1
00:00:01,000 --> 00:00:06,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:06,241 --> 00:00:09,576
‫ما در حال حاضر تمام جسدها رو
‫یخ‌زدایی و بررسی کردیم

3
00:00:09,601 --> 00:00:11,193
‫به جز یکی‌شون، همگی مرد هستن

4
00:00:11,218 --> 00:00:13,390
"شامپینیون دموس"
( بیماری‌ قارچی با ظاهری کف‌مانند)

5
00:00:13,422 --> 00:00:15,060
‫پس ممکنه توی استخر فوت کرده باشه؟

6
00:00:15,085 --> 00:00:16,562
تو هم جزو اونایی هستی که

7
00:00:16,586 --> 00:00:18,482
می‌خوان بفهمن علاقه به بچه‌ها چه حسی داره؟

8
00:00:18,944 --> 00:00:21,301
‫می‌تونه خوش بگذره، می‌دونی که؟
‫کاری می‌کنم بهت خوش بگذره

9
00:00:21,326 --> 00:00:24,655
‫کارل یه متجاوز بود‫
مهمونی‌های زیادی برگزار می‌شد

10
00:00:24,680 --> 00:00:26,404
‫می‌تونم بپرسم هریت، چرا الان؟

11
00:00:26,429 --> 00:00:28,147
من ‫خواب دخترمو دیدم

12
00:00:28,172 --> 00:00:29,673
‫اون از مدرسه غیبش زد

13
00:00:29,698 --> 00:00:31,388
‫درِ کلیسا همیشه هم قفل نیست

14
00:00:31,413 --> 00:00:33,241
‫فقط ما نیستیم، می‌دونی؟

15
00:00:33,266 --> 00:00:34,423
‫بس کن!

16
00:00:34,448 --> 00:00:36,103
‫یکی دیگه لازم داره

17
00:00:36,128 --> 00:00:37,555
‫اون زنه خیلی چیزا می‌دونه

18
00:00:39,376 --> 00:00:46,376
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

19
00:00:53,179 --> 00:00:54,462
‫صبرکن، داری زمان می‌گیری؟

20
00:00:54,487 --> 00:00:55,947
‫زمان گرفتنش که مهم نیست

21
00:00:57,912 --> 00:00:58,912
اون تونست

22
00:01:01,261 --> 00:01:02,537
‫ولی چقدر گذشته؟

23
00:01:08,630 --> 00:01:09,630
‫امیلی؟

24
00:01:09,655 --> 00:01:10,667
‫هیس

25
00:01:13,184 --> 00:01:14,219
امیلی؟ -
!هیس -

26
00:01:18,568 --> 00:01:19,598
‫امیلی!

27
00:01:26,609 --> 00:01:27,635
‫یا خدا!

28
00:01:28,079 --> 00:01:29,964
‫دستت جایی گیر کرده بود یا چی؟

29
00:01:29,989 --> 00:01:31,743
‫چون واقعاً یه لحظه ‫پشمام ریخت

30
00:01:31,768 --> 00:01:32,857
‫چه جوری بود؟

31
00:01:33,119 --> 00:01:35,775
‫طوری نیست. اون‌قدرا هم که می‌گن بد نیست

32
00:01:36,288 --> 00:01:37,633
‫اصلاً انجامش دادی؟

33
00:01:37,658 --> 00:01:38,725
‫معلومه

34
00:01:40,704 --> 00:01:41,728
!اوه

35
00:01:42,206 --> 00:01:43,459
‫آنا، احمقِ اسکل!

36
00:01:52,619 --> 00:01:53,881
‫زود باش لباساتو بپوش،

37
00:01:53,906 --> 00:01:55,492
دارم می‌لرزم -
بیا بگیر -

38
00:01:55,967 --> 00:01:57,111
‫آنا!

39
00:01:57,496 --> 00:01:58,534
‫خدای من

40
00:02:00,068 --> 00:02:01,862
‫گندش بزنن، سر تا پات گِلی شده

41
00:02:01,887 --> 00:02:03,094
‫تو چی، بتان؟

42
00:02:05,961 --> 00:02:07,230
‫نه، فکرشم می‌کردم

43
00:02:07,585 --> 00:02:08,729
‫بدبختِ مفلوک

44
00:02:12,517 --> 00:02:14,758
‫خیلی‌خب، یالا بیاین
‫حوصله و اعصاب این جماعت رو ندارم

45
00:02:16,538 --> 00:02:19,105
‫ولی واقعاً می‌گم
خیلی ضایع و کسل‌کننده‌ست

46
00:02:24,413 --> 00:02:25,413
بیا ‫بریم

47
00:02:38,954 --> 00:02:39,954
‫بتان؟

48
00:02:44,372 --> 00:02:46,080
‫بتان، بی‌خیال شو. دیگه تموم شده

49
00:02:46,448 --> 00:02:47,724
‫باید چیکار کنم؟

50
00:02:48,238 --> 00:02:49,578
‫سریع باش. از پسش برمیام

51
00:02:52,733 --> 00:02:54,595
‫باید از بین صخره‌های کف،

52
00:02:54,620 --> 00:02:56,309
‫یه مشت گل و لای سیاه بیاری بالا

53
00:02:56,334 --> 00:02:59,014
‫حماقته. خواهش می‌کنم بیا بیرون
‫مجبور نیستی این کارو بکنی

54
00:03:27,786 --> 00:03:28,786
‫بتان

55
00:03:40,551 --> 00:03:41,551
‫بتان!

56
00:03:47,793 --> 00:03:49,586
‫بتان؟ بتان؟

57
00:03:54,862 --> 00:03:56,134
‫بتان!

58
00:05:03,896 --> 00:05:04,931
‫رئیس؟

59
00:05:06,346 --> 00:05:07,554
‫خیلی‌خب، اینم از...

60
00:05:12,855 --> 00:05:14,072
‫مری برکمنـه

61
00:05:14,831 --> 00:05:16,440
‫یکی از شهروندها زنگ زد و گزارش داد

62
00:05:17,768 --> 00:05:19,800
‫صدای یه شلپ‌شلوپ بلند
و بعدش هم یه جیغ شنیده

63
00:05:23,502 --> 00:05:24,744
‫ همین‌جا اتفاق افتاده؟

64
00:05:27,853 --> 00:05:29,370
‫می‌خوام این غائله ختم بشه

65
00:05:30,354 --> 00:05:31,393
‫باید تمومش کنم

66
00:05:31,418 --> 00:05:33,388
‫در حال حاضر،
‫حس می‌کنم این ماجرا تمومی نداره

67
00:05:33,413 --> 00:05:35,172
‫مرگ پشت مرگ، پشت مرگ

68
00:05:35,197 --> 00:05:37,956
‫و ما بی‌عرضه به نظر می‌رسیم،
‫چون واقعاً هم بی‌عرضه‌ایم

69
00:05:39,275 --> 00:05:41,150
‫من تمام عمرم رو کار کردم

70
00:05:41,175 --> 00:05:43,382
‫هر کاری که ازم انتظار می‌رفت رو انجام دادم

71
00:05:43,407 --> 00:05:45,182
‫و حالا دیگه فرقی نمی‌کنه چیکار کنم،

72
00:05:45,207 --> 00:05:48,070
‫جایگاهِ من و تو تا ابد همینجور باقی می‌مونه

73
00:05:48,561 --> 00:05:50,632
‫تبدیل می‌شیم به زن‌هایی که شکست خوردن

74
00:06:48,743 --> 00:06:49,743
‫کباب

75
00:06:49,932 --> 00:06:52,553
‫روی هر دوشون سس تند و پیاز ریختم. محشره

76
00:06:52,758 --> 00:06:54,382
می‌تونم بیام تو؟ -
حتماً -

77
00:06:57,325 --> 00:06:58,880
‫می‌دونم که دیره

78
00:07:01,294 --> 00:07:02,655
‫ساعت دوِ نصف‌شبه

79
00:07:02,680 --> 00:07:04,508
‫می‌دونم، می‌دونم. راستش...

