WEBVTT

00:13.414 --> 00:14.482
‫چک، چک

00:16.250 --> 00:17.318
‫ضبط می‌کنم

00:18.477 --> 00:29.477
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:29.501 --> 00:36.501
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:46.213 --> 00:48.215
‫اگه همون کسی هستی که فکر می‌کنم

00:48.632 --> 00:51.718
‫لطفاً قبل از ورود به کلبه
‫مطمئن شو داری ضبط می‌کنی

00:53.487 --> 00:57.425
‫آره. توی 9 تا ایمیلی که دادی
‫این رو کاملاً روشن کردی

01:02.729 --> 01:06.276
‫[فقط دوباره چک می‌کنم که مطمئن شم]
‫[داری ضبط می‌کنی!]

01:06.300 --> 01:08.860
‫- [اطلاعاتِ بیشتر داخل کلبه در انتظارته!]
‫- آره

01:22.650 --> 01:23.784
‫سلام؟

01:34.362 --> 01:35.629
‫مایک هستم

01:48.400 --> 01:52.400
‫[فیلمنامه اینجاست]
‫[تو نقش قربانی رو بازی می‌کنی]

01:52.424 --> 01:55.424
‫[به محض اشاره شروع کن!]
‫[داری ضبط می‌کنی؟]

02:03.056 --> 02:04.592
‫فیلمنامه رو برداشتم

02:11.699 --> 02:12.833
‫آهای؟

02:17.471 --> 02:18.672
‫هی!

02:20.541 --> 02:22.009
‫ضبط می‌کنی؟

02:22.576 --> 02:23.777
‫آره

02:28.982 --> 02:30.484
‫می‌خوای داد بزنی «اکشن»؟

02:30.584 --> 02:32.620
‫اوه. عه...

02:34.087 --> 02:36.290
‫اکشن!

02:37.991 --> 02:40.160
‫در آن شب سرنوشت‌ساز،

02:40.261 --> 02:43.431
‫من هنوز قاتل نبودم

02:44.565 --> 02:48.536
‫عطشم برای خون
‫به اندازه‌ی یک بچه‌ی کوچک بود،

02:48.636 --> 02:52.306
‫یا یک توله گرگ

02:53.741 --> 02:59.813
‫من صرفاً در آستانه‌ی
‫تاریکیِ فزاینده قرار داشتم

03:02.683 --> 03:04.552
‫عه...

03:05.919 --> 03:08.989
‫پس منظورت اینه که خودت تصمیم گرفتی
‫تبدیل به خون‌آشام بشی؟

03:10.491 --> 03:13.694
‫اوه، ای کاش به همین سادگی بود، فرزندم

03:13.794 --> 03:17.365
اما نمی‌توانم فرق بین سرنوشت
و انتخاب را تشخیص دهم

03:17.465 --> 03:19.400
‫تنها این را می‌دانم:

03:20.334 --> 03:24.238
هنگامی که غرق تماشای محو شدن روز باشکوه

03:24.338 --> 03:30.844
‫در پس غروبی به سرخی خون بودم

03:30.944 --> 03:35.583
‫به میل خود با خورشید خداحافظی کردم

03:36.984 --> 03:43.524
‫تصمیم گرفتم تبدیل به چیزی شوم
که اکنون هستم

03:51.131 --> 03:53.367
‫اوه! خدای من! خدای من!

03:53.467 --> 03:55.202
‫خدای من. حسش کردی؟

03:55.303 --> 03:56.770
‫فوق‌العاده بود! خدای من!

03:56.870 --> 03:58.406
‫برای همین همیشه توی برداشت اول ضبط می‌کنی!

03:58.506 --> 03:59.873
‫برای همین همیشه توی برداشت اول ضبط می‌کنیم!

03:59.973 --> 04:01.775
‫تو فوق‌العاده بودی

04:01.875 --> 04:03.611
‫بیا اینجا. عاشقتم، مرد. یالا

04:03.711 --> 04:06.146
‫گفتی اسمت چیه؟

04:06.246 --> 04:08.716
‫- عه، مایک
‫- مایک

04:09.483 --> 04:12.553
‫از مایک خوشم میاد. مایکِ جادویی

04:12.653 --> 04:14.588
‫قراره شبِ خیلی خوبی باشه، مایک

04:14.688 --> 04:16.624
‫قراره شب خیلی خفنی باشه!

04:19.360 --> 04:22.296
‫پشمام!

04:49.873 --> 04:51.333
‫[مایک]

04:55.295 --> 04:57.598
‫هی، اینجا همه چی ردیفه

04:57.698 --> 04:59.333
‫شرمنده، صدات رو نمی‌شنوم. بیا تو

05:00.601 --> 05:02.636
‫- اوه، ببخشید
‫- اشکالی نداره

05:02.736 --> 05:04.638
‫فقط می‌گفتم هر وقت حاضر بودی
‫اون بیرون همه چی رو آماده کردم

05:04.738 --> 05:05.773
‫اوهوم

05:06.440 --> 05:08.175
‫- خوبه
‫- هی، مایک؟

05:13.080 --> 05:15.649
‫فقط می‌خوام بگم...

