

12:13.720 --> 12:15.976
‫دیگه تابلوئـه
‫با قاتل سریالی طرفـیم...

12:16.000 --> 12:17.656
‫- یواش‌تر.
‫- بیخیال.

12:17.680 --> 12:20.976
‫همه به همین فکر می‌کنن
‫و اوضاع داره خیت می‌شه.

12:21.000 --> 12:23.920
‫مورد بعدی رو می‌خواد
‫بذاره جلوی پاسگاه؟

12:25.254 --> 12:27.048
‫امیدوارم به مورد بعدی نرسه.

12:34.422 --> 12:37.296
‫فکر نکنم سرنخی
‫از صحنه‌ی جُرم پیدا کنیم.

12:37.348 --> 12:38.732
‫علت مرگ خفگی بوده؟

12:39.360 --> 12:43.632
‫بله، آهسته و پیوسته
‫و البته یه جای دیگه.

12:44.055 --> 12:45.874
‫مثل جیسون که توی اتاقش نبود.

12:47.240 --> 12:49.554
‫- یعنی کجا خفه‌ش کرده؟
‫- توی یه وَن؟

12:49.979 --> 12:52.845
‫یه مکان جادار.
‫این‌طوری محدوده‌ی جست‌وجو کمتر می‌شه.

12:54.560 --> 12:56.296
‫ولی چرا اینجا به نمایش بذاره؟

12:56.320 --> 12:58.040
‫اینجا جلوی چشم پدرشـه.

12:59.076 --> 13:01.136
‫از این بَدتر نمی‌تونه عذابش بده.

13:01.600 --> 13:03.216
‫پس این‌طوری ارضا می‌شه.

13:03.240 --> 13:04.800
‫با عذاب بقیه؟

13:05.960 --> 13:09.240
‫و البته دوست داره... تماشا کنه.

13:18.520 --> 13:21.320
‫حتماً چند ساعت منتظر بوده
‫تا اثر هنری‌ش پیدا بشه.

13:24.560 --> 13:26.336
‫به دیلون بگو بره هتل تیسل‌مور

13:26.360 --> 13:28.576
‫و بفهمه راب دیروز چی‌کارها کرده.

13:28.600 --> 13:30.696
‫بعید می‌دونم قاتل تعقیبش نکرده باشه.

13:30.720 --> 13:33.959
‫- توی چوب‌بری می‌بینمت پس.
‫- نه، زحمت اون با خودت.

13:59.939 --> 14:02.216
‫لوسی تخیل پویایی داره
‫و ما ازش استقبال می‌کنیم.

14:02.240 --> 14:03.456
‫استقبال می‌کنین؟

14:03.480 --> 14:05.816
‫به نظرم دارین می‌گین
‫نوه‌م یه مریض روانیـه.

14:05.840 --> 14:08.416
‫- اصلاً منظورم...
‫- مگه چیـه که داستان‌های عجیب دوست داره؟

14:08.440 --> 14:10.376
‫خانم کِندی، لوسی داستان‌های شیرین

14:10.400 --> 14:12.536
‫از ارواح بامزه مثل کاسپِر نمی‌گه.

14:12.560 --> 14:14.262
‫پس چی می‌گه؟

14:16.720 --> 14:20.120
‫به یکی از دخترها...
‫یا شاید همه‌شون گفته که...

14:21.659 --> 14:24.179
‫می‌خواد بهشون سَم بده.

14:57.413 --> 14:59.527
‫- خانم مک‌لینان؟
‫- بله؟

14:59.742 --> 15:02.077
‫کارآگاه کانر کرافورد هستم.

15:02.727 --> 15:04.068
‫آها، بتانی.

15:04.746 --> 15:06.641
‫مرگ پسرش شما رو به اینجا کشونده؟

15:06.954 --> 15:08.635
‫اون هم هست، بله.

15:09.205 --> 15:10.795
‫جای بزرگیـه.

15:11.680 --> 15:14.379
‫- چندتا کارگر دارین؟
‫- تقریباً ۴۰ تا.

15:15.000 --> 15:17.382
‫یه فهرست از همه‌شون لازم دارم.

15:21.110 --> 15:22.696
‫این قضیه چه ربطی به کارگرهام داره؟

15:22.720 --> 15:25.234
‫کسی از بتانی کینه نداره؟

15:25.281 --> 15:27.120
‫از بتانی؟
‫نه بابا.

15:28.920 --> 15:30.501
‫استیون رایت چطور آدمیـه؟

15:31.443 --> 15:33.882
‫- استیون؟ راننده‌م؟
‫- بله.

15:35.047 --> 15:36.658
‫منظم. مؤدب.

15:37.264 --> 15:38.698
‫با بتانی صمیمیـه؟

15:39.240 --> 15:41.508
‫نمی‌دونم.
‫شاید بقیه بدونن.