80
00:07:06,517 --> 00:07:07,733
‫روزِ عجیبی بود

81
00:07:08,034 --> 00:07:09,066
خیلی‌خب

82
00:07:10,282 --> 00:07:13,135
‫یه جورایی به خاطرِ مری برکمن اومدم اینجا

83
00:07:14,212 --> 00:07:15,304
‫پیداش کردی؟

84
00:07:18,944 --> 00:07:19,944
هوم

85
00:07:20,632 --> 00:07:21,632
‫آره

86
00:07:23,394 --> 00:07:24,657
‫مثل بقیه نیست

87
00:07:25,758 --> 00:07:27,296
‫جنازه‌ش رو از رودخونه کشیدن بیرون

88
00:07:31,423 --> 00:07:33,871
‫خب اینم از آخرین نفرِ خونواده‌ش

89
00:07:33,896 --> 00:07:35,344
‫کاملاً تنها شده

90
00:07:37,241 --> 00:07:39,120
‫اگه کار ویکتوریا باشه...

91
00:07:42,691 --> 00:07:43,863
‫یعنی الان دیگه تمومه؟

92
00:07:47,532 --> 00:07:48,599
‫باید تموم بشه

93
00:07:48,935 --> 00:07:50,141
‫ نیاز دارم که تموم بشه

94
00:08:18,575 --> 00:08:21,560
‫تو تمام عمرم هیچ‌وقت حس نکرده بودم
که این‌قدر به وجودم نیاز دارن

95
00:08:21,585 --> 00:08:23,343
‫و این واقعاً حسِ وحشتناک و عذاب‌آوریـه

96
00:08:25,346 --> 00:08:26,552
‫نمی‌تونم ناامیدشون کنم

97
00:08:26,978 --> 00:08:28,022
‫نمی‌کنی

98
00:08:30,843 --> 00:08:32,087
‫ناامیدشون نمی‌کنی

99
00:08:37,137 --> 00:08:38,765
‫آره، شرمنده که ساعت دو نصف‌شبه

100
00:08:39,134 --> 00:08:40,459
‫دقیقاً ساعت دو نصف‌شبه

101
00:08:40,484 --> 00:08:41,461
‫می‌دونم

102
00:08:42,493 --> 00:08:44,482
‫بهتره نیست گورمو گم کنم و بعداً ببینمت؟

103
00:08:44,862 --> 00:08:45,931
‫حتماً

104
00:08:49,867 --> 00:08:51,919
‫راستی، نمی‌بوسمت، چون تازه کباب خوردم

105
00:08:53,473 --> 00:08:55,980
‫واسه همین به جاش یه بوس می‌فرستم برات

106
00:08:57,000 --> 00:08:58,000
‫شب بخیر

107
00:08:58,168 --> 00:08:59,237
‫شب بخیر

108
00:09:47,344 --> 00:09:48,423
از ‫مرکز به تمام واحدها،

109
00:09:48,448 --> 00:09:50,326
‫گزارش‌هایی از یه
 سرقت در حال وقوع دریافت کردیم

110
00:09:50,351 --> 00:09:52,248
‫احتمال داره مظنون هنوز داخل ملک باشه

111
00:09:52,273 --> 00:09:53,714
‫درخواست نیروی کمکی، تمام

112
00:09:54,094 --> 00:09:55,094
‫چیزی دیدی؟

113
00:09:55,119 --> 00:09:56,134
‫نه

114
00:09:57,644 --> 00:09:58,984
‫همسایه گفت صدای شکستن شنیده

115
00:09:59,009 --> 00:10:01,257
‫یه نفر هودی‌پوش رو دیده
 که داشته با قفل ور می‌رفته

116
00:10:04,655 --> 00:10:05,837
‫در رو امتحان کردی؟

117
00:10:21,137 --> 00:10:23,344
‫پلیس! کسی اینجا نیست؟

118
00:10:25,551 --> 00:10:27,413
‫به نظر میاد ماه‌هاست که خالیه

119
00:10:30,045 --> 00:10:31,541
‫شرط می‌بندم قضیه سرِ مواده

120
00:10:38,896 --> 00:10:40,034
این دیگه چه جهنمیه؟

121
00:10:47,827 --> 00:10:50,650
‫راب؟ راب

122
00:11:04,877 --> 00:11:06,636
‫دیوید وایتِ عوضی

123
00:11:06,661 --> 00:11:08,577
‫توی دوربین مداربسته داره بهمون زل می‌زنه

124
00:11:09,501 --> 00:11:11,448
‫یعنی ویکتوریا و دیوید با هم کار می‌کنن؟

125
00:11:12,524 --> 00:11:13,794
‫چطور متوجه این موضوع نشدیم؟

126
00:11:14,896 --> 00:11:17,379
‫ حداقلش اینه که این تصاویر تایید می‌کنن

127
00:11:17,404 --> 00:11:19,838
‫ویکتوریا مادرش رو تو اسارت نگه داشته

128
00:11:20,352 --> 00:11:21,504
‫امکانش هست که...

129
00:11:22,827 --> 00:11:24,046
‫داشته تحویلش می‌داده؟

130
00:11:24,071 --> 00:11:26,061
‫غیرممکنه اونا با هم دستشون تو یه کاسه باشه

131
00:11:26,380 --> 00:11:27,871
‫اون دنبال شریک‌ جرم‌های دیویده

132
00:11:27,896 --> 00:11:30,110
‫آره، تا جایی که ما می‌دونیم
‫در مورد بتان پرایس چی؟

133
00:11:31,926 --> 00:11:32,961
‫اون چطور؟

134
00:11:33,181 --> 00:11:35,043
‫خب، نمونه آبی که از برکه جمع کردی،

135
00:11:35,068 --> 00:11:37,782
‫با جلبک‌های داخل ریه‌ی بتان مطابقت داشت

136
00:11:38,387 --> 00:11:41,353
‫اون توی همون برکه‌ی
 نزدیکِ کالج بیچام غرق شده

137
00:11:41,378 --> 00:11:43,458
‫درست همون سالی که
 ویکتوریا برکمن اونجا درس می‌خونده

138
00:11:43,483 --> 00:11:45,366
‫بعد هم جنازه‌ش رو
تو یه سرداب مخفی‌شده پیدا کردن

139
00:11:45,392 --> 00:11:47,130
‫که کمتر از یه مایل با مدرسه فاصله داشت

140
00:11:47,155 --> 00:11:48,882
‫آره، منم شک ندارم
 که این قضایا به هم ربط دارن

141
00:11:48,907 --> 00:11:50,473
‫دقیقاً همون چیزیه که
تمام مدت داشتم بهت می‌گفتم

142
00:11:50,498 --> 00:11:51,564
‫آره، فقط من...

143
00:11:52,722 --> 00:11:54,905
‫فکر نمی‌کنم ویکتوریا مقصرِ مرگ اون باشه

144
00:11:54,930 --> 00:11:55,972
‫منم فکر نمی‌کنم

145
00:11:56,569 --> 00:11:58,180
‫چیزی که درکش برام سخته اینه که...

146
00:11:58,205 --> 00:12:00,640
چطور این‌قدر ‫موفق شده
 خودش رو مخفی نگه داره

147
00:12:02,525 --> 00:12:03,383
هوم

148
00:12:03,407 --> 00:12:04,862
‫از کارت‌های بانکی استفاده نمی‌کنه،

149
00:12:04,887 --> 00:12:06,542
‫از گوشی‌های اعتباری استفاده می‌کنه،

150
00:12:06,567 --> 00:12:08,243
‫ما هم که فقط عکسِ دوران مدرسه‌ش رو داریم

151
00:12:08,268 --> 00:12:10,329
‫انگار دنبال کسی می‌گردیم
 که اصلاً وجود خارجی نداره

152
00:12:10,706 --> 00:12:11,741
قربان

153
00:12:12,628 --> 00:12:13,994
‫ببخشید که حرفتون رو قطع می‌کنم

154
00:12:16,107 --> 00:12:18,032
‫بعد از جلسه‌تون با النور لوری
پیگیرِ قضایا شدم

155
00:12:18,057 --> 00:12:21,480
‫و این عکس رو پیدا کردم
‫که توی آرشیو آنلاین دانشگاه آکسفورد بود