05:15.749 --> 05:20.287
‫می‌دونم کل این تشکیلات یه ذره ناجوره

05:20.388 --> 05:23.957
‫می‌دونی؟ من یه ناشناسم
‫که هزار دلار بهت دادم

05:24.057 --> 05:25.784
‫که این همه راه بیای اینجا
‫و ازم فیلم بگیری،

05:25.826 --> 05:27.861
‫و این رو درک می‌کنم و...

05:29.062 --> 05:31.131
‫از اعتمادت ممنونم

05:32.900 --> 05:35.536
‫پس می‌خوام در مورد یه چیزی
‫باهات صد درصد صادق باشم

05:36.303 --> 05:37.638
‫خیلی خب

05:37.738 --> 05:39.940
‫امشب احساس می‌کنم خیلی آسیب‌پذیرم

05:40.908 --> 05:44.211
‫و گاهی وقتی چنین احساسی می‌کنم
‫ممکنه یه ذره...

05:46.914 --> 05:48.816
‫تحت تأثیر لحظه قرار بگیرم

05:50.751 --> 05:52.853
‫فقط این خیلی مهمه

05:52.953 --> 05:54.154
‫این رویای منه

05:55.355 --> 05:58.826
‫و حالا تو توی این رویا شریکی

06:00.327 --> 06:02.229
‫و حالا دارم احساساتی میشم و...

06:03.196 --> 06:05.332
‫فقط سعی دارم ازت تشکر کنم

06:05.433 --> 06:06.567
‫ممنون، مایک

06:08.268 --> 06:09.403
‫خواهش می‌کنم

06:16.610 --> 06:19.346
‫راستگویی. تعهد. درستکاری

06:19.447 --> 06:22.115
‫اینا اصولی هستن که من بر اساسشون زندگی کردم

06:22.215 --> 06:23.784
‫و اینا همون اصولی هستن که قصد دارم

06:23.884 --> 06:26.420
‫با خودم بیارم اگه تصمیم بگیری من رو

06:26.520 --> 06:28.355
‫توی دوره‌ی... اه!

06:28.456 --> 06:29.590
‫باید...

06:30.558 --> 06:31.725
‫باید کات بدیم

06:35.663 --> 06:36.897
‫شرمنده، یه لحظه

06:37.631 --> 06:38.766
‫این رو درست کنم

06:40.501 --> 06:42.202
‫آره، می‌دونم نورپردازی مهمه،

06:42.302 --> 06:43.471
‫ولی مهم اجراست

06:43.571 --> 06:44.872
‫پس فکر کنم فقط...

06:45.506 --> 06:47.475
‫بیا فقط... من حاضرم، پس

06:47.575 --> 06:49.042
‫باشه

06:49.142 --> 06:51.378
‫باشه، عالیه. هر وقت آماده باشی حاضره

06:52.345 --> 06:53.881
‫- راستگویی...
‫- ببخشید. یه لحظه

06:53.981 --> 06:55.115
‫مایک!

06:57.184 --> 07:00.120
‫میشه یه صحبتی در مورد
‫روند فیلم‌برداری داشته باشیم؟

07:00.988 --> 07:04.558
‫راستگویی. تعهد. درستکاری

07:04.658 --> 07:07.394
‫اینا اصولی هستن که من بر اساسشون زندگی کردم

07:07.495 --> 07:09.262
‫و اینا همون اصولی هستن

07:09.362 --> 07:12.500
‫که قصد دارم با خودم بیارم
‫اگه تصمیم بگیری من رو

07:12.600 --> 07:16.737
‫توی دوره‌ی جامع 9 ماهه‌تون
‫برای بازیگری جلوی دروبین بپذیرید

07:16.837 --> 07:19.740
‫اسمِ من جف دنیلزه

07:19.840 --> 07:23.343
‫من اون جف دنیلز نیستم،
‫ولی امیدوارم با راهنمایی شما

07:23.443 --> 07:25.813
‫روزی به سطح هنرمندی اون برسم

07:25.913 --> 07:30.083
‫خدایی معرکه‌ست. سال 1993
‫توی فیلم «سرعت» نقش هری رو بازی می‌کنه