15:43.914 --> 15:46.930
‫از کارگرها کسی
‫با استیون دشمنی نداره؟

15:47.040 --> 15:48.840
‫دشمنی؟
‫این سؤال‌ها چیـه؟

15:50.560 --> 15:52.320
‫نکنه بلایی سرش اومده؟

15:56.311 --> 15:58.516
‫جسد پسر استیون پیدا شده.

16:02.080 --> 16:03.216
‫منظورتون چیـه؟

16:03.240 --> 16:05.657
‫یعنی یکی داره بچه‌های
‫کارگرهام رو می‌کُشه؟

16:05.925 --> 16:07.816
‫از بقیه‌ی کارگرها
‫کسی پسر نوجَوون داره؟

16:07.840 --> 16:09.576
‫- بله، معلومـه.
‫- اسم‌شون رو می‌خوام.

16:09.600 --> 16:11.496
‫یعنی جون اون‌ها هم در خطره؟

16:11.520 --> 16:14.108
‫خانم مک‌لینان،
‫می‌خواین کمکم کنین یا نه؟

16:14.598 --> 16:17.854
‫پس لطفاً فهرست کارگرهای
‫فعلی و سابق رو برام بفرستین

16:18.040 --> 16:21.600
‫و جزئیات کسایی که پسر نوجَوون دارن.

16:27.851 --> 16:28.891
‫ممنون.

16:56.040 --> 16:57.160
‫چی می‌گفت؟

16:58.855 --> 17:00.296
‫پلیس بود، نه؟

17:03.264 --> 17:05.414
‫پسر استیون رایت کُشته شده.

17:09.000 --> 17:10.520
‫پس شد دو تا.

17:11.896 --> 17:13.856
‫- برو خونه چمدونت رو ببند.
‫- مادر.

17:19.760 --> 17:21.920
‫تا نیومدن سراغت، باید از اینجا بری.

17:27.760 --> 17:28.800
‫آب بخور.

17:33.611 --> 17:36.520
‫بتانی، استیون رایت رو می‌شناسی؟

17:39.960 --> 17:41.296
‫اینجا چی‌کار داری؟

17:41.320 --> 17:42.840
‫- سلام، بارکلی.
‫- سلام و زهرمار.

17:44.123 --> 17:45.899
‫- قاتل پسرم رو پیدا کردی؟
‫- نه.

17:46.000 --> 17:47.736
‫پس به‌جاش اومدی زنم رو اذیت کنی؟

17:48.065 --> 17:50.013
‫الان صدات رو شنیدم.

17:50.132 --> 17:53.588
‫- استیون رایت دیگه کیـه؟
‫- برات آشنا نیست؟

17:53.680 --> 17:57.400
‫شبیه اسم بقال سر کوچه‌ست.
‫حالا کی هست؟

17:59.520 --> 18:01.920
‫پسر استیون امروز صبح به قتل رسیده.

18:04.043 --> 18:05.963
‫استیون هم توی چوب‌بری کار می‌کنه.

18:09.219 --> 18:10.360
‫می‌شناسیش؟

18:12.298 --> 18:13.338
‫نه.

18:15.640 --> 18:19.800
‫اسمش رو می‌دونم، ولی خب
‫اسم همه‌ی کارگرها رو می‌دونم.

18:22.866 --> 18:24.835
‫اسم پسر استیون «راب» بود.

18:25.312 --> 18:26.930
‫راب رایت برام آشنا نیست.

18:26.974 --> 18:29.264
‫- پس جیسون و راب با هم دوست نبودن؟
‫- نه.

18:29.436 --> 18:31.192
‫من از همه‌چیز زندگی پسرم خبر دارم.

18:32.155 --> 18:35.173
‫اگه می‌خوای قاتل رو پیدا کنم،
‫باید قبول کنی این باورت اشتباهـه.

18:36.824 --> 18:38.216
‫فقط کس‌وشعر می‌گی.

18:38.240 --> 18:40.936
‫الان باید بری اون
‫مایکل بچه‌باز رو دستگیر کنی.

18:40.960 --> 18:43.893
‫مایکل علیه بتانی شکایت ثبت نکرد.

18:44.200 --> 18:47.096
‫گفت از اشتباه بتانی بگذریم.
‫به‌اندازه‌ی کافی عذاب کشیده.

18:47.120 --> 18:48.296
‫عذاب‌وجدان داره مثلاً؟

18:48.320 --> 18:50.816
‫اگه قاتل باشه، عذاب‌وجدان نداره.

18:50.840 --> 18:52.419
‫ریدم توی منطقت.
‫بلند شو بریم.

18:52.800 --> 18:54.416
‫دکترها هنوز مرخصش نکردن.

18:54.440 --> 18:55.736
‫ولی ما می‌ریم.

18:55.760 --> 18:58.040
‫جیسون از اتاق‌خوابش دزدیده شده.

19:02.320 --> 19:03.360
‫دزدیده شده؟

19:06.440 --> 19:07.800
‫- از اتاق‌خـ
‫- بله.