156
00:12:22,311 --> 00:12:23,800
‫این مردِ عینکی اینجا

157
00:12:23,825 --> 00:12:26,859
‫دکتر جولین کارترِ روان‌پزشکـه

158
00:12:26,884 --> 00:12:29,061
‫همون کسی که گفت ویکتوریا داره دروغ می‌گه

159
00:12:29,086 --> 00:12:31,127
‫و توی دوران نوجوونی بهش تعرضی نشده

160
00:12:31,607 --> 00:12:33,097
‫این عکسِ دوران حضورش توی آکسفورده

161
00:12:33,122 --> 00:12:35,032
و این یارو سمت چپی

162
00:12:35,057 --> 00:12:36,161
‫بن برکمنـه

163
00:12:37,714 --> 00:12:39,744
‫و اون یکی هم برترام لوریـه

164
00:12:40,285 --> 00:12:41,423
‫پدرِ کارل؟

165
00:12:42,148 --> 00:12:43,215
‫و پدرِ النور

166
00:12:43,878 --> 00:12:45,324
‫پس وقتی دکتر کارتر تایید کرده بود

167
00:12:45,349 --> 00:12:47,087
‫که ویکتوریا همه‌ی اینا رو از خودش درآورده،

168
00:12:47,112 --> 00:12:48,802
‫نشون میده یه باند از متجاوزها

169
00:12:48,827 --> 00:12:50,689
‫از دوست روان‌پزشک خودشون استفاده کردن

170
00:12:50,714 --> 00:12:52,359
‫تا صدای قربانی‌هاشون رو خفه کنن

171
00:12:52,693 --> 00:12:54,969
‫دکتر کارتر
پنج سال پیش بر اثر سرطان فوت کرده

172
00:12:55,275 --> 00:12:58,543
‫برترام لوری هم
سال 2010 سکته قلبی کرده و مُرده

173
00:12:58,568 --> 00:12:59,637
!گور باباشون

174
00:13:04,027 --> 00:13:05,297
‫چرا همه‌ی اینا مُردن؟

175
00:13:06,754 --> 00:13:07,995
‫خب، من یه قهوه لازم دارم

176
00:13:11,098 --> 00:13:12,098
‫مایک؟

177
00:13:32,184 --> 00:13:33,184
!تف توش

178
00:14:06,729 --> 00:14:08,142
‫نیروهای گشت گزارش دادن

179
00:14:08,720 --> 00:14:10,616
،‫وقتی داشتیم با صاحب‌خونه حرف می‌زدیم

180
00:14:10,931 --> 00:14:12,310
تازه ‫اسم ویکتوریا بالا اومده

181
00:14:13,172 --> 00:14:15,332
‫اون هر ماه براش پول نقد توی پاکت می‌ذاره

182
00:14:15,357 --> 00:14:16,920
‫از سال 2010 داره این کارو می‌کنه

183
00:14:17,577 --> 00:14:18,975
‫یارو هشتاد و چند سالشه

184
00:14:19,530 --> 00:14:21,210
‫ اون اصلاً تو باغ نیست و روحش هم خبر نداره

185
00:14:22,015 --> 00:14:23,358
‫همه‌چیز مرتبه، رئیس؟

186
00:14:29,633 --> 00:14:31,716
:ایوا اندریک
"باید در مورد دکتر کریون باهات حرف بزنم"

187
00:15:11,812 --> 00:15:13,150
"بتـان"

188
00:15:26,862 --> 00:15:29,497
‫این دستبند، دقیقاً شبیه همونیه که بتان داشت

189
00:16:05,000 --> 00:16:06,000
‫ژانت؟

190
00:16:06,222 --> 00:16:07,151
بله

191
00:16:07,916 --> 00:16:08,916
‫نگاه کن

192
00:16:28,554 --> 00:16:29,623
‫اون دیگه چیه؟

193
00:16:44,506 --> 00:16:45,636
‫کالج بیچام

194
00:16:52,818 --> 00:16:53,885
‫سلام، خرگوش کوچولو

195
00:16:58,545 --> 00:17:00,912
‫می‌خوام همه‌چیزِ توی این اتاق
 ضبط و بسته‌بندی بشه

196
00:17:03,275 --> 00:17:04,885
‫هر چیزی تو اینجا یه معنایی داره

197
00:17:05,729 --> 00:17:07,763
‫اون عمداً اون پنجره رو شکسته

198
00:17:08,487 --> 00:17:09,854
‫می‌خواد ما ببینیم

199
00:17:10,154 --> 00:17:11,543
‫یه نمونه‌ی مطابقت‌یافته پیدا کردیم

200
00:17:12,187 --> 00:17:13,552
‫اون دختری که توی فریزر بود

201
00:17:14,286 --> 00:17:17,994
‫ایوا مایع منیِ پیداشده رو
 آزمایش کرد و به یه تطابق رسیدیم

202
00:17:18,019 --> 00:17:19,881
‫لیام درِیپر، 19 ساله

203
00:17:19,906 --> 00:17:21,663
‫سابقه‌ی سرقت‌های خرد داره

204
00:17:38,517 --> 00:17:39,517
‫لعنتی

205
00:17:44,974 --> 00:17:46,009
‫الکس

206
00:17:47,209 --> 00:17:49,206
‫اتفاقی افتاده؟ همه‌چیز روبه‌راهه؟

207
00:17:49,721 --> 00:17:50,859
‫قضیه سرِ ژانتـه؟

208
00:17:53,115 --> 00:17:54,115
‫الکس

209
00:17:56,087 --> 00:17:57,255
‫اون اینجاست؟

210
00:17:58,314 --> 00:17:59,383
‫الان؟ نه

211
00:17:59,408 --> 00:18:00,709
‫پس اینجا بوده؟

212
00:18:00,734 --> 00:18:01,842
‫ولی الان اینجا نیست

213
00:18:01,867 --> 00:18:03,087
‫اما با هم وقت می‌گذرونین؟

214
00:18:03,112 --> 00:18:04,600
با هم می‌پلکین؟ -
...من -

215
00:18:05,098 --> 00:18:06,330
‫تو با زن من می‌خوابی؟

216
00:18:06,354 --> 00:18:07,357
‫ببخشید؟

217
00:18:07,382 --> 00:18:08,502
‫داری طفره می‌ری

218
00:18:08,527 --> 00:18:09,687
‫دارم ازت یه سوال می‌پرسم

219
00:18:09,712 --> 00:18:11,492
‫ با زن من رابطه برقرار می‌کنی؟

220
00:18:11,517 --> 00:18:14,551
‫الکس، متاسفم که چنین حسی داری

221
00:18:14,576 --> 00:18:17,127
‫خب... من نمی‌تونم کمکی بهت بکنم
 من اصلاً زنت رو نمی‌شناسم

222
00:18:17,152 --> 00:18:18,967
‫از جون ما چی می‌خوای؟

223
00:18:19,823 --> 00:18:21,192
‫از ما فاصله بگیر!

224
00:18:24,877 --> 00:18:25,965
‫برو بیرون!

225
00:18:26,989 --> 00:18:27,989
‫برو بیرون

226
00:18:30,038 --> 00:18:31,107
‫بیرون

227
00:19:20,575 --> 00:19:21,592
‫عصر بخیر قربان

228
00:19:21,617 --> 00:19:23,458
میشه ‫یه لحظه وقتتون رو بگیرم، لطفا؟
‫‫نه، ممنون

229
00:19:23,482 --> 00:19:25,147
‫خب مشکلی نیست، روز خوبی داشته باشین

230
00:19:26,210 --> 00:19:29,031
‫سلام، ببخشید، معمولاً پیش نمیاد
‫کسی خودش بیاد سمت من

231
00:19:29,056 --> 00:19:31,256
‫اما قبل از اینکه
یه مقدار در مورد کارمون توضیح بدم

232
00:19:31,281 --> 00:19:32,630
‫امروز به هردوتون خوش گذشته؟

233
00:19:32,655 --> 00:19:34,996
‫لیام درِیپر؟
من کارآگاه ژانت کیلبرن هستم

234
00:19:35,021 --> 00:19:36,225
‫ایشونم کارآگاه مایک دیلیستون

235
00:19:36,250 --> 00:19:37,734
‫از پلیس متروپولیتن بریستول

236
00:19:37,759 --> 00:19:39,977
‫می‌دونین که باید از طریقِ
 افسر آزادی مشروطم اقدام کنین؟

237
00:19:40,002 --> 00:19:42,404
‫درخواست کردم که هر کار این‌چنینی
 فقط از طریق اون انجام بشه

238
00:19:44,047 --> 00:19:45,609
‫ببینید، این کار واسه هدف‌مون خوب نیست

239
00:19:45,634 --> 00:19:47,285
‫می‌تونی با افسر آزادی مشروطت تماس بگیری

240
00:19:47,310 --> 00:19:48,378
‫یا با یه وکیل

241
00:19:48,403 --> 00:19:49,645
‫چه فایده‌ای داره؟

242
00:19:50,055 --> 00:19:51,583
‫جایی هست که خصوصی با هم صحبت کنیم؟

243
00:19:51,608 --> 00:19:53,695
‫آره، هر چی شما بگین. باشه

244
00:19:54,985 --> 00:19:55,985
پس ‫بفرمایید

245
00:20:00,791 --> 00:20:03,308
‫خب لیام، گفتن این حرف اصلاً راحت نیست،

246
00:20:03,884 --> 00:20:05,015
‫اما اوایل همین هفته،

247
00:20:05,040 --> 00:20:06,973
‫چندتا جنازه توی یه مزرعه پیدا شده

248
00:20:07,809 --> 00:20:09,969
‫فکر نمی‌کنین که نقشی
 توی اون ماجرا داشته باشم، درسته؟

249
00:20:10,702 --> 00:20:11,778
‫دارم؟

250
00:20:12,413 --> 00:20:14,379
‫آخ تف توش، مَرد! قسم می‌خورم من هیچ‌وقت...