07:30.183 --> 07:32.986
‫سال بعد، نقش یه شخصیتِ دیگه به اسم هری

07:33.086 --> 07:34.354
‫توی خنگ و خنگ‌تر بازی می‌کنه

07:34.454 --> 07:37.157
‫من اون استعداد رو دارم

07:37.257 --> 07:41.328
‫من اون تعهد رو دارم.
‫فقط به مهارت‌هاتون نیاز دارم

07:41.962 --> 07:44.331
‫باهم؟

07:44.431 --> 07:47.501
‫خب... ما می‌تونیم تاریخ‌سازی کنیم

07:51.138 --> 07:53.641
‫خیلی خب، نظرت چیه؟
‫فقط بهم بگو

07:53.741 --> 07:56.309
‫عالیه. به نظرم عالی بود. خوب بود

07:58.712 --> 08:00.113
‫همین؟ فقط خوب بود؟

08:01.048 --> 08:03.183
‫نه، فقط... می‌دونی،
‫ما برداشت‌های زیادی انجام دادیم،

08:03.283 --> 08:05.986
‫و فکر می‌کنم یه جایی توی اون 18 تای قبلی،

08:06.086 --> 08:07.487
‫موفق شدی درست انجامش بدی

08:12.826 --> 08:13.861
‫آهان

08:15.563 --> 08:16.664
‫خیلی خب

08:17.898 --> 08:19.533
‫خب، من حرفت رو باور نمی‌کنم

08:20.467 --> 08:22.202
‫باور نمی‌کنم که موفق شده باشیم

08:22.970 --> 08:25.238
‫به نظرم تو هم باور نداری که موفق شدیم

08:25.338 --> 08:28.508
‫به نظرم تو فقط داری میگی
‫که موفق شدیم

08:28.609 --> 08:30.811
‫تا بتونی هزار دلارت رو بگیری

08:30.911 --> 08:32.646
‫و هر چه زودتر از اینجا بری

08:33.346 --> 08:34.882
‫و می‌دونی دیگه چی فکر می‌کنم؟

08:36.750 --> 08:39.219
‫باورم نمیشه این رو میگم، ولی...

08:41.622 --> 08:44.825
‫به نظرم برات مهم نیست
‫من وارد مدرسه‌ی بازیگری میشم یا نه

08:45.626 --> 08:47.527
‫خدای من، الان حالم بهم می‌خوره

08:47.628 --> 08:49.830
‫نه، نه، به نظرم واقعاً بازیگرِ خوبی هستی

08:49.930 --> 08:51.231
‫حرفت رو باور نمی‌کنم، مایکل

08:51.331 --> 08:53.366
‫هیچکدوم از حرف‌هات رو باور نمی‌کنم

08:53.466 --> 08:55.202
‫خب، ازم چی می‌خوای؟

08:55.302 --> 08:57.104
‫حقیقت!

08:57.204 --> 08:58.672
‫فقط همین

08:59.472 --> 09:02.910
‫حقیقت اینه که من کلی
‫فیلم دموی بازیگری ضبط کردم

09:03.711 --> 09:04.878
‫و؟

09:05.646 --> 09:06.814
‫و تو...

09:07.615 --> 09:10.383
‫- اون بالایی...
‫- نه! نه، نه!

09:21.829 --> 09:23.263
‫آقای دنیلز؟

09:32.039 --> 09:33.273
‫هی، جف؟

09:40.480 --> 09:43.283
‫خب، فکر کنم کارمون دیگه تمومه. عه...

09:44.217 --> 09:47.420
‫می‌خوام در مورد دستمزدی که
‫روش توافق کردیم حرف بزنم

09:47.520 --> 09:50.090
‫عه، اگه پول نقد داشته باشید، عالیه،

09:50.190 --> 09:54.294
‫ولی ونمو و زل هم دارم
‫اگه براتون راحت‌تره

10:00.600 --> 10:03.136
‫ولی قبل از رفتن پولم رو می‌خوام

10:34.802 --> 10:36.003
‫خدا لعنتش کنه

10:41.875 --> 10:42.976
‫لعنتی

10:50.650 --> 10:52.986
‫ایناهاش اینجاست، مایکی!
‫حقیقت!

10:53.086 --> 10:54.822
‫این چیزیه که امشب دنبالش می‌گشتیم

10:54.922 --> 10:56.189
‫اون قیافه‌ی خوشگل رو ببین

11:00.227 --> 11:01.962
‫لطفاً دوربینم رو پس بده

11:02.062 --> 11:03.731
‫گوش کن، درک می‌کنم که ناراحتی،

11:03.831 --> 11:07.901
‫ولی فقط می‌خوام بگم،
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم.

11:08.001 --> 11:11.138
‫تو توی اون حموم
‫حقیقت رو پیدا کردی، مایکی

11:11.238 --> 11:14.007
‫و با این که می‌دونم برات ناراحت کننده بود،

11:14.107 --> 11:15.642
‫اینجا جاییه که هنرِ ناب شروع میشه

11:15.743 --> 11:18.011
‫خیلی خب، لطفاً دیگه حرف نزن

11:18.111 --> 11:19.847
‫من فقط پولم رو می‌خوام، مرد

11:21.849 --> 11:23.851
‫چی؟ واقعاً؟

11:24.818 --> 11:25.786
‫تو فقط...

11:26.486 --> 11:28.421
‫همه‌ی اینا رو جا میذاری؟

11:28.521 --> 11:29.857
‫احساس می‌کنم یه پیشرفتی داشتیم،

11:29.957 --> 11:30.924
‫نمی...