19:09.958 --> 19:11.464
‫نمی‌شه برین خونه.

19:11.880 --> 19:14.616
‫پزشکی قانونی داره
‫ملک‌تون رو بررسی می‌کنه.

19:14.640 --> 19:16.800
‫الان اونجا یه صحنه‌ی جُرم بزرگـه.

19:19.840 --> 19:21.480
‫از اتاق‌خوابش؟

19:24.560 --> 19:26.056
‫برو بیرون!

19:26.336 --> 19:27.616
‫بیرون!

19:28.571 --> 19:30.411
‫گُلت هم با خودت ببر.

19:54.952 --> 20:01.205
‫[ عیسی به او گفت: «من رستاخیز و حیات هستم؛
‫هرکه به من ایمان آورَد، حتی اگر بمیرد، زنده خواهد شد.» ]

20:00.706 --> 20:01.211
‫(این جمله‌ی معروف، آیه‌ی ۲۵ از فصل یازدهم انجیل یوحناست.
‫مخاطبِ این جمله مارتا، خواهر ایلعازر، هست که به حضرت عیسی می‌گه دیر اومده و برادر مریضش دیگه مُرده.
‫ولی عیسی در جواب مارتا، این آیه رو می‌گه و ایلعازر رو بعداز مرگ چهارروزه‌ش، دوباره زنده می‌کنه.)

20:30.120 --> 20:32.800
‫وایستین.
‫اونجاست.

20:42.170 --> 20:44.946
‫[ تـاریـکـی ]

20:46.880 --> 20:49.576
‫اتفاقاً برادرزاده‌هام خیلی دوست دارن.

20:49.600 --> 20:51.376
‫آره به خدا.

20:51.400 --> 20:53.656
‫کوهنوردی بهترین ورزشـه.

20:53.850 --> 20:55.939
‫رفیق، بعداً بهت زنگ می‌زنم.

20:56.040 --> 20:57.318
‫آره آره... خدافظ خدافظ...

20:59.360 --> 21:01.600
‫ببین کی اومده؛ مایکل.

21:02.986 --> 21:04.946
‫گفتم دیگه یادت رفته اداره کجاست.

21:06.396 --> 21:08.603
‫بیشتر شبیه سیرک شده.

21:09.880 --> 21:11.240
‫بامزه بود.
‫خندیدم.

21:12.506 --> 21:14.776
‫سیرک نیست، همچنان محل کارمونـه.

21:15.160 --> 21:17.736
‫ولی من ترجیح می‌دم
‫مراجع‌ها رو از نزدیک ملاقات کنم

21:17.760 --> 21:20.080
‫نه این‌که هرچی
‫پشت تلفن می‌گن، باور کنم.

21:21.099 --> 21:22.626
‫خوش‌حال شدم دیدمت، جِیمز.

21:22.836 --> 21:23.902
‫خب...

22:16.347 --> 22:18.141
‫[ مایکل باک ]

22:20.680 --> 22:23.000
‫مایکل باک هستم.
‫پیام‌تون رو بذارین.

22:31.198 --> 22:32.856
‫مک‌لینان همکاری کرد.

22:32.880 --> 22:34.776
‫دیلون داره اسامی
‫فهرست رو بررسی می‌کنه.

22:34.800 --> 22:37.696
‫- تو به چیزی رسیدی؟
‫- حدس بزن کجا رفتم.

22:37.720 --> 22:40.336
‫با عشقت رفتی سر قرار؟

22:40.360 --> 22:43.256
‫آره، یه قرار عاشقانه‌ی
‫سه‌نفره با بتانی و بارکلی داشتم.

22:43.280 --> 22:45.936
‫اوه‌اوه!
‫بگو که حداقل به نتیجه رسیدی

22:45.960 --> 22:47.440
‫تا تصویرش از ذهنم پاک بشه.

22:49.185 --> 22:52.302
‫اگه بنزین لازم داری،
‫الان بزن که پمپ‌بنزین بعدی دوره.

22:53.091 --> 22:55.851
‫یعنی می‌گی قاتل از اینجا رد شده؟

22:56.975 --> 22:59.271
‫بالاخره قاتل‌ها هم بنزین می‌زنن.

22:59.352 --> 23:02.040
‫با این قیمت سوخت بهتره گازسوز کنیم.
‫دولت بی‌شرف.

23:05.160 --> 23:07.096
‫بی‌زحمت برام تخم‌مرغ عسلی می‌گیری؟

23:07.120 --> 23:08.560
‫نه، متأسفـم.

23:13.626 --> 23:15.226
‫دوربین‌تون کار می‌کنه؟

23:23.924 --> 23:26.379
‫[ دکتر هانا حَدید: «کالبدشکافی رو شروع می‌کنم» ]

23:26.440 --> 23:30.376
‫یعنی به نظرتون
‫واسه اون حیوون بنزین زدم؟

23:30.772 --> 23:32.547
‫قاتل قطعاً از این مسیر می‌ره.