251
00:20:14,404 --> 00:20:15,542
...خیلی‌خب، فقط

252
00:20:15,724 --> 00:20:17,215
...‫بین اون جنازه‌ها

253
00:20:17,640 --> 00:20:19,606
‫ما جسد یه زن رو پیدا کردیم

254
00:20:20,827 --> 00:20:22,655
‫هنوز نتونستیم هویتش رو شناسایی کنیم،

255
00:20:23,201 --> 00:20:25,994
‫اما نمونه‌های دی‌ان‌ای
 مختلفی ازش به دست آوردیم

256
00:20:26,019 --> 00:20:27,606
‫و هویت تو روی اون تایید شده

257
00:20:28,758 --> 00:20:29,952
‫شوخی‌تون گرفته؟

258
00:20:30,793 --> 00:20:32,111
‫فکر می‌کنین من کسی رو کُشتم؟

259
00:20:32,372 --> 00:20:34,272
‫من نیستم. اشتباه می‌کنین
 آدم اشتباهی رو گرفتین

260
00:20:34,297 --> 00:20:35,849
‫می‌خوام عکسش رو بهت نشون بدم

261
00:20:35,874 --> 00:20:37,475
‫نشونم بدین، چون اصلاً
 اون لعنتی رو نمی‌شناسم، باشه؟

262
00:20:37,500 --> 00:20:38,568
‫نمی‌دونم چرا دی‌ان‌ایِ من...

263
00:20:54,249 --> 00:20:55,339
‫حالت خوبه، لیام؟

264
00:20:58,687 --> 00:21:00,117
‫چه بلایی سرِ موهاش اومده؟

265
00:21:01,436 --> 00:21:02,477
‫چی؟

266
00:21:03,157 --> 00:21:04,343
‫موهای ریچ

267
00:21:05,057 --> 00:21:06,161
‫ریچ؟

268
00:21:08,940 --> 00:21:10,182
‫این ریچل‌ـه

269
00:21:11,798 --> 00:21:12,902
‫خدای من

270
00:21:17,793 --> 00:21:19,157
‫کی این بلا رو سرش آورده؟

271
00:21:19,182 --> 00:21:20,492
‫ما هم تلاش می‌کنیم همینو بفهمیم

272
00:21:20,517 --> 00:21:21,640
‫ازش برامون بگو

273
00:21:22,827 --> 00:21:24,275
‫یالا، از ریچل برامون بگو

274
00:21:28,517 --> 00:21:29,586
‫اون دوست‌دخترم بود

275
00:21:29,611 --> 00:21:30,559
اوهوم

276
00:21:30,974 --> 00:21:32,871
‫گم شد و...

277
00:21:34,997 --> 00:21:36,273
‫دیگه هیچ‌وقت ندیدمش

278
00:21:36,546 --> 00:21:37,621
‫خب، قضیه مال کِی هست؟

279
00:21:38,875 --> 00:21:40,080
‫مال پنج سال پیشه

280
00:21:41,341 --> 00:21:44,591
‫سه‌شنبه، بیستم نوامبر 2019

281
00:21:44,807 --> 00:21:45,807
‫آره

282
00:21:49,112 --> 00:21:50,630
‫اون آخرین باری بود که دیدمش

283
00:21:51,411 --> 00:21:53,666
‫لیام، لطفاً هر چقدر که
 می‌تونی بهمون اطلاعات بده

284
00:21:54,833 --> 00:21:56,247
‫اسمش ریچل فیشره

285
00:21:57,344 --> 00:21:58,862
‫توی لدفورد هاوس باهاش آشنا شدم

286
00:21:58,887 --> 00:22:00,280
‫هم‌زمان اونجا بودیم

287
00:22:05,241 --> 00:22:06,448
‫لدفورد هاوس؟

288
00:22:07,376 --> 00:22:08,410
‫آره

289
00:22:09,298 --> 00:22:11,626
‫لیام، لطفاً روزی که گم شد رو برامون مرور کن

290
00:22:13,177 --> 00:22:14,710
‫یه روز کاملاً معمولی بود

291
00:22:16,878 --> 00:22:18,493
‫صبحش رو با هم گذروندیم

292
00:22:19,774 --> 00:22:22,103
‫قرار بود شب بره به یه مهمونی
...واسه همین من

293
00:22:22,528 --> 00:22:24,355
‫فقط کنارش نشستم تا آرایش کنه

294
00:22:24,560 --> 00:22:25,697
‫چه جور مهمونی‌ای؟

295
00:22:26,472 --> 00:22:27,546
‫نمی‌دونم

296
00:22:27,872 --> 00:22:29,838
‫هیچ‌وقت دعوت نمی‌شدم. گفت نمی‌تونم بیام

297
00:22:31,379 --> 00:22:33,182
‫زد به لکِ سکوت و غمگین شد،

298
00:22:33,207 --> 00:22:35,120
‫منم لجم می‌گرفت اون‌طوری ببینمش
...واسه همین فقط

299
00:22:39,482 --> 00:22:40,641
‫چیزی نپرسیدم

300
00:22:42,316 --> 00:22:44,220
‫الان... الان اگه بود بیشتر می‌فهمیدم

301
00:22:45,551 --> 00:22:46,937
‫اما اون موقع فقط یه بچه بودم

302
00:22:47,150 --> 00:22:48,856
‫نه، جفتمون دوتا بچه بودیم

303
00:22:53,165 --> 00:22:54,609
‫با هم وقت گذروندیم، اون رفت مهمونی،

304
00:22:54,634 --> 00:22:55,816
‫و دیگه هیچ‌وقت برنگشت

305
00:22:58,862 --> 00:23:01,241
‫روزی که رفت مهمونی، ‫باهاش سکس داشتی؟

306
00:23:07,905 --> 00:23:09,111
‫آره...

307
00:23:10,977 --> 00:23:12,262
‫آره، داشتیم، آره

308
00:23:13,403 --> 00:23:15,783
‫اما بارها ازش پرسیدم که مطمئنه یا نه

309
00:23:17,130 --> 00:23:19,517
‫خودش گفت می‌خواد این کارو با کسی بکنه که...

310
00:23:21,034 --> 00:23:22,138
عاشقش بود

311
00:23:22,724 --> 00:23:24,448
‫اون تنها باری بود که ما...

312
00:23:33,068 --> 00:23:34,327
‫چندتا نمونه بوده؟

313
00:23:35,118 --> 00:23:37,463
‫قبلش گفتین که
 بیشتر از یه نمونه‌ی دی‌ان‌ای پیدا شده

314
00:23:39,010 --> 00:23:40,044
‫چندتا؟

315
00:23:40,069 --> 00:23:41,069
‫ اجازه ندارم...
‫چندتا؟

316
00:23:41,094 --> 00:23:43,126
‫پنج‌تا. بدون احتساب مالِ خودت

317
00:23:45,000 --> 00:23:52,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

318
00:23:53,887 --> 00:23:55,335
‫من به کارکنان اونجا گفتم

319
00:23:56,454 --> 00:23:57,454
‫بهشون گفتم و...

320
00:23:57,479 --> 00:23:59,144
‫اونا هم گفتن که پیگیریش می‌کنن،

321
00:24:00,160 --> 00:24:01,503
‫اما اگه خودش نخواسته برگرده،

322
00:24:01,528 --> 00:24:02,701
‫نمی‌تونن مجبورش کنن

323
00:24:03,281 --> 00:24:04,281
‫همه‌ش اراجیفه

324
00:24:05,632 --> 00:24:07,737
‫لیام، حاضری اظهارات رسمی برامون تنظیم کنی؟

325
00:24:08,680 --> 00:24:09,714
‫آره

326
00:24:12,359 --> 00:24:14,569
‫آره، هر چی لازم دارین. آره

327
00:24:17,652 --> 00:24:19,617
‫می‌دونم احتمالاً نمی‌تونین بهم بگین، اما...