11:33.426 --> 11:34.728
‫اوه، مایکل

11:36.496 --> 11:38.832
‫الان پات رو برام زمین کوبیدی؟

11:46.039 --> 11:47.407
‫جالبه

11:50.477 --> 11:52.045
‫داره هیجان‌انگیز میشه

11:55.115 --> 11:57.050
‫بعدش قراره چیکار کنه؟

12:02.209 --> 12:09.209
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

12:14.234 --> 12:16.603
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

12:21.474 --> 12:23.977
‫خدای من. اونجا رو ببین

12:24.077 --> 12:27.080
‫اون بیرون بدجوری داره برف می‌باره

12:28.648 --> 12:31.551
‫خوبه که ماشینت دو دیفرانسیله، مایک، هان؟

12:33.586 --> 12:34.922
‫خب...

12:35.022 --> 12:36.924
‫اوف

12:37.024 --> 12:38.792
‫حتی اگه از مسیر ورودی خارج شی،

12:39.860 --> 12:42.095
‫پایین رفتن از اون تپه قراره خطرناک باشه

12:43.696 --> 12:46.466
‫ولی خب زنجیر چرخ برای این روزهاست دیگه

12:47.935 --> 12:49.937
‫اوه. زنجیر چرخ نداری؟

12:50.037 --> 12:52.405
‫خدایا. وقتی که لازمشون داری
‫نیستن، مگه نه؟

12:54.274 --> 12:55.642
‫ببین، من...

12:55.742 --> 12:57.110
‫هزار دلار دیگه بهت میدم

12:57.210 --> 12:58.678
‫الان یه صحنه‌ی دیگه به ذهنم رسید

12:58.778 --> 13:01.148
‫باید همون ترس و آسیب‌پذیری رو
‫که توی حموم داشتی نشون بدم

13:01.248 --> 13:02.682
‫همه چی رو اشتباه فهمیده بودم
‫و معذرت می‌خوام

13:02.782 --> 13:04.584
‫وقتت رو تلف کردم.
‫ولی قضیه از این قراره:

13:05.752 --> 13:07.320
‫من نباید نقشِ آدم بده رو بازی کنم

13:09.222 --> 13:10.423
‫من باید نقش قربانی رو بازی کنم

13:18.866 --> 13:21.001
‫آره! آره!

13:24.905 --> 13:26.473
‫خیلی خب، نورپردازی آماده‌ست

13:29.442 --> 13:31.278
‫خیلی خب، باتری دوربینت پره؟

13:32.245 --> 13:35.048
‫عه، می‌خوای از صحنه‌ای که
‫داریم ضبط می‌کنیم برام بگی؟

13:35.148 --> 13:37.817
‫آره، من جیمز کان هستم،
‫تو کتی بیتسی. معلومه!

13:38.952 --> 13:41.279
‫- من رو ببند
‫- چی؟

13:41.303 --> 13:43.556
‫می‌خوام من رو قشنگ و محکم ببندی
‫تا نتونم آزاد شم،

13:43.656 --> 13:46.367
‫تا وقتی با این چوب
‫از اون در وارد میشی،

13:46.391 --> 13:48.461
‫وحشتِ واقعی رو توی چهره‌ام ببینیم

13:48.561 --> 13:51.664
‫همون وحشتی که توی اون حموم
‫توی چهره‌ی تو دیدیم

13:51.764 --> 13:55.535
‫همونی که بی‌شک باعث پذیرش
‫توی مشهورترین دوره‌ی 9 ماهه‌ی

13:55.635 --> 13:57.537
‫بازیگری جلوی دوربین این کشور میشه

13:57.637 --> 13:59.206
‫پسر، نمی‌دونم...

13:59.306 --> 14:01.174
‫مایک!

14:01.274 --> 14:02.876
‫می‌بینی؟ وحشت! این چیزیه
‫که ازش حرف می‌زنم، همین!

14:02.976 --> 14:04.986
‫فقط می‌خوایم اون قیافه رو
‫توی صورتِ من ببینیم، خب؟

14:05.010 --> 14:06.013
‫پس یالا، من رو ببند

14:07.147 --> 14:08.515
‫تکون بخور!

14:08.615 --> 14:10.017
‫- خدایا
‫- باشه

14:12.419 --> 14:15.055
‫خیلی خب، چقدر با فیلم «میزری» آشنایی؟

14:15.155 --> 14:16.990
‫یعنی، آره، فیلمه رو دیدم

14:17.090 --> 14:19.192
‫خیلی خب. خوبه. پس می‌دونی
‫زنه چطوری همیشه وارد میشه

14:19.216 --> 14:21.594
‫و یه جورایی یارو رو تهدید می‌کنه
‫و می‌ترسونه، درسته؟

14:21.694 --> 14:23.230
‫می‌خوام از اون در بیای تو،

14:23.330 --> 14:25.365
‫می‌خوام وحشیانه بهم حمله کنی

14:26.633 --> 14:29.069
‫- چه دیالوگ‌هایی قراره بگم...
‫- قراره بداهه اجرا کنیم

14:29.169 --> 14:31.604
‫نیازی به دیالوگ نداریم، مرد.
‫این یه داستانِ خیالیه

14:31.704 --> 14:34.908
‫می‌خوام کاری کنی باور کنم
‫قراره من رو بکشی

14:35.675 --> 14:37.377
‫برو بریم

14:38.445 --> 14:40.413
‫و... اکشن!