23:33.414 --> 23:35.648
‫هفت روز گذشته ضبط شده.

23:35.925 --> 23:37.160
‫ممنون.

23:39.232 --> 23:40.633
‫بیا این رو ببین.

23:41.200 --> 23:44.632
‫بین کارگرها مورد عجیبی نبود،
‫ولی دیلون این رو پیدا کرد.

23:45.080 --> 23:48.456
‫گلوریا نگفته بود که پسرش
‫به جُرم قتل غیرعمد محکوم شده.

23:48.480 --> 23:49.640
‫یه پسره رو خفه کرده.

24:46.706 --> 24:48.096
‫خرگوش‌ها رو بریزم توش؟

24:48.120 --> 24:51.571
‫نه، نمی‌خوام پلیس بیُفته دنبالم.

24:52.030 --> 24:54.840
‫پلیس به باغبونی
‫یا شکار غیرقانونی گیر نمی‌ده.

24:56.560 --> 24:59.520
‫نکنه منظورت چیز دیگه‌ای بود؟

25:01.880 --> 25:04.240
‫شرمنده، به من مربوط نیست.

25:12.772 --> 25:15.868
‫پروتئینـه.
‫واسه ماهیچه خوبـه.

25:16.086 --> 25:18.068
‫به‌جای این قرتی‌بازی‌ها، برو باشگاه.

25:24.400 --> 25:26.200
‫فردا با هم بریم شکار؟

25:28.000 --> 25:29.040
‫واقعاً؟

25:30.968 --> 25:32.248
‫صبح می‌آم دنبالت.

25:33.839 --> 25:34.879
‫مامانت هم هست؟

25:35.855 --> 25:37.167
‫که یواشکی نگاهمون کنه؟

25:37.668 --> 25:41.332
‫رفته فرانسه... دوباره...

25:41.680 --> 25:42.960
‫واسه کار.

25:46.528 --> 25:47.922
‫پس خونه تنهایـی؟

25:48.520 --> 25:50.480
‫بله، طبق معمول.

26:00.000 --> 26:07.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

26:16.880 --> 26:19.720
‫یکی خونه‌ست.
‫این جگوار توی چوب‌بری بود.

26:20.720 --> 26:21.736
‫بگو.

26:21.760 --> 26:24.296
‫یه عکس جالب برات فرستادم، مونیکا.

26:24.398 --> 26:25.468
‫ایمیل رو ببین.

26:25.640 --> 26:27.576
‫کالبدشکافی جیسون تموم شد

26:27.600 --> 26:30.746
‫و یه سنگ سیاه کوچیک
‫توی معده‌ش پیدا کردم.

26:30.946 --> 26:33.816
‫عجیبـه، ولی عجیب‌ترش رو هم دیدم.

26:33.840 --> 26:35.096
‫یه بار سه تا تیله پیدا کردم.

26:35.120 --> 26:39.280
‫ولی جالبـه که توی مری راب هم...

26:40.394 --> 26:44.300
‫یه سنگ مشابه پیدا کردم.

26:44.760 --> 26:48.695
‫یعنی این سنگ‌ها به‌زور
‫به قربانی‌ها خورونده شده؟

26:49.120 --> 26:51.908
‫همیشه از صحبت‌هامون
‫لذت می‌برم، مونیکا.

26:52.061 --> 26:55.496
‫چون قضیه رو زود می‌گیری.
‫بله، به‌زور بوده.

26:55.548 --> 26:58.995
‫سنگش هم برام ناشناخته‌ست.
‫سطح صافی داره.

27:00.397 --> 27:02.213
‫و مثل ذات بعضی‌ها تاریکـه.

27:02.400 --> 27:04.062
‫ممنون، هانا.
‫خدافظ.

27:04.808 --> 27:05.904
‫خدایا.

27:14.274 --> 27:16.401
‫سلامی دوباره.

27:16.845 --> 27:18.616
‫خوب می‌دونی چرا اومدیم.

27:18.640 --> 27:19.976
‫پسرم کاری نکرده.

27:20.000 --> 27:24.200
‫واقعاً؟ پس مزاحم نمی‌شیم.
‫بریم؟

27:28.156 --> 27:30.681
‫شرمنده، ایشون کارآگاه کِندی هستن

27:30.843 --> 27:33.176
‫و سکوت‌شون علامت رضا نیست.

27:33.302 --> 27:34.696
‫براش پاپوش درست کردن.

27:34.720 --> 27:36.976
‫نیومدیم پسرت رو اذیت کنیم.

27:37.000 --> 27:39.216
‫فقط می‌خوایم قاتل
‫پسرهای جَوون رو پیدا کنیم.

27:39.240 --> 27:41.096
‫و الان شما داری
‫مانع اجرای قانون می‌شی.

27:41.120 --> 27:44.032
‫بچه‌ها واسه آدم
‫هم موهبتـن و هم نفرین.