328
00:24:25,483 --> 00:24:27,034
‫چه بلایی سرِ موهاش اومده؟

329
00:24:29,287 --> 00:24:30,874
‫متاسفم لیام، ما هم نمی‌دونیم

330
00:24:32,845 --> 00:24:33,914
‫باشه

331
00:24:41,943 --> 00:24:42,943
‫ممنون، لیام

332
00:24:52,724 --> 00:24:55,967
‫دوتا جنازه، با چند دهه فاصله‌ی زمانی
 از یه خانه‌ی سالمندان مشترک

333
00:24:56,317 --> 00:24:57,526
‫ الان بهشون زنگ می‌زنم

334
00:24:57,551 --> 00:24:58,808
‫نه، حضوری می‌ریم

335
00:24:58,833 --> 00:24:59,936
‫اما نمی‌تونیم

336
00:24:59,961 --> 00:25:01,461
‫باید بری به دیدنِ النور لوری

337
00:25:01,827 --> 00:25:03,335
اوه، گندش بزنن

338
00:25:08,700 --> 00:25:10,380
"پلیس متروپولیتن بریستون"

339
00:25:12,551 --> 00:25:14,760
‫النور، هر جا که راحتی بشین

340
00:25:22,437 --> 00:25:24,277
‫خیلی ازت ممنونیم که امروز اومدی اینجا

341
00:25:24,302 --> 00:25:25,307
ممنون

342
00:25:25,914 --> 00:25:28,052
‫اگه فکر می‌کنین
 این کار کمکی می‌کنه، مشکلی نیست

343
00:25:28,709 --> 00:25:29,882
بیا ‫شروع کنیم

344
00:25:34,595 --> 00:25:35,758
‫سلام، النور

345
00:25:36,345 --> 00:25:38,205
‫من دکتر سوفیا کریون هستم،

346
00:25:38,230 --> 00:25:41,511
‫و اینجام تا برای پاسخ دادن به
‫بعضی از سوالاتِ سخت‌تر بهت کمک کنم

347
00:25:45,224 --> 00:25:46,224
‫باشه

348
00:25:55,615 --> 00:25:56,927
‫چقدر توجیه‌ش کردی؟

349
00:25:57,989 --> 00:25:59,058
‫به اندازه‌ی کافی

350
00:25:59,083 --> 00:26:00,566
‫اون شم قوی‌ای داره

351
00:26:01,497 --> 00:26:02,910
‫خودش راهش رو پیدا می‌کنه

352
00:26:08,635 --> 00:26:11,135
‫اتفاقی که موقع
تجربه‌ی تروما و آسیب روحی رخ میده

353
00:26:11,160 --> 00:26:13,919
‫اینکه مغز ما
اونو دسته‌بندی و جداسازی می‌کنه

354
00:26:13,944 --> 00:26:16,199
‫تقریباً می‌تونه اون خاطره رو بذاره یه گوشه

355
00:26:16,224 --> 00:26:19,147
‫و بگه: "نه، ممنون" و یه جا قفلش کنه

356
00:26:19,172 --> 00:26:21,068
‫این کارِ خیلی هوشمندانه‌ایه

357
00:26:22,275 --> 00:26:25,931
‫فقط مسئله اینجاست که در این مورد،
‫خاطراتت احتمالاً حاوی مدارکی هستن

358
00:26:25,956 --> 00:26:28,560
‫که به پلیس کمک می‌کنه
تا اون آدم‌ها رو به سزای کارشون برسونه

359
00:26:29,505 --> 00:26:30,505
‫در جریانم

360
00:26:31,034 --> 00:26:32,042
‫باشه

361
00:26:38,310 --> 00:26:42,300
‫می‌خوای با گفتنِ
‫یه خاطره از اون دوران شروع کنی؟

362
00:26:46,042 --> 00:26:48,262
‫برنامه‌ی تلویزیونیِ موردعلاقه‌ای داشتی؟

363
00:26:48,617 --> 00:26:51,040
‫یا شاید یه موزیکِ خاص
 که دوست داشتی بهش گوش بدی؟

364
00:26:52,982 --> 00:26:54,591
‫از گروه "آل سینتس" خوشم می‌اومد

365
00:26:56,207 --> 00:26:57,630
‫زیاد تلویزیون نگاه نمی‌کردم،

366
00:26:57,655 --> 00:26:59,127
‫اما آل سینتس رو خیلی دوست داشتم

367
00:26:59,966 --> 00:27:01,520
‫کجا به آهنگ‌هاشون گوش می‌دادی؟

368
00:27:02,000 --> 00:27:04,034
آم، ‫توی اتاقم...

369
00:27:05,463 --> 00:27:08,226
‫توی ماشین... همراه با مادرم

370
00:27:10,755 --> 00:27:12,235
‫مادرت چطور آدمی بود؟

371
00:27:13,306 --> 00:27:14,789
‫نسبتاً مهربون و دلنشین بود

372
00:27:15,600 --> 00:27:16,945
‫هیچ‌وقت باهام بدرفتاری نمی‌کرد

373
00:27:18,230 --> 00:27:20,567
‫در حدی مادری می‌کرد
 که کسی نتونه بهش خرده بگیره

374
00:27:24,751 --> 00:27:26,015
‫توی این کیسه‌ها چیه؟

375
00:27:27,366 --> 00:27:28,642
‫یه سری وسایل دارم

376
00:27:28,667 --> 00:27:30,770
‫که از مکانی پیدا کردیم که حدس می‌زنیم

377
00:27:30,795 --> 00:27:33,039
‫آخرین آدرسِ شناخته‌شده‌ی ویکتوریا بورکمن بوده

378
00:27:33,064 --> 00:27:35,936
‫پلیس فقط می‌خواست ببینه
چیزی رو از بینشون شناسایی می‌کنی یا نه

379
00:28:07,000 --> 00:28:08,747
‫خب، اولین چیزی که با دیدنِ

380
00:28:08,772 --> 00:28:10,377
‫اون قاشق به ذهنت می‌رسه چیه؟

381
00:28:13,246 --> 00:28:14,384
‫استخرِ شنا

382
00:28:19,477 --> 00:28:20,546
‫مهمونی‌ها...

383
00:28:21,574 --> 00:28:22,643
‫استخر...

384
00:28:23,553 --> 00:28:24,587
‫دوستان...

385
00:28:26,768 --> 00:28:27,850
...‫بن

386
00:28:28,800 --> 00:28:29,800
...پیتر

387
00:28:30,472 --> 00:28:31,472
‫دیوید...

388
00:28:31,962 --> 00:28:32,962
‫بابایی...

389
00:28:34,133 --> 00:28:35,223
‫دخترها

390
00:28:37,187 --> 00:28:38,720
‫دخترهای خوشگل انتخاب می‌شدن

391
00:28:40,751 --> 00:28:41,751
‫من...

392
00:28:42,802 --> 00:28:43,906
‫منو انتخاب نکرد

393
00:28:46,503 --> 00:28:47,977
‫اون دخترها کی‌ بودن، النور؟

394
00:28:50,653 --> 00:28:53,278
‫دخترها، دوستان،

395
00:28:53,913 --> 00:28:54,947
‫زن‌ها

396
00:29:01,074 --> 00:29:02,831
‫می‌تونی اون قاشق رو برداری؟

397
00:29:03,199 --> 00:29:04,199
‫فقط...

398
00:29:04,954 --> 00:29:06,487
‫چند لحظه توی دستت نگهش دار

399
00:29:21,434 --> 00:29:22,440
‫من...