14:42.983 --> 14:45.252
‫وای، وای. چیکار می‌کنی؟

14:45.352 --> 14:47.420
‫- چیه؟
‫- تو باید...

14:47.520 --> 14:49.122
‫بدوی و داد و فریاد بزنی، یعنی...

14:49.222 --> 14:50.757
‫نمی‌خواستم روی دیالوگ‌هات داد بزنم

14:50.857 --> 14:52.292
‫فکر کردم داشتی یه چیزی می‌گفتی

14:52.392 --> 14:53.602
‫لازم نیست انقدر باملاحظه باشی

14:53.626 --> 14:54.928
‫باشه؟ آزاردهنده‌ست

14:58.698 --> 15:00.133
‫- حاضری، مایک؟
‫- آره

15:00.233 --> 15:01.601
‫- گفتم حاضری، مایک؟
‫- آره!

15:01.701 --> 15:04.371
‫برو بریم. سه، دو، یک، بکش!

15:04.471 --> 15:06.206
‫می‌زنم لِه و لورده‌ات می‌کنم!

15:06.306 --> 15:09.309
‫مایک، باید بگی می‌زنم شل و پلت می‌کنم

15:09.409 --> 15:12.712
‫میشه فقط یه قاتل باشی؟
‫اونقدر هم سخت نیست

15:13.646 --> 15:14.547
‫«شل و پل»

15:16.249 --> 15:17.884
‫- وایسا، یه ایده‌ای دارم
‫- رفیق

15:17.985 --> 15:19.819
‫دفعه‌ی بعد که میای تو،
‫مستقیم برو به سمت پاهام

15:19.919 --> 15:22.222
‫و شروع کن به کوبیدن پاهام با چوب

15:22.322 --> 15:23.957
‫فقط بکوبشون و من برمی‌گردم

15:24.057 --> 15:26.226
‫می‌تونم یه جورایی جلوی دوربین
‫نقش بازی کنم

15:26.326 --> 15:28.128
‫وانمود می‌کنم عذاب می‌کشم
‫و اشکم در میاد

15:28.228 --> 15:29.729
‫خیلی باحال میشه

15:29.829 --> 15:31.498
‫خیلی خب، ولی واقعاً پاهات رو نمی‌زنم...

15:31.598 --> 15:33.566
‫مایک، میشه لطفاً فقط کمکم کنی؟

15:34.434 --> 15:35.768
‫خدایا!

15:37.770 --> 15:41.241
‫خدای من، پاهام!
‫دیگه هیچوقت نمی‌تونم راه برم!

15:41.341 --> 15:45.645
‫نه، اَنی! نه! نه!

15:45.745 --> 15:47.280
‫خدای من، این خیلی خجالت آوره

15:47.380 --> 15:48.748
‫از خودم خجالت می‌کشم، مایک

15:49.882 --> 15:52.752
‫خدای من. فکر کنم باید از اول شروع کنیم

15:53.853 --> 15:55.480
‫چطور فیلم دوربین رو پاک می‌کنی؟
‫میشه...

15:55.504 --> 15:56.623
‫دکمه‌ی «حذف همه» داره؟

16:21.248 --> 16:23.383
‫به چی فکر می‌کنی؟

16:23.483 --> 16:25.452
‫میشه لطفاً این کارو نکنی، مرد؟

16:30.390 --> 16:33.326
‫احتمالاً به این فکر می‌کنی که چقدر دلت می‌خواد
‫از اینجا بری بیرون، هان؟

16:34.061 --> 16:35.195
‫آره، می‌فهمم

16:37.897 --> 16:39.332
‫یه جورایی به نظر میاد

16:39.432 --> 16:40.967
‫به بن‌بستِ خلاقیتی رسیدیم، ولی،

16:41.068 --> 16:42.369
‫می‌دونی، میگن که...

16:43.903 --> 16:45.755
‫دقیقاً اون موقع جادو اتفاق می‌افته،
‫می‌دونی منظورم چیه؟

16:45.779 --> 16:47.707
‫- فقط دو ثانیه...
‫- من...

16:47.807 --> 16:49.742
‫- قبل از معجزه‌ست
‫- بهت التماس می‌کنم، مرد

16:49.842 --> 16:53.146
‫ازت خواهش می‌کنم
‫چند لحظه تنهام بذار

16:53.246 --> 16:55.215
‫- تا برف تموم شه و بتونم...
‫- فقط گوش کن، باشه؟

16:55.315 --> 16:57.217
‫دیگه صحنه‌ی تست بازیگری نمی‌گیرم

16:57.317 --> 17:00.053
‫بیخیال مدرسه‌ی بازیگری.
‫اونا همه مغرورانه بود، خب؟

17:00.987 --> 17:07.660
‫نظرت چیه من و تو باهم یه فیلم بسازیم؟

17:10.630 --> 17:12.165
‫فیلم کوتاهت رو دیدم، مایک

17:15.635 --> 17:17.003
‫- واقعاً؟
‫- ازش خوشم اومد

17:18.471 --> 17:20.173
‫- واقعاً؟
‫- عاشقش نشدم

17:20.273 --> 17:21.674
‫کارِ چندان درخشان و چشم‌گیری نبود

17:21.774 --> 17:23.776
‫یعنی، به نظر می‌اومد
‫یه جورایی فقط داشتی...