27:44.605 --> 27:47.336
‫واسه‌شون چه کارها که نمی‌کنیم، مگه نه؟

27:47.752 --> 27:49.208
‫فقط می‌خوایم با اووِن حرف بزنیم.

27:49.739 --> 27:51.260
‫اینجا نیست.

27:51.655 --> 27:53.998
‫قرار نشد به شعور همدیگه توهین کنیم.

27:55.217 --> 27:56.513
‫حکم دارین؟

27:56.680 --> 27:59.656
‫توی اسکاتلند زیادن کسایی که
‫حکم بازداشت صادر می‌کنن.

27:59.680 --> 28:01.121
‫پس برین با حکم بیاین.

28:02.760 --> 28:04.176
‫باشه، می‌ریم.

28:04.200 --> 28:07.696
‫می‌ریم و با تأخیر زیاد برمی‌گردیم.

28:07.720 --> 28:10.696
‫ولی اتفاقی که این وسط می‌افته

28:10.720 --> 28:13.336
‫اینـه که خبر این
‫قتل‌های وحشیانه می‌پیچه...

28:13.369 --> 28:15.395
‫انگشت اتهام همه به‌سمت اووِن می‌ره...

28:15.720 --> 28:17.216
‫و آبرویی براتون نمی‌مونه.

28:17.324 --> 28:20.364
‫بهترین کار اینـه که بذاری اسم پسرت
‫از فهرست مظنون‌ها خط بخوره.

29:00.316 --> 29:01.836
‫صداش بزن.

29:08.526 --> 29:09.606
‫اووِن.

29:11.305 --> 29:13.356
‫اووِن، چیزی نیست.
‫بیا پایین.

29:23.868 --> 29:26.908
‫اووِن، من پلیسـم.
‫دارم می‌آم بالا.

29:34.320 --> 29:37.600
‫ای وای، کِندی.
‫بیا اینجا رو ببین.

29:47.906 --> 29:49.586
‫این دیگه واسه من جدیده.

29:50.186 --> 29:52.090
‫به نظرم کار همین پسره‌ست.

29:52.920 --> 29:56.000
‫مادرش هم واسه همین
‫داره وقت می‌خره که اون فرار کنه.

29:57.960 --> 29:59.120
‫نه اتفاقاً.

30:03.719 --> 30:08.535
‫سلام، اووِن. من مونیکا هستم.
‫می‌شه حرف بزنیم؟

30:08.560 --> 30:10.616
‫چیزی نگو تا به وکیل زنگ بزنم.

30:10.640 --> 30:11.720
‫تو برو.

30:39.065 --> 30:41.369
‫- مونیکا؟
‫- بله.

30:45.918 --> 30:47.280
‫می‌دونی واسه چی اومدم؟

30:48.152 --> 30:50.736
‫به‌خاطر راب و جیسون.
‫منطقیـه.

30:50.760 --> 30:52.776
‫والدین‌شون واسه شرکت ما کار می‌کردن.

30:52.800 --> 30:54.336
‫من هم که سابقه دارم.

30:54.630 --> 30:57.490
‫اگه ازم بازجویی نمی‌کردین،
‫به توانایی‌تون شک می‌کردم.

30:57.600 --> 30:59.336
‫راب یا جیسون رو می‌شناختی؟

30:59.360 --> 31:02.480
‫نه، اونجا جوب‌بریـه.
‫مهدکودک که نیست.

31:08.080 --> 31:09.120
‫اجازه هست؟

31:26.335 --> 31:28.695
‫می‌خوام درباره‌ی
‫قربانی‌ت «لوکا» بدونم.

31:30.480 --> 31:34.036
‫علت مرگش فشار به سرخرگ گردن بوده.

31:34.209 --> 31:37.292
‫یه جنایت وحشیانه.

31:37.840 --> 31:39.443
‫و هر روز دارم بهش فکر می‌کنم.

31:39.545 --> 31:41.336
‫با نقاشی به خودت یادآوری می‌کنی؟

31:45.777 --> 31:48.720
‫توی گزارش کالبدشکافی ننوشتن
‫لوکا چه پسر باحالی بود.

31:50.983 --> 31:53.539
‫ننوشتن من ساده‌لوح بودم
‫و ازش تأثیر گرفتم.

31:53.986 --> 31:56.922
‫ننوشتن لوکا مواد می‌ساخت
‫و به من هم می‌داد.

31:57.080 --> 31:59.376
‫و یه شب اون‌قدر بهم مواد خوروند

31:59.400 --> 32:01.594
‫که توهم زدم و فکر کردم لوکا شیطانـه.

32:04.813 --> 32:06.773
‫از اون موقع هر وقت
‫چشم‌هام رو می‌بندم...

32:08.510 --> 32:11.846
‫این تصاویر توی ذهنم ظاهر می‌شه.

32:11.974 --> 32:14.218
‫شاید اگه زیاد نقاشی کنم،
‫بالاخره غیب‌شون بزنه.