400
00:29:26,344 --> 00:29:27,715
‫اون افتاد توی استخر

401
00:29:31,409 --> 00:29:33,168
‫اون افتاد توی استخر

402
00:29:34,450 --> 00:29:35,462
‫کی؟

403
00:29:36,942 --> 00:29:38,416
‫به همه‌مون مواد می‌دادن،

404
00:29:39,536 --> 00:29:41,457
‫چیزایی رو مصرف کنیم تا آروم بشیم

405
00:29:45,000 --> 00:29:46,737
‫اون سهمِ برادرم بود

406
00:29:47,996 --> 00:29:49,065
‫ببخشید؟

407
00:29:49,655 --> 00:29:51,241
‫البته بعداً به دستش آورد،

408
00:29:51,266 --> 00:29:53,646
‫اما اون روز
دختر خیلی کله‌شق و لجبازی بود

409
00:29:57,560 --> 00:29:58,698
‫استخر کجاست؟

410
00:30:02,655 --> 00:30:03,896
آلمـا ماتـر

411
00:30:06,758 --> 00:30:08,310
‫منظورش چیه، آلمـا ماتـر؟

412
00:30:09,482 --> 00:30:11,560
‫چی شد النور؟ ‫می‌تونی بهم بگی؟

413
00:30:13,541 --> 00:30:15,162
‫اون عمداً این کارو کرد...

414
00:30:16,949 --> 00:30:18,194
‫خواست بمیره

415
00:30:18,809 --> 00:30:19,973
اصلاً ‫بلد بود شنا کنه؟

416
00:30:22,102 --> 00:30:23,384
‫همه دیدن

417
00:30:24,431 --> 00:30:26,831
‫وحشتناک بود. پدرم...

418
00:30:28,609 --> 00:30:30,216
‫هیچ‌وقت اون‌طوری ندیده بودمش

419
00:30:32,561 --> 00:30:34,733
‫اما به کارل قول یه دختر داده شده بود

420
00:30:36,553 --> 00:30:38,193
‫باید یه دختر وجود می‌داشت...

421
00:30:38,932 --> 00:30:40,277
‫پس چرا من نه؟

422
00:30:42,201 --> 00:30:43,545
‫این کار از نظر اخلاقی درسته؟

423
00:30:44,793 --> 00:30:46,808
‫منظورت اینه که "به عنوان مدرک قابل قبوله"؟

424
00:30:47,882 --> 00:30:49,467
‫بعدش دیگه قضیه جدی شد

425
00:30:50,457 --> 00:30:52,542
‫سه ضربه به درِ اتاقم برای اون

426
00:30:53,963 --> 00:30:55,394
‫دو ضربه برای کارل

427
00:30:57,926 --> 00:31:00,239
...‫به سقف اتاقم زل می‌زدم

428
00:31:01,040 --> 00:31:02,271
برای ساعت‌ها

429
00:31:03,203 --> 00:31:04,479
‫و با خودم فکر می‌کردم...

430
00:31:05,786 --> 00:31:07,717
‫اصلاً بلد بود شنا کنه؟

431
00:31:13,118 --> 00:31:14,165
‫خدای من

432
00:31:25,655 --> 00:31:26,862
‫بلدی شنا کنی؟

433
00:31:41,426 --> 00:31:42,439
آه

434
00:31:42,569 --> 00:31:43,572
‫حالت خوبه؟

435
00:31:44,700 --> 00:31:46,409
‫خیلی‌خب، دیگه کافیه

436
00:31:47,859 --> 00:31:49,356
‫بریم یه کم هوای آزاد بخوریم

437
00:31:49,747 --> 00:31:50,816
خیلی‌خب

438
00:31:51,068 --> 00:31:52,226
متاسفم -
خوبی؟ -

439
00:31:52,251 --> 00:31:53,251
‫آره‫

440
00:31:53,643 --> 00:31:55,176
‫بشین. بشین اینجا

441
00:31:56,822 --> 00:31:58,132
‫همینه، یه نفس عمیق بکش

442
00:32:00,664 --> 00:32:01,919
خوبی؟ -
آره -

443
00:32:02,800 --> 00:32:03,836
‫آره‫
‫آره؟

444
00:32:04,114 --> 00:32:06,355
‫همین‌جا بمون و منتظر شو
تا کارم تموم بشه و ساعت بزنم

445
00:32:06,380 --> 00:32:07,782
‫نه، نه، آم...

446
00:32:08,047 --> 00:32:09,256
‫نوبت دکتر دارم

447
00:32:09,281 --> 00:32:11,257
‫باید جواب اون ام‌آرآی رو بگیرم

448
00:32:14,156 --> 00:32:15,266
‫خیلی‌خب، تو برو خونه،

449
00:32:15,291 --> 00:32:16,774
‫یه وان آب گرم برای خودت پر کن،

450
00:32:16,799 --> 00:32:18,319
‫و فقط استراحت کن،

451
00:32:18,344 --> 00:32:21,032
‫منم میام اونجا پیشت، اوکی؟

452
00:32:21,057 --> 00:32:22,135
اوکی -
خوبه؟ -

453
00:32:22,160 --> 00:32:23,160
آره

454
00:32:23,564 --> 00:32:24,983
‫لطفاً برام چندتا نفس عمیق بکش

455
00:32:25,219 --> 00:32:26,341
‫همینه

456
00:32:27,951 --> 00:32:29,031
‫خیلی‌خب

457
00:32:29,847 --> 00:32:30,853
‫خوبی؟

458
00:32:30,878 --> 00:32:32,637
‫نه، نه، نه‫
‫هی، گرفتمت، گرفتمت

459
00:33:01,907 --> 00:33:03,491
"الکس"

460
00:33:12,312 --> 00:33:13,724
‫راجع به ریچل با آسایشگاه تماس گرفتم

461
00:33:13,749 --> 00:33:16,440
‫گفتن پرونده‌ش
‫برای شرکت مدیریتیش فرستاده شده

462
00:33:16,465 --> 00:33:17,719
‫و برات یه وقت ملاقات گرفتم

463
00:33:17,744 --> 00:33:18,751
‫کِی؟

464
00:33:19,396 --> 00:33:20,410
‫همین الان

465
00:33:20,908 --> 00:33:22,011
‫ممنون، مایک

466
00:33:27,098 --> 00:33:28,229
"مدیریت املاک "تانوین تراست

467
00:33:28,254 --> 00:33:30,399
‫ با وجود اینکه دیر وقت گرفتم،
ممنون که ‫منو پذیرفتین

468
00:33:31,115 --> 00:33:33,087
‫خواهش می‌کنم
اصلاً مشکلی نیست. بفرمایید بشینید

469
00:33:33,112 --> 00:33:34,038
‫ممنون

470
00:33:34,063 --> 00:33:37,664
‫خب، میل دارین
براتون ‫چای بیارم یا قهوه؟

471
00:33:37,689 --> 00:33:38,871
‫نه، میل ندارم، ممنون

472
00:33:39,413 --> 00:33:40,719
اوه، ‫حیف شد

473
00:33:40,997 --> 00:33:43,705
‫بهم گفتن چایی‌های خیلی معرکه‌ای دم می‌کنم

474
00:33:44,057 --> 00:33:45,902
‫مهارتیه که نباید دست‌کم گرفتش

475
00:33:46,737 --> 00:33:49,235
‫خب، راستش رو بخواین،
...‫همسرم دلش برام سوخت

476
00:33:49,839 --> 00:33:52,016
‫وقتی دید چه آشغال‌هایی جلو مردم می‌ذارم،

477
00:33:52,675 --> 00:33:54,115
‫خودش دست‌به‌کار شد و یادم داد

478
00:33:55,571 --> 00:33:57,448
‫خب، برای اینکه درست متوجه شده باشم،

479
00:33:57,473 --> 00:33:59,432
‫یکی از مدیران آسایشگاه‌ امروز زودتر زنگ زد

480
00:33:59,457 --> 00:34:01,163
‫گفت می‌خواستین درباره‌ی پرونده‌ی

481
00:34:01,188 --> 00:34:03,937
...‫شخصی پرس‌وجو کنین، به نام ریچل

482
00:34:03,962 --> 00:34:05,061
‫فیشر‫
‫فیشر

483
00:34:05,597 --> 00:34:06,827
‫بله، بله

484
00:34:06,852 --> 00:34:09,485
‫داریم روی پرونده‌ی فوت دو نفر از
...مقیمان سابق تحقیق می‌کنیم در

485
00:34:10,520 --> 00:34:11,688
"لِدفورد هاوس"

486
00:34:12,802 --> 00:34:14,435
‫که فکر می‌کنم تحت مدیریت شماست

487
00:34:15,084 --> 00:34:16,880
‫بله، مدیریت لدفورد با ماست، بله

488
00:34:17,661 --> 00:34:20,655
‫مشخصه که هر کمکی از دستمون بربیاد
 برای روند تحقیقات‌تون انجام می‌دیم

489
00:34:21,802 --> 00:34:24,965
‫شما چقدر در جریانِ
‫امور روزمره‌ی لدفورد هاوس هستین؟

490
00:34:24,990 --> 00:34:25,990
اوه

491
00:34:26,338 --> 00:34:27,784
‫می‌دونین، باید اعتراف کنم که...