17:23.876 --> 17:27.013
‫سطح درد اون شخصیت‌ها رو
‫به نمایش میذاشتی، می‌دونی؟

17:27.114 --> 17:28.248
‫می‌ترسیدی

17:29.616 --> 17:33.353
‫ولی ما می‌تونیم فیلمی بسازیم
‫که توش درد واقعی داشته باشه

17:35.522 --> 17:37.357
‫یه چیز عمیقاً شخصی

17:39.025 --> 17:41.428
‫داستانی که فقط من و تو می‌تونیم تعریف کنیم

17:45.698 --> 17:47.100
‫نظرت در مورد این چیه، مایکی؟

17:52.505 --> 17:55.308
‫آره، نه، فکر کنم منتظر می‌مونم
‫ماشین برف‌روب بیاد،

17:55.408 --> 17:56.909
‫- و بعدش....
‫- دو هزار دلار بهت میدم

17:57.009 --> 17:58.536
‫و می‌تونیم توی کمتر
‫از یه ساعت ضبط کنیم

17:58.560 --> 17:59.946
‫باشه. باشه

18:04.817 --> 18:06.419
‫خب، داستان چیه؟

18:06.519 --> 18:10.257
‫هنوز نمی‌دونم، مایکل.
‫ولی هیجان‌زده‌ام.

18:10.357 --> 18:12.392
‫می‌دونی، یه زمانی یه فیلم مبهم

18:12.492 --> 18:15.662
‫از یه فیلم‌سازِ کاملاً ناشناخته
‫اما عمیقاً با استعداد دیدم،

18:15.762 --> 18:18.231
‫و روال فیلم‌سازیش واقعاً فوق‌العاده بود

18:18.331 --> 18:20.967
‫اون از ترکیبی از مستند
‫و داستان استفاده می‌کرد

18:21.067 --> 18:22.902
‫و سناریوهایی ترتیب می‌داد که توشون

18:23.002 --> 18:26.564
‫آدم‌ها توش نقش‌هایی بازی می‌کردن
‫که براشون ساده و ملموس بودن

18:26.588 --> 18:29.642
‫مثلاً اگه امشب اینجا بود،
‫فکر کنم می‌گفت،

18:29.742 --> 18:32.279
‫«چرا نقش کسی رو بازی نمی‌کنی
‫که یکی رو استخدام کرده

18:32.379 --> 18:34.314
‫که بیاد و ویدیوی بازیگریش رو ضبط کنه

18:34.414 --> 18:35.748
‫می‌دونی، یه ذره عجیب و غریب و ترسناکه»

18:35.848 --> 18:38.418
‫و تو می‌تونی نقش یه فیلم‌ساز گرفتار رو بازی کنی،

18:38.518 --> 18:40.253
‫خب، که یه ذره اذیته،

18:40.353 --> 18:42.422
‫می‌خواد هرچه زودتر با پولش از اونجا بره

18:42.522 --> 18:43.656
‫عالیه، درسته؟

18:45.124 --> 18:46.326
‫حتماً

18:51.464 --> 18:52.532
‫آماده

18:52.632 --> 18:53.766
‫ضبط می‌کنی؟

18:53.866 --> 18:55.217
‫- آره
‫- خیلی خب.

18:55.241 --> 18:56.579
‫من هدایتت می‌کنم.
‫فقط من رو دنبال کن

18:56.603 --> 18:57.670
‫خیلی خب

18:59.272 --> 19:00.340
‫اکشن!

19:01.708 --> 19:02.975
‫هی، تو مایک هستی؟

19:03.075 --> 19:04.444
‫بله. سلام

19:05.111 --> 19:06.279
‫خدای من

19:07.547 --> 19:09.449
‫خدای من، این قراره شبِ خوبی باشه

19:09.549 --> 19:12.185
‫می‌دونی، تو قیافه‌ی خیلی
‫مهربون و قشنگی داری

19:12.885 --> 19:13.986
‫مرسی

19:14.554 --> 19:15.622
‫می‌تونم بغلت کنم، مایک؟

19:16.223 --> 19:17.657
‫حتماً

19:17.757 --> 19:19.526
‫خیلی خب

19:21.594 --> 19:22.862
‫این روزها باید اول اجازه بگیری

19:22.962 --> 19:25.332
‫نمی‌خوای امور انسانی بیاد سراغت،
‫می‌دونی منظورم چیه؟

19:28.468 --> 19:30.203
‫خب، هنوز در مورد تبر
‫ازم سؤال نکردی، مایک

19:30.803 --> 19:31.871
‫ببخشید؟

19:32.439 --> 19:33.873
‫می‌دونی، تبری که اونجا توی کُنده‌ست

19:33.973 --> 19:35.818
‫فقط... فکر کردم کنجکاو باشی

19:35.842 --> 19:37.553
‫بدونی اون ممکنه چه نقشی
‫توی صحنه داشته باشه

19:37.577 --> 19:39.246
‫آره، به ذهنم خطور کرده

19:39.346 --> 19:40.680
‫آره، مطمئنم همینطوره!