32:15.668 --> 32:17.428
‫من راب و جیسون رو نکُشتم.

32:22.640 --> 32:24.160
‫شما بچه نداری، نه؟

32:27.266 --> 32:28.506
‫خیر.

32:30.537 --> 32:33.226
‫و با این کارهات
‫مصمم‌تر شدم که بچه نیارم.

32:35.234 --> 32:37.034
‫این برات معنایی نداره؟

32:39.000 --> 32:42.520
‫نه، سنگ‌ریزه‌ست.

32:45.261 --> 32:46.701
‫دیشب کجا بودی؟

32:46.773 --> 32:50.110
‫جایی که هر شب هستم: خونه.

32:54.868 --> 32:56.963
‫شاید با حرف‌زدن حالت بهتر بشه.

33:02.400 --> 33:04.120
‫واقعاً باور داری من قاتلـم؟

33:07.702 --> 33:10.384
‫والا با اون نقاشی‌هات
‫دیگه نمی‌دونم به چی فکر کنم.

33:17.083 --> 33:18.440
‫پس واقعاً باور داری.

33:51.480 --> 33:52.720
‫چه غلطی کردی؟

33:53.958 --> 33:56.798
‫[ تـاریـکـی ]

33:57.242 --> 33:59.990
‫[ تـاریـکـی ]

34:32.506 --> 34:33.666
‫لوسی!

34:39.720 --> 34:43.040
‫لوسی. لوسی!

34:50.160 --> 34:51.280
‫لوسی!

34:52.600 --> 34:53.680
‫لوسی!

34:56.400 --> 34:59.640
‫لوسی! لوسی!

35:01.240 --> 35:02.280
‫لوسی!

35:03.480 --> 35:05.696
‫به دوستم سلام کن، مامانی.

35:05.929 --> 35:07.889
‫این دوستت نیست.

35:09.960 --> 35:11.320
‫ولش کن.

35:15.443 --> 35:16.859
‫می‌دونم تو کی هستی.

35:16.960 --> 35:18.776
‫تو حتی نمی‌دونی دخترت کیـه.

35:18.800 --> 35:20.434
‫خوب هم می‌دونم.

35:20.952 --> 35:22.940
‫مونیکا فرشته نیست.

35:23.276 --> 35:25.333
‫دیگه از دنیای شماها اومده بیرون.

35:27.160 --> 35:29.560
‫به نفع همه‌ست که
‫لوسی رو ببرم پیش اون.

35:35.680 --> 35:36.800
‫دیگه نبینمت.

36:17.600 --> 36:20.336
‫هنوز دارم دوربین‌های
‫نزدیک جاده رو بررسی می‌کنم.

36:20.417 --> 36:22.468
‫بلندتر بگو که بقیه هم بشنون.

36:22.680 --> 36:24.573
‫شرمنده. ببخشین.

36:24.840 --> 36:25.963
‫گوشی راب چی شد؟

36:26.280 --> 36:30.416
‫هیچ ارتباطی بین اووِن و جیسون نیست.

36:30.440 --> 36:33.936
‫آخرین بار یه تماس بی‌پاسخ
‫ازطرف باباش ساعت ۸ داشته

36:33.960 --> 36:36.976
‫و چندتا پیام هم
‫به دوستش «دان» فرستاده...

36:37.000 --> 36:40.096
‫درباره‌ی این‌که چطوری
‫با «تَمی وارد» قرار بذاره.

36:40.120 --> 36:42.536
‫شیفت دختره الان‌هاست که شروع بشه.

36:42.843 --> 36:45.701
‫راب خیلی از تَمی خوشش می‌اومده.

36:45.932 --> 36:50.996
‫همچنین، پرونده‌های
‫مرتبط با سنگ‌ها رو بررسی می‌کنم

36:51.081 --> 36:53.690
‫و به دوران حبس اووِن نگاه می‌ندازم.

36:54.276 --> 36:55.960
‫کارِت درستـه، کارآگاه.

37:08.579 --> 37:09.856
‫تَمی وارد؟

37:10.797 --> 37:11.982
‫شما پلیسـین؟

37:12.640 --> 37:15.118
‫اگه قضیه‌ی کاردوچنگال‌هاست،
‫به خدا پس می‌دم.

37:15.174 --> 37:17.057
‫نه... درباره‌ی راب رایت‌ـه.

37:17.196 --> 37:18.239
‫راب؟

37:18.291 --> 37:20.481
‫بله و اتفاقاتی که باعث قتلش شد.

37:39.040 --> 37:41.760
‫بهش گفتم بریم سینما، ولی...

37:43.055 --> 37:45.923
‫گفت باید برگرده خونه
‫پیش باباش، ولی فکر کنم...

37:46.640 --> 37:48.504
‫کلاً ازم خوشش نمی‌اومد.

37:49.120 --> 37:50.160
‫چرا اتفاقاً.