492
00:34:27,809 --> 00:34:30,466
‫من در واقع هیچ‌وقت پا به لدفورد نذاشتم

493
00:34:31,076 --> 00:34:32,800
‫ما املاک، کسب‌وکارها و مراکزِ

494
00:34:32,825 --> 00:34:34,935
‫زیادی رو تو این منطقه مدیریت می‌کنیم

495
00:34:35,732 --> 00:34:37,143
‫پس گم شدنِ یه بچه اون‌قدر کافی نبوده

496
00:34:37,168 --> 00:34:38,822
‫که شما رو ترغیب کنه از اونجا بازدید کنین؟

497
00:34:39,758 --> 00:34:42,206
‫بله، می‌فهمم این حرف چطور به نظر می‌رسه

498
00:34:42,617 --> 00:34:44,893
‫و... کاملاً حق دارین که شاکی بشین

499
00:34:45,144 --> 00:34:46,248
‫بخشی از کار من

500
00:34:46,273 --> 00:34:49,032
‫در مدیریتِ مراکزی مثل لدفورد،

501
00:34:49,057 --> 00:34:51,954
‫تلاش برای تغییر دادنِ
 شیوه‌ی اداره‌ی اون‌ها بوده

502
00:34:51,979 --> 00:34:53,127
‫اوضاعِ تاسف‌باریه،

503
00:34:53,152 --> 00:34:55,526
‫اما واقعیت اینه که
داشتنِ فقط دو بچه‌ی گم شده

504
00:34:55,551 --> 00:34:57,206
‫با فاصله‌ی چند دهه از یک آسایشگاه مشترک،

505
00:34:58,107 --> 00:34:59,659
‫توی سیستم مراقبتی بریتانیا

506
00:34:59,684 --> 00:35:01,559
‫یه موفقیت چشمگیر و بزرگ به حساب میاد

507
00:35:02,931 --> 00:35:04,488
"فقط" -
می‌دونم -

508
00:35:05,733 --> 00:35:07,241
‫من آمارها رو بررسی کردم

509
00:35:07,476 --> 00:35:08,717
‫واقعاً ناامیدکننده‌ست

510
00:35:08,742 --> 00:35:10,521
‫از هر ده بچه تو سیستم مراقبتی، یک نفر

511
00:35:10,546 --> 00:35:12,458
‫در هر بازه‌ی زمانی گزارش مفقودی‌ش رد میشه،

512
00:35:12,482 --> 00:35:13,932
‫اما این... این هنوز یه آمار فرضیه،

513
00:35:13,957 --> 00:35:14,998
‫یک از ده

514
00:35:15,023 --> 00:35:19,230
‫سال گذشته، آمار واقعی 12738 نفر بود

515
00:35:19,255 --> 00:35:21,048
‫این یعنی بچه‌های واقعی

516
00:35:21,611 --> 00:35:24,142
‫تازه این فقط داده‌های مربوط به
 کساییه که گم‌شدنشون گزارش شده

517
00:35:24,903 --> 00:35:25,951
...اینا بچه‌هایی هستن

518
00:35:26,760 --> 00:35:29,078
که حتی هفت، هشت سالشون بیشتر نیست

519
00:35:30,383 --> 00:35:31,697
‫بعضی وقت‌ها اونا فراری‌ان

520
00:35:31,722 --> 00:35:32,734
‫آره، بعضی وقت‌ها

521
00:35:32,758 --> 00:35:34,112
‫اما بعضی وقت‌ها قاچاق میشن،

522
00:35:34,137 --> 00:35:36,915
‫یا قبل از تولدِ ده سالگیشون، به مواد
معتاد میشن ‫یا دست به خودکشی می‌زنن

523
00:35:36,940 --> 00:35:37,975
‫ما اصلاً خبر نداریم،

524
00:35:38,000 --> 00:35:39,623
‫چون دولت نمی‌خواد چشمش رو باز کنه و ببینه

525
00:35:39,648 --> 00:35:41,121
‫ در حالی که گم شدن حتی یه بچه هم

526
00:35:41,146 --> 00:35:42,798
‫تکان‌دهنده و غیرقابل‌قبوله،

527
00:35:43,228 --> 00:35:44,798
‫دوتا مورد توی ده سال،

528
00:35:44,823 --> 00:35:46,263
‫آمار نسبتاً خوبی به نظر میاد

529
00:35:49,579 --> 00:35:50,613
‫بگذریم...

530
00:35:52,517 --> 00:35:55,520
‫شما اطلاعاتی درباره‌ی ریچل فیشر می‌خواستین

531
00:35:56,000 --> 00:35:57,000
‫بله، لطفاً

532
00:35:57,025 --> 00:35:59,056
‫کجاست؟ آم... پیداش کردم

533
00:36:00,537 --> 00:36:03,808
‫خب، وقتی گزارش گم‌شدنش رو رد کردیم
 پرونده‌ش برگشت پیش خودمون

534
00:36:05,064 --> 00:36:06,359
‫بعد از اینکه غیبش زد،

535
00:36:06,384 --> 00:36:08,464
...با پلیس تماس گرفته شد -
تماس گرفته شد؟ -

536
00:36:08,721 --> 00:36:09,893
‫بله، معلومه

537
00:36:10,089 --> 00:36:12,279
‫اما متاسفانه هیچ‌وقت کسی پیگیرش نشد

538
00:36:25,016 --> 00:36:29,000
‫تمام جزئیات، ‫از جمله شماره‌ی پرونده‌ی
حادثه رو توی این پوشه پیدا می‌کنین

539
00:36:47,918 --> 00:36:49,250
‫ممنون از وقتی که گذاشتین

540
00:36:49,641 --> 00:36:51,407
‫خب، ببینید، اگه چیز دیگه‌ای لازم داشتین،

541
00:36:51,432 --> 00:36:52,630
‫لطفاً در پرسیدنش درنگ نکنین

542
00:36:52,655 --> 00:36:54,172
‫ما همیشه اینجا هستیم

543
00:36:54,197 --> 00:36:56,799
آه، ‫با همسرم آشنا شدین؟
کاترین، بیا یه سلامی بکن

544
00:36:57,488 --> 00:36:58,695
‫از دیدارتون خوشبختم

545
00:36:58,720 --> 00:37:01,040
‫من هم از دیدارتون خوشحالم
 و ممنون، بابت این پرونده، ممنونم

546
00:37:01,065 --> 00:37:02,144
‫بله‫
‫متشکرم

547
00:37:04,905 --> 00:37:06,216
‫ ممنون... ازتون ممنونم

548
00:37:18,117 --> 00:37:19,117
‫ژانت؟

549
00:37:19,142 --> 00:37:21,377
‫درسته. همین الان با پیرز استرلینگ صحبت کردم

550
00:37:21,819 --> 00:37:24,343
‫بهم گفت که همون موقع
گم‌شدنِ ریچل رو گزارش داده بودن

551
00:37:24,783 --> 00:37:27,616
‫بهم یه پوشه دادن
که شماره‌ی پرونده و همه‌چیز توش هست

552
00:37:27,982 --> 00:37:30,928
می‌گه هیچ‌کدوم از نیروهای پلیس
 هیچ‌وقت پیگیر قضیه نشدن

553
00:37:30,953 --> 00:37:31,971
‫چی؟

554
00:37:31,996 --> 00:37:34,993
‫ما شبیه احمق‌ها به نظر می‌رسیم،
‫چون واقعاً هم چندتا احمق‌ کوفتی هستیم

555
00:37:35,646 --> 00:37:36,757
‫فکرش رو هم نمی‌کنی...