19:40.780 --> 19:42.649
‫ولی ببین، نمی‌خوام نگران بشی. خب؟

19:42.749 --> 19:44.384
‫پلاستیکیه، می‌دونی؟ ساختگیه

19:44.484 --> 19:45.552
‫بیا، می‌خوای امتحانش کنی؟

19:47.019 --> 19:48.688
‫خوبه. فقط می‌خوام راحت باشی،

19:48.788 --> 19:51.734
‫چون چند لحظه دیگه،
‫قراره این تبر رو

19:51.758 --> 19:54.327
‫با تمام قدرت به قاعده‌ی جمجمه‌ات بکوبم

19:54.427 --> 19:55.528
‫خوبه؟

19:56.095 --> 19:57.430
‫- خوبه
‫- خیلی خب، خوبه

19:57.530 --> 19:59.766
‫خب، به نظرم ایده‌ی قربانی رو بیخیال شیم

19:59.866 --> 20:01.268
‫اون جواب نمی‌داد، درسته؟

20:01.368 --> 20:02.835
‫و من دوباره نقش آدم بده رو بازی کنم

20:02.935 --> 20:05.905
‫ولی نه مثل یه خون‌آشام قرن نوزده

20:06.005 --> 20:10.677
‫اون یه جورایی احمقانه بود، چطوره نقش
‫یه آدم بد معمولی و روتین رو بازی کنم؟

20:10.777 --> 20:13.713
‫آخرین نفر توی دنیا که فکر می‌کردی
‫ممکنه قاتل زنجیره‌ای باشه، درسته؟

20:13.813 --> 20:17.216
‫و بعدش، وقتی کل اجرای متفاوت رو می‌بینی

20:17.317 --> 20:20.387
‫و به نقطه‌ی اوجش می‌رسی می‌فهمی،

20:20.487 --> 20:23.290
‫این یارو تمام مدت نشونه‌هایی به جا میذاشت

20:23.390 --> 20:26.359
‫نکاتِ مخفی که به دقت جانمایی شدن

20:26.459 --> 20:30.797
‫و فکر می‌کنی:
‫«این یارو شاید قادر به آدمکشی باشه»

20:30.897 --> 20:32.632
‫یعنی، مثلاً تبر رو فرض کن. خب؟

20:32.732 --> 20:36.903
‫خب از نظر احساسی، روی چهره‌ام
‫اضطراب و نگرانی پدیدار میشه. درسته؟

20:37.003 --> 20:39.539
‫ولی وقتی برمی‌گردی
‫و فیلم رو تماشا می‌کنی،

20:39.639 --> 20:42.041
‫ویژگی‌های جسمانیش وقتی تبر به دست گرفته؟

20:42.575 --> 20:45.945
‫آروم، خونسرد و مصمم

20:46.846 --> 20:48.715
‫صبر کن، ببخشید.
‫داری صحنه رو توصیف می‌کنی،

20:48.815 --> 20:50.450
‫یا واقعاً صحنه رو اجرا می‌کنی؟

20:50.550 --> 20:52.619
‫دقیقاً. هدف اینه که صحنه طبیعی به نظر بیاد

20:52.719 --> 20:54.287
‫بازیگری انقدر خوبه،

20:54.387 --> 20:56.155
‫دیگه اصلاً نمی‌دونی چی بازیگریه و چی نیست

20:56.255 --> 20:58.458
‫مثل یه حقه‌ی شعبده‌بازیه.
‫مثل تردستی.

20:59.559 --> 21:00.793
‫حالا که حرفش شد...

21:01.728 --> 21:03.095
‫وقتی بهش فکر می‌کنی،

21:04.331 --> 21:06.966
‫وقتِ کافی داشتی که این تبر رو
‫درست و حسابی امتحان کنی؟

21:08.200 --> 21:09.302
‫مطمئنی ساختگیه؟

21:10.337 --> 21:11.938
‫اون فقط دسته‌اش رو بهت داد

21:12.038 --> 21:14.140
‫اصلاً فرصت نکردی تیغش رو تست کنی

21:15.775 --> 21:19.045
‫و بعدش کم کم متوجه میشی

21:19.879 --> 21:23.115
‫با این که ایده‌ی خیلی دیوانه‌واریه

21:23.215 --> 21:27.253
‫که این مرد بازیگری نیست که
‫برای مدرسه‌ی بازیگری تست میده،

21:27.354 --> 21:30.990
‫که تمام امشب یه ترفند پیچیده بوده،

21:31.090 --> 21:34.827
‫که تو در کنار یه جف دنیلزِ قلابی نیستی،

21:34.927 --> 21:37.664
‫تو پیش یکی از بهترین بازیگران تمام تاریخی

21:39.065 --> 21:40.933
‫این مسخره‌ست.
‫نمی‌تونه حقیقت داشته باشه، درسته؟

21:41.033 --> 21:42.669
‫پس لازم نیست فرار کنی

21:44.070 --> 21:47.840
‫ولی یواش یواش دور میشی، چون...