37:56.139 --> 37:57.920
‫دیروز راب چطور بود؟

37:59.584 --> 38:00.744
‫نمی‌دونم.

38:01.634 --> 38:02.840
‫خجالتی.

38:04.618 --> 38:05.658
‫مهربون.

38:07.708 --> 38:09.194
‫هم‌مدرسه‌ای بودین؟

38:11.064 --> 38:12.960
‫من توی آکادمی آبرکریگ درس می‌خونم.

38:16.880 --> 38:18.520
‫راب پسر باهوشی بود، واسه همین...

38:19.376 --> 38:21.152
‫زیاد رفیق نداشت.

38:21.287 --> 38:23.198
‫آخه پسرهای هم‌سن من همه‌شون شیطونـن.

38:25.292 --> 38:26.426
‫ولی راب...

38:27.545 --> 38:28.968
‫قاطی اون‌ها نمی‌شد.

38:32.320 --> 38:34.440
‫به نظرت راب دو تا گوشی داشت؟

38:36.815 --> 38:40.391
‫فکر نکنم.
‫تازگی یه گوشی جدید گرفته بود.

38:40.715 --> 38:43.808
‫باباش براش خرید که شاید
‫حواسش از ماجرای مامانش پرت بشه.

38:44.080 --> 38:46.800
‫- از مامانش به تو گفته بود؟
‫- خیلی دل‌تنگش بود.

38:47.967 --> 38:49.140
‫خیلی زیاد.

38:55.777 --> 38:57.457
‫کاش می‌بوسیدمش.

39:11.875 --> 39:12.959
‫آقای رایت.

39:15.673 --> 39:16.965
‫تو تَمی هستی.

39:19.960 --> 39:20.961
‫من...

39:28.238 --> 39:29.878
‫فردا پیگیری می‌کنم.

39:33.200 --> 39:35.440
‫چی شد؟
‫حالش خوبـه؟

39:36.560 --> 39:38.576
‫تَمی به راب گفته برن بیرون...

39:38.600 --> 39:41.386
‫ولی راب با این‌که
‫از خداش بوده، گفته نه.

39:41.857 --> 39:44.695
‫ظاهراً کل روز داشته
‫پیامک‌بازی می‌کرده...

39:44.960 --> 39:47.016
‫ولی اطلاعات گوشی‌ش
‫نشون می‌ده زیاد استفاده نشده.

39:47.040 --> 39:49.598
‫پس یا اطلاعات اشتباهـه
‫و یا یه گوشی دیگه داره.

39:49.800 --> 39:51.083
‫درست عین جیسون.

39:51.281 --> 39:53.217
‫پس قاتل به پسرها پیامک می‌ده؟

39:53.280 --> 39:54.929
‫باید گوشی‌ها رو پیدا کنیم.

39:56.560 --> 39:59.416
‫این چه کاریـه، دیلون؟
‫چرا آوردیش اینجا؟

39:59.440 --> 40:01.936
‫من گفتم بیاد. می‌خوام
‫اون و استیون زیر یه سقف باشن

40:01.960 --> 40:05.176
‫که تا بررسی خونه‌هاشون
‫انجام می‌شه، زیر نظر بگیریمشون.

40:05.200 --> 40:06.440
‫حواست هست دیگه؟

40:08.914 --> 40:10.610
‫این اینجا چی‌کار می‌کنه؟

40:10.671 --> 40:12.686
‫- کی؟
‫- گرِگ لعنتی.

40:13.354 --> 40:15.360
‫جلوش هیچی نمی‌گین‌ها.

40:16.887 --> 40:18.560
‫اصلاً قابل‌اعتماد نیست.

40:26.560 --> 40:27.680
‫خب دیگه.

40:29.723 --> 40:30.856
‫کجا به سلامتی؟

40:30.880 --> 40:32.440
‫یه سرنخ مونده که پیگیری کنم.

40:33.564 --> 40:34.604
‫بابا؟

40:42.192 --> 40:45.488
‫ایشون آقای رایت هستن، بابای راب.

40:45.779 --> 40:47.979
‫تسلیت عرض می‌کنم.

40:51.320 --> 40:54.280
‫برو.
‫پیش بابات باش.

41:20.680 --> 41:21.760
‫سلام.

41:22.691 --> 41:24.240
‫بارکلی رفته پیاده‌روی.

41:29.320 --> 41:31.760
‫- نباید می‌اومدم. ببخشین.
‫- نه نه نه...

41:34.040 --> 41:35.160
‫کار خوبی کردی.

41:37.264 --> 41:38.616
‫بیا داخل.

42:10.480 --> 42:11.856
‫کارآگاه کِندی هستم.

42:11.880 --> 42:13.680
‫لطفاً پیام‌تون رو بذارین.

42:17.432 --> 42:19.848
‫پنج سال ازت خبری نبود
‫و حالا هر روز می‌بینمت.