556
00:37:37,172 --> 00:37:39,640
‫اون موقع باهامون تماس گرفتن
 و ما هیچ کاری نکردیم

557
00:37:40,239 --> 00:37:41,381
‫این اصلاً خوب نیست

558
00:37:41,406 --> 00:37:42,533
‫نه، الان تو راه برگشتم

559
00:37:42,558 --> 00:37:44,505
‫ببینم می‌تونم چیزی از این
گندکاری رو جمع‌وجور کنم یا نه

560
00:37:44,530 --> 00:37:47,309
‫گوش‌ کن
 قبلش یه چیزی هست که ازت می‌خوام

561
00:37:47,334 --> 00:37:48,449
‫چرا؟ چی شده؟

562
00:37:48,474 --> 00:37:50,813
‫می‌تونی منو توی سردخونه‌ی اضطراری ببینی؟

563
00:37:51,925 --> 00:37:52,959
‫مهمه

564
00:37:53,459 --> 00:37:54,534
‫آره، حتماً

565
00:37:55,050 --> 00:37:56,281
ممنون -
پس فعلاً بای -

566
00:38:01,936 --> 00:38:02,936
!آه

567
00:38:03,230 --> 00:38:04,269
‫مزخرفه!

568
00:40:26,061 --> 00:40:27,389
‫بلدی شنا کنی؟

569
00:40:41,294 --> 00:40:42,294
‫مایک

570
00:40:46,712 --> 00:40:48,303
"جمال اسماعیل"

571
00:40:52,206 --> 00:40:53,543
"هادی رفیق"

572
00:40:57,172 --> 00:40:59,000
"حبیب تسفای"

573
00:41:01,953 --> 00:41:03,240
"نم وین"

574
00:41:05,758 --> 00:41:06,862
"زامی خان"

575
00:41:10,564 --> 00:41:11,805
‫و ریچل فیشر

576
00:41:14,770 --> 00:41:17,528
‫می‌دونم که از نظر قانونی تعهدی نداریم

577
00:41:17,553 --> 00:41:18,988
‫که به خونواده‌هاشون خبر بدیم

578
00:41:19,013 --> 00:41:20,404
‫درک می‌کنم، واقعاً درک می‌کنم

579
00:41:21,655 --> 00:41:24,250
‫فقط حس می‌کنم این کار وظیفه‌ی خیلی مهمیه

580
00:41:24,275 --> 00:41:26,482
‫فقط به خاطر اینکه شهروند بریتانیا نیستن،

581
00:41:26,507 --> 00:41:27,999
‫یا توی این سیستم گم و گور شدن،

582
00:41:28,024 --> 00:41:30,626
‫دلیل نمیشه که بتونیم فراموششون کنیم

583
00:41:31,793 --> 00:41:33,263
...می‌تونیم پرونده رو دنبال کنیم

584
00:41:34,000 --> 00:41:35,515
و کار درست رو انجام بدیم

585
00:41:38,131 --> 00:41:39,294
‫موافقم، مایک

586
00:41:41,906 --> 00:41:43,143
باعث افتخارشون شدی

587
00:41:46,025 --> 00:41:47,350
‫ممنون، ایوا

588
00:41:48,068 --> 00:41:49,163
‫ممنون از همگی

589
00:42:04,415 --> 00:42:05,509
‫قضیه چیه؟

590
00:42:07,957 --> 00:42:10,233
من ‫می‌خوام بپرسم

591
00:42:11,551 --> 00:42:12,811
‫اون روان‌پزشک اون شب

592
00:42:12,836 --> 00:42:14,832
‫توی سردخونه داشت چیکار می‌کرد؟

593
00:42:15,499 --> 00:42:17,433
توی سردخونه؟ -
توی سردخونه -

594
00:42:18,227 --> 00:42:19,298
‫چطور مگه؟

595
00:42:22,817 --> 00:42:24,087
‫مطمئنی خودش بود؟

596
00:42:24,112 --> 00:42:25,482
‫آره، صد درصد مطمئنم

597
00:42:27,034 --> 00:42:28,517
‫می‌دونم که دارین با هم کار می‌کنین

598
00:42:28,542 --> 00:42:29,629
‫خب؟

599
00:42:30,418 --> 00:42:33,456
‫یا هر کار غیرمتعارفِ دیگه‌ای
 که دارین انجام می‌دین

600
00:42:35,868 --> 00:42:40,454
‫اما این یه نقض امنیتی بزرگ
 از طرف من حساب میشه

601
00:42:41,429 --> 00:42:43,942
‫اون هیچ مجوزی نداره که تنهایی اونجا باشه

602
00:42:44,433 --> 00:42:46,522
‫هیچ‌کدومتون ندارین

603
00:42:50,768 --> 00:42:51,902
‫البته، رفیق

604
00:42:53,975 --> 00:42:56,501
‫واقعاً معذرت می‌خوام
 که این اتفاق افتاده، باشه؟

605
00:42:56,526 --> 00:42:57,799
‫باهاش صحبت می‌کنم

606
00:42:57,824 --> 00:42:59,387
‫حواست باشه که حتماً این کارو بکنی

607
00:43:05,609 --> 00:43:07,170
،‫و اگه اینجا رو نگاه کنین

608
00:43:07,195 --> 00:43:09,128
این ناحیه کوچیک رو می‌بینین؟

609
00:43:09,733 --> 00:43:11,246
‫هیپوکامپوس
(بخش حافظه در مغز)

610
00:43:11,506 --> 00:43:13,800
‫خب، چیزی که انتظار داریم برای

611
00:43:13,825 --> 00:43:16,226
فردی با علائم شما ‫توی این ناحیه ببینیم،

612
00:43:16,250 --> 00:43:18,335
‫لکه‌های سفید یا نشانه‌هایی

613
00:43:18,360 --> 00:43:20,010
از آتروفی یا تحلیل‌رفتگی هست

614
00:43:20,034 --> 00:43:22,462
‫به‌خصوص کوچک‌شدنِ هیپوکامپال آتروفی

615
00:43:22,487 --> 00:43:24,319
‫ مثل کوچک شدن بخشِ حافظه‌ایِ مغز

616
00:43:24,344 --> 00:43:28,034
‫اما این، همون‌طور که می‌بینی، کاملاً طبیعیه

617
00:43:29,006 --> 00:43:31,470
‫تبریک می‌گم، شما یه نمونه‌ی بی‌نقص هستین

618
00:43:32,538 --> 00:43:33,883
‫یه لحظه منو ببخشید

619
00:43:44,394 --> 00:43:45,429
‫حالت خوبه؟

620
00:43:47,207 --> 00:43:48,207
‫خوبم

621
00:43:51,724 --> 00:43:53,551
‫می‌خواستم یه چیزی ازت بپرسم...

622
00:43:54,827 --> 00:43:56,787
‫چطور شد که دوشنبه‌شب رفتی سردخونه؟

623
00:43:57,856 --> 00:43:58,951
‫من نبودم

624
00:44:00,595 --> 00:44:01,927
‫ایوا گفت تو رو اونجا دیده

625
00:44:03,559 --> 00:44:06,582
‫آخه منِ روان‌پزشک چرا باید
دوشنبه‌شب ‫توی سردخونه باشم؟

626
00:44:08,000 --> 00:44:09,413
‫پس حتماً تو رو با کسی اشتباه گرفته

627
00:44:09,884 --> 00:44:11,229
فکر کنم همین‌طوره -
آره -

628
00:44:13,249 --> 00:44:14,733
‫دوست داری امشب خونه‌ی من بمونی؟

629
00:44:15,086 --> 00:44:16,093
‫کاش می‌شد

630
00:44:17,379 --> 00:44:19,078
‫باورت بشه یا نه، باید برم

631
00:44:19,103 --> 00:44:21,910
‫چون پدرم نگران میشه که کجام

632
00:44:22,601 --> 00:44:23,906
‫آره. 47 سالمه

633
00:44:23,931 --> 00:44:25,078
‫و با بابام زندگی می‌کنم

634
00:44:25,103 --> 00:44:26,857
‫واقعاً وضعیت غم‌انگیز و مزخرفیه

635
00:44:28,739 --> 00:44:30,459
‫اوکی در رو روی ضامن می‌ذارم

636
00:44:30,484 --> 00:44:31,824
‫که اگه نظرت عوض شد بتونی بیای تو

637
00:44:31,865 --> 00:44:33,826
‫بهش فکر می‌کنم. ممنون

638
00:44:38,641 --> 00:44:39,733
‫ امشب رو استراحت کن

639
00:44:39,765 --> 00:44:40,942
اوهوم -
اوکی -

640
00:47:02,468 --> 00:47:04,214
‫حدس می‌زدم نظرت عوض بشه

641
00:47:18,071 --> 00:47:19,290
‫لطفاً بیا طبقه پایین

642
00:47:20,637 --> 00:47:21,796
‫شام آماده‌ست

643
00:47:23,172 --> 00:47:24,275
‫باید با هم حرف بزنیم

644
00:47:38,086 --> 00:47:58,086
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