21:48.741 --> 21:50.510
‫چطور می‌تونی مطمئن باشی؟

21:51.310 --> 21:52.455
‫و بعدش به ذهنت خطور می‌کنه!

21:52.479 --> 21:55.181
‫صبر کن، تبره! درسته!

21:56.282 --> 21:59.185
‫اون تیغ رو روی دستش کشید

21:59.819 --> 22:01.688
‫پس، اگه روی دستش خون باشه،

22:02.722 --> 22:03.856
‫اون تبر واقعیه

22:05.492 --> 22:07.460
‫اگه روی دستش خون باشه،

22:08.495 --> 22:10.863
‫این ممکنه واقعاً خیلی بد بشه

22:16.736 --> 22:18.538
‫لحظه‌ی حقیقت رسیده، مایک

22:30.082 --> 22:32.752
‫خدای من!

22:32.852 --> 22:35.688
‫از ترس زهره ترکم کردی!

22:35.788 --> 22:37.524
‫خیلی قابل باور بود، مرد

22:37.624 --> 22:40.734
‫یعنی، اعتراف می‌کنم،
‫توی برداشت‌های قبلی بازیت خوب نبود

22:40.758 --> 22:42.004
‫- می‌دونم، می‌دونم
‫- ولی خب...

22:42.028 --> 22:43.663
‫این واقعاً خوب بود!

22:43.763 --> 22:46.833
‫تو یه تست بازیگری داری، مرد.
‫و ما یه فیلم کوتاه داریم.

22:46.933 --> 22:48.835
‫یعنی، می‌تونیم این رو ببریم جشنوارۀ ساندنس

22:48.935 --> 22:50.503
‫آره! بزن قدش!

22:55.542 --> 22:57.710
‫- نه
‫- آره

22:59.011 --> 23:00.913
‫فرار کن، مایک، فرار کن! آره!

23:26.639 --> 23:28.040
‫کات! کات!

23:28.140 --> 23:30.276
‫- نه، به ضبط ادامه بده!
‫- دارم ضبط می‌کنم!

23:30.376 --> 23:32.044
‫کات!

23:33.580 --> 23:34.714
‫کجا میری؟!

23:34.814 --> 23:36.048
‫هی!

23:41.588 --> 23:44.591
‫هی... کجا رفتی؟

23:50.997 --> 23:52.131
‫چی؟

23:52.999 --> 23:54.133
‫این خیلی خوب بود

23:55.167 --> 23:56.302
‫تحت تأثیر قرار گرفتم

23:59.539 --> 24:00.640
‫اوه!

24:02.742 --> 24:04.477
‫یه رد پا می‌بینم

24:05.778 --> 24:08.114
‫گمونم یه جایی این طرف قایم شدی

24:09.048 --> 24:10.950
‫خب، مگر این که حرکت فیلم «درخشش» رو زده باشی

24:11.718 --> 24:13.853
‫شاید ردپاهای قبلیت رو دنبال کردی

24:13.953 --> 24:15.855
‫اوه! صبر کن. من...

24:15.955 --> 24:17.957
‫نوچ. بیا بیرون، مایک. دیدمت

24:18.057 --> 24:20.159
‫سلام. سلام!

24:20.259 --> 24:22.128
‫ای وای. اوه، این خیلی خوب نیست

24:22.228 --> 24:23.395
‫این اصلاً خوب نیست

24:24.396 --> 24:27.199
‫هیچ راه خروجی از این وضعیت نمی‌بینم

24:27.299 --> 24:29.401
‫شاید آخر فیلم باشه، دوستِ من

24:30.436 --> 24:33.640
‫مگر این که ایده‌ای داشته باشه...
‫صبر کن، ایده‌ای به ذهنش می‌رسه؟

24:34.541 --> 24:37.910
‫این چیه؟ اوه...
‫اوه! درسته، ماشین

24:38.811 --> 24:41.180
‫آره، دویدن تا ماشین.
‫این یه جورایی ایده‌ی جالبیه

24:41.914 --> 24:45.943
‫فقط مسئله اینه که به گمونم
‫من یکم از تو به ماشین نزدیک‌ترم،

24:45.967 --> 24:47.353
‫پس نمی‌دونم...

24:48.487 --> 24:50.690
‫اوه، اوناهاش! اوناهاش!

24:52.258 --> 24:56.062
‫اوه، نه. اوه، نه!
‫نه، درش قفله!

24:56.162 --> 24:58.030
‫اوه، کارت تمومه، مایک

24:59.231 --> 25:01.300
‫کارت تمومه. لعنتی!

25:23.748 --> 25:43.748
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