42:20.182 --> 42:21.560
‫این‌ها برات آشنا نیست؟

42:26.925 --> 42:28.600
‫بریم بذاریمشون توی گُلدون.

42:35.740 --> 42:37.260
‫فرش واسه همین
‫کثیف‌کاری‌هاست دیگه.

42:41.320 --> 42:43.960
‫پس هر دو رفتیم ملاقات بتانی.

42:45.186 --> 42:49.322
‫من که واسه کار رفتم،
‫ولی رفتنِ تو عجیب بود.

42:49.386 --> 42:51.440
‫مخصوصاً وقتی روز قبلش
‫قصد جونت رو کرده بود.

42:53.440 --> 42:56.243
‫خب زن بیچاره به‌خاطر
‫مرگ پسرش حالیش نبود.

42:57.755 --> 43:00.011
‫چیز عجیبی نیست که
‫باهاشون هم‌دردی کنم، مونیکا.

43:00.160 --> 43:01.936
‫آیه‌ی انجیل چی بود پس؟

43:01.960 --> 43:04.800
‫آره، با دست‌خط خودم بود.

43:06.040 --> 43:09.256
‫خودم اصلاً اهل دین نیستم،
‫ولی بتانی مؤمنـه.

43:09.280 --> 43:11.416
‫- واسه همین نوشتمش.
‫- این رو نیکول بهت گفته؟

43:11.440 --> 43:14.304
‫آره، یکی از دلایل اصلیِ
‫دعواشون اون زمان همین بود.

43:14.870 --> 43:16.843
‫از این مذهبی‌های متعصبـه.

43:17.406 --> 43:20.526
‫عجیبـه که جلوی من
‫تا حالا حرفی از خدا نزده.

43:25.479 --> 43:26.999
‫واسه چی اومدی اینجا؟

43:28.320 --> 43:30.680
‫امروز صبح،
‫جسد یه پسر دیگه رو پیدا کردیم.

43:31.582 --> 43:33.096
‫اسمش راب رایت‌ـه.

43:33.120 --> 43:35.600
‫کار همون قاتلـه
‫و قرار نیست بیخیال بشه، مایکل.

43:39.920 --> 43:42.696
‫خب؟ اسم می‌خوای؟
‫آره؟

43:42.720 --> 43:46.616
‫می‌خوای اسم پسرهایی که ممکنـه
‫جون‌شون در خطر باشه رو بدم؟

43:46.640 --> 43:47.680
‫از اون‌ها زیاده.

43:51.567 --> 43:53.983
‫چـ... نیکول رو پیدا کردین؟

43:54.160 --> 43:57.451
‫نه، این‌ها توی بدن قربانی‌ها بود.

43:57.548 --> 43:58.689
‫توی بدن‌شون؟

43:59.360 --> 44:01.280
‫فکر کنم نیکول رو هم کُشته.

44:04.520 --> 44:06.456
‫بهت گفتم قبل‌از این‌که غیبش بزنه...

44:06.480 --> 44:08.811
‫دقیقاً همچین سنگی همراهش بود.

44:09.080 --> 44:13.496
‫باهاش ور می‌رفت،
‫بوسش می‌کرد، توی دهنش می‌کرد...

44:13.520 --> 44:16.296
‫ولی تو... بهم خندیدی.

44:16.320 --> 44:17.816
‫- پشت گوش انداختی.
‫- مایکل.

44:17.840 --> 44:20.096
‫همه بهم اَنگ دیوونگی زدن.

44:20.120 --> 44:21.856
‫- گفتن توهم زدم...
‫- مایکل.

44:21.880 --> 44:23.760
‫بهت اعتماد کردم، مونیکا.

44:30.720 --> 44:32.066
‫این اتفاقات...

44:33.280 --> 44:36.160
‫همه‌ش میراث خودتـه، کِندی.

45:06.559 --> 45:07.735
‫کارآگاه کِندی هستم.

45:07.760 --> 45:09.800
‫لطفاً پیام‌تون رو بذارین.

46:20.500 --> 46:22.292
‫[ ۶ تماس بی‌پاسخ ]

46:27.173 --> 46:28.749
‫مونیکا، اووِن هستم.

46:28.840 --> 46:31.160
‫می‌خوام یه چیزی بگم...
‫لطفاً بهم زنگ بزن.

46:39.760 --> 46:44.080
‫- کارآگاه.
‫- اووِن.

46:44.984 --> 46:46.480
‫اون سنگ‌ها...

46:46.600 --> 46:47.680
‫اووِن؟

46:50.396 --> 46:52.363
‫اووِن، چی شد؟
‫حرف بزن.

46:54.800 --> 46:55.999
‫اووِن؟

46:57.080 --> 46:58.480
‫اوِون، صدام رو می‌شنوی؟

47:00.800 --> 47:02.016
‫حرف بزن، اووِن.

47:02.040 --> 47:03.558
‫دارم می‌آم!

47:13.316 --> 47:33.316
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
